بایگانی

جا‌به جایی پایتخت راه‌حل نیست

بیت‌الهی عضو هیات علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در نشست تخصصی مسئله آب و پایتخت عنوان کرد که فرونشست زمین در کلانشهر تهران نیازمند عزم مدیریتی پایدار و تغییر رویکردهای اساسی در حوزه سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌ها است و جا‌به‌جایی پایتخت راه‌حل آن نیست.

بیت‌الهی گفت: نفوذ سیاست‌زدگی و تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی  یکی از عوامل اصلی بحران‌های کنونی است.  وقتی تصمیمات غلطی مثل استانی‌کردن مدیریت منابع آب یا صدور هزاران پروانه حفر چاه در پهنه‌های فرونشستی اتخاذ می‌شود، باید شاهد چنین معضلاتی بود.

بیت‌اللهی با انتقاد از تمرکز جمعیتی بیش از حد در تهران و شهرهای اطراف، توضیح داد: سیاست‌های نادرست در حوزه کشاورزی و مسکن، فشار بیش از حدی بر منابع آب زیرزمینی وارد کرده است. نرخ سالانه فرونشست در جنوب تهران را تا ۲۰ سانتی‌متر است.  انتقال آب بین‌حوزه‌ای، انتقال پایتخت یا ساخت مسکن‌های بیشتر در مناطق مشکل‌دار، نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه پایداری منطقه را بیشتر به خطر می‌اندازد.

 

او همچنین با اشاره به نمونه‌های موفق از کشورهای دیگر مانند ژاپن، تایوان و چین در مدیریت فرونشست زمین، بر اهمیت گزارش‌های فنی و تکنیک‌های مدیریتی تأکید کرد و گفت:  در بسیاری از مناطق جهان، با استفاده از تکنیک‌های علمی و مدیریت صحیح منابع، توانسته‌اند فرونشست زمین را مهار کنند. این موضوع نیازمند عزم مدیریتی پایدار است، اما متأسفانه در کشور ما هر تغییری در سطح مدیریتی باعث شروع دوباره فرایندها می‌شود.

بیت‌اللهی همچنین بر ضرورت اصلاح سیاست‌های جمعیتی و توزیع مناسب مشاغل و درآمد در سراسر کشور تاکید کرد و گفت: معضل فرونشست زمین و بحران آب تنها با اصلاح اساسی سیاست‌ها و نگاه بلندمدت قابل حل است و اقداماتی نظیر انتقال پایتخت، تنها پاک کردن صورت‌مسئله خواهد بود.

 

درخت دوستی بنشان که کام دل به‌بار آرد

| روستاگل |

ما می‌کاریم و نگهداری می‌کنیم تا همیشه

شعار «ما می‌کاریم و نگهداری می‌کنیم، تا همیشه» نماد فعالیت‌های روستاگل است که از سال ۱۳۹۳ شروع به انجام پژوهش‌ها، آموزش‌ها و فعالیت‌های فرهنگی هماهنگ با طبیعت برای کودکان و نوجوانان کرده است. با گسترش شبکه‌های اجتماعی، صفحه گروه روستاگل به محلی برای تولید محتوا و اشتراک‌گذاری دغدغه‌های حفاظتی طبیعت تبدیل شد. با ثبت مؤسسه فرهنگی محیط‌زیستی روستاگل ورجین، پروژه‌های متنوعی از جمله درختکاری، پاکسازی طبیعت، احیای جنگل، چاپ کتاب و فیلم‌سازی به اجرا درآمد. گردانندگان این مجموعه، که شامل دوستداران طبیعت از سراسر ایران و از اقشار گوناگون جامعه هستند، با هدف مشترک همراستا شده و امور را با حمایت مردم و سازمان‌ها به انجام می‌رسانند. روستاگل با هدف کاشت و نگهداری نیم میلیون درخت، تاکنون بیش از پانصد هزار بذر و نهال را به زمین هدیه داده و به نقاط مختلف ایران ارسال کرده و طرح روستای سبز را پایه‌گذاری کرده است. این طرح به رشد مشاغل محلی کمک کرده و همزمان به طبیعت یاری رسانده و فرهنگ درختکاری را در میان اهالی منطقه ترویج می‌کند. آموزش و ترویج فرهنگ دوستی با طبیعت و درختکاری هدف اصلی روستاگل است. پروژه‌هایی نظیر «پروژه تئاتر گل» و «درخت بازی» طراحی شده‌اند تا کودکان و نوجوانان از سنین پایین با این فرهنگ سبز آشنا شوند.

طرح همیار جنگل نیز به‌طور فعال در حال اجراست. این طرح شامل بذرکاری و نهالکاری در بسترهای منابع طبیعی و احیای جنگل‌های آسیب‌دیده و کمک به چرخه زیست محیطی است. ایجاد مناطق حفاظت‌شده و کارآفرینی در نواحی کم‌برخوردار از مهم‌ترین نتایج این طرح محسوب می‌شود. همچنین، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و فرهنگ‌سازی در مناطقی که همیار جنگل در آنجا فعال است، از دیگر فعالیت‌ها است.
در حال حاضر، این طرح در منطقه حفاظت‌شده دشت ارژن استان فارس با بلوط‌کاری و در منطقه دلوار استان بوشهر با کاشت درخت حرا در حال اجراست. در بخش «نشو و نما» سایت روستاگل، معرفی گیاهان مختلف و ارائه اطلاعات جذاب و کاربردی برای مخاطبین عادی و تخصصی انجام می‌شود. این اطلاعات شامل داستان‌ها و افسانه‌ها، کاربردهای دارویی، روش‌های تکثیر و مراقبت گیاهان است. در طرح کسب و کار سبز، انواع کسب و کارها با مشارکت در درختکاری به ایفای نقش مسئولانه خود در قبال محیط‌زیست پرداخته و به الگویی سبز تبدیل می‌شوند. این مشارکت‌ها می‌توانند به شکل احیای جنگل‌ها، ایجاد بوستان به نام مجموعه خود، یا کاشت درخت به نام کارکنان و مشتریان باشند. کسب و کارها ضمن بهره‌مندی از مزایای معنوی، کلیپی تبلیغاتی از کاشت و نگهداری درختان تهیه کرده و گواهی‌نامه‌ای سبز دریافت خواهند کرد.

