بایگانی مطالب نشریه
در دیدار مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی استان با نماینده منتخب بم عنوان شد
تکمیل شهرک های صنعتی شرق استان در دست اقدام است
مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان با نماینده منتخب مردم شهرستان های بم ، ریگان ، فهرج و نرماشیر در مجلس دهم دیدار کرد. به گزارش روابط عمومی شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان در دیدار مدیرعامل این شرکت با نماینده منتخب مردم بم ، ریگان، فهرج و نرماشیر ضمن ارایه گزارش کلی از عملکرد شرکت در استان به فعالیت ها و سرمایه گذاری های انجام شده توسط شرکت شهرک های صنعتی استان در زمینه احداث و توسعه شهرک های صنعتی در استان و همچنین فعالیت های انجام شده در خصوص توسعه صنایع کوچک و متوسط و رفع موانع تولید و مشکلات صنایع مستقر در شهرک های صنعتی استان پرداخت. وی در ادامه ضمن معرفی شهرک ها و نواحی صنعتی موجود در شهرستان های بم،ریگان،فهرج و نرماشیر افزود : خوشبختانه در تمامی این شهرستان ها امکانات و بسترهای لازم جهت سرمایه گذاری در بخش صنعت فراهم شده و تکمیل این شهرک ها و نواحی در دست اقدام است. مجید غفاری با اشاره به نام گذاری سال جاری به نام «اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل» توسط مقام معظم رهبری گفت : یکی از مهمترین راهکارها در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی توجه ویژه به توسعه صنایع داخلی، خصوصا در مناطق کمتر توسعه یافته است.
وی با اشاره به پتانسیل بالای شهرستان های مذکور در بخش کشاورزی و خصوصا خرما گزارشی از عملکرد خوشه صنعتی خرما در استان ارائه نمود. در ادامه این دیدار نماینده منتخب مردم بم ، ریگان، فهرج و نرماشیر ضمن تشکر از فعالیت های انجام شده توسط شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان گفت : فراهم ساختن زیرساخت ها در بخش صنعت و جذب سرمایه گذار و رونق تولید و اشتغال در شهرستان ها و خصوصا شهرستان های شرق استان باعث افزایش ثبات ، امنیت و امید به زندگی و کاهش مهاجرت از روستاها به شهرها و مرکز استان می گردد که این مساله در دراز مدت منجر به توسعه متوازن منطقه ای و بهره مندی عادلانه همه مردم شریف استان از امکانات می گردد. وی سپس ضمن بر شمردن مزیت ها و مشکلات این شهرستان ها در بخش صنعت افزود : امیدواریم ازین پس شاهد توجه ویژه به بخش صنعت در شهرستان های شرقی استان باشیم و با توجه به منابع و پتانسیل های موجود در صنایع تبدیلی کشاورزی ، فراوری و بسته بندی مواد غذایی حمایت و سرمایه گذاری بیشتری انجام گردد. حبیب الله نیکزادی در ادامه با تاکید بر لزوم رفع موانع و مشکلات موجود بر سر راه توسعه صنعت آمادگی و حمایت کامل خود را جهت پیگیری و حل مشکلات شهرک های صنعتی اعلام نمود.
کلاهبرداران در نقش بازاریاب های اینترنتی وعده درآمدهای واهی، فریبی برای ساختن هرم
کلاهبرداران در نقش بازاریاب های اینترنتی
وعده درآمدهای واهی، فریبی برای ساختن هرم
حرفه بازاریابی شبکه ای در ایران به مدت چهارسال است که فعالیت رسمی خود را تحت نظارت وزارت صنعت، معدن و تجارت آغاز کرده است. در این مدت، 12 شرکت موفق به اخذ مجوز از این وزارتخانه و متعهد به رعایت دستورالعمل بازاریابی شبکه ای مصوب این وزارتخانه شده اند.
نوپا بودن این صنعت در کشور ما و عدم آموزش و آشنایی با اصول حرفه ای این فعالیت، مشکلات عدیده ای را بر سر راه مشارکت کنندگان در آن به وجود آورده است. به گونه ای که در برخی موارد به دلیل عدم عملکرد مناسب، نارضایتی ها هم در بین بازاریابان و هم در بین مصرف کنندگان محصولات ارائه شده توسط شرکت های فعال در این عرصه، افزایش یافته و عملا به شرکت های توخالی حرفه ای هرمی تبدیل شده است. با توجه به مزیت های برشمرده شده توسط فعالان این حرفه و تاثیرات عملکرد آن بر روی اقتصاد کشور، لزوم فرهنگ سازی و آموزش صحیح، اصول بازاریابی شبکه ای به منظور پیشگیری از مشکلات جدی تر در این زمینه و همچنین عدم نزدیک شدن آن به مرز فعالیت های هرمی احساس می شود. با توجه به رشد و گسترش شرکت های بازاریابی شبکه ای در سالهای اخیر و همچنین لزوم هوشیاری و آگاهی بازاریابان در مورد چگونگی فعالیت در این شرکتها،در ذیل به برخی از تخلفاتی که بعضاً توسط شرکت ها یا بازاریابان صورت گرفته است، اشاره می کنیم.
1- استراتژی فروش و پیش انباشته سازی کالا :
به بیان دیگر اجباراً برای قرار گرفتن در زیرمجموعه لیدرهای شرکت می بایست مبلغ مشخصی خرید توسط بازاریاب انجام شود. استفاده از این حربه و استراتژی فروش منجر به اغوای ناخواسته بازاریابانی خواهد شد که صرفاً با انگیزه دریافت پورسانت و بدون نیاز واقعی به کالا، ثبت سفارش را انجام می دهند.
این امر درنهایت منجر به تشکیل انبار کالایی یا اصطلاحاً پیش انباشته سازی کالا خواهد شد. در واقع پیش انباشته سازی کالا، ثبت سفارش خرید کالا بدون نیاز واقعی به کالای خریداری شده و همچنین عدم وجود مصرف کننده نهایی برای کالای خریداری شده توسط آن بازاریاب است که در نهایت منجر به تشکیل انبار کالایی در ازای دریافت پورسانت ناچیز استحقاقی خواهد شد.
2- فعالیت به طور همزمان در چند شرکت :
مطابق الزامات تعیین شده توسط کمیته نظارت بر بازاریابی شبکه ای برای بازاریابان، هر بازاریاب می بایست با مشخصات کامل فردی اقدام به ثبت نام در شرکت های دارای مجوز نماید و تا هنگامی که در یک شرکت فعالیت می کند، به عضویت سایر شرکتهای بازاریابی شبکه ای در نیاید. لازم به ذکر است که این نوع تخلف توسط سامانه یک پارچه ای که اطلاعات دقیق بازاریابان در آن ثبت است، قابل شناسایی می باشد. در صورت کشف چنین تخلفی فعالیت بازاریاب به حالت تعلیق درخواهد آمد.
3- فروش محصولات بی کیفیت و گران قیمت :
مطابق ماده 8 دستورالعمل بازاریابی شبکه ای، کالاهای عرضه شده در سیستم بازاریابی شبکه ای نباید از قیمت متعارف بازار گرانتر باشد.
4- فعالیت بازاریابی، خارج از شعب و دفاتر مرکزی مورد تأیید مرکز امور اصناف :
مطابق ماده 14 دستورالعمل بازاریابی شبکه ای،تمامی فعالیت های شرکت به غیر از فروش مستقیم به مصرف کننده نهایی باید صرفاً در محل دفتر مرکزی یا شعب مورد تأیید دبیرخانه صورت پذیرد؛ بنابراین فعالیت در غیر از محل های ذکر شده تخلف محسوب می شود. یادآوری شود اطلاع رسانی در مورد دفاتر و شعب رسمی شرکت های دارای مجوز از طریق سایت بازاریابی شبکه ای به نشانی rgov.mimt.www.networkmarketing. صورت می گیرد.
5- پرداختهای نقدی توسط بازاریابان جهت خرید کالا :
مطابق ماده 7 دستورالعمل بازاریابی شبکه ای، با توجه به این که تمامی واریزها و برداشت ها توسط شرکت و بازاریابان می بایست از طریق سیستم بانکی انجام گیرد، بازاریابان می بایست شماره حساب خود را در دفتر کاری مجازی شرکت وارد نمایند و از این طریق مبادلات مالی را انجام دهند.
بعضاً برخی از بازاریابان با دریافت مبالغ خرید از زیرمجموعه خود، در جایگاه خودشان اقدام به ثبت سفارش کالا می کند که منجر به زیان بازاریاب اصلی درخواست دهنده ثبت سفارش خرید می شود.
6- فروش کالاهایی که از مبادی رسمی، مجوز ورود و فروش نگرفته اند :
با توجه به مقررات موجود، تمامی کالایی که در سبد فروش شرکت ها قرار می گیرند می بایست بعد از معرفی به اصناف و بررسی مدارک و استعلام قیمت از مراجع ذی صلاح قابلیت عرضه پیدا نمایند. اگر شرکتی بدون طی مراتب یاد شده اقدام به عرضه کالاهای خود نماید دچار تخلف شده است.
بازاریابی شبکه ای یک روش مشروع و قانونی در کشورهای دنیا است که به سرعت در حال رشد است و متأسفانه روش های غلط برخی از افراد برای فعالیت و رسیدن به سود، این فعالیت را مشابه با فعالیت های شرکتهای هرمی جلوه داده است.
درادامه برخی از این روش های غلط به اجمال مورد بررسی قرار گرفته است:
1- عدم تمرکز بر خرده فروشی
همان طور که می دانیم اساس فعالیت بازاریابی شبکه ای بر مبنای خرده فروشی قرار گرفته است، اما متأسفانه دراین شرکت ها اکثریت توزیع کنندگان که نمایندگان فروش مستقل و یا راهبران هم نامیده می شوند، تمرکز بر فروش مستقیم محصولات جهت رسیدن به سود پایدار ندارند. آنان جذب افراد جدید را به عنوان بهترین منبع دریافت پورسانت و رسیدن به سود عنوان می کنند.
اگر قرار بر این باشد در کسب و کاری که خرده فروشی در آن اولویت کار است، تمرکز بر جذب افراد جدید باشد، می توان به این طرح یک طرح بازاریابی شبکه ای سالم گفت؟ جواب ما به این پرسش ها خیر است. شما در یک طرح هرمی مشغول به فعالیت هستید ؟!
2- عضوگیری به عنوان یکی از ملاک های پرداخت پورسانت
شرکت های MLM دو معیار برای پرداخت پورسانت دارند: میزان فروش شخصی، میزان فروش مجموعه.
وقتی شرکت بازاریابی شبکه ای پورسانت و یا امتیاز پاداش-دهی اش بر اساس میزان فروش مجموع هایی تعیین می شود، این طرح پرداخت، مستقیماً عضوگیری بی پایان را تشویق کرده است.
