بایگانی مطالب نشریه

به تدوین قوانین سختگیرانه برای صنعت مد نیازمندیم

به تدوین قوانین سختگیرانه برای صنعت مد نیازمندیم

یادداشتی از مهسا علی بیگی روزنامه‌نگار و پژوهشگر مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها

همه‌گیری ویروس کرونا به ما نشان داده که چرا صنعت مد یکی از صنایعی است که باید ملزم شود تا پایدار عمل کند. اخیرا در رسانه‌ها خواندیم میلیون‌ها مینک‌ که از پوستشان در صنعت مد استفاده می‌شد، به این دلیل که به نوع جهش یافته کرونا مبتلا شده بودند و افرادی را به این ویروس جهش یافته مبتلا کرده بودند، کشته شدند. این خود نشان می‌دهد که صنعت مد به تنهایی می‌تواند چه اثری بر زندگی انسان بگذارد. به غیر از پاندمی کرونا ویروس می‌توانیم به موارد دیگری هم اشاره کنیم و به پاسخ این پرسش برسیم که  چرا صنعت مد باید مسئولانه عمل کند. 

شاید مهم‌ترین دلیل آن گرمایش زمین و تولید گازهای گلخانه‌ای باشد. صنعت مد به تنهایی 8 درصد از گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می‌کند که نسبت به صنایع نفت و گازی  درصد بسیار بالایی است. به‌علاوه مصرف آب در صنعت مد بسیار بالاست، آمارها در این زمینه متعدد و متفاوت است، یکی از این آمارها می‌گوید، 79 تریلیون لیتر در طول یک‌سال برای صنعت مد مصرف می‌شود. علاوه بر تمام این موارد، بیرون ریز صنعت مد هم بسیار بالاست، آمارها می‌گوید که 99 میلیون تن لباس و پوشاک در طول یکسال بیرون ریخته می‌شود. این میزان وقتی فاجعه‌بارتر می‌شود که بدانیم سیستمی هم وجود ندارد که به سرعت زباله‌های پوشاک را بازیافت کند. این بیرون‌ریز بالا همچنین برخی از آسیب‌های اجتماعی را تشدید کرده است که مهم‌ترین آن کودکان زباله گرد است. 

این بحث به حدی جدی شده که تصاویر منتشر شده از این کودکان به‌عنوان جنایت صنعت مد رسانه‌ای می‌شوند تا همگان ببیند که این کودکان در لندفیل‌ها و چال‌های زباله با چه مشقتی فعالیت می‌کنند. در بحث بیرون ریز باید به مواد شیمیایی که در صنعت مد مصرف می‌شود نیز اشاره کرد، این مواد شیمیایی در واقع به چرخه طبیعت بر می‎گردند و آب و خاک ما را آلوده می‌کنند. تمام این عوامل کنار هم به ما نشان می‌دهد که مسئولانه عمل کردن صنعت مد بسیار اهمیت دارد. 

در حال حاضر شیوه‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های داوطلبانه بسیاری وجود دارد که صنعت مد می‌تواند برای مسئولانه عمل کردن به آنها مراجعه کند اما صنعت مد یکی از صنایع بسیار سودآور در کل جهان است و صاحبان آن به این سادگی به این دستورالعمل‌ها تن نمی‌دهند. از طرف دیگر این توصیه‌نامه‌ها که از آن‌ها نام می‌بریم الزام‌آور نیستند. 

یعنی اگر صنعت مد آن‌ها را رعایت نکند، جریمه‌ای برای آن وجود ندارد. اساسا مسئولیت اجتماعی شرکتی نیز به فعالیت‌های داوطلبانه یک کسب‌وکار اشاره دارد و ما نمی‌توانیم شرکتی را مجبور کنیم که مسئولانه عمل کند.

 بنابراین این‌جا لازم است که نهادهای بالادستی، حکومت‌ها و دولت‌ها با تدوین قوانینی سختگیرانه که ضمانت اجرایی داشته باشند؛ صنعت مد را به رعایت برخی قوانین محیطزیستی ملزم کنند. در حال حاضر برخی دولت‌ها و حکومت‌ها به این سمت رفته‌اند که تا سال 2030 و بعضی هم تا سال 2050 میزان کربن خود را به صفر برسانند. این اقدام می‌تواند، پایه و اساس قوانینی شود تا صنعت مد را در کشورهای مختلف ملزم کند کربن خود را به صفر برسانند و مسئولانه‌تر عمل کنند. به زعم من مهم‌ترین راهکار همین قانونگذاری دولتی با استناد به قوانین بالادستی است. از طرف دیگر برای اینکه این کار الزام‌آور شود باید برای صنایعی که به سمت کربن صفر شدن نمی‌روند، جرایمی طراحی شود. علاوه بر این‌ها یکی از دیگر مواردی  که دولت‌ها می‌توانند در این زمینه انجام دهند، تشویق و تسهیل شرایطی است که بازیافت پوشاک و منسوجات در آن جدی‌تر گرفته شود.

«تیره‌رود» مقصد نهایی فاضلاب دورود

سال‌هاست که پرونده اجرای پروژه فاضلاب دورود گشوده مانده است

«تیره‌رود» مقصد نهایی فاضلاب دورود

عضو شورای شهر دورود: در تقسیم بندی‌های استانی عدالت برای دورود رعایت نمی‌شودیک فعال محیط زیست دورود: فاضلاب شیمیایی از کارخانه‌های بالادست هم راهی رودخانه می‌شود.

فاضلاب دورود مدت‌هاست پایش به رودخانه تیره باز شده است. ابتدا میان دست و پای مردم رها بود، جایی برای تصفیه شدن نداشت، بعد راه خودش را به رودخانه پیدا کرد و خوش‌نشین شد. مسئولان از رفتنش استقبال کردند و تلاش کردند تا همانجا بماند. آبِ رود مدت‌هاست دیگر زلال نیست، کدر و تیره شده و  بو گرفته، عمش کم شده. مردمی که سال‌ها در کنار رود، سیر و سیاحت می‌کردند، حالا مدت‌هاست به آنجا پا نگذاشته‌اند. رودخانه دیگر مالِ  مردم نیست. رودخانه در سیطره فاضلاب است.

دورود جوان است. شاید 60 یا 70 ساله است. شهر، دشتی بزرگ دارد با دو رود احاطه شده تیره و ماربره که زمین برای ساخت و ساز به کرات دارد. مورخان می‌گویند، بعد از احداث کارخانه سیمان بود که زمزمه‌های شهر شدن دورود بالا گرفت و سرعت رشد آن هم زیاد شد. زیرساخت‌های شهری اما عقب ماندند. جوانی دورود  ماجرا را سخت‌تر کرده بود. از طرفی چون شهر اولین شهر لرستان در مسیر خط آهن تهران جنوب بود، روز به روز بر جمعیتش اضافه شد اما برخی زیرساخت‌ها در آن ایجاد نمی‌شد. چرخ لنگان توسعه شهری چند دغدغه برای دورود ایجاد کرد. فاضلاب بدون سر‌وسامان، آلودگی هوای کارخانه سیمان و آلودگی آب رودخانه و پسماند بدون متولی. یکشنبه دوم آذرماه حسین گودرزی، نماینده مردم دورود در تذکری به وزارت نیرو مجددا از لزوم تکمیل فاضلاب‌ این شهر گفت. او خطاب به اردکانیان گفته علی رغم اینکه 17 سال از کسر بهای فاضلاب از مردم شهر می‌گذرد اما همچنان فاضلاب درود در میان شهر رها شده است: «این فاضلاب رها شده بحران محیط‌زیستی ایجاد کرده و لوله‌گذاری در این زمینه هم موقتی بوده است.» تذکری که البته سال 92 هم قائد رحمت نماینده پیشین مردم دورود به وزیر نیرو داده بود: «فاضلاب با مشکلات زیادی راهی رودخانه می‌شود و لازم است تا وزیر نیرو به آن رسیدگی کند.» بحران فاضلاب اما پایش را فراتر گذاشت تا اینکه قاسم تقی‌زاده خامسی، معاون وزیر نیرو در امور آبفا در سال 98 در صفحه اینستاگرامی خود خبر از آبیاری برخی مزارع شهرستان دورود با آب رود آمیخته به فاضلاب انسانی داده بود. خبری که در همان زمان سروصدا به پا کرد اما باز هم در محاق فرو رفت تا روز گذشته که این حقیقت یادآور شد که فاضلاب دورود مدت‌هاست به رودخانه تیره در شهر ریخته می‌شود بدون اینکه تصفیه شود.

پیش گرفتن ساخت و ساز از زیرساخت‌ها

احداث شبکه فاضلاب یکپارچه شهری از وقتی که اهالی به یاد دارند، دغدغه‌شان بوده است. احسان پارسا یکی از فعالان محیط‌زیست در این شهر به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید که در فیش‌های آب و فاضلاب مشخص است که مبلغی برای احداث شبکه فاضلاب شهری کاسته می‌شود اما همچنان هیچ اقدامی برای آن صورت نگرفته است: «پیشتر گفته بودند که کانالی تعبیه شود و فاضلاب شهر به کانال وارد شود و از طریق این کانال خارج از محدوده شهر به داخل رودخانه ریخته شود.» اقدامی که هرچند در اصل تصفیه کردن فاضلاب تاثیری ندارد اما آن هم محقق نشد.

بسیاری از اماکن دورود برخلاف شهری مانند بروجرد در لرستان فاقد چاه فاضلاب است، برخلاف آنجا که مالک هر بنا چاه فاضلاب را تخلیه می‌کند. پارسا می‌گوید:«در دورود هرچه فاضلاب هست توسط کانال وارد رودخانه می‌شود. فاضلاب شاید 4 تا 5 هزار نفر.» رنگ تیره رود را البته تنها فاضلاب خانگی تیره نکرده. کارخانه‌های بالادست رودخانه هم عموما فاضلاب مواد شیمیایی‌شان را به داخل رود تیره می‌ریزند.

«هجوم مردم به دورود و پیشی گرفتن ساخت و ساز سرعت بیشتری از ایجاد زیر ساخت داشت.» این را مجید دریکوند، دبیر شبکه تشکل های محیط زیستی و منابع طبیعی استان لرستان، به «پیام ما» می‌گوید و معتقد است که یکی از دلایل عدم ایجاد شبکه فاضلاب شهری همین است: «دورود زمین زیادی دارد، این باعث افزایش ساخت و ساز شده است، عمده ساکنان شهر هم عشایرند است، آن‌ها سریع خانه می‌سازند و محدودیتی در ساخت‌و‌ساز ندارند، این قاعده هم وجود دارد که اگر هم کسی غیر‌مجاز بسازد، آب و برق و تلفن بدون مجوز به او واگذار می‌شود و او قادر به ادامه زندگی می‌شود.» سرعت بالای ساخت و ساز در گذشته و عدم رعایت قوانین مسائلی است که دریکوند روی آن‌ها تاکید می‌کند و معتقد است که باعث عدم ایجاد شبکه فاضلاب شده است: «شهر عقب افتاده است، بخش‌هایی تاکنون اصلاح شده و شبکه فاضلاب در آن‌ها رعایت شده اما در بخش‌های قدیم، همچنان فاضلاب با لوله‌ها به سطح رودخانه هدایت می‌شوند.»

رودخانه، لجن‌زار شده است

اکوسیستم اما به مواد مصنوعی هوار شده در تیره رود واکنش نشان می‌دهد، آن هم با پدیده پرغذایی. دریکوند می‌گوید: «وقتی مواد شوینده ناشی از فعالیت انسانی بیش از حد وارد اکوسیستم آبی می‌شود، فرآیند عمر رودخانه را تسریع می‌کند، فسفات و نیترات موجود در مواد شوینده، گیاهان رشد می‌کنند، جانوران موذی راه پیدا می‌کنند و طبیعتا وقتی گیاه باشد، ماهی رشد می‌کند و رفته رفته به لجن‌زار تبدیل می‌شود.»