 

| نذر طبیعت |

خیرات در راه طبیعت

«نذرطبیعت وطن ما» یک تشکل غیردولتی با مجوز رسمی استانداری قم است که از سال 1397 با حمایت مادی و معنوی دوستداران محیط زیست شکل گرفت. هدف نذر طبیعت تاٌمین دارو و تجهیزات دامپزشکی، تأمین تجهیزات حفاظت، درخت‌کاری و بوته‌کاری ساخت آبشخور و تأمین علوفه برای حیات‌وحش در مناطق درگیر خشکسالی در سراسر کشور است.
انگیزه ما فرهنگ سازی، آموزش، ترویج و جلب مشارکت‌های مردمی حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی از طریق فعالیت‌های خیرخواهانه و عام‌المنفعه است که به‌وسیله

وبسایت و اپلیکیشین نذرطبیعت اقدام به عضو گیری بیش از ده هزار نفر از سراسر کشور کرده است تا با مشارکت عموم علاقمندان پروژه‌های بزرگ حفاظت از محیط زیست را به انجام برساند.

محدوده فعالیت نذر طبیعت تاکنون بیش از صد نقطه از مناطق مختلف کشور مانند مناطق حفاظت شده‌، پناهگاه حیات وحش و پارک‌های ملی بوده است. به‌ویژه در زیستگاه‌هایی که در اثر خشکسالی با مشکلات تأمین آب و علوفه روبرو شده‌اند اقدام به ساخت ده‌ها آبشخور، مخزن ذخیره آب، آب انبار، کشت علوفه و ارسال علوفه برای تغذیه حیات وحش کرده است و رقم کلی آن

بیش از بیست میلیارد ریال است. از دیگر اقدامات نذرطبیعت می‌توانیم به جبران بخشی از خسارات حیات‌وحش به دامداران و کشاورزان در قالب کارت هدیه‌ اشاره کنیم. در حوزه فرهنگ سازی هم اقداماتی مانند تولید لوازم التحریرهایی با تصاویر و پیام‌های محیط زیستی برای توزیع بین دانش آموزانِ روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات وحش انجام گرفته است. تأمین دارو و لوازم دامپزشکی برای مراکز تیمار و بازپروری حیات وحش، کمک به ساخت پناهگاه‌های سگ‌های بلاصاحب با هدف عقیم‌سازی و کاهش تعارضات، کمک به جوامع محلی که در حفظ گونه‌ای خاص از حیات وحش مشارکت کردند؛ به عنوان مثال برق خورشیدی در روستای لیپار که حافظ لاکپشت پوزه عقابی هستند، نصب شده است. موارد دیگری که نذر طبیعت برای حفاظت محیط زیست انجام داده می‌توان به مواردی مانند اشتغال جایگزین برای شکارچیان نادم، تأمین تجهیزات حفاظت از محیط زیست، درختکاری و جنگل‌کاری تمهدیدات لازم برای کاهش تعارض حیات وحش اشاره کرد. به عنوان مثال چراغ خورشیدی به آغل‌های گوسفند در کوه‌های میناب برای دور شدن پلنگ و خرس سیاه اهدا شده است.

حمایت از محیط بانان و همیاران محیط زیست در قالب پرداخت دستمزد به چند همیار در چندین منطقه، اعطای وام به چند محیط‌بان و همیار، اهدای دوربین عکاسی و تله‌ای، موتورسیکلت است.

از طرف دیگر بزرگترین برنامه درختکاری مردمی توسط انجمن نذرطبیعت انجام گرفته به نحوی که ۵۰ هزار نهال تاغ در وسعت ۵۰۰ هکتار در یکی از بزرگترین کانون های ریزگرد کشور درمرکز کشور یعنی سراجه قم کاشته شده که آبیاری و مراقبت هم می‌شوند و البته هزینه آن توسط حامیان با رقم حدودا ۴ میلیارد تومان تامین شده است. نذر طبیعت همچنین در سال ۱۴۰۱ با راه اندازی پویشی سراسری توانست اقدام مهمی برای کمک به فنس‌کشی انجام دهد. بیش از ۵ کیلومتر فنس برای ایمن سازی جاده عباس آباد-میامی که عامل اصلی تلفات یوزپلنگ در کشور بوده و به جاده مرگ شهرت دارد را خریداری و اهدا کرد.
انجمن نذرطبیعت وبسایتی با امکانات کامل و به روز راه اندازی کرده و توانسته بیش از بیست هزار عضو حامی جذب کند که هر کدام از آنها دارای پنل کاربری در سایت هستند و می‌توانند گزارش هر یک از پروژه هایی که خودشان به آنها کمک کردند را هر لحظه دریافت نمایند. کارت حامی طبیعت برای اعضایی صادر می‌شود که در سایت ثبت نام کنند و ضمن تکمیل مدارک در پنل کاربری خود در پروژه‌ها مشارکت داشته باشند و تاکنون بیش از ۵ هزار نفر کارت حامی طبیعت دریافت کردند. اعضا با داشتن این کارت می‌توانند در همایش‌های سالیانه، سفرهای طبیعت‌گردی شرکت کنند و از پروژه‌ها بازدید کنند. هدف ما عمومی سازی فرهنگ خیرات در راه طبیعت است و در این راه هم موفق بودیم چون گروه‌های محلی شکل گرفتن و با ایده گرفتن از نذرطبیعت در حال کمک‌رسانی به حیات وحش در مناطق خود هستند. چشم اندازی که نذر طبیعت دنبال می‌کند شامل سوق دادن حامیان حیوانات بلاصاحب به سمت حمایت از حیات وحش در خطر انقراض است یا تشویق شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی به سمت ایفای مسئولیت اجتماعی در حوزه محیط زیست و از سوی دیگر تشویق مسئولین ذی‌ربط به انجام جدی‌تر وظایف خود از جمله چشم اندازهای انجمن نذرطبیعت است.

