بایگانی مطالب نشریه

مهاجرت معکوسِ اجباری تهدید نیست

رییس شورای استان تهران در گفت‌وگو با «پیام ما» 

مهاجرت معکوسِ اجباری تهدید نیست

الهام فخاری، رییس شورای استان تهران می‌گوید: گرچه شرایط اقتصادی مردم را ناگزیر به مهاجرت کرده است اما نباید آن را در راستای تهدید دید و باید تلاش کرد تا کیفیت زندگی را در این شهرها ارتقا داد، بیشتر شهرهای اقماری چون به لحاظ توپولوژی و زمین شناسی امکان ایجاد فضای مسطح و زیرساخت حساب شده و از قبل سنجیده را دارند، می‌تواند الگوهای چون شهر دوستدار کودک را پیگیری کند.

در گذشته کم نبودند، افرادی که به سبب فرصت‌های شغلی شهرهای بزرگتر مجبور به مهاجرت می‌شدند، این روزها اما به سبب هزینه‌های بالای زندگی در کلان‌شهرها، شهروندان مجبور به این مهاجرت معکوس می‌شوند. بسیاری از این شهرهای اقماری و تازه تاسیس دست کم در استانی مانند تهران، زیرساخت مناسب برای استقبال از این حجم از مهاجر را ندارند، مسئله ایمنی ساختمان‌ها یا جمع‌آوری آب‌های سطحی یا فاضلاب شهری یا حتی شهرهایی که بتوانند کودکان را در پناه خود جای دهند، از جمله مصادیق آماده نبودن این زیرساخت‌هاست. الهام فخاری، رئیس شورای استان تهران که خود عضو کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران است، درباره این مسائل به خبرنگار «پیام‌ما» توضیحاتی ارائه می‌دهد.

او درباره الگوی شهر دوستدار کودک که مصوبه‌ای هم در شورای شهر تهران داشته است، می‌گوید: «ما سعی کردیم که این مصوبه را در سایر شهرهای اقماری تهران ترویج دهیم و سایر همکاران را در جریان اتفاقاتی قرار دهیم، که در شهر تهران در راستای شهر دوستدار کودک رخ داده. است.»

گرچه شرایط اقتصادی مردم را ناگزیر به مهاجرت کرده است اما نباید آن را در راستای تهدید دید و باید تلاش کرد تا کیفیت زندگی را در این شهرها ارتقا داد، بیشتر شهرهای اقماری چون به لحاظ توپولوژی و زمین شناسی امکان ایجاد فضای مسطح و زیرساخت حساب شده و از قبل سنجیده را دارند، می‌تواند الگوهای چون شهر دوستدار کودک را پیگیری کند.

فخاری در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون کارگروهی برای این مساله در شورای استان تهران رخ داده یا نه نیز گفت: «الگوها به شهرهای دیگر معرفی شده ما عموما مصوبات خودمان در شورای تهران را که به نظرمان می‌رسید به کار باقی شهرها هم آمد را سعی کردیم در قالب الگو برای شورای شهرستان و شورای عالی استان‌ها معرفی کردیم.»

او در پاسخ به پرسش دیگری که چندی پیش، اویس ترابی، مهندس عمران آب درباره ورود فاضلاب به انهار جمع‌آوری آب‌های سطحی مطرح کرده بود نیز گفت: «این‌که گفته شده، تصفیه فاضلاب در مسیر آب‌های سطحی قرار بگیرد مد نظر نبود و مساله ایجاد حوضچه آرامش در مسیر بود، البته دیده شده که گاهی بعضی به‌طور غیر‌قانونی در مسیر آب‌های سطحی فاضلاب ریختند که ما این را از مسیر توسعه شبکه فاضلاب دنبال می‌کنیم.»

به گفته او به ثمر رسیدن شبکه فاضلاب در هرکدام از شهرستان‌ها منجر به پیشگیری از ورود فاضلاب به آب‌های سطحی و زیر سطحی می‌شود.

فخاری در پاسخ به پرسشی درباره بازچرخانی آب در مقیاس استان نیز گفت: «یک سری پروژه در اراضی کشاورزی از آبی که کیفیتش مدام چک شود، برای آبیاری درختان زود حاصل استفاده می‌شود. این البته اقدام استانداری است که در جنوب استان مدنظر قرار گرفته بود.»

رئیس شورای استان تهران اما درباره آخرین وضعیت فعالیت گسل‌ها در اطراف تهران که می‌توانند تهدیدی برای بناهای ناایمن و ساکنانشان باشند نیز گفت: «ایمن‌سازی و اقدامات پیشگیرانه و مدیریت بحران را با همکاری سازمان پدافند غیر‌عامل دنبال کردیم، تا در تصمیم‌گیری‌های توسعه‌ای حساب شده‌تر عمل شود. بحث بعدی که پیگیری کردیم بحث بیمه آتش‌سوزی و زلزله بود که می‌توانند از آسیب‌ها جلوگیری کنند.» 

 

 

دانشسرا با برف بعدی ویران می‌شود

نیمی از سقف دانشسرای رشت فروریخته و میراث فرهنگی می‌گوید بودجه‌ای برای مرمتش ندارد. باد و باران امان این عمارت تاریخی را بریده است. بیش از 30 سال است که این بنای ثبت‌شده در فهرست آثار ملی به حال خود رها شده است. ساختمان قاجاری دانشسرا در مالکیت 6 وارث است که تمایل چندانی به مرمتش ندارند. آن ها سال 97 هم به فکر تخریب این بنا افتادند. از همان سال بود که تخریب شدت گرفت و رفته ‌رفته بخش‌هایی از سقف عمارت فرو ریخت و کفپوش‌ها از جا درآمدند.

تا دهه هفتاد آموزش و پرورش از این ساختمان استفاده می‌کرد اما رفته‌رفته بنا فرسوده شد و مالکان اصلی، بنا را از آموزش و پرورش پس گرفتند. دانشسرا از همان ابتدا برای 

تعلیم و تربیت ساخته شده بود؛ ابتدا برای محصلان و بعد هم برای تربیت آموزگاران.

برف و باران تا جایی که توانسته سقف را نمور و نمناک کرده. سقف بخش غربی عمارت کاملا فرو ریخته. کبوتران بالای طاقچه‌ها و کمدها لانه ساخته‌اند و بوته‌های خودرو در جان دیوارهای عمارت رخنه کرده است. سال‌هاست که وضع همین است.

دو سال پیش ورثه چوب حراج به این عمارت صد و بیست و چند ساله زدند. سرمایه‌گذار تصمیم داشت تخریبش کند، بدون توجه به این که این ساختمان تاریخی در سال  ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی ثبت شده. معلوم نیست که چطور فکر تخریب از سر وراث افتاد اما انگار چندان هم از فرسودگی بنا ناراضی نبودند.

  حتی اگر دانشسرا تخریب شود، کاربری تجاری یا مسکونی نمی‌گیرد

مالکان، عمارت را به حال خودش رها کردند و رفتند. بعضی البته معتقدند که خود وراث در تخریب این بنا نقش داشته‌اند. مسعود حلاج‌پور، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گیلان به «پیام ما» می‌گوید: «وقتی ساختمانی در یک روند قانونی ثبت ملی می‌شود، جز نفایس کشور محسوب می‌شود و به همین دلیل هم مالکان برای تخریب سمت روش‌های دیگر می‌روند. روش‌هایی مثل تخریب سقف برای نفوذ باران و خراب کردن کفپوش.»

این دست‌وپا زدن برای تخریب از نظر او، دور باطل است: «اینکه بگذارند با عوامل جوی ساختمان تخریب شود تا ادعا کنند اعیانی وجود ندارد، چندان هم به کار مالکان نمی‌آید چرا که در آن صورت هم قانون راهکاری پیشنهاد کرده است. بر طبق قانون  کاربری این نوع از زمین‌ها آموزشی است. این تصور که سقف بنا را بردارند و سفال آن را جمع کنند تا آب و باران ساختمان را خراب کنند و در نهایت بتوانند مجوز احداث ساختمان مسکونی یا تجاری بگیرند، فقط یک خیال باطل است.»

ویرانی اما خیال باطل نیست. ساختمان دانشسرا حال و روز خوبی ندارد. فعالان

میراث فرهنگی می‌گویند فاصله عمارت تا تخریب کامل تنها یک بارش است. تاکنون هیچ گونه مرمتی اساسی روی این سازه تاریخی انجام نشده است. البته سال 81 یک مرمت جزیی توسط یکی از وراث انجام شد اما همان هم چندان اصولی نبود. حالا که دانشسرا فرسوده‌تر از همیشه شده، حلاج‌پور می‌گوید میراث فرهنگی بودجه‌ای برای مرمت این بنا ندارد. او آمار ثبت آثار را عوض این بی‌توجهی نشان می‌دهد: «استان گیلان چهارمین استان کشور در ثبت ابنیه تاریخی و فرهنگی است. بیش از 530 ساختمان ثبت ملی شده داریم و بسیاری از ساختمان‌ها هم واجد شرایط ثبت ملی است.» ساختمان دانشسرا هم یک اثر ملی است که رو به تخریب می‌رود.

  2900 امضا برای احیای دانشسرا

پس از این که اخبار وضع بغرنج این بنای تاریخی به گوش همه رسید، فرهنگ‌دوستان مطالبه‌شان را به نمایندگان خود در شورای شهر منتقل کردند و حالا کارزاری برای نجات این بنا شکل گرفته است. در متن این کارزار آمده است: «دانشسرای شهر رشت، تنها دانشسرای استان گیلان و از معدود دانشسراهای برجای‌مانده در کشور است. این بنا با قدمتی بیش از ۱۲۰ سال بخشی از هویت و فرهنگ شهر رشت و از آثار ملی ایران است که متأسفانه چند سالی است به حال خود رها شده. طبق پیش‌بینی‌های هواشناسی، در زمستان ۱۳۹۹ هم بارش‌های شدید و برفی سنگین در انتظار این بناست که با وضعیت موجود، تخریب کامل سقف و وارد آمدن آسیب‌های جدی به این اثر ملی تاریخی دور از انتظار نیست.»  احیا و مرت دانشسرا دیگر به یک مطالبه عمومی تبدیل شده و بیش از دو هزار و هشتصد نفر از معماران، شهرسازان، هنرمندان و دوستداران و حامیان فرهنگ، هنر پای این کارزار را امضا کردند.

20 روز پیش طرح دو فوریتی خرید ساختمان دانشسرا در شورای شهر تصویب شد. بر مبنای این طرح قرار بود شهرداری در چارچوب قانونی اقدام به خرید ساختمان دانشسرا کند. حامد عبدالهی، عضو شورای شهر رشت در این رابطه به «پیام ما» می‌گوید: «ما این طرح را مصوب کردیم و به کمیته تطبیق فرستادیم. در روزهای آینده جلسه کمیته تطبیق تشکیل می‌شود اما طی صحبت‌هایی که با فرماندار شده است، نظر ایشان مساعد بوده است.» به گفته او مصوبه شورا به شهرداری ابلاغ شده و شهرداری آن را در دستور کار خود قرار داده است تا با قید فوریت اجرا کند.

به گفته عبداللهی بودجه خرید دانشسرا مشخص شده و قرار است یک تا سه کارشناس دادگستری در توافق با ملک قیمت را مشخص کنند و این ملک خریداری شود.

منتظر بودجه هزار و چهارصدیم

عبداللهی درباره مرمت بنا اطلاعاتی ندارد اما می‌گوید که شهرداری و میراث فرهنگی با همکاری یکدیگر بودجه مرمت را تامین خواهند کرد. حلاج‌پور، مدیرکل میراث فرهنگی گیلان اما منتظر بودجه 1400است: «بعد از اینکه شهرداری این ساختمان را خرید، تلاش می‌کنیم با همکاری نمایندگان مجلس برای نجات‌بخشی و مرمت، بودجه بگیریم.» او اطلاع دقیقی از میزان خسارات ساختمان ندارد و می‌گوید کارشناسان باید آن را تخمین بزنند. عمارت تاریخی اما تاب انتظار و دست‌دست کردن مسئولان را ندارد. حسین صمدیان، کارشناس معماری، فعال میراث فرهنگی هم همینطور فکر می‌کند. او به «پیام ما» می‌گوید: «این خانه تا بودجه 1400 دوام نمی‌آورد. دو طرف سقف بنا تخریب شده است. می‌توان گفت که نیمی از سقف عمارت در دو نقطه سمت حیاط و ضلع غربی ساختمان ریخته است. بخش‌هایی هم که نریخته فرسوده است و آب باران به جداره و سقف نفوذ کرده است.»

