بایگانی مطالب نشریه
بازنگری قانون اساسی اشکالی ندارد
رئیس جمهوری در همایش حقوق اساسی و شهروندی:
بازنگری قانون اساسی اشکالی ندارد
روحانی: دولت، مجلس و قوه قضاییه فهم مشترکی از قانون اساسی ندارند.
رئیسجمهور گفت: بحث بازنگری قانون اساسی زمانی که موردنیاز باشد، اشکالی هم ندارد. به گزارش ایسنا، حسن روحانی در همایش حقوق اساسی و شهروندی با بیان اینکه آرای مردم نقش بسیار اساسی دارد منتها ما در کشورمان متأسفانه نظام حزبی نداریم، گفت: وقتی شما در حکومتی به آرای مردم اتکا میکنید که مردم باید رای دهند، اگر سیستم حزبی نداشته باشید کار مقداری سخت میشود. یعنی با جنجال و سر و صدا نزدیک انتخابات و شعارهای مختلف ممکن است در هدایت مردم برای اینکه چه کسی و چه کسانی را انتخاب کنند کار مقداری سخت و مشکل شود.
رئیسجمهور گفت: اما اگر نظام حزبی باشد راحتتر است. در نظام حزبی مدام بحث و گفتوگو و چارچوب را مشخص میکنند. نظام و قانون اساسی ما حزبی نیست و بر مبنای حزب بنا نشده است یعنی در انتخابات به فرد رای میدهیم به حزب رای نمیدهیم میخواهد مجلس یا شورای شهر یا خبرگان باشد. در ریاست جمهوری هم فیلتر حزبی نداریم. روحانی تاکید کرد: به هر حال هر کشوری در انتخابات فیلترهایی دارد، ما فیلتر حزبی نداریم. این فیلتر از طریق شورای نگهبان اعمال میشود و حزبی نیست و ما اشکالات این چنین داریم که باید روی اینها فکر کنیم. رئیسجمهور با تاکید بر اینکه بحث بازنگری قانون اساسی زمانی که مورد نیاز باشد، اشکالی هم ندارد، گفت: قانون اساسی معمولاً دیر به دیر در دنیا اصلاح میشود. ۳۱ سال است قانون اساسی تغییر نکرده است. قبلاً ۱۰ سال پس از ارتحال حضرت امام (ره) در قانون اساسی اصلاحاتی انجام گرفت. اما ۳۱ سال قانون اساسی تغییر نکرد و ممکن است زمانی تغییر کند.
او یادآور شد: یکی از مباحثی که جای آن خالی است، این است که آیا خوب است نظام حزبی داخل قانون اساسی بیاید یا نه؟ وقتی در مجمع تشخیص هم درباره قانون انتخابات بحث میکردیم، چارچوبی را در کمیسیون تصویب کردیم که آن زمان به دلایلی متوقف شد. در صحن مجمع ۴ ماده تصویب و بعد متوقف شد. در آن چارچوب سیاستهای کلی قانون انتخابات نظام حزبی را ما پیشبینی کردیم که مردم میتوانستند در آن به جای فرد به حزب دهند.
روحانی با تاکید بر اینکه قانون اساسی ما یکی از قانونهای اساسی قابل توجه در سطح جهان است و میتوانیم به آن ببالیم، تصریح کرد: از سال ۵۸ که این قانون اساسی تدوین شده و مخصوصاً جاهایی که درباره حقوق ملت آمده و فصل ۳ آن که قوانین روشن و اصول واضح و مدرن است، چیزی است که میتوان آن را در دنیا به عنوان یک قانون اساسی مدرن عرضه کرد. رئیسجمهور گفت: متاسفانه فهم همه از قانون اساسی یکی نیست، البته در قانون پیشبینی شده اگر در بخشی از آن نیاز به تفسیر بود، چه نهادی باید تفسیر لازم را انجام دهد. اما قبل از اینکه به تفسیر قانون برسیم، برداشت و فهم خیلی مهم است که ما از این قانون اساسی چه برداشت و چه فهمی داریم. او با تاکید بر اینکه ارکان حکومت یعنی دولت، مجلس و قوهقضاییه فهم مشترکی از قانون اساسی ندارند، تصریح کرد: قوا به مانند هم نمیاندیشند و ممکن است در مسائل فنی و مهم اختلافنظر باشد. زیرا گاهی اوقات میشنویم که بعضی از نمایندگان مجلس میگویند ما باید بر کار وزرا نظارت کنیم که این نشان از برداشت ناقص از قانون اساسی است. روحانی با بیان اینکه البته نمایندگان در یک مفهومی ممکن است از وزرا سوال کنند ولی در قانون نظارت بر کار وزرا وجود ندارد، اظهار کرد: این رئیسجمهوری است که بر کار وزیر نظارت میکند. به عبارتی نظارت بر کار وزیر از وظایف رئیسجمهوری است و رئیسجمهوری اختلاف دو وزیر را حل میکند و هماهنگی بین دو وزیر یا چند وزیر بر عهده رئیسجمهوری است. رئیسجمهور با یادآوری اینکه مجلس در جاهایی که صلاح میداند میتواند استیضاح را در دستور کار قرار دهد، گفت: مجلس همچنین با تحقیق و تفحص هم در جاهایی که لازم میداند میتواند مفهوم نظارت را انجام دهد ولی در قانون کلمه نظارت مجلس بر کار دولت ذکر نشده است. او با بیان اینکه فهم و استنباط ما از قانون شبیه یکدیگر نیست، تأکید کرد: برنامه برای دولت را چه کسی باید بنویسد؟ البته در زمان رژیم گذشته به عنوان نمونه برنامه پنجساله و شبیه آن نوشته میشد ولی در جمهوری اسلامی و برنامه طبق اصل ۱۳۴ و اجرای قانون بر عهده رئیسجمهوری است و به صراحت در قانون ذکر شده که خطمشی و برنامه به عهده رئیسجمهوری است و ذکر شده که وقتی برنامه و خطمشی بر عهده رئیسجمهوری است، چند بار باید برنامه تعیین کنیم. روحانی یادآور شد: زمانی رئیسجمهوری برنامه لازم را تعیین میکند تا انتخاب شود و در انتخابات برنامه را ارائه میکند و در مصاحبه با مردم و در اجتماعات برنامههایش را اعلام میکند. رئیسجمهور ادامه داد: اصل ۱۳۴ قانون اساسی میگوید تعیین خط و مشی بر عهده رئیسجمهور است و مجلس برنامه پنجساله تصویب میکند. درک و فهم اینگونه مسایل که چگونه تلفیق میشوند بسیار مهم است. استادان حقوق و حقوقدانان بر مبنای این قانون اساسی بر روی مواردی که موارد اختلاف نظر است، باید فکر کنند و نظر دهند و این بحث شود و پخته شود و ما به یک اجماع نظر در این مسائل برسیم. او با بیان اینکه نکته بسیار مهم قانون اساسی این است که مسئول اجرای قانون اساسی چه کسی است؟ تاکید کرد: اصل ۱۱۳ قانون اساسی چند مسئله دارد؛ اولاً جایگاه رئیسجمهوری را تعریف میکند و میگوید رئیسجمهوری دومین مقام کشور است و عالیترین مقام رسمی کشور بعد از رهبری، رئیسجمهوری است بلافاصله بعد از این میگوید مسئول اجرای قانون اساسی است، یعنی کسی که بعد از رهبری بالاترین مقام کشور است، مسئولیت اجرای قانون اساسی را به عهده دارد و جز مواردی که البته بر عهده رهبری است.
او افزود: این موضوع خیلی روشن و شفاف است. وقتی اول و آخر این قانون خوانده میشود معنایش این است که رئیسجمهوری در قوه مجریه مسئول اجرای قانون اساسی است. گفتن این حرف لغو است، معلوم است هر کسی در بخش خود مسئول اجرای قانون است، این موضوع گفتن ندارد. این حرف بیخاصیت و بیمعنایی است! یکی از جاهایی که تفسیر نمیخواهد همینجا است و اختلاف برداشتی در این زمینه وجود ندارد. روحانی با اشاره به برداشت متفاوت برخی از اصل ۱۳۴ قانون اساسی اظهار کرد: شورای نگهبان در برداشت آخر خود تفسیری داشته که مسئله مهمی است. البته آنجا در دورههای ابتدای انقلاب برداشت دیگری داشتند، باید حقوقدانان برای این موضوع فکری کنند. در هر دورهای یک جور تفسیر میکنند، وگرنه ممکن است شورای نگهبان در دوره دیگری تفسیر دیگری ارائه دهد.
رئیسجمهور با اشاره به جایگاه همهپرسی در قانون اساسی تصریح کرد: اصل ۵۹ قانون اساسی میتواند در مقاطعی که اختلاف نظر اساسی وجود دارد و اتفاق نظری وجود ندارد، مهم باشد. البته باید موضوع مهمی باشد تا بحث و بررسی شود و در اختیار آرای عمومی و به رفراندوم گذاشته شود. البته سازوکار این اصل خیلی پیچیده است ولی بعد از ۴۰ سال میتواند یک بار اجرا شود.
آیا در تهران زلزله بزرگتری رخ می دهد؟
آیا در تهران زلزله بزرگتری رخ می دهد؟
یادداشتی از امیر ساعدی داریان استادیار دانشکده عمران دانشگاه شهید بهشتی
بیست و نهم آذر ماه حدود ساعت سه و پنج دقیقه صبح، زلزلهای با بزرگای ۴ ریشتر در عمق ۸ کیلومتری سطح زمین، در حوالی دماوند(۸ کیلومتری شهر دماوند و حدود ۵۷ کیلومتری شهر تهران) به وقوع پیوست.حال این سوال مطرح میشود که آیا این زلزله پس لرزهی، زلزله ی ۱۸ اردیبهشت ماه سال جاری(با بزرگای پنج و یکدهم ریشتر) است؟ زلزلهای که در همین محدودهی مورد نظر رخ داد و در اکثر نقاط تهران و حومه حس شد. معمولا با چند دلیل یک زلزله را پس لرزه ی زلزله ی دیگری میدانیم؛
اول؛ پس لرزه باید به لحاظ بزرگا از زلزلهی اصلی کوچکتر باشد (که این زلزله این شرط را دارا بود).
دوم؛ در محدودهی مکانی همان زلزلهی قبلی رخ دهد( که این شرط را هم دارا بود).
سوم اینکه؛ باید در مدت زمان معینی بعد از زلزلهی اصلی رخ دهد و اینجاست که چند شُبهه ایجاد میشود. به این معنا که آخرین زلزلهی بزرگتر از دو و نیم ریشتری که به عنوان پس لرزهی زلزلهی پنج و یکدهم ریشتری دماوند رخ داد، به تاریخ یکم آبان ماه برمیگردد که بزرگای دو و هفت دهم در مقیاس ریشتر داشت. نتیجه میگیریم که این زلزله به احتمال بالا نمیتواند پس لرزهی زلزلهی اردیبهشت ماه دماوند بوده باشد و این زلزله را باید به عنوان یک رخداد مستقل بررسی کنیم. سوال دومی که مطرح میشود و بیش از همه برای ساکنین تهران و اطراف آن مهم به نظر میرسد این است که؛ آیا این رخداد، پیش لرزه است و بعد از آن قرار است زلزله ی بزرگتری رخ دهد یا اینکه این زلزله، زلزله ی اصلی بوده و زلزلهی بزرگتری رخ نمیدهد؟ باید گفت که پاسخ به این سوال راحت نیست به این دلیل که کمبود امکاناتی که همواره در حوزه ی لرزه شناسی داشتهایم، دست و پای ما را بسته است. اما بر اساس یک قضاوت مهندسی و بر اساس شواهد و قرائن موجود، بهویژه بعد از تعداد متعدد پس لرزههای پس از زلزلهی اردیبهشت ماه، می توان بر استقلال این زلزله و پیش لرزه نبودنش رای داد همانطور که پس لرزه هم نیست. به همین جهت به نظر میرسد که بعد از این زلزله، زلزلهی بزرگتری در روزهای آتی نخواهیم داشت. باز هم باید تاکید کرد که هیچ گاه قطعیتی وجود ندارد اما همانطور که گفته شد یک قضاوت مهندسی با احتمال بالاست.
شورای شهر سرانجام آلودگی هوا را دید
آلودگی هوا دوباره به معضل اصلی کلانشهرها تبدیل شده و لکههای تیره رنگ دوباره پایشان به آسمان پایتخت باز شده است. لکههای قرمز در نقشه آلودگی هوای پایتخت پرتعداد شده است و دلایل بسیاری برای این آلودگی مطرح میشود. اعضای شورای شهر تهران در جلسه دیروز شورا سرانجام این آلودگی هوا را دیدند. جلسه علنی شورای شهر که یکی از نهادهای اصلی مدیریت شهری در زمینه سیاستگذاری کنترل کیفیت هوا و کاهش آلودگی است دیروز محل اعتراض به سازمان حفاظت محیط زیست بود. سه تن از اعضای شورای شهر سازمان محیط زیست را به بیتوجهی نسبت به تذکرهای مدیریت شهری متهم کردند. اعضای شورای شهر که مهمترین وعدهشان تلاش برای تحقق هوای پاک در پایتخت بود، میگویند ریه تهرانیها به انبار مازوت تبدیل شده و محیط زیست باید پاسخگو باشد.
