بایگانی مطالب نشریه
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان: یک ریال از وجوهات مردمی کمیته امداد به آنطرف مرز نمیرود
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان:
یک ریال از وجوهات مردمی کمیته امداد به آنطرف مرز نمیرود
فاطمه پورمرادی
مدیر کمیته امداد امام خمینی استان کرمان تأکید کرد که یک ریال از وجوهات مردمی کمیته امداد به آنطرف مرز نمیرود. یحیی صادقی که قبلاً در کمیته امداد استان فارس کار میکرده روز گذشته در نشست خبری درباره موضوعات مختلفی صحبت کرد. وی از وجود ۵۰۰ پایگاه ثابت جمعآوری فطریه خبر داد و گفت: «قیمت فطریه برای هر نفر 6هزار تومان، کفاره سهو ۲ هزار تومان و کفاره عمد ۱۲۰ هزار تومان است.» به گزارش پیام ما، یحیی صادقی بابیان اینکه خوشبختانه فضای استان شفاف و واضح و شفاف است، اظهار کرد: « مأموریت ما در استان کرمان کاملاً مشخص است. هدف کلی و مهم ما محرومیتزدایی میباشد و باید تمام امکانات را به کاربریم تا این مهم صورت گیرد.» وی با اشاره به وضعیت فقر در استان اذعان کرد: «در برخی از جاهای همین شهر فقر بیداد میکند اما خیرین و همراهان خوبی نیز در شهر وجود دارد.» این مسئول خاطرنشان کرد: «۹۸ هزار خانواده تحت حمایت و ۲۳۲هزار نفر افراد تحت پوششند و در این میان ۵۴هزار خانواده زنان سرپرست خانواده هستند که درصد زنان سرپرست خانوار نگرانکننده است .۱۵ هزار نفر آنها زیر ۴۵ سالند و عمده آنها نیز فوت سرپرست هستند.» وی یکی از محوریتهای کمیته امداد امام خمینی را اتکای خانوادهها به خود دانست و افزود: «این کار با کارآفرینی محقق میشود.» صادقی میزان مبلغ ماهانه افراد تحت پوشش را ناچیز خواند و بیان کرد: «ما۳۰ الی ۴۰ مورد برای تقویت بنیه خانوادهداریم که حقوق تنها یکی از آنهاست. محوریترین برنامه ما موضوع اشتغال است که در حدود ۵ هزار شغل بااعتباری بالغبر ۶۷ میلیارد تومان ایجاد کردیم.» وی ادامه داد: «سعی میشود با کمترین هزینه اشتغالزایی کنیم.» مدیرکل کمیته امداد استان بابیان اینکه روز چهارشنبه عید سعید فطر است تصریح کرد: «کمیته امداد در این زمینه هرساله برنامه دارد. اولویت فطریه برای نیازمندان است که تقریباً تمامی نیازمندان شناساییشدهاند.» وی گفت: «در روز عید باوجود تعطیلات بانکها نیز همکاری میکنند که در همان روز پول بهحساب مدد جویان پرداخت شود، راههای پرداخت الکترونیکی و آسان فطریه #1*8877* شماره حساب ۲۲۰۳۱۳۶۱۰۵ بانک صادرات هستند.» وی بابیان اینکه در سال گذشته بالغبر ۵۰۰ میلیون از فطریه جمع شده است که امیدواریم امسال این مبلغ به یک میلیارد تومان برسد، عنوان کرد: «مبلغ جمعآوریشده در همان منطقه به مددجویان و نیازمندان پرداخت میشود؛ضمناً ۴۵ پایگاه در شهر کرمان است.» صادقی با اشاره به با خیروبرکت بودن کارهای نیکو اظهار کرد: «من همیشه ثمرات این کارهای نیکو را به عینه دیدهام.»
کارگران قالی کرمان و انتخابات
سردبیر: آنچه در ادامه میخوانید یادداشت دنبالهداری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سالها پیش در هفتهنامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشتها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامهنگاری آن دوران بهتفصیل پرداختهشده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح میدهد، برای عموم کرمانیها و علیالخصوص روزنامهنگاران و محققین میتواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربهفردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمتهایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.
در خردادماه امسال برحسب تصادف روزگار گذار من به کرمان افتاد.
بمحض ورود تصمیم گرفتم سری بشهر بزنم ولی در همان چند قدم اول گرمای بیحساب و گردوخاک فراوان حساب مرا رسید و فوری بجستجوی پناهگاهی افتادم که خود را از شر این دو مصاحب ناراحت کننده یعنی گرما و گردو خاک برهانم قدری دور و برخودم را نگاه کردم که محلی برای رفتن بانجا پیدا کنم آنجا که من ایستاده بودم اسمش فلکه مشتاقیه بود قدری آنطرف تر دیدم جمعیتی جمع شده و هایهوئی دارند برای آنکه بدانم موضوع چیست بانطرف رفتم معلوم شد اینجا مسجد جامع است و عده ای برای انتخابات جمع شده و عده ای هم که از اوضاع روز ناراضی هستند توی این مسجد بنام معتکف جمع شده و با تهران تلگرافهائی رد و بدل کرده اند.
تصمیم گرفتم بروم داخل مسجد تا هم از شر گرما و گردوخاک رهائی پیدا کنم و هم سرو گوشی از اوضاع آب بدهم از چند پله پایین رفتم و وارد مسجد شدم عده ای در حدود پنجاه و شصت نفر آنجا بودند و هر چند نفر کنار یکدیگر در گوشه ای جمع شده و صحبت می کردند و عده ای هم مشغول صرف نهار بودند که آنچه من دیدم نان و پنیر و خیار بود.
همانطور که ایستاده بودم و نگاه می کردم صحبت چند نفر را که نزدیک من جمع شده بودند شنیدم که بدنبال آقائی بنام علی ارجمند میگردند و بعد هم یکنفر از خودشان را مامور کردند که او را در بین جمعیت پیدا کند آن جوان رفت و طولی نکشید که اقای علی ارجمند که جوان مرتبی بود پیدا شد و باین جمع پیوست و پس از مختصر صحبتی که بین آنها رد و بدل شد اقای ارجمند از جیب خود مقداری پول در آورد و بآنها داد و باز چند دقیقه صحبت کرد و مجددا از آنها جدا شده و از همان طرفیکه آمده بود دور شد.
در اینموقع یکنفر مقداری اوراق چاپی که بصورت اعلامیه یا بیانیه بود بین حضار پخش کرد و از آنجمله یکی هم بدست من رسید.
این اعلامیه که بامضای شخصی بنام دکتر ایرانی بود از اهالی کرمان دعوت کرده بود که چون ممکن است دسته جات مختلفی در آن شهر وجود داشته باشند که هر کدام برای پیشرفت مقاصد خود بخواهند از موقعیت سوء استفاده نموده با ایجاد بی نظمی و جعل اخبار و پخش اکاذیب موجبات زحمت اهالی را فراهم سازند شماها همگی با اداره شهربانی همکاری بکنید که اینگونه اختلالگران را بگیرند و بموجب قانون شدیدا مجازات بکنند و اضافه کرده بود که معتکفین مسجد جامع قم اجازه نمیدهند که این قبیل اخلالگران در صف آنها قرار بگیرند. ضمنا این آقا یک اعلامیه بالا بلند هم برای خودش زیر بیانیه نوشته بود با این نحو، رئیس هیئت مدیره معتکفین مسجد جامع کرمان دکتر علی ایرانی. من خیلی متعجب شدم که اینها چه جور گوشه گیر و معتکفی هستند که برای خود هئیت مدیره ای تشکیل داده و رئیسی هم انتخاب کرده اند هنوز در این حیرت و تعجب بودم که یک آقا رفت بالای منبر و شروع کرد بصحبت کردن در اطراف سیاست روز و وضع مملکت و اوضاع انتخابات کرمان.
از یکنفر که نزدیک من ایستاده بود اسم این آقای واعظ را پرسیدم گفتند آقای صدرمیرحسینی سخنگوی جمعیت است معلوم شد این آقایان معتکفین علاوه بر آنکه یک هئیت مدیره و یک رئیس دارند سخنگوئی هم دارند که مطالب آنها را بسمع اولیای مربوطه میرساند.
پیش خودم گفتم لابد مطالبی هم هست که احتیاج بسخنگو پیدا شده و بد نیست که سری از اوضاع در بیاورم ولی هرچه در آنجا جستجو کردم چهره آشنائی ندیدم ناچار آمدم بیرون و رفتم منزل یکی از رفقا که با او از اصفهان بکرمان آمده بودم و خودش هم اهل کرمان بود و آن شب قرار بود منزل او باشم.
از رفیقم چگونگی اوضاع را پرسیدم او برای من اینطور تعریف کرد که در حال حاضر در شهر کرمان چهار نفر کاندید وکالت هستند اینها عبارتند از اقایان لقمان نفیسی، دکتر فریدون بهمنیار، حسن معاصر و دکتر بقائی.
هر کدام از اینها البته خود را وابسته بیکی از مقامات می دانند و تصور میکنند حتما وکیل خواهند شد ولی البته در این میان عده ای هم از سرشناس های کرمان هستند که نفع آنها در این است که اصلا انتخاباتی انجام نشود تا آنها با خیال فارغ بتوانند کیسه های خود را پر کنند و یا اگر حتما باید وکیل انتخاب شود سعی کنند که آن وکیل از خودشان باشد و یا شخصی باشد که کار بکار آنها نداشته باشد و مداخله در امور آنها نکند و بگذارد آنها بکار خود مشغول باشند این بساط مسجد را هم از قضا همین ها بوجود آورده اند و آن نان و پنیر و خیار هم از پول اینها تهیه میشود گفتم شاید همان آقائی باشد که من دیدم بچند نفر پول داد اسمش را پرسید گفتم گویا آقای علی ارجمند بود گفت بعله ایشان آقا زاده همان آقای ارجمند است که لابدوصف قالی های او را در تهران شنیده ای یکی دو تای دیگر هم هستند که با همدیگر در حقیقت کارتل استثمار کرمان را تشکیل داده اند گفتم اگر ممکن است قدری واضحتر صحبت کن که تا من هم چیز بفهمم.