3- تعیین حجم مشخصی برای خرید و جذب عضو (استراتژی فروش)
برخی از شرکت های بازاریابی شبکه ای به منظور فعال نگه داشتن افراد در خرید و عضو گیری، حجم مشخصی را برای نمایندگان فروش تعیین می کنند و زمانی که نمایندگان فروش نتوانند این توقعات را برآورده کنند، نمی توانند پاداش تعیین شده را دریافت کنند.
در این شرکت ها سطح بندی های مشخصی برای نمایندگان فروش تعیین شده است. همانند گلد و سیلور و…. برای دستیابی به این سطوح افراد باید تعداد مشخصی زیر مجموعه داشته باشند. این ساختار، ساختار پلکانی نیز نامیده می شود که با کسب شرایط تعیین شده افراد پله به پله به بالای نردبان تعیین شده صعود خواهند کرد و به پاداش های تعین شده دست خواهند یافت.
اگر نگاهی دقیق به این ساختار داشته باشیم می توانیم ببینیم در این ساختار تعیین شده در واقع میزان خرید مشخص و تعداد اعضاء مشخص را الزام کرده است. افرادی که در رأس این ساختار قرار می گیرند، بیشترین میزان پورسانت را دریافت می کنند و این میزان پورسانت به دلیل میزان فروشی است که زیر مجموعه آنان انجام داده است.
این سیستم به نوعی مشوق افراد برای عضو گیری است. میزان خرید مشخص شده، الزام عضوگیری، حجم تعیین شده برای تعداد اعضاء، مشارکت کنندگان در MLM را بی رحم می کند، این افراد تمام وقت و تلاششان را برای تقویت زیر مجموعه شان به کار می گیرند و برای رسیدن به اهدافشان از هر حربه ای استفاده می کنند.
هیچ کدام از مسائل ذکرشده در بالا فروش مستقیم یا فروش خانگی نیست. بلکه ساختن هرمی از اعضاء و تلاش برای افزایش تعداد آنهاست. هزاران نفر بازنده می شوند تا یک نفر برنده شود.
این موضوع به این دلیل است که سود پایدار از طریق خرده فروشی به دست نمی آید. بلکه متعلق به افرادی است که گروه بزرگی را تشکیل دهند، با این شرایط همیشه تعداد کمی برنده هستند و بازاریابی شبکه ای یک فرصت برای همه نیست. بلکه یک فرصت برای عده کمی است و این برخلاف آن چیزی است که برخی از شرکتهای بازاریابی شبکه ای در ابتدا ادعا کرده اند.
4- وعده درآمدهای واهی، فریبی برای ساختن هرم اعضاء
افرادی که فریب درآمد نامحدود و پاداش های میلیونی در هر ماه را می خورند، لحظات سختی در این حرفه خواهند داشت. در بسیاری از گروه ها این وعده برای بسیاری از بازاریابان آشناست. در آموزشهایی که به افراد داده می شود، ادعا می شود با ساختن مجموعه پرتعداد می توانند به درآمد هنگفتی در ماه دست یابند و بعد از مدتی بدون نیاز به کار کردن هرماه درآمد ثابتی را دریافت کنند.
اگر کمی فکر کنید متوجه فریبنده بودن این وعده خواهید شد. مبنای این در آمد کجاست؟ همان پول مشارکت کنندگان در طرح است. افرادی که در بالاترین نقطه سطح قرار دارند بیشترین پاداش را به دست خواهند آورد.
دست یابی به پاداش در سیستمی که بیشترین پاداش به افرادی پرداخت می شود که بیشترین مجموعه را دارند به دو عامل بستگی دارد: جایگاهی که دارد، زمان شروع کار.
در این سیستم بیشتر افراد بازنده هستند و خرده فروشی جایگاهی ندارد، هرچقدر هم که میزان خرده فروشی را افزایش دهید باز هم میزان دریافتی تان افزایش نخواهد یافت تا این که بتوانید گروهی با تعداد اعضای زیاد را تشکیل دهید.
در این سیستم ذکرشده، از رهبران به عنوان انسان های فوق العاده یاد می شود. گفته می شود که پیروان آن ها می توانند آسمانی پر از پول را به دست بیاورند اما به شرطی که دقیقا همان قوانینی که لیدر هایشان برایشان تعیین کرده اند را دنبال کنند.
در این سیستم اعضاء، لیدرها را می پرستند، تفکر را به خاطر آنان متوقف کرده اند و تمام زندگیشان را وقف این طرح کرده اند. در این سیستم به بازاریابان اعلام می شود پرداخت پول به آنان دائمی است؛ حتی اگر فعالیتی نداشته باشند، شک کردن به وعده های داده شده یک گناه بزرگ محسوب می شود، سؤال کردن، نقض عهد و بدعت گذاری است. آیا این موارد نشان دهنده یک کسب و کار سالم است؟ کمبود در فرصتهای خرده فروشی، پرداخت کمیسیون بر مبنای خرید افراد جذب شده، حجم مشخص عضوگیری و سودآوری بر مبنای عضوگیری گروهی؛ همه این ها زنگ هشداری است برای دوری از طرح هایی با چنین مشخصاتی.
مستند«آن یک نفر» به سنگر رفت
هیأت انتخاب جشنواره فیلم سنگر پس از بازبینی 400 اثر ارسالی از سراسر کشور 64 اثر را در بخش مسابقه انتخاب کردند که فیلم «آن یک نفر» به کارگردانی «سید حمید میرحسینی» در فهرست آثار برگزیده این جشنواره واقع شد.
مستند «آن یک نفر» روایتگر زندگی شهید هنرمند غلامرضا آتشی گوهری است که در ایام دفاع مقدس در حوزه مستند سازی و فیلمسازی فعالیت می کرد. وی در سال ۱۳۳۲ در شهر کرمان به دنیا آمد. در سال ۵۹ کار در صدا و سیما را به عنوان خبرنگار و تصویربردار آغاز کرد و در دوره هشت سال دفاع مقدس به عنوان تصویربردار وقایع گوناگون جنگ را ثبت و ضبط کرد که در نهایت در عملیات کربلای ۵ در حین تصویربرداری به شهادت رسید. عوامل دیگر این پروژه عبارت اند از تدوین و صداگذاری: سید حمید میرحسینی، مدیر تولید و برنامه ریز: رفعت نادری پور، دستیار کارگردان و عکاس: آزاده نخعی، تصویربردار: جواد اسماعیل زاده، صدابردار: حسن ادیبان، راوی: زهرا نارویی، علی کهن، طراح پوستر: سمیرا شیخ مظفری، موسیقی: رامتین محمدی، موسیقی تیتراژ: پیروز ارجمند، خواننده: مجید حسین خانی، مجری طرح: افسانه سیفی، نویسندگان: زهرا نارویی، سیدحمید میرحسینی، دستیار تصویر: منصور میراحمدی. تهیه کننده : انجمن سینمای جوانان ایران
قابل ذکر است جشنواره فیلم سنگر به همت دانشگاه آزاد فیروز کوه در تاریخ 27 الی 30 اردیبهشت ماه سال جاری در این شهر برگزار می گردد.
زندگی یوگو لوپرت شهروند فرانسوی مقیم ایران آنهایی که با ما زندگی میکنند
زندگی یوگو لوپرت شهروند فرانسوی مقیم ایران
آنهایی که با ما زندگی میکنند
سرویس سفر پیام ما- عبارت فرانسه شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ برج ایفل یا پاریس یا نویسندگانی همچون ژول ورن و ویکتور هوگو ؟ شاید دانشمندانی همچون ماری کوری و لویی پاستور شاید هم یاد ناپلئون بناپارت بیوفتید که تا امریکای شمالی را به تسخیر خود در آورد.
می گویند زبان فرانسه زبان ساز و آواز است. بسیاری از سران و رجال سیاسی کشورهای مختلف دنیا فارغ التحصیل دانشگاه های فرانسه بوده و هستند.
اصلا عبارت فرانسوی که که به گوش عدهای میرسد، خیلی ها گرسنه شان می شود و یاد غذا و سس و دسرهای فرانسوی میافتند. عده ای هم معتقدند سینمای ایران و بسیاری از کشورها از سینمای فرانسه الگو میگیرد. بر اساس لغتنامه دهخدا بیش از هزار کلمه فرانسوی در زندگی روزمره ما وارد شده است. از شوفاژ و موکت و مانتو که بگذریم، فرانسه کشور عطر و مد دنیاست که در کنار آن اولین انتخاب توریستی جهان برای گردشگران است. اینها را گفتیم که مقدمهای برای معرفی دوست فرانسوی جدید ایرانیان باشد که البته ایشان هیچ ربطی به موارد بالا ندارد. “ناتانائیل موریس پیر لوپرت” معروف به “یوگو” یک مسافر فرانسوی است که بیش از یک سال است ساکن ایران شده است. چند و چون ماجرا را از خود وی پرسیدیم .
او میگوید: بعد از سه سال سفر بی توقف در کشورهای آسیایی به ایران رسیدم. قرار بود مثل هند، چین، بنگلادش، تایلند، میانمار و مغولستان بعد از دیدن ایران از آن هم گذر کنم. چهار ماه در طول و عرض ایران سفر کرده و در نهایت تصمیم به رفتن گرفتم اما دوری از ایران خاطراتش را کمرنگ تر نکرد. تصمیم خودم را گرفتم و دوباره به ایران برگشتم، آموختن زبان فارسی را شروع کردم و میل دارم در کنار مردم ایران زندگی کنم.
یوگو از خانواده بزرگ لوپرت ها است که در آن نویسندگان و دیپلمات ها و محققان بسیاری پرورش یافته و به جامعه جهانی معرفی شده اند. مثل پدر بزرگ او «فرناند لوپرت « سفیر و نویسنده شهیر فرانسوی در افریقا که از پایه گذاران موج نو در شمال آفریقا بود و نیز عموی وی « ژاک لوپرت « سفیر دائم فرانسه در شورای امنیت ملی و نماینده فرانسه در کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد و پر افتخار ترین دیپلمات معاصر فرانسه با دهها عنوان جهانی در موضوع ایجاد صلح پایدار جهانی می باشد. «آنتوان «پدر یوگو مورخ و استادیار دانشگاه، « ایزابل» مادرش کتابدار شهر»مارسی» است.
او میگوید: ترکیب این دو فرد کافی بود تا دوران کودکی من در اقیانوسی از کتاب ها و نوشته ها سپری شود. اعتیاد به خواندن با او تا دانشگاه آمد و او به طور همزمان در سه رشته ریاضی، شیمی و فیزیک ، موفق به اخذ مدرک کارشناسی شده و سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه «Savoy» فرانسه رفت. به طور همزمان با تحصیل در رشتهی مهندسی انرژی های قابل بازیافت، وی در پروژه های ملی قطار سریع و سیرفرانسه و پس از آن درپروژههای دیگری در انگلستان و اسپانیا همکاری کرد. نتیجه این همکاری ثبت دو نو آوری، در جهت بهینه سازی مصرف برق بود. او سپس به همراه دوستانش سازمان کوچکی با عنوان: « Travel with a mission» (سفری با یک ماموریت) تاسیس کرد و خودش اولین عضو فعال آن سازمان شد . امروز این سازمان در بیش از ۱۰۶ کشور جهان فعالیت بشر دوستانه و عام المنفعه انجام میدهد.
