بایگانی مطالب نشریه
زخمی که سیل بهار 98 به سازههای آبی شوشتر زد، هنوز درمان نشده است. در آن سیلاب بزرگ بند میزان شکست و ترکهای عمیقی بر سازه جهانی نشست. شکستگیها را چندی بعد ترمیم کردند اما موضعی و موقت. میزان سدی دستساخته و بازمانده دوره ساسانیان است و از دو سال پیش هشدارهای بسیاری درباره ضرورت ترمیم و استحکامبخشی جدی آن داده شده است اما آنقدر به این هشدارها بیتوجهی کردند که این بند، دو ماه پیش بار دیگر با خروش کارون به زیر آب رفت. حالا بهار و احتمال بارش نزدیک است و فرماندار شوشتر میگوید این بیتوجهی ممکن است سازمان جهانی یونسکو را به شوشتر بکشاند.
در روزهای پس از سیل 98 کارشناس یونسکو از سازه آبی- تاریخی شوشتر بازدید کرد و آسیبهای سیل را دید؛ دیوار غربی و جدارههای محوطه آسیابها. آن زمان هنوز سازهها زیر آب بودند و ترکها را نمیشد دید. محمدحسن طالبیان، معاون میراثفرهنگی سازمان (وزارت میراث امروزی) در آن بازدید گفت که اقدامات پیشگیرانه جلوی آسیب به اثر جهانی را گرفته و از لزوم استحکامبخشی و مرمت سخن راند. او گفت که سطح رودخانه که فروکش کند بررسیهای دقیق برای انجام اقدامات ویژه انجام میشود. اما این بررسیها دست کم به مرمت سد میزان کمکی نکرد و سیلاب دیگری از راه رسید. یک ماه پس از بارشهای سیلآسای بهار سال پیش هم، فرهاد عزیزی گفته بود که وضعیت «بند میزان» مناسب نیست: «در آخرین دور بازدیدها در زمان حضور کارشناس یونسکو از ۲۲ تا ۲۴ فروردین «بند میزان» همچنان زیر آب بود، اما در روزهای قبل از این تاریخ، که آب در این بخش فروکش کرده بود، بررسیها ترکهای عمیقی در بنا را نشان میدادند.»
ساخت بند میزان شوشتر را به شاپور اول ساسانی نسبت میدهند. این اثر هشتم خرداد ۱۳۷۸ ثبت ملی شد و یک سال پس از این تاریخ در کنار 15 اثر تاریخی دیگر در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. اما دست کم دو سال است که مسئولان میراثی کشور، اهمیت این اثر سازههای آبی را نادیده گرفتهاند و زخم کهنهاش را فراموش کردهاند.
شاید یونسکو سر برسد
حسین پنبهدانهپور، فرماندار شوشتر همین دیروز از بازسازی نشدن شکستگی بند میزان گله کرد. این اولین گله از بیتوجهی به این سازه جهانی نبود. او هشدار داد که «بازسازی نشدن بند میزان و وقوع سیلاب، ممکن است یونسکو را هم به شوشتر بکشاند» و به ایسنا گفت: «در پی سیلاب سال ۹۸، بند میزان دچار شکستگی شد که به صورت موضعی، ترمیم و محافظت شده است. هر چند در حال حاضر نشانههایی از خطر مشاهده نشده اما هنوز شکستگی در بند میزان به صورت سازهای، تعمیر و بازسازی نشده است. بازسازی نشدن بند میزان و وقوع سیلاب، ممکن است یونسکو را هم به شوشتر بکشاند.»
فرماندار شوشتر در گلایههایش گفت که در صورت افزایش دبی رودخانه کارون بند میزان زیر آب میرود. این اتفاق صبح دوم آذر امسال رخ داد با افزایش دبی رودخانه کارون، اثر جهانی «بند میزان» در آب غرق شد.
سیل دوباره آذر
بارندگیهای شدید آذر، هراس تکرار سیلاب فروردین 98 و برخورد موجهای گلآلود با سازههای آبی شوشتر را به همراه داشت. طولی نکشید که خبر آمد بند میزان به زیر آب رفته است و نگرانیها بیشتر شد. محمدرضا بهادری، مدیر پایگاه میراث جهانی سازههای آبی ـ تاریخی شوشتر در پاسخ به نگرانیها گفت که این اتفاق کاملا طبیعی است و ماهیت وجودی بند میزان، تقسیم و تنظیم آب در شاخه رود گرگر است و این سد تاریخی به نوعی سد تنظیمی محسوب میشود. «وقتی در بالادست با بارشهای شدید به ویژه در نیمه دوم سال مواجه میشویم دبی رودخانه کارون افزایش پیدا میکند. با توجه به شرایط جوی و بارندگیهای شدید روزهای گذشته در شهرستان شوشتر، بالادست و شهرهای اطراف، حجم عظیمی از آب وارد کارون شد و به تبع آن، بخشی از این آب به شوشتر رسید که در پی این شرایط، بندمیزان نیز به زیر آب رفت اما راز پایداری و ماندگاری ۱۸۰۰ ساله این مجموعه، وجود بند میزان است.» به گفته او وظیفه بند میزان در وهله اول، کاهش فشار وارد روی مجموعه آسیابها و آبشارها و تنظیم آب میان نهرهای شطیط و گرگر است چرا که آب موجود در مجموعه آبشارها و آسیابها از شاخه گرگر تامین میشود. اینطور که او توضیح داد در سال چندین بار پس از بارندگیها رخ میدهد و پایگاه و عوامل اجرایی آن بلافاصله پس از عادی شدن شرایط، اقدامات لایروبی را انجام میدهند. «هماکنون منتظریم تا به محض فروکش کردن دبی رودخانه و تثبیت آن ظرف دو یا سه روز آینده نسبت به پاکسازی و لایروبی بند میزان اقدام کنیم.» اما آیا لایروبی انجام شد؟ گلایههای فرمانداری غیر از این را میگوید. علاوه بر این سیلاب آذر آنطور که مدیر پایگاه خبر داده «دو یا سه نقطه» را هم دچار آسیب جزئی کرد. او دیروز گفت: «متاسفانه همچنان رودخانه گرگر لایروبی نشده است و باید سازمان آب و برق در این زمینه اقدام کند.»
آگاهی از احتمال فاجعه
علاوه بر زخم بند میزان، رانش و تخریب در دل سازههای آبی تاریخی شوشتر این مجموعه ثبت جهانی را در معرض خطر جدی قرار داده و با نزدیک شدن بهار نگرانی از احتمال آسیب دیدن این اثر ثبت جهانی را شدت بخشیده است. یک روز پس از سیل آذر محمدرضا بهادری، مدیر پایگاه میراث جهانی سازههای آبی تاریخی شوشتر در نشستی با گروه حفاظت ایکوم ایران از زخمی کهنه گفت و احتمال بروز فاجعهای در دل آثار ثبت جهانی ایران: «اگر این موضوع مدیریت نشود در آینده نه چندان دور شاهد یک فاجعه بزرگ در مجموعه آثار ثبت جهانی شوشتر خواهیم بود اما امیدواریم این اتفاق نیفتد و بتوانیم آن را مدیریت کنیم.» به گفته او یک جداره در بستر طبیعی به اندازه ۷۵۰ متر در سازههای آبی و تاریخی شوشتر دچار رانش و جداشدگی شده است که اتفاقی منفی در مجموعه به شمار میرود و با توجه به ملاحظاتی که در مسئله منظر آثار ثبت جهانی شوشتر وجود دارد، نمیتوان بیپروا از تکنولوژیها نوین استفاده کرد چرا که بستر این آثار یک بستر بکر و طبیعی است و برای استحکامبخشی آن نمیتوان بدون انجام مطالعات منظر اقدامی انجام داد.
بهادری توضیح داده بود که این عارضه چندین سال است که در این سازهها ایجاد شده و مجموعه ثبت جهانی شوشتر را تهدید میکند و البته «مدیران میراثفرهنگی چه در سطح استان و چه در سطح وزارتخانه پیگیر برطرف کردن این مسئله هستند» اما «باید این مسئله به صورت میان دستگاهی حل شود».
دیواره غربی محوطه سازههای آبی تاریخی شوشتر در شاخه گرگر از رودخانه کارون قرار دارد و این مجموعه به همراه بخشی از نهر گرگر که از جمله آثار سیزدهگانه نظام آبی تاریخی شوشتر هستند به ثبت میراث جهانی رسیدهاند، آنچه کنوانسیونهای بینالمللی بر روی آن تاکید دارند امنیت و سلامت جانی انسانها و گردشگران در هنگام بازدید از مجموعههای تاریخی است لذا با توجه به این که این رانش هر میتواند به وقوع بپیوندد ضرورت رسیدگی به آن احساس میشود. احمدرضا حسینیبروجنی، معاون میراثفرهنگی اداره کل میراثفرهنگی خوزستان هم گفته بود: «رانش در دیواره غربی سازههای آبی تاریخی شوشتر به سالهای قبل باز میگردد و مربوط به امروز نیست بلکه مرور زمان و در اثر عوامل طبیعی این رانش صورت گرفته است.»
چرا زخمها فراموش شدند؟
اما چرا این ترکهای عمیق فراموش شدند؟ ترکهایی که مسئولان اداره کل پایگاه میراث جهانی وزارتخانه هم از وجود آنها خبر داشتند و میدانستند که این بند زیر آب میرود. چندی پیش ایسنا در این باره نوشت: جای سوال است که در طول یک سال گذشته آیا تاکنون هیچ اقدامی برای برطرف کردن ترکهای عمیقی که نیز از آن مطلع شده بود، انجام نشده یا پیشبینی برای احتمال بارندگیهای بعدی در این محوطه جهانی که تقریبا هر سال آن را با گوشت و پوست خود لمس میکند، انجام ندادهاند؟ این موضوع نه تنها بند میزان سازههای آبی شوشتر که محوطه هفت تپه، چغازنبیل و شوش در همان استان خوزستان، سازههای آبی لرستان، قلعه فلکالافلاک، بافت تاریخی بروجرد در لرستان، روستای تاریخی یوش، مجموعه فرحآباد ساری در استان مازندران، بافت تاریخی دهدشت در کهگیلویه و بویراحمد، بافت تاریخی گرگان و دیوار تاریخیاش در استان گلستان و پل تاریخی کن در پایتخت و صدها بنا و محوطه تاریخی دیگر را آنقدر درگیر کرده بود که در همان زمان میزان دقیق خسارت وارد شده را ۶۷۹ میلیارد اعلام کردند. اما بعد از آن کمتر خبری از آخرین اقداماتِ انجامشده برای ساماندهی و مرمتِ آثار آسیبدیده منتشر شد.
