بایگانی مطالب نشریه

اگر همه تحریم‌ها در عمل لغو شود به تعهدات برجامی بازمی‌گردیم

رهبر انقلاب بیان کردند: ایران هنگامی به تعهدات برجامی خود بازخواهد گشت که آمریکا همه تحریم‌ها را در عمل و نه در حرف یا بر روی کاغذ، لغو کند و این لغو تحریم‌ها مورد راستی‌آزمایی ایران قرار گیرد. این، سیاست قطعی و غیرقابل برگشت جمهوری اسلامی و مورد اتفاق همه مسئولان است و هیچکس از آن عدول نخواهد کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا صبح دیروز (یکشنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، بیعت تاریخی همافران با امام خمینی(ره) در ۱۹ بهمن ۵۷ را یکی از شگفتی‌سازی‌های مهم و از عوامل اصلی پیروزی انقلاب و همچنین نشان‌دهنده خطای محاسباتی آمریکایی‌ها برشمردند و گفتند: «لازمه استمرار حرکت پرشتاب انقلاب، حضور مردم در صحنه، کار و تلاش بی‌وقفه، اتحاد کلمه بخصوص میان مسئولان، اعتماد به وعده الهی و افزایش مولفه‌های قدرت ملی در عمل است.» رهبر انقلاب اسلامی همچنین قضایای فضاحت‌بار اخیر آمریکا و سقوط ترامپ را افول آبرو، قدرت و انتظام اجتماعی و سیاسی آمریکا خواندند و با اشاره به اظهارنظر مقام‌های اروپایی و آمریکایی درباره برجام و تحریم‌ها تاکید کردند: «آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها حق هیچ‌گونه شرط‌گذاری ندارند زیرا تعهدات برجامی خود را نقض کردند و آن طرفی که باید شرط بگذارد جمهوری اسلامی است زیرا به تعهدات خود پایبند بود. بنابراین ایران هنگامی به تعهدات برجامی خود بازخواهد گشت که آمریکا همه تحریم‌ها را در عمل و نه در حرف یا بر روی کاغذ، لغو کند و این لغو تحریم‌ها مورد راستی‌آزمایی ایران قرار گیرد. این، سیاست قطعی و غیرقابل برگشت جمهوری اسلامی و مورد اتفاق همه مسئولان است و هیچکس از آن عدول نمی‌کند.» فرمانده کل قوا در این دیدار حادثه ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ را از ایام‌الله خواندند و افزودند: «جدا شدن بخش مهمی از ارتش و پیوستن آن‌ها به امام و مردم شبیه معجزه بود زیرا تکیه اصلی رژیم طاغوت به ارتش و ساواک بود و در نهایت از آنجایی ضربه خوردند که هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به خطای محاسباتی عجیب دولت دموکرات آمریکا در آن زمان، در ارزیابی شرایط کشور و مردم نیز اشاره کردند و گفتند: «آمریکایی‌ها به ارتش شاهنشاهی بسیار امیدوار بودند و بر اساس اخبار قطعی، کودتایی را طراحی کرده بودند تا با دستگیری سران و پیشروان انقلاب و با استفاده از خشونت گسترده علیه مردم، مانع سقوط رژیم شوند اما یکی از عواملی که نقشه شیطانی آن‌ها را باطل کرد، حرکت نیروی هوایی در نوزدهم بهمن بود.» ایشان با تاکید بر این‌که خطای محاسباتی آمریکا در قبال ایران ادامه دارد و همچنان درک و شناخت صحیحی از ملت ایران ندارند، افزودند: «یک نمونه از این خطای محاسباتی در فتنه ۸۸ بود که رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا به خیال آن‌که کار را تمام می‌کند، رسماً از فتنه حمایت کرد.»
رهبر انقلاب اسلامی تحریم‌های بی‌سابقه با هدف از پا درآوردن ایران را نمونه دیگری از خطاهای محاسباتی آمریکا برشمردند و گفتند: «یکی از همان احمق‌های درجه یک، دو سال پیش گفته بود که عید ژانویه ۲۰۱۹ را در تهران جشن می‌گیریم. حالا آن شخص خودش به زباله‌دان تاریخ رفته و رئیس او هم با لگد و با افتضاح از کاخ سفید اخراج شده است اما جمهوری اسلامی ایران به لطف خداوند سربلند ایستاده است.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تاکید بر این‌که در قبال دشمن و معیوب بودن دستگاه محاسباتی آن نباید ساده‌انگاری کرد، خاطر نشان کردند: «عوامل دیگری نیز در موفق بودن حرکت انقلاب اسلامی موثر بوده‌اند که عبارتند از کار و تلاش، حضور مردم در صحنه و ایمان آنان به لزوم این حضور، اعتماد به وعده الهی و طراحی‌های متقابل.» رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: «با نشستن و تماشا کردن هیچ کاری پیش نمی‌رود. مسئولان با حضور در میدان کار و عمل، و با اعتماد به خدا، دائماً مولفه‌های قدرت ملی را افزایش دهند و در عمل تولید قدرت کنند.» ایشان یکی از مظاهر تولید قدرت را تقویت نیروهای مسلح به تناسب اقتضائات منطقه‌ای و بین‌المللی برشمردند و با تجلیل از رزمایش‌های اخیر افزودند: «انجام چنین رزمایش‌های بزرگ و اعجاب برانگیز، آن هم در شرایط تحریم، در واقع تامین امنیت ملی به‌دست فرزندان کشور در نیروهای مسلح کشور و بسیار افتخار آمیز است.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه تولید قدرت در نیروهای مسلح را علاوه بر تقویت تجهیزات، حفظ و ارتقای روحیه، ایمان و قدرت معنوی نیروها دانستند و گفتند: «خطای بزرگ برخی کشورهای منطقه این است که امنیت ملی خود را از بیگانگان طلب می‌کنند و با وجود میلیاردها دلار هزینه و تحقیر شدن و توهین شنیدن، در نهایت در بزنگاه‌ها امنیت آن‌ها تامین نمی‌شود؛ همان‌گونه که در قضایای چند سال قبل مصر و تونس و یا در سرنوشت محمدرضا پهلوی دیدیم.» ایشان در ادامه لزوم مراقبت از بروز خطا و اشتباه در داخل را نیز گوشزد کردند و افزودند: «یکی از اشتباه‌های بزرگ این است که مرعوب قدرت دشمن شویم و یا در امور سیاسی و اقتصادی به دشمن امید ببندیم.» رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر این‌که بنای بر مبالغه درخصوص نیرو و توان داخلی نیست، خاطرنشان کردند: «اما واقعیت‌های درون را ببینیم و آن را ارتقا دهیم و بدانیم که اگر با هر توانی، مرعوب دشمن شویم از کار خواهیم افتاد.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، افرادی را که در خصوص توانایی‌های آمریکا و برخی قدرت‌ها ارزیابی‌های غیر‌واقعی دارند، به قضایای اخیر آمریکا ارجاع دادند و افزودند: «حوادث فضاحت‌بار اخیر آمریکا، مسایل کوچکی نیستند و نباید در چارچوب افول یک رئیس‌جمهور ناباب ارزیابی شوند بلکه این قضایا افول آبرو، قدرت و انتظام اجتماعی آمریکا است.» ایشان با استناد به اظهارات صاحب‌نظران برجسته سیاسی آمریکا گفتند: «خود آن‌ها می‌گویند نظام اجتماعی آمریکا از درون پوسیده است و برخی سخن از دوران پسا آمریکا به میان آورده‌اند.» رهبر انقلاب اسلامی افزودند: «اگر شبیه قضایای آمریکا در هرنقطه دیگر از دنیا به‌خصوص در کشورهایی که آمریکا با آن‌ها مشکل دارد، رخ داده بود، آن را رها نمی‌کردند اما امپراطوری خبری در دست آن‌ها است و تلاش دارند تا ماجرا را تمام‌شده نشان دهند درحالی‌که قضیه تمام نشده و دنباله‌دار است.» ایشان علت دستپاچگی و سراسیمه بودن رژیم‌های وابسته به آمریکا در منطقه به خصوص رژیم صهیونیستی و یاوه‌گویی‌های اخیر آن‌ها را ترس و اضطراب از واقعیت افول آمریکا در محیط بین‌المللی و محیط داخلی دانستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به اظهارات مقام‌های آمریکایی و اروپایی در قضیه تحریم‌ها، گفتند: «اولاً در جمهوری اسلامی هیچ‌کس گوشش بدهکار مهمل‌گویی‌های افراد بدون استحقاق در آمریکا و اروپا نیست.» ایشان افزودند: «ثانیاً بر اساس منطق و استدلال، آمریکا و سه کشور اروپایی که تعهدات برجامی خود را زیر پا گذاشته‌اند، حق تعیین شرط و شروط برای برجام ندارند.» رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: «آن‌ها صرفاً در یک برهه بسیار کوتاه در اول کار، بعضی از تحریم‌ها را موقتاً تعطیل کردند اما بعداً تحریم‌ها را برگرداندند و حتی افزایش هم دادند، بنابراین حق گذاشتن شرط و شروط ندارند.»
رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: «طرفی که حق دارد برای ادامه کار برجام شرط بگذارد، جمهوری اسلامی ایران است چرا که از اول به همه تعهدات برجامی خود عمل کرد ولی آن‌ها تعهدات خود را نقض کردند.»
ایشان سیاست قطعی، غیرقابل بازگشت و عدول‌ناپذیر جمهوری اسلامی در خصوص برجام را که مورد اتفاق همه مسئولان کشور است، به این شکل بیان کردند: «اگر می‌خواهند ایران به تعهدات برجامی خود برگردد باید آمریکا تحریم‌ها را در عمل و نه با زبان و یا روی کاغذ، کلاً لغو کند، آن‌گاه پس از راستی‌آزماییِ صحت لغو تحریم‌ها، جمهوری اسلامی به تعهدات برجامی خود باز خواهد گشت.»
رهبر انقلاب اسلامی مسئولان و دست‌اندرکاران امور کشور را به اتحاد کلمه و همصدایی توصیه موکد کردند و گفتند: «اتحاد کلمه مردم و همچنین مسئولان عامل اصلی عبور از بسیاری از مشکلات در ۴۲ سال گذشته بوده و این هماهنگی و هم‌صدایی باید ادامه یابد.» فرمانده کل قوا، نیروهای مسلح را به ادامه تولید قدرت توصیه و در پایان تاکید کردند: به لطف خداوند و دعای حضرت ولی عصر(عج) فردای ملت و کشور ایران، قطعاً به مراتب بهتر و بالاتر از امروز خواهد بود.»

