بایگانی مطالب نشریه

گزارش پیام ما از وقایع اخیر گروگان کشی بیمارستان ها انسانیت در برابر پول

گزارش پیام ما از وقایع اخیر گروگان کشی بیمارستان ها
انسانیت در برابر پول
1- 24 فروردین 95. شکوفه فتحی آبادی، دخترسیزده ساله لرستانی به علت بیماری آپاندیس در بیمارستان ابن سینای نورآباد مورد عمل جراحی قرار می گیرد. بعد از گذشت دو روز به علت وخامت حال وی ،پزشک جراح دستور می دهد که جهت مداوا به بیمارستان دیگری اعزام شود و خانواده ی بیمار طبق سنت رایج مردم ، وی را به بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه اعزام می کنند. در آنجا حدود بیست و پنج روز بستری و تحت مداوا قرار می گیرد ، اما متاسفانه تلاش کادر پزشکی این بیمارستان نیز به هر دلیل بی نتیجه می ماند و در نهایت این بیماری نه چندان مهلک، موجب مرگ شکوفه می شود. وقتی که خانواده متوفی برای تحویل جسد مراجعه می کنند با یک صورت هزینه ۷۶میلیون تومانی مواجه می شوند،که تحویل جسد را منوط به پرداخت این مبلغ می نمایند. پس از التماس های فراوان خانواده متوفی برای تخفیف و تحویل جسد، این مبلغ به ۴۵میلیون تومان کاهش می یابد؛ در حالی که پرداخت این مبلغ نیز برای فردی که شغل وی کارگری می باشدو هیچ منبع درآمد دیگری ندارد و حتی هزینه ی ایاب و ذهابش را از دیگران قرض گرفته است بسیار دشوار می باشد. به هر حال تا امروزهمچنان این جسد در گرو مبلغ ۴۵ میلیون تومان می باشد.
2- 21 فروردین 95. وقتی خانواده علی عظیمی که از شهرستان انار استان کرمان برای گرفتن خدمات بیمارستانی بیشتر به بیمارستان اوقافی «گودرز» در شهر یزد پناه آورده بودند و بعد از ۴۰ روز درمان حالا باید جنازه پدر را تحویل می‌گرفتند، با صورت‌حساب چهارمیلیون‌و چهارصدهزار تومانی از جانب بیمارستان مواجه شدند. پسرمتوفی در این باره می‌گوید: « می‌گویند باید مبلغ را واریز کنید تا جسد را تحویل بدهیم. ما هم نداریم، پدرم برادر دو شهید بود و ما هم از بنیاد شهید برای بیمارستان نامه بردیم، ومی‌خواستیم او را با نامه بنیاد شهید ترخیص کنیم که نامه را قبول نکردند و گفتند این نامه به درد ما نمی‌خورد. داخل دفتر رئیس بیمارستان هم به‌هیچ‌عنوان راهمان نمی‌دادند؛ یعنی اگر می‌خواستیم رئیس‌جمهور را ببینیم این‌قدر سخت نبود.بعد از اینکه پدرم فوت کرد، سراغ امام‌جمعه شهر خودمان آمدیم تا کمکی بکنند، ایشان هم نامه‌ای به امام‌جمعه یزد نوشتند و آنجا نامه‌ای به بیمارستان گودرز نوشته شد که جنازه متوفی ترخیص شود و ما هم همه نامه‌ها را به همراه نامه بنیاد شهید به منشی بیمارستان تحویل دادیم و آنها نامه را پرت کردند و گفتند جای نامه‌نگاری پول بدهید. گفتند برای برادر شهید که کاری نمی‌توانیم بکنیم و فقط فرزند و پدر و مادر شهید تحت پوشش ما هستند و نامه‌های امامان‌جمعه هم برای ما کارساز نیست».
اما دکتر منتظری، رئیس بیمارستان گودرز یزد با تکذیب ادعای خانواده مرحوم عظیمی می‌گوید: ما گروکشی نمی‌کنیم و چنین ادعایی صحت ندارد. من کاملا از این ماجرا بی‌اطلاعم و اگر چنین اتفاقی در این بیمارستان می‌افتاد، قطعا نامه‌اش در دفتر من امضا می‌شد. ما گروکشی نمی‌کنیم.
وی همچنین در پاسخ به این مسئله که این خانواده پول کافی برای تسویه‌حساب نداشتند، افزود: اگر پول نداشتند هم باید زودتر فکرشان را می‌کردند. این بیمارستان درست است که خیریه است ، اما بیمارستان باید بالاخره هزینه‌های خودش را تأمین کند یا نه؟ به نظر وی نگاه‌داشتن جنازه بیمار در بیمارستان به دلیل تسویه‌حساب‌نکردن کاملا غلط است و باید پیگیری شود و قطعا صحت ندارد و ممکن است خانواده خودشان جویای تحویل جسد پدرشان نشده باشند. اصلا در چنین شرایطی ما یک ضمانت از افراد می‌گیریم و بیمار سالم یا جنازه را تحویل می‌دهیم. ما برای آنها قسط‌ بندی می‌کنیم و با گرفتن مبلغ ناچیزی آنها را مرخص می‌کنیم. وقتی شما می‌گویید این فرد نامه از امام‌جمعه آورده، قطعا مشخص است که توان پرداخت هزینه‌هایش را نداشته و باید به او کمک شود، ما در چنین شرایطی به بیماران کمک هم می کنیم و از آنها چک می‌گیریم، سپس ترخیص می‌شوند.
رئیس بیمارستان گودرز تصریح کرد: «چون بیمارستان خیریه است، دلیل نمی‌شود بیماران هزینه‌های خود را پرداخت نکنند، ما بخش عمده‌ای به او تخفیف می‌دهیم، ولی باید بپذیرد که بخشی از هزینه‌هایش را متقبل شود. بعد هم شما اگراو از نهادهای مختلف نامه آورده ، آیا نباید روی این نامه‌ها مبلغی هم می‌گذاشت و به بیمارستان تحویل می‌داد؟ آیا بهتر نیست ارگانی که نامه می‌دهد روی نامه‌اش یک ‌میلیون تومان بگذارد و به بیمار بدهد و از ما هم بخواهد بخشی از هزینه‌ها را نادیده بگیریم؟ همه به ما سفارش می‌کنند و تلفن می‌زنند و نامه می‌دهند، اما کسی نیست که باری از دوش ما بردارد.
احمد میرزایی، رئیس شورای اسلامی شهرستان انار نیز صحت گفته‌های خانواده عظیمی را تأیید می‌کند و می‌گوید: نامه‌های بنیاد شهید و امامان جمعه یزد و انار که ازسوی بیمارستان پذیرفته نشده،‌نزد شورای شهر است. ماجرا پیچیده‌تر از این حرف‌هاست، بنا به عادت همیشگی این سال‌ها به زودی نامه تکذیبیه از وزارت بهداشت و بیمارستان خواهد رسید، مانند ماجرای صدرا و بخیه‌هایش که در آخر مادر صدرا گناهکار قصه خوانده شد، این‌بار هم خانواده مرحوم عظیمی مقصر بزرگ ماندن جسد پدر در بیمارستان جلوه داده خواهند شد.
3- 5 بهمن 94. زن فقیر و میانسالی را در مشهد به علت بیهوشی به اورژانس منتقل می کنند اما اورژانس وی را به دلایل نا معلوم نمی پذیرد و او را به بیمارستان خیریه‌ای در مشهد که تحت مدیریت دانشگاه آزاد است اعزام و در آنجا بستری می کنند؛ دختر بیمار که مادرش را در بخش‌ ای سی یو می‌بیند که هنوز در کما است از مسوولان بیمارستان تقاضا می‌کند که مادرش را به بیمارستان دولتی دیگری انتقال دهند، ولی پزشکان بیمارستان با این انتقال موافقت نمی‌کنند و اعلام می‌کنند؛ حال بیمار نامساعد است و در صورت جدا کردن دستگاه‌ها از وی امکان فوت او وجود دارد و بنابراین وی را تا ۲۸ روز در بیمارستان نگه می‌دارند.
بعد از ۲۸ روز که بیمار در‌ ای سی یو بوده؛ دختر بیمار مراجعه می‌کند و مجددا تقاضا می‌کند که مادرش را به بیمارستان دولتی منتقل کنند، اما مسوولان بیمارستان در جواب این فرد اعلام می‌کنند که باید ۲۸ میلیون تومان هزینه بیمارستان را پرداخت کنید تا این فرد را مرخص کنیم.
این فرد بعد از اعلام این موضوع برای تهیه پول و نامه گرفتن از استانداری و نماینده مجلس و غیره اقدام می‌کند و تقریبا این فعالیت‌ها حدود ۱۵ روز طول می‌کشد و این در حالی بوده است که هزینه‌های بیمارستان در این مدت کنتور می‌انداخته است که در ‌‌نهایت وقتی این فرد با کمک خیریه‌ها، کمیته امداد و نهاد‌های دیگر ۱۸ میلیون پول تهیه کرده بوده به بیمارستان می‌رود و متوجه می‌شود یک هفته است؛ مادرش فوت کرده بوده و مسوولان بیمارستان می‌گویند که جسد را نمی‌دهیم تا حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه‌های بیمارستان را طی این مدت پرداخت کنید.
در حال حاضر ۱۸ میلیون از حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه‌های بیمارستان پرداخت شده، ولی علی رغم این مسایل نامه رییس بیمارستان و امضای وی وجود دارد که دستور داده تا مابقی هزینه‌ها پرداخت نشود یا سندی برای ضمانت پرداخت هزینه‌ها گرو گذاشته نشود؛ جسد را به خانواده‌اش تحویل ندهند.
4-30 دی 94. جمیله زن جوان افغانی وقتی برای بار چهارم باردارمی شود و به بیمارستانی در جنوب تهران می رود. مسئولان بیمارستان برای زایمان یک میلیون و 700 هزار تومان پول خواستند که با کمک همسایه‌ها و دوستان هزینه زایمان سزارین را تهیه می کند اما
بعد از زایمان متوجه می شود خدا به او دوقلوی پسر و دختر داده است.جمیله درباره ترخیص فرزندان از بیمارستان می گوید:فردای آن روز وقتی برای ترخیص به حسابداری رفتم، آنها گفتند به خاطر این که دوقلو به دنیا آورده‌ام باید دوباره پول به حسابشان واریز کنم. شوکه شده بودم من برای هزینه اولیه بیمارستان زندگی‌ام را فروختم و دیگر پولی نداشتم تا هزینه‌های بیمارستان را پرداخت کنم. هرچه به مسئولان و مدیر بیمارستان گفتم پولی ندارم آنها باور نکردند و من و دخترم را از بیمارستان ترخیص کردند و پسرم را گرو نگه داشتند تا زمانی که هزینه بیمارستان را بپردازم.
مادر دوقلوها افزود: در این مدت خیلی تلاش کردم تا هزینه بیمارستان را فراهم کنم اما به نتیجه نرسیدم و حالا باید حدود هفت میلیون تومان پرداخت کنم. چندبار به بیمارستان رفتم اما فرزندم را ترخیص نکردند.
با شکایت زن جوان و با بررسی ادعای این زن ، قاضی پرونده دستور ویژه‌ای برای ترخیص نوزاد 27 روزه از بیمارستان صادر و مسئولان بیمارستان را به اتهام نگهداری غیرقانونی کودک به دادسرا احضار می کند، هرچند بعدها گفته شد که فرزند دوم این زوج افغانی تحویل خانواده اش شده است.
آنچه خواندید تنها گوشه ای از پدیده زشت و عجیب گروگانگیری در بیمارستانهای کشور است،نمونه هایی که نه اولین بودند و نه آخرین خواهند بود.پدیده ای که وزیر بهداشت آن را به دلیل دریافت وجه، بسیار شنیع، زشت وغیرقانونی می خواند و معتقد است: تمام مراکز دولتی و خصوصی اگر برای پرداخت هزینه، اقدام به نگهداشتن متوفی کنند، مجرم هستند، اما اینک پیاپی این اتفاق می‌افتد و خبر از یک نقض و قانون‌شکنی عمدی و آگاهانه دارد.عملی که باید پرسید چرا و به چه علت در ایران ما خیلی راحت اتفاق می افتد؟ در حالیکه خانواده آنها باید به فکر مسائل دیگر باشند و خود را برای مراسم تدفین و یا مراقبت از بیمار خود مهیا کنند اما ابتدا باید نگران آبروی خود و تهیه مخارج کمرشکن و گزاف بیمارستان باشند.