باوجود محدودیتهای تردد در روزهای کرونایی هوای پایتخت همچنان در وضعیت ناسالم است. زهرا نژادبهرام، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران در جلسه دیروز شورای شهر تهران نسبت به وضعیت آلایندگی هشدار داد و گفت: به تازگی با یک موج سنگین آلودگی مواجه هستیم هرچند که در چند سال گذشته هر از چندگاهی، آلودگی هوا را تجربه کردهایم، اما این بار آنقدر آلودگی سنگین بود که توصیه میشد همین رفت و آمدهای محدود نیز کمتر شود و همین حالا نیز شاخص ۱۰۴ است و در شرایط ناسالم هستیم.
محیطزیست مقصر است
او در بخش دیگری از تذکر پیش از دستور خود با اشاره به اینکه مسئله آلودگی هوای تهران در مدت اخیر دغدغه مسئولان بوده است از مسئولیت سازمان حفاظت محیطزیست درقبال هوای پاک گفت و ادامه داد: سازمان محیطزیست مسئول اصلی هوای پاک است، اما میبینیم که در صدد توجیه برمیآیند. باید بگویم این سازمان هیچ وقت پاسخگو نیست و به دغدغههای نمایندگان در پارلمان محلی توجه نکرده و هیچ وقت پاسخ نداده است، اما توقع داریم که به «انتظار از مردم» برای کاهش آلودگی پایان دهند.
تعطیلی مراکز آموزشی و تفریحی و عدم تاثیر آن در کاهش آلودگی هوای تهران بحث دیگری بود که نژادبهرام به آن اشاره کرد و گفت: بهرغم تعطیلی دانشگاهها، مدارس، آموزشگاهها، همایشها، سینماها و فعالیتهای هنری و محدود بودن فعالیت بسیاری از اصناف و رستههای فعالیتی در سطح پایتخت، امسال نیز شاهد آلودگی هوا هستیم، در حالی که هرساله با اشاره به سهم قریب به ۸۰ درصدی منابع آلاینده متحرک و خودروها در بروز آلودگی هوا، بر ضرورت چاره اندیشی برای غلبه بر این موضوع تمرکز میشد، شیوع ویروس کرونا و اعمال محدودیتهای جدی زمینه کاهش قابل توجه تردد و عبور و مرور را فراهم آورد. اما مشاهده میشود که کماکان با شرایط نامطلوب آبوهوایی از نظر ذرات معلق در هوا و بروز خطرات جدی برای شهروندان مواجه هستیم.
انگشت اشاره به سوی مازوت است
یکی از مصادیق آلودهکننده هوای شهرها استفاده از سوخت مازوت در کارخانههاست. مسالهای که عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیطزیست سال گذشته اعلام کرده بود. او گفته بود که نیروگاهها به دلیل تحریم چارهای جز سوزاندن مازوتهای انبارشدهشان ندارند: « چون ظرفیت پالایشگاهها از مازوت پر شده و به واسطه تحریمهای بینالمللی کسی خریدارشان نیست، مجبور هستیم تن بدهیم این مازوتها را در شهرها بسوزانند.» در این میان رئیس مرکز هوا و تغییر اقلیم در واکنش به این تردیدها و انتقادات گفته بود که «مراجع ذیربط» در «شرایط فعلی کشور و بحرانهای به وجود آمده»، استفاده از سوخت مازوت را «در بعضی از مواقع» اجتنابناپذیر دانستهاند. عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران اما از اظهارات کلانتری که این روزها در فضای مجازی دست به دست میشود، انتقاد کرد: ایشان اعلام کردند که «آلایندگی ناشی از مازوت میزان مرگومیر ناشی از کرونا را تا ۶ برابر افزایش میدهد». در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که با چه تدبیری به جای ساخت و ایجاد انبارهای جدید برای نگهداری مازوت، از ریههای شهروندان به عنوان انبار مازوت استفاده میشود؟
نژادبهرام در پایان از وزیر نیرو و رئیس سازمان محیطزیست تقاضا کرد که باتوجه به اهمیت فوقالعاده این مساله، هرچه سریعتر نسبت به این موضوع چارهاندیشی شود.
مه دود امان پایتخت را بریده است
پس از او آرش میلانی، رئیس کمیته محیطزیست و دیگر عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران نیز نسبت به وضعیت آلودگی هوای تهران هشدار داد و از پدیده مه دود که سه روز است امان پایتخت را بریده خبر داد.
آرش حسینیمیلانی در تذکری درخصوص منابع آلایندگی و منابع ثابت در اطراف تهران به ادارهکل صنعت، معدن و تجارت و شرکت پخش فرآوردههای نفتی استان تهران گفت: شاخص آلودگی هوای شهر تهران در یک هفته اخیر در بسیاری از مواقع در مرز ۱۵۰ (ناسالم برای همه گروههای حساس) قرار داشته و عملا شهر با وجود بارندگی در روز پنجشنبه به مدت سه روز متوالی دچار پدیده «مهدود» بوده که بسیار هشدار دهنده است.
او ادامه داد: باوجود برقراری قرنطینه نسبی در دو هفته اول آذر ماه ۹۹، همچنان ۹ روز ناسالم برای گروههای حساس و شش روز قابل قبول بوده است. در نیمه دوم آذر ماه نیز ۱۰ روز هوای ناسالم را برای گروههای حساس داشتهایم.
یکی از ترکیبات آلاینده هوای تهران اما گوگرددی اکسید است، همان آلایندهای که در چند روز گذشته احتمال داده میشود که مسبب بوی بد تهران نیز باشد، هرچند که این ادعا هنوز تایید نشد اما شاخصها نشان از افزایش میزان گوگرددیاکسید در چند منطقه میدهند. میلانی با اشاره با اشاره به وضعیت شاخص گوگرددیاکسید در سه منطقه ۱۸، ۱۹ و ۲۰ گفت: غلظت گوگرددیاکسید در سه منطقه ۱۸، ۱۹ و ۲۰ در آذر ماه نسبت به مدت زمان مشابه در سال ۹۸ از هشت پیبیبی به ۱۱.۷ پیبیبی رسیده که به معنای افزایش ۴۵ درصدی است. علاوه بر این، در شهرری سه روز، در منطقه ۱۸ پنج روز و در منطقه ۱۹ به مدت هفت روز شاخص گوگرددیاکسید در شرایط آلایندگی قرار داشته است.
استانداری جلسه هفتگی تشکیل دهد
او استفاده شرکت پخش فرآوردههای نفتی تهران از مازوت را هم محتمل دانست و گفت: «با توجه به احتمال استفاده از گازوئیل آلوده یا مازوت، به متولیان موضوع، اداره صنعت، معدن و تجارت استان تهران و شرکت پخش فرآوردههای نفتی تهران تذکر میدهم مراقبت و پایش لازم را برای تحول سوخت پاک انجام دهند».
او از استانداری نیز خواست تا جلسات مدام کارگروه آلودگی هوای استان را به صورت هفتگی برگزار کند: از شهرداری تهران نیز میخواهم شاخص وضعیت ترافیک (TQI) را برای اطلاعرسانی وضعیت ترافیک به تفکیک مرکز شهر، محدوده طرح کاهش و کل شهر به صورت منظم و ترجیحا روزانه منتشر کند تا آگاهی عمومی و حساسیت لازم در سطح اجتماعی ایجاد شود.
جلسات پی در پی تشکیل میشدند؟
ناهید خداکرمی دیگر عضو شورای شهر تهران در ادامه تذکری مشابه تذکرات اعضا نسبت به وضعیت آلوده کننده هوا داد. یکی دیگر از انتقاداتی که این روزها میشد اعلام نشدن شرایط اضطرار هوا بود، سازمان حفاظت از محیطزیست اما در آن سوی ماجرا به عنوان یکی از متولیان اصلی کنترل کیفیت هوای تهران نسبت به این اتفاق به ایسنا واکنش نشان داد. درپی مطرح شدن برخی انتقادات نسبت به تشکیل نشدن کمیته اضطرار آلودگی هوا در پی تداوم آلودگی هوای تهران، معاون نظارت و پایش محیطزیست استان تهران گفت: کمیته اضطرار آلودگی هوا بهصورت مجازی هماهنگیهای لازم را انجام داده اما بهدلیل همپوشانی تصمیمات و محدودیتهای کرونایی با تمهیداتی که در شرایط اضطرار آلودگی هوا اتخاذ میشود نیاز به اتخاذ تصمیم یا اعمال محدودیتهای جدیدی در این زمینه نبوده است.
محمد رستگاری ادامه داد: با این حال کمیته اضطرار آلودگی هوا بهصورت مجازی هفته گذشته هماهنگیهای لازم را انجام داد اما تمام تصمیمات و محدودیتهایی که ستاد ملی مقابله با کرونا اعمال کرده بود با تصمیماتی که در کمیته اضطرار آلودگی هوا گرفته میشود همپوشانی داشت. از این رو هماهنگیهای لازم با اداره کل بحران انجام شد و دیگر نیازی نبود تصمیم جدیدی در این زمینه گرفته شود چراکه بیشتر تمهیدات و محدودیتهایی که در شرایط اضطرار آلودگی هوا اتخاذ و اعمال میشود از پیش در محدودیتهای کرونایی لحاظ شده بود.
او با اشاره به اینکه دبیرخانه کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران و هم کمیته اضطرار آلودگی هوا در اداره حفاظت محیطزیست استان تهران است، گفت: اداره حفاظت محیطزیست استان تهران برای کارگروه کاهش آلودگی هوا یک سری دستور کار تهیه میکند و پیشنهاد برگزاری کارگروه را میدهد اما شرایط اضطرار زمانی اعلام و کمیته اضطرار آلودگی هوا موقعی تشکیل میشود که هواشناسی پیشبینی تداوم آلودگی هوا را به وزارت بهداشت اعلام کند و وزارت بهداشت تشخیص شرایط اضطرار را به محیطزیست اطلاع دهد. در این شرایط اداره حفاظت محیطزیست استان تهران هماهنگیهای لازم را برای تشکیل کمیته اضطرار آلودگی هوا با استانداری انجام میدهد و معمولا محیطزیست و استانداری تهران در مواقع نیاز هماهنگ و همراه یکدیگر هستند.
تجمع آلایندههای هوا در پایتخت بیش از یک هفته است که نقشه را قرمز و آسمان را تیره کردند. هوای پایتخت بیش از یک هفته است که نفس کشیدن را برای شهروندان تهرانی سخت است. براساس اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، کیفیت هوای پایتخت طی ۱۲ روز گذشته از ۱۹ آذر ماه تاکنون ۱۱ روز در محدوده ناسالم برای گروههای حساس قرار داشته است. با این وجود به نظر میرسد آلودگی ها همچنان ادامه دارد.
در حاشیه نامگذاری روز ملی نقاش، گروهی با انتخاب زادروز محمد غفاری مخالفت کردهاند
نقاشی بدون کمالالملک
امانی، پژوهشگر هنر: اگر این روز را به عنوان روز ملی نقاشی نامگذاری کنیم تنها نمادی برای نقاشی داریم، اما آثار کمالالملک نمیتواند نماینده نقاشی ملی ایران باشد.
| پیامما | جای روز نقاش در تقویم خالی است. بحرانهای فراوان و بیتوجهی به هنر به ویژه هنرهای تجسمی باعث شده تقویم ایران خالی از روز نقاش باشد. از مدتها پیش اعضای انجمن هنرمندان نقاش پیشنهاد کرده بودند که میخواهند یک روز را به نام روز نقاشی در تقویم ثبت کنند. آنها از زادروز «کمالالملک» گفته بودند و موضوع هنوز مطرح است. اما بعضی معتقدند که تاریخی مرتبط با کمالالملک را باید به عنوان روز ملی نقاشی ایران انتخاب کرد، اما از طرفی بسیاری از صاحبنظران مخالف سرسخت این پیشنهاد هستند.
ایمنا در گزارشی نوشته است که نقاشی یکی از قدیمیترین هنرهای تجسمی است که حتی قبل از اختراع خط در انتقال مفاهیم به خوبی ایفای نقش کرده است. اما با وجود قدمتی که دارد همچنان روزی تحت عنوان روز ملی نقاشی در کشور وجود ندارد، برخی از افراد برای انتخاب این روز، زادروز و یا روز درگذشت محمد غفاری ملقب به کمالالملک را پیشنهاد دادهاند؛ البته این پیشنهاد انتقادهای بسیاری را برانگیخته است.
حسین تحویلیان درباره انتخاب چنین روزی به عنوان روز ملی نقاشی میگوید: «کمالالملک را باید در ظرف زمانی خود بررسی کرد و موقعیت ایران و اروپای آن زمان را در نظر گرفت. برههای که کمالالملک به اروپا سفر میکند در فرانسه نقاشی امپرسیونیستی شروع شده و در دوره بعد بهار با امپرسیونیست آشنایی دارد، بنابراین در نتیجه امپرسیونیست در ایران نیز شناخته شده بود، اما کمالالملک نقاشی سبک رئال هلندی را از اروپا به علت سلیقه و ذائقه نقاشان ایرانی، سوغات میآورد.»
این هنرمند نقاش با بیان اینکه اگر کمالالملک نبود با ریشه نقاشی اروپا آشنا نمیشدیم، اضافه میکند: «ایران از انتهای دوره صفویه به دنبال نقاشی طبیعتگرا و واقعگرا بوده و همه نقاشان دنبال فراگیری این سبک در سطح عالی بودند. کمالالملک نیز به دلیل یادگیری سبک رئال به اروپا سفر میکند و به همین علت سبک رئالیست که مورد تقاضا نقاشان بوده را به ایران میآورد. او در اواخر عمر خود دنبال بومیسازی این سبک بود که پیشرفتی را برای ایران به وجود میآورد.»
