بایگانی مطالب نشریه

ماهی و گاومیش ها در هور می میرند

عمق بزرگترین تالاب مرزی به حدی پایین آمده که حالا هر چهار چرخی به راحتی از وسطش عبور می‌کند و نیزارهایش هر چند وقت یک بار گر می‌گیرند. 5 سال پیش که اجساد ماهی‌ها کناره‌های تالاب پهن شده بود، علت را بی‌آبی و کمبود اکسیژن خواندند؛ اتفاقی که یک سرش به فعالیت‌های شرکتی نفت گره وصل است و سر دیگرش به حقابه‌ایی که همچنان اختصاص نیافته. حالا مرگ از ماهی‌ها به جان گاومیش‌های چند صد کیلویی افتاده. آب که کم می‌شود، گل خشک چنان به دست و پای حیوان می‌پیچد که دیگر امکان رهایی ندارد و بعد از چند روز تنها استخوان‌هایش در تالاب مرده به جای می‌ماند.

تالاب «هوارالعظیم» بین ایران و عراق واقع شده‌ است. بخش ایرانی تالاب بین دو شهرستان دشت آزادگان و هویزه قرار دارد. از زمان دولت احمدی‌نژاد اما وسط تالاب جاده کشیدند و این زیستگاه را برای استخراج نفت 5 تکه کردند؛ موضوعی که سال‌ها بعد مورد اعتراض سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت. عادل مولا، معاون محیط طبیعی خوزستان درباره‌اش گفته بود: «به عنوان محیط زیست به شدت مخالف تکه تکه کردن تالاب هستیم، اینکه شرکت نفت تالاب را بخش‌بندی کرده و یکپارچگی اکوسیستم را به‌هم زده و برای هر بخش یک اسم عنوان می‌کند مورد تایید نیست.» معصومه ابتکار، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست نیز در اعتراض به این تقسیم‌بندی گفته بود: «پس از تصمیمی که در سال‌های ۸۸ و ۸۹ گرفته شد، آب را روی هورالعظیم بستند و با فعالیت برخی از شرکت‌های نفتی، تالاب را خشک کردند.»
واگذاری سی ساله تالاب به شرکت نفت
پای نفتی‌ها از ابتدای دهه 80 به این تالاب باز شد و امروزه سه میدان نفتی بزرگ ایران شامل آزادگان شمالی، جنوبی و یاران شمالی در این تالاب مستقر‌ند. در دولت نهم نیز حدود 7600 هکتار از هورالعظیم با مصوبه شورای عالی اقتصاد به مدت 30 سال به وزارت نفت واگذار شد و همین دست‌مایه‌ای شد برای دخل و تصرف بیشتر در این تالاب.5 سال پیش اما عملیات شبانه شرکت نفت برای خشکاندن هورالعظیم که با بتن کردن دریچه‌های ورودی آب به تالاب همراه بود، واکنش تند سازمان آب منطقه‌ای خوزستان را به دنبال داشت. به طوری که نورالدین بازگیر، معاون طرح و توسعه شبکه‌های آبیاری این سازمان، شرکت نفت را عامل اصلی خشک شدن هورالعظیم خواند و مدعی شد شرکت نفت حتی در برهه‌ای از زمان آب تالاب را تخلیه کرده. هر چند که بیژن عالیپور، مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب این موضوع را تکذیب کرد و گفت: «۸۳ درصد نفت و ۱۶ درصد گاز کشور توسط این شرکت تولید می‌شود، و این تالاب از طریق شرکت نفت خشک نشده و بخش زیادی از خشکی این تالاب مربوط به عراق است و شرکت در حال حاضر هیچ‌گونه ممانعتی برای ورود آب به هورالعظیم نداشته است.»احمدرضا لاهیجان‌زاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در گفت‌و‌گو با «پیام‌ما» این موضوع را تایید می‌کند: «محدودیت اصلی که وزارت نفت به وجود آورد، مربوط به سال 89 بود که دریچه شط‌علی را مسدود کرده بود اما در سال 94 و 93 این شرکت تمام دریچه‌ها را بازگشایی کرد و آب وارد حوضچه شماره 3 شد.»
ممانعت شرکت نفت از ورود آب به تالاب
عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست آذر 98 گفته بود که با وزارت نفت در تالاب هورالعظیم مشکل خاصی نداریم و شرکت نفت به همه تعهدات اکتشافاتی عمل کرده است. اما این موضوع همان سال توسط قاسم ساعدی، نماینده دشت آزادگان و رئیس مجمع نمایندگان خوزستان رد شد. او گفته بود: « وزارت نفت اجازه ورود آب به اغلب مناطق هور را نداده و این نعمت الهی به سمت عراق سرازیر شده است.» به گفته ساعدی وزارت نفت اجازه ورود آب به ۵۰ درصد از مناطق هورالعظیم که مخازن ۴ و ۵ نفت در آنجاست نمی‌دهد. گفتنی است این مناطق از اصلی‌ترین کانون‌های تشکیل ریزگرد استان خوزستان هستند.
هر چند که ساعدی شرکت نفت را یکی از عوامل اصلی خشکی تالاب هورالعظیم می‌داند اما ناصر عبیات از فعالان محیط زیستی منطقه، نقش شرکت نفت در سال جاری را کمرنگ‌تر می‌بیند. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «ورودی تالاب هورالعظیم از کرخه، فاضلاب‌های شهرستان‌های هویزه و پساب نیشکر است. امسال شرکت نفت در ورودی آب هیچ دخالتی نداشته و متاسفانه رها نکردن حقابه باعث مرگ آبزیان و خشکی تالاب هورالعظیم شده است.»
به گفته عبیات هنوز هیچ حقابه‌ای از سمت کرخه به تالاب نرسیده اما لاهیجان‌زاده این موضوع را رد می‌کند و می‌گوید: «براساس توافقات حقابه تالاب را کامل داده‌اند. عدد حقابه ما در شرایط نرمال ۱.۶میلیارد مترمکعب و در شرایط خشکسالی کمتر از ۱.۳میلیارد مترمکعب است که این عدد از مهر گذشته تا به الان که ۱۰ ماه از سال آبی گذشته تامین شده.» به گفته او مساحت تالاب از ۱۳۷هزار هکتار به ۷۵ هزار هکتار رسیده اما این کاهش مساحت نه ربطی به شرکت نفت دارد و نه ندادن حقابه محیط زیستی. «در اوج پر آبی ۱۰۵ هزار هکتار از مساحت تالاب آبگیری می‌شود، مساحت اکثر تالاب‌های دنیا هم به همین شکل است، تالاب‌ها در فصول مختلفی مساحت یکسانی ندارند.»این گفته‌ها در حالی مطرح شده که هنوز به شهریور و مهر ماه که اوج بی‌آبی تالاب‌هاست، سه ماه مانده است. راهکار محیط زیست اما رایزنی برای افزایش آب ورودی به تالاب است. لاهیجان‌زاده می‌گوید: «محیط زیست پیگری‌های زیادی کرده و از 11 تیرماه به طور متوسط میزان صد مترمکعب آب در ثانیه از سد کرخه به تالاب هورالعظیم رها می‌شود. همچنین دریچه‌های سد حمیدیه هم باز شده و آب نسبتا خوبی به سمت تالاب رها شده که امیدواریم ادامه یابد.» به گفته او کل آب پشت سد کرخه ۲.۳میلیارد مترمکعب است، ولی از این میزان چیزی حدود یک میلیارد تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب قابل بهره‌برداری نیست و باقی نیز باید بین صنعت و کشاورزی و محیط زیست تقسیم شود.درحالی معاون محیط زیست دریایی از اختصاص یافتن حقابه محیط زیستی هورالعظیم می‌گوید که سه روز پیش مجتبی یوسفی، عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی به این موضوع انتقاد کرده و آن را نشانه عملکرد ضعیف محیط زیست دانسته بود. «سازمان حفاظت محیط زیست یک تشکیلات عریض و طویل دارد که خروجی آن صفر است و هیچ اقدامی برای هورالعظیم نکرده است؛ در صورتی که این سازمان باید مطالبه‌گر حقابه زیست محیطی تالاب هورالعظیم باشد.»این مسئله نه تنها باعث مرگ ماهیان شده بلکه از میان حیوانات اهلی و وحشی نیز قربانی گرفته. ناصر عبیات از فعالان محیط زیستی منطقه دراین‌باره به «پیام ما» می‌گوید: «متاسفانه هورالعظیم تبدیل به گندابی شده که هم از آبزیان و هم از احشام جوامع محلی قربانی می‌گیرد.» به گفته او علت مرگ گاومیش‌ها کاهش حجم آب و گیر کردنشان در گل و لای است. «به علت نبود آب و خشک شدن هورالعظیم شاهدیم که روزانه ۵ تا 10 گاومیش جوامع محلی تلف می‌شود. با این وضع نه فقط احشام بلکه گراز و روباه و لاک‌پشت فراتی که گونه نادر و در حال انقراض است هم در حال از بین رفتن است.»
آتش گرفتن پی در پی نیزارها
به گفته ناصر منابی، مدیر عامل انجمن حفاظت محیط زیست حمیدیه نقاط خشک در جای‌ جای تالاب پیداست و این خشکی با افزایش دما، منجر به آتش گرفتن نیزارها شده است. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «هر چند وقت یک بار قسمتی از نیزارهای تالاب آتش می‌گیرد و با تلاش محیط‌بانان و مردم محلی دوباره خاموش می‌شود.»
با این حال معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است که هورالعظیم شرایط نسبتا خوبی دارد. «بخش ایرانی تالاب هورالعظیم شرایط خوبی دارد و فیلم و تصاویری که از مرگ ماهیان منتشر شده مربوط به شط علی نیست. افرادی به اشتباه تصاویر بخش عراقی را به شط علی ربط دادند.» با وجود اظهار نظر فعالان محیط زیست منطقه اما لاهیجان‌زاده می‌گوید مرگ و میر ماهی‌ها در قسمت ایرانی هورالعظیم بسیار محدود است.
حیوانات در حال ترک زیستگاه هستند
این گفته‌ها در حالی مطرح شده که مدیر عامل انجمن حفاظت محیط زیست حمیدیه می‌گوید لاک‌پشت‌های فراتی به دلیل کم‌آبی زیستگاهشان را ترک کرده‌اند. «لاک‌پشت فراتی که در حاشیه تالاب و رودخانه کرخه زندگی می‌کرد، حالا با نابودی زیستگاه و مسمومیت آب از رودخانه خارج شده و به سمت محله‌های اطراف رفته است. این ترک زیستگاه اما به بهای مرگش تمام شده و گاهی این حیوانات با گیر کردن زیر چرخ ماشین‌ها از بین می‌روند.»فارغ از اثراتی که این کم‌آبی بر معیشت کشاورزان، صیادان و دامداران منطقه گذاشته، این وضعیت در افزایش توفان‌ها نیز موثر بوده است؛ چنان که هم اکنون تالاب هورالعظیم از کانون‌های اصلی گرد‌و‌غبار در خوزستان است.

«باران» به کنیا می‌رود

|پیام‌ما| سرانجام با فرستادن باران، بچه شامپانزه تنهای ارم به یک مرکز بین‌المللی نگهداری از شامپانزه‌ها در کشور کنیا موافقت شد. همین دیروز در باغ وحش ارم، مسئولان با ترتیب دادن مراسمی، جشن خداحافظی با باران را برپا کردند و با شامپانزه معروف، عکس یادگاری گرفتند. در حالی پس از جنجال‌های بسیار با این تصمیم موافقت شد که درست یک سال پیش متخصصان مشهوری چون جین گودال پیشنهاد داده بودند که این انتقال انجام بگیرد. باران، شامپانزه چهار‌ساله‌ای است که اردیبهشت ۹۶ نارس به دنیا آمد و ایمان معماریان که در آن زمان دامپزشک باغ‌وحش ارم بود، از این حیوان مراقبت کرده و پس از حواشی بسیار حتی ناچار شد برای یک ماه در قفسی با باران زندگی کند. این تصمیم به دلیل فشار محیط ‌زیست و مجموعه ارم انجام شد، اما معماریان به پیشنهاد متخصصان کشورهای مختلف، درخواست دارد که باران را به یتیم‌خانه شامپانزه‌ها بفرستد. تیرماه پارسال جین گودال، نخستی‌شناس سرشناس دنیا و سفیر صلح سازمان ملل در موضوع حفاظت از طبیعت در نامه‌ای درباره باران، بچه‌شامپانزه معروف باغ‌وحش ارم که همراه با دامپزشکش در یک قفس زندگی می‌کند، نوشت و از وضع موجود انتقاد کرد. حالا خبر تازه این است که قرار است که به یک مرکز بین‌المللی نگهداری از شامپانزه‌ها در کشور کنیا منتقل شود.
پرویز قندال، مدیر باغ وحش ارم تهران دیروز در مراسم خداحافظی با باران به تشکیل کارگروه تخصصی درباره شامپانزه‌های باغ وحش ارم طی ماه‌های گذشته، اشاره کرد و گفت: «در این کارگروه تصمیم گرفته شد که باران برای اینکه در شرایط بهتر و بین گروه هم‌سن‌ خود بزرگ شود به یک مرکز بین‌المللی نگهداری از شامپانزه‌ها در کشور کنیا انتقال داده شود. در این زمینه مکاتباتی با استادان و متخصصان انجام و در نهایت تصمیم گرفته شد این انتقال انجام شود.» به گفته مدیر باغ وحش ارم باران به مرکز سوییت واترز « sweetwaters chimpanzee sanctuary» در کشور کنیا منتقل می‌شود و از حدود چهار ماه قبل فرایند انتقال باران آغاز و آزمایش‌های کنیا توسط موسسه رویان انجام شد و تمام مراحل اداری آن طی و منجربه این شد که باران یکشنبه‌شب ساعت ۲۳ با هواپیما به مقصد کشور کنیا منتقل شود.

