بایگانی مطالب نشریه
برگزاری نمایشگاه کرمان زیبا در داخل و خارج از کشور
رییس مجمع نمایندگان استان کرمان در تشریح جزیات بیشتر از توافقات نشست مجمع نمایندگان استان کرمان با وزیرارشاد گفت: « نمایشگاه کرمان زیبا در داخل و خارج از کشور برگزار می شود.»
حسین امیری خامکانی با اشاره به نشست مجمع نمایندگان استان کرمان با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران گفت: « همایش بین المللی شناخت ظرفیتهای میراثی و گردشگری استان کرمان با مشارکت استان، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از توافقات این نشست بود».
وی افزود: « مقرر شد که در این همایش محققین داخلی و خارجی با ارائه مقاله، ظرفیت های استان را مورد کنکاش، بررسی و جمع آوری قرار دهند و کارگروهی متشکل از این سه نهاد و مجمع نمایندگان این موضوع را پیگیری نماید».
وی با اشاره به برگزاری نمایشگاه کرمان زیبا برای معرفی بیشتر ظرفیتهای گردشگری کل استان در داخل و خارج اشاره و تصریح کرد: « مقرر شد که در داخل یک بسته کامل فرهنگی میراثی و گردشگری آماده به صورت سیار در هر هفته در یک استان ارائه شود تا استان کرمان برای مردم ایران بیشتر شناخته شود».
وی ادامه داد: « برای ارایه این نمایشگاه در خارج از کشور نیز توافق شد در هفته فرهنگی کشور در کشورهای مختلف که توسط رایزنی های فرهنگی ما در سفارتخانه ها برگزار میشود بسته فرهنگی، میراثی و گردشگری استان کرمان با اصلاحاتی ارائه شود، تا استان کرمان در خور ظرفیتهای خود به جهانیان معرفی شود». امیری تاکید کرد: « ظرفیتهای میراثی و گردشگری کرمان از بسیاری از استانهای بنام و مشهور کشور در حوزه فرهنگی و گردشگری بیشتر است ولی مغفول مانده است».
وی بیان کرد: « همچنین مقرر شد طرح جامع گردشگری استان که همه ظرفیت های استان را در بر داشته باشد، آماده شود.
طغیان بی سابقه رودخانه دلفارد جان یک نفر را گرفت
در پی بارش های اخیر در جنوب استان، رودخانه دلفارد به طرز بی سابقه ای طغیان کرد که این مساله کنجکاوی بسیاری از بومیان منطقه را برای دیدن خروش رودخانه برانگیخت و آنها را به کنار رودخانه کشاند.
عصر جمعه جوانی حدود چهل سال با نام کرامت دلفاردی از اهالی دلفارد و ساکن شهر جیرفت که برای دیدار خانواده اش به دلفارد رفته بود برای گرفتن سلفی به کنار رودخانه می رود که بر اثر این بی احتیاطی به درون آب سقوط می کند.
متاسفانه خروش رودخانه به حدی بود که قربانی را به سرعت به کام خود می کشد. تاکنون تفحص برای یافتن جسد نیز بی نتیجه مانده است.
این جوان متاهل و تنها فرزند پسر خانواده نیز بود، پیام ما درگذشت ایشان را به خانواده محترمش تسلیت می گوید.
مدیرعامل گل گهر مطرح کرد: تکذیب بدهی ۲۰۰۰ هزار میلیارد تومانی گلگهر و چادرملو
مدیرعامل گل گهر مطرح کرد:
تکذیب بدهی ۲۰۰۰ هزار میلیارد تومانی گلگهر و چادرملو
مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر با تکذیب بدهی 2000 میلیارد تومانی گل گهر و چادرملو به دولت خبر داد: در فکر تولید 500 هزار تن فولاد آلیاژی در مجموعه گل گهر هستیم.
ناصر تقی زاده در حاشیه هفتمین همایش چشم انداز صنعت فولاد و معدن ایران اظهار کرد: بهتر است دولت یک درصد فروش شرکت های معدنی را که می خواهد بگیرد در صندوقی واریز کند و درآمد این صندوق صرف توسعه شرکت های معدنی و فولادی شود.
وی عنوان کرد: بانک سپه، شرکت سرمایه گذاری امید و صندوق بازنشستگی فولاد حمایت های خوبی از مجموعه گل گهر داشته اند و امیدواریم این حمایت ها با قوت ادامه یابد.
وی در خصوص هفتمین همایش چشم انداز صنعت فولاد و معدن گفت: « به نظر من همایش فوق العاده عالی بود که باید جایگزین همایشها و سمینارهای مشابه در کشورهای اطراف حتی ترکیه شود چرا که هم تولید فولاد و هم تولید سنگ آهن ایران در منطقه بالاست و هم معادن سنگ آهن زیادی داریم و این باعث شرمندگی ماست که برخی اوقات مجبوریم برای شرکت در چنین سمینارهایی به مناطقی مانند دوبی برویم».
تقی زاده با اشاره به لغو سفر رییس جمهور به سیرجان افزود: « ظرف این چند روزه بیش از 51 میلیمتر بارندگی در گل گهر رخ داده که منجر به وقوع سیل هم شده است. بنابراین اگر هم سفر انجام می شد اصولا امکان بازدید از گل گهر و پروژه ها وجود نداشت. قرار بود در این سفر دو پروژه آهن اسفنجی شرکت توسعه آهن و فولاد با ظرفیت 1.7 میلیون تن و نیروگاه 330 مگاواتی در گهر انرژی افتتاح شوند و دو قرارداد 1.2 میلیون تن آهن اسفنجی جهان فولاد سیرجان و 3 میلیون تن ورق فولادی و ذوب در توسعه آهن و فولاد امضا شوند. البته روند کاری ما ادامه دارد و امیدواریم در آینده نزدیک شاهد سفر آقای روحانی به سیرجان باشیم».
وی با نادرست خواندن خبر یکی از خبرگزاری ها مبنی بر بدهی 2هزار میلیارد تومانی گل گهر و چادرملو به دولت گفت: « اصلا چنین چیزی نیست و صراحتا این خبر را تکذیب می کنیم. بدهی ما به دولت تقریبا صفر شده است. در مورد چادرملو هم تا جایی که اطلاع دارم همین طور است. ما چک هایی را از واحدهای فولادی گرفتیم و در اختیار آنها قرار دادیم و این چک ها به تدریج در حال پاس شدن هستند. بنابراین اصلا بحث 2000 میلیارد تومان بدهی درست نیست. از ابتدا هم این میزان بدهی نداشتیم.»
وی تصریح کرد: « 24 درصد از سهام ما متعلق به صندوق بازنشستگی فولاد و بخشی دیگر هم مربوط به صندوق بازنشستگی کشوری است. ما هر کاری برای تقویت این صندوق ها بتوانیم انجام می دهیم. نقش این صندوق ها بسیار پراهمیت است و در عین حال باید مراقب سرمایه گذاری ها باشند تا در حوزه های سودده سرمایه گذاری کنند مانند گل گهر و چادرملو. در عین حال انتظار ما، از صندوق های سهامدار ما این است که درک کنند که شرکت ما در حال توسعه است و نباید انتظار تقسیم سود را داشته باشند. بعد از 4 تا 5 سال شرکت ما سودده شده و می توانیم مشکلات صندوق را برطرف کنیم».