باز هم حرف بی‌پولی است

احمد نامداری، عضو شورای شهر دورود به «پیام ما» می‌گوید که علت رها شدن فاضلاب در سطح شهر و عدم ایجاد شبکه فاضلاب مسائل مالی است: «پیشتر قرار بود تصفیه خانه‌ای هم در اطراف شهر ساخته شود اما پیشرفت آن هم سالی دو یا سه درصد است، بیشتر مشکل بودجه است.» او در لابه‌لای صحبت‌هایش چندباری واژه کم اهمیت را تکرار می‌کند: «مشکل این است که برای دورود تاکنون کار خاصی انجام نشده است، اداره کل آب و فاضلاب خیلی کم اهمیت است نسبت به آب و فاضلاب دورود.» او به چندباری پرسش و پاسخ با رییس اداره آب و فاضلاب دورود اشاره می‌کند،  پرسی که یک پاسخ مشخص داشته: «شاید سالانه 100 میلیارد درآمد داشته باشند اما حاضر نیستند چند میلیارد خرج شهر کنند.» چرا که به گفته نامداری تنها شهرهایی که در استان لرستان بودجه آب و فاضلاب‌شان مجزا و مستقل است، خرم‌آباد و بروجرد است: «درآمد حاصل از فاضلاب که از مردم اخذ می‌شود به صورت تجمیعی جمع آوری می‌شود و مبلغ کمی به دورود تزریق می‌شود.» او معتقد است که این مبلغ نه کافی است و نه عادلانه: «در تقسیم بندی‌های استانی عدالت رعایت نمی‌شود.»

تصفیه خانه تعطیل شد

اولین قدم‌ها برای ساخت تصفیه خانه دورود از سال 87 برداشته شد اما به علت جانمایی نادرست، 8 سال به تعویق افتاد، از حدود 4 سال پیش عملیات از سر گرفته شد، اما خرداد امسال دوباره پروژه متوقف شد. علت تعطیلی همان علت عدم ایجاد شبکه فاضلاب شهری است. یعنی پول.

علی کرم وند، مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان لرستان آبان امسال به خبرگزاری صدا و سیما گفته بود: «عملیات ساخت تصفیه خانه شهر دورود 20 درصد پیشرفت کار دارد و تکمیل آن 210 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. اما مجوز واگذاری طرح تصفیه‌خانه فاضلاب شهر دورود به سرمایه گذار بخش خصوصی گرفته شد و در صورت واگذاری پیش بینی می‌شود این طرح طی دو سال آینده به بهره برداری برسد.»

به عقب برگشتن شدنی نیست

به عقب برگشتن و اصلاح فاضلاب در قسمت‌های قدیمی شهر سخت است. دریکوند می‌گوید، پولی که در گذشته از مردم اخذ شده احتمالا امروزه کارایی کافی نداشته باشد زیرا هزینه‌های شهرداری‌ها اینقدر بالا رفته: «که سخت می‌توانند از پس هزینه‌های روزمره کارکنانشان هم برآیند.» از طرف دیگر ادغام شبکه فاضلاب شهری و روستایی با یکدیگر هم کار آب و فاضلاب را سنگین کرده است: «استان‌های کم برخوردار مانند لرستان، مانند تهران نیستند که وقتی شبکه‌ها ادغام می‌شوند، زیرساخت‌ها سریعا عملیاتی شوند.»

تیره رود، یکی از زیباترین رودخانه‌های لرستان که مدتی تفرجگاه شهر بوده حالا محل جمع شدن فاضلاب است. آب رودخانه کم و کم‌تر می‌شود اما کسی از آینده آن خبر ندارد. اهالی مدت‌هاست چشمشان را به تیره رود نمی‌دوزند. گویی که سرنوشتش مانند اسمش شده: «تیره شده.»

یونسکو به تهدید چغازنبیل واکنش نشان داد

یونسکو به  تهدید چغازنبیل واکنش نشان داد

تهدید چغازنبیل با ساخت یک کارخانه قند در حریم آن، سازمان جهانی یونسکو را به واکنش واداشت.معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور با بیان این‌که یونسکو درباره تهدید حریم چغازنبیل درخواست گزارش کرده است به ایرنا گفت: «منتظر قطعی‌شدن جابه‌جایی محل کارخانه قند از حرایم چغازنبیل هستیم تا به صورت رسمی به یونسکو پاسخ بدهیم.»محمدحسن طالبیان  درباره ارسال نامه از سوی سازمان یونسکو به وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، گفت:« طرح سوال و جویا شدن از وضعیت حفاظتی هر اثر جهانی یکی از وظایف سازمان میراث جهانی وابسته به یونسکو در صورت وجود هرگونه تهدید برای هر اثر جهانی از کشورهای عضو است.»طالبیان، ادامه داد: «در خصوص چغازنبیل، یونسکو با دریافت خبرهای مربوط به این اثر که نخستین اثر ثبت شده کشورمان در فهرست میراث‌جهانی است بر اساس وظیفه از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ارسال گزارش از آخرین وضعیت حفاظتی و اقدامات صورت گرفته را درخواست کرده است.»به گفته او وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی نیز حسب دستور استاندار خوزستان، منتظر قطعی شدن جابه‌جایی محل کارخانه قند از جرائم این اثر جهانی است تا برطرف شدن تهدید حرم اثر را رسما به یونسکو اعلام کند.طالبیان گفت: «در خصوص چغازنبیل و دیگر آثار جهانی کشورمان در صورتی که قوانین یاد شده از سوی دستگاه‌ها و مسئولان اجرایی رعایت نشود و تعرض به آنها وجه بین‌المللی میراث جهانی را خدشه‌دار کند، ورود به فهرست میراث در خطر و یا خروج کامل از فهرست میراث جهانی دور از انتظار نخواهد بود و بدیهی است این موضوع بازتاب خوبی در جوامع ملی و بین‌المللی نخواهد داشت».او گفت: «اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان طی روزهای گذشته شکایت خود را مبنی بر عدم رعایت صریح قانون و ضوابط حریم، مجددا تسلیم مقامات قضایی استان کرده است، خوشبختانه دستور رعایت حریم‌های میراثی از طرف دادستان کل کشور نیز صادر شده است.»در روزهای گذشته، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان نیز گفت: «کارخانه قند در حریم درجه یک اثر جهانی چغازنبیل احداث نخواهد شد. 

دود اختلاف برادرانه در چشم خانه قیصری

تلاش فعالان میراث فرهنگی در آران و بیدگل برای نجات بنای قیصری تاکنون بی‌نتیجه مانده است

 دود اختلاف برادرانه در چشم خانه قیصری

رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان آران و بیدگل در گفت‌و‌گو با «پیام ما»: هزینه مرمت خانه قیصری با سرمایه‌گذار است.

مرضیه قاضی زاده | آمدند که کل سرسرا را تخریب کنند. درست دو هفته پیش. دوستداران میراث سر در بنا ایستادند و گفتند اجازه نمی‌دهیم. در عرض ده دقیقه یکی از اتاق‌های خانه قیصری تخریب شد. درست جلوی چشم فعالان میراث. مامور میراث که آمد عملیات تخریب متوقف شد و راننده لودر بازداشت شد. محلی‌ها می‌گویند 5 میلیون تومان جریمه برای مسئول این ویرانی در نظر گرفتند و میراث فرهنگی گفته پیگیر است.

بنای قیصری، خانه اولین شهردار آران‌و‌بیدگل است که سرنوشتش به دست چندین مالک افتاده. معماری بخش‌هایی از این خانه، زندی است، درست مانند خانه عامری‌های کاشان. میراث فرهنگی هم می‌گوید این بنا ارزشمند است اما هنوز جایی در فهرست آثار ملی ندارد. حالا پس از تخریب بخشی از این خانه، میراثی‌ها به فکر ثبتش افتاده‌اند، هرچند راضی کردن همه مالکان ممکن نیست. قرار است با درخواست سرمایه‌گذار مقدمات کار فراهم شود. سرمایه‌گذار دنبال این است که این خانه تاریخی را به مرکز اقامتی و گردشگری تبدیل کند. البته هنوز معلوم نیست که میراث فرهنگی موافق است یا مخالف.

احسان شکاری، فعال میراث‌فرهنگی شهرستان آران و بیدگل می‌گوید این بنا تنها خانه شهرستان است که سه طبقه زیر زمین تو در تو دارد. او به «پیام ما» می‌گوید: «اولین شهردار آران و اولین رییس شورای شهر در این خانه ساکن بوده. این خانه‌ای که الان تخریب کرده‌اند و سند شش دانگ به نام خود گرفته، خانه رییس شورای شهر آران و بیدگل بوده است، مرحوم حسن قیصری.»

خانه قیصری سه بخش دارد؛ یک بخش آن سرپوشیده است، بخش دیگر در ضلع غربی است که در سال 1352 شهردار آران و بیدگل در آن ساکن بوده و در نهایت ضلع شرقی که اقامتگاه اولین رییس شورای شهر آران و بیدگل بوده. مالکیت 450 متر از خانه به نام عروس خانواده است. تنها بخشی که سند شش دانگ دارد. الباقی خانه مشاع است بین 13نفر.

محلی‌ها می‌گویند لج و لجبازی عامل تخریب این بنای ارزشمند بوده. اختلاف از همان زمانی شروع شد که فعالان میراث‌فرهنگی پیگیر ساماندهی خانه شدند، با مسئولان اداره میراث فرهنگی آران و بیدگل صحبت کردند و دیدند که کاری از دست آنها بر نمی‌آید و چاره کار حضور یک سرمایه‌گذار است. بعد سرمایه‌گذاری از تهران آوردند تا کل بنا را بخرد و ساماندهی کند. کمر همت بستند و دانه دانه وراث را پیدا کردند. 11 نفر حاضر به فروش شدند، درست 4 دانگ از خانه.

مشکل سر دو دنگ باقی مانده است. فعالان میراث می‌گویند، مالک این دو دونگ حاضر به فروش نیست. او معترض است که چرا اول از او خریداری نکردند و ملک دیگر برادرانش را خریدند. دود این اختلافات است که به چشم خانه قیصری رفته.

ملک قیصری در حریم چهار اثر ثبت ملی است؛ امامزاده اسحاق و اسماعیل، مسجد بازار، خانه آقا سلیم آرانی  و عصارخانه. فاصله خانه قیصری با مسجد بازار فقط چهار متر است، تقریبا دیوار به دیوار هم. معماری خانه دو عصر متفاوت را نشان می‌دهد. شکاری می‌گوید: «ضلع غربی، شمالی و شرقی دوره پهلوی است و ضلع جنوبی برای دوره زندیه.» تخریب در ضلع شرقی خانه رخ داده، همان بخشی که سند 6 دانگ داشته و متعلق به عروس خانواده است.

انگشت اتهام به سوی میراث است. سوال اینجا است که چرا این خانه تاریخی را به ثبت نرساندند؟ حسین چاکری‌بادی، رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان آران و بیدگل می‌گوید چون خانه مالکان زیادی داشته. او به «پیام ما» می‌گوید: «تخریب جزیی بوده و در بخشی از بنا صورت گرفته است. آن هم به علت همکاری‌نکردن مالک. تعداد مالکان زیاد است و خانه به ورثه رسیده. در این شرایط هم معمولا چند نفر موافق و چند نفر مخالف‌اند.»

 مالک به ثبت رضایت نمی‌دهد

به گفته رئیس اداره میراث‌فرهنگی شهر، علاوه بر وجود چند مالک، کمبود اعتبار هم در ثبت نشدن این اثر دخیل بوده است. «میراث فرهنگی قبلا اعتباری داشت. قراردادی با مشاور ذی‌صلاح منعقد می‌کرد و بناهای ارزشمند منطقه را ثبت می‌کردند» ولی اکنون اولین موردی که در ثبت بنا -چه خصوصی و چه عمومی- مطرح است، نظر مالک است: «شخصِ مالک باید اعلام رضایت کند که برای ثبت ملکش آماده است.» ادامه جملاتش را با این پرسش پی می‌گیرد: «وقتی که ما اجازه ورود به ملک نداریم چطور ملک را به ثبت برسانیم؟ هوایی؟» به گفته او یکی از مشکلات جدی میرا‌ث بر سر ثبت بناهای تاریخی، تعدد مالک است، چاره کار نیز ورود سرمایه‌گذار و خرید خانه است.

تخریب خانه قیصری زنگ خطر جدی بود. سرمایه‌گذار وارد عمل شده و تقاضای ثبت اثر را به میراث فرهنگی داده است. هادی حمیدپناه به «پیام ما» می‌گوید: «من گردشگری خوانده‌ام  و دوستدار این صنعت هستم. آران‌وبیدگل اقامتگاه سنتی و بوم‌گردی برای اسکان می‌خواهد.» او می‌گوید مهمانان و گردشگران بسیاری از سراسر کشور برای بازدید آثار تاریخی به این شهر می‌آیند، اما به دلیل نبود محلی برای اسکان روانه کاشان می‌شوند.