گفت جان کلام این است که در شهر کرمان مدتها است یک دو دستگی عجیبی حکمفرما است که سالها است این دو دستگی مردم این شهر را بجان یکدیگر انداخته و مانع این شده است که بگذارد مردم این استان روی آسایش و راحتی را به خود ببینند.
یکدسته اینها جزو سرمایه داران کرمان هستند که سران آنها سه نفرند یکی آقای هرندی تاجر معروف که برق کرمان در انحصار اوست یکی هم آقای آگاه تاجر پسته و کرک و پشم یکی هم آقای ارجمند که بسلطان قالی معروف شده است.
اینها فقط از پائین نگاهداشتن سطح زندگی مردم کرمان اعیان شده اند زیرا تا چندین سال پیش آه در بساط نداشتند و حال آنکه حالا آلاف و الوفی برای خود اندوخته اند.
ارجمند در حدود سه هزار دستگاه قالی بافی دارد، آگاه تجارت کرک و پشم این استان را در انحاصر خود گرفته و هرندی هم فعلا کارخانه برق کرمان را دارد اینها برای آنکه از زیربار مالیات فرار کنند همیشه سعی و کوششان این بوده است که اولا استاندار کرمان از خودشان باشد ثانیا وکیل انتخابی کرمان هم یا از خودشان باشد و یا اقلا باوضاع کرمان کاری نداشته باشد مثلا همین آقای دکتر بقائی که دو سه دوره از اینجا وکیل شد از قماش همان وکلائی بود که کار بکار اینها نداشت من این حرف را البته از قول خود دکتر بقائی میگویم زیرا یکروز اینجا خودش بیک عده از مردم گفت که من تاکنون برای خود شما و شهر شما کاری انجام نداده ام برای آنکه مسائل عالی تری در تهران داشتم که به آنها مشغول بودم و از قضا این سه نفر سرمایه دار کرمان هم همین را میخواهند که وکلای کرمان همیشه در تهران بمسائل عالیتری مشغول باشند و کاربکار کرمان نداشته باشند تا آنها بتوانند بفراغت خاطر بکارهای تجارتی و ازدیاد سرمایه خود مشغول باشند. پرسیدم ممکن است برای من تشریح کنی که طرز معامله اینها با مردم چطور است گفت اگر حرف نزنی من خودم همه چیز را برایت خواهم گفت چون میدانم مرض نویسندگی داری و ممکن است بعد برداری هر چه من گفتم بنویسی منهم بدم نمی آید که تو این چیزها را بنویسی زیرا مردم سایر شهرهای مملکت هم باوضاع اینجا مطلع میشوند و میفهمند که چطور در قرن بیستم در یک مملکت آزاد و مستقل دو سه نفر مردم یک استان را بحالت بردگی درآورده اند.
و اما طرز کار اینها انواع و اقسام دارد که یکی از آنها مثلا این است:
در کرمان هر ملک و آبادی را 96 قسمت میکنند که بهر قسمت یک حبه میگویند بطوریکه با اصطلاح شما که ملک را شش دانک میگوئید هر دانک 16 حبه میشود خورده مالک ها در اینجا هر کدام چند حبه از یک ملک را صاحب هستند و برای خودشان زارعت میکنند این صاحبان سرمایه و قدرت مالی که گفتم خورده خورده صاحب سه هزار دستگاه قالی بافی شده اند یکی از آنها یکروز میرود سرغ یکی از این خورده مالکین و باو میگوید تو در زمین خودت یکدستگاه قالی بافی هم کار بگذار و قالی بباف من همه جور بتو کمک میکنم سرمایه میدهم و البته سرمایه ای که میدهد عبارت از دستگاه و اسباب و اثاثیه قالی بافی است و در مقابل چند حبه از ملک او را گرو میگیرد که بعد او قالی ببافد و بیاورد تحویل بدهد و پولش را بگیرد و زمینش را از گرو در بیاورد.
البته برای قالی بافتن پشم لازم است که باصطلاح ماریس میگویند یارو می آید شهر یکراست میرود سراغ صاحب دستگاه که برای شروع بکار شما مثلا دو من ریس سرمه ای و پنج من ریس لاکی و بالاخره فلان قدرریس کرم و لاجوردی و غیره بمن بدهید. میگوید بچشم امشب تو اینجا مهمان باش تا من اینها را تهیه کنم صبح بردار و برو و بلافاصله همان شبانه دستور میدهد ریس ها را میگذارند توی حوضخانه فردا صبح آنها را وزن میکنند و به آن دهاتی میدهد و رسید میگیرد البته ریس ها در طول شب در حوضخانه مرطوب شده و حسابی سنگین شده اند یارو هم ریسها را برمیدارد و میبرد و بعد از شش ماه که قالی بافته و حاضر شده می آورد شهر که تحویل بدهد اینجا قالی را از او باصطلاح کش منی تحویل میگیرند یعنی وزن میکنند خیلی هم منت سرش میگذارند و قیچی نکرده تحویل می گیرند که مثلا ظلمی باو نشده باشد ولی البته ریسها در اینمدت خشک شده وزن قالی خیلی کمتر از آن مقدار ریسی است که تحویل گرفته و باین نحو مقدار زیادی سردهاتی کلاه میرود و چون قیمت تحویل قالی کفاف قیمت خرید ریسها و مزدهای پیش پرداخت را نمیکند ناچار چند حبه ملکی که داشته در گرو این آقای ارجمند یا آقای آگاه میماند و بالاخره پس از مدتی دهاتی بیچاره مجبور میشود تمام حبه ها را باو واگذار کند و خودش هم کارگر قالی بشود و دست از ملک و زمین و خانه و زندگی بکشد و بیاید برای او قالی بافی کند و پسر و دختری هم اگر داشته باشد بیاورد پیش او شاگرد قالی باف بشوند و همین طور عده ای از خانمان خود آواره شده بر تعداد کارگران مفلوک قالیبافی افزوده میشوند.
آن وقت حالا شما خیال میکنید با اینها چه جور مزد میدهند – طرز مزد دادن اینها بکارگران قالی بافی اینطور است که میگوید برای هر صد «نشان» که ببافی سی ریال میدهم (هر نشان گویا با اندازه پشت بند اول شصت دست میباشد) اما این کاری است نشدنی و تجربه های دقیق نشان داده که فقط ده تا پانزده درصد کارگرها میتواند صد نشان از صبح تا غروب ببافند یعنی فقط پانزده درصد کارگرها میتوانند روزی سی ریال مزد بگیرند پنجاه درصد فقط 45 تا 55 نشان میبافند و بقیه که 35 درصد هستند حتی سی نشان هم تا غروب نمیتوانند بیافند و با این نحو فقط ثلث حقوق سایرین بدستشان میرسد یعنی ده ریال.
برفیقم گفتم آخر قانون کاری هم هست که مانع این نوع کار کردن است گفت ای بابا خدا پدرت را بیامرزد چیزی که در اینجا اصلا اسمش هم در میان نیست قانون کار است زیرا اینها میگویند کارکر قالی نه کارگر قرار دادی است نه حکمی نه روزمزد نه کنتراتی اصلا باینها اسم کارگر به آن نحو که در قانون کار تعریف شده نیمشود اطلاق کرد. اینها اشخاصی هستند که همه جور کار می کنند و ضمن سایر کارهای خودشان قالی هم میبافند. ولی ما میدانیم که این کارگرهای قالیبافی بیچاره ها برای آنکه سعی کنند در یک روز چند نشان بیشتر ببافند تمام صبح و ظهر و عصر و شام خودشان و در نتیجه تمام ایام هفته و ماه و سال خودشان را بقالی بافی مشغولند و اصلا فرصت سرخاراندن را پیدا نمیکنند تا چه رسد باینکه کار دیگری هم انجام بدهند ولی اسمش این است که کارگر بعمنای واقعی کارگر نیستند و قانون کار نمی تواند درباره آنها اجرا بشود. خلاصه با این کار حبه ها خورد خورد پیش صاحب سرمایه جمع می شود و صاحبان حبه ها یعنی دهاتی ها دستشان از همه جا کوتاه شده و مجبور میشوند قالی بافی کنند.
البته سرمایه داران قالی این کار را نه بخاطر جمع آوری حبه ها و بدست اوردن مزارع و زمین های وسیع انجام میدهند بلکه این کارشان فقط بخاطر توسعه کارگاه های قالی بافی و بدست آوردن سود فراوان و سرشار از این قسمت است.
اینها حتی نمیگذارند بچه های این دهاتی ها بمدرسه بروند زیرا در اینصورت چه کسی برای انها قالی خواهد بافت. روی همین اصل بود که یک دبستان خواستند در کوهپایه اطراف کرمان باز کنند اینها نگذاشتند. حتی یکوقت روی شکایت عمله ها و کارگرهای راه سازی که از کمی حقوق خود مینالیدند قرار شده بود حقوق آنها را روزی هفت تومان بکنند ولی اینها اعمال نفوذ کردند و نگذاشتند و گفتند این موضوع بکارگاه های قالیبافی و در نتیجه بتجارت قالی صدمه میزند و ضرر میرساند زیرا کارگری که بتواند روزی هفت تومان حقوق بگیرد دیگر نمی آید برای قالی بافی کار کند و در نتیجه حقوق کارگرهای راه سازی همانطور روزی سی ریال باقی ماند که هنوز هم همین طور است.
تازه باین کارگرهای قالی مزد هم که با پول نمیدهند بلکه بآنها اگر میسر باشد گندم ولی بیشتر اوقات جو و ارزن میدهند که برای خوراک خودشان مصرف میکنند زیرا اینها حیوان که ندارند تا جو و ارزن بخورد بلکه خودشان میخورند.