عطش در هورالعظیم

گاومیش‌ها تشنه‌اند. ده پانزده‌تایی، خودشان را چپانده‌اند توی چند وجب آب رودخانه تا بلکه بدن‌های ترک خورده از بی‌آبی را جان تازه‌ای بدهند. هزاران گاومیش دیگر اما زیر سایبان‌ها در حاشیه خشک تالاب هورالعظیم، با نگاه‌های ملتمسانه، آب طلب می‌کنند.

نهر «أبولبوه» از انشعاب‌های رود کرخه، حالا نیمه جان است. دمای هوا از 50 درجه گذشته است. حدود 20 گاومیش‌دار که از شهر، کناره گرفته‌اند در اطراف این آب باریکه ساکن هستند. رحیم سواری مشهور به «أبو‌ایوب» می‌گوید: «این رودخانه بیش از 10 روز کاملا خشک شده بود، همه ماهی‌هایش تلف شدند و بوی تعفن ماهی مرده، نفسمان را بریده بود. اما از دیشب، اندک آبی آمده است.» أبو ایوب، 200 راس گاومیش دارد و با همسایه‌هایش حداقل یک هزار راس گاومیش را در این منطقه نگهداری می‌کنند. او می‌گوید: «از وقتی آب را قطع کردند، حال گاومیش‌ها خراب و گوساله‌هایشان مریض شده‌اند، 6 گاومیشم سقط جنین کردند و سه راس هم تلف شدند. بعضی از گاومیش‌ها رم کرده و در هور گم شدند که مرزبانی اجازه جست‌وجوی آنها را به ما نداده است.»
شهر «رُفیّع»، حماسه‌ساز سیل اخیر، در جنوب غربی خوزستان و حاشیه تالاب مرزی هورالعظیم واقع است. بیش از 20 هزار راس گاومیش در هورالعظیم زندگی می‌کنند که 10 هزار راس آنها در رفیع هستند. این شهر تالابی، از توابع شهرستان هویزه پنج هزار نفر جمعیت دارد که شغل اصلی 60 درصد آنها گاومیش‌داری است.
أبو ایوب می‌گوید: «دو سال پیش سد را باز کردند و در سیل غرق شدیم، امسال هم آب را به روی ما بستند. ما انتظار داریم حکومت در کشاورزی و دامداری و صیادی ما را یاری کند.»
جنگ آب در تالاب
در بالادست هورالعظیم دو سد بزرگ کرخه و سیمره ساخته شده که در سال‌های گذشته به بحران آب در این تالاب اضافه کرده‌اند. هورالعظیم، آخرین بازمانده تالاب‌های بین‌النهرین و یکی از زیستگاه‌های منحصربه‌فرد کشور با 300 هزار هکتار مساحت است که یک سوم آن در ایران و دوسوم در عراق قرار دارد. این تالاب بیشترین تعداد و تنوع پرندگان را در میان تالاب‌های خوزستان داراست. کاهش آب ورودی از رودخانه کرخه به هورالعظیم از اردیبهشت ماه، منجر به خشکی بخش‌های زیادی شده است. در روزهای اخیر انتشار تصاویر هولناک از مرگ و میر آبزیان و تشنگی گاومیش‌ها واکنش‌های بسیاری را به دنبال داشته است. در این میان انتقادات بسیاری متوجه اظهارات اخیر مدیرکل محیط زیست خوزستان شده که به جای پیگیری حقابه، خشک شدن هورالعظیم در تابستان را امری طبیعی خوانده و گفته مرگ و میر گسترده آبزیان مربوط به بخش عراقی تالاب است.
محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان اما می‌گوید: «برای تامین حقابه حداقلی محیط زیست متناسب با خشکسالی، جنگیدیم اما در دو ماه گذشته آبی که وارد هورالعظیم شده، مطلقا نیاز آبی تالاب را تامین نکرده و در صورتی که نیازهای حداقلی هور تامین نشود به مراجع قضایی شکایت می‌کنیم.»
هورالعظیم با جاده‌سازی در زمان جنگ و استقرار شرکت نفت به پنج حوضچه یا مخزن تقسیم شده است. او ادامه می‌دهد: «سه سناریو برای تامین حقابه هورالعظیم برنامه‌ریزی شده، مقرر شده است در شرایط خشکسالی حدود 42 مترمکعب بر ثانیه، در سال‌های نرمال حدود 50 مترمکعب بر ثانیه و در ترسالی حدود 56 مترمکعب بر ثانیه آب از رودخانه کرخه وارد تالاب شود اما در روزهای اخیر ورودی از رودخانه کرخه به تالاب به حدود هفت مترمکعب بر ثانیه رسیده بود، ورودی به مخازن 4 و 5 تالاب نیز از تخلیه 2 زهکش کشاورزی است که در شرایط فعلی با توجه به خشکی این منطقه و نبود جایگزین، چاره‌ای جز استفاده از این زهاب‌ها نداریم.»
فعالان محیط زیست در چند روز گذشته گزارش‌هایی از خشکی هورالعظیم و مرگ گاومیش‌ها را منتشر کرده‌اند. گزارشی که روی کانال روابط عمومی حفاظت محیط زیست خوزستان قرار گرفته حاکیست 2 هزار هکتار در مخزن شماره 3، پنج هزار و 700 هکتار در مخزن شماره 4 و بیش از 10 هزار هکتار در مخزن شماره 5 تالاب خشک شده است.
اشرفی نیز می‌گوید: «بر اساس آخرین پایش از تصاویر ماهواره‌ای در 9 تیرماه، سطح آبگیری هورالعظیم حدود 75 درصد است که در مخازن شماره 2 و 3 و 4 سطح آبدار به 80 تا 86 درصد، در مخزن شماره یک به 50 درصد و مخزن شماره 5 به 59 درصد رسیده است. البته ارتفاع آب در نقاط مختلف متفاوت است، در برخی جاها زمین فقط خیس است و در بعضی نقاط گود، ارتفاع آب به سه متر هم می‌رسد.»
او تاکید می‌کند: «برای ما علاوه بر هورالعظیم، حقابه زیستی رودخانه کرخه نیز اهمیت دارد چرا که در روزهای اخیر به دلیل کم شدن آب رودخانه از پایین‌دست شهر حمیدیه، شاهد مرگ‌ومیر آبزیان بودیم. پیگیر هستیم و سازمان آب و برق نیز موافقت کرده است حقابه هورالعظیم از طریق چند نوبت رهاسازی موجی از سد کرخه تامین شود که از روز چهارشنبه گذشته این کار انجام شده است.»
اشرفی همچنین می‌گوید: «در برنامه‌ریزی‌ها باید حقابه محیط زیست بعد از سهمیه آب شرب که در اولویت قرار دارد، لحاظ شود و سهمیه صنعت و کشاورزی در رده‌های بعدی باشد، اما عملا اینگونه نیست و ما شاهد هستیم که تعداد زیادی پمپ کشاورزی غیرمجاز در مسیر رودخانه کرخه آب برداشت می‌کنند. البته باید توجه داشت کم شدن آب تالاب‌ها در فصل تابستان امری طبیعی است و مخازن شماره یک و 5 هورالعظیم به دلیل شیب زمین، حجم آب کمتری دارند.» به گفته او در گذشته به جز سال 98 و 99 که رودخانه سیلابی بود، همیشه بخش‌هایی از تالاب خشک بوده است.
اکنون در کرخه با خشکسالی شدیدی مواجه هستیم، از سوی دیگر تبخیر و برداشت کشاورزی بخصوص کشت شلتوک در بالادست نیز بسیار زیاد است، بنابراین به نظر می‌رسد برای جلوگیری از وقایع ناگوار و خسارت، دامداران باید خود را با شرایط فعلی تالاب وفق دهند و به ویژه در سال‌های خشکسالی، همچون عشایر کوچ رو که به قشلاق می‌روند، در تابستان به قسمت‌های آبدار تالاب بروند تا شرایط بحرانی سپری شود.
حقابه هورالعظیم، سهم برنجکاری
دوستداران محیط زیست در روزهای اخیر هشتگ #حقابه_هورالعظیم_را_آزاد_کنید را به راه‌ انداختند. در پی فشار افکار عمومی، سازمان آب و برق خوزستان، مقداری آب از سد کرخه رهاسازی کرده اما با روشن شدن همزمان پمپ‌های برخی شلتوک کاران برای برداشت آب، نگرانی‌ها از نرسیدن اندک آب به هور همچنان ادامه دارد.
مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان مهمترین عامل کم شدن آب هورالعظیم را برداشت آب کشاورزی و کشت شلتوک در بالادست این تالاب می‌داند و می‌گوید: «در مسیر رودخانه کرخه 2 هزار و 600 هکتار شلتوک به صورت غیرمجاز در شهرستان‌های شوش، حمیدیه، دشت آزادگان و هویزه کشت شده است.»
فرهاد ایزدجو اضافه می‌کند: «با توجه به اینکه در شرایط خشکسالی کشت شلتوک به عنوان یک محصول آب‌بر طبق مصوبه ستاد بحران استانداری ممنوع شده است، برای کشاورزانی که این ممنوعیت را رعایت کنند تخفیف 20 درصدی آب‌بها در فصل کشت بعدی در نظر گرفته شده است ولی کشاورزانی که این ممنوعیت را رعایت نکنند به دلیل اینکه باعث ایجاد کم‌آبی برای تامین آب سایر کشاورزان و ناپایداری کمی و کیفی آب شرب شهرهای پایین‌دست می‌شوند، تحت تعقیب قرار می‌گیرند و مطابق با مصوبات ستاد مدیریت بحران استان به مدت سه سال از همه مجوزهایی که طبق قانون اختیار موافقت یا مخالفت آنها بر عهده دولت است، مانند تمدید پروانه‌های آب و برق، دریافت تسهیلات بانکی، امتیازات دولتی همچون دریافت سوخت و نهاده‌های کشاورزی محروم می‌شوند.»
او مرگ و میر گسترده آبزیان در تالاب هورالعظیم را رد می‌کند و می‌گوید: «بر اساس بررسی‌ها و بازدیدهای میدانی، فیلم‌ها و تصاویر منتشر شده در فضای مجازی درباره تلفات آبزیان در تالاب هورالعظیم در دایک مرزی محل احداث پل ۵۵ دهانه مخزن شماره یک در بخش عراقی بوده است و طبق گزارشات دریافتی از مسئولان محلی تلفات آبزیان در بخش ایرانی بسیار محدود است که اظهار نظر تخصصی در این زمینه در حوزه وظایف محیط زیست است.»
ایزدجو توضیح می‌دهد: «نیاز سالانه زیست محیطی تالاب هورالعظیم در شرایط خشکسالی یک میلیارد و 383 میلیون مترمکعب است که در سال آبی جاری تاکنون بیش از 1.8 میلیارد مترمکعب به هورالعظیم تزریق شده، نیاز زیست محیطی در بهار سال جاری معادل ۳۸۶ میلیون مترمکعب بوده و مقدار تامین شده ۴۱۰ میلیون مترمکعب است، بر اساس برنامه خشکسالی در بازه زمانی خرداد تا شهریور ۲۴۹ میلیون مترمکعب نیاز زیست محیطی رودخانه کرخه تصویب شده و از این میزان معادل ۵۹ میلیون مترمکعب در خردادماه به تالاب هورالعظیم وارد شده و تا پایان شهریور ماه ۱۹۰ میلیون مترمکعب تعهد شده تامین می‌شود.» به گفته او افزایش برداشت آب باعث افت زیاد حجم آب رودخانه کرخه در مدت ۲ تا ۳ روز در هفته گذشته شده بود که با رهاسازی آب به صورت موجی از سد کرخه از روز پنجشنبه شرایط کاملا خوب شد و آمار و ارقام دبی در شاخه‌های انتهایی رودخانه کرخه هم این موضوع را تایید می‌کند.
پرونده ناتمام سیل خوزستان
امسال خوزستان یکی از دشوارترین خشکسالی‌ها را از سر می‌گذراند. بر اساس گزارش سازمان آب و برق خوزستان، تا خرداد ماه امسال آورد رودخانه کرخه 47 درصد نسبت به مدت مشابه در سال‌های نرمال کاهش داشته و حجم مفید سد کرخه نیز 72 درصد کمتر از نرمال است. تابستان امسال اجازه کشت حدود 88 هزار هکتار محصولات زراعی داده شده که نسبت به سال نرمال حدود 65 درصد کاهش داشته است. با این حال فاضل عبیات، معاون عمرانی استانداری خوزستان گفته است: «هنوز وضعیت خشکسالی به صورت رسمی از سوی سازمان هواشناسی اعلام نشده تا بتوان اقدامات لازم را برای پرداخت خسارت خشکسالی به کشاورزان دنبال کرد. از سوی دیگر خسارت ۳۷ درصد از پرونده‌های تایید شده سیل 98 هنوز پرداخت نشده است.»
عارف سواری، کشاورز اهل رفیع نیز می‌گوید: «امسال آبی برای کشاورزی نداریم و هور هم خشک شده است، در حالی که زمینم در سیل دو سال پیش نیز خسارت دید با وجود پیگیری، هیچ خسارتی دریافت نکردم. بسیاری از کشاورزان رفیع از زمان سیل تاکنون، زمین‌هایشان تسطیح و برای کشاورزی مهیا نشده و نتوانستند کشت کنند، این در حالیست که سررسید وام‌هایی که گرفته بودند فرا رسیده است.»
محمد سهابی، فعال اجتماعی هم معتقد است: «مردم دیگر اعتمادی به دولت ندارند چون هر سال به آنها می‌گوید کشت نکنید بدون اینکه خسارتی در کار باشد. آنها هم هر وقت آب باشد کشت می‌کنند چون همه هزینه بر دوش خودشان است.»
او می‌گوید: « گاومیش‌دارهای رفیع روزانه 2 تا سه تن شیر تولید می‌کنند در حالی که از کمترین خدمات بی‌بهره‌اند. به جای کمک سهمیه‌های سبوس و آرد آنها قطع شده است. در روزهای گذشته هم آب را به روی آنها بستند و هور خشک شد، که روزانه تلفات گاومیش داشتیم. بنابراین دولت یا باید خدمات بدهد و یا اجازه فروش این دام‌ها را بدهد، زیرا در شرایط فعلی تنها راه حل، فروش دسته‌جمعی است.»
کرخه خشک قربانی می‌گیرد
خشکی کرخه که روزگاری به رودخانه وحشی مشهور بود، قربانیان زیادی داشته. تابستان 97 در خودسوزی‌های هورالعظیم چند گاومیش هم سوختند.
محمد سواری، عضو شورای شهر رفیع نیز خواستار تامین آب هورالعظیم به صورت دائمی است و می‌گوید: «آبی که برای هورالعظیم رها کردند کافی نیست و نگران هستیم که ماه آینده نیز همین مشکل برای ماهی‌ها و گاومیش‌ها ایجاد شود.»
او توضیح می‌دهد: «شهرداری در گذشته به 40 دامدار رفیع که بیش از 200 راس گاومیش داشتند گفته بود که در خارج از شهر مستقر شوند و به جای آن خدماتی به آنها داده شود ولی این اتفاق نیفتاد. این دامداران نه تنها به خوزستان بلکه به تمام کشور خدمات‌رسانی می‌کنند بنابراین باید خدمات متقابلی بگیرند؛ نمی‌شود یک بار با سیل غرقشان کنیم و یک بار با بستن آب، از بین ببریمشان.»
سواری می‌گوید: «حتی جاده که برای تردد روزانه جمع‌آوری شیر و خوراک دام ضروری بود هنوز خراب است. شهرداری امکاناتی ندارد که حتی جاده آنها را تسطیح کند. از سوی دیگر شرکت‌های نفتی با وجود فاصله کمتر از یک کیلومتر، هم هیچ نفعی برای شهر ندارند. اکنون 75 درصد شرکت‌های نفتی در بخش نیسان با مرکزیت شهر رفیع مستقر هستند ولی نه جوانان بیکار را استخدام می‌کنند و نه خدمات‌دهی و حق آلایندگی به شهر می‌دهد، در حالی که دودشان و خاکستر آتش‌سوزی‌ها در هور سهم ماست و مردم حتی آب شربشان را می‌خرند.»
آبی برای هور تشنه
فعالان محیط زیست 12 تیر ماه در اعتراض به سیاست‌های سدسازی و انتقال آب در مقابل سازمان آب و برق خوزستان تجمع کردند و خواستار تامین حقابه هورالعظیم شدند. روابط عمومی سازمان آب و برق نیز در پی انتقادات، ویدیوهایی از رسیدن آب به انهار انشعابی از رودخانه کرخه اعم از نیسان، سیاحی و سابله در 12 تیر ماه منتشر کرده و مدعی شده است این آب در حال رفتن به هورالعظیم است. فعالان محیط زیست گفته‌اند با وجود رهاسازی آب از سد کرخه اما هنوز بخش‌های زیادی از هورالعظیم خشک است. آیا هورالعظیم تا پایان تابستان تشنه می‌ماند؟