قصد حمیدپناه برای سرمایه‌گذاری در این پروژه تبدیل این خانه به مرکزی اقامتی و گردشگری است: «نظر ما این است که این خانه را تملک کنیم و به عنوان مرکز تشریفات بین‌الملل از آن  استفاده کنیم.» بخشی از بنا تخریب شده و تا تغییر کاربری خیلی مانده.

رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان آران و بیدگل می‌گوید: «ما وضعیت موجود را رصد می‌کنیم. هنوز تا این مرحله که بخواهد تغییر کاربری صورت گیرد، خیلی مانده. با توجه به وضعیت فعلی ملک، مسئله ما وضعیت حدود ملک است و در حال ثبت آن هستیم.»حمید‌پناه، سرمایه‌گذار می‌گوید نزدیک 20 درصد از مساحت بنا آسیب دیده و مرمت کل خانه قیصری دو سال زمان می‌برد. چاکری اما می‌گوید که تخریب جزیی بوده: «تنها 450 متر از این دو هزار متر سند شش دانگ دارد به اسم عروس خانواده قیصری و از این 450 متر حدود 100 متر تخریب شده است.»سرمایه‌گذار به دنبال همکاری میراث برای احیای این بنای تاریخی است. می‌گوید: «خانه قدیمی قیصری تقریبا 80 سال قدمت دارد. خانه نزدیک مسجدی است که به دوره ایلخانی بر می‌گردد. معماری حوض‌خانه و بخش‌های دیگر بنا نیز معماری دوران زندیه است.» هدف او تبدیل این مجموعه به یک مجموعه فرهنگی، گردشگری و موزه است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اما از همین شروع کار، آب پاکی را روی دست سرمایه‌گذار می‌ریزد. می‌گوید تمام هزینه‌های مرمت و احیا با سرمایه‌گذار است و میراث بودجه‌ای برای این اقدام ندارد.

خانه قیصری در حریم درجه یک آثار تاریخی شاخصی از جمله مسجد تاریخی بازار آران و امام‌زاده اسحاق و اسماعیل است. درخواست ثبت ملی این اثر از همان یک سال پیش داده شده است. همان سالی که سرمایه گذار اقدام به خرید ملک از 11 نفر از ورثه قیصری کرده. با این حال هنوز این اثر به ثبت ملی نرسیده و مرمتی هم روی آن انجام نشده است.زمستان نزدیک است و بام خانه هم وضعیت مناسبی ندارد. با وجود تلاش مالک جدید برای مرمت و استحکام پشت‌بام این بنا، به‌دلیل مخالفت مالکان قبلی، هنوز این  امر محقق نشده است.

بایدها و نبایدهای ایجاد بازار آب

نگاهی به پژوهش «بازار آب زیرزمینی برای پایداری»

بایدها و نبایدهای ایجاد بازار آب

اتخاذ رویکرد چند رشته‌ای و همیارانه به نقش‌آفرینی بازارهای آب، می‌تواند به ارتقای اثربخشی آن کمک شایانی کند.

|پیام ما| نگاه به موضوع آب به عنوان یک کالای اقتصادی قدمت چندانی ندارد. بالغ بر دو دهه است که مفهوم «بازار آب» وارد دایره لغات مدیریت منابع شده است. مفهومی که در تعاریف رسمی به نظام قاعده‌مندی که خرید، فروش و اجازه حقابه‌ها را مدیریت می‌کند، اطلاق می‌شود. در ایران نخستین بار در برنامه سوم توسعه به این مفهوم توجه شده است، اما هنوز این امر به مرحله اجرا نرسیده است. با توجه به این‌که ایران جزو کشورهای کم آب است و وابستگی و همچنین برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی در دهه‌های اخیر باعث بروز چالش‌هایی در نقاط مختلف آن شده است، ایجاد بازار آب می‌تواند در شرایط کم‌آبی ابزاری مناسب برای تخصیص منابع آبی و از سویی زمینه‌ساز حفاظت از محیط زیست باشد. 

با توجه به اقلیم گرم و خشک ایران، موضوع آب در دوره‌های مختلف همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و الگوی صحیح مدیریت منابع آب یکی از ملزومات ضروری در جامعه محسوب می‌شود. سیاست‌گذاران در حوزه آب معتقدند بحران آبی در ایران ناشی از کم بارشی نیست، بلکه در اغلب موارد نتیجه نبود مدیریت هوشمندانه تقاضا، سیاسی شدن مسئله آب و ناتوانی در بهره‌وری مناسب است. هر چند این نگاه در دنیا نیز وجود دارد و بر اساس تحقیقات صورت گرفته در اندیشکده تدبیر آب ایران: «گفتمان جهانی آب معتقد است بحران آب و فقدان پایداری در بهره‌برداری از اکوسیستم‌های آبی که منجر به خشک شدن رودخانه‌ها، تالاب‌ها و آبخوان‌ها شده است، ناشی از کمبود فیزیکی آب نیست، بلکه محصول سیاست‌های عمومی است که از طریق یارانه‌ها و نرخ‌گذاری پائین آب، زمینه‌های استفاده بیش از حد آب را فراهم آورده‌اند».

مکانیزه شدن کشاورزی در دهه‌های اخیر موجب برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی شده که مشکلاتی را از قبیل خالی شدن سفره‌های زیرزمینی، آلوده شدن آبخوان‌های ساحلی، نشست زمین و… را به وجود آورده است. بر اساس آمارهای موجود، در کشورهای آسیایی حدود 70 درصد از آب مورد نیاز برای کشاورزی از منابع آب زیرزمینی برداشت می‌شود. در حالی که این رقم در اروپا به حدود 23 درصد می‌رسد. در چنین شرایطی یکی از ابزارهای کارآمد که در دنیا برای مدیریت و تخصیص منابع آبی مورد توجه است «بازار آب» است. بازارهای آب با مشارکت صاحبان تخصیص آب به ویژه در حوزه آب‌های زیرزمینی با قیمت‌گذاری واقعی آب باعث صرفه‌جویی در مصرف آب و افزایش کارایی تخصصی و فنی آب می‌شوند.نخستین بار در برنامه سوم متولیان امور به موضوع بازار آب توجه کرده و طرح ایجاد آن‌را مطرح کردند. در تبصره 2 ماده 106 این قانون، تقویت بازارهای محلی آب، به‌ عنوان یکی از وظایف وزارت نیرو مطرح شده است. طرحی که هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. در ایران که با رشد تقاضا به ویژه در بخش کشاورزی و همچنین کاهش منابع روبروست، توسعه آب در فرآیند توسعه پایدار، می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. اما موانعی از جمله مالکیت رایگان بر آب، در نظر نگرفتن هزینه فرصت و هزینه‌های مبادلاتی باعث محقق نشدن این امر در ایران شده است.

بازار آب برای کسانی که حقابه ندارند، فرصتی برای کاهش خطرات کم‌آبی و ایجاد انعطاف در تصمیم‌گیری در مورد مصرف آب است. بازار آب ابزاری است که این امکان را به بهره‌بردارانی که حقابه ندارند می دهند که بر عوامل محیطی مثل خشکسالی غلبه کنند. در کشورهای توسعه یافته عموما بازارهای آب به شکل غیر رسمی فعالیت دارند و این به آن معناست که مدیریت آب به صورت محلی صورت می گیرد و نظام حقوقی واحدی بر آن نظارت ندارد.

یکی از نمونه‌های موفق دنیا در زمینه ایجاد بازار آب که برای عبور از شرایط بحرانی و مقاطع کم آبی بهره برده و همواره از آن یاد می‌شود، استرالیا است. سال 2011 کمیسیون ملی آب استرالیا گزارشی با عنوان «تاریخ کوتاه بازار آب در استرالیا» منتشر کرد و به تبیین این تجربه در استرالیا پرداخت. استرالیا یکی از کشورهایی است که منابع آب شیرین بسیار محدودی دارد. از طرفی بارش‌ سالانه و جریان رودخانه‌ها در این کشور با استانداردهای جهانی فاصله دارد و میزان آن بسیار متغیر و کم است. در اواسط قرن بیستم دولت استرالیا اقداماتی برای رفع چالش کم‌آبی در این کشور انجام داد. دولت با سرمایه‌گذاری، حمایت مالی در راستای استفاده بهینه از منابع آبی اقدام به توسعه زیرساخت‌های آبیاری در بخش کشاورزی کرد. روش اصلی برای بهره برداری بهینه از منابع موجود، ایجاد بازارتجارت آب بود. ایجاد بازار آب سیاست گذاران را ملزم کرد تا در عوض اتکا به تکالیف تعیین شده از سوی دولت، به بهره‌برداران از منابع آبی اعتماد کنند. نتیجه انعطاف و استقلال بازار تجارت آب، افزایش تولیدات کشاورزی، کمک به کشاورزان و تمامی بخشهای مرتبط و وابسته به صنعت کشاورزی برای ادامه حیات در سالهای خشکسالی بود. ضمن اینکه بازار آب در استرالیا زمینه ای را برای برگشت سهم آب طبیعت هم فراهم کرد.

تقاضای آب در سطح جهان به دلیل افزایش جمعیت و تقاضای غذا رو به افزایش است. به تبع این امر نیاز به بهره برداری از آبهای سطحی و زیرزمینی هم افزایش پیدا کرده است. تامین این نیازها در شرایطی که مدیریت واحدی برای کنترل و نظارت بر امر تخصیص آب وجود ندارد چالش‌ها و مسائلی برای کشورهای مختلف ایجاد کرده است. هر چند ضرورت ایجاد بازار آب این روزها در دنیا مورد تاکید همه کشورهاست اما خصوصیات ویژه این بازار باعث شده این امر در بسیاری از کشورها محقق نشود.  

اندیشکده تدبیر آب در پژوهشی در مورد بازار آب زیرزمینی به ملاحظاتی در زمینه ایجاد بازار آب اشاره کرده است که توجه به آنها می‌تواند موجب اثر بخشی بیشتر این بازار شود. در متن این پژوهش آمده است: «در چگونگی پیاده‌سازی اثربخش بازارهای آب زیرزمینی به عنوان ابزاری مناسب برای تحقق پایداری منابع آب باید ملاحظاتی را در نظر گرفت.» بر اساس این در زمینه «ملاحظات مبنایی» باید به این امر توجه داشت «از آنجا که بازار آب زیرزمینی مبتنی بر جابه‌جایی سهم برداشت آب زیرزمینی عمل خواهد کرد، کارگزاران امر باید مجموعه ای از ملاحظات اساسی را که ممکن است با دیگر تدابیر محدود کننده پمپاژ آب زیرزمینی مشترک باشند، تحلیل کنند. این ملاحظات به اندازه‌گیری برداشت آب زیرزمینی، تعیین سقف پمپاژ کل برای حوضه هیدروژئولوژیکی، و تعیین سهم‌های فردی برداشت آب زیرزمینی ارتباط پیدا می‌کند.»