او ادامه میدهد: «با مطالعه زندگینامه کمالالملک، با اخلاق او آشنا میشویم، او کمتر زیر بار سفارش میرفت یا اگر سفارشی را قبول میکرد، سفارشی بود که خود او دنبال انجام آن بود. شاید کمالالملک قبل از سفرش به اروپا سفارشی را قبول میکرد، اما بعد از سفرش همه آثار او دلخواه خودش است. کمالالملک را نمیتوان جزء نقاشان سفارشی دانست، چرا که در زمان رضاشاه پهلوی به علت اینکه سفارشات را قبول نمیکرد به حاشیه کشانده شد.»
تحویلیان معتقد است کمتر نقاشی وجود دارد که ذهنیت عمومی را به هنر نقاشی تغییر داده باشد. «مانی، بهزاد و رضا عباسی با کمالالملک مقایسه میشوند. بیشتر افراد برای نشان دادن عالی بودن کار یک نقاش از شبیهسازی او به کمالالملک استفاده میکنند.»
کمالالملک باید آموختههای هنر غربی را با تجربه هنر ایرانی ترکیب میکرد
در ادامه حجت امانی، هنرمند و پژوهشگر هنری درباره کمالالملک، میگوید: «کمالالملک را از دو جنبه باید بررسی کرد که یک جنبه شخصی کمالالملک و دیگری جنبه انتصاب او به یک سیستم قدرت است زیرا در زمان ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه وابسته به حکومت بود. بخشی از آثار کمالالملک همچون تابلوهای فالگیر بغدادی، میدان کربلا و عرب خوابیده که در کربلا کشیده شده است نسبت به تابلوهای کاخ گلستان، پرنده در قفس و نقاشی مظفرالدین شاه و درباریان به شخصیت کمالالملک نزدیکتر است چرا که دسته دوم آثار سفارشی هستند.»
امانی اعتقاد دارد زمانی که کمالالملک در مقام و منصب حکومتی قرار گرفت و دنبال تأسیس یک مدرسه بود، باید او را به عنوان نماینده اجتماع هنری بررسی کنیم.
این هنرمند ادامه میدهد: «ورود کمالالملک به اروپا مصادف است با آغاز جریانات مدرن در اروپا که البته در آن زمان هنوز اثبات نشده و مرسوم نبود و مایه توانمندی اروپا محسوب نمیشود. کمالالملک سوغات درستی را آورد، اما نقدی به او وارد است که میتوانست آموختههای هنر غربی را با تجربه هنر ایرانی ترکیب کند. کمالالملک باید یک شیوه را خلق میکرد، نه اینکه صرفاً شیوه و تکنیکی را بدون دخل و تصرف آموزش دهد و باید به سابقه پرافتخار هنر ایران توجه میکرد.»
کمالالملک نمیتواند نماینده هنر ملی ایران باشد
امانی با گفتن این موارد ادامه میدهد: «محمودخان صبا، هنرمند دوره قاجار این مسئله را به خوبی درک کرده بود، اگرچه آموزههای غربی در اثر «استنساخ» او وجود دارد، اما به طور کلی پشتوانه تاریخی در اثر او هویدا است. ابوالحسن غفاری که دایی کمالالملک است نیز با وجود فراگیری آموزههای غربی به اینکه نکته توجه داشته است.»
او ادامه میدهد: «رویارویی مدرنیسم با قاجار آغازگر یک جریان نو است و پافشاری کمالالملک به ایده شخصی خودش جای نقد دارد. البته زمانی که کمالالملک به زادگاه خود بازمیگردد به خدمتکار خود میگوید بهترین هنر، فرش زیر پای ما است. کمالالملک اهمیت هنر ایران را درک کرده بود، اما وابستگی که به دربار داشت به او اجازه نواندیشی و نوآوری را نداد. شخصیت کمالالملک سرشار از اخلاق و فهم شرایط سیاسی روز و همیشه مورد تمجید و ستایش بوده است اما از جهت نماینده جامعه هنر ایران توجهی به حفظ فرهنگ و هنر چند صد ساله ایران نکرد و افسوس میخورم.»
این هنرمند با بیان اینکه نامگذاری زادروز محمد غفاری به عنوان روز ملی نقاشی، نمادین است، توضیح میدهد: «اگر این روز را به عنوان روز ملی نقاشی نامگذاری کنیم تنها نمادی برای نقاشی داریم، اما آثار کمالالملک نمیتواند نماینده نقاشی ملی ایران باشد. کمالالملک از نظر شخصیت و اخلاق همچنین از لحاظ توانمندی نقاش شایسته است، اما نمیتواند نماینده هنر ملی ایران باشد. شخصیتهای اسطورهای بسیاری در طول تاریخ این مرز و بوم وجود دارد، اما به دلیل نبودن تاریخچه دقیقی از زندگی آنها و مشخص نبودن تاریخها بنابراین روز تولد یا فوت کمالالملک به عنوان پیشنهادی برای روز ملی نقاشی مطرح میشود.»
اسیر کمالالملک هستیم
از سوی دیگر ندا ضیایی، نقاش نیز هم معتقد است هنرمندان نقاش هنوز نتوانستهاند که از کمالالملک عبور کنند. او میگوید: «همچنان شاهد تأثیر کمالالملک بر زندگی مردم به ویژه در شهر اصفهان که بافت هنریاش سبک کمالالملک و واقعگرایانه با تاکید بر تکنیک است هستیم. کمالالملک با تأسیس مدرسه خود باعث پیشرفتهای بسیاری شد، ولی در زمینه تعامل در دنیا موفق نبود؛ زیرا زمانی که به اروپا سفر میکند در انجمن اروپا حضور پیدا نمیکند بلکه در موزههای دو قرن قبل رفته و از کار هنرمندان کپی میکند.»
از نگاه این هنرمند با وجود تأثیرگذاری کمالالملک بر عوام، اسیر کمالالملک هستیم و از او نتوانستیم عبور کنیم. «او نقاش تأثیرگذاری بوده، اما باعث یک جا ماندن شده است.» ضیایی معتقد است که زادروز کمالالدین بهزاد گزینه مناسبتری برای روز نقاش است.
لزوم ایجاد مرکز نوآوری گردشگری درکشور
در وبینار تخصصی هوشمصنوعی در گردشگری مطرح شد:
لزوم ایجاد مرکز نوآوری گردشگری درکشور
یحیی تابش رئیس اسبق دانشکده ریاضی دانشگاه شریف: هوشمصنوعی ابزاری نو برای مدیریت اسناد در موزهها است.
حدود یک سال پیش بود که موزه لوور اعلام کرد در نمایشگاهی قرار است امکان سفری مجازی به دل تابلوی مونالیزای داوینچی را فراهم کند. سفر به یک تابلوی پر رمز و راز نقاشی، تجربهای است که نخستین بار در روزگار ما امکانپذیر شده است و کسی نمیداند پیشرفت تکنولوژی چه خوابی برای آینده ما دیده است. استفاده از هوشمصنوعی و فناوریهای نو مدتها است که در موزههای دنیا مرسوم شده است. اما این ابزار قرار است در جهان پیش رو نقش موثرتری در عرصه موزهداری و دنیای گردشگری به عهده بگیرد. یحیی تابش رئیس اسبق دانشکده ریاضی دانشگاه شریف که این روزها به عنوان استاد مدعو در دانشگاه استنفورد در زمینه تکنولوژیهای نوین آموزشی و هوشمصنوعی پژوهش میکند روز شنبه در وبیناری تخصصی از کاربرد این ابزار در گردشگری و مدیریت موزه گفت، تابش معتقد است این ابزار به خوبی میتواند مسائل موجود در بخش گردشگری را حل کند. او میگوید ما امروز توانایی تولید بسیاری از این فناوریها را داریم و اگر از این فرصت استفاده نکنیم، به زودی تبدیل به مصرفکنندگان صرف این ابزار میشویم.
در دنیای امروز که بخشی از وظایف روزمره انسان به دوش ماشینها و ابزار الکترونیک است، نمیتوان در بخش پر مخاطبی مثل گردشگری، نقش این ابزار را نادیده گرفت. بسیاری از خدماتی که در دنیای امروز -پیش و پس از کرونا- در حوزه گردشگری ارائه میشود، وابسته به فناوریهای نو و در مفهوم کلیتر «هوشمصنوعی» است. هر چند در کشور ما تنها برخی مراکز از جهان گستردهای که هوشمصنوعی در آن در حال ارائه خدمات است، تنها به برگزاری تورهای مجازی بسنده شده است، اما کارشناسان و صاحبنظرانی مثل یحیی تابش معتقدند باید «بر پایه یک ایده صحیح و سنجیده، یک مرکز نوآوری گردشگری در کشور ایجاد شود» تابش که روز شنبه در وبیناری که توسط ایکوم ایران و جامعه تخصصی گردشگری الکترونیکی ایران برگزار شد، سخن میگفت با بیان اینکه: «گردشگری نقطه اتصال فرهنگ، اقتصاد و فناوری است. لازمه بقا در گردشگری این است که ما ضمن برقراری ارتباط بین فناوری و فرهنگ و اقتصاد، به نوآوری در چهارمین انقلاب صنعتی جهان هم توجه کنیم.» تابش میگوید نخستین انقلاب صنعتی در قرن هجدهم با ماشینبخار بود. دومین انقلاب صنعتی در قرنهای نوزده و بیست با انرژی الکتریکی شکل گرفت. سومین انقلاب صنعتی در نیمه دوم قرن بیستم با اوج گرفتن فناوری اطلاعات، شبکهها و کامپیوترهای شخصی رخ داد و حالا ما در آستانه چهارمین انقلاب صنعتی در قرن بیستویکم هستیم که بر پایه هوشمصنوعی شکل گرفته است.
هوشمصنوعی به ما این امکان را میدهد که برای یک ماشین وظایفی تعریف کنیم تا بتواند با پردازش آنها خدماتی مشخص را ارائه کند. در اماکن گردشگری بسیاری در دنیا رباتها نقش راهنما را به عهده دارند. همچنین چتباتها در ارائه بسیاری از خدمات گردشگری به کمک انسانها میآیند و در تسهیل بخش عمدهای از امور نقشی تاثیرگذار دارند.
هوشمصنوعی در موزهها
زمانی که پاندمی کرونا موزههای دنیا را به تعطیلی کشاند، موزههای ایران به یکباره با خلاء بزرگی روبرو شدند و آن نداشتن بانک اطلاعاتی دیجیتال از اشیا و اسناد موجود در موزه بود. امری که سالهاست ایکوم (شورای بینالمللی موزهها) بر آن تاکید دارد. در حالی که با امکانات موجود در دنیای امروز نه تنها دیجیتالی کردن اطلاعات اشیا، که حتی دستهبندی آن نیز میتواند با کمک هوشمصنوعی در زمانی کوتاه انجام شود. تابش معتقد است: «یکی از کاربردهای مهم هوشمصنوعی در موزهها مدیریت اسناد است. در موزه ها یا مجموعههای تاریخی و فرهنگی مجموعهای از اسناد و اشیا وجود دارد. با کمک پردازش زبان طبیعی ما میتوانیم اطلاعات اشیا را وارد سیستم کنیم، این به آن معنا نیست که یک پایگاه داده بزرگ ایجاد کنیم. بلکه به این معناست که فقط اطلاعات را وارد میکنیم و با کمک فناوری حاصل از هوشمصنوعی روابط بین اشیا را پیدا کنیم»
سید احمد محیططباطبایی، رئیس ایکوم ایران در رابطه با ضرورت استفاده از هوشمصنوعی در موزهها میگوید: «در پی بحران کرونا موزهها به جایی رسیدهاند که میخواهند فارغ از ماهیت فیزیکی خود فعالیت کنند. این بحران بسیاری از امکانات سنتی را از ما گرفته است. مشکلات ما در این زمینه حاد شده و هوشمصنوعی می تواند به عنوان یک عامل مهم برای پیشبرد مقاصد موزهها تلقی شود. موزهها همیشه در عین اینکه متوجه به گذشته و تاریخ طبیعی، فرهنگی و تاریخی هستند، باید از بالاترین حد فناوری هم بهره بگیرند. موزه جایی است که افراد باید در آن با فناوریهای نوین روبهرو شوند چرا که موزه برای آینده تعریف شده است.
از نظر ما نیاز موزه نه فقط در بخشهای مربوط به راهنمایی یا معرفی اشیا بلکه در فعالیتهای نمایشگاهی و مسائل مهم و پیچیدهتری مثل مسایل حقوقی نیز هوشمصنوعی میتواند به مدد موزهها بیاید و سطح فعلی موزهها را بالاتر ببرد»
گردشگری و هوشمصنوعی
تابش در حوزه گردشگری معتقد است: «اگر به دنبال ارتباطات جدید باشیم چه از نگاه یک گردشگر و چه از نگار یک محقق و یا دید کسی که میخواهد موزهای را ساماندهی کند، استفاده از هوشمصنوعی بسیار ضروری است و فناوری بسیار ارزشمندی است که میتوان به کار گرفت.