جالب ترین حکم های قضایی ایران

جالب ترین حکم های قضایی ایران
هدیه دادن گل و عدم استعمال دخانیات
در سال ۸۸ یکی از شعب دادگاه های استان فارس مردی محکوم شد که به همسرش سالانه ۱۰ روز گل هدیه کند، در غیر اینصورت با سه ماه و یک روز حبس مواجه خواهد شد.
️ خرید لوازم کمک آموزشی
در سال ۹۲ هم یکی از قضات دادگاه انقلاب شهرستان نایین در بخشی از احکام قضایی، محکومان را به تهیه و خرید کتاب و لوازم کمک آموزشی برای مدارس محروم سیستان و بلوچستان ملزم کرد که این اقدام او علاوه بر اثرات اصلاحی و تربیتی در رفتار و کردار مجرمین، تقدیر و تشکر فرهنگیان و مسئولان آموزش و پرورش استان را از اقدام اصلاحی این قاضی به دنبال داشت.
️ نگهداری از یک رأس الاغ
در سال ۸۸ مردی که در استان فارس با آتش زدن عمدی یک رأس الاغ زنده را کشته بود با حکم جالب دادگاه مواجه شد.
در رأی دادگاه آمده بود: «محکوم علیه مکلف است به جای تحمل شلاق و به عنوان مجازات جایگزین اولا نسبت به فراگیری ۲۰ حدیث از معصومین (ع) با مضامین مهربانی با حیوانات و رفتار شایسته با حیوانات اقدام کند، ثانیا به مدت یک سال از کاشتن کاهو در مزرعه خود خودداری کند و ثالثا یک رأس الاغ بلاصاحب را به مدت سه ماه نگهداری و تغذیه وی را به عهده گیرد.»
️ نوشتن مقاله زیست محیطی
به دلیل ورود و شکار غیرمجاز شش نفر از جوانان به منطقه حفاظت شده پارک ملی بمو در استان فارس در سال ۹۱، دادرس دادگاه عمومی بخش زرقان ضمن تعلیق حبس متهمان، چهار نفر از آنان را به نوشتن مقاله با موضوع اهمیت محیط زیست محکوم کرد.
«همیار پلیس شدن» جریمه توهین به مامور راهور!
به علت شکایت راهنمایی و رانندگی زرقان از دو فرد به اتهام توهین و تمرد به مامور راهنمایی و رانندگی در حین انجام وظیفه، رییس دادگاه عمومی بخش زرقان این دو نفر را به مجازات آموزش به جای حبس محکوم کرد. از سوی دیگر هر یک از متهمان موظف شدند با پوشیدن لباس مخصوص همیار پلیس با راهنمایی و رانندگی زرقان همکاری نمایند و گواهی آن را تقدیم دادگاه نمایند که در صورت اجرای این دستورات، مجازات آنها از سوابق کیفری آنان پاک می‌شود.
️پاکسازی ساحل
این دو جوان هم که متهم به برداشت ۲۰ کیلوگرم مرجان از سواحل بوشهر بودند، بنا بر حکم قاضی پرونده به جای زندان و جریمه نقدی، باید به مدت سه ماه روزهای جمعه ساحل بوشهر را از میدان رئیسعلی دلواری تا گمرک پاکسازی کنند.

مرگ شیشه‌ای

مرگ شیشه‌ای
صدای گریه‌های سارا کوچولو لابه‌لای فریادهای پدر و مادر گم شده بود، دخترک یک بهار بیشتر ندیده بود و انگار همین دیروز بود که همه برای درآغوش کشیدن او ثانیه شماری می‌کردند.
زن خسته از دنیای شیشه‌ای مرد زندگی‌اش چه شب‌ها که با گریه صبح کرده بود و چه آرزوهایی که اشک‌هایی شده و میهمان گونه‌های سردش شده بودند.
چشمان مادر سیاهی رفت، می‌خواست برود و خود را از زندان خودخواهی‌های شوهرش نجات دهد. انگار صدای گریه سارا کوچولو را هیچ کدام نمی‌شنیدند، مادر تنها توانست لباس بیرون پوشیده و با کیفی خالی از پول خانه را ترک کند.و پدر در هیاهوی بی‌تابی‌های دخترک به شیشه پناه برد، سارا کوچولو دلتنگ مادر شده بود و با صدای کودکانه گریه می‌کرد و پدر خشمگین با چشمانی سرخ‌ رنگ غره‌ای می‌رفت و به دور از مهربانی فریادی سر می‌داد و مادر در مسیر، تنها و تنها گریه می‌کرد و انگار فراموش کرده بود سارا کوچولو به آغوش او عادت دارد.پدر در حال خود نبود و گریه‌های دخترک خشم را به جانش نشانده بود. ناگهان قهقهه‌ای زد و به سمت سارا کوچولو رفت با رفتار بچگانه‌ای با او حرف زد و چند باری شکلک درآورد اما گریه‌ها پایانی نداشت و مرد به جای اینکه گوش‌هایش را بگیرد بالش را برداشت و روی صورت فرشته زندگی‌اش گذاشت و …
زن وقتی به در خانه پدر رسید و زنگ را زد به خود آمد و به آغوش خالی‌اش خیره شد وای بر او! بچه را در خانه تنها گذاشته است. دلشوره به تمام وجودش نشست و با گام‌های بلند به سمت خانه‌شان دوید حتی فریادهای پدرش را که در چارچوب در او را از پشت سر صدا می‌زد، نمی‌شنید.هزاران سپید و سیاه در ذهن پریشان زن پیدا و ناپیدا شدند تا اینکه وارد خانه‌شان شد. شوهرش روبه روی تلویزیون نشسته بود و صدایی از سارا کوچولو نمی‌آمد، شنید دخترک خوابیده است اما دلش دل مادر بود و مرتب شور می‌زد.وقتی خود را به بالای سر دخترک رساند و چهره آرام او را دید با دو دست به سرش کوبید. سارا کوچولو برای همیشه آرمیده بود و این بار آغوش مادر خالی مانده بود.زن، پیکر دخترک را به آغوش کشید و آخرین لالایی را برای خاموشی ستاره زندگی‌اش خواند و…
متأسفانه در سال‌های گذشته شاهد پرونده‌های قتل مشابهی هستیم که در آنها مردان یا زنان شیشه‌ای در توهم شیشه دست به جنایت‌های خانوادگی می‌زنند و کودکان بیشترین قربانیان چنین حوادث تلخی هستند.
این یک واقعیت است که شیشه جرم و خطر را از پشت دیوارهای خانه به داخل چهار دیواری خانواده‌ها کشانده است و خانه که امن‌ترین مکان برای همه اعضای خانواده است به محیط نا‌امن و خطرناک تبدیل شده است.اما تأثیرگذارترین عامل برای چنین جنایاتی نبود مدیریت صحیح افرادی است که در اطراف معتادان به شیشه زندگی می‌کنند و بارها شنیده‌ام مادرانی که در اوج عصبانیت و اعتراض به اعتیاد شوهرانشان خانه را ترک کرده و کودکانشان را با مرد شیشه‌ای و خطرناک تنها رها کرده‌اند و همیشه افسوس می‌خورند که چرا در آن لحظه مدیریت مناسبی نداشته‌اند.بدتر زمانی است که پدر و مادر هر دو شیشه‌ای بوده و کودکی خردسال نیز داشته باشند. در چنین خانواده‌هایی کودک‌آزاری و سرانجام مرگ فرزندان خانواده‌ها تلخ‌ترین تراژدی‌های انسانی است و باز بخشی از تقصیرات بر گردن اطرافیان این زوج‌ها است، پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها و… حتی همسایه‌ها که می‌توانند با مدیریت درست در تحت حمایت گرفتن نوه‌هایشان یا تماس با ارگان‌ها و نهادهای مسئول، این کودکان را از دایره خطر نجات دهند و صدافسوس که همیشه وقتی پشیمان از بی‌توجهی می‌شویم که دیگر چاره‌ای نیست و کودکان زیر خروارها خاک خاموش هستند و ما پیکره سنگی آنها را با گلاب می‌شوییم.

