بایگانی مطالب نشریه
وقتی تلویزیون خواب بود؛ بی توجهی به افتخار آفرینی فیلم اصغر فرهادی
وقتی تلویزیون خواب بود؛
بی توجهی به افتخار آفرینی فیلم اصغر فرهادی
صداوسیمای ایران خبر موفقیت فیلم «فروشنده» در جشنواره فیلم کن را در سطح یک خبر معمول بازتاب داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بازارهای مالی(ایستانیوز)، صداوسیمای ایران خبر موفقیت فیلم «فروشنده» در جشنواره فیلم کن را در سطح یک خبر معمول بازتاب داد.
در حالی که شامگاه گذشته موفقیت فیلم «فروشنده» در بخش فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد در جشنواره کن، به خبری داغ و مسرتبخش در شبکههای اجتماعی و اغلب شبکههای ماهوارهای فارسیزبان بدل شده بود، تلویزیون ایران به صرف اعلام خبری کوتاه در بخشهای خبری بسنده کرد.
همچنین شبکه خبر با درج زیرنویس در میان سایر خبرهای سینمایی این شبکه، به اعلام این موفقیت بزرگ در سینمای ایران پرداخت.
پیمان یوسفی هم در میان گزارش بازی قهرمانی جام حذفی اسپانیا میان تیمهای بارسلونا و سویا، این موفقیت را به شهاب حسینی و اصغر فرهادی تبریک گفت.
اماصداوسیمای ایران در حالی چنین رویکردی را برای اعلام خبر یک موفقیت ملی انتخاب کرد که لحظاتی پس از اعلام اهدای این جوایز به فیلم اصغر فرهادی، موجی از ویدئو و عکس از لحظات مختلف این رویداد مهم سینمایی در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد. همچنین برخی از شبکههای خبری فارسیزبان به واسطه برقراری ارتباط زنده با محل برگزاری جشنواره کن، برگزیدگان این فستیوال را همزمان با برپایی مراسم اعلام کردند.
بر اساس این گزارش، صداوسیما همان یکشنبه شب در حالی به خاطر عملکردش در پوشش موفقیت فیلم «فروشنده» در جشنواره کن از سوی فعالان شبکههای اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفت که بارها از سوی کارشناسان و اهالی رسانه برای جا نماندن از شبکههای اجتماعی و همچنین کانالهای ماهوارهای با هشدار مواجه شده است.
به اعتقاد این کارشناسان منتقد، ممیزی اخبار فراگیر که در سطح بینالمللی و داخلی رخ میدهد، بینندگان ایرانی را به رجوع به شبکههای ماهوارهای و همچنین ترجیح دریافت اطلاعات از شبکههای اجتماعی به جای شبکههای صداوسیما مجاب میکند.
لباسهای ضد پاپاراتزی
همواره یکی از دغدغههای افراد مشهور مواجه شدن با طرفداران و خبرنگارانی است که تمامی وقت خود را به ثبت حاشیههای زندگی این افراد اختصاص میدهند. یک شرکت پوشاک آمریکایی لباسی را طراحی کرده که امکان میدهد فردی که این لباس را بر تن کند در عکسها نامرئی شود. این لباس بازتابدهنده از مواد مشابه مواد به کار گرفته شده در کفشهای ورزشی و لباسهای ایمنی ساخته شده است. شما برای تهیه یک دست لباس کامل ضد پاپاراتزی چیزی حدود ۵۲۰ دلار باید پرداخت کنید.
آزمایش اولیه این لباس در دفتر مرکزی این شرکت در سانفرانسیسکو به همراه دو عکاس و یک مدل و طراح ارشد این کمپانی، Steven Wheeler انجام گرفت. ست کامل دست لباس نامرئی کننده، شامل بلوز و کت و شلوار و کلاه و دستمال گردن می شود.
تمامی این لباس ها در کمتر از سه هفته طراحی شده و قیمتی بالغ بر ۵۲۰ دلار دارد. شیشه های نانو که به پارچه متصل هستند، تقریبا کار لنزهای انعکاس نور را انجام میدهند. ویلر می گوید این لباس نور را دریافت کرده و مستقیما به خود دوربین می تاباند.
قیمت این لباس ها در برآورد اولیه بسیار بالا به نظر می رسد، اما Betabrand فروش خوبی را برای آنها انتظار دارد. این شرکت آمریکایی به کار خود مطمئن است، چرا که اعتقاد دارد که کسب و کارش مبتنی بر نیازهای مشتریانش است.مدیران این شرکت در اتاق فکر به بررسی و بحث راجع به ایده هایی که از طریق فراخوان عمومی از مشتریان دریافت شده می پردازند و هر ایده ای که جالب باشد و رای بیاورد نمونه ی اولیه ای از آن تولید می شود. پس از تایید ویلر و همکارانش به دست تیم خیاطی سپرده شده و پس از طراحی کامل، نمونه ای ارائه می شود و شرکت اقدام به فروش آنلاین نمونه می نماید، و اگر نمونه فروش خوبی داشته باشد (۵۰ تا ۱۰۰ عدد در یک ماه) تولید انبوه آن شروع خواهد شد.
کل فرایند ایده تا ساخت مجموعه ی فلاش بک کمتر از یک ماه طول کشید. DJ Chris Holmes، که ایده پرداز این پروژه بود در اوایل ماه ژانویه ایده ی خود را در اینترنت منتشر کرد و بعد از گرفتن ۵۵۰ رای (چیزی فراتر از حد تصور) نهایتا یک یا یا دو روز در اتاق فکر به آن پرداخته شد. بتابرند می دانست که این ایده به اندازه کافی محبوب است و به همین دلیل کار ساخت نمونه اولیه و طراحی های ویلر به سرعت انجام شد و سه هفته بعد نمونه آماده فروش شد. Chris Lindland مدیر اجرایی شرکت معتقد است که روش ایجاد تقاضا قبل از تولید روشی هوشمندانه است، چرا که کمترین امکان ضرر و زیان مالی و همچنین کمترین میزان ضایعات را دارد. به همین دلیل است که Betabrand را سریع ترین کمپانی در عرصه ی مد می دانند.
Betabrand در حال حاضر بیش از ۱۵۰۰۰۰ خریدار فعال در وبسایت خودش دارد و هر روزه با ترفندهای بازار یابی سعی در افزایش و توسعه این تعداد و بازار خود دارد. در وبسایت این شرکت از تمامی نمونه ها در سایز و رنگ های مختلف تصاویر اختصاصی وجود دارد. تا خریدار به راحتی بتواند بهترین انتخاب را داشته باشد. یکی از طرحهای تشویقی این شرکت برای جذب مشتری همراه با تبلیغات این است که هر کسی با لباس های Betabrand در شبکه های اجتماعی تصویری از خود بگذارد و از هشتگهای اختصاصی این شرکت استفاده کند میتواند از ۲۰ درصد تخفیف در حین خرید بعدی بهره ببرد. ایده هایی از این قبیل هزینه هنگفت تبلیغات را برای شرکت تا حدود زیادی کاهش خواهد داد. و طبق سیاست های این شرکت با سرازیر شدن این هزینه ها به بخش طراحی، طراحان با انگیزه ی بیشتری توانایی ثبت ایدهها و خلاقیت های خود را خواهند داشت.
منبع /علی پوربافرانی وبلاگ یک پزشک
نگاهی به اساس آفرینش ساختار در شعر بازی خواندن شعر
نگاهی به اساس آفرینش ساختار در شعر
بازی خواندن شعر
علی ربیعی وزیری
اشاره: خواندن و نوشتن هر متن، یک کنش متقابل است به شکلی که وقتی یک متن نوشته می شود، به شکل همزمانی در حال خواندن چند متن دیگر هستیم. به عبارت دیگر متنهایی در دل زبان نهفته است که هنگام نوشتن مرتبا توسط کنش زبانی متن احضار می شوند. در خصوص شعر هم مساله به همین صورت است، به عبارتی هر آفرینش شعری با خواندن توانش های زبان همراه است، به شکلی که شاعر بخشی از متن گسترده زبان را خوانش می کند تا آفرینش شاعرانه صورت گیرد.
خوانش متن گسترده زبان به وسیله شاعر در دو زمینه خوانشی خود را بروز می دهد.
