بایگانی مطالب نشریه

گردوغبار و تشدید آثار تغییر اقلیم

توفان‌های گرد و غبار در سراسر منطقه شرق مدیترانه و خلیج فارس به عنوان پدیده‌های طبیعی غیرقابل کنترل تلقی می‌شوند. آسیب ناشی از توفان‌های گرد و غبار اجتناب‌ناپذیر است. از سویی خشکسالی شدیدی حداقل در دهه گذشته برقرار بوده و از سوی دیگر تلاش‌های کمی برای توسعه پوشش گیاهی، یا حداقل اجتناب از تخریب بیشتر جنگلها – صورت گرفته است. بخش غربی و جنوب غربی ایران به شدت تحت تأثیر رویدادهای گرد و غباری است که از مناطق کویری مجاور، عمدتاً از دشت‌های عراق و عربستان سعودی، و همچنین از توفان‌های گرد و غبار محلی منتقل می‌شود. تجزیه و تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهد 84 درصد از رویدادهای گرد و غبار منشأ محلی ندارند. یک ناهمگونی فضایی بزرگ طی سال‌های 1379-1397 نظر آماری در توفان‌ها دیده می‌شود: سال 1388 فعالترین سال گرد و غبار و پس از آن سال های 1390 و 1387 به دلیل شرایط خشکسالی طولانی در هلال حاصلخیز شرق مدیترانه، بیشترین انتشار گرد و غبار در ایران و عراق رخ داده است.
در عربستان سعودی، توفان‌های گرد و غبار تقریباً بر تمام نقاط کشور از جمله پایتخت ریاض اثر می‌گذارد. در شمال آن‌، این توفان‌ها با بادهای شدیدی که کویت را فرا می گیرد، ترکیب می‌شود. برخی از توفان‌های گرد و غبار ناشی از بادهای بسیار خشک «البواره» هستند که بر اثر فشار اتمسفر در حوزه شرقی مدیترانه و به سمت پایین در شرق شبه جزیره عربستان و محله ربع الخالی و همچنین عراق و کویت ایجاد می‌شوند.
توفان‌های شن بزرگ در عربستان سعودی از نواحی دور دست مانند لیبی شکل می‌گیرند. در ایران طی سال‌های اخیر هفت استان مورد بیشترین حمله توفان های گرد و غبار قرار گرفته‌اند: خوزستان، ایلام، کرمانشاه، لرستان، بوشهر، همدان و کردستان، بیشتر در معرض توفان‌های گردوغبارند.

البته استان‌های تهران، البرز، قم، مرکزی، اصفهان، آذربایجان غربی و شرقی محل‌های خطرناکی از نظر آسیب توفان‌های گرد و غبار بوده‌اند. مردم محلی در منطقه خلیج فارس به گرد و غبار عادت کرده‌اند و نام‌های مختلفی را بر این توفان‌ها گذاشته‌اند. در ایران به آنها توفان گرد و غبار عراق و عربستان می‌گویند. گاهی اوقات در ایران و عراق از آنها به عنوان توفان‌های شبح، تاریک یا سیاه یاد می‌شود. در امارات به آنها “الشمال” می‌گویند که اشاره‌ای به باد شمالی است که از عراق به کشورهای عربی خلیج فارس می‌وزد.
این توفان‌ها باعث افزایش ناگهانی جریان رودخانه‌ها، طوفان باران، سیل، آلودگی هوا و آسیب های کشاورزی می‌شوند و تخریب محیط زیست را در پی دارند. گزارش بانک جهانی در مورد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) نشان می‌دهد افزایش منابع گرد و غبار انسانی (با منشا مداخلات انسانها در طبیعت) در شمال آفریقا، که از صحرا برمی‌خیزند ، به طور قابل توجه‌ای بروز گرد و غبار در مدیترانه و MENA را تشدید می‌کند. دیگر منابع فعال، بسترهای خشک رودخانه ها در عربستان سعودی، مسائل هیدرولوژیکی در امتداد کرانه‌های شرقی رود اردن و دریاچه‌ها و بیابان های نمکی ایران است. تخریب زمین توسط انسان مشکلات را تشدید می‌کند.
خشکسالی یکی از عوامل موثر در این توفان‌ها است. ساخت و ساز سدها باعث تضعیف جریان های طبیعی آب در سراسر منطقه می‌شود و در نتیجه بر شدت خشکسالی می‌افزاید. کاهش آب زیرزمینی، مدیریت ضعیف آب و شوری نیز از دلایل اصلی توفان‌های گرد و غبار هستند. تالاب‌هایی در کشور ما به دلایل مختلف برای توسعه شهرسازی خشک شده‌اند، باعث تشدید اثرهای خشکسالی شده‌اند.
جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی از دیگر علل شناخته شده توفان‌های گرد و غبار در منطقه است. حدود 90 درصد از جهان عرب با بیابان پوشیده شده است و بنابراین در برابر باد آسیب‌پذیر است. هنگامی که این پدیده‌ها با سایر پدیده‌های آب و هوایی ترکیب شوند، باعث ایجاد جبهه‌های سرد و توفان‌های شن می‌شوند. شبه جزیره عربستان در یک نوار گرد و غبار شدید واقع شده است‌. طوفان های گرد و غبار در غبار جوی ، بسته به سطوح قرار گرفتن در معرض خاک، با مواد مختلف معدنی از جمله کوارتز، فلدسپات، کلسیت، دولومیت، میکا، آمفیبول و پیروکسن ، پخش می‌شوند. رسوبات گرد و غبار گاهی اوقات می‌تواند برای آب و هوا به عنوان منابع ریز مغذی برای اکوسیستم ها مفید باشد، اما گرد و غبار همچنین ممکن است با حمل آفت کش‌ها، علف کش ها، فلزات سنگین و مواد رادیواکتیو به محصولات آسیب برساند و باعث بیماری‌های تنفسی شود‌. توفان‌ها می‌توانند رادیواکتیویته را در سطح جهان گسترش دهند و تغییر اقلیم را به روش‌هایی که هنوز ناشناخته هستند تحت تأثیر قرار دهند. علاوه بر این، جنگ‌ها و نظامی‌سازی شدید در شرق مدیترانه، سوریه، عراق و ناحیه خلیج‌فارس نیز مواد خطرناک رادیواکتیو را منتشر کرده که به طور بالقوه می‌تواند به وسیله گرد و غبار در سراسر منطقه حمل شود.
گرد و غبار موجود در هوا تابش خورشید را جذب و پراکنده می‌کند و میزان رسیدن این پرتوها به سطح زمین را کاهش می دهد. گرد و غبار همچنین تشعشعات سطحی با طول موج بلند را جذب می‌کند و آن را در جهات مختلف بازتاب می‌دهد.به این ترتیب به تشدید اثر گلخانه‌ای و گرم شدن بیشتر زمین می‌انجامد. همچنین این توفان‌ها باعث آلودگی هوا می‌شوند. افزایش گرد و غبار یا رسوب بر روی سطح آب اقیانوس‌ها می‌تواند منجر به جذب بیشتر تشعشعات خورشیدی در اقیانوس‌ها شود. این موضوع سطح دریاها را گرم می‌کند و بنابراین می‌تواند دمای منطقه را افزایش دهد و رویدادهای شدید اقلیمی را تشدید کند.در میان عوامل مرتبط با توفان های گرد و غبار که مشکوک به ایجاد غیرمستقیم تغییرات اقلیمی هستند، رسوبات ذرات ریز موجود در هوا و گرد و غبار مواد معدنی در دریاها و اقیانوس هند قرار دارند. در آب‌های خلیج فارس، توفان‌های گرد و غبار عامل اصلی رسوب‌هایی هستند که می‌توانند به صورت لایه ای روی دریاچه‌ها و تالاب‌ها و گاهی اوقات حتی بخش‌های بزرگی از آبراه خلیج فارس را بپوشانند. حتی پنل‌های خورشیدی انرژی‌های تجدیدپذیر نیز وقتی با گرد و غبار پوشانده می‌شوند، دچار اختلال می‌شوند. با توجه به این عوامل، آشکار می‌‌شود که توفان‌های گرد و غبار در یک چرخه معیوب شرکت می‌کنند: تغییرات اقلیمی باعث طوفان می شود و توفان اثرهای تغییر اقلیم را تشدید می کند. زندگی اجتماعی-اقتصادی حول الگوهای اقلیمی می‌چرخد، بنابراین این معیشت است که به شدت تهدید می‌شود.

کرخه و هورالعظیم نیازمند فداکاری است

اگر به آمار منتشره در انتهای اسفند و 6 ماهه اول سال آبی مراجعه کنیم، دیدن اطلاعات بسیار موجب نگرانی بخصوص در سد و رودخانه کرخه می‌شود.. نگران در کرخه یک صفت البته نارسا از شرایط است. اگرچه متوسط آورد رودخانه های منتهی به استان خوزستان حدود 30 درصد کاهش را نشان میدهد اما این رقم در سد و رودخانه کرخه از 55 درصد نیز فراتر رفته است . یعنی رودخانه ای که سال آبی قبل درگیر خشکسالی بوده و منابع استراتژیک سد آن کاهش چشمگیری داشته در 6 ماه اول سال آبی جاری نیز در وضعیتی بسیار بحرانی قرار دارد. در یک شرایط عادی و نرمال انتظار است تراز آب در سد کرخه پس از آبگیری کامل به 220 متر برسد این در حالی است که هم اکنون تراز آب فاصله‌ای بعید با این رقوم ارتفاعی داشته و بر حسب محاسبات حجمی بیش از چهار میلیارد مترمکعب کسری وجود دارد.

