بایگانی
وضعیت انرژی کشور در شرایط اورژانسی است
بحران ناترازی برق و گاز، تابستان امسال به اوج رسید و نیروگاهها مجبور به مازوتسوزی شدند.
«محمد دانای معنوی» عضو کمیسیون مهندسی سیستمهای سندیکای شرکتهای تولیدکنندۀ برق، معتقد است سال دیگر ناترازی به بیش از ۲۵ هزار مگاوات میرسد؛ این یعنی بیشتر از یکچهارم حجم مصرف. وضعیت انرژی کشور در شرایط اورژانسی است.
آیا راهحلهایی مانند انرژی خورشیدی و سرمایهگذاری در تکنولوژیهای نوین میتواند کشور را از این بحران عبور دهد؟
گزارش: مرضیه قاضیزاده
تدوین: محمدرضا وزیرینسب
اعتراض به فعالیتهای معدنی در منطقۀ حفاظتشدۀ «ساریگل»
کارزاری با عنوان «اعتراض به فعالیتهای معدنی در منطقۀ حفاظتشدۀ ساریگل»، در وبسایت «کارزار» در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست آمده است: «اخیراً مجوز بهرهبرداری از معدن سرب و روی آلبلاغ در دل منطقۀ حفاظتشدۀ ساریگل صادر شده است که امنیت حیاتوحش این منطقه را بهشدت تهدید کرده است. علیرغم مخالفتهای سازمان حفاظت محیطزیست، این مجوز صادر شد و مدافعان محیطزیست را بهتزده کرد. بهمنظور جبران این خسارت، سازمان محیطزیست پیشنهاد داده که منطقۀ شکارممنوع شاهجهان که در مجاورت ساریگل قرار دارد، بهعنوان منطقۀ حفاظتشده به ساریگل ضمیمه شود، اما هنوز تأییدیههای موردنیاز اخذ نشدهاند.» نویسندگان این کارزار نوشتهاند که اکنون شایعاتی مبنیبر اقدام یک شخص غیربومی برای اخذ مجوز استحصال از یک معدن بزرگ دیگر که منطقۀ وسیعی از ساریگل و شاهجهان را در بر میگیرد، به گوش میرسد: «سازمان محیطزیست با استناد به مواد قانونی، از احداث این معدن در بخشهای مشترک با ساریگل ممانعت کرده است. احداث این معدن میتواند پیامدهای زیانباری از جمله موارد زیر به همراه داشته باشد: ازدسترفتن جاذبۀ گردشگری قلۀ شاهجهان که بلندترین قلۀ استان است، ازبینرفتن تعداد زیادی از درختان ارزشمند ارس، آسیب جدی به پوشش گیاهی منطقه (بهویژه گیاه صنعتی و دارویی کما)، آلایندگی آب توسط فلزات سنگین سرب و روی و پیامدهای جبرانناپذیر آن، گردوغبار و سروصدای حاصل از پروسۀ احداث معدن که زندگی روستانشینان همجوار را متأثر خواهد کرد، لطمه به تنوعزیستی منطقه و اثرات منفی بر محصولات کشاورزی به دلیل اسیدهایی که با هر بارش باران وارد محیط میشوند. همچنین پارک ملی ساریگل، پرتراکمترین زیستگاه پلنگ ایرانی در کشور است که با احداث معدن جدید، بدون تردید این رتبه را از دست خواهد داد.»
آنان در ادامه از مسئولان، دوستداران طبیعت و حیاتوحش و مردم خواستار شدهاند که اجازه ندهند منطقۀ شاهجهان دستخوش منفعتطلبی و سودجویی عدهای خاص شود. این کارزار از ۱۶ شهریور آغاز شده و تا ۱۶ مهر ۱۴۰۳ ادامه دارد. همچنین تا لحظۀ انتشار این خبر، بیش از ۲ هزار نفر این کارزار را امضا کردهاند.
مدیرعامل جدید سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری ایران منصوب شد. محسن طرزطلب مدیرعامل سابق برق حرارتی و مدیر اسبق شرکت توسعه منابع و نیروی ایران با حکم عباس علی آبادی، وزیر نیرو به عنوان رئیس جدید سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهره وری انرژی ایران (ساتبا) و معاون وزیر نیرو منصوب شد.
طرز طلب فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق و دارای فوق لیسانس معارف اسلامی، فوق لیسانس MBA و اقتصاد است. او سابقه معاونت برنامهریزی و نظارت شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران، مجری طرحهای رودبار لرستان, چمشیر و پارسیان را در کارنامه خود دارد.

تولید موفقیتآمیز کلاف گرم گرید 42CrMo4 در فولاد مبارکه و مجتمع فولاد سبا
غلامرضا سلیمی، معاون بهرهبرداری فولاد مبارکه، ضمن تأیید این خبر گفت: این گرید یکی از پرکاربردترین گریدهای مورداستفاده در صنایع قطعهسازی و صنایع ماشینسازی است و به نام تجاری Mo40 شناخته میشود. این فولاد که در گروه فولادهای عملیات حرارتیپذیر قرار میگیرد، بهواسطه طیف وسیعی از خواص مکانیکی که با استفاده از عملیات حرارتی ایجاد میشود در قطعات مخصوص انتقال قدرت، ساخت قالبهای صنعتی، فنرهای تخت، ابزارآلات صنعتی و کشاورزی، سیلندرها و چرخدندهها کاربرد دارد. علاوه بر این خاصیت سختکاری سطحی و مقاومت به سایش بالا، استفاده از این گریدها در صفحات سایشی و چرخ زنجیرها را ممکن میسازد.
به گفته سلیمی، یکی از استراتژیهای پنجگانه فولاد مبارکه طی حدود سه سال اخیر استفاده حداکثری از ظرفیتهای تولید با تمرکز بر تولید محصولات ویژه با ارزشافزوده بالاتر بوده است و بحمدالله در این مسیر با تولید بسیاری از محصولات که عمدتاً وارداتی بودهاند به توفیقات ارزشمندی دست یافتهایم. نکته حائز اهمیت در این فرایند این است که فولاد مبارکه با انتقال تجارب خود به سایر تولیدکنندگان داخلی، زمینه را برای حرکت آنها به سمت تولید محصولات تجاری فراهم نموده و خود نیز با تمرکز حداکثری برای تولید محصولاتی که ارزشافزوده بیشتری برای شرکت و کشور فراهم مینماید، سرمایهگذاری، مطالعات و اقدامات گستردهای انجام داده است.

وی بر این باور است که تحقق این استراتژی گامی دیگری در مسیر ارتقای جایگاه فولاد مبارکه بوده است. اگرچه پیشتر این محصول در جهان تولید شده، اما بهدلیل تحریمها امکان واردات آنها فراهم نبوده است و با این دستاورد کشور ما نیز به جرگه تولیدکنندگان این قبیل محصولات خاص پیوسته است و از واردات آنها بینیاز و طبیعتاً از خروج ارز از کشور جلوگیری خواهد شد.
معاون بهرهبرداری فولاد مبارکه خاطرنشان کرد: امروز با چنین رویکردی محصول جدید 42CrMo4 که در صنعت بسیار پرکاربرد است، در فولاد مبارکه و مجتمع فولاد سبا تولید شده که شایسته است از زحمات همکاران در مجتمع فولاد سبا و شرکت فولاد مبارکه به خاطر همه تلاشهایی که برای تحقق اهداف شرکت و توسعه و سربلندی صنعت فولاد کشور متحمل میشوند، تشکر و قدردانی نماییم.
در پی کسب این موفقیت برخی از مدیران و دستاندرکاران تولید این محصول چنین گفتند:
علیرضا مولوی زاده، مدیر متالورژی و روشهای تولید فولاد مبارکه:
در راستای هدف استراتژیک توسعه محصولات جدید در فولاد مبارکه گرید عملیات حرارتی پذیر 42CrMo4 طراحی و تولید شد. گرید فوق مصارف گستردهای در صنایع بهویژه قطعهسازی و ماشینآلات دارد. در این فرایند، پس از طراحی آنالیز مناسب شیمیایی و تعیین پارامترهای دمایی نورد گرم در واحد متالوژی و روشهای تولید در فولادسازی، ذوبریزی و ریختهگری این گرید انجام و پس از کنترلهای لازم در مرحله تولید و کنترل کیفی تختالها به نورد گرم ارسال شد و با در نظر گرفتن شرایط خاص نورد برای چنین محصولاتی، عملیات نورد گرم نیز با موفقیت انجام شد و پس از آن کیفیت محصول مورد بررسی قرار گرفت.
این فولادها از گروهای عملیاتی حرارتیپذیر و مقاوم به سایش بوده و در صنایع خودرویی و کشاورزی کاربرد دارند. با توجه به نیاز مشتریان امکان آنیل این محصول نورد گرمی نیز وجود دارد تا مراحل تولید در کارخانه مشتری راحتتر انجام شود.
از همکاری تمامی واحدهای تولید، پشتیبانی و بهویژه نواحی فولادسازی و نورد گرم و همچنین از واحد برنامهریزی فروش، کنترل کیفی و آزمایشگاه که در تمامی مراحل تولید این گرید خاص نیز همکاری لازم را به عمل آوردند، تشکر و قدردانی مینماییم و امیدواریم با اجرای طرحهای توسعه پیش رو، راه تولید محصولات جدید هموارتر شود و شاهد بینیازی کشور از واردات باشیم.
بهمن خلیلی، مدیر عملیات مجتمع فولاد سبا:
با توجه به اهداف کلان شرکت، همکاران پرتلاش مجتمع فولاد سبا با تدبیر مثالزدنی موفق به تولید کلاف گرم گرید 42CrMo4 شدند. این کلاف فولادی برای اولین بار در ضخامتهای 6، 8، 10 و 12 میلیمتر تولید گردید. این گرید ازجمله فولادهای آلیاژی عملیات حرارتی محسوب میگردد و از خواص بارز آن میتوان به استحکام پیچشی و استحکام خستگی بالای آن اشاره کرد که موارد استفاده بسیاری در صنایعی مانند قطعهسازی و ماشینسازی دارد.