در مسافرت و گردشگری، قبل از سفر در تهیه و رزرو بلیط و هتل و حین سفر خدمات هوشمند، راهنمای اماکن دیدنی و رستورانها و پس از سفر نظرسنجی و پردازش آنها به طور هوشمند، وبلاگها و لاگهایی که تهیه میشوند میتوان از فناوری هوشمصنوعی استفاده کرد. فواید هوشمصنوعی در گردشگری را میتوان افزایش بهره وری، افزایش دقت در تصمیمگیریها، تصمیمگیری هوشمندانه، توانمندسازی کارکنان یک مجموعه، جلب رضایت کامل مشتریان، ایجاد ارزش بالا در کسب و کار، مزیت رقابتی در کسبوکار دانست»
حسن تقیزادهانصاری رئیس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران نیز در این خصوص معتقد است: «در عصر حکمروایی دیجیتال نیازمند تفکر دیجیتال و تحول دیجیتال و سازوکارهایی هستیم که برای هوشمندسازی خدمات در آینده به آنها نیاز داریم. بخشی از این مشکلاتی که امروز در حوزه موزهها و میراث فرهنگی و گردشگری با آن مواجههستیم، به دلیل سنتی بودن فضای کسبوکار ماست. هوشمصنوعی بازار هفتاد میلیارد دلاری را در اختیار دارد. در چنین فضایی شکلگیری زنجیره ارزش دیجیتال، چابکسازی سازمان، ارتقا و بهرهوری و همچنین به کارگیری فناوریهای نوین جزء شروط اصلی و اساسی برای کسبوکارهای گردشگری هستند.
ما نیاز داریم با استفاده از هوشمصنوعی انواع دادههای بزرگ، دادههای مالی و تجاری خود را پردازش و ارزیابی کنیم. باید با تکیه بر این امکانات نسبت به تدوین استراتژی در کسب و کار و افزایش راندمان کاری اقدام کنیم. با استفاده از این ابزار قیمتدهی منعطف در حوزه پروازها و هتلها و موزهها مورد استفاده قرار میگیرد.
ما امروز نیاز داریم دانش خود را در صنعت گردشگری برای استفاده از این ابزار و ارتقا جایگاه گردشگری کشور و استفاده از این ظرفیت بالا ببریم.»
در پایان این وبینار یحییتابش به یکی از اصلیترین دغدغهها در حوزه هوشمصنوعی اشاره کرد و گفت: «یکی از سوالاتی که مطرح می شود این است که هوشمصنوعی شغلهای جدید به وجود میآورد یا مشاغل را از بین میبرد؟ باید بگویم همانطور که وقتی فناوریهای اتوماسیون و تولید انبوه و کامپیوترهای شخصی شکل گرفت، همه فکر میکردیم شغلها را از بین میبرد اما دیدیم که در کنار این فناوری جدید، شغلهای جدیدی هم به وجود آمد.
در مورد هوشمصنوعی هم همینطور است. افراد در فضای جدید باید به نوع دیگری خدمتگزار باشند و خود را برای ارائه خدمات دیجیتالی آماده کنند. اما نکته مهم اینجاست که نهاد متولی تامین اجتماعی باید این موضوع را پشتیبانی کند تا این تغییر نسل اتفاق بیفتد.»
ما برای رسیدن به استانداردهای جهانی نیاز به استفاده از ابزارهای جهانی داریم. به گفته تابش ما جوانان و متخصصان کارآزمودهای برای طراحی و اجرای فناوریهای مرتبط با هوشمصنوعی داریم: «هوشمصنوعی ارزش افزوده زیادی برای ما ایجاد میکند که نباید از آن غافل شویم.
اگر از تواناییهای هوشمصنوعی غافل شویم، ما مجبور میشویم تنها مصرفکننده باشیم. الان توانایی تولید بسیاری از این فناوریها برای ما وجود دارد و با همکاری هم میتوانیم این کارها را شروع کنیم.»
از 3300 هکتار تنها پارک ملی خشک دریایی کشور، فقط سند 400 هکتار در دست محیطزیست است
رنج نامه «بوجاق»
دیدهبان پارک ملی بوجاق: غرب تا شرق بوجاق تعداد زیادی ورودی دارد مردم با موتور و ماشین به این منطقه میآیند و امنیت پارک و زیستمندان منطقه را به خطر انداختهاند.
مرضیه قاضی زاده | آفتاب که طلوع میکند، «بوجاق» پر میشود از دام. پارک ملی شده است چراگاه اردک و غاز و گاو و گوسفند. دیگر خبری هم از ماهیان سفید و خاویار و کفال نیست، از وقتی که فاضلاب روستاییان به رود ریخته شد و روانه تالاب شد، تعداد ماهیان رفتهرفته کم شد. مفهوم پارک ملی در بوجاق گم شده است. در غیاب نظارت محیطزیست، هر کس برای اینکه از دیگری عقب نماند به هر نحوی که شده به این پارک چنگ انداخته. بخش غربی مانور چتربازها و پاراگلایدرسوارها است و بخشی دیگر محدوده آموزش خلبانی نیرویهای نظامی. گردشگران و صیادان غیرمجاز هم وقت و بیوقت راهی پارک میشوند. این بی در و پیکری بارها سبب انتقاد فعالان محیطزیست شده است. آنها چهار سال پیش در مخالفت با تقسیم اراضی تالاب تجمع کردند و مدتی بعد در اعتراض به راهسازی پادگان از وسط تالاب.
فقط ده درصد از پارک ملی بوجاق تحت مالکیت محیطزیست است. الباقی دارایی نهادهایی چون بنیاد مستضعفان و جانبازان، ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره)، یکی از نهادهای امنیتی سایر ارگانهای دولتی و مردم محلی است. همین مسئله منجر شده ارگانها بارها تصمیم به تغییر کاربری زمینهای تحت مالکیت خود بگیرند یا حتی زمینی که متعلق به همه مردم است را قطعهبندی کرده و بفروشند. نمونهاش پنج سال پیش که 20 تا 30 قطعه از زمینهای پارک ملی را با هماهنگی راه وشهرسازی فروختند و راهی که بعد از آن پادگان از وسط تالاب کشید و مسئولان هیچ نگفتند.
کاهش تعداد گونهها از 335 به 249
سال 54 لاگون کیاشهر را در فهرست تالابهای کنوانسیون رامسر ثبت کردند. آن سال فقط 500 هکتار از مساحت 3300 هکتاری پارک ملی به ثبت رسید. میخواستند با این کار گونههای آبزی و کنارآبزی منطقه را حفظ کنند اما چه فایده؟ شهرداری کیاشهر به اسم طرح سالمسازی شنا، پلی روی همین تالاب بینالمللی احداث کرد. هیچ آمار رسمی از تعداد اولیه گونهها در سال 54 در دسترس نیست، اما آنطور که پایگاه خبری قدسآنلاین نوشته است پارک ملی بوجاق و تالاب لاگون به تنهایی پذیرای بیش از ۳۳۵ گونه از ۵۲۴ گونه پرنده شناخته شده کشور بوده است؛ یعنی بیش از دو سوم تنوع زیستی پرندگان کشور. این آمار به شدت در سالهای آینده افت کرد تا جایی که در سال 92 شورای هماهنگی سمنهای زیستمحیطی شمال ایران در نامهای به معصومه ابتکار، رئیس وقت سازمان حفاظت محیطزیست نوشتند که تعداد گونههای پرندگان مهاجر این تالاب به 249 گونه رسیده است که 31 گونه آن حمایت شده جهانی و 19 گونه آن در لیست قرمز IUCN قرار دارد.
ثبت این زیستگاه در فهرست پارکهای ملی کشور به سال 81 برمیگردد. هرچند تا قبل از آن هم به مدت 5 سال طبق مصوبه شماره 123357 شورای عالی محیطزیست کشور منطقه شکار ممنوع معرفی شده بود. اما هیچ کدام از این شمارهها نه جلوی ورود صیادان غیرمجاز را گرفت و نه مانع دخل و تصرف شد.
پارک ملی پر از ماشین میشود
مردم به هر طریقی شده به پارک میآیند. امیر ابراهیمی، دیدهبان این پارک به «پیام ما» میگوید که این پارک ورودیهای زیادی دارد. «غرب تا شرق این پارک بیست، سی ورودی دارد. مردم با موتور و ماشین به این منطقه میآیند و امنیت پارک و زیستمندان منطقه را به خطر انداختهاند.» به گفته او بیشترین حضور مردم در این پارک مربوط به نوروز و سیزدهبهدر است و در این تاریخ پارک ملی پر از ماشین میشود. «به واسطه این حضور بیضابطه بسیاری از گونههای مهم همچون غاز پیشانی سفید، قوها و فلامینگوها تعدادشان در منطقه بسیار کم شده و انگشتشمارند.»
ماهان مهرو، مدیرعامل انجمن رفتگران طبیعت و عضو شورای هماهنگی شبکه تشکلهای غیردولتی محیطزیست و منابع طبیعی گیلان، کنترل نکردن ورودیها را عامل حضور بیضابطه گردشگران میداند: «هر کسی با هر خودرویی و از هر مسیری به این پارک میآید. یکی از بزرگترین مشکلات این است که طرح جامع این پارک به مرحله اجرا نرسیده است. در طرح جامع تفرج، و زونهای حفاظت، پیست دوچرخهسواری و اردوگاهها مشخص است.» او مالک نبودن محیطزیست را سد راه اجرای طرح جامع گردشگری میداند: «اول باید مسئله مالکیت زمین را حل کرد و متولی برایش پیدا کرد. این مشکل که حل شد آنوقت میتوان طرح جامع را پیاده کرد. سپس براساس طرح جامع، در ورودی پارک گیت نصب کرد و جلوی تخریب منطقه را گرفت.»
صادق میرزازاده، مدیر عامل موسسه پیشگامان محیطزیست کیاشهر هم به گفتههای ماهان مهرو تایید میزند. او به «پیام ما» میگوید: «حتی در زمینهای پارک ملی نیز تناقض است. پارک ملی محصور نیست و هنوز مشخص نیست کجا جزء پارک ملی است و کجا نیست. هنوز طرح جامع اجرایی نشده و همین امر سبب شده دستگاههای دولتی دست بگذارند روی اراضی.»
تالاب را آتشزدند و فروختند
دستاندازیها در برخی از مناطق حتی تا مرحله فروش زمین هم پیش رفته است. میرزازاده میگوید: «دستگاههای دولتی از طریق رابطههایی که دارند به نحوی از این اراضی استفاده میکنند و گاهی محیطزیست هم در این تصرفات دخالت دارد.» اشاره مستقیم میرزازاده به آتشزدن نیزارهای تالاب بوجاق است: «بعد از آتشزدن نیزارها تالاب را پر کردند، قطعهبندی کردند و آن را فروختند.» او میپرسد :«چه طور ممکن است عدهای داخل یک پارک ملی را با ماسه بادی پر کنند و بعد هم آن را تفکیک کنند و بفروشند؟» بعد هم توضیحاتی از ادعاهای مالکان میدهد:« این افراد مدعی قرارگیری آن زمینها در محدوده کلانشهر بودند. چهار، پنج سال پیش این اتفاق افتاد و با تلاش فعالان محیطزیست جلویش گرفته شد اما این افراد هنوز هم مدعیاند که آن محدوده جزء کلانشهر است، در حالی که حریم پارک ملی 150متر است و تا این محدوده نباید هیچ ساختوسازی صورت گیرد.»
آموزش خلبانی در پارک ملی
دخل و تصرف فقط مربوط به حریم زمینی نیست، آسمان بوجاق هم آرامش ندارد. به گفته میرزازاده دشتهای این پارک در محدوده غرب سفیدرود به محدودهای برای آموزش خلبانی و پاراگلایدر سواری تورهای گردشگری تبدیل شده است. او میگوید: «حتی خارجیها، به خصوص اعراب حاشیه خلیج فارس در این منطقه آموزش میبینند. محدوده چتربازها دقیقا وسط پارک ملی بوجاق است، درست نزدیک پایگاه محیطزیستی سفیدرود اما محیطزیست اقدامی در این رابطه نمیکند.» بخش دیگر آسمان بوجاق در اختیار یک نهاد نظامی است. این فعال محیطزیست در این خصوص توضیح میدهد: «درست چسبیده به پارک ملی، نزدیک رودخانه نوشمک، فرودگاه آموزشی زدهاند، هواپیمای آموزشی از آنجا بلند میشود و در کل پارک ملی آموزش خلبانی میبینند.»
این نهاد نظامی چند سال پیش بنا داشت که جادهای وسط تالاب بسازد. میرزازاده توضیح میدهد: «میخواستند جادهای از غرب پارک ملی نزدیک پایگاه بندر بزنند، پاسگاه محیطزیست همان نزدیکیها است، به راحتی میتوانستند ببینند ولی واکنشی نشان ندادند و در نهایت فعالان محیطزیستی با اعتراضشان جلوی این کار را گرفتند.»
ماهانمهرو هم با تاکید بر این نکته که فعالیت نظامی یا پروازی در منطقه پارک ملی ممنوع است، از تفاهمنامه محیطزیست با این نهاد نظامی خبر میدهد: «سازمان حفاظت محیطزیست تفاهمنامهای امضا کرده که بر مبنای آن در شش ماه دوم سال که فصل مهاجرت پرندگان زمستانگذران است این اتفاق نیفتد اما گاهی میبینیم که همین تفاهم را هم رعایت نمیکنند. آنها بهار و تابستان هم پرندگان در آن منطقه حضور دارند و این پروازها امنیت کل منطقه را در خطر میاندازد.» او مشکل بزرگتر مرز هوایی منطقه را پاراگلایدرها میداند: « باشگاههای پروازی از کرج و تبریز و تهران میآیند به بوجاق و پاراگلایدرسواری میکنند.»
