بایگانی مطالب نشریه

دعوت دوچرخه‌سوار مس به تیم ملی برای بازی‌های المپیک

دعوت دوچرخه‌سوار مس به تیم ملی برای بازی‌های المپیک
علیرضا حقی که در تیم پیست مس کرمان کاب می‌زد، از سوی کادر فنی تیم ملی دوچرخه‌سواری کشورمان برای حضور در تمرینات تیم استقامت به این اردو دعوت شد.
علیرضا حقی که در تیم پیست مس کرمان رکاب می‌زد، از سوی کادر فنی تیم ملی دوچرخه‌سواری کشورمان برای حضور در تمرینات تیم استقامت به این اردو دعوت شد. این اولین مرحله از اردوی آمادگی تیم ملی جاده کشورمان جهت حضور در المپیک 2016 ریو است که در نهایت 3 نفر برای شرکت در مسابقات جاده المپیک انتخاب خواهد شد . علاوه بر حقی 16 رکاب‌زن دیگر کشورمان نیز در این اردو شرکت دارند. همچنین این رکاب‌زن تیم مس کرمان به نمایندگی از کشورمان در مسابقات المپیک نیروهای مسلح نیز شرکت خواهد کرد. تیم دوچرخه‌سواری مس کرمان در رقابت‌های فصل قبل لیگ برتر کشور، به همراه حقی موفق شد عنوان نایب قهرمانی بازی‌های لیگ برتر را از آن خود کند.

مهدیه ایران منش، مربی بسکتبال با ویلچر بانوان کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما: بچه‌های توان یاب، حکم استاد زندگی دارند

مهدیه ایران منش، مربی بسکتبال با ویلچر بانوان کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما:
بچه‌های توان یاب، حکم استاد زندگی دارند

شاید باورش کمی سخت باشد اما واقعیت دارد برای ورزش نوپایی در استان کرمان که کمتر از سه سال از بدو تولدش را پشت سر میگذارد و با کمترین امکانات و با مشکلاتی زیاد که گریبانگیر اهالی این ورزش است،توانسته جایگاه خوب و قابل توجهی در سطح کشور به دست آورد.صحبت از بسکتبال با ویلچر بانوان است که استارت اولیه اش دراسفند سال 1393 در استان و توسط خانمی به نام مهدیه ایران منش و با کمک چند تن از همکارانش زده شد و تا امروز هم ادامه داده و حتی مقام سوم کشوری را به دست آورده است، هرچند دلش از ناهمواری ها، خون و از مشکلات نالان است و ادامه راه را با این وضعیت بسیار سخت و حتی غیرممکن می داند اما امیدوار است با کمک مسئولان و حامیان بخش خصوصی بتواند همچنان چراغ این رشته را روشن نگه دارد.
مصاحبه پیام ما را با این ورزشکارهنرمند بخوانید:
رشته اصلی شما بسکتبال است، چه شد که به ورزش کردن با معلولان و بسکتبال با ویلچر روی آوردید؟
بسکتبال را از سن 17 سالگی و زیر نظر خانم بی غم شروع کردم، ایشان اولین و آخرین مربی من بودند و من با هدایت خانم بی غم موفق به کسب عناوین زیادی در سطح استان و مسابقات آموزشگاهی و بخصوص در پرتاب پنالتی شدم.در همان سالها و همزمان با تحصیلات دانشگاهی، کلاسهای مربیگری بسکتبال را گذراندم و به عنوان مربی تیم آموزشگاهی در مقطع راهنمایی و مینی بسکتبال استان مشغول شدم.اما سال گذشته یکسری نامهربانی ها در بسکتبال دیدم که مجبور شدم آن را کنار گذاشته و تمام فکر و سعی ام را برای بسکتبال با ویلچر بگذارم.
چه دلخوری و ناملایمت هایی؟ بیشتر توضیح می دهید؟
ببینید شخص خود آقای سیاووشی، فردی فعال و با شخصیت و قابل احترام در راس هئیت هستند اما متاسفاته نایب رییس هیات شخصی است که به جای استفاده از نیروهای پیشکسوت در کنار جوانان یکی یکی را حذف می کنند و انگار مخالف پیشرفت بستکبال بانوان هست. همین افراد به من بگویند چرا در مسابقات سال گذشته که دو تیم با هدایت من به فینال مسابقات استعدادیابی رسیدند،اجازه برگزاری مسابقه پایانی را ندادند؟چرا کاری کردند که بعد از آن مسابقات یکی از شاگردانم که به تازگی پدرش را از دست داده بود خطاب به مادرش اینچنین می گوید: مامان چقدر زندگی بی ارزشه، دیدی وقتی خواستیم مقام بیاریم چگونه ما رو از سالن بیرون کردند؟ چرا طوری رفتار کردند که من هنوز نتوانستم جواب این کار آنها را بدانم و برای شاگردانم توضیح دهم؟ این در حالی بود که خود خانم های مسئول از من خواستند که از بین بچه هایی که برای استعداد یابی انتخاب شده بودند، سه تیم را معرفی کنم و من اعلام کرده تنها با دو تیم آمادگی شرکت در این مسابقات را داریم. همین دو تیمی که از سوی من در مسابقات شرکت کرده بودند علیرغم مشکلات فراوان مانند تعطیلی محل تمرین ما در سالن فجرو به دلایل گوناگون، راهی فینال شدند.فینالی که با جنجال فراوان و سروصدای زیاد هرگز برگزار نشد.من همین اتفاقات و کارشکنی و مشکلات را در بسکتبال کرمان دیدم که سعی کردم کمتر در اطراف این ورزش پرسه بزنم.هرچند بعد از راه اندازی تیم بسکتبال با ویلچر هنوز هم رابطه خوبی با هیئت بسکتبال داشتم و حتی چندین بار سالن تمرینی خودم (پردیسان فجر) را در اختیار آنها قرار دادم اما در نهایت تصمیم گرفتم بیشتر تمرکزم را بر روی کار با معلولان و جانبازان بگذارم، با این حال بصورت خصوصی در یکی از باشگاهها فعالیت دارم و گاه گاهی از سوی فدراسیون بسکتبال برای مسابقات کشوری برای داوری دعوت میشوم.
و شما هم پس از این اتفاقات به سوی ورزش معلولین و بسکتبال با ویلچر روی آوردید؟
دقیقا، من حس کردم کار با این گونه افراد جالب و جذاب است. دلیل این که سمت ویلچر رفتم این بود که بچه های توان یاب برای من حکم استاد زندگی دارند، من عاشق آنها هستم، کار با آنها دنیای خاص و ویژگی های برجسته ای دارد.هرچند با توجه به اوضاع جسمی و فیزیکی شان، بودن با آنها سخت و مشکل است اما چون من عاشق کارم هستم، مشکلات هیچ گاه خسته و ناامیدم نکرد و تنها چیزی که مرا آزار می دهد این است که نتوانم در قبال مسئولیتم کاری برای این بچه ها انجام دهم و شرمنده آنها شوم.
منظورتان از این که شرمنده بچه ها نشوم، چیست؟
باور کنید این بچه ها کمترین توقع را دارند.آنها نه تنها کوچکترین مبلغی دریافت نمی کنند، بلکه حتی قرارداد هم ندارندو اگر بگویم بزرگترین و مهمترین معضل و مشکل این قشر ورزشکار، وسیله نقلیه برای جابجایی آنهاست سخنی به گزاف نگفته ام.سال گذشته که ما برای مسابقات بسکتبال با ویلچر سه نفره عازم مشهد بودیم، در قطار، ما برای جابجا شدن و استفاده از امکانات قطار با توجه به فیزیک خاص بدنی بچه ها مشکلات خیلی زیادی داشتیم.حتی در شهر هم برای رفتن به محل تمرین وبرگشتن به خانه، با توجه به داشتن ویلچرسخت و هزینه بر است و اگر می توانستیم وسیله نقلیه مناسبی برای این عزیزان بوسیله هئیت و یا حامیان مالی و معنوی فراهم کنیم خیلی خوب می شد، بارها از من پرسیده اند پس چه زمان وسیله رفت و آمد برای ما فراهم میشود و من کاری جز خجالت کشیدن ندارم.در کرمان به بسکتبال با ویلچر در مقایسه با سایر رشته ها مثل والیبال نشسته کمترهزینه وپرداخته می شود پس به همان اندازه طرفدار و اسپانسر کمتری دارد.ورزش بانوان خود به خود دارای محدودیت هایی هست حال اگر قرار باشد که هیچ حمایت و پشتیبانی از ما نشود که کار از این هم خراب تر میشود.
از سوی هیئت و نهاد و ارگانی حمایت نمی‌شوید؟
هیئت ورزش های معلولین استان کرمان منابع مادی محدودی دارد با این حال به جرات می گویم بیش از حد توان به ما و تیم ما کمک کرده اند بخصوص خانم کردستانی، نایب رییس هیئت که بسیار خانم دلسوزو زحمتکشی هستند. ما اگر موفقیتی به دست آوردیم اول بخاطر لطف خدا و بعد اون همت بچه ها و حمایت هیئت معلولان وجانبازان بود.این ورزش گرچه نوپاست اما مظلوم واقع شده و باید از آن پشتیبانی شود البته اضافه کنم جدیدا تعدادی از دوستان اعلام آمادگی کرده اند که به طرق گوناگون از ما حمایت کنند که باید منتظر ماند و دید که چه پیش می‌آید؟
تیم را چگونه انتخاب کردید و تمرین با بچه‌هایی که به نوعی از معلولیت رنج می‌برند چگونه است؟

