بایگانی مطالب نشریه

مدیرکل راه و شهرسازی استان در نشست کمیسیون ایمنی راه‌های کشور خواستار شد افزایش سهم ایمنی راه‌های کرمان

مدیرکل راه و شهرسازی استان در نشست کمیسیون ایمنی راه‌های کشور خواستار شد
افزایش سهم ایمنی راه‌های کرمان
محمد مهدی بلوردی مدیر کل راه و شهرسازی استان کرمان در هفتادوسومین نشست کمیسیون ایمنی راه‌های کشور از کاهش تصادفات جاده‌ای در محور انار – رفسنجان به دلیل نصب دوربین خبر داد و گفت: به دلیل سهم بالای استان در تصادفات جاده‌ای خواستار افزایش سهم کرمان در تجهیز دوربین هستیم.
دکتر محمد مهدی بلوردی مدیر کل راه و شهرسازی استان کرمان درهفتادوسومین نشست کمیسیون ایمنی راه‌های کشور که با حضور داوود کشاورزیان و امیر امینی معاونان وزیر راه و شهرسازی واستاندار کرمان برگزار شد، به ارایه گزارش کاملی از وضعیت ایمنی راه‌های استان کرمان و هم چنین وضعیت تصادفات و آمار جرح و فوت پرداخت و گفت: آمار جرح فوت و بر اثر تصادفات در استان افزایش داشته است و در سال۹۴ نسبت به سال ۹۳ هفتاد مورد فوتی بیشتر گزارش شده است.
وی با بیان اینکه ۶۵ درصد تصادفات استان کرمان در راه‌های اصلی و ۳۶ درصد در راه‌های روستایی اتفاق افتاده است ادامه داد: ازمجموع تصادف‌ها، از نظرنوع برخورد و تعداد تصادفات، واژگونی با ۵۷ درصد دارای بیشترین سهم است. ۵۴ درصد فوتی‌های تصادف‌ نیز به واژگونی خودروها مربوط بوده‌اند.
مدیر کل راه و شهرسازی استان با توضیح اینکه کویری بودن راه‌های استان عامل افزایش دهنده واژگونی‌ها و فوت و جرح است، ادامه داد: از سال ۹۰ تا ۹۴ هم تعداد واژگونی‌ها روند افزایشی داشته که یکی از دلایل آن افزایش حجم بزرگراه‌ها در چهارسال اخیر بوده است. افزایش سرعت نیز در روند افزایشی واژگونی‌ها تاثیرگذار بوده است.
بلوردی با اعلام رشد ۹ درصدی تصادفات درون شهری در سال ۹۳ و ۹۴ ادامه داد: با توجه به اقدامات اداره کل راه و شهرسازی، مجموعه اقدامات انجام شده در راستای حوزه ایمنی و بهسازی راه‌ها، اصلاح و احداث باندهای اصلی ترمیم آسفالت، اصلاح نقاط پرحادثه، و هم چنین در بخش اورژانس جاده‌ای افزایش ۹ پایگاه و تجهیز آمبولانس‌های پایگاه‌های جاده‌ای، انتظار می‌رود که این رقم در سال جاری کاهش پیدا کند.
وی با بیان اینکه به دلیل وجود آمار مبنی بر افزایش تصادف جاده‌ای، از نیمه دوم بهمن تا امروز تقریبا ۹ جلسه کمیسیون ایمنی در استان برگزار شده است، تصریح کرد: امید است با ادامه جلسات هر چه بیشتر و آسیب‌شناسی نقاط پر حادثه سهم استان از تلفات جاده‌ای کاهش پیدا کند.
بلوردی با اشاره قاچاق سوخت و تصادفات افغان‌ها، از کمبود تعداد پاسگاه‌های مستقر در استان و هم چنین کمبود امکانات درمانی و خدماتی در جنوب استان شکایت کرد و گفت: معضل قاچاق سوخت و تردد غیرقانونی افاغنه از دیگر مشکلات استان است. از ۷۸۷ نفر کشته شده در حوادث جاده‌ای استان، ۱۰۰نفر سرنشین خودروهای افاغنه بوده‌اند و گاه در یک تصادف تا ۱۲ و ۱۳ نفر فوتی هم به جا مانده است.
وی با بیان اینکه این مشکلات و عدم تناسب اعتبارات با طول راه‌های استانی باعث شده که رتبه زیر متوسط را در کشور داشته باشیم تصریح کرد: در یک بررسی بعد از رتبه‌بندی بیست محور اول استان کرمان با بالاترین شاخص تصادف در سطح استان، متوجه شدیم که تصادفات در محور انار رفسنجان در سال ۹۳ کاهش داشته است که این مهم نتیجه نصب دوربین در این مکان بود.
مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان با تاکید بر اینکه تجهیز این محور به دوربین تاثیر جدی در کاهش جرایم داشته است ادامه داد: اقدام درست و به موقع سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای در نصب دوربین تاثیر بسزایی در کاهش تصادفات جاده‌ای داشت با این حال با توجه به اینکه این پروژه به سه سال عملیات اجرایی تقسیم بندی شده است و در راه‌های استان کرمان فقط یک مورد دیده شده است به نظر می‌رسد سهم استان کرمان کم دیده شده باشد.
وی با اشاره به تاثیر چشم‌گیر نصب دوربین از وزارت راه خواست تا در سهم استان بازبینی شود.

شب گذشته در همایش یک روزه فوتبال و فوتسال کرمان صورت گرفت تجلیل هیات فوتبال از محمد صنعتی به عنوان خیر ورزش‌یار

شب گذشته در همایش یک روزه فوتبال و فوتسال کرمان صورت گرفت
تجلیل هیات فوتبال از
محمد صنعتی به عنوان خیر ورزش‌یار