چنین کمبودی فقط در حالتی قابل جبران است که به ناگاه سیلاب عظیمی مشابه بهار 98 در سد و رود کرخه به‌وقوع بپیوندد .امری محال که به هیچوجه وقوعش رخ نخواهد داد .این شرایط وقتی تلخ‌تر میشود که بدانیم قسمت مهمی از آب شرب استان و طرح بزرگ غدیر از آب سد کرخه تامین شده و در انتها نیز تالابی به نام هورالعظیم قرار دارد که وجودش بدون تردید بسیار حیاتی برای استان است . حداقل وقوع ریزگردها طی روزها و هفته ها قبل اشارتی مهم به ارزش این تالاب باید حساب شود . سوال مهم این است که در چنین شرایطی وظیفه ما به عنوان ساکنان این دیار چه می تواند باشد . البته بخش های مسئول دارای وظایفی هستند که باید انجام دهند لیکن ما نیز در این وضعیت به لحاظ انسانی فارغ از مسئولیت های اجتماعی نخواهیم بود . ممکن است دلایل متعددی بیابیم که وجود شرایط وخیم حاضر را به مسائل مختلفی پیوند دهد اما هیچکدام از این دلایل دردی را دوا نکرده و برای همه ی ما آب این مایع حیاتی نخواهند شد .
واقعیت آنکه امسال کرخه نیازمند ایثار و فداکاری همه ماست .مهم نیست محدوده زندگی ما در کدام نقطه جغرافیایی مسیراین رودخانه و یا سایر رودخانه های استان باشد . آنچه که ضروری و بسیار پر اهمیت است رفتاری است که از حالا تا شروع دوره بارشی سال آبی آتی در پیش خواهیم گرفت . به طور قطع تمام جملاتی که در ادامه نگارنده به عنوان راه حل می نویسد فقط با توجه به تنها مسیر باقی مانده و در نظر گرفتن همه جوانب بوده و جز ثبات استان و نجات محیط زیست و تالاب هورالعظیم و نهایت ایجاد امیدی برای زیست کشاورزان برای سال های آینده در منطقه نیتی دیگری در آن نیست . امسال هر گونه کشت برنج و یا اقدام به کشت غیر مجاز و یا افزایش سطح بیش از آنچه که کارشناسان تعیین می نمایند و همچنین برداشت اضافه آب و هر اقدامی که آب را بی کیفیت کند موجب میشود که هر آنچه در تمام این سال ها داشته ایم از دست برود و همگان چنان خسارت و زخمی متحمل شوند که سال ها برای التیامش وقت نیاز باشد . آنهم اگر درمان شود. این فداکاری و گذشتی است که همه در شهر و روستا باید به آن تن دهند . چه صرفه جویی در مصارف آب و انرژی شهرنشینان باشد و چه عدم کشت محصولات ممنوع و یا محدوده شده کشاورزان و روستاییان عزیز . این یادداشت راه حل نهایی و موقتی برای عبور از بحران آب کرخه است . البته باید به یاد داشت این راه حل فقط محدود به استان خوزستان نباید باشد بلکه نیاز است همه عزیزان مسیر طولانی رودخانه کرخه و سایر رودخانه ها در همسایگی ما نیز به آن بپیوندند و مسئولین استانی و وزارتی نهایت کنترل در بالادست را انجام داده که ظلمی مضاعف بر مردم جنوب تحمیل نشود .
هم استانی من نجات دیار هور و کارون , دز و مارون و آنچه ما به نام خوزستان پرافتخار و عزیز می شناسیم به این فداکاری و رفتار و انتخاب طی چند ماه پیش رو وابسته است . با دست خود به کشتن استان مان نرویم.ایثار و فداکاری شما بی ثمر و نتیجه نخواهد بود . کشت برنج در سال های بعد نیز ممکن است اما اگر رودخانه و تالاب های خود را ببازیم شاید. فرصتی مجدد برای همه ی ما حاصل نشود . به همین سادگی.

برنج‌کاری در سال خشک خوزستان

سال 1392 مقامات وقت وزارت نیرو اعلام کردند که ایران در آستانه تنش آبی است،‌ یک سال بعد در سال 1393 بانک مرکزی گزارشی را با عنوان تحلیل «وضعیت بحران آب در کشور و الزامات مدیریت آن» منتشر کرد که در آن نسبت به شرایط تنش آبی جدید هشدار داد. در سال 1399 معاون وقت وزیر در امور آب و آبفا از حضور 170 شهر در لیست شهرهای با تنش آبی و 50 شهر در زمره شهرهای پرتنش خبر داد. این در حالی است در دهم فروردین‌ماه سال جاری علی‌اکبر محرابیان، وزیر نیرو با اشاره به اینکه بحران آب در کشور در حال پیشروی است اعلام کرده که تنش آبی به 300 شهر ایران رسیده است.

یکی از استان‌هایی که در سال‌های اخیر به شدت با پدیده خشکسالی و سو مدیریت آب در ایران دست و پنجه نرم می‌کند، خوزستان است. استانی که به گفته پیمان حیدری مدیر دفتر حفاظت و بهره‌برداری آب سازمان آب و برق خوزستان در دو سال اخیر ذخایر آبی رضایت‌بخشی در مخازن خود ندارد و با کمبود 17 درصدی ذخیره آب در پشت سدهای آن مواجه هستیم. در این استان گرچه در سدهای کارون یک و دز شاهد رشد 8 درصدی بودیم اما در عوض در سد کرخه نسبت به سال گذشته ذخیره آب منفی 129 درصد است و در سد جره نیز عدد به منفی 16 می‌رسد. این در حالی است که در شرایط آبی سال 1400 که نسبت به امسال از وضعیت مساعدتری برخورد بود، شاهد اعتراضاتی نسبت به بی‌آبی از 24 تیر ماه بودیم که برای مدت‌ها در اهواز، هویزه، شادگان، حمیدیه، آبادان خرمشهر، بستان، سوسنگرد، دزفول و ایذه ادامه داشت . در حمایت از حق خوزستانی و اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با اهالی این شهرها مردم در شهرهای تهران، کرمانشاه، اصفهان، بوشهر، لرستان، کردستان، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی و البرز تجمعاتی را برگزار کردند که در نهایت برخوردهای صورت گرفته با معترضان در این شهرها هم موجی از انتقاد را به همراه داشت.
این روزها که حجم آب پشت سد کرخه 1.5 میلیارد کمتر از سال قبل است و همین موضوع نگرانی‌های جدی درباره نحوه مصرف این آب را بین کارشناسان ایجاد کرده ،‌ خبری منتشر شد که چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. این خبر درباره افرادی است از نزدیک به 12 هکتار زمین قابل کشت برنج را در این استان کرایه کرده‌اند و خودشان هم خوزستانی نیستند. سال 1400 برنج‌کاری به صفر شدن آب ورودی هورالعظیم منجر شد،‌ حال در سال جاری که هم از حجم آب کاسته شده و هم پیش‌بینی از سالی خشک خبر می‌دهند قطعا این اقدام که از سوی غیربومی‌ها با انگیزه سود بالا انجام می‌شود تبعات بیشتری بر این استان خواهد داشت به ویژه که با برنج‌کاری در تابستان آبی به کشاورزان پاییزه که بومی‌های این استان هستند نمی‌رسد و همین موضوع بر نارضایتی میان اهالی خواهد افزود. در چنین شرایطی است که کارشناسان از متولیان امر می‌خواهند به هر نحو ممکن جلوی شالی‌‌کاری در خوزستان گرفته شود و اجازه ندهند این استان با بحرانی دیگری در تابستان مواجه و تبعات آن گریبانگیر همه شود.
مهدی فصیحی‌هرندی پژوهشگر حکمرانی آب در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره کاهش حجم آب کرخه و شالی‌کاری های افراد غیربومی در این استان می گوید: بحث هایی که درباره کاهش آب در سدهای خوزستان و کرخه مطرح می‌شود اتفاق عجیبی نیست و این کاهش طبیعی به نظر می رسد. اما نکته‌ای که مطرح است به توسعه کشاورزی برمی گردد. سیلاب شدید فروردین‌‌ماه سال 1398 سبب به وجود آمدن خسارت‌های زیادی به معیشت مردم و کشاورزان خوزستان شد، به همین سبب برای رفع این خسارت‌ها، با وجود اینکه وزارت نیرو کشت برنج را به جز در چند استان در شمالی در بقیه کشور ممنوع کرده بود، استاندار سابق خوزستان در بازدید از مناطق آسیب دیده برای جبران خسارت مردم، مجوز کشت برنج هبه کرد و این رویه‌ای شد که تغییر دادن آن دشوار است و همین موضوع باعث شده این رویه همچنان ادامه داشته باشد. کشت برنج پرمنفعت است و گرفتن این امتیاز از مردم دیگر راحت نیست. در سال‌های بعد از سیل هم مدیریتی انجام نشد تا این رویه کشت برنج در امسال که خشکسالی است، متوقف شود. آبی که برای کشت شلتوک یا برنج استفاده می‌شود آب زیادی است در کنار این آب حجم آبی که در زمین‌های برنج در گرمای بیش از 40 درجه خوزستان تبخیر می‌شود هم بسیار زیاد است حتی تبخیر نمی‌گذارد که آبی در زمین نفوذ کند و وارد چرخه هیدرولوژیک شود.
او می افزاید: موضوع دیگر به نیروگاه‌های برق آبی برمی‌گردد که در مواقع پیک مصرف می توانیم از آنها انتظار تولید انرژی داشته باشیم . در این مورد هم شاهدیم مانند سال گذشته چنین موردی را نخواهیم داشت. در ایران متاسفانه سه بخش سیاست‌گذاری‌مان یعنی کشاورزی، آب و برق به شکل مستقل عمل می‌کنند و هیچ ارتباطی بین آنها برقرار نیست. در چنین حالتی می‌توان چنین نتیجه گرفت اگر اوضاع بدتر از سال گذشته نباشد قطعا بهتر نخواهد بود، چون در این یک سال اتفاقی نیفتاده یا سیاستی اتخاذ نشده است که این تصور را به وجود آورد که شرایط به سمت بهتر شدن حرکت می‌کند. این روزها هم که متاسفانه خبر رسیده است کشت برنج در خوزستان توسط افراد غیربومی در حال انجام است و همین موضوع شرایط را در این منطقه پیچیده‌تر می‌کند.