شوک
پایمان ادهمی
تقریباً از نیمه شب گذشته بود. با اینکه عروسی بود اما جو سنگینی بر تمام افراد داخل تالار حاکم بود. همه منتظر شنیدن یک کلمه بودن، داماد گره کراواتش را مرتب کرد. از شدت استرس از دور مثل یک لبو با کت و شلوار سفید به نظر می رسید، اما بالاخره صدای آرومی از پشت تور سفیدی که روی سر دختر جوانی کشیده شده بود، به صورت کاملاً واضح اعلام کرد:- بله…
در یک لحظه تمام تالار رفت رو هوا، صدای دست و سوت دیگه تقریباً غیر قابل تحمل شده بود. همه خوشحال بودن، مخصوصاً داماد که دیگه گل از گلش شکفته بود. یک نفس راحت کشید که انگار راحت ترین نفس زندگیش بود. همه هنوز تو حس و حال شادی بله گفتن بودن که یک دفعه یک پسر بچه کوچولو حدود 7 ساله از بین جمعیت عبور کرد و خودش رو انداخت تو بغل عروس و با گریه داد زد:- مامان…
همین یک کلمه کافی بود تا توجه تمام افرادی که درون سالن بودند را کاملاً به خود جلب کند. انگار بازی تازه شروع شده بود. بچه گریه کنان فریاد زد:- مامان تو رو خدا تنهام نزار…
داماد بیچاره با شنیدن همان کلمه اول از هوش رفت. اما هیچ کس به اندازه عروس شوکه نشده بود. مادر عروس که هنوز هم در شوک بود به دختر نزدیک شد و پرسید:مژده این پسره چی میگه؟
مژده انگار حرف زدن را فراموش کرده بود. فقط با چشمانی گرد به بچه ای که حالا روی پاهاش افتاده بود و گریه می کرد، خیره شده بود.
مدتی قبل
علی با تمام توان در حال دویدن بود. با اینکه 12 سال سن داشت، اما کمی بیش از حد معمول کوتاه قد و لاغر بود. به طوری که بیشتر به یک پسر بچه 7 تا 8 ساله شباهت داشت. اما چرا پسر بچه ای مثل او باید چنین می دوید. چون که چند دقیقه قبل یک کیف کوچک پر از مواد را از ساقیان موادی که در پارکی در همان نزدیکی مشغول فروش بودند، دزدیده بود. به نظر چندان خوش شانس نبود. چون خیلی زود لو رفته و مجبور به فرار شده بود.
اگر خودش تنها بود به راحتی می توانست فرار کند، اما خب کیفی حتی در آن اندازه برای علی کمی سنگین بود. علی قبلاً هم گاه گاهی از ساقیان مواد، گرد می دزدید. اما فقط در حد چند کیسه پلاستیکی کوچک که بتواند زندگی خودش را تامین کند. برای یتیمی مثل او که حتی جایی برای خوابیدن هم نداشت، کاری بهتر از دزدی وجود نداشت. اما این بار مسئله فرق می کرد چون این کیف کوچک حکم چند سال زندگی راحت را برای او داشت. او به درون کوچه ای پیچید و همین طور به دویدن ادامه داد.
علی که خسته شده بود نفس نفس زد و به مقابلش نگاه کرد. پیرمردی که یک گاری چوبی کهنه را حرکت می داد در طول کوچه به جلو حرکت می کرد. علی نگاهی به وسایل او که روی گاری بود کرد. کیسه ای پر از قوطی های فلزی جورواجور به همراه چند وسیله کهنه دیگر مثل یک سماور زنگ زده و چراغ نفتی شکسته. او به سرعت خودش را به گاری رساند و پیرمردی که گاری را حرکت می داد را به سمت دیوار هل داد. پیرمرد که اصلاً در این حال و هوا نبود، روی زمین افتاد و کمرش را گرفت. علی وقت را تلف نکرد و دو دستی کیسه ای را که قوطی های فلزی درون آن بودند را از روی گاری پایین انداخت و سر آن را باز کرد. بعد تمام قوطی هایی که درون آن بودند را کف کوچه خالی کرد. پیرمرد که به شدت عصبی شده بود لنگه کفشی را که به پا داشت به سمت علی پرتاب کرد و داد زد: کره خر…
او دستش را روی زمین گذاشت و تلاش کرد بلند شود، اما دوباره روی زمین افتاد. کمرش به شدت درد می کرد. علی که خالی کردن کیسه بزرگ را تمام کرده بود به سمت گاری رفت و دسته آن را گرفت و با تمام توان چرخاند و تمام وسایلی که روی آن بودند را کف کوچه ریخت. پیرمرد دستانش را روی سرش کوبید و فریاد زد:- خدا لعنتت کنه، زندگیم رو سیاه کردی…
علی از کنار گاری چپ شده گذشت و به انتهای کوچه نگاه کرد. درست در همین لحظه بود که چند نفر درون کوچه پیچیدند. یکی از آنها به علی که تقریباً در اواسط کوچه ایستاده بود اشاره کرد و داد زد: ایناهاش…
در یک چشم به هم زدن حدود پنج یا شش نفر او را تعقیب کردند. علی یک سنگ از روی زمین برداشت و آن را به سمت تیر چراغ برقی که طول کوچه را روشن می کرد، پرتاب کرد. در یک لحظه آن قسمت از کوچه درون تاریکی فرو رفت. شروع به دویدن کرد، اما صدای افرادی که او را تعقیب می کردند را از پشت سرش می شنید.
– وایسا لعنتی…
– اگه بگیرمت تیکه تیکه ات می کنم.
علی با حداکثر توانی که داشت از کوچه خارج شد. به یک خیابان بزرگ رسیده بود، کوچه دیگری در نزدیکی او قرار نداشت و نمی توانست به راحتی خودش را در آن خیابان بزرگ مخفی کند. او به درون کوچه نگاه کرد. هر چند در آن قسمت چیزی دیده نمی شد؛ اما علی صدای افرادی که در میان وسایل کهنه پیرمرد به زمین می خوردند، را به همراه داد فریاد های پیرمرد که همسایه ها را هم خبردار کرده بود، می شنید. علی به سمت راست خودش چرخید و دوباره شروع به دویدن کرد. هنوز چند قدمی دور نشده بود که متوجه تالار پر سر و صدایی که در همان نزدیکی بود، شد. راه دیگری برای فرار به ذهنش نمی رسید. پس کیف کوچکی را که به دور کمرش بسته بود، باز کرد و آن را درون پرچین هایی که در نزدیکی ورودی تالار قرار داشت فرو کرد و به سمت تالار دوید.
جلوی تالار شلوغ بود و چند مرد کت و شلوار پوشیده مشغول صحبت با یکدیگر بودند. علی جلوی ورودی تالار ایستاد و همین طور که جلوی شلوارش را گرفته بود با صدای بچه گانه ای که داشت گفت:- دستشویی دارم، الان میریزه…
مردی که جلوتر از همه ایستاده بود، نگاهی به علی انداخت و بعد با انگشتش به گوشه حیاط بزرگ تالار اشاره کرد و گفت: برو کارت رو بکن زودم برگرد.
علی به سرعت وارد تالار شد و به سمت دستشویی دوید. درون حیاط، شلوغ و پر رفت و آمد بود. مردها دسته دسته در گوشه و کناری ایستاده بودند و با یکدیگر صحبت می کردند. علی به سمت جمعیت دوید و در کنار مردی ایستاد. از دور به نظر می آمد که در کنار پدرش ایستاده بود. او زیر چشمی نگاهی به ورودی تالار انداخت. افرادی که در حال تعقیب او بودند به جلوی تالار رسیده بودند. علی بدون هیچ جلب توجهی سر جای خودش ماند. درست در همین حال بچه ای که یک کارت عروسی به دست داشت از در تالار بیرون آمد و به سمت ماشینی رفت. یکی از افراد که در حال تعقیب کردن علی بود به سمت پسرک رفت و به چهره او نگاه کرد. پسرک که کمی ترسیده کارت را رها کرد و به تالار برگشت. مرد روی زمین خم شد و کارت را برداشت. بعد به سمت بقیه برگشت. اما شخصی با آرنج به پهلو او کوبید و همین طور که با انگشت به درون حیاط تالار اشاره می کرد گفت: اونجاست!
مرد نیش خندی زد. به سمت ورودی حرکت کرد. اما شخصی از همان افرادی که جلوی در ایستاده بود جلوی آن ها را گرفت و گفت: ببخشید اما میتونم کارت دعوت شما رو ببینم؟
مرد با لبخندی پهن کارت عروسی را به شخصی که جلوی آنها را گرفته بود نشان داد و به گرمی گفت: بهتون تبریک میگم، مبارک باشه.