هادی کاربخش/پیام‌ما- همایش یک روزه فوتبال و فوتسال استان کرمان شب گذشته در محل سالن اجتماعات اصناف کرمان و با حضور محمد صنعتی خیر ورزش یار کشور و جمعی از مسوولان و پیشکسوتان و ورزشکاران فوتبال و فوتسال استان برگزار گردید. در این همایش که به همت هیات فوتبال استان در ابتدا مرادحاج اکبری رییس هیات فوتبال هدف از برگزاری این همایش را بررسی مشکلات روز فوتبال کرمان برای پیشبرد فوتبال کرمان عنوان کرد و افزود: «امیدواریم با همت همه دوستان و همکاران روز به روز شاهد پیشرفت فوتبال و فوتسال در سطح استان باشیم. مشکلات زیادی در سطح استان داریم و باید با کمک هم ان ها را برطرف کنیم.» محمودی نیا مدیرکل ورزش و جوانان نیز به بررسی دلایل محبوبیت فوتبال در جهان پرداخت و گفت: «با میلیاردها تومان هم نمی توان خوشحالی که فوتبال به مردم می دهد را فراهم کنیم. در خیلی از کشورها مثل برزیل فوتبال با خون و قلب مردم اخت شده و جزئی از زندگی مردم است. به فرموده رهبر هزینه در ورزش اسراف نیست بلکه سرمایه گذاری است پس هرچقدر برای ورزش پول خرج کنیم باارزش و بجاست.» در ادامه این همایش از خیرین ورزش یار و پیشکسوتان فوتبال با اهدا لوح و جوایزی تقدیر شد. محمد صنعتی و شکرا… خواجه پور به عنوان خیرین ورزش یار و اکبر ایران منش، ناصر کهندل و نصرا… گنجعلیخانی هم به عنوان پیشکسوتان فوتبال تجلیل شدند. حجت الاسلام طیبی نیا و علی ایران منش از دیگر سخنرانان بودند که به ایراد نظرات خود پرداختند. همچنین گرامیداشت یاد درگذشتگان فوتبال استان که هم اکنون بین ما نیستند از دیگر برنامه های این مراسم بود.محمد صنعتی خیر ورزش یار کرمان نیز در سخنانی کوتاه از هیات فوتبال کرمان به دلیل برگزاری این مراسم و همچنین زنده نگه داشتن یاد درگذشتگان قدردانی و تشکر کرد.
در ادامه و پس از تقدیر از باشگاههای فعال ورزشی استان، سایر شرکت کنندگان در مورد مسایل و مشکلات جاری در سطح استان صحبت کردند. عبدالرشیدی مسوول کمیته استعداد یابی فدراسیون فوتبال نیز گزارشی از برنامه های این کمیسیون در جهت رشد و اعتلای فوتبال پایه ای کرمان ارایه کرد. تقدیر از شهرداران نمونه و فعال ورزشی مانند شهرداری سیرجان و بم از دیگر برنامه ها بود.

کنسرت سالار عقیلی

کنسرت سالار عقیلی
زمان : 28 خردادماه ساعت : 30/21 در سالن فجر

دعوت موسسه خیریه زنجیره امید

دعوت موسسه خیریه زنجیره امید
ضیافت افطاری زنجیره امید
زمان : 3 تیرماه ساعت : 19:30 مکان : تالار باغ بهرامی

حاشیه

گاف تاریخی سرهنگ علیفر!
سرهنگ علیفر یک اشتباه تاریخی در گزارش خود داشته است.
«امیر دولاب» نامی که شاید برای خیلی ها عجیب و البته جالب باشد. یک فرد ناشناخته در فضای مجازی که با یک ابتکار شیطنت آمیز حسابی اسمش سر زبان ها افتاده است. جریان از این قرار است که او کاری کرد تا علیرضا علیفر در گزارش بازی لهستان و ایرلند شمالی اشتباهی تاریخی انجام دهد. همه از این مسئله آگاهند که سرهنگ یک ویکی پدیا زنده روی آنتن تلویزیون است. او برای هر بازی کلی اطلاعات از سایت ویکی پدیا جمع می کند و از ابتدا تا انتهای بازی همه آن ها را برای بیننده می خواند. به طوری که بعضی وقت ها خیلی ها نگران سلامتی سرهنگ می شوند!
حالا این عادت، او را گرفتار یک اشتباه تاریخی کرده است. شخص مورد نظر در فضای مجازی یعنی «امیر دولاب» که می دانست علیفر حتما برای گزارش بازی لهستان و ایرلند شمالی کلی اطلاعات از ویکی پدیا کسب خواهد کرد، شیطنت عجیبی انجام داد. او با علم به این که اطلاعات ویکی پدیا قابل ویرایش است، نام سازنده ورزشگاه محل برگزاری بازی دو تیم ایرلند شمالی و لهستان در شهر نیس را به نام خودش تغییر می دهد! علیفر هم که معمولا با چشم بسته همه این اطلاعات را از ویکی پدیا روایت می کند، یک اشتباه تاریخی در گزارشگری مرتکب می شود و اسم این شخص را به جای اسم سازنده اصلی استادیوم محل برگزاری بازی اعلام می کند!