 مرمت حفاظتی ضروری است

صمدیان معتقد است که باید هر چه سریع تر این بنا مرمت حفاظتی شود و دست کم با نصب یک داربست جلوی تخریب بیشتر گرفته شود. او می‌گوید: علاوه بر سقف، کف بنا که سقف طبقه اول است هم پوسیده شده. ساختمان دانشسرا برف‌های سنگین سال‌های ۸۳ و ۸۶ را پشت سر گذاشته اما دیگر به قدر گذشته محکم نیست. این فرسودگی دغدغه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی را نگران کرده است و به گفته این کارشناس معماری، عمارت تحمل برف بعدی را نخواهد داشت: «اگر برف سنگین بیاید به احتمال زیاد سقف با وضعیت فعلی دوام نمی‌آورد.»

همین یک ماه پیش بود که میراث‌دوستان به دیدار محمد حسن طالبیان، معاون وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و 

صنایع دستی رفتند. صمدیان می‌گوید: «معاون 

میراث فرهنگی همان زمان تلفنی با مدیرکل میراث گیلان صحبت کرد و دستور داد که  دو مورد خرید دانشسرا و نصب داربست و زدن حلب برای محافظت از بنا در برابر بارش برف و باران زمستان صورت گیرد اما از آن زمان تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است.»

مدیرکل میراث فرهنگی گیلان اما می‌گوید که اداره میراث فرهنگی مثل شهرداری درآمد ندارد: «اداره کل  میراث فرهنگی گیلان ارتزاق بودجه‌اش از شورای برنامه‌ریزی استان گیلان است. ما در کمیته‌های برنامه‌ریزی هر شهرستان با ابلاغ بودجه‌ای که فرمانداران شهرستان به عنوان رییس کمیته برنامه‌ریزی یا استاندار به عنوان رییس شورای برنامه‌ریزی استان دارند، هزینه می‌کنیم. ما این اختیار را داریم که برای ساختمان‌هایی که در مالکیت بخش خصوصی است هزینه کنیم اما در صورت تحقق بودجه.»

حلاج‌پور ادامه می‌دهد: «گیلان بناهای تاریخی زیادی دارد و در کنار این تکثر، آب و هوای هم طوری است که رطوبت و رشد گیاهان در بدنه ساختمان باعث می‌شود که ساختمان‌های شمال البرز نسبت به فلات زاگرس سریع‌تر تخریب شوند. برای حفظ این  بناها ما نیاز به بودجه مکفی داریم اما در حال حاضر بودجه‌ای در اختیار اداره کل ما نیست. امیدوارم با توجه به قول‌هایی که در تهران داده‌اند و با حمایت استاندار بودجه سریعا اختصاص یابد.»

 

مسکن در اهواز و تهران از همه جا گران‌تر است

معاون وزیر راه: 

مسکن در اهواز و تهران از همه جا گران‌تر است 

 ۱۵ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان متوسط قیمت یک متر واحد مسکونی در کشور است.

| پیام‌ما| معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی میانگین قیمت خرید و فروش خانه در کشور را 15 میلیون 200 هزار تومان اعلام کرد. بر اساس آمار سال 99 گرانترین شهرها از نظر شاخص مسکن تهران و اهواز هستند، این گرانی به حدی است که در یک دهه گذشته قیمت مسکن در تهران 23 برابر شده است.

محمود محمودزاده، معاون مسکن و ساختمان وزیر راه‌و‌شهرسازی در نشست خبری خود با خبرنگاران آمار جدیدی از متوسط کشوری قیمت خرید و فروش و اجاره بها مسکن در تهران و تمامی استان‌‌های کشور ارائه کرد.

در این نشست به  تغییر رویکرد  جدید دفتر اقتصاد مسکن وزارت راه‌و‌شهرسازی اشاره شد، بر اساس این رویکرد از این پس میانگین کشوری قیمت خرید و فروش و اجاره هر مترمربع واحد مسکونی اعلام می‌شود. علت این اقدام متوقف کردن افزایش بی‌رویه قیمت مسکن و ثبات قیمت‌ها و تلاش برای ارائه قیمت‌های واقعی و جلوگیری از حباب قیمتی عنوان شد.

 معاون وزیر مسکن گفت: ارائه آمار تهران و تعمیم آن به کل استان‌ها، رویه‌ای بود که وزارت راه‌و‌شهرسازی از مردادماه سال جاری قطع کرد. زیرا معتقد هستیم که متوسط قیمت مسکن در تهران و سایر استان‌ها در بازار مسکن تاثیرگذار است. 

بنابراین با ارائه آمار کشوری، تلاش بر اصلاح آن گرفته شد و هم اکنون این آمار استخراج شده است و ملاک تحلیل و پیش‌بینی آتی برای بازار مسکن است. او متوسط قیمت خرید و فروش هر مترمربع واحد مسکونی در کشور را  ۱۵ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان عنوان کرد. 

تاثیر کرونا بر بهبود وضعیت ثبت آمار

محمودزاده در این نشست اشاره کرد که  پس از مصوبه ستاد ملی کرونا در مورد الزام دریافت کد‌رهگیری برای همه معاملات، تمامی معاملات مسکن در همه شهرها ثبت و امکان محاسبه متوسط قیمت مسکن کشوری فراهم شده‌است «در حال حاضر، متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در ۲۵ استان کشور کمتر از ۱۰ میلیون تومان است که از این تعداد استان، حدود ۹ استان قیمت هر مترمربع واحد مسکونی کمتر از ۵ میلیون تومان معامله شده است.

 همچنین بررسی‌های نشان می‌دهد که در ۳ استان کشور نیز متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی معامله شده بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان بوده است.

تنها در دو استان کشور یعنی  تهران و خوزستان، معاملات خرید و فروش هر مترمربع واحد مسکونی بیش از ۲۰ میلیون تومان بوده‌ که این رقم در شهر تهران ۲۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، در خوزستان ۲۳ میلیون و ۵۰۰  هزار تومان است.»

به گزارش فارس، معاون مسکن وزیر راه‌و‌شهرسازی علت بالا بودن قیمت متوسط مسکن در اهواز را هجوم خریداران غیرایرانی به خوزستان برای خرید مسکن اعلام کرده‌ است «باید بررسی کنیم که افزایش قیمت مسکن برای استان خوزستان چه پیامدهایی دارد و حوزه‌های سیاستی و پژوهشی چه اقداماتی باید در این خصوص انجام دهند.»

 همچنین به گزارش ایسنا محمودزاده گفته است که در منطقه یک و سه شهر تهران نیز میانگین قیمت بالاتر از ۵۰ میلیون تومان است که نشان می‌دهد قیمت در منطقه یک تقریبا ۵ برابر منطقه ۱۸ بوده است.

 اگر این مناطق را از آمار خارج کنیم، متوسط قیمت مسکن در پایتخت به حدود ۱۹ میلیون تومان می‌رسد.

به گفته محمودزاده قیمت مسکن در ایران تقریبا با ترکیه و مصر برابری می‌کند در حالی که درآمد سرانه ایرانی‌ها بالاتر از مصر و لبنان و پایین تر از ترکیه است.

افزایش اشتغال در بخش مسکن

معاون وزیر راه‌و‌شهرسازی گفت: «مقایسه افزایش قیمت مسکن در ۱۰ سال گذشته حاکی است که متوسط قیمت مسکن در سال ۸۸ از متری 1 میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به متری ۲۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در آبان امسال رسیده‌ است.»

او همچنین به سهم ۳۶ درصدی مسکن از هزینه سبد خانوار اشاره کرد و ادامه داد:«سال‌های ۹۱ تا ۹۵ مجموع سرمایه گذاری در بخش مسکن پایین بوده است اما شاخص سرمایه‌گذاری در سال‌های ۹۶ تا ۹۸ روند افزایشی را تجربه کرده است. همچنین در مورد اشتغال بخش مسکن هم از سال های ۹۲ تا ۹۶ رشد نزولی و از سال ۹۷ تاکنون رشد افزایشی را شاهد هستیم.»

گران‌ترین و ارزان‌ترین شهرها

معاون مسکن و ساختمان با مقایسه آمار متوسط قیمت در آبان 99 در شهرهای مختلف اعلام کرد: «گران‌ترین شهر کشور از نظر متوسط قیمت مسکن، تهران با متری ۲۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و ارزان‌ترین یاسوج با متری ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است. همچنین متوسط قیمت مسکن در شهرهایی همچون شیراز با متری ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، ایلام با متری ۴ میلیون، بیرجند با متری ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، بجنورد متری ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، کرمانشاه متری ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان و اراک و زنجان نیز بالاتر از ۱۰ میلیون تومان برآورد شده‌است.»

کاهش 50 درصدی قیمت دلاری خانه در تهران

به گزارش پایگاه خبری وزارت راه‌و‌شهرسازی محمودزاده در ادامه نشست خبری نرخ دلاری قیمت مسکن در تهران را  بررسی کرد و گفت: بررسی‌های دفتر اقتصاد مسکن حاکی است که در سال ۸۷ بالاترین قیمت مسکن به دلار در ۱۵ سال اخیر بوده‌است.  متوسط یک مترمربع واحد مسکونی در تهران در آن سال ۲۲۴۴ دلار بوده در حالی که در آبان امسال (۱۳۹۹) متوسط یک مترمربع واحد مسکونی در پایتخت با محاسبه هر دلار ۲۵ هزار تومان حدود ۱۰۵۱ دلار است که ۵۰کاهش  درصد قیمت مسکن نسبت به سال ۸۷ را نشان می‌دهد. او همچنین بازار آینده مسکن را این‌گونه بررسی کرد:« باید بسیاری از موضوعات را در نظر گرفت که این موضوعات شامل تحرکات اقتصادی است. در کل به نظر می‌رسد قیمت مسکن در کشور روند کاهشی خواهد یافت و شاهد ثبات قیمت‌ها خواهیم بود.»

 معاون مسکن وزارت راه‌و‌شهرسازی  در نشست خبری خود به طرح اقدام ملی مسکن هم اشاره کرد «در خصوص قیمت‌های واحد مسکونی طرح اقدام ملی مسکن، با توجه به  قراردادهایی که در سال جاری منعقد شدند برآورد قیمت پایه ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است. شرایط قرارداد بدین شکل است که تعدیل‌هایی که از سوی سازمان برنامه‌و‌بودجه ارایه می‌شود افزایش قیمت مسکن را موجب می‌شود.»

 

هشدار غبار در خلیج گرگان

راهکارهای پایداری خلیج گرگان در شرایط کاهش تراز آب بررسی شد

هشدار غبار در خلیج گرگان

رئیس پژوهشکده علوم جوی: ادامه روند خشکی می‌تواند این منطقه را به منبع غبار محلی تبدیل کند.

|پیام ما| یک چهارم خلیج گرگان را خشکیده و ادامه این شرایط این زیستگاه را به کانون غبار تبدیل خواهد کرد. این هشدار تازه پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی است. برآوردهای تازه نشان می‌دهد میزان تبخیر خلیج گرگان از بارش بیشتر است و با عقب‌نشینی هر چه بیشتر خزر، خلیج بزرگ شمالی کوچک‌تر می‌شود. تاکنون 25 درصد خلیج گرگان خشکیده، اگر متوقف نشود، خلیج 40 هزار هکتاری بی‌آب می‌شود و اولین عارضه بعد از خشکی، غبار است.

نگرانی درباره ادامه این وضعیت، به تصویب پروژه 5 ساله احیای خلیج گرگان و میانکاله انجامیده اما سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برون رفت از این بحران هنوز به تصمیم دقیقی نرسیده است. روز گذشته در وبینار «راهکارهای پایداری خلیج گرگان در شرایط کاهش تراز آب، تغییر اقلیم و فعالیت‌های انسانی» حاضران که کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست بودند، درباره وضعیت خلیج بزرگ هشدار دادند و از راهکارهای احیا گفتند.

شرایط تولید غبار

پروین غفاریان، رئیس پژوهشکده علوم جوی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی در این وبینار درباره تبدیل این حوضه آبریز به کانون گرد و غبار هشدار داد و گفت که اقلیم این خلیج متفاوت از جنوب غربی دریای خزر است و آسیب‌پذیری آن در تغییر اقلیم بیشتر است.