اعتبار مقابله و مدیریت ریزگردها در بودجه ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ حذف شده است

سمیه رفیعی رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در حالی از وضعیت بودجه ریزگردها انتقاد کرد که گویا عمل‌کرد همکارانش در مجلس نهم در قبال بودجه سازمان حفاظت محیط زیست و همین‌طور لوایح محیط زیستی دولت را فراموش کرده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد رفیعی به جای آنکه از ورود مجلس به «سهل‌انگاری مدیریت آلودگی هوا»وارد شود بهتر است به سراغ ضعف دیپلماسی محیط‌زیستی برود. چیزی که هم در مواجهه با همسایه‌های غربی و هم در مواجهه با همسایه شرقی به شدت ضعیف بوده و عملا هیچ چشم‌انداز ملموسی از آن دیده نمی‌شود.
این در حالی است که پیشتر در سال ۱۳۹۹ قرار بود بودجه مقابله و مدیریت ریزگردها با برداشت از صندوق توسعه ملی افزایش یابد و رفیعی باید خبر داشته باشد که این برنامه چه سرانجامی یافته است.
دولت دوازدهم در آخرین سال مدیریت خود، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ برای برنامه تثبیت شن‌های روان و مقابله با بیابان‌زایی، 20میلیارد و 210میلیون تومان درخواست بودجه کرد.بخش مهمی از این اعتبارات برای هزینه‌های جاری مانند حقوق و دستمزد کارکنان و هزینه ارائه خدمات‌عمومی بود.در این بین14.4میلیارد تومان آن نیز برای راهبری طرح‌های مقابله با بیابان‌زایی و کانون‌های بیابان‌زا در75هزار هکتار از اراضی کشور صرف می‌شود و 6میلیارد تومان نیز برای راهبری و اجرای طرح‌های مشترک بین‌المللی در این زمینه هزینه می‌شود.
با این حال و براساس گزارشی که ایسنا منتشر کرده رفیعی درباره اعتبارات مقابله با ریزگردها گفت: متاسفانه دولت هم در بودجه سال گذشته و هم در بودجه امسال هرگونه اعتبار در خصوص مقابله یا مدیریت ریزگردها را حذف کرد.
رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس گفت:هر چند مبادی ورودی این مساله از مرزهای غربی، جنوب و جنوب غربی است و بیشتر کانون‌ها خارجی است؛ اما قاعدتا باید جهت برنامه‌های بعدی بودجه لازم تخصیص پیدا می‌کرد که متاسفانه این امر هم مغفول ماند و مرکز ملی مقابله با ریزگردها در سازمان محیط زیست دقیقا معلوم نیست چرا این درخواست را برای تامین اعتبارات لازم در خصوص این معضل در شرایط بحرانی نداشت و پیگیر نبوده است.
رفیعی با اشاره به مصوبات فراکسیون محیط زیست در سال گذشته در خصوص آلودگی هوای تهران گفت:بر این اساس ایستگاه‌های سنجش کیفیت هوا باید مرتبا بروزرسانی و کالیبره شوند.
رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس بر لزوم بررسی و رایزنی جدی دیپلماسی درباره ریزگردها تاکید کرد و گفت:احتمال اینکه ما از شرایط هشدار و اضطرار به شرایط مداوم بحران برسیم کم نیست و اگر این وضعیت ادامه داشته باشد قاعدتا در فصل تابستان و پاییز هم با اختلاط ریزگردها و شرایط آلودگی هوای تهران قطعا مشکلات جدی خواهیم داشت.
رفیعی با تاکید بر این که مقابله با ریزگردها و آلودگی هوا بیشتر از همه به توان مدیریتی نیازمند است، خاطرنشان کرد:آلودگی هوا نیازمند مدیریت واحد است و فقدان مدیریت واحد در این حوزه بسیار مشهود است. مجلس این موضوع را در راستای تحقق قانون هوای پاک پیگیری می‌کند و با هرگونه سهل‌انگاری مدیریت آلودگی هوا برخورد می‌کند.
رفیعی همچنین با انتقاد از اطلاع‌رسانی درباره ورود ریزگردها به پایتخت گفت:ورود ریزگردها به پایتخت باید حداقل بین ۲۴ تا ۳۶ ساعت قبل توسط سازمان هواشناسی پیش بینی می‌شد.پس از پیش‌بینی سازمان هواشناسی قاعدتا ستاد مدیریت بحران و دانشگاه علوم پزشکی و محیط زیست از طریق رسانه‌ها باید موضوع را به مردم اطلاع می‌دادند.
رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس گفت: از طرفی اطلاعات ایستگاه‌های سنجش کیفیت هوا باید توسط سازمان محیط زیست به علوم پزشکی ارسال می‌شد که یا از طریق علوم پزشکی اطلاع‌رسانی عمومی صورت می‌گرفت یا خود سازمان محیط زیست سریعا اعلام وضعیت می‌کرد که متاسفانه تا چند ساعت بعد از ورود سامانه ریزگردها اطلاع‌رسانی عمومی انجام نشد.
نماینده مردم تهران در مجلس مجلس با اشاره به این که باید تصمیم‌گیری‌ها پیشگیرانه باشد، گفت:جلسه مدیریت آلودگی هوای استان تهران با حضور اعضا باید حداقل یک تا دو روز قبل تشکیل و موارد لازم پیش‌بینی و مراتب جهت تصمیم گیری به استانداری و نهادهای ذی‌ربط اعلام می‌شد که این امر نیز صورت نگرفته است.

درخواست بازگشایی موزه نفت‌سوزهای شهرستان کرمان

کارزاری با نام درخواست بازگشایی موزه نفت‌سوزهای شهرستان کرمان در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #موزه_نفت_سوزهای_کرمان پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به وزیر نفت، استاندار کرمان، مدیر میراث فرهنگی استان کرمان آمده است: «موزه نفت‌سوزهای کرمان دربرگیرنده قدیمی‌ترین و منحصربه‌فردترین لوازم و اشیای نفت‌سوز است و به دلیل مجاورت با بافت تاریخی شهر و همجواری با مزار سردار مقاومت، نه تنها دارای ارزش مادی بوده بلکه دربرگیرنده ارزش‌های معنوی نیز هست. متاسفانه با بهانه تغییر مدیریت و طرح این موضوع از طریق روابط عمومی شرکت نفت، مدت‌هاست که مورد بازگشایی قرار نگرفته است و شهروندان فرهنگ‌دوست کرمان امکان بازدید از اشیای موجود در موزه و تجدید خاطره با آن‌ها را ندارند.
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «بازگشایی موزه نفت‌سوزهای شهرستان کرمان» شوند.
این کارزار از ۱۹ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۱۹ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از۲۳۷ نفر امضا شده است.

ساخت پتروشیمی میانکاله بی‌قانونی است

به دنبال اعتراضات فراگیر به کلنگ‌زنی پروژه پتروشیمی میانکاله، گروهی از فعالان محیط زیست مقابل سازمان حفاظت محیط زیست تجمع کردند. آنها صبح دیروز با داشتن پلاکاردهایی در دست به پتروشیمی میانکاله «نه» گفتند و درخواست کردند جلسه‌ای با علی سلاجقه، رئیس سازمان برگزار شود. مدیر دفتر بازرسی سازمان حفاظت محیط زیست نیز با آمدن به جمع تجمع‌کنندگان گفت جلوی هر اقدام غیرقانونی در میانکاله گرفته می‌شود و سازمان محیط زیست در این هفته نظرش را اعلام می‌کند. این اعتراضات در حالی است که کلنگ‌زنی پروژه پتروشیمی با وجود ادعای توافق با محیط زیست، از ابتدا مجوز محیط زیستی نداشت، طرح ارزیابی محیط زیستی و توان اکولوژیک آن هنوز انجام نشده است. در همین حال دیروز ساعاتی پس از این اعتراضات، سلاجقه در نامه‌ای خطاب به استانداران درخواست کرد از کلنگ‌زنی و افتتاح پروژه‌های بدون مجوز ارزیابی محیط ‌زیستی جلوگیری شود.