روایات و نشانه ها
ابتدا خوانش روایت های همزمان است که اهمیت دارد. یک شعر مرتبا در حال خواندن نشانه هایی است که از موقعیت های مختلف و روایات گوناگونی در پیرامون جریان دارد و گرد آوری شده است. این نشانه ها و موقعیت ها مرتبا از خلال زبان عبور می کنند و به یک متن گسترده پیوند می خورند. شاید هر دوره با توجه به نشانه های خاصی که دارد، موقعیت تازه ای در متن گسترده زبان به وجود می آورد. در اینجا اتفاقی که در شعر می افتد، این روایات و نشانه های همزمانی در شعر، موقعیت در زمانی هم پیدا می کنند. به بیان دیگر، خوانش همزمان که یک شعر از متن گسترده زبان انجام می دهد، آن را از ارجاعات مستقیم به روایات عصر خود آزاد می کند و به موقعیت های زبانی پیوند می دهد؛ به گونه ای که مرتبا آن روایات به غیاب برسند و موقعیت های ماندگارتری برای خوانش شعر به وجود آورند.
پس شعر نمی تواند از تب و تاب عصر خود و جریانات زمان با بی اعتنایی عبور کند حتی مسائل عاشقانه و شخصی هم در شعر به گونه ای نمود پیدا می کنند که مرتبا یادآور مناسبات عصر خود باشند، به عبارتی از نشانه های آن عصر سود می جویند.
پس در اینجا مساله “خواندن” موقعیت خاص پیدا می کند. براستی چگونه می توان متن گسترده زبان را خوانش کرد و این خوانش چگونه اهمیت پیدا می کند، این خوانش چگونه اهمیت پیدا می کند، این مساله به شکل متقابل به ارتباط خواننده با شعر بستگی دارد. در اینجا شاعر تمام مفاهیم متن گسترده را از خلال زبان شخصی یک شعر عبور می دهد و به عبارتی آنها را در جایی دیگر حاضر می کند. به عبارتی دیگر، حضور مفاهیم در یک موقعیت جایگزینی در زبان مرتبا در حال غیاب هستند و این غیاب، موقعیت خود را در حضور “شکل” پیدا می کند و اساس این کنش بر جایگزینی نشانه های متن گسترده زبان نهفته است. به عبارت دیگر، یک جای نهفته و ناشناخته در متن گسترده زبان کشف می شود. اگر بخواهیم مساله را به شکل جدی تر مطرح کنیم، باید به اساس آفرینش یک ساختار در شعر اشاره کنیم، در یک شعر مفاهیم در متن باز نموده نمی شوند، بلکه صدای آنها، لحن و ساخت فرم آنها در زبان بازسازی می شود. به عنوان مثال، یک نموداز ساختار اجتماعی در شعر بیان نمی شود، بلکه این نمود خود را در ویژگی ساختاری شعر بروز می دهد، پس شعر به گونه ای دیگر خوانده می شود.
در یک متن معمولی، ما مفاهیم و دلالت ها را مستقیما می خوانیم یعنی ما یک خوانش یکسویه از متن می کنیم؛ چرا که اساس بر ارتباط است و دلالت ها هم می خوانیم، براستی ما در شعر چه چیزی را می خوانیم؟ با چه چیزی ارتباط پیدا می کنیم؟ وقتی که یک شعر را می خوانیم، ابتدا با خودش ارتباط برقرار می کنیم و لاغیر یعنی همان طور که گفته شده است، زبانیت زبان شعر و متنیت متن شعر اهمیت دارد و در اینجا زبان قائم به ذات است؛ اما آنچه می خوانیم، فرم و ساختار زبانی است. پس ابتدا خواننده یک شعر باید فرم و ساختار شعر را بشناسد تا بتواند آن را خوانش کند. خواندن شعر، خواننده را درگیر بازی خواندن می کند. مساله بازی زبانی در شعر حتما باید در خواندن مخاطب بگیرد و شیوه های خواندن مخاطب را به بازی بگیرد.
مناسبات بینا متنی
بازی خواندن در شعر از آنجا شکل می گیرد که شعر همراه خود (برای این که نمود ساختاری فرم خود را داشته باشد) یک رشته از توانش های زبان را به همراه دارد. همان طور که قبلا گفتیم، زبان شاعرانه از متن گسترده عبور داده می شود و نهانگاهی را برای خود کشف می کند و از این نظر به لحاظ زبانی نهانگاه است که پشت سر خود مفاهیم زیادی را به غیاب می سپارد و شکل آنها را حاضر می کند.
حال با این تعابیر، خواننده برای این که درگیر بازی خواندن شود، ابتدا باید با آن متن گسترده درگیر شود و بعد به غیاب آن برسد. این امکان خوانشی باید در درون شعر نهفته شود و گرنه آن نهانگاه زبانی و غیاب معانی اساسا خوانده نمی شود و شعر مورد قبول خواننده قرار نمی گیرد؛ چرا که در وادی امر شعر خواننده را به متن گسترده پیوند نداده است.
همان طور که گفتیم، یک متن همزمان چند متن دیگر را می خواند، پس یک شعر، خواندن چند متن دیگر را به همراه دارد. به بیانی دیگر، هر شعر “پیش متنهایی” دارد که بازی خواندن در ارتباط با تعارضی که این متنها پیدا می کنند، شکل می گیرد. بازی خواندن در مناسبات بینامتنی یک شعر خود را سامان می دهد. خواننده، آن متنها یا احتمالا بخشی از آنها را هنگام خواندن شعر همراه می کند و بازی خواندن اینجا خود را شکل می دهد که شعر مرتبا به چیزهایی در زبان اشاره می کند و در عین آن، راه خود را پیش می گیرد. به عبارت دیگر، متن شعر وقتی خوانده می شود که به چیزی در زبان، موقعیتی خواندنی در زبان اشاره کند و به همین ترتیب وقتی کسی نقد می نویسد یا شعری را خوانش می کند، همین ارجاعات به درون زمان است که او را وا می دارد که درباره آن شعر مطلب بنویسد؛ یعنی چیزی برای خوانش وجود دارد و بازی در متن شکل گرفته است.
این روزها شعرها نوشته می شوند، اما خوانده نمی شوند. مساله این است که خوانش هایی که از شعر معاصر می شود، هیچکدام در برگیرنده مساله تازه ای در زبان شاعرانه نیستند. به عنوان مثال ناقد می گوید شاعر در اینجا بازی زبانی نیست، بلکه در شعر ویژگی هایی باید وجود داشته باشد که ناقد به نکاتی اشاره کند که زبان شعر، بازی خواندن را ایجاد می کند. یعنی این بازی زبانی به چه وجهی در زبان اشاره دارد، اگر نحوزدایی وجود دارد، این نحوزدایی چه سمت و سوی شاعرانه را در شعر ایجاد کرده است. وقتی اشاره می شود که شعر ارجاع به خود زبان دارد، پس باید چگونگی خواندن خودی زبان هم توضیح داده شود.
هر عامل زبانی همچون دلالت است؛ دلالتی به شکل و ساختار زبان، خواننده حرفه ای شعر بخشی از اصوات شکلهای زبانی را در متن نهفته در خوانش خود حاضر دارد و در متن شعر هم بخشی از این وییژگی های زبانی باز تولید می شود. در تداخل این دو متن است که بازی خواندن شکل می گیرد. خواننده با متن گسترده زبان مرتبط است. شعر هم یک خوانشگر زبان محسوب می شود. پس آن هم با متن گسترده زبان ارتباط دارد. حال در تداخل این دو متن، خواننده درگیر بازی دلالت یابی غیاب ها و حضورها می شود. موقعیت های جایگزین شده در شعر را با مقایسه در می یابد و این گونه خود زبان را می خواند. برای نمونه می توان شعر فروغ فرخزاد را مثال زد. وقتی خواننده با این شعرها برخورد می کند، در ذهن خود جغرافیای واژگانی خاصی را حاضر دارد؛ اما در شعر فروغ با جغرافیای واژگانی جدیدی رو به رو می شود. انگار شعر فروغ به نهانگاهی در زبان فارسی اشاره دارد و خواننده از این طریق بازی خواندن را آغاز می کند. جغرافیای واژگانی خاص در شعر بسیار اهمیت دارد. همان طور مثلا شهر تهران از طریق مجاورت ها و مشابهت جغرافیایی خود را بازنموده می کند مثلا پایتخت.