صید باید ساماندهی شود
عضو شورای هماهنگی شبکه تشکلهای غیردولتی محیطزیست و منابع طبیعی گیلان میگوید: «هر گونه صید و شکار در منطقه پارک ملی طبق قانون ممنوع است اما جامعه بومی منطقه به دلیل نیازی که به صید دارد در رودخانه سفیدرود که بخشی از پارک ملی است، صید ماهی انجام میدهند.» او معتقد است که اگر چه صیادی شغل مردم بومی است اما این صید باید ساماندهی شود؛ خصوصا در فصل تخمریزی ماهیها. ماهانمهرو میگوید برای ساماندهی صیادان باید جامعه محلی که معیشتشان به صید ماهی وابسته است، شناسایی شوند: «نباید افراد دیگر برای صیادی به منطقه وارد شوند اما ما شاهد این هستیم که همواره از لاهیجان، رشت و آستانه گرفته تا انزلی برای صیادی به بوجاق میآیند.»
سرریز فاضلاب به تالاب بوجاق
تالاب دیگر، آن تالاب سابق نیست. دیگر نه خبری از ماهیان است و نه آن پوشش گیاهی سرسبز. مسبب تمام اینها فاضلاب مردم محلی است. میرزازاده مدیر عامل موسسه پیشگامان محیطزیست کیاشهر میگوید: «تمام فاصلابهای شهری و روستایی وارد رودخانه میشود و این رسوبات به طور مستقیم وارد تالاب بوجاق میشود.» به گفته او عمق رسوبات کف تالاب تا دو متر هم رسیده، فارغ از تاثیر این رسوبات آلوده در خشک شدن تالاب، مسئله اصلی حیات ماهیان است: «پیش از این در تالاب ماهی سفید و خاویار و کفال بود اما این سه ماهی دیگر نسلشان در این رودخانه منقرض شده است.»
مدیر کل دفتر زیستگاهها و امور مناطق: بیخبریم
تلاشهای «پیامما» برای مصاحبه با مدیر کل محیطزیست گیلان در این رابطه بینتیجه بود. بیش از 10 روز است که سوالات به صورت مکتوب به این اداره فرستاده شده و هنوز پاسخی نرسیده است. رضا اقتدار، مدیر کل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیطزیست هم درباره این تعارضات ابراز بیاطلاعی میکند.
او درباره چرای دامها در منطقه به «پیامما» میگوید: «براساس ماده 4 قانون حفاظت و بهسازی از محیطزیست وقتی منطقهای در قالب مناطق چهارگانه انتخاب میشود، حق و حقوق دارندگان مجوزها نیز به رسمیت شناخته میشود. یعنی اگر کسی آنجا مالک بوده و زمین کشاورزی داشته، باید حق و حقوق زمینش را به رسمیت بشناسیم.» او البته این را هم اضافه میکند که هر گونه تغییر کاربری و ایجاد تاسیساتی مثل واحدهای صنعتی، دامداری و مرغداری مستلزم استعلام از سازمان محیطزیست است: «این طور نیست که اگر کسی آنجا مالکیت داشته باشد، بخواهد با زمینش هر کاری که میخواهد انجام دهد.»
به گفته اقتدار، تردد در پارک ملی در قالب تفرج گسترده، کمپینگ موقت و خروج شبانه است و فعالیتهایی مثل پاراگلایدر و تلهکابین در آن محدوده ممنوع است. او درباره فعالیت نیروهای نظامی نیزمیگوید: «با نیروهای مسلح شیوهنامهای از طرف رهبری امضا و تایید شده است. استقرار نیروی نظامی در منطقه مشکلی ندارد چرا که از قدیم آنجا پایگاه داشتهاند، ولی فعالیتها، زمان پرواز و نحوه پرواز برای آنها محدود شده است.» به گفته او براساس این شیوهنامه حضور نیروها محدود شده و نباید نه مانور و نه آموزشی آنجا برگزار شود.
استخدام پرستاران با جدیت دنبال شود
حضرت آیت اللهخامنه ای:
استخدام پرستاران با جدیت دنبال شود
رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی تلویزیونی بهمناسبت سالروز ولادت حضرت زینب و روز پرستار تصریح کردند: مجاهدتهای پرستاران در روزهای کرونا آنها را در چشم مردم عزیزتر از همیشه کرد. به گزارش ایسنا حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روز (یکشنبه) در سخنان زنده و تلویزیونی به مناسبت میلاد حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و روز پرستار، ضمن تبریک این روز به همه پرستاران، پرستار را فرشته رحمت بیمار خواندند و گفتند: پرستاران عزیز ما در دوران کرونایی و در شرایطی بسیار دشوارتر و پراضطرابتر از شرایط معمولی، کار بزرگی را به ثبت رساندند و صحنهها و فعالیتهایی را به نمایش گذاشتند که حقیقتاً اعجابانگیز است.حضرت آیتالله خامنهای به خانوادههای گرامی که عزیزان پرستار خود را در شرایط کرونا از دست دادهاند، تسلیت گفتند و با اشاره به نقش پرستار در بهبود جسمی و آرامش روحی بیمار، افزودند: در زمینه بهبود جسمی بیمار، پرستار شریک و مددکار پزشک است و هر چقدر هم که پزشک حاذق و توانا باشد اما نبود پرستار ممکن است بهبود جسمی را با مشکل مواجه کند. رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: پرستار از نظر کمک روحی نیز با یک لبخند و یا یک حرکت و سخن مهربانانه در واقع غمگسار و روحیهبخش بیمار است و این، یکی از ارزشهای والای اسلامی است.ایشان با اشاره به سختتر و پراضطرابتر شدن کار پرستاران در دوران کرونا به دلیل احتمال ابتلاء و خطر واگیری، گفتند: مجاهدتی که پرستاران در این مدت انجام دادند، آنها را در چشم مردم، عزیزتر و شرافتمندتر از همیشه کرد.
امسال ۲۰ هزار پرستار جذب میکنیم
وزیر بهداشت:
امسال ۲۰ هزار پرستار جذب میکنیم
سعید نمکی: برای جامعه پرستاری از امروز ۵۰ درصد فوق العاده ویژه در احکام لحاظ میشود.
از ابتدای شیوع کرونا، بیمارستانها و مراکز درمانی به عنوان خط مقدم جبهه مقابله با کرونا بودند و پزشکان و پرستاران به عنوان سربازان بهداشت تمام تلاش خود را کردهاند تا کمی از آلام و دردهای شهروندان را بکاهند. این قشر از جامعه درخواستهایی و کمبودهایی دارند که شاید کمبود پرستار و موضوع استخدام شدن یکی از مهمترین درخواستهای این قشر جامعه باشد. در این باره وزیر بهداشت به مناسبت روز پرستار خبری خوش برای پرستاران داشت و گفت امسال ۲۰ هزار نیروی پرستار را جذب میکنیم و اولویت با پرستارانی است که به عنوان شرکتی یا قراردادی در مجموعههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زحمت کشیده یا در بخشهای کرونا کار کردهاند.
سعید نمکی در سیزدهمین آیین پویشرهسلامت و گرامیداشت فرارسیدن پنجم جمادی الاول (۳۰آذر) ولادت حضرت زینب(س) و روز پرستار افزود: یکی از بدترین ایام تاریخ این مملکت از نظر شرایط اقتصادی را اداره میکنیم. قحط سالی امسال را در تاریخ بعد از انقلاب نداشتیم. چه از نظر ارز و چه ریال، سالی به بدی امسال نداشتیم.
این تنگنا همراه با مشکلات تهیه نیازهای نظام سلامت شد. در این سال سخت تلاش کردیم بیشترین افزایش سنواتی را برای پرسنل بهداشت و درمان رقم بزنیم. در تاریخ سالهای گذشته افزایشی در این سطح برای حقوق و مزایای پرسنل نداشتیم. او ادامه داد: بر اساس آخرین ماه سال ۹۷ حدود صد درصد افزایش حقوق و مزایا اتفاق افتاده است.
لحاظ شدن فوقالعاده ویژه برای پرستاران
وزیر بهداشت بیان کرد: برای جامعه پرستاری از امروز ۵۰ درصد فوقالعاده ویژه در احکام لحاظ میشود. به معاونان درمان و توسعه و پرستاری اعلام کردم که از اول سال برای پرستاران، علاوه بر کارانه، فوقالعاده ویژه دیگری برای عزیزانی که در بخشهای کرونا کار میکردند، به عنوان صعوبت کار لحاظ کنیم. او افزود: این قدردانی کوچکی از جامعه پرستاری کشور به پاس زحماتشان خواهد بود، اما باز هم کافی نیست و امیدواریم بتوانیم قدمهایی را برای قدردانی مادی و معنوی این قشر عزیز برداریم.
قرابت پرستاران با حضرت زینب (س)
نمکی گفت: روزهای زیادی را در تاریخ یک سرزمین به نام افرادی با مناسبتهایی گذاشتهایم، اما مدتها فکر میکردم که چرا زینب(س) و پرستار. یکی از توجیهات این بود که زینب(س) پرستار رنج دیده قافله ستم دیده کربلا بود، اما در جریان کرونا وقتی دیدم پشت لباس پرستاری نوشته بود: «گر ز سر بریده میترسیدیم، در محفل عاشقان نمیرقصیدیم.» این قرابت را بیشتر حس کردم.
او ادامه داد: قرابت عاشقانه بین پرستار که روزهای سختی را گذراند و آنچه زینب(س) در کربلا گذراند، بزرگترین وجه اشتراک پرستاران ما با زینب (س) است.
وزیر بهداشت افزود: در برابر همه جامعه بهداشت و درمان و نظام سلامت کشور سر تعظیم فرود میآوریم که حماسه بزرگی آفریدند. این حماسه را نمیتوان با زبانی گفت و با قلمی نگارش کرد و با دوربینی به تصویر کشید. این عظمت و حماسه را تاریخ قضاوت میکند که در سالهای تحریم و با دست خالی، چه عظمت و حماسه ماندگاری خلق شد. خودم را به عنوان یک شهروند و سرباز نظام سلامت مدیون این جامعه شریف اعم از پرستار و پزشک و جامعه آزمایشگاهی میدانم. در این مدت جامعه پزشکی و نظام سلامت ثابت کرد که همه در کنار مردم حضور دارند. حرمت و عزت این جامعه را از کودک و بزرگ و حتی نسلهای آتی در قلب و روح و صفحههای تاریخ این مملکت میبینند.
نمکی گفت: همواره گفتم که مبادا مطالبات مالی این عزیزان باعث شود که معنویت این قشر عزیز را نادیده بگیریم. آنچه جامعه پزشکی و پرستاری و بهداشت و درمان در این ایام خلق کرد را با هیچ معیار مادی نمیتوان جواب داد، اما زندگی خرج دارد و کرامت انسانی گاهی درگیر مسائل مادی و دنیوی میشود.
بیمارستان مسیح دانشوری متعلق به همه مردم ایران است
وزیر بهداشت گفت: علاوه بر نقشآفرینی بیمارستان مسیحدانشوری در مدیریت کووید ۱۹، راهاندازی یکی از مجهزترین مراکز پیوند عضو را در این مرکز دنبال میکنیم.
او ادامه داد: همه برای کمک به بیمارستانمسیحدانشوری آماده هستیم.
این بیمارستان متعلق به ملت ایران است. یک سرمایه گران بهای ملی و موزه ارزشمند تاریخ پزشکی کشور است. به همین دلیل همه خودمان را مکلف میدانیم که به این مجموعه کمک کنیم و در توسعه زیرساختها درنگ نمیکنیم. آنچه امروز همه ما را دور هم جمع کرده، همان عشقی است که در بانوی بزرگوار شعلهور بود.نمکی بیان کرد: آنچه دکتر ولایتی را با این سن و سال به بیمارستان مسیح دانشوری میکشاند، همان عشق است. امیدواریم این دست مایه بزرگ خلقت و آفرینش همواره ما را در این صحنه گرم نگه دارد و روزهای بهتری را برای آینده این مجموعه رقم بزنیم.
آموزش در دورههای عمومی افزایش یابد
وزیر بهداشت گفت: خیلی معتقد به توسعه تحصیلات تکمیلی در کشور نیستم. اعتقاد دارم باید با آموزش در دورههای عمومی، افراد چند ظرفیتی ماهر تربیت کنیم. بیشترین تحصیلات تکمیلی را داریم و در رشتههای عمومی، مهارت کافی را به افراد آموزش نمیدهیم. تقاضای من این است که برای رشتههای کارشناسی پرستاری و پزشک عمومی و متخصص داخلی و متخصص کودکان و جراح عمومی، قابلیت بیشتری را در نظام آموزشی تدوین و تنظیم کنیم. او ادامه داد: نسبت تحصیلات تکمیلی به رشتههای پایینتر بیشتر از عرف بینالمللی شده است. باید نسبتی بین تحصیلات تکمیلی و رشتههای عمومی قائل شویم. این پیشنهاد را به بدنه کارشناسی میسپاریم که روی آن کار کنند. باید آموزشهای عمومی و مهارتهای موردنیاز را در پزشک عمومی و پرستاری افزایش بدهیم.
مجلس قانون «تعرفهگذاری خدمات پرستاری» را پیگیری میکند
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت مجلس قانون «تعرفهگذاری خدمات پرستاری» را پیگیری میکند.
به گزارش ایلنا، محمدباقر قالیباف در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: روز پرستار را به مجاهدان خط مقدم مبارزه با کرونا که فرشتۀ نجات جان مردم هستند تبریک میگویم؛ قدردان فداکاریهای بیدریغ شما هستیم. در مجلس خود را موظف میدانیم اجرای دقیق قانون «تعرفهگذاری خدمات پرستاری» را که امروز مورد تأکید رهبر معظم انقلاب هم بود، پیگیری و بر آن نظارت کنیم.