مدیریت بحران در استان تهران و زلزله شریف‌آباد

هفته گذشته در چهاردهم بهمن ماه رئیس سازمان مدیریت بحران کشور گفت تهران یک کلانشهر بزرگ… و گسل ری به عنوان یک گسل ویژه جدای از گسل‌های تهران از ری عبور می‌کند و گسل ری در تاریخ نیز حوادث بزرگی رقم زده است. «قبلاً گفتم، باز هم می گویم، دعا کنید، که حادثه تلخی {زلزله} در تهران نداشته باشیم،اما در عین حال آمادگی برای اسکان در این منطقه داریم، اما در هر منطقه‌ای از تهران زلزله هفت ریشتر و یا بیشتر رخ دهد ۱۰۰ درصد جمعیت را تحت تأثیر مستقیم و یا غیرمستقیم قرار خواهد داد و اسکان این افراد بسیار مشکل و غیرممکن است».
با زلزله بامداد شنبه 18 بهمن 99 با بزرگای 3.2 در پاکدشت، سری زمین‌لرزه‌های کوچک در محدوده جنوب شرق تهران در طی دهه اخیر ادامه یافت. شرق و جنوب شرق تهران در طی بیست و پنج سال اخیر لرزه خیزی زلزله‌هایی که در محدوده پیرامون تهران رخ می‌دهند معمولا بیشتر ثبت و گزارش می‌شوند.
در تاریخ زمین‌لرزه‌ها در منطقه جنوب تهران کنونی و شهر باستانی «ری» زمین‌لرزه 330 قبل از میلاد مسیح و 730م و 855م زمین‌لرزه‌هایی مخربی بودند که بزرگایی بیش از 7 برای آنها برآورد شده است. سه پهنه اصلی گسله تهران عبارتند از پهنه گسله شمال تهران و پهنه گسل‌های جنوب تهران شامل گسل‌های… ایوانکی، «کهریزک»، و گسل‌های «ری» و روند اصلی گسل‌های داخل شهر تهران که به عنوان راندگی‌های پیشانی پهنه گسل شمال تهران در سطح زمین رخنمون دارند شامل گسل «نیاوران» و گسل «ترشت» (پردیسان) که به نام گسل چیتگر و گسل بزرگراه همت نیز شناخته می‌شود.
زمین لرزه‌های خاص را نمی‌توان فعلا به طور قطعی در کوتاه مدت برای مدیریت موثر بحران و صدور دستور احتمالی تخلیه، پیش بینی کرد. البته مدیریان باید اهمیت توانایی کنونی علم زلزله شناسی را درک کنند: زلزله شناسی اکنون قادر به شناسایی محتمل‌ترین محل وقوع زلزله بعدی و بزرگای آن است اما چنین پیش‌بینی‌هایی عمدتا برای فواصل زمانی میان مدت – در چند سال – معتبر است. پس از وقوع حادثه، زمان بسیار کمی برای هشدار و اقدام وجود دارد. امواج زمین‌لرزه با سرعت بیشترین آسیب را در نزدیک‌ترین پهنه نزدیک به کانون در مجاورت یا نزدیکی پهنه گسل زمین‌لرزه‌ای وارد می‌کنند .
وضع استان تهران به صورتی است که از این پس نیز هم با ثبت و رخداد زمین‌لرزه‌ها مواجه خواهیم بود و هم با گسترش شهرها جمعیت ساکن در نواحی گسله فعال بیشتر نیز شده و می‌شوند. با زلزله‌ای با بزرگای بیشتر از شش، ساختمان‌های بلند تهران ممکن است در معرض آسیب قرار گیرند، به ویژه در جاهایی از شهر که آبرفت نرم و خاک نرم وجود دارد (مانند مناطق جنوب و جنوب شرق تهران). در این وضع، تصویری که مدیران بحران از زلزله در شهر تهران دارند نزدیک به واقعیت‌ها و داده‌های میدانی نیست. حل مساله را به بعد از واقعه موکول کردن، و البته حفظ همین وضع مبهم از سناریوی قابل وقوع، کمکی به مدیریت کاهش ریسک نمی ‌کند. اولین گام برای حل هر مشکل، پذیرش واقع‌بینانه آن مشکل و البته رجوع به متخصصان برای درمان آن درد است.

رئیس‌جمهوری: اصلاحیه لایحه بودجه در اولین فرصت به مجلس ارائه خواهد شد

دویست و دومین جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، روز یکشنبه به بررسی نحوه اقدام دولت در رابطه با لایحه بودجه 1400 که از سوی مجلس شورای اسلامی به دولت عودت داده شده است، اختصاص یافت. به گزارش ایسنا، رئیس جمهور در این جلسه با اشاره به ارجاع موضوع از مجلس، گفت: «از آنجا که دولت همواره در تلاش برای تعامل و گفت‌وگو با سایر قوا برای انجام امور کشور بوده است و در عین حال با توجه به شرایط خاص کشور در آستانه بهره‌گیری از ثمرات مقاومت حداکثری ملت در جنگ تحمیلی اقتصادی ، نمی‌توان زمان و امور را صرف اختلاف و چالش‌ها کرد.» روحانی، با بیان اینکه برخی اقداماتی که در بررسی و رد لایحه بودجه و ارجاع آن به دولت خلاف قاعده مرسوم و آیین نامه بوده است، گفت: «در اولین فرصت مصوبه جدید دولت درخصوص لایحه بودجه 1400به مجلس ارائه خواهد شد.» روحانی همچنین گفت: «در عین حال از فرصت باقی مانده برای گفت‌وگوهای سازنده با نمایندگان مجلس برای تنظیم اصلاحیه لایحه بودجه استفاده خواهد شد.»
رئیس جمهور با تاکید بر این نکته که دولت کماکان معتقد است لایحه بودجه ارائه شده به مجلس منطبق بر اقتضائات اقتصادی کشور بوده است، افزود: «تاخیر در تصویب و جنجال بر سر موضوع مهمی چون لایحه بودجه، بی‌تردید اثرات منفی خود را بر اقتصاد کشور داشته و خواهد داشت و از مجلس محترم انتظار می‌رود، اصلاحیه دولت به دور از تنش و در آرامش مورد بررسی قرار گیرد و درکوتاه‌ترین زمان به رای گذاشته شود.»
تامین مالی طرح‏های زیربنایی و عمرانی ازجمله طرح‏های آزادراهی و ریلی کشور از طریق بازار سرمایه از دیگر موضوعات مطرح شده در جلسه امروز ستاد هماهنگی اقتصادی دولت بود که مورد بحث قرارگرفت.

باتلاق سیاه 35 ساله

عکس‌های هوایی، راوی روزگار رفته بر زمین‌های اطراف شهر امیدیه‌اند. عکس‌ها می‌گویند زمین‌های اطراف این شهر در سی‌وپنج سال گذشته، رفته رفته و آرام آرام زیر خروار خروار فاضلاب شرکت نفت و گاز آغاجاری و بعدها فاضلاب شهری مدفون شده تا زمین هزار هکتاری پشت فرودگاه امیدیه برای سال‌ها محل تجمع هزار هکتار فاضلاب باشد. برکه‌ای از فاضلاب که گذر زمان آن را به باتلاقی بزرگ بدل کرده است در حالی به وجود آمده که این شهر تا پیش از سال 1364 سیستم جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب داشت اما با تعطیلی این سیستم، فاضلاب سه هزار واحد مسکونی، سایت اداری، ورزشی، آموزشی و صنعتی این شرکت در کانال‌های روباز سطح شهر رهاسازی شدند. وضعیت در حدی وخیم شد که پارسال میزان آلودگی انگلی آب‌های این منطقه به بیش از یک میلیون مولکول در میلی‌متر رسید و در تابستان هم به دلیل عبور 16 درصد از بادهای ورودی به شهر امیدیه از روی این منطقه، بیماری‌های ویروسی و انگلی به شکلی افسارگسیخته افزایش یافت.

بر اساس عکس‌های هوایی، فاضلاب رها شده اطراف شهر امیدیه در سال 2016، بیش از 766 هکتار و نزدیک به 29 میلیون مترمکعب بوده است. این میزان فاضلاب در سال‌های گذشته باز هم افزایش یافته و تلاشی برای کمتر شدنش صورت نگرفته است. آن‌ها که ساکن امیدیه‌اند می‌دانند زندگی در کنار این باتلاق بزرگ فاضلاب یعنی چه. آن‌ها می‌دانند این بو و مریضی که سی‌وچند سال است شهرشان را رها نکرده، مقصرانی دارد که باید پاسخگو باشند. ساکنان امیدیه، عکس‌های هوایی را نگاه نمی‌کنند. آن‌ها نگاهشان به گستره بزرگ فاضلابی است که همنشین روز و شبشان شده.

پساب نفتی؛ متهم اصلی

دو سال قبل، بعد از گذر سی‌وچند سال از جمع شدن فاضلاب در نزدیکی شهر امیدیه، شهرداری و انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان از وضعیت فعلی شکایت کردند. آن‌ها هم شاکی شرکت نفت و گاز آغاجاری بودند و هم شکایتشان از شرکت آب‌و‌فاضلاب بود. با این حال محمد داس‌مه، وکیل این پرونده و دبیر کمیته حقوقی شورای هماهنگی تشکل‌های محیط زیستی و منابع‌طبیعی استان خوزستان می‌گوید سازمان حفاظت محیط زیست هم در به وجود آمدن این وضعیت بسیار مقصر است. این سازمان هم باید پاسخگو باشد که چطور و چرا در تمام این سال‌ها نه شکایتی از سازمان‌های مقصر داشته و نه به وضعیت یک هکتار فاضلاب روباز رسیدگی کرده است. داس‌مه به «پیام‌‌ما» می‌گوید: شورای سلامت امیدیه و شهرداری از وضعیت گزارش می‌داده و در این میان اداره محیط زیست و بهداشت و درمان وظیفه داشته‌اند مقابل این وضعیت بایستند و نگذارند هر ساله صدها هکتار به حجم این فاضلاب افزوده شود. «این وضع در حالی است که فاضلاب انسانی قسمت میانکوه که در بالادست شهر قرار دارد هم تصفیه نمی‌شود و از طریق کانال‌های روباز از شهر امیدیه گذر می‌کند. همچنین مسکن مهر امام علی این شهر هم ۶۵ هکتار است و از طریق کانال روباز عبور داده می‌شود و سبب شده ساکنان اطراف این کانال پیسی بگیرند. این دریاچه فاضلاب از ۵ هکتار به ۱۰ و ۲۰ هکتار رسید و حالا در حدود هزار هکتار است و شاید هم بیشتر.»
به گفته این وکیل و بر اساس قانون متولی رسیدگی به این امر شرکت آب‌و‌فاضلاب است اما این شرکت می‌گوید قسمت مربوط به آلودگی شرکت نفت و گاز آغاجاری به ما ربطی ندارد. معترضان نامه‌نگاری کرده‌اند و شرکت نفت گاز آغاجاری هم گفته بخش خصوصی را برای حل این مشکل معرفی می‌کند اما این کار را نکرده است.
شکایت‌ها از دو سال قبل و پیگیری‌های گسترده سبب شد در نهایت در هفته گذشته مدیر شرکت آب‌و‌فاضلاب امیدیه بابت بخشی از فاضلاب امیدیه که جمع‌آوری و تصفیه نشده و در حوزه وظایف‌شان بود به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی در دادگاه تجدید نظر محکوم قطعی شود. این رای از نظر داس‌مه رای مهمی است و می‌تواند در نهایت محکومیت شرکت نفت و گاز آغاجاری را هم به دنبال داشته باشد. «از نظر قانون، ادغام پساب نفتی و شهری ممنوع است. این در حالی است که شهر امیدیه به دلیل آن‌که از شرق به زاگرس محدود می‌شود و ارتفاعات جنوبی زاگرس هم در اطراف این شهرند، فضایی محصور شده دارد که هوای آلوده و بوی نامطبوع را در خود نگه می‌دارد. پیگیری‌های ما در این دو سال و ثبت شکایت باعث شد کارشناسان مختلف رسیدگی کنند و در نهایت ماه قبل دادسرای عمومی و انقلاب اهواز کیفرخواست صادر کرد و اتهام انتسابی را محرز دانست.» این وکیل دادگستری می‌گوید پرونده هیچ راه دفاعی برایشان ندارد و 9 کارشناس رسمی دادگستری در امر آلودگی نظر داده و بر اساس تبصره ذیل ماده 688 قانون اسلامی که وظیفه رسیدگی را بر عهده وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست و هم شبکه درمان می‌دانست؛ این وضعیت را علیه بهداشت عمومی دانسته‌اند. بر این اساس از نظر ادله اثباتی چیزی باقی نمی‌ماند و هم علیه شرکت نفت و گاز و هم برای شرکت آب‌و‌فاضلاب کیفرخواست صادر شده است.
با این وجود داس‌مه می‌گوید: هنوز مشخص نیست قاضی چه رایی برای شرکت نفت و گاز صادر می‌کند. اما اتفاقی که باید عملی شود این است که تصفیه‌خانه‌ها به راه بیفتند و برنامه مدونی برای این حجم گسترده از فاضلاب مانده در اطراف شهر مشخص شود. در عین حال به استناد این رای می‌توان خسارت سال‌های گذشته که بر شهر وارد شده را گرفت چرا که این کانال‌ها برای دفع آب‌های سطحی بوده نه آب فاضلاب. «این دریاچه فاضلاب آبروریزی بزرگی است که نه کسی می‌تواند کتمانش کند و نه می‌شود خسارات ناشی از آن را نادیده گرفت. اما اگر تدبیری برای تصفیه این حجم بزرگ و فاضلاب سنجیده شود مشکل آب صنعت و کشاورزی منطقه حل خواهد شد و با استفاده از آب تصفیه شده می‌توان تا مدت‌ها آب صنایع منطقه و همچنین کشاورزی را تامین کرد.»