| (آپام) |

بازار کربن به زبان ساده و سازوکار آپام

شرکت رویش گستر زیست بوم (آپام) در زمینه توسعه اقتصاد کربن، اقدام به ایجاد سامانه بازار کربن قابل اتصال به معاملات پایاپای بورس انرژی کرده است. این بازار با همکاری یکی از کارگزاری‌های به نام بخش خصوصی، بازارگردانی خواهد شد و اوراق کربن در سامانه بورس انرژی تامین مالی بسیاری از پروژه‌های مهم محیط زیستی را از طریق اعطای اعتبار کربن انجام می‌دهد.
آپام ابزاری فناورانه را جهت ارزیابی رد پای کربن شرکت‌ها و اعطای اعتبار کربن ایجاد کرده که می‌تواند نیاز تامین مالی برای پروژه‌های محیط زیستی را تامین کند. فعالیت‌های مختلفی مانند احیا قنات یا مراقبت از جنگل‌ها می‌توانند باعث ترسیب کربن شوند.
بازار کربن یک بازار مهم مالی در زمینه تامین اعتبار پروژه‌های محیط زیستی است که از محل جبران ردپای کربن توسط شرکت‌ها، پروژه‌های محیط زیستی مانند احیا تالاب‌ها یا فیلتراسیون پالایشگاهی و… تامین مالی می‌شود. در این بازار کارگزاری‌ها نقش واسط ارتباطی بین صنایع آلاینده و پروژه‌های ترسیب کربن(رسوب دادن کربن) دارند. ترسیب کربن به این معنی است که به واسطه فعالیت‌های سبز مانند جنگل‌کاری یا نصب فیلتراسیون گازهای گلخانه‌ای جذب و در زمین ‌ذخیره شوند. در دنیا صنایع بیشترین انتشار گازهای گلخانه‌ای را دارند که همین صنایع هم بزرگترین خریداران اعتبار کربن هستند. بازار کربن دو بخش دارد یک بخش داوطلبانه و دیگری بخش اجباری است؛ در بخش داوطلبانه اما شرکت‌ها بدون الزام دولت‌ها جهت اثبات پایدار بودنشان انتشار کربن خود را جبران می‌کنند اما در بخش اجباری سقف و حدودی برای انتشار شرکت‌ها در نظر گرفته می‌شود که اگر شرکت‌ها میزان انتشار کربن‌شان بیش از حدود تعیین شده باشد باید اعتبار کربن را از پروژه‌های سبز (مثل احیا جنگل‌ها) خریداری کنند. شرکت‌ها سالانه رد پای کربن خود را با استفاده از سامانه آپام می‌توانند ارزیابی کنند و ما مسیری برای رسیدن به نقطه انتشار صفر تا سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۵۰ ارائه می‌کنیم تا شرکت‌ها بتوانند تعهدشان را به پایداری اثبات نمایند. آپام برای آینده ی پنجاه ساله، سیاره‌ای را در دسترس می‌داند که ارزش زیست یک اولویت جدی تلقی می‌شود و ضرورت تعادل ماده و انرژی در اکوسیستم‌ها به درستی توسط جامعه و دولت درک می‌شود. ما با ادغام ضرورت این تعادل و نیاز آینده زمین، به دنبال رسوب دادن کربن در حجم وسیع و قابل شمارش هستیم. همچنین از طریق محتوای آگاهی بخش ارزش اجتماعی فعالیت‌های سبز شرکت‌ها را به جامعه نشان می‌دهیم تا مشتریان بتوانند خریدی سبز انجام دهند. یکی از خدمات آپام نشان کربن صفر حمل و نقل محصول، کسب و کار است که بر روی محصول درج می‌شود و نشان می‌دهد رد پای کربن آن صفر یا محصول یا حمل و نقل آن صفر شده است.
همچنین با تخصیص نشان پایداری براساس اقدامات انجام شده شرکت‌ها وضعیت آنها در مسیر جبران رد پای کربن به مخاطبین در فضای مجازی و وب سایت شرکت‌ها نمایش داده می‌شود.
متدولوژی آپام براساس ISO14064 ,ISO14067 , GHG protocol است که بر اساس آنها در سه حوزه انتشارات محاسبه می‌شوند و مسیری برای کاهش پیشنهاد می‌شود. شرکت‌ها ابتدا با اصلاح فرآیندهای داخلی مانند کاهش مصرف انرژی به کاهش ردپای کربن خود می‌پردازند و آپام پیشنهاداتی را در این زمینه ارایه می‌کند. همچنین آپام رد پای کربن صنایع را با صنایع مشابه مقایسه می‌کند و وضعیت آنها را در مقایسه با رقبای خارجی نشان می‌دهد. شرکت‌ها می‌توانند با شروع ارزیابی رد پای کربن وارد مسیر پایداری شوند و وضعیت خود را از نظر انتشار کربن آنالیز کنند. برای شروع ارزیابی‌شرکت‌ها می‌توانند وارد وبسایت www.aapaam.net شوند و ثبت نام کنند.

 

| بازدم |

هدیه درخت

«بازدم» یک مجموعه محیط زیستی کاملا خصوصی، مستقل و فعال در زمینه درختکاری و حفاظت از محیط ‌زیست است که فعالیت رسمی خود را از سال ۱۳۹۹ با اجرای طرح «هدیه درخت» شروع کرد. در گام نخست تلاش دارد تا با ایجاد فرآیند و راهکارهایی خلاقانه و با تعریف توجیه اقتصادی برای فعالیت‌های محیط‌ زیستی و همچنین آموزش، آگاهی‌رسانی، اشتغال‌زایی، جلب مشارکت‌های اجتماعی و کسب و کارها، علاوه بر احیاء و گسترش پوشش گیاهی بومی و طبیعی مناطق در زمینه‌ی ترویج و توسعه حفاظت مشارکتی و کسب و کار سبز را در جای جای این سرزمین فراهم آورد.