دیو سپید؛ در بند تخریب‌ها

۱۳ سال پیش، وقتی دماوند به ثبت ملی رسید، این قله نخستین میراث طبیعی در فهرست آثار ملی ایران بود. آمدن نامش در صف آثار ملی ثبت شده دلخوشی بسیاری برای فعالان حوزه محیط زیست و میراث بود و بعد از آن هم وقتی ۱۳ تیر ماه به نام «روز دماوند» نامگذاری شد، بسیاری نفس راحتی کشیدند و دلخوش به حفظ کوهی اساطیری شدند.

سیزدهم تیر اما ابتدا روز جشن تیرگان بود و بعدها با هدفت آگاهی از اهمیت قله دماوند، این روز هم با عنوان روز ملی به ثبت رسید. سال ۸۷ زمانی که این کوه به ثبت ملی می‌رسید فریبرز دولت‌آبادی، معاون فرهنگی سازمان میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با اشاره به سابقه‌های تاریخی و طبیعی قله دماوند در تمام طول تاریخ از جهت زیبایی‌های طبیعی فرهنگی و تاریخی گفت: «در حال حاضر آیین‌ها و مراسم مختلفی در این مکان و در ارتباط باکوه دماوند برگزار می‌شود و مسئولان دولتی نیز در سفر استانی خود‌، منطقه دماوند را منطقه نمونه گردشگری بین‌المللی مشخص کرد‌ه‌اند.» هرچند این کوه چندان به عنوان منطقه نمونه گردشگری بین‌المللی شناخته نشد اما نگرانی‌ها از حفظ آن و کمتر آسیب دیدنش در سال‌های گذشته بسیار زیاد بوده و حتی ثبت ملی هم نتوانست بار این نگرانی را کم کند. چنانچه حسن ابراهیمی‌بسابی، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دماوند در سال ۹۷ از تخریب 30 هکتار از ساخت‌وسازهای غیرمجاز در منطقه وادان دماوند خبر داده بود؛ تخریب‌هایی که در سال‌های بعد هم ادامه یافت اما جاده‌سازی در کنار سایر تخریب‌ها بلای جان این کوه تاریخی شد.
کمیته صیانت از دماوند هم کاری از پیش نبرد
دماوند در سال‌های گذشته آماج بی‌مهری‌های بسیاری بوده و نگرانی فعالان محیط زیست از سویی و از سوی دیگر کوهنوردان و دوست‌داران کوه را بیشتر کرده است. همین هم دلیلی است که عباس محمدی، مسئول کارگروه دیدبان کوهستان در انجمن کوهنوردان ایران به «پیام ما» بگوید این تهدیدها در سال‌های گذشته همواره بیشتر شده و نگرانی‌ها زمانی زیاد شده که حفظ آن مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. «یکی از اصلی‌ترین تهدیدهای دماوند چرای بی‌اندازه و بی ضابطه دام است. در اطراف این کوه شاهد گله‌های گسترده دام هستیم که زمین کوه را به نابودی کشانده‌اند. من ۱۰ روز گذشته در منطقه شمالی دماوند که مراتع بهتری دارد حاضر بودم و با توجه به آنکه اول تابستان است هیچ علف قابل چرایی در کوه دیده نمی‌شد. خاک به شکل خاکستر درآمده و وقتی پا بر زمین می‌گذاریم در خاک نرم فرو می‌رود.»
او می‌گوید بعد از ثبت ملی این کوه، تنها اتفاق مثبت جلوگیری از فعالیت معادن پوکه بوده است. این معادن با قدرت خاک را به نابودی می‌کشانند اما بعد از ثبت ملی قله، فعالیت چند معدن اصلی و بزرگ اطراف کوه معلق شد اما همچنان شاهدیم که به صورت قاچاق و توسط وانت عده‌ای برای برداشت از این معادن دست به کار شده‌اند. «این کوه محیط‌بان و قرق‌بان دارد اما نه از سوی محیط زیست و نه از سوی میراث‌فرهنگی کسی برای حفاظت از این کوه مهم پا پیش نگذاشته است. از جنبه میراث‌فرهنگی، کوهی با زیبایی دماوند خیلی‌ها را جذب می‌کند اما با هیچ ضابطه‌ای برای حضور گردشگر در آن تعریف نشده است.»
محمدی معتقد است در کنار چرای دام، برداشت از معادن باید گردشگری غیرمسئولانه را هم جزیی از مشکلات اصلی دماوند دانست. برای نمونه در فصل بهار افراد بسیاری به دامنه این کوه می‌آیند و شروع می‌کنند به چیدن گیاهان کوهی و حتی حالا این گیاهان را با وانت جمع می‌کنند و برای فروش می‌برند که همه اینها تخریب است. «علاوه بر این با مشکل زباله و دفع فضولات انسانی هم در این کوه روبه‌روایم. انجمن دوستداران دماوند و کوهنوردان ایران با سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت میراث‌فرهنگی تماس و مکاتباتی داشتند و کمیته صیانت از دماوند هم چهار سال قبل شکل گرفت اما در عمل برای تغییر وضعیت کاری از پیش نرفت و تا زمانی‌که برای حضور گردشگر، دامدار و معدنکار ضابطه و قانونی تعیین نشود نمی‌توان به آینده و حفظ وضعیت این کوه بااهمیت امیدوار بود.» او می‌گوید دلش می‌خواهد دماوند هم مانند همه کوه‌های مهم دنیا که با ضابطه نسبت به حفظشان عمل می‌شود حفظ شود و این امید همه کوهنوردان و دوستداران محیط زیست و میراث‌فرهنگی است.
دماوند در اساطیر
«دماوند در اساطیر ایرانی مرکز جهان و جایگاه میترا و گیومرد، نخستین انسان، پنداشته شده است. جمشید سوار بر گردونه‌ای که دیوان آن را می‌کشیدند، سفری هوایی از دماوند به بابل داشت. ضحاک در دماوند به جمشید تاخت. فریدون در روستایی نزدیک دماوند به دنیا آمد؛ زیرا مادرش به آنجا پناه برده بود. ضحاک تا پایان جهان در دماوند زندانی است. منوچهر در دماوند زاده شد و آرش کمانگیر تیرش را از کوه دماوند پرتاب کرد. دیو سپید در دماوند مسکن دارد و دخترش در صخره‌های آن می‌زید و سرگرم نخ‌ریسی است. اژدها در نزدیکی همین کوه در خواب به رستم برمی‌ خورد. چکاد هرا یا قله البرز 180 روزنه در خاور و 180 روزنه در باختر دارد که خورشید هر روز از یکی از روزن‌های خاور به روزنه‌ای در باختر رهسپار می‌شود.» ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق، در مقاله‌ای به اسطوره‌هایی پرداخته که همه آنها در «قله دماوند» رخ داده‌اند و همین هم دلیلی بوده که این قله در تاریخ ایران و ایرانی از اهمیت زیادی برخوردار باشد و نامش در بسیاری از اشعار هم زنده باشد.
مطلق در بخش دیگری از مقاله‌اش که در «دو ماهنامه فرهنگ و ادبیات عامه» و در سال ۹۶ منتشر ‌شده می‌نویسد: دماوند همواره با رشته کوه البرز همراه بوده و بلندترین و زیباترین نقطه آن را تشکیل می‌داده است. بنا بر باور ایرانیان باستان، آسمان و زمین در آغاز کوهی بود که پایه آن را زمین و قله‌اش را آسمان تشکیل می‌داد. بنابراین اعتقاد، کوه اصلی البرز هشتصد سال طول کشید تا از زمین به درآمد.
آنطور که در ادامه این مقاله آمده در دهه ۱۹۵۰ میلادی، ویلهلم آیلرس، ایران‌شناس آلمانی آگاهی‌های مربوط به دماوند را در رساله‌ای با عنوان «نام‌های کوه دماوند» گردآوری و منتشر کرد و نظریه‌های خاورشناسان را در آن مطرح کرد. در این بررسی آمده که واژه «دماوند» نخستین بار در نقش‌رستم به کار رفته است. نام‌های خاص دو سردار ساسانی آمده که در آن عنوان شده هر دو برآمده از دماوند بوده‌اند.
اما به غیر از آیلرس، کارل گراتسل نویسنده نخستین کتاب علمی درباره دماوند هم در تعریفش از این کوه می‌نویسد.‌ «دماوند کوهی است با «دم فراوان» یا «دم پر». در انتخاب این نام؛ شاخه‌ها و دنباله‌های این کوه در نظر گرفته شده است. در فرهنگ‌ها می‌توان زیر واژه «دنب» یا «دم» معنی سرازیری یا شیب را دید. با تکیه بر این معنی، دماوند کوهی است «مملو از شیب و سرازیری» و تعریف دیگری هم میگوید این کوه مملو از بخار بوده است.»
دماوند آنچنان که شایسته بوده در اشعار شاعران گوناگون هم مورد استفاده قرار گرفته است. چه آنجا که فردوسی در شاهنامه بسیار از این کوه نام می‌برد و چه جایی که ناصر خسرو درباره‌اش می‌گوید «ز بیدادی سمر گشتست ضحاک/ که گویند اوست در بند دماوند». یا آنجا که سوزنی سمرقندی می‌نویسد «در طره آن قند لب آویز که مژگانش/ دارد صف جادوی دماوند شکسته».