دامنه جنوبی البرز و دیگر مسائل واژگان در درون زبان از طریق مجاورت و مشابهت ها شناخته می شود. به عبارت دیگر در ساخت زبان یک بافت مشترک وجود دارد و حتی شعر برای خود جغرافیای واژگان تازه بر می گزیند. یعنی مجاورت ها و شباهت های تازه ای را رقم می زند. باید حتما این جغرافیای جدید در بافت مشترک زبان بازشناسی شود وگرنه به هذیان شباهت پیدا می کند و به طور کلی خوانده نمی شود یعنی ما نهانگاه را در زبان درنمی یابیم.
گروهی از شاعران جدید، بازی زبانی را فقط در حیطه اصوات و صداهای شعر جستجو می کنند که این مساله یک شکل دارد و آن هم به بافت مشترک و چگونگی خواندن شعر بر می گردد. به عنوان مثال “واج آرایی” (استفاده مکرر از یک واج در یک سطر) باید به گونه ای باشد که یک ویژگی را برای خواندنش تولید کند و گرنه صرف “واج آرایی” نمی تواند موقعیت شاعرانه تولید کند. مساله دلالت باز در اینجا اهمیت دارد و براستی این کنش به چه موقعیتی در زبان دلالت می کند.
خلاصه مطلب این که در بازی خواندن دلالت اهمیت دارد نه دلالت ارجاعی، بلکه دلالت محض زبانی، و این بازی به بازتولید نشانه ها بستگی دارد که به گونه ای به متن گسترده زبان اشارت می کنند.
سخنگوی ارشاد: بیشتر لغو کنسرتها ناشی از نگاههای شخصی است، نه دغدغههای دینی
سخنگوی ارشاد:
بیشتر لغو کنسرتها ناشی از نگاههای
شخصی است، نه دغدغههای دینی
حسین نوشآبادی در نشست خبری خود ضمن اعلام نارضایتی ارشاد از لغو برنامه کنسرتها، از نهادها و دستگاههای لغوکننده خواست تا سلایق و نگاههای سیاسی خود را در حوزه هنر تسری ندهند.
نوشآبادی در پاسخ به خبرنگار آنا درباره لغو کنسرتها و به کار بردن تعابیری مانند «مطرببازی» برای کنسرتهای دارای مجوز گفت: به نظر میآید بیشتر این لغو این کنسرتها مبتنیبر دغدغهها و نگاههای شخصی هستند، نه دغدغههای دینی و اخلاقی و ما باید این موضوع را حل کنیم که کشور را نمیشود با نگاه و سلایق خاص اداره کرد.
وی افزود: اینکه یک کنسرت بدون خواننده و فارغ از شائبه مفسده با مجوز رسمی وزارت ارشاد یک مرتبه لغو میشود، همه را متعجب میکند. همینطور یک کنسرت موسیقی سنتی که برگرفته از متون ادبی و عرفانی کشور است و سالها به دور از هرگونه مفسدهای در سلامت کامل در کشور رواج داشته است!
وی افزود: اتفاقاتی که در گوشه و کنار کشور در راستای لغو برنامههای هنری رخ میدهند، برای وزارت ارشاد که متولی اصلی فرهنگ در کشور است، خوشایند نیستند و طبیعتا ما از این مساله که برنامههای دارای مجوز باید اجرا شوند، دفاع خواهیم کرد و معتقدیم اگر قرار باشد مجوزها لغو شوند، بهتر است اصلا صادر نشوند.
سخنگوی ارشاد ضمن بیان این مطلب که باید مشخص شود کدام نهاد در کشور مسئول برگزاری برنامههای فرهنگی است، اظهار داشت: اینطور نیست که یک نهاد قانونی مجوزی را صادر کند و نهادی دیگر به خواست و نظر خود آن را لغو کند. وقتی در یک استان شورای تامین، استاندار و تمام دستگاههای انتظامی و امنیتی در جریان صدور مجوزی هستند، لغو برنامههای فرهنگی اتفاق طبیعی و قانونی نیست، اگرچه هنرمندان ما در مقابل این رویکردها صبوری به خرج میدهند و هیچ مقاومتی از خود نشان نمیدهند و ما هم این رویکرد را میگذاریم به پای مدارا.
وی خاطرنشان کرد: موسیقی ما روزهای خوبی را سپری نمیکند و مقاومت برخی نهادها در برابر برگزاری کنسرتها باعث ایجاد فضای ناامیدی و اضطراب شده است. ما معتقدیم تسویهحسابهای سیاسی نباید در حوزه هنر تجلی پیدا کند و این اتفاقی است که متاسفانه رخ میدهد.
دو آثار از جنوب شرق ایران
یکی ارگ بم و بازار کرمان
یکی را بی نظیر باشد باشد به دنیا
یکی هم در دل شهر کریمان
کنار ارگ بم ارگی دگر هم
که طرحی اقتصادی بهر ایران
یکی با قدمت چندین هزار سال
محل گردش و تفریح است هر سال
یکی ارگیست که نامش از قدیم است
یکی نسبت به آن ارگ جدید است
جوانانی در آن مشغول کارند
چه کاخی از زمرد در کویر است
که نامش برکتی بر شهر بم شد
شدند مشغول کار، بیکار کم شد
به مسئولین هزاران آفرین باد
نمکزاری گلستانی چنین داد
کویری گرم بود، آتشین بار
که جای آن بهشتی این چنین داد
همین جا دعوت از ملت نمایم
به شهر بم به مهمانی بیایند
نظاره بر تمام دیدنی ها
زنخل و مرکبات و خوردنی ها
اگر یک بار به شهر بم بیایید
به هر سال میهمان بم شمایید
جوانان اهل همت هم شمایید
که بم را بستر ایران نمایید
که بم را بیش دنیا می شناسند
که این شهر با نمادش بهترین است
صبوری بمی ها بهترین است
هم اینکه شهر دارالصابرین است
هم اینکه رهبرم فرمود نامش
هم اینکه رهبرم فرمود این است
ز هر حیثش بود این شهر سرور
قدم رنجه در این شهر کرده رهبر
خدایا بیش از این عزت ببخشا
دعای مردم این شهر همین است
اکبر عمادی
به قلم یدالله آقاعباسی منتشر شد
«بهجستجوی تو» در بازار کتاب
رمان «بهجستجوی تو» به عنوان بیستمین عنوان از «منظومه داستان ایران» نشر نون منتشر شد. نویسنده ی این رمان یدالله آقاعباسی ست که تجربیات زیادی در زمینه نمایش و داستان داشته است. «بهجستجوی تو» رمانی تجربی ست که با دریافت یک نامه شگفت انگیز توسط راوی داستان آغاز می شود و ماجراهای غریبی را در خود دارد. «بهجستجوی تو» در 13 فصل نگاشته شده است. «در باغ نسترنم. تو کنار شازده نشستهای و مرا گردن میزنند» «شهرزاد همه قصههای من تویی» «این قصه توست، از زبان خودت، برای من. از روی تخت بیمارستان» «گذر از رودخانۀ وحشی قلب تو، هنوز نمردهام، هرچند که سبکبال از سردابه گذشتی» و «بیدار که شدم ستاره شده بودی» از عناوین چند فصل این کتاب است. یدالله آقاعباسی متولد 1331 کرمان است و دکترای ادبیات نمایشی دارد. او را به عنوان یکی از فعالان عرصه نمایش ایران میشناسند و از او تالیفات و ترجمههای زیادی از او در حوزه ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی منتشر شده است. نشر نون همزمان با این کتاب رمان «فصل بارانی» نوشته «گراهام گرین» را نیز به ترجمه آقاعباسی منتشر کرده است و رمان «آن اسب کهر را بنگر» اثر «امریک پرس برگر» را نیز در دست انتشار دارد. رمان «به جستجوی تو» در 132 صفحه و با تیراژ 1000 نسخه و با طرح جلدی از عباس محمودیان توسط نشرنون به بازار کتاب راه پیدا کرده است.
