بایگانی مطالب نشریه
«محسن فخریزاده»، رییس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع و از دانشمندان هسته ای و صنایع دفاعی به شهادت رسید
ترور در دماوند
سرلشکر باقری، رییس کل ستاد نیروهای مسلح: آمران و عاملان این اقدام کور در انتظار انتقامی سخت باشند.
|پیامما| ترور «محسن فخریزاده مهابادی»، یکی از دانشمندان حوزه صنایع دفاعی و
هسته ای ایران و استاد دانشگاه امام حسین (ع)
بار دیگر ایرانیان را عزادار کرد. فخریزاده از جمله چهرههای موثر صنایع دفاعی ایران بوده که نام او در سال 92 در لیست 500 چهره قدرتمند جهان که فارین پالیسی آنها را انتخاب میکند، قرار گرفته بود.
خبر ترور دانشمند شهیر ایران را اول بار رجانیوز منتشر کرد. به گواه این سایت خبری این دانشمند به همراه محافظ خود در ورودی شهر آبسرد مورد تهاجم انتحاری قرار گرفته است. همچنین اصابت شلیک مستقیم گلوله باعث آسیب شدید او شده و محافظ او نیز زخمی شده است. ساعاتی بعد از انتشار این خبر اما وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در اطلاعیهای از به شهادت رسیدن رییس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع در جریان عملیات تروریستی خبر داد. به گزارش ایسنا، روابط عمومی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در اطلاعیهای اعلام کرد: «بعدازظهر امروز جمعه عناصر تروریست مسلح خودرو حامل محسن فخریزاده رییس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع را مورد حمله قرار دادند. در جریان درگیری تیم حفاظت ایشان با تروریستها آقای محسن فخریزاده به شدت مجروح شد و بیمارستان منتقل شد. متاسفانه تلاش تیم پزشکی برای احیاء ایشان موفق نبود و دقایقی قبل این مدیر خدوم و دانشمند پس از سالها تلاش و مجاهدت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اقدام ناجوانمردانه ترور یکی از مدیران متعهد و متخصص خود را به محضر مبارک مقام معظم رهبری و ملت شهید پرور ایران اسلامی تبریک و تسلیت عرض مینماید.» به گزارش روزاروز نام محسن فخریزاده مدتها بر سر زبان رسانههای انگلیسی زبان بود. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در برنامهای که به ادعای خودش برنامه هستهای ایران را افشا کرده بود، به نقش محسن فخریزاده و موسسه سازمان تحقیقات و نوآوری امور دفاعی اشاره کرده بود.
سایت خبری تابناک در سال 94 در گزارشی ادعا کرد که دانشمندان به دنبال مصاحبه با این شخصیت هستند. گفتهای که به ادعای دیوید آلبرایت، رییس موسسه موسوم به دانش و امنیت بینالمللی نقل شده بود. او در جلسه استماع سنای آمریکا گفته بود: «ایران همچنان با درخواست آژانس مبنی بر مصاحبه با افراد کلیدی مانند فخریزاده و سید عباس شاهمرادی زواره، رئیس سابق مرکز تحقیقات فیزیک مخالفت میکند.» تابناک در ادامه نوشته است که آلبرایت تاکید کرده: «مرکز تحقیقات فیزیک، در دهه 1990 مرکز اصلی پژوهشهای نظامی هستهای ایران بوده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی سالها قبل با شاه مرادی در مورد تعداد محدودی از خریدهای مشکوک تجهیزات توسط وی که از طریق دانشگاه صنعتی شریف انجام شده بود مصاحبه کرد. این خریدها در زمانی انجام شد که رئیس فعلی سازمان انرژیاتمی ایران رئیس این دانشگاه بود و از فعالیتهای شاه مرادی آگاهی داشت. آژانس بینالمللی انرژی اتمی از پاسخهای شاه مرادی کامل رضایت نداشت. نارضایتی آژانس زمانی افزایش یافت که شاه مرادی حاضر به صحبت در مورد فعالیت خود برای مرکز تحقیقات فیزیک نشد.» نام فخریزاده اما در سال 96 در لیست افراد تحریمی از سوی اتحادیه اروپا قرار گرفت. نام او اما پیشتر در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت هم که در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷ میلادی، علیه فعالیتهای هستهای ایران تصویب شده بود، جزو افراد تحریم شده قرار گرفته بود.
سرلشکر پاسدار محمد باقری رییس ستادکل نیروهای مسلح هم در پیامی ضمن تسلیت به مناسبت شهادت دانشمند صنایع دفاعی ایران تصریح کرد: گروههای تروریستی و آمران و عاملان این اقدام کور هم بدانند که انتقام سختی در انتظار آنها خواهد بود. او در این پیام نوشت: «بار دیگر تروریستهای کوردل وابسته به استکبار جهانی و رژیم پلید صهیونیستی در اقدامی وحشیانه ، یکی از مدیران و خدمتگزاران عرصه علمی،پژوهشی و دفاعی کشور را به شهادت رساندند. شهید دکتر محسن فخریزاده؛ رییس سازمان پژوهش و نواوری وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در زمره مدیران ارشد صنعت دفاعی کشور بود که در طول دوران عمر بابرکت خود منشا خدمات فراوانی شده بود و توانسته بود توان دفاعی کشور را به تراز قابل قبولی از بازدارندگی برساند.» سرلشکر در بخش دیگری از پیامش نوشت: «اینجانب ضمن تبریک و تسلیت شهادت این دانشمند صنعت دفاعی به فرمانده معظم کل قوا مدظله العالی، وزیر محترم دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، همکاران ایشان و خانواده گرانقدر آن شهید؛ اطمینان می دهیم تا تعقیب و مجازات عاملان این ترور شهید محسن فخریزاده از پای نخواهیم نشست.»
اولویت مسئولان بازسازی فنی بود
احیای فضای اجتماعی پس از زلزله در کرمانشاه مغفول ماند
اولویت مسئولان بازسازی فنی بود
فاضل الیاسی | سه سال از زلزله کرمانشاه گذشته است اما در گوشه و کنار شهر همچنان رد زلزله باقیست. مردم شهر همچنان با مسائل زیادی دستوپنجه نرم میکنند که پیش از زلزله وجود نداشته. از طرفی فراموش مردم و دولت ساکنان کرمانشاه را ناامید و مغمومتر کرده است. فاضل الیاسی، پژوهشگر پسا دکتری جامعهشناسی در دانشگاه تهران در مقاله زیر به پیامدهای زلزله کرمانشاه و چگونگی رفع آنها در این شهر اشاره کرده است.
در دنیای مدرن که تسلط همه جانبه انسان بر طبیعت غیر قابل انکار است، فقط جایی سوانح و حوادث طبیعی به بحران و فاجعه منجر میشود که در آن غفلت و ناکارآمدی انسان وجود داشته باشد، در غیر این صورت سوانح و حوادثی مانند سیل و زلزله و غیره به بحران و فاجعه منتهی نمیشود و خسارات جانی و مادی زیادی به دنبال ندارد.
سرزمین ایران که یکی از ده سانحه خیزترین ممالک دنیاست و در میان این ده کشور دنیا ایران رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است دارای یک استراتژی خاص جهت مدیریت ریسک و پیشگیرانه نیست و تاکنون نیز مدیریت بحران در ایران ناکارآمد و فاقد برنامه بوده و هست که میتوان تبدیل شدن سوانح طبیعی مانند سیل و زلزله به فاجعه انسانی و اجتماعی را ناشی از عملکرد ضعیف مسئولان دانست.
در زلزله ۷ و ۳ دهم ریشتری ۲۱ آبان ماه سال ۹۶ که در هشت شهر و ۱۹۳۰ روستا به وقوع پیوست، دهها هزار واحد تخریب، حدود ۷۰۰ کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشت، سه عامل منجر به کاهش بسیار زیاد جانباختگان گردید در غیر اینصورت هزاران و شاید دهها هزار کشته بر جای میگذاشت، مهمترین عواملی که تعداد جانباختگان را به حداقل رساند:
۱- زمان وقوع زلزله که ساعت ۹ و ۴۸ دقیقه شب بود و مردم بیدار و خیلی از آنها بیرون بودند.
۲- وقوع یک پیش زلزله که هشداری برای مردم ساکن این منطقه بود.
۳- وجود شبکههای اجتماعی مانند تلگرام اینستاگرام، فیسبوک و غیره که بعد از وقوع پیش لرزه، هشدار و اطلاع رسانی را آغاز کردند و نقش مهمی جهت خروج مردم از خانههای خود داشت.
۴- بسیاری از واحدهای مسکونی بهخصوص در روستاها نوساز بودند، چون در جریان جنگ ایران و عراق اشغال شده و ساکنان آن به مناطق دیگر آواره شده بودند و بعد از اتمام جنگ مردم اقدام به بازسازی خانههای خود کرده بودند.
در این سرزمین پر سانحه و حادثه خیز ما همانگونه که فاقد استراتژی و مدیریت ریسک و پیشگیرانه هستیم، فاقد برنامه پسا سوانح و بحران نیز هستیم. به طور مثال بعد از جریان زلزله کرمانشاه مسئولان با وعده و وعیدهای زیادی قول کمک به مردم زلزله زده کرمانشاه را دادند، وعده دادند در کنار زلزله زدگان بمانند. یا به مستاجرین زلزله زده زمین واگذار کنند و آنها که حدود نصف جمعیت زلزله زدگان را تشکیل میدادند را صاحب خانه کنند، اما مسئولان زلزلهزدگان را در نیمه راه تنها گذاشتند و خبری از زمین مستاجرین و خانه دار کردن آنها نشد.
اما در امر بازسازی نیز با مشکلات و چالشهای زیادی مواجه بودیم و بازسازی گاهی محدود به بازسازی فیزیکی شده بود. مشکلات را شاید بتوان در چند مورد خلاصه کرد:
۱- مسئولان بازسازی را به بازسازی فیزیکی صرف تقلیل دادهاند و آن را به یک کالبد آجر و ملات خلاصه کردهاند.
۲- بازسازی فضای اجتماعی مغفول مانده است، شاید بتوان گفت که در سه سال گذشته آسیبهای اجتماعی افزایش یافته و امنیت روانشناختی، اجتماعی و شغلی روز به روز کاهش پیدا کرده است.
۳- نه تنها خبری از بازسازی فضای روانشناختی نیست، بلکه بدهکار بودن زلزله زدگان و فشار بانکها این فضا را دوچندان به قهقرا برده است.
۴- برای بازسازی فضای اقتصادی و اشتغالزایی نیز اقدامی صورت نگرفته است و میزان فقر و بیکاری روز به روز افزایش پیدا کرده است.
۵- فضای فرهنگی نیز کماکان با مشکلات زیادی مواجه است، مدارس از لحاظ فیزیکی وجود دارند و امر آموزش و تحصیل با چالشهای فراوانی مواجه است، کتابخانه و فرهنگسراها از لحاظ فیزیکی نیز بازسازی نشدهاند.