در سالهای اخیر توسعه سبد محصولات با حمایت مدیریت ارشد سازمان در دستور کار قرار گرفته و همزمان با رشد کمّی و کیفی سبد محصولات مجتمع فولاد سبا هم افزوده شده است. این موفقیت را به کلیه همکاران و ذینفعان گروه فولاد مبارکه تبریک عرض میکنم و امیدواریم با تجاریسازی و تولید محصولات استراتژیک، ویژه و با ارزشافزوده بالا بتوانیم رضایت مشتریان را جلب کنیم و کشور را از واردات اینگونه محصولات بینیاز نماییم.
آرش حاجی پور، رئیس برنامهریزی و متالورژی مجتمع فولاد سبا:
با توجه به دانش و مهارت کارکنان مجتمع فولاد سبا و همچنین احاطه آنها بر تکنولوژی خطوط CSP بهعنوان یکی از جدیدترین تکنولوژیهای فولادسازی روز دنیا، استراتژی مجتمع فولاد سبا در حوزه توسعه سبد محصولات، تولید گریدهایی بود که در کشور تولید نشده بود و یا تولید آنها با چالشهای جدی همراه بود که ازجمله آنها میتوان به گریدهای فولادهای زنگ نزن، الکتریکی، دوفازی، کورتن و … اشاره کرد. در سال 1403 استراتژی مجتمع فولاد سبا در حوزه توسعه سبد محصولات، تولید بالاتر از 80 درصد گریدهای در حال تولید در برترین کارخانههای مشابه خارجی قرار گرفت. عمده این گریدها شامل گریدهای عملیات حرارتیپذیر، فولادهای فنر، فولادهای مقاوم به سایش، فولادهای زنگنزن مارتنزیتی و… است؛ بنابراین نقشه راهی در این زمینه تدوین شد که تولید این گرید نیز در همین راستا تولید گردید.

کلاف گرم فولاد 42CrMo4 اولین بار است که در مجتمع فولاد سبا تولید میشود. با توجه به اینکه بیش از 90 درصد از مصرف این گرید در ضخامتهای بیش از 8 میلیمتر است و تا کنون این ابعاد در کشور تولید نشده بود، برنامهریزی بر تولید این ضخامتها انجام شد و ضخامتهای 10،8 و ۱۲ میلیمتر گرید 42CrMo4 برای اولین بار در کشور تولید شد.
مهدی، ناظمالرعایا رئیس نورد گرم سبا:
با توجه به اینکه یکی از اهداف اصلی مجتمع فولاد سبا افزایش سبد محصولات و در پی آن افزایش رضایت مشتریان است، یکی از گریدهای موردنیاز بازار 42CrMo4 در برنامه تولید قرار گرفت که در ساخت مخازن و قطعات خودرو استفاده میشود. نظر به اینکه استحکام گرم این گرید بالای 20 درصد از گریدهای نرمال بیشتر است، توزیع بار در قفسههای نورد جهت جلوگیری از پیچیدگی و توقف نورد بسیار حائز اهمیت است. با توجه به شرایط متالورژیکی و گریدهای نزدیک، پیشبینیهای لازم و جداول و نیروهای نوردی با هماهنگی کارشناسان مربوطه قبل از نورد بهصورت کامل آمادهسازی شد؛ ولی در زمان نورد، پیشبینی نیروهای نوردی کمتر از مقدار واقعی بود که بهصورت آنلاین تغییرات اصلاحی اعمال شد و در ادامه به شرایط مطلوب و استاندارد رسیدیم. رسیدن به این هدف بزرگ نتیجه تشکیل کارگروهی کامل و قابلتقدیر واحدهای مختلف تولید و برنامهریزی تولید و پشتیبانی است.
زوال خانوادگی در زندگیِ مستأجری
«وقتی بزرگ شدم، با یک مرد احمقِ بیپول ازدواج نمیکنم … پرسیدم احمق از نظر تو یعنی چی، یعنی کی؟ گفت: احمق یعنی پدر و مادر من که این همه سال نتونستند یه خونه بخرند ….» امروز با دختری نوجوان حدود ۱۶ساله آشنا شدم که از کلاسهای تابستانی مدرسه برمیگشت؛ میگفت: «مامان بابام از صبح تا شب مثل سگ دعوا میکنند، اعصاب ندارند، بیشتر دعواهاشون بر سر پوله، یعنی کل دعواهاشون بر سر پوله. بعد ما هم اعصابمون خرد میشه، واقعاً اعصابم در اون خونه نمیکشه، از خودم و شخصیتم بدم میآد؛ چون از بس از بابا و مامانم متنفرم و رفتاری را نشون میدم که خودم دوست ندارم. وقتی مستقل شدم، وقتی بزرگ شدم، با یک مرد احمقِ بیپول ازدواج نمیکنم. حالا بیپول هم بود اولش، چیزی نیست، ولی کسی باشه که بتونه برا آیندهاش برنامهریزی کنه؛ یعنی یه چیزی، عقلی داشته باشه که بتونه بعداً کاری انجام بده؛ چون همه که از اول پولدار نبودند. تازه اجاره باعث شده ما را به کلاسهایی که میخوایم ننویسند یا چیزایی که میخوایم نگیرند؛ چون ۲۰ میلیون در ماه اجاره میدن.
وقتی دوستانم به کلاسهای مختلف ثبتنام میکنند، به من میگن تو هم بیا باهم بریم، خوش میگذره، ولی من خجالت میکشم بگم مستاجریم، مامان بابام پول ندارند، چون احساس میکنم با نگاه ازبالابهپایین نگاه میکنند و شاید بعضی وقتها دلشون واسم بسوزه، نذارند پول چیزی رو بدم.» قطعاً اجارهنشینی و عدم ثبات روانی و استرسهای مدام، ذهن و روان مستأجران را تحتتأثیر قرار میدهد و ذهن آشفته و درگیر، منجر به رفتارهای ناخواستۀ خشونتی میشود و همۀ اینها منجر به اختلافات خانوادگی و عدم رضایت میشود. در این میان، فشارهای اجارهنشینی به کودکان نیز انتقال داده میشود. گرچه در تمام مباحث زندگی و روانشناسی، تأکید میشود مشاجرهها و مشکلات زندگی به کودکان منتقل نشود که آثار سوء بسیاری در آیندۀ کودک باقی میگذارد، ولی شاید شدت و پیچیدگی مسائل اجارهنشینی چنان زیاد است که ناخواسته این انتقال صورت میگیرد و کودکان مستأجر، نگرانیها، اضطرابها، حسرتها و کمبودهایی را تجربه میکنند که شخصیتشان را میسازد. یاد صحبتهای مستاجری دیگر میکنم؛ پدری که از افزایش رهن خانهاش آشفته بود و میگفت: «همیشه دعوا هست، چون فشارها منتقل میشه، خواسته ناخواسته؛ مثلاً الان صاحبخانهام به من گفته ۱۰۰ میلیون رو رهن بذارید، بچهام میاد میگه بابا فلان، یه دفعهای ناخواسته میگم مگه تو نمیفهمی؟ آدم نیستی؟ نمیدونی من باید پول جور کنم نمیدونی اینو؟ اون پسرم برمیگرده بهم میگه بابا با ۱۰۰ تومن ۲۰۰ تومن که میخوای به من بدی، مشکلت میخواد حل بشه؟ میبینم درست هم میگه، ولی چون ذهنم درگیره و نمیتونم رو سر صاحبخانه پیاده کنم، میام رو سر زنم داد میکشم یا با پسرم بد حرف میزنم؛ خواه ناخواه اونا هم درگیر میشن. خیلی مواقع با هم بحث داریم.
خیلی مواقع نمیتونم خواستههاش رو تأمین کنم؛ مثلاً صد هزار تومن تو جیبش بذارم که یک صبح تا ظهر بره دربند یا درکه، بره سینما یا کافه، با دوستش یه اسپرسویی بخورند ….» پدران مستأجر ، پدرانی که در فرهنگ ما بهعنوان سرپرست و تأمینکنندۀ اصلی نیازهای خانواده شناخته میشدند، به دلیل شرایط اقتصادی نامساعد و اجارهبهاهای هردمافزون، نمیتوانند نیازهای اولیۀ فرزندان خود را برآورده کنند. این موضوع نهتنها به احساس ناکامی در خود پدران منجر میشود، بلکه میتواند بر روابط خانوادگی آنها نیز تأثیر بگذارد و ممکن است با کاهش احترام و جایگاه مواجه شوند. از طرف دیگر در اجارهنشینی، فقط جایگاه و منزلت پدر خانواده در نزد فرزندان دچار تزلزل نمیشود، بلکه جایگاه و منزلت مرد خانه نزد همسر نیز زیر سؤال میرود. به قول مستأجری دیگر که بهتازگی از همسرش جدا شده است و عامل این جدایی را در عدم تواناییاش برای خرید خانه میداند، اگر مستأجری بیش از ۱۵سال بهطول انجامد، دیگر اعتماد همسر به شوهر خود کاملاً از بین میرود و گویا مرد عرضۀ زندگیکردن و زننگهداشتن و خیلی چیزهای دیگر را ندارد. در این گفتوگوی کوتاه که تصویری واضح از شرایط بحرانی خانوادههای مستأجر را ترسیم میکند، شرایطی که طی دهۀ اخیر بسیاری از خانوادهها را درگیر خود کرده است، تنها به چند پیامد اجارهنشینی در محیط خانواده اشاره شد. گویا جنگ سرد اجاره، مرکز خانوادهها را هدف قرار داده و هر روز قربانی میگیر. کاهش منزلت پدر و مادر نزد فرزندان، تنشها و اختلافات خانوادگی به دلیل درگیری و آشفتگی ذهنی، بهطوری که حتی تنشهای آشکار و پنهان خانوادگی به کودکان نیز تعمیم یافته و کودکان خانوادههای مستأجر خشونتهای عاطفی، کلامی و حمایتیِ بیشتری را تجربه میکنند.