«ارزیابی‌های جهت‌دار را متوقف کنید»، «قانون‌مندی طبیعت را باور کنیم»، «نه به پتروشیمی میانکاله»، «در تخریب طبیعت همه بازنده‌ایم»؛ فعالان محیط زیستی که دیروز مقابل در پردیسان تهران تجمع کردند، پلاکاردهایی با این شعارها در دست داشتند. تجمع آنها 9 صبح آغاز شد و چند نفر از مدیران در جمع معترضان حضور یافتند. فعالان حاضر در این تجمع درخواست کردند که از طریق رئیس جمهور و قوه قضائیه، با مجری طرح برخورد شود و رضا فرخی، مشاور و مسئول بازرسی، ارزیابی عملکرد و رسیدگی ‌به ‌شکایات وعده داد که در هفته آینده معترضان جلسه‌ای با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست داشته باشند.
پاسخ به معترضان: از ضوابط کوتاه نمی‌آییم
فرخی در سخنانی عنوان کرد: «تا زمانی که مطالعات ارزیابی اثرات و توان اکولوژیک انجام نشود نمی‌توانیم درباره این طرح صحبت کنیم. باید مطالعات تکمیل و اشکالات رفع شود و مواردی نیز درباره آلودگی مطرح کرده‌ایم. از سوی دیگر ارزیابی توان اکولوژیک منطقه هنوز انجام نشده و این موضوع حتی مقدم بر ارزیابی اثرات است. بنابراین تا زمانی که مطالعات تکمیل نشود و اصلاحات انجام نشود این طرح از نظر ما مجوز ندارد.» مسئول بازرسی و ارزیابی عملکرد سازمان همچنین در پاسخ به اظهارات معترضان درباره کلنگ‌زنی بدون مجوز، چاله‌کنی برای درختکاری و تردد ماشین‌های سنگین در مراتع حسین‌آباد بهشهر گفت: «هیچ عملیات اجرایی تا زمانی که مجوز بگیرد انجام نمی‌شود و هر آنچه تا کنون انجام شده تخلف است. به هیچ وجه حق انجام این کار را ندارند. این پروژه در زمان مدیریت خانم جوادی در سازمان حفاظت محیط زیست، یعنی 15 سال پیش پیگیری شده بود اما بدنه سازمان با آن مخالفت کرد. حالا هم بدون هماهنگی کلنگ زده‌اند و آقای سلاجقه به شدت واکنش نشان داده و به وزیر کشور نامه داده است. در حال حاضر اقداماتشان غیرقانونی است و سازمان محیط زیست از خطوط قرمز و ضوابطش کوتاه نمی‌آید.» فرخی در ادامه از تشکل‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط زیست درخواست کرد در کنار سازمان بمانند و گفت: «پتروشیمی میانکاله در همین هفته تعیین تکلیف می‌شود. اگر قرار بود سازمان زیر بار این پروژه‌ها برود، 15 سال پیش با پتروشیمی کنار می‌آمد.»
این بی‌قانونی است
عباس محمدی، فعال محیط زیست که دیروز در این تجمع شرکت داشته درباره این تجمع و پاسخ‌ به معترضان به «پیام ما» می‌گوید: «تجمع ما به این دلیل بود که سازمان تلویحا مخالفتش را اعلام کرده است و می‌خواهیم در کنار آنها باشیم.»
او ادامه می‌دهد: «حرف‌های ما را شنیدند و به نظر همدلانه آمد. گفتند باید معلوم شود این منطقه پتانسیل احداث پتروشیمی دارد یا نه. اگر مثبت بود باید ارزیابی اثرات محیط زیستی انجام شود. اما هیچ کدام این مطالعات ارائه نشده است. و ما هم گفتیم که با این حساب کاری غیرقانونی در حال انجام است و اجرای این پروژه در نبود مجوز‌های لازم، یک بی‌قانوی محض است.»
محمدی اضافه می‌کند: «گفتیم که باید طرح شکایت و اعلام جرم شود و گفتند پیگیر هستیم. اما مسئله این است که بالاخره یک نیرویی باید جلوی آنها را بگیرد. به نظر من سازمان محیط زیست به یک حمایت اجتماعی گسترده نیاز دارد. در این صورت می‌تواند با اقتدار بیشتری وارد شود. پتروشیمی میانکاله طرح عظیمی است که 90 هکتار از یکی از معدود تالاب‌های ایران را تخریب می‌کند، آن هم در جایی که معاون رئیس جمهور مخالفت خود را اعلام کرده‌ است. در نبود اقتدار قانونی محیط زیست از دست می‌رود.»
کلنگ‌زنی‌های بدون مجوز متوقف شود
در روزهای پایانی سال ۱۴۰۰ کلنگ پروژه بدون مجوز پتروشیمی میانکاله در حالی در مرتع حسین‌آباد در ذخیره‌گاه جهانی زیست‌کره میانکاله بر زمین زده شد و وزیر کشور از توافق با محیط زیست گفت که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از آن بی‌خبر بود. این بی‌خبری خود سبب گلایه‌های بسیار شد. دیروز، ساعاتی پس از تجمع معترضان اما خبر رسید که علی سلاجقه در نامه‌ای از استانداران خواست در سفرهای استانی از کلنگ‌زنی و افتتاح پروژه‌های بدون مجوز ارزیابی محیط‌زیستی جلوگیری شود.
او در این نامه نوشت: «در سنوات قبل و با فشارهای نامتعارف و بخشی‌نگری محض اجرایی شده، نه‌تنها منجر به تحقق آمایش سرزمین و توسعه پایدار نگردید، بلکه به دلیل آلودگی‌ها و تخریب‌های غیرقابل‌جبران، به پدیده ضد توسعه تبدیل و نیز اثرات زیان‌بار آن در تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و نارضایتی عمومی جامعه را برانگیخته است.»
سلاجقه از مصادیق این موضوعات را به اجرای پروژه‌های آزادراه‌ها، بزرگراه‌ها و راه‌آهن، سدسازی‌ها، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها، انتقال آب بین حوضه‌ای اشاره کرد و گفت: «متاسفانه در سنوات گذشته تحت عنوان پروژه‌های دارای پیشرفت فیزیکی، ولی بدون مجوز محیط ‌زیستی همواره به‌عنوان یک چالش عمیق بین دستگاه‌های اجرایی و دستگاه‌های نظارتی و قضایی با این سازمان از جهت عدم رعایت قوانین، ضوابط و مقررات مطرح‌شده است که پرداختن به آن نمی‌گنجد. اما نظر به اینکه پروژه‌ها با اخذ مجوز غیرقانونی از برخی دستگاه‌ها من‌جمله سازمان برنامه‌وبودجه، تامین اعتبار می‌شوند و اغلب این پروژه‌ها با همین مجوز توسط مقامات ارشد کشور و با رایزنی‌های نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، بالاخص در حوزه‌های انتخاباتی و استانداران با همین رویه ناصواب افتتاح می‌شوند و پس‌ازآن، متأسفانه مشکلات بسیار زیادی در پیش روی حافظان محیط‌ زیست کشور و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط برای حل‌وفصل عدم تعادل‌ها ازجمله تخریب جنگل‌ها و پوشش گیاهی، عدم رعایت حریم‌های کمی و کیفی منابع آب سطحی، عدم تامین کافی نیاز آبی پروژه‌ها، تداخل با مناطق چهارگانه محیط‌زیست، قرارگیری در حریم شهرها و یا تداخل با شعاع‌های ممنوعه ایجاد صنعت در کلان‌شهرها و نزدیکی با شهر و روستا و نارضایتی‌های اجتماعی از جمله عدم اجرای تعهدات مجریان در قبال سایر دستگاه‌ها و مردم که نهایتاً منجر به تاخیر افتادن اجرای پروژه‌ها و یا دستور توقف قضایی در حین ساخت‌وساز پروژه می‌شود که بخشی از آن نیز به‌عنوان تخلف دستگاه های اجرایی موجب پیگرد قانونی در دستگاه قضایی قرار می‌گیرد.»
رئیس سازمان حفاظت محیط ‌زیست در پایان این نامه گفته است:‌ «برای پرهیز از بروز مشکلات آتی و قطع زنجیره شروع پروژه بدون مجوزهای قانونی از جمله مجوز سازمان حفاظت محیط‌زیست تحت عنوان مجوز ارزیابی محیط زیستی، از کلنگ‌زنی و افتتاح پروژه‌ها توسط مقامات ارشد کشوری که عموماً در سفرهای استانی اتفاق می‌افتد، قویاً اجتناب شود.»
مرتع حسین‌آباد زیر چرخ توسعه ناپایدار
اعتراضات فعالان محیط زیست به اجرای پتروشیمی میانکاله گسترده‌تر شده است. این مخالفت‌ها علاوه بر مرتع‌داران اراضی لله‌مرز و حسین‌آباد که به ساخت و ساز در مراتعشان معترضند، در گروه‌های مختلف دیده می‌شود و نظرسنجی‌های آنلاین در سایت‌های محلی نشان می‌دهد بسیاری از مردم نیز به صف مخالفان پیوسته‌اند. با این همه پروژه ساخت پتروشیمی همچنان در حال پیگیری است و مرتع حسین‌آباد بهشهر هر روز زیر چرخ ماشین‌های سنگین له می‌شود.

میانکاله، هورالعظیمی دیگر

سالیان سال است که پارادایم توسعه پایدار گفتمان غالب متخصصان محیط زیست و آنگاه فعالان این حوزه شده است؛ پارادایمی که ابتدا به ساکن سه رکن محیط زیست، جامعه و اقتصاد در آن ارزش یکسانی داشته‌اند اما همچون دیگر پارادایم‌ها…