اغلب هم بآنها سوخته تریاک می دهند که میریزند توی چائی و میخورند و باصطلاح میخواهند آنها کیفورباشند تا بتوانند کار بکنند ولی در نتیجه معتاد میشوند و اگر روزی بآنها سوخته تریاک نرسد بیچاره و بدبخت خواهند شد و مجبورند بکار خود در دستگاه های قالی بافی ادامه بدهند تا هم جو و ارزان برای خوراکش برسد و هم سوخته تریاک برای کیفور شدن.
محل کار این کارگرها هم دو جاهای بسیاربد و نامساعد و مرطوب و تاریک است اغلب اوقات زنهائی که کارگر قالی بافی هستند بچه خودشان را در گهواره ای بسته و گوشه کارگاه میگذارند و خودشان مشغول کار هستند لباس این زنها بیشتر از یک ساتر عودت نیست مردها و پسرها لباس پاره پاره ای بیشتر بتن ندارند و ریخت و وضع آنها در این کارگاه های زیرزمینی تاریک و مرطوب شبیه غلام ها و برده های قرون وسطی است که محکوم بکارهای اجباری برای تمام عمر بودند.
دختر بچه هایی که در این کارگاه کار میکنند همانطور کوچولو و مفلوک میمانند و باصطلاح ریشه سوز میشوند و رشد و نمو نمیکنند و بعدها وقتیکه شوهر میکنند نود درصد آنها سرزایمان اول تلف می شوند زیرا در نتیجه کار دائم و ممتد درکارگاه قالی با آن وضع نامساعد لگن خاصره آنها کوچک شده و از رشد و نمو افتاده و در نتیجه قادر به زایمان طبیعی و معمولی نیستند و سر زا از بین میروند.
قسمت عمده آنها که از بچگی شروع بکار قالی بافی میکنند مبتلا برماتیسم می شوند و طولی نمی کشد که فلج می شوند و گوشه کوچه ها بگدائی میافتند.
برفیقم گفتم برادر تو که جگر مرا خون کردی تو قرار بود از اوضاع امروز مسجد جامع و وضع انتخابات اینجا برای من صحبت کنی چرا گریز بوضع رقت بار قالی بافی زدی؟
رفیق من جواب داد بیحوصله نباش باصل موضوع هم خواهیم رسید تا من وضعیت اینجا را برای تو تعریف نکنم چطور می توانم بتو حالی کنم که چرا وضع انتخابات اینجا اینطور شده است مگر نشنیده ای که گفته اند در هر ماجرا و آشوب و بلوائی برای دانستن اساس و علت آن ماجرا اول ببین چه اشخاصی از آن ماجرا منتفع میشوند منهم میخواهم بتو بگویم در این ماجرا نفع چه کسانی در میان است و اینهم تمام اساسش روی بیچارگی و بدبختی مردم این سامان است که روی قالی بافی بوجود میاید و سرمایه و منفعت و نتیجه این همه کوشش و فعالیت و بدبختی و بیچارگی اینها را آنهائی میبرند که امروز قالی محصول جان و مال مردم مفلوک کرمان را در تهران بنام قالی ارجمند هر متری چهارصد تومان میفروشند.
با آن شرحی که دادم که هرکارگر در روزحتی سی نشان هم نمیتواند ببافد. حساب کن ببین یک متر از این قالی چند تمام میشود و آنوقت این یک متر را در تهران چهارصد تومان میفروشند و بعد برو تحقیق کن ببین اینها چقدر مالیات بدولت میدهند.
همین آقا که خرید و فروش تمام کرک و پشم کرمان که این قالی ها را بوجود میآورد در انحصار او است و سالی ملیونها از این راه عایدی دارد در سال 1331 فقط ششصد تومان مالیات داده است- آری فقط ششصد تومان!
آقای آگاه تجارت پسته هم دارد حساب صادرات پسته او خیلی خوب روشن است پارسال پسته را در اینجا از رعیت حداکثر منی 20 تومان خرید و بعد با آمریکا کیلوئی هشت دلار معامله کرد حساب کنُ ببین .
ادامه دارد …
افزایش تولید پسته در آمریکا فروش پسته ایران در بازارهای بینالمللی را سخت میکند
دشواری برای پسته کرمان
هفته گذشته در حالی خبر ثبت ملی پسته رفسنجان در رسانهها منتشر شد که در روزهای اخیر بحث بر سر وضعیت پسته ایرانی در بازارهای جهانی داغ بوده است. محصولی که تولیدکننده اصلی آن در کشور، کرمان است.
درحالیکه فرماندار رفسنجان خبر خوبی در رابطه با پسته میدهد، فعالان این عرصه اما نسبت به آینده این کالا در بازارهای جهانی هشدار میدهند. حمید ملانوری هفته پیش از ثبت ملی پسته خبر داد. وی در این رابطه گفت که بهترین و باکیفیتترین ارقام پسته در کنار قدیمیترین درخت این محصول به رفسنجان تعلق دارد و مکاتبات ثبت ملی پسته به نام رفسنجان در حال انجام است. طبق گفته ملانوری، رونمایی از این ثبت همراه با جشن پستهیکی دیگر از برنامههای همایش رفسنجان تدبیر، تلاش و توسعه خواهد بود. همایشی که قرار است اواخر شهریورماه برگزار شود. این خبر خوب اما در کنار هشدارهای فعالان صنعت پسته چندان به چشم نمیآید.
سنگ بزرگ پیش پای پسته ایرانی
محسن جلال پور رئیس کرمانی اتاق بازرگانی ایران چندی پیش در کانال تلگرام خود از دغدغه خود در رابطه با پسته گفت. وی که رئیس اتاق بازرگانی کرمان هم هست، نوشت: «ازآنجاکه رقیب اصلی ما آمریکا، امسال به میزان زیادی محصول برداشت خواهد کرد و هنوز بخشی از محصول گذشتهاش را نیز نتوانسته به فروش برساند، به نظرمیرسد قصد کاهش قیمت برای محصول سال جدید را دارد. این همان دغدغهای بود که طی سالهای گذشته بارها به آن اشارهکردهام.» جلال پور که رئیس هیئتمدیره انجمن پسته ایران هم هست، ادامه داد: «احتمالاً افزایش تولید در آمریکا و درنتیجه کاهش قیمتها، فروش پسته ایرانی را در بازارهای بینالمللی با مشکل مواجه خواهد کرد. آنچه پیشبینی میشود، این است که محصول امسال آمریکا حدود۳۳۰هزار تن خواهد بود و محصول ایران، حدود ۱۷۰هزار تن.» طبق گفته وی ایران و آمریکا برای اولین بار است که به تولید۵۰۰هزار تنی در پسته دست پیدا میکنند. به همین دلیل جلال پور هشدار میدهد که برای نباختن در بازاری که رقیبش آمریکا است، باید خوب فکر و بهدرستی برنامهریزی کرد. البته این اولین بار نیست که رئیس هیئتمدیره انجمن پسته ایران نسبت به آینده صنعت پسته هشدار میدهد. او حدود 2 سال پیش هم گفته بود: «صنعت پسته ایران درخطر جدی و تهدیدی به نام بازار پسته آمریکا قرار دارد که این کشور بازار اصلی ایران در چین را تصرف کرده است.»
وقتی آمریکا از ایران پیشی گرفت
چند سالی میشود که آمریکا در بازار پسته از ایران پیشی گرفته است. آنطور که خبرگزاری کشاورزی ایران نوشته، طبق گزارش وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) در سال ۲۰۱۵، صادرات پسته، ارزش ارزآوری بالاتری نسبت به سایر محصولات کشاورزی این کشور داشته است. تا سال ۲۰۱۱، ایران بزرگترین تولیدکننده پسته جهان به شمار میآمد، اما از سال ۲۰۱۲، آمریکا در تولید و صادرات این محصول از ایران پیشی گرفت و با هشدارهایی که رئیس هیئتمدیره انجمن پسته میدهد، به نظر میرسد پسته ایرانی در آینده بیشتر از پسته آمریکایی عقب بیفتد.
ضرری که کرمان میکند
محسن جلال پور در حالی خبر از آینده مبهم پسته ایرانی میدهد که تولیدکننده اصلی پسته در کشور، کرمان است. طبق گفته محمود بازاری مدیرکل دفتر توسعه صادرات خدمات سازمان توسعه تجارت ایران، استان کرمان سهم 65 درصدی در صادرات پسته ایرانی دارد و کاهش فروش پسته ایران در بازارهای جهانی بیش از همه به صنعت پسته در استان کرمان ضربه خواهد زد. همچنین طبق گزارش انجمن پسته ایران بیشترین سطح زیر کشت و تولید مربوط به استان کرمان با حدود ۲۰۰ هزار هکتار و ۹۲ هزار تن میباشد و پسازآن استانهای خراسان رضوی با حدود ۳۵ هزار هکتار و ۴۳ هزار تن، یزد با حدود ۲۸ هزار هکتار و ۲۸ هزار تن، فارس با حدود ۱۴ هزار هکتار و ۱۵ هزار تن و خراسان جنوبی با حدود هشت هزار هکتار و ۱۱ هزار تن قرار دارند و این نشان میدهد که فروش نرفتن پسته ایرانی در بازارهای جهانی، بیش از هر استان دیگری برای کرمان دردسر دارد و آینده این صنعت را در این استان با خطر روبرو میکند.
خصوصاً که استان کرمان با معضل بزرگ کمآبی هم روبرو شده و فشار توأمان کمآبی و فروش نرفتن پسته ایرانی در بازارهای جهانی، فشار بر این صنعت را تشدید خواهد کرد.
کاهش صادرات پسته به نفع اقتصاد استان است
معاون بازرگانی سازمان صنعت، معدن، تجارت استان کرمان در این خصوص به «پیام ما» گفت: «گفته میشود میزان تولید پسته در آمریکا بیش از 360 هزار تن است؛ اما آمارها نشان میدهد که میزان تولیدات از آنچه که گفته میشود کمتر است.»