باتوجهبه ناتوانی افراد سرپرست خانواده در تأمین نیازهای خانواده و نیز رفتارهای تندِ ناخواستهای که نتیجۀ آشفتگی ذهنیشان است، این افراد چه پدر و مادر باشد چه فرزند، احساس ناتوانی و شرمساری میکنند و حتی باعث فاصله و جدایی اعضای خانواده از هم میشود. باید این صدای هشدار را شنید. نمیتوان مدعی حمایت از خانواده و سیاستهای خانوادهمحور بود، ولی به اثرِ وضعیت فعلیِ اجارهنشینی بر فرهنگ و زیست روزمره و سلامت روان بیتفاوت بود. شاید پس از چند سال، آسیبهای اقتصادیِ زیست اجارهنشینی ترمیم شود، اما جبران آثار روانی و اجتماعیِ آن بر خانوادهها و فرهنگِ خانوادگی به سادگی نیست.
رد پیشنهاد ادغام سازمان حفاظت محیطزیست و منابع طبیعی
معاون اول رئیسجمهوری در آیین تکریم و معارفه رئیس جدید سازمان حفاظت محیطزیست، به پیشنهاد ادغام دو سازمان محیطزیست و منابع طبیعی که توسط علی سلاجقه، رئیس پیشین سازمان مطرح شد، واکنش نشان داد. او تأکید کرد که محیطزیست نباید بهعنوان یک موضوع زینتی تلقی شود، چرا که نتیجه این نگاه، وضعیت فعلی کشور خواهد بود.
وی با اشاره به بحثهای مفصل انجامشده در برنامه سوم توسعه در خصوص ادغام این دو سازمان، گفت: “این اقدام از نظر علمی مورد تأیید نیست. محیطزیست باید به طور مستقیم توسط رئیسجمهوری مدیریت شود و امور مرتبط به این بخش به معاونت تخصصی آن واگذار گردد.” همچنین تأکید کرد که رئیس سازمان حفاظت محیطزیست نماینده رئیسجمهوری است و ادغام دو سازمان در حال حاضر امکانپذیر نیست.
محمدرضا عارف نیز در این مراسم به اهمیت تقویت دیپلماسی محیطزیست اشاره کرد و گفت: “باید از تمامی امکانات بینالمللی برای رفع چالشهای محیط زیستی حداکثر استفاده را ببریم.” او تعامل و همکاریهای دوجانبه و چندجانبه بهویژه با کشورهای همسایه را از ضروریات کار سازمان حفاظت محیطزیست دانست.
وی همچنین بر لزوم توجه جدی به موضوعات مرتبط با پسماند، گردوغبار، وضعیت آب و فرونشست تأکید کرد و گفت که طرح آمایش سرزمین باید با جدیت پیگیری شود. بهجای برخوردهای چکشی، او نظارت قوی و اجرای صحیح مقررات را بهعنوان راهحل جلوگیری از بسیاری از آسیبهای محیط زیستی مطرح کرد.
ضربه قطعی برق سنگینتر از تحریم
بار تمام ضعفهای زیرساختی همچون سال گذشته بر دوش صنایع افتاد.شاخص مدیران خرید در سهماهۀ گذشته، افت شدیدی را تجربه کرده و به مقادیری رسیده که حتی در اوج تحریمها نیز سابقه نداشته است. تیر امسال نه فقط صنایع سیمان و فولاد، بلکه تولیدکنندگان بخش صنایع پوشاک و چرم، صنایع فلزی، صنایع کانیهای غیرفلزی، نساجی و صنایع غذایی، با زیان هنگفت اقتصادی مواجه شدهاند.
«چوپان» نخستین گزارش پایداری خود را بهزودی منتشر میکند
بهتازگی نگاه به حوزۀ «مسئولیت اجتماعی شرکتی» و «توسعۀ پایدار» در میان برخی شرکتها در ایران بسیار جدیتر شده است. چرا این بحث در صنعت غذا اهمیت دارد و رویکرد چوپان در این حوزه چیست؟
همۀ شرکتها برای تضمین رشد آیندۀ خود، به کامیابی و سلامت جامعه وابستهاند و به محیط اجتماعی باثبات و محیطزیست پایدار نیاز دارند. مسئولیت اجتماعی شرکتها باعث میشود تا هر شرکت، ردپای اکولوژیکی و اجتماعی خود را شناسایی و اندازهگیری کند و سپس اقدامات جبرانی را برنامهریزی و اجرا کند که اثرات منفی را کاهش دهد. ازآنجاکه شرکتها و بنگاههای کسبوکار در حوزۀ تولید مواد غذایی، مستقیماً در سلامت مصرفکنندگان و مردم نقش دارند، توجه به مسئولیت اجتماعی در این شرکتها، اهمیتی دوچندان دارد. به دنبال این مسئولیت، وقتی تولیدکنندهای در زنجیرۀ ارزش خود، غیر از مناسبات مالی و سود، سلامت جامعه را نیز هدفگذاری میکند و بالندگی جامعه برایش مهم است، به سمت پایداری نیز گام برمیدارد.
چوپان اولین شرکت در حوزۀ صنایع غذایی ایران خواهد بود که گزارش پایداری را تدوین و تا پایان پاییز و اوایل زمستان ۱۴۰۳ آن را منتشر خواهد کرد
از طرف دیگر، شرکت چوپان نیز مانند هر شرکت دیگری، به دنبال حفظ اعتبار و ارتقاء پرستیژ اجتماعی خود است تا ارزش برند خود را افزایش دهد. تدوین استراتژی پایداری و برنامههای مسئولیت اجتماعی، یکی از شیوههای روزافزون شرکتها در سطح جهان برای اعتلای برند و تقویت خوشنامی است. روزبهروز به تعداد مشتریانی که نگران مسائل پیچیدۀ اثرگذار بر زندگی خود، دنیای اطرافشان و محیطزیست هستند، افزوده میشود. مشتریان دوست دارند صنایع غذایی مسئولیتپذیری را انتخاب کنند که از کارکنان خود حمایت کند، اثرات محیطزیستی خود را به حداقل برسانند، برای سلامتی اعضای جامعه ارزش قائل باشند، به کاهش چالشهای اجتماعی کمک کنند و برای ساختن آیندهای بهتر در رسیدن به اهداف توسعۀ پایدار جامعۀ خود، پیشقدم باشند. اگر ارزشهای کاری یک شرکت در راستای برآوردهسازی این دسته از تقاضاهای مشتریان باشد، میتواند خود را از سایر رقبا متمایز کند، نام خود را با اعتبار سازد، مشتریان وفادارتری را به دایرۀ مشتریان خود اضافه کند، همچنین مدل کاری و تجاری آن کارآمدتر و در برابر تغییرات ناخواسته، پایدارتر خواهد بود. بدیهی است که سرمایهگذاران نیز ترجیحشان سرمایهگذاری در شرکتهایی است که بتوانند در بحرانها تابآوری بالایی داشته و چابک و انعطافپذیر عمل کند. بهعلاوه افرادی که علاقهمند به کار در چنین مجموعههایی هستند، معمولاً بهعنوان افرادی متعهد و پویا شناخته میشوند.
چطور شد که مدیران شرکت چوپان دو سال پیش به فکر تأسیس واحد پایداری و مسئولیت اجتماعی افتادند؟
شکلگیری واحد پایداری و مسئولیت اجتماعی شرکت ما، قصۀ منحصربهفردی دارد و شاید بهتر است بگوییم که هم ریشه در تاریخچۀ پرفرازونشیب چوپان دارد و هم تغییراتی که ما در دو سه سال اخیر در ساختار شرکت داشتیم، به ما کمک کرد که این واحد را تأسیس کنیم. یعنی برعکس بسیاری از شرکتها که برای تأسیس واحد مسئولیت اجتماعی باید بالاترین سطح مدیریتی سازمان را توجیه کنند و دشواریهایی برای این کار دارند، ما این خوشبختی را داشتیم که مدیرعامل شرکت، رویکرد فرهنگیاجتماعی و نگاه توسعهای قوی دارند. در حقیقت دغدغۀ مسئولیت اجتماعی در چوپان از ردههای بالا آغاز شد. بهاینترتیب ما دو سال پیش (۱۴۰۱)، واحد پایداری و مسئولیت اجتماعی سازمان را با تصمیم و ارادۀ مدیرعامل جدید به شکل مستقل تأسیس کردیم. خوشبختانه گزارشات بخش ما بدون هیچ واسطهای در اختیار ایشان قرار میگیرد و اقدامات و سیاستها بهطور مرتب با مشورت و پیگیری مستمر ایشان پیش میرود. در این دو سال تلاش کردهایم تا بسترسازی در حوزۀ آموزش کارکنان و نهادسازی را جلو ببریم؛ زیرا بهطورجدی باور داریم، هر تغییر و بهبودی ابتدا از مسیر آموزش و تغییر ذهنیت افراد میگذرد و به همین دلیل آموزش، اولین سنگبنای هرگونه تغییری در چوپان است. واحد آموزش چوپان نیز بیوقفه در تلاش برای برنامهریزی و اجرای فرآیندهای آموزشی است که در راستای توسعه و پایداری سازمان اهمیت دارند. روشن است که در گام اول باید از ذینفعان اصلی درونسازمانی یعنی کارکنان مجموعه شروع میکردیم. سعی کردیم با آموزشهای پیوسته و مشارکتمحور در قالب پروژههای کوچکمقیاسِ درونسازمانی، اول فرهنگی که در واقع بخش نرمافزاری پیشبردِ پروژههای مسئولیت اجتماعی است را در سازمان جاری کنیم. در برنامههای آموزشی ما، کارکنان ستاد، کارگران کارخانه و نیروهای فروش و توزیع و حتی برخی از مغازهدارانی که با آنها کار میکردیم نیز، مدنظر قرار گرفتند. طبیعی است که این کار زمانبر بود، اما ما هیچ عجلهای نداشتیم که بخواهیم در بحث مسئولیت اجتماعی به خروجیهای قابل نمایش برسیم.