به جرات میگویم که کار با این تیپ ورزشکاران به مراتب شیرین تر و جذاب تر از کار با ورزشکاران عادی است.اینها بچه هایی هستند که از صفر با خودم شروع کرده اند و پر ازانرژی و احساس هستند، روزی که ما این کار را شروع کردیم، چون خانم کردستانی از قبل آشنایی و شناخت خوبی از بچه ها داشتند و می دانستند با توجه به شرایط جسمی و فیزیکی کدامیک مناسب بسکتبال با ویلچر هستند،کار استعداد یابی ما از بین آنها شروع شد و در نهایت افرادی که شرایط خوب و کاملی را داشتند انتخاب کردیم. هرچند در ادامه کار خیلی از بازیکنانم به دلایل زیادی از جمله نبود زمین تمرینی مناسب و مشکل رفت و آمد ریزش کردند.تیم کرمان و بم تنها تیم های فعال استان کرمان هستند امسال تیم بم با مربی گری آقای معظمی میزبان مسابقات کشوری شدند و این مسابقات را به بهترین نحو برگزار کرد.جالب است بگویم که خیلی از استان های بزرگ مانند اصفهان و تهران به علت عدم اسپانسر قادر به تیم داری نیستند اما کرمان دو تیم دارد.امیدوارم همه دست به دست هم دهیم تا این تیم ها منحل نشوند.
گویا شما غیراز فعالیت در ورزش بسکتبال و بسکتبال با ویلچر در رشته های هنری و فرهنگی نیز فعالیت دارید، به آنها اشاره ای می کنید؟
من اگر فعالیتی داشتم و یا کاری می کنم فقط بخاطر عشق و علاقه ای است که به آن دارم و قصدم خدمت به خلق خداست.من در رشته یوگا، خوشنویسی و عرفان هم حضور دارمف گاه گاهی دوربین به دست می گیرم و از دنیای زیبا پیرامونم عکس می گیرم.و در کانون نابینایان هم کار میکنم و برایشان شعر می خوانم. کار کردن با کم بینا و نابینایان هم دنیای خودش را دارد و زیباست.

صمصامی بازیکن تیم هندبال مس کرمان: شرایط بازیکنان هندبال بسیار بد است

صمصامی بازیکن تیم هندبال مس کرمان:
شرایط بازیکنان هندبال بسیار بد است
مهرداد صمصامی بزرگترین معضل موجود در هندبال را عدم حمایت مالی از بازیکنان عنوان کرد و اظهار کرد: تیم‌هایی که اوت شدند و به پلی آف راه نیافتند، برای پرداخت مبلغ قرارداد‌های خود زیربار تعهد نمی‌روند.
او یکی از عیب‌های برگزاری لیگ به شکل دوگروهی که سبب آسیب به بازیکنان شده را این‌گونه عنوان کرد: تیم‌هایی که زودتر اوت شدند زیر بار تعهد قرارداد بازیکنان خود نمی‌روند. ولی اگر لیگ دوره‌ای و رده‌بندی بود و تا روز آخر تیم‌ها به صورت یکسان بازی می‌کردند، باشگاه‌ها به تعهدات خود عمل می‌کردند و بازیکنان به حق خود می‌رسیدند.
بازیکن تیم ملی در این بین از تیم‌هایی چون بافق و سپاهان نام برد و افزود: این تیم‌ها از جمله‌ی تیم‌های خوب هستند اما الان با این وضعیت که مقام‌های پنجم و ششم را کسب کرده‌اند طوری در میان باشگاه‌ها جا افتاده است که چون این تیم‌ها به ‌پلی‌آف راه نیافته‌اند، حذف شده‌اند. ولی این اوت شدن محسوب نمی‌شود.
او در مورد دریافت مبلغ قرارداد خود نیز به صراحت گفت: 30 درصد مبلغ قرارداد بازیکنان مس مثل سایر تیم‌ها، قرار بود به صورت یکجا چند ماه پیش پرداخت شود ولی به صورت 5 یا 6 درصد و کم کم پرداخت شد. دیگر هیچ دریافتی تا شب عید نوروز نداشتیم، شب عید 8 درصد از مبلغ پرداخت شد. حدود 5 روز قبل نیز 20 درصد قرارداد را دریافت کردیم. در مجموع 55 درصد قرارداد را دریافت کرده‌ایم. امیدوارم 45 درصد مبلغ باقی‌مانده را مطابق قول باشگاه، در مدت باقی‌مانده تا آخر لیگ دریافت کنیم.
او در مورد شرایط هندبالیست‌ها افزود: در سال جاری شرایط بازیکنان هندبال بسیار بد و همه تحت فشار بودند. خیلی از ملی‌پوشان بدون تیم ماندند. به نظر من این‌ها به دلیل نحوه برگزاری لیگ به صورت دو گروهی بود. بازیکنان سایر تیم‌ها وضعیت خوبی ندارند و حتی برخی اواخر لیگ اسپانسر جذب کرده‌اند. برخی بازیکنان هنوز مبلغ قرارداد‌های لیگ سال گذشته‌ی خود را نیز دریافت‌ نکرده‌اند. شغل ما هندبال است و شغل دیگری نداریم. 10 ماه برای آن تلاش می‌کنیم و درگیر برگزاری مسابقات و تمرین هستیم و باید بدن خود را آماده نگه داریم.
او همچنین در مورد نحوه‌ی برگزاری لیگ به صورت دوگروهی افزود: از دیدگاه من برگزاری لیگ به این شکل جذابیت را بالا می‌برد. لیگ‌های والیبال و بسکتبال نیز به این‌صورت و به صورت پلی‌آف برگزار می‌شود. فقط در این بین حق تیم‌هایی که امتیاز بیشتر دارند و اول و دوم جدول هستند در بازی های آخر ضایع شد.
این ملی‌پوش در ادامه گفت: در پلی آف، تیم ما که چهارم جدول بود با منیزیم که هشت امتیاز از ما بالاتر بود بازی کردیم و در کرمان به تساوی رسیدیم. اگر در فردوس با یک اختلاف آن‌ها را می‌بردیم آن‌ها باید برای دیدار رده‌بندی آماده می‌شدند و ما به فینال راه می‌یافتیم. اما اگر لیگ نرمالی داشتیم باید منیزیم و گچساران که اول و دوم جدول بودند هفته‌ی قبل با هم به رقابت می‌پرداختند و به عنوان قهرمانی و نایب قهرمانی دست می‌یافتند. هرچند که این‌ها شرایط لیگ است و باید تیم‌ها از لحاظ آمادگی و امتیاز طوری رفتار کنند که حقشان ضایع نشود.
او در پایان با ابراز امیدواری خاطر نشان کرد: امیدوارم در لیگ آینده کیفیت لیگ بالاتر رود. لغو محدودیت سهمیه ملی‌پوش هم به جذابیت لیگ کمک خواهد کرد./ایسنا