بازدم بستری را فراهم کرده تا افراد و سازمان‌ها بتوانند در مناسبت‌های مختلف به زمین و عزیزان‌شان درخت هدیه کنند و ضمن تقدیم هدیه‌ای خاص و ماندگار که نه تنها باعث تخریب و مصرف منابع محدود زیستی، انتشار آلودگی و کربن در جو نمی‌شود بلکه سال‌های سال ضامن ادامه‌ی حیات و آبادی زمین برای تمام زیستمندانش خواهد بود. این مجموعه ارضی مناسب برای درختکاری را از ارگانهایی مثل شهرداری، منابع طبیعی و محیط زیست تحویل گرفته و پس از چند سال به شکل جنگلی پایدار از درختان بومی و بی‌نیاز از آبیاری به آنها تحویل می‌دهد. بازدم برای چنین خدمتی نه تنها هیچگونه پول و امکاناتی از ارگان صاحب عرصه دریافت نمی‌کند، بلکه ضمن ایجاد اشتغال، گردش مالی، آموزش و فرهنگ سازی و بهبود شرایط زیستی و حفاظت از آن زیستگاه و… به سود و درآمدی مناسب نیز می‌رسد. آنها گونه‌های بومی و مقاوم هر منطقه را شناسایی و نهال‌های کوچکش را در آنجا کاشته و با رعایت اصول پریماکالچر گیاهان را به نوعی تربیت می‌کنند تا ریشه‌هایشان پراکنده شده و به عمق بروند، پس از آن با توجه به سازگاری آن گونه با میزان بارش سالیانه، دما و شرایط منطقه گیاهان می‌توانند بدون نیاز به آبیاری و نگهداری به شکل طبیعی به رشدشان ادامه دهند.
بازدم با همین شیوه تاکنون موفق به کاشت بیش از 23 هزار نهال بومی در فضایی نزدیک به 60 هکتار در بوستان‌های جنگلی و شهری تهران از جمله کوهسار، چیتگر، باغ موزه قصر و سرخه حصار شده است.
همچنین از بهمن سال 1401 با انعقاد تفاهم‌نامه همکاری با اداره‌ی پارک ملی توران استان سمنان برای احیاء پوشش گیاهی تنها زیستگاه طبیعی باقی‌مانده‌ی یوزپلنگ آسیایی در جهان، اقدام به کاشت بیش از 13 هزار نهال تاغ در قلب پارک ملی توران نموده و به دیگر امور حفاظتی منطقه و محیطبانان نیز کمک‌های قابل توجهی کرده است.
از جمله طراحی و نصب تابلوهای هشدار خطر تصادف با یوز در محور میامی-سبزوار ، بیش از 120 روز حضور و گشت در منطقه حفاظت شده و پارک ملی توران، حضور فعال در برنامه‌های پایش و ایمن‌سازی جاده‌ تعمیر تراکتور، تانکرهای آبرسانی، لوله و اتصالات انتقال آب، کمک به جیره‌ی غذایی محیطبانان، کمک به معیشت جوامع محلی با کاشت درختان مثمر و نصب سیستم آبیاری در باغات آنها از دیگر کارهایی است که بازدم در حوزه محیط زیست انجام داده است. بازدم به زودی در زمینه‌ی سفرهای طبیعت‌گردی تجربه گرایانه، کار داوطلبانه، هدایا و محصولات دوستدار محیط زیست، مدیریت پسماند و… فعالیت خود را گسترش خواهد داد.

ساکت الهامی استعفا کرد

کت الهامی سرمربی نساجی دقایقی پیش از سمت خود در این باشگاه استعفا کرد.

الهامی دیشب (سه شنبه) پس از شکست در هفته شانزدهم لیگ برتر مقابل فولاد، به شدت عصبانی شد و الفاظ زشتی علیه یحیی گل‌محمدی عنوان کرد.

 

اگر در تهران قدم بزنید، می‌بینید که برخی خانم ها حجاب بر سر ندارند و علیرغم اینکه این اقدام غیرقانونی است اما حکومت تصمیم گرفته به زنان فشار وارد نکند

ظریف: اگر در خیابان های تهران قدم بزنید، می‌بینید که برخی خانم ها حجاب بر سر ندارند و علیرغم اینکه این اقدام غیرقانونی است اما حکومت تصمیم گرفته است که به زنان فشار وارد نکند

معاون راهبردی رئیس‌جمهور در اجلاس داووس:
باید بگویم این امر با تلاش آقای پزشکیان و با رضایت مسئولان عالی ایران انجام گرفته است

عیدی کارگران در سال ۱۴۰۳

کارگران مشمول قانون کار، هر ساله مبلغی را به عنوان عیدی در پایان سال دریافت می کنند و کارفرما ملزم به پرداخت این مبلغ است. اما نحوه محاسبه عیدی با توجه به اینکه وی چند ماه کارکرد داشته، متغیر است که مبالغ آن برای امسال محاسبه شده و در این اینفوگرافیک آمده است.

تعیین جنسیت توله یوزپلنگ‌های آسیایی؛ امیدی برای احیای نسل در پارک ملی توران

سعید یوسف‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، از تعیین جنسیت توله‌ یوزپلنگ‌های پارسالی تلخاب و هرب، دو یوز آسیایی ماده در پارک ملی توران، خبر داد.

وی با اشاره به اهمیت این دستاورد گفت: “تلخاب و هرب، دو یوز ماده ارزشمند پارک ملی توران، که هر کدام سه نسل یوز آسیایی را به طبیعت ایران هدیه داده‌اند، این بار نیز با توله‌های خود که در شرف استقلال هستند، امید تازه‌ای به بقای این گونه در خطر انقراض بخشیده‌اند. از میان توله‌های تلخاب، هر دو توله نر هستند، در حالی که توله‌های هرب شامل یک نر و یک ماده می‌باشند.”

یوسف‌پور افزود: “این موفقیت نتیجه تلاش‌های بی‌وقفه در حفاظت و مدیریت زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است. پارک ملی توران، به عنوان یکی از آخرین زیستگاه‌های این گونه ارزشمند، نقشی کلیدی در حفظ تنوع زیستی ایران ایفا می‌کند.”

این خبر بار دیگر بر اهمیت همکاری جامعه محلی، محیط‌بانان و کارشناسان محیط زیست برای حفاظت از #یوز_آسیایی تأکید می‌کند و نقطه امیدی برای آینده طبیعت ایران به شمار می‌رود./ پیام ما

توافق ایران و افغانستان بر سر حقابه‌ها دور از دسترس نیست

بقایی: اینکه ایران و افغانستان درباره حقابه‌ها از جمله هیرمند به توافق و تفاهم دست پیدا کنند دور از دسترس نیست

سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری: موضوع حقاب ایران از هیرمند و حقابه هایی که از سایر رودخانه‌های جاری به سمت ایران وجود دارد همیشه مورد پیگیری بوده و دستور کار ثابت هرگونه گفتگوی ایران و افغانستان بوده و خواهد بود.

🔹ما فکر می کنیم که همکاری در مورد آب می‌تواند یکی از نقاط قوت و یکی از نقاط همکاری بین دو کشور ایران و افغانستان باشد.

🔹 سیاست حسن هم جواری و رابطه تاریخی تمدنی فرهنگی و پیوندهای مختلفی که بین دو ملت وجود داره ایجاب می کند که د این زمینه هر دو طرف به توافق و تفاهم دست پیدا دست پیدا بکنند؛ این دور از دسترس نیست.

روایت طبیعت در سیم‌های نقره‌ای سنتور

پریسا ساسانی، خبرنگار روزنامه پیام ما، به دیدار استاد میلاد کیایی، سنتورنواز، رفته و از او درباره رابطه موسیقی و محیط‌زیست پرسیده است.

نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در لینک زیر بخوانید:

روایت طبیعت در سیم‌های نقره‌ای سنتور

فلرسوزی پالایشگاه بهبهان

فعالان محیط زیست بهبهان با ارسال ویدیوهای کوتاه به “پیام ما” از فلرسوزی در این شهر و تبعات آ‌ن بر سلامت شهروندان گزارش می‌دهند.

رؤیایی دور از واقعیت مکران

مکران به‌عنوان یکی از پیشنهادهای احتمالی برای پایتختی کشور ملاحظاتی دارد که قابل‌تأمل است. نخست آنکه جابه‌جایی پایتخت، پیش از هر چیز، پاک کردن صورت مسئله کلانشهر بی‌درو‌پیکری است که ساکنانش را زنده‌زنده در مازوت‌سوزی می‌میراند و نیز تبدیل به پارکینگ عظیم و متحرکی شده است که زمان را به‌شدت نابود می‌کند.

گرفتاری بزرگی که سایر شهرهای پرجمعیت نیز به آن مبتلا هستند. اما مکران؛ بهشتی دست‌نخورده، فراموش‌شده، در بستری از بضاعت‌هایی که به‌دلایل بسیار مشخص سیاسی و عقیدتی هرگز اراده‌ای برای بهره‌برداری و بهبود شرایط آن وجود نداشته است. اما آیا مکران گزینه مناسبی برای انتقال پایتخت است؟ پاسخ قطعاً منفی است. با کدام زیرساخت؟ آیا صرف دسترسی به آب‌های آزاد می‌تواند مکران را تبدیل به پایتخت کشور کند؟! به یاد بیاوریم که مکران، بخش بلوچستان در استان سیستان‌و‌بلوچستان است؛ یکی از محروم‌ترین و پرمسئله‌ترین استان‌های کشور، با نرخ بالای فقر در بسیاری از زمینه‌ها. از بیکاری تا کمبود شدید فضای آموزشی، آمار روبه‌افزایش بازماندگان از تحصیل و بی‌شناسنامه‌ها تا خشکسالی و ده‌ها مسئله کوچک و بزرگ دیگر و یکی از مهمترین دلایل، نبود زیرساخت‌هاست.

یکی از جدی‌ترین معضلات استان نبود و کمبود جاده است. در جایی که راه، شریان حیاتی مواصلاتی در همه دنیاست، چگونه ممکن است منطقه‌ای تبدیل به مرکز یک کشور شود که فاقد یکی از بااهمیت‌ترین شاخص‌هاست! از سوی دیگر، معنای پایتخت وجود وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مهمترین نهادهای دولتی است. آیا برای انتقال این حجم فربه دولتی، کارکنان و خانواده‌های آنها، ساختمان‌هایی وجود دارد؟ خانواده‌ها قرار است کجا اسکان یابند؟ فرزندانشان چطور؟ آنها قرار است در کدام مدارس درس بخوانند؟ در مدارس درختی؟ که دانش‌آموزانش یک سال تمام دور یک درخت کلاس تشکیل می‌دهند، یا در مدارس کپری و شاید حتی به اضافه کردن مدارس کانکسی فکر کرده‌اند. مثل صدها دانش‌آموز بی‌شناسنامه یا شناسنامه‌داری که در این استان، دوران تحصیل را، اگر خوشبخت باشند و شانس ادامه دادن داشته باشند، چنین تجربه می‌کنند! زیرساخت یعنی وجود بیمارستان، درمانگاه، دانشگاه، مراکز آموزشی، رفاهی، تفریحی. یعنی وجود سالن‌های سینما، تئاتر، موسیقی، یعنی وجود یک فرودگاه بزرگ بین‌المللی.

واقعاً با چه تخیلی به مکران به‌عنوان پایتخت فکر شده است؟! با فرودگاه فشل و ناکارآمدی که پس از آن‌همه سال انتظار و بریزوبپاش و خرج آن‌همه پول، تبدیل به فرودگاه فعلی شده است که از عنوان بین‌المللی فقط اسم و تابلوی آن را یدک می‌کشد! بله! با تمام آنهایی که به  اهمیت مکران فکر کرده‌اند، موافقم. آنها جواهری دیده‌اند که سال‌هاست فعالان در منطقه فریاد کشیده‌اند و سعی در فهماندن آن به مسئولان و سیاستگذاران کرده‌اند.

 استان سیستان‌وبلوچستان با تمام فقری که زمین‌گیرش کرده است، انباشته از ثروت است. دسترسی به آب‌های آزاد و اقیانوس یعنی می‌تواند تبدیل به بندرگاهی فعال و یکی از قطب‌های اقتصادی کشور شود؛ صنعت کشتی‌سازی، ماهیگیری، گردشگری دریایی و به‌خصوص به‌دلیل موج‌های کم‌نظیرش، می‌تواند پذیرای گردشگران ورزشی باشد. وجود باغات وسیع خرما، موز، انبه و دیگر میوه‌های گرمسیری ناشناخته می‌تواند این استان را تبدیل به یکی از قطب‌های کشاورزی کند. وجود معادن، سوزن‌دوزی و ده‌ها چیز دیگر. اما مکران، تا زمانی که زیرساخت‌های لازم را نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند جایی مناسب برای پایتخت شدن باشد. استانی با اکثریت اهل سنت که سالیان دراز از مردمانش تلقی جدایی‌طلبی شده است و وجود کیلومترها مرز مشترک با دو کشور خاص چون پاکستان و افغانستان را دارد؛ چگونه ممکن است نقطه‌ای امن برای وجود حساس‌ترین سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دولتی یا حضور و زندگی گردانندگان کشور باشد. در استانی که این اندازه عملیات‌های تروریستی در آن انجام می‌شود، آیا قرار دادن یکی از شهرهای آن به‌عنوان پایتخت می‌تواند منطقی و عاقلانه باشد؟!