بر اساس این پژوهش اگر بخواهیم به «ملاحظات بازار» توجه داشته باشیم «هدفهای کلان بازار، مسائل حقوق آب زیرزمینی، اثرات بالقوه مبادله، قواعد مبادله، و نظام مبادله و فرایند تأئید انتقال مشخص می‌شوند. باید به این نکته دقت کرد که برای اطمینان از اینکه مبادلات، در راستای پیشبرد پایداری (هدف اصلی بازار) قرار گرفته باشند، و توجه کافی به اثرات منفی بر طرف‌های ثالث (از جمله محیط زیست) شده باشد» در ادامه این پژوهش آمده است: «برخی ملاحظات در تمام طرح‌هایی که در پی دستیابی به پایداری آب زیرزمینی هستند، اهمیت دارند. برای نمونه، سازمانهای مدیریت آب به استقرار و نگهداری سامانه‌های پایش نیاز دارند. همچنین به اختیار نظارت و پیگرد نیاز دارند تا از رعایت الزامات طرح، ارزیابی اثربخشی طرح، و رفع مشکلات با انجام تغییرات لازم، اطمینان حاصل کنند.»حمید پشتوان و سید‌احمد حسینی در پژوهشی با عنوان «بازار آب زیرزمینی برای پایداری» که توسط اندیشکده آب منتشر شده است، با بررسی ابعاد مختلف بازار آب‌های زیرزمینی و نگاه به محدودیت‌ها و امکاناتی که این بازار می‌تواند در اختیار جوامع قرار دهد، اینطور نتیجه‌گیری کرده‌اند: «بازارها می‌توانند به عنوان ابزاری با رویکرد تقاضا محور برای مدیریت کمیابی آب به ایفای نقش بپردازند. با این همه، بازارها می‌توانند به سبب نبود شرایط و بسترهای سیاسی و نهادی، به مایه دردسر نیز تبدیل شوند. به همین دلیل است که درباره نقش آنها به عنوان یک راه حل برای بحران آب ابراز تردید می‌شود. از این‌رو اتخاذ رویکرد چند رشته‌ای و همیارانه به نقش‌آفرینی بازارهای آب، می‌تواند به ارتقای اثربخشی آن کمک شایانی کند. همچنین چارچوب نهادی الزام برای موفقیت بازارهای رسمی آب، اهمیت اساسی دارد، و هشدار این موضوع در راه‌اندازی بازارهای آب در کشورهای در حال توسعه که ظرفیتهای نهادی ضعیفی دارند، کاملا به جا است. بنابراین در کشورهای در حال توسعه قبل از ورود به مکانیزم بازار، تالشها باید معطوف به تقویت ظرفیتهای نهادی و فراهم آوردن پشتیبانی گسترده تر برای سازوکارهای بازار، متناسب با سطح توسعه‌یافتگی نهادی، مانند بازارهای غیررسمی باشد.»

مدیریت چالش‌های مرتبط با کمبود منابع آب، امری میان رشته‌ای است و نیاز به نگاهی چند بعدی دارد. نگاه فرهنگی، اجتماعی و حقوقی در کنار نگاه اقتصادی به آب می‌تواند تجربه ای موفق را در زمینه ایجاد بازار آب رقم بزند. 

 

سالانه 100 هزار هکتار بلوط از بین می‌رود

سالانه 100 هزار هکتار بلوط از بین می‌رود

از نگاه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اینکه امسال 25 هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع کشور سوخت اما «خیلی نباید نگران این مسئله بود.»

از نگاه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اینکه امسال 25 هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع کشور سوخت اما «خیلی نباید نگران این مسئله بود.» مسئله اصلی از نگاه عیسی کلانتری آلودگی هوا، از بین رفتن منابع تجدیدپذیر، توسعه‌ در مسیر اشتباه و استفاده‌ بی‌رویه از منابع طبیعی است. او دیروز در درباره این موضوعات گفت: « این موارد صدها برابر آتش سوزی‌ها به طبیعت لطمه می‌زند.»

معاون رئیس‌جمهور روز گذشته درباره شکار پرندگان تالابی به ایلنا گفت: «جلوگیری از شکار شکارچیان تالابی کار سختی است، چون عده‌ای این شکار را حق خودشان می‌دانند و اصلا کارشان شکار پرندگان تالابی است. جلوگیری از کار آن‌ها منجر به درگیری می‌شود و در این درگیری یا محیط‌بانان زخمی می‌شوند یا حتی امکان دارد که کشته شوند، از طرفی علت بخشی از درگیری‌های اخیر بین شکارچی و محیط‌بانان فشارهای اقتصادی تحمیل شده است.»

کلانتری با اشاره به افزایش درگیری‌های اخیر بین محیط‌بانان و شکارچیان، گفت: «بخشی از علت این مساله همانطور که گفتم به فشارهای اقتصادی که بر مردم تحمیل شده، برمی‌گردد که برای تامین معاش خود را به دل بیابان و طبیعت می‌زنند تا شکار کنند، در این صورت اگر حیوانی را شکار کنند، به طور مثال ۲۰ الی ۳۰ میلیون می‌توانند آن را بفروشند، این افراد با یک تفنگ دو الی سه روز در منطقه‌ای می‌گردند و حیوانی را شکار می‌کنند.» به گفته او محیط‌بانان تا جایی که امکان دارد از تیراندازی و رودررویی با شکارچی اجتناب می‌کنند، اما زمانی که محیط‌بان مجبور است تا از جان خودش دفاع کند، یا باید کشته شود و یا بکشد.

کلانتری در بخش دیگری از این گفت‌‌وگو، با اشاره به آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها و مراتع در سال جاری گفت: «آتش‌سوزی‌های اتفاق افتاده را بیش از حد در جامعه بزرگ می‌کنیم، چون بخشی از آن طبیعی است و بخش دیگر هم به موضوع فرهنگ جامعه مربوط است و عمدتا هم علت آتش سوزی‌ها به همین دو مورد برمی‌گردد. بیشتر آتش‌سوزی‌ها در خطه‌ی زاگرس اتفاق می‌افتد که در آن منطقه طایفه‌های مختلفی حضور دارند و متاسفانه درگیری‌های قومی قبیله‌ای و شخصی از عوامل اصلی آتش‌سوزی در آن مناطق است.»

او در ادامه گفت: «امسال حدود ۷ هزار هکتار مرتع و شبه جنگل از مناطق حفاظت شده آتش گرفته است و در کل کشور حدود ۲۵ هزار هکتار آتش گرفته است، که البته با توجه به حوادثی که در کل دنیا افتاده، خیلی عدد بزرگی نیست، مهم است که نباید این مناطق آتش بگیرد، اما در مقابل این آتش‌سوزی‌ها ما خطر بیماری‌های جنگلی را داریم که نابودی بیشتری را برای گیاهان زاگرس به همراه داشته است.» کلانتری با بیان این آمار و توضیحات اضافه کرد: «مشکلات پنهانی مثل خشک شدن بلوط‌ها، آن منطقه را نابود می‌کند که یکی از علت‌های آن رفتارهای غلط مدیریتی در دهه‌های گذشته است که شخم زدیم و پوشش گیاهی را از بین بردیم، از طرفی استفاده‌ نامناسب از منابع آبی باعث فرسایش خاک شده است و درخت‌های جنگل ضعیف و ضعیف‌تر شدند، بنابراین بیماری که قبلا حالت مسالمت‌آمیزی با طبیعت داشته است، حالا بلای جان درختان شده است.»

کلانتری در بخش دیگری، با اشاره به حداقل هزینه برای سرمایه‌گذاری وضعیت پسماند شمال کشور گفت: «حداقل چیزی حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ میلیون دلار به سرمایه‌گذاری در این منطقه نیاز داریم تا از پس پسماندهای آنجا برآییم، مردم شمال کشور در مورد این مشکل تلاش زیادی کردند، اما متاسفانه راه به جایی نمی‌برد، چون یک طرف دریا است که اگر آنجا بریزند دریا و رودخانه‌ها آلوده می‌شود و از طرف دیگر جنگل‌ها به خطر می‌افتد.» به گفته او دو سال پیش ۳/۱میلیارد تومان بودجه برای موضوع پسماندهای شمال پیش‌بینی شد، اما مجلس آن را حذف کرد و دست محیط زیست را برای حل مشکل بست.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه بیان کرد:‌ «سالانه صد هزار هکتار از درختان بلوط از بین می‌رود که دلیل آن فشار بر خاک زیر جنگل‌ها است، به طور مثال قبلا منطقه‌ای مرتع بوده و ما آنجا شروع به زراعت آن کردیم، در نتیجه خاک فرسوده شده و به مرور دیگر آب باران در خاک نفوذ نمی‌کند و بنابراین جنگل سال به سال ضعیف‌تر شده و قدرت مقابله با بیماری که هزاران سال با آن مسالمت‌آمیز زندگی کرده از بین می‌رود و همین باعث از بین رفتن پوشش جنگلی خواهد شد.» او اضافه کرد: «این اتفاقات در کشور به علت مدیریت‌های کلان غیرپایدار در حال رخ دادن است، تشویق می‌کنیم تا تولید بیشتر شود و منابع آب را بیشتر مصرف کنیم. می‌گوییم هر یک گرم گندم تولیدی، گلوله‌ای بر مغز دشمن است، اما این مشکلات پایدار در طبیعت ایران را به وجود می‌آورد، در نتیجه حیات وحش محدود می‌شود، از بین می‌رود و تنوع زیستی هم محدودتر خواهد شد.» به گفته او سالانه صد هزار هکتار از درختان بلوط از بین می‌رود که دلیل آن فشار بر خاک زیر جنگل‌ها است، به طور مثال قبلا منطقه‌ای مرتع بوده و آنجا شروع به زراعت کرده‌اند و در نتیجه خاک فرسوده شده و به مرور دیگر آب باران در خاک نفوذ نمی‌کند. این است که جنگل سال به سال ضعیف‌تر شده و قدرت مقابله با بیماری که هزاران سال با آن مسالمت‌آمیز زندگی کرده از بین می‌رود و همین باعث از بین رفتن پوشش جنگلی خواهد شد.

 

تیرهای برق پرندگان شکاری را می‌کشد

با افزایش شبکه‌های برق غیرعایق هر سال تعداد زیادی از پرندگان به کام مرگ می‌روند

تیرهای برق پرندگان شکاری را می‌کشد

برق گرفتگی پرندگان در خطوط انتقال برق بیش از یک قرن است که مستند شده، اما همچنان پا برجاست و در این سال‌ها افزایش یافته. به طوری که اکنون برق‌گرفتگی مهمترین علت مرگ‌و‌میر تعدادی از گونه‌های در معرض خطر است. تأثیر برق‌گرفتگی می‌تواند به ویژه برای شکارچیان و رفتگران در معرض تهدید جهانی مانند بالابان‌هان‌، عقاب استپی، عقاب دو برادر اسپانیایی، کرکس مصری، کرکس پشت سفید و … بسیار شدید باشد. این عامل تهدید‌کننده با افزایش شبکه‌های برق غیر‌عایق یا اصلاح‌نشده هر ساله تعداد زیادی از این پرندگان را به کام مرگ می‌کشاند. طراحی و ساخت شبکه‌های برق کم‌فشار و پرفشار عایق و ایمن‌سازی شده اکنون در کشورهای پیشرفته در حال اجرا است.

مرگ پرندگان در اثر برق گرفتگی یک مشکل جهانی است که با افزایش تقاضای انرژی در مناطق خاص تشدید شده است. این مسئله به ویژه در زیستگاه‌های طبیعی پرندگان شکاری که ایجاد خطوط برق باعث اختلال قابل توجه در زندگی گونه‌های محلی می‌شود، شیوع بیشتری دارد. مثال‌ها بسیارند. در ایالت کاتالونیا اسپانیا برق‌گرفتگی علت اصلی مرگ عقاب دوبرادر (Aquila fasciata) است یا در ایالات متحده یکی از عوامل اصلی کاهش جمعیت عقاب‌های سرسفید آمریکایی برق‌گرفتگی است و در آفریقا نیز سالانه تعداد زیادی کرکس مصری که تاثیر به سزایی در پاکسازی زیستگاه‌ها دارند در اثر برخورد با خطوط برق غیراستاندارد جان خود را از دست می‌دهند. گله‌های کرکس مصری، گونه در معرض خطر انقراض جهانی، در زمان مهاجرت به طور معمول در مکان‌های خاص جمع می‌شوند. برای این گونه مهاجر، خطوط برق مکان جذابی است. در یکی از این سایت‌ها در ساحل دریای سرخ، تخمین زده شده که خط برق 31 کیلومتری، بیش از 5000 کرکس مصری را در طول 80 سال در بندر سودان زندگی می‌کردند، کشته است. مرگ و میر کرکس‌ها در این نوار ساحلی به این طریق، جمعیت این گونه از پرندگان را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.

وقتی پرنده روی سیم برق می‌نشیند

نشستن روی سیم‌های انتقال برق در شرایط عادی نمی‌تواند باعث برق‌گرفتگی پرندگان شود و آنها را بکشد. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که پرنده با دو سیم تماس پیدا کند یا وقتی روی ستون رسانا (به عنوان مثال یک سازه فلزی) و در تماس همزمان با یک سیم قرار می‌گیرد. در این شرایط اگر پرنده مورد نظر یک بال یا یک پای خودش را کش بدهد، به نحوی که آن بال یا آن پا حتی برای یک ثانیه با سیم دیگری جز آن سیم که رویش نشسته، ارتباط برقرار کند، آن زمان است که یک مسیر برای حرکت الکترون‌ها ایجاد می‌شود. مخصوصا اگر آن سیم دوم، پتانسیل الکتریکی متفاوتی از سیم اول داشته باشد. در این شرایط است که الکترون‌ها مجال خواهند یافت تا خودشان را دقیقا به بدن آن پرنده برسانند و ختم الکترون‌ها به بدن پرنده مذکور، به این معناست که آن پرنده دچار برق‌گرفتگی خواهد شد.