بعد به همراه بقیه از کنار مرد گذشت و وارد تالار شد. علی که متوجه آنها شده بود دوباره شروع به حرکت کرد و درون جمعیت مخفی شد. یکی از افرادی که دنبال او بود خودش را به جمعی که علی قبلاً در کنار آنها ایستاده بود رساند و به یکی از مردهایی که آنجا ایستاده بود گفت: ببخشید شما خواهر زاده منو ندیدین؟
بعد دستش را کمی نزدیک زمین کرد و ادامه داد: تقریباً این قدری، هفت سال بیشتر نداره.
مرد سرش را به چپ و راست تکان داد و به سمت جمع برگشت. مرد به سمت جمع دیگری حرکت کرد و همین سوال را پرسید. علی که کمی دستپاچه شده بود به سمت دستشویی ها برگشت، اما شخص دیگری جلوی دستشویی ها ایستاده بود و به اطرافش نگاه می کرد. حتی نزدیک در ورودی هم یک نفر ایستاده بود که به درون جمعیت سرک می کشید. علی که چاره ای جز عقب رفتن نداشت به سمت ساختمان تالار حرکت کرد. او به همراه مردی میان سال از ورودی ساختمان گذشت. همه جا پر از میزهای گرد چند نفره بود. میزی بزرگتر در نزدیکی درب ورودی سالن که حجم زیادی از شیرینی و میوه های مختلف روی آن قرار داشت. بوی گوشت کباب شده برای لحظه ای حواس علی را پرت کرد.
درست در همین لحظه دو نفر از افرادی که به دنبال علی بودند وارد سالن تالار شدند. علی به سرعت به سمت پرده ای که بخش زنانه را از مردانه جدا می کرد حرکت کرد و از آن گذشت. برای مدتی جایش امن بود، اما تا کی می توانست فرار کند. در همین حال زنی با صدای بلند گفت: عاقد میخواد خطبه رو بخونه، بزرگتر ها بیان این طرف.
علی به سرعت به سمتی دوید و پشت میزی مخفی شد. پرده کنار رفت و چند مرد کت و شلواری با سبیل های بزرگ و کلاه های لبه دار وارد زنانه شدند. اما به همراه آن ها دو نفری که علی را نیز تعقیب می کردند هم وارد بخش زنانه شدند. چند لحظه کوتاه سپری شد و عاقد مشغول خواندن خطبه شد. علی که به شدت تپش قلب داشت دستش را روی گوش هایش گذاشت و خودش را به میز چسباند. سکوت وحشتناکی بود. سکوتی که انگار ساعت ها برای علی طول کشید. اما ناگهان صدای کف زدن بلند شد و همه مشغول شادی شدند.
علی از پشت میز بیرون آمد و به اطرافش نگاه کرد. همه در حال شادی بودند. او به سمت پرده ای که زنانه و مردانه را از هم جدا می کرد نگاه کرد. یک نفر جلوی آن ایستاده بود و همین طور که کف می زد اطرافش را نگاه می کرد. اما شخصی دیگری از همان افراد دست به سمت میزی که علی پشت آن مخفی شده بود، نزدیک می شد. سفره عقد به همراه عروس و داماد از دور دیده می شد. تنها یک راه فرار به ذهنش می رسید. از پشت میز بیرون آمد و همین طور که به بقیه تنه می زد خودش را از میان جمعیت رد کرد و بالاخره به عروس رسید. در یک چشم به هم زدن به سمت او پرید و همین طور دامن او را چنگ می زد با صدای فریبنده شروع به گریه کرد: مامان…
علی لباس سفید عروس را چنگ زد و ادامه داد: مامان تو رو خدا تنهام نزار…
داماد از هوش رفته بود و خواهرش با دستانش مشغول باد زدن برادرش بود و زیر لب غرغر می کرد. پدر داماد که یکی از همان افراد کت و شلوار پوشیده بود، از میان جمع بیرون آمد و با صدای دو رگه ای که داشت گفت: نفهمیدم چی شد، دخترت قبلاً شوهر کرده محمود؟
پدر عروس که تقریباً شبیه پدر داماد بود، کلاهش را برداشت و جواب داد: این وصله ها به خانواده ما نمی چسبه اکبر…
اکبر به علی که هنوز هم مشغول گریه کردن بود اشاره کرد و گفت: پس این چیه؟
بعد به سمت عروس حرکت کرد، اما محمود خودش را جلو کشید و جلوی اکبر ایستاد: کجا داری میری؟ دست به دخترم بزنی، دستت رو قلم می کنم.
اکبر محمود را کنار زد؛ اما او برگشت و مشتی به صورت اکبر کوبید و او را روی سفره عقد انداخت. همین یک ضربه کافی بود که تمام افراد درون سالن را به جان یکدیگر بیندازد. علی که موقعیت را مناسب دید از میان جمعیتی که در حال مشت و لگد زدن به یکدیگر بودند عبور کرد و وارد بخش مردانه شد. فقط چند لحظه گذشته بود؛ اما دعوا مثل یک بیماری واگیردار به سرعت پخش شده بود. او به زحمت از میان مردانی که با هم گلاویز شده بودند گذشت و وارد حیاط شد.
خوش بختانه علی به هیچ کدام از افرادی که در حال تعقیب کردن او بودند، برخورد نکرد. او به سرعت از در ورودی تالار خارج شد و به سمت پرچین رفت.بوته های سبز را کنار زد و کیف کوچکی که از قبل در آنجا مخفی کرده بود را بیرون آورد و به کمرش بست. بقیه ماجرا برایش اهمیتی نداشت. به سرعت از خیابان گذشت و در یکی از کوچه های طرف دیگر خیابان ناپدید شد.
آتش بر آب
محمد علی ثانی
چه دیر می گذرد شب
بر این مدار خسته ی تنهایی
دنیا غبار حزن می پاشد
به مرگ نزدیکم
و ستارها
در عبور چشمانم
خاموش می شوند
یک پیاله آه
آتش بر آب می افشانم
در لحظه ای که نفس دور می زند
صدای کهنه ی بادی
جان می گیرد از شکاف روح
بخار برمی خیزد از منتهای تنم
میان ظلمت شب
مرور می کنم خودم را
و مرگ
در گلویم می پیچد
بر شانه آسمان
تا حفظ گردد
چشمانت از تلاطم این همه شب
تکه ابر سپیدی
در هق هق مداوم بارانم
بقچه بندی از نگاه و اشک
بر دوش آسمان می مانم
آخرین پله
بر لبان تو کیستم؟
پرسشی بی جواب
چونان ستاره ای
که از آخرین پله نردبان صبح
فرو می غلتد
سجاد جهانشاهی
1
کجایی؟
کجای خودکار
که هرچه می نویسم
نامت را نمی نویسد!
2
بی فایده ست
به فرض فکرت از سرم پریده باشد
کبوتر جلدی است که باز به لانه برمی گردد!
3
چشمان ات تشبیه تخته نرد است
طوری
مردمک هایت را بباز
که دلم را ببری
آواز دهل
مجید رفعتی
تحمل نزدیکات را ندارم
دور
دور
آواز دهل
از پیراهن فرشتگان می آید
عید
از سبزه و آینه هم کاری ساخته نیست
همه ی تنگ های ماهی
بوی مرگ می دهند
صلح
صلح
صلح
صلح
می نویسم
و کاغذ هم چنان سفید می ماند
در روشنایی
آفتاب به آسمان بر می گردد
اگر کمی
صندلی ات را به من نزدیک تر کنی
تا لااقل
در روشنایی هلا ک شوم
امام جمعه اهواز: اعتراض حق مردم است
امام جمعه اهواز:
اعتراض حق مردم است
به گزارش ایسنا منطقه خوزستان، آیتالله سیدمحمدعلی موسوی جزایری در خطبههای نمازجمعه این هفته ۲۹ بهمنماه اهواز با تأکید بر رعایت تقوای الهی گفت: تقوا رمز نجات و سعادت انسان است؛ گناه گریزی حالتی از ایمان در انسان است که باعث میشود به دستورات الهی اهمیت دهد و همه واجبات خداوند را انجام دهد. وی بیان کرد: تقوا دارای شاخههایی است که باید سعی شود با همه آنها آشنا شویم. یکی از این مواردی که در اخلاق اسلامی به آن اشاره شده؛این است که انسان مؤمن همیشه برای همه باعث خیر و برکت است. خداوند درباره رسول اکرم(ص) میفرماید: « وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ .»
