بایگانی مطالب نشریه
گلکسی ایکس سامسونگ مجهز به صفحه نمایش انعطاف پذیر Bio Blue 4K خواهد شد
گلکسی ایکس گوشی جدید سامسونگ است که شایعات بسیاری در مورد آن و صفحه نمایش انعطاف پذیر آن به گوشی میرسد حال به نظر میرسد سامسونگ در این گوشی از پنل با رزولوشن 4K با نام Bio Blue استفاده خواهد کرد.
صفحات نمایش در سالهای اخیر پیشرفتهای زیادی داشتهاند و بسیاری از گوشیهای هوشمند دارای صفحات نمایش با رزولوشن QHD هستند. حتی با پیشرفت پنلهای امولد استفاده از این پنلها رواج بسیاری پیدا کرده است و حتی اپل نیز در آیفون سال 2017 از این پنلها بهره خواهد برد.
اما سامسونگ به عنوان یکی از پیشروان زمینهی ساخت پنلهای صفحات نمایش همواره در تلاش برای بهبود است. Galaxy X یکی از گوشیهایی است که انتظار آن را در سال ۲۰۱۷ خواهیم کشید. این گوشی براساس شایعات جدید مجهز به پنل خم شونده با رزولوشن عجیب 4K خواهد شد که آن را برای استفاده در زمینهی واقعیت مجازی مناسبتر خواهد کرد. حتی شایعات خبر از استفادهی سامسونگ ار پنل 4K در گلکسی اس 8 نیز میدهند.
پنلهای انعطاف پذیر در سال ۲۰۱۳ توسط سامسونگ به نمایش گذاشته شدند و سپس صفحات نمایش با لبههای خمیده راه خود را به نسخههای اج گوشیهای هوشمند این کمپانی باز کردند و حالا به نظر میرسد آیندهی این فناوری پنلهای انعطافپذیر است.
تصور گوشی با صفحه نمایش انعطاف پذیر بسیار جذاب است و آینده نیز برای این پنلها بسیار روشن است و باعث میشود همگی انتظار سالی خوب را در ۲۰۱۷ داشته باشیم.
اپلیکیشن Allo قبل از عرضه نهایی نقدهای مثبت زیادی دریافت کرده است
ماه می گذشته گوگل در کنفرانس I/O 2016 خود از دو اپلیکیشن جدید پرده برداشت. اپلیکیشن تماس ویدویی Duoکه به تازگی از مرز ۵ میلیون دانلود عبور کرده و اپلیکیشن پیامرسان Allo که قبل از عرضهی نهایی نمره ۴.۸ از ۵ را از کاربران فروشگاه پلیاستور دریافت کرده است. اپلیکیشن Allo هنوز به طور رسمی در اختیار کاربران قرار نگرفته است و تنها میتوان از طریق پلیاستور برای دانلود آن پیش ثبتنام کرد. همچنین برای کاربرانی که مشتاق به استفادهی زودتر از موعد این نرمافزار پیامرسان هستند باید با استفاده از دعوتنامه اقدام کنند. اگرچه خیل عظیم کاربران هنوز فرصت آزمایش این نرمافزار را نداشتهاند اما در فروشگاه پلیاستور نقدهای بسیار مثبتی دریافت کرده که نتیجهی آن نمرهی ۴.۸ از ۵ است.
اگر نقدهای نوشته برای اپلیکیشن را مرور کنید متوجه نظرات مثبت کاربران خواهید شد. یکی از رابط کاربری و دیگری از پایداری بالای آن تعریف کرده است. خیلی از کاربران از تجربهی کار با دستیار گوگل، یکپارچگی آن با نرمافزار و آسانی چت کردن با دوستان در کنار این دستیار ذوقزده شدهاند.
اپلیکیشن Duo هم با استقبال زیاد کاربران مواجه شده است؛ این نرمافزار هدف خود را بر تماسهای تصویری بین کاربران گذاشته است. به نظر میرسد گوگل برخلاف دیگر شرکتها به جای ارائهی یک نرمافزار برای تماسهای صوتی، تصویری و پیامرسانی استراتژی خود را تغییر داده و دو اپلیکیشن برای دو کاربری مختلف ارائه کرده است.
باید دید رقابت گوگل با نرمافزارهایی چون تلگرام، واتساپ یا فیسبوک مسنجر به کجا ختم میشود و کاربران ایندفعه به کدام اپلیکیشن مهاجرت میکنند.
امین رضا خواجه حسنی؛ کاسب کرمانی: اگر پدرتان شغل آبرومندی دارد ادامه اش بدهید
امین رضا خواجه حسنی؛ کاسب کرمانی:
اگر پدرتان شغل آبرومندی دارد ادامه اش بدهید
«امین رضا خواجه حسنی» متولد 1365 است. سی بهار بیش تر از عمرش نمی گذرد و پیشینه کاسبی اش بیست سال هم نیست. اما می گوید که مشتریانم قدیمی هستند و پنجاه سال است که از همین مغازه خرید می کنند. نیم قرن مشتری یک مغازه بودن، اتفاق خوب و جالبی است. آن هم وقتی که صاحب مغازه سال های سال، عمر و کسب و کارش را به فرزندانش بخشیده باشد.
خواجه حسنی هنوز که هنوز است از اعتبار پدر استفاده می کنند. همه، او را به عنوان«پسر غلامعباس خواجه حسنی» می شناسند و مشتریان هنوز از جنس های با کیفیتی سراغ می گیرند که پدر به دست آن ها می داده. بیش از این اطاله کلام نمی کنم و رشته سخن را به این کاسب جوان می سپارم؛
کار پدرم را ادامه دادم
خواجه حسنی می گوید که از دوازده، سیزده سالگی به کار فروش محصولات طبیعی در کرمان می پردازم. شغل پدرم همین بود. هشت سالم بود که پدرم در اثر سانحه آتش سوزی از دنیا رفت. دو، سه ماهی در مغازه بسته بود. بعد از آن مادر و برادرم مغازه را باز کردند و کار پدر را ادامه دادند. چند سال بعد برادرم که پس از پدر سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته بود، ازدواج کرد و به رابر رفت. من هم دوره راهنمایی تحصیلی را می گذراندم که عصرها کمک مادر به مغازه می رفتم. درسم را تا فوق دیپلم الکترونیک ادامه دادم. اما در رشته تحصیلی ام دنبال کار نگشتم. دیدم کاری که در حال انجام آن هستم، کار خوبی است. آن را دوست دارم. چون بچه رابر هستم و همه اقوام مان در این شهرستان، زندگی می کنند، معمولا آخر هفته ها به رابر می رویم. هم تعطیلات آخر هفته را تفریح و هم جنس مورد نیاز مغازه را تهیه می کنیم. به همین دلایل از انتخابی که کرده ام، پشیمان نیستم.
بیش تر مشتری های مان قدیمی هستند
این کاسب جوان در ادامه می گوید که اگر روزی بیست مشتری داشته باشم، پانزده نفرشان مشتری های قدیمی پدرم هستند. کسانی هستند که از پنجاه سال پیش همچنان مشتری ماست. همه آن ها از پدرم تعریف می کنند.
همه کسانی که از پدرم تعریف می کنند و بعد از این همه سال مشتری ما باقی مانده اند، همیشه از کیفیت جنس هایی که پدرم ارائه می داده تعریف می کنند.
اخلاق دیگری که پدرم داشته که من هم به پیروی از او این رویه را در پیش گرفته ام، پس گرفتن اجناس برگشتی است. اگر یک مشتری از جنسی که خریداری کرده راضی نبود و آن را پس می آورده، پدرم با کمال احترام آن را پس می گرفته است. همیشه هم به مادر و برادرم سفارش می کرده، وقتی که من در مغازه نیستم، اگر کسی جنسی پس آورد، آن را پس بگیرید. اما به ندرت پیش می آید که مشتری جنسی را پس بیاورد.
کودک بودم که پدرم از دنیا رفت. خاطره زیادی از او به یاد ندارم. فقط یادم است، پدرم دوچرخه ای داشت که من را روی ترک دوچرخه سوار می کرد و در شهر می گرداند. فقط همین در ذهنم مانده است.