کودک 10 ساله کرمانی خود را حلق آویز کرد

کودک 10 ساله کرمانی خود
را حلق آویز کرد
کودکی 10 ساله در کرمان خود را حلق آویز کرد اما اطلاعات متناقضی از انگیزه وی دریافت شده است .
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از کرمان، کودکی 10 ساله در کرمان خود را حلق آویز کرد.
کودک ده ساله کرمانی در اقدامی دور از ذهن در حالی خود را حلق آویز کرد که هنوز انگیزه ی وی از این اقدام در حاله ای از ابهام است.
به گفته خواهر محمد: اقدام وی را به تقلید از فیلم های سینمایی توصیف کرد و خود را حلق آویز کرده است.
بر اساس اظهارات پلیس شواهد نشان می دهد محمد با آنکه خانواده ای خوب و بدون مشکل دارد اما ساعتی قبل از آنکه خود را حلق آویز کند، از سوی پدرش تنبیه بدنی شده بود. اطلاعات بیشتری از این حادثه عجیب منتشر نشده است

پاسخ نادر قاضی پور به جنجال های سخنرانی اش: من گفتم به مردان رای بدهید، نه مردان زن صفت

پاسخ نادر قاضی پور به جنجال های سخنرانی اش:
من گفتم به مردان رای بدهید، نه مردان زن صفت

فرهاد عشوندی
نادر قاضی پور یکی از خبرسازان روزهای پایانی سال 94 بود. انتشار ویدئویی جنجالی از نماینده مردم ارومیه که در آن گفته هایی تند درباره نمایندگان خانم، اسرای عراقی در عملیات فتح المبین و ماجراهای شوخی عجیب و غریبش با قدرت ا… علیخانی بلوایی به پا کرد. نمایندگان خانم، اصلاح طلبان و افکار عمومی موجی برای کنار گذاشتن این نماینده به راه انداختند. اما خیلی زود این موج خوابید و حالا هم قاضی پور می گوید اگر همین حالا در حوزه انتخابیه اش انتخابات مجددی برگزار شود، دو برابر دفعه قبل رای می اورد. شاید تندترین منتقدان به حرف های قاضی پور باید اصلاح طلبان باشند. اما همزمان با انجام این گفت و گو، علیرضا محجوب یکی از چهره های شاخص اصلاح طلب مجلس در دفتر کار این نماینده حضور داشت. دفتر کاری که بخشی از آن اتاق خواب نماینده مردم ارومیه هم هست. قاضی پور برای اینکه بتواند گفت و گو را انجام دهد به اصرار محجوب را به اتاق استراحتش برد تا روی تشک برقی اش بخوابد و در پایان گفت و گو، محجوب خوابش برده بود. این رفاقت با سران اصلاح طلب مجلس البته این اعتماد را به قاضی پور داده که بگوید اصلا بحث رد اعتبار نامه اش موضوعیت طرح هم ندارد.
سال 94 که با حاشیه های زیادی برای شما به پایان رسید. سال 95 چطور شروع شد؟
هیچ چیزی نبوده. سال، خیلی خوب شروع شد. شکر خدا در آذربایجان غربی بارش باران خوبی داشتیم و سد مهاباد و بوکان سرریز شد. امسال آب دریاچه ارومیه بعد از چندین سال، نسبت به سال قبل چند سانتی متر بالا آمد جای شکر است و به همین خاطر به آقای دکتر کردوانی، مادر (!) کویرشناسی ایران که می گفتند دریاچه ارومیه خشک شده سلام می رسانم و می گویم به کوری چشم دشمنان اسلام و ملت هنوز خشک نشده است.
ایشان گفته بودند بهترین راه ممکن این است که بگذاریم خشک بشود و نمک هایش را برداریم.
در دنیا دریاچه های زیادی خشک شده است. ولی مردم ایران اسلامی به خصوص مردم قهرمان آذربایجان تصمیم گرفتند با راز و نیاز با خداوند دریاچه خشک نشود.
واقعا از این آب می شود برای کشاورزی استفاده کرد؟
قرآن کریم می گوید خشکسالی هفت سال است. پس دوره تناوب خشکسالی هفت ساله است و ما دوره خشکسالی را پشت سر گذاشته ایم. با بهبود روش کاشت و آب های حوزه ای دریاچه احیا خواهد شد.
شما بر سر انتقال آب هم در مجلس خیلی جنگیدید که اتفاق نیافتد.
البته هنوز آب را می برند و خواهند برد. آقای چیت چیان هم خیلی فعال هستند ولی باز ما هم خدایی داریم.
شما ایشان را خیلی دوست دارید. از روز اول در مجلس با ایشان داستان داشتید.
من ایشان را از دورانی که آمد شهید باکری را عزل کند و آقا محسن نگذاشت، می شناسم.
مثل اینکه با آقای محصولی کار می کردند.
بله. ایشان نیروی صادق محصولی بود. آقای باکری هم سرباز ولایت بود و هیچ وقت مشکلی ایجاد نمی کرد. وقتی قلب ایشان تیر خورد ما ایشان را به آبادان بردیم و تیر را از قلبش درآوردیم. ایشان بعد از عمل به اهواز رفت و در جلسه ای شرکت کرد.
الان خانواده آقای باکری با شما خیلی اختلاف نظر دارند بالاخره آنها اصلاح طلب هستند و شما اصولگرا.
نه. پسر آقای باکری اصلاح طلب نیست ایشان ولایتمدار هستند و تنها جایی که می روند دفتر رهبری است به جز دفتر رهبری هیچ جای دیگری نمی روند.
مگه اصلاح طلب بودن تضادی با ولایتمدار بودن دارد؟
من با بقیه شان کاری ندارم. فقط می دانم آقای احسان باکری این طوری نیست مهدی و مجید باکری همیشه در ارومیه پیش من هستند. خواهران شان در ارومیه زحمتکش هستند.
سال هایی که شلوغ شده بود همین آقای ذوالنور که به مجلس آمده اند در مورد خاندان باکری صحبت هایی کرده بودند.
من احترام خاصی به خانواده باکری می گذارم. شهیدان علی، حمید و مهدی باکری در کره زمین یک سانتی متر خاک هم اشغال نکرده اند و جنازه هر سه آنها مفقود است ما احترام خاصی به آنها می گذاریم.
با موجی که علیه شما ایجاد شده بود جالب بود که مردم حوزه انتخابی شما کماکان از شما حمایت می کردند. پیامک هایی که خطاب به شما منتشر شده بود هم همه با این مضمون بود که از شما انتظار نداشتیم.
همین الان اگر در ارومیه انتخابات برگزار شود من دو برابر رای می آورم. من نوکر ملت هستم در من به روی ملت باز است. من هیاتی و مذهبی هستم و هیأتی و مذهبی کار می کنم. در طول هشت سال خدمتم در مجس یکبار هم غیبت و تأخیر ندارم و تا امروز یک بار هم ماشین مجلس جلوی در خانه دنبال من نیامده. من با مترو می آیم (کارت مترویش را نشان می دهد). مردم دوست دارند نماینده شان صادق باشد. شما نگاه کنید، بعد از انتخابات هم 20 بار صحبت کرده ام و شما تزلزلی در مواضع من ندیده اید. امروز بعد از عید قسم خورده ایم که از حقوق کارگران و مستضعفان دفاع کنیم. ما هیچ منافعه ای نداریم. حالا بعضی ها اس ام اس می دهند ولی هزاران پیام خوب هم دریافت می کنیم. بازرسان وزارت صنعت و معدن چقدر دعای خیر برای آقای محجوب، نماینده مردم تهران می کنند که ما حقوق شان را مستقل کردیم مردم هم این را می دانند که ما دنبال منافع نظام هستیم. خیلی از اصلاح طلبان هم هستند که از اصولگرایان ولایتمدارتر هستند ما سرباز و ولایت و نوکر ملت هستیم و به این افتخار می کنیم. فخر نمی کنیم.
شما در دوره قبل و این دوره خیلی سخت تأیید صلاحیت شدید.
قرار بود ما پوستر نزنیم و بدون پوستر کاندیدا شویم. به گفته حسابدارمان کل هزینه ما در این انتخابات 42 میلیون تومان بوده
این پول را از کجا آوردید؟
من از قدیم وضع مالی ام خیلی خوب است اگر بخواهم مجلس یازدهم کاندیدا شوم از الان پولم را ذخیره می کنم.
به اینها هم می پردازیم ولی قبلش کمی در مورد حاشیه های پیش آمده برای شما حرف بزنیم.
خیلی ها می گویند در حقش جفا شده است و خیلی ها هم می گویند حقش بود حالا آن اتفاق تمام شده رفته. ترک ها می گویند خوبی کن بنداز تو دریا، ماهی نداند خالق که می داند من حقوق می گیرم. حقوقم بابت خدمت به مردم است اگر بخواهم به خودم خدمت کنم حقوقم حرام است من نمی خواهم حقوق حرام به خانواده ام بدهم.
اگر الان بحث اعتبار نامه پیش بیاید و در آن زمینه به مشکل برخورد کنید، از خودتان دفاع می کنید؟
من مشکلی با این قضیه ندارم. در چارچوب قانون از خودم دفاع خواهم کرد.
شما به خانم ها توهین کردید؟
خیر. مجازی ها خط دهی شده اند. الان شما با من صحبت می کنید من می توانم حرف اول و آخر و وسط شما را جدا کنم و منتشر کنم. می توان با حرف های شما بازی کنم.
خب شما می توانید بگویید دقیقاً چه حرفی زده اید؟
من گفتم به مردان رای بدهید. نه مردان زن صفت. اینها آمدند گفتند این گفته به زن ها رأی ندهید.
شما گفتید اگر خانم ها به آنجا بروند برای شان امن نیست.
گفتم ما که مرد هستیم و در طول 24 ساعت 20 ساعت کار می کنیم باز هم کم می آوریم. اینها که زن هستند و باید از بچه های شان مراقبت کنند و شوهرداری هم بکنند، بیشتر کم می آورند و اگر این وقت را گذشته اند دارند ایثار می کنند. پس چرا آنجا که گفتم ایثار می کنند را حذف کرده اند؟
آخر شما اصلا چنین حرفی زده اید؟
چرا نگفته ام! گفته ام.
شما گفته بویدد که زن ها آنجا نیایند بلا سرشان می آورند.
نه اصلاً چنین چیزی نگفته ام!