تا اینکه سفر خود را ازفرانسه به سوی شرق دور شروع کرد، او در طول سفرش بیش از یک میلیون کیلومتر را بدون استفاده از هواپیما و تاکسی واقامت در هتل در طول سه سال طی کرد . هدف او بیشترین ارتباط و رویایی با مردم محلی کشورها بود . در این سفربیش از ۹۰۰ سخنرانی و کارگروه در مدارس کشورهای مختلف داشت و بدین وسیله کودکان سرزمینهای مختلف را با انتقال نقاشیهایشان به یکدیگر متصل کرد. او در کشورهای بنگلادش ، هند ، چین ، مالزی ، مغولستان، میانمار و قرقیزستان فعالیت های عام المنفعه مختلفی همچون : همکاری در خانه مادر ترزا هند، همکاری در پروژه جنگلکاری Saddana هند، همکاری در بنیاد کودکان بی سرپرست Taramana کامبوج ، همکاری در پروژه زبان آموزی مالزی و دریافت مدال معلم افتخاری و.. شرکت کرده است.
مهربانی ها و رفتار گرم و نظام منسجم خانوادهها و احترام بین افراد و دقیقا در کنار آن استفاده از تکنولوژی و به روز بودن جوانان طعم زندگی شرقی و غربی را در هم می آمیزد و معجون جدیدی میسازد.
زندگی در ایران :
از او میخواهم رو در بایستی را کنار گذاشته و از نقاط ضعف فرهنگ ایرانی بگوید. او میخندد وبه شوخی میگوید فکر کردم این فقط گزارش است نگفته بودی کتاب مینویسی .
یوگو معتقد است «هیچ کشوری بهشت موعود نیست . کشورهای غربی به قوت رسانه از قاب تلوزیون زیبا وآرام و مشعشع دیده می شوند . اما چطور ممکن است بگوییم با وجود اینکه هیچ مشکلی در اروپا وجود ندارد همچنان رکورد دار افسردگی و آمار خودکشی هستیم ؟»
از دیدگاه یوگو، جامعهی ایران بسیار بیشتر از ترکیه و آذربایجان ، اوراسیایی است. یعنی ترکیبی از سنت های آسیا و خاورمیانه و در کنار آن مدرنیته غرب است.
وی معتقد است: شکل خانه های ایرانی این ترکیب را فریاد میزند، در گوشه ای سرویس بهداشتی سنتی و در سوی دیگر سرویس فرنگی ، با آشپزخانه ای مدرن اما غذاهای سنتی . این ترکیب در تفکرات و رفتار های روزانه و حتی استفاده از کلمات در گفتگوی روزانه هم کاملا قابل مشاهده است.
از چیزهایی که باعث شد او ایران را برای زندگی انتخاب کند می پرسم؟ و او میگوید: مانند زندگی روی خط اروپا و آسیاست. مهربانیها و رفتارگرم و نظام منسجم خانوادهها و احترام بین افراد و دقیقا موازی با این مسائل استفاده از تکنولوژی و به روز بودن جوانان طعم زندگی شرقی و غربی را در هم می آمیزد و معجون جدیدی میسازد.
اینجا خاطرات شیرین بیشماری از رفتارهای بهیاد ماندنی مردم دارم که هر روز رو به فزونی هستند. در اروپا سالی یکبار هم این موارد پیش نمیآید . خیلی ها به من میگویند چون تو خارجی هستی مردم به تو توجه می کنند، اما واقعیت این است که خارجی بودن به اندازه مسافر بودن اهمیت ندارد. مردم ایران برای مسافر و غریبه اهمیت ویژه ای قائل هستند. بارها پیش آمده که با دوستان ایرانی به شهر دیگری سفر کرده ایم و آنها به چشم خود درهای باز فرهنگ ایرانی را دیده اند که قبلا فقط وصف آن را شنیده بودند.
زبان فارسی :
او درباره علاقه اش به آموختن زبان فارسی میگوید : من در شهر «مارسی» که بندری در جنوب فرانسه است بزرگ شده ام .آنجا مسلمانان زیادی در بندرگاه می بینید که معمولا در قهوه خانه ها و مغازه ها خط نقاشی های عربی دارند. از آن زمان من هم دوست داشتم اینطور بنویسم، اما وقتی تلاش کردم عربی یاد بگیرم آن را بسیار پیچیده یافتم . در اثنای سفر بود که من کشوری را کشف کردم که هم الفبای عربی داشت وهم آموختن آن زبان آسان بود . بهتر از این نمیشد. برای من چسباندن حروف و ساختن کلمه جدید مثل بازی است و از این خط نقاشی ها لذت می برم . در کنار آن معانی بسیار عمیقی در برخی از کلمات پیدا کردم. مثلا در مورد عبارت
« همسایه» یا «هم سایه « به من گفتند یعنی در سایه هم بودن یا در یک سایه زندگی کردن . بیابان گرم و سوزانی را تصور کردم که دو نفر در زیر سایه تخته سنگی خود را از گرما رهانیده اند. برای اینکه هر دو نفر بتوانند از سایه برخوردار بشوند باید با سازش و تفاهم بایکدیگر کنار بیایند. همسایگی یک فرهنگ عمیق در ایران دارد در صورتی که در فرهنگ اروپایی چیزی به نام تحمل همسایه معنی ندارد . علاوه بر این ها هزاران قصه و حکایت فارسی همه فرهنگ خاورمیانه رو به شیوه ای زیبا به تصویر میکشد .
یوگو در باره مشکلات آموزش زبان فارسی میگوید : انتقاد کردن همیشه آسان است، من دوست دارم خودم را قسمتی از فرهنگ ایرانی بدانم بنابر این انتقادی ندارم، فقط دوست داشتم دانشگاه هایی را که برای آموزش فارسی برای خارجیان در نظر گرفته اند اینقدر گران نبود. اگر دوره سه ماهه زبان فارسی هفت میلیون تومان نبود و اگر دریافت ویزا این همه سخت نبود ، به شما قول میدهم که بسیاری از مردم جهان که علاقمند به آموختن زبان شیرین فارسی و همنشینی با مردم ایران هستند ، ثبت نام میکردند. میزان کنجکاوی و تعداد سوالاتی که از طریق آنها پرسیده میشود بسیاربیشراز کشورهای دیگر است .همه این ها نوید یک آینده روشن اجتماعی را میدهد.
جامعه جوان ایرانی:
براساس تجربیات یوگو تحولات اجتماعی در قشر جوان کشور هر سال به قدری زیاد است که شواهد این پیشرفت قابل رویت است. او میگوید «در حال حاضر زبان فارسی در رتبه هجدهم بیشترین مقالات ترجمه شده «ویکی پدیا» خیلی بالاتر از ترکیه وکره جنوبی قرار دارد.این یعنی جوانان ایرانی بسیاری همت به خرج داده و منابع مختلف را داوطلبانه ترجمه میکنند.
از طرفی در طول اقامت خودم، بسیار پیش آمده که به صورت تصادفی با جوانانی آشنا شده ام که نه تنها سطح زبان انگلیسی بسیار خوبی داشتند بلکه در رشته تخصصی خودشان هم محقق خوبی بودند.همچنین میزان کنجکاوی و تعداد سوالاتی که از طریق آنها پرسیده میشود بسیاربیشراز کشورهای دیگر است .همه این ها نوید یک آینده روشن اجتماعی را میدهد. اما مطلب نگران کننده میل به مهاجرت قشر جوان است که امیدوارم مسئولان کشور راهکاری برای ایجاد انگیزه جوانان برای تغییر این تفکر در ایران بیابند.»
برنامه های یوگو در ایران :
از روزی که یوگو وارد ایران شده است علاوه بر یادگیری زبان فارسی، بسیار مشتاق به همکاری در امور عام المنفعه داشته است .از این رهگذر تا امروز :
– تلاش برای اتصال مراکز فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه مارسی فرانسه
– تلاش برای اتصال کتابخانه مرکزی بندر عباس و واحد خزانه دیجیتال کتابخانه مارسی فرانسه
– اتصال مرکز توانبخشی و بهزیستی» همدم «مشهد به سازمان همسان در شهر موناکوی فرانسه
– راه اندازی نمایندگی بین المللی سازمان TWAM در ایران
– نوشتن ده ها مقاله درباره فرهنگ ایرانیان و آداب و رسوم و انواع غذا ها ، به زبان فرانسوی و ارسال به مجلات معتبر فرانسوی
– راه اندازی آژانس بین المللی برای معرفی آثار فیلمسازان سینمای مستقل و تجربی در بولتن جهانی
– برپایی دو نمایشگاه در دانشگاه های مشهد و همدان برای ایجاد ارتباط بیشتر بین دانشجویان ایران و فرانس
غریبه ای که دوست شد
دنیایی که یوگو از آن صحبت میکند از قاب تلوزیون بسیار دور است، او سالهاست که با یک کوله پشتی از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عبور میکند. از چادر زدن بر روی دیوار چین و همنشینی چندین ماهه با بادیه نشین های مغول و گم شدن در مناطق باتلاقی بنگلادش و اجرای بزرگترین کلاس بین المللی در عربستان َِ، تا تلاش برای اتصال دو شهر اهواز در ایران و کیکای در ژاپن َ، تنها بخشی از فعالیت های بی توقف او در سالیان گذشته بوده است. او امروز تصمیم خودش را گرفته تا در کنار مردم ایران بماند، در کشورهای توسعه یافته حضور مردمی از کشورهای دیگر( منظور پناهندگان نیستند)، موضوع عجیبی نیست، اما در کشور ما که مهمان نوازی بخشی از فرهنگ مردم ماست این اتفاق سالهاست که به دلایلی نیوفتاده است. امیدواریم با حمایت مسئولین و با افزایش خوشبینی نسبت به حضور جهانگردان خارجی شاهد شاهد شکوفایی صنعت گردشگری باشیم. در دنیای امروز خاموش بودن یک فرهنگ در بازار داغ رسانه ها هم معنی عدم وجود آن است.
گفتگوی اختصاصی «پیام ما »با دکتر «ندا نعیمی» در رابطه با فشار خون قاتلی در رگها
گفتگوی اختصاصی «پیام ما »با دکتر «ندا نعیمی» در رابطه با فشار خون
قاتلی در رگها
بیماری فشار خون، مهمان ناخواندهای ست که می تواند سال ها در بدن هر انسانی زندگی کند و هیچ سر و صدایی راه نیندازد و به آرامی سلامت میزبانش را بدزدد. قاتل خاموشی، که خطرناک؛ ولی قابل کنترل است.۲۷ اردیبهشت روز جهانی فشارخون است. بیماری ای که احتمال ابتلای آن برای هر کسی وجود دارد.به این بهانه با «دکتر ندا نعیمی» پزشک بیمارستان شفا کرمان به گفت و گو نشسته ایم.