مادرم هر وقت می خواست من را نصیحت کند، می گفت:«پدرت آدم درستکاری بوده، اهل دوست و رفیق ناباب نبوده، اهل نماز بوده. تو هم نمازت را بخوان و دنبال دوست بد نرو.»
پدرم قبل از فوت تصمیم داشته در رابر، حسینیه ای بسازد. به همین دلیل پس از فوت ایشان، یک حسینیه در محله باغ خواجه حسن به نام او ساخته ایم. هفت من ( هزار متر) زمین برای ساخت حسینیه اهدا کرده ایم.
به خاطر پدرم رأی آوردم
این فروشنده محصولات طبیعی درباره کیفیت کالای خود می گوید که همه عسل هایی که در این مغازه فروخته می شود، محصول زنبورهای خودمان است. برادرم در رابر زنبور دارد و مسوول شرکت تعاونی زنبورداران رابر است. عسل های بسته بندی شده نیز کار خودمان است. گون، آویشن، آلاله و دیگر گیاهان در آن منطقه پیدا می شود و برای زنبور داری مناسب است. در حال حاضر بیش از هزار زنبور عسل داریم. عسل هایمان را به تهران و مشهد و یزد می فرستیم. عسل دیگر زنبورداران را هم می خریم و پس از تست در آزمایشگاه می فروشیم.
هم اکنون عضو هیات مدیره صنف خوار و بار کرمان هستم. روز رای گیری به من پیشنهاد شد که کاندیدای هیات مدیره شوم. رقیب های قدری هم در آن جا بودند. کاسبان معروف و با تجربه زیادی کاندیدا بودند که همه کسبه، آن ها را می شناختند. روز انتخابات، با خودم گفتم رای نمی آورم و بر می گردم. چون اعتقاد داشتم که کسی من را نمی شناسد. وقتی که از جایم بلند شدم تا به جمع معرفی شوم، اعلام کردند ایشان فرزند «مرحوم غلامعباس خواجه حسنی» است. همه مغازه داران پدرم را شناختند و رأی بالایی به من دادند. خودم روی کمتر از ده رای حساب کرده بودم؛ اما بیش از 300 رأی آوردم. توصیه من به جوانان این است که اگر پدرشان کاسبی موفق و آبرومندی دارد کار پدر را ادامه بدهند. با صداقت کار کنند. خدمات خوب ارائه بدهند. اگر این طور کار کنند، مردم خود به خود برای کار و کسب آن ها تبلیغ خواهند کرد. چون همیشه مشتری ها بهترین مبلّغ هستند.
تخت درگاه قلی بیگ
تخت درگاه قلی بیگ از جمله بناهای منحصر به فرد تاریخی است که از گزند حمله اقوام مختلف به کرمان و حوادث طبیعی به دور مانده است.
مجاورت تخت درگاه قلی بیگ با گنبد جبلیه، قلعه های تاریخی دختر و اردشیر و قرار گرفتن در کنار بزرگترین جنگل دست کاشت ایران که حدود نیم میلیون اصله درخت را در خود جای داده ، شرق کرمان را دارای محور غنی تاریخی و گردشگری کرده است.
در گذشته در کنار تخت درگاه قلی بیگ دریاچه ای بزرگ وجود داشته که این منطقه را به یکی از زیباترین مناظر استان تبدیل کرده بود. اما هم اکنون این دریاچه خشکیده و اقدامی در راستای احیای مجدد آن صورت نگرفته است.
این مکان مقبره رئیس ایل افشار و از امرای کرمان به نام قلی بیگ در دوره صفویه است.
زیبایی منحصر به فرد این بنا در دامنه کوه و در تنگه ای که شاهراه عبور و مرور کاروان ها محسوب می شده بر عظمت بنا افزوده است.
قلی بیگ فردی پر نفوذ در کرمان بوده که اقدام به احداث این بنا می کند و آب منطقه سرآسیاب فرسنگی که از پر آب ترین مناطق کرمان در گذشته بوده است را به این قسمت از شهر منتقل می کند.
این اقدام به احداث کانالی در دل کوه میسر شده بود که با فنون آن دوران انجام شده و در نهایت دریاچه ای بزرگ در کنار این ساختمان ایجاد می شود که هنوز هم آثار آن وجود دارد.
آثار این دریاچه هنوز هم به خوبی قابل مشاهده است و با توجه به گودی این منطقه و شرایط خاص طبیعی و واقع شدن در تنگه ای بین دو کوه بزرگ زیبایی های این قسمت از کرمان دو چندان می کرد.
این بنا در گذشته مکان مناسبی برای جلوگیری از هجوم اقوام بیگانه و مکانی برای نگهبانی و حفاظت از شهر برای مقابله با اقوام شرقی بود.
درگاه قلی بیگ در دوره های بعدی تاریخی در کرمان مرمت شده و هم اکنون نیز از مکان های مورد توجه تاریخی و مرمت شده شهر کرمان به شمار می رود.
بناهای تخت درگاه قلی بیگ و گنبد جبلیه از جاذبه های گردشگری به شمار می آیند که در فاصله نزدیک به یکدیگر قرار گرفته اند و از بناهای مورد توجه مردم و گردشگران قرار هستند.
توسعه صنعت گردشگری می تواند موجب رونق و توسعه بیش تر شهر کرمان شود و وجود بناهای تاریخی مانند قلعه دختر و قلعه اردشیر، تخت درگاه قلی بیگ و گنبد جبلیه در این قسمت از شهر پتانسیلی قابل توجه در این زمینه محسوب می شود.
خبرنگار باشگاه خبرنگاران کرمان
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و سی یک
[صنعتی زاده در مقابل شایعات در صدد دفاع از خود است …]
پرسیدم شما در مقابل این اراجیف چه کردید؟ گفت من به او نامه ای نوشتم که هرکس می تواند بیاید دفتر خرج و دخل دارلایتام را رسیدگی کند یا زمین های واگذاری دولت را ببیند که آیا در تصرف من است. یا دارلایتام و همچنین درباره نوشتجات خیالی میرزا آقاخان هم اشتباه کردید من 2 سال قبل از گرفتاری میرزاآقاخان ورفقایش از اسلامبول به ایران عزیمت کرده ام و می توانید تذکره ای را که قونسونگری ایران در اسلامبول در تاریخ 23 ژوئن 1948 مطابق ذیعقده 1311 صادر کرده ببینید.
بارها تجربه و به چشم خود دیده ام اگر در مجلسی مردم و شنوندگانی که مستمع سخنرانی ناطقی هستند میل شان باشد سخن ران خوب و به دلخواه آن ها صحبت نماید همین طور می شود. خود ناطق هم نمی داند از کجا این گونه مطالب و سخنان شیرین و مهم به او مجلس گرم می گردد و وای بر آن وقتی که شنوندگان قبلا از آن ناطق خوششان نیاید به او به نظر استهزاء بنگرند، ناطق بیشتر مطالبی را که بایستی بیان کند، فراموش می نماید و کلمات را با لکنت بیان می کند، کارش به جایی می رسد که گویی زنگ شکسته ای را به صدا درآورده اند.
گذشته از این نفوذی که حاضران در مجلس سخن رانی ناطقی دارند همان تاثیر نیز در نوشته نویسندگان می توانند داشته باشند. پیش آمدی را که برای خودم اتفاق افتاد برایتان بنویسم.
معمولا رمان هایی را که گاهی نوشته و می نویسم از صد و پنجاه صفحه کمتر نمی شود. تصمیم گرفتم برای امتحان داستان های کوچکی را که بیشتر از چند صفحه نشود و پهلوانان داستان را رستم و جانکاس تعیین کرده، ده دوازه صفحه را نوشتم بودم. آقای مایل تویسرکانی که آن اوقات سردبیر روزنامه شفق سرخ بود از راه رسید. آن چه را نوشته بودم به دستش دادم. پس از مطالعات گفت اجازه می دهید این را در روزنامه چاپ نمایند گفتم مختار هستید.