بخشی از متن این رمان: شهرزاد همه قصههای من تو هستی. می بینم کنار قاب پنجره کاخ نشست های و به بیرون، به باغ های دور و نزدیک، به درخت های گل سرخ و نسترن نگاه میکنی. چه غمی در چشم داری! پیراهن بلند چینداری پوشیدهای و موهایت را ریختهای روی شانه هایت. شانه هایی که تحمل این همه بار را نداشت. به تو نگاه می کنم و می بینم که داری پروانهای می شوی با رنگ صورتت و چشمهایت و موهایت و پیراهن بلند چیندارت. پروانه رنگی سبکی که از توی پنجره به بیرون پرواز می کند و می آید به طرف من…که همان درخت نسترنم.
مهدی ابوسعیدی از خاطرات خبرنگاری خود به «پیام ما» گفت:
ماجرای سرگردانی جمعیت و دستمال همسر حسنعلی منصور
مهدی ابوسعیدی متولد 1316 است. در سال 1339 کار خود را در رادیو کرمان آغاز کرده و از جمله اولین گویندگان رادیو و تلویزیون کرمان است. وی مجری و گوینده برنامه رادیویی دهقان و مجری برنامه مذهبی«آغازی بر انجام» بوده که در غروب ماه های مبارک رمضان از تلویزیون پخش می شده است. ابوسعیدی پس از بازنشستگی از رادیو و تلویزیون به کار صحافی می پردازد.
وی از جمله پیشکسوتانی است که از سال های خبرنگاری، گویندگی و صحافی خود در کرمان حرف های زیادی برای گفتن دارد.
1
متولد 1316 هستم. کار هنری ام عملاً از دوران دبیرستان شروع شد. به این ترتیب که یک دفتردار در مدرسه داشتیم به نام آقای گواشیری. یک روز که به دفتر مدرسه برای گرفتن ریز نمراتم رفتم، آقای گواشیری متنی را به دست من داد و گفت بخوان. من هم شروع به خواندن متن کردم. آقای گواشیری پسندید و گفت یک نمایشنامه رادیویی هست که می خواهم بخشی از اجرای آن را به تو بدهم. ما هم تمرین می کردیم. برنامه ضبط می شد و از رادیو پخش می گردید.
2
بعد از دیپلم برای مدتی برای آموزش روزنامه نگاری به تهران رفتم. در کلاس های مختلفی که آقای دکتر عسکری (دکترای روزنامه نگاری از فرانسه) تشکیل می داد شرکت می کردیم. آقای دکتر عسکری آن روزها تیتر اول کیهان را انتخاب می کرد و حقوق بالایی هم می گرفت.
علاوه بر کلاس های تئوری، کار عملی هم انجام می دادیم و به مراکز اجتماعی زیادی سر می زدیم. مثلاً در یک برهه زمانی به زندان و کلانتری و… طی یک نامه معرفی می شدیم. روزی یک ساعت به زندان می رفتیم روزی 2 ساعت به کلانتری می رفتیم. هر روز هم یک ساعت به 118 که آن روزها 08 نامیده می شد می رفتیم تا با همه امور آشنا شویم. به دفاتر وزرا سر می زدیم و از مجلس شورای ملی هم بازدید و گزارش تهیه می کردیم.
3
آقای علی اصغر مظهری از همان شروع به کار رادیو در رادیو کرمان بود. هم گوینده و هم نویسنده زبردستی بود. حتی من خاطرم هست که وقتی نمایش رادیویی داشتیم. آقای مظهری در فرصت کوتاهی نمایشنامه ها را در استودیو می نوشت و اسم هر کدام مان را بالای برگه می نوشت و به دست مان می داد و ما هم اجرا می کردیم.
4
برنامه ها زنده نبود. همه برنامه ها حتی اخبار هم ضبط می شد. ابتدا 2 ساعت در هفته برنامه زنده داشتیم که بعداً بیش تر شد. فرستنده هم در جلال آباد (جاده تهران فعلی بود) یک کیلو وات قدرت داشت. بعد از تأسیس رادیو، استودیو در اداره پست و تلگراف و تلفن (خیابان عدالت فعلی) بود. بین اداره پست و تلگراف و تلفن و اداره فرهنگ بر سر مدیریت رادیو بحث و جدل بود. اداره فرهنگ، کار رادیو را فرهنگی می دانست و معتقد بود که باید توسط اداره فرهنگ مدیریت شود و اداره پست و تلگراف هم این کار را از جنس کارهای مخابراتی می دانست و می خواست آن را تحت مجموعه خود درآورد. غافل از اینکه رادیو به عنوان یک دستگاه مستقل کار خود را ادامه خواهد داد طولی هم نکشید که استودیو در میدان ژاندارمری راه اندازی شد و رادیو کار خود را مستقلاً ادامه داد.
5
اوایل کار خبرنگاری هم ماشین نداشتیم. من برای تهیه خبر با دوچرخه این طرف و آن طرف می رفتم. وسایل سنگین را روی دوچرخه سوار می کردم و به محل تهیه خبر می بردم. گاهی اوقات برای تهیه خبر و برنامه «دهقان» و«سپاه دانش» به روستاها می رفتیم. خود رادیو هم ماشین نداشت و با اتومبیل های اداره بهداشت و آموزش و پرورش به روستاهای مورد نظر می رفتیم. یک بار ضبط صوت سنگین را با یکی از همین اتومبیل ها به روستایی برده بودم. وقتی به مقصد رسیدم دیدم که ضبط صوت کار نمی کند. وقتی که نگاه کردم دیدم که در این جاده های خراب و پر موج، از بس که ضبط صوت تکان خورده تمام پیچ ها و وسایل آن به هم ریخته است. مسافرت ها هم معمولاً با جیپ بود و بسیار زحمت و دشواری داشت.
6
برنامه دهقان که از رادیو کرمان پخش می شد معمولاً جنبه راهنمایی کشاورزان را بر عهده داشت به طور مثال در یک باغ، با مهندس کشاورزی مصاحبه می کردیم و او آفت های باغ را بررسی کرده و نحوه مبارزه با آن را توضیح می داد. ما هم صحبت هایش را ضبط کرده و از رادیو پخش می کردیم. حتی مسابقه هم بین کشاورزان برگزار می کردیم. برنامه «سپاه دانش» هم خلاصه ای از فعالیت های سپاه دانش آن زمان در روستاها بود.
7
یک صبح خیلی زود به رادیو رفتم. ساعت ها را جلو برده بودند و باید زودتر از وقت های دیگر سرکار می رفتیم. به طوری که وقتی از خانه راه می افتادم هنوز اذان نشده بود. من در خانه وضو می گرفتم و نمازم را در رادیو می خواندم. آن روز صبح وقتی که به رادیو رسیدم هیچ کس غیر از من نبود. حتی صدا بردار هم که قانوناً باید قبل از من می رسید حضور نداشت. من هم چون علاوه بر گویندگی کارهای فنی دیگر رادیو را نیز بلد بودم، شروع به کار کردم. برنامه سلام را پخش کردم. صدا بردار نیامد. قرآن و نهج الفصاحه را به رسم هر روز پخش کردم. باز هم پیدایش نشد. نوبت به اجرای برنامه زنده رسیده بود. من به پلیس نگهبان گفتم من از داخل استودیو برنامه را اجرا می کنم. تو هم هر وقت من علامت دادم دستت را روی کلیه بگذار تا برنامه پخش شود. گفت: «من بلد نیستم، می ترسم دست بزنم». گفتم: «اشکالی نداره، تو مواظب باش کسی سراسیمه وارد نشود. چون من هم زمان هم می خواهم برنامه را اجرا و هم پخش کنم».
در نتیجه خودم هم برنامه را اجرا کردم و هم آرام از در بیرن می آمدم و به بخش پخش رفته و کلید پخش را می زدم. به همین ترتیب تا ساعت 7 صبح برنامه زنده اجرا کردم. بین برنامه هم چون فرصت چندانی نبود آهنگ های 6 و 7 دقیقه ای پخش می کردم. ساعت 7 شد و باید خبرها از رادیو ایران رله می شد. به هر طریقی بود این کار با موفقیت انجام دادم. ساعت از 7 گذشته بود که صدابردار بدون ماشین (ماشینش نقص فنی پیدا کرده بود) بدو بدو و عرق ریزان وارد ساختمان رادیو شد، که من به او اطمینان خاطر دادم که کارها به خوبی و بدون مشکل انجام شده است.