یعنی بد ترجمه شده یا اصلاً این حرف وجود نداشته؟
شما از آقایان اکبریان و رحمانی و محجوب بپرسید. اینها همه ترک هستند. بیایند ترجمه کنند. چرا به ترجمه بی بی سی استناد می کنند؟ مگر بی بی سی دوست ماست؟ روباه پیر همیشه در ایران فتنه انداخته است.
بعد هم بحث کشتن آن 600 نفر اسیر که خیلی حاشیه ایجاد کرد.
نه این طور نیست کی این را گفته؟ شما حرف ما را بدهید یک آذری زبان ترجمه کند وحرف اول و آخرش را بگوید. من آن زمان می خواستم ثابت کنم ولی نکردم. گفتم بگذار زورشان را بزنند تا بعد.
یک نامه ای هم بعد از آن در فضای مجازی در رابطه با همان عملیات به نام یک جانباز منتشر شد که می گفت شما اصلاً در آن عملیات نبوده اید.
ایشان عملیات آخر را می گوید. من عملیات مسلم بن عقیل را می گویم که آن آقا در آن عملیات حضور نداشت. ایشان عملیات چند سال بعد را می گوید این کشته شده ها در جنگ بوده. مگر می شود. 600 نفر را یک جا کشت؟ این حرف ها را آقایان درآوردند.
برای چهار سال آینده در مجلس برنامه تان چیست؟
من عضو کمیسیون صنایع و معادن هستم و برنامه ام اقتصاد مقاومتی و تولید ملی است ما همه چیز را در تولید ملی می بینیم. اگر تولید باشد امنیت هست و امنیت باشد رفاه هم هست.
برجام به تولید ملی کمک می کند؟
بر جام باعث شد نفت بفروشیم و پول به کشور بیاوریم. ما فروش نفت داشتیم ولی قیمت ها پایین آمد. عربستان سالانه چند ده میلیارد دلار بابت کاهش قیمت نفت ضرر می کند و دیگر توان ضرر ندارد وقتی برید قیمت ها بالا می رود ما اگر به فرمان رهبری گوش کنیم پیشرفت می کنیم.
در مورد موشک ها چه نظری دارید؟
موشک حق مسلم ماست. اگر موشک نداشتیم که آمریکا با ما مذاکره نمی کرد. زمانی که دوربرد ما به اروپا رسید پای مذاکره آمدند. حتما باید باشد.
این شعری که پشت سرشماست همان شعر معروف است که این در مجلس خواندید؟
بله. این را یک شاعر ترک زنجانی سروده در وصف امام حسین (ع) است.
بالاخره آقای لاریجانی مشکلش با امام حسین (ع) حل شد؟
آقای لاریجانی خیلی انسان متدین و خداترسی است من یک چیزی می گویم.
شما با ایشان شوخی دارید؟
ایشان سر به سر من می گذارد. گاهی به من متلک می اندازد، گاهی هم می خورد دیگر.
بعد انتخابات هم باز در مجلس یک تیکه ای به شما انداخته بودند.
عیب ندارد. من هم امروز به ایشان انداختم.
شما خانه نظام آباد را پس داده اید؟
نه. یک خانه یکی دو طبقه در نظام آباد دارم. بعضی وقت ها که اینجا سرد می شود به خانه نظام آباد می روم. وقت یک ساعت رفت وریک ساعت برگشت نداریم وقت تلف می شود یک ساعت هم بیشتر به کار مردم برسیم بهتر است.
مگر چقدر نامه دارید؟
خیلی نامه داریم. از کل ایران هم داریم از بهبان و خراسان جنوبی نامه داریم.
همه را می خوانید؟
یک کاغذ پاره هم به من بدهند آن را می خوانم. بعضی ها مستحق هستند و بیمار دارند. باید به آنها کمک کرد.
با این نامه ها کارهای پوپولیستی که نمی خواهید انجام بدهید؟
من نمی دانم شما چی پرسیدید. کمک به مردم کار خوبیه.
درست است فقط می خواهم بدانم شما سیاست پوپولیستی را قبول دارید؟
من بحث سیاسی نمی کنم. به مردم درمانده و ناتوان باید کمک کرد.
می توانم نظرتان را در مورد انتخابات آمریکا بدانم؟
من وقت بحث درباره آمریکا را ندارم. من به مشکلات کشاورزان رسیدگی می کنم.
فکر می کنید ترامپ رأی بیاورد؟
در جامعه آمریکا این گونه نیست که همه عالم باشند این را از تشکیل آمریکا که با خونریزی بوده است می شود فهمید آنها دموکراسی ندارند. بیشترین قتل و زندان و تجاوز و بدهی در آمریکا وجود دارد. در نتیجه این گونه نیست. تعداد زیادی از ایرانی هایی که به آمریکا رفته اند دارند در جاهای بد و پمپ بنزین ها کار می کنند. آنها همه مهره اند. شاه مهره ها صهیونیست ها هستند.
این گوشی تان هم مدتی سوژه بود با آن راحت هستید؟
من تنها نماینده ای هستم که به همه تلفن ها جواب می دهم و روی آیفون هم صحبت می کنم. من جانباز سی درصد هستم و گوش هایم در عملیات رمضان مهدی باکری به من فرمان داد برو وسط دشمن آرپیچی بزن. آنقدر آرپیچی زدم که پرده گوش هایم آسیب دید. ولی جانبازی ام را از شیمیایی ام گرفته ام. / تماشاگران امروز