روز بعد تصادفاً چشمم به پاروقی روزنامه شفق سرخ افتاد. آن چه را که روز پیش نوشته بودم آقای مایل چاپ کرده و در مقدمه آن نوشته بود اخیراً صنعتی زاده کرمانی اثر جاویدانی به نام رستم در قرن بیست و دوم نگاشته و از خود به یادگار باقی گذارده ما این اثر و کتاب را در پاروقی روزنامه شفق سرخ به تدریج چاپ می نماییم. بسیار تعجب کردم که چگونه این آقا با آن که می دانست بیشتر از شش هفت صفحه از این داستان نوشته نشده چنین مطالبی را از پیش خود درج کرده است.
در همان اثنا آقای مایل رسید و روی همان عدل های قالی نشست. پرسید روزنامه امروز ما را دیدی؟ با حیرت گفتم بلی! اما آقا این چه کاری بود؟ بنده که چنین اثر جاویدانی ننوشته اند. شروع به خندیدن کرده گفت من تو را می شناسم خیلی هم خوب خواهی نوشت. حالا بگو دیگر هیچ چیزی نوشته و موجود داری؟ از تشویق آن مرحوم تشکر کرده وعده دادم دنباله آن چه را که چاپ کرده اند ادامه داده بنویسم و همان روز ساعت هفت بعد از ظهر آن چه را نوشته بودم برای آقای مایل فرستادم.
امین رضا خواجه حسنی؛ کاسب کرمانی: اگر پدرتان شغل آبرومندی دارد ادامه اش بدهید
امین رضا خواجه حسنی؛ کاسب کرمانی:
اگر پدرتان شغل آبرومندی دارد ادامه اش بدهید
«امین رضا خواجه حسنی» متولد 1365 است. سی بهار بیش تر از عمرش نمی گذرد و پیشینه کاسبی اش بیست سال هم نیست. اما می گوید که مشتریانم قدیمی هستند و پنجاه سال است که از همین مغازه خرید می کنند. نیم قرن مشتری یک مغازه بودن، اتفاق خوب و جالبی است. آن هم وقتی که صاحب مغازه سال های سال، عمر و کسب و کارش را به فرزندانش بخشیده باشد.
خواجه حسنی هنوز که هنوز است از اعتبار پدر استفاده می کنند. همه، او را به عنوان«پسر غلامعباس خواجه حسنی» می شناسند و مشتریان هنوز از جنس های با کیفیتی سراغ می گیرند که پدر به دست آن ها می داده. بیش از این اطاله کلام نمی کنم و رشته سخن را به این کاسب جوان می سپارم؛
کار پدرم را ادامه دادم
خواجه حسنی می گوید که از دوازده، سیزده سالگی به کار فروش محصولات طبیعی در کرمان می پردازم. شغل پدرم همین بود. هشت سالم بود که پدرم در اثر سانحه آتش سوزی از دنیا رفت. دو، سه ماهی در مغازه بسته بود. بعد از آن مادر و برادرم مغازه را باز کردند و کار پدر را ادامه دادند. چند سال بعد برادرم که پس از پدر سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته بود، ازدواج کرد و به رابر رفت. من هم دوره راهنمایی تحصیلی را می گذراندم که عصرها کمک مادر به مغازه می رفتم. درسم را تا فوق دیپلم الکترونیک ادامه دادم. اما در رشته تحصیلی ام دنبال کار نگشتم. دیدم کاری که در حال انجام آن هستم، کار خوبی است. آن را دوست دارم. چون بچه رابر هستم و همه اقوام مان در این شهرستان، زندگی می کنند، معمولا آخر هفته ها به رابر می رویم. هم تعطیلات آخر هفته را تفریح و هم جنس مورد نیاز مغازه را تهیه می کنیم. به همین دلایل از انتخابی که کرده ام، پشیمان نیستم.
بیش تر مشتری های مان قدیمی هستند
این کاسب جوان در ادامه می گوید که اگر روزی بیست مشتری داشته باشم، پانزده نفرشان مشتری های قدیمی پدرم هستند. کسانی هستند که از پنجاه سال پیش همچنان مشتری ماست. همه آن ها از پدرم تعریف می کنند.
همه کسانی که از پدرم تعریف می کنند و بعد از این همه سال مشتری ما باقی مانده اند، همیشه از کیفیت جنس هایی که پدرم ارائه می داده تعریف می کنند.
اخلاق دیگری که پدرم داشته که من هم به پیروی از او این رویه را در پیش گرفته ام، پس گرفتن اجناس برگشتی است. اگر یک مشتری از جنسی که خریداری کرده راضی نبود و آن را پس می آورده، پدرم با کمال احترام آن را پس می گرفته است. همیشه هم به مادر و برادرم سفارش می کرده، وقتی که من در مغازه نیستم، اگر کسی جنسی پس آورد، آن را پس بگیرید. اما به ندرت پیش می آید که مشتری جنسی را پس بیاورد.
کودک بودم که پدرم از دنیا رفت. خاطره زیادی از او به یاد ندارم. فقط یادم است، پدرم دوچرخه ای داشت که من را روی ترک دوچرخه سوار می کرد و در شهر می گرداند. فقط همین در ذهنم مانده است.
مادرم هر وقت می خواست من را نصیحت کند، می گفت:«پدرت آدم درستکاری بوده، اهل دوست و رفیق ناباب نبوده، اهل نماز بوده. تو هم نمازت را بخوان و دنبال دوست بد نرو.»
پدرم قبل از فوت تصمیم داشته در رابر، حسینیه ای بسازد. به همین دلیل پس از فوت ایشان، یک حسینیه در محله باغ خواجه حسن به نام او ساخته ایم. هفت من ( هزار متر) زمین برای ساخت حسینیه اهدا کرده ایم.
به خاطر پدرم رأی آوردم
این فروشنده محصولات طبیعی درباره کیفیت کالای خود می گوید که همه عسل هایی که در این مغازه فروخته می شود، محصول زنبورهای خودمان است. برادرم در رابر زنبور دارد و مسوول شرکت تعاونی زنبورداران رابر است. عسل های بسته بندی شده نیز کار خودمان است. گون، آویشن، آلاله و دیگر گیاهان در آن منطقه پیدا می شود و برای زنبور داری مناسب است. در حال حاضر بیش از هزار زنبور عسل داریم. عسل هایمان را به تهران و مشهد و یزد می فرستیم. عسل دیگر زنبورداران را هم می خریم و پس از تست در آزمایشگاه می فروشیم.
هم اکنون عضو هیات مدیره صنف خوار و بار کرمان هستم. روز رای گیری به من پیشنهاد شد که کاندیدای هیات مدیره شوم. رقیب های قدری هم در آن جا بودند. کاسبان معروف و با تجربه زیادی کاندیدا بودند که همه کسبه، آن ها را می شناختند. روز انتخابات، با خودم گفتم رای نمی آورم و بر می گردم. چون اعتقاد داشتم که کسی من را نمی شناسد. وقتی که از جایم بلند شدم تا به جمع معرفی شوم، اعلام کردند ایشان فرزند «مرحوم غلامعباس خواجه حسنی» است. همه مغازه داران پدرم را شناختند و رأی بالایی به من دادند. خودم روی کمتر از ده رای حساب کرده بودم؛ اما بیش از 300 رأی آوردم. توصیه من به جوانان این است که اگر پدرشان کاسبی موفق و آبرومندی دارد کار پدر را ادامه بدهند. با صداقت کار کنند. خدمات خوب ارائه بدهند. اگر این طور کار کنند، مردم خود به خود برای کار و کسب آن ها تبلیغ خواهند کرد. چون همیشه مشتری ها بهترین مبلّغ هستند.