تعریف فشار خون و بالطبع فشار خون بالا چیست؟
فشار خون شامل فشار سیستولی یا دیا سیستولی می باشد که عامه به آن ها، به ترتیب فشار بالا یا پایین و یا ماکسیمم و مینیمم می گویند . فشار خون نرمال برای بزرگسالان فشار کمتر از۱۲۰/۸۰ می باشد.
فشار بین ۱۲۰/۸۰ تا ۱۴۰/۹۰ قبل از فشار خون بالا (pere hypertention) نامیده می شود. فشارخون بالا تر از ۱۴۰/۹۰ فشار خون بالا محسوب می شود. فشار خون بالا افزایش فشار وارده از جریان خون به دیواره ی رگ های خونی است، که امکان دارد تا مراحل انتهایی بدون علامت و خاموش باشد، البته باید در شرایط استاندارد و در چند نوبت اندازه گیری شود، تا بتوان نظر دقیق و درستی داد.
فشار خون بالا چه گروه های سنی را بیشتر درگیر خود می کند؟
فشار خون بالا در همه ی گروه های سنی و در هر دو جنس ممکن است وجود داشته باشد؛ ولی شیوع بیشتر آن در مردان ابتدای بزرگسالی است و در سنین بالاتر؛ در خانم ها از ۶۰ سالگی به بعد شیوع بیشتری دارد. به طور کلی با افزایش سن، خطر ابتلا به فشار خون افزایش پیدا می کند.
چه عواملی در بروز فشار خون تاثیر دارند؟
عوامل محیطی و ژنتیکی در ایجاد فشار خون بالا بی تاثیر نیستند. عوامل ژنتیکی که به ارث می رسند امکان دارد که زمینه ساز فشار خون بالا شوند. با مبتلا بودن یکی از والدین و یا هر دو آن ها به فشار خون بالا، احتمال ابتلای فرد افزایش پیدا می کند و متاسفانه در بعضی مواقع، فرد بدون توجه شرایط ژنتیکی خود و به دلیل این که علامت خاص بیمار گونه ای نداشته است، فشار خون خود را کنترل نکرده و دچار عوارض ناشی از آن شده است.به طور کلی اندازه گیری فشار خون باید در برنامه ی سلامت هر فرد وجود داشته باشد. بعضی از عوامل محیطی زمینه ساز، شامل موارد زیر است: چاقی و اضافه وزن، مصرف زیاد نمک طعام، دریافت کم کلسیم و پتاسیم و مصرف الکل و استرس . گاهی اوقات هم بعضی از بیماری ها و شرایط فرد زمینه ساز فشار خون بالا است؛ به طور مثال در بیماران کلیوی، فشار خون بالا احتمال ایجاد مشکل کلیوی را بالا برده و فرد را دچار عوارض ناشی از آن می کند. البته بعضی از فشار خون ها، مثل فشار خون بالا در نیمه ی دوم حاملگی به صورت مقطعی به وجود می آیند، که معمولا اگر به نحو صحیحی کنترل شود، بعد از زایمان از بین می رود و مشکل جدی و خاصی ایجاد نمی کند.
عوارض بیماری فشار خون چیست؟
عوارض فشار خون بسیار زیاد است؛ اما مهمترین آن ها شامل موارد زیر است:
– عوارض قلبی: که شایع ترین علت مرگ مبتلایان به هایپرتنشن. ( فشار خون بالا) می باشد. عوارض قلبی شامل نارسایی قلبی، سکته های قلبی و بی نظمی در ضربان خون است.
-عوارض مغزی: دومین علت مرگ در دنیا، سکته ی مغزی ناشی از فشار خون بالا است.
_ عوارض کلیوی: به صورت نارسایی کلیوی و دفع پروتئین در ادرار می باشد.
_ بیماری های شریان محیطی: به صورت درد در اندام های تحتانی است و در هنگام راه رفتن بروز می کند.
فشار خون بالا اگر زود تشخیص داده شود، بسیاری از این عوارض قابل کنترل می شوند.
برای کنترل و پیشگیری از فشار خون چه باید کرد؟
با اندازه گیری منظم فشار خون به صورت دوره ای، می توان جلوی بروز فشار خون بالا را گرفت و در صورت ایجاد فشار خون بالا با مصرف منظم داروها از عوارض مهم فشار خون جلوگیری کرد.خوشبختانه فشار خون بالا را به راحتی می توان تشخیص داد و با تشخیص به موقع، فرد می تواند با کمک گرفتن از پزشک، این مشکل را کنترل کند.مهم ترین اصل در پیشگیری و کنترل فشار خون بالا، اصلاح سبک زندگی می باشد که شامل موارد زیر است :کم کردن وزن ،کاهش مصرف نمک به حداکثر ۶ گرم در روز، مصرف زیاد میوه ها وسبزی ها ، مصرف لبنیات کم چرب، محدود کردن و یا قطع مصرف الکل ،ورزش منظم به مدت۳۰ دقیقه در روز و کاستن استرس. با رعایت کردن همه ی این موارد حتی در صورت ابتلا، فرد می تواند زندگی سالمی داشته باشد و منجر به کنترل و پیشگیری از عوارض ناشی از فشارخون گردد.
چه طور باید از نداشتن یا داشتن فشار خون بالا مطمئن شد؟
سیسستم های عصبی مختلفی همراه با مدیاتور های(انتقال دهنده های عصبی) متعددی در تنظیم فشار خون در بدن نقش دارند؛ که عدم تعادل این سیستم ها و مدیاتورها می تواند در افت یا افزایش فشار خون تاثیر گذار باشند.به طور طبیعی در بدن، به دنبال هیجان و استرس یا فعالیت های بدنی، با افزایش یک سری از سیستم ها، فشار خون افزایش می یابد؛ اما فردی که دچار فشار خون بالا است در حالت عادی و استراحت هم، فشار بالایی دارد.
بیشترین افزایش فشار خون به صورت آنی می باشد که اگر طولانی و مزمن گردد، در تعریف فشار خون بالا قرار می گیرد. در بسیاری از موارد، فردی که فشار خون بالا دارد علامت خاصی ندارد و حتی احساس بیماری نمی کند؛ ولی در مواردی که فشار خون خیلی بالا می رود، احتمال دارد فرد دچار سر درد، تنگی نفس و یا حتی خونریزی از بینی شود. تنها راه اطمینان از میزان فشار خون اندازگیری آن است.
آیا افت فشار خون هم باید مورد توجه قرار گیرد؟
افت فشار خون خطرناک است و باعث کاهش خونرسانی به ارگان های حیاتی از جمله مغز، قلب و کلیه ها می شود که می تواند این ارگان ها را به سرعت دچار آسیب دایمی کند و عوارض جبران ناپذیری، از جمله سکته های قلبی و مغزی و نارسایی کلیوی ، را به وجود آورد.
آیا تغذیه و داشتن تحرک در امکان ابتلا به فشار خون موثر است؟
یکی از عوامل مهم و بسیار موثر در ایجاد فشار خون بالا ،عدم تحرک کافی و رژیم های غذایی نامناسب است. بی تحرکی و رژیم غذایی نامناسب، نتیجه ای به جز چاقی نخواهند داشت و به طور کلی چاقی، افزایش فشارخون را به دنبال دارد. متاسفانه زندگی ماشینی و مصرف زیاد فست فود و غذاهای پرکالری، با ایجاد چاقی و اضافه وزن، از عوامل ابتلا به فشار خون گشته اند. الگوی تغذیه ای نامناسب شامل مصرف زیاد نمک طعام، مصرف کم لبنیات و آنچه که گفته شد در ابتلا به فشار خون بسیار موثر است .برای جلوگیری از ابتلا به فشار خون بالا باید مصرف نمک کمتر از ۶ گرم در روز باشد.یکی از بهترین راهکارها برای رسیدن به این منظور، این است که نمک از سفره حذف شود. می توان ذائقه را تغییر داد و یا حتی فرد را از کودکی به شیوهای پرورش داد که تمایلی به مصرف غذاهای شور و یا اضافه کردن نمک به غذا نداشته باشد. داشتن الگوی تغذیه ای سالم فرد را از ابتلا به بسیاری از بیماری ها مصون می کند.
اتفاق عجیب در حین اجرای رضا یزدانی
اتفاق عجیب در حین اجرای رضا یزدانی
«رضا یزدانی» در اختتامیه جشنواره تئاتر دانشگاهیان دانشگاه آزاد در حال اجرای یکی از قطعات موسیقی سینماییش بود. طبق معمول این اجرا با نمایش کلیپی از فیلمهای مختلف در حال پیگیری بود که به یکباره مدیریت سالن، با روشن کردن نورافکن روی پرده نمایش این کلیپ از دیده شدن آن جلوگیری کرد! این اتفاق اعتراض «رضا یزدانی» را در پی داشت و او اعلام کرد که این کلیپش مجوز داشته و کسی حق این برخورد را نداشته است.