موسوی جزایری گفت:دستورات قرآن ناظر بر این است که منشا خوبی، خیر و فایده برای مردم باشیم. امام علی(ع) میفرماید: «به گونه ای با مردم زندگی کنید که وقتی هستید بر شما پناه بیاورند و پس از مرگ هم از فقدان شما ناراحت شوند.» وقتی میتوانیم خدمتی داشته باشیم اخلاق اسلامی میگوید باید آن خدمت را انجام دهیم. امام علی(ع) به کمیل فرمود: «به دنبال حل حوائج مردم باشید. قسم به خدا هر مومنی که سروری در مردم ایجاد کند سیلی از لطف برای او مقرر میشود که بدیها را میشوید.»
امام جمعه اهواز تصریح کرد: حوادثی این روزها به خصوص در اهواز برای ما پیش آمد که موضع خود را بیان میکنم درباره قطعی بی سابقه برق و آب چند موضوع این مسأله را پررنگ کرد؛ مسئولان اطلاع قبلی نداده بودند و مردم اطلاعی نداشتند و قطعی آب هم در بی اطلاعی مردم بسیار سخت است، بسیاری از آداب شرعی ما برپایه آب است. موسوی جزایری گفت: قطعی آب و برق این بار خیلی طولانی شد و آنچه خیلی نگرانی ما را زیاد کرد، این بود که حقیقت مطلب روشن نبود که چه علتی سبب این اتفاق بوده است. ما نگران شدیم که آیا حمله خارجی مثل حمله سایبری رخ داده یا مشکل داخلی است. مردم به همین دلیل از طریق صداوسیما، روزنامهها، سایتهای اینترنتی و تجمع در بعضی اماکن به عنوان اعتراض اعلام انزجار کردند. حق مردم است که درباره کمبودهای خارج از چهارچوب متعارف، معترض شوند.
وی گفت: بحمدلله مردم ما با رشد فکری و بلوغ سیاسی، تجمعی سالم و متین داشتند؛ شعارها مناسب، حرکات سنجیده توأم با اخلاق اسلامی و در وقت نماز فریضه الهی را انجام میدادند و کار بسیار ارزشمندی که در این تجمعات مردم انجام دادند، این بود که در را به روی دشمنان سودجو بستند. ما دشمن داریم و باید مواظب باشیم که کار حق ما بهانهای در دست دشمنان نشود. به مردم عزیز تبریک میگویم و از شما تشکر میکنم که با درایت نگذاشتید دشمنان خارجی و داخلی سوءاستفاده کنند.
موسوی جزایری بیان کرد: از دولت خدمتگزار قدردانی میکنم از اولین لحظات بنا به درخواست مردم، وزیر نیرو در اهواز مستقر شد تا منشأ این پدیده مشخص شود. نیروهای متخصص از سراسر کشور به اهواز آمدند و با جدیت تمام مشغول کارند.
مشخص شد که گردوغبار با رطوبت در ۸۵۰۰ کیلومتر خطوط انتقال، قطعی برق را به وجود آورد. اکنون در حال شستشو هستند و وعده داده شده که ظرف ۱۵ تا ۱۸ روز این کار انجام شود. وی گفت: در این میان وزیر جهادکشاورزی هم به استان آمده و کانونهای گردوغبار را شناسایی کردند. زمینها در اثر بی بارانی خشک و مستعد گرد و غبار بودند. مقرر شد در حدود ۵۰ هزار هکتار زمین با مالچ پاشی، کشت مرتع و کشت درختان بزرگ و انواع دیگر تدابیر، مانع گرد و غبار شوند.
چهل روز از آن غروب میگذرد واکنشها به شنیدن خبر درگذشت آیتالله هاشمی
چهل روز از آن غروب میگذرد
واکنشها به شنیدن خبر درگذشت آیتالله هاشمی
ایسنا در گزارشی نوشت:
این روزها که در چهل روز از غروب غمبار و بهتآور 19 دی میگذرد، به سراغ اعضای خانواده آیتالله هاشمی و همچنین فعالان سیاسی و رسانهای کشور که سابقه سالها آشنایی، رفاقت، همراهی و همکاری با ایشان رفتیم و میپرسیدیم که خبر درگذشت آیتالله را در چه موقعیتی شنیده و واکنش اولیه آنها نسبت به این خبر چه بوده است. «بهت» جواب مشترک این افراد است.
در ادامه پاسخ این فعالان سیاسی، رسانهای و البته اعضای خانواده آیتالله میآید:
محمد هاشمی: ساعت از ۴ عصر گذشته بود که آیـتالله از مجمع حرکت کردند و من هم به مؤسسه درمان سرطان آمدم تا ملاقاتهایم را انجام دهم. بعد از اینکه کارم تمام شد، در راه منزل بودم و به نزدیکیهای خانه رسیده بودم که محافظین آیتالله زنگ زدند و گفتند حال حاجآقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بردهایم و گفتیم که به شما هم اطلاع دهیم. من سوال کردم کجا بردهاید؟ گفتند در اورژانس بیمارستان شهدای تجریش بستری شدهاند. من آن موقع با بیمارستان فاصله چندانی نداشتم، در واقع بالای تجریش و اول خیابان دربند بودم که چون این خیابان یکطرفه بود، مسیر را ادامه دادم و در نهایت حدود ۶ یا ۷ دقیقه بعد به بیمارستان رسیدم.
وقتی رسیدم، دیدم بیمارستان شلوغ است و پرستاران و پزشکان زیادی مشغول فعالیت هستند و داخل دهان و بینی آیتالله لوله اکسیژن قرار دادهاند و مشغول شوک واردکردن به سینهشان هستند و عملیات احیا را انجام میدهند. من از یکی از پزشکان پرسیدم آیا آثار حیات در آیتالله وجود دارد؟ که او پاسخ داد از وقتی که ایشان را آوردهاند، نه؛ اما تلاشمان این است که عملیات احیا را با موفقیت انجام دهیم. آنها به تلاش خودشان ادامه میدادند اما خاطرم هست که بدنشان رنگی معمولی داشت وصورتشان هم خیلی معمولی وعادی بود و جای کبودی بر روی آن دیده نمیشد. طوری که انگار خوابیده بودند.
یک ربع تا ۲۰ دقیقه گذشته بود که دکتر قاضیزاده هاشمی هم آمد و سپس دکتر طباطبایی و دو سه پزشک دیگر نیز بر بالین آقای هاشمی حاضر شدند و به کارشان ادامه میدادند. من هم گاهی سوال می کردم که آیا توفیقی داشتهاند یا نه؟ که پاسخشان منفی بود. حتی بر روی مانیتور هم وقتی حرکت شوک داده می شد، علائمی ظاهر میشد که به نظر میآمد علائم حیات باشد اما وقتی سوال میکردیم، میگفتند این تاثیر عملیات شوک است و قلب هنوز خودش به کار نیفتاده است. پس از اینکه وزیر بهداشت آمدند و مدتی به تلاش برای احیا ادامه دادند، مشورتی با سایر پزشکان کردند و گفتند ادامه عملیات فایدهای ندارد و آن را متوقف کردند. در همین زمان بود که آقای روحانی و آقای جهانگیری هم به بیمارستان آمدند.