 جوآن رئال، پرنده‌شناس و محقق دانشگاه کمبریج انگلستان معتقد است که با طراحی یک مدل جدید از دکل‌های برق با توجه به شرایط زیستگاه و انجام اقدامات اصلاحی روی 6 درصد از خطرناک‌ترین خطوط انتقال برق می‌توان تا 70 درصد از میزان مرگ و میر ناشی از برق گرفتگی را در بین پرندگان شکاری کاهش داد.

برخورد پرندگان با سیم‌ها

با وجود همه این موارد، برق گرفتگی تنها خطری نیست که خطوط برق برای گونه‌های پرندگان ایجاد می‌کند. برخورد پرندگان در حین پرواز، به ویژه در بین گونه‌هایی که جثه بزرگتری دارند و همچنین قلمرو گسترده‌تری دارند، می‌تواند موجب آسیب‌های جدی و مرگ و میر در بین این پرندگان شود. این مجموعه آسیب‌ها گونه‌های مختلف عقاب را نشانه می‌گیرد. یافته‌های مقاله تولید شده از سوی گروه زیست‌شناسی حفاظت UB، منتشر شده در مجله Bird Conservation International ، نشان می‌دهد که این مسئله جدی‌تر از آن است که تصور می‌شد. هرچند در بین عوامل آسیب رسان به پرندگان شکاری در مناطق مختلف دنیا برخورد با خطوط برق، مشکلی کمتر شناخته‌شده نسبت به برق‌گرفتگی است و همین موضوع مطالعه آن را دشوارتر می‌کند. در مورد خطوط برق، پرنده با یکی از سیم‌ها برخورد می‌کند، به طور کلی سیم «ارت»، که کمتر دیده می‌شود. نتایج یک مطالعه که توسط تیمUB  صورت گرفته، حاکی از آن است که خطر برخورد با خطوط انتقال برق تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد و از جمله این عوامل می‌توان به توپوگرافی زمینِ محدوده قلمرو و همینطور نزدیکی خطوط و ستون‌ها به لانه‌ها و دیگر مناطقی که مورد استفاده گونه‌های بومی است، اشاره کرد.

خطر گسترده می‌شوند

خطر زیرساخت‌های انتقال برق جدید ناامن در مکان‌های جدید با توسعه اخیر شبکه‌های توزیع برق در آفریقا و کشورهای در حال توسعه آسیایی از جمله ایران روز به روز در حال افزایش است. این روند به دلیل افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌های غیردولتی و غیرمتعهد به قطعنامه‌های بین‌المللی حفاظت از محیط زیست رخ می‌دهد و منجر به استفاده گسترده از ستون‌های بتنی تقویت شده با میله‌های فلزی رسانای برق  و همچنین سخت‌افزارهای غیراستاندارد پشتیبانی از کابل‌های انتقال برق شده است. این موارد همگی خطر برق گرفتگی بالایی دارند. شبکه در حال گسترش خطوط توزیع برق در آفریقا و آسیا، تعداد بیشتری از پرندگان را در معرض خطر برق‌گرفتگی قرار خواهد داد.

در سال‌های اخیر زیر ساخت‌های انتقال برق در کشورهای توسعه‌یافته طراحی شده که در زیستگاه‌های حافظت‌شده و همچنین مسیر مهاجرت پرندگان با کمترین مخاطرات برای پرندگان و سایر گونه‌های حیات وحش همراه است. از این میان می‌توان به استفاده از ستونهای چوبی غیر رسانا ، فاصله بیشتر در بین کابل‌های انتقال برق و عایق کردن بخش‌های مختلف این خطوط اشاره کرد.

ریسک تغییر اقلیم و مخاطرات شهرهای آینده

ریسک تغییر اقلیم و مخاطرات شهرهای آینده

یادداشتی از مهدی زارع  زلزله شناس و رئیس شاخه زمین‌شناسی فرهنگستان علوم

کلان‌شهرها  بیشترین دارایی‌های آسیب‌پذیر را در برابر سیلاب دارند.. همزمان با  افزایش سطح دریا در دهه‌های آینده شاهد موج شهرنشینی خواهیم بود و به همین ترتیب زمینه بروز پیامدهای فاجعه بارتر فراهم می‌شود.

برخی از شهرهایی که اکنون بیشترین دارایی در معرض خطر را دارند – توکیو ، نیواورلئان ، آمستردام ، روتردام و ناگویا  هستند. در 50 سال آینده کلکته، شانگهای، بمبئی، تیانجین و بانکوک جای آن‌ها را می‌گیرند. میلیون‌ها نفر از ساکنان این شهرها که اکثر آنها فقیر هستند، در مناطق کم ارتفاع زندگی می کنند.

طوفان سندی در آبان 1391 در شهر نیویورک به دلیل خرابی‌های مستقیم  و هزینه جبران کسب و کارهای مختل شده به دلیل آماده نبودن برای چنین واقعه‌ای  19 میلیارد دلار خسارت وارد کرد.  بدون اقدامات سازگارانه برای افزایش سطح حفاظت از طوفان و سیلاب‌های با بازگشت 100 صد ساله مقدار خسارت شهر نیویورک  در بخش‌های حمل و نقل و زیرساخت‌های حیاتی در حال حاضر 320 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. این مبلغ  تا سال 2070 به حدود  ارزش 2 تریلیون دلار خواهد رسید.

درست همان‌طور که بانک‌ها «بیش از حد بزرگ برای شکست» به طرز خطرناکی رشد کردند، در طول نیم قرن آینده این ابرشهرهای ساحلی ممکن است «بیش از حد بزرگ برای سیل» به صورت خطرناکی رشد کنند.   پروژه‌های زیربنایی مهم برای حفاظت از این شهر ها در برابر تهدید همزمان از افزایش سطح دریا و تشدید طوفان الزامی است.

براساس فرض محافظه کارانه که سطح دریا تا سال 2070 فقط 50 سانتی متر افزایش خواهد یافت. کل دارایی‌های آسیب‌پذیر در برابر طغیان و طوفان فقط در 10تا  این شهرهای ساحلی در معرض آسیب می‌تواند حدود 9 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را شامل شود. اما بسیاری از دانشمندان اقلیم‌شناس و کارشناسان ساحلی خاطرنشان می‌کنند که سطح دریا در جهان می‌تواند 90 تا 180 سانتی متر در قرن 21  افزایش یابد و تعداد زیادی از شهرها و زیرساخت های اقتصادی به طور خطرناکی در معرض خطر قرار گیرد.

حتی با فرض اینکه سطح تاب آوری در آینده زیاد باشد، قرار گرفتن در معرض خطر زیاد از نظر جمعیت و دارایی، به احتمال زیاد در سطح جهانی به فاجعه‌های شهری تبدیل خواهد شد.

به عنوان مثال ، گوانگژو چین هم اکنون  84 میلیارد دلار دارایی در معرض خطر  دارد ، تا سال 2070 ، این میزان به بیش از 3 تریلیون دلار افزایش می‌یابد.  اقتصاد در حال رشد سریع این شهرها مهاجران بیشتری را به خود جذب می‌کند، بسیاری از مردم مجبور به اسکان در زمین‌های کم ارتفاع یا حتی پایین تر از سطح دریا می شوند.  طی 60 سال آینده ، جمعیت آسیب پذیر سیل کلکته از 1.9 به 14 میلیون نفر، و در  گوانگژو از 2.7 به 10.3 میلیون نفر افزایش خواهد یافت. پیش بینی می شود جمعیت آسیب پذیر طوفان در شهر هوشی مینه از 1.9 به 9.2 میلیون نفر، در میامی از 2 به 4.8 میلیون نفر و و در نیویورک  از 1.5 به 2.9 میلیون نفر افزایش یابد.

شهر نیویورک فقط در برابر یک سیل در هر 100 سال محافظت می شود ، تولید ناخالص داخلی بیشتری نسبت به لندن، شانگ‌های یا آمستردام دارد که همه آن‌ها در برابر سیل بیش از 1 بار در 1000 سال محافظت می‌شوند. دروازه های سیل  از شانگ‌های محافظت می‌کند، و سد موج‌های طوفانی در رودخانه تیمز از لندن محافظت می‌کند.  موانع عظیم جزر و مدی برای محافظت از آمستردام و روتردام در برابر سیل‌های 1 در 10 هزار ساله طراحی و اجرا شده است.

بسیاری از شهرهای ساحلی که سریعاً رشد می‌کنند از حفاظت کمی برخوردار هستند و یا از آن‌ها اساسا محافظت نمی‌شود. و در بسیاری از این شهرها با غرق شدن سواحل، سطح دریا بالاتر می‌رود، روندی زمین شناختی که با پمپاژ آب‌های زیرزمینی از سفره‌های آب زیرزمینی تسریع می‌شود.

گزارش سال 2011 بانک توسعه آسیا، بانک جهانی و آژانس همکاری بین‌المللی ژاپن با تمرکز بر رشد کلان شهرهای ساحلی آسیا نشان داد که در اواسط قرن بیست و یکم ، افزایش سطح آب  دریاها ، فرونشست زمین و افزایش تواتر و شدت رویدادهای شدید آب و هوایی «چالش های عظیم سازگاری» را برای این شهرهای مستعد سیلاب ایجاد می‌کنند.

یک مورد در این گزارش  شهر «هوشی مینه» است.  شهری 8 میلیون نفری که اکنون 23 درصد از تولید ناخالص داخلی ویتنام را تشکیل می‌دهد و  همچنان صنعت و مهاجران را به خود جذب می‌کند. تا سال 2050 جمعیت آن می تواند به 20 میلیون نفر برسد. با رشد شهر، زمین‌های کشاورزی و جنگلی اطراف آن رو به زوال می‌رود، در حالی که مناطق صنعتی آن گسترش می‌یابد. در همین زمان بر اساس «گزارش بانک توسعه آسیا»  پیش‌بینی می‌شود که درجه حرارت گرم‌تر در دریای چین جنوبی تواتر طوفان‌های حاره‌ای را افزایش دهد. موضوعی که  باران‌های شدید و موج‌های شدید طوفان را به همراه خواهد داشت. بر اساس این گزارش  تا سال 2050، شهر هوشی مینه شاهد «افزایش همزمان شدت و مدت زمان جاری شدن سیلاب» خواهد بود، در این حوادث شدید 67 درصد مناطق صنعتی این شهر و همچنین بسیاری از بخش های  شبکه حمل و نقل شهر زیر آب خواهد رفت.  سیل که امروز حدود 26 درصد از جمعیت شهر را تحت تأثیر قرار خواهد داد، تا سال 2050 بر 62 درصد جمعیت اثر خواهد گذاشت.

در 30 سال گذشته، تعداد سیلاب های بزرگ در منطقه شرق آسیا تقریباً چهار برابر شده است. طی این مدت منطقه آسیا و اقیانوسیه تقریباً 25 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تولید کرده است، اما همچنین 38 درصد از خسارات اقتصادی جهانی را به دلیل سوانح  طبیعی به خود اختصاص داده است. بیشتر شهرهای بزرگ جهان که دارای ریسک شدید آسیب پذیری آب و هوا هستند، در آسیا قرار دارند و تا اواسط قرن حاضر، این منطقه با خسارات سالانه بیش از 19 میلیارد دلار مواجه خواهد شد

سازگاری با تغییر اقلیم نیازمند مشارکت اجتماعی شهروندان است

اویس ترابی، هیدرولوژیست در نشست اقلیم و ترویج علم:

سازگاری با تغییر اقلیم نیازمند مشارکت اجتماعی شهروندان است

منابع ایران محدود است و مصرف گرایی با آن در تضاد است.