زریسفی با اشاره به اینکه ایرانیها تولید پسته را در آمریکا رواج دادهاند، اظهار کرد: «پسته آمریکا با پستهی کشور ما رقابت پایاپای دارد و سال گذشته تولید پسته آمریکا بیشتر از تولید پسته ایران بود؛ اما کیفیت و مرغوبیت پسته ایران از پستهی آمریکا بیشتر است.» وی با اشاره به دقیق نبودن آمارها در خصوص تولید پسته آمریکا، افزود: «طبق آمارها گفته میشود امسال تولید پسته ایران 170 هزار تن است.» معاون بازرگانی سازمان صنعت، معدن، تجارت اظهار کرد: «سال 2015 تولید پسته ایران بیشتر از آمریکا بوده است؛ اما درمجموع کشت پسته در آمریکا به دلیل داشتن امکانات آبی مناسب، شیرین بودن آب و داشتن شرایط جغرافیای مناسب وضعیت بهتری دارد.» زریسفی تصریح کرد: «بیش از 50 درصد از بازار تجارت جهانی پسته در اختیار آمریکا است و ایران نیز سهم کمتری نسبت به آمریکا دارد.» وی با اشاره به اینکه اولین و مهمترین محصول صادراتی استان کرمان در سالهای گذشته پسته بوده است، گفت: «بیش از 90 درصد از صادرات کل استان در سال 93 مربوط به پسته باارزش یک میلیارد و 69 میلیون دلار بوده و 88 درصد از صادرات کل استان در سال 94 مربوط به پسته باارزش 917 میلیون دلار بوده است.» معاون بازرگانی سازمان صنعت، معدن، تجارت افزود: «در دو ماه اول امسال با توجه به اینکه ماههای کمکاری ازنظر صادرات پسته است و صادرات این محصول باارزش 73 میلیون دلار بوده است که 60 درصد از کل صادرات استان را شامل میشود.» زریسفی با اشاره به اینکه وقتی صادرات استان از تکمحصولی خارج شود به نفع استان است، گفت: «صادرات پسته همواره ادامه دارد، اما آمارها نشان میدهد هرسال میزان صادرات نسبت به سال قبل کمتر بوده است و نشاندهنده این موضوع است که اتکای ما به پسته کمتر میشود و این تنوع ایجادشده در محصولات صادراتی به نفع اقتصاد استان تمام خواهد شد.»
اجرای بیش از 5 کیلومتر فاضلاب در شهر کرمان
اجرای بیش از
5 کیلومتر فاضلاب در شهر کرمان
محمدعلی سیاه کوهی مجری پروژه فاضلاب شهر کرمان گفت: «طی سه ماه نخست سال جاری ، 5 کیلومتر و 359 متر شبکه فاضلاب (فروردین 250 متر، اردیبهشت 1010 متر و خرداد 4099 متر )در شهر کرمان اجرا شد.» وی افزود: «طول لولهگذاری به تفکیک قطر 4999 متر (قطر 200)، 150 متر (قطر 250) ،20 متر (قطر 315) ، 80 متر (قطر 400) و 110 متر (قطر 1200 ) میباشد.» سیاه کوهی همچنین از واگذاری 679 فقره انشعاب فاضلاب طی سه ماه نخست سال جاری در شهر کرمان خبر داد. از دیگر اخبار شرکت آب و فاضلاب استان کرمان اینکه یحیی کمالی پور نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی ،از امور آب و فاضلاب شهرستان جیرفت بازدید کرد. در این بازدید کمالی پور در جریان چگونگی خدمترسانی این امور به شهروندان قرار گرفت. پس از بازدید، نشست نماینده جیرفت با مدیر و کارکنان امور آب و فاضلاب این شهرستان و مسئولین شهرهای تابعه برگزار شد. در این نشست مشایخی مدیر امور آبفای جیرفت توضیحاتی در رابطه با مشکلات و مسائل آبفای شهرستان ارائه داد و در رابطه با جذب اعتبارات و رفع مشکلات هماندیشی شد.
گزارش سفر رایگان به راین سفر تفریحی لوکس نیست
گزارش سفر رایگان به راین
سفر تفریحی لوکس نیست
پیشتر در این صفحه از راههای مختلف سفر نوشتیم و ماجراجویان و اهل سفری که ساکن کرمان بودند و یا کرمان را به عنوان مقصد انتخاب کرده بودند را معرفی کردیم و از تجربیات و آنچه که در راه آموخته بودند کلماتی را پیشکش شما کردیم و خلاصه این سرویس از روزنامهی پیامما یکی از پیامهایش این بود که سفر کردن چیز لوکسی نیست و یک تفریح مختص اشراف و طبقات فرا دست نیست و در واقع اگر برنامه ریزی و همت را کنار هم بگذاریم ما هم میتوانیم به سفرهای خوبی برویم و خاطرات خوشی برای خود رقم بزنیم بگذارید یکی از سفرهای ارزانی که خودم در همین کرمان رفتم را با شما در میان بگذارم:
سالگذشته تقریبا در همین فصل و با همین دما به سرم زد که هرچه زودتر از شلوغی شهر و گرمای طاقت فرسایش فرار کنم اما بیپولی طبق معمول مثل لاشخوری بالای سر من پرواز میکرد که با خودم گفتم فلانی تو همیشه از این مردم مینویسی و همیشه میگویی من به این مردم ایمان دارم اما هیچوقت کاری نمیکنی که نشان بدهی به مردمات ایمان داری و شاید این موقعیت برای تو پیشآمده که خودت را بیازمایی و ثابت کنی که واقعا ایمان داری یا این حرفها بخشی از ژست روشنفکری توست؟ این شد که همان اندکی پول که داشتم برداشتم و کوله پشتی را با کیسهخواب و وسایلی که برای اندکی کوهنوردی و گلگشت در فصل تابستان به کار میآید پر کردم و همان خوراکیهایی که در خانه بود را هم گوشهای کوله جاکردم و به قصد اینکه خودم را صرفا به دست مردم بسپارم به سمت راین به راه افتادم و هنوز حتی خودم را به میدانی نرسانده بودم که مسیر جیرفت و راین از آنجا بود و امیدوار بودم بتوانم با یکی از ماشینهایی که مسیرش به راین میخورد همسفر بشوم و خودم را به راین برسانم، بخاطر کوله پشتی و خنزپنزهایی که بخودم آویزام کرده بودم یکی از همشهریان به گمان اینکه توریستی را دیده ماشینش را متوقف کرد و با صدای بلند گفت hello و این کل دایرهی لغات انگلیسیاش بود چراکه در ادامه گفت: کجا میری مستر؟ و سعی میکرد با زبان اشاره به من خارجی حالی کند که اگر جائی میروم او میتواند مرا برساند، یک لحظه با خودم گفتم میتوانم شیطنت کنم و با او انگلیسی حرف بزنم اما به خود آمدم که هدف این سفر چیز دیگریاست این بود که با لبخند گفتم همشهریتونم آقا دارم میرم راین که برم آبشار و شاید هم کوه هزار.
آن دوست ما اندکی توی ذوقاش خورد و لبخندش بسته شد اما خودش را نباخت و گفت: ای بابا با این دکو پوز فککردم توریستی، حالا تنها میروی یا همسفری هم داری؟
– تنها میروم
– خوب پس سوار شو من عازم راینام و با خودم گفتم این خارجی را ببرم راین و توی راه از تنهایی نجاتم بدهد حالا که همشهری هستی چه بهتر حداقل زبان آدمیزاد میفهمی
لبش به خنده شکفت و من هم از خوشحالی نمیفهمیدم چطوری کوله را بیاندازم روی صندلی عقب و خودم را پرت کنم روی صندلی جلو و با طرف دست بدهم و ماجرای سفر را برایش شرح بدهم. مردی بود میانسال که به قول خودش بواسطهی ازدواج با دختری راینی دیگر اهل راین محسوب میشود و از کرمان چیزهایی به دستور پدرزن خریده بود و باید به وطن جدید برمیگشت و وقتی که از سفر با جیب خالی من خبردار شد گفت:به نظر میآمد عاقلتر از این حرفها باشی و شروع کرد به خندیدن و خلاصه تا راین مایهی شادی طرف شدم و با هم دوست شدیم و وقتی که میخواستیم جدا شویم هم شمارهی تلفناش را داد و گفت هر اتفاقی افتاد با من تماس بگیر و جالب اینجاست تقریبا هرکسی که در این سفر دیدم به اندازهی اعضای خانوادهی خودم نگرانم بودند و دائم میپرسیدند چطور میروی و کجا میایستی و غذا چه میخوری و خلاصه چندین دایهی مهربانتر از مادر پیدا کردم و از راین هم تا آبشار دوباره به همین منوال گذشت و پیرمردی که زمینهای زراعیاش در همان نزدیکی آبشار راین بود راهش را دور کرد و مرا تا آبشار برد و گفت: “میخواستم همان سر جادهی خاکی پیادهات کنم و زودتر به سمت زمینهایم بروم اما وقتی گفتی دستخالی سفر آمدهای که ببینی میشود روی مردم حسابکرد یا نه تصمیم گرفتم برسانمات” و با اصرار میخواست مبلغی هم پول به من بدهد و دائم میگفت “حالا بگیر پول رفیق راه آدم است” و خلاصه حسابی شرمندهام کرد و هوای منطقهی کوهپایهی هزار هم آنقدر خوب و بهشتی بود که دلم میخواست برای همیشه آنجا بمانم پس از سه روز در آن منطقه ماندن و در واقع ولنگاری و تنآسایی کردن به جای کوهنوردی صبح روز سوم زن و شوهری مسن را دیدم که با خوشرویی احوالپرسی کردند و به قول خودمان سر صحبت را باز کردند که چه میکنی و چرا تنهایی؟
(ناگفته نماند که کوهنوردی به تنهایی واقعا اشتباه بزرگیاست و من بیشتر برای گلگشت و تجربهی سکوت رفته بودم چرا که به تنهایی پا به ارتفاع گذاشتن یعنی باعث دردسر خود و دیگران شدن)
این زن و شوهر که بچهها را به خانهی بخت فرستاده بودند و هردو هم بازنشسته بودند آمده بودند به دنبال چند گیاه که خاصیت درمانی داشتند و ایشان با آنها به جنگ دردهای سیاتیک رفته بودند و بسیار هم موفق بودند فکر میکنم یکی از آنها آنغوزه بود گیاهی با برگهای ضخیم وبزرگ گلهای این گیاه به رنگ زرد و میوهها قهوهای رنگ هستند. از ریشه یا ساقهی این گیاه با تیغ زدن، ماده ای به نام اولئوگم رزین به دست میآید که به آنغوزه مشهور است. آنغوزه ابتدا رنگی شیری و مزهای تند و تلخ و نیز بوی بسیار بدی دارد که در مجاورت هوا سفت میشود.