محمدرضا عارف: در جلسه شورای سیاست گذاری اصلاحطلبان بودم که ساعت 18:10 یکی از دوستان پیامک خبر فوت آیت الله هاشمی را خواند که من اصلا به آن توجه نکردم و گفتم از این شایعاتی است که مطرح می شود اما بعد از 20 دقیقه دوباره خبر آمد که احیای ایشان موثر واقع نشده است. آنجا از آقای مرعشی خواستیم که خبر را پیگیری کند و وقتی حدود ساعت 7 خبر قطعی آمد، دیگر نتوانستیم جلسه را ادامه دهیم. من اصلا تصور نمیکردم که این اتفاق بیفتد؛ چرا که ایشان سلامت و سرحال بود و جلسات آن روز را خیلی خوب برگزار کرده بود ولی به هر حال قضا و قدر این بود.
محمدرضا باهنر: من در جلسه شورای مرکزی جامع اسلامی مهندسین بودم که آقای خجسته پور توییت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی را به من نشان داد و بلافاصله خبر رسمی هم اعلام شد. من به شدت متاثر شدم و چند دقیقه در آن جلسه ذکر خیر آقای هاشمی را گفتم و بعد هم چون نتوانستم جلسه را ادامه دهم، جلسه تعطیل شد و بعد من به صدا و سیما رفتم.
محمدرضا خاتمی: اول که خبر کسالت آقای هاشمی آمد گفتم که خب این به دلیل سن و سالای بالای ایشان است، اما وقتی خبر فوت آمد، آنقدر خبر غیر قابل باور و شوک آور بود که باور نمیکردم این اتفاق افتاده است. جایگاه و نقش ایشان آن قدر مهم بود که خبر فوتش غیر قابل باور بود. هنوز هم همین طور است و هر جا میروم عکسهای ایشان را میبینم باور نمیکنم که هاشمی دیگر در میان ما نیست.
فرمان جدیدی درباره محدودیتهای ویزا صادر خواهم کرد
دونالد ترامپ اعلام کرد که او از تلاش برای امنیت شهروندان آمریکایی کوتاه نخواهد آمد و فرمان جدیدی درباره محدودیتهای ویزایی صادر خواهد کرد.
به گزارش «انتخاب»؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در یک نشست خبری در کاخ سفید از فرمان پیشین خود درباره محدودیتهای ویزایی اتباع برخی کشورها و بررسی سختگیرانهتر اعطای ویزای آمریکا دفاع کرد و گفت که هفته آینده فرمان جدیدی در این باره صادر خواهد کرد تا امنیت شهروندان آمریکایی را بیشتر و بهتر تامین کند.
ترامپ در پاسخ به خبرنگار دیگری درباره عجله برای این طرح گفت، وقتی چنین طرحی را داشتم، جان کلی وزیر امنیت داخلی گفت اگر بگویی یک ماه دیگر این را اجرا می کنی، تروریست ها در این یک ماه وارد می شوند و این خطرناک است. حرف او درست بود و من فرمان را سریع صادر کردم.
وی درباره فرمان جدید هم گفت جزئیات آن را نمی گویم اما سعی می کنیم که همه جوانب را بررسی کنیم که در ضمن حفظ امنیت آمریکا، روند هم خدشه نداشته باشد. همچنین خلاف دستور قضایی نباشد، هرچند که ما این دستور قضایی را قبول نداریم.
ترامپ با رد برخی سوالات خبرنگاران گفت که من هرگز علنی به شما نمی گویم مثلا اگر بخواهم ایران را تنبیه کنم، چه خواهم کرد. چون آنها می فهمند.
ترامپ در روز جمعه ۸ بهمن در فرمانی به طور موقت صدور هرگونه ویزا برای شهروندان هفت کشور ایران، سوریه، عراق، لیبی، یمن، سودان و سومالی به مدت ۹۰ روز تعلیق کرد.
رئیس جمهوری آمریکا چندین بار از رسانهها به شدت انتقاد کرد و گفت آنها باید از خود «شرمسار» باشند. او از تصمیم خود برای ارتباط مستقیم با آمریکا خبر داد و گفت «دروغگویی» برخی رسانهها باعث اتخاذ این تصمیم شده است. دونالد ترامپ، گزارشهای رسانهای علیه خود را به مقامات دولت باراک اوباما و دموکراتها نسبت داد و با انتقاد شدید از دولت گذشته عنوان کرد که او به عنوان رئیس جمهوری آمریکا وارث یک وضعیت فاجعهبار بوده است.
او گفت در همین مدت چهار هفته کارهایی کرده که با دولت قبلی قابل مقایسه نیست.
ترامپ همچنین چندین بار ارتباط و معامله با روسیه را در پاسخ به خبرنگاران تکذیب کرد.
مهدی خزعلی آزاد شد
خبرگزاری دانشجویان ایران «ایسنا» نوشت: وکیل مدافع مهدی خزعلی از آزادی موکلش خبر داد.
مصطفی ترک همدانی در گفت و گو با ایسنا گفت: با حضور رییس زندان اوین در بیمارستان طالقانی بعدازظهر امروز حکم آزادی خزعلی به وی ابلاغ شد.
وی افزود: با حضور رییس زندان اوین، سرم به مهدی خزعلی وصل و روند درمانی آغاز شد.
عارف در گفتوگو با ایلنا: معتقدیم زمینه برای «گفتوگوی ملی» براساس مشترکات مساعد است
عارف در گفتوگو با ایلنا:
معتقدیم زمینه برای «گفتوگوی ملی»
براساس مشترکات مساعد است
رییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با اشاره به صحبتهایی که با جریان مقابل برای برقراری یک «گفتوگوی ملی» انجام شده، از استقبال این جریان خبر داد و با بیان اینکه دولت نیز در این راستا همکاری میکند، گفت:باور داریم باید با ایجاد زمینه مساعد برقراری«گفتوگوی ملی» بر اساس مشترکات، در جهت حل اختلافنظرهایی که میان برخی جریانهای سیاسی کشور وجود دارد، اقدام کنیم.
محمدرضا عارف در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، با اشاره به تشکیل کمیته «گفتوگوی ملی» در فراکسیون امید و پیگیری این موضوع از مدتها قبل، اعلام کرد:از ابتدا تحتعنوان گفتوگوی ملی این بحث را دنبال کردیم و به این مسئله باور داریم.
معتقدیم زمینه برای «گفتوگوی ملی» براساس مشترکات مساعد است
او گفت:در این راستا باور داریم با ایجاد زمینه مساعد برای برقراری یک «گفتوگوی ملی» بر اساس مشترکات در جهت حل اختلافنظرهایی که میان برخی جریانهای سیاسی کشور وجود دارد، اقدام کنیم.
رییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی یادآور شد:باتوجه به استقبال و پیگیریهای خوبی که ازسوی دوستانمان در مجلس شورای اسلامی محقق شد، به این نتیجه رسیدیم که این مهم را از مجلس کلید بزنیم.
نماینده اصلاحطلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد:بر این اساس بر آن هستیم که درصورت فراهم شدن زمینههای لازم در مجلس، این مهم را بیرون از مجلس نیز پیگیری کنیم.
استقبال جریان مقابل از طرح «گفتوگوی ملی»
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال دیگری درباره اینکه آیا ازسوی جریان مقابل در مجلس نیز استقبالی از طرح «گفتوگوی ملی» انجام شده، گفت:صحبتهای خوبی با برخی از عزیزان در جریان مقابل داشتیم و آنها نیز از این مسئله استقبال کردهاند و بنا داریم با پیگیری این مهم، نتایج را به تدریج اعلام کنیم.
کمک دولت برای اجرای طرح «گفتوگوی ملی»
عارف در پاسخ به سوال دیگری درباره پیگیری همزمان این طرح توسط دولت با محوریت معاون اول رییسجمهور، ابراز بیاطلاعی کرد و گفت:بعید است که دولت مخالف این مسئله باشد و طبیعتاً دولت هم با موافقت با این طرح، حتماً کمک خواهد کرد.