8
حسنعلی منصور – نخست وزیر وقت- با همسرش به کرمان آمده بودند. از بیمارستان شاه (باهنر فعلی) بازدید کردند. خبرنگاران تهرانی به ما گفتند که نخست وزیر و همسرش به خاطر مسأله ای با هم قهر هستند. همسر منصور یک دستمال سفید در دست داشت که دائم این دستمال را دور انگشت خودش می پیچید و باز می کرد. ناگهان دستمال از دستش بر زمین افتاد. خانم منصور ایستاد. منصور هم توقف کرد و جمعیت هم پشت سرشان متوقف شده بود. خانم منتظر بود که شوهرش دستمال را بردارد و به دست او بدهد. منصور هم به دلیل این که با همسرش قهر بود تعلل می کرد. این قضیه باعث سرگردانی جمعیت شده بود.
9
هر سال، ماه رمضان در تلویزیون برنامه ای به نام «آغازی بر انجام» را هم می نوشتم و هم اجرا می کردم. این برنامه 20 دقیقه به اذان مغرب آغاز می شد و تا اذان مغرب ادامه داشت. یک برنامه اخلاقی و مذهبی بود.
10
یک برنامه طنز در رادیو به مدت 5 دقیقه اجرا می شد. این برنامه با لهجه کرمانی اجرا می شد و تهیه کننده برنامه هم یک اصفهانی بود. شهر هم کوچک بود بسیاری از مردم یکدیگر را می شناختند. یک روز تهیه کننده ما برای خرید به بازار رفته بود. فروشنده به او جنس نفروخته بود و گفته بود: «توی رادیو ما رو مسخره می کنی؟ نداریم. برو!» مردم از برخورد طنز آمیز با لهجه کرمانی آزرده شده بودند.
11
هویدا به کرمان آمده بود. یک خبرنگار هم از تهران همراه او آمده بود. خبرنگار به من گفت که من بیمارم و نمی توانم سرپا بایستم و مراسم را ضبط کنم. نخست وزیر برای افتتاح خانه های سازمانی (واقع در پارک شهر فعلی) به محل احداث خانه ها می رود. از نخست وزیر بپرس ببین می رود یا نه؟ پرسیدم. نخست وزیر گفت: نه نمی روم. من مخالف این خانه ها هستم. صحبت نخست وزیر را به خبرنگار تهرانی رساندم. خبرنگار از نخست وزیر دلیل عدم افتتاح را پرسید. نخست وزیر گفت: «احداث این منازل، موردنظر شاه است. او علاقه مند به منازل سازمانی است». بالاخره به محل خانه ها رفتیم. نخست وزیر از پیمانکار طرح پرسید:«قیمت تمام شده این منازل چه قدر است؟» پیمانکار گفت:«هر خانه 27 هزار تومان» نخست وزیر گفت:«حقیقت را بگو، اگر یک تاجر بخواهد همین خانه را بسازد چه قدر هزینه دارد؟» پیمانکار گفت:«17 هزار تومان!» نخست وزیرگفت: «حالا فهمیدید چرا من با احداث این منازل مخالف هستم. 10 هزار تومان تفاوت قیمت بین کار دولت و قیمت واقعی است. وظیفه دولت هم خانه سازی نیست».
۱۲
دوران بازنشستگی به کار صحافی روی آوردم. چون این جا تنها جایی است که می توانم کتاب های با ارزش را مجانی و بدون دردسر بخوانم. یک روز به مرحوم دکتر باستانی پاریزی گفتم:«چه کسی باید پول کتری های سوخته من را بدهد؟» با تعجب گفت:« چه طور مگه؟» گفتم:«آخه کتاب های شما را برای صحافیُ پیش من می آورند و من کتری را روی اجاق می گذارم و مشغول خواندن کتاب های شما می شوم. وقتی به خود می آیم می بینم که آب کتری خشک شده و کتری هم سوخته است.»
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش پنجاه و هفت
از خانه آقای صدر السلطنه خارج شدیم. به عبدالله خان گفتم برای چه این قدر می خواستی بخندی؟ گفت: نمی دانی آقای وزیر چه می کرد؟ گفتم: چه می کرد؟ گفت: این فرانسه دانی ایشان عبارت از تکرار یکی از قصه های کتاب ابتدایی فرانسه بود که آن را مکرر بر مکرر تکرار کرد و چون تو فرانسه نمی دانستی این قدر تو را شیفته خود کرده بود.
شش ماه توقف در تهران و ادامه و ملاقات خدمت شیخ و مطالعه و استماع صحبت های مردمانی که همه از نخبه های ساکنین پای تخت بودند مرا به هوس نویسندگی انداخت. چون چند دفعه به تاتر رفته و از تماشای بازی کنان بسیار خوشم آمده بود نخست به این فکر افتادم پیسی را بنویسم که کمدی باشد و بالاخره این کار را انجام داده و نام پیس را نتیجه معاشرت مفتخور الشعراء با لک پلک الملک گذاردم.
چند دفعه این پیس را نوشته زیر و رو کردم تا به خیال خودم ساخته و پرداخته شد. اما معلوم بود هرگز تماشا خانه های تهران حاضر نمی شدند نمایش نامه ای را که نواقص بسیاری داشت در تهران نمایش دهند. من هم تصمیم گرفتم کاری را که در تهران انجام نمی شد در آتیه در کرمان صورت بدهم و در انتظار مراجعت و فرصت بودم. مجالس صلح و سازشی که برای وصول مطالبات هندوها می شد خاتمه یافت و بالاخره بایستی به کرمان مراجعت کنیم در این دفعه چون زمستان بود به جای پالکی چهار کجاوه که سقف داشتند خریده و با قراردادی که با یک نفر شتردار از ساکنین نائین بستیم. از راه کاشان به اردستان و نائین عازم یزد و کرمان شدیم در اولین شبی که با این قافله راه افتادیم بادهای سردی می وزید. از سرما در گوشه کجاوه کز کرده و می لرزیدم. چون هوای مراجعت به شهر و دیار خود در سرم بود آن مشکلات و ناراحتی را به جان دل تحمل کرده و به روی خود نمی آوردم و هر لحظه انتظار صبح و تغییر هوا و طلوع کردن آفتاب را داشتم چون صبح شد به کهریزک رسیده بودیم.
پس از چهل روز شتر سواری با کجاوه که بیست روز آن به واسطه اینکه می گفتند دزدان راه بین عقدا و یزد را بسته اند و ناگزیر شدیم در عقدا به سر برده و علاف گیر باشیم به شهر یزد رسیده و از آنجا هم قاطر کرایه کرده پس از هشت روز برج و باروی شهر کرمان نمودار شد خوشبختانه با دست خالی نبودم. شش صندوق کتاب که در ضمن خرید وفروش کتاب در تهران منافع من بود با خود آورده بودم.
خیالم این بود آن کتاب ها را هم به معرض فروش در همان دکه چای فروشی در بیاورم و اگر فایده داشته باشد تجارت کتاب را هم به کار چای فروشی اضافه کنم. اتفاقاً کتاب ها را با نفع خوبی به فروش رسانیدم و فوراً پول فروش آنها را براتی گرفته با صورتی از کتبی که می دانستم خریدار دارد به تهران نزد تجارتخانه پارسیان که کارشان امانت داری بود فرستادم و خواهش کردم آن کتاب ها را برای من خریده و حمل کرمان نمایند.
در اینجا برای آنکه از واقعه مهمی که مردم دنیا را به خاک و خون کشید و مادران بسیاری را عزادار ساخت و دیار و ممالکی را ویرانه کرد و مبالغ هنگفتی اموال مردمان را به باد فنا داد بایستی شمه ای بنویسم.
متأسفانه به واسطه سوابقی که شرح و بیان آن بسیار مفصل خواهد بود بیشتر مردم ایران از سیاست مستعمراتی انگلیس ها خسته شده و همین که به مخالفت انگلیس ها از سال 1333 هجری دولت آلمان با متحدینی جنگ را شروع نمودند. مردم ساده لوح وطن پرست هم گمان کردند. عنقریب آلمان ها فاتح شده و دنیا را گلستان می سازند. یعنی حدود و ثغور هر کشوری از هر تجاوز و دخالت هایی مصون گشته و کسی را با کسی کاری نخواهد بود. آن وقت با اطمینان خاطر هر گونه اخباری را که رویتر یعنی خبرگزار انگلیس ها منتشر می کرد تکذیب کرده و بر خلاف اخباری را که از ناحیه آلمانی ها منتشر می گردید راست و صحیح پنداشته و به نوعی این طرفداری کاذب در تمام ایران رسوخ یافت که چون جوانکی هندی موسوم به داود علی خان به نمایندگی دولت آلمان به کرمان آمد مردم ا خورد و بزرگ زن و مرد به استقبالش شتافته و علی رغم انگلیس ها احساساتی نشان دادند که هیچ سابقه نداشت.