به بهانه شهرآورد 82

به بهانه شهرآورد 82
تمامی شهرآوردهای فروردین
شهرآورد 1: 16 فروردین 47
استقلال صفر – پرسپولیس صفر
شهرآورد 9:‌ 3 فروردین 51
پرسپولیس 2 – استقلال صفر (گل‌ها: صفرایرانپاک و حسین کلانی)
شهرآورد 28: 7 فروردین 66
استقلال صفر – پرسپولیس صفر
شهرآورد 45: 20 فروردین 78
استقلال یک – پرسپولیس یک (گل‌ها: فرد ملکیان برای استقلال و مهدی هاشمی‌نسب برای پرسپولیس)
شهرآورد 62: 10 فروردین 86
استقلال یک – پرسپولیس یک (گل‌ها: علی علیزاده برای استقلال و علیرضا واحدی‌نیکبخت برای پرسپولیس)
شهرآورد 64: 15 فروردین 87
استقلال یک – پرسپولیس یک (گل‌ها:امیدرضا روانخواه برای استقلال و محسن خلیلی برای پرسپولیس)
شهرآورد 70: 10 فروردین 90
استقلال یک – پرسپولیس صفر (گل: آرش برهانی )
شهرآورد 82: 27 فروردین 95:
پرسپولیس ؟ – استقلال ؟
تمامی گلزنان خارجی شهرآورد
اولین گل خارجی تاریخ دربی را عیسی ترائوره در بازی 25 مهرماه سال 1382 به ثمر رساند،در این بازی استقلال 2-0 از پرسپولیس پیش بود که عیسی ترائوره یک گل زد وبازی 2-1 تمام شد، اما دومین گلزن دربی، ایمون زائد دوملیتی بود،در بازی روز 13 بهمن سال 90 در حالی که استقلال با نتیجه 2-0 از پرسپولیس پیش بود،پرسپولیس 3 گل زد وبا این 3 گل نه تنها بازی ناگهان برگشت وبا برد پرسپولیس تمام شد،ایمون زائد با زدن 3 گل ،بعد از 38 سال شهرآورد را به دومین هت تریک بعد از همایون بهزادی فقید رساند.
اما گل پنجم خارجی ها را هم یک پرسپولیسی دیگر به ثمررساند،جری بنگستون مهاجم هندوراسی تیم فوتبال پرسپولیس این گل را در دقیقه 4+90 بازی رفت فصل جاری به ثمر رساند.
ترین های شهرآورد
1-بیشترین بازی: علی پروین 20 بازی، از روز 3 مهر 49 تا 15 مهر 62
2-بیشترین مربیگری: علی پروین 25 بازی از روز 17 دی 61 تا 12 آبان 84
3-مسن‌ترین مرد شهرآورد: رضا عنایتی:39 سال و 24 روز در روز 24 اردیبهشت 94
4-رکورددار کاپیتانی: علی جباری از استقلال از 28 خرداد 50 تا 25 مهرماه 54 در 11 دربی متوالی کاپیتان تیم فوتبال استقلال بود.
5-آقای گل: صفر ایرانپاک از روز 3 مهر 49 تا 12 تیر 59 در شهرآوردهای مختلف 7 گل برای سرخپوشان زد و این رکورد همواره دست نخورده باقی مانده است.
6-بیشترین حضور در دربی: محمود خردبین سرپرست امروز پرسپولیس 52 بار در دربی حضور داشته تا بر این اساس بالاترین حضور در دربی پایتخت را داشته باشد.
7- بیشترین قضاوت: محسن ترکی در 6 دربی به عنوان داور حضور داشته است و دربی 82 هفتمین قضاوت او است.
8-بیشترین برد متوالی:3 برد برای پرسپولیس و استقلال، پرسپولیس در 27 مهر 75،20 تیر 76 و 22 آبان 77 و استقلال در روزهای 23 مهر 89،10 فروردین 90 و 35 شهریور 90 در 3 بازی متوالی برنده بوده اند.
9-بیشترین بی شکستی (سرمربی): امیر قلعه‌نویی در 12 بازی برابر تیم فوتبال پرسپولیس شکست نخورد و صاحب این رکورد شد.
10-بیشترین بی شکستی (بازیکن): احمد عابدزاده در 13 بازی با پیراهن هر 2 تیم در دربی شکست نخورده است.
11-بهترین گلزن خارجی: ایمون زائد در روز 13 بهمن 90 در یک بازی 3 گل برای سرخ‌ها زد و رکورد دار تاریخ شد.
12-بیشترین بازی در یک سال:5 بازی در سال 90 که استقلال در 3 بازی برنده شد.
13-بهترین نتیجه: برد 6-0 پرسپولیس برابر استقلال در سال 52 هنوز بهترین نتیجه تاریخ دربی است.
14-بیشترین گل زده در یک سال: استقلال در سال 90 برابر پرسپولیس 10 گل زد.
15-بیشترین گل زده در یک بازی: همایون بهزادی و ایمون زائد در بازی سال‌های 52 و 90 برابر استقلال به ثمررسانده 3 گل در یک بازی بودند.
16-بیشترین تعداد بازی بی شکست: در روزهای 8 دی 74 تا 9 دی 79 پرسپولیس در 9 بازی برابر تیم فوتبال استقلال بی شکست ماند.
17-مرغوبیت امتیاز خارجی‌ها: مصطفی دنیزلی در 3 بازی هدایت پرسپولیس را در دربی بر عهده داشته و 2 برد و یک مساوی به دست
18-بیشترین تماشاگر: دربی روز 15 مهرماه سال 1362 با حضور تقریبی بیش از 120 هزار تماشاگر در تاریخ ماندگار شده است .
19-سریع‌ترین گل تاریخ دربی: علی سامره در ثانیه 48 بازی روز 20 دی 81 بین 2 تیم در تبریز سریعترین گل تاریخ دربی را به ثمر رساند.
20- حسن روشن با 18 سال و 357 روز در روز 4 خرداد 1353 در دربی گل زد تا جوانترین گلزن همه ادوار دربی باشد.
21-کمترین گل خورده دروازه بان:نیلسون دروازه بان سابق پرسپولیس؛
کوریا در تاریخ دربی پایتخت یک رکورد ماندگار از خود به جای گذاشت.
رکورد او دریافت تنها یک گل در 450 دقیقه بازی در دربی بود که از این مدت 404 دقیقه‌اش متوالی بوده است. از جذابیت رکورد او همین بس که بدانیم گلر بزرگی مثل عابدزاده در هر 167 دقیقه یک گل دریافت کرده است. اما آمار مهدی رحمتی هم قابل توجه است، او در 9 بازی در مجموع 6 گل دریافت کرده است، رحمتی به شکلی قابل توجه در 6 بازی دروازه استقلال را برابر تیم فوتبال پرسپولیس بسته نگه داشته است.