خلاصه پس از ساعتی درس طبابت سنتی آموختن و البته جواب دادن به تعداد چندهزار سوال این زوج کنجکاو و به قول خودشان جواندل همسفر همانها شدم و درست جلوی درخانهمان از ماشینشان پیاده شدم و سفری که فکر میکردم خیلی دشوار باشد و در گرما باید ساعتها منتظر ماشینی گذری بمانم و ریسکهای بسیار کنم، طوری پیشرفت انگار با ماشین دربست رفتم و برگشتم و هزینهای بیشتر از آنچه که درحالت عادی خرج خورد و خوراکم بود هم نداشتم و با اعصابی راحت و روانی آسوده به کرمان برگشتم و بیشتر از همیشه مطمئن شدم که مردم ما بیدلیل صفت مهماننوازترین مردم جهان را یدک نمیکشند .
معرفی کارآفرینان برتر استان به جشنواره ملی کارآفرینان برتر
معرفی کارآفرینان برتر استان به جشنواره ملی کارآفرینان برتر
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان در جلسه شورای سیاستگذاری جشنواره کارآفرینان برتر استان کرمان بابیان اینکه کارآفرینان برتر استان تا پایان وقت اداری روز 31 تیرماه میتوانند برای حضور در یازدهمین جشنواره امتنان از کارآفرینان برتر نامنویسی کنند گفت : «هدف از برگزاری جشنوارههای کارآفرینی گسترش و ترویج فرهنگ کارآفرینی، تأکید بر خلاقیت و نوآوری در کسبوکار، ایجاد فضای همافزایی و همکاری میان فعالان عرصههای اقتصادی صنعت، خدمات و کشاورزی، توسعه کسبوکارهای کارآفرینانه، معرفی کارآفرینان به جامعه بهعنوان الگوهای موفق برای جوانان متقاضی ورود به عرصه کسبوکار، تشویق و ترغیب دانشآموختگان دانشگاهی برای ورود به عرصه کارآفرینی و قدردانی از برگزیدگان جشنواره است.» رضا اسماعیلی افزود: «کارآفرینان بهعنوان پیشگامان نوآوری و تحول با تشخیص فرصتها، ارزشآفرینی میکنند و با رفتار نوآورانه خود زمینه رشد مستمر فضای کسبوکار و پویایی اقتصادی کشور را به ارمغان میآورند. » وی از معرفی کارآفرینان برتر جشنواره استانی در بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات به جشنواره ملی معرفی خبر داد.
سخنگوی شورای شهر کرمان با اشاره به انتشار ویدئوی شیر دادن به سگ ها:
نجاست سگ ربطی به بدرفتاری با آنها ندارد
الهه خانی- در حالی که طی سالهای اخیر بدرفتاری با حیوانات در میان برخی به عادت تبدیل شده است و این بیاخلاقی تا جایی پیشرفته که برخی از رفتارهای نامناسب خود با حیوانات فیلم گرفته و آن را در فضای مجازی منتشر میکنند، انتشار کلیپی که در آن یک روحانی مشغول شیر دادن به چند تولهسگ است سر و صدای زیادی را در این فضا به پا کرده است و کاربران از این اقدام به نیکی یاد میکنند. حجتالاسلام محمد ربانی، سخنگوی شورای شهر کرمان فردی است که در این کلیپ مشغول شیر دادن به توله سگهاست.
او در خصوص این اقدام خود و انتشار این کلیپ در فضای مجازی میگوید: «من نسبت به حیوانات قلب رئوفی دارم و برایم فرقی نمیکند که آن حیوان از کدام دسته باشد؛ البته این اعتقاد قلبی من ریشه دینی و مذهبی دارد.» او با بیان اینکه در دین اسلام روایتهای بسیاری از رأفت بزرگان و امامان نسبت به حیوانات وجود دارد، ادامه میدهد: «روایت داریم پیغمبر که بزرگ دین اسلام است زمانی در حال وضو گرفتن بودند و گربهای را در کنار خود میبینند. ایشان ظرف آب را در ابتدا در کنار گربه قرار میدهند تا از آب آن بنوشد و سپس خود نسبت به وضو گرفتن اقدام میکنند.
مهربانی با حیوانات دستور و رفتار ائمه معصوم علیهالسلام است.» حجتالاسلام ربانی میگوید: «باور نمیکردم که این ویدئو تا این حد انتشار پیدا کند؛ سالهای متوالی است که سگهای زیادی در نزدیکی منزل ما زندگی میکنند و من از آنها مراقبت کرده و برای آنها غذا تهیه میکنم. من برای این حیوانات ماهیانه مبلغی پول کنار میگذارم تا بتوانم غذای آنها را تهیه کنم.» سخنگوی شورای شهر کرمان ادامه میدهد: «زمستان سال گذشته شهرداری در اقدامی تعدادی از سگها را کشت که برخی از سگهای کشته شده تعدادی توله داشتند. من تولههای آنها را به منزل آوردم و بزرگشان کردم. بعد از اینکه سگها بزرگ شدند یکی از کارکنان فولاد بوتیای کرمان به نزد من آمد و از من خواست تا سگها را برای حفاظت در اختیار آنها قرار دهم دو سگ را در اختیار آنها قرار دادم و سگ دیگر را به یکی از دوستانم سپردم که هماکنون این افراد از این سگها مراقبت میکنند.»
او با بیان اینکه ویدئویی که اخیراً از شیر خوردن تعدادی تولهسگ به دست بنده منتشر شده است مربوط به چند روز گذشته است، اضافه میکند: «سگی در نزدیکی منزل من وضع حمل کرده و متاسفانه از بین رفته بود. تعدادی از تولههایش را که زنده بودند به منزل آوردم و با امکاناتی که در دست داشتم به وسیله شیشه شیر و سرنگ به آنها شیر دادم. زمانی که تولهسگها مشغول شیرخوردن بودند، یکی از دوستانم در منزل از من فیلم گرفته بود و نمیدانستم که قرار است این فیلم تا این اندازه انتشار پیدا کند.» حجتالاسلام ربانی اضافه میکند: «البته معتقدم این خواست خدا بوده است که این ویدئو منتشر شود تا شاید زمینهای را برای رفتار مناسبتر با حیوانات فراهم کند. قصد من از شیر دادن به سگها در واقع انعکاس این موضوع نبود اما به خواست خدا این موضوع انتشار پیدا کرد. البته امروز هم از انعکاس این موضوع ناراحت نیستم. شنیدهام این ویدئو در صفحات مجازی از جمله فیسبوک و تلگرام بازدید کنندههای بسیاری داشته است.»
او توضیح میدهد: «در اسلام نجاست متعددی عنوان شده است؛ به عنوان مثال خون جزو نجاساتی است که در اسلام از آن نام برده شده است اما این نجاسات به این معنی نیست که نتوان آنها را پاک کرد. اگر کسی دستش خونی شود آن را با آب پاک میکند .»
سخنگوی شورای شهر کرمان تاکید میکند: «نجس بودن به این معنی نیست که ما کار اخلاقی انجام ندهیم و از کارهای انسانی دور بمانیم و به این دلیل حیوانات را آزار دهیم اخیراً کلیپهایی از حیوان آزاری در فضای مجازی منتشر شده است که به شدت انسان را متاثر میکند. همه باید بدانند که آزار حیوانات از نظر شرع مقدس به هیچ وجه جایز نیست حتی بزرگان هم در زندگی رمز موفقیت خود را توجه و رأفت در حق حیوانات میدانند.»/آنا
«چادر برون» رسم دیرینه دختران کرمان فاطمه پورمرادی
«چادر برون» رسم دیرینه دختران کرمان
فاطمه پورمرادی
یکی از آداب و رسوم مردم کرمان در روز 27 ماه مبارک رمضان مراسم «چادر برون» است که مورد استقبال جمع کثیری ازبانوان قرار می گیرد.
به گزارش پیام ما ،مردم بر این باورند که دخترانی که به هر علت اسباب ازدواج آنها فراهم نشده با تهیه پارچه چادری و برش چادر در بیست و هفتمین روز از ماه مبارک رمضان بخت آنها باز خواهد شد.
گفته می شود هرکس در این روزحاجتش براورده شود سال اینده باید چند چادر را برای دیگر دختران دم بخت برش بزند.
از دیگر آداب این روز این است که زنان خانه دار از اضافه های چادر کیسه های کوچکی را تهیه می کنند و مانند کیف ان را می دوزند و در طول سال این کیسه به عنوان کیسه برکت استفاده می نمایند و در ان پول نگهداری می کنند.
همچنین خانم هایی که تاکنون صاحب فرزند نشده اند قبل از اذان ظهر وارد مساجد می شوند و برای فرزند نداشته خود نذر و نیاز و لباس کوچکی را تهیه برش می زنند و آن را به دست هفت زن که نام هایشان فاطمه باشد، کوک زده میشود، به امید اینکه دست این زنان مومن خوب و آنها صاحب فرزند شوند.