سیستان و بلوچستان دارای ‌بالاترین آمار مرگ‌و‌میر کرونا

سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از افزایش ۱۳.۲ درصدی بیماران سرپایی کرونا مثبت و همچنین افزایش ۱۱ درصدی بیماران بستری مبتلا به کووید۱۹ در کشور خبر داد. به گزارش ایرنا از وبدا، سیما سادات لاری روز یکشنبه درباره آخرین وضعیت بیماری کووید۱۹ و ورود به خیز پنجم کرونا بیان کرد: با گسترش سویه‌های جدید ویروس کووید ۱۹ و کاهش میزان عمل به توصیه‌های بهداشتی و به دنبال آن افزوده شدن به تعداد شهرستان‌های با وضعیت قرمز، شاهد بروز نشانه‌هایی از ورود کشور به خیز پنجم بیماری کرونا هستیم. در هفته‌ای که گذشت، تعداد بیماران سرپایی کرونا مثبت در کشور با افزایش ۱۳.۲ درصدی مواجه بوده است. معاون وزیر بهداشت گفت: همچنین در این هفته با افزایش ۱۱ درصدی در تعداد بیماران بستری و افزایش ۷.۲ درصدی در بیماران فوت شده مواجه بودیم. لاری اظهار کرد: در هفته دوم تیر ماه استان‌های ایلام، کرمان، یزد و هرمزگان به ترتیب دارای بالاترین میزان بروز موارد بستری مثبت در کشور بوده‌اند. او افزود: متاسفانه در هفته گذشته، استان سیستان و بلوچستان با اختلاف فراوان با میزان میانگین کشوری، شاهد بالاترین میزان بروز موارد مرگ و میر ناشی از بیماری در کشور بوده و پس از آن استان‌های یزد و هرمزگان بالاترین میزان موارد مرگ و میر ناشی از کووید ۱۹ را داشتند. سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: شدت بروز بیماری در حال حاضر در استان سیستان و بلوچستان از زمان شیوع بیماری در این استان بی سابقه است و موج فعلی بیماری در این استان به مراتب بزرگ‌تر و سهمگین‌تر از موج‌های قبلی است.
او ادامه داد: میزان عمل به توصیه‌های بهداشتی در کشور با کاهش نسبت به هفته‌های اخیر، به حدود ۶۹ درصد رسیده و استان‌های آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان دارای پایین‌ترین میزان عمل به توصیه‌های بهداشتی در کشور هستند. معاون وزیر بهداشت بیان کرد: رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی و پرهیز از بروز رفتارهای اجتماعی پرخطر به عنوان مهمترین اصول کاهش خطر ابتلا به کووید ۱۹ است. لاری گفت: با توجه به شرایط خطرناک حال حاضر بیماری کووید ۱۹، درخواست ما از کلیه هموطنان عزیز کشورمان در اقصی نقاط کشور این است که از هرگونه اقدام به سفر خودداری کنند.

ورشکستگی آبی

ورشکستگی آب زمانی است که میزان مصرف آب بیش از منابع قابل بهره برداری آب باشد. بحران آب یکی از اساسی‌ترین چالش‌های قرن حاضر است که منشا بسیاری از مسائل و مشکلات به شمار می‌رود. هرچقدر که فاصله بین توان تامین آب و شدت تقاضا بیشتر شود عمق بحران بیشتر می‌شود. در صورتی که این عدم تعادل با راهکارهای مدیریتی منطقی و مطلوب مهار نشود تبدیل به چالش خواهد شد. بحران آب در ایران به دلیل کم‌آبی، موقعیت جغرافیایی، خشکسالی انسان محور، نحوه مدیریت منابع آبی کشور و استفاده از روش‌های غیراصولی برداشت نیز به بحران آب دامن ‌زده است. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعف در مدیریت بحران است. بحران مدیریت یعنی این‎که ما نتوانسته‎ایم مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آن‎ها سروسامانی دهیم. در صورت ادامه روند فعلی، جمعیتی که در جهان تنش آبی را تجربه خواهد کرد به 3.9 میلیارد نفر می‌رسد. یعنی جمعیتی در حدود دو برابر کسانی که تاکنون تنش آبی را تجربه کرده‌اند. ایران در حال حاضر در وضعیت بحران شدید آب قرار دارد.

کاهش منابع آب، استفاده‌های مهارگسیخته و نابجای ما از منابع زیرزمینی آب و رفتار نامسئولانه ما با کره زمین، جمعیت بزرگی از ساکنان این سرزمین را در همین روزها با پدیده کم‌آبی که نه، با بی‌آبی روبه‌رو کرده است و به تبع آن با بی‌برقی، نشست زمین و مهاجرت میلیونی ایرانیان از جنوب و شرق کشور به بخش‌هایی از سرزمین که هنوز در آنها کم‌ و بیش آب در دسترس است. کشاورزی یک فعالیت پرمصرف آبی است که در اثر فقدان آب محدود می‌شود. بنابراین کمبود آب به سادگی کمبود مواد غذایی را نیز به دنبال خواهد داشت که مستقیماً حیات انسان و تمام موجودات زنده را تهدید می‌کند. از این‌رو تنش‌های آینده به جنگ آب تعبیر می‌شود. بلایی که بر سر منابع آب و مردم ساکن در این سرزمین آمده نتیجه درست مدیریت ‌نکردن منابع آب، برنامه‌ریزی نادرست، انتخاب طرح‌های توسعه در مسیری نادرست در سرزمین کم‌آب، صادرات محصولات غذایی، برداشت‌های بی‌رویه و غیرمجاز، نابودی مراتع و محیط زیست، اجرا نکردن طرح‌های جبرانی و فقدان برنامه‌ریزی جامع و دورن‌گر (دراز مدت) و توجه ناکافی به مرحله ارزیابی، مهم‌ترین دلایل نارسایی‌های گسترده در چرخه مدیریت به شمار می‌روند. بحران آب از طریق اعمال برنامه‌ریزی های خرد و کلان و واقع‌بینانه، هم‌گام و با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت‌ها قابل کنترل خواهد بود. در این زمینه توجه به شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران، عوامل فرهنگی، جمعیت کشور، میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی، پوشش گیاهی و روش های نوین آبیاری منطبق با نوع الگوی کشاورزی و وضعیت طبیعی منطقه به شدت تاثیرگذار خواهد بود. در شرایط کنونی جایی برای سهل انگاری در رابطه با مدیریت منابع آب باقی نمانده است.

دشت‌های اطراف تهران ۲۰ سال آینده کویر می‌شوند

«بمب ساعتی»، این تعبیری است که به تازگی برای توصیف پدیده فرونشست زمین در تهران به کار برده شده است. پدیده‌ای که عامل انسانی دارد و عموما بر اثر برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی رخ می‌دهد. گفته می‌شود که بر اثر برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی منافذ خاک متراکم می‌شوند و این تراکم گاهی تا عمق چند صد متری هم پیشروی می‌کند. نشست زمین بر اثر همین تراکم ایجاد می‌شود. یک موسسه تحقیقاتی گفته است که به دنبال این پدیده، قطعی برق، ترکیدن لوله‌های گاز، تغییر شکل ریل‌ها، فرورفتگی زمین، کج شدن ساختمان‌ها، ترک خوردن جاده‌ها و رخ می‌دهد. برای بررسی بیشتر این موضوع با علی بیت اللهی، مدیر بخش مرکز زلزله شناسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی گفت‌وگو کرده‌ایم. هرچند که او تعبیر بمب ساعتی را برای پدیده‌ فرونشست صحیح نمی‌داند و این پدیده را آرام و تدریجی توصیف می‌کند اما معتقد است با در پیش گرفتن همین مسیر و راه و روش فعلی، دست کم دشت‌های تهران در ۲۰ سال آینده کویر می‌شوند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