سوگل دانائی |  وقوع سیل در اقلیم خشک و بیابانی، ذوب شدن زودهنگام یخچال‌های کوهستانی و بارش باران سیل آسا، در اقلیم غیرمرطوب از مهم‌ترین پیامدهای تغییر اقلیم در شهرهاست. مساله ناگزیری که خواهی نخواهی زمین با آن درگیر شده است. برای مبارزه با پیامدهای تغییر اقلیم اما هر کدام از ما به عنوان شهروند یا عضوی از جامعه وظیفه‌ای داریم. انجمن ترویج علم ایران در سلسله نشست‌های تغییر اقلیم و ترویج علم روز گذشته به همین مساله پرداخت. این‌که هر کدام از ما به عنوان شهروند چگونه باید خودمان را با تغییر اقلیم سازگار کنیم یا به عبارت بهتر چه وظیفه‌ای برای کاهش تاثیرات تغییر اقلیم بر دوش ماست. در این نشست که به صورت آنلاین برگزار شده بود، اویس ترابی، هیدرولوژیست و مجری طرح‌های متعدد محیطی کلان شهر تهران در این نشست به افزایش آگاهی عمومی در قبال اقلیم ایران، جلوگیری از مصرف گرایی، ارتقای رفتار اجتماعی و پذیرش مسئولیت اجتماعی به عنوان مولفه‌هایی برای سازگاری شهروندان با تغییر اقلیم اشاره کرد.  

 

چگونه می‌توان صاحب اثر بود؟ این پرسش بنیادینی بود که در نشست سازگاری با تغییر اقلیم در پخش زنده اینستاگرام مطرح شد. برای سازگاری و مقابله با تغییرات اقلیم چند راهکار پیش روی ماست. اویس ترابی می‌گوید در ابتدا باید آگاهی عمومی را نسبت به اقلیم ایران افزایش دهیم. «باید محدودیت‌ها را همانگونه که هست بپذیریم، نباید توقع داشته باشیم که همان شرایطی را که مثلا کشور فرانسه یا سایر کشورهای اروپایی دارد، ایران ما نیز داشته باشد. شاید قدم اول آشتی با سرزمینمان باشد.» تصویر کمک و همیاری مردم در ساخت سیل‌بندها در روزهای وقوع سیل که یکی از تبعات تغییر اقلیم است، تصویری فراموش نشدنی در اذهان عمومی است. این مساله دقیقا یکی از مصادیق مشارکت اجتماعی است مصداقی که به نظر می‌رسد، گمشده این روزهاست. افزایش مشارکت اجتماعی در راستای افزایش آگاهی مردم مساله دیگری بود که در این نشست آنلاین به آن اشاره شد: «مشارکت ساکنان ایران زمین در ایران تاریخی مثلا در مساله تامین و توزیع یک مقوله‌ای مانند آب بسیار بیشتر بود اما در حال حاضر یعنی از دهه بیست به این طرف مشارکت مردمی به پایین‌ترین سطح خودش رسیده است یعنی دولت خدمت‌رسان متمرکز تلاش می‌کند تا به جای تمام آحاد مردم تمام امکانات زندگی را فراهم کند.» مساله‌ای که به زعم این کارشناس نهایت آن به شکست منجر می‌شود.

ترابی به نگاهی که امروز برای حل مباحث زنده و مشارکت عمومی وجود دارد، انتقاد کرد: «باید بپذیریم که مشارکت مردم را باید افزایش داد این حق مردم نیست بلکه یک الزام و یک باید است. به طور مثال ما این روزها در تهران پذیرفتیم که مدیریت سیل با آب منطقه‌ای و شهرداری تهران است، این به آن معنا نیست که اگر ما ببینیم که بخشی از شهرمان دچار آبگرفتگی یا طغیان شده وارد عمل نشویم و جلوی آن را نگیریم چرا که این یک مسئولیت اجتماعی است و مشارکت ما را در سطح شهر نشان می‌دهد.»

مصادیق برای افزایش مشارکت و مسئولیت اجتماعی را افزایش دهیم

برای نشان دادن این مشارکت و مسئولیت اجتماعی در شهر اما مصادیق دیگری نیز وجود دارد. مهم‌ترین آن شاید ساخت‌وساز در مسیر سیلاب‌ها باشد، مساله‌ای که اگر شهروندان به آن توجه کنند، اول از همه به نفع خودشان است: «در حال حاضر ما شهروندان آگاهی لازم در برابر بر بستر رودخانه ندارند،  همین می‌شود که به ساخت و ساز روی می‌آورند، وقتی هم آگاه می‌شوند، دیگر دیر شده زیرا وقتی حقوق مالکانه ایجاد می‌شود، دولت توانایی ورود ندارد.» ترابی می‌گوید با بسیج کردن شهروندان می‌توانیم به سمت حل این مساله حرکت کرد. مساله بعدی که او به آن اشاره می‌کند، در مبحث ایجاد سیل در شهرهاست: «ما باید تلاش کنیم تا به میزان نفوذ ناپذیری شهر اضافه نکنیم و طبق الگوهایی که پیشینیان ما داشتند و الگوهایی که خودمان می‌توانیم خلاقانه به آن‌ها برسیم محوطه یا برج یا مجتمع مسکونی را نفوذ پذیر بسازیم.» برای این کار مهم این است که مسئله را دغدغه خودمان بدانیم، قانونی ایجاد شود و مقرر شود که خارج از قاعده آن حرکت نکنیم: «به طور مثال ساخت آپارتمان در دست ما مردم است و توسط خودمان انجام می‌شود ما به راحتی می‌توانیم سطوحی که نیاز به آسفالت ندارند را آسفالت یا بتن ریزی نکنیم، تا تبدیل به سطح نفوذ ناپذیر نشوند و اجازه دهیم که آب در سطح زمین و آبخوان نفوذ کند.»

مصرف گرایی مناسب کشور ما نیست

سازگاری با تغییر اقلیم اما فارغ از آگاهی و افزایش مشارکت اجتماعی، نیازمند ارتقای رفتار اجتماعی نیز است. ترابی در این راستا، به چند شاخص مانند، تغییر رویکرد مصرف‌گرایی که این روزها شبکه‌های اجتماعی در تلاشند تا به مردم ما بقبولانند، اشاره می‌کند. به گفته او منابع هر سرزمین وابستگی زیادی به رویکرد مصرف گرایی اعضای جامعه دارند. یعنی به عبارتی این منابع هر سرزمین است که اجازه می‌دهد ما به مصرف‌گرایی گرایش نشان دهیم، یکی از منابع سرزمین‌ها که اجازه مصرف به شهروندان می‌دهد، آب است. ترابی بعد از این مسئله به رفتار پیشینیان ما برای جلوگیری از مصرف گرایی باتوجه به منابع سرزمین اشاره می‌کند: «تاریخ ایران زمین اما نشان می‌دهد ما با مردمانی مواجهه بودیم که همواره قناعت پیشه می‌کردند و الگوی مصرفشان باتوجه به محدودیت‌های سرزمین بوده است، طراحی خانه‌ها همواره با شرایط طبیعی سازگار بوده است، مثلا آن را سازگار با باد طبیعی، ساعات آفتابی می‌ساختند یعنی به نوعی خانه‌ها سازگار با شرایط اقلیمی بودند. در حال حاضر اما اینگونه نیست و اغلب ساختمان‌های ما چه در اقلیم خشک و چه در اقلیم مرطوب دارای معماری یکسانی است.» مشاهدات مهندسان عمران در کشور نیز نشان می‌دهد که این روزها ساختمان‌سازان به هوشمند کردن ساختمان‌ها هم روی آوردند که همین عامل باعث شده تا وابستگی به انرژی شدیدا در کشور ما افزایش پیدا کند. ترابی اما مسئله دیگری را هم نشان از مصرف گرایی این روزهای ما ایرانیان می‌داند آن هم تخریب خانه‌هایی که هنوز می‌توانند عمر مفید داشته باشند: «عمر متوسط ساختمان‌ها در ایران 50 سال است، وقتی زودتر از 50 سال خانه را تخریب می‌کنیم یعنی نظام برنامه‌ریزی آب و خاک و انرژی را بهم زدیم.» او در ادامه این نشست آنلاین اشاره می‌کند که رفتار تهاجمی و عطش تخریب ساختمان زودتر از عمر مفیدش باید کنترل شود و باید هرچه بیشتر به بازسازی و ترمیم ساختمان روی آورد. این رفتار البته در قبال سایر کالاهای مصرفی نیز مشاهده می‌شود. او می‌گوید، مبلمان یا پوشاکی که هنوز دوام و عمر دارد نباید جایگزین یک کالای لوکس و تازه شود. چرا که باید الگوی مصرف را متناسب با ویژگی‌های سرزمین تدوین کرد: «مصرف‌گرایی مناسب کشور ما نیست، زیرا منابع ما محدود است و مصرف مداوم بیش از حد توان سرزمین ماست.» او معتقد است که اگر ما بنا بر نیاز خودمان خرید کنیم و بتوانیم افزایش میلمان به خرید را کاهش دهیم، از فشار به منابع سرزمینمان هم کاسته‌ایم.

«کوهساران» نعمتی برای زمین شناسان

محوطه باستانی کوهساران در اهواز 9 سال پس از شناسایی، ثبت ملی شد

«کوهساران» نعمتی برای زمین شناسان

شهرداری اهواز تصمیم به توسعه پارک کوهساران دارد اما اکنون باید طرح خود را برای بررسی در اختیار میراث فرهنگی قرار دهد.

مجتبی گهستونی | شهریور سال 1390 بود که به همراه یکی از دوستانم با محوطه‌ای باستانی در پارک کوهساران اهواز روبه‌رو شدیم که در خود استودان، مقبره‌های سنگی و سازه‌های تاریخی دیگر داشت. بی‌معطلی میراث فرهنگی را در جریان گذاشتیم و به بازدید آمدند و همان وقت بعد از بررسی‌های لازم اعلام کردند که این محوطه باستانی نیازمند مراقبت است. حالا پس از 9 سال اتفاق تازه این است: محوطه باستانی کوهساران در جلسه شورای ثبت آثار تاریخی کشور در تاریخ 26 آبان 1399 به شماره 33145 در فهرست آثار ملی کشور ثبت و بر حفاظت از این اثر و جلوگیری از هرگونه اقدامی که منجر به تخریب شود تاکید شد.

این محوطه در بلوار نواب صفوی در انتهای محله حصیرآباد، ابتدای ورودی منبع آب روبروی خانه‌های شرکت نفت کارون قرار دارد و به دلیل قرارگیری پارک کوهستانی در مجاورت آن، نام محوطه باستانی کوهساران برای آن انتخاب شد. پارک کوهساران را در نیمه‌های دهه ۸۰ روی این محوطه باستانی ساختند. این پارک بالاترین نقطه شهر اهواز است.

محوطه باستانی کوهساران، از لحظه شناسایی در سال نود تاکنون، بارها توسط باستان‌شناسان مختلف مورد بازدید قرار گرفته است. از جمله این افراد نوروز رجبی است که در مقاله‌ای با عنوان «نویافته‌های باستان‌شناسی از اهواز، گورستان حصیرآباد و طرح چند پرسش» از کشف این محوطه باستانی خبر داد و بر مشاهده‌های مادام دیالافوآ فرانسوی و حاج عبدالغفار نجم‌الملک و دیگر جهانگردان و ایرانگردانی که همگی در دوران قاجاریه از این محوطه بازدید کردند، صحه گذاشت.

غفلت از پارک کوهساران

 اما چرا این محوطه باستانی که پیش تر در کتاب های تاریخی به آن اشاره شد مورد توجه قرار نگرفت؟ پاسخ به این پرسش سه دلیل دارد. نخست اینکه متولیان باستان‌شناسی در خوزستان و اهواز صرفا به ثبت ملی تعدادی از بناها در بافت تاریخی اکتفا کرده بودند. نکته بعدی اینکه باستان‌شناسان با آگاهی از اینکه خرابه‌های شهر باستانی هرمز اردشیر در سال 1310 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده بود، رنج بررسی دیگر محوطه‌های احتمالی در اهواز را به خود ندادند. چرا که تا لحظه شناسایی دوباره این محوطه توسط نگارنده هیچ یک از باستان‌شناسان اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و باستان‌شناسان آزاد از وجود این محوطه آگاهی نداشتند. سومین دلیل هم توسعه نامتوازن اهواز و از بین رفتن بسیاری از بناها و محوطه‌ها در یک سده اخیر است. با اینکه تاکنون کاوش‌های باستان‌شناسی در محوطه کوهساران انجام نشده اما بررسی‌های باستان‌شناسی و حضور باستان‌شناسانی چون کامیار عبدی، نوروز رجبی، رضا چایچی، فرناز خطیبی، بهزاد فریادیان، نورالله مرادی نوروزی، علیرضا پیمانی، گوهرتاج گودرزی، ایوب سلطانی، حسین فیضی، مجید سروش، حسین اسکندری و… با پیمایش در محوطه و مشاهده داده‌های باستان‌شناسی و استقرار آن در کنار دیگر محوطه‌های باستانی از جمله تپه آسیه‌آباد (بی‌سیم)، باستانی‌بودن آن مورد تاکید قرار گرفت. 