جرم محرز است

مشکل آب‌و‌فاضلاب برای خوزستانی‌ها مسئله جدیدی نیست. اما امیدیه دمل چرکینی بود که هر روز چرک و عفونتش بیشتر شد و دادخواهی‌ها و نامه‌نگاری‌ها در این سال‌ها هم نتوانست پاسخ مناسبی به این مشکل بدهد. همین هم دلیلی بود که انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان برای نخستین بار بخواهد از ظرفیت حقوقی‌اش استفاده کند. هژیر کیانی، دبیر این انجمن به «پیام‌ما» می‌گوید ماده ۶۶ آیین بازرسی کیفری به سازمان‌های مردم‌نهاد این اجازه را داده تا در صورت بروز تخلفاتی از این دست اعلام جرم کنند. «ما هم در این پرونده وارد کار شدیم و دو سال قبل شکایت کردیم. شرکت آب و فاضلاب، محیط‌ زیست و شرکت نفت و گاز آغاجاری متهمان این تخلف هستند. این در حالی است که شرکت نفت اساس‌نامه‌ای دارد که مصوب مجلس است و حکم قانون دارد. بر اساس همین اساس‌نامه تمام شرکت‌های زیرمجموعه‌اش باید در راستای مسئولیت اجتماعی برای حفاظت از محیط‌‌ زیست و تصفیه فاضلاب تولیدی‌شان عمل کنند اما این اتفاق را در امیدیه ندیدیم.»
کیانی می‌گوید این اتفاق تهدیدی علیه بهداشت عمومی است و مسببان، در عمل مرتکب جرم شده‌اند. آن‌ها علاوه بر این‌که در تلاش برای اثبات این ماجرا در دو سال گذشته بوده‌اند می‌خواستند گفتمان آگاهی‌بخشی، پرسش‌گری و مطالبه‌گری را ترویج دهند چرا که در این سال‌ها موارد گوناگونی را شاهد بودند که مدیران جرمی را مرتکب شده‌اند اما صدای فعالان محیط‌ زیست به جایی نرسید و نتوانستند حکمی برای مقابله با آن‌ها بگیرند. کیانی به روند پرونده خوشبین است اما برای ادامه کار و عملی شدن مواردی که امیدیه نیاز دارد تا از شر این وضعیت رها شود ناامید است و می‌گوید در این پرونده چندین دستگاه مقصر هستند و تنها می‌توان امیدوار بود که دستگاه قضایی با تشکیل دادگاه مستقل محیط زیستی این پرونده و پرونده‌های مشابه را تسهیل کند. «قوه قضاییه باید به شکل ویژه در مسئله دخالت کند و دادگاه محیط‌ زیستی ویژه‌ای هم برای انواع آلودگی‌ها، قطع درختان و ویران کردن محیط زیست تشکیل شود و در این نمونه مشخص هم تعیین شود که شرکت نفت و گاز مثلا در دوره‌ای چهار ساله متعهد به انجام کارهایی شود و اگر الزامات ایجاد نشود مجازاتش مشخص باشد.» این فعال محیط زیست معتقد است تا زمانی که گفتمان دقیقی برای حل این مشکلات شکل نگیرد و تا وقتی این جرم‌ها از منظر قضایی جزای مناسب نداشته باشند، نمی‌توان چندان به بهبود اوضاع امید داشت.

این خانه نفیس نیست، ویرانش کنید

حاضران در جلسه کمیته تشخیص نفایس، خانه لطفعلی‌زاده کرمان را نفیس ندانستند. با این تصمیم گویی تیشه را به دست بساز و بفروش‌ها دادند و گفتند: «ویرانش کنید و یک برج بسازید.» خانه‌ای که رای بر غیرنفیس بودن آن دادند، همانی است که علی‌اصغر مونسان، سه سال پیش وقتی در سمت ریاست سازمان میراث‌فرهنگی قرار داشت، دستور داد به آن رسیدگی کنند و مراتب ثبتش در فهرست آثار ملی را به استاندار ابلاغ کرد. او دو روز پیش به عنوان وزیر میراث‌فرهنگی تصمیم دیگری گرفت و حکم به غیرنفیس بودن این خانه داده و فروش آن را نیز بدون مانع دانست. شش ماه پیش از این معاون امور عمرانی استاندار کرمان از کاهلی در طرح مرمت این بنا انتقاد کرده و گفته بود که «8 ماه گذشته اما هیچ کاری برای احیای این خانه انجام نشده است.»

دو روز پیش سومین جلسه کمیته تشخیص نفایس و کاربری هم‌شأن اثر به ریاست علی‌اصغر مونسان، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برگزار شد و یکی از خروجی‌های این جلسه، غیرنفیس اعلام شدن یک خانه تاریخی در استان کرمان بود: «از استان کرمان خانه لطفعلی‌زاده مورد بررسی قرار گرفت، این بنا که در اختیار وزارت راه‌و‌شهرسازی قرار دارد برای فروش آن از وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مبنی بر نفیس بودن اثر استعلام گرفته شده بود که امروز در این جلسه اعضای کمیته رای به غیرنفیس بودن آن دادند و فروش آن به استناد قانون تشکیل صندوق توسعه از طریق این موسسه بلامانع اعلام شد.»
این در حالی است که 15 مهر ۹۶ علی‌اصغر مونسان که آن موقع رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری بود در نامه‌ای به به علیرضا رزم‌حسینی، استاندار کرمان، مراتب ثبت ملی اثر فرهنگی‌ تاریخی «خانه لطفعلی‌زاده» را ابلاغ کرد. در آن نامه آمده بود: «در اجرای بند (ج) ماده واحده قانون تشکیل سازمان میراث‌فرهنگی کشور مصوب ۱۳۶۴ مجلس شورای اسلامی و بند ششم ماده سوم قانون اساس‌نامه سازمان میراث‌‌فرهنگی کشور مصوب ۱۳۶۷ مجلس شورای اسلامی مبنی بر ثبت آثار ارزشمند منقول و غیرمنقول فرهنگی‌ تاریخی کشور در فهرست آثار ملی و فهرست‌های ذی‌ربط، مراتب ثبت اثر فرهنگی – ‌تاریخی «خانه لطفعلی‌زاده» واقع در استان کرمان، شهر کرمان، انتهای بازار اختیاری، پشت مدرسه بانو بی‌بی‌حیاتی، خانه لطفعلی‌زاده که پس از طی تشریفات قانونی لازم به ‌شماره ۳۱۸۷۲ مورخ ۹۶/۸/۹ در فهرست آثار ملی ایران به ‌ثبت رسیده، ابلاغ می‌گردد.» نامه تاکید می‌کرد که ‌«اثر مذکور تحت حفاظت و نظارت این سازمان است و هرگونه دخل و تصرف یا اقدام عملیاتی که منجر به تخریب یا تغییر هویت آن شود برابر مواد ۵۵۸ لغایت ۵۶۹ از کتاب پنجم قانون مجازات‌های اسلامی، تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده، جرم محسوب می‌شود و مرتکب مشمول مجازات‌های قانونی می‌شود و مرمت و بازسازی اثر صرفا با تایید و نظارت این سازمان ممکن خواهد بود.»

کار به مرمت هم نکشید

در همین حال خبرگزاری ایسنا نوشته که مستندات دقیقی درباره خانه لطفعلی‌زاده کرمان در دسترس نیست اما منصور خواجه‌پور، عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه شهید باهنر کرمان گفته که این خانه از دوران قاجار به جای مانده و شاهدی از روابط اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی آن دوران است. اما حالا آسیب‌های کالبدی جدی دیده و ترک‌های شدید و فرسایش‌های عمیقی در این خانه اتفاق افتاده است.
در حالی با غیرنفیس شناخته شدن خانه لطفعلی‌زاده کرمان، آینده این عمارت نامشخص است که هفتم مرداد امسال مصطفی آیت‌الهی موسوی، معاون امور عمرانی استاندار کرمان در جلسه گروه کاری میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی این استان نسبت به مرمت این خانه انتقاد شدیدی کرده و از عبارت «کاهلی برخی دستگاه‌ها و نهادها» در شرح وضعیت مرمت این خانه استفاده کرده و گفته بود: «متاسفانه شاهدیم در هر دوره سیاست‌های میراث‌فرهنگی تغییر می‌کند، ‌طوری ‌که در یک دوره فقط به فکر ثبت ملی آثار بودن و در یک دوره فقط روی مرمت بناها تمرکز داشته و دیگر حوزه‌ها را فراموش می‌کردند. لازم است این سیاست‌های مجموعه میراث‌فرهنگی بازنگری شود.»
به گفته او طرح مرمت خانه «لطفعلی‌زاده» باید سه‌ماهه با همکاری بانک رسالت و مشاور این طرح به پایان می‌رسید، اما اکنون حدود هشت ماه از آن مصوبه می‌گذرد و هیچ کاری برای احیای این خانه تاریخی صورت نگرفته است و با توجه به این‌که سند این بنا به نام دولت است، به دنبال جذب سرمایه‌گذار برای احیای این آثار تاریخی هستیم. «در ابتدا مقرر شده بود که بانک رسالت این مجموعه را به موزه خوشنویسی استان تبدیل کند که پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی بانک رسالت وظیفه دیگری برعهده گرفت و کار احیای این بنا را لغو کرد؛ لذا باید به‌دنبال جذب سرمایه‌گذار باشیم.»

وزیر دستور خود را نقض کرد

حالا با گذشت حدود ۶ ماه از این اظهارات، نه تنها خانه لطفعلی‌زاده به مرمت نمی‌رسد که در صف فروش قرار گرفته است. حکم جدید کمیته نفایس نشان می‌دهد وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با نفیس ندانستن این خانه، به شیوه خود راه‌حلی برای عمارت مهجور کرمانی پیدا کرده است.
وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذرماه ۹۹ در حاشیه دومین جلسه کمیته تشخیص نفایس ملی در توجیه واگذاری برخی بناهای تاریخی، گفته بود: تعداد بناهای تاریخی کشور زیاد بوده، در حالی‌که منابع و بودجه ما بسیار محدود است، بنابراین با این بودجه محدود نمی‌توانیم به این همه مطالبات پاسخ دهیم، به همین دلیل بنابر احکام قانونی این اجازه را پیدا کردیم که بناهای تاریخی را که نفیس و منحصر به‌فرد شناخته نمی‌شوند بتوانیم به سرمایه‌گذاران بیرونی و مردم واگذار کنیم.
او گفته بود که این واگذاری‌ها با تایید طرح‌های مرمتی در دفتر حفظ و احیای بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی و با نظارت عالی که معاونت میراث‌فرهنگی اعمال می‌کند، انجام می‌شود و از منابع خود مردم استفاده می‌کنیم ضمن این‌که در کنار آن جاذبه‌های بسیار خوبی برای حوزه‌های گردشگری و اشتغال برای جوانان ایجاد می‌شود.
مونسان همچنین عنوان کرده بود: «برای این‌که واگذاری‌ها سرعت پیدا کند، مقرر شد تا جلسه‌ها به‌صورت هفتگی با حضور من تشکیل شود. با توجه به این‌که بناهای تاریخی بی‌نظیری در کشور وجود دارد، واگذاری آن‌ها هم جلو تخریب بیشتر را می‌گیرد و هم می‌توان زودتر این بناها را به فضاها و اماکن تاریخی و گردشگری کشور تبدیل کرد، ضمن این‌که به زیرساخت‌های گردشگری کشور نیز کمک می‌کند. با واگذاری این بناهای تاریخی توانسته‌ایم چندین برابر بیش از حجم بودجه‌ای که حوزه معاونت میراث‌فرهنگی کشور دارد از منابع بیرونی و مردم استفاده کنیم، انجام این کار موجب شده تا مرمت و حفظ بناهای تاریخی در کشور سرعت پیدا کند.»

آلودگی نوری هوا را آلوده می‌کند

حامد میرزاخلیل | کارشناسی ارشد آلودگی‌های محیط زیست

مرصاد جعفری | دانشجوی دکتری آب و هواشناسی

با سرد شدن هوا و شروع فصل زمستان در شهرهای بزرگ، باز هم با پدیده‌ای آشنا روبه‌رو هستیم که منجر به افزایش آلودگی هوا می‌شود؛ پدیده اینورژن یا وارونگی دما؛ در نتیجه آسمان آبی کم کم جای خود را به آسمان غبارآلود و دودی می‎دهد. استفاده از خودروهای شخصی، ناوگان حمل‌و‌نقل فرسوده، کیفیت پایین فرآورده‌های نفتی، سوخت خودروها و کارخانه‎ها و نیروگاه‌‏هایی که از سوخت فسیلی استفاده می‎کنند، مقصران داستان آلودگی هوا هستند، امسال نیز بحث داغ مزارع بیت‎کوین و کمبود گاز برای تولید برق توسط نیروگاه‌ها و استفاده از سوخت جایگزین مازوت به جای گاز نیز به این آلاینده‌ها اضافه شده است. در روزهای آلوده معمولا غلظت گازهای کربن‎منواکسید، کربن‎دی‎اکسید، ازن، انیدرید سولفور، اکسیدهای ازت، فرآورده‌های هیدروکربورها و ذرات غبار افزایش پیدا می‎کند.