توسعه پایدار نیز دستخوش تغییر و تحول شده است و در حال حاضر این توسعه اقتصادی است که باید در خدمت جامعه پیرامونی باشد و جامعه پیرامونی نیز برای ادامه حیات باید در محیط زیستی قرار داشته باشد که این توسعه به آن آسیبی نرساند. به نوعی در نگاه جدید به توسعه پایدار، محیط زیست سالم لازمه حیات جامعه و جامعه سالم لازمه یک توسعه است و از این رو می‌توان این‌گونه برداشت کرد که در مصاف بین توسعه اقتصادی و محیط زیست این محیط زیست است که ارجحیت دارد. با این مقدمه به یکی از بحث‌های داغ این روزهای حول یکی از موارد توسعه ناپایدار می‌پردازم. این روزها که بحث احداث یک واحد پتروشیمی در نزدیکی تالاب میانکاله داغ است برای بازدید از تالاب بین‌المللی هورالعظیم به شهر رُفَیَّع در استان خوزستان رفتم تا از نزدیک شاهد غلبه نگاهی سودمحور بر توسعه پایدار (اگر آن را پارادایم کاملی بدانیم) باشم. تصویر منتشر شده در این یادداشت، که بخشی از بازدید چند ساعته از بخش‌های نیمه‌خشک تالاب است به خوبی آتیه میانکاله منحصر به فرد را نشان می‌دهد. در خلال گفت‌وگویم با دو تن از بومیان منطقه متوجه شدم آنها نه تنها خود را منتفع از توسعه رخ داده در میدان نفتی قرار گرفته در هور نمی‌دانند که محاصره‌شدن شهرشان توسط سیل سال 98 را نتیجه خشک‌شدن بخشی از تالاب به واسطه ایجاد دایک‌ها و راه‌های دسترسی ایجاد شده برای تاسیسات نفتی می‌دانستند. به عبارتی از منظر آنها توسعه شکل‌گرفته نه نعمتی برای آنها که بدل به نقمتی شده بود که هر آن امکان داشت زندگی‌شان را به زیر آب ببرد. مطمئناً ادعای آنها نیاز به راستی‌آزمایی آن هم با ارزیابی‌های دقیق مهندسی دارد اما نمی‌توان این گزاره را رد کرد که توسعه شکل‌گرفته در هور کمکی به اشتغال بومیان آن منطقه نکرده بلکه باعث شده است حتی معاش بومی آنها را مورد تهدید قرار دهد. مسئله اصلی این است که حتی اگر این ادعا و ادعای پیشین نیز مردود باشد نمی‌توان ذهنیت شکل‌گرفته آن مردم را به حال خود رها کرد. مگر نه این که جامعه پیرامونی و حس رضایت آنها از آن طرح بخشی از همین توسعه آن هم از نوع پایدارش است؟ بگذارید از منظر اقتصادی به فاجعه رخ داده در هورالعظیم و فاجعه در شرف وقوع در میانکاله بپردازیم چرا که گویا منطق سودمحوری بر شاکله نظام تصمیم‌گیری در این کشور حاکم شده است و هرگونه تلاش برای حفظ اکوسیستم‌های ارزشمند طبیعی را با چوب نیاز به خلق ثروت و ایجاد اشتغال می‌راند. مطالعه سال 2015 ادوسیملی در دانشگاه ایالتی لویزیانا ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی هر هکتار از یک تالاب را به طور میانگین بیش از 93 هزار دلار در سال برآورد کرده است و این یعنی بخش ایرانی تالاب هورالعظیم با مساحتی نزدیک به 125 هزار هکتار قادر است سالانه بیش از 11.5 میلیارد دلار خدمات اکوسیستمی از تصفیه آب و حفاظت در برابر سیلاب گرفته تا فرصت‌های تفریحی و زیستگاه‌های حیات‌وحش را برای این کشور فراهم آورد. احتمالاً خواننده شکاک با ارائه اعدادی دیگر از ارزش هر هکتار تالاب صحت ارزش پیش گفته را زیر سؤال برده و کلیت این یادداشت را رد کند. از آنجایی که شیوه‌های علمی متعددی برای محاسبه ارزش پولی (Moneatory Value) یک هکتار تالاب وجود دارد راقم این سطور نیز می‌تواند به تخمین EPA به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین و معتبرترین سازمان‌های متولی محیط زیست در دنیا استناد کند که حداقل و حداکثر ارزش یک هکتار تالاب را بین 318 هزار تا 721 هزار دلار در سال برآورد کرده است آنگاه 11.5 میلیارد دلار بالا را می‌توان تا نزدیک به 90 میلیارد دلار افزایش داد. همین محاسبات را برای اکوسیستم با ارزش تالاب میانکاله با 45 هزار هکتار مساحت تکرار کنید تا به عدد خیره‌کننده بیش از 4 میلیارد دلاری برسید. حال سؤال از تصمیم‌گیرندگان برای اعطای مجوز به احداث پتروشیمی در جوار اکوسیستمی این چنین منحصر به فرد این است که درآمد حاصل از این پتروشیمی به چه میزان و متعلق به چه کسانی است که ارزش آن بیش از یک سرمایه ملی 4 میلیارد دلاری است؟ آیا آورده این توسعه برای جامعه پیرامونی و محیط زیست آن چیزی بیش از آورده توسعه‌های نفتی در تالاب هورالعظیم است؟ درد آنجا است که بیش از چند صد کیلومتر ساحل مکران در جنوب کشور را رها کردیم و در جایی می‌خواهیم دست به توسعه آب‌بری چون پتروشیمی بزنیم که به خودی خود ارزش اقتصادی به مراتب بالاتری از آورده این توسعه برای اقتصاد ملی دارد. اگر تحریم‌ها باعث شده است تکنولوژی کافی برای استخراج از منابع مشترک در تالاب هورالعظیم را نداشته باشیم و ترس از برداشت‌های بی‌محابای کشورهای همسایه ما را واداشته که خود به دست خود بخش‌هایی از هورالعظیم را به سمت نابودی بکشانیم آیا بر سر استقرار پتروشیمی در جوار مکانی که بخش قابل‌توجهی از برچسب‌های حساس‌کننده اذهان نسبت به یک اکوسیستم طبیعی را دارد نیز اجباری وجود دارد؟ آیا نمی‌توان این پتروشیمی و دیگر سایت‌های پتروشیمی مخرب محیط زیست همچون پتروشیمی دهدشت، گلستان، بویراحمد، لردگان، اصفهان و … را به نوار ساحلی دریای مکران منتقل کرد و آنجا را کانون توسعه قرار داد؟ پیش‌ترها این انگاره که هرچه صنایع در عمق بیشتری از مرزها قرار گیرند از منظر امنیتی ایمنی بالاتری خواهند داشت و از مظان حملات دشمن در امان هستند باعث شد بخش قابل‌توجهی از تاسیسات صنعتی که اغلب هم توسعه‌های به شدت آب‌بری هستند در مرکز کشور ایجاد شوند آیا با وجود موشک‌های قاره‌پیما چنین نگرش فکری که در مجامع خصوصی نقل محفل است محلی از اعراب دارد؟ آینده زیستی «منطقه حفاظت‌شده»، «پناهگاه حیات‌وحش»، «تالاب بین‌المللی» و «ذخیره‌گاه طبیعی زیست‌کره» در میانکاله مشابهت‌های زیادی با تصویر گرفته شده از تالاب هورالعظیم را دارد؛ از دست رفتن بخشی از یک اکوسیستم کم‌نظیر، از دست رفتن بخشی از فرصت‌های معیشتی وابسته به خدمات اکوسیستمی این تالاب، نارضایتی مردم بومی و هزار مشابهت دیگر با هور.

جوابگوی مردم باشید

آلودگی هوا و گردوغبار شدید، تهران را تعطیل نکرد. مسئولان که تصمیم‌گیری درباره تعطیلی را به ساعت ۲۲ جمعه ۱۹ فروردین موکول کرده بودند، در نهایت به تعطیل نشدن تهران و مراکز آموزشی آن رای دادند. محسن منصوری، استاندار تهران اعلام کرد که با توجه به پیش‌بینی هواشناسی، شاخص آلایندگی هوای تهران کمتر می‌شود و به همین دلیل هم مراکز آموزشی باید به صورت حضوری فعال باشند. او همچنین توصیه کرده بود تا بیماران قلبی و ریوی از فعالیت در فضای باز خودداری کنند، شهروندان از سفرهای غیرضروری در تهران پرهیز کنند و فعالیت‌های ورزشی در فضای باز ممنوع است و دانش‌آموزان نیز در محیط کلاس حضور داشته باشند و در حیاط مدرسه حضور پیدا نکنند. این تصمیمات درحالی گرفته شد که کمیته اضطرار آلودگی هوا، بازی پرسپولیس و آلومینیوم را لغو کرده بود و به بیماران تنفسی توصیه کرده بود از تردد در فضای باز خودداری کنند. شهروندان تهرانی اما در فضای مجازی به این نوع تصمیم‌گیری‌ها انتقاد کردند. انتقادی که به پارلمان شهر تهران نیز کشیده شد.