یوگاکده

حرکت پاریگهاسانا
سپیده ایران منش
پاریگها (parigha ) به معنای کلونِ در یا میله و بندی است که با آن درب را بسته و قفل می کنند.
۱ – روی دو زانو قرار بکیرید ، طوریکه ران ها عمود بر زمین باشند. هنگامی که زانوها را بر روی زمین می گذارید با دست سر زانو خود را به سمت خارج بکشید تا از آسیب رسیدن به زانوها جلوگیری گردد.
۲- پای راست را از پهلو در راستای استخوان لگن به سمت راست بکشید. (پاشنه و زانو در راستای هم باشد)
۳ -عضله بالای زانو راست کاملا منقبض ، پاشنه روی زمین و نوک انگشتان به سمت سقف باشند (می توانید انگشتها را هم بر روی زمین بگذارید، هر موقعیتی که برای انگشتان گرفتید تا آخر حرکت آن را نگه دارید و تغییر ندهید )
۴ – همراه با بازدم تنه را از سمت پهلو روی پای راست خم کنید و با کف دست ساق یا مچ پا را بگیرید. هردو پهلو را سعی کنید تا به یک اندازه بکشید.
۵ – همراه با دم دست چپ را در امتداد گوش چپ بالای سر ببرید.
۶ – توجه کنید که قفسه سینه باز و سمت راست لگن به سمت عقب حرکت نکند. دنبالچه(سکروم) را داخل داده و ناف تا قفسه سینه (فوبیک) را به سمت بالا بکشید. یک دیوار فرضی را در پشت خد تصور کنید که انگار به آن چسبیده اید. پشت‌تان کاملا صاف و بالا کشیده.
۷ – حرکت را در طرف دیگر نیز انجام دهید.
موارد محدودیت :
جراحات و آسیب دیدگی زانو ( در صورت درد خفیف در کاسه زانو می توانید حوله ای را زیر زانویتان قرار دهید سپس حرکت را انجام دهید)
فواید :
– باز شدن لگن
– تقویت عضلات دو طرف ستون مهره ها
– باز شدن عضلات پشت ران
– باز شدن شانه ها
– تحریک اندامهای شکمی و ریه ها

«پیام ما» پدیده خودکشی را بررسی می کند پایان به خود

«پیام ما» پدیده خودکشی را بررسی می کند
پایان به خود

درست در لحظه ای که فرد تصمیم خود را می گیرد که به زندگی اش خاتمه دهد و مرگ را انتخاب می کند فاجعه ای تلخ انسانی رخ داده است؛ فاجعه ای که در جوامع کنونی تبدیل به یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی دیگر مختص سن خاصی نیست و احتمال وقوع آن برای هر سنی به یک اندازه است؛ حتی امکان دارد سایه ی شومش میان بازی های کودکانه پیدا شود،در میان ظرف های نشسته ی زنی بنشیند یا در میان خاطرات شصت ساله ی پیرمردی ظهور کند و یا میان فیش های آب و برق مردی انتظار بکشد و این چنین قصه ای جدیدی آغاز می شود به نام مرگ، مرگ در هرحالتی داستان تلخی است؛ اما تلخی مرگ خود خواسته ازنوع دیگری است،که توجه ها را به خود جلب می کند.
خودکشی نمایشی
رضا پور سعید روانشناس در مورد امکان خودکشی در بین افراد مختلف به «پیام ما» گفت:«معمولا بر اساس آمار، خودکشی در بین گروههای مختلف متفاوت است. در دسته بندی زن و مرد، زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می کنند؛ ولی مردان بیشتر از زنان از خودکشی می میرند؛ زیرا در زنان خودکشی ها بیشتر نمایشی است تا واقعی. ازدست دادن شخص یا رابطه عاطفی، مشکلات اجتماعی نظیر فقر، بیکاری، مشکلات در محل کار یا تحصیل،نبود حمایت های اجتماعی، تنهایی و انزوا؛هر کدام از این ها می تواند برای فرد انگیزه ای برای خودکشی شوند. آمار خودکشی در بین بیماران بیشتر از سایر افراد جامعه است و بیماران روانپزشکی به ترتیب اختلالات خلقی و سردسته آن ها افسردگی بیشترین میزان خودکشی را دارند. بعد ازافسرده ها بیشترین خودکشی در بین بیماران معتاد دیده می شود. البته گاهی با اور دوز مواد اشتباه گرفته می شود. رتبه ی بعد اختلالات اضطرابی است و بعد اسکیزوفرم ها و درآخر سایر اختلالات روانپزشکی، به ترتیب بالاترین آمارخودکشی را دارند . بیماران دارای بیماری بدخیم یا صعب العلاج نیز آمار بالایی در خودکشی دارند. گروهی از خودکشی ها هم به بیماری ها ارتباط ندارد و اعتقادی یا سیاسی هست که باز آمار قابل توجهی دارد؛ به طور مثال خودکشی در مذهب شینتو در ژاپن و …. در واقع خودکشی دارای یک پیوستار منظم است؛ یعنی از افکار و جملات گذرا در مورد خود کشی شروع و به مرگ ختم می شود، همیشه افکار خودکشی از اقدام به خودکشی بیشتر است.»
۹۵ درصد خودکشی ها به دلیل اختلالات روانی
در خصوص علل خودکشی در کشور احمد علی نور بالا مشاور وزیر بهداشت در امور سلامت روان به «خبرنگاران جوان» گفت:« ۹۵ درصد خودکشی ها به دلیل اختلالات روانی و پنج درصد آن مسایل اجتماعی است، که در مشکلات روانی بیشترین علت افسردگی و اعتیاد به مصرف مواد مخدر است.»وی تأکید کرد: «عوامل ژنتیکی نیز در بروز خودکشی بی تأثیر نیست و ارتباط تگاتنگی بین بیماری های جسمی با خودکشی وجود دارد و هم چنین احتمال خودکشی برای افراد بالای ۶۵ سال، مجرد و بیکار بیشتراست؛ بنابراین باید به جمعیت سالمندان بیش از سایرین توجه داشته باشیم.»
رییس انجمن علمی پیشگیری از خودکشی به «فارس» در ارتباط تاثیر افسردگی بر خودکشی گفت:«افسردگی احتمال وقوع خودکشی را طبق تحقیقات انجام گرفته در کشور ۶ برابر کرده و اعتیاد و الکل نیز به ۳ برابر شدن احتمال بروز این معضل اجتماعی می شود.» سیدکاظم ملکوتی ادامه داد: «فقر، بیکاری و استعمال سیگار نیز احتمال خودکشی را دو برابر کرده، لذا برای پیشگیری از این معضل اجتماعی، باید به عوامل ایجادکننده آن و رفع این معضلات توجه کرد.»ملکوتی با بیان این که در حال حاضر افسردگی در جامعه از ۵ درصد به ۱۱ درصد افزایش یافته است، گفت: « این مساله نشان می دهد که اگر اقدامات لازم را انجام ندهیم، افزایش خودکشی در سال های آتی را شاهد خواهیم بود.» او همچنین ادامه داد:« میزان تحصیلات و بالا تر بودن مهارت های ارتباطی و اجتماعی رابطه ی مستقیم با هم دارند و به طور قطع افرادی که سواد کمتری دارند در داشتن مهارت های ارتباطی و اجتماعی نیز ضعیف تر هستند. در نهایت در گروه افرادی که دست به خودکشی زده اند هر قدر میزان تحصیلات بالاتر بوده آمار خودکشی کمتر است.»
زنان خانه دار فاکتور خودکشی را دارند
عامل اصلی در بروز خودکشی را احمد حاجبی رییس دفتر سلامت روان و اعتیاد وزارت بهداشت «بیکاری» بیان کرد، وبه «تسنیم» گفت: «زنان خانه دار از جمله کسانی هستند که فاکتور خودکشی در آنان بیشتر است.» وی با تشریح سطح سواد افرادی که خودکشی می کنند گفت: «بیشترین خودکشی مربوط به افراد دیپلمه است و کمترین میزان خودکشی نیز در بین فوق لیسانس و مقاطع بالاتر گزارش شده است.»
پورسعید هم در این رابطه می افزاید: «میزان تحصیلات و بالاتر بودن مهارت های ارتباطی و اجتماعی رابطه ی مستقیم با هم دارند و به طور قطع افرادی که سواد کمتری دارند در داشتن مهارت های ارتباطی و اجتماعی نیز ضعیف تر هستند. در گروه افرادی که دست به خودکشی زده اند، هر قدر میزان تحصیلات بالاتر بوده آمار خودکشی کمتر است . در حقیقت یک فرد با مهارت های ارتباطی و اجتماعی در موقعیت های مخاطره آمیز و پر استرس با آسیب کمتری روبرو می شود و بهتر از پس مشکلات بر می آید.»
خودکشی افراد معروف
اما انتشار خبرهای خودکشی بحثی است که مورد توجه ی ویژه قرار گرفته و در مورد تاثیرات آن نظرات مختلفی بیان شده است. احمد جلیلی رییس انجمن روانشناسی ایران با اشاره خودکشی های اخیر در رسانه ها، به «فارس» گفت: «درانتشار این اخبار باید همه مسایل را در نظر داشت و بهداشت روانی افراد را مد نظر قرار داد. اخبار خودکشی را هیچگاه نباید با تیتر درشت منتشر کرد و عکسی نیز از صحنه خودکشی نباید در رسانه ها چاپ شود به ویژه اگر خودکشی مربوط به افراد معروف باشد.» وی با اشاره به پدیده ی خودکشی تقلیدی اظهار داشت: «در صورتی که خودکشی در سطح وسیعی منتشر شود، تعداد زیادی خودکشی به همان شکل منتشر شده، نیز رخ خواهد داد.»
در مورد امکان تاثیر گزاری تقلید در خودکشی پورسعید گفت: «بر اساس تحقیقات معتبر علمی ثابت شده است که نشان دادن صحنه های خودکشی و شیوه های آن در شیوع آن نقش داشته است و فیلم های خشن که مرگ و میر را راحت و بی دردسر نشان می دهد و ارزش و اهمیت آن را کمرنگ می کند،بروز رفتارهای خشن را باعث می شود.نشان دادن صحنه های مستقیم خودکشی، علاوه بر آسیب های روحی و درگیری فکری، خود نوعی یادگیری بصری بوده و بهتر است صحنه های خودکشی دیده نشود.» او در مورد جلوگیری ازخودکشی گفت:«معمولا افرادی که قصد خودکشی دارند همانطور که در تعریف خودکشی گفته شد از قبل افکار خودکشی دارند و معمولا زمینه ی بیماری قبلی نیز با آنان وجود دارد. شناسایی درست این افراد و انجام مشاوره ی مناسب و به موقع می تواند جلوی خودکشی را بگیرد.»
مشاوره ی فوری
او ادامه داد:«تجربه نشان داده بسیاری از افرادی که قصد خودکشی دارند در مورد آن با دیگران ، پزشک، روحانی یا دوست صمیمی،خانواده و افراد مورد اعتمادشان صحبت می کنند، پس به مشاوره ی فوری نیاز دارند.معمولا افرادی که یک بار اقدامات ناموفق یا حتی نمایشی در مورد خودکشی دارند نیز نیاز فوری به خدمات مشاوره ای دارند و اقدام مجدد برای این افراد آسان تر است.افرادی که جملات خطرناکی که حاکی از نارضایتی شدید دارند؛ مثلا به زودی از شرم راحت می شوید ، کاش به دنیا نمی آمدم ،کاش می مردم یا کارم دیگه تمام است و هم چنین افرادی که رفتارهای غیر منتظره بروز می دهند،مثلا اموالشان را بذل و بخشش می کنند یا از تمام اقوام حلالیت می طلبند یا احساس سرخوشی غیر منتظره دارند یا قرض هایشان را می دهند و.. که حاکی از وجود تصمیم خاص یا خطرناک در زندگی شان است، بهتر است زودتر مشاوره شوند.در کل این علامت ها هشدار دهنده هستند و باید جدی گرفته شوند.نا امیدی شدید ،صحبت مداوم درمورد مرگ و نیستی،تغییرات در خواب ، اشتها و فعالیت جنسی و سایر کارکردهای فیزیولوژیک ، انزوا و گوشه گیری ،بی تفاوتی و بی انگیزگی همه می توانند نشانه های خطر برای خودکشی باشند.
برخی باورهای غلط ما ایرانیان در مورد خودکشی مانند آدم ها بی مقدمه خودکشی می کنند ،به افرادی که قصد خودکشی دارند نمی شود کمک کرد، هر کس از خودکشی حرف می زند خودش را نمی کشد، خودکشی در بعضی خانواده های خاص اتفاق می افتد و دیگران در معرض خطر نیستند، از بیماران افسرده نباید از خودکشی سوال کرد زیرا یاد می گیرند،اگر کسی ازخودکشی نجات یافت دیگر خودش را نمی کشد و می ترسد، افراد برای جلب توجه خودکشی می کنند و… وجود دارد که گاهی اوقات مانع کمک به موقع می شود. دسترسی به درمان درست و انجام مشاوره‌ی منظم، توجه به سلامت روانی و مراقبت های روانی و جسمی نظیر ورزش و تفریح های منظم، حمایت های شغلی و اجتماعی مناسب، ارتباط های خانوادگی و عاطفی قوی، مهارت های سازگاری و حل مساله، همه و همه می توانند در کاهش خودکشی در جامعه موثر باشند.»