در این بین طبیعت نیز پالاینده‎های طبیعی خودش را دارد. مولکول «رادیکال نیترات» در شب، آلاینده‎های هوا و گازهای سمی را اکسید و هوا را تصفیه می‎کند. اما متاسفانه ماهیت این مولکولِ مفید به‌گونه‌ای‌ست که با طلوع خورشید و تابش نور شکسته می‎شود، به‎خصوص در روزهای گرم سال که نور آفتاب شدید‌تر هم می‎شود. در تابستان گرچه شاهد آسمانی آبی و هوای صاف هستیم، اما ممکن است میزان ازن هوا در حد هشدار و خطرناک بالا برود و هوای چندان پاکی نداشته باشیم.
در روزهایی که هوا آلوده است، رادیکال نیترات به دلیل حساسیت به نور می‌تواند مانند یک شمشیر دو‌ لبه رفتار کند. در طول روز نور خورشید باعث شکسته شدن رادیکال نیترات و تبدیل آن به نیتروژن‌دی‌اکسید (مولکول اصلی در تولید ازن) می‌شود، در نتیجه هوا آلوده‌تر می‌شود. اما شب‌ها به دلیل نبود نور خورشید، رادیکال نیترات همان طور که اشاره شد، به تصفیه هوا کمک می‌کند. رادیکال نیترات یکی از اکسیدان‌های کلیدی اتمسفر است. در طی این مدت آن‌ها با انواع ترکیبات شیمیایی واکنش می‌دهند. از جمله این ترکیبات آلی فراری است که توسط فعالیت‌های انسانی و گیاهی منتشر می‌شود و ترکیباتی که برای ازن تروپوسفر نیاز است. متاسفانه سال‌های زیادی است که در شهرها به دلیل وجود آلودگی نوری، نور شبانه چراغ‌ها حکم خورشیدِ روز را برای رادیکال نیترات ایفا می‌کنند و آن‌ها را از بین می‌برد.
مطالعات نشان می‌دهد گرچه شدت نور چراغ‌ها 10هزار برابر کمتر از نور خورشید است، اما فرآیند تصفیه هوا ۷درصد آهسته‌تر می‎شود و میزان آلودگی ازن در روز بعد 5 درصد افزایش پیدا می‌کند. هرالد استارک از آزمایشگاه پژوهشی سامانه‌ زمین ایالات متحده‌ تعدادی آزمایش هوایی بر فراز شهر لس‌انجلس انجام داد، تا شدت آلودگی نوری را در ارتفاع بسنجد. هرالد با این آزمایش دریافت که تابش نور شهرها به سمت آسمان در شب 25 برابر نور ماه کامل است که البته در مورد شهر لاس‌وگاس این عدد 5 برابر می‌شود و این مقدار نور معادل یک ده هزارم نور خورشید است.
استارک و همکارانش دریافتند که رادیکال نیترات کمتر تحت تاثیر نور قرمز قرار می‎گیرد و دیرتر از بین می‌رود. اما متاسفانه این نور برای شهرها در شب، رنگ مطلوبی نیست. البته آن سر طیف، نورهای سفید LED هستند. پژوهشگران توصیه می‎کنند اگر نمی‌توانیم از نورهای قرمز در سطح شهر استفاده کنیم، حداقل از نور زرد لامپ‌های بخار سدیمی که بیشتر برای معابر استفاده می‌شوند، فاصله نگیریم.
ازن یک اکسیدان بسیار قوی است و می‌تواند سبب بروز بیماری‌های ریوی مانند آسم، آمفیزم و برونشیت مزمن، افزایش تعداد حملات آسم، حساس‌تر شدن ریه به عفونت و ایجاد بیماری مزمن انسداد ریوی (COPD) شود.
شینا انصاری، مدیر کل محیط‎زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران نیز در این باره می‌گوید: «کم بودن شرایط ابرناکی هوا، تشدید تابش خورشید و بالا رفتن دما، غلظت آلاینده ازن را در هوا افزایش می‌دهد.»
ازن از «آلاینده‌های ثانویه» هوا است. این گاز به طور مستقیم از منابع متحرک یا ساکن نظیر خودروها و صنایع منتشر نمی‌شود، بلکه با واکنش برخی گازها مانند اکسیدهای‌نیتروژن، ترکیبات آلی و هیدروکربن‌ها ایجاد می‌شود. از جمله گازها و ترکیباتی که باعث تشکیل و افزایش غلظت ازن تروپوسفری می‌شود، انتشار اکسیدهای نیتروژن و ترکیبات آلی فرار است.
اصطلاح «اکسیدهای نیتروژن» (NOx) معمولاً شامل دو گاز اکسید نیتریک (NO) است که یک گاز بی‌رنگ و بدون بو و دی اکسید نیتروژن (NO2) است که یک گاز قهوه‌ای مایل به قرمز با بوی تند است. اکسید نیتریک با اکسیژن یا ازن موجود در هوا واکنش داده و دی‌اکسید‌نیتروژن تشکیل می‌دهد. اکسیدهای دیگر نیتروژن شامل NO3 (تری‌اکسید‌نیتروژن)، N2O (اکسید‌نیتروژن)، N2O4 و N2O5 است. اکسید نیتروژن یک گاز گلخانه‌ای قوی است و همچنین باعث آسیب به لایه ازن می‌شود. N2O4 یک دیمر- دوپاره تشکیل شده از دو مونومر- در تعادل با NO2 است و N2O5 بسیار ناپایدار است، معمولاً فقط در مقادیر قابل توجهی در شب وجود دارد (با تابش نور خورشید شکسته می‌شود).
اکسید نیتروژن از واکنش گازهای نیتروژن و اکسیژن در هوا هنگام احتراق، به ویژه در دماهای بالا تولید می‌شود. در مناطق پرتردد وسایل نقلیه موتوری، مانند شهرهای بزرگ، میزان اکسیدهای‌نیتروژن ساطع شده در جو به دلیل آلودگی هوا می‌تواند، قابل توجه باشد. گازهای NOx هر زمان که در حضور نیتروژن احتراق رخ دهد تشکیل می‌شوند – به عنوان مثال در موتورهای اتومبیل؛ آن‌ها همچنین به طور طبیعی توسط رعد‌و‌برق تولید می‌شوند. NOx عمدتا بر روی شرایط تنفسی تاثیر می‌گذارد و باعث التهاب مجاری هوایی در سطوح بالا می‌شود. در نتیجه قرار گرفتن در معرض طولانی مدت می‌تواند عملکرد ریه را کاهش دهد و خطر شرایط تنفسی را افزایش دهد. NOx همچنین به تشکیل ذرات ریز (PM) و ازن سطح زمین کمک می‌کند، که هر دو با اثرات نامطلوب برای سلامتی انسان مرتبط هستند.
بر اساس اطلاعات رسمی که در سال 2010 به آژانس محیط زیست اروپا (EEA) گزارش شد، دوازده کشور عضو اتحادیه اروپا از محدودیت‌های تعیین‌شده در انتشار Nox که توسط دستورالعمل ارگانی به نام محدودیت‌های انتشار ملی اتحادیه اروپا (NEC) تعیین شده بود، فراتر رفته‌اند. آلاینده‌ای که بیشترین میزان انتشار به آن نسبت داده شد، NOx بود. براین اساس اتحادیه اروپا برای گروهی از آلاینده‌ها که برای سلامتی و محیط زیست مضر هستند، مقادیر محدود تعیین کرد. اگر کیفیت هوا در این کشورها با مقادیر تعیین شده مطابقت نداشته باشد، کمیسیون اروپا می‌تواند علیه هر کشور عضو اقدام کند.
ترکیبات آلی فرار (VOC) گازهایی هستند که از برخی جامدات یا مایعات منتشر می‌شوند. VOCها شامل انواع مواد شیمیایی هستند که برخی از آن‌ها ممکن است اثرات نامطلوبی برای سلامتی کوتاه مدت و طولانی مدت داشته باشند. غلظت بسیاری از VOCها به طور مداوم در محیط داخلی، (تا ده برابر) بیشتر از محیط خارجی است. مواد شیمیایی آلی به طور گسترده‌ای به عنوان محصولات خانگی استفاده می‌شود. رنگ‌ها، لاک‌ها و موم‌ها مانند بسیاری از محصولات تمیز‌کننده، ضد‌عفونی‌کننده، لوازم آرایشی، چربی‌زدایی و سرگرمی، حاوی حلال‌های آلی هستند. سوخت‌ها از مواد شیمیایی ارگانیک ساخته شده‌اند. همه این محصولات می‌توانند در حین استفاده از ترکیبات آلی و تا حدی در هنگام ذخیره‌سازی، آزاد شوند. مطالعات دفتر تحقیق و توسعه سازمان حفاظت محیط زیست ایالات متحده نشان داد در حالی که مردم از محصولات حاوی مواد شیمیایی آلی استفاده می‌کنند، می‌توانند خود و دیگران را در معرض سطح آلاینده‌های بسیار بالایی قرار دهند و غلظت‌های بالا می‌توانند مدت‌ها پس از اتمام فعالیت در هوا باقی بمانند. به طور کلی ترکیبات آلی، مواد شیمیایی هستند که حاوی کربن‌اند و در همه موجودات زنده یافت می‌شوند. آنها معمولاً حاوی عناصری مانند هیدروژن، اکسیژن، فلوئور، کلر، برم، گوگرد یا نیتروژن هستند که بیشتر از سوخت سوزانده شده مانند بنزین، چوب، زغال‌سنگ یا گاز طبیعی آزاد می‌شوند. VOCها همچنین از میادین نفت و گاز و اگزوز دیزل ساطع می‌شوند.
VOCها هنگامی که با اکسیدهای نیتروژن ترکیب می‌شوند، برای تشکیل ازن در سطح زمین یا دود، واکنش نشان می‌دهند که به منجر به تغییرات آب‌و‌هوایی و اثر گذاری بر کیفیت هوا می‌شوند. بنزین، بنزن، فرمالدئید، تولوئن، زایلن، استایرن و پرکلرواتیلن (یا تترا کلرو‌اتیلن مورد استفاده در خشکشویی) نیز منابع غنی از VOC هستند. محمود‌رضا مومنی؛ دانشجوی دکترای مدل‌سازی عددی آلودگی هوا معتقد است: «اگر تشکیل ازن بر اثر «مواد آلی فرار محدودشده (VOC-Limited) » باشد، با کنترل و کاهش میزان کم مواد آلی فرّار می‌توان غلظت ازن را به ‌میزان قابل توجهی کاهش داد یا اگر تشکیل ازن تحت «اکسیدهای ازت محدودشده (NOx-Limited) » باشد، با کنترل و کاهش میزان کم اکسیدهای ازت می‌توانیم غلظت ازن را به‌میزان قابل توجهی کمتر کنیم.»
اما در این بین کنترل آلودگی نوری؛ نورهایی که به هوا تابیده می‌شوند و انرژی را در قالب روشنایی به هدر می‌دهند، برای بیشتر دستگاه‌های دولتی و همچنین مردم جنبه بُرد-بُرد دارد. چرا که با اصلاح زاویه تابش چراغ‌ها هم حیات شبانه موجودات زنده را قوام می‌دهیم و هم باعث کاهش ازن در طول شب می‌شویم.

مجادله بر سر حاکمیت آب

انتشار پیش‌نویس قانون آب در هفته‌های اخیر یکی از پر بحث‌ترین موضوعات در حوزه آب و انرژی است. نقدهایی که کارشناسان به پیش‌نویس این قانون که توسط دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو تدوین و منتشر شده است، از زوایای گوناگون طرح شده است،. از جمله نقدهای عمده به این متن، شفاف نبودن و همچنین موادی از پیش‌نویس است که ناظر بر بحث حاکمیت آب است.