چندکلامی درباره‌ی رشد مهاجر ستیزی چشم یاری

چندکلامی درباره‌ی رشد مهاجر ستیزی
چشم یاری

“هیتلر مرد بزرگی بود” و یا “شاید بعضی از کارهاش اشتباه بوده اما همین که از هیچ خودش را به چنین جایی رساند واقعا ثابت می‌کندی که این آدم یک نابغه است” این‌ها فقط دو نمونه‌ی کوچک از جمله‌های دردناکی‌است که هر روز از جوانان این استان می‌شنویم، چندی پیش با جوانی اهل آلمان آشنا شدم و او می‌نالید از این واقعیت تلخ که معمولا هرکسی که می‌فهمید من متولد آلمان هستم می‌گفت: چقدر خوب شد که یک آلمانی را از نزدیک دیدم ما اینجا خیلی هیتلر را دوست داریم در آلمان هم داستان بر همین منوال است؟
طفلک می‌گفت که در تمام نظام آموزشی آلمان تاریخ معاصر با سرشکستگی و شرمندگی روایت می‌شود چرا که مردم خودشان را برای ظهور فاشیسم مقصر می‌دانند و تازه دردناک‌ترین بخش داستان هم این است که شخصی مثل من که از سر کنجکاوی و شاید شرمساری ناخودآگاهم به تمام اردوگاه‌های آشویتس و داخائو و ماوت‌هاوزن سر زدم و از نزدیک این فجایع را دیده ام و حالا باید با یکی یکی جوانانی که رو به رو می‌شوم توضیح بدهم که هیتلر نه تنها کشورهای دیگر که بیشتر از همه آلمان را ویرانه کرد و زمانی که خودش را کشت رسما هیچ چیز از آلمان باقی نمانده بود از جنایاتی که آمریکایی‌ها و روس‌ها در کشورما انجام دادند و حضورشان در مرزهای ما فقط به واسطه‌ی اشتباهات و حماقت‌های پی‌در‌پی همین هیتلر ملعون بوده بگذریم، هنوز هم مردم آلمان مشغول پرداخت تاوان اشتباهات یک مرد و حزب او هستند، اما چیزی که مرا به ترس می‌اندازد جوانان کشور شماست چرا که این‌هایی که من دیدم به هیچ‌وجه نژاد پرست نیستند و صرفا این حرف‌ها از عدم آگاهی می‌آید و معمولا پس از اندکی شرح دادن وضعیت تاریخی آن دوران و دروغ‌هایی که هیتلر به مردم آلمان گفت (و کلا تمام نابسامانی‌های سیستمش را به گردن یهودیان انداخت و کشور را فقط و فقط به لطف جنگ زنده و سر پا نگه‌داشت) به راحتی این جوانان حرف‌های مرا می‌پذیرند و حداقل برای مدتی که با هم هستیم از دفاع از هیتلر دست برمی‌دارند، به نظر من شما‌ها به عنوان روزنامه‌نگار باید چهره‌هایی را به عنوان جایگزین به نسل جوان‌ و نوجوان‌تان معرفی کنید تا بتوانند مرد شایسته‌تری را به جای هیتلر بگذارند(حتی به عنوان یک شیطنت در اوایل نوجوانی، هیتلر بیش از حد شیطنت ترسناکی‌است).
تمام این قصه‌ی حسین کرد را روایت کردم که برسم به نگاه متاسفانه غم‌انگیزی که از جانب برخی از همشهریان و هم‌وطنان متوجه پناهجویان و مهاجران افغان است، اینان که برادران و خواهران ایمانی ما هستند و ما نه تنها همسایه که زبان و تاریخ مشترک داریم و ادبا و دانشمندان زیادی را با یکدیگر شریک هستیم و هر ازچندی می‌گوییم فلانی ایرانی‌است چون شعر به فارسی گفته اما فراموش می‌کنیم که کجا متولد شده، مهاجران افغانستانی به همین زبان فارسی تکلم می‌کنند و حالا بعد از این‌همه سال همزیستی دیگر از قبل هم به یکدیگر نزدیک‌تر هستیم و مهمان‌نوازی نه تنها وظیفه‌ی دینی، انسانی و اخلاقی‌ ماست بلکه دیگر کار از مهمان گذشته و جمع کثیری از ایشان اینجا صاحب خانه و زندگی هستند اما در میان این همه کرمانی که اهل مهمان‌نوازی و غریب‌نوازی هستند هر از چندی نمونه‌های عجیبی به چشم می‌خورد که مثل دوست‌داران هیتلر مسلما از کمبود مطالعه و آگاهی دست به چنین اعمالی می‌زنند اما این کمبود آگاهی ممکن‌است وضعیت بدی را رقم بزند که البته امیدوارم در کرمان شاهد چنین فجایعی نباشیم.
یکی از این موارد نگران کنند وبلاگی است به نام anti-aniranians که این نام به معنی “ضد غیر ایرانی‌هاست” و یکی از نویسندگان وبلاگ برای معرفی صفحه‌ی خود این متن را در کادر معرفی بلاگ قرار داده‌است( که البته غلط‌های املایی را باید نادیده بگیرید چرا که خواستیم دقیقا اصل متن را ببینید):
“ ما ایران دوستان نظر برتری نژادی را بی اهمیت می انگاریم و هر کسی را که با فرهنگ ایرانی دشمنی و مخالفت کند حتی اگر شناسنامه‌ای ایرانی داشته باشد ، در ایران زاده شده باشد ، یا ساکن ایران باشد _ انیرانی می داینم.
و اما میهمانان خود خوانده افغان ساکن در ایران باید از سرزمین مادری ما بیرون بروند نه برای اینکه انیرانی و بیگانه هستند تنها به این دلیل که نوامیس ملت با وجود ارازل و اوباش افغان امنیت و آسایش ندارند و لازم است از افغان‌های بی‌گناه غذر خواهی کنیم و متعصف باشیم که تروخشک با هم می‌سوزند.
شما بیگانه‌ها بدون رضایت مالکین اصلی مدتی در ایران پناه گرفتین و هم اکنون باید از خانه ما بروید به یک جای بهتر برای نمونه به انگلیس یا آمریکا پناهنده شوید تا زندگی راحتی داشته باشید. شما خارجی‌ها در خانه خودمان به ما بی‌حرمتی می‌کنید شما قوانین کشورمان را لگدمال می‌کنید بدون کارت پناهندگی صدها جنایت و جرم انجام می‌دهید.
ما دیگر تحمل شنیدن تجاوز مردان افغان به دختران ایرانی را نداریم. لطفا از ایران بروید و شغل های جوانان غیرتمند ایرانی را ندزدید… “
به واسطه‌ی ادبیات ناشایست ادامه‌ی بیانیه‌ی معرفی ایشان در این روزنامه ذکر نخواهد شد، و جالب اینجاست که در ادامه‌ی این متن پر از نژادپرستی از دولت جمهوری اسلامی ایران هم خواسته که به اراده‌ی شهروندانش احترام بگذارد و برای اخراج افاغنه تعجیل کند، غافل ازاینکه اکثریت مردم ایران بدون در نظر گرفتن دین و عقایدمذهبی‌شان چنان به مهمان‌نوازی و دست ناتوانان را گرفتن و خدمت به خلق کردن اعتقاد دارند که باتعداد زیادی NGO و خیریه‌های مختلف مدتهاست که دست یاری به سوی جنگ‌زدگان و مظلومین سراسر جهان دراز کرده‌اند فلسطین و لبنان و بوسنی هم از انسانیت و نوع دوستی ما خبر دارند چه برسد به همسایه‌های افغانستانی اما این حرف‌ها کافی نیست باید کاری از پایه انجام بگیرد و باید در مدارس و دانشگاه‌های ما تاکید بیشتری بر برابری و تساوی انسان‌ها که از نقاط منفک کننده‌ی اسلام از دیگر ادیان بوده بشود و رسانه‌ها هم از جان‌گرفتن چنین اندیشه‌های خطرناکی پیش‌گیری کنند و این هشدار را به خانواده‌ها بدهند که در زمانه‌ای که تلویزیون و اینترنت همدم همیشگی کودکان و نوجوانان ما شده‌اند باید به محتوایی که ارائه می‌کنند نظارت بیشتری بشود مبادا که صفت نیک مهمان‌نوازی تبدیل به خاطره‌ای درمورد ما ایرانیان بشود. متاسفانه در چند روز گذشته در بخش زارچ از توابع استان یزد بنرها و تابلوهایی در سطح شهر نصب شده‌اند با پیام‌هایی بسیار نژادپرستانه و دور از ادب و احترام آن هم در ماه مبارک رمضان که فاطمه اشرفی، مسئول انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده درباره نصب بنرهایی با موضوع هشدار به اتباع غیر ایرانی ساکن شهرستان زارچ و تهدید این مهاجرین به تخلیه خانه‌هایشان به باشگاه خبرنگاران گفته : نصب بنرهایی با محتوای تهدیدآمیز اقدامی خودسرانه از افرادی با هویتی ناشناخته بود که بلافاصله از سوی مسئولان بخشداری منطقه جمع‌آوری شد.
گفته می‌شود تعدادی از صاحب‌خانه‌ها در شهر زارچ با دیدن این وضعیت از پس دادن پولی که مهاجران بابت رهن پرداخت کرده‌اند امتناع می‌کنند و فقط 4 روز تا پایان این اولتیماتوم غیرانسانی زمان باقی‌مانده است.
این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ می‌دهد. سال 93 بود که تعدادی از مردم شهر یزد با حمله و به آتش کشیدن خانه افغانی‌ها، خواستار خروج آن‌ها از این شهر شده بودند.
به گفته فاطمه اشرفی مسئولان امر به‌سرعت پیگیری‌های لازم در خصوص نصب بنرها را صورت داده‌اند، بااین‌حال جای یک سوال در این میان باقی است: مسئولان پس از به آتش کشیده شدن خانه‌های مردم افغان در یزد، چه اقداماتی در جهت ممانعت از تکرار چنین رخدادهایی برای مهاجران صورت دادند که حال شاهد نصب چنین بنرهایی در سطح این شهر هستیم؟
خوشبختانه وضعیت در کرمان بهتر است و هنوز کار به بنر و تابلو نرسیده اما کماکان شاهد خودسری‌ها و رفتارهای ناشایستی مثل وبلاگی که ذکر شد هستیم و هر از چندی هم بر درو دیوار کوچه‌ها جملات افغانی باید اخراج گردد و چیزهایی از این قبیل را به چشم می‌بینیم اما امیدواریم که با آموزش و همکاری همه‌جانبه‌ی مسولان و رسانه‌ها و مردم از رشد این اندیشه‌ی خطرناک در ذهن جوانان و نوجوانان پیش‌گیری کنیم چرا که در آغاز ظهور حزب نازی هم کسی حرفی از کشتن سیاهان، یهودیان، کولی‌ها و یا بیماران به میان نیاورد بلکه هرچه بود سخن از بازیافتن جلال و قدرت و اعتبار سابق بود و بازگشت به دوران طلایی آلمان(از دید نازی‌ها طلایی البته)