تاریخ پیدایش و تکوین دانشگاه در کرمان کرمان و دانشگاه

تاریخ پیدایش و تکوین دانشگاه در کرمان
کرمان و دانشگاه
در پی مطالعات و بررسی های چند ساله ای که مرحوم علی رضا افضلی پور، قبل از سال های 50 برای انجام یک نیت خیر و یک کار عام المنفعه انجام داد، به این نتیجه رسیده بود که احداث یک دانشگاه نسبت به احداث یک پروژه های دیگر چون بیمارستان ارجحیت دارد و همچنین تشخیص داده بود که مناسب ترین و مستحق ترین محل برای انجام این نیت خیر شهر کرمان است.
وی هم زمان با اقداماتی که جهت اخذ مجوز معمول می داشت، بررسی های کاملی نیز درباره نحوه تهیه طرح ساختمان انجام دادند. از جمله سفرهای متعدد به خارج و بازدید از دانشگاه های جدید الاحداث مذاکره با مسوولین دانشگاه های داخل و خارج و کسب اطلاع از مشکلات اجرایی و اداره یک دانشگاه، مذاکره و مصاحبه با مهندسان مشاور و ذی صلاح داخلی و مذاکره با مسوولین دانشگاه ها را با جدیت و علاقه و دلسوزی خاصی انجام دادند.
مرحوم افضلی پور معتقد بود آینده از آن آیندگان است و ما حق نداریم با تصمیمات ناسنجیده خود، از هم اکنون برای آنان محدودیت ایجاد کنیم. او با این عبارت، یکی مهمترین احکام و پایه های برنامه ریزی، استراتژیک را بیان می کرد که متاسفانه در بسیاری از تصمیم گیری ها و برنامه های استراتژیک نادیده گرفته می شود.
وسعت زمین با بلندنظری و سخاوت در پیش بینی ها، برای محدود نکردن آیندگان تعیین شد و گرچه 100 هکتار رافع نیازهای قابل پیش بینی دانشگاه با رشته های مصوبش به شمار می آمد، ولی تامین 100 هکتار زمین به صورت قطعی و 400 هکتار به صورت ذخیره هدف قرار گرفت تا چنان چه در آینده رشته های دیگر و از جمله علوم پزشکی راه اندازی شود و مجموعه ای از مسائل غیرقابل پیش بینی دیگر رخ دهد توسعه و عملکرد مطلوب دانشگاه با اختلال و اشکال مواجه نگردد.
افضلی پور انگیزه از ساختن دانشگاه را چنین عنوان می کند: «از من مهندس افضلی پور خواسته شده است انگیزه خود را برای بنیان گذاری دانشگاه کرمان را به اختصار بیان کنم.
من اطمینان دارم کسانی که با محیط خانوادگی و پرورشی در سر دارند به یقین می دانند که راه منحصر به فرد برای تعالی و سعادت مردم یک کشور همانان راه دانش و فن است و در آن چه من اکنون خواهم نوشت با من کاملا هم عقیده خواهند بود.
گر چه من پس از پایان تحصیلات عالی در کشور فرانسه و بازگشت به ایران عمر خود را صرف فعالیت های بازرگانی کرده ام. اما همواره بر این عقیده بوده و اکنون نیز هستم که گردآوری مال برای یک انسان واقعی فقط وسیله ای است به منظور نیل به اهداف عالی انسان و الهی. از این جهت در تمام مدت عمر از ظواهر فریبنده دوری جسته و به یک زندگی بسیار ساده، بی هیچ پیرایه و تکلفی اکتفا کرده ام. من همواره به یاد داشته ام که آن چه با نهایت صداقت و درستی طی ده ها سال تلاش و کوشش به دست آورده ام در واقع متعلق به هم میهنان عزیزم می باشد و باید دیر یا زود به صورتی به صاحبان اصلی آن بازگردانده شود. این اندیشه را در سال 1349 با همسر مهربان و فداکارم بانو فاخره صبا در میان گذاشتم. او همچنان که انتظار می رفت با نهایت خرسندی و تفاهم از آن استقبال کرد و پیشنهاد نمود که برای این منظور شایسته است یک بیمارستان بسازم. من نظر او را بسیار پسندیدم. اما روشن است که یک بیمارستان پس از ساخته شدن و آماده گشتن در مرحله اول نیازمند پزشک و جراح و پرستار و کادر فنی است که باید آموزش های لازم را دیده باشند.
بدین سبب با خود اندیشیدم بهتر است به جای بیمارستان، یک دانشگاه تاسیس کنم که به پایه دانشگاه های معتبر جهان برسد و یک یا چند بیمارستان نیز ضمیمه آن شود. این چنین دانشگاهی ضمنا خواهد توانست دیگر نیازهای علمی کشور را به ویژه تربیت کادر آموزشی شایسته برآورده سازد.
به هر حال فکر تاسیس یک دانشگاه در اردیبهشت ماه 1350 قطعی شد و همسرم نیز با خرسندی بسیار آن را پذیرفت. زیرا تاسیس دانشگاه که ایجاد بیمارستان نیز جزو آن بود با نظر او هماهنگی داشت. آن گاه این پرسش بسیار مهم و اساسی پیش آمد که محل این دانشگان باید در کدام شهر باشد. برخی دوستان پیشنهاد کردند این مرکز علمی در یک شهر کوچک خوش آب و هوا ساخته شود. گروهی دیگر را عقیده بر این بود در یکی از شهرهای بزرگ که دارای دانشگاه هستند دانشگاه دیگری با امکانات و تجهیزات بهتر و بیش تر ایجاد گردد. اما روشن است به علت وضع خاص و جغرافیایی کشور ما و دور بودن محل های تمرکز جمعیت از یکدیگر تاسیس دانشگاه در یک شهر کوچک نمی توانست منظور مرا چنان که باید و شاید تامین کند. از طرف دیگر ایجاد چندین دانشگاه در یک شهر (البته تهران مستثنی است) و بی نصیب ماندن شهرهای دیگر به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسید. این مساله یعنی انتخاب شهری که باید دانشگاه در آن ساخته شود مدت شش ماه مورد بحث و مطالعه من و همسرم و برخی دوستان صلاحیت دار بود. سرانجام در آبان ماه سال 1350 شهر کرمان برای این منظور برگزیده شد.
اکنون من سعی می کنم مهم ترین علل این گزینش را بیان کنم.
1- کرمان یکی از بزرگ ترین شهرهای ایران است. اما فاصله آن تا تهران از شهرهای دیگری نظیر آن بیش تر است و در یک سخن ساده کرمان شهری دور افتاده است.
2- هیچ یک از شهرهای دارای دانشگاه نزدیک کرمان نمی باشد.
3- مردم کرمان با آن که بسیار فعال و با استعداد هستند، اما به علت دوری مسافت تا تهران در مقایسه ب اهالی دیگر شهرهای بزرگ از محروم ترین مردم ایران محسوب می شوند.
4- در اطراف کرمان معادن بسیار بزرگ فلزات مختلف و کانی های دیگر موجودند که می توانند برای دانشجویان و حتی استادان دانشکده های مختلف دانشگاه کرمان میدان وسیع و پربار مطالعه و تحقیق علمی قرار گیرند.
5- شهر کرمان دارای آب و هوای معتدل است و به علت عدم تراکم جمعیت تهیه زمین بزرگ و کافی برای ساختمان های دانشگاه در آن چندان دشوار به نظر نمی رسد.
به هر صورت پس از آن که انتخاب کرمان برای تاسیس دانشگاه قطعی شد بلافاصله به تهیه مقدمات این امر خطیر پرداختم و با مسوولان مملکتی وارد مذاکره شدم.
روز 20 تیرماه 1351 وزارت علوم و آموزش عالی با تاسیس دانشکده های علوم و فنی دانشگاه موافقت کرد. همچنین مقرر شد پس از فراهم آوردن کلیه مقدمات لازم برای تاسیس دانشکده پزشکی دانشگاه، یک سال پس از آغاز ساختمان آن را از وزارت علوم و آموزش عالی مجوز لازم برای این امر کسب گردد.
پس از بررسی و تحقیقات لازم ، روز 17 دی ماه 1351 قرارداد تهیه طرح ساختمان دانشگاه کرمان با مهندسان مشاور پیرراز بسته شد. در اواسط سال1353 پس از تهیه نقشه های اجرایی لازم و تهیه زمین مناسب به وسعت 5میلیون متر مربع زمین ملی که از طرف سازمان جنگل ها و مراتع کشور شعبه کرمان برای ساختمان دانشگاه کرمان تحویل شده بود. کار ساختمان ها و تاسیسات عظیم دانشگاه آغاز شد. در روز24 شهریور 1364 کلیه ساختمان هایی که مهندسان مشاور طرح آن ها را تهیه کرده بودند به پایان رسید و در 24 شهریور 1364 طبق سند هدیه و صلح بلاعوض در دفترخانه اسناد رسمی شماره 41 حوزه ثبتی کرمان به مردم شریف کرمان اهدا شد و اسناد آن تحویل جناب آقای دکتر اسدالله رضوی رییس وقت دانشگاه گردید.
اینک ذکر این نکته را ضروری می دانم که مهندسان محترم در تمام این مدت همواره با نهایت حسن نیت و کاردانی و دلسوزی و فداکاری همه امور مربوط به ساختمان دانشگاه کرمان را زیر نظر داشته و از هیچ گونه کوشش در این باره دریغ نورزیده اند.
من برخود فرض و واجب می دانم از زحمات و تلاش خستگی ناپذیر کلیه این عزیزان در انجام دادن این وظیفه بسیار مهم میهنی سپاسگزاری و تشکر را صمیمانه ابراز دارم. »
(کرمان و دانشگاه/تالیف دکتر شمس الدین نجمی)

نگاهی به زندگی بانو فاخره صبا بنیانگذار دانشگاه کرمان فخر دانش

نگاهی به زندگی بانو فاخره صبا بنیانگذار دانشگاه کرمان
فخر دانش
فاخره صبا متولد آبان ۱۲۹۹فرزند فرخ صبا بود و ابوالحسن صبا استاد بزرگ موسیقی ایران پسر عموی پدرش می‌شد. او در دوازده سالگی برای آموختن آواز به مدرسه کلنل وزیری رفت و نزد عبدالعلی وزیری تحصیل کرد و نواختن پیانو را نیز یاد گرفت.
همزمان با یادگیری موسیقی ایرانی نزد عبدالله دوامی موسیقی‌دان و ردیف‌دان برجسته ایرانی، موسیقی کلاسیک را نیز نزد مادام سابارسکی و کنت مونت فورت شروع کرد.
سپس آموختن پیانو را نزد مشیر همایون شهردار تکمیل کرد و آواز و اپرا را نزد خانم نوردین و لیلی بارا آموخت و کنسرت‌هایی هم همراه با لیلی بارا یا خود به تنهایی در کلوپ ارامنه اجرا کرد.
خانم صبا سپس برا ی ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در کنسرواتوار پاریس موسیقی را ادامه داد. او در سال ۱۳۲۶ فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت.
در بازگشت به ایران، به استخدام هنرستان عالی موسیقی درآمد و همزمان با گروه‌های موسیقی کلاسیک در اداره کل هنرهای زیبای ایران، در امر آموزش و اجرا همکاری داشت.
در سالهای ۱۳۴۱ هنگامی که منیر وکیلی اولین صحنه‌های اپرایی را در ایران روی صحنه آورد، در آنها اجرا داشت. او در اپرای مادام باترفلای پوچینی نقش سوسوکیرا داشت، و تراویا تای وردی را در تلویزیون و در سالن وزارت فرهنگ و هنر اپرای ارفه و اوریدیس کریستف ویلیبالد گلوک و بعداً در سالن سعدی اپرای تک صحنه‌ای جمیله بیزه در سال ۱۳۴۶ نخستین اپرای کلاسیک به نام کوزی فان توته، اثر موتسارت به طور کامل در تالار وزارت فرهنگ و هنر به روی صحنه رفت و فاخره صبا نقش دورابلا را اجرا کرد.
او در اپرای «دلاور سهند» اثر سعدی حسنی، موسیقی احمد پژمان و به رهبری حشمت سنجری و با خوانندگی حسین سرشار، سودابه تاجبخش، آلک ملکونیان و روبن آقا بگیانس و خودش نقش «آذر» را اجرا کرد.
او در اوایل سال‌های دهه ۱۳۴۰ کم‌کم از کار حرفه‌ای کنار رفت. ولی تا ۲۱ اردبیهشت ۱۳۵۹ که سازمان اپرا و باله و ژونس موزیکال جوانان منحل شد امکان فعالیت موسیقی را داشت.
خوانندگانی چون منصوره قصری، محمد نوری و… از شاگردان آواز او بودند.
فاخره صبا استعداد نویسندگی نیز داشت و مقالات متعددی در دائرهالمعارف مصاحب نوشته‌است. او و همسرش، علیرضا افضلی پور بنیان‌گذار دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند. بعد از درگذشت او، فاخره صبا همچنان از دور و نزدیک، مراقب احوال دانشگاه کرمان و کتابخانه آن بود.
فاخره صبا در ۲۲ تیر ۱۳۸۶ درگذشت و در امامزاده عبدالله شهرری در کنار همسرش به خاک سپرده شد.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش بیست و ششم
به یاد خدا و همان پیرزنی که نام خدا را به من یاد داد افتادم و آهسته گفتم خدا و راستی این کلمه برای من در آن لحظه اتکا خوبی شد مثل این بود که در حال لغزش دست به دیواری گرفته باشم غفلتاً متوجه شخصی که در جلو رویم آهسته حرکت می کرد و لباس و محاسنی سفید داشت شدم. صدایش می لرزید و می گفت:«یا صاحب الزمان!» تا اعماق قلبم اثر کرد. چون مرا در جلو آن ساباط تنها و یکه دید مثل آنکه دانست که در وحشت و هراسم با سرش اشاره کرد که همراه او بروم.
آن وقت با نوک عصایش که آهسته آهسته به زمین می گذارد و تشخیص پست و بلندی کوچه و آن ساباط را می داد به راه افتادیم. چند قدمی که رفتیم باز با همان صدای لرزان در آن تاریکی گفت:«یا صاحب الزمان!» هر ثانیه در این بیغوله با این پیر مرموز و صدای لرزانش برای من به اندازه یک سال طولانی بود. لاعلاج از ترس دست فرا بردم و زنجیر کشکولی را که به دستش آویخته بود گرفتم و به زحمت پا به پای او قدم برمی داشتم. در همین موقع روشنی فانوسی از آن طرف ساباط نمودار شد و این مجتهد محل بود که از مسجد یا خانه یکی از مریدان به خانه اش می رفت. فانوسی که در جلو این مجتهد نوکرش به زحمت می کشید خیلی بزرگ و از چلواری سفید مانند خمره ای ساخته بودند.
از مادرم این مطلب را شنیده بودم که هر چه عمامه آقای مجتهد بزرگتر باشد دلیل بر این است که علم او بیشتر است و همچنین فانوسی که جلو او می کشند هر چه بزرگتر باشد دلیل بر کثرت علم و تقوای آن پیشوا می باشد. روشنایی آن فانوس به کالبد نیم جان من روحی تازه بخشید. قلبم که از وحشت تند می زد کمی آرام گرفت و چون به دقت در روشنی به شخصی که همراهش بودم نظر کردم او را درویشی دیدم که محاسنی بلند و بر سرش مولوی سفید پیچیده بود و با همان صدای لرزان و یا صاحب الزمان گویان شاید شب های تاریک پول خوبی از عابرین تکدی می کرد و یا فی الواقع به قول مرحوم کاظم زاده ایرانشهر یکی از رجال الغیب بود که در دقایق پوشیده و برق عینکش در آن تاریکی ساباط مانند دو چشم گربه ای که در تاریکی بدرخشد برق می زد.
مجتهد با کر و فر فریاد با ملازمش از ما رد شدند و من هم به خاطرم آمد چه او به من گفته بود که حضرت خضر شب ها و نزدیک های سحر در کوچه ها عبور می کند و اگر کسی از او خواهشی نماید به آسانی برآورده می نماید، سکه ای که او بدهد بسیار با برکت است. به او گفتم آیا تو حضرت خضر هستی اگر تو حضرت خضر هستی سکه ای به من بده! او هم با دست لرزانش از کشکولی که به دست داشت سکه ای خیلی کوچک به دستم داد و بعد هم غیبش زد.
نمی دانم دو مرتبه به آن مهیب نجات یافتم متوجه رفتن او نشدم و ندانستم به کدام سمت رفت. بعد از آن دوان دوان خود را به نزدیک خانه پدر مادرم رسانیدم. در اینجا هم چند ساباط روی کوچه را پوشانیده و در وسط این ساباط، ساباط دیگری که عرضش یک متر و طولش بیست متر بود و انتهایش درب خانه ای که آن جا باید بروم واقع شده بود، باعث ترس می شد. خوشبختانه در این جا چون مأنوس بودم به تنهایی راه را طی کرده و به مقصد رسیدم و با عجله در کوب خانه را به صدا در آوردم
همان لحظه مادر مادرم، نبات درب را بگشود. در اول متوحش گردید و از اینکه در آن هنگام شب و بی وقت به آنجا رفته بودم مشوش شد و با بیتابی پرسید چه اتفاقی افتاده که در این وقت تو را به اینجا فرستاده اند؟ نمی دانستم چه بگویم و چه قسم او را از آن تشویق و ناراحتی آرام کنم. او متصل می پرسید چه شده و من می گفتم صبر کنید، حالا میگویم. متحیر بودم مقصودی را که داشتم چگونه و به چه طریق بیان کنم.