پای صحبت انسان های موفق با جلیل مظهری از کرمان قدیم تا صبح کرمان: زندگی وقتی ارزش پیدا میکند که هدف داشته باشید
صحبت با موسپیدان سخت است. موسپیدانی که دریایی از تجربه هستند و از هر دری می توان با آن ها سخن گفت. چرا که برای هر موضوعی حرفی برای گفتن دارند. به همین دلیل است که در مقابل این موسپیدان نشستن سخت است. نمی دانی چه بپرسی و از کجا شروع کنی. حالا تصور کنید فردی که روبروی شما نشسته است علاوه بر اینکه اندوخته گرانبهایی از تجربیات مختلف را دارد، روزنامه نگار هم باشد. جلیل مظهری که حالا دهه هشتم زندگی اش را می گذراند، اوایل دهه 40 به همکاری با روزنامه ها روی آورد و چند سالی ست که هفته نامه صبح کرمان را منتشر می کند. با جلیل مظهری، صبح یک روز بهاری هم کلام شدیم. ماحصل این هم صحبتی 2 ساعته را در زیر می خوانید:
کرمان قدیم
مظهری از کرمان قدیم شروع کرد و گفت:«خانه سردار یا همان طویله اسب سردار، مدرسه شده بود. آن زمان که درس خواندن راحت نبود. روی لوح می نوشتیم و لوح را سر حوض می شستیم تا دوباره بنویسیم. یادم می آید بچه که بودیم با گِل، چرخی درست می کردیم و دنبال خودمان می کشاندیم. این تفریح ما بود. هیچ چیز نبود. گرسنگی، فقر و مشکلات دیگر زیاد بود. آن زمان یک جفت گیوه را برای یک سال استفاده می کردیم.» وی خاطره ای هم از فقر در آن زمان می گوید:« سر کلاس به یک باره معلم ما از هوش رفت و خورد زمین. ما به طرفش رفتیم و او را بلند کردیم. وقتی کت او را درآوردیم دیدیم که تمام لباس های زیر کت او پاره هستند. بعد هم فهمیدیم به دلیل گرسنگی از حال رفته بود. ماهی 120 تومان حقوق داشت اما نزدیک به 6 ماه حقوقش را نداده بودند.» وی ادامه داد:« یادم است در کرمان یکی دو مدرسه بیشتر نبود، بچه ها هم آن زمان چون مدرسه یهودی ها جمعه و شنبه تعطیل بود، می گفتند برویم آن جا درس بخوانیم. یعنی می خواهم دلخوشی آن روزها را بگویم. امکانات نبود اصلا. برای خواندن کتاب باید می رفتیم از دکان میرزامحمود شکوری برای یک روز کتاب اجاره می کردیم. سعی می کردیم پنج شنبه ها کتاب اجاره کنیم تا حداقل دو روز کتاب دستمان باشد.» جلیل مظهری که انگار مو به مو قدیم را به ذهن می آورد، می گوید:« جوانان این دوره باید هزاران بار خدا را شکر کنند. ما برای فوتبال بازی کردن توپ هم نداشتیم. با جوراب توپ درست می کردیم و در زمین های خاکی بازی می کردیم. تازه آن زمان همه جوانان تابستان ها کار می کردند. من اولین سه ماه تعطیلی ام را که کار کردم 50 قران گرفتم و رفتم بانک ملی حسابی باز کرده. هنوز آن حسابم دست نخورده است.»
فروش 700 نسخه مجله روشنفکر
در کرمان
جلیل مظهری می گوید:« تا کلاس ششم ابتدایی درس خواندم. یادم می آید معلم انشایم گفت بنویسید که چکاره می خواهید بشوید. من در آن انشا نوشتم که می خواهم وکیل مجلس شوم یا وکیل دادگستری ولی با بودن هزار فامیل، امکان اینکه وکیل شوم نیست. وقتی انشا را خواندم معلم به قدری خوشش آمد که قرار شد انشا را سر صف بخوانم.» این روزنامه نگار اما نتوانست درسش را ادامه دهد. او در این باره می گوید:« مشکلاتی مثل بی پولی باعث شد بعد از کلاس ششم را نتوانم ادامه بدهم اما ارتباطم را با کتاب و کتابخوانی قطع نکردم. الان کتابخانه ام نزدیک به 3 هزار کتاب دارد. شاید باور نکنید قیمت پشت جلد اکثریت قریب به اتفاق 10 ریال و 15 ریال بود و حداکثر 50 ریال و تعدادی هم 100 ریال قیمت داشته. قدیم ها کتاب ارزان بود. آنقدر به خواندن و نوشتن علاقه داشتم که از همان کلاس ششم برای برخی روزنامه ها مطلب می نوشتم. اندیشه و فاتح در کرمان و بعد برای روزنامه های تهران نوشتم. یادم می آید وقتی که اقبال استاندار وقت کرمان مضروب شد، من برای مجله روشنفکر در این رابطه گزارشی نوشتم که آن شماره روشنفکر در کرمان 700 نسخه فروخت در حالی که قبلا تنها 40 شماره از هر نسخه فروش می رفت.»
ماجرای سرودن اولین شعر
مظهری در عرصه شعر هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. او می گوید:« روزی در خانه با خانواده صحبت می کردیم. مادرم رو به برادرانم کرد و گفت شما که از شعر و شاعری حرف می زنید چرا از جلیل چیزی نمی پرسید که برادرانم گفتن ما اهل دلیم و جلیل اهل گِل. یعنی جلیل پول دوست است. چون آن روز من کارخانه آجر داشتم. از خانه که آمدم بیرون با خودم زمزمه کردم: نی اهل گلم اهل دلم می دانی. حدود چند ماه همین را زمزمه کردم و بعد اولین غزلم را سرودم. شعر نو هم گفتم که برای اولین بار در روزنامه اندیشه در سال 50 چاپ شد.»
پیرترین دانشجوی دانشگاه بودم
مظهری می گوید:« از سال 43 به طور مداوم با نشریات مختلف کار کردم البته با همان مدرک کلاس ششم. به این فکر افتادم که بدون مدرک سخت است و به فکر درس خواندن افتادم. کلاس 7،8 و 9 را در یک سال خواندم و امتحان دادم. بعد از کلاس نهم در دبیرستان ثبت نام کردم و دیپلم گرفتم. پس از دیپلم هم وارد دانشگاه شدم و توانستم لیسانس حقوق بگیرم.» وی ادامه می دهد:« من پیرترین دانشجوی دانشگاه بودم. دانشجویان دیگر از من می پرسیدند برای چه در این سن به دانشگاه می آیی و من می گفتم چون عاشق خواندن هستم. همانطور که می گویند ز گهواره تا گور دانش بجوی.»
به آرزویم رسیده ام
«کلاس ششم که بودم در انشایم گفته بودم آرزو دارم وکیل شوم و این آرزو روی دلم مانده بود.» مظهری این را که می گوید چشمانش برق می زند و ادامه می دهد:« با همه سختی ها خواستم ثابت کنم به آرزویم می رسم. خیلی برایم این آرزو ارزش داشت. همیشه به بچه هایم گفته ام یک زندگی وقتی ارزش دارد که هدف داشته باشید.»
از خاک تا افلاک
جلیل مظهری کتاب هم نوشته است کتاب «از خاک تا افلاک» و بعد از آن ده جلد کتاب دیگر او چاپ شده و چند کتاب دیگر از جمله تاریخ کرمان از قاجار تا انقلاب اسلامی در حال تکمیل شدن برای انتشار است. او در مورد قاجارها می گوید:« کرمان در زمان قاجارها بخصوص آغا محمد خان به کلی نابود شد. همه مردانی که باقی مانده بودند کور بودند و آغا محمد خان فرمان داده بود که اجازه ندهند در کرمان چراغی به خانه ای روشن شود.» وی ادامه می دهد:« روزی به رزم حسینی گفتم کنار باغ فتح آباد و باغ شاهزاده بنویسید سند جنایت قاجار. چون این ها را با زور و چوب ترکه ساختند.»
اولین خشت دانشگاه آزاد را گذاشتم
جلیل مظهری می گوید:« پس از کار در اولین سه ماه تعطیلی که می توانستم کار کنم، 70 سال دیگر هم کار کردم. زحمت کشیدم تا پول بدست آورم اما الان می گویم پول هیچ سودی برای من نداشته است. تنها دلخوشی ام به این است که کار خیر کردم. زمین 4 مدرسه در خیابان جهاد را اهدا کردم و مصالح ساختمانی یک مدرسه هم را تامین نمودم. در خیلی از مساجد حاشیه شهر و روستا زیلوهاییکه گرچه کهنه شده اند، در حاشیه آن نوشته وقف جلیل مظهری وجود دارد. سال هاست زمانیکه دختر خانم ها به سن تکلیف می رسند پارچه چادری و لباس برای خیلی از مدارس می ایند و می گیرند. برای کمک به خرید جهیزیه بی پولان تلاش کرده و می کنم.» او که جزو خیرین شهر محسوب می شود نمی خواهد در مورد این فعالیت هایش زیاد صحبت کند اما وقتی با اصرار من مواجه می شود می گوید:« در ساخت دانشکده فنی علاوه بر کمک فکری کمک مالی هم می کردم. افتخارم این است که اولین خشت دانشگاه ازاد را من گذاشتم. اولین قدم را من برداشتم.» مظهری ادامه می دهد:« چاهی زدیم بوسیله اقای گلشن. روزی رفتم پول چاه را به ایشان بدهم که گفت پول چاه را از حساب چه کسی می دهی؟ گفتم از حساب خودم. گلشن گفت بگذارید این کار خیر از من ثبت شود. هر چه کردم پول نگرفت. خدایش بیامرزدش. خوشبختانه مردم برای کار خیر فرهنگی اگر بدانند در راه صحیح خرج می شود کمک می کنند.» سردبیر هفته نامه صبح کرمان می گوید: « زمین بیمارستان تالاسمی را اهدا کردم. در بلوار جهاد یک زمینی را به بیماری های خاص اهدا کردم که الان 8 سالن ورزشی در آن ساخته اند. شاید باور نکنید وقتی این زمین را اهدا کردم به چند میلیون محتاج بودم.»
صبح کرمان
مظهری می گوید:« علاقه زیادی به همکاری با روزنامه ها داشتم. قبل از انقلاب با اندیشه، فاتح، روشنفکر، کیهان و اطلاعات همکاری کردم و بعد از انقلاب هم با نسل آفتاب، کرمان امروز، بیداری، عصر ظهور. بعد از مدتی توتیا را منتشر کردیم و الان هم چند سال از انتشار اولین شماره صبح کرمان می گذرد. خوشبختانه در این مدت یک شماره هم انتشار صبح کرمان به تعویق نیفتاده است.» از مظهری می خواهم خاطره ای از دوران روزنامه نگاری بگوید:« وقتی مطلبی می نویسی، صد بار هم که تعریف کنی کسی نمی گوید دستت درد نکند. ولی وای بر روزی که انتقاد کنی. برخی فشار می آورند. یادم می آید سال های پیش مطلبی راجع به آب و فاضلاب نوشتم. از من شکایت شد و به دادگاه رفتم. با خونسردی گفتم همه اتهامات را قبول دارم حتی اگر بدترین حکم را به من بدهید. فقط یک سوال، دارم چه بنویسم؟ اگر از فاضلاب انتقاد نکنم پس از چه انتقاد کنم؟» وی ادامه می دهد:« اکثر مسئولین فقط انتظار دارند از آن ها تعریف و تمجید شود.» به عنوان سوال آخر از جلیل مظهری می پرسم «شما چند سال پیش در ماه مبارک رمضان به برنامه ماه عسل دعوت شده بودید. علت چه بود؟» مظهری در پاسخ می گوید:« اگر حمل بر خودستایی نشود سه سال قبل چند خیر از سراسر ایران دعوت شده بودند تا در برنامه ماه عسل حضور یابند. آقای سید رضا شیری اولین رئیس کمیته امداد نیز حضور داشتند. ایشان در یک سفر به کرمان در بررسی ها متوجه شده بودند که من از سال ها پیش در کار خیر پیش قدم بودم و اکثر موسسات خیریه شهرمان از من به نیکی یاد کرده بودند. لذا از من دعوت شد که در جمع خیران در برنامه ماه عسل حضور یابم.»
یکی یکدانه زیر فشار همه!