در یک کلام نگاه مسئولان به بازسازی صرفا یک نگاه فنی است. نگاه فنی محور و فقدان تخصص و مدیریت ریسک و پیشگیرانه حادثهای طبیعی را به فاجعهای انسانی تبدیل کرده است، که تبعات پسا زلزله نیز نتیجه چنین عملکرد ضعیف و غیر تخصصی است.
سه سال از زلزله کرمانشاه گذشت اما درد و رنج زلزلهزدگان کماکان برجاست، در اینجا و پس از سه سال از آن سانحه سخت و ویرانگر به بعضی از آلام زلزله زدگان اشاره میکنیم:
۱- خیلی از زلزله زدگان نسبت به زندگی و آینده ابراز ناامیدی میکنند.
۲- سایه فقر و بیکاری بیش از پیش در این مناطق احساس میشود.
۳- فشار روانی، زلزله زدگان را در تنگنا قرار داده است.
۴- طلاق، خشونت خانوادگی، اعتیاد، بیکاری بلای جان بازماندگان از زلزله است.
۵- مهاجرت بازماندگان از زلزله برای کار به کشورهای خارجی روز به روز افزایش پیدا کرده است.
۶- روابط، ساختار و ارزشهای خانواده دچار دگردیسی شده است.
۷- انگیزه کار، تشکیل خانواده، تحصیلات و حفظ خیلی از ارزشها کاهش پیدا کرده است.
۸- مدارس کماکان به چرخه آموزش به معنای کلمه بر نگشته و نه دانش آموز و نه معلم انگیزه آنچنانی برای یادگیری و آموزش ندارند، قبولی و کارنامه دانش آموزان معیار آموزش و یادگیری نیست. اکنون نیز که موضوع آموزش مجازی مطرح است خیلی از دانش آموزان فاقد گوشی اندروید و تبلت جهت این امر هستند.
۹- فشار بانکها به زلزله زدگان جهت دریافت اقساط و ارسال پیامک و تماس تلفنی و تهدید آنها با اقدامات قضایی، بار روانی زیادی را به مردم تحمیل کرده است.
۱۰- افزایش شدید قیمتها و مسائل مرتبط با کووید ۱۹ مشکلات و مسائل مناطق زلزله زده کرمانشاه را تشدید کرده است.
۱۱- بیکاری و تعطیلات کرونایی، مستاجرین و قشر کارگر این مناطق را دوچندان تحت فشار قرار داده است. ( حدود ۴۷٪ زلزله زدگان شهر سرپل ذهاب مستاجر هستند.
باوجود این معضلات نیاز است که دستگاههای دولتی برای حل چند مساله در کرمانشاه وارد عمل شوند.
– بخشش یا تعویق بازپس گیری تسهیلات زلزله در مناطق مذکور.
– بازاندیشی در بازسازی و توجه جدی به بازسازی اجتماعی، روانشناختی، اقتصادی و غیره.
– توجه جدی به اقشار آسیب پذیر در مناطق زلزلهزده.
– اقدامات فوری در راستای اشتغالزایی و کمک به واحدهای تولیدی و ایجاد فرصتهای شغلی جدید.
– کمک به مستاجرین.
– اهمیت دادن به مسائل فرهنگی و اقدام عملی در راستای امور مدارس و آموزش در سطوح مختلف.
– اقدامات فوری در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی و روانشناختی.
الیاسی در در ادامه مقاله خود نوشته است که اگر این اقدامات در مناطق زلزله زده کرمانشاه رخ ندهد، در آینده نزدیک، بحرانهای متعدد در این شهر به وجود میآید: تشدید آسیبهای اجتماعی و روانشناختی و کم رنگتر شدن بیشتر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی از جمله این بحرانهاست.
اصرار به ساخت زیرگذر در حریم باغ شاهزاده
تب پل سازی دامن باغ جهانی ماهان را گرفت
اصرار به ساخت زیرگذر در حریم باغ شاهزاده
معاون میراث فرهنگی استان کرمان در گفتوگو با «پیام ما»: زیرگذر باغ شاهزاده ماهان هنوز طرح مصوب ندارد.
مرضیه قاضی زاده | این بار برای ساخت زیرگذر باغ شاهزاده ماهان، بهانه کردهاند که راه دسترسی سریع نیست و گردشگران در ماهان نمیمانند. چشم فعالان میراث بعد از جنجال روگذر مجاور دانشکده فنی، ترسیده است. تب غیرهمسطحسازی خیلی وقت است که به جان کرمان افتاده؛ روگذر باغ ملی، زیرگذر میدان آزادی، زیرگذر گنبد جبلیه. حالا نوبت به باغی رسیده که نامش در فهرست میراث جهانی یونسکو هم ثبت شده است. طرح اول راه و شهرسازی برای ساخت زیرگذر ماهان از طرف میراث فرهنگی رد شده است اما آنها دنبال تهیه یک طرح دیگر رفتهاند. با این همه معاون میراث فرهنگی کرمان میگوید تقاطع هرطور که طراحی شود در حریم باغ شاهزاده است و چون اثر جهانی است، هر کاری باید با هماهنگی یونسکو انجام شود.
پیش از این، در سال 91، 10 میلیارد ریال برای اجرای طرح زیرگذر باغ شاهزاده اختصاص پیدا کرد و فرماندار وقت گفت که به دلیل تایید نشدن طرح پیشنهادی از سوی میراثفرهنگی، این اعتبار در سایر بخشها هزینه شد. تا اینکه 18 آبان، محمدرضا پورابراهیمی، نماینده کرمان و راور پیشنهاد ساخت این زیرگذر را بار دیگر مطرح کرد. در نشست شورای اداری بخش ماهان گفته شد که مقرر شده راهوشهرسازی طرح پیشنهادی اجرای پروژه زیرگذر را همراه با اصلاحات به اداره کل میراثفرهنگی استان کرمان ارائه کند تا آنطور که انتظار دارند طرح مورد تایید این 2 دستگاه حداکثر ظرف 2 هفته آماده شود.
میراثفرهنگی طرح را رد کرد
دو هفته گذشته است. علی حاجیزاده، مدیرکل راهوشهرسازی استان کرمان به «پیامما» میگوید این طرح نیمه آبان در قالب زیرگذر به میراثفرهنگی ارائه شده است. مجتبی شفیعی، معاون میراثفرهنگی کرمان اما از رد شدن این طرح خبر میدهد. او به « پیام ما» میگوید: «ضوابط حریم باغ شاهزاده در این طرح لحاظ نشده بود.»
بعد از این بلافاصله طرح دومی از سوی اداره کل راهوشهرسازی به میراث ارائه میشود. طرحی که به گفته حاجیزاده هزینه بیشتری روی دست راهوشهرسازی گذاشته است. راهوشهرسازی مدعی است که تمامی نقطه نظرات میراثفرهنگی در طرح دوم لحاظ شده است.
اصرار راهوشهرسازی در حالی است که معاون میراثفرهنگی کرمان میگوید پروژه زیرگذر باغ شاهزاده ماهان هنوز هیچ طرح مصوبی ندارد: «طرحی از اداره کل راهوشهرسازی پیشنهاد شده بود که در جلسات شورای راهبردی و شورای فنی تهران بررسی و بعد از طرح در وزارتخانه، رد شد. قرار شد براساس ضوابط حریم باغ شاهزاده که ضوابط ثبت جهانی است طرح اصلاح شود و مجددا پیشنهاد شود.» او میگوید که هنوز هیچ تاییدیهای برای طرح دوم از سمت میراث داده نشده است.
به گفته شفیعی هر دو طرح در محدوده حریم باغ شاهزاده ماهان است. او میگوید: «تقاطع هرطور که طراحی شود در حریم باغ شاهزاده است. بحث سر این است که با ضوابط حریم هماهنگ شود.»
تعرض به حریم اثر جهانی به بهانه جذب گردشگر
رونق اقتصاد محلی، بهانه اصلی اجرای چنین طرحی است. موافقان میگویند فاصله ماهان تا باغ شاهزاده تنها 6 کیلومتر است اما راه دسترسی سریع و مستقیم نیست. از نگاه آنها همین موجب شده گردشگران بعد از بازدید از باغ شاهزاده برای اقامت به کرمان برگردند. راهوشهرسازی مسئولیت عواقب اجرای این طرح را از گردن خود باز کرده است. حاجیزاده میگوید مسئولان شهری ماهان خواستار اجرای این طرحاند. «مقامات محلی میخواهند تا گردشگران بعد از اینکه از باغ شاهزاده دیدن میکنند، خیلی راحت بتوانند ارتباطی به شهر ماهان داشته باشند.»
بعد از رد طرح اول از سوی میراثفرهنگی، راهوشهرسازی مدعی است که نقطه تقاطع در طرح دوم تغییر کرده است. حاجیزاده میگوید: «زیرگذر در محل تقاطع با جاده است. با توجه به نظرات میراثفرهنگی نقطه جدیدی پیشبینی و طراحی شد که این طرح هزینه و اعتبار مورد نیازش خیلی بیشتر از آن طرح اولیهای بود که ما تهیه کردیم. با این وجود منتظر نظرات میراثفرهنگی هستیم.»با همه اینها، هر دو طرح در حریم باغ شاهزاده هستند و همین امر نگرانی فعالان میراث را به دنبال داشته است. این عده معتقدند که در اجرای این تقاطع باید ضوابط جهانی لحاظ شده و با یونسکو مکاتبه شود. امید ابراهیمی، فعال میراثفرهنگی به «پیام ما» میگوید: «درست است که این طرح روگذر نیست تا مثل تقاطع امیرکبیر، منظر سردر یکی از دانشکدههای تاریخی کرمان را مخدوش کند. اما جایی که میخواهند این تقاطع را بسازند کاملا در حریم باغ شاهزاده است.» او به این اشاره میکند که در اجرای این پروژه حتما باید ضوابط جهانی میراثفرهنگی لحاظ و با یونسکو هماهنگ شود: «باغ شاهزاده یک اثر ثبت جهانی است، اگر این دفعه کاری انجام دهند که ناهماهنگ باشد، دیگر هیچ حرفی برای گفتن باقی نمیماند.»معاون میراثفرهنگی کرمان هم با او موافق است: «اثر ثبت جهانی است و ما مستقیما داریم در حریم مداخله میکنیم. برای همین هم حتما باید مصوبه وزارتخانه برای این موضوع گرفته شود.» به گفته او برای ثبت جهانی این اثر در بخشهایی دولت تعهداتی به یونسکو داده است و چون تعهد داده شاید نیاز باشد تاییدیه یونسکو برای اجرای این پروژه گرفته شود و هر کاری با هماهنگی آنها باشد.
تب غیرهمسطحسازی
تب غیرهمسطحسازی خیلی وقت است که در کرمان گل کرده. حدودا از اوایل دولت روحانی. سالهای 91 تا 93 اصرار بر اجرای طرحهای اینچنینی، شدیدتر هم شد. رضا ناصری، معمار و مدرس دانشگاه به «پیام ما» میگوید: «از سال 91 تقاطعهای غیرهمسطح را وارد نقاط بحرانزا کردند و بالای هزار میلیارد تومان از هزینههای شهر را تلف کردند.»