مرز، حد فاصل‌های صلح

مرز، حد فاصل‌های صلح

مرزهای نامحسوس کشورهای اروپایی در مقابل دیوارهای جدایی‌انداز کشورها و شهرهای دیگر جهان
از زمانی که پیمان شنگن در سال ۱۹۸۵ بسته شد، محدودیت جابجایی بین مرزهای کشورهای اروپایی به تدریج از بین رفت. شما هم که عمری در یک کشور خاورمیانه‌ای زندگی کرده‌اید، باید بارها شرایط مرزهای باز این کشورها را عملا تجربه کنید، تا به این مناظر عادت کنید. یک عکاس هلندی به نام والریو وینسنزو، در یک مجموعه عکس به نام مرز، حد فاصل‌های صلح، تلاش کرده است که همین باز بودن و فرضی بودن عملی مرزها را در اروپا بنمایاند. اما این روزها که بحث مهاجرت و هجوم آوارگان جدال‌های خاورمیانه‌ای به اروپا مطرح است، مطمئنا این مرزها دیگر آن خاصیت نامحسوس بودن و تروایی خود را از دست داده‌اند.
عکاس هلندی، در بسیاری جاها که نشانی از استحکامات و خطوط فاصل مشخص بین مرزها نبود، تنها به یاری نقشه و جی پی اس توانست، متوجه حضور دقیق در مرز کشورها بشود و از منظره موجود عکس بردارد. در این مطلب نگاهی می‌اندازیم به مرزهای نامحسوس بین کشورهای اروپایی، در این عکس‌ها، نام کشورهایی که در دو سوی مرز هستند، در دو سوی عکس نوشته شده:
منبع: 1pezeshk.com

نامه دختر افغان به مردم ایران ببخشید اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایتان راه رفتم و قدم زدم

نامه دختر افغان به مردم ایران
ببخشید اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایتان راه رفتم و قدم زدم
(این نامه متعلق به چند سال پیش است اما با توجه به موضوع امروز سرویس جامعه‌ی پیام ما تصمیم به انتشار دوباره‌ی آن گرفتیم) مردمسالاری در سرمقاله خود با عنوان ‹برای افغانی‌های هم زبان› نوشت:
«ساره گل» دختری افغان است که نامه‌ای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ…
او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی(طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم.
مرا ببخش اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش. می‌دانم با همه پوزش خواهی، باز بدهکارم، بقیه بدهکاریهایم را ببخش.
ایرانی عزیز، ازت ممنونم که به من جا و پناه دادی تا به این سن برسم. سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. تشکر که گذاشتی چند سالی بر نیمکت‌های کلاس درست بنشینم و از گچ و تخته‌ات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس می‌خواندم، ممنونم که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلم‌های ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی.
شاید برای همین از این که گاهی مرا به گناه فقط افغانی بودن، تحقیر کرده‌ای، بخشیدمت…»ساره گل در ادامه نامه‌اش از ایرانی‌هایی نوشته که به افغانی‌ها توهین می‌کنند که من نه تنها از نوشتن دوباره آن احساس شرم می‌کنم، بلکه از خواندن آن هم شرمنده شدم. بعد هم نوشته:«بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانی‌ها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن، و]… [ نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی 10تا12 ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمی‌توانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شده‌ام می‌توانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی]…[ و ]… [ و در جواب من به جای دو کلمه حرف دوستی که هزینه‌ای ندارد… ناسزا بنویسند.»
وقتی نامه ساره‌گل را خواندم، از این که برخی از ما ایرانیان اینگونه به مردم افغانستان نگاه می‌کنیم شرمسار شدم. تاسف‌آور است که وضع – حال به هر دلیلی به جایی رسیده که با مردمانی که همکیش و هم دین و هم زبان ما هستند، آداب و رسوم مشترکی با ما دارند و در حوزه تمدن ایرانی قرار دارند طوری رفتار می‌کنیم که هنگام بازگشت از ایران، خاطره‌ای که برایشان مانده، خاطره شیرینی نیست. بهترین آنها همین دختر افغان است که تمام گلایه‌هایی را که در دلش داشته با مصرع مودبانه‌ای از یک شعر بازگو می‌کند: «اگر بار گران بودیم رفتیم».
همین دسته از ایرانیان وقتی به خارج از کشور خودمان بروند، اگر ببینند همان رفتاری که خودشان با افغانی‌ها در ایران دارند بر سر خودشان می‌آید، چه احساسی پیدا می‌کنند؟ در این نکته تردیدی نیست که حضور افغان‌ها در ایران، بخشی از فرصت‌های شغلی را که می‌توانست در اختیار ایرانیان باشد به آنها اختصاص داده است.اما به اعتقاد من انتقادهایی که با تمسک به این موضوع در مورد حضور افغان‌ها در ایران صورت می گیرد اغلب قابل توجیه نیست. چرا که اولا افغانی‌ها در ایران اغلب در مشاغلی حضور دارند که خیلی از ایرانی‌ها آن را نمی‌پذیرند و ثانیا مگر یادمان رفته که احمدی‌نژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر می‌تواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟

حسام شهیدی؛ فوتبالیست قدیمی کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما نرفتن به سمت مربی‌گری بزرگترین اشتباهم بود

