بایگانی مطالب نشریه
جانشین سپاه ثارالله استان کرمان: دفاع مقدس با وجود تمامی رنجها برای ما یک گنج بود
جانشین سپاه ثارالله استان کرمان:
دفاع مقدس با وجود تمامی رنجها برای ما یک گنج بود
جانشین سپاه ثارالله استان کرمان گفت: دفاع مقدس با وجود تمامی رنجها برای ما یک گنج بود و آن صدور فرهنگ و تفکر انقلاب اسلامی به سایر نقاط منطقه و فراسوی منطقه است.
سردار محمد مطهری دیروز در آئین معارفه معاون جدید فرهنگی سپاه ثارالله استان کرمان اظهار داشت: آنها که روزهای انقلاب را به یاد دارند به خوبی میدانند که این انقلاب چه بر سر آمریکا و استکبار جهانی آورد و به یکباره 40 هزار متسشار خود را از این کشور بیرون ببرد.
جانشین سپاه ثارالله استان کرمان تحرکات و اقدامات عوامل پهلوی و ساواک در روزهای آغازین انقلاب و فعالیتهای لانه جاسوسی و همچنین کارهای خرابکارانه و تروریستی گروههای ضد انقلاب را با حمایت و پشتوانه بیگانگان جهت براندازی نظام بی اثر دانست و گفت: در این برهه بود که دشمنان به سراغ صدام رفتند.
وی با اشاره به اینکه صدام فردی دیوانه و قدرتطلب بود، گفت: دشمنان با در نظر گرفتن همین مطلب به سراغ صدام رفتند و صدام که فکر میکرد میتواند با تسلط بر ایران ابرقدرت منطقه شود به ایران حمله کرد.
سردار مطهری فرار نیروهای ارشد نظامی و ارکان تصمیمگیرنده کشور را در بحبوحه انقلاب از ایران و روی کار آمدن عدهای جوان انقلابی را عامل اصلی حمله به ایران دانست و گفت: دشمن فکر میکرد ظرف چند روز کشور را تصاحب میکند در حالیکه برنامهریزی و اهداف آنان با شکست روبهرو شد و جنگ یک هفتهای 8 سال به طول انجامید. جانشین سپاه ثارالله استان کرمان افزود: در زمانی که جنگ سرد بر فضای جهانی حاکم بود و آمریکا و شوروی در صدد دستیابی به اطلاعات نظامی و توانمندیهای کشور هم بودند در برابر ایران قرار گرفته و از صدام حمایت کردند. وی درگیری 5 استان مرزی را در جنگ و نابودی هزاران شهر و روستای مرزی و مهاجرت عده زیادی از هموطنان و خسارات بیشمار جنگ به این کشور و این مردم را بسیار زیاد عنوان کرد و گفت: حضور اقشار مختلف مردم در کنار نیروهای نظامی در پاسداری از این کشور تمامی نقشههای دشمنان را نقش بر آب کرد. سردار مطهری با اشاره به منویات مقام معظم رهبری تصریح کرد: دفاع مقدس با وجود تمامی رنجها برای ما یک گنج بود و آن صدور فرهنگ و تفکر انقلاب اسلامی به سایر نقاط منطقه و فراسوی منطقه است و ایران اسلامی امروز الگوی مردم سایر کشورها در مبارزه با استکبار است.
وی با تاکید بر اینکه گمان نکنید که جنگ و دشمنی ابر قدرتها پایان پذیرفته است، گفت: امروز جنگ سخت نظامی در کار نیست اما نوع دیگری از جنگ توسط دشمن آغاز شده و دشمنان همچنان به دنبال بازپسگیری سیطره خود بر این آب و خاک هستند و فتنه 88 از این دست اقدامات بود که با شکست روبهرو شد.