اشاره مستقیم ناصری به چند پروژه شناخته شده است: زیرگذر میدان آزادی، زیرگذر جبلیه، روگذر باغملی، روگذر امیرکبیر و روگذر شهاب یا چهارراه احمدی. او میگوید هر پنج طرح غلط بودند: «همه بدون عملکرد و بعضی مضر هستند، حتی برای ترافیک.» به گفته این معمار بیشتر تقاطعهای غیرهمسطح ساخته شده در کرمان غیرمفید و حتی مضر بودهاند و اگر مطالعاتی ماتریسی روی آنها انجام میشد به هیچ وجه اجرا نمیشدند: «یک روش علمی تهیه ماتریسهای مبدا و مقصد یا مطالعات مبدا و مقصد است که متاسفانه برای پروژههای شهر کرمان انجام نشده است.
اگر ماتریسهای مبدا و مقصد تهیه شده بود به راحتی صحت این حرف اثبات میشد که این تقاطعهای غیرهمسطح هیچ نقشی در افزایش سرعت و ایمنی نداشتند.»از نگاه او تمام درآمدهای شهر در این چند ساله صرف غیرهمسطحسازی شده است. پروژههایی که نه تنها انتقاد مردم بلکه واکنش اهلفن را نیز به دنبال است. «هنوز خیابانهای شهر کرمان خاکی است و جدولکشی نشده. 50 متر پیادهروی ایمن و روشن پیوسته نداریم و فعالیتهای فرهنگی در شهر تقریبا صفر است. چون تمام بودجهها و پروژههای مدیریتی صرف ساختن این روگذرها و زیرگذرها شده است، پروژههایی که غیر از تخریب هیچ فایدهای نداشتند.» حالا اصرار به اجرای پروژههایی شبیه زیرگذر میدان آزادی و روگذر باغ ملی، به ماهان رسیده و دامن باغ جهانی شاهزاده را گرفته است و پیدا نیست که سرانجام طرح بعدی چه میشود.
غفلت از ظرفیتهای کمنظیر قنات
رهاسازی فاضلاب، بلای جان قناتها
غفلت از ظرفیتهای کمنظیر قنات
مدیر میراث فرهنگی اردکان: سیاست دولت مبتنی بر انتقال آب است.
نهمین اجلاس شورای حکام مرکز بینالمللی قنات با هدف پایش فعالیتها و تصویب برنامههای آتی این مرکز با حضور معاون وزیر نیرو روز سهشنبه نهم آذر برگزار شد. در این نشست معاون وزیر نیرو با اشاره به اینکه قنات یکی از مظاهر سیستمهای پایدار و دوستدار محیط زیست محسوب میشود گفت: «با ثبت جهانی قناتهای ایران، چشم جهان به کشورمان دوخته شده که لازم است توجه بیشتر و مؤثرتری به این فناوری کهن و زیستبوم سازگار منطقه داشته باشیم» این در حالی است که قناتهای کشور در حال حاضر وضعیت نامناسبی دارند و نه تنها برای مدیریت بحران آب توسعه پیدا نکرده، بلکه قناتهای موجود – که 11 مورد آن در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است- هم تا حد زیادی به فراموشی سپرده شدهاند.
تیر ماه 1395 در چهلمین اجلاس یونسکو پرونده 11 قنات ایرانی مورد تایید کمیته میراث جهانی قرار گرفت و قنات ایرانی در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد. قناتهایی که در پرونده «قناتایرانی» در یونسکو ثبت شدهاند، هرکدام از نظر قدمت، معماری، عمق، طول مسیر و… منحصربه فرد و بینظیر بوده و در 6 استان، خراسان رضوی(قصبه گناباد) خراسان جنوبی(بلده فردوس) یزد (زارچ، حسن آباد) کرمان (قاسم آباد و اکبرآباد، جوپار) مرکزی (ابراهیمآباد) و اصفهان (وزوان، مزدآباد، مون) قرار دارند.
قنات مظهر دانشی باستانی در میان ایرانیان است که همواره با مشکل تامین آب در سرزمین خود مواجه بودند. جبر جغرافیایی در اقلیم خشک و نیمهخشک ایران باعث شد تا دانشی برای تخصیص آب در سطح شهرها و روستاها شکل بگیرد. مدیریت آب در شهرهای کم آب ایران با تکیه بر این دانش و استفاده بهینه و پایدار از منابع آب زیر زمینی، قرنها زمینه سکونت ایرانیان را در خشکترین مناطق امکانپذیر کرد. این روزها بسیاری از صاحبان قدرت تنها راهکار رفع مشکل کمآبی در اقلیم خشک و نیمه خشک ایران را طراحی و اجرای پروژههای انتقال آب میدانند. اما پیشینه تاریخی ایرانیان نشان داده که همواره اهل سازگاری با کم آبی بودهاند. از همین رو قنات به عنوان روشی موثر در مدیریت منابع آب به شمار میرفته که این روزها مهجور واقع شده است هرچند مدیران همواره در سخنان خود بر سازگاری این تکنولوژی کهن با محیطزیست و پایدار بودن این سیستم برای مدیریت و تخصیص منابع آب تاکید میکنند، اما در عمل حامیان بی چون و چرای پروژههای انتقال آب هستند. پروژههایی که همواره مورد انتقاد کارشناسان است.
در میان استانها و شهرهای ایران، استانی که میشود در آنها ردِ قنات را پررنگتر دنبال کرد، یزد است. استانی که قناتهای زنده آن هنوز هم زمینهای کشاورزی را سیراب میکنند. اما با وجود اینکه دو قنات جهانی (زارچ و حسن آباد) در این استان قرار دارند، با چالشهای جدی در زمینه حفظ قناتهای خود روبرو است.
محسن میرجانی مدیر میراث فرهنگی اردکان که این روزها در حال تهیه پرونده ثبت جهانی قنات زینالدینآباد -یکی از چهار قنات زنده اردکان- است، در مورد وضعیت قناتها میگوید: «قنات هیچ وقت نابود شدنی نیست. فقط باید به آن رسیدگی کرد. در بسیاری مواقع فرونشست زمین که به واسطه برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، اتفاق میافتد، باعث میشود بسیاری از چاههای مسیر ریزش و مسیر قنات را مسدود کند. از طرفی چالش مهمتری که در استان یزد با آن مواجهیم، موضوع رهاسازی فاضلاب به قنات است» میرجانی در رابطه با آلودگیهایی که فاضلاب در قناتها به وجود آورده و موجب تخریب آنها میشود میگوید: «قناتها در استان یزد مثل سیستم گردش خون هستند. تعدادی شریان اصلی دارند و کجهها یا مسیرهای فرعیها که برای آبرسانی به اهالی شهر به داخل خانهها میروند و از طریق پایابها به هم متصل میشوند، متاسفانه طی چند دهه گذشته برخی برای اینکه هزینه چاه جذبی را پرداخت نکنند و به زعم خود صرفه جویی کنند، فاضلابها را راهی مسیرهای قنات میکنند که در تمام شهر قابل دسترس است. مسیرهای قنات به شدت آلوده شده و محل تجمع انواع حشرات موذی و انتقال بیماریهای واگیردار هستند. امسال در شهر حدود 100 حلقه چاه جذبی برای خانههایی که مسیر فاضلاب خانگی خود را در قنات رها کرده بودند، ساخته شد.» مدیر کل میراث اردکان با اشاره به اینکه طبق ماده 688 قانون مجازات اسلامی هرگونه اقدام برای آلودهسازی منابع آبی و حیاتی، جرم محسوب میشود گفت: «در این زمینه با اینکه بند قانونی وجود دارد اما نیاز به فرهنگسازی داریم»
احیا فناوریهای کهن یا توجه به توسعه نامتوازن؟
روز سهشنبه معاون وزیر نیرو در اجلاس شورای حکام مرکز بینالمللی قنات گفت: «توجه و علاقه نسبت به فناوریهای کهن و پایدار افزایش یافته است. با ثبت قناتهای ایران، چشم جهان به کشورمان دوخته شده که لازم است توجه بیشتر و مؤثرتری به این فناوری کهن و زیستبوم سازگار منطقه داشته باشیم.» تقی زاده خامسی معتقد است: «مسأله مدیریت منابع آب، فقط در بستر اجتماعی آن قابل فهم است» با وجود این اظهارات اما قناتهای کشور وضعیت مناسبی ندارند و یکی پس از دیگری در جریان توسعه نامتوازن شهرها از بین می روند. میرجانی در خصوص اظهارات مسئولان در زمینه اهمیت قنات میگوید: «آن چیزی که دوستان اعلام می کنند بیشتر جنبه پروپاگاندا و تبلیغاتی دارد. بیشتر سیاست دولت مبتنی بر انتقال آب است. از جمله پروژه انتقال آب اصفهان و فاز سوم پروژه انتقال آب خلیج فارس که در حال انجام است»
میرجانی به موضوع دیگری اشاره میکند که موید اهمیت حفاظت از قناتها در شهرهاست، او معتقد است: «قنات پدیدهای است که میتوانیم به عنوان پدافند غیرعامل آنرا مطرح کنیم. در استانی مثل یزد با منابع آبی بسیار محدود، آب نقش حیاتی دارد و اگر زمانی به هر دلیل مسیرهای انتقال آب به آن مسدود شود، دچار مشکل جدی میشود. به گفته دکتر پاپلی یزدی به واسطه شرایط ویژه استان، حداقل باید برای هر شهرستان سه تا چهار قنات -با هر میزان هزینه- ایجاد شود. اما متاسفانه مثل بسیاری از موضوعات کلان، آنقدر به آن توجه نمیشود تا به نقطه بحرانی برسد»
قنات و توسعه گردشگری
بعد از ثبت قنات در فهرست میراث جهانی یونسکو، ساختار و معماری ویژه قنات و همچنین فرهنگی که در حاشیه این پدیده شکل گرفته و در بعضی موارد تا به امروز باقی مانده است نیز مورد توجه قرار گرفت. محسن میرجانی با اشاره به اینکه از ظرفیت قناتهای اردکان برای جذب گردشگری استفاده شده است میگوید: «اردکان هم مثل یزد دارای بافت تاریخی است که میتواند موجب جذب گردشگر شود، اما از آنجا که شهر تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی ثبت شد و بافت تاریخی منحصر به فرد آن توانست توجه گردشگران را جذب کند، ما به دنبال برندسازی ویژهای برای اردکان بودیم. در همین راستا از ظرفیت قنات بهاءالدین آباد استفاده کردیم و قنات را به عنوان یک جاذبه گردشگری مستقل معرفی کردیم. گردشگران میتوانند در اردکان با قنات و اجزاء آن آشنا شده و روایتهای فرهنگی پیرامون آنرا بشنوند»
آمار دقیقی از قناتهای تخریب شده کشور موجود نیست اما بر اساس آمارهای رسمی ایران در حدود 37 هزار قنات فعال دارد. قناتهایی که بعد از قرنها همچنان به وظیفه خود که آبرسانی و مدیریت منابع آبی است، عمل میکنند. نابودی قنات میتواند بر اثر عوامل طبیعی مثل کمبارشی و خشکسالی اتفاق بیفتد و یا نتیجه عوامل غیرطبیعی مثل توسعه و برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی اتفاق اتفاق بیفتد. با توجه به شیوه توسعه در شهرهای ایران، میتوان گفت عوامل غیرطبیعی نابودی قناتها در سرنوشت این پدیده به مراتب اثرگذارتر هستند و نقش عوامل طبیعی در تخریب قناتها ناچیز است.