حسام شهیدی؛ فوتبالیست قدیمی کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما
نرفتن به سمت مربی‌گری بزرگترین اشتباهم بود
فوتبال ورزشی است پرطرفدار که زمان نمی شناسد واز ابتدا تاکنون همواره یکی از پرطرفدارترین و جذاب ترین رشته های ورزشی محسوب می شده که جایگاه ویژه ای در میان اقشار مختلف جامعه چه زن و چه مرد، چه جوان و چه نوجوان و حتی کودکان پیدا کرده است. همین قدمت و جذابیت فوتبال باعث شده که افراد زیادی به آن روی بیاورند و از این افراد تعدادی موفق بوده و توانسته اند تا مدارج بالای فوتبال را طی کند و تعدادی هم ناموفق بوده‌اند. در استان کرمان نیز نمونه های زیادی از این گونه افراد موفق سراغ داریم که در زمین های خاکی رشد کرده و به تیم های بزرگی راه یافته اند و زیر نظر مربیان بزرگی آموزش دیده اند، اما گذر زمان و بی توجهی ما آدم ها، باعث شده تا آنها را به بوته فراموشی بسپاریم و آنها نیز، خاطرات شیرین خودشان در زمین فوتبال و با هم دوره ای هایشان جست و جو کنند.برادران رحیمی نیا،حسن زاده، شهامت خواجه پور، رضا ستاری، علی حاج اکبری و حسام شهیدی از این سری بازیکنان هستند. روزنامه پیام ما این هفته میزبان حسام شهیدی، یکی از هزاران فوتبالیست و ورزشکار فراموش شده استان کرمان بود. او متولد سال 1339 است، فوتبالش را ازدوران دبیرستان و زمین های خاکی محله خواجو زیر نظر مرحوم جهانشاهی شروع کرده و در دوران خدمتش هم با تیم 05 کرمان تا مرحله نهایی جام حذفی استان هم پیش می رود. پس از پایان خدمت سربازی در تیم های زیادی بازی کرده و درتیم منتخب کرمان ، با بزرگانی چون خاندانی و ابراهیم محمدی هم بازی می شود و با تیم شهرداری کرمان فوتبالش را به پایان می رساند. با این که نزدیک به دو دهه از دوران درخشش در سطح اول فوتبال ایران می گذرد اما هنوز هم با بدنی ورزیده و روحیه ای شاد اما خسته از ناملایمات روزگار، به دفتر پیام ما آمد و ساعتی را میهمان ما بود.
ایام قدیم فوتبال مزه دیگری داشت
وی درباره تفاوت فوتبال اکنون با آن دوران می گوید: فوتبال الان همش شده پول و پول بازی، تعصب و غیرت کمتر شده و بازیکن به جای اینکه وقت و تمرکزش را روی تیم و مسابقاتش بگذارد، به دنبال حواشی و مسائل بی ربط است.در زمان ما وقتی یک بازی در استادیوم سلیمی کیا و یا کیانی که از زمین های چمن قدیمی و پیر کرمان محسوب می شوند، برگزار می شد خیل عظیمی از تماشاگران در ورزشگاهها حاضر می شدند و با حرارت و تعصب خاصی مسابقات را دنبال می کردند. فوتبال ایران و کرمان از زمانی که پولکی شد و مسائل مادی حرف اول را زد ، از بین رفت .فلان بازیکن امسال در این تیم است و فصل بعد به دلیل پول بیشتر در تیمی دیگر.برایش مهم نیست پیراهن چه تیمی را بر تن دارد، همین که تیم دیگری پیشنهاد بالاتری بدهد، یک شبه عاشق آن تیم می شود.قدیم ها وقتی ما بازی می کردیم، فوتبال مزه و معنی دیگری داشت.
فوتبال کرمان وقتی گم شد که تیم های باشگاهی
از بین رفت
شهیدی درباره دلایل رخوت و واگرایی فوتبال کرمان در مقایسه با استان های دیگری مانند اصفهان و مازندران و حتی خوزستان معتقد است؛ وقتی تیم های قدیمی باشگاهی کرمان از بین رفتند خود بخود فوتبال کرمان هم گم شد، فوتبال پایه ای خیلی مهم است، اصلی که متاسفانه در کرمان کمتر به آن پرداخته می شود.
آن زمان لیگ های درون استانی خوبی و منظمی در سطح ایران برگزار می شد، شهرهای شمالی، تهران، خوزستان و حتی کرمان، نه تنها تیم های باشگاهی داشتند بلکه تیم های استان (کلونی) نیز تشکیل می شد وسالی یک بار مسابقاتی را برگزار می کردند و در جام هایی از جمله جام قدس شرکت می کردند. اوایل فقط تیم های کلونی یا منتخب استان بودند و بعدها تیم های باشگاهی بوجود آمد. تیم هایی مانند شهرداری، هلال احمر، زغال سنگ، دارایی، پاس، مخابرات وحتی اختیارآباد در سطح شهر کرمان فعالیت می کردند اما به مرور زمان فوتبال باشگاهی از بین رفت و به دنبال آن هم فوتبال کرمان نابود شد.
فوتبال ذاتی است
وی درمورد استعدادیابی در فوتبال می گوید:شاید خیلی از پدر و مادرها فقط به دلیل اینکه می خواهند فرزندانشان مشهور شوند یا پول زیادی جذب کنند را دنبال فوتبال می فرستند. آن هم در تیم هایی که مربیانش یا چیزی از فوتبال نمی دانند و یا اینکه فقط به دنبال منافع مادی خودشان هستند، متاسفانه این خانواده ها به دلیل اینکه فوتبال از دور پرزرق و برق به نظر می رسد به تحصیلات فرزندشان ترجیح می دهند البته نباید فراموش کرد که نیمی از فوتبالیست شدن، ذات فوتبالی شخص است که باید در وجود او باشد، با توجه به فیزیک بدنی آن شخص، این تشخیص مربی است که اولا آیا به درد فوتبال می خورد یا نه و اگرمناسب بود، در چه پست و مکانی می تواند بازی کند؟به طور مثال ماسکرانو در تیم بارسلونا بازیکن بسیار خوبی برای پست دفاعی است اما کمتر گل می زند اما لیونل مسی، بازیکنی با خصوصیات تهاجمی است که به واسطه همین خصوصیاتش، بهترین بازیکن دنیا می شود.پس کسی که استعداد فوتبال نداشته باشد، محال است بتواند بازیکن خوبی شود، شاید بتواند بدن خودش را بسازد اما ذات فوتبالی را نمی توان آموزش داد.
مرحوم حجازی با 800/1 میلیون سرمربی شهرداری شد
حسام شهیدی از دوران حضورش در تیم شهرداری و بخصوص زمان مرحوم حجازی چنین تعریف می کند؛ اوج فوتبال من به سال 68 بر می گردد که درمرحله اول لیگ قدس آن سال با 9 گل زده آقای گل شدم که اگر تیم کرمان به مرحله دوم صعود کرده بود، شاید آمار گل زنی من بیشتر هم می شد.
سال 72 شهرداری با آقای نظریه نتایج خوبی نمی گیرد و به ناصر حجازی پیشنهاد سر مربیگری می شود، مرحوم حجازی برای دیدن یک بازی به کرمان می آید و بعد ازآن، قبول می کند و با مبلغی درحدود 1 میلیون و 800 هزار تومان برای یک فصل سرمربی شهرداری می شود. یادمه تا آن موقع من یک ریالی از فوتبال دریافتی نداشتم و تنها پرداختی به من بر می گردد به همان شهرداری حجازی که مقرر شد در 6 ماه مبلغ 15 هزارتومان به عنوان هزینه رفت و آمد به ما بپردازند.
در آن سال ناصر خان حجازی بازی من را دید و پسندید و من هم دو سال آخر عمر فوتبالی ام را شاگرد حجازی شدم و بعد از آن هم بخاطر یکسری مشکلات خانوادگی و شغلی ام مجبور شدم فوتبال را کنار بگذارم.
تلویزیون کرمان جمعه ها فقط ده دقیقه فوتبال پخش می کرد
وی بزرگترین اشتباه دوران ورزشی اش را نرفتن به سمت مربی گری در فوتبال می داند و می افزاید: مشکلات زیادی باعث شد که من خیلی زود اما به موقع فوتبال را کنار بگذارم، این که می گویم بجا چون معتقدم ورزشکاران باید در اوج آمادگی، به دنیای ورزشی خود پایان بدهند تا همواره در اذهان مردم به خوبی باقی بمانند، هیچ وقت فکر نمی کردم که روزگاری به ورزش این همه بها داده شود. دوران ما فقط دو تا روزنامه ورزشی کیهان و دنیای ورزشی بود و تلویزیون کرمان هم فقط جمعه ها خلاصه ای از بازی های ما در حدود ده دقیقه پخش می کرد.اگر می دانستم جو حاکم بر فوتبال این چنین می شود، کار و شغل خودم را فدای فوتبال می کردم و به دنبال آن می رفتم.علاقه من به فوتبال درحدی است که جوانی ام را فدای فوتبال کرده اما حیف که بعد از آن دیگر به طور جدی پی گیری نکردم. الان هم متاسفانه کسانی وارد فوتبال شده اند که هیچ سررشته ای ندارند و با احترام به خیلی از مربیان، متاسفانه باید بگم که خیلی از مربیان ما دلال هستند نه سرمربی! هر مربی ای که به کرمان می آید تعداد زیادی بازیکن با خودش می آورد و با رفتنش تمامی آن بازیکنان به همراه خودش به تیم جدید کوچ می کنند، کرمان بازیکنان و مربیان خوبی دارد اما چون نفاق و همدلی بین آنها وجود ندارد و ضعف مدیریتی هم حاکم است، هیچ وقت فوتبال ما به جایی نمی رسد. زیربنا و مدیریت فوتبال کرمان ضعیف است و همه به دنبال شهرت و پول در فوتبال می گردند.اگر به یک مربی بومی زمان مناسب حداقل 3 ساله و امکانات معمولی بدهند وحمایتش کنند و او هم تیمش را با بازیکنان بومی و باتجربه ببندد، مطمئن باشید موفق خواهد شد اما این موفقیت، زمان بر است و تحمل می خواهد. به نظر من مربی حتما باید فوتبالیست باشد.
صعود به لیگ برتر خیلی سخت شده
این پیشکسوت فوتبال درباره دلایل افت مس کرمان در سال های اخیر معتقد است؛ عدم ثبات مدیریتی، کادر فنی، تغییرات پی در پی در بازیکنان تیم، نبودن افراد فوتبالی در راس امور که به قول معروف خاک زمین را نخورده اند، مهم ترین دلایل نابسامانی فوتبال است. اگر تیم را بومی کنند و از بازیکنان خوب و باتجربه با قراردادهای طولانی در تیم ها استفاده شود و چندین سال هم در کنار یکدیگر بمانند، تیم دگرگون خواهد شد.
هرچند معتقدم با این اوضاع و تیم های قدر حاضر در لیگ یک فوتبال فصل آینده مانند راه آهن و ملوان و خونه به خونه که تا دندان مسلح شده اند و همچنین صعود احتمالا تنها دو تیم به لیگ برتر، مس کرمان کار بسیار مشکلی خواهد داشت.آمدن وینگو در ابتدای فصل گذشته به جای اکبر میثاقیان اشتباه بود واشتباه بزرگ تر، رفتن وینگو و آمدن مجدد میثاقیان بود.باید ثبات در مس برقرار شود.
اگر آن توپ گل می شد، سرنوشت فوتبال کرمان عوض می شد
شهیدی که طرفدار بارسلونا است، ماندنی ترین خاطره ورزشی اش را مربوط به دیدار با ماشین سازی تبریز در کرمان می داند و می گوید: در آن سال ما به همراه تیم های چوکا و سپاهان سه شانس مسلم برای صعود بودیم و برای صعود به لیگ یک ایران احتیاج به برد برابر این تیم داشتیم. در 15 دقیقه پایانی سانتری از جناح راست به روی دروازه تیم حریف شد و من در موقعیت حتمی گل قرار گرفتم، اگر توپ کمانه نکرده بود و به ساق پای من نخورده بود و گل شده بود، شاید سرنوشت فوتبال کرمان عوض می شد اما گل نشد.