گردوغبار، روز جمعه ۱۹ فروردین آسمان شهرهای غرب کشور را در نوردید و خودش را به تهران رساند و پایتخت آلوده‌ترین شهر دنیا شد. وضعیت آلایندگی در چند ایستگاه خطرناک توصیف شدند و شرایط به گفته مسئولان «بحرانی» تلقی شد. محمد میرزایی قمی، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران می‌گوید: غلظت ساعتی ذرات معلق کوچک‌تر از 10 میکرون از بامداد جمعه 19 فروردین به شدت افزایش یافت و میانگین غلظت ساعتی ایستگاه‌های سنجش در ساعت 11 صبح روز جمعه به 1179 میکروگرم بر مترمکعب یعنی 7 و نیم برابر استاندارد رسید. درحالیکه استاندارد روزانه برای این آلاینده 155 میکروگرم بر مترمکعب است. او همچنین با بیان اینکه غلظت ساعتی ذرات معلق کوچک‌تر از 2 و نیم میکرون نیز تا 228 میکروگرم بر مترمکعب و به عبارتی، 6 و نیم برابر استاندارد افزایش یافت، تصریح کرد: استاندارد روزانه برای این آلاینده 35 میکروگرم بر مترمکعب است.
مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران با تأکید بر اینکه شاخص 24 ساعته آلاینده ذرات معلق کوچک‌تر از 10 میکرون در ساعت 11 صبح روز جمعه 19 فروردین به عدد کم‌سابقه 190 رسید و به صورت همزمان، شاخص آلاینده ذرات معلق کوچک‌تر از دو و نیم میکرون نیز تا عدد 161 افزایش یافت، تاکید کرد: شاخص 24 ساعته برای آلاینده ذرات معلق کوچک‌تر از 10 میکرون تا ساعت 11 صبح دیروز به عدد بی‌سابقه 332 و برای آلاینده ذرات معلق کوچک‌تر از 2 و نیم میکرون به عدد 210 رسید که نشان‌دهنده شرایط بحرانی کیفیت هوا در روزهای مورد بررسی است. شرایط بحرانی کیفیت هوا اما شهر را تعطیل نکرد. موضوعی که به نظر می‌رسد، براساس قانون درباره آن تصمیم‌گیری نشد. بهزاد اشجعی، کارشناس محیط زیست به «پیام‌ما» می‌گوید: مطابق با آیین‌نامه شرایط اضطرار اگر شاخص آلایندگی بالای ۱۵۰ باشد، مدارس و مراکز آموزشی باید تعطیل شوند و اگر شاخص‌ها عدد ۲۰۰ را نشان دهند، تعطیلی شهر محرز است. همچنین اگر شاخص آلایندگی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نیز طی چند روز ادامه داشته باشد، باید تمام مراکز اداری و آموزشی تعطیل شوند. اشجعی اما از یک استثنا برای شهر تهران یاد می‌کند. به گفته او تصمیم برای تعطیلی تهران باید با مجوز هیات دولت باشد: یا معاون اول یا اگر اختیار به وزیر کشور تفویض شده باشد، باید در اینباره تصمیم بگیرند اما در باقی شهرها کمیته اضطرار می‌تواند درباره تعطیلی شهر تصمیم‌گیری کند.
تعطیلی در سلامت مردم موثر بود
تعطیلی شهر به گفته این کارشناس محیط زیست می‌توانست افراد کمتری را در معرض آلودگی هوا قرار دهد. او می‌گوید برخی تعطیلی در شرایط فعلی تعطیلی را اشتباه می‌گیرند: تعطیلی در فصل زمستان در تردد خودروها و کاهش انتشار آلاینده‌ها موثر است اما آلودگی فعلی تهران منشاء طبیعی دارد و به دلیل کانون‌های گردوغبار ایجاد شده است، به همین دلیل تعطیلی در کاهش آلودگی تاثیر ندارد اما باعث می‌شود تا مردم در چنین شرایطی در معرض هوای آلوده قرار نگیرند.
موضوعی که وزارت بهداشت نیز روی آن تاکید داشت: سلامت مردم. عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت روز جمعه به برخی رسانه‌ها گفته بود که مدارس در شهرهای با شاخص خطرناک باید غیرحضوری برگزار شود. او حالا به «پیام‌ما» می‌گوید: در دستورالعمل شرایط اضطرار به صراحت گفته شده است که در زمانی که شاخص کیفیت هوا از ۱۵۰ به بالا باشد، کیفیت هوا ناسالم برای همه گروه‌هاست و یکی از اقداماتی که باید انجام شود، تعطیلی مدارس است. او با انتقاد از تصمیم اخذ شده مبنی بر تعطیل نشدن می‌گوید: خط قرمز ما سلامت مردم است، سلامت مردم اولویت هر چیزی است. ما هم گفته بودیم که مدارس مجازی باشد، قبل از عید کاملا مجازی بود و حالا با یک روز مجازی شدن دوباره هم اتفاق خاصی رخ نمی‌داد، آن‌هایی که این تصمیم را گرفتند باید جوابگوی مردم باشند.
سکته قلبی و مغزی از تبعات آلودگی هوا و گرد و غبار است
شاهسونی تاکید می‌کند که حضور افراد در معرض آلودگی هوا و گردوغبار، باعث افزایش بیماری‌های قلبی و تنفسی و افزایش مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانی و افزایش مصرف داروها و سکته‌های قلبی و مغزی و افزایش مرگ‌های زودرس می‌تواند از تبعات آن باشد.
تهران باید در چه وضعیتی قرار گیرد تا اقدامی صورت گیرد؟
دیروز، رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران نیز از تصمیم کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران انتقاد کرد او به ایسنا گفته بود: در چنین شرایطی آنچه که عموم شهروندان تهران از دولت و مسئولان شهر تهران تقاضا دارند تعطیلی مدارس و ادارات بود که متاسفانه در جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران به تصویب نرسید و سوالی که ما و شهروندان از کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران داریم این است که شهر تهران باید در چه وضعیتی قرار گیرد تا اقدامی صورت گیرد؟ او که پیشتر هم خواستار حضور یکی از اعضای شورا در جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران شده بود، بار دیگر تاکید کرد: انتظار می‌رفت حداقل یکی از اعضای شورای اسلامی شهر تهران نیز به جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران دعوت می‌شد تا نقطه نظرات و دغدغه‌های نمایندگان شهروندان تهران در پارلمان محلی را بیان کند. مشکلات شهر تهران عزم ملی و همگانی می‌طلبد و انتظار داریم برای حل چالش‌های مهم پایتخت همچون آلودگی هوا راه حل مناسب ارائه شود. باید بر اساس قانون هوای پاک همه دستگاه‌ها و ارگان‌های مشخص شده در قانون به وظایف خود عمل کنند. هوای پاک حق شهروندان بوده و وظیفه متولیان تحقق آن است.
دیروز، شنبه، ۲۰ فروردین با وجود پیش‌بینی‌ها شاخص آلایندگی هوا در شهر تهران بالاتر از عدد ۱۵۰ ایستاد. نقشه آلایندگی تهران را قرمز توصیف کرد و این یعنی هوا همچنان برای همه گروه‌ها ناسالم است. پیش‌بینی‌های هواشناسی می‌گوید آلایندگی هوا در روزهای آینده کاهش پیدا می‌کند.

همه می‌خواهند به خانه برگردند

تعداد زیادی از اوکراینی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که بازگشت به خانه و روبه‌رو شدن با خطر جنگ بهتر از پناهندگی در کشورهای دیگر است.

به نظر می‌آمد به احترام عادت دارد.کت خزدار و کلاه صورتی رنگی پوشیده بود که با سنجاقی درخشان تزئین شده بود.معلوم بود به وقار خاصی عادت کرده ولی حالا در ایستگاه اتوبوس لویو منتظر بود.اوکسانا در لهستان و جمهوری چک نام خانوادگی‌اش را نگفت.صرفاً گفت که یک پناهنده دیگر در یک پناهگاه است.که به این زبان صحبت نمی‌کند.اما پس از دو هفته اقامت به همراه دختر و نوه یک ساله‌اش دیگر نمی‌توانست تحمل کند.