دشت شازند کشش صنعت آببر ندارد
دشت شازند کشش صنعت آببر ندارد
پتروشیمی الوند هنوز محل مناقشه صنعت و محیط زیست است. شازند از نظر منابع آبی در مضیقه است، دشت شازند نیز توان تامین آب ندارد و سطح آبهای زیرزمینی کاهش داشته است. با این حال مسئولان این استان به استقرار این پتروشیمی اصرار دارند.
به گزارش ایسنا، استاندار مرکزی بیستم مهرماه گفته است که این پتروشیمی براساس تمام فرآیندهای قانونی شکل گرفته است و تنها به دلیل قرار گرفتن در شعاع ۳۰ کیلومتری اراک، مجوز محیطزیست را در اختیار نداشته است. به گفته علی آقازاده، هیات دولت با احداث این پتروشیمی موافقت کرده است و از نظر زیست محیطی فرآیندهای قانونی طی شده است.
عضو هیئت علمی گروه محیط زیست دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه اراک اما گفته است:«در تحقیقات انجام شده در قبال پتروشیمی شازند فارغ از مباحث آلودگی، میزان مصرف آب توسط این واحد صنعتی بزرگ مورد ارزیابی قرار گرفت که بسیار بالاست و در حالی که می توانستیم از دشت شازند برای کشاورزی استفاده کنیم، آب این دشت به پتروشیمی اختصاص یافته است. حتی در بررسیهای انجام شده، پارامترهای پساب خروجی بار فلزات سنگین بسیار بالا بود هرچند که اعلام میشود آب تصفیه می شود، اما همچنان شاهد وجود فلزات سنگین هستیم.»
به گفته آزاده کاظمی این پتروشیمی، پیوست زیست محیطی ندارد:«باید در زمان احداث این صنعت پیوست زیستمحیطی خود را ارائه می کرد که تاکنون چنین چیزی را در قبال پتروشیمی شازند پیدا نکردهایم و همه این موارد شامل حال احداث پتروشیمی الوند هم میشود که در ابتدای امر باید پیوست زیست محیطی داشته باشد.»
او با تاکید بر اینکه این منطقه به لحاظ منابع آبی پتانسیل استقرار صنایع بزرگ را ندارد، گفت: «اگر در گذشته با حفر ۳ تا ۴ متر به آب می رسیدیم، امروز با حفر ۳۰ تا ۴۰ متری دشت شازند به آب نمی رسیم و در واقع این دشت کشش و پتانسیل احداث صنعت آببری مانند پتروشیمی را ندارد.»این عضو هیات علمی دانشگاه اراک به قرار داشتن این صنعت در شعاع ۳۰ کیلومتری اراک اشاره کرد و افزود: «گذشته از آلودگی آب و خاک، استقرار این صنعت تبعاتی در حوزه آلودگی هوا خواهد داشت، جهت وزش بادهای غالب به سمت اراک است و اگر فقط یک درصد هم اثر داشته باشد به دلیل اثرات تجمعی، در افزایش آلودگی هوا هم نقش خواهد داشت.»
جهان فوتبال سوگوار درگذشت مارادونا
اسطوره آرژانتینی بر اثر سکته قلبی جان باخت
جهان فوتبال سوگوار درگذشت مارادونا
دیگو آرماندو مارادونا اسطوره آرژانتینی فوتبال چهارشنبه شب بر اثر حمله قلبی درگذشت و دوستداران پرشمارش را سوگوار کرد. به گزارش ورزش سه، مارادونای 60 ساله چندی قبل به علت عارضهای در بیمارستان بستری شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود. به نظر میرسید حال این ستاره بزرگ بهبود یافته و او چند روز قبل از بیمارستان مرخص شد. اما روز چهارشنبه او در خانه دچار ایست قلبی شده و در نهایت جان خود را از دست داده است. مارادونا یکی از بزرگترین ستارههای تاریخ فوتبال بوده و بسیاری او را بهترین بازیکن تاریخ میدانند. این ستاره محبوب در جام جهانی 1986 با نمایش فوقالعاده خود زمینهساز قهرمانی آرژانتین را فراهم کرده و چهار سال بعد نیز فاصلهای تا تکرار این موفقیت نداشت، اما آلمان در فینال آلبی سلسته را مغلوب کرد. پله اسطوره فوتبال برزیل به فوت مارادونا واکنش نشان داده و در این رابطه گفت: «چه خبر ناراحت کنندهای است. من یک دوست بزرگ را از دست دادم و جهان یک افسانه را از دست داد. هنوز چیزهای زیادی برای گفتن وجود دارد اما در حال حاضر خداوند به اعضای خانوادهات قدرت بدهد. امیدوارم روزی بتوانیم در آسمان با هم توپ بازی کنیم». کریستیانو رونالدو در واکنش به درگذشت مارادونا نوشت: «امروز من با یک دوستن خوب و فوتبال با یک نابغه ابدی وداع می کند. یکی از بهترینها، یک جادوگر بینظیر، او خیلی زود رفت، اما میراثی بیپایان بر جای گذاشت. در آرامش باشی، هرگز فراموش نخواهی شد».
تاثیر گسترده معاینه فنی در کاهش آلودگی هوا
پیام ما | ابتدای مهرماه سال ۱۳۹۵ بود که طرح LEZ یا «کاهش محدوده انتشار» که ثبت دوربینی جریمه خودروهای بدونِ معاینهفنی در تهران بود، آغاز به کار کرد. طرحی که بر اساس آن تمامی خودروهایی که معاینه فنی نداشتند، در صورت ورود به محدوده ترافیکی زوج و فرد 50 هزار تومان جریمه میشدند. سازمان حفاظت از محیط زیست و مرکز ملی هوا و تغییرات اقلیمی از همان ابتدا تلاش کردند تا این طرح که ابتدا شهرداری آن را پیشنهاد و سپس در شورای عالی ترافیک پایتخت تصویب شده و وزارت کشور هم آن را لازمالاجرا دانسته بود به اجرا نزدیک شود. با این همه برای اجرای تمام و کمال برنامههای این طرح، سازمان حفاظت محیط زیست نیازمند همکاری بیشتر شهرداریها و پلیس است.
طرح LEZ در سه فاز شروع به کار کرد. فاز نخست دریافت معاینهفنی توسط همه خودروهای حاضر در طرح ترافیک پایتخت بود و هر خودرویی بدون معاینهفنی وارد محدوده طرح میشد، مشمول جریمه بود. فاز دوم تسری این امر به کل شهر و اجباریشدن دریافت معاینهفنی برای همه خودروها بود و فاز سوم هم جلوگیری از تردد خودروهای فرسوده و کاربراتوری در محدوده طرح ترافیک بود.
دو فاز نخست طرح در سالهای گذشته توانست به صورت گسترده عملیاتی شود و معاینهفنی خودروها با جدیت بسیاری هم از طرف دستگاههای نظارتی و هم مردم مورد توجه قرار گیرد. فاز سوم این طرح اما بنا به گفته محمد مهدی میرزایی قمی، مدیر مرکز ملی تغییر اقلیم سازمان محیطزیست هنوز به صورت کامل عملیاتی نشده و نیازمند هماهنگی و همکاری بیشتر شهرداریها و پلیس در این حوزه است: « طرح کاهش آلایندگی LEZ از جمله برنامههای مثبتی بوده که بخش بزرگی از آن به خوبی و درستی عملیاتی شده است و بخش دیگر از آن همچنان نیازمند همراهی ارگانهای دیگر است و امیدواریم با همراهی پلیس و شهرداریها از ورود خودروهای کاربراتوری و فرسوده به مناطق طرح ترافیک جلوگیری به عمل آید.» او همچنین میگوید پیشرفت این طرح در بسیاری از کلانشهرهای کشور محسوس است و تنها چند کلانشهر مانند شیراز و اهواز هنوز به این سیستم متصل نشدهاند اما در بیشتر کلانشهرها، به ایجاد زیرساختهای نظارتی توجه ویژهای شده، هرچند جریمهها هنوز جدی گرفته نمیشود: «اجرای این طرح مصوبه قانونی دارد و ما هم بنا بر وظیفهای که داشتیم با کلانشهرهای مختلف و همچنین وزارت کشور مکاتباتی داشتیم تا طرح به صورت کامل و در فازهای مختلف عملیاتی شود. نکته دیگر این است که شهرداریها در شهرهای مختلف باید زیرساختهای استفاده از این طرح را به وجود بیاورند و از طرفی پلیس هم ماشینهای متخلف را که معاینهفنی ندارند و در محدوده طرحهای ترافیک هم حاضر میشوند، جریمه کنند. علاوه بر این در حال حاضر شاهد این امر هستیم که جریمهها در این خصوص هم با جدیت عملی نمیشود.»
کاهش خودروهای مردودی با اجرایی شدن LEZ
سه سال قبل بود که محمدصادق پورمهدی، معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی، طرح LEZ را طرحی دانست که در صورت اجراییشدن میتواند تاثیرات بسیار مثبتی در کاهش آلودگی هوا بر جا بگذارد. به غیر از چنین اظهاراتی از سوی مسئولان، تحقیقات دیگری هم از کاهش آلودگی هوا در صورت عملیاتیشدن این طرح خبر میدادند.
از همان ابتدای آغاز به کار طرح LEZ ، قرار بر این بود که ۹ کلانشهر کشور از جمله تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز، قم، کرمانشاه و کرج به این طرح بپیوندند و کمابیش در اکثر کلانشهرها به اجرا درآمد.
سال گذشته کلانشهر مشهد از جمله کلانشهرهایی بود که به این طرح پیوست و سید هادی عطارزاده طوسی، مدیرعامل سازمان حملونقل و ترافیک شهرداری مشهد با بیان آنکه در کلانشهر مشهد حدود ۶۰ درصد خودروها تکسرنشین هستند، گفت: «۶۵ درصد آلودگی هوا مربوط به خودروهاست، یک سوم خودروهای مشهد معاینهفنی ندارند و ۳۰ تا ۳۵ درصد آلودگی نیز مربوط به صنایع است.» مرتضی هدشی، رئیس اداره راهبری و نظارت بر مراکز معاینهفنی و کاهش آلایندگی هوای شهرداری مشهد هم همان زمان اعلام کرد که در سال ، ۴۶ هزار مورد برخورد با خودروهای آلاینده و متخلف توسط خودروهای گشتی به ثبت رسیده است و در این نظارتها ۵۰ درصد خودروها معاینهفنی نداشتهاند.