گفت و گوی پیام ما با حجت شیرین سخن رییس هیات انجمن های ورزشی شهرستان کرمان مدیون ناصرم
گفت و گوی پیام ما با حجت شیرین سخن
رییس هیات انجمن های ورزشی شهرستان کرمان
مدیون ناصرم
کرمان همیشه یادآور پهلوانان و ورزشکاران با اخلاق و قدرتمندی بوده است. حجت شیرین سخن معروف به دایی حجت یکی از این بزرگان است که در کنار رشد و پرورش تن و جسم، به تهذیب اخلاق و رفتار نیز پرداخته و با منش پهلوانی خود، خیلی ها راشیفته خویش کرده است. هیچ ندارد اما همیشه دستگیر نیازمندان بوده و کمک رسان دیگران. وقتی برای اولین بار با او روبرو می شوی، با توجه به جثه بزرگ و اندام ورزیده، به ذهنت آدمی بدخلق و سنگدل و خشن خطور می کند اما وقتی هم کلامش می شوی، متوجه می شوی در پس آن اندام درشت، قلبی مهربان و با صفا و اخلاقی بامرام و افتاده، نهفته است. دایی حجت متولد خرداد سال 1362 و در محله گلدشت کرمان است. وی تنها فرزند پسرخانواده می باشد حجت در کودکی پدرش را از دست داد. پدرش اهل کرمانشاه و پدر بزرگ او ازعرفای بنام کرمانشاه بود که در سال 83 به رحمت خدا رفت. اما مادرش اهل جیرفت و پدر بزرگ مادری هم از پهلوانان نامدار و مردمی آن منطقه محسوب می باشد.حجت شیرین سخن با قد 190 سانتی متر و وزن 185 کیلوگرمی، قوی ترین پرس کار ایران محسوب می شود و در کنار ورزش های بدنسازی،پاورلیفتینگ، وزنه برداری، بوکس و غیره، مدتی است درسمت ریاست هیات انجمن های ورزشی شهرستان مشغول به کار شده است. این هفته فرصتی دست داد تا میزبان وی باشیم و گفت و گوی مفصلی با او داشته باشیم که در ادامه با هم می خوانیم.
چه شد که وارد دنیای ورزش و پهلوانی شدید؟
17 سال سن داشتم، روزی با دوستانم دراطراف چهارراه احمدی می گشتیم که به طور اتفاقی با ناصرشجاعی آشنا شدم و وقتی استخوان بندی درشت و فیزیک بدنی مناسب مرا دید به سوی ورزش و وزنه زدن ترغیبم کرد و به من قول قهرمانی ایران در مدت 6 ماهه داد، ناصر خان کاری با من کرد که بارها با قهرمانان دیگرش کرده بود یعنی با یک برخورد و یه آشنایی مختصر مرا انتخاب کرد.
از فردای آن روز به باشگاه رفتم و آقای شجاعی مرا به تمرینات دعوت کرد اما من چون لباس ورزش با خود نداشتم عذرخواهی کردم اما ایشان یک گرمکن ورزشی به من دادند و گفتند تمرینات را شروع کن. باور کنید همین کار باعث شد من بیشتر از قبل شیفته اخلاق و مرام وی شده و همانجا ماندگار شدم.
ازنحوه تمرینات خودتا ن بگویید و چه شد که خیلی زود قهرمان شدی؟
یادم است ناصرشجاعی در جمع گفت: حجت تو اگر تداوم خوبی در تمریناتت داشته باشی و مدام در ذهنت سقف رکوردهایت را مرور کنی و روی هدف های آینده ات تمرکز کنی، تا 6 ماه دیگه 170 کیلوگرم رکورد میزنی و اولین ایرانی خواهی بود که مرز 300 را خواهی زد، در آینده تو حتی رکورد 350 کیلو و بیشتر را می بینم. (در دلم به حرف ها و پیشگویی های مربی ام خندیدم و متعجب شدم اما توانستم). از آن روز زیر نظر ناصرشجاعی تمرینات مداوم را آغاز کردم وبه لطف خدا ظرف مدت 5 ماه در مسابقات قهرمانی کشور ( شیراز) 170 کیلو پرس زدم و ضمن بهبود رکورد ایران به میزان 32 کیلو، قهرمان نوجوانان ایران شدم. قهرمانیای که بارها با رکورد پرس سینه 305 کیلوگرم در مسابقات و 375 کیلوگرم در تمرینات، در رده های سنی جوانان و بزرگسالان تکرار شد.
نزدیک به یک سال است که در هیچ مسابقه رسمی شرکت نکرده اید، چرا؟
مدتی به دلیل آسیب دیدگی و بیماری، نتوانستم تمرینات خوب و منظمی داشته باشم، این موضوع در کنار بعضی نامهربانی ها و ناملایماتی که در ورزش و دوستان و حتی از شاگردانم دیدم، تصمیم گرفتم موقتا مدتی را از صحنه مسابقات دور باشم، هرچند الان در تمرینات پاورلیفتینگ به عنوان مربی حضور دارم .
چه ناملایماتی؟
ببینید عمر قهرمانی در ایران خیلی کوتاه شده و هر ورزشکار با اولین مدال و رتبه ای که به دست می آورند، سریع جو قهرمانانه می گیرد و حس می کند مربی شده و می روند برای خودشان تیم می سازند. همین باعث می شود که چند گانگی بین بازیکنان ایجاد شده و تیم ازهم می پاشد. از سوی دیگر نبود ورزش حرفه ای و مشکلات مادی و عدم درآمد زا بودن ورزش، یکی دیگر از این مسائلی است که نتوانستم مدتی را در کنار ورزش قهرمانی باشم.
خصوصیات شخصی را که قصد ورود به این ورزش دارد، چیست؟
80 درصد موفقیت در این ورزش برای کسانی که می خواهند حرفه ای و قهرمانی کار کنند، فیزیک بدنی و داشتن اندام مناسب است و 20 درصد بقیه بستگی به نوع تمرینات و تغذیه و پشتکار دارد. ناگفته نماند برای هر ورزشکاری در هر رشته ای تمرینات و تغدیه خاصی باید در نظر گرفت و مربی هم مرتبا حضور داشته باشه و نظارت کلی کند.
نقطه ضعف و مثبت خصوصیات اخلاقی خودتان در چه می بینید؟
به نظرم دلرحمی زیاد و بیش از اندازه من، بزرگترین نقطه ضعف من است و بهترین آن هم کار دسته جمعی است و دوست دارم گروهی و در کنار دوستان کارهایم را انجام دهم، بنده در نخستین روزهایی که به سمت ریاست هیات انجمن های ورزشی شهرستان کرمان منصوب شدم، هیات رییسه ای را تشکیل و گرد هم آوردم تا در این زمینه بتوانند کمک حال انجمن باشند.
از هیات انجمن های ورزشی نام بردید، این انجمن چند کمیته دارد و کدامیک در کرمان فعال هستند؟
کل انجمن های زیرمجموعه این فدراسیون عبارتند از: انجمن اسکی روی آب، بازی ها و ورزشهای الکترونیک ، بیس بال و سافت بال، جت اسکی و جت بُت، جهت یابی، دارت، دراگون بوت، راگبی، انجمن طناب کشی، فلوربال، فوتبال دستی، فوتوال، موج سواری، کریکت و انجمن ورزش های هوایی. فعالیت من در این هیات از سال 1393 آغاز شده و در حال حاضر انجمن های کریکت، فوتبال دستی، دارت، جهت یابی، طناب کشی، سپک تاکرا، راگبی و ورزش های هوایی در کرمان فعال هستند و در صدد هستیم با توکل به خدا در آینده ای نزدیک، مقدمات راه اندازی و فعالیت سایر رشته ها را نیز فراهم سازیم.
در کدام یک از این رشته ها رتبه و مقام در سطح کشوری داشته اید؟
خوشبختانه تیم های کرمانی در رشته هایی که فعال هستند، مقام های خوب و در شان نام استان را به دست آورده اند، استارت اولین تیم طناب کشی کرمان را در سال 85، خودم زدم این تیم در سال 94 قهرمان ایران شد. ضمن اینکه عنوان های خوب کشوری در رشته های، جهت یابی، راگبی و دارت نصیب کرمان شده است.