گفت و گوی پیام ما با مدیرعامل هلال احمر کرمان به بهانه جشنواره فیلم و عکس هلال ما: باید بستری فراهم کنیم که سینمای کرمان رشد کند

گفت و گوی پیام ما با مدیرعامل هلال احمر کرمان به بهانه جشنواره فیلم و عکس هلال ما:
باید بستری فراهم کنیم
که سینمای کرمان رشد کند
حدیث کریمی فر
به بهانه ی اولین جشنواره فیلم و عکس هلال ما و شکل گیری خانه هنرمندان کرمان با علی گنج کریمی به گفتگو نشستیم.
شما مدیر عامل هلال احمر هستید و ظاهرا ارتباطی به سینما و تولید فیلم ندارید. اما در طول این سال هاعلی گنج کریمی در تولید بسیاری از فیلم ها نقش موثری داشته است.این تعلق خاطر به فیلم از کجا می آید؟
من در سن 13 سالگی اولین جایزه ام را بابت فیلم تلقین از دست مدیر کل وقت ارشاد گرفتم. این علاقه از گذشته با من بوده است و بعد در جشنواره های مختلف شرکت کردم و در تئاتر هم حضور داشتم. این که در این سال ها با توجه به مشغله های کاری سینما را رها نکردم! به این دلیل است که ابزاری قدرتمند تر و تاثیر گذارتر از سینما سراغ ندارم. سینما جادویی است که همه هنرها را در بر می گیرد.
درباره جشنواره فیلم و عکس هلال که در اردیبشت ماه برگزار می شود، توضیح بفرمایید؟
برگزاری جشنواره هلال کار مشترک انجمن سینمای حرفه ای استان و جمعیت هلال احمر کرمان است که برای اولین بار در اردیبهشت ماه برگزار می شود. البته ما مایل نبودیم جشنواره را برگزار کنیم چون ساختار ادرای برای ادارات تعریف شده است (برگزاری جشنواره عشق و زمان مضاعف می خواهد) رسالت هلال احمر چیز دیگریست اما به این دلیل وارد میدان شدیم که انجمن حرفه ای استان کرمان سال اول شکل گیریش است و در صورت قوام و سامان دهی انجمن فعالیت هایی چون برگزاری جشنواره ها به عهده خود انجمن است.
انجمن سینمای حرفه ای از چه زمانی شکل گرفته است و چگونه به قوام و ساختار درست می رسد؟
در دوره ای که جناب فلاح مدیر ارشاد بودند قرار شد تشکلی با نام خانه هنرمندان استان ایجاد شود به منظور شناسایی هنرمندان که کار مشکلی بود. در همه ی رشته ها از جمله سینما به اطلاعاتی رسیدند که البته جامع نیست و همه ی سینما گران استان را در بر نمی گیرد و همه زیر این چتر نیستند. در زمان مدیر کل جدید ارشاد این مسیر ادامه پیدا کرده است.اخیرا هم جلسه ای تشکیل شد با هدف اجرایی شدن اساس نامه خانه هنرمندان به این منظور در انجمن سینمای حرفه ای استان دو نفر نماینده می خواستیم که اقای محبی کرمانی به عنوان رییس خانه هنرمندان استان انتخاب شدند. ما تابع قوانین خانه ی هنرمندان هستیم و امیدوارم اتفاقات خوبی بیفتد .
نزدیک یک سال از رای گیری انتخابات خانه هنرمندان می گذرد! هنوز دقیق نمی دانیم آیا کار انجمن سینما حمایت از فیلم ها و سینما گر است؟
انجمن تهیه کننده نیست اما تسهیل گر در تولید فیلم است. بعد از سال سخت اقتصادی اگر رونقی در مجموعه های اقتصادی کرمان است باید صرف تولید فیلم های کرمان شود نه خارج از استان ونه به فیلم ساز نماها. ما باید مدافع آن ها باشیم. سعی داریم بستری فراهم کنیم که سینمای کرمان رشد پیدا کند و فیلم ساز از فیلم ساز نما تمیز داده شود.هم چنین از قابلیت های هنرمندان به خوبی استفاده شود. ما باید صدای رسای هنرمندان و آموزشگاه های هنری و سینمایی باشیم. انجمن قرار نیست رقیب جایی باشد انجمن یک تشکل صنفی است که مدافع هنرمندان و موسسات سینمایی است.
آیا انجمن سینمایی استان از نظر فیزیکی دارای مکان شده است؟ انجمن چه خدماتی به فیلمسازان استان می دهد؟
حدود یک ماه است که در کانون هنر فضایی به انجمن اختصاص داده شده که خانه سینما گران است و می تواند مراجعه کنند و جلسات دور خوانی فیلم نامه را هم داشته باشند. البته باید سریع تر شرایط عضویت انجمن را فراخوان بدهیم تا مشخص شود به چه کسانی خدمات بدهیم. فعلا طبق لیستی که ارشاد به ما داده است،می توانند مراجعه کنند. اخیرا در کانون هنر جلساتی شکل گرفته و بررسی موضوعاتی مثل برگزاری جشن چون جشن سینما به عهده انجمن است که همه موارد در مرحله کارشناسی است . البته بحث است که در کرمان چه قدر سینما گر حرفه ای داریم! باید با معیار مشخصی سطح کار فیلم سازان درجه بندی شود .فکر میکنم اگر سینمای کرمان را با شاخه های مختلف تقسیم کنیم پرجمعیت ترین تشکل سینمایی را خواهیم داشت. همچنین به تازگی جلسه ای با آقای جوشایی داشتیم که آقای ایوبی به کرمان بیاید. وقتی نماینده ی جامع سینمایی کشور به استان بیاید وظیفه ی انجمن است که وارد مذاکره شود و از دغدغه ها و مشکلات سینماگران کرمان سخن گوید.