یوگاکده

وریکش آسانا (درخت)
Vrksasana / Tree pose
سپیده ایران منش
وریکشا (Vrksha) به معنای درخت است و در این وضعیت چون درختی استوار ریشه در زمین دوانده مستحکم و متعادل می ایستیم.
1- در تاد آسانا بایستید. (حرکت کوه)
2- تمامی وزن بدن را بر روی کف پای راست ببرید؛ پای چپ را از زانو خم کنید و با کمک دست، کف پا را داخل و بالای ران راست بگذارید. طوری که انگشتان پا به سمت زمین باشند.(هرگز کف پای خود را بر روی زانو نگذارید تا با فشار بر روی آن آسیب نبیند)
در صورتیکه قادر به بالا بردن پا تا انتهای ران نیستید می توانید پای خود را کنار ساق پا یا روی آجر (ابزار یوگا) هم قرار دهید تا بعدها ساق پایتان با تمرین قوی تر شده و بهتر بتوانید آن را انجام دهید .
3- پای راست کشیده و عضله بالای زانو را منقبض نمایید . در حالیکه پای چپ را به انتهای استخوان ران فشار می دهید ، زانوی چپ را به سمت عقب بکشید تا بر سطح بدن عمود باشد.
4- با دم به آرامی دستها را از طرفین بالا ببرید، طوریکه کف دستها یکدیگر را لمس کند یا رو به هم باشند.
5- به یک نقطه ثابت در مقابل خود خیره شوید تا بتوانید تعادل خود را در طول حرکت روی یک پا نگه دارید. می توانید برای حفظ تعادل انگشت شست خود را بر روی زمین فشار دهید.
6- حرکت را در سمت دیگر انجام دهید.
فواید:
– تقویت مفاصل و عضلات پا
– ایجاد انبساط در قفسه سینه
– ایجاد هماهنگی بین ذهن ، جسم و تعادل بدن
– افزایش تمرکز
– بهبود کف پای صاف
موارد احتیاط و محدودیت :
– در هنگام سردرد و سرگیجه ، بی خوابی و فشار خون پایین این حرکت را انجام ندهید.
– در هنگام فشار خون بالا دستها را بالای سر نبرید.
– دست کم تا 5 الی 6 ماه بعد از جراحی در ناحیه شکم از انجام حرکت خودداری کینید.
– آرتروز زانو
– واریس
– کسانیکه از مشکلات جدی زانو رنج می برند بهتر است پشت خود را به دیوار تکیه دهند و زاویه ران و ساق پا را طوری تنظیم نمایید که روی زانوی خم شده فشاری نباشد.