72 میلیارد تومان خسارت سیل در استان کرمان
72 میلیارد تومان خسارت سیل
در استان کرمان
بارش های سامانه باران زایی که از 24 بهمن ماه از سمت غرب وارد کشور شده است تا شنبه در استان فعال و پیامد این سامانه، بارش باران در ارتفاعات، بارش برف و وزش باد نسبتا شدید است. به دنبال بارش های چند روز گذشته معاون عملیات سازمان امداد و نجات کشور اعلام کرد که اکنون 6 استان کشور گرفتار در برف و کولاک و 6 استان نیز دچار آبگرفتگی و سیلاب میباشند و همچنان امداد رسانی در این 12 استان ادامه دارد. جانشین ستاد بحران استان کرمان نیز اعلام کرد بر اساس برآوردهای اولیه برف و باران 72 میلیارد تومان به زیرساخت های آب، برق و راه این استان خسارت وارد کرده است.
امداد رسانی به 1197 نفر از متاثران از سیل و آبگرفتگی
مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان کرمان از ادامه امدادرسانی به آسیب دیدگان سیل در سراسر استان به ایسنا خبر داد. علی گنج کریمی با اعلام گزارش عملیات سیل و آبگرفتگی از ۲۵ تا ۲۷ بهمن، افزود: خدمات امدادی لازم در ۱۱ شهر استان به یک هزار و 197 نفر از متاثران از سیل و آبگرفتگی ارائه شده است. وی می گوید که بر این اساس ۵۵ تن از افراد گرفتار درسیل ازخدمات اسکان اضطراری بهره مند شدند. مدیرعامل جمعیت هلالاحمر با اشاره به رهاسازی ۳۰ دستگاه خودروی گرفتار در سیلاب توسط تیم های امدادی، گفت: عملیاتهای امدادی با تلاش ۵۴ تیم امدادی شامل ۱۷۶ امدادگر و نجاتگر به آسیب دیدگان ارائه شده است. وی با بیان اینکه خدمت رسانی توسط عوامل امدادی همچنان ادامه دارد، گفت: در این مدت تعداد ۳ هزار و ۸۹۹ کیلوگرم نایلون برای پوشش سقف منازل آسیب پذیر، یک هزار و ۸۰۴ قوطی انواع کنسروجات، 153 تخته پتو، ۹ دستگاه چادر امدادی، ۸ شعله چراغ والور،۲۲تخته موکت، 640 قرص نان،۱۲۰کیلو برنج،۴۹بسته پودر لباسشویی،۶ ست انواع ظروف و صابون، در مناطق سیل زده توزیع شده است.
95 روستای استان کرمان دچار مشکل شده اند
مدیر کل مدیریت بحران و حوادث غیر مترقبه استانداری کرمان به وضعیت استان در پی بارندگی های اخیر اشاره و به ایسنا گفت: در حال حاضر راه 67 روستا در سطح استان به دلیل برف و یا سیلاب مسدود می باشد، ضمن آنکه سیستم آبرسانی 26 روستا دچار مشکل گردیده و برق دو روستا قطع می باشد. محسن صالحی در خصوص وضعیت آب و هوایی استان کرمان، گفت: از پنج روز پیش جبهه باران زایی به استان کرمان وارد شد و اکنون سامانه باران زا دیگری وارد استان شده است که از اواخر 27 بهمن ماه بارندگی های این جبهه جدید آغاز شده است. وی از تداوم بارش ها خبرداد و اظهار کرد بیشتر بارش های این سامانه بصورت باران می باشد و مناطقی که در ارتفاعات 2 هزار و 100 متر از سطح دریا قرار دارند بارش ها بصورت برف می باشد. مدیر کل مدیریت بحران و حوادث غیر مترقبه استانداری اعلام کرد که بیشترین خسارات را تا کنون شهرستان رابر داشته است و بیشترین بارش ها سیه بنوئیه از توابع رابر با 136 میلیمتر بارندگی را به خود تعلق داده است.
پیش از وقوع سیلاب هشدارهای لازم را داده بودیم
مدیر کل مدیریت بحران و حوادث غیر مترقبه استانداری کرمان به وضعیت عشایر اشاره و می گوید چندی پیش از وقوع سیلاب هشدارهای لازم را داده بودیم، با توجه به اینکه عشایر بیشتر در مناطق صعب العبور زندگی می کنند و تعدادی از این عشایر بایستی یلاق و قشلاق می کردند و این کار را انجام نداده اند و اکنون در محاصر برف قرار گرفته اند. وی اضافه کرد با توجه به اینکه مناطق صعب العبور می باشند و هر خودرویی به آن مناطق نمی تواند برود، اما هلال احمر در حال حاضر در حال امدادرسانی به این عشایر می باشد. صالحی گفت عشایر استان بیشتر بین شهرستان های بافت، رابر و ارزوئیه سکنی دارند و هیچ عشایری در محاصره سیلاب نمی باشد.
تخلیه تعدادی روستا در معرض خطر
جانشین ستاد بحران استان کرمان گفت: با توجه به بارندگی های سه شبانه روز گذشته در استان کرمان بویژه در شهرستان های غربی، شمالی و جنوبی حجم بارش ها در پنج شهرستان به اندازه کل سال زراعی گذشته بوده است. وی یادآورشد با توجه به برودت هوا، راهدارخانه ها و پرسنل مجموعه اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای در قالب 42 اکیپ راهداری، 8 اکیپ پشتیبانی و با 400 نفر پرسنل راهدار در کلیه جاده ها و گردنه ها با عملیات برف روبی، تیغ زنی و نمک پاشی نسبت به بازگشایی مسیرها اقدام نموده اند. معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری کرمان به تلاش های جمعیت هلال احمر استان نسبت به امداد جاده ای با همکاری پلیس راه، اورژانس، فرمانداران، بخشداران و دهیاران اشاره و می گوید براساس آخرین گزارشات، تعدادی روستا در منطقه بخش گلستان شهرستان سیرجان و همچنین برخی از منازل منطقه هماشهر که بدلیل طغیان آب در معرض خطر بودند، براساس تصمیم ستاد بحران شهرستان تخلیه گردیدند.
افرایش حجم
آب سدهای استان
سیف الهی با اشاره به اینکه اکیپ های عمرانی با مدیریت فرمانداری سیرجان در حال ترمیم سیل بندها می باشند، خاطرنشان کرد: عمده بندهای آبخیزداری و سدهای استان کرمان طی بارش باران در چند روز گذشته آبگیری شده و آب پشت سدها وضعیت مناسبی دارد. وی با اشاره به اینکه بارش برف و باران در مناطق مختلف استان کرمان ادامه دارد، گفت: بارش ها مجدد بعد از یک هفته در استان کرمان با ورود سامانه بارشی به کرمان آغاز خواهد شد. جانشین ستاد بحران استان کرمان با تاکید براینکه حجم آب سدهای استان بر اثر بارش های اخیر افزایش یافته است، افزود: حجم آب سد بافت 34، سد جیرفت 143 و سد نساء بم 146 میلیون متر مکعب رسیده است. سیف الهی از قطع ارتباط با 50 روستای کوهستانی بافت و 67 روستای کوهستانی و عشایری در منطقه رابر بدلیل طغیان رودخانه ها خبر داد و یادآورشد: در صورت عدم امکان ارتباط زمینی طی 48 ساعت آینده، به محض فراهم شدن امکان ارتباط هوایی، خدمات رسانی به ساکنین این مناطق صورت می پذیرد.