نرخ تورم تولیدکننده بخش برق ۲۹.۳ درصد
موضوع تولید و توزیع برق در ماههای اخیر نه تنها متولیان و دستگاههای اجرایی را با چالشهای متعدد روبهرو کرده است، بلکه مردم را نیز با خاموشی در منازل و معابر و همچنین آلودگی ناشی از مازوت سوزی در شهرهای بزرگ، درگیر ماجرای کمبود برق کرد. چند روزی است روشنایی به خیابانها برگشته و چند هفتهای است خاموشی دامن کشیده و از خانهها و واحدهای تولیدی و صنعتی رفته است، اما تبعات بحران یک ماه اخیر در حوزه برق تمامی ندارد. علاوه بر نگرانیهایی که همچنان درباره ذخیره سدهای برقآبی برای تابستان پیش رو، مطرح است، بر اساس اعلام مرکز آمار تورم تولیدکننده بخش برق هم افزایش 10 واحدی داشته، حالا شاید مردم کمتر کمبود برق را در زندگی خود لمس کنند، اما به نظر میرسد این موضوع همچنان با توجه به وضعیت سوخت نیروگاهها و تولید برق به قوت خود باقی است.
یکی از مواردی که وزیر نیرو و دیگر همکاران او در بخشهای مختلف وزارتخانه در روزهای کمبود برق بر آن تاکید داشتند، این بود که «مشکل تولید برق نداریم» وزارت نیرو میگوید کمبود برق به دلیل کمبود سوخت نیروگاههااست. نیروگاههایی که در مقطعی مجبور به استفاده از سوخت جایگزین شدند، چرا که در تامین گاز مشکل داشتند. از طرفی وزارت نفت هرگونه افت تولید گاز به ویژه در میدان پارس جنوبی را تکذیب میکند و این تسلسل ادامه دارد. به هر روی کشور در مقطعی در میانه زمستان به اجبار اقدام به برداشت از ذخیره سدها کرد تا برق تولید کند، این اقدام و اقدامات دیگر هر چند از نظر فنی وجود مشکل در تولید برق را نفی میکند، اما از نظر تامین منابع موید این است که در تولید برق مشکل داریم، چرا که دست به منابعی بردهایم که استفاده از آنها در سالی که بارندگی چشمگیری نداشتیم، چندان منطقی به نظر نمیرسد.
اردکانیان دیروز به جماران گفته است: «کمبود تولید برق ناشی از کمبود سوخت است، سوختی که به نیروگاهها داده میشود که برق موردنیاز همه بخشها اعم از خانگی، تجاری، صنعت، معدن و کشاورزی را تامین کند، بسیار کمتر از سوختی است که همکاران ما در وزارت نفت ناچار هستند برای مصرف گرمایش خانگی و تجاری ارائه کنند. یعنی گازی که به بخش خانگی و تجاری داده میشود، بعضا بیش از هفت برابر گازی است که به نیروگاهها داده میشود» در جریان خاموشیهای بیبرنامه و ناگهانی دیماه بسیاری از صنایع و واحدهای تولیدی دچار خسارت و زیان شدند، هنوز هم این واحدها در زمان کمبود برق در اولویت وزارت نیرو برای خاموشی هستند، وزیر نیرو میگوید: «با صنایع هماهنگ هستیم که با توجه به اهمیت تامین برق بخش خانگی و عمومی مثل بیمارستانها و… اگر با کمبود تولید برق مواجه شدیم، برای جبران این کمبود، به صورت موقتی و برای مدت کوتاه برق صنایع انرژیبر را قطع کنیم»
آخرین نرخ تورم تولیدکننده بخش برق
مرکز آمار ایران به صورت دورهای گزارشهایی از شاخص قیمت تولید کننده بخش برق منتشر میکند که باعث اعلام زود هنگام روند تورم و استفاده از این اطلاعات در محاسبات ملی برای تعدیل قیمتهاست. این اطلاعات شامل شاخص قیمت تولیدکننده برق -بهتفکیک ساعات پربار، کمبار و میانبار و…- است که بر اساس سال پایه که 1390 است منتشر میشود. بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران که دیروز منتشر شد، متوسط تورم سالانه تولید کننده کل بخش برق در چهار فصل منتهی به پاییز امسال با ۱۰.۷ واحد افزایش به ۲۹.۳ درصد رسید: «درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده کل بخش برق نسبت به فصل مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) در فصل پاییز ۱۳۹۹ به ۴۵,۵ درصد رسید. به عبارتی، میانگین قیمت دریافتی توسط نیروگاههای برق به ازای فروش محصول خود به شرکتهای توزیع برق، در فصل پاییز ۱۳۹۹ نسبت به فصل پاییز ۱۳۹۸، ۴۵.۵ درصد افزایش داشته است» در این گزارش در سرفصل تورم فصلی آمده است: «درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده کل بخش برق نسبت به فصل قبل (تورم فصلی) در فصل پاییز ۱۳۹۹ به ۷,۳ درصد رسید که در مقایسه با همین اطلاع در فصل تابستان، ۳.۷ واحد درصد کاهش دارد. در فصل مورد بررسی، درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده بخش برق نسبت به فصل قبل، برای ساعات مختلف اوجبار، میانبار و کمبار، به ترتیب ۵.۴، ۱۳.۰ و ۰.۹- بوده است» وضعیت تورم نقطه به نقطه بر اساس این گزارش اینطور تشریح شده است: «درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده کل بخش برق نسبت به فصل مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) در فصل پاییز ۱۳۹۹ به ۴۵,۵ درصد رسید. به عبارتی، میانگین قیمت دریافتی توسط نیروگاههای برق به ازای فروش محصول خود به شرکتهای توزیع برق، در فصل پاییز ۱۳۹۹ نسبت به فصل پاییز ۱۳۹۸، ۴۵.۵ درصد افزایش داشته است. تورم نقطه به نقطه کل بخش برق در فصل تابستان سال جاری ۴۳.۰ درصد بوده است. درصد تغییرات شاخص قیمت تولیدکننده بخش برق در فصل مورد بررسی نسبت به فصل مشابه سال قبل، برای ساعات مختلف اوجبار، میانبار و کمبار، به ترتیب ۳۹.۷، ۴۶.۹ و ۴۶.۹ بوده است.» مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه را در این گزارش۲۹.۳ اعلام کرده و در گزارش خود آورده است: «درصد تغییرات میانگین شاخص قیمت تولیدکننده کل بخش برق در چهار فصل منتهی به فصل پاییز ۱۳۹۹ نسبت به مدت مشابه در سال قبل (متوسط تورم سالانه) به ۲۹.۳ درصد رسید که نسبت به همین اطلاع در فصل قبل ۱۰.۷ واحد درصد افزایش نشان میدهد. همچنین درصد تغییرات میانگین شاخص قیمت تولیدکننده بخش برق در چهار فصل منتهی به فصل پاییز نسبت به مدت مشابه در سال قبل، برای ساعات مختلف اوجبار، میانبار و کمبار، به ترتیب ۲۶.۱، ۲۹.۱ و ۳۱.۸ بوده است» حال باید دید در سال پیش رو علاوه بر کمبود، تا چه میزان شاهد گرانی برق خواهیم بود.
طرح حذف غربالگری جنینی که از سوی کبری خزعلی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان رسانهای شد واکنشهای زیادی را هم از سوی مسئولان مرتبط با حوزه بهداشت و سلامت هم فعالان و کارشناسان و مردم به دنبال داشت. اما غربالگری جنینی چیست و چرا اهمیت دارد؟ غربالگری جنینی یعنی انجام مجموعهای از آرمایشهای خون و سونوگرافی برای اطمینان از سلامت جنین و جلوگیری از تولد نوزادان با بیماریهای عفونی و اختلالات ژنتیکی مثل سندروم داون. کسانی که طرح حذف آزمایشی با این اهمیت را دادهاند، علت آن را جلوگیری از احتمال مرگ نوزادان سالم و افزایش جمعیت ایران عنوان میکنند برنامهای که سالهاست با توجه به کند شدن آهنگ رشد جمعیت ایران و رو به پیری رفتنش از سوی مقامات و دولت مطرح شده است. این برنامه همچنین طرح غیرقانونی شدن وازکتومی و توبکتومی از سال ۹۳ را به دنبال داشت. در پاسخ به این مسئله که غربالگری باعث مرگ نوزادان سالم میشود متخصصان این حوزه از جمله کیانوش جهانپور رئیس روابط عمومی وزارت بهداشت می گوید: سالانه ممکن است فقط حدود ۱۰ جنین سالم بر اثر غربالگری از دنیا بروند. در مورد غربالگری در ایران قانون نوشته شدهای وجود ندارد. اما وحدت رویه در میان پزشکان وجود دارد که برای مادران باردار انجام غربالگری را تجویز و ادامه روند بارداری را منوط به نتیجه غربالگری میکنند. مسئله ای که در اینجا، باعث نگرانی است این است که حذف این طرح و جلوگیری از اجرای آن باعث آسیب به زنان و خانوادههای ضعیف به لحاظ اقتصادی و با آگاهی پایین در کشور و نقاط دور افتاده شود. آن هم در حالی که بسیاری از بیمهها هزینه بالای غربالگری که بدون بیمه حدوداً یک میلیون تومان را شامل میشود و پوشش نمیدهند. با توجه به این موارد به نظر میرسد این طرح باعث آسیب بیشتر به زنان و طبقات پایین جامعه میشود. «طبق اعلامیه ها و قوانین ملی و بینالمللی، برخورداری از یک زندگی سالم و مولد و با کیفیت توام با طول عمر قابل قبول و عاری از بیماری و ناتوانی حقی است همگانی که در مکتب اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده ۲۵ و قانون اساسی جمهوری اسلامی اصول ۴۳،۲۹،۳ مورد تاکید قرار گرفته است همچنین مسئولیت تامین زندگی سالم به عهده دولت ها است. با توجه به این اصل دولت که مسئولیت تامین زندگی سالم ملت را به عهده دارد. چرا به جای حذف طرح غربالگری، تسهیلاتی مثل انجام رایگان آن و حمایت از تحت پوشش بیمهای قرار گرفتنش را مطرح نمی کنند؟ بی توجهی به غربالگری جنینی در واقع می توان در درجه اول، بیتوجهی به سلامت زنان جامعه که نیمی از سرمایه و نیروی انسانی کشور را تشکیل میدهند دانست. این طرح بیش از همه به ضرر زنان جامعه است. تولد کودک معلول در ابتدا باعث فشار روحی و جسمی به مادر می شود. چرا که بیش از همه مسئولیت مراقبت و نگهداری بر عهده اوست. رهبری در این مورد گفته است:« زنان مهمترین مسئولیتی که به عهده دارند نقش مادری است که بقای نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان و حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است.»(KHAMENEi.IR ۱۳/۴/۱۳۸۶) زنی که عهدهدار نگهداری از کودک معلول است و در جامعه ما برای این وظیفه حمایت چندانی نمیگیرد و در نتیجه مشکلات و مسائل روحی و جسمی گریبانگیرش میشود، آیا میتواند مهمترین نقش و مسئولیت خود را به طور کامل انجام دهد؟ گذشته از این به نظر می رسد حذف این طرح نه تنها به بهبود رشد جمعیت سالم کمک نمی کند. بلکه با توجه به غیرقانونی بودن سقط جنین در ایران به افزایش سقطهای غیرقانونی هم دامن میزند. که این مسئله سلامت زنان جامعه را بیش از پیش به خطر میاندازد. به همین دلیل میتوان این طرح را تا حدودی بی توجهی به حقوق زنان دانست. با توجه به این موارد میتوان گفت یکی از مسائلی که پرداختن به امور زنان را تحت الشعاع خود قرار داده تغییر و تحولات سیاسی در قالب دولت هااست. جابجایی قدرت امری طبیعی است. اما نکته حائز اهمیت این است که به دلیل عدم تعریف دقیق موضوعات، از جمله امور زنان، برنامه ریزی و سیاستگذاری در امور زنان، دستخوش تغییرات گاه ۱۸۰ درجه ای می شود. به همین دلیل است که اغلب بر اساس علایق شخصی یا حزبی تغییراتی در این حوزه صورت میپذیرد. این مشکل زمانی حاد میشود که بدون نظر کارشناسی و بررسی علمی و همه جانبه شرایط موجود جامعه زنان، تصمیماتی در این رابطه گرفته میشود. با توجه به مواردی که گفته شد حذف غربالگری در واقع حذف جامعه سالم و نادیده گرفتن زنان است که نقش آنها را در داشتن خانواده و جامعهای شاد و پویا نمیتوان انکار کرد.