پسماند غذا یک چالش اساسی برای امنیت غذایی جهانی به شمار میرود. شرکت چوپان، مکانیسم تنظیم میزان عرضه و فروش خود را هوشمند کرده تا محصولات بر اساس میزان نیاز فروشگاهها باشد تا از ضایعات جلوگیری شود
این دو سال را برای آموزش جامع کارکنان و شناسایی نقاط حمایتی برای آنها گذاشتیم. در این مسیر، مفهوم «سواد چوپانی» را تعریف کردیم تا تمام اعضاء خانوادۀ بزرگ چوپان همواره به یاد داشته باشند که ارزش اصلی ما آموزش مداوم و پیوسته در مسیر بهبود عملکرد است و قصد داریم این مفهوم را در جهت افزایش دانش تغذیهای بهویژه اهمیت مصرف لبنیات برای سلامت جامعه بسط دهیم. نخستین اولویت ما در بحث مسئولیت اجتماعی، تحقق وظایفمان در برابر کارکنان بود. ما تمرکزمان را بر تقویت فرهنگسازمانی مسئولانه و آموزشمحور گذاشتیم تا مسیرمان را با گامهای مطمئن و استوار طی کنیم و خوشبختانه تجربۀ این دو سال به ما نشان داد که توانستهایم حس همدلی و تعلق را در میان کارکنان ایجاد کنیم و سرمایۀ اجتماعی که در این دو سال به دست آمده، بهنوعی محور پیشرفت سازمان شد. حالا فکر میکنیم که چون در بعد درونسازمانی به موفقیت نسبی رسیدهایم، میتوانیم فعالیتهای خودمان را در حوزۀ مسئولیت اجتماعی در دو بخش پروژههای اجرایی و پروژههای آگاهیبخشی در قبال جادر گفتوگو با رئیس واحد پایداری و مسئولیت اجتماعی شرکت «چوپان» مطرح شد:
معه بسط دهیم. اهمیت فعالیت مسئولیت اجتماعی چوپان از چند نظر است؛ اول اینکه هنوز هیچ شرکت تولید مواد غذایی در ایران یک برنامۀ پایداری منسجم تدوین نکرده و هیچ گزارش پایداری در این حوزه منتشر نشده است؛ بنابراین شرکت چوپان در این زمینه، اولین شرکت صنایع غذایی ایران خواهد بود. از طرف دیگر پروژههایی که در حوزۀ مسئولیت اجتماعی در ایران انجام شده است، متأسفانه گاهی اوقات با رویکردی نمایشی، بیهدف و دور از نیازسنجی اولیه بوده است و برخی از این پروژهها، نهتنها اهداف اولیۀ مسئولیت اجتماعی را محقق نکردهاند، بلکه حتی از مسیر خود نیز خارج شده و موجب هدررفت سرمایه شدهاند. اما باتوجهبه اهمیت زیادی که صنایع غذایی در حوزۀ سلامت جامعۀ ایرانی دارند، ما قصد داریم با حساسیت زیاد و شیوهای علمی و مسئولانه در این عرصه قدم برداریم تا به پایداری و تابآوری خودمان، همکارانمان، دیگر بازیگران حوزۀ صنایع غذایی و جامعه از طریق همافزایی همدلانه کمک کنیم.
برای بالابردن تابآوری جامعه در حوزۀ سلامت، شرکت چوپان قرار است چه کارهایی انجام دهد؟
ما در این بخش با گامهای کوچک، مستمر و مطمئن در حال حرکت هستیم و با کمک متخصصان این حوزه در مرحلۀ نهاییکردن تدوین استراتژی پایداری چوپان هستیم تا فرآیند گذار به پایداری، اصولی پیش رود. ارزیابی متریالیتی شرکت در حال اتمام است؛ ارزیابی متریالیتی، فرآیند تعیین موضوعات اساسی از طریق شناسایی و ارزیابی اثرات شرکت است. شناسایی و ارزیابی اثرات (محیطزیستی و اجتماعی)، شامل تعامل با ذینفعان بیرونی و کارشناسان خبرۀ داخل شرکت به شمار میرود. این ارزیابی بخش مهم و پایهای در مدیریت پایداری شرکتی است و شرکت را قادر خواهد ساخت تا موضوعات مهم را بهعنوان محورهایی که میتوانند موفقیت آیندۀ شرکت را تحتتأثیر قرار دهند یا موضوعاتی که برای ذینفعان اهمیت دارد، مشخص کند. همچنین مطالعات زیادی در حال انجام است، برای اینکه ما بتوانیم به سمت محصولات سلامتمحور برویم. ما در جلسات مختلف با متخصصان به این واقعیت رسیدیم که متأسفانه بحث میکرومغذیها در کشور مشکل دارد. از طرف دیگر میزان ابتلا به فشارخون و دیابت نوع دو نیز افزایش زیادی پیدا کرده است. مثلاً ما در کارخانه تلاش کردیم تا پنیر با نمک کمتر تولید کنیم، این درحالیاست که نمک باعث نگهداری و طعم بهتر پنیر میشود و برای شرکتها ریسک زیادی دارد که بخواهند نمک موجود در پنیر را کاهش دهند؛ بااینحال، ما این کار را در کارخانه انجام دادهایم. همچنین بیشتر محصولات چوپان مواد نگهدارنده ندارند. این اهمیت زیادی در حوزۀ مواد غذایی دارد، چون بخشی از مشکلاتی که مواد غذایی برای سلامت افراد ایجاد میکند، از همین مواد نگهدارنده ایجاد میشود. در کنار اینها، افزایش تولید محصولات پروبیوتیک و همچنین تولید شیر غنیشده با ویتامین D، ازجمله کارهایی است که در راستای بهبود سلامت شهروندان انجام شده است. از طرف دیگر، برای استفاده از محصولات اولیۀ ارگانیک نیز ما برنامۀ بلندمدتی داریم؛ گرچه این کار دشواریهای خاص خود را دارد.
بهطور کلی، محورهای اساسی شرکت چوپان در حوزۀ مسئولیت اجتماعی شامل چه چیزهایی است؟
مدیریت پسماند پلاستیکی (بستهبندی پایدار)
مدیریت پسماند غذایی (لبنی)
مدیریت کربن (کاهش انتشار گازهای گلخانهای)
مدیریت انرژی
سلامتمحورکردن محصولات
بازاریابی مسئولانه
افزایش رفاه کارکنان و تقویت حس تعلق

در بحث مدیریت پسماند که اهمیت زیادی در حوزۀ مواد غذایی دارد، شرکت چوپان چه کارهایی انجام داده است؟
مدیریت پسماند برای سازمان ما اولویت زیادی دارد. مدیریت پسماند پلاستیکی و پسماند غذا، نقطۀ تمرکز اصلی شرکت چوپان است. در مدیریت پسماند پلاستیکی که بسیار مهم است، مسیر سختی پیشرو داریم. روشهای متعددی برای این نوع مدیریت وجود دارد که همۀ آنها در این زمان قابلاجرا نیست. شرکت ما درحالحاضر با کمکردن وزن پلاستیک برخی از بستههای محصولات، گام اولیه را در این زمینه برداشته و همچنین زیباسازی و مقاومبودن ظرفها برای استفادۀ مجدد آنها در خانه که در راستای سیاست اقتصاد چرخشی و بستهبندی پایدار شرکت است، در دستور کار است. در همین زمینه جایگزینی برخی از ظرفهای پلاستیکی با انواع دیگر بستهها که برای محیطزیست خطر کمتری داشته باشند، در دست بررسی نهایی و اقدام است. البته توفیق در این زمینهها، نیازمند حرکت جمعی در سطح ملی است؛ بنابراین یکی از برنامههای ما، اقدامات ترویجی و آموزشی در این حوزه است تا بتوانیم کار جمعی انجام دهیم.
مدیریت پسماند غذا و محصولات لبنی در سطح جامعه بسیار ضروری است. طبق آمار فائو، یکسوم غذا دور ریخته میشود که محصولات لبنی بخشی از آن است. این دورریزها، پیامدهای منفی محیطزیستی و اقتصادی برای کشور دارد. پسماند غذا یک چالش اساسی برای امنیت غذایی جهانی به شمار میرود. شرکت چوپان، مکانیسم تنظیم میزان عرضه و فروش خود را هوشمند کرده تا محصولات بر اساس میزان نیاز فروشگاهها باشد تا از ضایعات جلوگیری شود. یک اقدام ترویجی و آموزشی نیز در همین زمینه در حال تدوین است که بهزودی اجرای آن آغاز خواهد شد.
این روزها با وجود ناترازیهایی که در حوزۀ انرژی وجود دارد، بسیاری به فکر مدیریت منابع انرژی افتادهاند. چوپان برای این بخش چه برنامهای دارد؟
برنامۀ اصلی چوپان در این بخش، بهروزکردن دستگاهها و فناوریهای مربوط به تولید است؛ اگرچه این کار نیاز به منابع مالی زیادی دارد و باتوجهبه تحریمها سخت به نظر میرسد، اما چوپان قصد دارد در آینده از نسل جدیدتر ماشینآلات و فناوریها برای کار خود استفاده کند که کارایی انرژی بالاتری دارند و مصرف انرژی را پایین میآورند.