این آمار در حالی است که از سال ۹۵ که طرح کاهش آلایندگی LEZ اجرایی شده، تاکنون تاثیرات مثبت آن به وضوح مشاهده شده است. چنان که نواب حسینیمنش، مدیرعامل پیشین ستاد معاینهفنی خودروهای تهران مرداد ماه امسال درباره اثرگذاری مثبت این طرح به پانا گفت: «تاثیر طرح کاهش آلایندگی آنجا مشخص است که میزان مراجعه خودروها به مراکز معاینهفنی را در سال 96 و سپس در سال ۹۷ و ۹۸ بررسی میکنیم. در سال اول اجرای این طرح میزان خودروهایی که مردود شدند بسیار زیاد بود و نزدیک به ۵۰ درصد خودروها مردود شدند اما در سال دوم اجرای طرح کاهش، میزان خودروهایی که مردود شدند کاهش پیدا کرد و مراجعه خودروهای بار اولی نیز افزایش یافت. این امر نشان میدهد خودروهایی که در سال اول تعمیر شدند، میزان پایاییشان افزایش یافته و این مساله در کاهش آلودگی هوا تاثیرگذار است.» به گفته او در سال ۹۷ و ۹۸ میزان خودروهای مردودی افزایش چشمگیری نداشت در صورتی که میزان مراجعات از ۸۰۰ هزار خودرو به یک میلیون و 300 هزار خودرو در سال ۹۸ در خودروهای یونیک رسید و شمار مراجعات مجدد به حدود ۵۰۰ هزار خودرو رسید که نشان میدهد معاینهفنی این خودروها را به حالت استاندارد نزدیک کرده است.
این تاثیرگذاری اما برای آنکه بیش از پیش بتواند خود را نشان دهد، نیازمند هماهنگی بیشتر پلیس و شهرداری و تبعیت از اصول محیطزیست است. چنان که مرضیه حصاری، مدیرکل دفتر حملونقل سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور هم سال گذشته در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه موفق شدهاند با همکاری پلیس، LEZ را در تهران به خوبی اجرایی کنند و نتایج خوبی گرفتهاند، گفت: «از پلیس درخواست داریم که در اجرای LEZ (محدوده طرح کاهش) در شهرهای دیگر نیز همکاری کند زیرا چندین ماه دیگر هوا سرد میشود و دوباره در شهرهای بزرگ با آلودگی هوا مواجه میشویم. البته رئیس پلیس راهور ناجا قولهایی در این زمینه به ما دادهاند اما تاکنون نتایجی مشاهده نکردهایم.»
رانش در دیواره غربی سازههای آبی شوشتر
رانش در دیواره غربی سازههای آبی شوشتر
رانش و تخریب در دل سازههای آبی تاریخی شوشتر این مجموعه ثبت جهانی را در معرض خطر جدی قرار داده و همین امر موجب نگرانی از احتمال آسیب دیدن این اثر ثبت جهانی شده است.
به گزارش ایرنا، مدیر پایگاه میراث جهانی سازههای آبی تاریخی شوشتر در نشستی با گروه حفاظت ایکوم ایران از احتمال بروز فاجعهای در دل آثار ثبت جهانی ایران خبر داد و اعلام کرد: «اگر این موضوع مدیریت نشود در آینده نه چندان دور شاهد یک فاجعه بزرگ در مجموعه آثار ثبت جهانی شوشتر خواهیم بود اما امیدواریم این اتفاق نیفتد و بتوانیم آن را مدیریت کنیم.»
محمدرضا بهادری توضیح داد: «یک جداره در بستر طبیعی به اندازه ۷۵۰ متر در سازههای آبی و تاریخی شوشتر دچار رانش و جداشدگی شده است که اتفاقی منفی در مجموعه به شمار میرود. با توجه به ملاحظاتی که در بحث منظر آثار ثبت جهانی شوشتر وجود دارد نمیتوان بیپروا از تکنولوژیها نوین استفاده کرد چرا که بستر این آثار یک بستر بکر و طبیعی است و برای استحکامبخشی آن نمیتوان بدون انجام مطالعات منظر اقدامی انجام داد.»
او اضافه کرد: «این عارضه چندین سال است که در این سازهها ایجاد شده و مجموعه ثبت جهانی شوشتر را تهدید میکند البته مدیران میراث فرهنگی چه در سطح استان و چه در سطح وزارتخانه پیگیر برطرف کردن این مسئله هستند اما به طور کلی باید این مسئله به صورت میان دستگاهی حل شود.»
دیواره غربی محوطه سازههای آبی تاریخی شوشتر در شاخه گرگر از رودخانه کارون قرار دارد و این مجموعه به همراه بخشی از نهر گرگر که از جمله آثار سیزدهگانه نظام آبی تاریخی شوشتر هستند به ثبت میراث جهانی رسیدهاند، آنچه کنوانسیونهای بینالمللی بر روی آن تاکید دارند امنیت و سلامت جانی انسانها و گردشگران در هنگام بازدید از مجموعههای تاریخی است لذا با توجه به این که این رانش هر میتواند به وقوع بپیوندد ضرورت رسیدگی به آن احساس میشود.
احمدرضا حسینیبروجنی، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان نیز در این خصوص گفت: «رانش در دیواره غربی سازههای آبی تاریخی شوشتر به سالهای قبل باز میگردد و مربوط به امروز نیست بلکه مرور زمان و در اثر عوامل طبیعی این رانش صورت گرفته است.»
تخریب خانه پهلوی «زند نوابی»، پس از ویرانی سه چهارم بنا متوقف شد
زخم تازه میدان فلسطین
کامبیز مشتاق گوهری، کارشناس میراث فرهنگی در گفتوگو با «پیام ما»: میراث فرهنگی متهم درجه یک تخریب و ویرانی بناهای تاریخی در کشور است.
مرضیه قاضی زاده | خانه تاریخی میدان فلسطین را در روز روشن تخریب کردند، با حکم دیوان عدالت اداری. تخریب از ساعت 4 بعد از ظهر دوشنبه شروع شد اما مقدمات کار از قبل آماده بود. فعالان میراث فرهنگی از همان ساعتی که احتمال تخریب بود، با میراث فرهنگی و شهرداری تماس گرفتند. با این همه پیگیریهایشان راه به جایی نبرد، هیچ مدیری جواب نداد. ویرانی خانه زند نوابی به همین سادگی رقم خورد و طول کشید تا میراث فرهنگی جلوی ادامه تخریب را بگیرد و از بنا چند دیوار باقی بماند.
یکی از شاهدان این ویرانی، کامبیز مشتاق گوهری، عضو هیئت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه سیستانوبلوچستان است. او که آن روز از تمام لحاظ کار ماشینهای سنگین تصویربرداری کرد و همزمان در فضای مجازی به نمایش گذاشت، حالا در گفتوگو با «پیامما» آنچه را دیده روایت میکند. «با تمام مسئولان تماس گرفتم اما کسی کاری نکرده است.» طولی نکشید که عملیات تخریب آغاز شد. چنگهای لودر، گلوی بنای تاریخی را فشرد و سه چهارم آن را تخریب کرد. باز هم تماشاچیان سر رسیدند؛ رهگذران و گوشیهای تلفن همراهشان. تصاویر یکی یکی در شبکههای اجتماعی بازنشر شد و همه دیدند که خانه زند نوابی در ضلع شمال شرقی میدان فلسطین ویران شده است. خانهای که ۲۴آبان ۱۳۸۵به ثبت ملی رسید و شماره ثبت هم گرفت: ۱۶۳۶۹. اما باز هم مسئله مالکیت خصوصی و راضی نبودن مالک به ثبت بنا باعث شد در سال 88 دیوان عدالت اداری، حکم به خروج از ثبت بدهد و پلاک ثبت را از آن بگیرد. روند تخریب درست از این زمان آغاز شد، 11 سال پیش.
مسئولان شهرداری دیر آمدند
مشتاق گوهری، مدیرکل پیشین میراث سیستانوبلوچستان، میگوید عصر دوشنبه برای آخرین بار تماس گرفت و به مسئولان مختلف گفت که قضیه جدی است اما کسی به میدان نیامد و او مجبور شد جلوی ساختمان بایستد تا بیل را خاموش کنند. فعالان میراث فرهنگی که تماشاگر این تخریب بودند، میخواستند زمان بخرند تا شاید میراث تهران در این فاصله وارد عمل شود. «نه از میراث خبری داشتم و نه آقایان جواب دادند. از طریق واسطه شهرداری منطقه 6 را پیدا کردیم و شهردار نایین هم در محل حاضر شد.» تنها یک چهارم خانه باقیمانده بود که مسئولان شهرداری سررسیدند:«شهرداری آمد و جلوی کار را گرفت اما مالک میگفت من پروانه تخریب دارم.»
مالک حکم تخریب داشت
مالک حکم تخریب را مرداد ماه گرفته بود. مرتضی ادیبزاده، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران به میراث آریا گفته است:«با توجه به آنکه این بنا بر اساس رای دیوان عدالت از فهرست میراث ملی خارج شده و رای دیوان عدالت را در این خصوص دارد، از این رو هیچ کاری از دست میراث برنمیآید و حکم اجرایی دیوان را دارد.» این اثر سال 88 از فهرست آثار ثبت ملی خارج شد و در همان سال در و پنجرههای خانه زندنوابی را از جا درآورد. این فقط سرنوشت خانه زند نوابی نبود؛ در آن زمان ۳۴ خانه تاریخی دیگر در تهران با رای دیوان عدالت اداری از فهرست آثار ملی کشور خارج شدند.
دی ماه سال ۱۳۸۹، محمد ابراهیم لاریجانی، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران، در مکاتبه با شهرداری منطقه ۶ تهران، از تخریب بیشتر این بنا جلوگیری کرد تا میراث فرهنگی زمان بیشتری برای گفتوگو با مالک داشته باشد، اقدامی که به نظر می رسد در جهت عکس انجام شده است.
میراث فرهنگی کاری مهمتر از اصلاح قانون نداشت
مشتاق گوهری میگوید مطابق قانون سال 1309 بناهای قبل از زندیه، جزء آثار تاریخی محسوب نمیشوند و میتوانند با رای دیوان حکم تخریب بگیرند: «طبق این قانون حتی کاخ گلستان هم اگر مالک خصوصی داشت میتوانست حکم تخریب بگیرد. کما اینکه برخی نهادها و دستگاههای دولتی میروند و این کار را میکنند.»مدیر کل پیشین میراث سیستانوبلوچستان معتقد است که میراث فرهنگی کاهلی کرده است: «میراث فرهنگی در این 40 سال هیچ کاری مهمتر از اصلاح قانون سال 1309 نداشت. وقتی ما میگوییم که چرا این قانون را اصلاح نمیکنید، میگویند اگر این قانون را در مجلس بیاورند، ممکن است بدتر شود.»