سعید قرایی
بازهم مس و بازهم تغییر مدیریت این باشگاه تا کرمانی ها در این روزها حداقل در یک زمینه شاهد باشند که باشگاه محبوب آن ها با باشگاه پرسپولیس تهران در یک زمینه کورس بسیار تنگاتنگی بسته اند و آن تغییرات پردامنه در صندلی مدیریت باشگاه باشد!
مراد حاج جعفری در حالی سمت سرپرستی باشگاه مس را برعهده می گیرد که از سال قبل و در ست در همین ایام، این چهارمین تغییر بزرگ در صندلی اول باشگاه ورزشی مس محسوب می شود.
اکبر ایرانمنش در سال قبل و همین روزها هنوز مدیر عامل باشگاه مس بود که استعفا کرد و جای خود را به فتح الله نژادزمانی داد تا او هم بعد از شش ماه با استعفا از سمتش موجب حضور امیر سیف الدینی در این سمت شود و در نهایت بعد از گذشت تنها یکسال از همه این ماجراها، وی نیز در نهایت هفته گذشته از سمت خود استعفا دهد تا مراد حاج جعفری سکان مدیریتی باشگاه مس را برعهده بگیرد.
تغییر چهار مدیر عامل آن هم در عرض یک سال اتفاقی نیست که به عنوان یک رکورد مثبت برای یک مجموعه ثبت شود و همه این تغییرات بهرحال تبعات خاص خود را دارد که می تواند یک مجموعه را از رسیدن به اهداف خود دور کند.
جالب اینکه همه مدیران عاملی که از سمت خود در مس استعفا دادند، فصل مشترکی داشتند و آن این بود که فضای کار راحت در پشت میز باشگاه مس در اختیار آن ها قرار ندارد و فشار جانبی برروی آن ها به حدی هست که در نهایت منجر به این شود که برای گذر از این سمت استعفای خود را امضا کنند.
شاید در نگاه اول تصور شود این فشار از ناحیه بالا دست مس یعنی شرکت مس به عنوان متولی اصلی این باشگاه وارد می شود کما اینکه با اقدامات شرکت درسال های گذشته این مسئله کاملا در باشگاه مس نمود داشت. همانطور که مقامات شرکت مس عملا برای تیم فوتبال خود مربی انتخاب می کردند و مثلا امر می کردند صمد مرفاوی به جای حمید استیلی سرمربی مس شود و یا اینکه رئیس هیات مدیره باشگاه به جای مدیر عامل خود با بازیکنان مد نظرش قرارداد امضا کند و تیم ببندد که این مسئله در هیچ کجای دنیا نظیری نداشت غیر از باشگاه مس کرمان…
اما تقریبا دو سالی هست که رویه شرکت مس در برابر باشگاه خود تغییر کرده است و در حالی که مقامات شرکت مس بارها تاکید کرده اند که غیر از نظارت بر چگونگی دخل و خرج های باشگاه، هیچ اعمال نظری بر تصمیمات مقامات این باشگاه ندارند، اما بازهم همچنان صحبت از فشار برروی مدیران این باشگاه است.
تمامی مدیران عامل مستعفی مس به نوعی تائید کرده اند که از ناحیه شرکت مس آزادی عمل بسیاری نسبت به سال های قبل در اختیار آن ها قرار گرفته است و حداقل دیگر متولی اصلی باشگاه مس برروی تصمیمات کلان و فنی این باشگاه اعمال نظر مستقیمی نمی کند اما با این وجود ظاهرا فشار خرد کننده هنوز بر صندلی های مدیریتی باشگاه مس وجود دارد.
با چرخش سر می توان به راحتی درک کرد که وجود این فشار برروی باشگاه مس در داخل کرمان امری طبیعی و عادی است زمانی که متوجه شویم خروجی اصلی ورزش کرمان فقط و فقط در همین باشگاه مس خلاصه شده است.
در حال حاضر تنها برند ورزشی که می تواند جمعیت چند ده هزار نفری را در کرمان به خود جذب کند و یا توجه چند صد هزار نفری در کرمان را معطوف خود کند، همین تیم های ورزشی مس به خصوص فوتبال است و در این شرایط کاملا طبیعی است که خیلی ها تمرکز خود را در داخل کرمان برروی این برند معطوف کنند که طبیعی است خیلی از این نظرها به جاده مقصود و تائید ختم نشوند و در نهایت آنچه که حاصل می شود، حاشیه و فشار مضاعف برروی این باشگاه باشد.
این موضوع را در نظر داشته باشید که در کنار این فشار ناگهان نیروی مضاعفی هم از خارج از استان بر باشگاه وارد شود و ماجراهایی مثل آنچه که مس در ماه های اخیر به آن مبتلا شد نیز بر آن وارد گردد تا باشگاه مس با دو دست از خارج و داخل کرمان کاملا فشرده شود…. طبیعی است که هر مدیری در این جو عطای صندلی خود را به لقایش ببخشد.
تمامی مدیران مس در صحبت های بعد از استعفای خود به نوعی به این مسئله اشاره داشتند که در تصمیم گیری های مهم به نوعی تحت تاثیر نیروهایی اقدام به اخذ آن ها کردند که در شرایط عادی شاید به هیچ وجه تن به آن ها نمی دادند و مشخص است که هیچکس نمی تواند مسئولیت تصمیمی که با رضایت قلبی تمام اتخاذ نکرده است را بر عهده بگیرد و به نوعی خیلی زود فرسوده شود.
باشگاه مس کرمان تبدیل به کارخانه مدیر سوزی در ورزش کرمان شده است و تمامی بزرگان ورزش کرمان در همه دو دهه اخیر در این سمت به نوعی سوخته شدند و این نشان می دهد که جو مدیریت در این باشگاه به شدت مشکل دار شده است.
با وجود عدم دخالت شرکت مس در این باشگاه ( که شاید به دلیل هزینه ای که در این باشگاه می کند بیش از همه حق داشته باشد که در مسائل باشگاه دخالت داشته باشد ولی از این موضوع به صورت صحیح عبور کرده است ) اما تنهایی باشگاه مس در کرمان سبب شده است که این فشار از نواحی مختلف برروی باشگاه مس معطوف مانده باشد.
به طور قطع اگر چند باشگاه ورزشی حرفه ای دیگر در کرمان وجود داشت و اگر برای مثال به جای تنهایی مس، چند تیم ورزشی پر مخاطب در کرمان وجود داشت، باشگاه مس نیز به این سرعت در مسیر استهلاک گام برنمی داشت و هزینه هایی که در این باشگاه انجام می شد، به مراتب با مدیریت کم فشارتر و بهتر دست آوردهای بزرگتری هم به همراه می داشت. به نظر می رسد با تنهایی باشگاه مس به عنوان تنها باشگاه حرفه ای ورزش کرمان در حال حاضر، این فرزند یکی یکدانه، به شدت زیر فشار توقعات قرار گرفته است و تا زمانی که نهادهای دیگری مثل فولاد کرمان و یا سایر نهادهای صنعتی که می توانند در این حوزه سرمایه گزاری کنند، وارد عرصه نشوند، این فرهنگ فشار بر باشگاه مس نیز تداوم خواهد داشت و در این صورت است که می بینیم باشگاه مس با رخ دادن اتفاقات عجیب و غریب مثل تعویض چهار مدیر عامل در یک سال، روز به روز از اهداف خود دورتر می شود.
تا زمانی که باشگاه مس در عرصه ورزش حرفه ای استان تنهای تنهای تنها باشد، همین فشارها و همین جو خرد کننده از داخل وجود خواهد داشت و این باشگاه کمتر راه مقصود پیدا خواهد کرد.
تمامی استان هایی که راه سعادت را پیدا کردند این فشار را به درستی برروی چند زانو تقسیم کردند و در همه شهرهای اهواز، اصفهان، تبریز، مشهد، تهران و… میبینیم که حضور چند باشگاه سبب شده است که کار در ان ها به راحتی انجام شود. درست عکس آن چیزی که در کرمان رخ داده است و تمامی فشارها برروی زانوی شکسته مس افتاده است که مجال جوش خوردن و ایستادن دوباره را هم از ان می گیرد چه رسد حرکت منظم به سوی موفقیت…
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ انتخاباتی که بوی خون میداد
بخش هفدهم
همان گونه که در شمارههای قبل ذکر شد، یکی از مقاطع جنجالی و پر هیاهوی کرمان در دوره معاصر، انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی است. این مهم به دلایلی که در خاطرات آقای محمد صنعتی آمده است، بسیار حساس بوده است. در این شماره روزنامه به ادامه این رخداد در کرمان میپردازیم.
تشکیل سومین دوره انجمن نظّار، انتخاب استاندار جدید و بازگشت دکتر بقایی
با رفتن احمد فریدونی (استاندار کرمان)، باز جو متشنجتر و انجمن نظّار انتخابات بار دیگر در شرف انحلال قرار گرفت. این مهم پس از عزل اسفندیار فریدونی از سمت فرمانداری کرمان و انتصاب آقای تربتی بدین سمت، محقق گردید.
«… آقای تربتی باز انجمن را منحل کرد و انجمن دیگری درست کرد که سومین انجمن میباشد. اعضای این انجمن سوم که فعلاً هست عبارتند آقایان: یدالله ابراهیمی، موسی ابراهیمی، میرزا جلالالدین اصفهانی، حاج محمد بقایی، یحیی زند، صدر میرحسینی، یحیی اطمینان، علی ارجمند، لقمان نفیسی و ریاست باز با آقای لقمان نفیسی است. این دفعه اکثریت اعضای انجمن از طرفداران ابراهیمیها شد، در نتیجه باز این انجمن هم بر خلاف میل دار و دسته مخالفین درآمد و باز فریاد وادینا و اسلاما شروع شد. حکم کمیسیون امنیت را کمیسیون کردند و لغو گردید، در نتیجه آقای دکتر بقایی و دار و دسته از اراک مستخلص شدند و به کرمان آمدند؛ باز همان بساط نطق و خطابه و تحصن در مسجد شروع شد …» (1).
در همین روزها، جهانشاه صمصمامالسلطنه بختیاری (2) به سمت استاندار کرمان انتخاب و از طرف دیگر دکتر بقایی و دوستانش از اراک به کرمان عزیمت میکنند.