در ابتدا تأکید کردید که رفاه کارکنان اهمیت زیادی برای شرکت چوپان دارد. در بحث سلامت و ایمنی کارکنان، چه کارهایی در این مجموعه انجام شده است؟
ما بحث سلامت را در دو بخش سلامت جسمی و سلامت روانی دنبال میکنیم و تاکنون اقدامات جدی در حد توانمان در این حوزه انجام دادهایم. در بخش جسمی، ما تلاش کردهایم بر اساس اصول طب کار پیش برویم و شاخصهای سلامتی کارکنان را بهویژه در کارخانه دائماً بررسی کنیم. تلاش میکنیم تا ایمنی کارکنان را در محیط کار بالا ببریم. بدین منظور، آسیبهای شغلی و آیتمهای سلامت جسمی کارکنان در مجموعۀ ما بهطور مرتب رصد میشود. ازجمله اقدامات دیگرمان که در این حوزه انجام دادیم، این است که تمام کارکنان چه خودشان و چه اعضاء درجه یک خانوادهشان، اگر بیماری سخت داشته باشند و نیاز به داروهای خاص یا فرآیندهای درمانی ویژه پیدا کنند، شرکت از آنها حمایت کامل میکند. همچنین در بحث سلامت روانی، کاهش اضطراب کاری و تعادل میان کار و زندگی کارکنان را مدنظر قرار دادهایم. برای پیشبرد این هدف، کارگاههای آموزشی با حضور متخصصان برای کارکنان برگزار کردیم و ساعات حضور همکاران در کلاسهای آموزشی، بهعنوان اضافهکاری در نظر گرفته شده است. در کنار اینها، بهصورت دورهای کالاهای فرهنگی مانند کتاب در اختیار کارکنان گذاشتهایم و تلاش کردیم در قالب جشنوارۀ کتابخوانی یا جلسات صبحگاهی روزانۀ نقد کتاب زیر نظر واحد آموزش، سرانۀ مصرف فرهنگی را میان همکاران افزایش دهیم. علاوهبر این، برای توانمندسازی ارتباطی همکاران و تقویت مهارتهای حل تعارض، چه در حوزۀ کاری و چه در حوزۀ خانوادگی، کلاسهای آموزش تخصصی گفتوگو، حل مسئله و توسعۀ فردی را به صورت دورهای با حضور متخصصان بهنام، برای کارکنان برگزار میکنیم. همچنین باتوجهبه رویکرد مشارکتمحور مدیر کارخانه، کمیتۀ مسئولیت اجتماعی و اتاق فکر ویژۀ کارگران را در کارخانه راهاندازی کردیم و به صورت مستمر و مستقیم با کارگران و همکاران کارخانه در ارتباط هستیم و مشکلات، نقطهنظرات و ایدههای خلاقانۀ آنها را که مبتنیبر انباشت تجربۀ سالهای کاری ایشان است، دریافت کرده و در تصمیمگیریهای سازمانی مدنظر قرار میدهیم. این عوامل موجب شده که حس تعلق بیشتری در مجموعۀ چوپان میان کارکنان و مدیران ایجاد شود و این امر در زمانی که چوپان با چالش بزرگی مواجه شد، به کمک ما آمد.
چه چالشی؟
چند هفتۀ پیش، یکی از شرکتهای پخشکنندۀ ما دچار حریق گسترده شد و این امر، خسارات مالی زیادی به مجموعه وارد کرد. در بحث نرمافزاری نیز ما اطلاعات بسیاری را از دست دادیم و در چنین شرایطی روشن است، افت شاخصهای فروش از نگرانیهای اصلی هر شرکتی در چنین بحرانی است. ما کمتر از ۱۲ ساعت زمان داشتیم تا بهگونهای عمل کنیم که در روز آتی، بدون کوچکترین مشکلی در بازار حضور داشته باشیم؛ بنابراین با از خودگذشتگی تمام واحدهای چوپان اعم از تولید و توزیع، فروش و درایت مدیران متعهدمان در سازمان، موفق شدیم تا با وجود مشکلاتی در سطح عملیاتی از قبیل ثبت سفارشات به شیوۀ دستی توسط ویزیتورهایمان به دلیل ازبینرفتن امکانات نرمافزاری و بارگیری فشرده و سریع از کارخانۀ چوپان به دلیل ازبینرفتن کامل مرکز بارگیری اصلیمان در آتشسوزی، چنان عمل کنیم که فردای حادثه، شاخصهای فروش ما با روزهای قبل از حادثه برابری میکرد و در برخی زمینهها حتی عملکردی قویتر از پیش داشتیم. خب، این به ما نشان داد که ما در مسیر توسعۀ سازمان و تأکیدمان بر سرمایهگذاری بر نیروی انسانی و ایجاد فرهنگ سازمانی مشارکتمحور و مسئولیتپذیر، بهدرستی عمل کردیم. این حس تعلق سازمانی و قدرت انطباق و انعطاف چوپانیها در زمان بحران، بهزعم من بزرگترین دستاورد توسعهای و پایداری چوپان است که میتواند هر تهدیدی را به فرصت بدل کند.
آیا مجموعۀ چوپان با جامعۀ محلی اطراف کارخانه نیز ارتباط خوبی دارد؟
ما سالیان زیادی است که برای استخدام نیروها از جامعۀ محلی استفاده کردهایم و در دو سال اخیر نیز همین خط را دنبال کردیم؛ یعنی از کارگران تا بخشی از مدیران میانی مجموعه، از نیروهایی هستند که در نزدیکی کارخانه زندگی میکنند. با اینکه چوپان مانند بسیاری از شرکتها میتوانست از نیروهای کشور همسایه استفاده کند، اما برای ما استخدام نیروهای بومی بسیار اهمیت داشت. علاوهبر این، برای مجموعۀ چوپان تأمین نیازهای اساسی جامعۀ محلی اطراف کارخانه بسیار اهمیت دارد. دراینارتباط، نیازسنجیها انجام میشود و تلاش میکنیم تا برای بهبود شرایط مردم آن منطقه قدمهایی برداریم. همچنین در بخش همکاری با انجمنها و سازمانهای غیردولتی، اولویت ما با سازمانهای محلی است. تلاش میکنیم تا کمک به نیروهای محلی مبتنیبر نیازهای توسعهای – آموزشی – اقتصادی جامعۀ محلی باشد و برای اینکه بتوانیم نیازهای درست جامعۀ محلی را بشناسیم، از متخصصان بومی همان منطقه استفاده میکنیم.
پیشتر گفتید که چوپان قرار است گزارش پایداری و مسئولیت اجتماعی خود را بهعنوان اولین شرکت مواد غذایی در ایران منتشر کند. چرا انتشار این گزارش اهمیت دارد؟
حداقل یک دهه است که تقریباً همۀ شرکتهای بزرگ تولید مواد غذایی، گزارش پایداری خود را سالانه منتشر میکنند که در آن اقدامات اصلاحی و جبرانی مهم و مؤثر خود را در جهت نیل به اهداف پایداری تشریح میکنند. عموماً شرکتهایی که محصولات خود را صادر میکنند و بهویژه دامنۀ صادراتی آنها از نظر تعداد کشورهای هدف، متنوع است، در این حوزه فعالتر هستند. چرا که پرداختن به پایداری و انتشار آن، به یک فرهنگ سازمانی جهانشمول تبدیل شده است و از قضا مصرفکنندگان هوشیار برخی از کشورهای هدف مانند کشورهای اروپایی، به مقولۀ رفتار مسئولانۀ شرکتها در انتخاب محصول توجه میکنند؛ بنابراین پرداختن به پایداری و مسئولیت اجتماعی، علاوهبر اعتلای برند، بالابردن وفاداری مشتری، شادابی و حس تعلق به مکان کارکنان و تقویت بهرهوری، موجب تقویت قدرت رقابت در بازارهای صادراتی نیز میشوند. همچنین در فرآیند تدوین استراتژی پایداری، ریسکها و فرصتهای پیشروی شرکت استخراج میشود که مدیریت آنها موجب تعالی شرکت خواهد شد. هر سال بر تعداد شرکتهایی که چنین گزارشی را تهیه میکنند، افزوده میشود. گزارش پایداری، شامل عملکرد و اقدامات جبرانی در جهت کاهش تأثیرات منفی و تقویت تأثیرات مثبت شرکت در حوزههای محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی است. این کار شرکت را قادر میسازد تا در مورد ریسکها، فرصتها و چالشهایی که با آن مواجه هستند، شفافیت بیشتری داشته باشند و به ذینفعان بینش بیشتری نسبت به عملکرد خود دهند. هدف گزارش پایداری در واقع تنها یک گزارشدهی معمولی و اطلاعرسانی نیست، بلکه چارچوبی برای اندازهگیری و مقایسه در اختیار ذینفعان داخلی و خارجی سازمان قرار میدهد؛ همچنین این گزارش میتواند نمایانگر ارزشهای کلیدی و مدل حکمرانی سازمان باشد و یا با جمعآوری هدفمند اطلاعات مرتبط با سازمان، تصمیمگیری و مدیریت ریسک را برای ذینفعان داخلی تسهیل کند.
باز هم تأکید میکنم که هنوز هیچ شرکت تولید مواد غذایی در ایران، یک برنامۀ پایداری منسجم تدوین نکرده و هیچ گزارش پایداری در این صنعت منتشر نشده است؛ بنابراین چوپان اولین شرکت در حوزۀ صنایع غذایی خواهد بود که این گزارش را تدوین و تا پایان پاییز و اوایل زمستان ۱۴۰۳ آن را منتشر خواهد کرد. اما آنچه که در این نقطه بسیار اهمیت دارد، این است که برای رسیدن به اهداف کلان پایداری اجتماعی و محیطزیستی، تلاش یک شرکت کافی نیست و شرکت چوپان بهمنظور رسیدن به هدف، راهنشانشدن برای دیگر شرکتهای صنایع غذایی و ترویج عمومی پایداری و مسئولیت اجتماعی، همۀ تلاش خود را خواهد کرد تا دیگر شرکتهای فعال در حوزۀ صنعت غذا و ازجمله صنایع لبنی بزرگ که امکانات مالی و غیرمالی گستردهای برای ایفای سهم حمایتی از جامعه دارند، به مقولۀ پایداری و مسئولیت اجتماعی ورود کنند. برای ما افتخار بزرگی است که بتوانیم دیگران را به این امر مهم دعوت کنیم و حتی برای عملکرد مسئولانه نسبت به جامعۀ ایرانی و محیطزیستمان، در این مسیر رقابتی سالم ایجاد کنیم؛ چرا که مسیر دشوار است و راه طولانی و زیست مسئولانه، در گرو یاریگری و همدلی است.