خانه زند نوابی تنها اثر تاریخی نیست که قربانی این قانون شده است. مالکان خانههای ارزشمند بسیاری به دنبال استفاده از این روش برای تخریب بناهای تاریخیاند، اما چرا؟ گوهری میگوید میراث فرهنگ متهم درجه یک تخریب و ویرانی بناهای تاریخی در کشور است: «مالک حق دارد، ملکش است و هیچ امکانی برایش از انتفاع این بنا فراهم نیست. میراث فرهنگی اجازه تغییر و الحاق به آنها نمی دهد. صبر آدمها هم حدی دارد.»
این فعال میراث فرهنگی معتقد است که در درجه اول میراثفرهنگی و شهرداری باید یک سری مشوقها را به مالک بدهد، مشوقهایی که میتواند در قالبهای مختلف انگیزه سرمایهگذاری و حفظ بنا را به صاحبانشان بدهد. به گفته او نزدیک به یک میلیون اثر با این شرایط وجود دارد و بودجه کشور به هیچ وجه جوابگوی خریداری و نگهداری آنها نیست: «دید مسئولان میراث این است که یا بنا را حفظ کنیم، یا تخریب. تمام میراث فرهنگی ما گروگان این نگاه باستانشناسانه آقایان قرار گرفته است.» از دید این فعال میراث فرهنگی، در این نگاه هیچ گونه تغییر، الحاق و تبدیل به اثر ممکن نیست: « قانون بنای پیش از زندیه را بنای تاریخی میداند. اما آقایان تمام این بناها و خانهها را در زمره بنای تاریخی اطلاق میکنند و برایشان ضابطه ثبت، ضبط و حفظ حریم درجه یک و حریم بصری گذاشتهاند.» بر این اساس با این شیوه، میراث فرهنگی قفل شده است. «هم خودشان دچار مشکل شدهاند و هم شهرداریها را بلاتکلیف گذاشتهاند. این بناها بودجه عجیب و غریبی برای خرید میخواهند. ما یک میلیون اثر و بنای تاریخ داریم. نمیشود همه اینها را بودجه نفت و دولت خرید. بعد از خرید این ها را چه کنیم؟ این شیوه مدیریتی بناهای تاریخی را به معضل شهری تبدیل کرده است. دولت از یک طرف به این بناها به دید بافت فرسوده مینگرد و میخواهد آن ها خراب کند و برج بسازد و از طرف دیگر هم میراث ایدهای برای ارتقای آنها ندارد.»
مشتاق گوهری که به واسطه شغلش به تمام شهرهای ایران سرزده و جویای حال بناهای تاریخی شده است، میگوید: «تمامی بافتهای تاریخی از سکونت تهی شدهاند. در برخی دیگر مهاجران غیرمجاز ساکناند، برخی دیگر هم پاتوق متجاهرین شدهاند.»
خانه زندنوابی هنوز از خیابان فلسطین حذف نشده است. با مذاکرات انجام شده از سوی معاونت میراثفرهنگی کشور با شهرداری، فعلاً عملیات تخریب متوقف شده است. هنوز کاربری برای بقایای این اثر تاریخی در نظر گرفته نشده و مشخص نیست که سرنوشت این سازه باستانی چه خواهد شد. معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران گفته است: «هرچند نمیدانیم این بنا قرار است چه کاربری پیدا کند. با این وجود اقدامات حقوقی لازم در خصوص طراحی منظره و اینکه به چه صورت باشد را انجام دادهایم.»
گوهری میگوید ارزش این بنا بعد از تخریب بیشتر هم شده است، چرا که همین قصه ویرانی بخشی از تاریخ خانه است. حالا داستان مقاومت و تلاش، کشو قوسهای ثبت بنا و خروج از آن از فهرست آثار به ارزش این بنا افزوده است. هرچند تنها یک چهارم آن باقی مانده و آینده این گوشه از میدان فلسطین روشن نیست.
مشاغل عمومی، راه نجات از بیکاری گسترده
مرور تجربههای بینالمللی و داخلی که به کنترل فقر میانجامند
مشاغل عمومی، راه نجات از بیکاری گسترده
بیکاری گسترده در جهان دولتها را وادار کرده است که نقش خود را در بازار کار بازتعریف کنند. دولتها عموماً پذیرفتهاند همانطور که در هنگام سقوط نظام مالی باید با مداخلۀ مستقیم، بازارهای مالی و در واقع نظام اقتصادی را نجات دهند، در شرایط بیکاری گسترده نیز بایستی با اجرای سیاست مشاغل عمومی نقش آخرین کارآفرین نجاتدهنده (Employer of last Resort ) را بهعهده گیرند. مشاغل عمومی در واقع یکی از ابزارهای حمایتی دولتها هستند که ضمن کاهش فقر، توانمندی اجتماعی و مهارتی فقرا را افزایش میدهند. این ابزار همچنین بهعنوان شیوهای کارآمد برای هدفمندی منابع حمایتی دولتها عمل میکند؛ بهاین معنا که برنامههای مشاغل عمومی با تعیین دستمزدی پایینتر از حداقل دستمزد قانونی، شرایطی را فراهم میکنند تا صرفاً افراد نیازمند به این برنامهها بپیوندند. این گزارش پژوهشی با همکاری معاونت رفاه وزارت تعاون تهیه شده است.
مصداق مشاغل عمومی در روستاها کمک به حفظ محیطزیست، گسترش آبخیزداری و بیابانزدایی، و در شهرها گسترش خدمات بهداشتی، ورزشی، آموزشی، و مراقبتی است. در برنامههای مشاغل عمومی افراد بهطور داوطلبانه در زمینههایی مشغول به کار میشوند که منافع بلندمدتتری را برای آنها در پی دارد. به طور مثال در روستا گسترش آبخیزداری و یا حفظ محیط زیست میتواند به تقویت زیرساختهای روستایی و گسترش بخش کشاورزی بیانجامد و از این طریق روستاها میتوانند مزیتهای پایدار بهدست آورند. تجارب جهانی اجرای برنامههای مشاغل عمومی نشان میدهد که این برنامهها با وجود برخی کاستیهای اجرایی، بهدلیل مهارتافزایی و پیوندهای کاری که برای افراد ایجاد میکنند، به اشتغال بلندمدتتر آنها منجر میشوند و علاوه بر کاهش فقر بر کاهش نرخ بیکاری نیز تاثیرگذار هستند.
تجارب جهانی
برنامههای مشاغل عمومی در طول دههها در کشورهای مختلفی چون آلمان، هند، آرژانتین و آفریقای جنوبی اجرا شده است. مثلا در آلمان سابقۀ اجرای برنامههای مشاغل عمومی به دهۀ 1930 بازمیگردد. در این دوران، رکود اقتصادی بزرگ، کشور آلمان را با بحرانی عمیق مواجه ساخت. تولید ناخالص داخلی در فاصلۀ سالهای 32-1928 بیش از 20 درصد کاهش پیدا کرد و بهتبع آن شمار بیکاران و فقر ناشی از آن به سرعت رو به افزایش گذاشت و از 650 هزار نفر به بیش از 6 میلیون رسید؛ نرخ بیکاری نیز از حولوحوش 8 درصد به حدود 30 درصد رسید. در پی این بحران، دولت آلمان در مواجهه با بیکاری گسترده و رکود اقتصادی، برنامۀ مشاغل عمومی را به اجرا گذاشت. در نتیجۀ اجرای این برنامه، تعداد بیکاران از 6 میلیون نفر در سال 1933 به 1.8 میلیون نفر در سال 1937 رسید. تجربۀ جدیدتر آلمان در زمینۀ اجرای برنامههای مشاغل عمومی به سال 1990 مربوط است. بااینحال، از سال 1992 مقیاس برنامه کاهش یافت، بهنحوی که در سال 1997 بهطور متوسط 200 هزار نفر در برنامه شرکت کردند.