به تازگی پژوهشی در موسسه تحقیقاتی اینتل‌لب انجام شده است و براساس تصاویر ماهواره‌ای فرونشست زمین در تهران به «بمب ساعتی» تشبیه شده است. در این پژوهش نرخ فرونشست سالانه در مناطق جنوبی تهران، حدود ۲۵ سانتی اعلام شده است. این گفته‌ها تا چه میزان با حقیقت سازگار است و آیا ما باید به دنبال نرخ فرونشست بیشتر و بزرگتری بگردیم؟
اولا اصطلاحاتی مانند بمب ساعتی در خصوص موضوع فرونشست اصطلاح کارشناسانه‌ای نیست. موضوع فرونشست زمین یک پدیده آرام و تدریجی است و اینطور نیست که در یک لحظه خاص منفجر شود و تخریب بار بیاورد، این عبارات بیشتر جنبه جلب توجه دارد. در توضیح میزان نرخ فرونشست باید یک مقدمه گفت. در واقع میزان فرونشست در جنوب‌غرب تهران در یک گستره‌ای با ابعاد ۳۰ کیلومتر در ۱۰ یا ۱۵ کیلومتر، یعنی یک ناحیه مستطیلی شکل با طول ۳۰ کیلومتر و عرض ۱۰ یا ۱۵ کیلومتر، محاسبه می‌شود. در واقع فرونشست در پهنه‌هایی رخ می‌دهد که هرچه قدر به قسمت مرکز این پهنه نزدیک می‌شویم این عدد بیشتر می‌شود. مکانیزم فرونشست شبیه مکانیزم یک کاسه است که هرچه به مرکز می‌رویم عمق بیشتر می‌شود. بنابراین، عدد فرونشست که ۲۵ سانتی‌متر مطرح می‌شود، اینطور نیست که در همه پهنه‌ای که فرونشست اتفاق می‌افتد که گسترش زیادی هم دارد، عدد همان ۲۵ سانتی‌متر شود. اما این عدد ۲۵ سانتی‌متری که در این پژوهش عنوان شده، عدد درستی است ما هم سال گذشته در پژوهشی که انجام دادیم به عدد ۲۴ سانتی‌متر رسیدیم. منتها این عدد در نقطه بیشینه مقدارش است، یعنی ماکزیمم مقدار زون فرونشست که در نواحی مرکزی هم است ۲۴ تا ۲۵ سانتی‌متر است و به حاشیه‌ها که می‌رود به صفر می‌رسد، یک انحنایی را شما در ذهنتان تصور کنید که قسمت وسطی انحنا ۲۵سانتی‌متر در سال نشست می‌کند و به حاشیه‌ها که می‌رسد کم می‌شود تا به صفر می‌رسد.
از صحبت شما اینطور برداشت کردم که فرونشست تدریجی رخ می‌دهد و در بسیاری از منابع هم اینطور نوشته شده که فرونشست زمین حدود ۴۰ سال است که در تهران مشاهده شده است، این هشدارها نشان دهنده چیست؟ آیا دیگر راه برگشتی وجود ندارد؟
من از سال ۷۸ تاکنون این موضوع را پیگیری کردم چند دلیل وجود دارد که شاید بتوان تمرکز رسانه‌ها و تحقیقات علمی را روی موضوع فرونشست توجیه کرد. فرونشست در ابتدای کارش هیچ عوارض سطحی نشان نمی‌دهد، مثل انباشته شدن چربی در درون رگ‌های خونی است، در ابتدای امر چون آثار مشهودی ندارد، به آن توجه آنچنانی هم نمی‌شود. در فرونشست بعد از گذشت چند دهه به مرحله‌ای رسیدیم که زمین شکاف‌های عجیب و خطرناکی پیدا کرده است. مثلا در ورامین در زمین‌های زراعی، کشاورزان داخل شکاف‌ها می‌افتند و زمین دهن باز می‌کند و مساله آبیاری زمین کشاورزی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. یا در اشتهارد زیر دکل‌های برق شکاف‌هایی ایجاد شده، در اصفهان زیربناهای تاریخی یا در محیط شهری در بسیاری از محدوده‌های مسکن مهر این موضوع مشاهده شده است.
یعنی اکنون که فرونشست آثار مشهود دارد، وضعیت بحرانی است؟
بله، بگذارید یک مثال بزنم. ببینید شما چوبی را که بخواهید بشکنید، اول خم می‌شود، سروصدایی هنوز ندارد اما وقتی به مرحله بحران می‌رسد همه سراسیمه می‌شوند. الان فرونشست ما به لبه بحران رسیده است. لایه‌های زمین در اثر فرونشست، نشست می‌کند اما از هم باز نمی‌شود، به آن حدی می‌رسد که ظرف چند سال اخیر رسیده است. زمین دچار شکاف می‌شود این چند سالی که موضوع روی میز آمده و خیلی هم درباره آن صحبت شده است، یکی از دلایلش این است که فرونشست به مرز بحرانی خودش رسیده است و آثار آن نمایان می‌شود.
اینکه به مرز بحرانی رسیده است، یعنی دقیقا چه اتفاقی می‌افتد؟
ببینید پس از زلزله عموما خانه‌ها بازسازی می‌شوند، نو می‌شوند و بهتر ساخته می‌شوند اما فرونشست یک پدیده‌ غیرقابل برگشت است. فرونشست منجر می‌شود که خلل و فرج خاک بسته شود، خاک فشرده شود و آب دیگر داخل آن جذب نمی‌شود و آب‌های حاصل از بارندگی در سطح زمین جاری می‌شوند و مواد مغذی روی خاک که در عرض میلیون‌ها سال ایجاد شدند، از بین می‌برند. در این صورت دیگر کشاورزی وجود ندارد و دشت‌ها مانند کویر می‌شوند. ما در حال حاضر ۶۰۹ دشت داریم که همه آن‌ها به مرز بحرانی رسیدند.
چقدر فرصت داریم؟
اگر با همین روند ادامه دهیم و تلاشی برای بهبود شرایط نکنیم، دشت‌های تهران تا ۲۰ سال آینده کویر می‌شوند. البته این عدد و این زمان برای زمین‌های مختلف متفاوت است.
با این تفاسیر برای کنترل فرونشست چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟ آیا راه‌هایی تاکنون در کشور و علی‌الخصوص در تهران به کار گرفته شده است؟
همانطور که اشاره کردم،‌ موضوع فرونشست به پایین رفتن سطح آب سفره‌های زیرزمینی وابسته است پس تمام اقدامات ما باید به این منجر شود که مصرف آب ما کمتر شود تا این آب زیرزمینی که از طریق چاه‌های مختلف بیرون کشیده می‌شود و هدر می‌رود، کمتر مصرف شود. قدم اول این است که چاه‌های غیرمجازی که غیرقانونی از آب استفاده می‌کنند، مسدود شود، در استان تهران حدود ۳۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز وجود دارد که بی‌محابا آب را بیرون می‌کشند. مردم در داخل باغات و مزرعه مخفیانه و شب هنگام چاه حفر کردند. مساله دیگر که می‌تواند در کاهش میزان مصرف آب موثر باشد، صرفه‌جویی در میزان مصرف آب در بخش کشاورزی است. وقتی شما محصولی می‌کارید که نیاز به آب زیاد دارد طبیعتا آب از زیر زمین بیرون کشیده می‌شود، این آب بیشتر از حد مجاز از سفره آب زیرزمینی استحصال می‌شود و وقتی اینگونه می‌شود، سطح آب پایین می‌رود و زمین هم فرونشست می‌کند. مسئله دیگری که وزارت جهادکشاورزی باید به آن رسیدگی کند این است که سیستم آبیاری زمین‌های کشاورزی را تغییر دهد. این سیستم و این روش اکنون مناسب نیست. ما روش آبیاری غرقابی داریم، از یک گوشه مزرعه آب رها می‌شود تا به قسمت دیگر مزرعه برسد، هشتاد درصد آب در حین استفاده از چنین شیوه‌ای هدر می‌رود. این شیوه اگر اصلاح شود، نیاز کشاورز به آب هم کمتر می‌شود. بنابراین اگر آب کمتر استحصال شود، فرونشست هم کنترل می‌شود. موضوع دیگر که می‌تواند راهکار موثری باشد، تغذیه مصنوعی سفره‌های آب زیرزمینی است، این روش می‌گوید در فصول پرآب که نیاز به آبیاری مزارع کشاورزی نیست آب‌های حاصل از جریانات سیلابی سمت به یک سری گودال‌ هدایت شوند تا آرام آرام به زیر زمین نفوذ کنند. این‌ها اقدامات مدیریتی است که البته هیچ‌کدام هنوز به آن صورت در کشور انجام نشده است. یا دست کم من به عنوان کارشناس احساس نمی‌کنم که کاری انجام شده، یعنی اقدامات ملموس نیست و سرعت فرونشست از سرعت کارهای انجام شده، بیشتر است.
در صحبت‌هایتان به چاه‌های غیرمجاز اشاره کردید، تعدادشان نسبت به چاه‌های مجاز چگونه است؟ و آیا اینها تنها عامل فرونشست زمینند؟
هرکس بخواهد چاهی حفر کند باید مجوزی از شرکت آب منطقه‌ای بگیرد، براین اساس حدود ۵۰ هزار حلقه چاه مجاز در تهران وجود دارد و ۳۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز. چاه‌های غیرمجاز عموما مخفیانه حفر می‌شوند اما به محض مطلع شدن دستگاه‌ها، معمولا پلمپ می‌شود. اما از نظر تعداد و تجهیزات و نیروهای آب منطقه‌اس امکان مقابله وجود ندارد.
میزان دبی هم بستگی به نوع چاه دارد. چاه‌هایی که بیشترین ضربه را می‌زنند، چاه‌های کشاورزی هستند که دبی بالایی استحصال می‌کنند. البته با اینکه دبی آب در چاه‌های مجاز وجود دارد اما گاهی بیشتر از حد مجاز و تعیین شده از چاه‌ها استحصال می‌شود و اهرم کنترلی برای آن وجود ندارد.
در استان تهران کدام مناطق در معرض فرونشستند؟
سه منطقه بسیار عمده وجود دارد. یکی در جنوب و جنوب‌غرب تهران که مناطق ۱۸ و ۱۹ شهرداری را هم در بر می‌گیرد کمی پایین‌تر از آن حوالی اسلامشهر نیز در این محدوده است. اما در محدوده دشت شهریار هم منطقه فرونشست داریم. آنجا هم آثار فرونشست در کنار جاده‌ها نمایان شده اما در قسمت دیگر استان تهران منطقه خاص و ویژه ما حوالی ورامین است. اما به طور کلی نرخ فرونشست زمین در این سه ناحیه بالاست.

برنج‌کاری در زمین تشنه خوزستان

در حالی که قرار نبود امسال در خوزستان کشت برنج انجام شود به گفته مسئولان سازمان آب بیش از 40 هزار هکتار از زمین‌های این استان زیر کشت برنج هستند. کشاورزان برای تامین معیشت خود راهی ندارند اما با برداشت میزان آبی که آنها نیاز دارند، تنش آبی شدت می‌گیرد و انحراف از برنامه‌های سازگاری با خشکسالی به طور چشمگیری افزایش پیدا می‌کند. در این شرایط باز هم محیط زیست است که باید تاوان این تناقض را که برای آن برنامه‌ریزی نشده پس بدهد. نمونه این تاوان در تصاویر مربوط به ماهی‌های تلف شده و گاومیش‌های سرگردان در بستر خشک هورالعظیم دیده می‌شود.

خوزستان درگیر خشکسالی شدید است. هر روز خبرهای ناگواری از هورالعظیم و حوضه‌های آبی دز و کرخه به گوش می‌رسد این در حالی است که برنامه سازگاری با کم‌آبی در این استان مصوب شده اما انحرافاتی در اجرای این برنامه به چشم می‌خورد. بر اساس مصوبات کارگروه سازگاری با کم‌آبی و جهادکشاورزی قرار بود امسال به دلیل خشکسالی شدید کشت‌های آب‌بر به ویژه برنج یا شلتوک(برنج با غلاف) در خوزستان ممنوع شود اما به نظر می‌آید که برخی کشاورزان همچنان به صورت غیرمجاز در حال کشت برنج هستند که این مساله سبب شده است که حق‌آبه محیط زیست تامین نشود و تنش‌های ناشی از خشکسالی در خوزستان افزایش پیدا کند.
علی شهبازی، معاون مطالعات جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان در اینباره به «پیام‌ما» گفت: «براساس آخرین تصاویر ماهواره‌ای سطح زیر کشت شلتوک در استان به بیش از 40 هزار هکتار رسیده است در حالی که امسال قرار بود کشت شلتوک ممنوع باشد.»
او در پاسخ به اینکه این حجم از کشت شلتوک چه میزان آب مصرف می‌کند اظهار کرد: «اگر بخواهیم حساب سرانگشتی انجام دهیم، این مقدار بسیار قابل توجه است، برای نمونه اگر فقط کشاورز بخواهد 20 سانتی‌متر آبگیری در هزار هکتار زمین در 1 روز انجام دهد که مقداری معمولی و طبیعی است، باید 23 متر‌مکعب در ثانیه آب بردارد در حالی که کل میزان رهاسازی آب از سد کرخه 75 متر‌مکعب در ثانیه است. مقایسه این اعداد وضعیت را به خوبی مشخص می‌کند به ویژه آنکه اصلا در برنامه مصوب امسال آبی برای کشت شلتوک برنامه‌ریزی نشده و همه اینها انحراف در برنامه است.»
شهبازی با تاکید بر اینکه خشکسالی حوضه‌های دز و کرخه جزو خشکسالی‌های بسیار شدید محسوب می‌شود، اظهار کرد:« اکنون تعادل بین مصارف و منابع بسیار شکننده است . کوچکترین انحراف از برنامه و برداشت‌های مصوب، سبب اثرگذاری در بخش‌های دیگر حوضه می شود.»
او اشاره کرد که نوع مصرف آب زمین‌های برنج‌کاری بسیار به منابع آب آسیب می‌زند چرا که در ابتدا کشاورزان باید زمین را آبگیری کنند و این آب برگشتی به چرخه منابع آب ندارد و ا به صورت خالص کسر می‌شود و سپس آبگیریِ بعد از حدود 3 تا 4 هفته منجر به تولید زه‌آب شور می‌شود که این زه‌آب به چرخه منابع آب برمی‌گردد و همه اینها حوضه کرخه، دز و هورالعظیم را از نظر کیفی و کمی با مشکل روبه‌رو می‌کند.
آیا کشاورزان مقصرند؟
شهبازی گفت: «شورای تامین مصوبات خوبی برای کشاورزان داشته و برنامه تشویقی برای آنها دارد مثلا تخفیف آب‌بها برای سال آینده برای آنها در نظر گرفته شده است.»او شهبازی در پاسخ به این سوال «پیام‌ما» که کشاورزان امسال چگونه باید امرار معاش کنند و زندگی خود را بگذرانند؟ گفت:«مدیریت خشکسالی مبحث چند وجهی است، نه مسولان به تنهایی می‌توانند کاری کنند نه مردم می‌توانند همه چیز را رعایت کنند تعادل حوضه آبریز بسیار شکننده است و این مساله، حلقه مفقوده است این جریانات است.»
کشته شدن ماهی‌ها و سرگردانی گاومیش‌ها
معاون مطالعات جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان با اشاره به کمبود آب در چند روز گذشته در هورالعظیم که منجر به تلفات ماهی‌ها سرگردانی گاومیش‌در بستر خشک تالاب شده اظهار کرد: این یک مشکل موقت و 2-3 روزه در شریانات انتهایی هورالعظیم بود که به دلیل انحرافات از برنامه رخ داد و اکنون آب که حدود 1 هفته پیش از کرخه رهاسازی شده است به هورالعظیم رسیده است. اگر انحراف شدیدی در برداشت از آب نداشته باشیم در تامین حق‌آبه هورالعظیم مشکل عمده‌ای وجود ندارد.»
شهبازی در پاسخ به اینکه انحراف از برنامه به چه معناست؟ گفت:«ما انحراف در برداشت آب داشتیم که به خاطر کشاورزی و مسائل دیگری بود که باید بررسی شود و نمی‌توانم به طور دقیق در مورد آن اظهار نظر کنم.»
همچنین حمیدرضا خدابخشی معاون برنامه‌ریزی سازمان آب وبرق خوزستان در مورد تلفات ماهی‌ها در هورالعظیم به «پیام‌ما» گفت: « این اتفاق در منطقه‌ای بی‌طرف، در نزدیک مرز و میان دایک ایران و دایک عراق، رخ داده است و این ماهی‌ها نتیجه لاروهایی هستند که شیلات در رودخانه رها می‌کند که تعدادی از آنها به این منطقه آمده بودند و به طور طبیعی این همه ماهی در آن بخش وجود ندارد.»
او در پاسخ به اینکه چه عاملی سبب این خشکی و تلف شدن ماهی‌ها شده است؟ اظهار کرد: «دستکاری انسان و سدها سبب این مساله شدند طرح گاپ در ترکیه تاثیر بسیاری دارد. ما هم در این سوی مرز سد کرخه را داریم.»
خدابخشی در مورد ویدیو منتشر شده از سرگردانی گاومیش‌ها در بستر خشک هورالعظیم توضیح داد:« به نظر می‌آید این اتفاق در منطقه رفیع افتاده است و آب به دلیل خشکسالی پس‌روی کرده است.»
او اشاره کرد که تعادل اکولوژیکی هورالعظیم به هم خورده است، زمانی هم که آب بیشتری وارد تالاب شده، هورالعظیم این آب را در خودش نگه نداشته و آب وارد اروند شده است.»
معاون برنامه‌ریزی سازمان آب وبرق خوزستان همچنین در مورد تاثیر کشاورزی بر افزایش تنش آبی در خوزستان اظهار کرد:« از 156 تا 160 هزار مترمکعب آبی که از کرخه رهاسازی می‌شود حدود 1400 متر‌مکعب به پایین دست می‌رسد. در این مسیر حدود 40-30 مترمکعب برای شرب برداشته می‌شود و در مسیر واحد صنعتی بزرگی هم وجود ندارد. در واقع اختلاف این مقدارصرف کشاورزی می‌شود.» او ادامه داد : «در منطقه بالادست در شوش تا حدودی محدودیت‌هایی برای برخی کشت‌ها اعمال شده است اما مشکل اصلی که نمی‌گذارد حق‌آبه محیط زیست تامین شود کشت برنج است . امسال قرار نبود که این حجم از آب برای کشاورزی مصرف شود. »
خدابخشی تاکید کرد:«کشاورزی برای آنها معیشتی است چاره‌ای ندارند اگر مشاغلی را جایگزین نکنیم چگونه می‌توان توقع داشت که آنها از کشت صرف نظر کنند تا آب به تالاب برسد؟»‌
برنامه‌های سازگاری با کم‌آبی با آغاز تابستان و شدت گرفتن کم‌آبی، قرار بود کمک کنند تا تنش‌آبی در خشکسالی بی‌سابقه امسال به حداقل برسد اما مشخص نیست که بدون راضی کردن برنج‌کاران خوزستان و تامین کردن معیشت آنها ک و دیگر کشاورزان که مشکلی غیرقابل پیش‌بینی نبود چگونه قرار است این برنامه‌ها از روی کاغذ به واقعیت تبدیل شوند؟