بر اساس مطالعاتی غفاریان نتایج آن را شرح داد، بیشترین بارش‌ها در این خلیج در فصل پاییز و زمستان و کمترین میزان بارش‌ها در فصل تابستان رخ می‌دهد، در مرداد دما در این منطقه به اوج می‌رسد و دی و بهمن کمینه‌های دمایی در آن رخ می‌دهد.

رییس پژوهشکده علوم جوی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی در ادامه هشدار داد: «به دلیل نبود تبادل آب میان این خلیج و دریای‌خزر وضعیت خلیج گرگان بحرانی می‌شود. این زیستگاه در صورت پایین آمدن تراز آب دریای خزر و خشک شدن آن و پوشیده شدن آن از علفزار، می‌تواند به عنوان منبع گرد و غبار تبدیل شود. در صورت خشک شدن زمین و نبود بارش در چند روز، با وزش باد، ذرات شن و خاک از سطح خلیج برخواسته و با توجه به جهت جریانات، محدوده قابل توجهی را تحت تاثیر غبار قرار خواهد داد. شدت گرد و غبار به میزان سرعت باد در محدوده خلیج گرگان وابسته است؛ با سرعت باد بیش از  ۷ متر بر ثانیه امکان ایجاد گرد و غبار با غلظت بیش از ۲ هزار میکروگرم بر کیلوگرم هوای خشک فراهم می‌شود.»

رسوبات و کانال‌های آب

پیش از این استانداری و شرکت آب منطقه‌ای گلستان قصد لایروبی محل اتصال خلیج گرگان به خزر را داشتند اما به دلیل «نبود دقت و مطالعه کافی» جلوی کارشان را گرفتند. اکنون در شرایطی که عقب‌نشینی خزر ادامه پیدا کرده سازمان حفاظت محیط‌زیست به دنبال راهکاری پایدار برای نجات این خلیج است و لایروبی کانال‌های منتهی به خزر یکی از این راهکارهاست؛ راهکاری که البته حساسیت آن، تصمیم به اجرا را عقب انداخته است.

در وبینار درباره کانال‌های پرشده از رسوب هم صحبت شد. حمید علیزاده، معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی گفت: «کانال‌های تبادل آب میان خلیج گرگان و خزر از رسوبات پر شده است و لایروبی یکی از راهکارهای احیاست.»

او توضیح داد که سه کانال اصلی تبادل آب میان خلیج گرگان و دریای خزر با رسوبات پر شده است و برای نجات بخشی این خلیج نیاز است با راهکارهای مدیریتی دسترسی محل‌های ورود آب تسهیل شود. «برآوردها نشان می‌دهد میزان تبخیر آب نسبت به بارش در این خلیج بیشتر است، به علاوه آن‌که میزان مصرف آب به رودهای منتهی به این حوضه آبریز نسبت به کشورهای شمال خزر روند نزولی دارد.»

پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی به تازگی با سفارش استانداری گلستان مطالعاتی روی این خلیج انجام داده است. علیزاده بخشی از این مطالعات را تشریح کرد: «حوضه خلیج گرگان تحت تاثیر سه پارامتر مهم تراز آب دریای‌خزر، افزایش فعالیت انسانی و تغییر اقلیم قرار دارد. تراز بالای آب دریای خزر، موجب گسترده شدن خلیج گرگان شده است اما تراز دریای خزر در مقایسه با دهه ۵۰ کاهش یافته است. هرچند خلیج گرگان در آن دهه تراز آب بسیار پایین‌تر از حال حاضر را تجربه کرده و یک متر پایین‌تر بوده است، ولی مشکلات آن زمان خلیج گرگان همانند امروز نیست؛ چرا که آن زمان فعالیت انسانی در این حوضه آبریز به اندازه اکنون نبوده است.»

معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی درباره تاثیر تغییر اقلیم بر این خلیج گفت: «تغییر اقلیم به ویژه در شکل افزایش دما و تغییر در بارش رخ داده است و خلیج گرگان با کاهش عمق، کاهش مساحت و کاهش تبادل آب میان خلیج و دریای خزر مواجه است.»

او هم تاکید کرد که ادامه این روند می‌تواند این خلیج را به منبع غبار محلی تبدیل کند و ارتباط اکولوژی آن با دریای خزر قطع شود.

میزان بارش در خزر تغییری نکرده

این محقق حوزه علوم دریا در ادامه از جزئیات اجرای مطالعات گفت: «یکی از تاثیرگذارترین عوامل بر خلیج گرگان، تراز آب دریای خزر است و به دلایل مختلف رخ می‌دهد که از آن جمله تراز آب ناشی از کشندی یا جزر مدی است که به میزان ۱۲ سانتی‌متر  و به مدت ۱۲ ساعت رخ می‌دهد و دیگری تغییر تراز آب به دلیل دما است که سه سانتی‌متر و به صورت فصلی است.

او تغییر تراز آب به دلیل میزان آب رودخانه‌ای را از دیگر دلایل تاثیر گذار بر تراز آب این خلیج دانست که بیشتر متاثر از رود «ولگا» است و ادامه داد: «تراز آب در تابستان بالا است و در زمستان به دلیل یخبندان فصل زمستان رود ولگا، تراز آن کاهش می‌یابد، ضمن آن‌که پدیده‌های شبیه سونامی و تراز ناشی از خیزاب در سواحل ایران تا حداکثر یک متر و بیلان آب بر تراز این حوضه آبریز موثر است.»

به گفته علیزاده، مهمترین عامل موثر بر روی تالاب‌های ساحلی، تراز ناشی از بیلان آب (تغییر مقدار آب موجود در دریا) است و در اندازه‌گیری‌های دستگاهی تراز بیلان آب دریا ۲۳ متر، در دوره تاریخی ۱۰ متر و در طی زمان زمین شناسی بیش از ۱۰ متر بوده است و این اعداد نشان می‌دهد که بسیاری از شهرهای ساحلی در زمانی زیر آب قرار داشتند.

معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی، با تاکید بر این‌که بیلان آب در ۱۲۰ سال اخیر بیشتر از ۳ متر نبوده است، یادآور شد: تغییر بیلان آب دریای خزر دلیل اصلی نوسان تراز آب در این دریا است که در حال حاضر از ۱۳۰ رودخانه ورود به خزر، ۸ روزد بزرگ و ۲۲ رود متوسط و بقیه رودها کوچک هستند و رود ولگا به تنهایی ۹۰ درصد آبدهی رودخانه‌ای و ۸۰ درصد کل آب ورودی به خزر را تامین می‌کند.

به گفته او بر اساس برآوردها میزان بارندگی در حوضه دریا خزر تغییری نکرده است، ضمن آن‌که ورود آب رودخانه ولگا برای این دریا تعیین کننده است همچنین پدیده تبخیر از آب‌های سطحی این دریا به عنوان خروجی آب از آن مهم است. هر زمانی که تبخیر آب بیشتر شود، تراز آب این دریا کاهش می یابد و هر زمانی تبخیر کمتر و دبی رودخانه ولگا بیشتر شود، تراز آب بالا خواهد رفت.

فقط حقابه کافی نیست

علیزاده ادامه داد: «آن چیزی که در مدت ۱۰ تا ۲۵ سال گذشته در این دریا رخ داد، افزایش تبخیر است و داده‌های ما نشان می‌دهد در دوره‌ای که دبی رودخانه ولگا افزایش می‌یابد، به همان نسبت تراز آب دریای خزر افزایش نمی‌یابد، دوره‌ای بوده که ۷۰ تا ۸۰ میلیارد متر مکعب آب اضافه وارد دریا از طریق ولگا شده است، ولی تراز آب در حد چند سانتی‌متر افزایش یافته است، در حالی که اگر این میزان آب را به کل مساحت خزر نقسیم کنیم، باید به میزان ۲۰ سانتی‌متر افزایش تراز آب داشته باشیم، ولی این اتفاق رخ نداده است.»

به گفته او در دهه‌های اخیر وزش بیشتر بادهای آسیای میانه در دریای خزر باعث افزایش تبخیر و غبار شده و تا سواحل جمهوری آذربایجان و سواحل گیلان کشیده می‌شود و این پدیده‌ای است که از ۲ دهه اخیر در این منطقه افزایش یافته است.

علیزاده با تاکید بر این‌که بر این اساس در زمانی نقش ولگا بر روی دریای خزر بسیار زیاد بوده است، ولی در حال حاضر نقش تبخیر به ویژه به دلیل وزش بادهای آسیای میانه اهمیت یافته است، اضافه کرد: «علاوه بر آن مصرف آب در این حوضه آبریز ممکن است اثرگذار باشد، ولی میزان مصرف آب از مدت‌ها قبل در حوزه دریای خزر تثبیت شده است، به گونه‌ای که آخرین سدی که بر روی ولگا احداث شده است، مربوط به ۴۰ سال قبل است و حجم مفید این سدها در ابتدا ۱۷۰ میلیارد متر مکعب بوده و در حال حاضر به دلیل انباشته شدن رسوبات به ۸۰ میلیارد متر مکعب رسیده است.»

او با گفتن این موارد تنها تامین حقابه را برای نجات خلیج گرگان موثر ندانست و گفت: «حقابه برای پایداری اکولوژی این حوضه بسیار موثر است، ولی برای تبادل آب میان این خلیج با دریای خزر کمک نمی‌کند، بلکه لازم است محل‌های ورود خلیج با دریای خزر یعنی چپقلی، آشوراده و خزینی که از رسوبات پر شده است، تخلیه شود. اما در صورتی که این سه کانال به طور کامل مسدود شود، خلیج خشک می‌شود.» 

 

مردم شب یلدا را مجازی برگزار کنند

رییس‌جمهور در ستاد ملی مبارزه با کرونا:

مردم شب یلدا را مجازی برگزار کنند

روحانی: هیچ‌‌گاه «کرونا» در ایران انکار نشد.

درحالی که آمارهای کرونایی ایران روند نزولی و مثبتی به خود گرفته است مهمترین چالش پیش رو دورهمی شب یلدا است. شبی که بر طبق آداب و رسوم خویشاوندان به دور همدیگر جمع می‌شوند که این رسم می‌تواند برای برنامه مقابله با کرونا خبر بدی باشد.  موضوعی که روزهای گذشته مرتب توسط مسئولان تذکر داده می‌شد جلوگیری از دورهمی شب یلدا بود.موضوعی که روحانی نیز روز گذشته به آن اشاره کرد و گفت: «همه آمارهایی که سر به آسمان می گذاشت الان خیلی بهتر شده است. من خواهش می‌کنم مردم در شب یلدا مراعات کنند و این شب یلدا را سایبری و در فضای مجازی برگزار کنند.»

روحانی پیش از ظهر شنبه در جلسه ستاد ملی‌مبارزه‌باکرونا اضافه کرد: کرونا چون هیچ علامتی ندارد و دیگری هم که او را می‌بیند فکر می‌‌کند سالم است، وقتی این فرد داخل خانواده می‌آید، در خانه ماسک نمی‌گذارند و فاصله‌های اجتماعی هم معمولاً رعایت نمی‌شود.

روحانی یادآورشد: اگر این قضیه به دورهمی خانوادگی تبدیل شده و ۲۰ نفر در یک فضای کوچک در بسته اجتماع کرده باشند، از آنجا که این اجتماع ۵ دقیقه‌ای نیست، احتمال آلوده و مبتلا شدن بسیار بالا است. یک نفر مبتلای بی‌علامت ممکن است ۲۰ تا ۳۰ نفر را آلوده و مبتلا کند و اگر آنان بیماری زمینه‌ای داشته باشند و سن آنان هم بالا باشد، خطر جانی وجود دارد. بنابراین بسیار مهم است که مردم در این شرایط و در این فصل پیش از همیشه مراعات کنند.

رییس‌جمهور اضافه کرد: در این مدت همه مردم بسیار زحمت کشیدند. آمار ما خوشحال‌کننده است و همه نمودارهایی که به سمت آسمان داشت می‌رفت، همه سر به زیر شدند این به خاطر تلاش‌های همه متخصصان و ناظران بود که امروز ما شاهد هستیم. اما خدای ناکرده یک شب یلدا می‌تواند این شرایط خوب را برعکس کند و به هم بریزد. ممکن است خانواده‌ها دور هم جمع شوند یک نفر آلوده همه را مبتلا کند و ما دو هفته بعد از شب یلدا شاهد موج جدید و موج مرگ‌و‌میر باشیم.