منابع طبیعی در مقولۀ تولید اهمیت فراوان دارد. بهرهبرداری در این بخش به دو شکل سنتی توسط مردم و یا در سایر اشکال توسط دولت انجام میشود. ازجمله این موارد میتوان به برداشت گیاهان مرتعی، جنگلی و تولیدات جانوری اشاره کرد. متأسفانه بهرهبرداریهای خارج از ظرفیت، باعث شده تنوعزیستی کشور ما دچار خسارت جدی شود و بخشی از گونههای گیاهی و جانوری کشورمان در فهرست در معرض خطر انقراض قرار گیرند. این وضعیت درحالیاست که ایران بهواسطۀ تنوعزیستی بالا و انواع و اقسام اکوسیستمها، مشابه یک شبهقاره است.
تخریبی که در عرصههای طبیعی صورت میگیرد، تنها بهواسطۀ برداشت از این منابع نیست؛ تمام طرحها و پروژهها نظیر جادهسازی، نصب دکل، معادن که در برنامههای توسعه، دولت ملزم به اجرای آن میشود، در این عرصهها صورت میگیرند. بهعلاوه جمعیت ایران که در ابتدای انقلاب ۳۵ میلیون نفر بود، به ۸۵ میلیون نفر افزایش یافته است. چه در روستاها و چه شهرها، بخشی از ساکنان به دنبال پیشروی در عرصههای طبیعی هستند و نمود آن را هم در تخریب کمی و کیفی عرصهها میبینیم. ازاینرو ما به یک شبکۀ مدیریتی نیاز داریم که در مقام هجوم سنگین دستگاههای دولتی از یک سو و مردم از سوی دیگر، این عرصهها را حفظ و محدودههای تخریبشده را احیاء کند.
سه ویژگی اصلی رئیس سازمان منابع طبیعی
الف) از اهمیت منابع طبیعی آگاه باشد و این دانش را داشته باشد که برای بقاء سرزمین و تمدن ما و برای تضمین ادامۀ حیات انسانها بهشکل یک حیات شرافتمندانه و بدون بحران، هر روزه منابع طبیعی چگونه باید حفاظت و عرصههای تخریبشده احیاء شود.
ب) به روابط اجتماعی بهرهبرداران آگاه باشد. زمانی که از بهرهبرداری صحبت میکنیم، دو قسم سنتی و امروزی است. ما بهشکل سنتی بهرهبرداریهایی را از این عرصهها داریم و در کنار آن با بهره برداریهای جدید نظیر جادهها، معادن و سایر تأسیسات مواجهیم. متأسفانه ما نتوانستهایم بهرهبرداریهای قدیم را کنترل کنیم و به آنها اشکال دیگری از بهرهبرداری را هم اضافه کردهایم. بهعنوان مثال، آیا دامداری سنتی باید بهشکل گذشته حفظ شود و یا وقتی با افزایش جدید جمعیت مواجهیم، ادامۀ زغالگیری بهشکل سابق توجیه دارد؟
ج) رئیس سازمان منابع طبیعی بایستی با تسلط به دانش منابع طبیعی، اجتماعی و شبکۀ مدیریتی، به تمام ابزارهای قانونی و برنامههایی که برای حفاظت لازم است، مسلط باشد.
این سه شرط جزو اصول پایه هستند و میتوان به آنها یکی دو شرط دیگر را هم افزود که یکی از مهمترین آنها، مقابله با فساد است. عرصۀ منابع طبیعی شبیه کارخانه و… نیست که یک عرصۀ محدود را شامل شود؛ رئیس این سازمان بایستی روی تمام عرصۀ ملی در خارج از عرصۀ شهرها و روستاها حاکمیت و مدیریت خود را اعمال کند. درعینحال دولت و مردم بهواسطۀ منافعشان (نظیر شهرکسازی دولتی و یا کشاورزی در عرصههای مرتعی یا ویلاسازی توسط افراد)، به دنبال تصرف این اراضی هستند؛ همین امر باعث شکلگیری فساد و… میشود. مبارزه با فساد، نیازمند قدرت و مدیرانی است که شناخت کافی از آن داشته باشند.
نکتۀ آخر اینکه حفاظت، وظیفۀ سازمان منابع طبیعی است؛ درعینحال ما با عرصههایی مواجه هستیم که طی دهههای مختلف تخریب شدهاند. رئیس سازمان منابع طبیعی بایستی بهگونهای برنامهریزی کند که احیاء یا حفاظت، دستپایین را نسبت به تخریب نداشته باشد. او با کمک مدیرانش بایستی مشارکت مردم (چه روستایی و چه شهری) و همچنین سازمانهای مردمنهاد را برای حفاظت جلب کند، والا در کار خود توفیق نخواهد یافت.
اما در آخر بایستی به یک موضوع مهم دیگر اشاره کنم؛ اینکه آیا سازمان منابع طبیعی با جایگاه فعلی، قادر است مأموریتها و وظایف محولۀ خود را انجام دهد؟ از ابتدای انقلاب ضمن فعالیت در دانشگاه، با جهاد کشاورزی بهعنوان مشاور همکاری میکردم. از آن دوره تا دهۀ ۸۰، تأکید زیادی داشتم که ما باید وزارت مستقل منابع طبیعی داشته باشیم. تمام وزارتخانههایی که کار اجرایی در عرصه میکنند، با حفاظت منابع طبیعی تعارض دارند؛ چه وزارتخانهای که در کار راهسازی است یا وزاتخانهای که درگیر کشف معادن است یا وزارتخانۀ دیگری که فاضلاب مسموم را در عرصهها رها میکند و… بنابراین ما برای دو دهه عنوان کردیم که بهخاطر تعارض منافع و بالابردن جایگاه منابع طبیعی، این سازمان به وزارتخانه بدل شود تا قدرت بیشتری در مقابل سایر وزرا داشته باشد. سازمان حفاظت محیطزیست ناظر بر کل اکوسیستمهاست، ولی سازمانی که این عرصهها را مدیریت میکند، منابع طبیعی است. آخرین کوششها به برنامۀ سوم توسعه برمیگشت که دلایل خود را دراینباره به تمام نمایندگان عرضه کرده و برایشان توضیح دادیم، خوب است وزارت منابع طبیعی در کشور شکل بگیرد. در سالهای اخیر میبینم که دوباره این بحث مطرح شده. توصیهام این است، کسانی که به دنبال پیشینۀ این موضوع هستند، میتوانند به جزوه ۴۰-۵۰ صفحهای آن دوره مراجعه کنند.
«فرزانه صفری» روانشناس کودک و نوجوان، از کارشناسان این نشست بود که موضوع خشونت کودکان را از منظر روانشناختی بررسی کرد. او درباره آمار خشونت علیه کودکان در جهان گفت: «از سال گذشته تا کنون در جهان، حدود یک میلیارد از افراد در سنین 2 تا 17 سال مورد خشونتهای گوناگون قرار گرفتهاند. این آمار ما را وادار میکند تا به اقدامات پیشگیرانه نگاه دقیقتری بیندازیم.»
هر رفتاری که از سوی فردی همراه با زور و قدرت صورت بگیرد که به لحاظ جسمی و عاطفی به کودک آسیب وارد کند، رفتار خشونتآمیز نامیده میشود. خشونت انواعی دارد که شامل خشونت جسمی، عاطفی، جنسی و غفلت میشود. اولین جایی که خشونت علیه کودکان اتفاق میافتد محیط خانواده است، سپس محیط مدرسه و پس از آن محیط اجتماع.
خشونت محدود به آزار جسمی نیست
خشونت انواعی دارد. خشونت فیزیکی و جسمی، به وارد کردن هر ضربه یا لمسی به جسم کودک که تولید درد و ناراحتی بکند، گفته میشود. لگد زدن، پرتاب کردن، ایجاد جرح کردن، انجام عملهای جراحی اجباری، سوزاندن ، بستن دهان و دست و پای کودکان به منظور ایجاد محدودیت حرکتی، زندانی کردن آنها در محیطی که مجبور باشند به شکل ناخوشایندی بایستند یا بنشینند که برایش آزار دهنده باشد و وادار کردن کودک به بلع چیزی که دوست ندارد، از اقسام خشونت جسمانی است.
خشونت روانی یا عاطفی از مهمترین و بارزترین اشکال خشونت است که به آن خشونت پنهان هم میگویند. این نوع از خشونت برخلاف اقسام خشونت جسمی که معمولا برای مردم شناخته شده است، از چشم افراد دور مانده و به آن توجهی نمیشود. با وجود گسترش علم بشر و رسانههای اجتماعی هنوز هم این نوع از خشونت بسیار رایج بوده و تاثیرات فراوانی را برافراد میگذارد.
این نوع خشونت شامل رفتارهای گوناگونی میشود. توهین کردن یا استفاده از ادبیات تحقیرآمیز برای خطاب کردن کودکان، یا حتی اسمگذاریهایی که شاید از روی محبت انجام شده و از نظر والدین و مراقبین، بار معنایی مثبت داشته باشد، اما کودک را از هویت خود دور میکند، از اقسام خشونت روانی است. انواع برچسبگذاری چه مثبت و چه منفی نیز میتواند به آسیب روانی کودک بیانجامد. «صفری» در اینباره گفت: «کودکان تا سن 7، 8 سالگی هیچ درکی از «خود» ندارند و خودشان را در آیینۀ خانواده و اطرافیان میبینند. آنها از طریق رفتارهای ما درمورد خودشان اطلاعات کسب میکنند. بنابراین برچسبگذاریهای منفی، مثل استفاده از کلمات خنگ یا نادان، خودپنداره و اعتماد به نفس آنها را مورد تهدید قرار میدهد. استفاده از برچسبهای مثبت مثل کلمات باهوش، با استعداد و .. نیز باعث میشود عشق دریافتی آنها، عشقی با قید و شرط باشد و اجازۀ خطا را از آنها بگیرد. کودک دیگر نمیتواند خودهای مختلف را بیازماید و باور میکند که تحت شرایط خاصی دوستداشتنی است. اکثر این کودکان در آینده دچار کمالگرایی میشوند.»