جانشین سپاه ثارالله استان کرمان اظهار داشت: دشمنان با استفاده از جنگ نرم به دنبال دور شدن مردم از تفکر جهادی هستند و دور کردن دانشآموزان و جوانان ما از تفکرات جهادی و انقلابی از اهداف اصلی دشمنان است. وی با بیان اینکه دشمن دست از دشمنی بر نداشته و تا زمانی که این کشور را تصاحب کند دست از دشمنی بر نمیدارد، گفت: جوانان ما باید بدانند اگر امروز در سایه آسایش وامنیت به سر میبریم همه اینها را مرهون در صحنه بودن جوانان دیروز هستید.
به همت یک جوان 22 ساله سبک نین بودو (نینجا) واریور در کرمان یک ساله شد
به همت یک جوان 22 ساله
سبک نین بودو (نینجا) واریور در کرمان یک ساله شد
سال گذشته و تقریبا در چنین روزهایی بود که حجت جاوید جوان 22 ساله کرمانی برای اولین بار سبک نین بودو (نینجا) واریور را در شهر کرمان راه اندازی و پایه ریزی کرد.
این رشته که تنها سبک نینجا ثبت شده و مورد تایید فدراسیون ورزش ها و هنرهای رزمی ایران محسوب می شود و شورای برون مرزی هم دارد، در سال 1380 سبک نینجوتسو و در سال 1395 سبک نین بودو واریور توسط شیهان شهرام مثنوی پور، بنیان گذارمکتب نینجا ( شامل رشته های نینجوتسو، ساواته، آکروفول و نینجا واریور) در استان کرمان پایه گزاری و به آن پرداخته شد. وی اصالتی بمی دارد و هم اکنون در سمت نایب رئیسی این سبک در کشور مشغول فعالیت میباشند.
از سال 1394 تا کنون این رشته جذاب ورزش رزمی پیشرفت خوب و قابل توجهی داشته و در همین مدت کم با 580 مربی و ورزشکار و هنرآموز، بیشترین طرفدار را در بین ورزش های رزمی در استان کرمان دارد، ضمن اینکه تنها شهرستان کرمان در حال حاضرنزدیک به 260 هنرجو زیر نظر 3 مربی کارکشته فعالیت می کنند. این آمار نشان از پیشرفت خوب و چشمگیر این ورزش در استان و شهرستان کرمان دارد.
حجت جاوید که متولد 1373 است، درباره خودش این چنین می گوید: ورزش را درسن 8 سالگی از کاراته شروع و پس از آن در سن 13 سالگی با نینجوتسو آشنا و زیر نظر سنسی شهامت آموزش آن را شروع کردم.
بعد از نینجوتسو در سبک اصیل کنجوتسو هنر جنگ سامورایی شروع به فعالیت کردم و پس از آن به سمت دبیر سبک کنجوتسو در استان کرمان منصوب و جزو 5 نفر اولی بودم در ایران که در سمینار فنی بین المللی تامشی گری بالا ترین امتیاز گرفتم و موفق به گرفتن شناسنامه از ژاپن در سبک کنجوتسو گرفتم.
در سال 95 و در ادامه راه مربی ام، نمایندگی سبک نینجاواریور شهرستان کرمان را گرفتم و در کنار اساتید بزرگی همچون شیهان مثنویپور، پایه گذار نینجا استان، شیهان ماریا شهامت مسئول آموزش موزیکال فرم و بخش بانوان نینجاواریور کشورشروع به فعالیت نمودم و الان پس از یک سال فعالیت مستمر در شهر کرمان با افتخار اعلام می کنم، هم اکنون در شهرستان کرمان 4 مربی مرد و زن به اسم های؛ سنسی فرشید خوشاب، سنسی محمد حسین بدرآبادی و در بخش بانوان، شیهان الهه صنعتی دان 6 کاراته و دان 6 سبکی نینجا واریور و سنسی فرزانه مومنی را در کنار خودم دارم . ضمن اینکه در بخش آقایان 8 و بانوان 3 باشگاه فعال درسطح شهرستان کرمان داریم.