فراز و فرودهای الگوی هند
در سال 2005، جمعیت روستایی هند، 70.7 درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل میداد. همچنین در این سال 41.8 درصد از این جمعیت روستایی زیر خط فقر زندگی میکردند. اگرچه هند در طول دهههای اخیر رشد اقتصادی بالایی را هم در شهرها و هم در روستاهای خود تجربه کرده است، اما میزان نابرابری درآمدی در بخش کشاورزی این کشور بسیار بالاست. بهطوریکه یک بررسی صورتگرفته بین سالهای 2003 و 2013، ضریب جینی در بخش کشاورزی هند را 0.6 ارزیابی میکند. با توجه به این مسئله دولت هند در طول سالها، مجموعهای از طرحهای اجتماعی را برای کاهش فقر روستایی معرفی کرده است که یکی از برجستهترین این طرحها «قانون ملی تضمین اشتغال روستایی ماهاتما گاندی» است.این قانون، ایجاد اشتغال مزدبگیری صد روز در سال را برای هر خانوار روستایی جویای کار ضمانت میکند. مطابق با این قانون برنامۀ مشاغل عمومی باید تقاضامحور باشد و شهروندان در شناسایی مشاغل سودمند و تصمیمگیری دربارۀ آنها مشارکت داشته باشند. همچنین این قانون کارگران غیرماهر را در اولویت قرار میدهد. از طرفی نیز برای تسهیل دسترسی کارگران، این مشاغل بایستی حداکثر در فاصلۀ 5 کیلومتری محل سکونت متقاضی فراهم شوند. برنامۀ مشاغل عمومی در هند که منشأ آن قانون تضمین اشتغال روستایی است، خصلتی تمرکززدا دارد و کار را بهعنوان یک حق انسانی بهرسمیت میشناسد.این برنامه در مقیاسی وسیع و در سطح ملی و ایالتی اجرا میشود و بنابراین اجرای آن مستلزم وجود سیستمهایی شفاف بهمنظور اطمینان از کارایی و اثربخشی است. برای دستیابی به این هدف، سیستم نظارتی حاکم بر اجرای این برنامه بر مبنای تکنولوژی اطلاعات طراحی شده است. برای مثال اطلاعات مربوط به حضور و غیاب کارگران در محل اجرای پروژه بهطور روزانه ثبت شده و پس از تأیید از طریق تلفن همراه به پایگاه مرکزی دادههای برنامه ارسال میشود و در این پایگاه فوراً بهروزرسانی شده و در دسترس عموم قرار میگیرد. پرداخت مزد نیز از طریق کارتهای هوشمند و با استفاده از فناوری اثر انگشت انجام میشود. از هنگام آغاز اجرای برنامۀ تضمین اشتغال روستایی در سال 2006، تا سال 12-2011، این برنامه بیش از 50 میلیون خانوار، یعنی 30 درصد از کل خانوارهای روستایی را تحت تأثیر قرار داد. زنان یکی از گروههایی بودند که مشارکت قابلتوجهی در برنامۀ MGNREGA داشتند. بهطور میانگین نرخ مشارکت زنان در این برنامه در سال 7-2006، 39.5 درصد، و در سال 12-2011، 48.1 درصد بوده است.دستمزد کارگران در ایالات مختلف متفاوت است اما بهطور میانگین کارگران تحت پوشش این طرح در سال مالی 7-2006 روزانه 1.94 دلار دریافت میکردند که این میزان در سال 2-2011 به 2.64 دلار و در سال 2020 به 3.59 دلار رسیده است. لازم به ذکر است که 90 درصد از منابع مالی این برنامه توسط دولت هند و 10 درصد باقیمانده توسط دولتهای ایالتی تأمین میشود.این برنامه در 10 سال نخست اجرای خود توانست بازار کار روستایی را بهنفع کارگران غیررسمی بخش کشاورزی هند متحول کند. بهنحویکه اجرای تنها برخی از مفاد قانون، وابستگی روستاییان به رباخواران و میزان مهاجرتهای اجباری را در میان روستاییان کاهش داد. بااینحال، یکی از ارزیابیهای صورتگرفته از این برنامه در سال 2016، حاکی از آن است که مشارکت روستاییان در طرح، مابین سال 2009 و 2015 کاهش یافته است. بنا به ارزیابی این روند نزولی نشانگر آن است که در این برنامه، مفادی چون امنیت معیشت از طریق ایجاد اشتغال و خلق داراییها بادوام برآورده نشدهاند. دشواریهای فرآیند اجرایی از جمله تأخیر در پرداخت دستمزدها و اختصاص مشاغل، و همچنین ادعای فساد در فرآیند ثبتنام، روستاییان را از تقاضای شغل تحت این برنامه منصرف ساخت. سایر مشکلات این برنامه به فقدان آگاهی عمومی از آن، سوءمدیریت و ظرفیت نهادی پایین مربوط بودند. البته چنانچه در نمودار 3 میبینیم، میزان مشارکت روستاییان در طرح، از سال 16-2015 مجدداً روندی افزایشی یافته است، اما هیچ بررسی عمدهای دربارۀ علل این بهبود انجام نشده است
دو نمونه از تجربه ایران
در ایران هم در زمینه مشاغل عمومی گامهایی برداشته شده است. مقابله با آتشسوزی جنگلها در کردستان یکی از این تجربهها است. در سال 1399، با توجه به بارش مناسب و رویش علوفه در مراتع و جنگلها، با گرمشدن هوا و خشکشدن علفها، خطر آتشسوزی افزایش یافت و در مناطق مختلف کشور، از جمله استان کردستان، آتشسوزی جنگلها آغاز شد. به همین دلیل طرح مشارکتی مقابله با آتشسوزی جنگلهای کردستان، از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با همکاری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، برای مدت سه ماه (مرداد ،شهریور و مهر) در 78 روستای شهرستانهای بانه و مریوان اجرا شد. هدف از اجرای این طرح ساماندهی و استفادۀ مؤثر از ظرفیت جوامع محلی برای پیشگیری و مدیریت حریق و اقدام سریع به هنگام بروز آتشسوزی بود. در این طرح عامالمنفعه که بودجهای 5 میلیارد ریالی به آن اختصاص داده شده بود، 228 داوطلب شرکت کردند که پس از گذراندن دورۀ آموزشی مسئولیت پایش مناطق اطراف هر روستا را بر عهده گرفتند. تأمین مالی پرداخت حق الزحمه نیروهای داوطلب محلی به عهده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود و در نتیجۀ اجرای این طرح در شهرستان مریوان تعداد آتشسوزی 69 درصد و مساحت حریق 89 درصد کاهش یافته است؛ این نسبتها در شهرستان بانه به ترتیب 21 درصد و 32 درصد کاهش بوده است.طرح لایروبی قنواتِ قصرقند یکی دیگر از تجربههای داخلی است. شهرستان قصرقند از شهرهای جنوبی استان سیستانوبلوچستان است که تقریباً کل جمعیت آن به کشاورزی مشغولاند. 70 درصد از منابع آبی کشاورزی این شهرستان از قنوات تأمین میشود. بر اثر خشکسالیهای اخیر، تقریباً 80 رشته از 160 رشته قنات این شهرستان با افت سطح آب مواجه شده و 70 رشته از آنها نیز بهطور کامل خشک شدند. برای بهبود این وضعیت و کمک به اقتصاد کشاورزی در این شهرستان و معیشت ساکنان آن، طرح لایروبی قنوات شهرستان قصرقند بهعنوان یک برنامۀ مشاغل عمومی این بار با همکاری وزارتخانههای تعاون و جهاد کشاورزی در سال جاری بهصورت پایلوت به اجرا گذاشته شد. در این طرح 10 رشته قنات انتخاب شدند که در گذشته سطح زیر کشت هر یک از این 10 قنات حداقل 20 تا 30 هکتار زمین کشاورزی بود.برای مثال یکی از قناتهایی که بهطور کامل خشک شده بود، با اجرای طرح لایروبی قنوات در عرض یک هفته دبی آب قنات به 1 لیتر در ثانیه رسید و پیشبینی میشود که با اتمام لایروبی این میزان به 10 لیتر بر ثانیه رسیده و بتواند نیمی از اراضی زیر کشت سابق این قنات را تأمین آبی کند. اکنون 28 نیروی داوطلب به لایروبی این قناتها مشغول هستند.
رد پای صنعت مد در همه گیری بیماری ها
پس از دانمارک، گزارشهایی از موارد مبتلا به ویروس کرونا در مزارع پرورش راسو از ۷ کشور دیگر منتشر شده است
رد پای صنعت مد در همه گیری بیماری ها
تنها راه پیشگیری از شیوع یک همهگیری دیگر، توقف کامل تجارت حیوانات وحشی است.
یاسمن طاهریان | «وحشتناک است. حتی مطمئن نیستم تبعات سنگین آن را درک کرده باشم. شوکه شدهایم.» جان پاپسو، مزرعهداری دانمارکی است که ۳۰هزار مینک از خانواده راسو را پرورش میدهد و حالا به دستور دولت به دلیل پیدایش نوع جهشیافته ویروس کرونا در میان آنها باید تک تکشان را سر به نیست کند. پاپسو در گفتوگو با گاردین میگوید: «به ما گفتند اگر آنها را نکشیم دولت، پلیس یا ارتش را میفرستند سراغمان.» یک هفته پس از انتشار خبر کشتار مینکها و مخالفت احزاب سیاسی با این تصمیم، دولت دانمارک اعلام کرد که هیچ پایه قانونی برای این تصمیم ندارد اما همچنان پرورشدهندگان را تشویق میکنند مینکها را از بین ببرند. به گفته وزیر بهداشت دانمارک این گونه جهشیافته از ویروس کرونا هماکنون به انسان انتقال پیدا کرده و نیمی از ۷۸۳ مورد مبتلا به بیماری کووید-۱۹ در شمال دانمارک به مینکها مرتبط است.
در دانمارک با جمعیتی نزدیک به ۵ میلیون و هشتصد هزار نفر تاکنون بیش از ۶۸ هزار مورد مبتلا به بیماری کووید-۱۹ به ثبت رسیده است. این کشور سالانه نزدیک بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون پوست حیوان تولید میکند و به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان آن به شمار میرود. چین و هنگکنگ عمدهترین مشتری این محصولات هستند.
پاپسو و همسرش ۳۰ سال است که به پرورش مینک مشغولاند. او میگوید ۹۰درصد مشتریهایش از چین به مزرعهاش سفر میکردند که بعد از شیوع پاندمی ویروس کرونا و اجرای قوانین منع رفتوآمد فروش آنها کاهش شدیدی پیدا کرده و حالا هم باید تنها سرمایهشان را از بین ببرند.
بدن حیوان؛ نقطه شروع کرونا
به گفته دانشمندان نقطه شروع ویروس کرونا که به سراسر دنیا سفر کرده و جان بیش از یک میلیون و ۳۰۰هزار نفر را گرفته همانند بسیاری از پاندمیهای دیگر از جمله ابولا، سارس، مرس و ویروسهای کمتر شناخته شده مانند نیپا و ماربورگ از یک منبع است: بدن حیوان.
به گزارش واشنگتن پست، ویروس ایدز بیش از یک قرن پیش از شامپانزه به انسان منتقل شد، آنفولانزا نوع A از پرندگان وحشی به خوک و بعد به انسان انتقال پیدا کرد و حشرات باعث شیوع تب مرگبار لاسا در غرب آفریقا شدند. ویروس کرونا نیز ابتدا از یک خفاش به یک پنگولین و سپس با ورود به بازار حیوانات وحشی به انسان انتقال پیدا کرد.
بدن حیوانات وحشی همیشه ممکن است به ویروسهایی آلوده باشد. اما به گفته دانشمندان مشکل از حیوانات نیست بلکه از انسان است. تجارت حیوانات وحشی که میلیاردها دلار ارزش دارد در کنار توسعه صنعت کشاورزی، قطع درختان جنگلی و شهرسازی باعث نزدیکتر شدن انسان به حیوان شده و ویروسهای داخل بدن حیوانات فرصت بیشتری برای آلوده کردن انسان پیدا کردهاند. با اینکه بیشتر این ویروسها شانس کمی برای زنده ماندن دارند اما تعداد کمی از آنها مانند ویروس کرونای جدید به کمک ارتباط و تماس نزدیک آدمها با یکدیگر موفق میشوند طی چند ساعت به تمام دنیا سفر کنند.
همانطور که دنیا تلاش میکند با بحران بیسابقه سلامت عمومی و پیامدهای اقتصادی آن مبارزه کند، بسیاری از دانشمندان میگویند که پاندمی ویروس کرونا هشداری بزرگ برای پیشگیری از وقوع همهگیریهای بعدی است و تنها راه حل آن شریک دانستن حیوانات در زندگی با انسان و حفاظت از زیستگاه و سلامت آنها است.
بسیاریاز محققان معتقدند که همهگیری ویروس کرونا تاکیدی است بر نیاز به اجرای رویکردی جامع موسوم به «سلامت واحد» که در آن سلامت انسان، حیوان و محیط زیست وابسته به یکدیگر شناخته میشود. کیت جونز، رییس دپارتمان اکولوژی و تنوع زیستی در کالج دانشگاهی لندن در گفتوگو با واشنگتن پست میگوید: «در شیوه برخورد ما با حیوانات و برای درک آسیبها و خطرات امنیت زیستی که خودمان را در معرض آن قرار میدهیم، باید تغییرات فرهنگی در سطح جامعه رخ دهد.» جونز در توضیحات خود میگوید که این موضوع نشاندهنده آن است که باید به تاثیرات این آسیبها در طولانیمدت فکر کنیم، جلوی تخریب اکوسیستم به دست انسان گرفته شود تا جایی که میشود دستنخورده باقی بماند.
هشت کشور آلوده
پس از دانمارک، گزارشهایی مرتبط با موارد مبتلا به ویروس کرونا در مزارع پرورش مینک از ۷ کشور دیگر شامل هلند، آفریقایجنوبی، سوییس، جزایرفارو، روسیه و آمریکا منتشر شده است. علاوه بر این، لهستان که یکی دیگر از تولیدکنندگان پوست مینک با ۳۵۴ مزرعه و پرورش حدود ۶ میلیون مینک است، اعلام کرد که مواردی در مبتلایانی دیده شده که به طور مستقیم با مزارع پرورش این حیوانات در ارتباط بودهاند.