آخرین احوال خبرنگاران مصدوم و روایت چند تناقض

از عصر چهارشنبه دوم تیر ماه، بین ساعت پنج تا شش دوازده روز می‌گذرد؛ آن ساعتی که شاگرد راننده هراسان در راهرو بین صندلی‌ها راه رفت و در حالی که دست به لبه صندلی‌ها گرفته بود، گفت کمربندها را ببندید. بعد انگار بخواهد واقعه را برای خودش هم هضم کرده باشد با صدایی مستاصل گفت: «اتوبوس ترمز بریده». سرنشینان اتوبوس یعنی همان خبرنگاران محیط‌ زیست؛ آنها که تا دیروز خبر را دنبال می‌کردند و ثانیه‌هایی بعد خود سوژه خبر شدند،‌ به دنبال کمربندی گشتند که برای بسیاری پیدا کردن آن میسر نشد،‌ تعداد محدودی توانستند خواسته شاگرد راننده را اجابت کنند،‌ بقیه یا در صندلی فرو رفتند،‌ یا دست هم را گرفتند و یا صندلی جلو را بغل زدند،‌ همان وقت بود که اتوبوس به گاردریل خورد، بعد به سمت چپ میل کرد، سعی کرد با خوردن به کوه جلوی سرعتش را بگیرد که نشد‌ کمی جلوتر افتاد‌، از سنگینی لاشه و شدت برخورد شیشه‌ها پودر شد و بر سر و صورت سرنشینان فروریخت. در آن وانفسا، وقتی که گازوئیل از سویی آرام آرام به درون می‌ریخت،‌ آن وقت که دو تن از سرنشینان دیگر جانی در بدن نداشتند، یکی عقب اتوبوس که فریاد می‌زد،‌ پای من کجاست؟

مرتضی محمدصادقی خبرنگار تسنیم ارومیه بود که پایش بین زمین خاکی و لاشه اتوبوس گیر افتاده بود و به التماس از کسانی که قصد خروج از اتوبوس داشتند می‌خواست مبادا روی پایش که معلوم نبود کجاست قدم بگذارند. آن بیرون،‌ کنار جاده جمعی در هم‌ شکسته،‌ جمعی تا شده از شوک و درد، به هیبت لاشه اتوبوس می‌نگریست، فریاد می‌زد،‌ جلوی ماشین‌های عبوری را می‌‌گرفت و از آنها می‌خواست کمک کنند. مردانی با شلوارهای و زنان با لباس‌های کردی در حالی که ظرف‌های آب‌شان دست‌شان بود از ماشین‌ها بیرون آمده بودند و تلاش می‌کردند آنچه از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. آنچه گفته شد شرحی از دقایق دوازده روز پیش است. از جمع اتوبوس خبرنگاران مهشاد کریمی، خبرنگار ایسنا و ریحانه یاسینی، خبرنگار ایرنا همان لحظه برخورد یا دقیقه‌ای بعد فوت شدند‌. محلی‌ها توانستند مرتضی محمدصادقی خبرنگار تسنیم را بیرون بکشند، حسن ظهوری، خبرنگار عصر ایران و ابراهیم نژادرفیعی دچار شکستگی دنده شدند که به ریه‌هایشان صدمه رساند، مهدی گوهری، دچار کوفتگی و شکستگی سر شد‌، زهرا کشوری، خبرنگار روزنامه ایران دچار شکستگی ترقوه شد،‌ فروغ فکری، خبرنگار «پیام‌ما» خونریزی داخلی مفصل و کشیدگی عضلات پیدا کرد؛ هرچند در بیمارستان نقده به او گفته شد که مشکلی ندارد و در تهران متوجه مشکلش شد، آسیه اسحاقی، خبرنگار پانا مشکل گردن پیدا کرد،‌ کیمیا عبدالله‌پور، خبرنگار ایرنا با مشکل پا مواجه شد، بقیه اعضای اتوبوس هم جراحت‌ها و کوفتگی‌هایی در بدن داشتند که فکر می‌‌کردند نسبت به سایرین آنچنان جدی نیست که بخواهند به ذکر آن بپردازند.
روایت چند تناقض
از همان وقت که اتوبوس به سمت کوه چرخید و افتاد،‌ از همان وقت که مسئولان خبردار شدند جمعی خبرنگار دچار سانحه شده‌اند و سرتیتر خبرگزاری‌های داخلی به آن اختصاص یافت‌، از همان وقت بین آنها این سئوال شکل گرفت چطور می‌شود گفت من نبوده‌ام؟! اداره‌کل محیط ‌زیست آذربایجان غربی (مطرح کرده در جریان جزئیات آن نبوده)‌، ستاد احیای دریاچه ارومیه (عنوان کرده ستاد مسئولیتی در برگزاری برنامه نداشته)،‌ کارخانه سیمان (تکذیب کرده اتوبوس متعلق به آنها بوده)‌، سازمان مرکزی‌، استانداری (اعلام کرده در جریان برنامه نبوده)، فرمانداری (عنوان کرده در جریان برنامه نبوده) و … همه یا گفتند در جریان برنامه نبوده‌اند یا اینکه برنامه به آنها ربطی نداشته‌؛ انگار گروهی خبرنگار یکباره بدون اینکه از سوی کسی دعوت شده‌اند خیلی اتفاقی روز چهارشنبه ساعت 5.5 صبح برایشان بلیت هواپیما جور شده، بعد هم خیلی اتفاقی و بدون اینکه کسی مسئولیت داشته باشد بالای تاج سد کانی‌سیب رفته‌ و از آن بازدید کرده‌اند و بعد هم باز با همین روال از تونل زاب دیدن کرده‌اند. درباره چرایی این حادثه هم پلیس راهور اعلام کرد راننده سرعت مطمئنه را رعایت نکرده است، گروهی گفتند می‌دانید چرا؟ زیرا خبرنگاران به راننده فشار آورده‌اند که سریع‌تر حرکت کند تا به ناهار برسند. آنها که جلوی اتوبوس نشسته و در جریان جزئیات حادثه بودند اما می‌گویند هیچ خبرنگاری درخواستی درباره سرعت اتوبوس نداشت،‌ آنها می‌گویند راننده با همان سرعت لاک‌پشتی صبح در جاده حرکت می‌کرد و به درخواست نه خبرنگاران بلکه یکی از اعضای ستاد احیا مبنی بر سرعت بیشتر هم وقعی ننهاد. او در دشت با همان سرعت 30 کیلومتر خودش می‌رفت و می‌گفت این جاده برای تند رفتن نیست. اما وقتی به جاده کوهستانی رسید و وارد سراشیبی شد به یکباره بر سرعتش افزوده شد و تلاش کرد با دنده و فرمان ماشین را کنترل کند اما ماشین آن وقت دیگر از کنترل خارج شده بود،‌ این زمان همان حوالی ساعت 6 بعدازظهر روز چهارشنبه دوم تیر ماه است‌، کمک راننده در راهرو راه افتاد و گفت کمربندهایتان را ببندید و ثانیه‌هایی بعد فاجعه آغاز شد. پرسش این است چطور بر سرعت اتوبوس به یکباره افزوده شده،‌ آیا اتوبوس دارای نقص فنی نبود؟ چرا آن جاده انتخاب شد؟ چه کسی برنامه‌ریزی سفر را انجام داد؟ چرا بازدید از تونلی برای خبرنگاران تدارک دیده شد که در آن ملاحظات ایمنی در نظر گرفته نشده بود و ممکن بود در آنجا نیز شاهد بروز حوادثی تلخ باشیم و سوال‌های بسیار دیگر که جامعه خواستار و خواهان پاسخگویی به آن است.
آخرین احوال خبرنگاران حادثه‌دیده
مرتضی محمدصادقی خبرنگار تسنیم ارومیه این روزها در بیمارستان امام خمینی‌ (ره) این شهر بستری است. او در گفت‌وگو با «پیام‌ما» می‌گوید هنوز جواب ام‌آر‌آی پایم نیامده و تصمیم‌گیری درباره مدت زمان بستری‌ام به این موضوع بستگی دارد. او عنوان می‌کند: «چند روز قبل البته سی‌تی‌اسکن را روی پایم انجام داده‌اند و نتایج به دست آمده نشان از آن دارد که چنانچه همه چیز خوب پیش برود نیازی به بستری شدن بیشتر ندارم و می‌‌توانم به خوی نزد خانواده‌ام بروم.» او که در جریان تصادف دچار کنده شدن گوش شده می‌گوید: «دو عمل جراحی تحت نظر دکتر سیداشرفی داشتم که موفقیت‌آمیز بود و بابت همه توجه‌هایش هم از او ممنونم.» این خبرنگار در این باره که آیا با درد شدیدی مواجه است یا نه،‌ می‌گوید: «درد زیادی ندارم اما بلاتکلیفم و هنوز نمی‌دانم وضعیت پایم چطور است، ‌منتظر نتیجه ام‌آر‌‌آی هستم. کوفتگی پای من به شدت بالاست.
خوشبختانه زمانی که وزن اتوبوس روی پایم افتاد زیر آن خاک بود و باعث شد پایم در خاک فرو برود و همین شدت جراحت‌ها را کاهش داد.» ابراهیم نژادرفیعی، خبرنگار خبرگزاری تسنیم هم که در جریان این تصادف دچار شکستگی دنده،‌ سوراخ شدن ریه و لخته شدن خون در کنار شکستگی مهره کمر شده به «پیام‌ما» می‌گوید: «دردهایم نسبت به روزهای اول کمتر شده،‌ یک سری آزمایش از من گرفته‌اند که نتایج تمام آنها مطلوب نیست و پزشکان منتظرند به وضعیت مطلوب برسم. او عنوان می‌کند که در حرکت دست و پا مشکلی ندارد و با از بین رفتن لخته و بهبود شرایط به تدریج راه رفتن را شروع می‌کند. حسن ظهوری که تا 10 روز پس از تصادف تلخ در بیمارستان ارومیه بستری بود، حالا با بهبود وضعیت سلامتش به تهران بازگشته است.