او گفت: «هیچکس به ما نیاز ندارد.هیچ کس به معلم نیاز ندارد.دانستن زبان چک الزامی است. آن‌ها آماده بودند که مرا به عنوان یک نظافتچی ببرند، اما حتی در آن زمان هم باید جایی برای زندگی پیدا کنم.»
به گزارش نیویورک‌تایمز، اکنون او و خانواده‌اش به تعداد زیادی از اوکراینی‌هایی که در حال بازگشت به خانه بودند، می‌پیوندند. برای اولین بار از زمان تهاجم روسیه در شش هفته پیش، تعداد زیادی از مسافرانی که از شهر لویو در غرب اوکراین و دیگر مراکز حمل‌ونقل عبور می‌کنند، به جای فرار به خانه بازمی‌گردند.
هنوز تعداد بسیاری از شهروندان خانه‌های خود را ترک می‌کنند.اما به گفته مسافران و مقامات، افزایش تعداد کسانی که بازمی‌گردند، این باور را تقویت می‌کند که جنگ می‌تواند سال‌ها طول بکشد و افراد تمایل دارند با تحمل کمی خطر در کشور خودشان زندگی کنند تا اینکه در کشور دیگر بدون خانه و جامعه پناهنده باشند.
یوری بوچکو، معاون سرپرست نظامی لویو در مصاحبه‌ای گفت: «آمار اخیراً بسیار تغییر کرده است. در اوایل جنگ 10برابر تعداد افرادی که برگشتند باقی ماندند.اکنون در برخی روزها نیمی از کسانی که از مرز استان لویو عبور می‌کنند، به جای ترک، به خانه بازمی‌گردند.»
بیشتر کسانی که بازمی‌گردند عمدتا زنان و کودکان هستند. اکثر مردان اوکراینی در سن نظامی با کمتر از سه فرزند در آغاز جنگ از خروج از کشور منع شدند.در مرز با لهستان، تقریباً تمام رانندگان خودروهای غیرنظامی که از مرز عبور می کنند، زن هستند. ایستگاه‌های قطار و اتوبوس مملو از زنان و کودکان است.
آقای بوچکو گفت: «مردم اکنون فهمیده‌اند که جنگ چگونه است و حتی با جنگ شما می‌توانید در اوکراین، در لویو بمانید و زندگی کنید.آن‌ها در ابتدا به دلیل وحشت رفتند اما اعضای خانواده‌شان هنوز اینجا هستند.».او گفت که با بازگشایی مغازه‌ها و مشاغل بیشتر، اوکراینی‌ها نیز به کار خود باز می‌گردند. او ادامه داد که روز شنبه(دوم ماه اپریل)۱۸هزار اوکراینی کشور را ترک کردند در حالی که ۹هزار نفر دوباره بازگشتند.ارقام گارد مرزی اوکراین این روند را تایید می‌کند.
بیش از چهار میلیون اوکراینی از زمان شروع جنگ از کشور گریخته‌اند و بیش از هفت میلیون نفر خانه‌های خود را ترک کرده‌اند اما در اوکراین مانده‌اند.
بسیاری از کسانی که در این کشور ماندند به لویو و سایر شهرهای نزدیک به مرز لهستان که تصور می‌شد امن‌تر از شهرهای جنوب و شرق هستند، موقتا مهاجرت کردند.
حملات موشکی اخیر در لویو، از جمله به یک پایگاه آموزشی نظامی و یک تاسیسات نفتی، ده‌ها نفر را کشت، اما در بیشتر موارد شهر دست نخورده باقی ماند.
مسافران و مقامات گفتند که برخی از مردم به دلیل عقب نشینی روسیه، به پایتخت، کی‌یف، باز می‌گردند.
والریا یوریونا در ایستگاه قطار پرآذین لویو که قدمت صدساله دارد، روی سکو ایستاده بود تا سوار قطاری به میکولایف شود، قطاری که همچنان زیر آتش شدید حملات هوایی روسیه قرار دارد.دختر14ساله او و سگشان در قطار ایستاده بودند.دختر بزرگش در خانه در میکولایف منتظر او بود.
خانم یوریونا، یک کارمند دولت است و گفت که آن‌ها از گلوله باران روسیه که آپارتمانشان را تکان داد، وحشت کرده بودند.اما او گفت گذراندن یک ماه کامل در آپارتمان در لویو با دوستان، دختر و سگش سخت است.
او گفت: «آن‌ها بیمارستان‌ها را در میکولایف بمباران کردند. آنجا به کمک مردم نیاز دارند تا پنجره‌ها را با عایق انفجاری بپوشانند.من برای داوطلب شدن برمی‌گردم.».او و دیگران گفتند که نگران این هستند که اتفاقی برای راه آهن بیفتد و آن‌ها را از رسیدن به خانه باز دارد.
هنگامی که یک آژیر حمله هوایی اخیرا در ایستگاه قطار به صدا درآمد، تعداد زیادی از مسافران به زیرزمین رفتند تا منتظر علامت رفع خطر باشند:مادران خسته در حالی که کودکان گریان را در آغوش گرفته‌اند، چمدان‌ها را می‌کشند، ساکنان شهر سگ‌های کوچ را در بغل گرفته‌اند.
یوری ساوچاک، یک راهنما است و مسافران را به سمت واگن‌های قطارشان راهنمایی می‌کرد. یک تیم پزشکی دیوانه‌وار از پله‌ها بالا می‌دویدند و زن مسن ضعیفی را روی ویلچر حمل و با عجله او را به موقع سوار قطار می‌کردند.
آقای ساوچاک، کهنه سرباز 20ساله راه آهن اوکراین، گفت: «در چند روز گذشته افراد بیشتری به خانه‌هایشان رفته اند.همه پول ندارند که برای مدت طولانی در خارج از کشور بمانند.همچنین کی‌یف آزاد شده و مردم می‌خواهند ببینند خانه‌هایشان ویران شده است یا خیر.»
در مقر اداره نظامی لویو، آقای بوچکو و کارکنانش پس از آخرین علامت رفع خطر از یک پناهگاه بیرون آمدند.با گذشت بیش از یک ماه از جنگ، آژیرها آنقدر معمول بود که کارمندان روی نیمکت‌ها نشسته بودند و چت می‌کردند، جوک می‌گفتند و با تلفن خود صحبت می‌کردند.او و سایر مقامات در حال برنامه‌ریزی برای مشاغل بیشتری بودند تا اوکراینی‌های بیشتری بتوانند برگردند و به کار خود بازگردند.
او گفت: «در ابتدای جنگ ما فکر می‌کردیم یا امیدوار بودیم که این جنگ یک هفته یا احتمالاً چند روز طول بکشد.همین الان می‌بینیم که نه احتمالاً ماه‌ها، بلکه چندین سال طول می‌کشد و ما باید با آن زندگی کنیم.»
در ایستگاه اتوبوس، اوکسانا و خانواده‌اش در تلاش بودند تا یک تاکسی به ایستگاه قطار پیدا کنند تا به خانه خود در دنیپرو در شرق اوکراین بروند. زندگی به عنوان پناهنده سخت‌تر از زندگی در محله خودشان یعنی دنیپرو است که به تازگی توسط موشک‌های روسی مورد اصابت قرار گرفته است.
اوکسانا گفت: «بیش از دو هفته در حال پرسه زدن بودیم.از لهستان به جمهوری چک و سپس بازگشت به لهستان و سپس اینجا.»
دخترش هالینا که او نیز مدرس کالج است، گفت: «ما در یک مرکز کوچک در جمهوری چک اقامت داشتیم.شما باید همه کاری را خودتان به تنهایی انجام دهید و همه چیز به زبان چکی است و نمی‌توانید آن را بفهمید.»
در لهستان آن‌ها پس از دو روز زندگی در یک پناهگاه به یک هتل نقل مکان کردند اما پس از آن پولشان تمام شد.
هالینا گفت: «سخت بود.همه در یک اتاق بودند.لهستان به خصوص در مورد غذا و چیزهای دیگر بسیار خوب بود، اما ما جایی برای زندگی نداشتیم.»
دیگرانی که با اتوبوس از لهستان وارد شدند، گفتند که لهستانی‌ها بسیار استقبال کرده‌اند، اما از تعداد افرادی که وارد شده‌اند غافلگیر شدند. اوکسانا گفت: «همه می‌خواهند به خانه برگردند.»