فرماندار انار تغییر کرد تغییر فرمانداران از انار کلید خورد
فرماندار انار تغییر کرد
تغییر فرمانداران از انار
کلید خورد
روز گذشته محمد خادمی فرماندار شهرستان انار تغییر کرد و به نظر می رسد تغییر این فرماندار، آغاز تغییرات در برخی فرمانداری های استان کرمان باشد.
از همان آغاز به کار دولت تدبیر و امید، بحث فرمانداران همسو و غیرهمسو با دولت وجود داشت. رسانه های اصلاح طلب و اصلاح طلبان حامی دولت انتظار داشتند فرماندارانی که غیرهمسو با دولت تدبیر و امید و سیاست هایش عمل می کردند عوض شوند. دولت هم به تدریج سعی در انجام این کار داشت و بارها مسئولان وزارت کشور از تغییر فرمانداران غیرهمسو صحبت کردند. در آخرین اظهار نظرها هم حدود یک ماه پیش محمد حسین مقیمی معاون سیاسی وزیر کشور گفته بود که برخی از فرمانداران بازنشسته می شوند، برخی به دلیل عملکرد خوب در برگزاری انتخابات باید ارتقا یابند و برخی نیز مصلحت است که جابه جا شوند که به طور طبیعی این اقدام انجام می شود اما در زمینه تغییر استانداران برنامه خاصی نداریم. این صحبت های مقیمی در فروردین ماه 95 باعث شد رسانه ها از تغییر باقی مانده فرمانداران غیرهمسو با سیاست های دولت یازدهم خبر دهند. حالا به نظر می رسد برخی فرمانداران استان کرمان از این موج تغییرات بی نصیب نمانند.
هشداری که رییس جمهور در کرمان
به استاندار داد
اگرچه علیرضا رزم حسینی، استاندار کرمان تمام تلاشش را برای دوری از حواشی سیاسی در استان کرمان انجام می دهد اما به نظر می رسد او بعد از سه سال کمی سیاسی تر عمل می کند. رزم حسینی که در آذر ماه سال 92 به عنوان استاندار کرمان منصوب شد، تغییراتی را در برخی فرمانداری های استان کرمان ایجاد کرد اما از همان ابتدای آغاز به کار او تا به امروز، انتقاداتی به عملکرد برخی فرمانداران غیرهمسو با دولت وجود داشت. رزم حسینی و مدیران زیردست او البته همواره سعی می کردند از پاسخ به سوال هایی در ارتباط با فرمانداران غیرهمسو فرار کنند اما در سفر رییس جمهور به کرمان، به طور واضح به این موضوع اشاره شد. حسن روحانی در پاسخ به سوال «پیام ما» در ارتباط با عملکرد برخی فرمانداران غیرهمسو در استان کرمان گفت: از ابتدای دولت برنامه ما این نبود که هرکس که در دولت قبلی فعالیت می کرده در دولت بعدی تغییر بکند. این مهم بود که همه برنامه دولت را به عنوان برنامه استان و برنامه شهرستان خودشان بدانند. وی تصریح کرد: چون اگر کسی بخواهد به برنامه دولت عمل نکند در واقع از رای مردم تخلف کرده است.
رییس جمهور با بیان اینکه مردم در واقع با رای خودشان رییس جمهوری را انتخاب کردند، شعاری را برگزیدند و دولتی را انتخاب کردند، افزود: همه ما باید با آرای مردم هماهنگ باشیم. هماهنگی با نظر و رای مردم مهم است. این چیزی است که مورد تاکید ما هست و استاندار و وزارت کشور هم باید در این راستا دقت کنند. عبارت پایانی پاسخ رییس جمهور به سوال «پیام ما» یک هشدار واضح و روشن به وزارت کشور و استانداری کرمان بود. هشداری مبنی بر اینکه استاندار کرمان باید در انتخاب فرمانداران دقت کنند تا کسانی منصوب شوند که با رای مردم هماهنگ باشند. به نظر می رسد حالا دو هفته پس از سفر حسن روحانی به کرمان، رزم حسینی، پیام روحانی را دریافت کرده و قصد دارد در سال پایانی دولت تدبیر و امید، فرمانداران غیرهمسو را برکنار کند.
فرماندار اصولگرای انار تغییر کرد
دیروز در همین راستا فرماندار شهرستان انار تغییر کرد. بدین ترتیب محمد خادمی جای خود را به سید ضیاء الدین طباطبائی داد. طباطبائی البته سرپرست فرمانداری انار شده است. محمد خادمی که حالا فرماندار سابق انار محسوب می شود، خردادماه سال 93 به عنوان فرماندار این شهرستان منصوب شده بود. وی جزو فرمانداران اصولگرای استان کرمان بود و عملکرد او در انتخابات مجلس دهم انتقادات بسیاری را در پی داشت. گفتنی است برای انتخابات یاد شده، خادمی هیات اجرایی انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در شهرستان انار را به گونه ای انتخاب کرد که اکثریت آن در اختیار اصولگرایان بود. پیش تر سایت محلی انارپرس به این موضوع اشاره کرده بود.
چند فرماندار دیگر هم می روند
شنیده ها اما حاکی از آن است که تغییر فرمانداران غیرهمسو در دستور کار رزم حسینی قرار گرفته است و فرماندار انار، تنها فرمانداری نخواهد بود که پست خود را از دست می دهد. آنطور که شنیده می شود، فرمانداران چهار شهرستان دیگر هم که گفته می شود با سیاست های دولت تدبیر و امید غیرهمسو هستند، تغییر می کنند. دو شهرستان در جنوب کرمان و یک شهرستان مرکزی استان از جمله شهرستان هایی هستند که فرماندارانشان تغییر می کنند.
استاندار کرمان در پاسخ به «پیام ما»:
بررسی هایی صورت گرفته است
استاندار کرمان روز گذشته پس از نشست خبری در مقابل این سوال «پیام ما» قرار گرفت که «آیا قرار است تغییراتی در سطح فرمانداران استان کرمان صورت گیرد و فرمانداران غیرهمسو بروند؟» رزم حسینی در پاسخ به این سوال گفت: برای این کار بررسی هایی صورت گرفته است.
وی البته در نشست خبری هم در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا از عملکرد مدیران استان راضی هستید یا خیر، اظهار داشت: شاید به تغییراتی در سطح مدیریتی استان نیاز باشد.
معاون سیاسی استانداری خبر تغییر
فرمانداران را رد نکرد
حمید ذکااسدی معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان هم تغییر فرمانداران غیرهمسو با دولت تدبیر و امید در کرمان را رد نکرد. او البته حاضر به دادن توضیح بیشتری در این رابطه نشد و تنها به گفتن این جمله که «فعلا که یکی عوض شد» اکتفا کرد.
شهردار منطقه یک در حاشیه برگزاری ورزش صبحگاهی: ایجاد روحیه نشاط و شادابی هدف اصلی شهرداری ها است
شهردار منطقه یک در حاشیه برگزاری ورزش صبحگاهی:
ایجاد روحیه نشاط و شادابی هدف اصلی شهرداری ها است
فاطمه پورمرادی
ورزش صبحگاهی خانوادگی بامداد روز پنجشنبه در هوای مطبوع و دلنشین بهاری با حضور جمع کثیری از ورزشکاران به میزبانی شهرداری منطقه یک برگزار شد. ورزش صبحگاهی به همت انجمن صبح و ورزش سالهاست که روز های پنجشنبه با حضور اعضای این انجمن و به میزبانی ادارات و سازمان های دولتی و غیر دولتی متفاوت برگزار می شود. میزبان این هفته اعضای خانواده بزرگ صبح و ورزش شهرداری منطقه یک کرمان بود که با میزبانی از این ورزشکاران با نشاط ،علاقه و توجه خود را به ورزش های همگانی نشان داد. علی سعیدی شهردار منطقه یک استان کرمان در حاشیه این مراسم در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: ایجاد روحیه نشاط و شادابی با فضای های متبوع و مناسب سازی هدف اصلی شهرداری ها است.