خودکشی اینترنتی

خودکشی اینترنتی
جوانان ژاپنی که خودکشی در فرهنگ کشورشان ریشه دارد شبکه‌های اینترنتی‌ای را تاسیس می کنند که افراد را به یک حرکت مرگبار یا بعبارتی خودکشی دسته جمعی دعوت کنند. شبکه های انتحاری اینترنتی نحس، که تداعی کننده مرگ زیستی هستند. راههای گوناگون خودکشی کردن را آموزش می‌دهند. در این شبکه ها تیترهایی مانند«جستجو برای دوستی» یا «به همراه یکدیگر به استقبال مرگ برویم.» یا فراخوان‌هایی برای خودکشی دسته جمعی در یک زمان و مکان مشخص به چشم می خورد. انسانها با افراد ناشناس برای خودکشی کردن قرار ملاقات می گذارند. «یوکیوسایتو» یکی از موسسان سازمان خط قرمز خودکشی توکیو گفت: خودکشی گروهی اینترنتی یک پدیده کاملا مدرن است. در ژاپن چندین خودکشی گروهی که در پی آشنایی افراد با یکدیگر از طریق این شبکه‌های اینترنتی صورت گرفته است. بیشتر کاربران این پایگاه‌های اینترنتی را مردان تنها که از طبقات مختلف جامعه هستند تشکیل می دهند.
سرخوردگی های جوانان
آن ها بدنبال یافتن افرادی هستندکه به همراه یکدیگر خودکشی کنند.
سایتو عقیده دارد:« اکثرافرادی که در پایگاه‌های اینترنتی پیام‌های کوتاه می دهند دوست ندارند تنهایی بمیرند.» خودکشی شایع ترین نوع مرگ افراد ۲۰ و ۳۰ ساله در ژاپن است. سازمان بهداشت جهانی سرانه این خودکشی در ژاپن را دو برابر میزان اتفاق افتاده در ایالات متحده و چندین برابر این میزان خودکشی در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی پیشرفته اند، اعلام کرد. در پی یک فراخوان انتحاری که تبلیغات گسترده‌ای داشت یک گروه ۹ نفره بعد از آشنایی با یکدیگر از طریق یکی از این پایگاههای اینترنتی در کوهای سانتاما، در غرب توکیو دست به خودکشی گروهی زدند. وبعد ازآن چندین گروه انتحاری بعد از بازدید کردن از این پایگاه‌های انتحاری و ملاقات با یکدیگر با دود زغال چوب که از اجاق گاز متصاعد می شدخود را خفه کردند. که این شایعترین نوع خودکشی دسته جمعی است. بعضی از متخصصان معتقدند یکی از علت‌هایی که افراد به این خودکشی ها دست می زنند این است که آنها مفهوم واقعی مرگ را نمی دانند. بعضی از متخصصان معتقدند که سرخوردگی های جوانان در عصر حاضر و مشکل بیکاری که میزان این در دهه گذشته دو برابر شده است، علت خودکشی‌های دسته جمعی است. در ژاپن استخدام رسمی صورت نمی گیرد و این خود می‌تواند دلیلی برای رو آوران به این نوع خودکشی باشد. بسیاری از جوانان ژاپن از آزار و اذیت دوست پسرها و دوست دخترهایشان و اینکه دوستی شان با آنها برهم خورده در عذاب هستند. در فرهنگ ژاپن یک تمایل دیرینه به خودکشی وجود دارد. و اسامی و کلمات جدیدی به فرهنگ لغات مردم این جزیره اضافه شده است. «هاراگیری» که به خودکشی یک سامورایی اشاره می کند به معنی نوعی خودکشی است که در پی فرار افتخار آمیز از کشته شدن به دست دشمن و خفت و خواری انجام می شود.
«سینجود»خودکشی دو عاشق به همراه یکدیگر است.« اویاکا» خودکشی تمام افراد خانواده با هم است.« ابوبانسوت» خودکشی افراد بزرگتر خانواده است و « کامیکاز» خودکشی و زشتی است که تمام مردم دنیا آنرا از یاد نخواهند برد.
فرار از درد و تنهایی
در ژاپن گاهی اوقات کسانی که مرتکب خودکشی می شوند مورد تمجید قرار می گیرند.
اکثر متخصصان معتقدند امروزه در ژاپن خودکشی‌هایی که از طریق شبکه های انتحاری صورت می گیرد. بیشتر از آنکه مرگ شرافتمندانه باشد فرار از درد و تنهایی است.
در ژاپن خودکشی جرم نیست و این مورد بحث عمومی قرار نمی گیرد یک محقق ژاپنی می‌گوید:«هنگامی که در مورد این مسئله از مردم سوال می‌کنید فقط شانه هایشان ار بالا می‌اندازند و با بی تفاوتی می‌گویند:«شوگانالی» (یعنی من در موردش کاری نمی توانم انجام بدهم.) با این وجود نشانه هایی از انجام تغییرات در این زمینه دیده می‌شود در سال جاری بودجه سازمان حفاظت از سلامت ملی که برای ممانعت از انجام خودکشی تخصیص داده شده ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است. سه هفته پیش دولت برای مبارزه با این مشکل ارائه کنندگان خدمات اینترنتی، مدرسه ها و ادارات دولتی را به مسدود کردن این پایگاه‌های انتحاری اینترنتی با استفاده از فیلترهای نرم افزاری تشویق کرد. دولت این کشور همچنین می‌کوشد تا فیلترهای نرم افزاری به گونه‌ایی پیشرفته شوند تا بتوان از آنها در سیستم تلفن‌های همراه نیز استفاده کرد.به هر حال بعضی از افراد به این نوع مبارزه اطمینان ندارند.
دولت درحال تهیه دستور کاری برای پلیس است که از ارائه کننده‌های خدمات اینترنتی بخواهد اطلاعات خطرناک و زیانباری را که افراد از طریق اینترنت برای هم دیگر می فرستند بصورت جزء جزء در اختیار پلیس قرار دهند.

بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ

بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ
روز ۱۸ نوامبر سال ۱۹۷۸، شاید پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تلخ ترین روز ایالات متحده بود چرا که در این روز بزرگ ترین خودکشی دسته جمعی تاریخ رقم خوردو جان مردم به بازی گرفته شد. جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی بود که با افکار پوچ و عقب افتاده، از ایالت «ایندیانا آمریکا» با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است:
1.دهـه شـصـت و اوایــل هـفـتاد اوج نژادپرستی‌های امریکا بود.
2.مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند. جونز هم مثل تمامی رهبران ایـدئولوژیک در جـهان در بی هـویـتـی و سردرگمی مردم، خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از آب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد.
او وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی ازمردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: «اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد» و از زاویه‌ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می‌کرده است.
در سخنرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد, هجرت به عمق جنگل های گویانا کشوری کوچک در امریکای جنوبی.
بلافاصله بعد رفتن به جنگل های «گوانا» شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را «جونز تاون» گذاشت. و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به امریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد.
هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از «جونز تاون» به امریکا رسید که در آن نشان می داد.
کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در
ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به «گوانا» رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی دولت امریکا یک سناتور به نام «رایان» به همراه تعدادی از خبرنگاران را به «جونز تاون»فرستاد.
که جیمز به آنها نیز رحم نکرد و آنها را کشت. او سپس همه پیروان و ساکنان در شهر را جمع کرد و فرمان خودکشی دسته جمعی داد. او ابتدا فرمان داد تا با داروهای سمی، کودکان را قربانی کنند و همگی با خوردن سیانور خودکشی کردند. سپس خود جیمز با گلوله هفت تیر دست به خودکشی زد. 909 نفر تنها در عرض چند دقیقه جان خودرا به فرمان یک سادیست دیکتاتور گرفتند.
تنها پنج نفر از این خودکشی دسته جمعی نجات یافتند که داستان های تکان دهنده آنها از شکنجه های «جونز» سراسر آمریکا را لرزاند.
هیچ نوار ویدئویی در شهر جونز پیدا نشد. تنها یک نوار صوتی 45 دقیقه ای از سخنرانی جونز، پیش از این خودکشی دسته جمعی یافت شد که در انتهای آن جونز از جمعیت می خواهد که به فرزندانشان نوشیدنی زهرآلود بدهند. و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم.» سپس صدای ناله هاو ضجه‌های مادران آنها به گوش می رسد. جونز به همه می گوید که روی زمین دراز بکشید و جام زهر را بنوشید.
یک الی دو ساعت بعد از شهر رویاهای جونز فقط جنازه‌ها باقی مانده بودند.

در پی گفت و گوی پیام ما با حبیب قصابی زاده روی داد؛ تقدیر از تاکسی‌ران قدیمی کرمان

در پی گفت و گوی پیام ما با حبیب قصابی زاده روی داد؛
تقدیر از تاکسی‌ران قدیمی کرمان
کرمون- یکی از اهداف صفحه«کرمون»؛ شناسایی و معرفی پیشکسوتان حرفه های گوناگون است که از همان ابتدای کار این صفحه در دستور کار پیام ما قرار گرفت. از جمله این افراد«حبیب قصابی زاده» تاکسی ران قدیمی کرمان بود که چند دهه از عمر خود را در کسوت تاکسی رانی در خیابان های شهر کرمان گذرانده است.
گفت و گوی کرمون با حبیب قصابی زاده در شماره 600 پیام ما مورخه 25 فروردین ماه سال جاری به چاپ رسید که بازتاب مناسبی در بین شهروندان داشت.
یکی از اتفاق های خوب و خوشحال کننده ای که پس از انتشار مصاحبه پیام ما رخ داد، حرکت زیبای سازمان تاکسی رانی کرمان در تجلیل از این تاکسی ران پیشکسوت در تاریخ 14 اردیبهشت ماه بود. تقدیر از قصابی زاده در کمتر از 20 روز از تاریخ انتشار مصاحبه پیام ما نشان از تاثیرگذاری رسانه و توجه مدیران تاکسی رانی کرمان به اطلاع رسانی مطبوعات دارد.
«کرمون» ضمن تبریک به حبیب قصابی زاده، از مدیران تاکسی رانی کرمان نیز به دلیل حسن توجه به جایگاه پیشکسوتان جامعه سپاسگزاری می کند.
متن خبری که روی خروجی سایت سازمان نظارت بر تاکسیرانی کرمان قرار گرفته به شرح زیر است؛
به گزارش روابط‌ عمومی سازمان تاکسی‌رانی کرمان، مدیرعامل سازمان تاکسی‌رانی کرمان در حاشیه‌ی تقدیر از پیش‌کسوت تاکسی‌ران گفت: شغل شریف تاکسی‌رانی، به‌واسطه‌ی نیاز جامعه، با گذشت زمان تعریف ویژه‌ای به خود گرفته و باتوجه به نقش مهمی که در توسعه‌ی جوامع دارد، دست‌خوش قوانین و مقرراتی شده که تنها با تعهد و انگیزه‌های والای انسانی، افرادی این شغل را برای امرار معاش و خدمت‌رسانی به جامعه‌ی خود انتخاب کرده‌اند.
عسکری افزود: سازمان تاکسی‌رانی، فرصت تقدیر از پیش‌کسوتان عرصه‌ی حمل‌ونقل عمومی درون‌شهری که جزیی از تاریخ این شهر هستند را غنیمت شمرده، به همین منظور با دعوت از آقای «حبیب قصابی‌زاده» که چند دهه از عمرش را در خدمت‌رسانی به مردم شریف کرمان سپری کرده، از این پیش‌کسوت با تقدیم لوح یادبود تقدیر کرد.
عسکری اظهار امیدواری کرد در سال‌جاری با تعامل بیش‌تر تاکسی‌رانان کرمان، شاهد خدمت‌رسانی مطلوب‌تر به مردم عزیز کرمان باشیم.