ورزش پاورلیفتینگ کرمان چند سالی است که پیشرفت محسوسی نداشته است، چرا؟
بزرگترین معضل پاورلیفتینگ کرمان، دور افتادن و در کنارهم نبودن پیشکسوتان و بزرگان این رشته است. کسانی را در این رشته داریم که می توانیم از وجود آنها به بهترین نحو استفاده کنیم اما متاسفانه عملا آنها را حذف کرده ایم. کرمان سال هاست که دیگر جایی در میان بزرگان ندارد و در رده های پایین قرار دارد. هم اکنون استان های فارس، خوزستان، مازندران و کرمانشاه حرف اول را در این ورزش می زنند.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
علاوه بر فعالیت در صنعت بیمه، با تعدادی از شاگردانم به تمرین با وزنه مشغولم و کارهای هیات انجمن های ورزشی را رفع و رجوع می کنم، به تازگی هم بخاطر آرامش خودم وارد حیطه هنر شدم و در چند فیلم و سریال از جمله غلام لر ایفای نقش کرده ام. ضمن این که با دنیای سنگ ها آشنا شدم و کارگاه کوچک سنگ و نگین تراشی برای اوقات فراغت خودم راه اندازی نموده ام.
پیشرفت خودتان را مدیون چه کسانی هستید؟
به سه نفر مدیونم و تا آخر عمر وام دار آنها خواهم بود. ابتدا مادرم که بعد از فوت پدر، برای من هم مادر بود و هم پدر. دوم ناصر خان شجاعی، که استاد و مرید و مرشد من هست و سوم، مهندس خوش کیش، که به من شغل و حرفه ای آموخت و حمایتم کرد.
اگر سخن یا نکته خاصی مانده بفرمایید؟
از منصور دامغانی، رییس ورزش و جوانان شهرستان کرمان که به من اعتماد کردند، همچنین از دوستان عزیزم همت سنجری، حیدر رفیع زادگان، حسن مهری دستجردی، مرتضی نخعی، علیرضامومن زاده ورسول مولااکبری به عنوان اعضاء هیات مدیره و آقایان مجید سخنور انجمن دارت ،محمد امیری پور انجمن طناب کشی، رحیمی انجمن دارت، مبین نجارزاده انجمن جهت یابی، غلامرضا زاهدی انجمن سپک تاکرا، جعفر فدایی انجمن کریکت و رضا اسدی در انجمن پاراگلایدرکه بنده را یاری کرده اند، تشکرو قدردانی کنم.
مدیر آپارات: اختلاف سلیقه عامل بی اعتمادی مردم به سرویس های داخلی است
مدیر آپارات:
اختلاف سلیقه
عامل بی اعتمادی مردم به سرویس های داخلی است
مدیر آپارات و فیلیمو در گفتوگو با زومیت ضمن اشاره به اختلاف سلیقه بین سازمانهای دولتی و حکومتی و بخشی از مردم که عامل نبود اعتماد مردم به سرویسدهندهها و شبکههای اجتماعی میشود، اعلام کرد که تا اختلاف سلیقه سازمانهای حاکمیتی و دولتی با مردم برطرف نشود، مشکل اعتمادسازی همچنان پا برجا است. محمد جواد شکوری مقدم در مورد نامهی نمادین خود به پاول مدیر تلگرام در گفتوگو با خبرنگار زومیت گفت: «مشکل از سختگیریهایی است که برای ما وجود دارد و برای سرویسدهندههای خارجی نیست و مردم خبر ندارد. کاربران نمیدانند برخی از کانالها یا ویدیوها باید از آپارات پاک شود؛ در حالی که همین کانالها در اینستاگرام و تلگرام حضور دارند و این باعث سلب اعتماد مردم از سرویسهای داخلی میشود.»
شکوری در ادامه تأکید کرد: «خودم شخصاً از حضور تلگرام و اینستاگرام در کشور استقبال میکنم؛ چرا که در مجموع سطح سلیقه مسئولان و محدودیتهای ذهنی ایشان را تغییر میدهند اما خواستهی من این است که باید با ما نیز مانند سرویسها و شبکههای اجتماعی خارجی برخورد شود و بتوانیم آزادی آنها را داشته باشیم. نظارت بیش از حد بر محتوا به ما فشار آورده است. سرویسهای ایرانی مشکلات زیادی در انتشار محتوا دارند. همهی سرویسدهندههای ایرانی از این برخورد دوگانه ناراضی هستند.»
مدیر آپارات اضافه کرد: «از هر طرف به مشکلات موجود بر سر راه سرویسدهندههای ایرانی نگاه کنیم، غلط است. به عنوان مثال در صداوسیما به راحتی نام اینستاگرام و تلگرام برده میشود اما برای نامبردن از سرویسهای ایرانی محدودیت و ممنوعیتهایی موجود است. در همین بحث معرفی اپلیکیشن یکی از برنامههای پرطرفدار ورزشی در برنامهی تلویزیونی، نگذاشتند نام مارکت ایرانی برده شود و مجبور شدند بگویند برای دانلود به گوگل پلی و مارکتهای ایرانی مراجعه کنید و این موضوع یک فاجعه ملی است»
او در مورد دلیل این اتفاق گفت: «به نظر من دلیل این مسائل اصلاً تجاری نیست. این مشکلات از اینجا نشأت میگیرد که ما دید ملی نداریم و بیشتر به فکر منافع شخصی خود هستیم. ریشهی این موضوع در تنگ نظری است. چون برخی رسانهها و سازمانها، شرکتهای خارجی را رقیب خود نمیبینند بردن نامشان را به ضرر خود نمیدانند اما سرویسها و شرکتهای داخلی را به عنوان رقیب خود میبینند. در حالی که در دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات هیچ کسی جای دیگری را تنگ نمیکند. این موضوع محدود به فناوری اطلاعات و ارتباطات نمیشود و در برخی موارد لوگوی برندهای اتومبیل معروف چون BMW را میپوشانند تا نام این برند مشخص نشود. این کار غیر حرفهای است و در نهایت مخاطبان هم متوجه میشوند آن خودرو متعلق به کدام برند است، حقیقتا باید کمی در خصوص این قواعد و قوانین قدیمی و غیر موثر تجدید نظر و بازبینی شود.»
شکوری دربارهی دلیل اعتماد نداشتن مردم به سرویسهای داخلی از جمله شبکههای اجتماعی و پیامرسان توضیح داد: «دلیل اصلی اعتماد نداشتن مردم، تفاوت سلیقهی سازمانهای دولتی و حاکمیتی با بخشی از مردم است. این اختلاف سلیقه را از تفاوت دکوراسیون شرکتهای دولتی و خصوصی هم میتوان دریافت. این اختلاف سلیقه، سبب احساس نبود امنیت میشود. دقت کنید میگویم احساس. این احساس منطقی نیست ولی همین احساس غیر منطقی بر رفتار مردم تأثیر میگذارد. تا اختلاف سلیقه سازمانهای حاکمیتی و دولتی با مردم برطرف نشود، مشکل اعتماد سازی همچنان پا برجاست.»
به گفتهی محمد جواد شکوری، نامهی وی به مدیر تلگرام نمادین بوده و برای او ارسال نکرده است. البته پاول نامهی شکوری را دیده و در توییتر جوابی به او با کنایه داده است.
مروری بر روزنامه های دیروز از داود رشیدی تا جنجال بر سر کنسرت ها
مروری بر روزنامه های دیروز
از داود رشیدی تا جنجال بر سر کنسرت ها
بیشتر روزنامه های صبح دیروز با عکس هایی در صفحه نخست خود، درگذشت داود رشیدی، هنرپیشه سینما را در کانون توجه قرار دادند. روزنامه شهروند در همین رابطه در گزارشی با تیتر «آمدم، دیدم، رفتم» نوشت: «برای درک جایگاهش کافی است کمالالملک، گلهای داودی، بیبی چلچله، خط آتش، هزاردستان، امامعلی، گل پامچال، ولایت عشق و… را مرور کنیم و به منظره حکشده در چشم ذهن خیره شویم. تابستان گرم امسال با مرگ او تلخ شد. داوود رشیدی که پرویز پرستویی او را یکی از پنج تن سینمای ایران میدانست پیش از آنکه آرزوی دوست و همدورهایاش، استاد علی نصیریان برآورده شود از دنیا رفت. همین چند روز پیش بود که استاد نصیریان با حضور در برنامه «خندوانه» آرزو کرده بود فیلمی با حضور عزتالله انتظامی، جمشید مشایخی، محمد علی کشاورز، داوود رشیدی و خودش ساخته شود و رامبد جوان هم قول داده بود این کار با همکاری او و دوستانش به ثمر بنشیند، اما دیگر نیازی به انتظار نیست. این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. در روزهایی که داوود رشیدی، هنرمند شناختهشده کشورمان زنده بود، با همسر مهربانش احترام برومند قراری گذاشتم برای دیدار و گفتوگو. همان روزها هم برای پاسخ گفتن به بسیاری از سوالات خانم برومند، استاد را یاری میکرد.»