وی گفت: شهرداری ها معمولا یک ارگان خود گردان می باشند که با مشارکت های مردم که با به موقع پرداختن عوارض شهرسازی و مطالبات خود در امر خدمات شهری ما را یاری نمایند. وی عنوان کرد: با دنیای مجازی و وسایل الکترونیکی که امروزه همه ی خانواده ها در گیر هستند می طلبد که با تحرک و ورزش و حرکت های مردمی اقشار مختلف را به صحنه آورد که از این فضای خوب استفاده نمایند .شهردار منطقه یک اظهار داشت: ورزش باعث شادابی و نشاط و انرژی مضاعف روزانه می شود و روند کار کردن را بالا می برد .
وی خاطرنشان کرد:از همه ی مردم می خواهیم که از این جوی که در تمامی فضا ها چه پارک ها ، پیاده رو ها و ست های ورزشی بوجود امده است در کنار خانواده ها از این امکانات استفاده نمایند. وی تاکید کرد: استارت کار ورزش در منطقه یک در پارک ریاضیات زده شده است ،سعی شده است ورزش صبحگاهی در تمامی پارک ها به همت شهرداری ها برگزار شود.
شهردار منطقه یک ادامه داد: ورزش شبانگاهی خانوادگی در پارک شهید در دو روز یکشنبه ها و سه شنبه ها هر هفته ساعت 9 الی 10 با مربی یوگای خنده ،علی ایرانمنش برگزار می شود.دسعیدی گفت: ما به ورزش تمامی همکاران اهمیت می دهیم که یک فرهنگ عمومی برای تشویق تمامی اقشار شود و مانند یک بیماری مسری فرا گیر شود .
وی از افتتاحیه استخر شنای شهدای خانوک در سال آینده خبر داد و گفت: متاسفانه شهرداری استخر شنا ندارد و ما برای همکاران از دیگر استخر های شنا سطح شهر استفاده می کنیم . وی افزود: برنامه های مختلف شهرداری منطقه یک اعم از ورزش صبحگایه ،ورزش شبانگاهی و اردوهای اطراف شهر کرمان اممسال به جد دنبال می شود. وی از تیم های کوهپیمایی شهرداری خبر داد و گفت: یکی از برنامه هایی که به جد دنبال می کنیم بحث کوهپیمایی و پیاده روی عمومی می باشد .این مسئول گفت: امسال شهرداری بر آن است که امکانات شهرداری را مجهز نماید و تا بحال پارک های شهید فرحرو ،شهید مفتح، قلعه دختر را به امکانات ورزشی مجهز نموده است . وی در پایان خاطر نشان کرد: فضا سازی ورزشی اطراف گنبد جبلیه و پارک پردیس امسال در دستور کار قرار دارند.
استاندار کرمان در پاسخ به سوال «پیام ما» پیرامون تقسیم استان کرمان:
دولت در خصوص تقسیم استان تصمیمی ندارد
پیام ما- روز گذشته نشست خبری استاندار کرمان در رابطه با دستاوردهای سفر رییس جمهوری به کرمان برگزار شد. علیرضا رزم حسینی در پاسخ به این پرسش پیام ما که « انصاری معاون پارلمانی رییس جمهور در ارتباط با استقلال جنوب استان گفته دولت لایحه ای را تقدیم مجلس می کند، آیا دولت تصمیمی برای تقسیم استان کرمان دارد یا خیر، و اگر هم ندارد تکلیف ادارات کلی که در جیرفت هستند چه می شود» گفت: ادارات کل ممانعتی برای ما ندارند و کار خود را انجام می دهند. اما فعلا دولت در خصوص تقسیم استان تصمیمی ندارد. نه در استان کرمان و نه در استان های دیگر.
وی در پاسخ به سوال دیگر پیام ما مبنی بر اینکه «آیا سرمایه گذاران قراردادهای سرمایه گذاری که در حضور رییس جمهور با بخش خصوصی منعقد شد، از آورده های خود سرمایه گذاری می کنند» اظهار داشت: در نظام مالی کشورهای مختلف سرمایه گذار معمولا آورده اش از 5 تا 50 درصد است. در نظام مالی ایران حداقل آورده سرمایه گذاران 15 درصد است و مابقی را می تواند از چندین راه تامین کند. راه هایی مثل صندوق توسعه ملی، فاینانس، عرضه در بورس و غیره. در این قراردادهایی که شما ذکر کردید همه سرمایه گذاران حداقل آورده را دارند و بعضی ها حتی بیشتر از حداقل آورده دارند.»
گزیده ای از دیگر اظهارات استاندار کرمان را در ادامه بخوانید:
سفر رییس جمهور مقدماتی داشت. هدف اصلی سفر اول ملاقات رییس جمهور با مردم کرمان بود که خوشبختانه به خوبی انجام شد. یکی از سفرهای شیرین رییس جمهور سفر به کرمان بود.
مهم ترین دستاورد بعد از دیدار با مردم، معرفی استان کرمان به عنوان استان اقتصاد مقاومتی بود.
بحث تامین آب استان کرمان هم از دیگر دستاوردها بود.
کار بعدی بحث صنایع گلخانه ای بود.
طرح بزرگ گردشگری خبر هم که ایده آن از کرمان مطرح شده بود در این سفر تایید شد.
بحث 2 هزار میلیارد تومان صندوق توسعه ملی که برای طرح های استانی تخصیص داده شده در این سفر مطرح شد.
رییس جمهور سیاست اعتدالی در استان کرمان را تایید کردند.
در پاسخ به سوالی مربوط به خشکسالی: بحث خشکسالی استان کرمان مربوط به این دولت نیست. بیش از سه دهه استان درگیر خشکسالی است. ما نمی توانیم خشکسالی چند دهه گذشته را در یک سال برطرف کنیم.
در پاسخ به سوالی مربوط به احداث آزادراه کرمان بندرعباس: آزادراه کرمان بندرعباس کار بزرگی است. از آنجایی که بندرعباس از طریق سیرجان به شمال و شرق کشور وصل می شود نیاز به ایجاد یک خط جدید احساس می شد. این طرح به همین جهت مطرح شد. این اتفاق، اتفاق تاریخی بزرگی است.
شاید به تغییراتی در سطح مدیریتی استان نیاز باشد.
کرباسچی: رای نیاوردن عارف برای ریاست مجلس به معنی شکست اصلاح طلبان نیست
ایلنا نوشت:دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی گفت: اگر وحدت کلمه نیروهای حامی دولت و اصلاحطلبان حفظ شود هیچ یک از نقاط حساس مجلس در اختیار افراطیون قرار نخواهد گرفت. غلامحسین کرباسچی با اشاره به موضوع ریاست مجلس دهم عنوان کرد: من فکر میکنم نباید رقابت تا جایی ادامه پیدا کند که به یک وزنکشی سیاسی برسد؛ این نه به مصلحت جریان اصلاحات است و نه به مصلحت نیروهای معتدل. وی افزود: نباید به گونهای روی این موضوع تمرکز کنیم که اگر آقای عارف رای اکثریت را گرفت، بگوییم اصلاحطلبان پیروز شدند و اگر لاریجانی رای آورد بگوییم اصلاحات شکست خورده است.
توصیه توکلی به نمایندگان جدید:
کارپرداز حوزه انتخابی خود نشوید
خبرآنلاین نوشت: روز گذشته توکلی در ابتدای تذکرش در مجلس از همه کارکنان مجلس که با خدماتشان نمایندگان را یاری میرسانند تشکر کرد و در سخنانی خطاب به نمایندگان جدید تهران گفت: معمولا در مجلس این گونه بود که نمایندگان تهران بیشتر بار مسایل کلان ملی را به دوش می کشیدند. این کار ممکن است که در مجلس بعدی سخت باشد، زیرا ضمن احترام به منتخبان جدید ممکن است تجربیاتی که در این دوره بود، در آن دوره جمع نباشد. راه حلش این است که همه نمایندگان از هر حوزه ای، با همت اجازه ندهند که مسایل کلان روی زمین بماند. وی خطاب به نمایندگان دیگر استانها از آنها خواست که به کارپرداز حوزه انتخابیه خود تبدیل نشوند و گفت: شما نماینده ملت ایران هستید و از هر جایی که بیایید، شان شما اقتضا دارد که مسایل کلان ملی را اهمیت دهید و ضعف های گذشته را جبران کنید. وی در پایان سخنانش خطاب به اصلاح طلبان گفت: با تجربهای که از گذشته کسب کرده اید و حالا که دوران به شما رسیده است، در خدمت مردم باشید و به حساسیتهای مردم توجه کنید زیرا دغدغه مردم مسایل سیاسی و جناحی نیست و بهتر است که در حوزه اقتصاد بیشترین کمک را به مردم کنید.