روحانی ادامه داد: قرار شد هم قرارگاه عملیاتی برای این شب فکر کنند و هم صدا‌و‌سیما برای شب یلدا برنامه‌های خوبی را آماده کند. خواهش می‌کنم مراسم شب یلدا مجازی و الکترونیکی برقرار شود و از طریق مجازی به یاد هم باشیم و حال هم را بپرسیم.

رییس‌جمهور با اشاره به پیش رو بودن ایام فاطمیه و همچنین جشن‌های رجب و شعبان، گفت: همه جا باید دستورالعمل را رعایت کنیم تا به واکسن و شرایط مطمئن برسیم.

او با بیان این‌که همه اقدامات لازم هم برای ساخت واکسن در داخل و هم واردات انجام گرفته و انجام می‌شود، گفت: دولت آماده است هر اقدام و کمکی که لازم باشد به شرکت‌های دانش‌بنیان ارائه کند.

روحانی اظهار کرد: هنوز سازمان جهانی بهداشت واکسنی را تایید نکرده است اما دستور دادیم هر واکسنی که وزارت بهداشت موثر بداند، خریداری شود و بانک مرکزی هم هماهنگ است و مشکلی در این زمینه نداریم. ما این واکسن‌ها را وارد می‌کنیم تا کادر درمان که پرریسک هستند، از این واکسن‌ها استفاده کنند تا شرایط بهتری فراهم شود و واکسن‌های بیشتری در اختیار قرار بگیرد.

دورهمی عامل ۵۱ درصد انتقال کرونا

اما یکی دیگر از مسئولانی که نسبت به این موضوع نیز واکنش نشان داده سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا است. علیرضا رییسی معاون وزیر بهداشت با تاکید بر این‌که ۵۱ درصد ابتلا در موارد بیمارستانی و بستری ناشی از دورهمی‌های خانوادگی است، گفت: خواهشم آن است که مردم خیلی این موضوع را جدی بگیرند به ویژه در شب‌های منتهی به شب یلدا لازم است به این موضوع بسیار توجه شود. اگر غفلتی صورت گیرد تمام دستاوردها را از بین می‌برد.

سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا در ادامه صحبت‌هایش در زمینه محدودیت‌ها گفت: در این مدت تردد خودروها در جاده‌های بین شهری به میزان ۳۱ درصد کاهش پیدا کرده است که بسیار قابل توجه است و بر همین اساس هم تصادفات خسارتی ۴۶ درصد، تصادفات جرحی ۳۰ درصد و تصادفات فوتی ۴۲ درصد کاهش یافته است. او با بیان این هفته گذشته ۳۴ شهر در کشور قرمز بودند و چهار استان اردبیل، گلستان، گیلان و مازندران نیز قرمز بودند، افزود: در این هفته و امروز بر اساس آخرین اطلاعات تنها استان گیلان و مازندران در وضعیت قرمز قرار دارند. در همین راستا از ۳۴ شهر قرمز، در حال حاضر فقط ۱۲ شهر قرمز هستند.

رییسی درباره این ۱۲ شهر قرمز گفت: از فردا شهرهایی که جزو این لیست ۱۲ تایی نیستند، از وضعیت قرمز خارج می‌شوند. در گیلان چهار شهر آستارا، بندر‌انزلی، رودسر و تالش قرمز هستند. در مازندران پنج شهر آمل، بهشهر، رامسر، گلوگاه و نکا نیز قرمز هستند. در عین حال شهر زرین دشت در فارس، بافت در کرمان و گمیشان در گلستان نیز در وضعیت قرمز به سر می‌برند که هنوز روند نزولی نداشتند و مردم و مسئولان این شهرها باید بیشترین دقت را داشته باشند.

او همچنین گفت: در عین حال در بین این ۱۲ شهر، پنج شهر است که وضعیت بحرانی دارند؛ این شهرها در گیلان شامل دو شهر آستارا و تالش و در مازندران آمل، گلوگاه و نور هستند.

رییسی ادامه داد: به دنبال اقدامات انجام شده در هفته‌های اخیر، آخرین وضعیت کشور به این صورت است که در سطح کشور ۱۲ شهر در وضعیت قرمز، ۲۳۱ شهر نارنجی و ۲۰۵ شهر در وضعیت زرد بیماری کرونا قرار دارند.

او افزود: این خبر خوبی است و نشان‌دهنده روند رو به کاهش بیماری در کشور است. اما لازم است هشدار و تذکر بسیار جدی نیز داشته باشم؛ ویروس نشان داده که غفلت از آن باعث می‌شود بیماری سریعا بازگردد، شعله‌ور شود و به تدریج شهرها، استان‌ها و نهایتا سطح کشور را قرمز کند و کشور را در معرض میزان بالای ابتلا و مرگ‌و‌میر بالا قرار دهد. بنابراین به هیچ وجه نباید از این بیماری غفلت کرد.

 

احتیاط درباره لایروبی خلیج گرگان

احتیاط درباره لایروبی خلیج گرگان 

یادداشتی از مسعود باقرزاده کریمی مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌ها سازمان حفاظت محیط زیست

لایروبی خلیج گرگان موضوعی ‌است که در چند سال اخیر مطرح بوده.  سازمان حفاظت محیط زیست همواره با لایروبی مخالف بوده و زیر بار آن نمی‌رفت. در نهایت قرار شد تا پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی در این زمینه طرح پژوهشی انجام دهد. جمع‌بندی مطالعات پژوهشکده اقیانوس‌شناسی نشان می‌دهد که خلیج گرگان از دو منطقه «چپ اوغلی» و «آشوراده» به عرض 200 و عمق 1 متر نیاز به لایروبی دارد. نتایج این پژوهش هنوز به صورت مصوبه‌ در نیامده ‌است و نیاز دارد که این نتایج در ستاد ملی تالاب‌ها بررسی و نظر سنجی شود و کارشناسان در مورد آن نظر دهند.

در مورد این‌که آیا ممکن است این لایروبی به تخریب زیستگاه جانداران منجر شود یا نه، کارشناسان اکولوژیست باید اظهار نظر کنند. به نظر من همه کارشناسان می‌توانند در مورد احتمال تخریب ناشی از لایروبی صحبت کنند. من هم به عنوان کارشناس معتقدم باید با این مساله با احتیاط برخورد شود. از نگاه من هر طرحی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد. اینکه بگوییم لایروبی خلیج گرگان 100 درصد تخریبی نخواهد داشت درست نیست. به نظر من کارشناسان و ستاد تالاب‌ها باید نسبت سود و زیان لایروبی را بررسی کنند تا مشخص شود که انجام این اقدام در نهایت چه میزان به سود و ضرر برای خلیج گرگان در پی خواهد داشت. پس از چنین اقدامی بهتر می‌توان تصمیم گرفت.

 

ملزومات سلامت رسیدن به دوران «انتشار صفر کربن»

ملزومات سلامت رسیدن به دوران «انتشار صفر کربن»

یادداشتی از آرمین منتظری روزنامه‌نگار حوزه بین‌الملل

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد روز گذشته اعلام کرد مهمترین ماموریت جهان به صفر رساندن انتشار کربن تا سال 2050 است. بسیار عالی! واقعیت این است که جهان هم، کم و بیش، در همین مسیر گام برمی‌دارد. نشانه‌های تغییر در مدل تقاضا برای سوخت‌های فسیلی دیده می‌شود. 

شرکت نفتی بریتیش پترولیوم در ماه اکتبر اعلام کرد تقاضا برای نفت در سراسر جهان دیگر افزایش چشم‌گیری نخواهد داشت. در کالیفرنیا نیز فرماندار این ایالت اعلام کرده از سال 2035 به بعد فروش خودروهایی که با سوخت فسیلی کار می‌کنند در این ایالت ممنوع خواهد شد.  چین نیز در این مسیر قدم‌های برداشته است. این کشور که مسئول انتشار یک چهام کربن در سراسر جهان است اعلام کرده تا 2060 انتشار کربن را به صفر خواهد رساند. افکار عمومی جهان نیز در همین مسیر حرکت می‌کند و کم‌کردن انتشار کربن یکی از مطالبات افکار عمومی در سراسر جهان است. اما همه این اقدامات نمی‌‌تواند خارج از خرد متعارف انجام شود. 

به دیگر سخن در کنار همه تلاش‌ها برای کاهش انتشار کربن باید برای کنترل تبعات تغییر مسیر انرژی مورد نیاز جهان نیز تمهیداتی اندیشیده شود.  تغییر منبع انرژی مورد نیاز جهان طی سال‌ها و دهه‌های آینده دورانی مدرن را تعریف خواهد کرد که تبعات خاص خود را برای نظم جدید جهانی به همراه خواهد داشت؛ برای مثال در این دوران مدرن، چین یک قدرت نوظهور خواهد بود، کشورهای نفتی دچار رکود و سقوط خواهند شد. در واقع تبعات ژئوپولتیکی چرخش جهان به سمت انرژی پاک بسیار نامحسوس و در عین حال پیچیده خواهند بود. این احتمال وجود دارد که بسیاری از پیش‌بینی‌ها درباره آن دوران غلط از آب در بیایند و یا دهه‌ها طول بکشد تا به نادرستی‌شان پی ببریم. 

اگر سیاست‌گذاران همین حالا نتوانند چشم‌انداز واقع‌گرایانه و نسبتا شفافی درباره تغییرات و تحولات جهان در دورانی که منابع انرژی به سمت انرژی پاک سوق داده شده، تصویر کنند، نه تنها در دوران انتشار صفر کربن، بلکه در مسیر رسیدن به آن دوران نیز نخواهند توانست ریسک‌های ژئوپولتیکی و سیاست خارجی این مسیر را مدیریت کنند. حتی ممکن است همین ریسک‌ها مانع از رسیدن جهان به دوران انتشار صفر کربن شود. 

به دو مثال ساده توجه کنید. هفته‌نامه اکونومیست پیش‌بینی کرده است به‌زودی کشورهای پیشرو در زمینه انرژی‌های پاک جای کشورهای دارنده انرژی فسیلی را می‌گیرند و در این میان این چین است که به عنوان کشورهای که تسلط تقریبا کاملی بر بازار تجهیزات مورد استفاده در صنعت انرژی‌های پاک دارد، منتفع می‌شود. البته این نفعی که چین می‌برد به هیچ عنوان با قدرتی که عربستان‌سعودی و یا برخی دیگر از کشورهای‌ عربی در زمینه انرژی فسیلی دارند قابل مقایسه نیست. 

در واقع چین از این دریچه قدرت ژئوپولتیکی بدست نخواهد آورد. مثلا اگر چین تولید باطری‌های خورشیدی و صادراتشان را به دلایل ژئوپولتیکی متوقف کند، جهان خاموش نمی‌شود. این اقدام چین ممکن است اندکی در جریان زندگی روزمره مردم جهان وقفه ایجاد کند اما آن‌ها را فلج نمی‌کند. اما اگر جریان نفت خام و یا گاز طبیعی به ناگاه قطع شود، قیمت‌ها در سراسر جهان افزایش خواهد یافت، خانه‌ها سرد خواهند شد و آمد و شد و حمل‌ونقل در سراسر جهان دار اختلال اساسی می‌شود. نمونه واضح این اتفاق بین سال‌های 2006 تا 2009 رخ داد؛ زمانی که روسیه جریان گاز صادراتی به کشورهای شرق اروپا را به دلایل سیاسی و ژئوپولتیکی قطع کرد. 

در آن سوی ماجرا اما چین در زمینه محصولاتی نظیر لیتیوم و کبالت که از ضروریات انرژی‌های پاک محسوب می‌شوند، دست برتر را در بازار دارد. 

این دو فلز قیمتی در باطری‌های گوناگون استفاده می‌شوند. بنابراین در این زمینه چین دست برتر را در جهان خواهد داشت؛ چیزی شبیه دست برتر عربستان سعودی در برخورداری از نفت! 

و اما در خاورمیانه، حرکت جهان به سمت انرژی‌های پاک موجب تغییرات سیاسی و ژئوژولتیکی بسیار گسترده خواهد شد که از همین حالا باید برایش تدابیری اندیشید. وقتی ضرب سکه سوخت فسیلی کاهش یابد، رکود و سقوط در خاورمیانه آغاز می‌شود. این منطقه دیگر اهمیت خود را به عنوان منبع سرشار انرژی جهان از دست خواهد داد و دیگر آمریکا نیز تمایلی نخواهد داشت به حفظ امنیت برخی کشورهای منطقه متعهد بماند، بنابراین درگیری و آشوب در منطقه به وقوع خواهد پیوست. 