بدگویی و بدزبانی در جامعه باید جمع شود
مراسم سالانه مولودیخوانی در سالروز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها از طریق ارتباط تصویری مداحان در مصلایِ تهران با رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد. به گزارش ایسنا، رهبر انقلاب اسلامی صبح دیروز در نشست تصویری با جمعی از مداحان اهلبیت علیهمالسلام، حضرت صدیقه طاهره را تجسم عالیترین مفاهیم اسلامی درباره زن، مادر و همسر دانستند و گفتند: «در دیدگاه اسلامی قویترین پایه تربیت فکری و روحی انسان در کانون خانواده قرار دارد و در این کانون است که زمینه رشد واقعی زن در عرصههای مختلف فراهم میشود.» ایشان همچنین بر لزوم حفظ ادب اسلامی در سخن گفتن و پرهیز از بدزبانی و بدگویی علیه یکدیگر در فضای رسانهای و مجازی، تاکید کردند.
حضرت آیتالله خامنهای با تبریک میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها و بزرگداشت مقام زن و مادر و همچنین سالروز ولادت امام خمینی(ره) و دهه مبارک فجر، به ابعاد شخصیتی حضرت زهرا و نقش برجسته ایشان بهعنوان دختر گرامی و غمگسار پیامبر اسلام(ص) و همچنین همسر و همتراز حضرت علی(ع) و مادر چهار خورشید درخشان و سرسلسله نسل پیامبر عظیمالشان اسلام اشاره کردند و گفتند: آن حضرت در دوران زندگی خود با فراز و نشیبها، آزمون های بینظیر و محنتهای متعددی مواجه شدند اما در همه عرصهها همچون همسرداری، مادری، مدیریت خانه، تربیت فرزندان، جهاد فیسبیل الله، امربهمعروف و نهیاز منکر، عبادت و بندگی خدا، و اخلاص در اوج بودند و نشان دادند یک زن میتواند به رتبه عالی عصمت برسد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به تفاوت بنیادین دیدگاه اسلام و غرب در مقوله زن، افزودند: «نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به زن، نگاه تکریم و احترام است درحالیکه نگاه رایج غرب، نگاه کالایی و ابزاری است.» ایشان خاطر نشان کردند: «در اسلام، زن و مرد از لحاظ ارزشهای الهی و انسانی تفاوتی ندارند. البته در کنار وظایف مشترک، هریک از زن و مرد وظایف ویژهای هم دارند و به همین علت است که خداوند متعال ترکیب ساختمان جسمی آنها را متناسب با این وظایف ویژه آفریده است.» رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: «ما به نگاه اسلام افتخار میکنیم و در مقابل نگاه غرب به زن و سبک زندگی، سراپا اعتراض هستیم.» حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به تبلیغات غربیها مبنی بر اینکه اسلام و حجاب اسلامی مانع رشد زن میشود، گفتند: «این یک دروغ واضح است و دلیل بارز خلاف واقع بودن آن، وضعیت زنان در جمهوری اسلامی است.» ایشان افزودند: «در ایران در هیچ مقطع تاریخی تا به این حد، زن تحصیلکرده و فعال در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری، علمی، سیاسی و اقتصادی حضور نداشته و همه اینها از برکت جمهوری اسلامی است.»
رهبر انقلاب اسلامی نگاه اسلام به زن را زمینهساز برجسته شدن نقش محوری خانواده و مادر برشمردند و با تاکید براینکه قویترین پایههای تربیت فکری و روحی و حقیقیترین فضای صمیمیت در کانون خانواده شکل میگیرد، خاطرنشان کردند: «دستگاههای تبلیغاتی غرب و متاسفانه برخی غربزدههای داخلی تلاش دارند تا نقش محوری مادر در خانواده کمرنگ و یا حذف شود.» حضرت آیتالله خامنهای با تاکید بر لزوم ارجگذاری به جایگاه زنان خانهدار و نقش ویژه آنان در خانواده، به موضوع ازدواج بههنگام و فرزندآوری نیز اشاره کردند و افزودند: «این دو موضوع از نیازهای حیاتی امروز و فردای کشور است که مداحان باید بهعنوان یک رسانه بزرگ برای ترویج آن نقشآفرینی کنند.»حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان، مداحی را پدیدهای ویژه و منحصر بفرد خواندند و با اشاره به ترکیب این هنر از شعر، نغمهپردازی، رساندن سخن به اعماق جان مخاطبان با صدای خوش و همچنین برخورداری از عناصرِ اندیشه، عاطفه، اطلاعات معارفی، تاریخی و آگاهیهای اجتماعی و جهانی، گفتند: «موضوع کار مداح از عالیترین موضوعات یعنی ستایشگری اهلبیت، و وظیفه او گسترش دادن الگوی زیست نبوی، علوی و فاطمی و ترویج اندیشهها و درسهای آن بزرگواران است.»
رهبر انقلاب اسلامی مداحان و شعرای اشعار مداحی را به استفاده از مطالب متقن و محکم و متین سفارش کردند و با انتقاد از مخدوش شدن ادب اسلامی در برخی محیطهای رسانهای و فضای مجازی، در توصیه مهم و پایانی خود به مداحان و همه تریبونداران و رسانهها، بر «حفظ ادب اسلامی در سخن گفتن» تاکید و خاطرنشان کردند: بدگویی و بدزبانی در جامعه باید جمع شود و ادب اسلامی گسترش یابد.
افزایش سطح دریاها، هولناکتر از تصور ما
افزایش سطح دریاها تا سال 2100 به اندازه 1.35 متر خواهد بود. این پیشبینی گروهی از محققان دانمارکی است و از دادههای پیشین فراتر است. روند افزایش سطح دریا در دهههای اخیر سرعت بیشتری داشته است و این تهدیدی جدی برای شهرها و مناطق ساحلی است. محققان در این هشدار تازه گفتهاند: افزایش سطح دریاها ترسناکتر از چیزی است که گمان میکنیم.
به گفته محققانی که میگویند پیشبینیهای اخیر با دادههای تاریخی مغایرت دارد، افزایش سطح دریاها احتمالا سریعتر و بیشتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد.
خبرگزاری گاردین دیروز گزارش داد که هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی در آخرین ارزیابی خود گفته است، به نظر نمیرسد که افزایش سطح دریاها تا سال 2100 بیش از 1.1 متر باشد. با این حال، محققان اقلیمی در انستیتوی نیلزبور در دانشگاه کوپنهاگ معتقدند که در بدترین سناریوی ممکن، سطح دریاها میتواند تا سال 2100 تا 1.35 متر افزایش یابد. آنها در مقالهای که در مجله « Ocean Science» (علوم اقیانوسی) منتشر شد، گفتهاند، هنگامی که از دادههای تاریخی در مورد افزایش سطح دریاها برای ارزیابی و تایید مدلهای مختلف هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی استفاده کردند، متوجه اختلاف حدودا 25 سانتیمتری شدند.
این خبر خوبی نیست
محققان گفتهاند که مدلهایی که هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی از آنها استفاده کرده، به اندازه کافی دقیق و با جزئیات نبده و بر اساس چیزی بوده که آنها آزمون «بررسی واقعیت» مینامند.
«آسلاک گرینستد»، یک دانشمند تغییرات اقلیمی و یکی از نویسندگان این مقاله میگوید: «این خبر خوبی نیست که ما متوجه شدیم پیشبینیهای پیشین، شرایط را دستکم گرفتهاند.»
او که دانشیار انستیتوی نیلزبور است، میگوید: «مدلهایی که برای پایهریزی پیشبینیهای افزایش سطح دریاها در حال حاضر استفاده میشوند، حساسیت کافی را ندارند.
به بیان صریحتر، وقتی آنها را با سرعت بالا آمدن سطح دریاها با مشاهدات گذشته مقایسه میکنیم، چندان قابل توجه نیستند.»
با این حال او امیدوار است که از روش آزمایش آنها برای محدود کردن مدلها، معتبر کردن آنها و کاهش عدم اطمینان استفاده شود. او گفته که این مقاله را برای دانشمندان هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی که در زمینه افزایش سطح دریاها فعالیت میکنند، ارسال کرده است.
پیشبینیهای افزایش سطح دریاها که توسط هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی صورت گرفته، بر اساس مدلهایی برای ورقههای یخی، یخچالهای طبیعی و انبساط حرارتی یا گرم شدن دریاها است که به صورت پازل در کنار هم قرار گرفتهاند.
گرینستد اما گفته است که گاهی فقط مقدار محدودی از دادهها برای مدلهای مورد آزمایش، در دسترس بوده است. به گفته او، مثلا پیش از مشاهدات ماهوارهای دهه 1990، هیچ اطلاعاتی در مورد میزان ذوب یخهای قطب جنوب وجود نداشته است.
گرینستد متوجه شد، گرچه دادههای منحصربهفرد، وقتی از سال 1850 تا 2017، به صورت معکوس در زمان بررسی میشوند، میتوانند افزایش واقعی سطح دریاها را منعکس کنند، اما زمانی که این دادهها را با پیشبینیها ترکیب میکنیم، متوجه میشویم که آنها بسیار محافظهکارانه هستند.
گرینستد گفته است: «ما در مجموع دادههای تاریخی بهتری را برای افزایش سطح دریاها داریم که در اصل، به ما امکان آزمایش بر اساس پازلهای ترکیبی مدلها را میدهد.»
تیم تحقیقاتی در انستیتوی نیلز بور امیدوار است که روش آنها برای اعتبارسنجی سناریوهای آینده با بررسی دادههای گذشته، بتواند جایگاهی در چگونگی تجزیه و تحلیل افزایش سطح دریاها پیدا کند. «جنزهسلبرگکریستنسن»، استاد بخش یخ، آبوهوا و ژئوفیزیک انستیتو و همچنین یکی از نویسندگان این مقاله میگوید: «ما امیدواریم که این روش جدید مقایسهای بتواند به ابزاری تبدیل شود که بتوانیم از آن در مدلهای آینده نیز استفاده کنیم.»
یک سناریوی خوشبینانه
سال 2019، سازمان ملل متحد پیشبینی کرده بود که در سناریوی خوشبینانه، در صورت افزایش ۲ درجهای حرارت زمین که به افزایش سطح آب اقیانوسها خواهد انجامید، دست کم ۲۸۰ میلیون نفر مجبور به تغییر محل زندگی خود میشوند.