به بهانه هفته جهانی سلامت مردان کوه از جنس مَرد

به بهانه هفته جهانی سلامت مردان
کوه از جنس مَرد

شانه های پهن ، دستان قوی ،لبخندی باوقار ونگاهی پرامید، میتوان مردان را این چنین توصیف کرد .مردانی که به خوبی برای خانواده تکیه گاه میشوند ، انگار از زمانی که پسر بچه بودند این نقش ها را تمرین کرده اند تا بتوانند سنگ زیرین آسیاب باشند. مردانی که کم توقع بودن را به واسطه ی بر آوردن توقع خانواده میشناسند، و سفره ها را ازعطر بخشش ولبخند پر میکنند. آنانی که عادت نکرده اند درد های خود را لابه لای اشک هایشان بیرون بریزند و شانه بودند برای اشک هایی که ریخته میشد. مردانی که از کودکی تا پیری ثروت خانواده هستند، کودکیشان پراست از زلال بودن و پیرمیشوند لبریز از گذشت وسخاوت. مردانی که انگار آمده اند تا زندگی را بیشتر دوست داشته باشیم. سرپرستان خانواده ای که به واسطه ی انتظارجامعه گاهی خود را میان همه ی دغدغه های اعضا خانواده گم میکنند و از یاد می‌برند علایق شان را و تاسف بار است اینکه، لطف آن ها تعبیری از وظیفه شود.
بیماری های مردانه
سلامت نعمتی است که در وجود هر کس به ودیعه گذاشته شود او را به حفظ این نعمت موظف میکند،و در صورت بیماری تلاش مضاعفی را برای بازگشت آن میطلبد. بسیاری از بیماری ها در دو جنس مرد و زن به یک اندازه شیوع ندارد و به اصطلاح مردانه و یا زنانه هستند. به بهانه‌ی هفته ی جهانی سلامت مردان توجه ای می‌کنیم به تعدادی از موارد آسیب زا وقابل تامل در سلامتی مردان وسعی در بیان نکاتی داریم که با رعایت کردن آن ها مردانی سالم و پرنشاط خواهیم داشت. مردان به دلیل ویژگی های جنسیتی، رفتاری و شغلی بیش از زنان در معرض انواع بیماری های قرار می‌گیرند. بیماری هایی که سلامت مردان را تهدید میکند و یا بیشتراز زنان به آن ها مبتلا میشوند،بیماری های مزمن مانند بعضی از سرطان ها به مراتب در مردان بیش از زنان دیده میشود، بر اساس آمارهای اعلام شده «سرطان مثانه» و«سرطان پروستات» و «سرطان ریه» و«روده بزرگ» در بین مردان بسیار شایع است. و همچنین بیماری های کلیوی در مردان سه برابر زنان شیوع دارد.
اما بسیاری از راهکار های کوچک وآسان وجود دارد که می تواند در حفظ و یا به دست آوردن سلامتی در مردان موثر باشد که در اینجا به آن اشاره ی کوتاهی می‌کنیم.
برنامه غذایی سالم
اگر جز گروهی از مردان هستید که سیگار مصرف می‌کنید بدانید که خود لحظه به لحظه سلامتیتان را آتش می‌زنید، سرطان ریه یکی دیگر از دلایل مرگ و میر در میان مردان است و سیگار کشیدن احتمال ابتلا به آن را بالا می‌برد. با کاهش و حذف سیگار بسیاری از مشکلات ریه وقلبی که در بین مردان شایع تراست، کم میشود. توصیه میشود برای حفاظت از قلب و ریه حتی در معرض دود سیگار دیگران هم قرار نگیرید. در معرض دود سیگار قرار گرفتن یکی ازآسیب هایی است که مردان را تهدید میکند،همیشه دوستان وهمکارانی وجود دارند که مصرف کننده ی سیگار هستند و معاشرت با این گروه سلامت مردانی که خود مصرف کننده نیستند را تهدید می‌کند.دومین نکته ی سلامتی برنامه غذایی سالم است. یک برنامه ی غذایی سالم، زندگی سالمی را به دنبال خواهد داشت. رژیمی باید انتخاب شود که سرشار از میوه وسبزی جات و هم چنین غنی از فیبر باشد. رژیم سرشار از فیبر بسیاری از مشکلات گوارشی شایع مردان را مانند «یبوست» از بین میبرد.همچنین به واسطه ی شیوع فشار خون بالا در مردان توجه ویژه به مصرف نمک بسیار مهم است. باید عادت های مضر غذایی اصلاح گردد مانند حذف نمکدان از سفره ها و یا رعایت رژیمی با حداقل مصرف نمک. مصرف الکل هم برای کسانی که دچار فشار خون بالا هستند خطر بالایی را ایجاد میکند.
برنامه مستمر ورزش
خطر بعدی ای که سلامت تعداد زیادی از مردان جامعه‌ی ما را تهدید می‌کند چاقی است. رژیم غذایی نا مناسب و هم چنین نداشتن تحرک کافی یکی از دلایل ایجاد آن است .چاقی زمینه ساز بسیاری از بیماری های دیگر مثل دیابت خواهد شد. گنجاندن یک برنامه مستمر ورزش میتواند جلوی بسیاری از بیماری ها از جمله چاقی را بگیرد. متاسفانه نداشتن برنامه ی ورزشی منظم در بین همه ی گروه های جامعه دیده میشود ودر این مورد فرهنگ سازی میتواند کمک شایانی کند. بسیاری از اختلالات جسمی دلایل مشترکی دارند که با از بین بردن این دلایل هم می‌توان اختلالی را درمان کرد وهم باعث پیشگیری از اختلال دیگری شد.
« مطالعه ی 16 ساله ای بر روی 43 هزار مرد 40 تا 75 ساله صورت گرفته و در مجله «سیر کیولیشن» منتشر شده است.در این مطالعه تاثیر چند رفتار بهداشتی سالم روی سلامتی افراد ، بررسی شد. به طور جزیی تر این رفتارها شامل: انجام حرکات ورزشی حداقل به مدت 30 دقیقه در روز، عدم مصرف نوشیدنی ها الکلی، مصرف میوه ها و سبزیجات،غلات، آجیل و خشکبار، حبوبات، مرغ و ماهی، کاهش مصرف چربی های اشباع شده و مصرف مولتی ویتامین‌ها حداقل به مدت 5 سال است.از میان تمام مردان شرکت کننده ، دو هزارو183 نفر در طول مدت مطالعه، دچار حمله قلبی یا یک بیماری قلبی – عروقی کشنده شده بودند. نتایج این بررسی ها نشان داد: مردانی که این چند مورد را رعایت می کردند 87 درصد کمتر از سایرین به بیماری های قلبی مبتلا شده بودند.این محققان همچنین دریافتند که اگر تمام مردان شرکت کننده در این تحقیق رفتارهای توصیه شده را به طرز درستی انجام دهند، می توانند تا 62 درصد از بروز بیماری های عروقی جلوگیری کنند. به علاوه این تحقیقات نشان داد که در مردانی که داروهای فشار خون و کلسترول بالا را مصرف می کنند، در صورت رعایت این عوامل، ابتلا به مشکلات عروقی به میزان 57 درصد کاهش پیدا می کند.» (دنیای سلامت)
حوادث راهنمایی ورانندگی
خطر دیگری که مردان را بیشتر تهدید میکند حوادث راهنمایی ورانندگی است. رعایت قانون و مقرارات مانند بستن کمربند ایمنی ویاحفظ سرعت مجاز ویا استفاده از کلاه ایمنی در موتور سیکلت میتواند، جلوی بسیاری از خطرات جانی را در این بین بگیرد.مسئله ی دیگری هم که اشاره به آن خالی از لطف نیست توجه به سلامت روانی افراد است هر فردی بسیار سریع تر و بهتر متوجه ی حالات روحی و روانی آسیب زای خود میشود و اگر با دیدن هر گونه اختلالی به سمت درمان وحل این مشکل برود، زندگی سالم تر و با کیفیت تری را تجربه خواهد کرد. به مردان توصیه می‌شود سلامت روان خود را دریابند.
هر فردی موظف است که از سلامتی خود به بهترین نحو مراقبت کند متاسفانه این مراقبت ها در مردان کمتر دیده می‌شود به طور مثال همه از معایب نور مستقیم خورشید خبر دارند ولی کمتر مردی را می‌توان یافت که قبل از اینکه در معرض تابش نور مستقیم خورشید قرار بگیرد کرم ضد آفتاب بزند. بسیاری از این سهل انگاری ها در بین مردان به واسطه ی فرهنگی است که در آن رشد کرده اند.و حتی بسیاری از این مراقبت های فردی برای مردان جنبه شوخی دارد، غافل از اینکه تاثیرات آنها امکان دارد که مسیر زندگی را عوض کند.عادتی که جامعه ی ما وبالطبع مردان ما به آن نیاز دارند بررسی سلامتی وآزمایش های دوره ای است، بسیاری از بیماری ها اگر سریع تر تشخیص داده شوند احتمال موفقیت در درمان آنها بیشتر است. به دنبال مردان سالم، جامعه ای سالم تر خواهیم داشت جامعه ای که در آن زندگی، فرصت بی نظیری است که هدیه شده است.