تهرانِ خسته! پایان داستانِ ۲۵۰ساله پایتخت ایران

تهران، شهری که در آغوش کوه‌های البرز خفته، بسیار قصه و روایت دارد و هرگز آرام نمی‌گیرد؛ شهری که تاریخ در رگ‌هایش جاری است و مدرنیته بر چهره‌اش لبخند می‌زند. تهران، تابلویی است که در آن رنگ‌ها و صداها به‌هم‌آمیخته‌اند، قصه‌ها و افسانه‌ها در کوچه‌هایش نجوا می‌کنند و نفس زندگی در رگ‌هایش جریان دارد. شهری که در سپیده‌دم با صدای اذان بیدار می‌شود و در غروب با نورهای رنگارنگ چراغ‌ها به خواب می‌رود. شهری که بازارهایش بوی ادویه و تاریخ می‌دهند و آسمان‌خراش‌هایش تا دل آسمان قد کشیده‌اند. شهری که در آن می‌توان هم‌صدای چکش مسگران را شنید و هم آهنگ مدرن زندگی را. شهری که در آن می‌توان هم در خیابان‌های پرهیاهوی شهر قدم زد و هم در باغ‌های سرسبز آرام گرفت. شهری که در آن می‌توان هم از تماشای آثار باستانی لذت برد و هم در کافه‌های دنج و مدرن قهوه نوشید. تهران، شهری که در آن‌هم می‌توان به یاد گذشته اشک ریخت و هم به امید آینده خندید. شهری که در آن می‌توان هم در تاکسی با راننده‌ای گرم و صمیمی هم‌صحبت شد و هم در مترو با غریبه‌ای چشم در چشم شد. شهری که در آن‌هم می‌توان بوی نان تازه را حس کرد و هم عطر گل‌های رنگارنگ را. تهران، شهری که در آن‌هم می‌توان به‌تنهایی فکر کرد و هم با جمع خندید. شهری که در آن‌هم می‌توان به گذشته سفر کرد و هم به آینده چشم دوخت. شهری که در آن‌هم می‌توان سنت‌ها را حفظ کرد و هم با تغییرات زمانه همگام شد. اما تهران قصه‌ ما دیگر به‌مانند گذشته شهر جذابی نیست. تهران ما خسته است، خسته از آلودگی‌ها، از شلوغی‌ها، از هر آنچه تصویرش را از شهری برای زندگی به شهری برای خستگی تغییر داده است. شاید باید در یک عبارت گفت: حال تهران خوب نیست. بسیاری از کلانشهرها و پایتخت‌های جهان، علاوه‌بر جایگاه مراکز استراتژیک و سیاسی، از اهمیت تاریخی و گردشگری بالایی برخوردارند و به همین دلیل، به‌عنوان شهرهای چندوجهی شناخته می‌شوند. به‌ویژه در اروپا، شهرهایی مانند پاریس، رم و لندن صرف‌نظر از نقش پایتختی خود، دارای شاخصه‌های مهم دیگری از جمله بعد تاریخی و حافظ هویت بافت‌های قدیمی هستند. این ویژگی‌ها سالانه گردشگران بسیاری را از سراسر جهان جذب می‌کند و به رونق صنعت گردشگری و تبادلات تجاری این کشورها کمک می‌کند.

ایده تک‌بعدی‌نگری به شهرها که در دهه‌های گذشته در اروپا و برخی کشورهای آسیایی رایج بود و منجر به توسعه‌ صنعتی یکسویه شد، دیگر منسوخ‌ شده است. امروزه، شهرها و کشورها برای رقابت در عرصه‌های مختلف، نیازمند توسعه و رشد چندوجهی هستند؛ امری که امروزه بیش‌ازپیش شاهد آن هستیم و آثار آن مشهود است. یکی از ویژگی‌های مهم درآمدزا در شهرها که برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی و بلندمدت برای آن انجام می‌شود، موضوع گردشگری است. گردشگری با ورود سرمایه و بهره‌وری بالا یکی از عوامل مهم توسعه اقتصادی است. به همین دلیل، برنامه‌های اقتصادی کشورها، با این رویکرد، بیشتر به‌سمت ایجاد زیرساخت‌های مؤثر برای جذب گردشگران بیشتر متمایل شده است. این موضوع تفاوتی بین کلانشهرها، پایتخت‌ها و یا شهرهای کوچکتر قائل نمی‌شود. طرح انتقال پایتخت اقدامی اجتناب‌ناپذیر، مفید و مؤثر در جهت فراهم کردن زیرساخت‌های مناسب جذب گردشگر و تبدیل شهر تهران از یک مرکز صرفاً سیاسی و اقتصادی به یک مرکز گردشگری و جهانگردی است که می‌تواند سالانه درآمد قابل‌توجهی برای مدیریت شهری و کشور ایجاد کند.

تهران از زمان انتخاب به‌عنوان پایتخت ایران در دوره قاجار، به‌طور مداوم گسترش‌ یافته است. جمعیت آن تنها در ۵۰ سال گذشته حدود سه برابر و وسعت آن نیز چندین برابر شده است. این گسترش بی‌سابقه، همراه با رشد بی‌رویه جمعیت مهاجر، منجر به بروز معضلاتی مانند ترافیک، گره‌های شهری، حاشیه‌نشینی، آلودگی هوا و نظایر آن در تهران شده است. این مسائل درنهایت باعث از دست رفتن منابع درآمدزای فراوانی از جمله جذب گردشگر و صنایع وابسته به آن می‌شود. نه‌تنها گردشگری خارجی بلکه گردشگری داخلی نیز با مشکلاتی مواجه شده است، به‌طوری‌که حتی ساکنان تهران نیز در تعطیلات کوتاه مجبور به ترک پایتخت می‌شوند.

به‌تازگی طرحی که از سال‌ها پیش مطرح بود و اما جدی گرفته نشده بود، بار دیگر در مجلس موردتوجه قرارگرفته است. این طرح که به طرح انتقال پایتخت شهرت یافته، از نظر بسیاری از صاحبنظران و پژوهشگران، راه‌حلی مناسب برای برون‌رفت از مشکلات کلانشهر تهران است. صرف‌نظر از اینکه کدام شهر به‌عنوان پایتخت جایگزین انتخاب شود و این رویداد چگونه انجام شود، می‌توان گفت که یکی از بزرگترین فواید آن، توسعه و رشد صنعت گردشگری در تهران خواهد بود که سال‌ها مغفول مانده و کمتر مورد توجه قرارگرفته است.