ریسک سوانح در ایران در سال 2020
ریسک سوانح در ایران در سال 2020
یادداشتی از مهدی زارع زلزلهشناس و رییس شاخه زمینشناسی فرهنگستان علوم
ایران کشوری مستعد بروز سوانح است. براساس گزارش ریسک جهانی ایران در میان کشورهای دارای آسیب پذیری بالا در جهان است. سوانح اثر قابل توجهی بر روی کشور از جمله تلفات، خسارات مالی، اجتماعی داشته اند. بیش از هشتاد هزار نفر طی 30 سال گذشته در ایران مستقیماً بر اثر سوانح طبیعی جان خود را از دست دادهاند.
ایران طی سال میلادی 2020 که رو به پایان است با سوانح طبیعی متعددی روبرو شد. مهمترین سانحهای که در سال 2020 (زمستان98 تا پائیز 99) در ایران رخ داده است. از زمستان سال گذشته (1398) همهگیری ویروس کرونا است. بسیاری از اخبار مربوط به سوانح طبیعی در ایران تحت الشعاع اخبار انتشار گسترده ویروس کرونا و تلفات زیاد آن قرار گرفت.
مردم ایران سال1399 را مانند سال1398 با سیل آغاز کردند. در 19 فروردین 99، سیل 14 استان ایران را فرا گرفت.
تا 24 فروردین، سیل به 18 استان رسیده بود. در طی این حوادث، 41 نفر در 17 استان کشور زخمی شدند و 29 نفر نیز جان خود را از دست دادند.
بارش شدید باران در 5 مرداد 99، باعث آب گرفتگی 21 شهر در استانهای تهران، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، مازندران و خراسان شمالی شد. در نتیجه جاری شدن سیل، دو نفر در اردبیل، دو نفر در آمل و یک نفر در رضوانشهر کشته شدند.
خسارت مربوط به سیل فقط در سه استان بیش از 163 میلیارد تومان تخمین زده شد. شهر تالش در قسمت غربی استان شمالی گیلان بیشترین خسارت را در نتیجه این سیل متحمل شد. علاوه بر این، حدود 4 هکتار از مزارع گندم و جو و چندین هکتار از باغات و منابع آب گردو و فندق از بین رفت. سیل مقدار زیادی خاک حاصلخیز و تعداد نامعلومی از درختان را از بین برد.
در 30 شهریور، تالش سیل دیگری را تجربه کرد. طبق تخمینها، بیش از 300 میلی متر بارندگی داشته است. هفت روستای این شهرستان آب گرفتگی کردند. منابع دولتی اعلام کردند که در این حادثه دو نفر کشته شدهاند. خسارت ناشی از این سیل بیش از 170 میلیارد تومان برآورد شده است. راههای 100 روستا مسدود شده بود. رانش زمین در جاده اسالم – خلخال و همچنین 22 راه روستایی دیگر رخ داد. حدود 20 خانه روستایی تخریب شد و 240 خانه آسیب دید.
علاوه بر این، بیش از 100 هکتار از مزارع و باغات – منابع اصلی درآمد ساکنان محلی-آسیب دیدند.
بر اساس گفته مدیر دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگلها بین 1394 تا 1399، تقریباً 12000 هکتار از جنگلهای کشور سالانه از بین رفته است. فقط در 5 سال گذشته، 60 هزار هکتار از جنگلهای کشور به دلیل آتش سوزی، آفات، بیماریها، سدها، راه سازی، سایر فعالیتهای عمرانی و قاچاق الوار از بین رفته است. گزارشهای رسمی سازمان جنگلها میگویند که ایران بیش از 240 آتش سوزی در مناطق طبیعی کشور در سه ماهه زمستان98 تجربه کرده است.
آتش سوزی جنگلها -به ویژه در جنگلهای زاگرس- در طول تابستان بارها در مناطق مختلف رخ داده است. منطقه حفاظت شده کوه دیل در شهرستان گچساران جنگلها و مناطق منطقه حفاظت شده از روز اول خرداد 99 در آتش سوخت. سرانجام پس از سوختن 10 هکتار از گونههای جنگلی و گیاهی گچساران، آتش سوزی در تاریخ 11 خرداد 99 مهار شد. توسعه مداوم شهرها در مناطق خوش آب و هوا به عنوان مقصدهای گردشگری یکی دیگر از دلایل اصلی فرسایش خاک است. چراکه ساخت و ساز به گیاهان منطقه آسیب میرساند و آن را در برابر سیل، زلزله و زمینلغزش آسیب پذیر میکند.
برای دومین سال متوالی، انبوه ملخ تهدید به تخریب گسترده در سرزمینهای کشاورزی جنوب ایران است. در سال 1399 ، ملخ صحرا بیش از 54600 هکتار از اراضی 8 استان را تحت تأثیر قرار داده است. تاکنون مجموع حداقل 4.8 میلیون تن محصولات کشاورزی در کشور خسارت دیده است. با توجه به روند اخیر تولید مثل، جوجه ریزی و تشکیل ملخ کویر، در صورت عدم مدیریت موثر، زمین وسیعتری در خلیج فارس، سواحل هرمزگان و سواحل جنوب غربی و جنوب شرقی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
حداقل 4 میلیون دلار هزینه مبارزه با ملخ صحرا با سموم دفع آفات تا مرداد 1399 برآورد شد.
تا شهریور 1399، بیش از 406 هزار هکتار زمین در سراسر کشور با سموم شیمیایی سمپاشی شد با مهاجرت آفت به مناطق پرورش تابستان در مرزهای پاکستان و هند، از حضور و تراکم ملخ صحرا کاسته شده است. با این حال، هنوز نگرانی های جدی وجود دارد که این آفت در بازگشت به ماه نوامبر ممکن است دوباره کشور را آلوده کند.
خسارت به ارزش نزدیک به 90 تریلیون ریال- 690 میلیون دلار- به اقتصاد ایران در سال های مالی 1398-1399 وارد شده است.
سازمان مدیریت بحران خسارت ناشی از سیل متحمل شده توسط سه استان را 30 تریلیون ریال (230 میلیون دلار) و طغیانهای بهاری فروردین 98 در 16 استان 60 تریلیون ریال (459 میلیون دلار) اعلام کرد.
برای درک اینکه این ارقام چقدر بزرگ هستند، باید سرمایه ثبت شده دو خودروساز بزرگ ایرانی، یعنی ایران خودرو و سایپا را که حدود 50 تریلیون ریال (383 میلیون دلار) و خسارات سیلاب ذکر شده طی 10 ماه است مقایسه کنید.
احداث «تراموا» در ایران چه قدر توجیه اقتصادی دارد؟
«تراموا» سازی مد جدید شهرها
یک کارشناس شهری: برای ساخت 70 کیلومتر تراموا در تهران به 28 هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است
یک عضو هیات علمی دانشگاه: تکنولوژی و مخابرات واگنهای تراموایی پیچیده است، تاسیسات زیربنایی میخواهد و برای ایجاد آن باید از ابتدا خیابان را کند.
سوگل دانائی | تهرانیان قدیم همان حسی را به «ترن وای» داشتند که سباستین فالکز به متروی پاریس در عصر حاضر داشت. او در جایی نوشته بود که عاشق متروی پاریس و حتی بوی آن است، «مترو عصاره پاریس است.» در روزهایی هم که تنها وسیله نقلیه در پایتخت شتر و اسب بود، ترنوای پایتخت ساخته شد، عصاره شهر و بوی شهر در تراموا نهفته بود. ظلالسطان، حاکم تهران نوشته بود که تماشای شهر از فراز واگن اسبی تماشای غریبی است: «بازارهای تهران حقیقتا تماشایی است! کالسکه، ترنوای، اتومبیل… و در هر خیابانی ممکن است حرکت کند، حرکت میکنند…. تماشای غریبی دارد!»
سال 1307 هجری قمری بود که اول بار شرکت سهامی بلژیک راهآهن و تراموای تهران در ایران تراموا یا واگن اسبی را بهرهبرداری کرد. به گواه اطلاعات ثبت شده در خانه اتحادیه تهران، این خط از میدان توپخانه به سمت شمال شرقی پایتخت کشیده شده و از خیابان چراغ گاز و به روبهروی بازار پامنار نزدیک سفارت روسیه میگذشت. خط 12 واگنه، 50 راس اسب برای رفتوآمد واگنها داشت. پزشک ناصرالدین شاه در مورد واگن اسبی نوشته بود: «تراموای برای تهران مفید است و به پیاده خدمت بزرگی میکند زیراکه عبور از خیابانها مخصوصا از خیابان چراغ گاز به علت کثرت سواره و شتر برای شخص پیاده اشکال فراوان دارد.» واگن اسبی اما یک ریل مخصوصی در خیابان لالهزار و درست جلوی در خانه امینالسطان، صدراعظم نیز داشت.
تاریخ تماشایی واگن اسبیها
ترامواهای زمینی برای اولین بار در سال 1807 در بریتانیا به وجود آمدند. وسایلی که شاید با ایده گرفتن از تصویر کالسکههایی که حیوانات آنها را جابهجا میکردند، در قرن 19 در آلمان برقی شدند و بعد از آن شدند، پای ثابت جابهجا کنندگان مسافر و گردشگر در کشورهای اروپایی. قصه حضور تراموا مدتی است که در ایران هم جدی شده است و روزانه خبرهای متعددی درباره حضور یا عدم حضور این وسایل نقلیه در کشور منتشر میشود. خبرهایی که حکایت از علاقه زیاد شهرداران به استفاده از این وسیله تازه دارند.
تبریز هم جزو اولین شهرهایی بود که به تراموا مجهز شد. میدان قونقاباشی، که نام روسی تراموا است مبدا این وسیلهنقلیه بود و مسافران را از شهر به ایستگاه راهآهن که در بیرون شهر قرار داشت، منتقل میکرد. راهاندازی تراموا به دوران جنگ جهانی اول باز میگردد، یعنی سال 1280 شمسی به دست فردی به نام قاسمخان والی که بعدها شهردار تبریز شد. تصاویر و نمادهای اولین تراموا هم اکنون در میدان قونقاباشی نصب شدند. تصاویر مردان و زنان سوار بر کالسکههای چرخدار.
مطالبه همگانی احداث قطار برقی
یک قرن بعد از اولین تراموا اکنون صحبت از ترامواهای نوع جدید میشود؛ ترامواهای برقی. سال 93 معاون بخش مترو و تراموای یک شرکت چینی در شورای شهر تبریز خبر از احداث این قطار شهری در این کلانشهر داده بود. آن زمان برای اجرای قطار سبک شهری تبریز، سه فاز مختلف هم در نظر گرفته شده بود: «میدان راهآهن تا میدان ساعت»، «فرودگاه میدان آذربایجان تا یوسفآباد» و «کلانشهر تبریز به شهر جدید سهند» پیشبینی شده بود. شهردار تبریز هم آن زمان گفته بود که تراموا باید در مدت دو سال به بهرهبرداری برسد. بعد از تبریز، حرف تراموا مجددا در قم، همدان، شیراز تهران و حتی رشت میشود.
توجیه مدیران شهری شدنی یا نشدنی؟
تراموا اما دلایل بسیاری برای علاقهمند کردن به خودش دارد. ترافیک سرسام آور در کلانشهرهای ایران همواره توجیهی برای ایجاد مدهای تازه حملونقل در کشورند. به اعتقاد مدیران اما چه وسیلهای بهتر از تراموا که هم آلودگی صوتی کمتری دارد و هم عدم نیاز به تهویه باعث صرفهجویی در مصرف سوخت در این وسیله و عدم تولید دود باعث آلوده نشدن هوا میشود. تازه و جدید بودن این مد تازه حملونقل دلیل دیگریست که میتواند مسئولان و مدیران و متولیان امر شهری را ترغیب کند که به سمت و سوی احداث تراموا گرایش پیدا کنند. این گرایش به حدی است که احمد رمضانپورنرگسی که رئیس شورای شهر رشت است میگوید که احداث تراموا مطالبه همگانی است و گیلان تنها استانی که ردیف بودجه برای اجرای پروژه تراموا داشته است. او به ایمنا گفته است: «در حوزه شهری و برون شهری استفاده از مترو، مونوریل و خط ریلی الارتی در رشت توجیه اقتصادی ندارد و مشکلات اقتصادی، فنی و محیطزیستی زیادی به بار میآورد.» در آن سوی ماجرای اما ابراهیم مولوی، نایب رییس شورای شهر همدان هم به عنوان یکی از شهرهایی پایلوت برای اجرای پروژه تراموا به ایرنا گفته است: «به دلیل شرایط خاص جغرافیایی همدان دنبال آن بودیم که برای حل بخشی از مشکلات حملونقل عمومی، تراموا راهاندازی شود. مهندسان مشاور برای این طرح انتخاب شدند و بین سالهای ۹۴ تا ۹۵ مطالعات طرح را انجام دادند. طبق مطالعات مشاور، احداث قطار شهری یا تراموا برای همدان رد شد.» او اما اشاره میکند که با پیگیری نماینده مجلس این شهر مطالعات این طرح مجددا آغاز شد. او همچنین گفته بود که بودجه مشخصی برای مطالعات و اجرای این طرح از محل اعتبارات دولتی در نظر گرفته شده که اندک است. «مهندسان مشاور در حال تهیه طرح هستند تا بتوانند احداث تراموا در شهر همدان را عملیاتی و اجرایی کنند.» متولیان امر شهری در بعضی از کلانشهرها خبر از احداث تراموا میدهند و قید بهزودی را تکرار میکنند. رییس کمیسیون عمران و حملونقل شورای شهر شیراز اول مهر امسال به ایمنا گفته بود که اداره میراث فرهنگی فارس، مسیر پیشبینی شده تراموا را تغییر داده است و این پروژه در میدان اطلسی با خط 2 مترو تلاقی پیدا میکند و به نوعی حملونقل تبادلی ایجاد میشود. سر تهران هم البته از تراموا بیکلاه نمانده است، حمید موسوی، شهردار منطقه یک اردیبهشت امسال از حل معضل ترافیک محدوده ولنجک با تراموا خبر داده بود و به مهر گفته بود: «این اتفاق جدید برای تهران در مرحله تصویب نهایی از سوی معاون ترافیک شهر تهران و شورای عالی ترافیک قرار دارد و در انتظار صدور مجوز نهایی است.» در تبریز نیز آخرین خبرها از نشان از عقد تفاهمنامه شهرداری با قرارگاه خاتمالانبیا دارد. رئیس شورای شهر تبریز هم اعلام کرده که قونقا با احداث تراموا احیا میشود و مطالعات آن آغاز شده است.