حامیان و مخالفان برگزاری کنسرت
موضوع لغو کنسرت ها و صف آرایی مخالفان و موافقان از دیگر موضوعات مهم دیروز بوده است. روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «حامیان علمالهدی به خیابان آمدند»، با اشاره به صفآرایی مخالفان کنسرت در برابر دولت نوشت: «برگزاری یا عدم برگزاری، مسأله این است. ماجرای کنسرتها ابعاد جدیتری به خود گرفته است. دولت اعلام کرده است بههیچعنوان عقبنشینی نمیکند، از آن سو مخالفان هم ایستادگی میکنند. بلافاصله دو روز بعد از انتقاد ریاستجمهوری به لغو کنسرتها و هشدار به وزیر ارشاد خود برای رعایت قانون، جمعی از مردم یزد و مشهد در اقدامی واکنشی، تجمع برگزار و بیانیه اعتراضی صادر کردند. حسن روحانی چند روز پیش با اشاره به حاشیههای ایجادشده درباره برگزاری کنسرتها در کشور گفته بود: «یک جا میخواهد کنسرتی برگزار شود، مجلس قانونگذاری شکل میگیرد درحالیکه ما مجلس شورای اسلامی داریم و هرکسی که صبح بیدار میشود و یک تریبون پیدا میکند، نمیتواند قانونگذاری کند و وزیر نیز نباید تبعیت کند چراکه وزیر باید تابع قانون باشد». وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم دیروز گفت: «عامل اصلی لغو کنسرتها در مشهد مقدس، امامجمعه این شهر است که اجازه نمیدهد حتی کنسرتهای سنتی و محلی نیز برگزار شود».
یزد به راه مشهد میرود
«خواست عدهای در برگزار نشدن کنسرت در شهرشان تبدیل به دومینویی شده که به برخی شهرهای دیگر هم سرایت کرده است. تاجاییکه پنجشنبه، عدهای با تجمع مقابل سالن برگزاری کنسرت شهرام ناظری در شهر تفت استان یزد، به دنبال این بودند مانع حضور تماشاگران شوند. طبق برنامه قرار بود کنسرت ساعت هشت با مجوزهای لازم برگزار شود؛ اما عدهای با تجمع مقابل سالن کنسرت، با اقامه نماز قصد داشتند مانع برگزاری این کنسرت شوند. اگرچه درنهایت با تدابیری، کنسرت برگزار شد. اوایل خرداد امسال هم کنسرت مازیار فلاحی در یزد لغو شد. برخی رسانهها تجمع تعدادی موتورسوار با حالتی تهدیدآمیز در فرودگاه را دلیل بازگشت مازیار فلاحی به تهران و لغو این کنسرت دانسته بودند. کنسرت موسیقی ایرانی با صدای وحید تاج هم چندی قبل در یزد با اقدام نیروهای خودسر مواجه شد و درحالیکه نوازندگان روی صحنه مینواختند، این خواننده اجازه رفتن روی صحنه را پیدا نکرد.»
زنگنه تهدید کرد
روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان «زنگنه: نامتان را میگویم »با اشاره به این جمله وزیر نفت که برخی تلاش دارند در کشور سرمایهگذاری نشود، اگر لازم باشد نامشان و اینکه از کجا دستور میگیرند را اعلام میکنم، نوشت: «زنگنه همچنین در پاسخ به پرسش «اعتماد» که درباره پروندههای مشابه با بابک زنجانی در وزارت نفت پرسید، با اشاره به پروندههای متعدد سوءاستفاده در دولت گذشته توضیح داد: پروندهای در وزارت نفت گم نشده و موضوعهایی مانند بابک زنجانی، موضوع خرید دکل و خریدهای مشابه را دنبال میکنیم. بحث مربوط به هزینه سه هزار میلیارد ریالی برای خرید که هنوز بازپس گرفته نشده است هم پیگیری میشود. از زنگنه درباره جزییات این تخلفها پرسیده شد و او گفت: برای نمونه میتوان به پرونده بابک زنجانی، خرید دکل از چین و گم شدن آن و غیره اشاره کرد که به قوه قضاییه ارسال شده است. یکی از پروندههای موجود در این زمینه مربوط به فروش قیر بوده است که ارزش آن معادل ۳۰۰ میلیارد تومان ارزیابی شد اما باوجود پیگیریهای ما پولی به خزانه دولت پرداخت نشده است و نمیتوان همه تخلفات گذشته را فساد نامید؛ چراکه بسیاری از آنها بیانضباطی بوده است که زمینهساز فساد شدند و همین عامل سبب شد تا امروز وزارت نفت بیش از ۵۰ میلیارد دلار بدهکار باشد که حاصل پرداختیهای بیحساب و کتاب در فاصله زمانی کوتاه گذشته بوده است؛ چرا که در گذشته بدون هیچ اصولی به پیمانکاران بهای کاری را که انجام ندادهاند پرداخت میکردند. مثلا به پیمانکاری که ۶۰درصد در پروژهاش پیشرفت داشت ۹۰درصد پرداختی انجام شده بود؛ این باعث میشد انگیزهای برای ادامه کار نداشته باشد و همین بیانضباطیها باعث شد برخی پولها را بخورند و از شرایط تحریم استفاده کنند. در پرونده نفتکشها هم از آنجا که پول نفتکش و کشتی خریداری شده از پول نفت تامین شده بود. هماکنون از شرکت نفتکشها طلبکاریم که البته بدهی ما به این شرکت هم از این پرونده جدا است. زنگنه درباره ماجرای گم شدن نفتکشها در دولت گذشته هم گفت: این ماجرا در نتیجه تحریم بوده است؛ یک فرد یونانی قرار بود نفتکشها را برای ما و به نام خودش خریداری کند که پولها را تحویل گرفته اما مشکلاتی در تحویل تعدادی از نفتکشها بروز کرده اما وی پول ما را هم پس نداده است. خوشبختانه با ترفندهایی به تازگی این شخص به ایران آورده و بازداشت شده است. گرچه فرد یونانی سرمایهگذار مدعی شده بود گناهی نداشته و در زمان خرید نفتکشها در لیست تحریمهای امریکا قرار داشته است اما بالاخره بخشی از پولها را برده و مرتکب تخلف شده بود. وزیر نفت درباره خسارتهای ناشی از تاخیر در امضای قراردادهای جدید نفتی و برداشت از میدانهای مشترک گفت: به عنوان نمونه تاکنون یک هزار میلیارد مترمکعب از پارس جنوبی گاز برداشت کردهایم در حالی که قطر دو هزار و ۴۰۰ میلیارد مترمکعب گاز از این میدان برده است که ارزش آن حدود ۳۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود. هر چند تا پایان امسال با راهاندازی فازهای جدید تولید ایران و قطر برابر میشود اما برداشتی که این در گذشته از این میدان کرده است، هیچگاه قابل جبران نخواهد بود.»
انتقاد کیهان به رسانه های اصلاح طلب
انتقاد کیهان به رسانه های اصلاح طلب
روزنامه کیهان دیروزدر ستون اخبار ویژه خود با عنوان «روزنامههایی که «لااله» را تیتر زدند و «الاالله» را حذف کردند!» نوشت:« چند روزنامه شبهاصلاحطلب با تقطیع بیانات رهبر معظم انقلاب، تیترهای خود درباره سخنان معظمله را به نحوی زدند که متضمن تحریف است. تیتر روزنامههای مورد اشاره از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت دولت به این شرح است:
• – شهروند: طرفدار فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – آرمان: طرفدار جزماندیشی و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – اعتماد: طرفدار فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – وقایع اتفاقیه: طرفدار جزماندیشی و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – فرهیختگان: طرفدار جزماندیشی و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – اطلاعات: طرفدار جزماندیشی، فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
• – آفتاب یزد: طرفدار جزماندیشی، فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم.