خسارت به 10 دهنه پل در جنوب و غرب استان
وی با تاکید براینکه بر اساس برآوردهای اولیه برف و باران 72 میلیارد تومان به زیرساخت های آب، برق و راه این استان خسارت وارد کرده است، خاطرنشان کرد: میزان خسارت به بخش های کشاورزی، قنوات، دامپروری، عشایر و منازل مسکونی نیز متعاقبا بررسی و اعلام می گردد. جانشین ستاد بحران استان کرمان گفت: عشایر منطقه ارزوئیه نیز بدلیل قرار گرفتن در معرض سیل دچار خسارت شده اند. سیف الهی گفت: حداقل برای 3 هزار واحد مسکونی در شهرستان های رابر و بافت جهت دریافت تسهیلات بانکی پیش بینی به عمل آمده است تا مردم بتوانند نسبت به بازسازی و نوسازی ساختمان های آسیب دیده اقدام نمایند. وی افزود بارش باران به 10 دهنه پل در جنوب و غرب استان خسارت وارده کرده است. وی از مردم خواست از حضور در اطراف رودخانه ها و پل ها خودداری کنند و از عبور از عرض رودخانه ها در زمان طغیان خودداری کنند.
تشکیل جلسه ستاد بحران شهرستان رابر
به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان، جلسه ستاد مدیریت بحران شهرستان رابر تشکیل و تصمیمات لازم در خصوص اسکان خسارت دیدگان، توزیع پلاستیک، تامین مواد غذایی، عملیات ویژه راهداری، تامین علوفه دام عشایر، بازگشایی راه های روستایی و اعزام اکیپ هایی به منظور برآورد خسارات به بخش های کشاورزی، قنوات و دامپروری، آب روستایی و شهری، شبکه های برق روستایی و بازگشایی راه های روستایی اتخاذ گردید.
به صورت لحظه ای وضعیت شهرستان های استان را
رصد می کنیم
معاون عملیات سازمان امداد و نجات کشور به ایسنا گفته که شش استان در کشور اکنون گرفتار سیلاب و آبگرفتگی میباشند. استان های خوزستان، فارس، بوشهر، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان همچنان مشکلات آبگرفتگی و سیلاب دارند، براین اساس امداد رسانی در این استان ها همچنان ادامه دارد. شاهین می گوید به صورت لحظه ای وضعیت شهرستان های استان را رصد می کنیم.
وی کادر پروازی جمعیت هلال احمر استان کرمان را در حال آماده باش دانست و اظهار کرد در صورت شرایط مساعد جوی و نیاز به عملیات ارزیابی میدانی باشد، کادر پرواز جمعیت هلال احمر آماده خدمت رسانی میباشد. معاون عملیات سازمان امداد و نجات کشور با بیان اینکه اقلام ضروری امدادرسانی استان کرمان از استان های همجوار و مرکز تهیه گردیده است، تصریح کرد: در صورت بروز هر مشکل هموطنان ما می توانند با شماره گیری 112 (این شماره نیاز به سیم کارت ندارد) تقاضای کمک کنند.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت خبر داد کاهش 8 درصدی ورودی به زندان شهرستان جیرفت
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت خبر داد
کاهش 8 درصدی ورودی به زندان شهرستان جیرفت
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت از کاهش 8 درصدی ورودی به زندان شهرستان جیرفت طی 10ماهه ی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد و افزود: از ابتدای سال جاری تاکنون یک هزار و 335 نفر وارد زندان جیرفت شده اند. به گزارش ایسنا مجید رستمی در جلسه ی هم اندیشی و بررسی آخرین وضعیت زندانیان شهرستان جیرفت که با حضور مسئولین زندان و قضات در محل دادسرای عمومی و انقلاب جیرفت برگزار گردید، اظهار کرد:کاهش جمعیت کیفری زندان ها در دستور کار سیستم قضائی قرار گرفته است. دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت تصریح کرد: زندان شهرستان جیرفت با سنواتی بیش از ربع قرن که با ظرفیت اسمی کمتر از 200 نفر احداث شده اما در حال حاضر به دلیل آمار بالای جمعیت کیفری، دچار مشکلات متعددی می باشد.
این مقام قضائی بر ضرورت انتقال زندان جیرفت به مکانی بیرون از شهر تاکید کرد و افزود: باتوجه به اینکه زندان فعلی در مرکز شهر و منطقه مسکونی واقع شده است و از لحاظ جغرافیایی نیز وضعیت مطلوبی ندارد، جابجایی آن ضرورت دارد. وی گفت: با توجه به تراکم بالای جمعیت کیفری در این زندان ضرورت احداث ساختمان و بندهای جدید بیش از گذشته احساس می گردد تا مشکلات زندان در بحث طبقه بندی زندانیان نیز مرتفع گردد. رستمی اعلام کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون یک هزار و 335 نفر وارد زندان جیرفت شده اند. این مقام قضائی حضور یک قاضی ناظر بر زندان مستقل برای زندان جیرفت در جهت حل مشکلات زندانیان را ضروری دانست.
وی تعامل و همکاری سیستم قضائی با مجموعه زندان جیرفت را مطلوب ارزیابی کرد و خاطر نشان کرد: به قضات در خصوص کاهش جمعیت کیفری توصیه موکد شده،که در چارچوب قانون و تا حد امکان به غیر از مرتکبین جرائم امنیتی، جمعیت زندان را کاهش دهند. رستمی ابراز کرد: مجموعه مدیریت زندان جیرفت اقدامات فرهنگی خوبی در راستای ارتقای سطح فرهنگی و معنویت مددجویان صورت پذیرفته است. دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت ضمن تقدیر از خدمات مدیریت زندان تاکید کرد: مسئول زندان باید مشکلات زندانیان را به مسئولین اجرایی منعکس کند و تا حصول نتیجه و رفع مشکل، پیگیری لازم را بعمل آورند.
آبگیری سازه های آبخیزداری، زمینه ساز کاهش پیامدهای خشکسالی و کمبود منابع آبی
بر اساس اعلام پایگاه اطلاع رسانی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری به نقل از معاون آبخیزداری آن اداره کل، متعاقب بارندگی های روزهای اخیر، سازه های آبخیزداری احداث شده طی سنوات گذشته ( مثل بندهای خاکی، و سنگ سیمانی کوتاه، حوضچه های بخش سیلاب و گوراب ها) آبگیری شده و علاوه بر عملکرد مطلوب و تحقق اهداف اولیه احداث آنها، باعث پیشگیری از وقوع سیلاب های مخرب شده و در تقویت منابع آب های زیرزمینی، و کاهش پیامدهای ناشی از خشکسالی نقش موثری را ایفا کرده اند. شجاعی که از نزول رحمت الهی و باران های روزهای اخیر که باعث مسرت و شادمانی کشاورزان، دامداران، مرتعداران و ساکنین حوزه های آبخیزشده بود، راضی و خشنود به نظر می رسید، جهت جلوگیری از پیامدهای ناشی از بهره برداری های غیر اصولی از تاسیسات آبخیزداری توصیه هایی را ارائه نمود که اهم آن جهت اطلاع ساکنین حوزه های آبخیز و اهالی پایین دست و حومه این تاسیسات به اطلاع عموم می رسد.
– از باز بودن لوله های تخلیه تعبیه شده در بدنه بندهای کوتاه اطمینان حاصل نموده و ازبستن آنها اکیدا خودداری نمایند.
– سرریز این بندها که محل تخلیه آب مازاد می باشد بایستی آزاد بوده و چنانچه خار و خاشاک و یا تنه درختان و یا هر مانع دیگری مسیر آنها را مسدود کرده است سریعا بازگشایی شود.
– از عنایت به حوادث ناگوار سال های گذشته که منجر به فوت برخی اهالی ساکن در حوزه های آبخیز شده است، از نزدیک شدن به محل حوضچه این تاسیسات اکیدا خودداری گردد.
– ازکاشت نهال و غرس هرگونه قلمه و نهال در بدنه بندهای خاکی خودداری شده و چنانچه هر یک از بندها در اثر شکاف یا آبگذر دچار آسیب شده اند مراتب از طریق شماره تلفن رایگان و شبانه روزی 1504 به اطلاع مسئولین مربوطه در اداره کل برسد.