در آن گزارش آمده بود که مناطق مرکزی و غربی هیمالیا با افت قابل ملاحظه میزان آب برای کشاورزی روبرو هستند و مناطقی با پوشش یخ کمتر، به عنوان مثال در اروپای مرکزی، شمال آسیا و اسکاندیناوی، یخچالهای طبیعی تا سال ۲۱۰۰ تا ۸۰ درصد از بین میروند.
تکرار هشدارها
به تازگی در گزارشی دیگر تصاویری ماهوارهای منتشر شد که نشان میداد در سراسر جهان سرعت ذوب یخها، در نیمکره شمالی و نیمکره جنوبی در حال افزایش است و از سال 1994 تا سال 2017 بیش از 28 تریلیون تن یخ در گرینلند و قطب جنوب و همچنین قطب شمال و اقیانوسهای جنوبی ذوب شده است.
پیش از این، هیات بین دولتی تغییرات آبوهوایی، گزارش داده بود که ذوب یخهای قطبی تا سال ۲۱۰۰ میلادی میتواند سطح آب دریاها را از ۲۶ تا ۸۲ سانتیمتر بالا ببرد. در آن زمان هم هشدار داده شده که این میزان بیشتر از پیشبینیهای قبلی است. پس از آن، گزارشهای دیگری منتشر شد که حاکی از افزایش سطح آبهای آزاد تا سال ۲۱۰۰ بین ۵۲ تا ۹۶ سانتیمتر بود.
این عدد باز هم در آخرین گزارش به 1.1 متر افزایش سطح دریاها رسید و هماکنون، دانشمندان دانمارکی، میگویند افزایش سطح دریاها در سال 2100 به 1.35 متر میرسد.
مسئولیت انسانها
در حالیکه بسیاری بر این باورند که افزایش سطح دریاها در درجه اول تحت تاثیر تغییرات آبوهوایی است، اما خرداد امسال محققان دریافتند که انسانها مسئول افزایش کنونی سطح دریا هستند.
بر اساس گزارشی که Earth (زمین) منتشر کرد، به گفته محققان دانشگاه راتگرز در ایالات متحده افزایش کنونی سطح دریاها با فعالیتهای انسانی در ارتباط است و تغییر در مدار زمین، نقشی در آن ندارد.
بر اساس این مطالعه که در مجله Science Advances منتشر شده، «کنت جی میلر»، نویسنده اصلی این بررسی در دانشگاه راتگرز میگوید: «تاریخ یخبندان کرهزمین بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که قبلا تصور میشد.
اگرچه میزان دیاکسیدکربن، در دورههای بدون یخ کرهزمین تاثیر مهمی داشت، اما تغییرات جزئی در مدار زمین از نظر حجم یخ و تغییرات سطح دریا تا زمان فعلی(قبل از تاثیر انسان) مهمترین عامل بود.»
روند افزایش سطح دریا در دهههای اخیر سرعت بیشتری داشته است و این تهدیدی جدی برای شهرها و مناطق ساحلی است.
بیشترین کاهش سطح دریا مرتبط با آخرین دوره یخبندان در حدود 20 هزار سال پیش بوده است که سطح دریا در حدود 400 پا کاهش یافته است. بعد از آن، سطح دریا در حدود یک پا برای هر دهه افزایش یافته و این سرعت از 10 هزار سال پیش کند شده است.
محققان از همان زمان گفته بودند که افزایش سطح دریاها که در دهههای اخیر سرعت بیشتری یافته است، تا سال 2100 میتواند شهرهای پرجمعیت ساحلی، اراضی کم ارتفاع و زیرساختهای پرهزینه را از بین ببرد.» حالا بناست که تحقیقات آینده زمانهایی که زمین عاری از یخ بوده و همچنین نقش دیاکسیدکربن جوی در یخبندان را بررسی کند.
حسن نیت ببینیم، حسن نیت نشان میدهیم
رئیسجمهور خطاب به جامعه جهانی تاکید کرد: هیچ بندی از برجام عوض نمیشود و هیچ فردی هم به برجام اضافه نمیشود. او گفت: «باید خدمت جامعه جهانی و مخصوصا کشورهای برجام که حالا ۱+۴ هستند و یا درآینده ممکن است ۱+۵ باشند به صراحت بگویم هیچ بندی از برجام عوض نمیشود و هیچ فردی هم به برجام اضافه نمیشود؛ ۵+۲ یا ۵+۳ نمیشود واین حرفهای ناروا نباید گفته شود.»
رئیسجمهوری گفت: «برایاین توافق سالها فعالیت و مذاکره شده تا بهاین توافق رسیدهاند،این توافق چیزی نیست که به سادگی به دست آمده باشد. اگر میخواهند به توافق بیایند، اهلا و سهلا و اگر نمیخواهند هم اهلا و سهلا بروند دنبال زندگیشان؛ به هر حال ما کار خودمان را انجام میدهیم. به گزارشایسنا، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی دیروز در جلسه هیات دولت گفت: «احساس ما این است که افکار دنیا و سیاستمداران جهان و حتی سیاستمداران در خود آمریکا معتقدند که برجام میتواند برای امنیت، صلح و پیوند جامعه و تعامل کشورها مفید باشد و ما هم براین مبنا حرکت میکنیم و پیش میرویم.»
رئیسجمهوری خطاب به آمریکاییها گفت: «ما هرگونه حسن نیتی ببینیم، پاسخش حسن نیت است. هرگونه اقدام در مقام عمل ببینیم، پاسخش اقدام در مقام عمل است و اگر تعهد کامل ببینیم، از طرف ما هم تعهد کامل خواهد بود.»
در جلسات خصوصی میگویند که اگر ترامپ میماند بهتر بود
روحانی در بخش دیگری از صحبتهای خود خطاب به قوای سه گانه، مردم و رسانهها گفت: الان شرایط نباید اینگونه باشد که سردارانی در میدان جنگ در برابر دشمن باشند و خدای نکرده عدهای بروند پشت دشمن علیه این سرداران سنگر بگیرند.» او ادامه داد: «بعضیها ناراحت هستند که ترامپ سرنگون شده است. حالا عمومی نمیگویند اما در جلسات خصوصی میگویند که اگر ترامپ میماند بهتر بود… بعضیها میبینند که بخش بزرگی از مشکلات کشور به خاطر تحریمهاست اما یک کلمه راجع به آمریکا حرف نمیزنند. بعضیها که مدعی ضد آمریکایی بودن هم هستند، حتی یک فحش به آمریکا نمیدهند؛ چرا که به نظرشان فحش ویژه دولت و مخصوص شخص رئیسجمهور است که باید به او فحش بدهند و توهین کنند.»
اگر مصوبه کمیسیون تلفیق تصویب میشد آثارش خطرناک بود
روحانی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع لایحه بودجه اشاره کرد و گفت: «ما با همه توان برای اینکه فشار اقتصادی مضاعف نشود در حال تلاش هستیم… شما ببینید در این دو ماه چقدر وقت صرف کردیم و دولت و مجلس برای بودجه تلاش کردند اما در نهایت حاصل جمع آن صفر شد و همه چیز روی هوا رفت.»
رئیس جمهور با اشاره به آنچه در مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد، گفت که دولت «در حد توان، بهترین بودجه» را تهیه و تقدیم مجلس کرد: «توقع ما این بود که روند بودجه طی و تصویب شود. البته حق نمایندگان است که بودجهای را تصویب یا رد کنند و ما نمیتوانیم به آنها بگوییم چه کار کنند.»
با این حال روحانی گفت که در دو ماه گذشته «حرفهایی زده شد و مصاحبهها و وعدههایی داده شد و تخریبهایی صورت گرفت» که مورد انتظار ما نبود. او ادامه داد: «هدف ما بالا بردن ارزش پول ملی بود که اگر در سال آینده دلار ۱۲ هزار یا ۱۶ هزار تومان شد، بودجه ما لنگ نشود. اگر بودجه را بر مبنای ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی ببندیم و ارز پایین بیاید میخواهی چه کار کنی؟» حسن روحانی در ادامه سخنانش گفت: «خدا را گواه میگیرم تمام تلاش ما در این مدت و در یکسال گذشته این بوده که به دو آرزو برسیم؛ کشوری که از یک طرف در برابر کرونا و از یک طرف در برابر تحریمهاست از مشکلات اصلی عبور کرده باشد.»رئیس جمهوری افزود: «در بودجه هم همین را گفتهایم. ما وقتی در بودجه با ارز ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومانی به دنیا علامت میدهیم همه دنیا میفهمند یعنی چه؛ وقتی میگوییم ارز را متعادل میکنیم یعنی درآمد خیلی بیشتر از امسال خواهد بود و دنیا پیام فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت روزانه را میگیرد. ما پیامهای مهمی در بودجه دادیم، ولی متاسفانه بعضیها بهاین پیام توجه نکردند.» حسن روحانی گفت که نگران بود که «صدا و سیما مصوبات کمیسیون تلفیق را تبلیغ کند و این موضوعات به میان مردم برود و بازار به هم بریزد و خراب شود و در آخر هم تصویب نشود» و «متاسفانه همین اتفاق هم افتاد.» روحانی با بیان اینکه «مصوبه کمیسیون تلفیق ربطی به آنچه دولت نوشته ندارد»، گفت: «اگر تصویب میشد آثارش خطرناک بود.»
راهحل، تغییر تدریجی ارز ۴۲۰۰ تومانی است
رئیس دولت دوازدهم در ادامه عنوان کرد: «اینکه ماشین لوکس را از مناطق آزاد وارد سرزمین اصلی کنیم و بعد یک رانت بزرگی برای عدهای درست کنیم چیزی است که ما در بودجه نمیخواستیم. ما بلد بودیم اینها را بنویسیم، اما چون نمیخواستیم رانت به وجود بیاید، ننوشتیم؛ یا مثلا در دولت معتقدیم که ارز ۴۲۰۰ تومانی به تدریج تغییر کند، نه اینکه همین جوری یک دفعه تغییر کند.
چون این دیگر شعار نیست. بعضیها ۴۲۰۰ تومان را در چیزی ضرب میکنند و بعد میگویند قیمت فلان چیز باید فلان باشد. مگر فقط همان ۴۲۰۰ تومان بوده، بقیه موارد مرتبط با قیمت و یا عوارض و گمرک و سایر هزینههای را کنار میگذارند و بعد میگویند با ارز ۴۲۰۰ قیمت فلان چیز فلان قدر میشود. ما ۱۰ بار در ستاد اقتصادی و در حضور سران قوا حساب کردیم و دیدیم راه حل، تغییر تدریجی ارز ۴۲۰۰ تومانی است. به همین دلیل به تدریج برنج و شکر و حبوبات را از آن خارج کردیم، ولی نه یک مرتبه و در یک لحظه، چرا که نگران درآمدهای توهمی بودیم.»