علاقه داریم اما بودجه نداریم
با وجود علاقه مدیران شهری به تراموا و وعدههای آنها اما همچنان تنها تصویر واضح ایرانیها از تراموا، همانی است که در فیلمهای اروپایی نظیر نیمه شب در پاریس، تاوان یا حتی فیلمهای آسیای شرقی وجود دارد. با این حال تراموا این روزها در کشورهای اروپایی نیز به وسیلهنقلیه فرعی و اقماری تبدیل شده است.
جمله آخر را محمود صفارزاده، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس به «پیامما» میگوید. او که به نظر میرسد با ایده هر شهری باید تراموایی برای خود داشته باشد، مخالف است، میگوید که تراموا یک دورهای در اروپا کاربرد داشت: «تراموا ظرفیت کمتری از نفرات را جابهجا میکند، برخلاف مترو که زیرزمین است خیابان را اشغال میکند و سرعت پایینتری هم دارد.» تنها تفاوت اتوبوسها با تراموا از نظر او ریل و چرخهای حرکت دهنده این دو وسیله است: «تکنولوژی و مخابرات واگنهای تراموایی پیچیده است، هزینه تراموا زیادتر از اتوبوس است و تاسیسات زیربنایی میخواهد و برای ایجاد آن باید از صفر خیابان را کند.» عباس بابازاده، عضو هیات علمی دانشگاه تهران اما میگوید که طرح ترامواها تاکنون در وزارت کشور تایید نشدند زیرا به مطالعات جامع نیازمندند. او به «پیامما» میگوید که با توجه به ظرفیت پایین تراموا همه چیز بستگی به میزان تقاضای مردم شهر از حملونقل عمومی دارد: «مثلا در رشت تقاضای حملونقل عمومی پایین است و مردم بیشتر با تاکسی تردد میکنند. در تهران مردم بیآرتی و مترو میخواهند.»
سنگی برای نزدن
«شو تراموایی» اما اصطلاح دیگری است که شهرام جباریزادگان، کارشناس شهری برای احداث ترامواها در شهر به کار میبرد. او به «پیامما» میگوید: «یک زمان شاهد نهضت مونوریلسازی بودیم که در قم و کرمانشاه پایههای مونوریل برافراشته شد اما حتی یک کیلومتر هم مونوریل ایجاد نشد، با استفاده از تجربه ناکام مونوریل میتوان پیشبینی کرد که اتفاق مشابهی برای تراموا هم رخ میدهد.» سنگ بزرگ برای نزدن اما به زعم او زمانی است که در برنامه و طرح جامع ریلی شهر تهران 5 خط تراموا یا قطار سبک شهری پیشبینی شده در حالی که: «برای احداث هر خط کامل تراموا با ایستگاههای آن به حدود 15 میلیون دلار نیاز است، در واقع برای ساخت 70 کیلومتر تراموا در تهران به 28 هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است یعنی یک سال بودجه شهر تهران.»
دغدغه محیطزیست یا پز تازه؟
در میان روایتهای مسئولان از تراموا اما به دغدغه محیطزیست میرسیم، دغدغهای که صفارزاده هم آن را تایید میکند و تنها نوع برقی آن را میتواند بهانهای برای کم کردن آلودگی محیطزیست بداند: «اما میشود اتوبوس برقی خرید، طبیعتا مشکلی ایجاد نمیکند و زیرساختی هم نمیخواهد.» جباری زادگان هم با اینکه تراموا را در کاهش آلودگی محیطزیست و کم کردن آلودگی صوتی موثر میداند امای بزرگی برای آن میآورد: «در این چند هفته و چند ماه اخیر ثابت شد که مشکل آلودگی هوا در شهری مانند تهران، سوختفسیلی وسایلنقلیه نیست زیرا به رغم محدودیتهای ترافیکی نه تنها از حجم آلودگی هوا کم نشد که بیشتر هم شد.» در بحث آلودگی صوتی هم او معتقد است تا زمانی که آلودگیهای صوتی موتورسیکلتهای کاربراتوری که تعدادشان بالغ بر یک میلیون است در تهران وجود دارند، نمیتوان انتظار داشت که با تراموا آلودگی صوتی کم شود زیرا «مولفههای آلودگی در تهران فراوانند»
ترامواها معمولا مکمل بیآرتی و مترو هستند، همانطور که در تصاویر شهرهای اروپایی اغلب این مدهای حملونقلی در کنار هم زندگی مسالمت آمیز دارند. نشدنیها و سد راههای مقابل ترامواها زیادند، با وجود ان قولتها اما وعدهها همچنان ادامه دارد.
جباریزادگان میگوید: «در شرایطی که مردم شهرها از فقدان اتوبوس و مترو در رنجند، باید به امکانات شدنی برای حملونقل عمومی فکر کرد و خود را گول نزد.» صفارزاده نیز البته تراموا را شبیه یک پز جدید میداند: «تراموا جدید است، با ساخت آن اتفاق خاصی در ترافیک رخ نمیدهد اما مثل یک پز است.» تهرانیان جدید از ترن وای یا تراموا خاطرهای ندارند، عصاره شهر برای آنها در وسایل نقلیه دیگری وجود دارد، اینکه چه تعدادشان با وجود اتوبوسهایی که تا 6 سال دیگر 100 درصد فرسوده میشوند، خواهان ایجاد خاطره با تراموا هستند، مساله مبهمی است که باید آن را جستوجو کرد.
در حالی که طرح «سفر هوشمندانه» اجرا نشده، برنامه جذب گردشگران خارجی مطرح شده است
جذب گردشگر در بنبست
اروجی، کارشناس گردشگری در گفتوگو با «پیام ما»: تا وقتی که در جذب گردشگر داخلی و سفر هوشمندانه گام موثری برنداریم، حرکت به سمت جذب گردشگر خارجی آرزویی محال است.
مرضیه قاضی زاده | از یک شاخه به شاخه دیگر پریدهایم. برنامه «سفر هوشمندانه» هنوز روی دست دولت مانده و این بار برنامه جذب گردشگر خارجی ریختهاند. صحبت درباره گردشگر خارجی، بعد از اعلام رئیسجمهور مبنی بر صفر شدن شهرهای قرمز کرونایی مطرح شده است. وزارت میراث فرهنگی به دنبال مذاکره با ستاد مقابله با کرونا برای ورود گردشگران خارجی است. پیشنهاد شده تا مناطق ایمن به عنوان مقصد سفر یا صدور ویزا برای گردشگران مشخص شود اما سوال اینجا است که ایران تا چه اندازه آماده ورود این گردشگران است؟
زخم گردشگری ایران بعد از حوادث پاییز و زمستان سال پیش کاری شد. بعد هم کرونا آمد و مرزها را بستند و گردشگری به بنبست رسید. بیش از یک سال است که فعالان گردشگری از نان و آب افتادهاند. این را میشود از آمار بیکاری فعالان این حوزه فهمید. اوایل شهریور ماه بود که وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از ورود تنها 74 گردشگر به ایران خبر داده بود. به گفته علی اصغر مونسان تا مرداد ماه بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان به این صنعت خسارت وارد شد. این در حالی است که برای جبران این خسارت فقط ۱۷۵ میلیارد تومان به شرط حفظ مشاغل پرداخت شد.
حتی بسته دوم حمایتی که بر مبنای حفظ بنگاهها بود، هم به گردشگری کمکی نکرد. آمار بیکاری این حرفه روز به روز در حال افزایش است. این مسئله حتی در افکار دولت هم ریشه دوانده، تا جایی که در برنامه بودجه 1400 روی اشتغال بخش گردشگری حساب باز نکرد. نسخه نجاتبخش این حرفه «سفر» است. این مسئله را بارها فعالان گردشگری گفتهاند و دولتمردان هم شنیدهاند اما این در حالی است که طرح سفر هوشمند اجرایی نشده است.
حال که تعداد شهرهای قرمز ایران به صفر رسیده، مسئولان کشوری به این فکر افتادهاند که دکمه استارت سفر را بزنند. سوال اینجا است که شروع سفر با گردشگری خارجی باشد یا داخلی؟ ولی تیموری، معاون وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع روی گردشگر خارجی دست گذاشته است و معاون مدیرکل دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری وزارت میراث فرهنگی،گردشگری و صنایعدستی، گردشگر داخلی را مناسب میداند.
معاون گردشگری صبح دیروز به ایسنا گفته است که دنبال مذاکره با ستاد مقابله با کرونا برای آزادسازی سفر گردشگران خارجی است. ولی تیموری گفته است :«طبیعی است که در وضع موجود وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا، سختگیری کند. البته، در حال مذاکره با آنها هستیم تا به راهکار مشخصی برسیم. پیشنهادهایی هم مطرح است، مثل تعیین مناطق ایمن به عنوان مقصد سفر یا صدور ویزا برای گردشگرانی از کشورهایی که در وضعیت سفید به سر میبرند. پیشنهادهای ما برای ازسرگیری تعاملات گردشگری زیاد است و خیلی جدی این خط مشی را پیگیری میکنیم. حتی پروتکلی را در رابطه با چگونگی ورود گردشگران خارجی به ایران، تهیه کرده و در اختیار ستاد ملی مقابله با کرونا قرار دادهایم.درنقطه مقابل محمد قاسمی، مدیرکل دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی معتقد است که محتملترین، در دسترسترین و در نتیجه منطقیترین نوع گردشگری قابل توسعه بلافاصله پس از فروکش کردن کرونا، گردشگری داخلی است. قاسمی که از احتمال لغو روادید سفرهای گروهی شهروندان ایران و روسیه خبر داده است به ایلنا گفته: «طبق بررسیهای به عمل آمده، منطقیترین نوع گردشگری قابل توسعه بلافاصله پس از فروکش کردن کرونا، گردشگری داخلی است چرا که اولا اعتمادسازی پیرامون سفر داخلی آسانتر، سریعتر و اثربخشتر از گردشگری بینالمللی است؛ ثانیاً خویشتنداری بخش عظیمی از جمعیت کشور نسبت به انجام مسافرت به واسطه شیوع و اوج ویروس کرونا و محدودیتهای اعمال شده در این زمینه، انگیزه بسیار بالا و تمایل انباشته شده شدیدی را برای سفر در این قشر ایجاد کرده است.»
فقط 10 درصد طرح سفر هوشمندانه انجام شد
اردشیر اروجی، کارشناس گردشگری، مدیرکل سابق دفتر آمار و برنامهریزی سازمان میراثفرهنگی اما معتقد است تا وقتی که ما در جذب گردشگر داخلی و سفر هوشمندانه گامهای موثری برنداریم، حرکت به سمت جذب گردشگر خارجی صرفا یک آرزوی محال است. اروجی به «پیام ما» میگوید: «تمام کشورها بعد از کرونا این سیاست را پیاده کردند که اول گردشگر داخلی را توسعه دهند تا جذب اعتماد کنند و بعد بروند سراغ کشورهای همسایه در فاصله نزدیک و بعد دور. چنان که دبی هم به همین صورت عمل کرد و حال در فاز دوم است.»
اروجی معتقد است که دولت در برنامه سفر هوشمندانه تنها 10 درصد پیشرفت داشته است: «در گردشگری مسئولانه ما اصلا موفق نبودیم. گردشگری مسئولانه باید از طریق تورها باشد و دفاتر خدمات گردشگری. این دفاتر هم باید لینکشان در سایت سازمان گردشگری فعال باشد که گردشگر با اطمینان یکی از آنها را انتخاب کنم و یک سفر رزرو کند. همزمان با آن تلویزیون هم باید نوع از سفر را تبلیغ کند اما هیچ کدام از این اقدامات صورت نگرفت.» او با بیان اینکه باید بین تعداد گردشگران داخلی و گردشگران خارجی یک رابطهای برقرار باشد، میگوید: «این یک استاندارد جهانی است که 20 درصد گردشگران یک کشور، گردشگر خارجی است.»