کوتاه سخن این‌که چرخش عقلانی و معنادار جهان از انرژی‌های فسیلی به انرژی‌های پاک و کاهش انتشار کربن موجب به وجود آمدن موجی از تحولات ژئوپولتیک خواهد شد؛ تحولاتی که خیلی ساده و پیش‌چشم نیستند. این تحولات ریسک‌های جدید سیاست خارجی برای کشورها ایجاد خواهد کرد در حالی‌که ریسک‌های قدیمی هم بر جای خود باقی هستند. البته آنچه می‌خوانید به این معنا نیست که جهان نباید مسیر کاهش انتشار کربن را در پیش بگیرد.  

بلکه سخن این است که کشورهای جهان و رهبران جهان باید برای تبعاتی که قرار است به سبب کاهش انتشار کربن در راه باشد، تمهیداتی بیاندیشند. در غیر این صورت ممکن است به هدف خود نرسند، و یا این‌که مجبور شوند از میانه راه بازگردند و یا این‌که پس از رسیدن به مقصد با زنجیره‌ای از آشوب‌های و بی‌نظمی‌ها در سراسر جهان مواجه شوند. رسیدن به هدفی که آنتونیو گوترش گفته محقق نخواهد شد مگر این‌که به همه زوایا و جزئیات فکر شود و برنامه برایشان تدوین شود. و این برنامه‌ریزی و دوراندیشی خاصه رهبران عاقل است.

تلاش‌های ایران، نشان تعهد به توافق پاریس است

تلاش‌های ایران، نشان تعهد به توافق پاریس است

|پیام‌ما| «اینجا در ایران شاهد کمبود آب، نابودی تالاب‌ها، طوفان شن و آلودگی هوا هستیم. در فرانسه افزایش دما، سیل، طوفان‌های شدید یا آسیب به تنوع زیستی در برخی نقاط فراسرزمینی اتفاق افتاده است. در ونیز ایتالیا، با سیل‌هایی سهمگینی که پیشتر هرگز این‌چنین مکرر رخ نمی‌دادند روبرو هستیم و انگلیس با آلودگی هوا، سیل و پایین آمدن کیفیت اکوسیستم‌های دریایی مواجه است.» این بخشی از یادداشت مشترک سفرای کشورهای ایتالیا، انگلیس و فرانسه به مناسبت پنجمین سال انعقاد توافق‌نامه پاریس است. «جوزپه پرونه» سفیر ایتالیا، «رابرت مک‌ایر» سفیر انگلیس و «فیلیپ تیبو» سفیر فرانسه نوشته‌اند که تغییرات اقلیمی یک چالش جهانی مشترک است و ابراز امیدواری کرده‌اند که ۱۸۹ کشور عضو موفق به تحقق اهداف این توافق شوند.

به گزارش ایرنا،‌ در این یادداشت مشترک درباره تغییرات اقلیمی جهان و توافقنامه پاریس، آمده است: وضعیت کره زمین بحرانی است. وقت آن رسیده که «دکمه سبز» را فعال کنیم. فرصتی فراهم شده تا نه تنها اقتصاد جهان را بازسازی بلکه آن را متحول کنیم. این زنگ خطری بود که دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، اخیرا به صدا در آورد.

ایران، با وجود مشکلاتش برای دستیابی به فناوری‌های جدیدی که به ارتقای توانایی‌ها در در بهینه‌سازی مصرف انرژی کمک می‌کنند، اقداماتی را آغاز کرده است. تلاش‌های ایران برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای جهانی، به ویژه از طریق توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر یا سیاست‌های مالی مناسب، تعهد این کشور به این موضوع را نشان می‌دهد. همچنین مثال‌های مثبتی از همکاری‌های مبتنی بر قاعده برد-برد با اتحادیه اروپا و نیز سازمان ملل در زمینه احیای تالاب‌ها، مدیریت پایدار جنگل‌ها و به‌طور کلی حرکت به سوی شهرهای سبزتر وجود دارد.

فرانسه یک سوم از منابع خود در برنامه بازسازی اقتصادی پس از بحران کرونا را به محیط‌زیست اختصاص می‌دهد. فرانسه همچنین هدف به صفر رساندن انتشار گازهای گلخانه‌ای را تا سال ۲۰۵۰ به صورت قانون درآورده است که همان هدف اتحادیه اروپا است.

در ایتالیا، اهداف بلند پروازانه‌ای برای افزایش سهم انواع انرژی‌های تجدیدپذیر و تعطیلی همه نیروگاه‌های ذغال سنگ تا سال ۲۰۲۵ در «برنامه ملی انرژی و اقلیم»این کشور تعیین شده است. ایتالیا با قدرت از هدف اتحادیه اروپا برای از بین بردن خسارات اقلیمی تا سال ۲۰۵۰ حمایت می‌کند، اقتصادی بدون انتشار گازهای گلخانه‌ای.

در انگلیس، نخست وزیر بوریس جانسون اخیرا برنامه‌ای ده قسمتی را برای یک انقلاب صنعتی سبز اعلام کرده که به این کشور امکان می‌دهد تا برنامه ریشه‌کن کردن سهم خود در تغییرات اقلیمی تا سال ۲۰۵۰ را پیش ببرد. انگلیس همچنین هدف بلندپروازانه جدیدی را برای کاهش حداقل ۶۸ درصدی انتشار گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۳۰، بر اساس سطح سال ۱۹۹۰، تعیین کرده است.

 پنج سال پیش، در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۵، شاهد به امضا رسیدن توافق‌نامه‌ای تاریخی برای مبارزه با تغییرات اقلیمی بودیم که در پایان اجلاس  COP۲۱در پاریس منعقد شد. توافقنامه پاریس یک هدف جمعی نهایی را مشخص کرد؛ جلوگیری از افزایش دمای کره زمین بیش از ۲ درجه سانتی‌گراد و تلاش برای محدود کردن آن تا ۱.۵ درجه سانتی‌گراد. این توافقنامه پویا همچنین یک چهارچوب منصفانه مشخص می‌کرد تا کشورها تشویق شوند و تعهدات خود را هر ۵ سال یکبار ارتقاء دهند. این شامل حمایت از کشورهای در حال توسعه می‌شود تا بتوانند تعهدات خود را انجام دهند و توانایی خود برای وفق با تبعات تغییرات اقلیمی افزایش دهند.

پس از پنج سال، طبیعتا همچنان در تلاش برای دستیابی به اهداف توافقنامه هستیم. بر اساس برنامه محیط‌زیست سازمان ملل، با نرخ فعلی انتشار گازهای گلخانه‌ای جهانی، افزایش گرمایش زمین در پایان قرن حاضر به ۴ درجه سانتیگراد می‌رسد. این افزایش، در صورت اجرای کامل برنامه‌های مشارکت تعیین شده ملی، ۳ درجه سانتیگراد خواهد بود. اما طی روزهای آینده شاهد یک مرحله مهم دیگر در تلاش جهانی برای مقابله با این اثرات تغییرات آب و هوایی خواهیم بود.

در ۱۲ دسامبر، اجلاس اقدام تغییرات اقلیمی، به میزبانی مشترک فرانسه، سازمان ملل و انگلیس و با مشارکت شیلی و ایتالیا، برگزار می‌شود که بستری را برای سران کشورها و دولت ها فراهم می‌آورد تا تعهدات جدیدی را در زمینه کاهش خسارات تغییرات اقلیمی، سازگاری با آن و تامین مالی برای مبارزه با آن ارایه کنند. همچنین تا کنفرانس COP۲۶ در نوامبر ۲۰۲۱ یک سال زمان باقی است، رویدادی که در آن انگلیس و ایتالیا همان کاری را می‌کنند که فرانسه در ۲۰۱۵  شروع کرد و شیلی در ۲۰۱۹ ادامه داد، یعنی تشویق کشورها و شرکت‌های خصوصی برای توافق بر سر اهداف بلند پروازانه تغییرات اقلیمی و تعهد به تلاش برای به صفر رساندن انتشار کربن. برنامه بلند پروازانه‌ای است اما امیدواریم که تعهدات جدید از آنچه در سال ۲۰۱۵ اعلام شد فراتر روند. ۱۲ دسامبر شروع سالی برای اقدام است، نه فقط صدور اعلامیه.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه پیش از این تعهدات بلندپروازانه‌ای را به عهده گرفته‌اند زیرا تهدید موجود برای مردم خود و جهان را به وضوح می‌بینند. اما مطمئنا اقتصادهای پیشرفته مسئولیت سنگینی بر دوش دارند و باید جدی عمل کنند. به همین دلیل است که ما ایران را تشویق می‌کنیم تا تعهدات خود مربوط به مسایل اقلیمی را بلند پروازانه تر بررسی کند و به ما و ۱۸۹ کشور جهان که توافقنامه پاریس را تصویب کرده‌اند، بپیوندد. فقط هفت کشور هنوز آن را تصویب نکرده‌اند.

همه ما باید تلاش کنیم تا با تبعات قابل مشاهده تغییرات اقلیمی در سراسر جهان مقابله کنیم و سیاره مان را سبزتر کنیم. تنها با همکاری با یکدیگر است که می توانیم آینده‌ای عاری از کربن و استوار در برابر تغییرات اقلیمی ایجاد کنیم، کاری که برای سیاره، فرزندان، نوه‌ها و نسل‌های بعدی ما ضروری است. این وظیفه ماست که جلوی تغییرات اقلیمی را بگیریم. زمانی برای از دست دادن وجود ندارد.

 

سرما برسد، فاجعه رخ می‌دهد

بررسی آخرین وضعیت شیوع آنفلوانزای فوق حاد پرندگان و فعالیت بازار فریدون‌کنار در گفت‌وگو با مدیرکل محیط زیست مازندران 

سرما برسد، فاجعه رخ می‌دهد

ابراهیمی کارنامی: به دلیل شیوع ویروس آنفلوانزا در شرایط همه‌گیری کرونا، بازار پرنده‌فروشی باید تعطیل شود.

مهتاب جودکی | به مردم گفته‌اند که از میقان فاصله بگیرند و به پرندگان مرده دست نزنند. از این تالابِ استان مرکزی بیشتر از 1200 لاشه جمع و در خاک دفن کرده‌اند. بیماری در حال گسترش است و هشدارها پررنگ‌تر شده است. تست آنفولانزای فوق حاد پرندگان در لاشه‌های پیدا شده در ازباران فریدون‌کنار مثبت شده و در سواحل بابلسر 12 باکلان مرده پیدا کرده‌اند. موج سرما در راه است و سرما در مناطق تالابی که بیماری در آن‌ها دیده شده، یعنی مردن پرنده‌های بیشتر. پرندگان مهاجر در حال مردن‌‌هستند اما پرنده‌فروشی در بازار فریدون‌کنار همچنان رونق دارد، مثل هر سال و همیشه. دو ماه پیش فرمانداری فریدون‌کنار وعده داده بود که طرحی برای محدودیت این بازار ریخته و می‌خواهد خریداران پرندگان مهاجر را هم جریمه کنند. این وعده‌ها عملی نشدند و حالا حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان مازندران می‌گوید در شرایط همه‌گیری کرونا و تایید بیماری پرندگان، محدودیت کافی نیست و این بازار باید تعطیل شود. او در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت بازاری می‌گوید که تعطیلی آن مسئله مهم محیط‌زیست مازندران بوده اما هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده است.

آقای ابراهیمی! از آخرین وضعیت شیوع آنفولانزای فوق حاد پرندگان بگویید. 

قبل از این لاشه دو، سه پرنده در محمودآباد و فریدون‌کنار پیدا شده بود و دامپزشکی تست آنفلوانزای فوق حاد پرندگان را در قوی تلف شده تالاب «ازباران» فریدون‌کنار تایید کرد. دو روز پیش هم نیروهای یگان محیط‌زیست بابلسر لاشه 12 باکلان را در سواحل پیدا کرده‌اند. این لاشه‌ها را هم به اداره دامپزشکی تحویل داده‌ایم. بنابراین در شرایط خاصی قرار داریم و همین که سرما برسد، بیماری در پرندگان خودش را نشان می‌دهد و چون شعاع پروازی پرنذگان مهاجر گسترده است، احتمال آلوده‌شدن استان‌های دیگر هم وجود دارد.