رئیسجمهوری در ادامه تاکید کرد: «آنچه کمیسیون تلفیق تهیه کرده بود نه با واقعیت منطبق بود و نه برای معیشت مردم متناسب بود و نه متناسب با شکستن تحریمها بود. مجلس هم آن را رد کرد که حق مجلس بود. اگر به دولت میآمد هم با آرای بالاتری نسبت به مجلس در دولت رد میشد و در نهایت باید به شورای نگهبان میرفت که با همین روند در شورای نگهبان هم رد میشد، چون شاکله آن به هم ریخته بود.» رئیس قوه مجریه با اشاره به این موضوع که مانند این اتفاق پارسال هم صورت گرفت یادآور شد: «پارسال بعد از این اتفاق رئیس مجلس آمد و گفت که گزارش در صحن رد شده و باید به کمیسیون تلفیق برگردد و آن را اصلاح کند. چرا عین آن کار پارسال امسال نشده است؟ اینکه دولت دوباره اصلاحیه بنویسد از کجا آمد؟ این رویه و قانون نبوده و مگر رنگ آسمان از پارسال تا حالا عوض شده که چنین اتفاقی افتاده؟» روحانی در بخش دیگری از صحبتهای خود با گرامیداشت دهه فجر و همزمانی آن با میلاد حضرت زهرا (س) و امام خمینی(ره) اظهار کرد: «ما در دولت افتخار میکنیم که در آغاز دولت سهم مدیریت میانی و رده بالای خانمها پنج درصد بوده و الان به ۲۵ درصد رسیده و امیدوارم تا پایان دولت به ۳۰ درصدی که هدف ما بوده نزدیک شویم. ما امروز سفرای زن داریم که بیسابقه بوده، یا در صنعت برق و پتروشیمی مدیر بلندمرتبه زن داریم و یا فرماندار زن که بلوچ هم هست.اینها اهداف دولت بوده که به آن رسیدهایم. یکی از شاخصها برای انقلاب اسلامی جایگاه زنان است که حقانیتاین انقلاب را نشان میدهد و در انقلاب مشخص شد آن حرفهایی که میگفتند انقلاب اسلامی زن ستیز است، باطل است.»
تعمیر ایستگاههای سنجش هوا معطل پول
«13 ایستگاه سنجش آلودگی هوای استان اصفهان از مدار خارج شدند.» خبر در یکی از آلودهترین روزهای اصفهان منتشر شد. روزی که شاخص پی ام دو نیم روی عدد 160 ایستاده بود و شاخص آلودگی هوای اصفهان قرمزتر از روزهای قبل به چشم میآید. خبر با ناپدید شدن ایستگاههای سنجش آلودگی هوای اصفهان در سامانه پایش کیفی هوای کشور تایید شد، تاییدیهای که البته مسئولان محیط زیست استان اصفهان آن را متعلق به امروز و دیروز نمیدانند: «خرابیها مربوط به الان نیست، برخی از این ایستگاهها قدیمی هستند.»
«از 21 ایستگاه سنجش آلودگی هوای استان اصفهان، حدود 13 ایستگاه در استان از مدار خارج شدند و امروز تنها هشت ایستگاه فعالند.» خبر به نقل از محمود مزارع، کارشناس امور آزمایشگاههای محیط زیست اصفهان روی خبرگزاری مهر رفته بود. این کارشناس درباره چرایی از مدار خارج شدن هم گفته بود: «نبود اعتبارات عامل اصلی خروج این ایستگاهها از مدار است. این ایستگاههای سنجش با کوچکترین نوسانات برق تحت تاثیر قرار میگیرند، از سوی دیگر باید توجه داشت که این دستگاهها وارداتی است و با قیمت یورو خریداری شده است.» این کارشناس البته توضیحاتی هم درباره هزینه تعمیرات ایستگاههای سنجش آلودگی هوای اصفهان هم ارائه داد و تاکید کرد: «سالهاست هیچ اعتباری برای تعمیر ایستگاههای سنجش آلودگی هوای اصفهان تخصیص نیافته است، این در حالی است که طی دو ماه گذشته سه ایستگاه خمینی شهر، نجف آباد و رودکی اصفهان از مدار خارج شدهاند.» مسئولان استان اصفهان اما این خبر را متعلق به امروز و دیروز نمیدانند. ایرج حشمتی، مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان اصفهان میگوید که این خرابیها برای امروز نیست؛ زیرا برخی از این ایستگاهها قدیمی هستند مسائل مالی بیتاثیر نیست.»
خبر قدیمی است
«امروز یک دقیقه هم ایستگاههای ما از مدار خارج نشدند، حتی یک دقیقه.» این را بابک صادقیان، رئیس اداره امور آزمایشگاههای اداره محیط زیست استان اصفهان به روزنامه «پیامما» میگوید، او همچنین تایید میکند که خرابی و از مدار خارج شدن ایستگاهها ممکن است همواره رخ دهد اما این 13 مورد برای امروز و دیروز نیست. او میگوید که آخرین بار دو ماه قبل بود که سرورها از دسترس خارج شده بودند: «این ایستگاهها در بستر اینترنت فعالند و ممکن است با از دسترس خارج شدن سرور این ایستگاهها هم از دسترس خارج شوند و بعد از مدتی دوباره به مدار بازگردند اما اینکه 13 ایستگاه امروز از مدار خارج شده باشند، امروز اتفاق نیفتاده است.» او میگوید: آنلاین بودن مدام این ایستگاههای سنجش، نوسانات برقی و قطع شدن اینترنت ممکن است این دستگاهها از کالیبراسیون خارج شوند و مدتی دادهای نمایش ندهند: «به هر حال تمام قطعات الکترونیکی این مشکلات را دارند و ناگزیرند.» صادقیان میگوید، اصفهان دی ماه سال گذشته تجربه از مدار خارج شدن چند ایستگاه را باهم داشته است: «این ایستگاهها بر روی بستر ای پی ان کار میکنند، پارسال که اینترنت مشکل پیدا کرده بود، این ایستگاهها از مدار خارج شدند و حدودا سه روزی طول کشید تا مکاتبه کردیم و مجددا ایستگاهها به مدار بازگشتند.»
خرابی همیشه رخ میدهد
یعنی ایستگاهی خراب نیست و از مدار خارج نشده است؟ صادقیان در پاسخ به این پرسش میگوید: «همین الان ممکن است که ایستگاهی مانند ایستگاه احمد آباد اکنون در مدار باشد اما فردا مشکل فنی پیدا کند، مثلا برد الکترونیک آن خراب شود و تا سه ماه دیگر هم من نتوانم آن را تعمیر کنم و قطعات آن را تامین کنم.» او البته در میان صحبتهایش از خرابی ایستگاههای سنجش آلودگی هوای کاشان و خمینی شهر در چند ماهه اخیر نیز نام میبرد: «تعمیرات این ایستگاهها هزینههای سنگین دارد و ما هم محدودیتهای اعتباری داشتیم و نتوانستیم قطعات را تامین کنیم، اما این مساله اولین بار نیست که رخ داده است و قطعا آخرین بار هم نیست.»
اصفهان 15 ایستگاه سنجش دارد
اصفهان اما به گفته مسئولانش دارای 15 ایستگاه سنجش آلودگی هوا است یعنی تعداد آن شاید از خبر قبلی که 21 مورد عنوان شد، کمتر است. از این تعداد 9 تای آن را شهرداری خریده و در مدار قرار داده و 6 مورد دیگر متعلق به محیط زیست استان است. اینکه چرا به جای این 15 ایستگاه تنها 4 ایستگاه روی نقشه پایش کیفی هوای کشور فعال بودند، توجیه متفاوتی برای مسئولان محیط زیست استان اصفهان دارد. صادقیان میگوید: «دو سامانه برای پایش هوای استانها وجود دارد، یکی متعلق به سامانه ملی است، که تنها اطلاعات ایستگاههای سنجشی که متعلق به سازمان محیط زیست را نمایان میکند که آن هم اطلاعات 4 ایستگاه را نشان نمیدهد و 6 مورد را نمایان میکند، این 4 مورد تنها برای شهر اصفهان است.» او میگوید سامانه دیگر که استانی است اطلاعات هر 15 ایستگاه را نمایان میکند. تاییدیه این سامانه و ایستگاههایش را هلنا کعبی، مدیرکل دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت از محیط زیست هم آن را تایید میکند. او به روزنامه «پیامما» میگوید: «اطلاعات پایش استان اصفهان همان 15 ایستگاه است و کامل است.» کعبی اما برخلاف مسئولان استانی این خبر را متعلق به گذشته نمیداند و به گمان او اساسا چنین چیزی شدنی نیست. او میگوید: «چون این ایستگاهها متعلق به سیزده نقطه متفاوتند، امکان اینکه تمام آنها از مدار خارج شوند، ممکن نیست.»
هزینههای بالا و اعتباراتی که تامینکننده نیست
هزینه نگهداری این ایستگاهها اما گران به نظر میرسد، وجهه دوم خبری که به نقل از کارشناس محیط زیست عنوان شده، اینبار از سوی مسئول استانی نیز تایید میشود. صادقیان میگوید: «سالانه باتوجه به اعتباراتی که سازمان حفاظت از محیط زیست به ما ابلاغ میکند، ما میتوانیم قرارداد سرویس نگهداری ببندیم، هرچند که این مبلغ با توجه به هزینه سنجش ما که به دلیل مشکلات فنی که پیش میآید شاید نتوانیم همه ایستگاهها و دستگاهها را پوشش دهیم. یعنی ما همه سنسورها را نمیتوانیم پایش کنیم و به مدار برگردانیم، یعنی بخشی را میتوانیم پایش کنیم و به مدار برگردانیم.» کعبی نیز درباره این اعتبار تخصیص یافته برای استانها میگوید: «اعتبار بستگی به قیمت دلار دارد. اما اعتبار پایش سازمان محیط زیست یک سوم هزینه نگهداری و سرویس ایستگاههاست. اما تعمیر نه. دستگاههای ما هم نیاز به سرویس و نگهداری دارد.»
او میگوید نوسان قیمت دلار روی این سرویس و نگهداری موثر است: «معمولا وقتی ایستگاهی نصب میشود، قطعات عمری پنج ساله دارند، قبل از آن نیاز به کالیبراسیون وجود دارد، این هزینه برای کالیبراسیون ایستگاه، هزینه برق، هزینه اینترنت و مواد مصرفی است.»