موضوع حاکمیت آب سال‌هاست میان کارشناسان با مفهوم «حکمرانی آب» گره خورده و همواره یکی از مهم‌ترین موضوعاتی بوده که در میان فعالان حوزه آب به آن پرداخته شده است. حاکمیت آب شامل مجموعه‌ای از قوانین، فعالیت‌ها و فرآیندهایی می‌شود که برای مدیریت منابع آبی و خدمات مرتبط با آن اعمال می‌شود. با نگاهی به اقلیم ایران می‌توان به اهمیت این موضوع پی برد. محدودیت منابع آبی در کشور، اهمیت موضوع سیاست‌گذاری و حکمرانی آب را دوچندان می‌کند.
یکی از مهم‌ترین انتقاداتی که در به ویژه از منظر حقوقی به پیش‌نویس قانون آب مطرح شده است، همین موضوع است: «حاکمیت آب» در بندهایی از این قانون به اجازه تصمیم‌گیری شرکتهای آب منطقه‌ای درباره منابع آبی مثل رودخانه‌ها اشاره شده است که مورد انتقاد جدی بسیاری از کارشناسان قرار گرفته است. محمد داس‌مه کارشناس حقوق در وبیناری که از سوی پایگاه خبری زیست‌ آنلاین برگزار شد، در رابطه با انتقادات حقوقی به این قانون به ویژه در بحث مالکیت با استناد به بندهای قانونی گفت: «ماده 41 آیین‌نامه قانون ثبت اسناد و املاک ماده 25 قانون مدنی مصوب 1307 ناظر بر منع تملک اموال عمومی است، می‌گوید: «بستر رودخانه‌ها جز مشترکات عمومی، غیرقابل تملک و غیرقابل ثبت به نام اشخاص است» اصل 45 قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد که رودخانه‌ها و بستر نهر‌های طبیعی در اختیار حکومت اسلامی و از مشترکات است. قانون توزیع عادلانه آب در راستای اصل 45 قانون اساسی است که در سال 1361 مصوب شده است، اگر بستر رودخانه‌ای را بر خلاف اصل 45 قانون اساسی و ماده 25 قانون مدنی و بر خلاف قانون توزیع عادلانه آب، به نام شخص حقیقی و حقوقی سند مالکیت بزنیم، معتقدم مشمول ماده 60 قانون ثبت، ماده 30 دفاتر رسمی و ماده 301 قانون ثبت می‌شود. به موجب ماده 41 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 8 بهمن 1380 نسبت به املاکی است که مالک خاص ندارند، مانند: طرق، شوارع، اراضی، بستر مسیل‌ها، نهرها و… از افراد درخواست ثبت پذیرفته نمی‌شود» او همچنین به مواردی از قانون که به موضوع انتقال آب پرداخته اشاره کرد و گفت: «در بحث انتقال آب در این قانون مواد جوری تدوین شده است که به نظر می‌رسد قانون جنبه حصری دارد. به قواعد بین‌المللی کمیسیون سدهای بزرگ که ایران هم به آن پیوسته است، هیچ اشاره‌ای نشده است. در صورتی که وقتی قانونی بین دولت ایران و سایر دول منعقد می‌شود در حکم قانون است و در حکم قوانین داخلی است، عدم اجرای آن در قانون به عنوان عدم اجرای قوانین مملکتی جرم‌انگاری شده است.» روز شنبه هم کارگروه تخصصی آب، خشکسالی، فرسایش و محیط زیست معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بعد از بررسی این قانون پیشنهادات خود را برای بهبود و اصلاح متن آن، ارائه کرد. از نظر این کارگروه «عدم آسیب‌شناسی دو قانون قبلی در حوزه آب و درنتیجه انگیزه نگارش قانون جدید» ، «در نظر نگرفتن جایگاهی برای معاونت علمی و فناوری به عنوان متولی توسعه فناوری در کشور در ساختار پیش بینی شده برای راهبری قانون جدید» و در نتیجه «عدم توجه مناسب به فناوری‌های نو در افزایش بهره‌وری» از جمله مواردی است که در این قانون مورد نقد قرار می‌گیرد. همچنین بر اساس اعلام معاونت علمی ریاست جمهوری، نگاه مالکانه به آب و عدم توجه به حکمرانی به معنای واقعی مشکل اصلی این پیش‌نویس پیشنهادی است. به گونه‌ای که وزارت نیرو به عنوان بخشی از قوه مجریه از قوای سه‌گانه حاکمیت، به عنوان متولی انحصاری منابع آب در کشور در نظر گرفته شده است و حتی وزارت جهاد‌کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف کننده آب در کشور نیز هیچگونه مشارکتی در فرآیند تخصیص آب نخواهد داشت.
از ابتدای انتشار این پیش‌نویس تدوین‌کنندگان آن اعلام کردند که پذیرای نقدها خواهند بود، صدیقه ترابی، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو نیز در این وبینار درباره بازنگری و بازنویسی و اعمال نظرات در پیش‌نویش قانون جامع آب گفت: «تلفیق نظرات و رسیدن به یک نظر حداکثری یا تفاهمی مراحل خود را دارد. توصیه می‌کنم تمام قانون را چند بار مطالعه کنند و با قانون ملی شدن آب و قانون توزیع عادلانه آب مقایسه کنند، اگر ماده به ماده خوانده شود و یا مقایسه صورت نگیرد، نمی‌شود انتظار داشت که نقد کاملی مطرح شود» ترابی درباره یکی از انتقاداتی که کارشناسان درباره زمان کوتاهی که برای طرح نظرات کارشناسی به این قانون مطرح می‌کنند، گفت: «اگر منظور این است که ما یک هفته فرصت اظهار نظر را افزایش دهیم، ما در خدمت دوستان هستیم، اما اگر منظور این است که ماه‌ها برای این امر فرصت تعیین شود، تصور می‌کنم اصل ماجرا خدشه‌دار می‌شود و عملا تلاشی نخواهد بود که به نتیجه برسد» اما به نظر می‌رسد نقدها به این قانون و زمانی که برای اصلاح آن باید در نظر گرفته شود، به عمر دولت دوازدهم قد ندهد.
مسعود امیرزاده، عضو کارگروه تخصصی آب و انرژی شبکه محیط زیست و منابع طبیعی کشور نیز در این وبینار با تاکید بر این‌که متن ارائه شده به عنوان پیش‌نویس قانون آب منتشر شده است باید اصلاح شود گفت: «نگاه ما به آب نباید این باشد که آب تنها حق انسانی است. نباید این‌طور تصور کنیم که آب فقط حق این نسل است. اما عباراتی در این پیش‌نویس به کار رفته است، که اگر اصلاح شود می‌شود امیدوار بود که نگاه این قانون به آب حیاتی‌تر از متونی که تا به حال به عنوان قانون آب در کشور اجرا می‌شدند، یا متون پیش‌نویس ارائه شده، باشد. ما با آب به عنوان یک عنصر حیاتی که هم پایداری کشور و هم پایداری سایر زیستمندان را تامین می‌کند.» امیرزاده در ادامه سخنانش با اشاره به واژه «امانت عمومی» که در پیش‌نویش اخیر قانون آب ذکر شده است، گفت: « این واژه برای بسیار ی اخلاقی بوده، نشان می‌داد که آب به صورت امانت در اختیار ما به عنوان انسان‌ها یا نظام حکمرانی قرار گرفته است و نمی‌توانیم هر رفتاری با آن داشته باشیم»
یکی از واکنش‌هایی که بعد از انتشار این قانون در رسانه‌ها منتشر شد، نامه اعتراض انجمن پسته ایران به وزارت نیرو بود. نامه‌‌ای که در آن با تاکید بر موضوع حاکمیت آب، بخش‌های مختلف این قانون را به چالش کشیده و خواهان اعمال تغییراتی در آن شده است. در بخش‌هایی از این نامه آمده است: «در حالی که کمترین انتظار از چنین لایحه‌ای، تلاش در جهت شفافیت بخشیدن به قانون قبلی و رفع ابهامات و نواقص آن بود، اما متاسفانه پیشنهاد ارائه شده نه تنها گامی در جهت اصلاح بر نداشته، بلکه پا را فراتر گذاشته و با افزودن اصطلاحات مبهم و کلی، سعی در حذف نقش ذی‌نفعان بخش خصوصی و سایر نهادها و ارگان های دولتی در مدیریت منابع آبی کشور و ایجاد قدرت انحصاری برای وزارت نیرو در این امر دارد. هر چند در لابلای این اصلاحیه ها و الحاقات آن، رفع موانع حقوقی وزارت نیرو در دادگاه‌ها، مسدود کردن مسیرهای احقاق حقوق بهره‌برداران، قانونی کردن روند برخورد‌های فراقانونی وزارت نیرو طی سال‌های گذشته با مالکان منابع آبی و همچنین پوشاندن سو مدیریت 50 ساله آن وزارتخانه در حفاظت و صیانت از منابع آب کشور گنجانده شده است، ولی مهم‌ترین برداشتی که از این متن به ذهن متبادر می‌شود این است که نوشداروی دفتر حقوقی شرکت مدیریت منابع آب برای نجات آب کشور چیزی جز لغو مالکیت خصوصی بر منابع آبی و مصادره خاموش اموال بهره‌برداران آب در لباس قانون نیست.»
در بخش‌هایی از این نامه به موضوع مالکیت منابع آبی تاکید شده و تبعات نگاه این قانون به موضوع مالکیت را این‌طور بیان کرده است: «در این لایحه پیشنهادی با لغو عرف چند هزار ساله مالکیت اشخاص بر منابع آبی، به واقع شرکت مدیریت منابع آب ایران در جایگاه مالک بلا‌منازع منابع آبی کشور قرار می‌گیرد که می‌تواند با صدور پروانه مصرف بهینه که پروانه‌ای موقت در نظر گرفته شده است هر گونه برخوردی با بهره‌برداران منابع آبی داشته باشد. بی‌تردید، متزلزل کردن مالکیت اشخاص بر منابع آبی، اندک انگیزه باقی‌مانده آینده‌نگری و سرمایه‌گذاری نزد کشاورزان و باغداران این سرزمین را از بین برده و نتیجه‌ای جز تضعیف کشاورزی کشور را رقم نخواهد زد. تجربه قانونگذاری آب کشور طی 40 سال اخیر نشان داده است که ایجاد ابهام در مالکیت خصوصی منابع آب سرنوشتی شوم را برای این منابع به بار آورده است. مشروعیت مالکیت خصوصی و حرمت اموال مردم، ایجاب می‌کند چنانچه تدوین‌کنندگان لایحه، حق مالکیت برای اشخاص بر منابع آبی قائل نیستند و این اصل را نمی‌پذیرند، به جای ایجاد ابهام در مالکیت‌های خصوصی به رسمیت شناخته‌شده، به صورت شفاف و با بیان دلیل حرف خود را بیان کنند. البته، پر واضح است قانونی که با نظام عرفی و عقیدتی جامعه سازگاری نداشته باشد، شاخه نامتجانسی است که به گفته حکیم توس میوه‌ای تلخ به بار می‌آورد که اولاً بلا استفاده خواهد بود و ثانیاً از مشروعیت اصل نظام حقوقی و حاکمیتی خواهد کاست.» به نظر می‌رسد تدوین متن جدیدی به عنوان آب نیازمند توجه به پیچیدگی‌هایی ذاتی این موضوع است. پیش از این مهدی فصیحی هرندی، پژوهشگر حکمرانی آب به روزنامه «پیام‌ما» گفته بود، سیاست‌گذاران به جای نوشتن قوانین متعدد و مصوبه‌های زیاد به تغییر رویکرد در حکمرانی آب بیندیشند. «پیام‌ما» باز هم در این‌باره دیدگاه‌های ذی‌نفعان را منعکس می‌کند.