تک صدایی در فرهنگ و تاریخ کرمان

تک صدایی
در فرهنگ و تاریخ کرمان
منصور ایران پور
امروزه جناب آقای محمدعلی گلابزاده از استادان قابل احترام و فعال در حوزه تاریخ و فرهنگ کرمان می‌باشند که به گونه ای در عرصه های مختلف نویسندگی و پژوهشی و کرمانشناسی و شناخت تمدنهای اولیه و انواع سخنرانی‌ها یکه تاز میدان هستند.
من در این اندک نوشتار کمی پایم را از حدود شاگردی فراتر می نهم و انتقادهایی نسبت به وی دارم که امید است عفو نموده و همه این مطالب را به چشم تلاش در راستای بهبود ساختار فرهنگی و ادبی بیمار کرمان بنگرند. چرا که بهتر است قبل از اینکه تاریخ بر ما قضاوت کند خودمان بیطرفانه و از سر انصاف قضاوت کنیم و بر آنچه که می‌گوییم یا می نویسیم مسئول باشیم. جناب استاد بهتر می دانند که در سال های پس از انقلاب هر وقت می خواهیم از تلویزیون مطالب تاریخی بشنویم، ایشان را می بینیم و اگر رادیو را روشن کنیم صدایشان را می شنویم.
به جشنواره ها و همایش‌ها که می رویم مشغول سخنرانی هستند، در دانشگاه از فرهنگ و تاریخ و تمدن می‌گویند. در افتتاحیه موسیقی از قیام شالبافان سخن به میان می آورند. در جلسات انتخاباتی از انتخابات می‌گویند. در همایش‌های گردشگری و کرمانشناسی پای ثابت سخنرانی هستند و علاوه بر همه این‌ها در طول این سال‌ها موفق شده اند تعداد 27 جلد کتاب در زمینه های مختلف و تخصص های متفاوتی همچون زندگی، تمدن، فرهنگ، آداب و رسوم، بزرگان علم و ادب، شهرهای کرمان، گردشگری، نام ها و لقب ها، تاریخ های محلی و منطقه ای، اقتصاد و تجارت بنگارند. کاری سخت و معجزه آسا که مجموعه کتاب‌ها و سخنرانی‌های ایشان را از مجموعه آثار آیت الله مطهری و دکتر علی شریعتی و رحیم پور ازغدی بیشتر کرده است.
چه این که ما در آخرین کتاب این بزرگوار به نام «تاریخ اقتصاد و تجارت از هزاره نهم پیش از میلاد مسیح» به اعجازی بسیار بزرگ برمیخوریم و آن اینکه وی میگوید برای نگارش این کتاب اقدام به مطالعه بیش از 350 جلد کتاب داخلی و خارجی در مدت چهار سال نموده. یعنی به طور میانگین هر کتاب را به زبان‌های مختلف در چهار روز خوانده و همزمان با افراد مختلفی مصاحبه کرده و تدوین کتاب را به سرانجام رسانده. کاری که بی تردید در بین نویسندگان جهان بی سابقه است و نمونه مشابهی وجود ندارد.
گر چه باید گفت که خداوند رحمت کند تاریخ نگارانی همچون افضل و محمد ابراهیم خبیصی و ناصرالدین منشی و محمود متدین و محمد دانشور و از همه بیشتر جناب دکتر باستانی پاریزی و حفظ کند دیگرانی مانند محمود رضا ماهری و دکتر زنگی آبادی که مطالب خیلی خوبی در حوزه های تخصصی خودشان نوشته و برای ما به ارمغان گذاشته اند تا بتوانیم دهها کتاب با استفاده از این کتابها به چاپ برسانیم. از سویی جناب آقای گلابزاده برای چاپ انبوه کتاب هایشان با مشکلات زیادی مواجه نیستند، زیرا مرکز کرمانشناسی که روز اول به جهت حمایت از نویسندگان و متفکرین و کرمانشناسان راه اندازی گردید. در حال حاضر به صورت شش دانگ وقف آثار استاد بزرگوار می باشد. ضمن اینکه بنا به گفته خودشان جاه‌های دیگری از جمله ریاست کتابخانه ملی و ریاست محترم اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی کرمان و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان و سازمان صدا و سیمای مرکز کرمان نیز کمال همکاری را با این بزرگوار می‌نمایند.
این در حالی‌ست که بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران کرمانی سال‌هاست از فقر مالی و حمایت معنوی رنج می‌برند و نمی‌توانند آثار و یا تحقیقاتشان را به چاپ برسانند و یا به مردم معرفی کنند. هیچ کس در کرمان به پژوهشگران آزاد اهمیت نمی‌دهد.
حتی اساتید دانشگاه هم در انتقال داشته های مفیدشان با مشکل مواجه هستند. اما این استاد بزرگوار به راحتی تراوشات ذهنی و علمی فراوانش را روزانه برای بهره مندی کرمانیان منتشر می‌سازد. در اینجا باید بگویم که صدها شبهه بر آثار این بزرگوار وارد است که می‌باید اصلاح شوند. برای نمونه وی معتقد است:
صادرات کرمانیان در گذشته گربه بوده است!!!. بنده برای اولین بار این دستاورد را شنیدم و خواندم. اعتقاد دارند کور شدن کرمانیان به دست آقا محمد خان قاجار نتیجه سنگسار نمودن مشتاق علی شاه می باشد. این یک توهین بزرگ به کرمانیان محسوب می گردد. به واقع گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری. آن روزی که برخی کرمانیان تندرو به دستور ملا عبدالله اقدام به سنگسار کردن مشتاق علیشاه نمودند، بسیاری از همشهریان من از ترس و یا ناراحتی صحنه را خالی کردند و یا از دور نظاره گر آن صحنه غم بار بودند. شکی نیست که تعداد سنگ پران ها نمی توانسته بیش از دویست نفر باشد.
اما آقا محمد خان جلاد تعداد سی هزار انسان بیگناه کرمانی را به بهانه حمایت از لطفعلی خان زند کور کرد و کشت. فراموش نفرمایید که این اتفاق جبر تاریخ بود. زیرا نتیجه یک جنگ هر چیزی می تواند باشد. ضمن اینکه حوادث ناگوار ریشه در زمینه های فراوان تاریخی دارند. گاهی شنیده ام که می گویند در ترکیبات مهمترین سیمان باستانی کرمان یعنی ساروج دو ماده خوردنی همچون شیر شتر و سفیده تخم مرغ وجود دارد. چیزی که هیچ کدام از معماران و دانشمندان عصر حاضر معتقد به آن نیستند و نوعی خرافه می‌دانند. ساروج علم پیچیده معماران کرمانی است که یکی از ثمرات آن گنبد هزاران ساله جبلیه می باشد.
می گویند که بازرگانان کرمان در نه هزار سال پیش یعنی دوران پارینه سنگی زبرین اشیایی می‌ساختند و برای تجارت به بین‌النهرین می‌بردند. بر مبنای ساده ترین محاسبات جغرافیایی و دیرینه شناسی این ادعا نمی‌تواند صحت داشته باشد و تا کنون هیچ انسانی در دنیای باستان نتوانسته مسیری به این مسافت طولانی بپیماید. ضمن اینکه هیچ فرد دیگری چنین ادعایی نکرده است.
بی تردید همه ما انسانیم و محدودیت‌های فراوانی در کسب انبوه اطلاعات علمی و تاریخی داریم. به خصوص اینکه انتقال این اطلاعات به دیگران سبب دوگانگی آرا و چند گانگی نظرات در حوزه گردشگری و کرمان‌شناسی می‌گردد. البته من هنوز صحبت‌های زیادی در این باره دارم که اگر فرصت شود باز هم خواهم گفت. اما امیدوارم مسئولان کرمان با همه نویسندگان و پژوهشگران عادلانه و به مساوات برخورد کنند و همه کرمانیان فرهیخته را به یک چشم بنگرند. امیدوارم استاد گرامی بنده را عفو بفرمایند و سخنانم را خیرخواهانه تلقی کنند.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش پنجاه و دو
فریاد کسبه ای که بایستی هر کدام دو تومان بدهند بلند شد و ماموری که همراه ما بود، مخصوصاً به واسطه شخص قصاب تبریزی که به چشمانش عینک دودی زده و با کاردش همه را تهدید می کرد مرعوب شده بود. به خارج کاروانسرا رفته و یک نفر از مامورین دیگر پلیس را به کمک خود آورد و خلاصه پس از مدتی کشمکش قرار شد، نصف چهل تومان را که بیست تومان می شد کسبه بدهند و نصف دیگر را خواجه طلا تاجر هندو تبعه دولت انگلیس ضرر کند.
با این رفتاری که با کسبه خیابان شد دیگر صلاح ما نبود که در آن کاروانسرای ناامن سکونت داشته باشیم.
اولین کاری که به نظر ما رسید این بود که در همان نزدیکی کاروانسرا در کوچه سراج الملک به منزل دوست قدیمی پدرم که سال ها کارهای او را از قبیل وصول اجاره ملک زراعتی و پرداخت ماهیانه مخارج به خانواده اش بود رفته و برای سکونت در تهران از او استمداد و کمک بخواهیم از این جهت من با اشتیاق تمامی به درب خانه ای که آدرس داشتم رفته و درب را زدم. اتفاقاً این دوست قدیمی که به او پدرم بسیار همراهی و محبت کرده بود، خودش به جلو درب خانه آمده و درب را بگشود. من با هزار اشتیاق که فکر می کردم لابد تلافی گذشته ها را می نماید، دستش را بوسیدم و خود را معرفی کردم و گفتم شب قبل به تهران رسیدیم و اکنون در کاروانسرای زرگر باشی منزل داریم. اما متاسفانه او مثل آنکه این طور به خیالش گذشت که می خواهیم مهمان و سر بارش شویم خودش را غیر آشنا و مثل آنکه ما را نمی شناسد نشان داده و گفت من منزلی را که شما بتوانید در آنجا مسکن نمایید سراغ ندارم. خودتان اگر در جستجو باشید بهتر می توانید پیدا کنید و سلام مرا به پدرت برسان و البته روزی یکدیگر را خواهیم دید.
این برخورد و رفتاری که دوست قدیمی ما کرد چنان بر من شاق و گران آمد که مدتی در پشت آن درب خانه مبهوت و متحیر ایستادم و تعجب کردم که چرا این طور این شخص با من به سردی رفتار کرد. با لب و لوچه آویزان به نزد پدرم مراجعت کردم و برای آنکه او را مانند خود ناراحت نکرده باشم و در نزد تاجر هندو که تا آن ساعت از دوست قدیمی خود زیاد تعریف و تمجید کرده بودیم، خجلت زده نباشیم، گفتم هر چه در کوب درب را زدم کسی جواب نداد و مثل آنکه دوست شما به مسافرت رفته و در خانه کسی نیست.
عاقبت نظرمان بر این قرار گرفت که برویم در کاروانسرای صاحب الدوله نزد تاجر زرتشتی که با آن هندو سر و کار داشت، از او برای منزل کمک بخواهیم و اتفاقاً این شخص چنین صلاح دانست که در همان کاروانسرای حاجب الدوله بالاخانه ای را که مشتمل بر چند اتاق بوده اجاره کنیم و این کار به زودی انجام گرفت و همان روز به آنجا نقل مکان کردیم اگرچه به این بالا خانه و اتاقهایش آفتاب نمی تابید و در سمت جنوب کاروانسرا واقع شده بود ولی از جهت امنیت و اطمینان بسیار بر کاروانسرای زرگر باشی رجحان داشت.
در همان روز بعضی از لوازم زندگی خود را از قبیل یک قهوه ریز حلبی یک غوری و چند استکان نعلبکی و دو سبوی سفالین برای آب خوردنی خریده و به کار زندگی پرداختیم و از آن روز کارم این بود که در بازار هر چیز لازم را می خریدم و صبح های خیلی زود از جوی شاه در ارک سبوها را آب کرده می آوردم و بعد به خانه مرد شیر فروش که چند گاو داشت رفته و آن شخص در جلوی مشتریانش چند گاو را دوشیده و به کاسه هر کس هر چه می خواست با پیمانه مخصوصی شیر می ریخت و بابت یک چارک شیر گاو که به من می داد چهار عباسی دریافت می داشت.