رهبر انقلاب در دیدار با نخست‌وزیر ایتالیا: دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی تحت سلطه سیاستمداران غربی، اسلام ستیزی به راه می‌اندازند

رهبر انقلاب در دیدار با نخست‌وزیر ایتالیا:
دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی تحت سلطه سیاستمداران غربی، اسلام ستیزی به راه می‌اندازند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار آقای «متئو رنتزی» نخست‌وزیر ایتالیا با اشاره به روابط خوب دو کشور در گذشته و استقبال از افزایش همکاری‌ها، مشکل و ضعف رفت‌وآمدهای اخیر هیئت‌های اروپایی به ایران را محسوس نبودن نتایج عملی مذاکرات خواندند و خاطرنشان کردند: نگاه ما در همکاری با ایتالیا و دولت شما، نگاهی متفاوت و مثبت است و امیدواریم این سفر نیز در جهت تقویت همین دیدگاه باشد. حضرت آیت الله خامنه‌ای رفتار ایتالیا را در دوران اِعمال تحریم‌های تحمیلی علیه ایران، منطقی‌تر از برخی کشورهای غربی برشمردند و گفتند: جمهوری اسلامی از پیشرفت روابط با ایتالیا در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در بخش همکاریهای اقتصادی استقبال می‌کند.
رهبر انقلاب، مسئله مهم در رفت‌وآمد و مذاکرات خارجی را عملیاتی و اجرایی شدن توافقات خواندند و خاطرنشان کردند: بعضی دولتها و شرکتهای اروپایی در رفت‌وآمد به ایران و مذاکره هستند اما محصول این مذاکرات تاکنون محسوس نبوده است! رهبر انقلاب افزودند: عده‌ای تقصیر این مسئله را به گردن امریکایی‌ها می‌اندازند که با توجه به سابقه و رفتار آنها این ارزیابی قابل قبول به نظر می‌رسد، همچنان که اکنون نیز در اجرای تعهدات خود در مذاکرات هسته‌ای آنچنان که باید، عمل نمی‌کنند و با اظهارات و اقداماتشان، طرف‌های مقابل را از همکاری با ایران می‌ترسانند. رهبر انقلاب، با اشاره به اولین سفر اروپایی آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان به ایتالیا، نگاه ایران به ایتالیا را نگاهی مثبت و خوش‌بینانه خواندند و افزودند: البته ما این نگاه مثبت را به برخی کشورهای اروپایی نداریم، زیرا نگاه آنها فقط به امریکاست تا طبق دیکته او عمل کنند. ایشان مبارزه با تروریزم را موضوع دیگری در همکاری‌های دو کشور دانستند و گفتند: تعدادی از کشورهای اروپایی از بعضی گروههای خشن تروریستی تا مدتها حمایت می‌کردند و امروز موج خطرناک و فراگیر تروریزم به اروپا نیز رسیده است.
آیت الله خامنه‌ای کمک‌های مالی و تسلیحاتی امریکا به گروه‌های تروریستی را از موانع حل مسئله تروریزم برشمردند و افزودند: اخبار مستند و دقیقی از کمک‌های امریکا به داعش و برخی گروههای تررویستی دیگر وجود دارد و همین حالا هم که ائتلاف ضد داعش تشکیل داده‌اند، برخی دستگاه‌های امریکایی به‌شکل دیگری در حال کمک به داعش هستند. رهبر انقلاب با تأیید اظهارات نخست‌وزیر ایتالیا در خصوص «مبارزه فرهنگی با تروریزم در کنار مبارزه نظامی و مالی» خاطرنشان کردند: دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی در دنیا که تحت سلطه سیاستمداران غربی هستند، به بهانه اقدامات عده‌ای شرور و تروریست، اسلام ستیزی به راه می‌اندازند و توطئه‌های پشت پرده سیاسی، کار را در مبارزه فرهنگی مشکل می‌کند. در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای «متئو رنتزی» نخست وزیر ایتالیا گفت: در ملاقاتهای امروز درباره مسائل مهمی به‌ویژه موضوعات اقتصادی صحبت کردیم و باید سازوکارهای اقتصادی و مالی را اصلاح و تقویت کنیم.
آقای رنتزی گفت: اراده ایتالیا کاملاً در جهت احترام به توافقات قرار دارد و بر همین اساس معتقدیم که با توافق هسته ای باید تحریمها علیه ایران برداشته شود و ما نیز نگران نبوده و مصمم هستیم که بر طبق قولی که داده‌ایم، عمل ‌کنیم. آقای رنتزی در ادامه با اشاره به گسترش دامنه تروریزم به اروپا، راه مقابله با آن را ریشه‌کنی نظامی سازمانهای تروریستی و قطع منابع مالی آنان در فروش نفت و آثار باستانی خواند و گفت: ریشه‌کنی داعش برای ما در اولویت قرار دارد و خرسندیم که در این زمینه نظرات مشترکی با ایران داریم.
نخست وزیر ایتالیا با ابراز تاسف از تخریب وجهه اسلام به بهانه تروریزم، گفت: امروز وقتی اقدامی تروریستی در اروپا انجام می‌شود، بعضی مسئولین به‌جای محکوم کردن تروریزم، اسلام را محکوم می کنند و مثلاً نامزد انتخابات ریاست جمهوری امریکا در تبلیغات خود ادعا می‌کند مقصر مسئله تروریزم، اسلام است! آقای رنتزی، کار فرهنگی را بخش دیگری از مبارزه با تروریزم دانست و افزود: ما باید نشان دهیم که ادیان در پی صلح، گفت‌وگو و همزیستی مسالمت‌آمیز بشر هستند و اقتدار و نقش جنابعالی به‌عنوان رهبر عالی جهان اسلام در ترویج این نگاه، بسیار حائز اهمیت است.

پاسخ تند و طعنه آمیز کیهان به احمد توکلی: اگر شما حرف هایتان را فراموش کرده اید تقصیر ما چیست؟

پاسخ تند و طعنه آمیز کیهان به احمد توکلی:
اگر شما حرف هایتان
را فراموش کرده اید
تقصیر ما چیست؟
روزنامه کیهان در اعتراض به نامه احمدتوکلی جوابیه ای منتشر کرد. در این جوابیه آمده است:
۱-قبل از همه باید از مواعظ اخلاقی برادر عزیزمان جناب آقای توکلی تشکر کنم که بایسته و شایسته است و اما، تنها سخن و اعتراض ایشان به کیهان آن است که رقم تخلف ۱۰۵ هزار میلیارد تومان نبوده است که باید گفت؛
الف: این رقم را خود جناب آقای دکتر توکلی در نطق جلسه علنی روز یکشنبه خویش مطرح کرده بودند و روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز با استناد به گفته ایشان، تیترهای آنچنانی را برگزیده و در صفحات اول خود پوشش داده بودند، بنابراین اگر جناب توکلی سخن خود را فراموش کرده‌اند، تقصیر کیهان چیست؟
ب: آقای توکلی، روز دوشنبه با مشاهده تیتر روزنامه‌های زنجیره‌ای که تخلف 105 هزار میلیارد تومانی را به دولت سابق نسبت داده بودند، برآشفته و طی نامه‌ای که در همه رسانه‌ها منتشر شد به آنها اعتراض کرده بودند که چرا این تخلف را که مربوط به دولت آقای روحانی است، به دولت سابق نسبت داده‌اید. و در هیچ جای نامه خود کمترین اشاره و اعتراضی نکرده بودند که رقم 105 هزار میلیارد تومان صحت ندارد! بنابراین اگر اعتراض آقای توکلی به رقم مزبور بوده است چرا در نامه روز دوشنبه خود کمترین اشاره‌ای به آن نکرده بودند؟!
ج: بعدازظهر روز دوشنبه آقای احمد توکلی در مصاحبه با خبرنگار کیهان ضمن اعتراض به روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌گوید؛ «از این تعجب می‌کنم که چرا در بین این همه روزنامه‌نگار، یک مرد منصف نبوده که بگوید این تخلف مربوط به دولت آقای روحانی است نه آقای احمدی‌نژاد» ملاحظه می‌فرمایید که در اینجا نیز سخنی از رقم به میان نمی‌آورد و این در حالی است که همه روزنامه‌های زنجیره‌ای مورد نظر ایشان بدون استثنا، رقم 105 هزار میلیارد تومان را ذکر کرده بودند. بنابراین اگر واقعا اعتراض آقای توکلی به رقم بوده است چرا فقط بعد از تیتر دیروز کیهان به صرافت نفی آن افتاده‌اند؟
د: با توجه به موارد فوق‌الذکر، اشتباه کیهان فقط آن بوده که به قول و گفته آقای احمد توکلی اعتماد کرده است! آیا غیر از این است؟
شایان ذکر است روزنامه کیهان روز سه شنبه با استفاده از صحبت های توکلی تیتر یک خود را به تخلف 105 هزار میلیارد تومانی در دولت روحانی اختصاص داد. توکلی هم همان روز به این عمل کیهان اعتراض کرد و در نامه ای نوشت: چگونه است با وجود این نامه که در آن با صراحت ارقام درست ذکر شده است، کیهان همان رقم نادرست را تیتر یک می‌کند و نسبت ناروایی را که آنها به دولت آقای احمدی‌نژاد دادند، شما به دولت آقای روحانی می‌دهید؟ توکلی ادامه داد: در خبر نادرست منتشر شده آمده است که بنده گفته ام ۲.۵ (دو و نیم) میلیارد دلار از صندوق برداشته شده بود. اگر تمام این مبلغ را هم به مصرف نادرست می رساندند حداکثر کل مبلغ با ارز آزاد می شود حدود ۸۰۰۰ میلیارد تومان نه ۱۵۰ هزار میلیارد تومان. پس اگر هدف مچ‌گیری و تخریب رقیب نمی‌بود این مطلب علی القاعده به چشم می آمد و این همه گرد و غبار ایجاد نمی‌شد. به شما هم عرض می کنم «محتاج تغییر مسیر هستید تا با تشدید اختلافات بیش از این به مصالح ملی و منافع مردم آسیب نرسد و در فردای قیامت به خلق خدا بدهکار نشوید»