تماشای فرونشست سرز مین

تصاویر ماهواره‌ای جدید، تهران را در وضعیت هشدار فرونشست نشان داده‌اند. به تصاویر ماهواره‌ای این عبارت‌ها ضمیمه شده: قطعی برق، کج‌شدن ساختمان‌ها، ترکیدن لوه‌های گاز، فرورفتگی زمین، ترک‌خوردن جاده‌ها. گزارش مربوط به موسسه تحقیقاتی «اینتل لب» است و می‌گوید این «بمب ساعتی بی‌صدا» 13 میلیون جمعیت ساکن در حاشیه تهران را تهدید می‌کند. زمین‌های تشنه با خاک‌های دانه‌ریز، در خود فرومی‌رود؛ این اتفاقی است که در نقاط حاشیه‌ای تهران در حال وقوع است و اعداد هر سال و هر ماه مرور می‌شود اما برای پیشگیری از وقوع فاجعه، هنوز اقدامی انجام نشده است؛ نه در تهران و نه در کرمان و اصفهان و خراسان جنوبی و خراسان‌رضوی و همدان و یزد و فارس.

گزارش موسسه اینتل‌لب، نخستین گزارش هشدارآمیز درباره فرونشست در تهران نیست. سال 97 هم مجله «نیچر» از فرونشست سالانه 25 سانتی‌متر در بخش‌هایی از پایتخت خبر داده بود. رئیس سازمان زمین شناسی هم یک سال پیش از این اعدادی بزرگ‌تر از آمار موسسه‌های بین‌المللی عنوان کرده و گفته بود نرخ فرونشست تهران سالانه 36 سانتی‌متر است.
علی مریدی، مدیر‌کل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست به «پیام‌ما» می‌گوید که نخستین گزارش‌ها درباره فرونشست دشت تهران از سال ۸۶ منتشر شده؛ یعنی زمانی که ماجرا هنوز برای بسیاری ناشناخته بود، هرچند هنوز هم به دلیل اثرات دفعی و طولانی مدت فرونشست، این پدیده چندان جدی گرفته نشده است. «واقعیت اما این است که فرونشست در ایران آنچنان جدی، مخرب و پرمشکل است که باید آن را به عنوان خطری نزدیک در نظر گرفت. تلاش‌های ما برای نشان دادن عمق فاجعه در نهایت عاملی شد تا کارگروهی در شورای امنیت ملی تشکیل شود و حداقل توانستیم این شورا را قانع کنیم تا برای تعادل بخشی آب‌های زیرزمینی سندی تهیه و تکلیف دستگاه‌ها در آن مشخص شود. تمام این کارها در مرحله ابتدایی است و همین هم نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.»
به گفته او فرونشست ابتدا در دشت کبودرآهنگ همدان و بعد کرمان و رفسنجان شروع شد و کم‌کم یک سوم دشت‌های کشور پتانسیل فرونشست پیدا کردند و در این میان هم نبود برنامه‌ریزی برای حوزه آب‌های زیرزمینی و نبود آگاهی‌بخشی به مردم کار را به مرحله سخت و پرتنش کشاند. «قبلا آب مصرفی به صورت فاضلاب وارد زمین می‌شد و به آب‌های زیرزمینی تبدیل میشد.
هر چند این آب از نظر کیفیت مشکلات فراوانی داشت اما از نظر کمیت مشکل آبخوان‌ها را حل می‌کرد. بعد از آنکه طرح تصفیه فاضلاب‌ها مطرح شد این هشدار را دادیم که نباید به فاضلاب به عنوان منبع آب جدید نگاه شود و آب منطقه‌ای و وزارت نیرو از آن کسب درآمد کنند. بلکه باید مقدار بسیاری از آن به آب‌های زیرزمینی برمی‌گشت که این اتفاق نیفتاد.»
تهران نه، حاشیه‌های فراموش‌شده‌اش
مسعود مرسلی، عضو کارگروه آب‌های ژرف کشور به این اشاره می‌کند که بر اساس پایش‌های انجام شده، فرونشست تمام وسعت تهران را تهدید نمی‌کند و بر حاشیه‌ها تمرکز دارد. او به «پیام‌ما» توضیح می‌دهد: «میزان فرونشست در نقاط مختلف تهران یکسان نیست؛ در بعضی نقاط صفر است، بعضی نقاط 10 سانتی‌متر. بیشترین میزان فرونشست در تهران بین 20 تا 25 سانتی‌متر گزارش شده اما این پدیده جدیدی نیست و کارشناسان درباره‌اش آگاه‌اند. تصاویر جدید منتشر شده، اطلاعات تازه‌ای به ما نمی‌دهد چون فرونشست هر ماه و هر سال در حال پردازش است. در حال حاضر جنوب غرب تهران بیشترین مشکل را دارد؛ نقاطی چون شهریار، بزرگراه آیت الله سعیدی، یا احمدآباد مستوفی. ورامین هم فرونشست دارد.
در خود ورامین، بخش‌های شمالی مثل پارچین، پاکدشت و شریف‌آباد با این که افت تراز آبی شدید است، فرونشستی ندارد اما در قسمت‌های جنوبی که خاک دانه‌ریز است، فرونشست در حال رخ دادن است، مثل قرچک، ورامین و پیشوا.»
مرسلی درباره دو عامل اصلی این پدیده چنین می‌گوید: «یکی افت تراز آب زیرزمینی و دیگری ریزدانه بودن آبخوان. افت تراز آب‌های زیرزمینی رابطه نسبتا مستقیمی با فرونشست دارد و با افت هرچه بیشتر تراز، فرونشست شدت می‌گیرد. تاثیر ریزدانه بودن مبدا زمین‌شناسی آبخوان به این صورت است که اگر در مناطقی هر چقدر هم تراز آب افت داشته باشد، اما خاک ریزدانه نباشد، فرونشست رخ نخواهد داد.
بنابراین یک جاهایی از آبخوان‌ها چنین خاصیتی دارد.» با این توضیح به گفته او همین حالا در بسیاری از مناطق تهران تراز آب‌های زیرزمینی افت بسیار شدیدتری از جنوب غرب تهران دارد اما فرونشست رخ نداده و دلیل آن خاصیت زمین‌شناسی آن مناطق است. به طور مثال خاک شمال تهران دانه‌درشت است و با اینکه افت آب‌های زیرزمینی آن از جنوب تهران بیشتر است، اما فرونشست ندارد.
فرونشست اتفاقی ناگهانی نیست، آرام آرام رخ می‌دهد. به چشم نمی‌آید. این یکی از دلایل مهم بی‌توجهی به این پدیده مخرب است. مرسلی فرونشست را با زلزله مقایسه می‌کند و می‌گوید: «زلزله ناگهان رخ می‌دهد و همه توجه‌ها را جلب می‌کند و بودجه به آن اختصاص می‌یابد. مدیری که برای چهار سال در سمتی قرار می‌گیرد، به اینکه چهل سال دیگر زمینی قرار است فروبنشیند، بی‌توجه است. شوک فرونشست ناگهانی نیست اما اثری که بر سرزمین و ساکنان آن می‌گذارد، از سیل و زلزله بیشتر است و غیر قابل برگشت است.» او با بیان این موارد ادامه می‌دهد: «اگر همین فرونشست در شمال شهر بود، همین حالا به اندازه سیل و زلزله به آن بودجه می‌دادند و با آن مقابله می‌کردند. اما جنوب غرب تهران بیشتر زمین‌های کشاورزی و مناطق کم‌برخوردار و حاشیه‌ای است و به همین دلیل هشدار درباره آن، کمتر نمود دارد.»
این کارشناس حتی معتقد است وضعیت تهران آنقدر اورژانسی نیست که در تحقیق تازه دانشگاه ییل به آن اشاره شده. او می‌گوید استان‌های دیگر وضعیت حادتری دارند و اضافه می‌کند: «به نظر من اینکه فرونشست تهران به بمب ساعتی توصیف شده، اینطور هم نیست. فرونشست در وسعتی بزرگ و در زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهد. البته اثرات بسیار مخربی دارد و نمی‌توان منکر آن بود.» به گفته او فرونشست‌هایی که در همدان رخ می‌دهد و ناگهان یک تکه زمین فرو می‌رود، ماهیت متفاوتی دارد و در نقاطی رخ می‌دهد که سنگ کف آهکی باشد اما تهران اینگونه نیست.
چه باید کرد؟
مسائل زمین‌شناسی با توجه به میزان اثرگذاری آن بر جمعیت و بازگشت‌ناپذیربودن آن، مهم است اما آنچه درباره مسئله فرونشست همیشه در خبرها دیده می‌شود، عدد و آمار یا بروز یک حادثه است. با فرونشست باید چه کرد؟ آیا قابل کنترل است؟ می‌توان از ابعاد خسارت‌بار آن کاست؟ کارشناسان در جواب می‌گوید بله.
به طور مثال در حالی که فروش فاضلاب تصفیه‌شده به بخش کشاورزی و صنعت در کنار برداشت مداوم از آب‌های زیرزمینی و حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز، در سال‌های گذشته باعث فرونشست زمین شده، مدیر‌کل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست می‌گوید: «چنانچه برنامه تعادل آبخوان‌ها مورد توجه قرار نگیرد و وزارت نیرو از درآمد فروش فاضلاب نگذرد؛ با فاجعه و بحرانی بزرگ در تهران و بسیاری از شهرهای کشور روبه‌رو می‌شویم.
نبود درک درست از مسئله و جدی نگرفتن ماجرا یکی از دلایل حاد شدن آن بود. ما برای تعادل بخشی در حوزه آب بودجه‌ای اختصاص نداده‌ایم اما برای پروژه‌های انتقال آب که طرح‌هایی پرهزینه و شکست خورده بودند میلیاردها تومان هزینه کردیم.»
مریدی می‌گوید در حال حاضر برای مناطقی که دچار فرونشست شده‌اند کاری نمی‌توان انجام داد. چرا که آبخوان از دست رفته و دیگر توان ذخیره آب ندارد اما برای جلوگیری از وقوع فرونشست در سایر بخش‌ها باید با سرعت عمل کرد. او تهران را مثال می‌زند که به دلیل حجم بالای فاضلاب موجود می‌توان بخشی از مشکل را در آن مدیریت کرد. «فقط لازم است از درآمد این بخش چشم‌پوشی کنند و فاضلاب را به جنوب کن و سایر مناطق تزریق کنند. در مناطقی که چاه‌های غیرمجاز فراوان دارد هم تشکل‌های مردم نهاد و با برنامه‌ریزی و آگاه‌سازی باید وارد کار شوند. همه باید کمک یکدیگر باید این کار را پیش ببرند در غیر این صورت هر روز شاهد فاجعه بزرگتری خواهیم بود.»
اما راه‌حل چیست؟ مرسلی، عضو کارگروه آب‌های ژرف کشور به فاجعه‌ای که در راه است اشاره می‌کند و می‌گوید: «می‌توانیم برداشت‌ها را طوری مدیریت کنیم که منجر به فرونشست نشود. باید به حساسیت مناطق بر اساس نوع خاک و تراز آب زیرزمینی، توجه کنیم و برای مدیریت آب برنامه‌ریزی کنیم. این مسئله‌ای مهم و علمی است که کمتر به آن توجه شده است.» او برای توضیح بیشتر می‌گوید: «با وقوع فرونشست، آبخوان متراکم می‌شود و تخلخل خود را از دست می‌دهد. این اتفاق قابل بازگشت نیست. اگر روند افت آب زیرزمینی را متوقف کنیم یا حتی به صورت مصنوعی آب تزریق کنیم، باز هم تخلخل زیاد نمی‌شود و علاوه بر این کاهش نفوذپذیری، حاصلخیزی خاک را کم خواهد کرد. در عین حال خود فرونشست خطوط ریل، نفت، گاز و همه و همه را دچار خسارت جدی می‌کند. کاهش تخلخل خاک، مرگ آبخوان است.»
مرسلی با گلایه از اینکه مواجهه با فرونشست در کشور بیشتر به سمت پایش رفته است، می‌گوید: «همه بیشتر به پایش توجه می‌کند. فقط مخاطرات را می‌بینند اما هیچ قدمی برای کاهش نرخ فرونشست نمی‌انجام ندهند. نرخ فرونشست سالانه را کم یا متوقف نمی‌کنند. در هیچ نقطه‌ای از ایران با مدیریت فرونشست کم یا متوقف نشده است. اما کشورهایی چون آمریکا و ژاپن توانسته‌اند در این زمینه موفق باشند.»
راه حل کشورهای دیگر چه بوده است؟ او پاسخ می‌دهد: «آنها چند روش را در نظر گرفته‌اند.
یکی اینکه مناطقی که مطالعات زمین‌شناسی فرونشست را در آن نشان می‌دهد، برداشت آب زیرزمینی کمتر شود و به سمت مناطقی برود که مخاطرات کمتر است؛ مناطق ریزدانه‌تر برداشت کمتر، مناطق درشت‌دانه‌تر برداشت بیشتر. دوم اینکه به طور کلی برداشت آب کمتر شود و اگر ممکن نیست، باز هم برداشت به سمت مناطق درشت‌دانه‌تر برود. سومین روش استفاده از حوضچه‌های تغذیه مصنوعی است. یعنی در نقاطی که مخاطره فرونشست داریم، به وسیله این حوضچه‌ها، با آب‌های سیلابی منطقه را تغذیه و افت تراز را جبران کنیم. ژاپن در این زمینه قدم‌های مهمی برداشته و پیشرفت کرده است. ما در ایران تغذیه مصنوعی هم داریم، مثلا در ورامین. اما مکان‌یابی آنها درست نبوده و با هدف مقابله با فرونشست نیست.»
جهان در مواجهه با فرونشست
مشکل فقط تهران نیست. اولین گزارش فرونشست در ایران مربوط به دهه 60 و رفسنجان و زرند در کرمان است. آیا امروز مواجهه با مشکل فرونشست این مناطق تغییری کرده؟ عضو کارگروه آب‌های ژرف کشور می‌گوید نه. «ما همچنان نسبت به فرونشست بی‌توجهیم.» به گفته او علاوه بر کرمان، استان‌های اصفهان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، همدان، یزد و استان فارس، فرونشست جدی دارند و به مرحله بحران رسیده‌اند. مرسلی می‌گوید فرونشست زمین فقط به وزارت نیرو مربوط نیست. باید جهاد کشاورزی، وزارت صنعت و معدن و سازمان‌های زمین‌شناسی و حفاظت محیط زیست و نقشه‌برداری پا پیش بگذارند و مدیریتی یکپارچه داشته باشند. او می‌گوید: «صدای فرونشست دارد بلند‌تر می‌شود و در سال‌های آینده بیشتر درباره آن خواهیم شنید. باید علاوه بر پایش، اقداماتی عملی انجام دهیم.»
سال گذشته نتایج تحقیقات سازمان یونسکو نشان داد که فرونشست یا غرق شدن تدریجی زمین 19 درصد جمعیت جهان را تا سال 2040 تحت تاثیر قرار می‌دهد.
بر اساس این تحقیقات اگر هیچ اقدامی صورت نگیرد، فعالیت‌های انسان به همراه تغییرات اقلیمی که خشکسالی و افزایش سطح دریاها را به همراه داشته، زندگی بسیاری از افرادی را در معرض خطر قرار می‌دهد که در شهرهای ساحلی زندگی می‌کنند.
به گزارش روزنامه گاردین، در جاکارتا طی 10 سال، بیش از 2ونیم متر فرونشست کرده است که باعث شد دولت اندونزی برنامه‌ریزی کند تا پایتخت این کشور را به جزیره بورنئو منتقل کند. فرونشست زمین در اروپا باعث شده تا هلند 25 درصد پایین‌تر از سطح دریا قرار بگیرد. مناطق ساحلی مسطح، زمین‌های کشاورزی و مناطق روستایی که آب و هوای خشکی دارند در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
به گفته جراردو هررا گارسیا، محقق «موسسه زمین‌شناسی و استخراج معادن» مناطقی که جمعیت بالایی دارند یا مناطقی که با وجود آب و هوای خشک برای کشاورزی نیاز به آبیاری دارند، باید آب را از زیرزمین استخراج کنند. وقتی آب خارج می‌شود، حجم آبی که در لایه‌های آبدار زیر زمین دوباره جایگزین شود بسیار کمتر حجم آبی است که به بیرون از زمین پمپ می‌شود و بهره‌برداری از آن از زیر زمین می‌تواند باعث فرونشست زمین شود. اما نبود قوانین کافی برای استخراج آب و سرعت بالای جمعیت رو به رشد جهان مهم‌ترین فاکتورهایی هستند که باعث فرونشست زمین می‌شوند.
در 50 سال گذشته جمعیت ایران بیش از 2 برابر شده است اما هنوز قوانین سفت و سختی برای استخراج آب وجود ندارد. در شهرهایی که سرعت فرونشست زمین بسیار بالاست، سالانه 25 درصد از سطح زمین فرونشست می‌کند. فرونشست زمین یک مشکل جهانی است که به گرم شدن کره زمین و شیوه‌های ناپایدار کشاورزی برمی‌گردد. آمریکا، چین و هند برای برآورده کردن نیاز مردم جهان به موادغذایی به سرعت در حال بهره‌وری از آب‌های زیرزمینی هستند. ادامه این روند تمام جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
علاوه بر آن تغییرات اقلیمی باعث دوره‌های طولانی‌مدت خشکسالی می‌شود که سرعت فرونشست زمین به دلیل استفاده بیشتر آب‌های زیرزمینی را بالا می‌برد.
این گزارش می‌گوید در حالی که فرونشست زمین تهدید بزرگی برای محیط زیست جهان محسوب می‌شود، اما خیلی راحت‌تر از تغییرات اقلیمی می‌توان مشکل آن را برطرف کرد. تکنولوژی‌هایی مانند ماهواره‌ها و رادارها خیلی سریع این مناطق را شناسایی می‌کنند و مقامات محلی با استفاده از «قوانین و ابزار ساده» می‌توانند با این مشکل مبارزه کنند؛ کاری که در توکیو برنامه‌ریزی شد و توانستند مشکل فرونشست زمین‌ها را حل کنند. کشف منابع آبی جایگزین و استفاده از روش‌های کشاورزی پایدار سبب استفاده کمتر از آب‌های زیرزمینی باعث فرصت دادن به زمین برای رسیدن آب به لایه‌های زیرین می‌شود. به گفته هررا گارسیا از این راه‌حل‌‌ها می‌توان برای لایه‌های آبی بزرگ و کوچک استفاده کرد اما مهم این است که همین حالا زمان دست به کار شدن است.