استمداد از رهبری برای نجات جنگلها
جمعی از کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست نامهای به رهبر انقلاب نوشتند تا ایشان از تصویب قوانینی که نابودی جنگلهای کشور را تسهیل میکند، جلوگیری فرمایند. به گزارش اسکان نیوز، در بخشی از این نامه آمده است: «متاسفانه طی ماههای اخیر گزارشاتی واصل شده که سازمان جنگلها در پی صدور مجوز بهرهبرداری مجدد از جنگلهای هیرکانی بوده و رایزنیها و مکاتباتی نیز در این ارتباط از سوی سازمان مذکور با سایر مراکز تصمیمگیری صورت پذیرفته است و چند روز پیش نیز نایب رییس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی در برنامه زنده تلویزیونی شبکه خبر تصریح کرد که ما در راستای برداشت چوب داریم قوانینی وضع میکنیم که بر اساس قانون، چوب برداشت شود.» در انتهای این نامه آمده است: « این اظهارات نایب رییس کمیسیون کشاورزی مجلس به همراه مکاتباتی که در سازمان جنگلها طی ماههای اخیر برای شروع مجدد بهرهبرداری چوبی از جنگلهای هیرکانی مکتوب شد نشان میدهد دولت و مجلس با هماهنگی یکدیگر به دنبال دور زدن برنامه ششم توسعه با تصویب قوانین جدید هستند!» همچنین در انتهای این نامه خطاب به مقام معظم رهبری درخواست شده که ایشان مطابق اختیارات مندرج در اصول ۴۵ و ۱۱۰ قانون اساسی، دستور فرمایند تا قوای مجریه و مقننه از «کن لم یکن کردن جزء «ف» ماده ۳۸ قانون برنامه ششم» یعنی طرح موسوم به «تنفس جنگل» بر حذر بوده و به جای وضع قوانین جدید در این ارتباط که تسهیل کننده نابودی جنگلهای کشورمان است، نسبت به اجرای تعهدات خود مبنی بر تخصیص اعتبار مالی لازم به منظور اجرایی شدن «طرح مدیریت پایدار جنگل» مطابق با بند ۳ جزء «ف» ماده ۳۸ قانون صدرالاشاره، اقدام کنند.»
بند کمالخان برای ایران مشکلی بهوجود نمیآورد
موضوع خشکسالی استان سیستان و بلوچستان و پرداختن به معضلات ناشی از آن سالهااست در رسانهها مطرح است. اما نگرانی اصلی اینجااست که تاکنون هیچ اقدام مطالعاتی و عملیاتی دقیقی برای بررسی این مهم در این منطقه استراتژیک کشور انجام نشده است.
خشک شدن دریاچه هامون سالهااست به یک معضل مهم زیست محیطی برای منطقه تبدیل شده است. در همین راستا روز دوشنبه هیئتهای فنی دو کشور ایران و افغانستان برای دریافت حقآبه ایران از رود هیرمند در فرمانداری شهرستان زابل جلسهای برگزار کردند.
به گزارش مهر این نشست به سرپرستی وزارت نیرو و با حضور نمایندگانی از وزارت امور خارجه، وزارت کشور، وزارت دفاع، فرماندهی مرزبانی و سایر دستگاههای انتظامی و امنیتی سیستان و بلوچستان و همتایان آنها از سوی کشور افغانستان در فرمانداری شهرستان زابل پس از اجلاس بیست و یکم و بیست و دوم کمیساران آب هیرمند برگزار شد. بر اساس توافقات مقرر شده بود سازه اندازهگیری مشترک برای تعیین حقآبه جمهوری اسلامی ایران ایجاد شود، که در نهایت هیئتهای فنی دو کشور با امضای صورتجلسهای موافقت کردند در مدت یک ماه آینده در یک فعالیت مشترک به میزبانی شهرستان زابل نسبت به تهیه نقشههای مورد نظر اقدام کنند.
نعیمالله سالارزی، رئیس هیئت ۲۲ نفره افغانستانی در این نشست گفت: ما یک معاهده تاریخی داریم که در سال ۱۳۵۱ انجام شده و مطابق معاهده آب هلمند حقآبه کشور ایران ثابت شد و امیدوار هستیم کار فیزیکی حقآبه ایران آغاز و حقآبه ایران ثابت شود و دولت افغانستان وادار به این است که مطابق معاهده عمل کند.
معاون کمیساری آب هیرمند در ادامه در خصوص ساخت سد روی هیرمند افزود: ما مطمئن هستیم که بند کمالخان برای ایران هیچ مشکلی بهوجود نخواهد آورد، حقآبهای را که معاهده ذکر کرده انشاالله به ایران میرسد و دولت افغانستان طبق قانون آب این کشور و قوانین بینالمللی هیچ کاری را نمیکند که به ضرر آب هیرمند باشد.
اما نکتهای که حائز اهمیت است این است که با وجود این مسائل باز هم نباید آینده سیستان را فقط به موضوع حقآبه گره زد و باید حتماً به دنبال راهکارهای جایگزین برای تامین آب مردم این منطقه بود زیرا طبق اعلام سازمان هواشناسی تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که سطح پوشش برف کنونی حوضههای آبریز رودخانه هیرمند و تالابهای هامون که بیش از ۶۰ هزار کیلومتر مربع است، نسبت به سال گذشته حدود ۷۵ درصد کاهش یافته است.
فقط 20 درصد محصولات کشاورزی جنوب کرمان بیمهاند
سرمازدگی و توفان بلایی است که در روزهای اخیر به شکلی گسترده به جان زمینهای کشاورزی جنوب کرمان افتاده است. بروز توفان شن در جنوب کرمان در روزهای اخیر باعث تخریب 60 تا 100 درصدی زمینهای کشاورزی در برخی از مناطق به ویژه زهکلوت و جازموریان شد. به گفته رئیس سازمان جهادکشاورزی جنوب کرمان، سرمای دیماه امسال بیش از ۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان و توفان بالغ بر 200 میلیارد تومان به کشاورزی جنوب کرمان خسارت وارد کرده است. حال کشاورزان نسبت به شرایط بیمه برای حمایت از خسارت دیدگان معترضند و همچنین از دولت توقع رسیدگی ویژه دارند، چرا که میزان آسیب به زمینهای زراعی آنها به اندازهای است که امکان کشت برای فصل بعد را هم ندارند.
کشاورزان جنوب کرمان مدتهاست نسبت به افت قیمت محصولات خود اعتراض دارند، اما سرما و توفان که به زمینها و باغات کشاورزی زد، مشکلات آنها به اوج رسید. گلخانهها، سیستم آبیاری مکانیزه، کانالهای انتقال آب و موتور پمپها همه در اثر بروز توفان آسیب دیدهاند. شن انباشت شده در مزارع به دلیل شوری امکان کشت در فصل بعد را هم به کشاورزان نمیدهد. شرایط بحرانی کشاورزان به حدی رسید که خواهان حضور وزیر در منطقه و رسیدگی و حمایت ویژه دولت شدند. بالاخره کاظم خاوازی که برای افتتاح چند پروژه عمرانی به کرمان سفر کرده بود، دیروز از خسارات وارده به زمینهای کشاورزی جنوب کرمان بازدید کرد. کاظم خاوازی وزیر جهادکشاورزی در حاشیه بازدید از زمینهای زراعی آسیب دیده ضمن اعلام اینکه گزارش سفر خود را در جلسه بعدی هیئت وزیران ارائه میکند، گفت: «طبق توافق صورت گرفته با مدیرعامل صندوق بیمه کشاورزی مقرر شد کشاورزانی که محصولاتشان را بیمه کردهاند؛ معطل نمانند. همچنین به کشاورزان خسارت دیده از محل یارانههای بخش کشاورزی و کمکهای فنی و اعتباری کمک شود.»
ذبیحالله اعظمی نماینده جیرفت در مجلس در خصوص مهمترین مشکل کشاورزان جنوب کرمان فارغ از آسیب امسال، میگوید: «یکی از مشکلات کشاورزان این منطقه این است که تولیداتشان به بازارهای مصرفکننده نمیرسد. در زمینه صادرات سهم ایران از بازار روسیه تنها نیم درصد است» خاوازی در سفر خود به کرمان در خصوص اقدام برای بهبود توزیع محصولات کشاورزی گفت: «یکی از نگرانیهای ما در حال حاضر در جنوب کرمان مازاد محصول پیاز است. از هفته آینده کارگروه ملی پایش پیاز جنوب کرمان در وزارتخانه راهاندازی میشود، در این کارگروه استاندار عضو ثابت خواهند بود، من و معاون وزیر امور خارجه آقای مهاجر نیز در جلسات آن حضور خواهیم داشت. تلاش بر این است که کشاورزان از این بخش آسیب نبینند. تعرفهها را با همکاری وزارت صمت و وزارت اقتصاد به حداقل میرسانیم.» وزیر کشاورزی درباره راهکاری که در جلسات حاشیه این بازدید برای فروش و توزیع محصولات در نظر گرفته شده است هم گفت: «مهمترین مباحثی که دنبال میکنیم بحث خرید تضمینی و توزیع پیاز در شبکه مویرگی است. موضوع را با وزیر راه طرح میکنیم که بتوانیم محصولات را در سراسر کشور عرضه کنیم. علاوه بر این سازمان تعاونی روستایی موظف شد عرضه مستقیم کالا را در کلانشهرها داشته باشد»
رئیس سازمان جهادکشاورزی جنوب کرمان در حاشیه بازدید وزیر کشاورزی از مزارع و باغات خسارت دیده، درباره میزان خسارات وارده به کشاورزان گفت: «خسارتها به حدی است که بسیاری از کشاورزان توان آماده سازی زمین برای کشت مجدد را ندارند و ارائه بسته حمایتی از کشاورزان بسیار ضروری است. سرمای دی ماه امسال بیش از ۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان به محصولات کشاورزی جنوب کرمان خسارت وارد کرد. توفان نیز ۲۰۰ میلیون تومان به مزارع کشاورزی جنوب کرمان خسارت وارد کرد. کمکهای بلاعوض، امهال وامهای کشاورزی و تسهیلات کم بهره از جمله راهکارهای پیشنهادی برای جبران خساراتهای وارده به کشاورزان جنوب کرمان است»
تعهدات بیمهای مناسب حال کشاورزان نیست
محمدرضا ساردویی معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهادکشاورزی جنوب کرمان در خصوص علت خسارات وارده به کشاورزان جنوب کرمان، به «پیامما» میگوید: «سرما وقتی از یک حدی بیشتر شود قطعا باعث آسیب به محصولات کشاورزی میشود و این امر ناگزیر است. امسال کشاورزان منطقه بالغ بر 30 میلیون تومان هزینه کردند تا پوشش پلاستیکی برای محصولات تهیه کنند، اما این پوششها محصول را تا حدود 2 درجه زیر صفر حفاظت میکنند، اما سرمای هوا امسال در منطقه تا حدود 4 تا 5 درجه زیرصفر هم رفت، کاری نمیشد کرد» به اعتقاد ساردویی مهمترین اقدامی که باید در زمینه جبران این خسارات صورت گیرد، موضوع بیمه است، معاون سازمان جهادکشاورزی جنوب کرمان میگوید: «گزینههایی که در بیمه برای کشاورزان وجود دارد، انگیزهای برای استقبال بین کشاورزان ایجاد نمیکنند. در حالی که بیمهنامهها در این حوزه طوری طراحی شود که برای کشاورزان جذابیت داشته و مناسب حال کشاورزان باشد. در حال حاضر بیمه برای 100 میلیون تومان خسارت به کشاورزی که سیبزمینی کاشته است، 8 میلیون تومان خسارت میپردازد. این برای کشاورز جذابیت ندارد که بخواهد زمین و محصول خود را بیمه کند. باید در بحث بیمههای کشاورزی تجدید نظر شود. در حال حاضر از بالغ بر هشت هزار هکتار زمین کشاورزی که زیر کشت سیبزمینی هستند، تنها 2 هزار هکتار بیمه شدهاند. یعنی حدود 20 درصد. و تنها دلیل این امر مناسب نبودن حمایتهای بیمه از کشاورزان است» ذبیحالله اعظمی نماینده جیرفت در مجلس هم همین عقیده را دارد و در حاشیه بازدید از زمینهای کشاورزی آسیب دیده از توفان و سرما گفت: «سقف تعهدات بیمهای محصولات کشاورزی پاسخگوی خسارات نیست. کشاورزان نسبت به سقف تعهدات بیمهای صندوق بیمه محصولات کشاورزی اعتراض دارند. صندوق بیمه براساس سهم پرداخت توسط کشاورزان عمل میکند و باید در این زمینه بیشتر کار شود.» اعظمی با اشاره به اینکه باید در زمینه فرهنگ سازی در امر بیمه محصولات کشاورزی و آگاهی بخشی کشاورزان تلاش بیشتری صورت گیرد، از کشاورزان هم خواست که برای سال زراعی جدید نسبت به افزایش سهم بیمه خود اقدام کنند»
استمرار مشکلات کشاورزان در قطب کشاورزی کشور
خسارات وارد شده به کشاورزان در جنوب کرمان از این منظر حائز اهمیت است که جنوب کرمان قطب تولید محصولات و صنایع مرتبط با کشاورزی است. گلایه و اعتراض کشاورزان این منطقه از ابتدای سال و با افت شدید قیمت انواع محصولات آغاز شد. کشاورزان نسبت به کاهش قیمت محصولات خود معترض بودند و خواهان ورود دولت به مسئله بودند یکی از کشاورزان منطقه جیرفت در خصوص افت قیمت محصولات در این منطقه، به خبرگزاری مهر گفته است: «سال گذشته قیمت محصولات آنقدر افت کرد که کشاورزان در بسیاری موارد محصول را در زمین شخم زدند چون هیچ توجیه اقتصادی برای برداشت محصول وجود نداشت. واسطهها و دلالها در فصل برداشت محصولات وارد بازار میشوند و با تبانی که با یکدیگر انجام میدهند محصول را خریداری نمیکنند تا قیمت به کف میرسد و در نهایت با نازلترین قیمت، کشاورز برای جبران بخشی از هزینهها مجبور به فروش میشود. هر سال مسئولان وعده حل مشکل میدهند اما هیچ زمان مشکل افت قیمت رفع نمیشود و هر سال دسترنج ما راهی جیب دلالان میشود.»