در روزهای ابتدایی پیدا شدن لاشه‌ها در مازندران معاون بهداشتی و پیش‌گیری سازمان دامپزشکی کشور به «پیام ما» گفته بود که انتقال آنفولانزای فوق حاد پرندگان به انسان‌ها دور از انتظار نیست، هرچند تا امروز در ایران گزارش نشده. در کنار این همزمان جهان درگیر ویروس کروناست که خود برآمده از عامل حیوانی بود. این موارد به نظر شما شرایط را برای هشدار جدی درباره بیماری ویروسی پرنده‌ها جدی‌تر نکرده؟

ما هم شرایط را خاص می‌بینیم. با این‌که تلفات آنفولانزای پرندگان را در این دوره فقط در پرنده‌های مهاجر دیده‌ایم، مدام هشدار می‌دهیم که مردم و صاحبان طیور بومی مسئله را جدی بگیرند چون دست کم احتمال ابتلای ماکیان وجود دارد. از طرف دیگر بیماری آنفلوانزای فوق‌حاد پرندگان ناگهانی بروز پیدا می‌کند و اگر واقعا پیشگیری نشود، می‌تواند بسیار خسارت‌بار باشد. در کنار این‌ها متاسفانه هر چقدر پیگیری می‌کنیم باز هم این بازار فریدون‌کنار که می‌تواند محل اصلی شیوع این بیماری باشد، جمع نمی‌شود و تا الان موفق نشده‌ایم.

 خب چه کاری باید کرد؟ شما مدام می‌گویید غیرقانونی است، مسئولان مختلف هم همین را می‌گویند.  مگر فرماندار طرح نداشت؟ چرا اجرا نشد؟ فشار چه گروه‌هایی باعث شده این بازار همچنان پررونق باشد؟

فرماندار مکلف شده بود که این کار را انجام دهد. در روزهای گذشته هم با معاون سیاسی استاندار صحبت کردم و ایشان همراه است و خیلی محکم. این مرکز فریدون‌کنار هم غیربهداشتی است، هم قاچاق پرندگان در آن اتفاق می‌افتد و خیلی از ارگان‌های مرتبط بهداشتی و نظارتی باید پای کار بیایند.

الان دو تا موضوع اساسی داریم؛ یکی آنفلوانزای فوق حاد پرندگان که خیلی برای ما مهم است، چون قدرت انتقال بیماری در پرندگان مهاجر خیلی بیشتر است.

 این پرنده‌ها مدام در رفت و آمدند و در بازار فریدون‌کنار هم خرید و فروش می‌شوند. این بازار شرایط را بدتر می‌کند. یکی هم مسئله ویروس کروناست. تمام کشور را به خاطر این همه‌گیری تعطیل کردند اما ببینید چطور است که برای بازار فریدون‌کنار که می‌تواند کانون بالقوه انتشار کرونا باشد، هیچ کاری نمی‌کنند. ما حرفمان را شفاف می‌زنیم اما خیلی‌ها گوش نمی‌کنند. واقعیت این است که اگر استاندار و فرماندار بیاید پای کار اوضاع عوض می‌شود.

 خب مگر قرار به محدودیت بازار نبود؟ مگر فرماندار برنامه نداشت؟

در آن برنامه فرماندار که یک ماه و نیم پیش قرار بود اجرا شود، باید برنامه محدود کردن بازار را می‌دادند اما الان دیگر داستان عوض شده. شیوع آنفلوانزای فوق حاد پرندگان در کنار کرونا شرایط ویژه‌ای ایجاد کرده و بازار باید تعطیل شود. دیگر فقط محدود کردن مد نظر ما نیست. اصلا ما نباید بگوییم. خود آقای فرماندار باید تعطیل کند.

برای زمانی که سرما برسد و بیماری شایع شود، چه برنامه‌ای دارید؟

هنوز بیماری پرندگان را نینداخته است. اما اگر شرایط کمی تغییر کند و هوا سردتر شود، بیماری خودش را نشان می‌دهد و اگر رعایت نشود، یک فاجعه اتفاق می‌افتد. ما الان بیشتر توصیه می‌کنیم چون هنوز تلفات گسترده نشده اما باید خیلی مراقب باشیم، چون بالاخره سرما می‌رسد. البته امسال در دامگاه‌ها محدودیت حداقلی را ایجاد کرده‌ایم و فقط یک کرست و یک گذر به اضافه خود دوما فعال است. دامگاه‌ها مدام برپا می‌شود و بچه‌های ما در این شرایط کرونا واقعا گرفتار شده‌اند. اگر تلفات گسترده به هر دلیلی رخ دهد، باز هم محیط‌زیست باید جلو برود و در این شرایط بحرانی وارد عمل شود. باز هم ما باید تقبل کنیم و از آن طرف کلی از پرنده‌ها را از دست بدهیم. بیشتر پرنده‌ها را که صیادهای قاچاقچی می‌کشند و بخشی هم اینطوری با بیماری تلف می‌شود. این‌ها اتفاقاتی نیست که به آن بی‌تفاوت باشیم و دست روی دست بگذاریم. ما هشدارها را داده‌ایم.

چرا آقای ابراهیمی؟ گرفتاری محیط‌بانان چیست؟

من واقعا متاسفم که تا این حد به محیط‌زیست بی‌توجهی می‌شود و حمایت نمی‌شود. همه در این کرونا دیده می‌شوند، به جز محیط‌بانان ما. این نیروها اصلا حمایت نشده‌اند. 

هیچ کاری برای آن‌ها نکرده‌ایم. تجهیزات و امکانات به کنار، آن‌ها به ابزار تشویقی احتیاج دارند. رفاهی اگر بود، اگر کمک‌هایی به این قشر می‌شد، اوضاع فرق می‌کرد. در این یک سال که کرونا آمده، هر اداره و نهادی تعطیل شد اما محیط‌بان‌ها با قوت سر کار بوده‌اند شب و روز. چرا نباید این نیروها دیده شوند؟ مگر در شهرهای قرمز ادارات تعطیل نشدند؟ چرا هیچکس محیط‌بانان را ندید؟ واقعا برای آن‌ها ناراحتم.

 هیچ کاری نمی‌توانیم برای آن‌ها بکنیم. این نیروها که روز و شب خدمت می‌کنند، بیش از همه به تشویق و حمایت احتیاج دارند.

داشتید درباره سرما می‌گفتید و تلفات گسترده. قبل از اعمال این محدودیت حداقلی اوضاع چطور بود؟ الان مثلا نسبت به چهار سال پیش بهتر شده است؟

آن زمان چهار تا صید کرست داشتیم و یکی دو تا گذر. اما الان فقط یک کرست یا یک گذر داریم. محیط‌بان‌های فریدون‌کنار چهار پنج سال پیش به راحتی به دامگاه‌ها نمی‌رفتند اما الان هر روز پانزده، بیست رشته دامگاه هوایی را جمع می‌کنند. هرچند این باز هم مطلوب ما نیست.

مطلوب شما چیست؟

مطلوب ما این است که فقط روش سنتی دوما به کار گرفته شود باقی شیوه‌های صید غیرقانونی‌اند. بازارپرنده‌فروشی فریدون‌کنار هم که به صیادان غیرمجاز فرصت می‌دهد و این قدر سرسخت است، باید تعطیل شود.

هیچ کس نمی‌تواند درباره آذربایجان عزیز ما صحبت کند

ظریف در پاسخ به سخنان عجیب اردوغان:

هیچ کس نمی‌تواند درباره آذربایجان عزیز ما صحبت کند

اقدام رییس جمهور ترکیه در خواندن ابیاتی از یک شعر جدایی‌طلبانه درباره رود ارس در مرز ایران و جمهوری آذربایجان با انتقاد شدید کاربران شبکه‌های اجتماعی و برخی مقام‌های سیاسی روبه رو شده است.

رئیس جمهور ترکیه که برای شرکت در مراسم رژه نظامی نیرو‌های جمهوری آذربایجان به مناسبت اتمام اشغال منطقه قره‌باغ کوهستانی توسط ارمنستان، به باکو سفر کرده بود بیتی از یک شعر جدایی طلبانه خواند. این شعرخوانی با واکنش‌های متفاوت کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی و مسئولان ایرانی همراه شد. یکی از مسئولان ایرانی که به این شعر واکنش نشان داد وزیر امور خارجه ایران بود. ظریف در این باره گفت:« به اردوغان نگفته بودند شعری که به غلط در باکو خواند مربوط به جدایی قهری مناطق شمالی ارس از سرزمین مادریشان ایران است! آیا او نفهمید که علیه حاکمیت جمهوری آذربایجان سخن گفته است؟ هیچکس نمی‌تواند در باره آذربایجان عزیز ما صحبت کند».

رجب طیب اردوغان که در این مراسم به همراه الهام علی‌اف رئیس جمهور آذربایجان شرکت کرده بود، بیتی از یک شعر جدایی‌طلبانه درباره رود ارس در مرز ایران و جمهوری آذربایجان را علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران خواند.

او گفت: «ارس را جدا کردند و آن را با میله و سنگ پر کردند / من از تو جدا نمی‌شدم به زور جدایمان کردند» این شعر که به زبان ترکی است یکی از نماد‌های جدایی طلبی پان ترکیست‌ها است.

 سفیر ترکیه در تهران به وزارت امورخارجه احضار شد

سخنگوی وزارت امور خارجه از احضار سفیر ترکیه در جمهوری اسلامی ایران در واکنش به اظهارات مداخله جویانه و غیرقابل قبول رجب طیب اردوغان در سفر به باکو خبر داد.  به گزارش ایرنا از اداره کل اطلاع‌رسانی و امور سخنگویی وزارت امور خارجه،   «سعید خطیب‌زاده» روز جمعه  از احضار سفیر ترکیه در واکنش به اظهارات مداخله جویانه و غیرقابل قبول «رجب طیب اردوغان» ‌ خبر داد و افزود: سفیر ترکیه در تهران از سوی دستیار وزیر و مدیرکل اورآسیا به وزارت امور خارجه احضار و  ضمن ابلاغ مراتب اعتراض شدید، به سفیر تاکید شد جمهوری اسلامی ایران خواستار توضیح فوری دولت ترکیه در این خصوص است. سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: در جریان این احضار به سفیر ترکیه ابلاغ شد که دوران ادعاهای ارضی و امپراطوری‌های جنگ افروز و توسعه طلب سال‌هاست که سپری شده است. سخنگوی دستگاه سیاست خارجی خاطرنشان کرد: به سفیر ترکیه تاکید شد جمهوری اسلامی ایران به هیچ‌کس اجازه مداخله در مورد تمامیت ارضی خود را نمی‌دهد و همان طور که تاریخ پرافتخارش گواه است، در خصوص امنیت ملی خود حتی ذره‌ای کوتاه نمی‌آید.

 توهمات اردوغان به جای خطرناکی رسیده است

یک کارشناس مسائل بین‌الملل، با اشاره به اظهارات مداخله جویانه رییس جمهور ترکیه در روز پنج شنبه در باکو در ارتباط با ایران گفت: در دولت ترکیه کسانی که به آینده این کشور علاقه‌مند هستند باید اردوغان را از بازگویی این حرف‌های نادرست و متوهمانه بازدارند. 

سید رضا صدرالحسینی، در گفت‌وگو با ایسنا، در ارتباط با سخنرانی رئیس جمهور ترکیه در روز پنج شنبه در جشن پیروز قره‌باغ در باکو که شعری را در ارتباط با رود ارس خواند که از نمادهای جدایی طلبی «پان ترکیست‌ها» است، اظهار کرد: متاسفانه مدتی است که آقای اردوغان توهماتی که در مغزش می‌گذرد را به زبان جاری می‌کند و براساس این توهمات اقداماتی را انجام می‌دهد.

او  با بیان این‌که اظهارات اردوغان براساس تفکر نئوعثمانیسم مطرح  شده است، گفت: او در اظهارات اخیرش به نوعی بر موضوع جدایی بخشی از ایران و اضافه شدن آن به آذربایجان و سپس الحاق آذربایجان به ”امپراتوری عثمانی بزرگ” تاکید دارد .