 محوطه باستانی را پاکسازی کردند

اینطور که در گزار پیشین نوروز رجبی آمده است در میانه اهواز و انتهای بخش باختری محله منبع آب، درست در بخش خاوری محله حصیرآباد، پشته‌ای صخره‌ای وجود دارد که در پی گسترش شهر اهواز و ساختارهای اداری و مسکونی آن کم‌کم پاک‌سازی و کوچک‌تر شده است. بر فراز این پشته مجموعه‌ای از بقایای باستانی به چشم می‌خورد. درازای این پشته طبیعی بیش از 800 متر و پهنای آن بیش از 300 متر است. بقایای فرهنگی بر فراز آن پشته شامل شمار زیادی گور و دخمه است و بیشتر در بخش باختری و میانی پشته صخره‌ای تراشیده شده‌اند.

این باستان‌شناس الیمایی‌شناس می‌گوید: «نخستین بار است که در جلگه پست و هموار خوزستان چنین مجموعه یکپارچه‌ای و یک‌جا کشف شده است. مدارک به دست آمده از محوطه باستانی کوهساران نشان‌دهنده آن است که الیمایی‌ها روش تدفین ساکنان کهن‌تر جلگه، یعنی عیلامیان (ایلامیان) را، در پیش گرفتند. در چنین شرایطی، از یک سو به دلیل شناخته‌نشدن مدارک باستان‌شناسی در گورستان حصیرآباد و نبود مواد فرهنگی مشابه در جلگه خوزستان، و از سویی دیگر، ناگزیر تا به دست آمدن مدارک روشنگر، از روش هم‌سنجی برای گاه‌نگاری این مجموعه بهره می‌گیریم و این آثار را به الیمایی‌ها (هم‌دوره اشکانی) یا ساسانیان نسبت می‌دهیم.»

  جهانگردان از دخمه‌های اهواز چه گفته‌اند؟

حاج عبدالغفار نجم‌الملک که برای بازدید از سد اهواز به این دیار سفر می‌کند در بخشی از سفرنامه خود یادآور می شود که «در یک روز عصر شنبه به اتفاق همراهان به سمت مشرق رفتیم. در کوه‌های آنجا دخمه‌ها در شکم کوه تراشیده شده بودند. قریب ده عدد بودند. مدفن زرتشتیان اهواز قبل از اسلام که استخوان‌های بعضی هنوز باقی بود، ولی خرد و پوسیده، آن دخمه‌ها به وضعی بود که گویا در حیات آنها معبد بوده و در ممات مدفن….»

مادام دیولافوآ هم سفر به اهواز را اینچنین روایت می‌کند: «تنها بقایای سد ساسانی اهواز قدیمی نیست بلکه اگر از برج و باروی قدیمی شهر که اکنون به تپه خاکی تبدیل شده بالا برویم و نظری به شرق بیندازیم قله کوهستانی آهکی را می‌بینیم که به جبال بختیاری اتصال پیدا می‌کند. در دامنه این کوه و در بالای آن همه جا قبرستان‌های متعددی دیده می‌شود که سنگ‌های بزرگی در روی قبرها افتاده است و با اینکه در طول قرن‌ها این سنگ‌ها را برای ساختمان‌های جدید برده‌اند یا دوباره تراشیده و به قبرستان‌های تازه منتقل کرده‌اند. هنوز مقادیر زیادی از آنها باقی است اما هیچ نوع کتیبه‌ای موجود نیست که بتوان تاریخ درستی برای این میدان بزرگ آرامگاه معین کرد. تصور می‌کنم که در این قبرستان حفریاتی شده باشد زیرا مصالح سفالی زیادی که در موقع حفاری از قبرها بیرون آورده‌اند در روی قبرستان پراکنده است. دهقانان نقل می‌کنند که در موقع بارندگی‌های زیاد سیل از این قبرستان جریان پیدا می‌کند و زیورهای طلا و سنگ‌های گران‌بها و مسکوکات به نام شاپور را به طرف رودخانه می‌کشاند.»

 تخریب و حفاری‌ها

از زمان شناسایی این محوطه باستانی پنج مدیرکل بر صندلی حفاظت از محوطه‌ها و بناهای تاریخی نشستند. در هر دوره گزارش‌های مختلف برای این مدیران ارسال می‌شد و هر بار هر کدام گوشه‌ای از کار را برای حفاظت از محوطه بر عهده می‌گرفتند؛ هرچند هر بار به دلایل نامشخص از تهیه پرونده ثبتی این محوطه سر باز می‌زدند تا اینکه پرونده در سال 1398 تکمیل و به شورای ثبت آثار تاریخی کشور فرستاده شد. در همه این سال‌ها بی‌توجهی برای کاوش، ثبت و حفاظت از محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز، منجر به تخریب، حفاری‌های غیرمجاز و اقامت معتادان و گورخواب‌هایی شد که جایی امن‌تر از گوردخمه‌ها برای خود پیدا نمی‌کردند و مشاهده هر باره آنان توسط گردشگران موجب تعجب و حتی نگرانی می‌شد.

با گذشت حدود شش سال از شناسایی و معرفی محوطه باستانی در پارک کوهساران از سوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا و تایید باستانی‌بودن آن، نه اداره کل میراث فرهنگی استان اقدام لازم را برای ثبت محوطه انجام داده و نه پژوهشکده باستان شناسی کشور برای بررسی و کاوش در این خصوص دستوری صادر کرده است.

 کلاس زمین‌شناسی در کوهساران

در سال‌های ابتدایی شناسایی محوطه باستانی کوهساران، علی رحمانی، زمین‌شناس ارشد شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب و پژوهشگر برتر این شرکت در سال 1391 که تاکنون ژئوسایت‏های نفتی و گازی متعددی را با قابلیت گردشگری شناسایی کرده از مکان قرارگیری گوردخمه‏ها و قبرهای تاریخی کوهساران اهواز به عنوان یک ژئو سایت شگفت‌انگیز یاد کرد.

او پس از مشاهده این محوطه عنوان کرد که این مکان تاریخی و گردشگری از نظر تقسیم‌بندی‏ها در گروه آثار زمین‌شناسی- تاریخی قرار می‏گیرد زیرا متاثر از شرایط زمین‌شناسی است و بازگوکننده دوره‌ای از تاریخ گذشته شهر کهن و تاریخی اهواز.

رحمانی بیش از چهل کلاس زمین‌شناسی خود را همراه با دانشجویان در محوطه پارک کوهساران برگزار کرد و گفت: «تپه‌های بیرون‌زده حصیرآباد و آسیه‌آباد یک استثنا و یک نعمت برای زمین‌شناسان است که از نزدیک سازندهای آن را مشاهده کنند.»

 منحصر به فرد اما ناشناخته

پارک کوهساران که در کنار این محوطه باستانی قرار دارد یکی از جاذبه‌هایی است که البته برای بسیاری از افراد ناشناخته مانده. دیدن محلات، خانه‌ها، معابر، آدم‌ها، ماشین‌ها و حتی صنایعی که پیرامون آن قرار دارد از بام اهواز، در روز جلوه خاصی دارد و در شب بسیار باشکوه است.

چشم‌انداز زیبا، نزدیکی به تپه آسیه‌آباد و خرابه‌های شهر هرمز اردشیر، منابع آجری آب، دو آرامستان مسیحیان و مهاجران لهستانی، نزدیکی به بقعه علی‌بن‌مهزیار اهوازی، ساحل رودخانه کارون، پل سیاه، مسجد عامری، بافت تاریخی خانه‌های نیوساید و کارون و… محوطه باستانی و پارک کوهساران را متمایز از دیگر مکان‌ها کرده است. این مجموعه امتیازات فرصت خوبی‌ است تا اداره میراث فرهنگی با همکاری شهرداری اهواز یکی از سایت‌های تاریخی و گردشگری اهواز را بر اساس اصول کارشناسی احیا و نسبت به جذب گردشگر داخلی و خارجی اقدام کند. تبدیل محوطه باستانی کوهساران به یک سایت موزه هم نیاز به همکاری و همراهی میراث فرهنگی و شهرداری دارد.

 شهرداری طرح توسعه پارک را به میراث بدهد

ثبت ملی محوطه باستانی کوهساران با وجود همه بی‌توجهی‌ها نقطه عطفی در معرفی تاریخ اهواز محسوب می‌شود و جا دارد از این پس حفاظت از آن در دستور کار فرماندهی یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان قرار بگیرد. این اتفاق می‌تواند پایان تمام مناقشه‌های شهرداری و اداره میراث فرهنگی و دوستداران میراث فرهنگی باشد. محوطه باستانی کوهساران مجموعه‌ای تاریخی است که هر گونه اقدامی در این محوطه و یا پیرامونش اعم از ایجاد فضای سبز یا کاشت درخت باید با رعایت یک سری ضوابط و طراحی خاص انجام شود.

حال که شهرداری اهواز تصمیم دارد در پارک کوهساران اقدامات توسعه‌ای انجام دهد، لازم است طرح خود را در اختیار میراث فرهنگی قرار دهد و این اداره هم طرحی را تدوین کند تا بر اساس آن نه تنها ضوابط میراث فرهنگی مخدوش نشود بلکه شاهد وجود یک محوطه تاریخی به صورت تل خاک نباشیم. احیاء و باز زنده‌سازی سایت موزه پارک کوهساران ضرورت دارد و انتظار می‌رود از همه توانمندی و ظرفیت قانونی برای بهبود آن استفاده مطلوبی شود.

صدای «براندو» خاموش شد

صدای «براندو» خاموش شد

دست آخر چنگیز جلیلوند بیماری عالم‌گیر را تاب نیاورد و جان سپرد. دوست داران او که چهره ماندگار دوبله ایرن بود، در روزهای گذشته امید بهبودی داشتند. همین دیروز ناصر ممدوح گفته بود که منتظر معجزه الهی است. در روزهای گذشته حال عمومی‌اش خوب بود و پزشکان از روند رو به بهبودش گفته بودند اما سرانجام ویروس منحوس کرونا ریه را درگیر کرد و معجزه‌‌ای رخ نداد. او صدای کلینت ایستوود، دین مارتین، مارلون براندو، پل نیومن، سیلوستر استالونه و همینطور محمدعلی فردین، ناصر ملک‌مطیعی و بهروز وثوقی بود و دیروز –دوم آذر- در هشتاد و دو سالگی درگذشت.

عباس یاری، منتقد و نویسنده سینما اولین نفری بود که از حال نامساعد استاد خبر داده بود. او در اینستاگرامش نوشته بود: «چند ماه پیش با چنگیز خان جلیلوند که منزل یکی از دوستانم بود، تلفنی حرف زدم، از هر دری گفتیم و خندیدیم، اصرار داشت که من هم به دیدن‌شان بروم، اما متاسفانه تهران نبودم و قراری دیگر گذاشتیم که امکان‌پذیر نشد. هفته پیش برایم پیام فرستاد که حالش خوب نیست و بعد از مرخص‌شدن از بیمارستان گاندی، مشکل ریوی دست از سرش بر نداشته است. متاسفانه ساعتی پیش، یکی از دوستان پزشکم با این پیام، من را کاملا نگرانِ حال این چهره برجسته و ماندگار دوبله ایران کرد: عباس جان، استاد چنگیز جلیلوند یک ماهی است که کرونا گرفته‌اند و حال‌شان از دیشب به وخامت گراییده؛ با مشکلات فراوان، امروز موفق شدیم در بیمارستان خاتم‌الانبیا بستری‌شان کنیم. حال‌ استاد اصلا خوب نیست، کرونا هشتاد درصد ریه را درگیر کرده. باید برای سلامتی او دعا کنیم.»