وی درباره جشن یک سالگی پایه گزاری این سبک در کرمان گفت: جمعه و در محل باشگاه آراد، مسئولین هیت استان آقای منصور صادقی نایب ریس و ارسطو پاکروانان دبیرهیت استان حضورداشتند و ما را بیش از پیش حمایت کردند همچنین استاد وادی زاده، بنیان گذارسبک جهانی نینجا واریور، آقای شیهان شهرام مثنوی پور نایب ریس سبک واریور و آقای رضا ضرغام نماینده نینجا واریور استان هم در این جشن با حضور خود ما را دلگرم و امیدوار کردند. این اولین جشن بین تمام سبک های رزمی در کرمان بود که بصورت رسمی و با حضور مسئولین برگزار گردید. جا دارد از تمامی کسانی که ما را در بهتر برپایی این جشن یاری کردند قدردانی کنم.
در پایان این جشن، از تیم های آقایان و بانوان که به ترتیب حائز رتبه های دوم و اول در سطح استان شده بودند، تقدیر و تشکر به عمل آمد.
مسابقات فوتسال جام گردشگری کرمان، سرزمین میراث جهانی
مسابقات فوتسال جام گردشگری
کرمان، سرزمین میراث جهانی
هادی کاربخش
مسابقات 4 جانبه فوتسال جام گردشگری از سه شنبه این هفته در شهر کرمان آغاز می شود.
محمد جهانشاهی، معاون گردشگری اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان با اعلام این خبر گفت: با توجه به اقدامات خوبی که در استان کرمان و در بخش گردشگری انجام شده و همچنین ثبت جهانی چندین میراث کرمان درصدد برآمدیم تا جایگاه گردشگری استان را هم در سطح کشور و هم داخل استان ارتقا بخشیم. یکی از این ابزارها، استفاده از ظرفیت ورزش است.
وی ادامه داد: در همین راستا اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کرمان با همکاری هیات فوتبال و آژانس هواپیمایی همسفر کبوتران حرم و همچنین مشارکت تعداد دیگری بخش خصوصی، مسابقات 4 جانبه فوتسال جام گردشگری را با شعار کرمان، سرزمین میراث فرهنگی جهانی و با شرکت تیم های منتخب کارمندان میراث فرهنگی استان های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، یزد و کرمان برگزار کند.
جهانشاهی اضافه کرد: قرعه کشی این مسابقات عصر فردا و در هتل گردشگری انجام و مسابقات بطور رسمی از عصر 6 مهرماه در محل سالن استانداری کرمان آغاز و عصر جمعه 9 مهر با اهدا جوائز به تیم های برتر به پایان می رسد.
معاون گردشگری اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان افزود: هرچند قبلا فعالیت هایی در سازمان میراث فرهنگی در زمینه ورزش انجام شده اما استارت این کاررا از کرمان زدیم و امیدواریم بتوانیم آن را درسطح کشور فرا گیر کنیم. ضمن اینکه قرار است یک سری مسابقات کشوری را در شهرستان چابهار و با همان شعار کرمان، سرزمین میراث فرهنگی برگزار کنیم و امیدواریم شاهد حضور تیم هایی از سراسر کشور باشیم.
لازم به ذکر است اسامی اعضای تیم فوتسال میراث فرهنگی کرمان به شرح ذیل است؛
حامد لنگری زاده، مجتبی موحدی، محمد جهانشاهی، عباس فهیمی، ابوذر سلیمانی، معین افضلی، میثم دادوند، محمد ثمره، وحید صوغانی و محمد حسن نسب.
مربی این تیم برعهده حسن هابیلی و سلیمانی، مسئولیت امور ورزشی آن را بر عهده دارد.
تیم های کشتی جوانان کرمان حریفان خود را شناختند
رقابت های کشتی جوانان آزاد گروه ج و رقابت های کشتی جوانان فرنگی گروه ب به میزبانی شهرستان خوی آذربایجان غربی روزهای 7 تا 9 مهرماه برگزار خواهد شد.
گروه ج کشتی آزاد جوانان شامل استان های : سمنان- هرمزگان- آذربایجان غربی- یزد- ایلام- چهارمحال و بختیاری- خراسان جنوبی- سیستان وبلوچستان- قزوین- قم-کرمان-کهکیلویه وبویراحمد می باشد.