«وزارت کشور ـ استانداری استان هشتم ـ شماره: 951 ـ 8 تاریخ: 2/ 9/ 33 [13]
گزارش به تهران؛ وزارت کشور پیرو نامه شماره 8871
طبق گزارش شهربانی ساعت هفده و نیم دیروز 1/ 8/ 33 آقای دکتر بقایی به اتفاق آقای علی زهری مدیر روزنامه شاهد در حالی که بیست دستگاه اتومبیل و قریب سه هزار نفر به استقبال آنها رفته بودند، به کرمان وارد و به محل حزب زحمتکشان رفتهاند. عالمزاده کارمند فرهنگ، ورود آنان را تبریک گفته سپس دکتر بقایی پشت بلندگو خلاصه اظهار داشته:
سلام به اهالی غیور کرمان که با استقامت، مشت بر دهان استعمارگران زده و با پافشاری اجازه ندادند مزدوران انگلیس به عنوان نمایندگان کرمان به مجلس رفته، به نام آنها قرارداد خائنانه نفت را امضا نمایند و ضمن اظهار مسرت از تبعید خود اضافه کرده:
این افتخار برای کرمانی بس که سرچشمه مبارزه علیه قرارداد نفت از کرمان شروع شده، شعار ما مبارزه با استعمارگران و در این راه از کشتن هم باک نداریم و علاوه کرد آقای زهری را که یکی از رفقای مبارز و همیشه با من همدست و همراه بوده، برای ملاقات رفقای حزبی به کرمان آورده، سپس آقای زهری با بیاناتی از شهامت اهالی تقدیر، در خاتمه عالمزاده مجدداً اشعاری در مورد تبعید دکتر بقایی قرائت، بعد آقایان بقایی و زهری به منزل آقای ارجمند رفته، افراد حزب و اهالی متفرق شدهاند». (3).
دکتر بقایی در مورد بازگشت از تبعید آورده است: «… در آبان آن سال (1333 ش.) اگر اشتباه نکنم دستور آزادی و بازگشت تبعیدیان صادر شد و برگشتیم به کرمان …
در این موقع صمصام استاندار کرمان شده بود، صمصام بختیاری، و میخواستند انتخابات را شروع کنند. حالا انتخابات اولیه، نمیدانم، اردیبهشت در همه ایران تمام شده بود، مجلس هم تشکیل بود ولی انتخابات کرمان نشده بود. یعنی هر دو دفعهای که خواسته بودند نتوانسته بودند، حالا دفعه سوم خواستند انتخابات را شروع بکنند. اولاً من نامهای نوشتم به اعلی حضرت، به فرانسه هم نوشتم … صمصام از من دعوت کرد که خوب، راجع به این انتخابات چه کار میکنید؟ گفتم: من چنین نامهای به اعلی حضرت نوشتم و حالا هم به شما میگویم، من اصراری برای انتخاب شدن ندارم ولی تا وقتی که وضع مردم این طور باشد من، حالا دو تا کاندیدای وکالت هم آمدند کرمان، یکی لقمان نفیسی (4) و شاید مجید ابراهیمی، یادم نیست، یقین ندارم. حالا مرتب شبها توی شبستان مسجد جامع سخنرانی هست و اعتراض، که روی همین چیزها با صمصام مذاکره کردیم. گفتم که من حاضر هستم از کرمان بروم به شرط این که وکلای تحمیلی هم که معرفی کردند، اینها هم بروند، خواه انتخابات بشود کرمان خواه نشود، من هیچ ادعایی ندارم. گفت یعنی شما حاضر هستید از کرمان بروید؟
گفتم بله، به شرطی که شما قول ایلیاتی (5) بدهید که اینها هم بروند. با این که به ما قول داد، عمل به قول نکرد …» (6)
به هر تقدیر پس از جنجالهای متعدد و هیاهوی بسیار، بار دیگر دکتر بقایی بازداشت، و همان گونه که خودش در خاطراتش آورده، پس از یک ماه اقامت در بافت، با رأی کمیسیون امنیت اجتماعی به یک سال تبعید در زاهدان محکوم گردید.
انتخابات در این مقطع انجام شد و آقای لقمان نفیسی و یدالله ابراهیمی به عنوان وکیل دوره هیجدهم از کرمان به مجلس شورای ملی راه یافتند.
«… بعد از حرکت ما از کرمان دستور انتخابات صادر شد و همان انجمنی که زمان صمصام تشکیل شده بود، شروع به انتخابات کردند و مردم قیام کردند و عرض کنم، دستور تیراندازی توی مردم دادند. دو نفر از دوستان ما یکی «حسن یزدان پناه» … یکی هم «لؤلؤ» کشته شدند. عده زیادی هم مجروح شدند (7). انتخابات هم مطابق دستور انجام گرفت و وکلا معرفی شدند.
ـ لاجوردی: همان دو آقا لقمان نفیسی و یدالله …
ـ بقایی: یدالله ابراهیمی.
ـ لاجوردی: پس نامه شما به شاه هم فایده نکرده بود برای انتخابات؟
ـ بقایی: ظاهراً فایده نکرده بود. شاید هم خوب علی رغم [تمایل] شاه، زاهدی این کار را کرده بود، چون زاهدی این توانایی را داشت. اینش را هیچ وقت نفهمیدم. یعنی ظاهر نشد که آن نامه تأثیری کرده یا نه؟ …» (10).
آری انتخابات جنجالی دوره هیجدهم مجلس شورای ملی در سال 1333 ش. پس از چندین ماه کشمکش، هیاهو، درگیری، تحصن، اعتکاف، تشکیل سه انجمن نظارت بر انتخابات، تغییر سه استاندار، تبعید دکتر بقایی و تعدادی از دوستانش و … در نهایت، همان گونه که احمد فریدونی (استاندار سابق کرمان) پیشبینی نموده بود؛ «از این انتخابات بوی خون میآید»، با کشته شدن دو نفر از طرفداران دکتر بقایی و زخمی شدن تعدادی از کرمانیان، به تاریخ پیوست». (11).
حضور گسترده کرمانی ها در راهپیمایی روز قدس/ تجلی انسجام ملت در کرمان
حضور گسترده کرمانی ها در راهپیمایی روز قدس/ تجلی انسجام ملت در کرمان
کریمان باز هم شور و حماسه ای دیگر رقم زد و با حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس حمایت و پشتیبانی خود از مسلمانان مظلوم دنیا به ویژه فلسطین، یمن، سوریه و عراق را به تصویر کشیدند. به گزارش مهر مردم دیار کریمان برای تجدید میثاق با آرمان های امام راحل و مقام عظمای ولایت از ساعت ها پیش از آغاز راهپیمایی در محل برگزاری راهپیمایی حضور یافتند. راهپیمایی روز قدس ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه از چهارراه طالقانی کرمان آغاز شد و مردم روزه دار کرمان مسیر راهپیمایی تا مصلای کرمان را همراه با سر دادن شعارهای «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر آل سعود» و «شعار غزه شده غرق عزا، مهدی بیا مهدی بیا» طی کردند. مرد و زن، پیر و جوان همه و همه برای خلق حماسه ای عظیم به صحنه آمده بودند تا جلوه ای از اتحاد و همدلی را رقم زده و به دشمنان اسلام نشان دهند که هیچ گاه از ارزش های مقدس خود کوتاه نخواهند آمد. در میان خیل عظیم جمعیت حضور چشمگیر جوانان و نوجوانان کاملا محسوس بود که با در دست داشتن پرچم های ایران اسلامی، حزب الله و مقاومت فلسطین انزجار خود از جنایات رژیم صهیونیستی را فریاد می زدند. مسئولان استان کرمان نیز همگام و در کنار مردم در این راهپیمایی حضور یافته و فریاد تظلم خواهی مسلمانان و انزجار از استکبار جهانی سر دادند.
تشکر امام جمعه و استاندار کرمان
از مردم
امام جمعه و استاندار کرمان با صدور پیامی مشترک از حضور پرشور مردم کرمان در راهپیمایی روز جهانی قدس تشکر کردند.
به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان، نماینده ولی فقیه در استان کرمان و استاندار کرمان با صدور پیامی مشترک از حضور آگاهانه، هوشمندانه و باشکوه مردم کرمان در راهپیمایی روز قدس تشکر کردند. متن این پیام به این شرح است: بار دیگر حضور افتخارآمیز، به یاد ماندنی و دشمن شکن شما ولی نعمتان اصلی انقلاب، نمایشگاهی از شکوه عزت، عظمت و اقتدار ایرانیان را در برابر دیده گان جهانیان به نمایش گذاشت. درود خدا بر گام های استوار شما مردم بصیر و همیشه در صحنه و حمد و سپاس خداوند متعال را که بار دیگر توفیق شرکت در راهپیمایی روز جهانی قدس را به امت شریف ایران اسلامی عطا فرمود که با وحدت، بصیرت و همدلی با خلق حماسه ای بزرگ نشان دهند حافظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و وفادار به راه امام خمینی (ره) و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند. اینجانبان بر خود فرض می دانیم مراتب تقدیر و تشکر خود را از این حضور آگاهانه، هوشمندانه و باشکوه مردم شریف، بویژه جوانان متدین، عاشق و بیدار دیار کریمان، ابراز داشته و سلامتی و سعادت بیش از پیش این مردم حماسه آفرین را از خداوند منان مسئلت کنیم.
دلایل اصلی بودن مسأله فلسطین از نگاه رهبر انقلاب اسلامی
دلایل اصلی بودن مسأله فلسطین از نگاه رهبر انقلاب اسلامی
به گزارش پیام ما و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتا… خامنهای، مسأله فلسطین از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همیشه از مسائل راهبردی نظام جمهوری اسلامی بوده است. حضرت آیتالله خامنهای مسأله اول امت اسلامی را مسأله فلسطین میدانند. در ادامه بخشی از دلایل اصلی بودن مسأله فلسطین از نگاه رهبر انقلاب اسلامی آورده شده است:
مسأله غزه قضیه اول دنیای
انسانیت است
امروز قضیهى اول جهان اسلام قضیهى غزه است؛ شاید بشود گفت قضیهى اول دنیاى انسانیت، قضیهى غزه است. سگ هارى و گرگ درندهاى به انسانهاى مظلوم حمله کرده است؛ چه کسى مظلومتر از کودکان معصومى که در این حملات جان خود را مظلومانه از دست دادند؟ چه کسى مظلومتر از مادرانى که فرزندان خودشان را در آغوش خودشان گرفتند و به چشم خود مرگ و پرپر زدن آنها را مشاهده کردند؟ رژیمِ غاصبِ صهیونیستِ کافر، دست به چنین جنایاتى زده است امروز در مقابل چشم بشریت و انسانیت؛ بشریت باید عکسالعمل نشان بدهد. 07/05/1393
هشت دلیل برای اصلی بودن مسأله فلسطین در دنیای اسلام
فلسطین، مسئلهی اول در میان همهی موضوعات مشترک کشورهای اسلامی است. مشخصات منحصر به فردی در این مسئله وجود دارد:
اول این که یک کشور مسلمان از ملت آن، غصب و به بیگانگانی که از کشورهای گوناگون گردآوری شده و جامعهای جعلی و موزائیکی تشکیل دادهاند، سپرده شده است.
دوم این که این حادثهی بیسابقه در تاریخ، با کشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است.
سوم آن که قبلهی اول مسلمانان و بسیاری از مراکز محترم دینی که در این کشور قرار دارد، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده است.