تهران یکی از شهرهای تاریخی ایران است که بافت و هویت تاریخی اصیل آن همواره مورد بحث محافل فنی و دانشگاهی بوده است. اگر از یک گردشگر خارجی پرسیده شود که کدام‌یک از شهرهای ایران را برای بازدید ترجیح می‌دهد، به‌احتمال‌زیاد شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، مشهد و یزد را انتخاب می‌کند که تبلیغات بیشتری برای جذب گردشگر در آنها انجام‌ شده است تا تهران که بیشتر به شلوغی و آلودگی هوا شهرت دارد. با اجرای طرح انتقال پایتخت، می‌توان به بهبود وضعیت ترافیک، کاهش آلودگی هوا و نمایان شدن مناظر فرهنگی و تاریخی شهر تهران که هویت آن را شکل داده‌اند، امیدوار بود. ایجاد فرصت‌های جدید برای معرفی بافت‌ها و اماکن تاریخی شهر تهران مانند عودلاجان، کاخ گلستان، کاخ سعدآباد، بازار تهران و بسیار آثار ارزشمند دیگر فراهم آمدن شرایط تقویت ظرفیت‌های عظیم گردشگری تهران، می‌تواند به‌عنوان عوامل مهم درآمدزایی عمل کند و مدیریت شهر و تأمین منابع مالی آن را تسهیل کند و عواید فراوانی را برای کشور به ارمغان آورد.

درنهایت باید گفت تهران، شهری که در آن هر گوشه‌ای داستانی دارد و هرلحظه‌اش خاطره‌ای می‌سازد، شهری که در آن هرکسی می‌تواند ردپایی از خود بر جای بگذارد و هرکسی می‌تواند بخشی از آن باشد، شهری که قلب تپنده ایران است، شهری که هرگز نمی‌خوابد و هرگز فراموش نمی‌شود، نجات خواهد یافت.

فروپاشی‌، توهم یا واقعیت

 فروپاشی تمدن‌های گذشته، از امپراتوری قدرتمند مایا گرفته تا راپانویی جزیره ایستر همواره موضوعی جذاب برای بسیاری از مردم بوده است، درعین‌حال این فروپاشی‌ها یک پرسش هم به‌همراه خود دارد؛ جامعه ما چه حد پایدار است؟ آیا ممکن نیست ما هم به سرنوشت آن تمدن‌ها دچار شویم؟ در شرایط بحران اقلیمی، تخریب بی‌رویه طبیعت، تنش‌های ژئوپلیتیکی روبه‌افزایش و مسائل دیگر، پرداختن به این پرسش‌ها بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

«مقالات آکادمیک بیشتری در حال اشاره به تهدید فروپاشی به‌دلیل تغییراقلیم هستند.» بروزوویچ با بیان این جمله می‌گوید مسئله فروپاشی زمانی توجه او را جلب کرد که در یک پروژه درباره پایداری کسب‌وکار با این مقوله مواجه شد و درنهایت در سال ۲۰۲۳ بررسی‌های جامعی درباره آن انجام داد.

به‌گفته این مدرس دانشگاه، برخی معتقدند چالش‌های پیش روی بشر به حدی گسترده شده که باید با انقراض خود کنار بیاید و حتی به فکر تشکیل پایگاهی برای ثبت بزرگترین دستاوردهای فرهنگی خود به‌عنوان مدرکی برای تمدنی در آینده باشد. گروه دیگری هم در این زمینه به داده‌های مرتبط با جنگل‌زدایی اشاره می‌کنند که باعث فروپاشی فاجعه‌بار بشر خواهد شد.

بااین‌حال اغلب پژوهشگران به بدبینی دو گروه قبلی نیستند. به‌‌گفته بروزوویچ، «آنها معتقدند فروپاشی تنها به‌معنای پایان زندگی به شیوه امروزی است. ما با وضعیتی مواجه می‌شویم که استاندارد زندگی کاهش یافته است و همین موضوع بر سلامت عمومی تأثیر منفی می‌گذارد.»

نگاهی به این دو دیدگاه نشان می‌دهد اغلب پژوهشگران روی این موضوع اتفاق‌نظر دارند که فروپاشی به‌معنای از دست رفتن ساختارهای اجتماعی و سیاسی پیچیده طی چنددهه است. از نظر بروزوویچ در یک دهه گذشته همچنین این پرسش مطرح شده است که آیا  جامعه راپانویی در جزیره ایستر فروپاشید یا خود را بازآفرینی کرد؟

پرسش به اینکه چرا فروپاشی اتفاق می‌افتد یک پاسخ ندارد. «توماس مالتوس» در قرن هجدهم با بهره‌گیری از اصل جمعیت و «ادوارد گیبون»، تاریخ‌نگار بریتانیایی، در همین قرن با بررسی سقوط امپراتوری روم به آن پاسخ داده‌اند. گیبون دلیل فروپاشی این امپراتوری را به فساد دستگاه حاکمه و تهاجم «هون»‌ها مرتبط می‌داند. (قوم هون، بیشتر از گروهای مختلف ترک‌تبار و مغول‌ها بودند که در قرون چهارم تا ششم میلادی  در آمودریا، قفقاز، اروپای شرقی و آسیای میانه زندگی می‌کردند و سبک زندگی عشایری داشتند.)

شکاف روبه‌رشد بین ثروتمندان و فقرا به‌عنوان یک عامل در فروپاشی مطرح می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد افزایش نابرابری یکی از مراحل نزدیک به فروپاشی است

مطالعات اخیر درباره فروپاشی به این مقوله تک‌عاملی نگاه نمی‌کند بلکه به ترکیبی از موارد مانند مشکلات محیط‌زیستی، بیماری‌ها، آشفتگی‌های سیاسی یا اقتصادی، بحران‌های مذهبی و فرسایش خاک اشاره دارند، حتی اگر یک عامل خاص محرک اصلی فروپاشی باشد.»

به‌گفته این استاد دانشگاه، نظریه‌ای که این روزها بیشتر درباره فروپاشی مطرح می‌شود به نظریه پیچیدگی معروف است که آن را «جوزف تینتر» مطرح کرده است. «از نظر تینتر جوامع برای حل مشکلات روی منابع سرمایه‌گذاری می‌کنند. بااین‌حال، با پیچیده شدن جوامع،‌ مشکلات هم پیچیده‌تر می‌شوند و نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتر هستند. درنتیجه جوامع وارد مارپیچ فروپاشی می‌شوند؛ زیرا نمی‌توان این روند را برای همیشه ادامه داد. گرچه گاه از فناوری برای ساده کردن مشکلات استفاده می‌شود، اما این مقوله نمی‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد.» از سوی دیگری به‌گفته بروزوویچ، جوامع عموماً قصد ندارند آنچه برایش سرمایه‌گذاری کرده‌اند را کنار بگذارند، حتی اگر چشم‌انداز آن تیره‌وتار باشد. شاید این موضوع به غرور یا تکبر بیش‌ازحد جوامع مربوط باشد که هشدارها را نادیده می‌گیرند و از اقدامات پیشگیرانه خودداری می‌کنند.  «این وضعیت مشابه یک ازدواج بد است. شما می‌دانید که باید از آن خارج شوید، اما زمان زیادی از زندگی‌تان را صرف آن کرده‌اید و انجام این کار واقعاً دشوار است.»