هاشمزاده هریسی: کمیسیون 901 مجلس خبرگان کاندیداهای جانشین رهبری راشناسایی کرده است
حجت الاسلام هاشم هاشمزاده هریسی به خبرآنلاین گفت: مجلس خبرگان در هر دوره ای باید آمادگی انتخاب جانشین را داشته باشد. در این رابطه هم مجلس خبرگان در ادوار مختلف همیشه کار کرده و میکند. کمیسیون اصل 901 در مجلس خبرگان، نحوه شرایط رهبر و تعیین و معرفی نامزدهای رهبری را بررسی میکند. کار این کمیسیون این است که در سراسر ایران و حتی خارج از ایران، هر کسی را که از شرایط و استعداد رهبری برخوردار باشد و میتواند نظام اسلامی را با قدرت و صحت رهبری کند، شناسایی نماید. اینکه علم، سیاست و مدیریت کدام یک بیشتر است و اینها را با اولویت بندی مشخص کند تا در روز مبادا مطرح شوند و نهایتا یکی از آنها انتخاب و به جامعه معرفی شود این نوع امور و آمادگی ها تاکنون در مجلس خبرگان در کمیسیون ذی ربط بررسی و انجام شده و همچنان ادامه دارد.
روزنامه اعتماد:
در انتخاب رئیس مجلس،منافع ملی و مصالح عمومی مهم است
روزنامه اعتماد نوشت:انتخاب رییس مجلس برآیند آرای عمومی مردم ایران تلقی میشود و باید در فرآیند تعامل سازنده و گفتوگوی شفاف و روابط منطقی نمایندگان منتخب صورت پذیرد. نیروهای سیاسی و ساختار نظام سیاسی حق مداخله در آن را ندارند زیرا نیروهای سیاسی مطالبات خویش را در رقابتهای انتخاباتی و با گزینش نمایندگان مطلوب خویش ابراز نموده و ساختار سیاسی هم باید به اراده عمومی احترام نهاده و در مسیر تحقق این مطالبات مشروع گام بردارد و منابع لازم را برای آن بسیج کند. الگوی مناسب حل اختلافات سیاسی، پذیرش اصل منافع ملی و مصالح عمومی و پایبندی به قواعد دموکراتیک بازی سیاسی و تمکین به نتایج انتخابات و جهتگیری اراده ملی است. نیروهای سیاسی در چارچوب فراکسیونهای احتمالی (امید، مستقل و اصولگرایی) به گفتوگوی منطقی و همکاری ملی عینیت بخشند و منافع ملی و مصالح عمومی را راهنمای عمل خویش قرار دهند. در چنین صورتی میتوان به کارآمدی مجلس امیدوار بود و آن را شایسته حمایت عمومی ارزیابی کرد. تنها چنین مجلسی عصاره ملت است و میتواند عملکرد مطلوبی در دوران پسابرجام و شکوفایی اقتصاد ایران در مسیر توسعه پایدار ایفا کند.
بادامچیان: اگر اصلاح طلبان تدبیر نکنند مجلس دهم تبدیل به مجلس ششم میشود
قائم مقام حزب موتلفه میگوید اگر اصلاح طلبان تدبیر نکنند مجلس دهم هم تبدیل به مجلس ششم میشود. همچنین اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه اسلامی در بخشی از گفت و گوی خود با خبرآنلاین گفت که اگر تصمیم شورای نگهبان خلاف باشد، واکنش ما به آن باید چگونه باشد.
حجتالاسلام رئیسی: منظور امام(ره) از صدور انقلاب
صدور فکر انقلابی بود نه اسلحه و نیرو
میزان نوشت: حجتالاسلام رئیسی تولیت آستان قدس رضوی امام (ره) وقتی فرمودند انقلاب را باید صادر کرد، منظور صدور پیام، فکر و اندیشه انقلابی است که امروز اتفاق افتاده است نه صدور اسلحه و نیرو.
تندگویان: قالیباف به عنوان یک رقیب انتخاباتی به روحانی
متلک سیاسی انداخت
انتخاب نوشت:عضو شورای شهر تهران میگوید: کاندیداتوری قالیباف در انتخابات 69 بستگی به این دارد که مشاورانش چطور هدایتش کنند. محمد مهدی تندگویان عضو شورای شهر تهران درباره اظهارات اخیر محمد باقر قالیباف شهردار تهران گفت: از حرفی که ایشان زدند بالاخره مشخص است که یک تیکه سیاسی به رییس جمهور که رقیبشان در سال 49 بود است .
کنایه یک نیروی ارشد نظامی به شعار دولت نهم:
برخی «ما میتوانیم» را لغلغه زبان کرده بودند
خبرآنلاین نوشت: سرلشگر محمد باقری رئیس ارکان و امور مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفت: «ما میتوانیم» را در جنگ محقق کردیم اما برخی امروز آن را لغلغه زبان کرده اند.
یادداشت اینستاگرامی سیدحسن خمینی:
کمتر روزی برای امام (ره)به شیرینی روز آزادسازی خرمشهر بود
جماران نوشت:حجت الاسلام سید حسن خمینی یادداشتی را در اینستاگرامش به مناسبت سالروز فتح خرمشهر منتشر کرد. در این یادداشت آمده است؛ در حافظه یک ملت، برخى روزها ماندگار مى مانند. این ماندگارى گاه از علتى شیرین و گاه از زمینه اى تلخ برخوردار است و گاه عظمت و بزرگى حادثه تلخى ها را شیرین و ناملایمات را سازگار مى کند. روز فتح ظفرمندانه خرمشهر از هر منظر که بنگرید یک روز به یاد ماندنى است که هیچ گاه جایگاه خود را در جان و روح ایرانیان از دست نخواهد داد. عظمت این اتفاق بزرگ، مصیبت شهادت پاک ترین فرزندان مردم را به حلاوت پیروزى و افتخار تبدیل کرد و دست خدا بر بلنداى دست و بازوى رزمندگان نشست و چنین بود که خرمشهر را خدا آزاد کرد. براى نزدیکان امام مشهود بود که کمتر روزى براى آن بزرگوار به شیرینى و زیبایى روز آزادسازى خرمشهر بود.
آیتاللهموحدیکرمانی:کاندیدای ریاستخبرگان نمیشوم
تسنیم نوشت:عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: جمع زیادی از اعضای خبرگان خواستار ریاست آیتالله جنتی بر مجلس خبرگان هستند. آیتالله محمدعلی موحدیکرمانی عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخابات آتی هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری، گفت: بنده به هیچ عنوان کاندیدای ریاست خبرگان نخواهم شد.
محسن رضایی: در اختیار رهبری هستم اگر ماموریت دهند کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری میشوم
ایلنا نوشت: دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد اینکه اگر در انتخابات ریاستجمهوری رای میآورد،از چه افرادی در کابینهاش استفاده میکرد پاسخ داد: در این صورت، آقای جهانگیری و آقای ظریف را در ذهن داشتم. رضایی در پاسخ به پرسش بینندهای که از قصد رضایی برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری پرسیده بود، گفت: در حال حاضر بنده دراختیار رهبر انقلاب هستم که هر ماموریتی بدهند اجرا میکنم، به دوستانمان کمک میکنیم تا انشاءالله امنیت کشور و اقتدار را در بیرون منطقه داشته باشیم. البته در همین شرایط تعدادی از دوستانمان طرحی آماده کردهاند ما همانطور که در انقلاب و دفاع مقدس توانستیم با طرحهای بومی به پیروزی برسیم در اقتصاد هم میتوانیم.