از آداب جالب این روز این است که اگر چادر و لباسی می خواهند در طول سال بدوزند بهتر است روز 27 ماه مبارک رمضان در مساجد برش داده شود و به نیت صحت و سلامتی به تن شود.
آنها براین اعتقادند که اگر کسی نامش فاطمه باشد و پارچه ای به ایشان دهد،میمنت دارد و و در طول سال آن را نگه می دارند.
این مراسم هر ساله در مسجد جامع شهر کرمان با حضور مردم و عده ای از دوزندگان و خیاطان شهر برگزار می شود.
گفته می شود اگر در این روز بر هر 70 دانه جو 70سوره توحید خوانده شود و پس از آن در جایی کاشته شود و با آب وضو آبیاری شود ؛اگر جو ها جوانه بزنند و سبز شوند به حاجت خود دست می یابند.
این سنت اداب و قوانین مخصوص به خود را دارد.
با گذشت سالیان دور، رفته رفته «چادر برون» به یکی از سنت های مردم کرمان تبدیل شد و بریدن چادر را برای هرکسی در مسجد جامع و در این روز به فال نیک می گیرند.
یکی دیگر از سنت های این روز، پختن نان بربری است که این نان در روز عید قربان همراه با جگر گوسفند خورده می شود.
پیامما مصرف ماریجوانا و مواد مخدررا بررسی میکند هرچه دربارهی اعتیاد میدانستیم غلط بود
پیامما مصرف ماریجوانا و مواد مخدررا بررسی میکند
هرچه دربارهی اعتیاد میدانستیم غلط بود
حال میده، دو تا راه بیشتر نیست بالاخره آدم خفنی هستی یا نه؟ اگر بخوای خفن باشی باید حداقل توی مهمونیها گل بزنی. ببین این نه اعتیاد داره و نه وابستگی و توی خیلی از کشورهای جهان هم قانونی شده و اصلا با آدمی که میخواد ماری بکشه کاری ندارن حتی توی هلند جاهایی شبیه به کافیشاپ دارند که مردم میتونن از توی منو انتخاب کنن که چه نوعی از ماریجوانا میخوان مصرف کنن و راحت هم براشون میارن وتازه جذب توریست هم برای هلند میکنه.اصلا همهی اینا کنار باید یه فرقی بین بچه مثبت و امل با آدم حسابی و خفن باشه و خوبیه ماجرا اینه که چون اعتیاد نداره و طبیعی و گیاهی هم هست هر احساسی که داشته باشی رو چند برابر میکنه اگر خوشحال باشی دیگه میخوای برقصی و اگرهم ناراحت باشی شاید بیوفتی سر گریه و سبک شی، برای تمرکزت هم خوبه، مگه تو اهل هنر نیستی؟همهی هنرمندا یه چیزهایی مصرف میکنن، اصلا مگه میشه کلهی خالی نشست و همچین رمانی رو نوشت یا شاهکارهای موسیقی رو با شربت آبلیمو خلق کرد؟ معلومه که خالی هیچکس هیچکار بهدرد بخوری نمیکنه و از همهی اینها مهمتر من یکی خیلی وقتها احساس میکنم باید تنهاییم رو با یه چیزی پر کنم، میدونی یه وقتهایی هست که احساس میکنی این زندگی واقعا پوچه و هیچچیزی نیست که ارزش داشته باشه آدم به خاطرش زنده باشه، میفهمی چی میگم؟ بعضی وقتها زندگی واقعا طعمخودش رو از دست میده و احساس میکنی واقعا بود و نبودت توی این دنیای درندشت هیچ فرقی نمیکنه و اگه همین الآن هم بمیری هیچکس هیچ احساس نسبت به مردنت نداره و اصلا کسی خبردار نمیشه که فلانی دیگه نیست، این وقتهاست که اگه یه چیزی نزنم(مصرف نکنم) واقعا ممکن هست هر کاری ازم سر بزنه، تنها توی این شهر…
اینها چکیدهی حرفهای چند جوان بیست تا سیسالهای است که من دربارهی مصرف ماری جوانا با ایشان هم صحبت شدم و البته ناگفته نماند که تمامی این افراد تحصیلات دانشگاهی داشتند و تا دانشجویان دکتری هم بین این جمع بود، اما ماجرا چیست؟ چرا این همه ماری جوانا برای جوانان ما جذاب شده؟
شاید بتوان پاسخ را در هالیوود پیدا کرد در حال حاضر فیلمی نیست که در هالیوود تولید شود و شخصیت به قول معروف خفن فیلم هر از چندی گل نزند (ماریجوانا نکشد) و به گفته تعداد زیادی از کارشناسان این حوزه به واسطهی اینکه اقتصاد کلانی بر پایهی مصرف مواد مخدر شکل گرفته اصلا عجیب نیست که توسط رسانههای اینچنینی مصرف ماریجوانا تبلیغ هم بشود همانطور که پیش از این کارخانههای سیگار سازی و دخانیات تبلیغاتشان را توسط پزشکها انجام میدادند و معمولا پشت جلد مجلات تصویر مردی را میدیدید با روپوش سفید که میگوید من سیگار X را به شما پیشنهاد میکنم چرا که از بهترین تنباکوی جهان تولید میشود و بوی خوشی هم دارد.
اما آیا واقعا باید توپ را مستقیم بیاندازیم توی زمین هالیوود؟ یعنی هیچ زمینهی دیگری وجود ندارد و هالیوود و رسانههای از این دست به تنهایی اینقدر موفق بودهاند که در حال حاضر جوانان ما به مصرف ماریجوانا چنین نگاهی بکنند؟
دو تن از جوانان کرمانی به نامهای محمد نیرومند دانشآموختهی دورهی دکتری مطالعات اعتیاد با همکاری علی فارسیپور دانشآموختهی حقوق و فقه اسلامی مطالعهای را انجام دادند با عنوان: مطالعه راهبردهای هنجار سازی در تولید،توزیع و مصرف مواد از دیدگاه قانون،شرع،روانشناسی و اقتصاد. ایشان این مطالعهی راهبردی را در نهمین کنگرهی بینالمللی دانش اعتیاد ارائه دادند و بازخوردهای بسیار خوبی دریافت کردند در مصاحبهای که با دکتر نیرومند انجام دادیم در مورد مسالهی اعتیاد گفت:
با توجه به گزارشی که سازمان ملل (UN) منتشر کرده جمهوری اسلامی ایران بیشترین مواد افیونی جهان را کشف کرده. تا ۱۰ سال پیش دروازهی اعتیاد سیگار بود و جوانان از سیگار شروع میکردند و بعد نسبت به دود نترس میشدند و سپس مواد دیگری را امتحان میکردند و در دام اعتیاد میافتادند اما در حال حاضر این دروازه تغییر کرده و تبدیل به ماریجوانا شده و تا جائی که من خبر دارم حتی برخیاز بچههای دبیرستانی قبلاز اینکه سیگار را تجربه کنند میروند به سمت ماریجوانا و فراگیری که از لحاظ فرهنگی دارد مزید بر علت میشود که خیلی از این بچهها در این سن برای ثابت کردن اینکه بچههای خفنی هستند ماریجوانا را مصرف میکنند و بدتر از این هم این شایعات است که حتی در جامعهی دانشگاهی دیده میشود که میگویند ماریجوانا آسیبی نمیرساند و اعتیاد هم ندارد و این واقعا خندهدار است چرا که اتفاقا آسیبی میرساند که هیچ مواد دیگری نمیرساند یعنی علاوه بر آسیبهایی که به مغز و دستگاه تنفسی و بخشهای مختلف بدن میرساند یک آسیب دیگر هم دارد که اصلاحا به آن میگویند “پنیکوژن” یعنی شخصی که زمینهی اسکیزوفرنی داشته باشد و یا ژنی نهفته حامل اسکیزوفرنیا داشته باشد (مثلا پدر پدربزرگش اسکیزوفرن بود و یا اختلال روانی دیگری داشته) در صورت مصرف ماریجوانا به اصطلاح ماشهی بیماری را میکشد و آن ژن نهفته را بیدار میکند که این کار را حتی خطرناکترین موادمخدر نمیکنند اما ماریجوانا چنین صدمهای هم میزند و با اینحال عدهای تاکید میکنند که این مواد خطری ندارد و آسیب نمیرساند در حالی که افسردگی، بی انگیزگی، تاثیرات مخرب روی حافظه فقط گوشهای از آسیبهای این مادهاست و تازه اینها جدا از باز شدن راه اعتیاد و ریختن ترس مصرف کننده از مصرف دیگر مواد مخدراست و واقعا آسیب آن کمتر از شیشه نیست.
* در مقالهای که برای کنگرهی دانش اعتیاد فرستاده بودید دربارهی قانونی شدن مواد مخدر بحث کردید، آیا فکر میکنید باتوجه به اینهمه آسیبهایی که برشمردید قانونی شدن صدمات را بالا نمیبرد؟
خیر قانونی شدن شرایطی دارد، فرض کنید مثلا در منطقهای از کرمان ماهانه ۵۰ میلیون هزینهی مبارزه با مصرف ماریجوانا میکنید حالا اگر همین هزینه صرف آگاه سازی بشود و برای مثال اینهمه روانشناسی که سالانه از دانشگاههای مختلف فارغالتحصیل میشوند و بیکار هم هستند و یا میروند در مراکز ترکاعتیاد با ماهی ۴۰۰هزارتومان روزگار میگذرانند، در حالی که در مدارس روانشناس حرفهای نداریم و میتونیم اینها را بفرستیم تا با بچهها حرف بزنند و برای ایشان فیلم پخش کنند و از راههای علمی مساله را برای بچهها تقبیح کنند چرا که آزموده را آزمودن خطاست و دیدهایم که دائم گفتن اینکه ید است و بد است و بد است که فایدهای ندارد.