این روزنامهها در واقع مقدمه سخنان رهبری در حوزه فرهنگ را تیتر کرده نتیجه و ادامه این استدلال را در تیتر سانسور نمودهاند حال آن که آن مقدمه برای گفتن مطلبی مهم بوده است. به عبارت دیگر این روزنامهها از عبارت واحد «لااله الاالله» فقط «لااله… خدایی نیست» را تیتر کردهاند!! اصل بیانات رهبر معظم انقلاب در این بخش ناظر به مذمت لاابالیگری فرهنگی و دادن مجال فعالیت و نفوذ به دشمن است. «بنده طرفدار جزماندیشی، فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم بلکه به آزاداندیشی اعتقاد راسخ دارم اما آزاداندیشی به معنای ولنگاری و اجازه دادن به دشمن برای لطمه زدن نیست… آیا نباید مسئولان فرهنگی، آن کسی را که عمرش را در خدمت به دین و انقلاب اسلامی گذرانده به فردی که در تمام عمر خود قدمی در راه دین و انقلاب برنداشته و حتی گاهی ضربه نیز زده است، ترجیح بدهند؟» از سوی دیگر بیانات رهبر معظم انقلاب، اشارات مهمی درباره لزوم مشغول نشدن دولت به سرگرمیهای سیاسی و انتخاباتی، اولویت بخشیدن به اقتصاد به عنوان مسئله اول کشور، لزوم پاسخگویی به سؤالات بهحق مردم درباره حقوقهای نامشروع نجومی و عبور نکردن از آن، عبرتآموزی از بدحسابی آمریکا در برجام، و اقدام و عمل در گشودن گرههای اقتصادی به عنوان بهترین تبلیغ برای دولت داشت. اما روزنامههای یاد شده ترجیح دادهاند همان عبارت تقطیع شده را تیتر کنند!»
رابطه لغو کنسرتها و غیب شدن نفتکشها
روزنامه ایران روز گذشته در ستون طنز خود در مطلبی با عنوان « رابطه لغو کنسرتها و غیب شدن نفتکشها» به قلم کمیل روحانی نوشت: « اخیراً خبرگزاری ایلنا گزارش داده که به اسناد و اطلاعاتی دست یافته که نشان میدهد از سرنوشت سه فروند کشتی نفتکش ایران در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد اطلاعی در دست نیست. خبر، خبر تکاندهنده ایست. آن هم نه تکانهای کم ریشتر بلکه از نوع تکانهای شدید و مجلسی (پر ریشتر). همین خبرها را میخوانند که کنسرت لازم میشوند و درونشان تحولاتی شیمیایی روی میدهد و میروند کنسرت برگزارکرده یا در آن شرکت میکنند و درون کنسرت انرژی پتانسیل تبدیل به انرژی جنبشی میشود و این تکان موجب ناراحتی عدهای میشود و کنسرتشان لغو میشود. در واقع همین فرآیند تبدیل شدن تحول شیمیایی درونی به کنش فیزیکی برونی است که عدهای را نگران میکند و باعث میشود صبح پا شوند و بروند قانون وضع کنند. برخورد ریشهایتر و اصولیتر این است که دلواپسان عزیز کلاً نگذارند خبر غیب شدن نفتکشها و دکلها منتشر شود تا کار به لغو کنسرت کشیده نشود.
نفتکشهای مرحوم شده
اما به راستی این گم شدهها به کجا شتافتهاند؟ اوایل دولت فعلی صحبت گم شدن دکلهای نفتی در دولت احمدینژاد بود و پس از پیدا شدن دکل در جیب یکی از عزیزان (اشتباهی) و حل شدن مسأله، حال نوبت به نفتکشها رسیده . به نظر میرسد اینجور که پیش میرویم کار به گم شدن چاه نفت با نفتش و قسمتهایی از خود وزارت نفت و افراد هم میرسد. البته حدس ما بر این است که نفتکشهای مذکور در حمام خانه یکی از عزیزان جا مانده باشد. شاید برخی از عزیزان عادت داشتهاند در وان حمامشان آب پر کرده و نفتکش بازی کنند که البته این از صفای وجود عزیزان است که کودک درون خود را خوب و فعال نگه داشتهاند.
کامبیس بسمالله
اخباری منتشر شده که به نظر میرسه عزیزانمان با فردی به نام دیمیتری کامبیس که یونانی هم هست معامله نفتکش کردهاند که تهش منجر به گم شدن نفتکشها شده! بعد اخیراً معاون وزیر کار گفته «کامبیس خان اتفاقی اومده ایران و گرفتنش!» بعد خبرنگار سؤال میکنه چرا تا حالا اتفاقی نیومده ایران تا بگیرنش؟ معاون وزیر کار میگه به خاطر اینکه خدایی نکرده به روابط دو کشور آسیبی نخوره! البته کار خوبی کردنا ؛ حیف بود کشور از اقیانوس بیکران رونق اقتصادی یونان به خاطر کامبیس بیبهره بمونه . خلاصه ما که آخرش نفهمیدیم چی به کی بود و پرتقال فروش کجا رفت…؟! کامبیس هم در اعترافات خود از فردی به نام جمشید بسمالله به عنوان پدر خود نام برده!
ضمناً اخیراً جهانگیری جان هم از گم شدن 30 میلیون دلار در دوران احمدینژاد خبر داده که به گفته کارشناسان با توجه به بچه بازی بودن رقم (نسبت به رقمهای قبل) احتمالاً تنها یکی دوتا آلبوم موسیقی لغو مجوز خواهند شد.»
آیت الله هاشمی توضیح داد، مطهری نامه نوشت ادامه واکنش ها به فایل صوتی آیت الله منتظری
آیت الله هاشمی توضیح داد، مطهری نامه نوشت
ادامه واکنش ها به فایل صوتی آیت الله منتظری
واکنشها به انتشار فایل صوتی آیتالله منتظری درباره اتفاقات سال 67 کماکان ادامه دارد. فایلی که 19 مردادماه گذشته توسط بیت آیت الله منتظری منتشر شد. روز گذشته آیتالله هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به این فایل صوتی واکنش نشان داد. آنطور که روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به نقش منافقان در ترور 72 نفر از بهترین شخصیتهای نظام را که 27 نفر آنان از نمایندگان مجلس بودند و همچنین ماجرای عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا، گفت: «بنیصدر و منافقین که قبلاً خیلی با هم فاصله داشتند، به هم نزدیک شده و گروههای دیگر ازجمله لیبرالها، جبهه ملی و حتی برخی چهرههایی از روحانیت هم با آنها همصدا شدند که پس از عدم صلاحیت بنیصدر از ریاست جمهوری بارأی اکثریت مجلس شورای اسلامی، برنامه منافقین برای حمایت از وی وارد فاز جدیدی شد که جنگ خیابانی به راه انداختند. حتی در جلسات آن زمان مجلس، صدای شلیک مسلسلها در خیابانهای اطراف به گوش میرسید. ولی با درایت امام و هوشیاری نیروهای مخلص و شجاع نظامی و امنیتی، آنها موفق به پیاده کردن برنامههای شوم خود نشدند و نهایتاً بنیصدر و رجوی با آن خفت و خواری از کشور فرار کردند، ولی باقیمانده آنها در کشور مأموریت داشتند تا کار ناتمام آنها را تمام کنند.» وی افزود: «منافقین ابتدا با ترور شخصیتها و مسئولان بسیج کننده مردم، سعی کردند آنها را از صحنه خارج کنند و با وسعت هم این کار را شروع کردند و ضربات زیادی زدند، ولی به دلیل اشراف نیروهای اطلاعاتی و نظامی، پس از مدتی این توطئه آنها نیز خنثی شد.» آیتالله هاشمی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی را انتقام منافقین از نقشآفرینی این حزب در بسیج مردم برای تشکیل مجلس شورای اسلامی ذکر کرد و گفت: «فاجعه هفتم تیر، مصیبت بزرگی بود که با شهادت 72 نفر ضربه زیادی بهنظام وارد کرد، ولی درعینحال موجب بیداری و هوشیاری مردم شد و همه را به فکر چارهجویی انداخت.»