دستمزدهای ناچیز زنان روستایی

توسعه به یک معنا فرآیند لایه‌برداری عمیق از جامعه است، لایه‌های قدیمی تمدن زدوده و لایه‌های جدید جایگزین می‌شوند و این امر بدون تغییرات اجتماعی امکان‌پذیر نیست. توسعه صورت‌بندی‌های مختلف دارد. توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همه باید در کنار هم اتفاق بیفتد تا یک جامعه به مفهوم واقعی توسعه پیدا کند. توسعه اقتصادی با استفاده از منابع انسانی و طبیعی و انرژی؛ منبع قدرت و ثروت برای به ثمر رسیدن اشکال دیگر توسعه است. کشورهای توسعه‌یافته با اصلاح قوانین و آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری مسیر توسعه را برای مشارکت همه افراد جامعه به منظور توسعه همه جانبه هموار کردند. مهمترین رکن این مسیر توجه به زنان و برداشتن دیوارهای محدودیت برای رشد آنها با اصلاح قوانین بود. به طور کلی نمی‌توان از توانمندی نیمی از افراد چشم‌پوشی کرد و انتظار توسعه داشت. مشارکت نیز همانند توسعه، صورت‌بندی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. مشارکت به طور بالقوه باید بتواند بستر ورود زنان به عرصه‌های مدیریتی و تصمیم‌سازی و سیاستگذاری را هموار کند. اما وجود قوانین رسمی و غیررسمی محدودکننده عملا مانع مهمی بر سر راه زنان است. اما واقعیت این است تا زمانی که زنان به این سطح راه پیدا نکنند و با همدلی از یکدیگر حمایت نکنند، این قوانین اصلاح نخواهد شد. هرچند کنشگری در لایه‌های پایینی ثمره‌های کوچکی خواهد داشت، اما در قدرت و اقتدار لایه‌های بالایی سیاستگذاری بسیار تعیین کننده است. البته در کنار آن، آموزش نیز بسیار مهم است. نگاهی به آمار مشارکت زنان در سطح و اشکال مختلف نشان می‌دهد هرچند در سال‌های اخیر دختران به سطوح بالای آموزشی و دانشگاهی دست پیدا کرده‌اند، اما دانش برای زنان، قدرت به همراه نداشته و به جای پیشرفت در سطوح تصمیم‌گیری، عقبگرد داشته‌اند. به طور مثال 60 درصد از زنان فارغ‌التحصیل دانشگاهی ما بیکار هستند. بر اساس آخرین آمار حضور اساتید زن در دانشگاه‌ها در سال ۲۰۱۵ که بانک جهانی آن را ارائه داده است، در منطقه خلیج فارس بیشترین حضور اساتید زن متعلق به عربستان با ۴۰.۵ درصد و کمترین به ایران با ۲۹.۸ درصد است. البته با در نظر گرفتن این که ایران با ۶۰۷ دانشگاه، ده‌ها برابر کشورهای خلیج فارس دانشگاه دارد، در نتیجه درصد حضور زنان ایران معکوس کشورهای خلیج فارس شده و در ظاهر به نظر می‌رسد ایران رتبه نخست بیشترین تعداد زنان استاد دانشگاه را داراست. در دستیابی زنان به منابع قدرت نیز وضعیت چندان رضایت بخش نیست. عربستان که روزگاری سمبل تبعیض جنسیتی بوده به تازگی با ارائه برنامه جامع ۲۰۲۵ به سازمان ملل موفق شده جایگاه ۳۶ جهان را به دست آورد و امارات با کاهش شدید تبعیض جنسی و انتخاب ۹ وزیر زن جایگاه اول خاورمیانه را به دست آورده، احزاب ترکیه نیز سهمیه‌بندی کردند تا ۳۰ درصد مناصب باید در اختیار زنان باشد. اما متاسفانه در ایران گاه همان شمار کم نمایندگان زن هم علیه زنان هستند و نه تنها بر اصلاح قوانین همت نمی‌گمارند، بلکه در صدد سخت‌تر کردن شرایط برای زنان برآمده‌اند. ایران در شاخص توسعه جنسیتی نیز با چالش‌های زیادی روبه‌روست. حتی عربستان که روزگاری نماد تبعیض جنسیتی در جهان بود به تازگی با ارائه برنامه جامع ۲۰۲۵ به سازمان ملل موفق شده جایگاه ۳۶ جهان را به دست آورد و امارات با کاهش شدید تبعیض جنسیتی راه خود را انتخاب کرده است. در هر 4 معیار «بهداشت و سلامت زنان، اقتصاد، اشتغال زنان و آموزش» عملکرد موفقی داشته‌اند. در همین سال‌ها ایران با رتبه 65 یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را در جهان داشته است. هرچند نزدیک به 3 هزار نفر از دهیاران و مسئولان اجرایی در روستاها زنان هستند و این یک گام رو به جلو محسوب می‌شود اما در ایران هنوز هزاران زن و کودک برای تامین آب شرب کولبری آب می‌کنند. زنان و دختران عشایر در مناطق صعب‌العبور از دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی، انرژی پاک و آب سالم محرومند. صدها دختر عشایر به دلیل مشکلات فرهنگی و اجتماعی و رفاهی از تحصیل بازمانده و در کودکی ازدواج کرده و مادر می‌شوند. البته مادری کردن نیز چالش خود را دارد. با وجود این که زنان خانه‌دار با نگهداری و مراقبت از نسل آینده و نسل گذشته‌اند و ارزش افزوده زیادی برای اقتصاد دارند. اما هرگز این اعداد محاسبه نشده و حتی آنها را بار بر دوش جامعه تلقی کرده و از انواع بیمه‌ها محروم بوده و اخیرا به این امر توجه شده است. هرچند به دلیل عدم استقلال مالی پرداخت سهم بیمه زنان خانه‌دار هنوز برای میلیون‌ها زن امکان‌پذیر نیست. در بخش کشاورزی زنان با در دست داشتن مشارکت در امنیت غذایی آنها 43 درصد از غذای جهان را با دستمزد و شرایط نابرابر تامین می‌کنند و به دلیل نیاز مالی خانواده و فقر، طعمه‌های آسانی برای کارفرمایان هستند. بر اساس گزارش مرکز آمار و اطلاعات ‌راهبردی وزارت کار، بیشترین شکاف جنسیتی در پاییز ۹۸ متعلق به زنان کارگر «نشاکار» با ۳۹.۶ درصد شکاف‌ مزدی بود. یعنی به طور ‌متوسط مُزد مردان نشاکار در روستا نزدیک ۴۰ درصد بیشتر از زنان نشاکار است. کمترین شکاف جنسیتی در پاییز ۹۸ در بخش کشاورزی متعلق به کارگر «میوه‌چین» با ۲۲.۴ درصد شکاف دستمزد است. در بین مردان در بخش کشاورزی در پاییز ۹۸ بیشترین متوسط مزد روزانه را کارگر نشاکار با رقم یک میلیون و 19 هزار 768 ریال بود، در حالی‌که در بین زنان، بیشترین مزد روزانه را کارگر میوه‌چین با رقم 652 هزار و 322 ریال دریافت کرده است. بالاترین متوسط مزد روزانه برای مردان در بخش کشاورزی مربوط به کارگر میوه‌چین در استان قم با تقریباً یک میلیون و 356 هزار و 210 ریال و پایین‌ترین متوسط مُزد مربوط به کارگر «وجین کار و تنک‌کار» در استان خوزستان با تقریباً 539 هزار و 189 ریال بوده است. در پاییز ۹۸، بالاترین و پایین‌ترین متوسط مُزد روزانه برای زنان بخش کشاورزی در بین استان‌های کشور، به ترتیب مربوط به کارگر میوه چین در همدان با تقریباً 965 هزار 414 ریال و کارگر وجین کار و تنک کار در گلستان با تقریباً 355 هزار و 793 ریال بوده. البته آمارهای سال 97 هم وضعیت بهتری نداشت. بیشترین شکاف در سال ۹۷ متعلق به کارگران زن وجین کار با ۳۱.۶ درصد کمترین شکاف متعلق به کارگر تنک‌کار با ۲۰.۱ درصد بود. وضعیت دستمزد زنان عشایر در آمارها تقریبا گمشده است. در حالی‌که زنان عشایر بار سنگین تولید صنایع تبدیلی محلی لبنی بر عهده داشته و تولید بخش مهمی از صنایع دستی نیز در دست دارند، اما خبر و گزارش خاصی از آنها در اقتصاد نیست. میلیون‌ها زن با دستمزدهای ناپایدار و بدون حق بیمه مشغول به کارند و در پایداری امنیت غذایی نقشی بی‌بدیل دارند اما با این که جلو صحنه هستند کمتر دیده می‌شوند. هزاران زن کولبری آب می‌کنند و صدها دختر عشایر به دلیل مشکلات و موانع زیرساختی که حل آن وظیفه سیستم حکمرانی است، از تحصیل باز مانده و اسیر معضل کودک همسری می‌شوند.

پرندگان تهران به عکس‌ها بازگشتند

«سال‌ها پیش روزی تصمیم گرفتم که راهی جایی شوم که در آن درس خوانده بودم. دارالفنون دیگر حس و حال آن روزها را نداشت اما سالن امیرکبیرش برای من تداعی کننده خاطرات گذشته بود. روزی در این سالن جمع می‌شدیم، از ما تقدیر می کردند، مراسم برگزار می‌کردند، حتی جشن فارغ التحصیلی گرفته بودیم، در این سالن جمعی از کشتی‌گیران مشهور آن زمان هم پا گذاشته بودند. تختی و مرحوم حبیبی و صنعتکاران. چشم که چرخاندم دیدم یک جفت چشم کوچک در جثه‌ای قرمز رنگ خیره به من است. از فردی که همراهم شده بود پرسیدم که اینجا روباه دارد؟ سرش را به نشانه تایید تکان داد. شاید باور کردنش اینجا برای شمایی که سال‌هاست تهران را با دود و ترافیک می‌شناسید سخت باشد که بپذیرید که من در قلب تهران درست وسط محدوده بازار تهران، یک روباه قرمز دیدم.»

این بخشی از صحبت‌های اسماعیل کهرم، بوم شناس و فعال پیشکسوت محیط زیست دیروز، ۱۸ بهمن ماه در مراسم اختتامیه مسابقه عکاسی تنوع زیستی تهران بود. مسابقه‌ای که در آن نزدیک به ۶۴۸ تصویر از گونه‌های مختلف پایتخت به آن ارسال شده بود. تصاویری از پرندگان، پستانداران و حتی خزندگانی که همگی ساکن تهرانند اما شاید کمتر به چشم شهروندانی آمده باشند که تهران را تنها با گربه‌ها و موش‌هایش می‌شناسند. گربه‌ها و موش‌هایی که روز به روز جمعیتشان و جثه‌شان بزرگ‌تر می‌شود. اسماعیل کهرم در سخنرانی کوتاهی که در این مراسم داشت به تمام این گفته‌ها اشاره کرد، او حتی گفت که حیات وحش این روزها خودش را با آلودگی‌های تهران وفق داده است: « یک تحقیقی به تازگی نشان داده که پرندگان این روزها صدایشان بلندتر شده است، این ترافیک این آلودگی صوتی ماشین‌ها و موتوسیکلت‌ها باعث شده تا حتی پرندگان هم صدایشان به جفتشان نرسد و برای همین بلندتر آواز بخوانند.»

وضعیت شکننده زیستگاه‌های تهران

پری شاهرخ، بلبل خرما، پری طوق صورتی و طرقه کوهی پرندگان کمتر شناخته شده اقلیم تهرانند. آن‌هایی که نامشان به زبان کهرم آمد اما تصویرشان به ذهن مخاطبان حاضر در جلسه نیامد. «تهران امروز با چنارستان دیروز فاصله چند صد فرسخی دارد. بعضی مناطق طبیعی تهران به دلیل مجاورت با مناطق مسکونی چنان وضعیت شکننده‌ و آسیب‌پذیری پیدا کردند که مشخص نیست سرانجامشان چه می‌شود.» این‌ها را شینا انصاری، مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در جریان مراسم گفت. دلیلی که شاید بسیاری از شهروندان تهران تصویر روشنی از پرندگان شهر تهران ندارند هم همین باشد. علتی که برگزار کنندگان این جشنواره سعی دارند تا آن را رفع کنند. انصاری همچنین گفت «استمرار این برنامه با محوریت گونه‌های ارزشمند گیاهی که در تتمه و بقایای زیستگاه‌های طبیعی شهر و پیرامون آن وجود دارد می‌تواند موجب شناخت و آگاهی گسترده جامعه نسبت به تنوع زیستی شهر، اهمیت حفاظت و حراست از زیستگاه‌های طبیعی پایتخت و جلوگیری از آسیب و تخریب آن‌ها شود.»
۱۳۰۸ گونه گیاهی تهران را چه کسی می‌شناسد؟
شاید درک این موضوع آسان نباشد که بدانیم در حال حاضر بیش از ۱۳۰۸ گونه گیاهی در پایتخت کشور وجود داشته باشد. پایتختی که شاید تصویر شهرنشینانش از گیاهان آن محدود به بوته‌های شمشاد و درختان کاج و سروی باشد که گه‌گاه در میادین شهر کاشته می‌شوند. به گفته انصاری از این ۱۳۰۸ گونه، حدود ۱۶۷ گونه منحصرا برای اقلیم تهران‌هستند: «بالغ بر 180گونه پرنده، 38 گونه پستاندار،27 گونه خزنده و7 گونه ماهی را می‌توان در زمره تنوع زیستی جانوری تهران هستند، به همین دلیل برای حفاظت از گونه‌های جانوری به‌ویژه پرندگان نیاز است بسترهای طبیعی و بکر و پوشش گیاهی متناسب برای بقای این گونه‌ها حفظ شود.