مونیکا نادی: در ایران دادگاههای تخصصی برای رسیدگی به جرائم علیه کودکان نداریم. برای من بارها اتفاق افتاده که در دادگاهی به قاضی برخوردم که اصلا از وجود قانون حمایت از کودکان و نوجوانان خبر نداشت
تشویق کردنهای افراطی که منجر به شرطی شدن کودک میشود، تنبیه کردن، قهر کردن، رفتارهای انضباطی سختگیرانه، مقایسه کردن و بیثباتی والدین و مراقبین نیز از جمله رفتارهای خشونت آمیز روانی است که باعث میشود کودک در آینده اضطراب و ناکامیهای زیادی را تجربه کند.
غفلت نوع دیگری از خشونت است که تا 5 سال اخیر جزو انواع خشونت محسوب نمیشد، اما به دلیل تکرار آسیبهای ناشی از غفلت والدین و مراقبین، به یک طبقه جداگانه در انواع خشونت تبدیل شد. غفلت با بیتوجهی و بیاعتنایی که یکی از متدهای تربیتی است، متفاوت است. مثلا وقتی والد در حال انجام کاری است و به کودک خود توضیح میدهد که بعد از کارش با او بازی میکند یا به حرف او گوش میدهد، به حرف و بازی کنونی کودک بیتوجهی کرده است اما با گفتوگو و توضیح شرایط به کودک به او آموزش میدهد. اما غفلت با این شرایط متفاوت است.
غفلت انواع مختلفی دارد. غفلت پزشکی؛ مثلا زمانی که کودک بیمار است و به درمان نیاز دارد اما والدین درمان را عقب میاندازند، غفلت سرپرستی یا نظارتی؛ زمانی که کودک نیاز خود را اعلام میکند اما والدین پاسخی به نیاز او نمیدهند، غفلت محیطی؛ بودن کودک در محیطی که مناسب او نیست و بقا و سلامت روانشناختی او را به خطر میاندازد، غفلت عاطفی؛ تفاوت غفلت عاطقی با خشونت روانی این است که در اینجا کودک نیاز عاطفی خود را بیان میکند اما والد پاسخگوی نیاز او نیست و به نیاز او بیتوجهی میکند، غفلت آموزشی؛ این نوع غفلت هم شامل والدینی میشود که بنا به صلاحدید خود آموزش را از کودکان خود منع میکنند و هم والدینی که به دلیل فقر امکان فراهم کردن امکانات آموزشی را برای فرزند خود ندارند.
خشونت جنسی از دیگر انواع خشونت است. هر رفتار جنسی که از سوی یک فرد بزرگسال یا از سوی کودک سه سال بزرگتر از یک کودک بر روی او صورت بگیرد، از اقسام خشونت جنسی نامیده میشود. به زور بغل کردن و به زور بوسیدن کودکان و اجازه نگرفتن از آنها زمانی که میخواهیم هرنوع لمسی حتی لمس محبتآمیز انجام دهیم، شوخیهای جنسی در حضور و با کودکان، قرار دادن کودک در معرض روابط جنسی یا فیلم و عکسهای جنسی، لمس اندام خصوصی کودک و یا وادار کردن کودک به لمس اندام خصوصی بزرگسالان و هرگونه تجاوز به حریم خصوصی کودکان جزو خشونتهای جنسی در نظر گرفته میشود.
بدن هرگز فراموش نمیکند
آمارها نشان میدهند که بیشترین اثر خشونت بر کودکان، مرگ است و حدود هشتاد درصد از آنها نمیتوانند نجات پیدا کنند، که این موارد بیشتر شامل حال پسرها میشود. بعد از مرگ، بیشترین تاثیری که خشونت بر کودکان میگذارد، تغییرات ساختاری در بدن است. «فرزانه صفری» درباره تغییرات مغز در اثر خشونت توضیح داد: «اعمال خشونت بر کودکان باعث تغییرات ساختاری در آمیگدال مغز آنها میشود. وقتی یک کودک در سنین ایتدایی زندگیاش به جای مورد محبت قرار گرفتن، مورد خشونت قرار میگیرد و استرس زیادی را تجربه میکند، بخش نئوکورتکس، که بخش تفکری مغز بوده و مغز انسان را از مغز حیوانات متمایز میکند، رشد نمیکند و بخش آمیگدال مغز که بخش هیجانی، بدوی و حیوانی است رشد بیشتری میکند. در نتیجه مراکزی که مربوط به توجه، تمرکز، دقت، حافظه و تکلم هستند کوچک میشود و کودک در این حوزهها دچار مشکل میشود و اینگونه به نظر میآید که کودک مدام به مراحل اولیه رشد خود برمیگردد و توانایی رشد را از دست میدهد.»
بدن انسان از سلولهایی تشکیل شدهاست که حافظه دارند. هر اتفاقی که برای بدن و روان رخ بدهد در بدن باقی مانده و مسیر رشد سلولی را تحت تاثیر قرار میدهد؛ بنابراین بیماریهایی همچون بیماریهای قلبی و عروقی یا انواع سرطان نیز از اثرات شایع میان قربانیهای خشونت است.
خشونت یک چرخه است
از دیگر آثار خشونت، تقویت حس انتقام و ایجاد نگرشی مبتنی بر خصومت نسبت به دنیای اطراف خود است. همچنین در نتیجۀ اعمال خشونتآمیز آسیبهایی به حس ارزشمندی و اعتماد به نفس کودکان وارد میشود که منجر به مشکلات تحصیلی، اقدام به خودکشی و مصرف مواد مخدر در سنین نوجوانی و جوانی میشود.
خشونت یک چرخه است؛ به این معنا که خشونت به بقا و تکرار میل دارد. محال است که در جامعهای افراد خشونت ببینند، اما خشونت را باز تولید نکنند. سیر خشونت در جوامع به شکلی است که افراد هربار که خشونت ببینند، زیردستان خود را آزار میدهند. کودکان نیز در صورت مورد خشونت قرار گرفتن، این چرخه را ادامه داده و حرص خود را روی خواهر و برادرهای خود، حیوانات یا اسباببازیهایشان خالی میکنند.
ریشههای خشونت
جوامعی که درگیر نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی یا مسائلی مثل جنگ بوده و جوامعی که سلطه و کنترل زیادی بر افراد خود وارد میکنند، بیشتر از جوامع دیگر تولید خشم میکنند. «صفری» دراین باره گفت: «تا زمانی که افراد برای بقا و حقوق اولیۀ خود میجنگندند نمیتوانند، از سطوح عالی مغز خود استفاده و درست رفتار کنند.» از دیگر ریشههای خشونت اعتیاد، اختلالات روانی همچون اختلالات پدوفیلی، جهالت و کمبود آموزش است.
اقدامات پیشگیرانه
سازمانهایی مثل سازمان یونیسف و سازمان بهداشت جهانی برای پیشگیری از از اعمال خشونتآمیز فعالیتهایی انجام میدهند. اولین اقدام، ایجاد و اجرای قوانین برای پیشگیری از خشونت، مانند محدود کردن دسترس به الکل و سلاحهای مختلف برای افراد است. دومین اقدام تغییر ارزشهای جامعه به سمت ارزشهایی است که درنتیجه آن به کودکان به مثابه آیندهسازان دنیا نگاه شود. اقدام بعدی شناسایی محیطهای امن برای کودکان و فراهمسازی امکاناتی برای آموزش والدین از زمان بارداری است. اقدام آخر که به نوعی مهمترین و مؤثرترین اقدام در این حوزه است، آموزش مهارتهای زندگی به کودکان، والدین، معلمها و بعد از آن آگاهسازی همۀ افراد جامعه از حقوق کودک و مصادیق کودکآزاری است.
آموزش مهارتهای زندگی باید در مدارس اتفاق بیوفتد. «فرزانه صفری» با تاکید بر این موضوع به پروتکل آموزشی مهارتهای زندگی اشاره کرد که در دانشگاه شهیدبهشتی تلاش شد متناسب با فرهنگ ایرانی تغییراتی روی انجام شده و در آموزش و پرورش به اجرایی درآید، اما در نهایت با محدود کردن این برنامه به یک درس و ایجاد تغییرات در آن، این برنامه به اهداف خود نرسید. بنابراین امروزه کودکان مجبورند مهارتهای زندگی را نه در مدارس بلکه در کلینیکهای روانشناسی و از روانشناسان آموزش ببینند.
کودکان دارایی والدین خود نیستند
کودکان افراد مستقل دارای حقوق انسانی هستند. آنها هویت و شخصیتی مستقل از والدین و سرپرستان خود داشته و برخلاف دیدگاه سنتی بخشی از دارایی و مایملک خانواده خود نیستند. آنها دارای حقوق فردی و اجتماعی مختص به خود هستند. از آنجایی که کودکان آسیبپذیر و بیدفاعاند برای محقق شدن حقوق خود نیاز به حمایت دستگاههای قانونگذار و قضایی و سازمانهای مردمنهاد دارند. حقوق کودکان شامل امتیازاتی میشود که قانونگذار صرفنظر از نژاد، قومیت، ملیت، وضعیت مالی و تحصیلی خانواده و وضعیت جسمی و ذهنی کودکان برای آنها قائل است. از مهمترین حقوقی که برای کودکان در نظر گرفته شده است، حقوق محافظت از کودکان در برابر خشونت است. اما امروزه در جوامع علیرغم وجود قوانین، شاهد طیف گستردهای از اعمال خشونت علیه کودکان هستیم. این امر نشاندهنده آن است که قانون نمیتواند به تنهایی بازدارنده کودکآزاری یا هر گونه آسیب اجتماعی دیگر باشد و علاوه بر قوانین مترقی و کارآمد به زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی هم نیاز است.