چهارم آن که این دولت و جامعهی جعلی در حساسترین نقطهی جهان اسلام، از آغاز تاکنون، نقش یک پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی را برای دولتهای استکباری بازی کرده و محور غرب استعماری که به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلاء و پیشرفت کشورهای اسلامی است، از آن همواره چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده کرده است.
پنجم آن که صهیونیسم که خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعهی بشری است، این جای پا را وسیلهای و نقطهی اتکائی برای گسترش نفوذ و سلطهی خود در جهان قرار داده است.
نکات دیگری را هم میتوان بر اینها افزود: هزینهی مالی و انسانیِ سنگینی که کشورهای اسلامی تاکنون پرداختهاند. اشتغال ذهنی دولتها و ملتهای مسلمان. رنج میلیونها آوارهی فلسطینی، که بسیاری از آنان پس از شش دهه هنوز در اردوگاهها زندگی میکنند. انقطاع تاریخ یک کانون مهمِ تمدنی در جهان اسلام و الی غیر ذلک. 09/07/1390
اتفاق نظر همه مذاهب اسلامی و جریانات ملی بر ایستادگی مقابل رژیم صهیونیستی
از 60 سال پیش تاکنون داغىبزرگتر از غصب کشور فلسطین بر دل امت اسلامى نهاده نشده است. فاجعهى فلسطین از روز اوّل تاکنون، ترکیبى از کشتار و ترور و ویرانگرى و غصب و تعرض به مقدسات اسلامى بوده است. وجوب ایستادگى و مبارزه در برابر این دشمن حربى و غاصب، مورد اتفاق همهى مذاهب اسلامى و محلّ اجماع همهى جریانات صادق و سالمِ ملّى بوده است. هر جریانى در کشورهاى اسلامى که این وظیفهى دینى و ملى را به ملاحظهى خواست تحکّمآمیز آمریکا یا به بهانهى توجیههاى غیرمنطقى، به دست فراموشى بسپارد، نباید انتظار داشته باشد که به چشم وفادارى به اسلام یا صداقت در ادعاى میهندوستى به او نگریسته شود. این یک محک است. هر کس شعار آزادى قدس شریف و نجات ملت فلسطین و سرزمین فلسطین را نپذیرد یا به حاشیه ببرد و به جبههى مقاومت پشت کند، متهم است. امت اسلامى باید در همه جا و همه وقت، این معیار و شاخصِ نمایان و اساسى را در مدنظر داشته باشد. 09/02/1392
مقابله با اسرائیل جزو مصالح همه کشورهای آزاد است
نجات فلسطین و محو دولت غاصب صهیونیستی، مسألهای است که با مصالح ملتهای این منطقه – از جمله با مصالح کشور عزیز ما ایران – سرو کار دارد. کسانی که از روز اوّلِ انقلاب، یکی از برنامهها را مقابله و معارضه با نفوذ و اقتدار صهیونیستها قرار دادند، با محاسبه این کار را کردند. این برنامه، طبق مصالح کشور و مصالح عمومی جمهوری اسلامی و مردم ایران انتخاب شده است. در کشورهای دیگر نیز همینطور است. همه روشنفکران کشورهای اسلامی، همه سیاستمداران آزاداندیش، همه آنهایی که دستشان در حنای استکبارىِ امریکا رنگ نگرفته است، معتقدند که باید با اسرائیل مقابله کرد؛ یعنی این را جزو مصالح کشورشان میدانند. برای آن دولت غاصبِ دروغىِ جعلی، مسأله فلسطین، یک مسأله داخلی نیست؛ یک مسألهی اساسىِ بینالمللی است. آنچه که اهمیت دارد، این است که نسل جدید فلسطینی حقیقت را دریافته است. کدام حقیقت را؟ این حقیقت را که اگر بخواهد بر این زبونی و خواری و تحقیر و فشاری که بر او تحمیل میشود، فائق آید، راهش مبارزه و مقابله است؛ راهش رفتن پشت میز مذاکره نیست، که مذاکره کنندهگان هم چیزی گیرشان نیامد. 25/09/1379
امام خمینی دفاع از مردم مظلوم فلسطین را مسئله اصلی میدانست
امام هیچ وقت به خاطر ملاحظهی زورگویان عالم، از دفاع از مظلومین عالم دست نکشید. امام در طول زمان از مسئلهی فلسطین به عنوان یک مسئلهی اصلی یاد کرد. امام صریحا در وصیتنامه و بیانات خود به ندای یا للمسلمین ملتهای مظلوم اهمیت میدهد؛ دفاع صریح از حقوق مظلومین، دفاع صریح از حقوق ملت فلسطین و هر ملت مظلوم دیگر. این روش امام است؛ این خط امام است؛ این شیوهی امام و این توصیه و وصیت امام است. خوشبختانه این روش را ملت ایران و مسئولین کشور دنبال کردند و سی سال است که در هر میدانی که شما ملت ایران با استکبار آمریکا مواجه شدید، شما پیروز شدید و دشمن شما مغلوب و دچار باخت شد. 14/03/1387
محجوب مالک باشگاه صبای قم شد
طی اسناد رسمی که بین سرپرست استانداری قم و سیروس محجوب مبادله شد وی در حال حاضر مالک باشگاه صبای قم بوده و هم اکنون با هماهنگی محجوب امور تمدید و عقد قرارداد با بازیکنان مورد نظر در حال انجام است.
عباس جهان بینی در این خصوص اظهار کرد: پس از نشست روز یکشنبه هفته جاری که به ریاست فریدون همتی سرپرست استانداری قم بین مسوولان بلند پایه استان و سیروس محجوب متقاضی خرید باشگاه صبا برگزار شد و در آن اعضای هیئت مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی صبا نیز حضور داشتند کار واگذاری 80 درصد سهام باشگاه صبای قم به آقای محجوب نهایی گردید. وی خاطرنشان کرد: طی اسناد رسمی که بین سرپرست استانداری قم و محجوب مبادله شد وی در حال حاضر مالک باشگاه صبای قم بوده و هم اکنون با هماهنگی با او در حال انجام امور تمدید و عقد قرارداد با بازیکنان مورد نظر هستیم.
مراد حاج جعفری سرپرست باشگاه مس کرمان شد
سخنگوی هیئت مدیره باشگاه مس کرمان از انتخاب رئیس هیئت فوتبال استان کرمان به سمت سرپرستی باشگاه مس کرمان خبر داد.
محمد محمودی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر از پذیرش درخواست استعفای امیر سیف الدینی مدیرعامل این باشگاه خبر داد و افزود: با توجه به فصل نقل و انتقالات و موضوعات مهمی که اطراف باشگاه مس کرمان وجود دارد پس از استعفای مدیرعامل باشگاه مراد حاج جعفری به عنوان سرپرست این تیم معرفی شد.
مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمان تصریح کرد: حاج جعفری سالها رئیس هیئت فوتبال کرمان است و با وضعیت فوتبال این استان به خوبی آشنا است و می تواند در پیش برد اهداف مس کرمان تاثیر گذار باشد. وی ادامه داد: هیئت مدیره این تصمیم را گرفته است و در ادامه نیز حمایتهای لازم برای مدیرعامل حاج جعفری را انجام خواهد داد. وی انتخاب بگوویچ و حاج جعفری را در راستای حضور قدرتمند مس در مسابقات پیش رو با اهمیت دانست و از حمایت کامل از کادر مدیریتی و فنی تیم خبر داد.
6 بازیکن جدید در تراکتورسازی تبریز
باشگاه تراکتورسازی تبریز با چهار بازیکن فصل گذشته تیم فوتبال بزرگسالان این باشگاه تمدید قرارداد کرد. قرارداد رسمی ده بازیکن تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در محل هیات فوتبال آذربایجان شرقی به ثبت رسید. اولین گروه از بازیکنان تیم فوتبال تراکتورسازی با حضور در دفتر هیأت فوتبال استان آذربایجان شرقی، قرارداد رسمی خود را در دفتر ثبت قراردادهای این هیات، به ثبت رساندند. مهرداد بایرامی بازیکن فصل قبل تراکتورسازی بمدت یک فصل، محمد ایران پوریان بازیکن فصل قبل تراکتورسازی بمدت یک فصل، سروش رفیعی بازیکن فصل قبل فولاد خوزستان جهت گذراندن خدمت سربازی، علی حمودی بازیکن فصل قبل سپاهان اصفهان جهت گذراندن خدمت سربازی، خالد شفیعی بازیکن فصل قبل تراکتورسازی بمدت یک فصل، میرهانی هاشمی ملک آبادی بازیکن فصل قبل تراکتورسازی بمدت یک فصل، شجاع خلیل زاده بازیکن فصل قبل سپاهان اصفهان جهت گذراندن خدمت سربازی، سینا عشوری مهرنجانی بازیکن فصل قبل ذوب آهن اصفهان جهت گذراندن خدمت سربازی، محمدرضا اخباری بازیکن فصل قبل سایپای البرز جهت گذراندن خدمت سربازی و احمد عبدالله زاده بازیکن فصل قبل فولاد خوزستان جهت گذراندن خدمت سربازی قرارداد خود را در هیأت فوتبال استان آذربایجان شرقی به ثبت رسانده و رسما به عضویت تیم فوتبال تراکتورسازی در آمدند.
خداحافظی کردم تا مربی شوم
پیروز قربانی مدافع فصل گذشته صبا از فوتبال خداحافظی کرد تا در آینده ای نزدیک به عنوان مربی کارش را پیگیری کند. قربانی گفت: من از نیم فصل دوم لیگ گذشته تصمیم گرفتم که از فوتبال خداحافظی کنم. خدا را شکر که توانستم 15 سال در سطح اول لیگ ایران بازی کنم. بدون تردید من می توانستم راحت 2، 3 سال دیگر هم فوتبال بازی کنم. ولی با توجه به برنامه هایی که برای ادامه کارم در حرفه مربیگری دارم. فکر می کنم اگر از فوتبال خداحافظی نکنم از برنامه هایم عقب می افتم. من چند ماه گذشته کنکور کارشناسی ارشد دادم و می دانم که 90 درصد هم در آن قبول می شوم و می خواهم فعلا ادامه تحصیل دهم. در کنار آن در کلاسهای مربیگری هم شرکت کنم. نمی دانم دقیقا کی کارم را در این حرفه شروع می کنم ولی برنامه های زیادی برای آن دارم.از من در مورد بهترین سالهای فوتبالم پرسیدید. بدون تردید سالهای حضورم در استقلال بهترین دوران بازی ام بود و خاطرات خیلی خوبی از این تیم و هوادارن آن دارم. اینکه دوست داشتم در استقلال از فوتبال خداحافظی کنم. خب مسلم است که دوست داشتم ولی حاضر نبودم بخاطر این مساله به این در و آن در بزنم که به استقلال بروم ودر آنجا خداحافظی کنم. نه من اینطور آدمی نیستم. اینکه خودم توانستم برای خداحافظی ام تصمیم بگیرم اتفاق خوبی است.