پرنده‌ها از تهران کوچ می‌کنند

«به سمتی می‌رویم که در آینده شهری بدون پرنده داشته باشیم.» این شاید مهم‌ترین هشدار جلسه بود. هشداری که از زبان آرش حسینی‌میلانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران گفته شد و در ذهن حاضران در جلسه زنگ خطری را روشن کرد. او گفت که هم اکنون در زمان آلودگی هوای تهران پرنده‌ها از شهر دوری می‌کنند و شواهدی هم برای آن وجود دارد. غیر از دستکاری‌های انسانی و آلودگی‌هایی که او به طبیعت تحمیل می‌کند، تغییر اقلیم هم دلیل دیگری برای از بین رفتن تنوع زیستی تهران است: «تغییر اقلیمی بی‌شک بر تنوع زیستی و تنوع طبیعی تهران اثرگذار خواهد بود. از جمله پدیده‌های هشدار دهنده، ظهور آفت‌ها است. در ابتدای ورود به دوره پنجم مدیریت شهری، شاهد شیوع سفیدبالک‌ها در شهر تهران بودیم. با اقدامات گیاه‌پزشکی و کنترلی که انجام شد، تا حد بسیار زیادی این معضل مهار شد اما ممکن است همین فرایندهای ناشی از تغییر اقلیمی موجب ظهور آفات جدیدی شود.»

غالب تصاویر ارسالی از پرندگان بود

پایتخت خاکستری ایران اما به پرندگان نیاز دارد، پرندگانی که آفات را کنترل و مهار می‌کنند باعث بقای فضای سبز می‌شوند، آوازشان باعث آسایش روانی شهرنشینان می‌شود و تصویرشان عکاسان را به وجد می‌آورد. پیام پورنگ، دبیر اجرایی این جشنواره به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید که عمده تصاویر ارسالی از تنوع زیستی هم به پرندگان اختصاص داشت: تنوع پرندگانی که از آن‌ها عکاسی شده بود، بیشتر از سایر گونه‌ها بود اما داوران سعی کردند که نگاه جامع‌تری داشته باشند و غیر از پرندگان گونه‌های دیگری را مد نظر قرار دهند اما گونه غالب پرندگان است. او می‌گوید که این جشنواره‌ که به مناسب هفته محیط زیست در شهرداری تهران برگزار شد، می‌تواند باعث فرهنگ سازی در شهروندان شود: «یکی از مهم‌ترین تاثیراتی که می‌تواند این جشنواره داشته باشد، شناخت مردم نسبت به تنوع زیستی تهران است، وقتی مردم ببینند و آگاه باشند شاید سو رفتارشان نسبت به محیط زیست را تغییر دهند.» سو رفتاری که خودش را با آزار پرندگان، سکونت آن‌ها در قفس یا حتی دادن هر غذایی به آن‌ها نشان دهد. موضوعی که اتفاقا در عکس برتر از نگاه هیات داوران هم به چشم می‌آمد. عکسی که سجاد جهانی آن را گرفته است، تصویری از پرندگان بر فراز دریاچه شهدای خلیج فارس. او به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «تطبیق زندگی انسان و پرندگان شاید مهم‌ترین ویژگی تصویر من باشد.» او که خود فعال محیط زیست، ۵ سال هم هست که عکاسی می‌کند. او تصویر غذا دادن به پرندگان شهری را ثبت کرده است. تصویری که هم نگاه مثبتی دارد و هم نگاه منفی. مثبت بودنش از این روست که: «شهروندان پرندگان را در کنار خودشان بپذیرند و به محیط زیست اطرافشان بی‌توجه نباشند.» منفی از این رو که: «وقتی دریاچه ایجاد شد، بیشتر پرندگان دوست دارند از محیط زیست دریاچه تغذیه کنند اما ما داریم در آن خلل ایجاد کنیم، از طرفی شهروندان ما عموما نمی‌دانند که باید چه غذایی به پرندگان بدهند و چه غذایی نباید بدهند. شاید برگزاری یک کارگاه یا رویدادهای این چنینی باعث آموزش هم به آن‌ها بشود.» پرستو هدایت‌زاده دیگر عکاس برگزیده جشنواره بود که پرنده‌نگر است و چند سالی هم است که عکاسی می‌کند. او تصویری از دارکوب قهوه‌ای یا راه راه را ثبت کرده است. گونه‌ای مهاجر که بهار به تهران کوچ می‌کند، او به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید:«این گونه کمیابی نیست اما کم دیده می‌شود، من همیشه در پارک پلیس و پارک شهر آن را دیده بودم، امسال از قضا در اوج کرونا در پارک نزدیک خانه‌ خودمان در منطقه ۲ سعادت آباد، پارک مروارید آن را در روز ۳ فروردین دیدم.» او می‌گوید که تا ده روز تمام دارکوب را زیر نظر داشت و چند صد فریم از آن عکس گرفت و در نهایت یک نمونه از بهترین آن را به جشنواره ارسال کرد.
جغد کوچک، روباه، قوچ و میش هم از دیگر تصاویر تکرار شونده گونه‌های زیستی بود که به چشم عکاسان جشنواره تنوع زیستی آمده بود. آثار برگزیدگان این جشنواره قرار است در آینده روی دیوارهای و تابلوهای سطح شهر تهران قرار بگیرد، تصاویری که پرندگان هم با دیدن آن‌ها آواز بخوانند و جفت‌هایشان را ترغیب کنند تا به زادگاهشان باز گردند.

رنگ کودکی

همین دیروز بود انگار. کودکی چه نزدیک است هنوز به ما. سال‌ها نو می‌شوند و وزن چیزها مدام در تغییرند. دیروز «هانسل» و «گرتل» می‌خواندیم و در کلاس‌ها می‌نشستیم. در کودکی دختر و پسر بودنمان مهم نبود. بابابرفی باغچه‌بان و کتاب‌های کانون پرورشی رنگ دیگری به دنیامان دادند و بعد آن آرام آرام طوفانی در گرفت و بادی وزید زیر پوست نازک شهر. کتاب‌های «بهرنگی»، «اولدوز و کلاغ‌ها» و «ماهی سیاه کوچولو»…عجب! چرخش بزرگی بود. چیزی عوض شد. دستان پدربزرگ جمعه‌های صبح وقت دیدار به آسمان بلند می‌شد با این دعا: یا مرگ یا نجات و خنده‌های زیرجلکی ما که تمامی نداشت.
سال‌های رنگین بی‌دخالت ما، خاکستری شدند و نقاشی‌های زیبای کتاب قصه‌ها دیگر ناپدید. وقتی ماهی سیاه کوچولو آمد، وقتی بیست وچهار ساعت خواب و بیداری آمد حتا دیگر تصویرهای سیاه و سفید داستان‌های «آذریزدی» (قصه‌های خوب برای بچه های خوب) رخت بربستند و من کودک باید در ذهنم تصویر می‌ساختم. مدت‌های مدید کمیک استریپ‌های «تن تن و میلو» ناپدید شدند و دل مشغولی‌ام نقاشی‌های صادق صندوقی بود در کتاب‌های زندگی پیامبران. مشهد 1360… در کتابفروشی کتاب‌ها را زیر و رو می‌کنم. زنی با چادر مشکی جلو می‌آید. تنها چشمان درشت مهربانش پیداست.اسمم را می‌پرسد و این‌که چه نوع کتاب‌هایی می‌خوانم؟ کتاب‌ها را که در دستم می‌بیند کلی قربان صدقه‌ام می‌رود و چند کتاب دیگر از همان سری داستان زندگی پیامبران برایم می‌خرد و رویش می‌نویسد و امضا می‌کند_ به رضای کوچولو _ از طرف یک معلم مشهدی. اما دیگر حتا نمی‌شود کتاب هدیه داد. کتاب آن هم کتاب کودک بسیار گران است. ای کاش تصویرگری و نقاشی کتاب‌های کودکانه لااقل در دوران کودکی‌ام ناگهان جای خود را به کلمات بالغ سیاه و سپید نمی‌دادند. ای کاش ما بچه‌هایی که فقط چند سالی با رنگ و تصویر خو گرفته بودیم از این دنیای رنگارنگ کودکانه محروم نمی‌شدیم و به جای این‌که در رویای کودکانه و ذهن کوچکمان نقاشی کنیم فرصت دیدن رنگ‌ها را از دست نمی‌دادیم. کاش بتوانیم به کودکان‌مان کتاب هدیه دهیم و دنیای رنگی‌شان را سیاه و سفید نکنیم.

استقلال مالی نیاز اصلی زنان شاغل در روستاها

زنان روستایی و عشایری که خواهان حضور و فعالیت در جامعه خود هستند، با چه چالش‌ها و موانعی روبه‌رو هستند؟ چه امکانات و تسهیلاتی در اختیار آنان قرار گرفته است؟ چه نیازها و خواسته‌هایی دارند و مطالعات صورت گرفته در زمینه اشتغال و فعالیت آن‌ها بر چه مواردی تاکید دارد؟ این‌ها سوالاتی است که کارشناسان و مسئولان در سومین وبینار تخصصی و بین‌المللی توانمند‌سازی زنان در حوزه کشاورزی و صنایع روستایی که توسط دانشگاه‌الزهرا به مناسبت هفته زن برگزار شد، تا حدودی به آنها پاسخ دادند.