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این‌که توهمات اردوغان به نقاط خطرناکی رسیده است، ادامه داد: او در طول مدت اخیر، علی رغم مخالفت احزاب مختلف در ترکیه موضوع ترکیه بزرگ را مطرح  کرده و در اظهارات اخیرش متوجه این موضوع نبوده است که قبل از سال 1918 این منطقه به نام آذربایجان نامیده نمی‌شده است و بعد از این که بخشی از ایران توسط روس‌ها در قالب عهدنامه ننگین گلستان از کشور جدا شد این منطقه به نام آذربایجان نام‌گذاری شد.

صدرالحسینی با بیان این‌که مناسب است آقای اردوغان تاریخ منطقه را یکبار دیگر مرور کند و مشاورانش به او بگویند که تا قبل از 1918 منطقه آذربایجان مطرح نبوده و بعد از جدایی از ایران این نام‌گذاری صورت می‌گیرد، تاکید کرد: مناسب است در دولت ترکیه مشاوران دلسوز و کسانی که به آینده ترکیه علاقه‌مند هستند اردوغان را از بازگویی این حرف‌های نادرست و توهم گونه که به نوعی بزرگتر از دهانشان است، بازدارند. 

او با تاکید بر این که اردوغان روز پنج‌شنبه در اظهاراتش در باکو نقشه بعدی امپراطوری عثمانی را به صورت غیررسمی اعلام کرد، ادامه داد: او در جشن پیروزی آذربایجان شعری را درباره ارس خواند و در آن شعر خطاب به مردم آذربایجان ایران اعلام کرد (ما از شما جدا نمی‌شویم ما را به زور از شما جدا کردند. ارس به زودی قدرت می‌گیرد).

 او تصریح کرد: خلاصه آقای اردوغان یادش باشد که ذوق شاعری و طبع شعری ما بسیار بهتر از او است که همه داشته‌هایش بر پایه توهمات برقرار شده و دیر یا زود هویتش در برابر بسیاری از مشکلات و مسائل مشخص می‌شود. مهم واکنش سریع، قاطع و صریح مقامات سیاسی ایران خواهد بود.

صدرالحسینی با بیان این‌که ایران باید در ارتباط با حرف‌های اردوغان به صورت آشکارا و رسمی موضع بگیرد، خاطر نشان کرد: درست است که ما با ترکیه در برخی از حوزه‌ها همکاری داریم ولی باید در برابر زیاده خواهی‌های ارضی رئیس‌جمهور این کشور در حوزه جغرافیایی که خط قرمز ماست واکنش صریحی داشته باشیم.

سید غنی نظری نماینده خلخال و کوثر در واکنش به این شعر خوانی گفت: سیاست خارجیِ نوعثمانیسیم، اردوغان را به حدی سردرگم کرده که تاریخ منطقه را هم فراموش کرده است. اساتید تاریخ و صاحبان کرسی‌های علمِ سیاست در ترکیه به او یادآوری کنند که آذربایجانِ بزرگ متعلق به کجا بود. تمامیت ارضی، خط قرمز ماست.

او پادشاه زبان فارسی در افغانستان بود

یادی از رهنورد زریاب، نویسنده بلند آوازه افغانستانی که بر اثر کرونا درگذشت

او پادشاه زبان فارسی در افغانستان بود

زریاب در سال‌های اخیر سفرهای مختلفی به ایران داشت و در این سفرها با چهره‌ها و شخصیت‌های مهم ادبیات فارسی دیدار و درباره موضوعات مختلف گفت‌وگو می‌کرد.

زندگی در کابل برای منی که در ایران به دنیا آمده بودم و خانواده، دوستان و خاطراتم همه در مشهد جا مانده بودند، در کنار مشکلاتی که داشت، خوبی‌های خاص خود را هم داشت. یکی از آن‌ها دیدن استاد محمد اعظم رهنورد زریاب بود، مردی که او را ستون زبان و ادبیات فارسی در افغانستان می‌دانند. سال ۱۳۹۳ در روزهایی که کارمند یکی از رسانه‌های خصوصی افغانستان بودم، هر روز ساعت سه بعدظهر رهنورد زریاب از راه می‌رسید، پشت میزش می‌نشست و به عنوان ویراستار ارشد مهم‌ترین رسانه خصوصی افغانستان وظیفه خود را برای پاسداری از زبان و ادبیات فارسی انجام می‌داد. او در واقع پادشاه زبان فارسی در افغانستان بود که سربازانش را برای درست نوشتن و درست خواندن کلمات، آموزش می‌داد.

در روزهایی که جمعیت زیادی از افغانستانی‌ها به سمت اروپا مهاجرت می‌کردند، در حالی که با استاد زریاب صحبت می‌کردم ایشان گفتند: «می‌دانی تفاوت مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران و مهاجرت آن‌ها به اروپا در چیست؟» او معتقد بود که زبان مشترک ایران و افغانستان یک فرصت فوق‌العاده برای مهاجران افغانستانی که به این کشور مهاجرت کرده‌اند فراهم کرده، فرصتی که باعث تربیت شاعران و نویسندگان مهاجر افغانستانی در ایران شد، چهره‌هایی که امروز نام‌شان در آسمان ادبیات معاصر زبان فارسی می‌درخشد. استاد زریاب معتقد بود که 30 سال بعد مهاجران افغانستانی که به اروپا رفته‌اند، احتمالا نه تنها در حوزه زبان فارسی تالیف و تولیدی ندارند، بلکه شاید بچه‌های آن‌ها زبان مادری خود را فراموش کنند. او به زبان مشترک اهمیت زیادی می‌داد و آن را میراث ارزشمند و مشترکی می‌دانست که پیشینیان ما برای ما به یادگار گذاشته‌اند. همین نگاه او به زبان و ادبیات فارسی باعث شده بود که او در این سال‌ها به یکی از مهم‌ترین چهره‌های حامی زبان و ادبیات فارسی در افغانستان تبدیل شود.

زریاب مردی که به خانه بازگشت

محمد اعظم رهنورد زریاب در سال ۱۳۲۳ در کابل به دنیا آمد. سال ۱۳۴۴ در رشته خبرنگاری در دانشگاه کابل پذیرفته شد و سال ۱۳۵۰ با بورسیه دولت بریتانیا برای ادامه تحصیل در همان رشته به ولز جنوبی رفت. او در طول سال‌های زندگی خود در کنار نوشتن، چند سمت دولتی داشت. در دهه ۵۰ به زندان رفت و در سال‌های حکومت طالبان به فرانسه مهاجرت کرد. زریاب که در طول سال‌های دوری از وطن دلش در کوچه پس کوچه‌های کابل جا مانده بود، سال 1382 به کابل بازگشت و به عنوان مشاور وزیر اطلاعات و فرهنگ  فعالیت کرد و در سال‌های اخیر در کنار نوشتن کتاب در یکی از رسانه‌های خصوصی افغانستان فعالیت داشت. جایگاه ویژه رهنورد زریاب در میان نویسندگان، شاعران و فرهنگیان افغانستان در طول این سال‌ها او را به عنوان چهره‌ای مهم در افغانستان معرفی کرده بود تا آنجا که در سال‌های اخیر سفرهای مختلفی به ایران داشت و در این سفرها با چهره‌ها و شخصیت‌های مهم ادبیات فارسی دیدار و درباره موضوعات مختلف گفت‌وگو می‌کرد. 

من کتاب گلنار و آینه رهنورد زریاب را با نور چراغ قوه خواندم

یکی از مهم‌ترین این سفرها سال ۱۳۹۵ بود. رهنورد زریاب در آن سال به مشهد رفت و پس از دیدار با دوستانش به تهران آمد تا در شبی که مجله بخارا برایش تدارک دیده بود حضور داشته باشد.

محمود دولت‌آبادی نویسنده نام‌آشنای ایرانی در سخنانی در شب رهنورد زریاب که در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ در تهران برگزار شد، گفت: «به گمان من اهمیتی که استاد زریاب دارد، این است که پایبند به جامعه پیشرفته غربی نشد و به افغانستان برگشت. ارتباط با جهان بیگانه اجتناب ناپذیر است، با جهان متمدن باید ارتباط آگاهانه داشته باشیم، این کار را زریاب انجام داده است. اگر من از مردم افغانستان بودم خیلی بیشتر از این سپاسگزار رهنورد زریاب می‌بودم. آثار زریاب کمکی است که بین ما و روحیه افزون زده هند ارتباط ایجاد می‌کند. من کتاب گلنار و آینه رهنورد زریاب را با نور چراغ قوه خواندم.»

نقش نویسندگان و مترجمان ایرانی در زندگی من برجسته است

رهنورد زریاب در شبی که مجله بخارا برای او گرفته بود در سخنانی می‌گوید: «من مرهون و مدیون و بدهکار تمامی نویسندگان بزرگ جهان،پژوهشگران جهان و نظریه‌پردازان بزرگ جهان هستم. در این میان نقش نویسندگان، پژوهشگران به ویژه مترجمان ایرانی سخت برجسته است.»

او در ادامه به تاثیر کتاب‌ها و مجلات ایرانی اشاره می‌کند که برادر بزرگش آن‌ها را می‌خریده و در دهه 30 به خانه‌شان در کابل می‌برده. زریاب تاثیر پذیری از آثار محمد حجازی(1352-1279) نویسنده ایرانی را مهم‌ترین دلیل برای ورود به دنیای داستان می‌داند. آثار صادق هدایت بر او اثر گذاشته است و ترجمه‌های مترجمان ایرانی باعث شد که او با آثار ادبیات جهان آشنا شود. او در بخش دیگری از سخنانش به اولین فیلم سینمایی ایرانی که در سال 1340 به کابل آمد اشاره می‌کند و از خوشحالی مردمی سخن می‌گوید که فیلمی بر پرده سینماهای کابل دیدند که بازیگرانش با زبان فارسی سخن می‌گفتند. رهنورد زریاب از تاثیرگذاری آثار منتشر شده در ایران بر جوانان افغانستانی در دهه‌های مختلف هم می‌گوید. این تاثیرگذاری نتیجه همان زبان مشترک بین ایران و افغانستان است که استاد یادآوری کرده بود، زبان مشترکی که علاوه بر این‌که شما می‌توانید از تالیفات کشور هم‌زبان‌تان بهره ببرید از آثار ترجمه شده توسط مترجمان آن هم مستفیض می‌شوید، زبان مشترکی که دیدار مقامات عالی رتبه سیاسی‌اش رو در رو و بدون حضور مترجم برگزار می‌شود و به ما یادآوری می‌کند که این میراث ارزشمند تا چه اندازه اهمیت دارد.  

در افغانستان هنر و ادبیات به فراموشی سپرده شده است

ظاهرا اوضاع نابسامان افغانستان در سال‌های اخیر بر رهنورد زریاب هم اثر گذاشته بود، تا آنجا که او در شهریور ماه سال جاری و در مراسمی که برای پاسداشت از ۵۰ سال فعالیت فرهنگی او در کابل برگزار شد، گفت: «هنر و ادبیات در افغانستان به فراموشی سپرده شده است. ادبیات فضیلت است، هنر‌ها فضیلت هستند. چون فضایل به فراموشی سپرده شده‌اند، هنر‌ها و ادبیات هنر هم در این کشور به فراموشی سپرده شده‌اند.»

رهنورد زریاب با آن‌که امکان مهاجرت به کشورهای غربی داشت و می‌توانست مانند بسیاری دیگر از هموطنان خود زندگی آرامی را در یکی از کشورهای اروپایی تجربه کند، اما ماندن در کابل را بر رفتن به غربت ترجیح داد، او در خانه ماند و پیر و چراغ راه جوانانی شد که کمر همت خود را برای کامیابی افغانستان نوین (افغانستان پساطالبان) بسته‌اند. 

تاثیرگذاری رهنورد زریاب بر ادبیات افغانستان بر کسی پوشیده نیست

محمدکاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر نام‌آشنای افغانستانی که در مشهد زندگی می‌‌کند با انتشار پستی در کانال تلگرامی خود درباره رهنورد زریاب نوشته است: «استاد رهنورد زریاب از بزرگترین نویسندگان معاصر افغانستان در عرصه رمان، داستان کوتاه و نقد ادبی است. به جرات می‌توان گفت که یکی از شناخته‌شده ترین چهره‌های ادبیات معاصر افغانستان، رهنورد زریاب است. تاثیرگذاری او بر بخش‌های مختلف ادبیات افغانستان بر کسی پوشیده نیست.»