آزاد سازی مواد وقتی جواب میدهد که همان هزینهی میلیاردی را که برای مبارزه و درمان انجام میدهیم بگذاریم بر روی زمینهسازی و بجای انسانهایی که در این نبرد کشته میشوند و پرسنلی که شهید میشوند و زندگیهایی که تباه میشود و جوانی که بخاطر چندگرم ماریجوانا زندانی میشود و آنجا با هرچیز که نباید آشنا بشود هم آشنا میشود و در واقع جوانی را به سیستم زندان دادهایم و در این بازه مقدار زیادی هم از پول مالیات دهندگان و بیتالمال را هزینهی چنین پروسهای کردهایم. در حالی که میتوانیم آگاه سازی را انجام بدهیم و پیام خود را با موفقیت برسانیم نه اینکه بگوییم مصرف را آزاد کنیم تا هرکسی که خواست بتواند آزادنه هرکاری که دوستدارد را انجام بدهد اما همین که این عمل منع شده نباشد سهم زیادی از مصرف را کاهش میدهد چرا که این در روانشناسی ثابت شدهاست که هرچیزی را که منع کنید تقاضا برای آن بیشتر میشود برای مثال بیایید کتابخواندن را ممنوع کنیم تا ببینیم چقدر آمار مطالعه بالا میرود. هیچوقت دانش خطرناک نیست و حداقل این زمینهسازیها و اشاعهی دانش عمومی دربارهی اعتیاد ایناست که خانواده میفهمند بچهها در معرض چه خطراتی هستند من مراجعی داشتم که میگفت: پسرم ماریجوانا میکشد و در اینترنت به من نشان داده که اعتیاد آور نیست و خطری هم ندارد، و در نتیجه با اجازهی مادرش در خانه با موفقیت ماریجوانا میکشید و بخاطر ناآگاهی مادر هر دوی ایشان متضرر شده بودند.
و در پایان هم باید به تجربهی کشور پرتغال اشاره کنم که وضعیتی بدتر از ما داشتند و در سال ۲۰۰۰ (دو هزار) بیشترین مصرف مواد مخدر در اروپا را به خود اختصاص داده بودند وبیش از یکدرصد از مردم پرتغال به هروئین معتاد بودند. آنها مثل ما به سختی درگیر جنگ علیه مواد مخدر بودند و هزینههای میلیاردی هم برای جنگ میپرداختند که تصمیم میگیرند از دانشمندان و جامعهشناسان و روانشناسان در کنار یکدیگر استفاده کنند و راهکاری از ایشان بخواهند و جالب اینجاست که درمییابند تقریبا هر آنچه که دربارهی اعتیاد میدانستیم غلط بوده، فرض کنید برای ۲۰روز مواد مخدری مثل هروئین را به طور روزانه استفاده کنید، حدس میزنید بعد از ۲۰روز چه اتفاقی میافتد؟ مثلا اگر لگنتان را عمل کنید هر روز دوز بالایی از دیامورفین به شما تزریق میشود که بسیار هم از هروئین خالصتر است چرا که آن افزودنیهایی که قاچاقچی به هروئین اضافه میکند در داروها نیست و ما فکر میکنیم که آن شخص باید حداقل از لحاظ جسمی به دیامورفین وابسته بشود چراکه گیرندههای شیمیایی موجود در آن دارو باید کارکرد بدن مختل کنند اما چنین نمیشود و مثلا مادربزرگ شما بعد از عمل روی لگنش و یکماه بستری بودن در بیمارستان به عنوان یک معتاد به خانه برنمیگردد.
در این زمینه دکتر بوریس الکساندر استاد دانشگاه ونکوور آزمایش جالبی انجام داده معمولا برای آزمایش اعتیاد موشی را در قفس میگذارند و به او دو بطری آب میدهند یکی آب معدنی است و بطری دوم آب و هروئین محلول در آب است و موشها هم به آن آب معدنی لب نمیزنند و بواسطهی لذتی که از مواد محلول در آب میبرند آنقدر از آن آب و هروئین مینوشند تا در همان قفس میمیرند اما پروفسور الکساندر گفت در این قفس چیزی جز دو بطری نیست و موش کار دیگری ندارد بکند جز نوشیدن آب آلوده. در نتیجه او قفس بزرگی را از پنیر و اسباب بازی و لولههای بازی و توپهای رنگارنگ و از همه مهمتر موشها با جنسیتهای مختلف پر کرد و نام آن قفس را “پارکموش” گذاشت و در کنار همهی این وسایل حالا دو بطری آب معدنی و محلول هروئین در آب را قرار داد و همان آزمایش را تکرار کرد تا ببیند گرایش به اعتیاد چه فرقی میکند و نتیجه شگفتانگیز بود. آنها هیچوقت آن آب آلوده را استفاده نکردند و آزمایشی که صد در صد به مرگ تحت تاثیر مصرف بیش از حد مواد ختم میشد اینبار به صفردرصد مرگ و حتی صفردرصد گرایش به مواد مخدر ختم شد و موشها حتی لب به آن آب نزدند
من فکر میکنم هستهی اصلی اعتیاد ناتوانی درزمینهی تحمل زندگی است و گاهی بعضی از انسانها از آنجایی که نمیتوانند پیوندی با خانواده و یا جامعه برقرار کنند آن پیوند را با مواد برقرار میکنند در پرتغال آنها تمام مواد مخدر از ماریجوانا تا کراک را جرمزدایی کردند و تمام آن پولی که صرف جنگ با مواد میشد را هزینهی برگرداندن معتادین به جامعه کردند و برای مثال اگر معتادی ترک میکرد دولت او را به شرکت یا کارخانه ای معرفی میکرد و میگفتند اگر این فرد را برای یکسال استخدام کنید دولت نصف حقوق و دستمزدهای او را خواهد پرداخت و هدف برنامه این بود که هر معتادی در پرتغال صبحها که از خواب بیدار میشود دلیلی برای بیرون آمدن از تختخواب داشته باشد (به اصطلاح صاحب کار باشد) و پس از طی این ۱۵ سال نتیجه این است:
تعداد معتادهای تزریقی ۵۰ درصد کاهش داشته است، مرگ و میر ناشی از مصرف مواد به شدت کاهش شافته و همینطور ابتلا به ایدز هم کاهش وسیعی داشته و جالبتر اینکه تقریبا تمام کسانی که ترککردند تمایلی به مصرف دوباره از خود نشان ندادند در نتیجه من فکر میکنم ما در جامعه رشد میکنیم پس میتوانیم در همین جامعه هم درمان شویم و نقطهی مقابل اعتیاد ارتباط است.
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور: ۲۶ درصد معتادان شیشه مصرف میکنند
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور:
۲۶ درصد معتادان شیشه مصرف میکنند
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گفت: اطلاعات موجود حکایت از این دارد که به دلیل همجواری ما با کشورهای افغانستان کماکان مواد مخدر سنتی شامل تریاک و هروئین در کشور وجود دارند و بعداز این مواد شایعترین مواد مخدر ترکیبات آمفتامینها مانند شیشه است که چیزی بین 25 تا 26 درصد معتادان ما شیشه مصرف میکنند و ممکن است در آینده توسعه نیز پیدا کند.
پرویز افشار گفت: انجمن خیرین بهبود یافتگان اجتماعی در کشور ایجاد شده است.
وی با بیان اینکه آئیننامه این انجمن از سوی وزیر کشور مورد تایید و تصویب قرار گرفته و به زودی ثبت میشود، اظهار کرد: تشکیل فراکسیون مبارزه با مواد مخدر در مجلس شورای اسلامی لازم است.
معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور تصریح کرد: تشکیل این فراکسیون نیازمند ورود جدی و همکاری مطلوب نمایندگان است که امیدواریم این امر به زودی در مجلس شورای اسلامی تحقق یابد.
افشار اضافه کرد: مطابق آمار سازمان ملل ۲۵۰ میلیون نفر مصرف کننده مواد مخدر در دنیا وجود دارد که ۲۵ میلیون نفر افرادی هستند که دارای آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و …. زیادی هستند.
وی بیان کرد: براساس آمارهای اعلام شده طی امسال به تعداد افراد معتاد در دنیا ۱۰ درصد اضافه شده که این امر نیز به دلیل تغییر الگوی مصرف مواد مخدر در دنیا بوده است.
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گفت: غیر از مقابله با عرضه و تولید مواد مخدر باید موضوع پیشگیری از مصرف مواد مخدر نیز همواره مدنظر باشد.
وی تصریح کرد: دسترسی ساده به مواد یکی از دلایل اصلی گرایش به آن است و میزان کشفیات و تعداد شهدا در این عرصه بسیار مهم است، اما شاخص اصلی میزان دسترسی نوجوانان و جوانان در کانونهای هدف به مواد است.
پرویز افشار همچنین در جمع خبرنگاران، افزود: در طرح ارزیابی سوء مصرف مواد مربوط به طرح ارزیابی سال 90 مجموع معتادان کشور یکمیلیون و 325 هزار نفر بود که از این مجموع 9 درصد زنان و 91 درصد مردان هستند.
وی با بیان اینکه الگوی غالب مصرف در این طرح بیش از 65 درصد تریاک و هروئین و 26 درصد شیشه مصرف میکردند، اظهار کرد: حدود 1230 کمپ مجاز درمان اقامتی با مجوز سازمان بهزیستی مشغول فعالیت هستند.
معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر تصریح کرد: موارد غیرمجاز زمانی کشف میشوند که یکسری افراد از ارائه خدمات برخی کمپها احساس نارضایتی دارند و با مراجعه و بررسی لازم متوجه به غیرمجاز بودن این مراکز میشویم و و از برخوردهای ما رفتن بهسوی درمان صحیح تا پلمب کردن این کمپها است.
وی بیان کرد: علاوه بر این مواد برخی مواد روانگردان با جنبه دارویی مانند ریتالین، بنزود یازوپینها و ترامادول موادی هستند که سبب سوء مصرف میشوند گرچه عمده آنها جنبه دارویی دارند و برای درمان بیماریها به کار میروند ولی اگر مورد سوء استفاده قرار گیرند اعتیادآور هستند.