عادات غذایی سالم

عادات غذایی سالم

با انتخاب انواع و مقدار غذاهایی که نیاز دارید، مسئولیت عادات غذایی تان را بپذیرید. انتخاب های غذایی تان را در اولویت قرار دهید و ازنظر فیزیکی فعال باشید به طوری که بتوانید یک مرد سالم باشید.
یخچالتان را با هویج،سیب وپرتقال پرکنید
غذاهای سالم را که به آماده سازی کمی نیاز دارند در یخچالتان قرار دهید. یخچالتان را با هویج، سیب، پرتقال، ماست کم چرب و تخم مرغ پرکنید.
میوه ها و سبزیجات تازه، کنسرو شده یا منجمد، گوشت های بدون چربی، کنسرو حبوبات، ماهی تن یا سالمون را در مقادیر زیاد ذخیره کنید. گزینه های سالم تری برای حرارت دادن و خوردن برای جایگزینی گرم کردن یک پیتزای منجمد پیدا کنید.
غلات کامل انتخاب کنید
اطمینان حاصل کنید که نیمی از غلات شما کامل است. غلات کامل می توانند به ایجاد احساس سیری و تأمین مواد مغذی کلیدی کمک کنند، به جای برنج و نان سفید وسایر محصولات غله تصفیه شده، پاستا و نان تهیه شده از گندم کامل، برنج قهوه ای و بلغور جو دوسر را انتخاب کنید.
عاداتی بسازید که وزن شمارا اضافه نکنند
با صرف نظر ازغذاهایی که چربی های جامد و شکراضافه شده بالایی دارند، کالری را کاهش دهید. گوشت های چرب مانند دنده، بیکن و هات داگ را محدود کنید. کیک ها، کلوچه ها، آب نبات ها و بستنی باید تنها گاهی مصرف شوند. برای تنظیم مقدار غذایی که می خورید از بشقاب های کوچک تری استفاده کنید.
آب دوست شما است
آب نسبت به بسیاری از انتخاب های عادی نوشیدنی، انتخاب بهتری است. نوشیدنی ها می توانند حدود 400 کالری در روزبه رژیم غذایی اضافه کنند؛ بنابراین نوشیدنی های دارای کالری بالا را محدود کنید.از نوشابه های انرژی زا، نوشابه های ورزشی و سایر نوشابه های شکردار، صرف نظر کنید.
چیزهایی را که مردان نیاز دارند بخورند بشناسید
نیازهای انرژی مردان با زنان متفاوت است. به مقدار غذا و نوع غذایی که نیاز دارید بر اساس قد، وزن، سن و سطح فعالیت بدنی تان پی ببرید.
از آشپزی برای بقا فراتر روید
دفعات بیشتری آشپزی کنید. بخارپز کردن سبزیجات، کباب کردن مرغ را امتحان کنید و برای اسپاگتی یک سس گیاهی خوشمزه تهیه کنید. خوردن غذاهایی که در منزل توسط خودتان پخته شده اند به شما اجازه می دهد مقدار و نوع چیزی را که می خورید کنترل کنید.
به محتویات غذاها توجه کنید
از برچسب اطلاعات تغذیه ای و برچسب مواد تشکیل دهنده برای پی بردن به محتوای مواد مغذی غذاها و نوشیدنی ها استفاده کنید. مصرف غذاهایی را که شکر یا چربی تشکیل دهنده اول واصلی شان است را کاهش دهید.
عرق کردن بد نیست
در هرزمانی که می توانید فعال باشید. از دوستان یا خانوده تان بخواهید زمانی که برای پیاده روی، دوچرخه سواری یا دویدن طولانی می روید به شما بپیوندند. فعالیت هایتان را متنوع کنید تا انگیزه تان حفظ شود. برای خودتان 5 الی 2 ساعت یا بیشتر فعالیت بدنی متوسط در طول هفته را هدف قرار دهید. بازوها، پاها و عضلات هسته ای خود را حداقل دو روز در هفته تقویت کنید. فعال بودن برای مدت 10 دقیقه نیز تفاوت ایجاد می کند.بشقابتان را با الگوی و سلیقه شخصی خود و با توجه به نکات مطرح شده پرکنید.