چه کسی رییس مجلس دهم می شود؟ منتخبان استان از ریاست مجلس دهم می‌گویند

چه کسی رییس مجلس دهم می شود؟
منتخبان استان از ریاست مجلس دهم می‌گویند
در حالی که چند روز بیشتر به شروع مجلس دهم باقی نمانده، بحث ها بر سر ریاست محمدرضا عارف و یا علی لاریجانی در مجلس دهم بالاست. در این شماره نظر برخی منتخبان استان کرمان در مجلس دهم در ارتباط با رییس مجلس آینده را پرسیدیم.
رفاقتی که به رقابت تبدیل شد
هرچه به زمان شروع به کار مجلس دهم نزدیک تر می شویم، بحث ها بر سر ریاست این مجلس هم بیشتر می شود. اصلاح طلبان پس از یک دوره دوری از مجلس، برای مجلس دهم متحد عمل کردند و توانستند کرسی های زیادی را بدست آوردند و برهمین اساس خواهان ریاست عارف بر مجلس دهم هستند. اصولگرایان هم معتقدند اکثریت مجلس دهم را بدست آوردند و خواهان تداوم ریاست علی لاریجانی بر مجلس هستند. برهمین اساس در حالی که هنوز مجلس دهم به طور رسمی آغاز به کار نکرده، رقابت برای ریاست مجلس دهم شروع شده و چند هفته ای می شود که رسانه های دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در این ارتباط می نویسند. نکته جالب در این میان، نزدیکی علی لاریجانی و اصلاح طلبان پیش از انتخابات مجلس دهم بود و به نوعی رفاقتی میان لاریجانی و اصلاح طلبان بوجود آمده بود. حتی برخی رسانه های اصلاح طلب هم سعی در سرلیستی لاریجانی داشتند. اما حالا در فاصله کمتر از دو هفته به زمان شروع مجلس دهم، این رفاقت جای خود را به رقابت داده است.
این مجلس اکثریت ندارد
دلیل اصلی بوجود آمدن این رقابت هم، وجود نداشتن جریانی به عنوان جریان اکثریت در مجلس دهم است. هرچند که با اعلام نتایج دور دوم انتخابات مجلس دهم مشخص شد که از 290 کرسی، 123 کرسی به اصلاح طلبان، 80 کرسی به اصولگرایان و 84 کرسی به مستقلان رسیده و دو نفر هم در دو لیست مشترک بودند (مینو خالقی نماینده اصلاح طلب اصفهان در این آمار به حساب نیامده) اما حداقل تاکنون اکثریت مجلس مشخص نشده است. چرا که برخی حامیان دولت که در لیست انتخاباتی اصلاح طلبان حضور داشتند، در همه تصمیمات خود اصلاح طلب نیستند و برای انتخاب رییس مجلس به سمت لاریجانی میل کرده اند. همانطور که محمود صادقی منتخب مردم تهران در مجلس از عهدشکنی برخی منتخبان لیست امید خبر داده بود. از طرف دیگر هم برخی از کسانی که در لیست امید بوده اند، از امضای میثاق نامه خودداری کرده اند. همان کاری که علی مطهری انجام داده و حالا می تواند به راحتی از رای دادن به عارف خودداری کند. به همین دلیل تا زمان انتخاب رییس مجلس، نمی توان گفت که کدام جناح سیاسی در مجلس اکثریت است.
در بیرون از مجلس هم برخی تحلیلگران اصلاح طلب مانند صادق زیباکلام از ریاست علی لاریجانی بر مجلس حمایت می کنند و معتقدند ریاست عارف بر مجلس موجب مقابله به زعم آن ها تندروها با ریاست یک اصلاح طلب بر مجلس می شود و برنامه های دولت پیش نمی رود. از سوی دیگر، برخی اصلاح طلبان هم شدیدا از ریاست عارف بر مجلس حمایت می کنند. محمدرضا خاتمی، برادر رییس دولت اصلاحات هم اخیرا از تمایل برادرش به ریاست عارف بر مجلس خبر داده است. حزب کارگزاران سازندگی در مقابل اما سعی بر توافق عارف و لاریجانی برای ریاست مجلس دارد. این موضوع را حسین مرعشی سخنگوی این حزب مطرح کرد. با این حال افراد خارج از مجلس نمی توانند رییس مجلس را تعیین کنند و این کار برعهده نمایندگان مجلس دهم است. بر همین اساس با تعدادی از منتخبان استان کرمان در مجلس دهم در ارتباط با گزینه مدنظرشان برای ریاست مجلس دهم صحبت کردیم که در ادامه می خوانید:
نیکزادی منتخب مردم بم:
مردم تغییر می خواهند
حبیب الله نیکزادی پناه منتخب مردم بم برای مجلس دهم است. نام او در لیست امید قرار داشت و جزو اصلاح طلبان بم به شمار می رود. وی در ارتباط با ریاست مجلس دهم به «پیام ما» گفت: باید ببینیم اجماع نمایندگان به سمت چه کسی می رود. حبیب الله نیکزادی پناه افزود: البته مردم تغییر می خواهند. همانطور که در انتخابات این پیام را به گوش رساندند. با این حال یک سری ملاحظات هم وجود دارد. وی در پاسخ به این پرسش که آیا تابع تصمیم فراکسیون امید هستید، اظهار داشت: قطعا من تابع نظر فراکسیون امید خواهم بود.
حمزه منتخب مردم کهنوج:
اظهار نظر نمی کنم
احمد حمزه منتخب مردم کهنوج برای مجلس دهم است. نام او در لیست امید قرار داشت. وی در ارتباط با رییس مجلس دهم به «پیام ما» گفت: اظهار نظر نمی کنم. او اگرچه در لیست امید قرار داشت اما در پاسخ به این پرسش که آیا تابع تصمیم لیست امید هستید، اظهار داشت: هنوز اظهار نظر در این مورد زود است.
کمالی پور منتخب مردم جیرفت: به کسی رای می دهم که فضای کشور را آرام نگه دارد
یحیی کمالی پور به عنوان کاندیدایی مستقل وارد انتخابات شد و نامش در لیست هیچ کدام از دو جناح قرار نداشت. او که توانست رای مردم جیرفت را برای مجلس دهم کسب کند به «پیام ما» می گوید: هر دو گروه رایزنی های مختلفی برای ریاست مجلس دهم انجام داده اند اما من به آن چیزی که به خیر و صلاح مملکت باشد عمل می کنم. کمالی پور با تکذیب اصولگرا بودن خود، افزود: من مستقل به مجلس آمدم و تا پایان هم مستقل می مانم. وی در پاسخ به این سوال که لاریجانی برای ریاست مجلس مناسب تر است یا عارف، اظهار داشت: من به کسی که احساس کنم می تواند فضای کشور و مجلس را آرام نگه دارد رای خواهم داد.
اسدی منتخب مردم شهربابک:
بعدا در این مورد صحبت می کنم
علی اسدی منتخب مردم شهربابک که برای مجلس دهم نامش در لیست امید قرار داشت حاضر نشد به طور واضح از گزینه مدنظرش نام ببرد. وی در پاسخ به این سوال «پیام ما» که آیا با توجه به اینکه در لیست امید قرار داشتید، تابع تصمیم فراکسیون امید هستید، اظهار داشت: انشاالله.
زاهدی منتخب مردم کرمان:
به لاریجانی رای می دهم
محمد مهدی زاهدی، نماینده فعلی مردم کرمان در مجلس نهم و منتخب مجلس دهم که جزو اصولگرایان به حساب می آید به «پیام ما» گفت: گزینه ما برای ریاست مجلس، آقای لاریجانی است. او در پاسخ به این سوال که با توجه به آرایش سیاسی مجلس دهم فکر می کنید چه کسی رییس مجلس دهم می شود، اظهار داشت: آقای لاریجانی رییس خواهد شد.
بختیاری منتخب مردم بافت:
دوستان فراکسیون امید باید تصمیم بگیرند
علیبرز بختیاری منتخب مردم بافت در مجلس که نامش در لیست امید قرار داشت در این ارتباط به «پیام ما» گفت: مجموعه دوستان باید در این مورد تصمیم بگیرند و الان در جلسه فراکسیون امید به منظور تعیین همین موضوع هستیم.
منتخبانی که جواب ندادند
گفتنی است برای اطلاع از نظر امیری منتخب مردم زرند، حسن پور منتخب مردم سیرجان و پورابراهیمی منتخب مردم کرمان در ارتباط با ریاست مجلس با آن ها تماس گرفتیم که پاسخ تلفن های همراه خود را ندادند و انارکی محمدی منتخب مردم رفسنجان هم در دسترس نبود.