«مونیکا نادی»، وکیل دادگستری و فعال حقوق کودک، از کارشناسان این نشست بود که به بررسی قوانین و وضعیت حقوقی حوزه کودک در ایران پرداخت. او با اشاره به نیاز جوامع به قوانین و فرهنگ سالم، وضعیت جامعه ایران را اینگونه توصیف کرد: «وضعیت الان به شکلی است که قوانین یا ناکارآمدند، یا اجرایی نمیشوند. علاوه بر آن فرهنگ غلط جامعه هم کمکی به بهبود وضعیت نمیکند. برای مثال طبق قانون، کودک را نباید کتک زد. اما قانون درجایی دیگر اجازه «تنبیه متعارف» را به والدین در جهت تادیب کودکان خود میدهد. تنبیه متعارف تنبیهی است که عرف تایید کند. عرف ما هم به دلیل نگاه مالکیتی که به کودکان دارد، به والدین اجازه میدهد که هر کاری که دوست داشته باشند با فرزند خود بکنند. »
فرزانه صفری: بدن انسان از سلولهایی تشکیل شدهاست که حافظه دارند. هر اتفاقی که برای بدن و روان رخ بدهد در بدن باقی مانده و مسیر رشد سلولی را تحت تاثیر قرار میدهد. بیماریهای قلبی و عروقی یا انواع سرطان از اثرات شایع میان قربانیهای خشونت است
«نادی» در ادامه به معرفی قانون خاص حمایت از کودکان و نوجوانان پرداخت که در سال ۸۱ تصویب و در سال ۹۹ برای اصلاح اشکالات آن تلاشهایی انجام شد. در این قانون مصادیق بیشتری از خشونت علیه کودکان جرمانگاری شد و علاوه بر گسترش دامنه جرائم، برای گسترش مجازاتها و تامین ضمانت اجرا برای این قانون تلاشهایی صورت گرفت. بعد از تصویب این قانون، به مرور نهادهای اجتماعی هم متوجه اهمیت حقوق کودک شدند و مطالباتی در این زمینه صورت گرفت.
به گفته «مونیکا نادی»، مجازاتهای جرائم جنسی (در صورت موفقیت در اثبات جرم) به طور معمول در کشور ما دارای خلا هستند، به این معنا که مجازاتها یا سالب حیاتاند یا اصلا بازدارنده نیستند. در قانون خاص حمایت از کودکان و نوجوانان، تلاش شده است مجازاتهای جرائم جنسی علیه کودکان طبقه بندی شده و خلاهای آن تا حدی برطرف شود، اما هنوز این مجازاتها به طور کامل بازدارنده نیستند.
غفلت و سهل انگاری، که یکی از اقسام خشونت علیه کودکان محسوب میشود، در این قانون اینگونه تعریف میشود: «کوتاهی در انجام تکالیفی از قبیل تامین نیازهای اساسی و ضروری کودک». این نوع از خشونت نیز در این قانون جرمانگاری شد، اما این امر بر این فرض ثابت است که بیتوجهی والدین منجر به آثار ملموسی بشود، وگرنه این سهلانگاریهای جرم تلقی نشده و مجازاتی هم برای آن در نظر گرفته نمیشود. هرچند که مجازاتهای تعیینشده برای این نوع از خشونت والدین، از حداقلیترین مجازاتها است.
آسیبها و سوءرفتارهای دیگری هم در این قانون جرمانگاری شدهاند اما در عمل الگوهای رفتاری خشونتآمیز همچنان در تمام اقشار جامعه تکرار میشوند و این قوانین بازدارنده نیستند. نادی در این مورد گفت: « مثل قوانین مربوط به کار کودک که میبینیم علاوه بر اینکه برای کودکان در خیابانها اجرایی نمیشود، برای سویههای جدید کار کودک مثل کودکبلاگری هم بازدارنده نیستند. یا میبینیم که معلمی که به دلیل آزار از مدرسه اخراج میشود، دوباره در مدرسهای در شهر یا روستای دیگر به راحتی مشغول به کار میشود.»
توجه قانون به پیشگیری
در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، برای اولین بار به پیشگیری و اهمیت آن توجه شد. در این قانون کودکانِ در معرض خطر معرفی میشود و نهادهای مختلف را به مداخله در وضعیت این کودکان ملزم میکند. به عنوان مثال طبق این قانون نهاد آموزش و پرورش و صداسیما به فعالیت در زمینه آموزش و اطلاعرسانی یا وزارت رفاه به بررسی وضعیت کودکان کار ملزم میشوند. همچنین این قانون برای بهزیستی و مددکاران امکاناتی را فراهم کرد تا در صورت مشاهده جرم بتوانند بدون گرفتن دستور قضایی، مداخله کرده و جلوی وقوع جرم را بگیرند.
همچنین با هدف ایجاد یک سیستم نظارت عمومی، طبق این قانون اگر فردی از وقوع جرم علیه کودکی مطلع شود اما به دستگاههای قضائی اطلاع ندهد، مجرم محسوب میشود.
دادگاه تخصصی برای رسیدگی به جرائم علیه کودکان نداریم
«نادی» درباره کاستیهای سیستم حقوقی در حوزه حقوق کودک گفت: « ما در ایران دادگاههای تخصصی برای رسیدگی به جرائم علیه کودکان نداریم. ما به مقام قضائی نیاز داریم که آگاهی و شناخت کافی از حقوق کودک و این قوانین داشته باشند. برای من بارها اتفاق افتاده که در دادگاهی به قاضی برخوردم که اصلا از وجود قانون حمایت از کودکان و نوجوانان خبر نداشت.»
قانون زمانی میتواند مؤثر باشد که بر روی کل فرایند حقوقی نظارت شده، نتایج آن پیگیری و در کنار آن برای مردم آگاهی ایجاد شود. از دیگر کاستیهای سیستم قضائی، عدم پیگیری وضعیت کودکان بعد از اثبات جرم و تعیین مجازات است. بسیاری از این کودکان دوباره به محیط ناآرام و در محدوده افرادی که به آنها آسیب رساندهاند بازمیگردند. البته قانون به مددکاران اجازه نظارت بر وضعیت آنها را داده است، اما این امر در عمل به دلیل وجود پروتکلهای اداری و بازخواست مددکاران، اجرایی نمیشود.
حافظان تاریخ؛ مبارزه با حفاریهای غیرمجاز
در سالهای گذشته، بیشترین واژههای استفادهشده برای اقدامات غیرقانونی که با نام «کشف گنج» مطرح میشدند، «فلزیاب» بود و تبلیغات خرید و فروش آن که آزادانه انجام میشد و در دسترس بود، وسیلهای که دل جویندگان گنج را از بین چندصدبار خود را بهدلخطرزدن، به کشف چند سکۀ نه زیاد تاریخی دلخوش میکرد؛ اما این ماجرا رفتهرفته به یک مسئلهٔ بزرگ در کشور تبدیل شد. حالا مدتی است که تلاشهایی برای مقابله با «گنج یابی» صورت گرفته است. در تازهترین اتفاق، «جامعۀ باستانشناسی ایران» و «انجمن علمی باستانشناسی کشور»، در بیانیهای از پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، پژوهشکدۀ باستانشناسی، انجمن حقوقشناسی و دیگر تشکّلهای مرتبط برای تشکیل «کارگروه مبارزه با گنجیابی» حمایت کردند.
آبخیزداری سازهای و کمبود پوشش گیاهی، دو چالش منابع طبیعی
نرخ سهبرابری فرسایش خاک در کشور، منجر به ازدسترفتن خاک مرغوب سطحی و کاهش روزافزون توان تولید در مراتع و اراضی کشاورزی شده و مقابله با آن اجتنابناپذیر است. وقوع انواع فرسایش سطحی و عمقی در اراضی، امکان بهرهبرداری یکپارچه از زمینها را از بین میبرد و روند بیایانیشدن را تسریع کرده است. مقابله با این پدیده، درحالحاضر غالباً با استفاده از انواع سازههای سنگی و ملاتی و یا گابیونی بهصورت ساخت رسوبگیر (چکدم) انجام میشود که از نظر فنی، کارایی لازم را نداشته و نیز بهدلیل موقعیت و پراکندگی، غیر قابل نگهداری است. در مقابل با تغییر رویکرد سازهای به رویکرد بیولوژیک و افزایش پوشش گیاهی دائمی با استفاده از گونههای مقاوم به خشکی، میتوان بهطور همزمان با پدیدۀ فرسایش و فقر مراتع مقابله کرد.
کمبود پوشش گیاهی بهعنوان چالش عمدۀ دوم، به طرق مختلف بخش منابع طبیعی کشور را تحتتأثیر قرار داده و اثرات آن بهصورت افزایش اراضی بیابانی، فقر مراتع و افزایش تبخیر نمایان شده است. جبران این کمبود میتواند منجر به نفوذ بیشتر ریزشهای جوی در خاک، حفظ رطوبت و افزایش پوشش سطحی و تراکم آن شود. این امر بهنوبۀ خود، از روند فرسایش خاک جلوگیری کرده و تولید در مراتع را برای رونق دامداری به دنبال دارد. پیگیری روشهای بیولوژیک برای مقابله با فرسایش و کنترل رسوب (بهجای استفاده از روشهای ناپایدار و غیر اقتصادی سازهای)، میتواند منجر به دایرشدن اراضی بایر، حفظ کاربری اراضی، توسعۀ زنبورداری، تولید علوفۀ دام، رونق گردشگری و تنوعزیستی شود. در مقابل اجرای طرحهایی که منجر به تغییر کاربری عرصههای مرتعی میشود (کشتوکار در اراضی شیبدار و کشت گیاهان یک ساله دیم که در مقایسه با سطح زیاد تحت اشغال، دارای عملکرد بسیار پایین و غیرقابلتوجیهی هستند)، عامل تشدید رخدادهای طبیعی نظیر بیابانیشدن، زمینلغزش و فرسایش خاک هستند.