براساس برنامه ششم توسعه تا پایان سال 1400 ایران باید 26 میلیون گردشگر خارجی میداشت. به عبارتی دیگر در سال 1389 ما باید 13.6میلیون نفر گردشگر خارجی جذب میکردیم. این در حالی است که در خوشبینانه ترین حالت ایران موفق به جذب 8.6میلیون نفر گردشگر خارجی در سال گذشته شده است. مدیرکل سابق دفتر آمار و برنامهریزی سازمان میراثفرهنگی با اشاره به موفق نبودن ایران در برنامه ششم توسعه میگوید: «وقتی ما در دوران غیرکرونایی نتوانستیم جذب گردشگر خارجی داشته باشیم و مطابق برنامه عمل کنیم، چطور در دوران کرونا میتوانیم گردشگران خارجی را جذب کنیم؟»این کارشناس گردشگری با اشاره به تناقضات آماری دولت در خصوص ورود گردشگران و درآمد ارزی آنها میگوید: «ما آمارهای دقیق و به هنگامی نداریم. تمام این آمارها در مصاحبهها اعلام میشود که به شدت هم خوش بینانهاند مثلا در سال 2019 آمار گردشگران جهانی 1.5 میلیارد نفر بوده است و تعداد گردشگران ورودی به ایران 8.6میلیون نفر اعلام شده در حالی که در همین سال درآمد گردشگرانی جهانی 1.7تریلیون دلار و ایران 11 میلیارد دلار اعلام شده است.» او با قیاس درصد درآمد و ورود گردشگر به ایران میگوید: «سهم گردشگری ایران از تعداد گردشگران جهانی 0.57درصد است اما درآمد آن 0.7درصد. این مقایسه به وضوح نشان میدهد که آمار ما غلط است چرا که گردشگران ما از کشورهایی میآیند که آنچنان هزینهای نمیکنند که بخواهند درآمد ما اینقدر بالا باشد.»
50 درصد گردشگران خارجی، گردشگر مذهبیاند
آمار گردشگران ورودی در سال ۹۷ نشان میدهد از مجموع هفتمیلیون و ۸۰۴ هزار گردشگر خارجی ایران در سال ۹۷، هفتمیلیون و ۲۶۷ هزار نفر آن (معادل ۹۳ درصد از کل گردشگران ورودی به کشور) از ۱۰ کشور منطقه به ایران آمدهاند. همچنین در سال ۹۷ تعداد گردشگران ورودی از ۱۰ کشور منطقه نسبت به تعداد ۴.۴ میلیون نفر گردشگر سال ۹۶ نیز ۶۴ درصد رشد داشته است. در بین کشورهای منطقه نیز از مجموع هفتمیلیون و ۸۰۴ هزار گردشگر خارجی ایران در سال ۹۷، نزدیک به ۲.۶ میلیون نفر آنها از عراق، ۱.۸ میلیون نفر از آذربایجان، یکمیلیون و ۳۴ هزار نفر از افغانستان، ۹۴۷ هزار نفر از ترکیه، ۳۰۴ هزار نفر از پاکستان، ۱۷۰ هزار نفر از ترکمنستان، ۱۶۳ هزار نفر از ارمنستان، ۷۹ هزار نفر از بحرین، ۷۱ هزار نفر از کویت و ۶۸ هزار نفر از هند از کشورمان بازدید کردهاند. این آمار در سال 8 نیز به همین شکل بوده است . آن طور که ابراهیم پورفرج، رئیس جامعه تورگردانان ایران به «پیام ما» میگوید که تا سال گذشته 7 میلیون و 250 میلیون نفر است گردشگر خارجی به ایران وارد شدند. براساس گفتههای او بیش از 50 درصد این گردشگران در حوزه گردشگری مذهبی بودند و بیشترین گردشگر هم مربوط به کشور عراق بوده است. رئیس جامعه تورگردانان ایران هم مثل اروجی معتقد است که برنامه دولت برای ورود گردشگران خارجی خوشبینانه است: «گردشگر کالا نیست که به ایران وارد شود، تا وقتی که امنیت ایران تامین نشود کسی به ایران نمیآید.» این گفته او را حسن محیط ابراهیمسرایی، راهنمای تور، عضو کانون راهنمایان ایران نیز تایید میکند.
سرایی که به مدت 15 سال در حرفه تورهای ووردی کار کرده است به «پیام ما» میگوید: «تعداد مسافران ورودی به ایران ارتباط مستقیمی با تغییرات سیاسی و امنیتی در کشور دارد بهطوری که بعد از حوادث پاییز و زمستان به حدود 10 درصد رسید.» او معتقد است که در این شرایط ورود گردشگر خارجی به ایران چندان هم عاقلانه نیست: «درست است که شهرهای ایران قرمز نیستند اما شرایطی نیست که الان کشور در شرایط پذیرش گردشگر نیست. ما شرایط مسافران ورودی به کشور را نمیدانیم این افراد حتما باید تست کرونا دهند و اعتبار این تست هم تنها 24 است.»
سالانه 8 میلیون مترمکعب چوب جنگل در کشور میسوزد تا به جای سوخت برای گرما و پختوپز مردم استفاده شود و این جدا از بهرهبرداری قاچاقچیانی است که ذغال چوبهای زاگرس آسیب دیده را به ذغال قلیان و منقلها تبدیل میکنند.
در بیشتر کشورهای جهان بالا رفتن قیمت سوختهای فسیلی اتفاقی به نفع محیطزیست است اما در ایران همیشه اینگونه نیست.
بخش قابل توجه از روستانشینان و عشایر مناطق جنگلی کشور از سوختی استفاده میکنند که حتی از سوختهای فسیلی هم بیشتر برای محیطزیست ضرر دارد.
این خانوارها به ویژه در منطقه زاگرس از منابعطبیعی یعنی چوب جنگلها و بیشتر چوب بلوط و بوتهها به عنوان سوخت استفاده میکنند آن هم در شرایطی که جنگلهای بلوط در وضعیت شکنندهای به سر میبرند.
8 میلیون مترمکعب چوب میسوزد
بهمن افراسیابی معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری به «پیامما» میگوید:«در مجموع 916 هزار خانوار بهرهبردار منابعطبیعی در کشور هستند و به طور متوسط 600 هزار خانوار عشایری و روستایی به صورت 100 درصد از منابعطبیعی به عنوان منبع سوخت استفاده میکنند.» او در مورد ارزش اقتصادی منابعطبیعی مورد استفاده این خانوار توضیح داد:« 8 میلیون مترمکعب چوب در سال توسط این خانوارها به عنوان سوخت استفاده میشود که ارزش اقتصادی آن معادل 16 هزار میلیارد تومان است. اما تنها 25 درصد ارزش منابعطبیعی، اقتصادی است و باقی ارزش این منابع محیطزیستی است. افراسیابی ادامه داد: تلاش کردیم به 220 هزار خانوار سوخترسانی کنیم. بین این خانوارها آبگرمکن خورشیدی به صورت گسترده و تعداد کمتری پنل خورشیدی توزیع شده است.
هر خانوار ماهیانهیک درخت می سوزانند
هومان خاکپور سرپرست معاونت فنی منابعطبیعی چهارمحالوبختیاری و کنشگر محیطزیست در مورد میزان استفاده از منابعطبیعی به عنوان سوخت به «پیامما» گفت: «آمار نشان میدهد که حدودا برای تامین سوخت هر خانوار جنگلنشین در هر ماه 1 درخت باید قطع شود، یعنی در طول یکسال 12 درخت جنگلی برای تامین سوخت تنها 1 خانوار قطع میشوند. ما فقط در استان چهارمحالوبختیاری بیش از 400 روستا در مناطق جنگلی داریم با این اوصاف میتوان تصور کرد که چه حجم گستردهای چوب برای تامین سوخت روستاها نیاز است. استفاده از چوب جنگل به عنوان سوخت یک واقعیت است که از سالهای گذشته وجود دارد.
این فرهنگ غالب است که نیازهای سوختی خانوارهای جنگلنشین باید از جنگل تامین شود. اگر مجموع جنگلهای کشور را چیزی حدود 12-14 میلیون هکتار در نظر بگیریم 70 درصد برداشتها برای مصارف روستایی مانند سوخت و… بود اما در سالهای اخیر با توجه به سوخترسانیهایی که اتفاق افتاد مصرف چوب کم شد اما به صفر نرسید چرا که حتی اکنون در روستاهایی که گاز یا نفت دارند هم خانوارها همچنان بر روی فرهنگ و پیشینه تاریخی استفاده از چوب جنگل پافشاری میکنند. یعنی بخشی از این مساله فرهنگی است اما بخش دیگر به مسائل اقتصادی باز میگردد، وقتی خانوارها مجبورند برای سوخت فسیلی پول بدهند ترجیح میدهند که سوختشان را رایگان از جنگل تامین کنند.
با توجه به اینکه بیکاری هم در این مناطق زیاد است، ترجیح می دهند به جای پرداخت پول سوخت، خودشان سوخت موردنیاز خودشان را از جنگل تهیه کنند. برخی روستاها هم که هنوز مشکل سوخت دارند. روستاهایی وجود دارند که به خاطر صعبالعبور بودن و نداشتن جاده دسترسی و دوردست بودن هنوز زیرساختهای سوخت فسیلی را ندارند و یا تانکر نفت اصلا به موقع به آنجا نمیروند که اینها مجبورند از منابعطبیعی به عنوان سوخت استفادهکنند.»
مافیا قاچاق چوب مانند باندهای مواد مخدر
خاکپور ادامه داد: «اما همه خسارات ناشی از نیاز سوختی جنگلنشینان نیست، چیزی که چندسالی است جنگل های زاگرس را تهدید میکند قاچاق چوب ذغال است، مخصوصا در 5-6 سال گذشته که به خاطر وضعیت اقتصادی و تشدید بیکاری بسیاری به قاچاق چوب ذغال روی آوردهاند.
زمانی روال این بود که در روستاهایی که رویشگاه جنگلی داشتند خودشان چوب را به ذغال تبدیل میکردند اما اکنون چوب را برای تهیه ذغال به استانهایی مانند اصفهان قاچاق میکنند.
ذغال شدن چوب 2 تا 3 روز طول میکشد بنابراین احتمال پیدا کردن کوره ذغال در روستاها توسط ماموران بیشتر است اما در شهرهایی که رویشگاه جنگلی ندارند مانند اصفهان محدودیت کمتری وجود دارد بنابراین چوب را برای تبدیل شدن به ذغال به شهرهای مرکزی میبرند .
او در پاسخ به اینکه از این ذغال تولید شده در شهرهای مرکزی برای چه چیزی مصرفی میشود، توضیح داد: ذغال بلوط کیفیت و ماندگاری بسیار بالایی دارد اگر آن را ساعت 10 شب روشن کنید فردا ساعت 8 صبح میتوانید زیر خاکستر، ذغال را ببینید. بنابراین روستاها تمایل دارند که از این ذغال برای سوخت استفاده کنند در شهرها هم از ذغال بلوط برای قلیان و منقل استفاده میکنند.»
او با تاکید بر شدت میزان قاچاق چوب ذغال گفت:«شاهدیم که در حال حاضر قاچاق چوب ذغال به شدت بالا رفته و در تاریخ 100 سال گذشته به بیشترین میزان قاچاق چوب در استانهای زاگرسی رسیدهایم. بخشی از علت این افزایش قاچاق مسائل معیشتی و بیکاری مردم و بخشی دیگر هم سودجویی باندها و مافیاهای قاچاق چوب است.
زمانی قاچاق چوب کاملا آماتور بود اما الان کاملا حرفهای شده است مانند قاچاق موادمخدر؛ قاچاق چوب شبکهای و مافیایی شده و این خطرناک است.
مثلا میبینیم که 10 خودرو حمل کالا قاچاق چوب ذغال در حال حرکت هستند و چند خودرو اسکورت دارند که مسیر و جادهها را پایش میکنند و این کار را برای مبارزه با قاچاق چوب ذغال سخت کرده است.
از گردش سود حاصل از این قاچاق تنها یک پنجم به روستایی میرسد و بقیه به جیب سوداگران میرود. قاچاق چوب داخلی و از استانهای غربی به سمت استانهای مرکزی کشور است.»
خاکپور در پاسخ به اینکه کدام استانها بیشتر درگیر مساله قاچاق چوب هستند گفت: ما 11 استان زاگرسی داریم در حدود 8 استان میزان قاچاق بالاست.
در همدان و آذربایجان غربی کمتر مساله قاچاق چوب وجود دارد اما در کهگیلویهوبویراحمد، خوزستان، چهارمحالوبختیاری، لرستان، کردستان و ایلام و قاچاق چوب زیاد است.
این فعال محیطزیست در مورد وضعیت تابآوری جنگلهای بلوط در برابر این بهرهبرداری گفت: جنگل های زاگرس به خاطر بهرهبرداری بی رویه در 4-5 دهه گذشته بسیار آسیب دیدند به طوری که در اواخر دهه 80 با مرگ بلوط یا مرگ اکوسیستمهای بلوط غرب کشور مواجه شدیم.
آمارها نشان میدهد که یک میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس در گیر تنش خشکیدگی هستند. درست است که دلیل این مساله آفت و بیماری است اما دلیل اصلی آن ضعیف شدن جنگل و در واقع بهرهبرداری بیرویه از جنگلها است. در یک دهه گذشته به این نتیجه رسیدیم جنگلها به شدت ضعیف شداهند و رو به نابودی هستند به طوری که با کوچکترین بیماری یا آفتی خسارات زیادی به وجود میآید در این شرایط جنگلها نه تنها توانایی تولید چوب ندارند بلکه نیاز به مراقبت دارند.
همچنین افراسیابی معاون سازمان جنگلها ضمن تایید وجود قاچاق چوب به «پیامما» گفت: بیشترین قاچاق ذغال چوب در کهگیلویهوبویراحمد و چهارمحالوبختیاری رخ میدهد.
حتی گاهی این قاچاق با ماشین شخصی انجام میشود تا کار برای ماموران ما سخت تر شود اما ما تلاشمان را برای مقابله با اقداماتی همانند حفاظت از گلوگاههای مسیر و مسدود کردن مسیرهای فرعی و… انجام میدهیم.