نمایندگان لیست امید شجاعانه تر عمل کنند

نمایندگان لیست امید شجاعانه تر عمل کنند

محمدرضا فرح بخش- فعال سیاسی
بعد از انتخابات تحلیل ها و صحبت هایی حول انتخابات مجلس شکل گرفت و از انتخابات مجلس به عنوان گام دوم برای اصلاح طلبان یاد شد. قبل از انتخابات از اهمیت مجلس دهم گفته می شد. می گفتند که مجلس فعلی مانع از شکل گیری کابینه قوی و دست اندازی در امور دولت می شود. وزرا از سوال های مجلس همواره انتقاد می کردند که بیشتر وقتشان در پاسخ به سوالات نمایندگان میگذرد. موضوعی که با توجه امار سوالات ذکر شده، بیراه هم نبود و تعداد سوالات نسبت به دولت قبل روند تصاعدی داشت. همین روند همه را به مجلس آینده حساس کرد.
یک
در بین این تحلیل ها اما به طور ناگهانی کارگزاران و رسانه های این گروه از استراتژی جدید و شاید عجیب پرده برداشت. در اوج سفر ها و جلسات دکتر عارف که اکثریت جامعه اقبال بسیار خوبی به او نشان می دادند که مثالش حضور دکتر عارف در کرمان در خرداد 94بود، کارگزارن از ناطق نوری یاد کرد و ناطق نوری را به عنوان سرلیست اصلاحات پیشنهاد دادند. این در حالی بود که بعد از خودگذشتگی دکتر عارف در انتخابات ریاست جمهوری، وی به چهره محبوبی بین اصلاح طلبان تبدیل شده بود. هجمه برای سرلیستی ناطق نوری ادامه داشت تا اینکه خود ناطق علاوه بر صحه گذاشتن بر اصولگراییش از عدم حضورش در انتخابات گفت. کارگزاران پس از ناامیدی از ناطق، سناریوی دیگری را در پیش گرفت. حسین مرعشی گفت لاریجانی اصولگرای معتدل است و در قم با او رقابت نخواهیم کرد. این صحبت رمز رسانه های نزدیک به کارگزاران برای شروع حمایت از لاریجانی و حتی ریاست وی در مجلس دهم شد. در این میان نکته جالب، استدلال این طیف برای حمایت از ریاست لاریجانی بر مجلس بود. می گفتند که لاریجانی از تصویب برجام حمایت کرده است. این بیشتر به بهانه ای برای حمایت شباهت داشت تا دلیلی برای حمایت. چرا که به عنوان مثال علی مطهری در برنامه دید در شب حتی به روند کار لاریجانی نقد نیز وارد کرد و از تشکیل کمیسیون برجام انتقاد. از طرف دیگر اگر قرار به حمایت از دولت از طرف لاریجانی بود، موارد دیگری به جز برجام وجود داشت. مواردی مثل استیضاح وزیر علوم، رای اعتماد به وزرا و موارد دیگر.
نکته دیگری اینکه کاندیداهای اصلاح طلبان در انتخابات می گفتند که اینکه مجلس هشتم و نهم ضعیف ترین مجلس های جمهوری اسلامی بوده اند وظیفه نظارتی خود را به خوبی انجام نداده اند و تخلفات در دولت قبل در زمان این دو مجلس رخ داد. جالب اینجاست که رییس این دو مجلس علی لاریجانی بوده است. اما حامیان کارگزارانی با وجود این تضادها، باز هم لاریجانی را در مدیریت مجلس موفق می دانند.
دو
بعد از ماجرای ردصلاحیت ها، بخش اعظمی از اصلاح طلبان در شوک فرو رفته و ناامید بودند. با این حال لیست های خود را با نفرات گمنام بستند. باید نکته مثبت استراتژی اصلاح طلبان را یک شعار دانست: «در هر صورت با صندوق رای قهر نخواهیم کرد»
شعاری که تا به امروز به عنوان خلا در رفتار اصلاح طلبان یافت می شد و سیاست را بر مبنای قدرت و حاکمیت تعریف کرده بودند و نقش جامعه را کم رنگ دیده بودند و یا شاید اینکه توجه لازم به آن را نداشتند. با این شعار و با بهره گیری از شبکه های اجتماعی به قول یکی از فعالین سیاسی به جای باران سیل آمد و نتیجه ای رخ داد که خوشبینانه ترین اصلاح طلب نیز فکر آن را نمی کرد. مثلا در تهران، لیست امید 30 بر هیچ برد و بعضی از کسانی که ائتلاف با اصولگرایان معتدل را نقشه راه دیده بودند به اشتباه خود پی بردند .
سه
گروهی از اصلاح طلبان ائتلاف شکننده ای را ساختند که در حال حاضر ریاست مجلس را که گام اول شکل گیری مجلس است را به ابهام برده است .آن ها اصولگرایانی را در لیست های خود جا داده اند و حالا بجای اینکه به میثاق و پایگاه رای خود توجه کنند راه خود را جدا کرده و بر طبل مسیری حداگانه می کوبند .حالا برخی افرادی که با برگ اصلاح طلبی و لیست امید نماینده مجلس شدند، همزمان با جلسات فراکسیون امید جلسات جداگانه ای برگزار می کنند با وجود اینکه در لیست امید قرار داشتند و نتیجه این خواهد بود که اگر رئیس مجلس فردی به جز عارف شود گلزنی اصلاح طلبان به خود خواهد بود نه انسجام اصولگرایان. روندی که اصلاح طلبان و بهتر است بگوییم کارگزاران در شکل گیری آن نقش داشتند. در پایان باید گفت اگر نمایندگان لیست امید به دنبال برنده شدن اصلاح طلبی هستند باید نشان دهند که که خودشان کیفیت تعیین یک رئیس را دارند و نمایندگان که خود باید عاملیت و انتخاب باشند از حالا به دنبال رئیس از توافق دو معلول هستند که با شان مجلس سنخیتی ندارد. پس لازم است که نمایندگان شجاعانه تر عمل کنند.