بیش از ۱۵۰۰ هکتار از اراضی چهارگانه تا ابتدای تابستان سوختند

بیش از ۱۵۸۲ هکتار از اراضی حفاظت شده و تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست از ابتدای سال جاری تاکنون دچار آتش‌سوزی شدند، این درحالیست که همه محیط‌بانان، همیاران محیط زیست و مردم خیر، آماده‌باش هستند تا هنگام بروز آتش‌سوزی با همه قوا برای نجات طبیعت اقدام کنند.بر اساس آمار به دست آمده تا روز ۳۱ خرداد ماه، ۱۴۵۲.۹۲ هکتار از اراضی چهارگانه و حفاظت شده دچار آتش‌سوزی شدند و بیشترین میزان منطقه گرفتار شده در آتش سوزان، مربوط به استان فارس است.به گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، رئیس گروه برنامه ریزی و پشتیبانی تجهیزات مناطق حفاظت شده سازمان حفاظت محیط زیست در مورد وضعیت مناطق حفاظت شده، با بیان مطلب فوق اظهار کرد: بر اساس آمار ارائه شده امروز، ۱۳۰ هکتار از اراضی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست نیز در مازندران دچار آتش‌سوزی شد و با در نظر گرفتن این آمار و آتش‌سوزی در میانکاله، حدود ۱۵۸۲ هکتار از اراضی مورد بحث گرفتار آتش شده است.
رضا حسن هراتی با بیان اینکه بیشترین میزان آتش‌سوزی‌ها در سال جاری مربوط به استان فارس، میانکاله و کردستان است، در مورد نحوه مهار آتش گفت: نسبت به سال گذشته مهار آتش‌سوزی بسیار بهتر صورت گرفته است؛ هماهنگی‌هایی نیز با وزارت دفاع در راستای تامین بالگرد در صورت نیاز، صورت گرفته است.او با اشاره به تخصیص اعتبار به استان‌ها برای تامین تجهیزات مورد نیاز در راستای مهار آتش‌سوزی‌ها گفت: اعتبار به استان‌ها داده شده و اکنون در حال خرید و انجام کارهای مناقصه و .. هستند؛ ما هم پیگیر هستیم تا تجهیزات زودتر تامین شود.
رئیس گروه برنامه‌ریزی و پشتیبانی تجهیزات مناطق حفاظت شده سازمان حفاظت محیط زیست همچنین با اشاره به تلاش سازمان برای کنترل هوشمند مناطق حفاظت شده، گفت: بخشی از پارک گلستان با توجه به سابقه ۱۰ ساله آتش‌سوزی در منطقه انتخاب شد تا هوشمندسازی به صورت پایلوت در آن صورت گیرد.
او ادامه داد: سابقه ۱۰ سال آتش‌سوزی‌هایی که در پارک صورت می‌گرفت را بررسی کردیم و مشخص شد که در محدوده کنار جاده ترانزیتی گرگان – مشهد که از وسط پارک ملی گلستان می‌گذرد، بیشترین آتش‌سوزی رخ می‌دهد. این محدوده از تنگه‌راه تا تونل دشت و حدودا ۳۸ کیلومتر است و به عرض یک کیلومتر منطقه مذکور برای اجرای طرح هوشمند سازی در نظر گرفته شد.

ذوب‌آهن بیش از ۴ هزار درختچه را قطع کرد

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان گفت که کارخانه ذوب‌آهن بیش از چهار هزار درختچه بادام کوهی جنگل‌های دست کاشت را برای احداث دیوار قطع کرده است.
محمدعلی کاظمی با بیان این خبر به مهر اظهار کرد «طبق گزارش اداره منابع طبیعی شهرستان لنجان، کارخانه ذوب‌آهن برای دیوار‌کشی به علت مسائل امنیتی و حفاظتی و موضوعات مطرح شده در شورای تأمین این شهرستان، اقدام به قطع جنگل‌های دست کاشت بادام کوهی یا اسکوپاریا کرد که سال‌ها پیش در راستای توسعه فضای سبز کارخانه کاشته بود.
او ادامه داد: حدود چهار کیلومتر در عرض ۱۲ متر در این منطقه برای احداث دیوار و جاده تسطیح شده و درختانی که در مسیر بوده قطع شده است که به محض دریافت گزارش اداره شهرستان این موضوع را پیگیری کرده و با دادستان مکاتبه کردیم و جانشین دادستان دستور توقف عملیات را صادر کرد.
او با اشاره به اینکه کارخانه ذوب‌آهن ابتدا تمکین نمی‌کرد و می‌گفتند جنگل‌های دست کاشت مربوط به کارخانه است، ابراز داشت: با هماهنگی و همکاری حفاظت محیط زیست و اداره راه و شهرسازی (اراضی جزو سند این اداره بود) در حال حاضر از ادامه عملیات جلوگیری شده تا ذوب‌آهن مجوزهای لازم را اخذ کند. اگر ذوب‌آهن به دلیل مسائل امنیتی و حفاظتی کارخانه بر احداث دیوار اصرار دارد این طرح باید بررسی شود که کمترین تعداد درخت قطع شود و ذوب‌آهن موظف به جایگزینی درختان قطع شده باشد زیرا شهرستان لنجان در احاطه صنایع آلاینده بوده و درختان ریه‌های تنفسی شهرها محسوب می‌شوند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان با اشاره به اینکه ارتفاع درختچه‌های بادام اسکوپاریا بین نیم تا یک و نیم متر است، گفت: کارخانه ذوب‌آهن در راستای توسعه فضای سبز این درختان را کاشته و نگهداری می‌کند و منابع طبیعی در ایجاد جنگل‌های دست کاشت این محدوده نقشی نداشته اما با وجود این به علت قطع درختان منابع طبیعی براساس وظیفه ذاتی ورود کرد و ذوب‌آهن موظف است درختان قطع شده را جایگزین کرده و یا در صورت ضرورت اجرای طرح درختان به گونه‌ای قطع شود که کمترین خسارت را داشته باشد.