ابراز تأسف از حمله به امام
وی با ابراز تأسف شدید از موج جدید ایجادشده برای حمله به امام(ره)، گفت: «تقریباً در همه رسانههای معاند خارجی این موج ادامه دارد، تا جایی که اخیراً شهردار پاریس نمایشگاهی از بازسازی صحنههای اعدام آن زمان برگزار کرده است که حمایت از این گروه تروریستی در این مقطع، جای تعجب و تأمل دارد.» آیتالله هاشمی رفسنجانی تأکید کرد: «امام(ره) بنیانگذار پایگاه اصلی انقلاب اسلامی هستند و با دستخالی فقط با اتکای به مردم، رژیم جلاد شاهنشاهی را ساقط و دست قدرتهای جهانی مستکبر را از کشور کوتاه کردند و شورشهای ابتدایی را از بین بردند، دفاع مقدس را بهخوبی اداره کردند و به مردم ما هویت بخشیدند و به همین دلیل است که دشمنان الان درصددند که شخصیت بیبدیل ایشان را ترور و پایههای روحی مردم را متزلزل کنند.» رئیس مجمع تشخیص، هدف اصلی دشمنان جهانی و داخلی را در مقطع کنونی برای حمله به امام، مرحوم حاج احمد آقا و بیت محترم ایشان، انتقام از نقش و جایگاه بینظیر امام در تاریخ معاصر ایران و جهان دانست و گفت: «باید هوشیار عمل کنیم و راه امام را بهگونهای تشریح کنیم که بدخواهان نتوانند سوءاستفاده کنند.»
میخواهند به جایگاه حاج احمد آقا خدشه وارد کنند
وی افزود: «زحمات بیت حضرت امام(ره)، بهویژه احمد آقا برای اسلام، ایران، تشیّع و انقلاب اسلامی بینظیر است که از عراق تا پاریس و سپس تا ایران و در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب و حیات امام، بیت عظیم ایشان را با همه اهمیتی که بهاندازه انقلاب داشت، بهخوبی اداره کرد.» وی در خصوص گردآوری، حفظ، تدوین و انتشار آثار گفتاری و نوشتاری امام نیز گفت: «حاج احمد آقا با درایتی که داشت، تلاش کرد همه آثار امام را حفظ کنند که اسناد مهمی از اظهارات و آثار امام، بهعنوان سرمایهای بزرگ برای نسل فعلی ثبت کردند و امروز فرزندان بزرگوارشان بهویژه آیتالله حاج سید حسن آقا جای خالی حاج سید احمد را بهخوبی پر نگه میدارند.» آیتالله هاشمی رفسنجانی، تأکید کرد: «یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، خدشه واردکردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند.»
درخواست مطهری از پورمحمدی
روز گذشته علی مطهری، نایبرئیس مجلس هم دراینباره واکنش نشان داد. ایسنا گزارش داد که نایبرئیس مجلس شورای اسلامی در نامهای خطاب به وزیر دادگستری درباره اظهارات اخیر وی در خصوص فایل صوتی آیتالله منتظری بر لزوم ارائه توضیحاتی در زمینه شایعات مربوط به سال 67 تأکید کرد. مطهری در این نامه با اشاره به این صحبت پورمحمدی که گفته بود «برخی دنبال تطهیر دشمنان خونآشام این ملت هستند که در قساوت و خونریزی به صغیر و کبیر رحم نکردند بهطوریکه همه افراد در ترس قساوت آنها بودند.» عنوان کرده است: «متأسفانه این، مشکل کشور ماست که مسئولان بهجای توضیح یک مسئله و پاسخ به سوالیکه برای برخی اذهان ایجادشده است به مغالطه میپردازند و از عواطف انسانی و دینی و انقلابی مردم بهرهبرداری میکنند و هیچگاه به سؤال موردنظر پاسخ نمیدهند. در موضوع فایل صوتی مذکور همه مسئولانی که پاسخ دادند صرفاً به جنایتکاری منافقین از یکسو و عظمت شخصیت امام خمینی(ره) از سوی دیگر پرداختند و هیچ پاسخی به سؤال ندادند و درواقع توضیح واضحات دادند.» وی سپس به واضح بودن انحرافات فکری و جنایتهای منافقان اشاره میکند و میگوید: «محل بحث این است که با توجه به اینکه ازنظر اسلام و در حکومت اسلامی حتی به چنین جانیانی و طرفداران آنها نیز نباید ظلم شود آیا شایعاتی که درباره اتفاق سال 67 درباره نحوه اجرای حکم امام(ره) گفته میشود صحت دارد یا خیر؟ جنابعالی که همراه آقایان رئیسی، نیّری و رازینی در متن این قضیه بودید باید ضمن توضیح ماجرا، یا میفرمودید این شایعات بههیچوجه صحت ندارد و یا میفرمودید ممکن است قصورهایی هم صورت گرفته باشد که در صورت اثبات از خانوادههای آنها عذرخواهی و جبران خسارت خواهد شد.» نایبرئیس مجلس شورای اسلامی در پایان به وزیر دادگستری میگوید: «این روش برخلاف تفکر رایج که کتمان خطاهای احتمالی را موجب تقویت نظام میداند و بلکه نوعی عصمت برای جمهوری اسلامی قائل است، موجب جلب اعتماد بیشتر مردم و استحکام افزونتر نظام اسلامی است.»
رئیس جمهور: شبکه ملی قابل اعتماد نقش موثری در پیشرفت کشور دارد
رئیس جمهور:
شبکه ملی قابل اعتماد نقش موثری در پیشرفت کشور دارد
رییس جمهوری عدم نیاز به شبکههای اطلاعات بیرونی برای ارتباطات داخلی را در شرایط فعلی جهان، جزو مؤلفههای استقلال کشور دانست. به گزارش ایلنا، حجتالاسلام حسن روحانی عصر دیروز و در جلسه شورای عالی فضای مجازی با اشاره به مصوبه شورای عالی فضای مجازی در اوایل دولت یازدهم برای تشکیل شبکه ملی اطلاعات و همچنین تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر محوریت شبکه ملی اطلاعات در تدوین نظام ارتباطی در جلسه اخیر با هیأت دولت، افزود: «اگر مردم احساس کنند که شبکهای ملی، قابل اعتماد، پایدار، با کیفیت و با دسترسی امن و آسان در اختیار دارند، نقش مؤثرتری نیز در فرآیند پیشرفت کشور بر عهده خواهند گرفت.» رییس شورای عالی فضای مجازی با اشاره به آغاز به کار فاز اول شبکه ملی اطلاعات در هفته دولت، گفت: «طراحی و اجرای این شبکه عظیم اطلاعاتی توسط نیروهای توانمند داخلی اقدامی ارزشمند و گامی مهم در مسیر دسترسی همگانی به اطلاعات و تسهیل و تسریع روند توسعه است.» روحانی همچنین از وزارت اطلاعات، مرکز ملی فضای مجازی و کلیه دستاندرکاران طراحی و اجرای مرحله اول شبکه ملی اطلاعات قدردانی کرد.
همچنین براساس اصول و الزامات مصوب شورای عالی فضای مجازی در اواخر سال 92، گزارش اقدامات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در پیاده سازی مرحله نخست شبکه ملی اطلاعات ارائه شد. براساس اقدامات انجام شده، ظرفیت های ملی برای ذخیره، پردازش و توزیع داده های حجیم در سطح ملی بوجود آمده و با توسعه شبکه های دسترسی، امکان مبادله دیتا در داخل شبکه ملی برای کاربران مختلف با تعرفه های مناسب تر حاصل شده است. همچنین در این شبکه، خدمات اینترنت بین الملل و ترافیک داخل به طور همزمان برای کاربران ممکن شده و با سیاستهای اقتصادی و تعرفه ترجیحی تلاش می شود نسبت به توسعه، تولید و توزیع محتوای بومی، اشتیاق و صرفه اقتصادی بوجود آید. ادامه ارتقای این شبکه نیز براساس مصوبه اصول فنی حاکم بر شبکه ملی خواهد بود که در نشست های آتی مورد بررسی دقیقتر و تصویب اعضای شورا قرار خواهد گرفت.