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر خاطرنشان کرد: 300 سازمان مردم نهاد و 2370 سازمان حائز حداقل شرایط برای ثبتنام در بانک اطلاعاتی ستاد هستند.
افشار اظهار کرد: بیش از 3000 سمن فعال در حوزه مواد مخدر فعالیت میکنند که یک بررسی جامع انجام شده تااین سمنها را سطحبندی و آنهایی که قابلیت دارند در بانک اطلاعاتی ستاد ثبت و توانمند کنیم.
وی افزود: سطح یک ثبت سمنها در سطح ملی، سطح دو سطح استانی و سطح سه برای سمنهایی است و در سطح محلات فعالیت دارند و برنامههای آموزشی را برای هر سه سطح داریم.
معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: آنچه جامعه بشری را در آینده تهدید میکند مواد محرک جدید به نام ان پی اس هستند که بیش از 500 نوع آن در دنیا وجود دارد ولی خوشبختانه وارد کشور ما نشده و در حال حاضر در رابطه با مواد محرک مشکل اصلی ما مواد مخدر شیشه است.
منبع خبر: ایسنا
گسترش سالک در کرمان
به گزارش ایسنا منطقه کویر، «معصومه مظفری» کارشناس بیماری های مشترک انسان و دام در مرکز بهداشت شهرستان کرمان در جمع خبرنگاران با بیان اینکه «لیشمانیوز جلدی»، «بیماری کیست هیداتیک»، «تب کریمه کنگو»، «حیوان گزیدگی» و «تب مالت» از جمله بیماری های مشترکی هستند که در شهرستان کرمان مشاهده شده است.، افزود: سالانه حدود هزارو پانصد حیوان گزیدگی در شهرستان کرمان اتفاق می افتد که خوشبختانه میزان بروز بیماری هاری که ناشی از حیوان گزیدگی است در سه سال اخیر در شهرستان صفر بوده است. وی با بیان اینکه میزان بروز حیوانگزیدگی در شهرستان کرمان روند افزایشی دارد که بخشی از آن میتواند به دلیل افزایش آگاهی جامعه و مراجعه بیشتر به مراکز بهداشت باشد، افزود: مخزن اصلی هاری در ایران گوشتخواران وحشی می باشند که سبب ابتلاء سگ و حیوانات اهلی بخصوص دام ها می شوند و به دنبال گزش توسط حیوانات هار به انسان منتقل می شود.
مظفری با بیان اینکه بیشترین موارد حیوان گزیدگی و هاری توسط تماس با سگ ها رخ می دهد که در شهرستان کرمان بیشتر مربوط به سگ های صاحب دار خانگی میباشد، افزود: 16 مرکز درمان پیشگیری هاری در شهرستان کرمان در تمام ساعات شبانه روز آماده ارایه خدمت به مجروحین حیوان گزیده می باشند.
کارشناس بیماری های مشترک انسان و دام در مرکز بهداشت شهرستان گفت: شهر کرمان به عنوان یک کانون قدیمی «لیشمانیوز جلدی» در کشور مطرح می باشد ولی متاًسفانه علی رغم تحقیقات صورت گرفته در زمینه شناخت انگل و ناقل بیماری، «سالک» همچنان در کرمان بعنوان یک معضل بهداشتی مطرح در حال گسترش است . وی با بیان اینکه بیماری لیشمانیوز در شهر کرمان از نوع جلدی شهری می باشد گفت: شهر کرمان از کانون های قدیمی لیشمانیوز شهری است و شیوع لیشمانیوز بیشتر مربوط به مناطق حاشیه شرقی شهر است ضمن آنکه بروز بیماری لیشمانیوز در شهر کرمان در سال های 1392-1393، 1394 به ترتیب 48، 45 و 42در یکصدهزار نفر جمعیت بوده است .
دو دختر که با طرح دوستی از پسران پولدار شمال شهر سرقت میکردند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند
سناریوی دختران خوشتیپ برای دستبرد از پسران پولدار
به گزارش سرویس حوادث «جام نیوز»، در ساعت 20:30، بیست و هشتم خرداد ماه از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره سرقت خودرو سواری به کلانتری 147 گلبرگ اعلام شد.
با حضور مأمورین کلانتری در محل اعلام شده در خیابان گلبرگ، مالک خودرو در اظهاراتش به مأمورین اعلام کرد که جهت خرید لحظه ای ماشین را به صورتِ موتور روشن !!!! در گوشه خیابان پارک کرده بودم که پس از مراجعه به محل پارک خودرو متوجه سرقت آن شدم. پرونده در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ: با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «سرقت خودرو» و به دستور شعبه دهم دادیاری دادسرای ناحیه 4 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
اظهارات جدید مالباخته
همزمان با آغاز رسیدگی به پرونده، مالباخته با حضور در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان عنوان داشت که خانمی ناشناس طی تماس تلفنی با ایشان عنوان داشته است که خودرو به امانت نزد اوست !!! و پس از چند روز به صاحبش (مالباخته) بازپس می دهد.
مالباخته در خصوص تماس زن ناشناس به کارآگاهان گفت : خانم ناشناس، طی تماس تلفنی با شماره تلفن همراه بنده و با حالتی بسیار مؤدبانه عنوان داشت «نگران نباشید ؛ چند روزی احتیاج به ماشین شما دارم ؛ قصد دارم به شمال بروم اما پول بنزین ندارم « و به این بهانه از من خواست تا مبلغی را در ازای پول بنزین خودرو به حسابش واریز کنم و من نیز مبلغ 150 هزار تومان به حسابش واریز کردم!!!.
شناسایی و دستگیری متهمین
با توجه به اظهارات جدید مالباخته، کارآگاهان با اطلاعات جدید بدست آمده در خصوص «تماس سارق خودرو با مالباخته» و همچنین «واریز پول از سوی مالباخته» و با انجام اقدامات پلیسی اقدام به شناسایی خانم جوانی بنام «سارا . الف» ( 20 ساله )، ساکن شهرری کردند ؛ در بررسی سوابق سارا مشخص شد که وی فاقد هرگونه سابقه کیفری بوده اما در یک فقره پرونده شکایت با موضوع «فقدان افراد» در سال 81 رسیدگی شده در پایگاه نهم پلیس آگاهی، بنا بر شکایت خانواده اش از خانه خارج شده بود که پس از چند روز توسط کارآگاهان پایگاه نهم آگاهی، شناسایی و به خانواده اش تحویل داده شده است .
با شناسایی محل سکونت سارا در شهرری، کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی به شهرری اعزام و در اولین مرحله اقدام به دستگیری سارا . الف کردند.
«سارا . الف» پس از انتقال به پایگاه چهارم به سرقت خودرو با همدستی یکی از دوستان و بچه محل های سابقش بنام «ساحل» اعتراف کرد ؛ با شناسایی دقیق محل سکونت «ساحل . س» ( 19 ساله ) در محدوده میدان سپاه، وی نیز دستگیر و به پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد .
دوستی خیابانی، شیوه و شگرد انجام سرقت ها
هر دو متهم در اظهارات خود به سرقت خودروی متعلق به مالباخته اعتراف کرده اما بر خلاف اظهارات مالباخته مبنی بر سرقت خودرو به شیوه موتورروشن و از کنار خیابان، آنها در اظهاراتی متفاوت عنوان داشتند : «با تردد در خیابان پر تردد سوار ماشین های مدل بالا می شدیم ؛ پس از مدتی و با جلب اعتماد این افراد، در یک لحظه از غفلت صاحب خودروها استفاده کرده و خودروهای آنها را سرقت می کردیم « .
هر دو متهم در خصوص انگیزه سرقت هایشان عنوان داشتند : «به هیچ عنوان نیاز مالی انگیزه سرقت خودروها نبود ؛ تنها انگیزه مان، علاقه شدید به خودروهای مدل بالا بود و پس از چند روز سرقت خودروها و چرخیدن در سطح شهر، خودروها را در کنار خیابان رها کرده و به سراغ ماشین جدید دیگری می رفتیم ؛ طی این مدت نیز با صاحب خودروها تماس می گرفتیم و به آنها عنوان می کردیم که خودروها را به آنها بازپس خواهیم داد تا مانع از مراجعه آنها به پلیس شویم ؛ از این افراد، به بهانه پولِ بنزین مبلغی را دریافت می کردیم و پس از چند روز ماشین بازی، ماشین های آنها را [ با رها کردن در کنار خیابان ] بازپس می دادیم.
شناسایی مالباختگانی که هیچگاه شکایت نکردند
با توجه به شیوه و شگرد هر دو متهم در سرقت خودرو و اعتراف صریح آنها به انجام سرقت های مشابه، کارآگاهان موفق به شناسایی تعداد دیگری از افرادی شدند که صاحب خودروهای مدل بالا همچون «پورشه»، «بی .ام . و»، «بنز»، «هیوندا» و … هستند که با وجود سرقت خودروهایشان، هیچگونه شکایتی مطرح نکرده و در تحقیقات تکمیلی مشخص شد که تمامی خودروها در اختیار صاحبانشان است و هیچکدام از این افراد نیز شکایتی از متهمین نداشتند .
سرهنگ کارآگاه فخرالدین افراسیابی، رئیس پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت : «در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان موفق به کشف خودرو مالباخته در خیابان سهروردی شدند ؛ همچنین در بررسی پرونده های مشابه، کارآگاهان موفق به شناسایی دومین شاکی شدند که خودروهای 206 وی توسط متهمین، به همین شیوه و شگرد و در مورخه 22/03/1395 سرقت شده بود که با اعتراف متهمین، خودرو 206 شاکی کشف شد» .
رئیس پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ، در پایان خبر عنوان داشت : با توجه به اعتراف صریح هر دو متهم به انجام سرقت خودرو، قرار قانونی از سوی دادیار محترم پرونده صادر و هر دو متهم روانه زندان شدند .