انجمن حمایت از حیاتوحش و دیگر سازمانهای مردم نهاد از کشورها خواستهاند تا تجارت حیوانات وحشی به عنوان غذا و بازارهای فروش حیوانات وحشی را ممنوع کنند. آنتونی فائوچی، متخصص بیماریهای عفونی و رئیس موسسه ملی آلرژی و بیماریهای عفونی و همچنین چهره شناختهشده در مبارزه با ویروس کرونا در آمریکا نیز در یک گفتوگوی تلویزیونی اعلام کرد که جامعه جهانی باید به چین و دیگر کشورهایی که دارای این بازارها هستند، فشار آورد تا آنها را تعطیل کنند. نگرانی دنیا این است که این تغییر ژنتیکی میتواند تاثیر واکسنها از جمله واکسن تولیدی شرکت فایزر را به خطر بیندازد.
چین پس از شیوع سارس تجارت گربههای آفریقایی «زباد» را ممنوع کرد و ژانویه گذشته اعلام کرد که تا زمان از بین رفتن همهگیری ویروس کرونا، حملونقل و فروش حیوانات وحشی را متوقف میکند.
پاندمیها و صنعت مد
با اینکه ویروس کرونا روی صنعت مد تاثیر بسیاری گذاشته؛ از تعطیلی لباسفروشیها گرفته تا هزینه بالای انبار کردن لباسهای فروش نرفته، اما شیوع ویروس کرونا میان مینکها در دانمارک هشداری است برای نقش صنعت مد در پیدایش شیوع بیماریهای واگیردار. تنها دلیل پرورش مینک در مزارع استفاده از پوست یا خز آن در تولید لباس، مبلمان، پرده و حتی مژه مصنوعی است.
در چند سال اخیر با افزایش آگاهی و تلاشهای سازمان آمریکایی حمایت از حقوق حیوانات موسوم به پیتا به نظر میرسید که عطش صنعت مد برای استفاده از پوست حیوانات رو به کاهش باشد. بزرگترین شرکت تولیدکننده پوست حیوانات در دانمارک اعلام کرد که نهایتا تا سه سال آینده فعالیت خود را متوقف کند. بسیاری از برندهای معروف مانند پرادا، بربری و شانل از چند سال پیش وعده دادند که استفاده از پوست حیوانات شامل مینک، چینچیلا و خرگوش را کنار خواهند گذاشت اما تعداد بالای مینکهای پرورش یافته در مزارع دنیا نشاندهنده محبوبیت آنها در میان مصرفکنندگان است.
شاید امروز بهترین زمان برای خداحافظی با پوست حیوانات وحشی در صنعت مد باشد اما به سختی میتوان گفت که کشتار وسیع و اجباری مینکها باعث میشود تا صنعت مد تجارت پوست حیوان را به کلی متوقف کند. بررسیها از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ نشان میدهد که با وجود کاهش فروش پوست حیوانات از ۴۰ میلیارد دلار به ۳۳ میلیارد دلار و کاهش قیمت آن، میزان تقاضا در چین به عنوان یکی از عمدهترین واردکننده پوست مینک تغییری نکرده است. برخی از مخالفان با توقف کامل تولید پوست حیوانات وحشی معتقدند که این روند باعث شکلگیری بازارهای زیرزمینی میشود و به جای آن باید قوانین تجارت حیوانات سختتر و از حیوانات به طور مرتب و دقیق آزمایش تشخیص پاتوژنها گرفته شود.
همانطور که جمعیت جهان با شتاب زیاد به سمت ۸ میلیارد نفر حرکت میکند، هیچکس نمیتواند تصور کند که رابطه نزدیک انسان و حیوان کاهش پیدا میکند. به گفته دانشمندان نکته اصلی کشتن خفاشها نیست بلکه کاهش خطرات ویرانگر است اما آنها به خوبی میدانند که به دلیل فشارهای اقتصادی و فرهنگی به سختی میتوان تغییر را ایجاد کرد.
معیشت مردم حقاً دچار تنگی شده است
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورایعالی هماهنگی اقتصادی:
معیشت مردم حقاً دچار تنگی شده است
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سهشنبه) در دیدار روسای سه قوه و دیگر اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی با اشاره به چهار محور لازم برای اقتصاد کشور یعنی حل مشکل کسری بودجه، افزایش سرمایهگذاری، جهش تولید و حمایت از قشرهای ضعیف خاطرنشان کردند: باید با همت جدی و تلاش پیگیر مسئولان، تأثیر اجرای راهکارهای عملی در زندگی مردم مشخص شود.
حضرت آیتالله خامنهای، اقتصاد را موضوع اصلی کشور خواندند و افزودند: اینکه در سالهای اخیر شعار هر سال، موضوعی اقتصادی انتخاب شده، به همین دلیل است. ضمن آنکه معیشت مردم حقاً دچار تنگی شده و در ماههای اخیر نیز کرونا، مشکلات را بیشتر کرده است.
ایشان افزودند: هدف از برگزاری این جلسه، بیان راهکارهای عملی است که در کوتاهمدت نتیجه دهد و تأثیر آن در زندگی مردم مشخص شود که البته لازمه اجرای این راهکارهای عملی و تأثیرگذاری آنها، همت جدی و تلاش پیگیر رؤسای قوا و مسئولان مرتبط با سه قوه در تشکیلات و سازمانهای آنها است.
رهبر انقلاب اسلامی قبل از بیان راهکارها، دو نکته مهم را بیان کردند و افزودند: کارشناسان برای مشکلات اقتصادی کشور راهکارهای مشترکی دارند بنابراین مشکل، نداشتن یا ندانستن راهکار نیست بلکه نیازمند همت، شجاعت و اهتمام جدی و پیگیری هستیم.
رهبر انقلاب اسلامی نکته دوم خود را به موضوع تحریمها به عنوان یک واقعیت تلخ و جنایت امریکا و شرکای اروپایی بر ضد ملت ایران اختصاص دادند و افزودند: این جنایت سالها است که بر ضد ملت ایران انجام میشود اما در سه سال اخیر شدت یافته است.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه برای علاج تحریمها دو مسیر «خنثیسازی تحریمها و غلبه بر آنها» و «رفع تحریم» وجود دارد، افزودند: البته ما مسیر رفع تحریم را یک بار امتحان و چند سال مذاکره کردیم اما به نتیجهای نرسید. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مسیر غلبه بر تحریمها و بیاثر کردن آنها گفتند: این مسیر ممکن است در ابتدای کار، سختیها و مشکلاتی داشته باشد اما خوشعاقبت است. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: اگر با تلاش و ابتکار و با سینه سپر کردن در مقابل مشکلات بتوانیم بر تحریم ها غلبه کنیم و طرف مقابل بیاثر شدن تحریمها را ببیند، بهتدریج دست از تحریم برخواهد داشت.
ایشان دو نکته مقدماتی خود را اینگونه جمعبندی کردند: ما ظرفیتها و تواناییهای فراوانی برای بیاثر کردن تحریمها داریم، به شرط آنکه بخواهیم و همت کنیم و به دل مشکلات برویم.
حضرت آیتالله خامنهای سپس با بیان بعضی از راهحلهای پیشنهاد شده کارشناسان و متخصصان در چهار سرفصل «کسری بودجه»، «افزایش سرمایهگذاری دولتی و نهادهای عمومی»، «جهش تولید» و «حمایت از قشرهای ضعیف» ابراز امیدواری کردند که با اجرای این راهکارها، آثار مثبتی در اقتصاد کشور و زندگی مردم پدید آید.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اینکه با وجود برخی کارها، شعار سال در حد انتظار تحقق نیافته، افزودند: کارشناسانِ بخشهای دولتی و غیردولتی برخی راهکارهای عملیاتی مشخص را برای جهش تولید پیشنهاد کردهاند از جمله: «افزایش تولید خودرو با اتکاء به ظرفیت قطعهسازان داخلی»، «افزایش تولیدات صنعت نفت با تکیه بر دانشبنیان کردن صنایع نفتی» و «افزایش تولید خوراک دام و دانههای روغنی».
رهبر انقلاب همچنین بر «ضرورت حمایت از قشرهای ضعیف» تأکید کردند و افزودند: اقتصاد خانوادهها به علت رکود تورمی در چند سال اخیر به شدت تحت فشار بوده و اکنون نیز کرونا بر مشکلات افزوده و دشواریهای جدی معیشتی برای گروههای زیادی از مردم بهوجود آورده است که باید در این زمینه اقدامی جدی انجام داد.
ایشان «ایجاد نظام متمرکز تأمین اجتماعی برای آحاد مردم» و «ایجاد پایگاه ملی ایرانیان با اتصالِ پایگاههای مختلف اطلاعاتی به یکدیگر» را از جمله پیشنهادهای کارشناسان برای کاهش مشکلات مردم برشمردند.
حضرت آیتالله خامنهای در ادامه با تأکید بر اینکه باید بنا را بر این بگذاریم که گشایشی از خارج انجام نخواهد شد، افزودند: کسانی که برخی چشم امید به آنها دارند با ما دشمنی میکنند، ضمن آنکه شرایط داخلی آنها به هیچوجه روشن نیست و گرفتاریهای اخیر، امکان صحبت و موضعگیری در مسائل بین المللی را به آنها نمیدهد و نمیتوان روی حرف آنها حساب و برنامهریزی کرد.
ایشان همچنین به یاوهگوییهای اخیر سه کشور اروپایی نیز اشاره کردند و گفتند: وضع امریکا که مشخص نیست و اروپاییها هم دائماً در حال موضعگیری بر ضد ایران هستند. آنها در حالیکه خودشان بیشترین دخالتهای نادرست را در مسائل منطقه دارند، به ما میگویند در منطقه دخالت نکنید و در حالیکه انگلیس و فرانسه دارای موشکهای مخرب اتمی هستند و آلمان نیز در این مسیر قرار دارد، به ما میگویند موشک نداشته باشید.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: به شما چه ربطی دارد، شما اول خودتان را اصلاح کنید و بعد اظهار نظر کنید. حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: به بیگانگان نمیتوان اطمینان کرد و به امید گشایش آنها بود. رهبر انقلاب اسلامی در پایان خاطرنشان کردند: اگر حرکت و عمل در دستور کار قرار گیرد و کارهایی که می تواند به نفع مردم باشد، انجام شود، یقیناً دولت دوازدهم پایان خوبی خواهد داشت.پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی حسن روحانی رئیسجمهوری به برگزاری ۵۰ جلسه شورایعالی هماهنگی اقتصادی از زمان تشکیل این شورا اشاره کرد و افزود: در این جلسات ۲۲۶ طرح در بخشهای مختلف از جمله مسائل ناظر به اشتغال، اصلاح امور بانکی و بودجه، شفافیت، نظام پرداخت، سرمایهگذاری، فروش نفت و کنترل قیمت ارز و کالاهای اساسی مصوب شد.