ماموریت فوری‌حذف کربن

 دبیرکل سازمان ملل درباره وخیم شدن شاخص‌های اقلیمی به رهبران جهان هشدار داد 

ماموریت فوری‌حذف کربن

گوترش: تا ماه آینده، کشورهایی که انتشاردهنده بیش از ۶۵ درصد گازهای مضر گلخانه‌ای بوده و نماینده بیش از ۷۰ درصد اقتصاد جهان هستند، متعهد به «صفر خالص کربن» تا اواسط قرن خواهند بود.

پنج سال از امضای توافق‌نامه پاریس می‌گذرد. توافقی که در چارچوب کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد با هدف جلوگیری از افزایش دمای زمین تدوین شد. نمایندگان 195 کشور در این معاهده بین‌المللی متعهد شدند برنامه آن‌ها در جریان توسعه اقتصادی، باعث افزایش گازهای گلخانه‌ای نشود. روز گذشته دبیر کل سازمان ملل متحد گفت: «تا ماه آینده، کشورهایی که انتشاردهنده بیش از ۶۵ درصد گازهای مضر گلخانه‌ای بوده و نماینده بیش از ۷۰ درصد اقتصاد جهان هستند، متعهد به «صفر خالص کربن» تا اواسط قرن خواهند بود» گوترش تاکید کرده که باید ائتلاف جهانی برای به صفر رساندن انتشار کربن تا ۲۰۵۰ ایجاد کنیم و هر کشور، شهر و نهاد مالی باید برنامه‌هایی را برای صفر خالص اتخاذ کند و فورا برای رسیدن به این هدف اقدام کند.

آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل متحد در حالی از تشکیل ائتلافی امیدوارکننده برای کاهش تولید کربن در جهان خبر می‌دهد که تولید دی‌اکسید‌کربن در دنیا همچنان در حال افزایش است، گوترش در سالگرد امضای توافق‌نامه پاریس اعلام کرده است: «در حالی جهان پنجمین سالگرد تصویب توافق‌نامه مهم پاریس در مورد تغییرات اقلیمی را گرامی می‌دارد که جنبشی امیدوارکننده برای به صفر رساندن انتشار کربن در حال شکل‌گیری است. در عین حال، شاخص‌های اصلی اقلیمی در حال وخیم‌تر شدن هستند. هرچند همه‌گیری کرونا به‌طور موقت میزان انتشار را کاهش داده است، دی اکسید کربن هنوز در بالاترین سطح قرار دارد و در حال افزایش است. دهه گذشته گرمترین دوره ثبت شده بود، یخ‌های دریای قطب شمال در ماه اکتبر کمترین میزان را تجربه کرد و آتش سوزیهای آخرالزمانی، سیل، خشکسالی و طوفان به طور فزاینده ای به یک هنجار تبدیل شده اند و تنوع زیستی در حال سقوط است، بیابان ها در حال گسترش و اقیانوس ها به وسیله زباله های پلاستیکی در حال گرم شدن و خفگی هستند، علم به ما گوشزد می کند اگر تا 2030 و به طور سالیانه تولید سوخت فسیلی را تا 6 درصد کاهش ندهیم، شرایط بدتر خواهد شد. در عوض، دنیا  درصدد افزایش برای دو درصد سالیانه است.» گوترش معتقد است: «آنچه باید انجام دهیم نخست، باید ائتلاف جهانی برای به صفر رساندن انتشار کربن تا 2050 ایجاد کنیم. یکی از بهترین متحدان ما طبیعت است، راه‌حل‌های  طبیعت‌محور می‌توانند یک سوم کاهش خالص انتشار گازهای گلخانه‌ای مورد نیاز برای دستیابی به اهداف توافق‌نامه پاریس را فراهم کنند. دانش بومی می‌تواند به نشان دادن راه کمک کند. و در حالی که بشر راهبرد‌هایی  را برای حفظ محیط زیست و ساختن اقتصاد سبز در نظر می‌گیرد، به زنان تصمیم گیرنده بیشتری در این فرآیند احتیاج داریم.» دبیرکل سازمان ملل در شرایطی از لزوم تغییر سیاست‌های محیط‌زیستی جهان سخن گفته که برخی کشورها همچنان در شرایط نامطلوبی از نظر سیاستی به سر می‌برند. به گزارش روزنامه «پیام‌ما»، چند روز پیش از سوی موسسه مردم نهاد و محیط زیستی آلمانی گرین‌واچ با همکاری موسسه نیوکلایمت در سال 2020 گزارش جهانی عملکرد محیط‌زیست منتشر شده که نشان می‌دهد هشت کشور عضو گروه 20 در زمینه انتشار آلاینده‌ها عملکرد ضعیفی داشته‌اند. عربستان که یکی از اعضای این گروه است، دارای ضعیف‌ترین عملکرد بوده، این گزارش نشان داده بهبود اقتصادی پس از بحران کرونا اگر طراحی درستی داشته باشد، می‌تواند سرعت کاهش آلاینده‌ها را تسریع کند. بر اساس این گزارش بخش انرژی تاثیر بسیاری در میزان آلاینده‌های دی‌اکسید‌کربن کشورها دارد. این گزارش نشان می‌دهد دنیا در زمینه انرژی‌های تجدید‌پذیر ظرفیت بالایی برای کاهش میزان آلاینده‌ها دارد و باید سرعت به‌کارگیری از این انرژی‌ها را بالا ببرد. انرژی باد و خورشید از ارزان‌ترین منابع تولید برق در بیشتر کشورهای جهان هستند. در این زمینه ترکیه و اندونزی به همراه برزیل و انگلستان تنها کشورهای گروه 20  هستند که عملکرد خوبی در بخش انرژی‌ تجدیدپذیر داشته‌اند.

گوترش با تاکید بر نیاز به ائتلاف و هم‌صدایی کشورها برای کاهش تولید کربن می‌گوید: «هر کشور، شهر و نهاد مالی باید برنامه‌هایی را برای صفر خالص اتخاذ کند و فورا برای رسیدن به  این هدف اقدام کند، این به معنای کاهش 45 درصدی سطح انتشار جهانی تا 2030 در مقایسه با 2010 است.  پیش از کنفرانس اقلیمی نوامبر آینده سازمان ملل متحد در گلاسگو، دولت‌ها بر اساس توافق‌نامه پاریس موظف شده‌اند که هر پنج سال یک بار با بلندپروازی بیشتر عمل کنند و تعهدات تقویت شده خود را که به عنوان «مشارکت‌های تعیین شده ملی» معرفی می‌شوند، ارائه دهند و این مشارکت‌ها باید نشان دهنده بلند پروازی واقعی برای خنثی‌سازی کربن باشند.»

گوترش در خصوص ابعاد اقتصادی این موضوع نیز می‌گوید: «فناوری در کنار ماست. هزینه بهره‌برداری از اغلب کارخانه‌های امروزی تولید ذغال سنگ بیشتر از هزینه ساخت نیروگاه‌های جدید تجدید‌پذیر از ابتدا است. تحلیل اقتصادی، ژرف‌اندیشی این راه را تایید می‌کند. براساس اعلام سازمان بین‌المللی کار، با وجود از بین رفتن اجتناب‌ناپذیر برخی مشاغل، 18 میلیون شغل جدید در نتیجه انتقال به انرژی‌های پاک تا 2030 ایجاد می‌شود.

 اما باید هزینه‌های انسانی ناشی از کربن‌زدایی را بشناسیم و از کارگران، با حمایت اجتماعی، توانمند‌سازی مجدد و ارتقای مهارت حمایت کنیم تا انتقال عادلانه باشد»

راهکاری که دبیرکل سازمان ملل برای کاهش تولید کربن مطرح می‌کند افزایش هزینه استفاده از آن است، گوترش می‌گوید: «باید اقتصاد جهانی را با توافق‌نامه پاریس و آرمان‌های توسعه پایدار هم‌سو کنیم، تا آن‌ها بدانند که این توافق‌نامه طرحی جهانی برای آینده‌ای بهتر است. باید هزینه استفاده از کربن را افزایش، یارانه و تامین مالی سوخت‌های فسیلی را قطع کنیم. ساخت نیروگاه‌های جدید ذغال‌سنگ را متوقف کنیم. بار مالیاتی را «از درآمد» به «کربن»  و از مالیات دهندگان به آلوده کنندگان تغییر دهیم. 

افشای خطرات مالی مربوط به مسائل اقلیمی را اجباری کنیم و هدف خنثی‌سازی کربن را در کلیه تصمیمات اقتصادی و مالی در نظر بگیریم. بانک‌ها باید وام خود را با هدف صفر کردن تولید کربن هماهنگ کنند و صاحبان و مدیران سرمایه باید فعالیت‌های خود را کربن‌زدایی کنند» آنتونیو گوترش در ادامه سخنان خود راهکارهای دیگری را پیش پای کشورها برای کاهش تولید کربن گذاشته است، از جمله این‌که: «باید دستیابی به سازگاری و تاب‌آوری را برای کمک به افراد آسیب دیده از تاثیرات ناگوار تغییرات اقلیمی، تضمین کنیم. امروز کار به اندازه کافی انجام نمی‌گیرد، سازگاری با تغییرات اقلیمی تنها 20 درصد از منابع مالی اقلیمی را در اختیار دارد. این مانعی برای تلاش‌های ما در جهت کاهش خطر بلایا است. این هوشمندانه نیز نیست، زیرا که هر یک دلار سرمایه‌گذاری در اقدامات مربوط به سازگاری با تغییرات اقلیمی می‌تواند حدود ۴ دلار سوددهی داشته باشد. سازگاری و تاب‌آوری به ویژه برای کشورهای کوچک جزیره‌ای در حال توسعه ضروری است، که با تغییرات اقلیمی به عنوان خطری بالفعل رو‌به‌رو هستند.»

گوترش از برنامه‌های سازمان ملل در راستای این هدف هم گفت و اعلام کرد: «سال آینده از طریق کنفرانس‌های مهم سازمان ملل متحد و سایر تلاش‌ها در زمینه تنوع زیستی، اقیانوس‌ها، حمل‌و‌نقل، انرژی، شهرها و نظام‌های غذایی فرصت‌های فراوانی برای رسیدگی به موارد اضطراری تخریب محیط‌زیست سیاره زمین در اختیار ما قرار می‌گیرد. یکی از بهترین متحدان ما طبیعت است، راه حل‌های  طبیعت محور می‌توانند یک سوم کاهش خالص انتشار گازهای گلخانه‌ای مورد نیاز برای دستیابی به اهداف توافق‌نامه پاریس را فراهم کنند. دانش بومی می‌تواند به نشان دادن راه کمک کند. در حالی که بشر راهبردهایی  را برای حفظ محیط زیست و ساختن اقتصاد سبز در نظر می‌گیرد، به زنان تصمیم گیرنده بیشتری در این فرآیند احتیاج داریم.»

دبیرکل سازمان ملل با اشاره به تاثیرات پاندمی کرونا بر مسائل محیط‌زیستی می‌گوید: «کووید و اقلیم، ما را به آستانه‌ای رسانده که نمی‌توانیم به حالت سابق نابرابری و شکنندگی بازگردیم. در عوض، باید گامی به سوی مسیری امن‌تر و پایدارتر برداریم. این آزمون پیچیده سیاست و آزمون فوری اخلاقی است.

 با تصمیماتی که امروز مسیر دهه‌های آینده را تعیین می‌کند، باید بهبودی از همه‌گیری و اقدامات اقلیمی را دو روی یک سکه قرار دهیم.» تیرماه سال جاری بود که گروهی از شرکت‌های عمده نفتی جهان برای نخستین بار هدفی مشترک برای مهار تولید کربن تعیین کرده و توافق کردند میانگین حجم کربن منتشر شده در عملیات‌ نفت و گاز بالادست خود را تا سال 2025  به معادل 20 تا 21 کیلوگرم دی‌اکسید کربن برای هر بشکه نفت کاهش دهند، خط پایه این رقم در سال 2017  معادل 23 کیلوگرم دی‌اکسید کربن برای هر بشکه نفت بود.

 پس از این توافق اعلام شد این اهداف می‌توانند در آینده به دیگر بخش‌ها مانند گاز طبیعی مایع شده و پالایش هم تعمیم داده شود. به نظر می‌رسد کشورها و گروه‌های بزرگ بین‌المللی با توجه به شرایط فعلی دنیا باید توجه به کاهش تولید کربن و راهکارهای رسیدن به هدفی که به تعبیر گوترش «فوری‌ترین ماموریت جهان است» بیش از گذشته مورد توجه قرار دهند