– نامبرده در پایان با دعوت از عموم مردم به منظور بجای آوردن سجده شکر به واسطه نزول رحمت الهی از آنان خواست تا با عمل به توصیه های کارشناسان به گونه ای عمل نمایند که این نعمت، نعمت باقی بماند وسبب نگرانی نشود.
رفع تصرف یک هکتار
از اراضی دولتی
به گزارش روابط عمومی اداره راه و شهرسازی رفسنجان آقای علی عباسیپور رییس آن اداره اعلام کرد درتاریخ 26/11/95 در اجرای دستور دادستان محترم شهرستان و با حضور مامورین نیروی انتظامی و عوامل حفاظت از اراضی دولتی نسبت به رفع تصرف یک هکتار از اراضی دولتی پلاک 2094 اصلی از بخش 9 کرمان واقع در حدفاصل نوبهار ده شفیع و سفته زین آباد در شهر رفسنجان اقدام گردید. در ادامه رییس اداره راه و شهرسازی رفسنجان از همه شهروندان درخواست نمود به منظور حفاظت از اراضی دولتی و حفظ حقوق بیت المال در صورت مشاهده هرگونه اقدامی مبنی بر تصرف اراضی دولتی سریعا به شماره 34322086 و 34327206 تماس و مراتب را اعلام نمایید.
نامه سرگشاده جوانان جنوب کرمان به رضا کیانیان جازموریان تریبون ندارد
نامه سرگشاده جوانان جنوب کرمان به رضا کیانیان
جازموریان تریبون ندارد
جازموریان پراهمیت ترین حوزه آبریز جنوب کرمان محسوب می شود، این تالاب چندسالی است به دلیل خشکسالی های متوالی و همچنین احداث سدهای بالادست به بیابابی خشک و برهوت تبدیل شده است. عرصه ای که بی آب و علف، با زمینی ترک برداشته که شترها در گوشه و کنار آن مشغول به چرا هستند. سد بافت که بر سرشاخه هلیل رود احداث شده یکی از دلایل اصلی این رخداد است. به همین منظور جمعی از جوانان جنوب کرمان طی اقدامی نامه ای سرگشاده به شرح ذیل برای رضا کیانان هنرمندسینما و تلویزیون که سفیر محیط زیست است نوشتند:
« به نام خالق آبها
نامهی سرگشادهی جوانان هفت گنج به هنرمند فرهیخته رضا کیانیان
جناب آقای رضا کیانیان
سفیر محترم حفظ محیط زیست
با سلام و احترام
در روزگاری که انسانیت در معرض خطر است، دل دادن به انسانهایی با قلب پاک و اندیشهای سبز که بتوان در سایهی تدبیر و ارادهی پولادینِ آنها در برابر ناهنجاریها و ناملایمات ایستاد، دستگیری است برای کسانی که بی پشت و پناه دل در گرو ساختن آیندهای درخشان و دست یافتن به زندگی شاد دارند.
زندگانی و شاد زیستن ما، بسته به زیست محیطی سالم و با طراوت و درخور است که انسانها یا آن را در دسترس دارند و یا شرایط رسیدن به آن را به وجود میآورند .
ایران عزیز ما، سرزمینی بینظیر با اقلیمهای گوناگون و طبیعتی رنگارنگ و چشماندازی متنوع است که در معرض انواع آسیبها و مخاطرات بوده است. این تنوع بیش از اینکه باعث جذب افکار سازنده و پویا باشد در معرض دید منفعتطلبان و سودجویانی است که دانسته و ندانسته کمر بستهاند به زدن ریشهی آن.
نتیجهی این بیتدبیری، نابودی جنگلها، خشک شدن رودها، دریاچهها، تالاب ها، مرگ گونههای گیاهی و جانوری و… است.
نابودی طبیعت پیرامون ما، روح و روان انسان را به زوال میکشاند، سالهاست که در سرزمین پهناور ایران، شاهد نابودی مواهب طبیعی و خدادادی هستیم. نمونهی آن کم شدن پوشش گیاهی و جنگلی نوار ساحلی دریای مازندران، انقراض نسل ببر مازندران، در خطر بودن پلنگ ایرانی و خرس آسیایی است. همچنین در سالهای گذشته مرگ تدریجی دریاچهی ارومیه نمونهی بارز بیمبالاتی و بیبرنامگی انسانی بوده است.
مردمی که دردمند این درد بزرگند، نیازمند اندیشه، تدبیر و پشتیبانی کسانی هستند که برای احیا و حفظ میراث طبیعی و خدادادی تلاش میکنند.
سفیر محترم حفظ محیط زیست؛ جناب آقای کیانیان
دفتر گشوده و قلم به دست گرفتهایم تا شرحی از حال پریشان خود و طبیعت پیرامونمان را بنگاریم.
ما جوانان سرزمینی پهناور در جنوب کرمان هستیم که از جانب مردم هفت شهرستان با شما سخن میگوییم. ما همسایهی تالابی زیبا و جانبخش به نام جازموریان هستیم که ریشه در تمدنی کهن دارد.تالاب بینالمللی جازموریان یکی از بزرگترین تالابهای آب شیرین ایران، یکی از بزرگترین منابع تولید علوفهی طبیعی خاورمیانه و از مهمترین زیستگاههای پرورش شتر در کشور بوده است. جلگهای حاصلخیز که هزاران گونهی گیاهی و جانوری را در خود پرورش میداد و پناهگاهی بود برای مردمانی نجیب و زحمتکش که کشاورزی و دامپروریشان در سایهی مهربانی تالاب رونق داشت. اما اینک با گذشت زمان، غلبهی دیو خشکسالی و بی تدبیریِ انسانی، این تالابِ زیبا سرابی است که دیگر تشنهای را هم گمراه نمیکند؛ سرزمینی خشک و تفتیده.
حالا دیگر نه منشا حیات، بلکه صوراسرافیلی است برای برخاستن گرد و غباری که دیگر حیات بخش نیست، اینجا دیار برخاستن و هجرت شده است، نه ماندگاری و زندگانی.
اینجا دیگر مهد تمدن جهان نخواهد بود، بلکه قبرستان مردمی خواهد شد که میراثدار تمدنی دیرپا بودهاند. مهاجرانی که میتوانند معضلات غیرقابل جبرانی را در پی داشته باشند؛ قاچاق کالا و مواد مخدر، افزایش حاشیهنشینی در شهر ها، افزایش بیکاری، گسترش فقر و فساد و تقویت راهزنی و غارتگری.
از طرفی تالاب جازموریان، اندوختهای طبیعی برای تمام مردم ایران و حتی جهان به شمار میآید. این تالاب زیستگاه گونههای نادری از گیاهان، پرندگان و حیوانات است که متاسفانه یا از بین رفتهاند و یا در معرض نابودی قرار دارند.
به گفتهی کارشناسان، ۲۵ درصد ریزگردهای نابودگری که مدتهاست زندگی را در ایران تیره و تار کردهاند، از بستر خشکیدهی جازموریان برمیخیزند.
امروز نه تنها حیات مردمان جنوب کرمان، بلکه زندگی و سلامت تمام هموطنان عزیزمان به وضعیت این تالاب بستگی دارد.
میترسیم نابودی بیصدایِ این تالاب ،صدایش چند سال بعد گوش همهی ما را کَر کند، اما دیگر خیلی دیر خواهد بود.
ما تریبونهایی مانند حامیان دریاچهی ارومیه نداریم (که به شکرانه ی لطف پروردگار، دوباره احیا شد)، اما پناه بی پناهان خداست و کسانی که دل در گرو یاری رساندن به خلق خدا که همانا بهترین عبادات است را دارند، یاری گر ما خواهند بود.
جناب آقای کیانیان، می خواهیم تنهایمان نگذارید، دست یاری مان را بفشارید و به همدلی با ما در احیای تالاب بین المللی جازموریان حیات را دوباره به این اکوسیستم کم نظیر برگردانیم.
خداوند یاری گرتان باشد .»