وعده وزیر برای کشاورزان
خاوازی دیروز در سخنان خود به کشاورزان گفت: «مدیرعامل بانک کشاورزی قول داد برای کشاورزانی که به درآمدهای این کشت متکی بودند، وام پرداخت کند. امیدواریم با هماهنگی بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار مواد قانونی را دنبال و با کمک بانک مرکزی مشکلات را حل کنیم تا خسارات کشاورزان به سرعت پرداخت شود» حل مقطعی مشکل کشاورزان بحرانزده، از وظایف دولت است، اما به نظر میرسد مهمترین خلا در ماجرای خسارات وارد شده به کشاورزان جنوب کرمان، نبود خدمات و حمایتهای مناسب بیمه باشد. باید توجه داشت که کشاورزان نه فقط در جنوب کرمان، بلکه در سراسر کشور با نقصان در پوشش خدمات بیمهای محصولات و زمینهای کشاورزی روبهرو هستند و شرکتهای بیمهای خدماتی که حامی آنها باشد را ارائه نمیکنند تا انگیزهای برای استفاده از خدمات بیمه ایجاد کند.
بعد از همهگیری ویروس کرونا، تعداد افرادی که هر روز آرزو میکنند به شرایط عادی و پیش از کووید-۱۹ برگردند بیشمار است. اما متخصصان میگویند بازگشت به زندگی عادی قبل از کرونا تنها باعث خستگی و فشار بیشتر بر سلامت ذهن انسان میشود. روی اسکرنتون، مدیر مرکز علوم انسانی محیط زیست در دانشگاه نوتردام در ایالت ایندیانای آمریکا و نویسنده ۵ کتاب از جمله «ما نابودیم. حالا چی؟» و «یادگیری مرگ در عصر آنتروپوسین» است. او در یادداشتی که چند روز پیش در روزنامه نیویورکتایمز منتشر کرد مینویسد که باید بازگشت به شرایط قبل از دوران کرونا را فراموش کنیم و یاد بگیریم چگونه میتوانیم با شرایط جدید زندگی کنیم.
چند شب پیش به یک رستوران محلی ایرلندی رفتم تا غذایی را که سفارش داده بودم، تحویل بگیرم. هوای آن روز عصر گرفته و بارانی بود. من و همسرم هفتهمان را با خستگی ناشی از ویدیو کنفرانسهای زوم به پایان رسانده بودیم. ما این رستوران را خیلی دوست داریم؛ نه فقط برای غذای خوبش بلکه به خاطر جان دادن به محلهمان. قبل از دوران کووید، در این رستوران موسیقی سنتی ایرلندی اجرا میشد. با رویی گشاده، صندلیهای پر و فضایی از دوستان و خانواده، شبهای سرد و برفی را میزبانی میکرد که همه برای گذراندن شبی خوش به آنجا میآمدند.
حالا سکوت مرگباری حاکم است. اجرای قوانین فاصلهگذاری اجتماعی یعنی حتی وقتی که ظرفیت رستوران تکمیل باشد تعداد مشتریان به نصف زمان قبل از کرونا هم نمیرسد. ایستادن وسط این رستوران خالی و حسی که چه چیزهایی را از دست دادیم تمام وجودم را فرا گرفت و باعث شد دلم برای زندگی «عادی» به اندازه طولانیترین باری که از خانه دور بودم تنگ شود؛ حتی زمانی که برای ارتش در عراق خدمت میکردم. هنوز هم هر بار که میخواهم ماسکم را بزنم احساس عذاب میکنم. دلم میخواهد به زندگیهای عادیمان برگردیم.
اما از حالا به بعد «عادی» چه معنی میدهد؟
ممکن است به راحتی فراموش کنیم که در پرونده سال ۲۰۲۰ علاوه بر پاندمی، بدترین فصل آتشسوزی در غرب آمریکا و متلاطمترین طوفانهای آتلانتیک نیز ثبت شدهاند. در شرایطی که حواس ما به چیزهای دیگری پرت شده، ۲۰۲۰ سال کاهش سطح یخهای قطب شمال و نزدیک شدن آن به کمترین میزان ثبت شده، سال وجود شواهد احتمالی از انتشار گاز متان از خاک منجمد و اقیانوس منجمد شمالی، سال آتشسوزیهای وسیع هم در جنگلهای آمازون و هم در قطب شمال، سال شکستن رکورد ثبت گرما (بعد از سال ۲۰۱۶ گرمترین سال به ثبت رسیده)، سال سفید شدن مرجانها و جدا شدن سکوی یخی دستنخورده در کانادا، سال قوی شدن این احتمال که سیستم اقلیم جهانی به مرحلهای رسیده که بازخوردهای پویا جا باز میکنند و پنجرههای احتمالات برای جلوگیری از وقوع فاجعه بسته میشوند.
جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا پس از روی کار آمدن دوباره به معاهده پاریس برگشت که خیلی خوب است اما خیلی معنایی ندارد؛ چون پایبند بودن به آن اختیاری است و اگر امضاکنندگان آن به تعهدات خود پایبند نباشند این توافقنامه اهمیتی پیدا نمیکند؛ چون پیمان این امضاکنندگان به اندازه کافی سفت و سخت نبود تا افزایش دمای زمین را «بسیار پایینتر» از ۲ درجه سلسیوس یا ۳.۶ درجه فارنهایت بالاتر از دمای زمین در دوران قبل از وقوع انقلاب صنعتی نگه دارد. بر اساس تحلیلی که به وسیله همکاری مشترک سازمانهای علمی مردمنهاد در سایت ردیابی تغییرات اقلیمی منتشر شده، مراکش و گامبیا تنها کشورهایی هستند که در راستای محدود کردن گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سلسیوس بالاتر از دمای زمین قبل از انقلاب صنعتی پایبند بودهاند و تعهدات چندین کشور آلودهکننده بزرگ از جمله چین، روسیه، ژاپن و آمریکا «بسیار ناکافی» یا «ناکافی در حد بحرانی» بود است.
این نکته را هم باید اشاره کنم که معیار ۲ درجه سلسیوس احتمالا فوقالعاده و کمی مندرآوردی است؛ از آنجایی که معلوم نیست که در آن دما، شرایط اقلیمی زمین مناسب یا پایدار باشد. همانطور که در نتایج تحقیقاتی که در«مقالات آکادمی ملی علوم» آمریکا منتشر شد و به طور گستردهای مورد بحث قرار گرفته، حتی اگر به اهداف مندرج در معاهده پاریس برسیم «نمیتوانیم خطر سرازیر شدن بازخوردهایی را در نظر نگیریم که سیستم کره زمین را به طور بازگشتناپذیری در مسیر «گلخانه شدن» آن پیش میبرند».
حتی وحشتناکتر از آن، افزایش مشاهده گاز متان در جو است. گازی گلخانهای که در کوتاهمدت ۸۰ برابر قویتر از دیاکسیدکربن است. میزان آن در حدی است که اگر ادامه پیدا کند میتواند تعهدات کاهش نشر در معاهده پاریس را کنار بزند؛ حتی اگر این کاهشها در واقعیت رخ دهند. که تا حالا این اتفاق نیفتاده است. در این میان، به نظر میرسد آبوهوای زمین با سرعتی بیش از آن چیزی که انتظار میرفت در حال تغییر است. کاهش شدید سرعت جریان در آتلانتیک شمالی را در نظر بگیرید؛ یکی از اثرات گرم شدن کره زمین که در فیلم The Day After tomorrow به شهرت رسید. بر اساس گفتههای مایکل مان، کارشناس اقلیمی «با کاهش روند جریان اقیانوسها که به پیشبینیها نزدیک بوده، ۵۰ تا ۱۰۰ سال جلو افتادهایم… هرچه مشاهدات بیشتری داشته باشیم، پیشبینیهایمان پیشرفتهتر میشوند و بیشتر یاد میگیریم که همه چیز میتواند سریعتر و با شدت بیشتری نسبت به آنچه سالها قبل پیشبینی کردهایم، رخ دهد».
در سال ۲۰۱۹، نرخ آب شدن لایههای یخی برای مدت کوتاهی به میزانی رسید که در بدترین شرایط برای سالهای ۲۰۶۰ تا ۲۰۸۰ پیشبینی شده بود. تحقیق اخیر نشان میدهد آب شدن سریع یخهای قطبی میتواند دو برابر دیاکسیدکربن و متان نسبت به آنچه قبلا تصور میشد، تولید کند که این خبر بسیار بدی است چون نشان میدهد که یخهای قطبی بسیار سرد ۷۰ سال زودتر از پیشبینیها دارند آب میشوند. بازگشت به شرایط عادی حالا به معنی بازگشت به دورانی است که شرایط زندگی را در همهجای کرهزمین برای انسان ناپایدار میکند. شرایط عادی یعنی گسترش آتشسوزیها، وقوع طوفانهای بزرگتر در رده پنج، سیل بیشتر، خشکسالی بیشتر و میلیونها مهاجر دیگر و گریزان از گرسنگی و جنگهای داخلی، خرابی محصولات کشاورزی بیشتر، کولاک بیشتر، انقراض بیشتر و ثبت رکورد گرمای بیشتر. شرایط عادی یعنی افزایش احتمال ناآرامیهای مدنی و سقوط دولتها، افزایش خرابیهای گسترده محصولات کشاورزی و کاهش گونههای آبزیان، افزایش مرگومیر ناشی از تشنگی و گرسنگی و بیماریهای جدید، افزایش شیوع بیماریها به مکانهای جدید و افزایش ویرانیهای ناشی از جنگ. شرایط عادی میتواند به معنی پایان دادن به آنچه باشد که تمدن جهانی میخوانیم.