حقیقت مسائل زنان روستایی عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر از مسائلی است که در برخی موارد مطرح یا مورد بررسی قرار می‌گیرد. هر چند در سال‌های اخیر آن‌ها حضور پررنگ‌تری در عرصه اجتماعی پیدا کرده‌اند، اما همچنان با مسایلی دست به گریبانند که بعضی ریشه در جامعه سنتی آن‌ها دارد و بعضی به موانعی بر می‌گردد که در طول سالیان از سر راه آن‌ها کنار نرفته است. پریچهر سلطانی، دبیر کارگروه زنان روستایی عشایر و مناطق محروم معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری در وبینار بین‌المللی توانمندسازی زنان در حوزه کشاورزی و صنایع روستایی، در رابطه با واقعیت‌هایی که زنان روستایی به ویژه آن‌ها که به مرحله‌ای از فعالیت اجتماعی در اجتماع خود رسیده‌اند می‌گوید: «در سال‌های اخیر شاهد اتفاقات خوبی در حوزه فعالیتهای اجتماعی زنان روستایی هستیم. امروز حدود 2855 دهیار زن در سراسر کشور داریم، هر چند نسبت به آمار کل دهیاران آمار پایینی است، اما در عین حال حضور این تعداد از دهیاران زن عامل توسعه و رشد است. اما باید گفت مهمترین مسئله‌ای که زنان روستایی و عشایر با آن روبه‌رو هستند این است که همچنان استقلال مالی ندارند و هنوز نمی‌توانند برای دریافت تسهیلات اقدام یا تضامین بانکی را تامین کنند. در حوزه کسب و کار تامین مالی مهم‌ترین بحث است. اگر فرد نتوانند تامین مالی مناسبی داشته باشد، قطعا نمی‌تواند موفقیت لازم را هم کسب کند. امروز یکی از ضرورت‌های جدی این است که بانک‌ها و مسئولان امور مالی ما تصمیم بگیرند که به چه شکل می‌توانند موضوع تامین تضامین مالی زنان روستایی و عشایر را تسهیل و به آن‌ها کمک کنند. بانک‌ها باید برای سهولت اعطای تسهیلات مالی به زنان روستایی و عشایر تصمیمی اجرایی اتخاذ کنند.»
سلطانی با اشاره به این‌که زنان روستایی به دلیل موانع موجود در زمینه تضامین مالی، حتی توان اخذ یک وام 10 میلیون تومانی را هم ندارند، می‌گوید: «هنوز زنان روستایی و عشایر دارای سرمایه مالی شخصی نیستند.
باید در این زمینه در مناطق مختلف فرهنگ سازی صورت بگیرد، باید گامهایی برای به رسمیت شناختن زنان روستایی و عشایر برداشته شود» دبیر کارگروه زنان روستایی عشایر و مناطق محروم معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری با انتقاد از اثرگذار نبودن برنامه‌های آموزشی که برای زنان عشایر طراحی و اجرا می‌شود هم می‌گوید: «همچنان ردیف آموزشی خاص برای زنان عشایر نداریم. در روستاها هم آموزش مهارت‌های زندگی و کسب و کار و توان‌افزایی زنان به شکل گسترده انجام نمی‌شود. بررسی کنید در سال‌های گذشته این تسهیلات 4 درصدی که دولت به روستاها اختصاص داد، زنان تا چه میزان توانستند از آن بهره‌ببرند؟ هر چند در جلسه ای که هفته گذشته در وزارت کشور برگزار شد، بعضی استان‌ها آمار بسیار خوبی ارائه دادند، اما به دلیل ناآگاهی و بی‌اطلاعی زنان روستایی از وجود قوانین و تصمیم‌گیری‌ها، نمی‌توانند از برنامه‌هایی که برای آن‌ها اجرا می‌شود بهره‌مند شوند.» یکی از مواردی که در مورد مسایل و مشکلات زنان روستایی و عشایری مطرح است، عدالت جنسیتی است، موضوعی که در برخی مناطق به عنوان مانعی بزرگ بر سر راه زنان قرار دارد و آن‌ها را از پیشروی در بعضی زمینه‌ها باز می‌دارد. سلطانی در خصوص موضوع عدالت جنسیتی می‌گوید: «ما در برنامه ششم توسعه بحث عدالت جنسیتی را داشتیم، اما برای اجرای آن و تحقق عدالت جنسیتی باید برای زنان روستایی و عشایری هم تدابیری اندیشیده شود تا عدالت جنسیتی محقق شود.
عدالت جنسیتی حکم می‌کند که ما در همه آمارها زنان روستایی را جدا ببینیم و بر مبنای این آمارها بتوانیم تصمیم‌گیری انجام دهیم.» علاوه بر موضوع در نظر گرفتن زنان در برنامه‌ریز‌ها و تصمیمات کلان، آن‌ها که دست بر تولید محصولات محلی دارند، امیدی برای ارائه محصولات خود در کلان‌شهرها ندارند، از طرفی محرومیت‌های دیجیتالی در بعضی مناطق باعث شده آن‌ها دسترسی به فضای آنلاین برای فروش و ارائه محصولات خود هم نداشته باشند. سلطانی با اشاره دقیق به این چالش بزرگ زنان تولیدکننده روستایی می‌گوید:« امروز زنان روستایی ما محصولاتی تولید می‌کنند، اما کجا باید این محصولات را به فروش برسانند.
آن‌ها باید اول سفارش بگیرند بعد تولید کنند، نه این‌که اول تولید کنند و بعد بگردند دنبال این‌که بازار ما کجاست. پیشنهاد جدی ما این است که در مراکز استان‌ها نمایشگاه دائمی فروش محصولات روستایی ایجاد شود، به ویژه در تهران، در تهران بسیار مهم است که فضاهایی برای فروش محصولات زنان روستایی ایجاد شود. قطعا شهرداری تهران می‌تواند از طریق مراکز میوه و تره‌بار این فضا را ایجاد کند»
یکی دیگر از مواردی که کمتر به آن پرداخته می‌شود موضوع تعیین استانداردهای بهداشتی است که سلطانی آن‌را این‌طور مطرح می‌کند: «متاسفانه وزارت بهداشت استانداردهایی را برای زنان روستایی در نظر گرفته که برای کارگاه‌ها و کارخانه‌های بزرگ در نظر گرفته است. در حالی که خانمهای روستایی در یک فضای کوچک، در خانه محصولات خود را تهیه می‌کنند. باید برای آن‌ها استانداردی در حد همان کارگاه‌های کوچک و محصولات خانگی آن‌ها توسط وزارت بهداشت و سازمان استاندارد تهیه و تدوین شود. هنوز این اتفاق نیفتاده و این یکی از مشکلات بسیار جدی زنان روستایی است.» سلطانی در پایان درباره چالش‌های زنان روستایی و عشایری گفت: «امروز دختران جوان روستایی ما به خاطر این‌که از این موارد دور مانده‌اند، نمی توانند از نیروی جوانی استفاده بهینه ببرند. به نظر می‌رسد برای رسیدن به اهداف کلان توسعه در کشور لازم است دختران جوان روستایی و زنان روستایی را جدی بگیریم و در یک فصلی جدا در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی مسائل زنان روستایی را لحاظ کنیم و در آینده شاهد این باشیم که در روستاهای ما عدالت جاری است، امروز زنان روستایی ما حتی در تهیه آب آشامیدنی و استفاده از آب سالم مشکل دارند»
محمد‌صادق بیجندی، معاون آموزشی جهاددانشگاهی یکی دیگر از سخنرانان این وبینار بود که با محوریت کسب و کارهای خانگی سخنرانی کرد، بیجندی با اشاره به این‌که تحقیقات در دنیا نشان داده توسعه کسب و کارهای کوچک و متوسط رمز توسعه اقتصادی دهه آینده است گفت: «ما تا 1388 در کشور قانونی به نام قانون توسعه مشاغل یا قانونی در حوزه مشاغل خانگی نداشتیم. اما خوشبختانه به استناد اصول 28 و 43 قانون اساسی و با توجه به سند چشم‌انداز قانونی برای حمایت از کسب و کارهای خانگی در مجلس تصویب شد. بر اساس این قانون منظور از مشاغل یا کسب و کار خانگی آن دسته از فعالیت‌هایی است که فرد در فضای مسکونی که در آن زندگی می‌کند، کسب و کاری را مدیریت، طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا ‌کند.» بیجندی با تاکید بر این‌که مشاغل خانگی دارای نقش اجتماعی و اقتصادی در توسعه ملی هستند، به همین دلیل در کشورهای مختلف، دولت‌های مختلف راهکارهایی را در ادوار مختلف ارائه کرده‌اند مثال‌هایی از نمونه‌های نظام یافته در کشورهای مختلف دنیا مطرح کرد: «150 کشور جهان در زمینه مشاغل خرد و کوچک و خانگی فعالیت نظام‌مند و حرفه‌ای دارند، اجزای متشکل بسیاری از تولیدی‌ها که به بازار جهانی یا در قالب برندی معروف عرضه می‌شوند، در محیط خانه‌ها تولید می‌شود. تایوان با شعار «هر خانه، کارخانه و هر کارخانه خانه است» جهش اقتصادی خود را از کسب و کارهای خرد و کوچک و خانگی آغاز کرده است. 80 درصد فعالیت‌های اقتصادی این کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم با این مشاغل در ارتباط است. 43 میلیون نفر در آمریکا به شکل پاره وقت و 12 میلیون نفر به طور تمام وقت در کارگاه‌های خرد و کوچک و خانگی فعالیت اقتصادی می‌کنند این میزان شاغلان 20 درصد از جمعیت شاغل این کشور هستند. کشور سوئیس که برترین تولید کننده ساعت در جهان است، بخش عمده فعالیت خود را در تولید ساعت از طریق کارگاه‌های خرد و کوچک و خانگی انجام می‌دهد. ایتالیا هم در حوزه چرم و پوشاک در این حوزه گام‌های فوق العاده مهمی را برداشته است.» بر اساس گزارشی که از وضعیت مشاغل خانگی در دوران پاندمی کرونا منتشر شده است، در ابتدای شیوع کرونا کسب و کارهای خرد و کوچک یک تنش جدی را تجربه کردند، اما توانستند زودتر از همه کسب و کارهای دیگر خود را احیا کنند و به چرخه تولید و ارائه خدمات برگردند.
زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، توجه به نیازها و مسائل زنانی که در روستاها و مناطق دور افتاده برای ارتقا وضعیت اجتماعی خود تلاش می‌کنند نیز به اندازه نیازها و مسائل زنان دیگر اجتماع اهمیت دارد.

 

 

در عزای «فیروز باقرزاده» یا زوال پژوهشکده باستان‌شناسی

این روزها غبار روی «چشم‌های بسته‌‌ی ما» را فقط مرگ فوت می‌کند. مرگ دکتر فیروز باقرزاده، بنیان‌گذار مرکز باستان‌شناسی ایران غبارها را از چشم‌هایمان زدود و داغی از ما تازه کرد که مپرس! مدیری که بانی جلوگیری از خروج آثار باستانی از ایران، شکل‌دهی مناسب بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی، جوان‌گرایی، برگزاری همایش‌های سالانه باستان‌شناسی ایران و توسعه موزه ایران باستان بود؛ به یادمان آورد که این روزها چگونه پژوهشگاه مساوی شده است با معنای رکود، بی‌توجهی به قوانین و مدیران بی‌اراده. هر چند هنوز هم در رسیدگی به برخی پرونده‌ها فقط چشم امید ما همین این پژوهشگاه نیمه‌جان است اما در سال‌های گذشته بسیار شاهد این بوده‌ایم که کاوش‌های باستان‌شناسی بدون برنامه‌ریزی و تنها به این دلیل که مدیران شهرستانی اعتبارات داده‌اند، انجام می‌شود. در جریان کاوش‌های محوطه جوبجی در رامهرمز شاهد بودیم تابوت‌های عیلامی روی زمین ‌مانده بود به این دلیل که «پژوهشگاه فقط این‌طوری اعتبارات فصل بعدی کاوش را می‌دهد!». در کاوش‌ها کاخ‌های هخامنشی بردک‌سیاه برازجان، از اسماعیل یغمایی، نخستین سرپرست حفاری این مجموعه و کاشف بردک سیاه خواستند که طرح کاوش بنویسد و بعدها گفتند طرح گم شد و شبانه فرد دیگری در بوشهر برای کاوش رفت که نتیجه‌اش هرگز مشخص نشد.
در مهمترین پایگاه باستانی بشری، مجموعه تخت‌جمشید کاوش می‌شود و مدیران پژوهشکده روحشان هم خبر ندارد. حالا هم که باید امضا بدهند تا اسکلت‌های پیدا شده در کاوش‌های آبراه تخت‌جمشید آزمایش شود، مسئولان تنها به این دلیل که چرا آزمایشگاهی در آلمان سمت مدیران پژوهشگاه را دست نزده، امتناع می‌کنند. باورتان می‌شود، پژوهشگاه جلوی آزمایش را بگیرد!؟ این‌ها و صدها مورد کوچک و بزرگ در کنار این‌که سال‌هاست از همایش‌های باستان‌شناسی خبری نیست. مدیران موزه‌ها، آثار و اشیاء را مدام برای دید و بازدید به این طرف و آن طرف می‌برند و هر بار هم که خبرنگاران از جزییات چگونگی برگشت آثار می‌پرسند، ناراحت می‌شود و پاسخ ‌ تنها این است: شما مانع توسعه جهانی می‌شوید.
مرگ فیروز باقرزاده که در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران رفت و طرح راه‌اندازی مرکز باستان‌شناسی افتاد به دست عده‌ای دیگر و بخش‌هایی از این طرح دست‌کاری شد.
مرگ او یادآوری کرد؛ او خرداد ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد و سال ۱۳۴۴ در رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغ‌التحصیل و در سال ۱۳۳۵ در اداره کل هنرهای زیبای کشور استخدام شد. در سال ۱۳۳۷ به آمریکا رفت تا در دانشگاه ایلینوی در رشته تاریخ هنر جهان تحصیل کند. او در پاریس در رشته باستان‌شناسی و تاریخ هنر ایران در مقطع دکتری تحصیل کرد اما پس از تحصیل به ایران برگشت و کاری بزرگ کرد. اما چگونه مدیران امروز تحصیل‌کرده از فرنگ برمی‌گردند ولی موقع عمل که می‌رسد هر چه یاد گرفته بودند را فراموش می‌کنند.
مرگ فیروز باقرزاده به یادمان آورد، او به همراه شهریار عدل چگونه پرونده ثبت جهانی تخت جمشید و چغازنبیل و میدان نقش جهان را تهیه کردند و برای جهانی شدن به یونسکو فرستادند اما حالا عده‌ای با نام ثبت کردن پرونده‌های ثبت جهانی به مدیریت و معاونت می‌رسند اما کسانی چون باقرزاده راهی غربت می‌‌شوند.‌ مرگ فیروز باقرزاده خیلی دردهای دیگری را هم تازه کرد. دردهایی که گویا مرهمی ندارند جز اعتراض کردن. اعتراض به راهی که فیروز باستان‌شناسی ایران بنیان گذاشت ولی حالا به دست‌اندازهای جدی افتاده است.