شکاف روبه‌رشد بین ثروتمندان و فقرا به‌عنوان یک عامل در فروپاشی مطرح می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد افزایش نابرابری یکی از مراحل نزدیک به فروپاشی است. «حتی اگر این نابرابری عامل فروپاشی نباشد، یکی از نشانه‌های آن است.»

بااین‌حال، یکی از موضوعاتی که باید مدنظر قرار دهیم، این است که در گذشته فروپاشی‌ها محلی یا منطقه‌ای بودند. موضوعی که در جهان جدید از نظر بروزوویچ متفاوت است. «ما در یک جامعه جهانی و بسیار پیچیده زندگی می‌کنیم. موضوعی که باید به آن توجه کنیم، این است که صرف‌نظر از علت فروپاشی،‌ واکنش جامعه به این مقوله بسیار حیاتی است.»

در شرایط بحران اقلیمی، تخریب بی‌رویه طبیعت، تنش‌های ژئوپلیتیکی رو‌به‌افزایش و مسائل دیگر، پرداختن به این پرسش‌ها بیش از هر زمان دیگری ضروری است

در کتاب «فروپاشی یا چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمی‌گزینند» نوشته «جرد دایموند»، نویسنده دو مقوله‌ای را که جوامع شکست‌خورده را از بازمانده متمایز می‌کند، بررسی کرده است. در این کتاب او شرح می‌دهد که به‌جای اقدامات کوتاه‌مدت باید برنامه‌ریزی بلندمدت داشت و تصمیمات جسورانه و شجاعانه گرفت تا مشکلات تبدیل به بحران نشوند. دایموند در همین زمینه شوگون‌های توکوگاوا، امپراتوران اینکا و زمین‌داران آلمانی قرن شانزدهم را به‌عنوان نمونه‌های مثبت ذکر می‌کند که با جنگل‌زدایی فاجعه‌بار روبه‌رو شدند و آن را معکوس کردند.

دومین راه‌حل از نظر دایموند مقابله با غرور اجتماعی است که نیازمند بازنگری در ارزش‌های بنیادین است. او می‌گوید: «کدام یک از ارزش‌هایی که پیش‌تر برای یک جامعه مفید بوده‌اند، می‌توانند در شرایط جدید حفظ شوند؟ و کدام‌یک از این ارزش‌ها باید کنار گذاشته شوند و با رویکردهای متفاوت جایگزین شوند؟» او مهاجران اسکاندیناوی در گرینلند در قرون وسطی را به‌عنوان یک نمونه منفی ذکر می‌کند و می‌گوید آنها از کنار گذاشتن هویت کشاورزی اروپایی خود امتناع کردند و به همین دلیل نابود شدند.

با بررسی جامع مطالعات مرتبط با فروپاشی جوامع، آیا بروزوویچ سبک زندگی کنونی بشر را پایدار می‌داند؟ او می‌گوید: «نه، قطعاً پایدار نیست. ما باید کاری انجام دهیم. این نتیجه‌ای است که از مطالعه همه این پژوهش‌ها به‌دست می‌آید.»

او ادامه می‌دهد: «درنهایت، ما باید جامعه را به‌طور ریشه‌ای متحول کنیم و این کار را سریع انجام دهیم.» این شامل تغییر سیاست‌ها، اصلاح نهادها، حفاظت از تولید غذا و حفظ عرصه‌های طبیعی است که از حیات روی زمین حمایت می‌کند.

بروزوویچ می‌گوید: «این نسخه‌ای برای کاهش احتمال فروپاشی است. اما هیچ اقدام اساسی‌ای در حال انجام نیست. بسیاری از کارهای مثبت در حال انجام هستند، اما سؤال این است که آیا این تغییرات به‌اندازه کافی سریع رخ می‌دهند؟» بررسی‌های این استاد دانشگاه به مانع مهمی اشاره می‌کند؛ متقاعد کردن مردم به ضرورت چنین اقداماتی، وظیفه‌ای که با گسترش اطلاعات نادرست در فضای آنلاین دشوارتر شده است.

ایده اینکه سرنوشت بشر در دستان خودش است، جدید نیست. در میانه قرن بیستم، «آرنولد توین‌بی» که سرنوشت‌های متفاوت ۲۸ جامعه را بررسی کرده بود، گفت: «تمدن‌ها از خودکشی می‌میرند، نه از قتل.»

 

ایران هوشیارتر باشد

«فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر می‌گزینند» سال ۱۳۹۸ توسط «فریدون مجلسی» توسط نشر «نو» منتشر شده است. «پیام ما» در سال ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با مترجم ضمن پرداختن به محتوای کتاب، درباره شرایط ایران پرسیده بود.

به‌گفته مجلسی، در کتاب نامی از ایران نیامده است. اما از آثار گرمای فزاینده اقلیمی سخن گفته‌اند که یعنی ایران! از تأثیر گرما بر بازده محصول سخن گفته شده، از خیزش دریا سخن آمده که مسئله‌ای جهانی است، هرچند به ایران جز در سواحل شمالی خلیج‌فارس مانند ماهشهر ارتباط ندارد. تحلیل جنگل‌ها یعنی ایران، ذکر مثال‌هایی درباره جنگل‌کاری‌های گسترده در ژاپن و چین و کره‌جنوبی یعنی ایران هوشیار باشد. پیشروی بیابان‌ها یعنی ایران! تخریب زیستگاه‌های ماهیان و ناپدید شدن گونه‌ها یعنی ایران! تأمین آب و آبیاری بهینه یعنی ایران! اصولاً افزودن بر سواد محیط‌زیستی یعنی ایران! خوشبختانه کشور ایران بزرگ است؛ با منابع بسیار و امکان تمرکز جمعیت در مناطقی که توانایی تدارک آب و غذا و کار جمعیت‌های میلیونی را دارد. اما بزرگی و امکانات پاسخگوی مسئله نیست. دست‌به‌کار شدن و برنامه‌های و تأمین کار و مسکن و درآمد و رفاه را به اجرا گذاشتن ملاک است.