مارس گذشته، اوایل گیرودار پاندمی، آغاز واژگونی شرایط عادی بود. همهچیز تعطیل شد. دستمال توالت و ماکارونی ذخیره میکردیم. ترس تمام آمریکا را برداشته بود.
من هم ترسیده بودم: نگران مادرم بود که به بیماری مزمن انسداد ریه مبتلا است. نگران خواهرم بودم که همسرش در زندان کار میکرد. نگران فامیلی بودم که پرستار است. نگران کشورم بودم که تحت رهبری رئیسجمهوری بیکفایت و به ظاهر آشفته قرار داشت.
اما در کنار ترس، یاد درسی افتادم که در عراق یاد گرفتم. سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ در بغداد سرباز بودم، جایی که هر روز شاهد از هم گسستگی ساختارها بودم. فهمیدم آن چیزی که به آن زندگی اجتماعی میگوییم مانند یک بازی بزرگ و پیچیده است با قوانین خیالی که توافق کردیم دنبال کنیم؛ خیالپردازیهایی که هر روز به کمک سازمانها، داستانهای تاریخی و تکرارهای روزانه به واقعیت تبدیل میشوند. برخی از این قوانین قدیمی هستند؛ کاملا ریشهدار و مقاوم. برخی از این ریشهها آنقدر ضعیف بودند که به سختی میتوانستند از یک باد شدید جان سالم به در ببرند. چیزی که در عراق دیدم این بود که هر بار به یک سیستمی شوکی وارد کنید، چیزی میشکند. گاهی این شکنندگیها هیچوقت التیام نمییابند. هیچ راهی برای بازگشت به قبل از آسیبی که به عراق زدیم یا زنده کردن قربانیان کرونا وجود ندارد. اما گاهی این شکنندگیها منجر به بازگشایی میشوند. گاهی این شکنندگیها فرصتی برای انجام کارها به روشی متفاوت را پدید میآورند.
مارس سال گذشته، در حال تماشای بیماریای بودم که زمین را در هم مینوردد. احساس ترس کردم اما امید هم داشتم: امید به اینکه این ویروس به همین اندازه که وحشتناک است میتواند فرصتی را فراهم کند تا شکنندگی و ناپایداری موجودیت جمعی را عمیقا درک کنیم و بپذیریم. امیدوارم علاوه بر تشخیص برای این موضوع که مشتریمداری کاپیتالیستی که بر اساس سوختهای فسیلی است و هر آنچه که دوست داریم را نابود میکند، بتوانیم کاری انجام دهیم. ادامهدار شدن پاندمی، تمایل برای بازگشت به زندگی عادی را افزایش داده و نگرانم که امید به تغییرات مثبت بنیادی فروکش کرده باشد. نباید بگذاریم امید کاملا از بین برد. نمیتوانیم از عهده آن بربیاییم.
چون دیگر قرار نیست در مدتی که زندهایم «شرایط عادی» را ببینیم. پدر و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگهای ما با ساخت ماشینهای آمریکایی، شیوه زندگی آمریکایی، یخچال فریزرهای آمریکایی و رویای آمریکایی شرایط عادی را سوزاندند. حالا هم چین و هند دارند این کار را انجام میدهند چون کاپیتالیسم جهانی است و ما آن را به هر کسی که توانستیم فروختیم.
بیش از دو سوم انتشار گازهای دیاکسیدکربن از سال ۱۹۴۵ – و بیش از نیمی از آن از سال ۱۹۸۸- اتفاق افتاده است؛ از زمانی که میدانستیم تغییرات اقلیمی چیست و چه خطراتی دارد.
حالا که دولت جدیدی در آمریکا روی کار آمده و ما به دنبال زندگی بعد از کووید و دونالد ترامپ هستیم، باید با این حقیقت روبهرو شویم که دنیایی که در آن زندگی میکنیم تغییر کرده و زندگی کردن با تبعات گرم شدن کرهزمین به اقدامات فوری، گسترده و بنیادینی نیاز دارد. ۲۰ سال آینده هر چه باشد دورانی است از نبود قطعیت عمیق و خطرات شگرف. ما انتخاب نمیکنیم با چه چالشهایی روبهرو شویم اما میتوانیم تصمیم بگیریم چگونه با آنها برخورد کنیم. اولین کار فراموش کردن این تفکری است که همهچیز به حالت عادی برمیگردد، جای دیگری آن را «چگونه مردن را یاد بگیریم» خطاب کردهام. فراتر از آن، باید زندگی در فضای مجازی را متوقف کنیم و با اطرافیانمان ارتباط برقرار کنیم؛ چون هنگام وقوع بحران بعدی نیاز داریم به آنها تکیه کنیم. مطمئن باشید بحران بعدی هم اتفاق خواهد افتاد، پس امروز باید برای شوک بعدی در نظم اجتماعی و شوکهای بعدی و بعدتر از آن آماده باشیم.
هیچکدام از این موارد فایدهای نخواهند داشت اگر تصورات ما شامل شیوه جدید زندگی فراتر از امروز نباشد؛ فراتر از کاپیتالیسمی که بر پایه سوختهای فسیلی است: شرایط عادی جدید نه، بلکه باورهای جدید که با این دنیای درهم ریختهای که ایجاد کردیم همخوانی داشته باشند.
بانکداری شتاب بهجای ایجاد مرکز دادههای آب و هواشناسی
اصلاح حکمرانی آب ایران همواره ضرورتی مستمر بوده، از همین رو تهیه قانون جدید آب (ویرایش نخست 1399) با توجه به شرایط جدید و آتی کشور گامی بسیار ارزشمند است. به خصوص اینکه با توجه به بین بخشی بودن آب به یک نهاد بالادستی یعنی شورای عالی آب در این پیشنویس قدر بیشتری داده شده و به نوعی در جایگاه مجلس آب کشور تعریف شده است.
یکی از مهمترین مسائل برای اصلاح حکمرانی شفافیت اطلاعاتی بوده ولی همچنان اراده جدی برای پیگیری آن وجود ندارد و از این نظر میتوان گفت که متاسفانه منافع نهادها و سازمانهای مختلف با یکدیگر همراستا نمیشوند. به عنوان مثال با وجود این که وزارت نیرو آمار اندازهگیری بارش تعدادی از ایستگاههای خود را در اختیار سازمان هواشناسی قرار میدهد اما در زمینه بارشها باید به آمار ایستگاههای بارانسنجی سازمان هواشناسی اتکا کرد و آمار مربوط به بارشهای اندازهگیری شده توسط ایستگاههای هواشناسی وزارت نیرو تنها مصرف داخلی این وزارت را دارد و به نوعی مورد تایید سازمان هواشناسی نیست. همچنین سازمان هواشناسی نیز اطلاعات را به رایگان در اختیار نهادها قرار نمیدهد.
برای حل این مساله در ماده 14 قانون فوق تلاش شده دسترسی به دادههای آب و هواشناسی کشور مورد توجه جدی قرار بگیرد. بنابراین بیان شده که «دولت موظف است به منظور تسهیل دسترسی آزاد، ایجاد نظام کارآمد و به اشتراکگذاری دادهها و اطلاعات آب و هواشناسی و در راستای تامین و انتشار دقیق، پایدار و به روز آمار و اطلاعات مورد نیاز بخش های مختلف کشور در زمینه آب، مرکز ملی داده و اطلاعات آب و هواشناسی را ذیل شورای عالی آب ایجاد کند».
باید در نظر داشت تشکیل نهادی مستقل در معرض این تهدید است که در آینده نزدیک با کمبود بودجه و تخصیص منابع مالی و انسانی و در نتیجه و مخالفت سازمان اداری و استخدامی کشور روبهرو شود. همچنین این مرکز ممکن است وابسته به یکی از نهادهای مجری بخش آب باشد و دچار سوگیریهای احتمالی شود. برای حل این مساله حسب نتایج حاصل از مطالعات کارگروه کارشناسی شورای عالی آب در سال 1398 (swc.moe.gov.ir) پیشنهاد میشود یک نهاد بالادست و مجازی به صورت «وب سرویس» تعریف و تاسیس شود تا پوشش لازم و وفاق ملی بین نهادهای مرتبط را ایجاد کند همچنین نهادها ملزم به همکاری با آن باشند. تجربه مشابه ایجاد شبکه شتاب (شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی) توسط بانک مرکزی برای همکاری اطلاعاتی و عملیاتی بین بانکهای مختلف بسیار موفق بوده و باید از آن الگوبرداری کرد. همچنین در کشورهای مختلف، زیرساختهای مجازی برای تولید، پردازش و ارائه اطلاعات مربوط به آب و هوا ایجاد شده است که بررسی و تحلیل این پلتفرمها، میتواند آموزنده باشد.
پیشنهاد میشود برای رسیدن به راه حل نهایی راهکارهای پیشنهادی روی یک یا چند پایلوت پیاده شده و سپس بر اساس تجربیات به دست آمده، بسته راهکارهای عملیاتی برای کل کشور تدوین شود. قبل از هر اقدامی باید قوانین، مجوزها و پروتکلهای مورد نیاز ایجاد پایگاه دادهها، بسته به مورد، بررسی یا شفافسازی شوند. ابتدا لازم است یک مدل مفهومی از پایگاه دادهها تهیه و بعد برای پرداختن به جزئیات اجرای آن، جلسات کارشناسی تشکیل شود. همچنین ایجاد اعتماد به دادهها و اطلاعات هر نهاد از سوی دیگر نهادها، موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد. لازم است پس از تهیه بانک اطلاعات، دادههای پشتیبان آنها هم برای ایجاد اعتماد و تضمین صحت دادهها به اشتراک گذاشته شود. برای پیگیری به اشتراک گذاری اطلاعات لازم است ابتدا نقشه راه مشخص و سپس بسته سیاستی مناسبی تدوین شود. این ملاحظات در قانون تدوین شده برای وب سرویس باید دیده شود.
در نهایت پیشنهاد میشود به جای ایجاد «مرکز ملی داده و اطلاعات آب و هواشناسی» به صورت تشکیلات اداری پرهزینه و نیروبر (مطرح شده در ماده 14 فوق) در قانون جدید ایجاد نهادی مجازی به صورت وب سرویس «شبکه تبادل اطلاعات آب و هواشناسی» مورد توجه قرار گیرد. همچنین آنچه نهادهای فعلی را به همکاری با این نهاد جدید ملزم میکند، پروتکل اطلاعاتی قانونی باشد نه تحکم اداری صرف نهادی به دیگری. البته برای پشتیبانی این وب سرویس یک دفتر چابک مستقر در شورای عالی آب یا واگذاری شده به بخش خصوص لازم بوده و کفایت میکند.