جلیلوند زاده شیراز بود؛ دوبلور، مدیر دوبلاژ و هنرپیشه ایرانی که در بیشتر فیلم‌های محمدعلی فردین، به‌جای او صداپیشگی کرده‌ بود. او قبل از انقلاب صداپیشه سه بازیگر بود: بهروز وثوقی، محمدعلی فردین و ناصر ملک‌مطیعی. جلیلوند در این میان به فردین ارادت ویژه‌ای داشت و گفته بود:«جای فردین خیلی راحت و حساس بودم و همیشه سعی می‌کردم کار او متفاوت باشد. در آمریکا وقتی خبر فوتش را شنیدم گریه‌ام گرفت. اما در حالی که تمام تلویزیون‌های ایرانی در اروپا و آمریکا من را دعوت کردند تا درباره‌ او صحبت کنم من جواب رد دادم و گفتم اگر فردین مرده من هم مرده‌ام.» مشهورترین گویندگی‌هایش هم در فیلم‌های سینمایی خارجی به‌جای مارلون براندو، پل نیومن، برت لنکستر، ماکسیمیلیان شل، ریچارد برتون، پیتر اوتول، یول براینر، کلینت ایستوود، دین مارتین بود.

چنگیز جلیلوند، 24 سالی خارج از ایران بود. سال‌هایی که دوست‌دارانش از صدای او محروم شدند. خودش گفته بود ترک دوبله  مثل این است که یک باور از بین رفته باشد:«خیلی ناراحت بودم، یک وقت شغل، آدم را کنار می‌گذارد و یک وقت خود آدم، شغل را کنار می‌گذارد، من موقعی که کنار رفتم هیچ عیب و ایراد و مسئله خاصی نداشتم و خودم شغلم را مجبور شدم کنار بگذارم.» فرزندانش دلیل مسافرت طولانی او بودند، می‌خواست تا به قول خودش بالای سرشان باشد. 24 سال زمان زیادی بود اما سرانجام با «عصر روح» به دوبله برگشت. جای لیام نیسن صحبت می‌کرد. بعدهم جت لی. گفته بود صحبت جای جت لی را برای دست‌گرمی انجام داده و به شوخی گفته بود که حتی اگر یک میلیون هم بدهند دیگر جای جت لی حرف نمی‌زند.

جلیلوند اوضاع دوبله را «خوب» توصیف می‌کرد. می‌گفت الان وضعیت 180 درجه فرق کرده است:« با تمامی ‌این شرایط از زمانی که به ایران بازگشته‌ام برخلاف بسیاری از دوستان و همکاران به آینده این حرفه بسیار امیدوارم. جوان‌های بسیار مشتاق و مستعدی را دیده‌ام که با اندکی مدیریت و با گذشت مدت زمانی می‌توانند بارقه‌هایی از آن گذشته درخشان را تکرار کنند.»

بعضی‌ها می‌گویند دوبله هنر نیست، بعضی‌ها هم می‌گویند دوبله جنایت و خیانت است. این سوال را از جلیلوند پرسیده بودند و او در جواب گفته بود: « شما که الان از بیلیاردباز پل نیومن خاطره دارید، اگر این فیلم دوبله نمی‌شد و شما آن را می‌دیدید، اینقدر از آن خاطره داشتید؟» بعد اضافه کرده بود که «از هر کسی می‌پرسیم میگوید پل نیومن را به خاطر صدا و دیالوگی که رویش بود دوست داریم، همینطور مارلون براندو.»

 

کاهش ذخایر آبی کشور

معاون وزیر نیرو : ورودی آب به سدهای کشور 23 درصد کاهش پیدا کرده است

کاهش ذخایر آبی کشور 

|پیام ما| روز اول آذر پژوهشگاه اقلیم کشور گزارشی از وضعیت ذخایر آبی در دو ماه ابتدایی سال آبی جاری منتشر کرد. در این گزارش آمده است: «بارش سال زراعی جاری در پایان آبان 27 درصد نسبت به نرمال و 43 درصد نسبت به سال گذشته کاهش داشته است. در بین استان‌های کشور بیشترین کاهش نسبت به نرمال در کرمانشاه و بیشترین افزایش در یزد رخ داده است» روز گذشته هم معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا از کاهش ۲۳ درصدی ورودی آب به سدهای کشور خبر داد. 

هر چند وضعیت بارش‌ها در ماه‌های آغازین سال آبی معیار مناسبی برای سنجش وضعیت ذخایر آبی نیستند، اما کارشناسان بر اساس شواهد معتقدند سال پیش رو نسبت به سال گذشته، میزان بارش کمتری خواهد داشت. احد وظیفه رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در مورد وضعیت فعلی بارش‌ها در کشور، به «پیام ما» می‌گوید: «طبق آخرین آماری که داریم بارندگی امسال نسبت به سال قبل پایین تر است. در مجموع اگر بخواهم مقایسه کنم، از ابتدای سال آبی جاری تا امروز (دوم آذر) نسبت به گذشته مقدار بارش دریافتی نسبت به سال قبل 26 درصد پایین‌تر و نسبت به نرمال بلندتر، حدود 2 درصد پایین‌تر است. گرچه در مقدار کلی دریافت بارشی کشور در مقایسه با بلند مدت فقط اندکی کمتر است، اما در مقایسه با سال قبل بسیار (حدود 26 درصد) پایین‌تر است»

با کاهش میزان بارش‌ها حجم ذخایر سدها و همچنین میزان ورودی آب روز گذشته قاسم تقی‌زاده خامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا از کاهش ذخایر سدها خبر داده و به خبرگزاری ایلنا گفت: «حجم موجود مخازن سدها نسبت به مدت مشابه سال گذشته 4 درصد کاهش را نشان می‌دهد. میزان ارتفاع ریزش‌های جوی از ابتدای مهر تا پایان آبان 23.7 میلی‌متر بود که نسبت به سال آبی قبل در همین مدت 41 درصد و میانگین درازمدت 52 ساله 18 درصد کاهش داشته است. حجم موجود مخازن سدها نسبت به مدت مشابه سال گذشته 4 درصد کاهش را نشان می‌دهد، میزان ارتفاع ریزش‌های جوی را از ابتدای مهر تا پایان آبان 23.7 میلی‌متر اعلام کرد که نسبت به سال آبی قبل در همین مدت 41 درصد و میانگین درازمدت 52 ساله 18 درصد کاهش داشته است»

احد وظیفه در خصوص عواملی که باعث کاهش ورودی سدها شده است، می‌گوید: «در برخی استان‌ها مثل گلستان، گیلان، لرستان و استان‌هایی که به نوعی در حوزه غرب و شمال شرق قرار دارند و استان‌های شمالی بارندگی‌ها کمتر از نرمال است. طبیعی است که این امر بر ورودی آب به سدها تاثیر می‌گذارد. هر چند در ابتدای سال آبی هستیم، اما در این مدت بارندگی‌ها به طور نسبی کمتر از نرمال بوده و طبیعی است که این امر بر ورودی سدها یا روان آب رودخانه‌ها اثر می‌گذارد»

پیش‌بینی پژوهشکده اقلیم‌شناسی از وضعیت بارش‌ها در ماه‌های آینده نشان می‌دهد: «بارش کشور تا نیمه آذر بیشتر از نرمال است، اما انتظار می‌رود از نیمه آذر تا اواخر دی در محدوده کمتر از نرمال باشد و کاهش بارش عمدتا متمرکز بر استان‌های همسایه رشته کوه زاگرس باشد. در مدت یاد شده، بارش در استان‌های ساحلی خزر تا شمال غرب و بخشهای محدودی از جنوب غرب در محدوده نرمال تا قدری بیشتر از آن پیش‌بینی می‌شود. در ماه‌های بهمن و اسفند در مجموع بارش کشور در محدوده نرمال تا بیشتر از نرمال خواهد بود»

تقی‌زاده با اشاره به اینکه در استان‌های آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی و اردبیل بین 50 تا 120 درصد افزایش بارندگی و در بقیه نقاط کشور کاهش بارش را شاهد هستیم گفت: «بیشترین کاهش بارندگی مربوط به استان‌های کردستان، اصفهان و هرمزگان است.» وظیفه در همین رابطه می‌گوید: «پیش‌بینی غالب مدلهای عددی اقلیمی نشان می‌دهند که بارندگی‌ها در فصل پاییز -که یک ماه از آن مانده- و فصل زمستان کمتر از نرمال است. در حال حاضر در غالب استان‌های کشور بارش‌ها به طور نسبی پایین‌تر از نرمال است. به طور مثال لرستان 17 درصد، گیلان 26 درصد، گلستان 30 درصد زیر نرمال است. اما نمی‌توان گفت تمام استانها کاهش بارش داشته‌اند. بارش در کهگلویه و بویر احمد 23 درصد و همدان 24.5 درصد بالاتر از نرمال است.» با این حال احد وظیفه تاکید می‌کند: « دو ماه از شروع سال آبی گذشته است. این درصدها را خیلی نمی‌شود به صورت منطقی دید، چون با یک هفته بارش کم و زیاد این عددها می‌توانند تغییر کنند» طبق اعلام پژوهشکده اقلیم میانگین بارندگی‌ها در سال زراعی امسال در کشور ۲۱ میلیمتر بود که نسبت به مدت مشابه سال قبل که ۲۹ میلیمتر و بلندمدت که ۲۶.۸ میلیمتر بوده به ترتیب ۲۷.۷ و ۲۱.۷ منفی بوده و با کاهش مواجه شده است. احد وظیفه در خصوص وضعیت بارش در سال پیش رو می‌گوید: «به طور کلی اگر آینده را مد نظر قرار دهیم با وضعیتی که داریم به نظر می‌رسد که امسال احتمال اینکه سال کم آبی داشته باشیم بسیار بیشتر از این است که سال متوسط یا سال پر بارش و پر آبی داشته باشیم.»

معاون وزیر نیرو با اشاره به اینکه طبق پیش‌بینی هواشناسی بارندگی‌هایی که از جمعه شب آغاز شده تا دوشنبه (3 آذر) ادامه دارد و از روز چهارشنبه نیز یک جبهه جدید بارشی وارد کشور می‌شود ابراز امیدواری کرد بارندگی‌ها جبران عقب‌ماندگی بارشی سال گذشته را کرده و ذخایر سدها به اندازه کافی تامین شود.

احتمال سیلابی شدن رودخانه‌های تهران

اما این روزها در تهران بارش بارش باران قدری امیدوار کننده بوده است. به طوری‌که سرپرست شرکت آب منطقه‌ای تهران در مورد سیلابی شدن رودخانه‌های تهران هشدار داده است. یوسف پوررضا گفت: «پیش‌بینی‌های هواشناسی و بروز بارش‌های قابل توجه بیانگر این است که رودخانه‌های تهران مستعد بروز سیلاب هستند لذا مردم باید به این موضوع توجه داشته باشند. طبق پیش‌بینی های صورت گرفته بارش‌های تهران تا دوشنبه ادامه دارد. مردم در این ایام از اتراق کنار رودخانه‌های اصلی تهران از جمله رودخانه کن، کرج و جاجرود خودداری کنند».

به گزارش ایسنا پوررضا گفت: «طی روزهای آینده احتمال بارش تا ۴۵ میلی متر در تهران وجود دارد و این حجم از بارش پیش‌بینی شده، احتمال بروز سیلاب را در رودخانه‌های تهران بسیار افزایش می‌دهد و بی توجهی به هشدارهای داده شده، خطرات و خسارات جانی و مالی جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت».

سرپرست شرکت آب منطقه‌ای تهران با اشاره به سازه‌های غیر مجاز ساخته شده در بستر رودخانه‌ها، گفت: «این سازه ها نیز در معرض سیلاب هستند و باید طبق برنامه ریزی‌های انجام شده تخریب شوند. در این ایام، ممکن است بارندگی قطع شود و به علت تلطیف شدن هوا، مردم برای تفریح کنار رودخانه‌ها بروند که خطر آفرین است. در این ایام به هیچ عنوان افراد در کنار رودخانه‌ها اتراق نکنند چراکه این موضوع خطر آفرین خواهد بود». او با بیان اینکه بارش‌های شدید در زمان کوتاه مدت، از جمله مواقعی است که می‌تواند امکان بروز سیلاب را ایجاد کند، تصریح کرد: «تقاضای ما این است که مردم در این ایام رودخانه‌ها را برای تفریح انتخاب نکنند».