زمزمه‌های مرگ «شادگان»

مخالفان سد مارون 2 می‌گویند ساختن این سد بر سرچشمه اصلی مارون یعنی مرگ حتمی تالاب شادگان. آذرماه سال 1398 که مطالعات اولیه این سد به پایان رسید، دولت دوازدهم در تلاش بود تا کلنگ ساخت سد را بزند اما در نهایت این اتفاق نیفتاد چرا که مخالفت‌ها با ساخت سد مارون 2 و نگرانی از خشک شدن کامل تالاب بین‌المللی شادگان کار را به تعویق انداخت. حالا اما باز هم زمزمه‌های ساخت این سد شنیده می‌شود. این در حالی است که پیش از این ساخت سد مارون یک هم مخالفان بسیاری داشت و از زمان ساخت آن در دهه 70 تاکنون حقابه تالاب شادگان تامین نشده است.

قرار است سد مارون 2 یا سد آبریز روی سرچشمه اصلی مارون در منطقه «آبریز» و «اندرون دشمن زیاری» ساخته شود و به این ترتیب انتقال آب برای حوضه زهره (چرام و دهدشت) انجام گیرد. پیش از این مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کهگیلویه‌وبویراحمد هم این انتقال را نادرست دانسته و گفته بود که انتقال آب از حوضه مارون به حوضه زهره، کاری بسیار اشتباه و نادرست است و بهتر است که اراضی شهرستان‌های مذکور از خود حوضه‌ زهره تامین آب شوند.
از جمله دیگر اشکالات دیگر این سد محل اجرای آن است. چرا که سد آبریز بر روی شاخه اصلی مارون که پر آب و هم شیرین است احداث می‌شود، از طرفی در پایین‌دست سد مذکور، رودخانه شور با آب سولفاته، با درصد بسیار بالا از مناطق گچی وجود دارد، که خود به تنهایی می‌تواند کیفیت آب را دچار مشکل کند. به خصوص در فصول خشک، که سد قطعا خروجی کمتری خواهد داشت، این مشکل بیشتر نمایان می‌شود. بنابراین اکوسیستم و محیط زیست منطقه را با خطر جدی مواجه می‌کند.
ماجرا برای اهالی شادگان اما متفاوت است. آنها در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند از آب سد مارون 1 هم به درستی استفاده کنند و حالا علاوه بر زمین‌های کشاورزی و دام‌هایشان که خشکسالی رمقی برایشان نگذاشته، نگران تالاب شادگان هم هستند. عبدالکریم امیری، فعال محیط زیست در شادگان از جمله این افراد است. او از بی‌آبی می گوید، از خشکی زمین‌ها در شادگان که سومدیریت به این روز دچارشان کرده است. امیری به «پیام ما» می‌گوید در صورت ساخت این سد از بهبهان تا شادگان صدهزار هکتار زمین دچار مشکل بی‌آبی می‌شوند و این جدا از بی‌آبی تالاب شادگان است. او به سد مارون 1 هم اشاره می‌کند؛ سدی که به گفته او در زمان ساخت برای خوزستان نعمت بود و بعدها به نکبت بدل شد. «وقتی سد مارون یک ساخته شد، قرار بود 55 هزار هکتار از زمین‌های بهبهان تا شادگان را آب دهد اما بعد از ساخت سد زمین‌های دیمی را به آبی تبدیل کردند و 52 هزار هکتار زمین برای کشاورزی به منطقه اضافه شد. حقابه زمین کشاورزی و تالاب داده نشد و حالا ما به خاطر توسعه بدون مدیریت آب نداریم.» آنطور که امیری می‌گوید قرار بود این 52 هزار هکتار زمین در زمان ترسالی از آب سد استفاده کنند اما در زمان خشکسالی نباید استفاده می‌کردند و باید پلمب می‌شدند چرا که سند آنها دیمی بود نه آبی. اما این اتفاق نیفتاد. «زمین‌های دیمی در منطقه، حقابه زمین‌های آبی را می‌گیرند. این کار انجام نشد و شادگان بیشترین ضرر خشکسالی را دید. حالا اعتراض ما به این است که نه حقابه تالاب را دادند، نه به زمین‌های ما آب رسید و قرار است سد جدید ساخته شود.»
می‌خواهند زمین دیم را به زمین آبی تبدیل کنند
تالاب بین‌المللی شادگان با وسعت 486 هزار هکتار در فهرست جهانی کنوانسیون رامسر قرار دارد. این تالاب همزمان جزو مناطق حفاظت‌شده و مناطق موضوع بند الف ماده 30 قانون حفاظت و بهسازی است. در حال حاضر این تالاب به دلیل وضعیت شکننده‌ای که دارد از فهرست جهانی کنوانسیون رامسر به فهرست مونترو (تالاب‌های در وضعیت قرمز) اضافه شده اما یکی از دلایل این وضعیت شکننده را محمد داس‌مه، وکیل پایه یک دادگستری و فعال محیط زیست ایجاد سد مارون 1 در دولت هاشمی رفسنجانی، ساخت احداث سد آریوبرزن، سد کشاورزی در بهبهان و ساخت سد در رامشیر می‌داند. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «حقابه شادگان سالیان سال است داده نمی‌شود. صراخیه را به عنوان ونیز ایران می‌شناختند و حالا سال‌هاست خشکیده. در سال 91 فرج‌اللهی، فرماندار وقت شادگان اعلام کرد که 500 هزار نخل در شادگان خشک شده است و چند ماه پیش هم ناصری، نماینده شادگان اعلام کرد که این آمار به یک میلیون و هشتصد هزار نخل رسیده که این فاجعه‌ای برای منطقه است.»
به گفته او تالاب شادگان حقابه‌اش را از رودخانه جراحی دریافت می‌کند؛ رودخانه‌ای که از مارون بهبهان و می‌آید و سرچشمه آن هم رودخانه «ایدنک» در کهگیلویه‌وبویراحمد است. «از دیگر مصیبت‌های شادگان باید به تخلیه فاضلاب بهبهان به رودخانه مارون اشاره کرد که بدون عملیات تسویه به مارون می‌رسد و باعث افزایش شوری آب شده است. پسماند شهری شادگان در حریم تالاب و پسماند بهبهان هم در عرصه تالاب ریخته می‌شود و حالا اگر سد مارون 2 در بالادست بهبهان ساخته شود شادگان خواهد مرد.» به گفته داس‌مه در فاز اول این پروژه می‌خواهند 35 هزار هکتار از زمین‌های دیم این منطقه را به زمین‌های آبی تبدیل کنند و روش آبی غرقابی مدنظر است. «در حالی که همین حالا هم حقابه تالاب تامین نمی‌شود، با ساخت این سد با مرگ حتمی تالاب شادگان روبه‌رو خواهیم بود. اگر در غرب خوزستان با از بین رفتن حقابه تالاب هورالعظیم که بالغ بر 120 هزار هکتار است با بوران گردو‌غبار مواجهیم، تالاب شادگان 486 هزار هکتار است و شرق خوزستان هم به مصیبتی مانند غرب خوزستان دچار می‌شود اما این بار کانون ریزگرد تا فارس کشیده می‌شود.»
او در ادامه به نامه انجمن‌های صنفی کشاورازن و شیوخ و طوایف شادگان اشاره می‌کند؛ طوماری که در آن مخالفت خود را با ساخت این سد اعلام کرده‌اند. آنها در نامه‌شان خطاب به فرماندار شادگان نوشته‌اند: «همانطور که اطلاع دارید احداث سد مارون 2 بر سرشاخه‌های جراحی، علاوه بر نابودی کشاورزی شهرستان‌های پایین‌دست و بالاخص شهرستان شادگان، پیامدهای محیط زیستی بسیار ناخوشایند و غیرقابل تصوری را به همراه خواهد داشت. لذا ما مردم شادگان ضمن اعلام مخالفت شدید خود با احداث چنین سد غیرکارشناسانه‌ای از مسئولان ذیربط تقاضای اهتمام خاص برای جلوگیری از روند اجرایی شدن سد مذکور را داریم. لازم به ذکر است با وجود مخالفت‌های شدید نمایندگان محترم استان خوزستان بر این موضوع، این پروژه در شرف اجرایی شدن است.» این در حالی است که به گفته داس‌مه، سازمان محیط زیست هم نسبت به ساخت سد واکنش درخوری نداشته است. «متاسفانه سازمان محیط زیست توجهی به این موارد نداشته. یکی از مولفه‌های ارزیابی این سازمان باید تامین نظرات ذینفعان باشد اما مراجعه‌ای به این شهرها و مناطق نداشته‌اند. احداث سد مارون 2 مساوی است با مرگ کشاورزی بهبهان و هفت شهر پایین‌دست. اگر 35 هزار هکتار زمین دیم را آبی کنند، صدها هزار هکتار زمین آبی کشاورزی را از بین می‌برند.»
درباره سدها بدون تعصب منطقه‌ای صحبت کنیم
با اجرای سد مارون 2 قرار است آب به صورت ثقلی از یک تونل به طول ۴۹۰۰ متر به لوله‌هایی با طول ۷۴۰۰ متر انتقال و با احداث تونلی به طول ۶۴۵۰ متر، به دشت‌های کهگیلویه و چرام برسد. اما این طرح در میان خود اهالی کهگیلویه هم مخالفان زیادی دارد چرا که آب ساکنان اصلی حوزه‌ مارون در خود استان کهگلویه و بویراحمد، یعنی بخش ثلاث قدیم، شهرستان‌های بهمیی و لنده، بخش‌های سوق، چاروسا، دشمن‌ زیاری و دیشموک را نیز تامین نمی‌کند و روستاهایی هم در این مناطق زیر آب خواهند رفت و همین هم دلیلی است تا در آن استان هم با احداث سد مارون 2 مخالفت‌هایی در جریان باشد.
امید سجادیان، دبیر شبکه تشکل‌های محیط زیستی و منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد هم بر این مخالفت‌ها تاکید می‌کند و در عین حال به «پیام ما» می‌گوید: «انتظاری که از فعالان محیط زیست در مورد سد‌ها داریم، نگاهی بدون تعصبات منطقه ای است. مخالفت با سد مارون ۲ باید در کنار مخالفت با توسعه ۱۴ هزار هکتاری جدید و همچنین کشاورزی ۱۰۰ هزار هکتاری کشاورزی غرقابی در بهبهان باشد.»
او از سوی دیگر می‌گوید سدها باعث توسعه نامتوازن کشاورزی و برهم خوردن چرخه اکوسیستم در پایین‌دست می‌شوند؛ تالاب ها و‌ رودهایی که صد هزاران سال جریان داشتند. «اثرات منفی سدها بر محیط زیست فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی آن قدر زیاد است که بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته از دهه 70 به بعد دیگر نه تنها سدی نمی‌سازند بلکه به جمع کردن و برچیدن سدهای خود به قیمت‌های بسیار گزاف پرداخته‌اند تا اثرات منفی آنها را بر محیط زیست کم کنند و رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی خود را احیا کنند.» سجادیان همچنین تاکید می‌کند که این سدها نیستند که آب تولید می‌کنند بلکه جنگل‌ها و‌کوه‌ها تولیدکننده آب هستند و محیط زیست برای تولید آب باید خود نیز حقابه‌اش را دریافت کند.
حالا با وجود مخالفت‌های گسترده در دو استان، همچنان تلاش برای ساخت سد بالا گرفته است و تنها امیدواری مردم و فعالان محیط زیست در این مناطق توجه به صحبت‌های کارشناسی و اثرات طولانی‌مدت این طرح است؛ مواردی که درباره بسیاری از طرح‌ها مطرح شد و بی‌توجهی به آنها مشکلات محیط زیستی و اجتماعی فعلی را به بار آورده است.

دستگیری ۴۷ نفر از متهمان حریق عمدی جنگل‌ها

فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گفت: سال گذشته ۴۷ نفر در ارتباط با حریق عمدی در جنگل‌های زاگرس و شمال کشور دستگیر شدند.
رضا اکبری دلیل دستگیری‌ها را احتمال عمدی بودن آتش‌سوزی‌ها در عرصه‌های منابع طبیعی به‌ویژه جنگل‌ها اعلام کرده است.
او افزود: برای تمامی ۴۷ نفر متهمان دستگیر شده پرونده قضایی تشکیل و برای رسیدگی تحویل مراجع قضایی شده است. از این تعداد دو نفر زندانی شده‌اند و هم اکنون در زندان به سر می‌برند و ۲۱ نفر نیز بازداشت و ۱۴ نفر نیز با قرار وثیقه آزاد شده‌اند.
فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی تاکید کرد: خط قرمز ما امنیت عرصه‌های منابع طبیعی است و امنیت غذایی، امنیت زیستی و امنیت حیاتی در گرو امنیت عرصه‌های منابع طبیعی و حفاظت از آب، خاک و پوشش گیاهی است بنابراین با تمامی متخلفان، متعرضان و متجاوزان به عرصه‌های منابع طبیعی برابر قانون به شدت برخورد می‌کنیم.
اکبری ادامه داد: در ارتباط با حریق عمدی در جنگل‌ها نیز ماده ۴۷ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها مجازات سنگینی برای مرتکبان این جرم تعیین کرده است. به موجب این ماده قانونی، هرکس در جنگل عمداً حریق ایجاد کند، به حبس از سه تا ۱۰ سال محکوم می‌شود.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی سازمان منابع طبیعی کشور، فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی از عموم مردم به‌ویژه جوامع محلی خواست در صورت مشاهده هرگونه موارد مشکوک از قبیل دود، آتش‌سوزی، قطع درختان، احداث کوره زغال، تخریب و تصرف در عرصه‌های منابع طبیعی مراتب را از طریق تلفن رایگان و شبانه‌روزی ۱۳۹ و ۱۵۰۴ مرکز فرماندهی و کنترل یگان حفاظت اطلاع‌رسانی کنند.

درخواست زنان سینماگر برای پایان دادن به مناسبات خشونت جنسیتی

کارزاری با نام درخواست زنان سینماگر برای پایان دادن به مناسبات خشونت جنسیتی در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #زنان_سینماگر پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به جامعه‌ی سینمایی ایران آمده است: «ما زنان دست‌اندرکار سینما، این‌جا، کنار هم جمع شده‌ایم تا به مدد این همبستگی اعلام کنیم: هرگونه خشونت، آزار و باج‌گیری جنسی در محیط کار از نظر ما محکوم است و برای توقف آن خواستار عواقب قانونی جدی برای متخلفان هستیم. همچنین این نابرابری جنسیتی موجود در سینمای ایران و عدم وجود نظارتی که عرصه را برای زیاده‌خواهی و دست‌درازی افراد در جایگاه قدرت گشوده است، محکوم می‌کنیم. به جامعه‌ی سینمایی ایران در مورد شدت و گستردگی این آزارها علیه زنان که اکنون برای اولین بار اعتراض به آن به یک فریاد جمعی تبدیل شده است، هشدار می‌دهیم؛ آزارهایی که علی ‌رغم آشکار بودنشان در تمام این سال‌ها نادیده گرفته شده‌اند. امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «پایان خشونت جنسی برای بانوان در جامعه سینمایی» شوند.
این کارزار از ۱۷ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۲۰ فروردین ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از۲۶ هزار و۴۰۰ نفر امضا شده است.