ضمن اینکه در گروه ب کشتی فرنگی جوانان استان های : مازندران- اصفهان- آذربایجان شرقی- اردبیل- خراسان شمالی- مرکزی- همدان- کردستان- ایلام و آذربایجان غربی حضور دارند.
همچنین رقابت های کشتی فرنگی جوانان قهرمانی کشور در گروه ج روزهای 7 تا 9 مهرماه سال جاری در شهرستان رشت استان گیلان برگزار می شود که این گروه کشتی فرنگی جوانان شامل استان های : کرمان – گیلان – بوشهر – چهارمحال و بختیاری – خراسان جنوبی – زنجان – سمنان – سیستان و بلوچستان – قزوین گلستان – هرمزگان – یزد می باشد.
بیاعتنایی فدراسیون به پایان مهلت فیبا و خانهنشینی بانوان بسکتبالیست!
فرصت دو ساله فدراسیون بسکتبال برای گرفتن مجوز قطعی حجاب برای بانوان باطل شد.
فدراسیون جهانی بسکتبال بنابر درخواست و پیگیریهای مسلمانانِ کشورهای آمریکا و ژاپن، مهلت دو سالهای را به کشورهای مسلمان داد تا در این مدت تلاش خود را در جلب نظر فیبا برای گرفتن قطعی مجوز حجاب انجام دهند اما فدراسیون بسکتبالِ ایران از این مهلت استفادهای نکرد. فدراسیون جهانی بسکتبال اخیرا یک مهلت دوساله را در اختیار کشورهای مسلمان قرار داد تا بتوانند تلاش خود را برای جلب نظر فیبا انجام دهند و با گرفتن مجوز قطعی حجاب در میادین بین المللی حضور داشته باشند. اما در این دو سال فدراسیون بسکتبال ایران نتوانست حتی یک دیدار دوستانه برای ملی پوشان دختر تدارک ببیند و تنها یک اردوی مشترک در کشور ترکیه برگزار شد. دخترانِ بسکتبالیست بارها در مصاحبه های خود از نگرانیشان در این زمینه گفتند و از اینکه اگر این مهلت به اتمام برسد دیگر شاید انگیزهای برای دنبال کردن بسکتبال نداشته باشند. در این دو سال تنها کاری که مسئولان مربوطه انجام دادهاند انداختن توپ به زمینهای مختلف بود و هیچ کس پاسخ دقیقی برای برگزار نشدن دیدارهای تدارکاتی ملی پوشان نداد. حتی رباب شهریان معاون ورزش بانوان وزارت ورزش هم نتوانست به قول خود عمل کند و دیداری برگزار نشد.
چالش سواد و کارآمدی در مدارس
مسیح اسماعیلی-مهران فیاض
کتاب از عوامل و عناصر بسیار مهمی است که در ماندگاری و توسعه فرهنگ انسانی و در انتقال معارف، باورها، فرهنگ، اندیشه و دستاوردهای علمی از نسلی به نسل دیگر نقش بسزایی دارد. هر جامعه ای بر اساس نظام ارزشی حاکم بر آن درصدد تعلیم و تربیت افراد است. در جوامع مختلف برای رسیدن به این مهم، از ابزارها و وسایل مختلفی استفاده می کنند.
یکی از این ابزارها، مخصوصاً در کشور ما (به دلیل بها ندادن به سایر روش های آموزشی) کتاب های درسی هستند. اما مطالعه ناچیز کودکان، نوجوانان و جوانان ما در حوزه های عمومی (داستان، شعر، علوم اجتماعی و هنر و…) که ریشه در تربیت و عادات خانوادگی دارد و کودکی که کمتر یا هیچ گاه والدین خود را در حال مطالعه ندیده، قطعا هیچ درکی از اهمیت این پدیده در کسب آگاهی و رشد اجتماعی ایجاد نمی کند. کتاب فروشی با 14 سال سابقه کار مستمر به ما می گوید:«در بسیاری موارد شاهد ممانعت والدین از خرید کتاب توسط فرزندانشان و بعضاً محدود کردن آنها به انتخاب تعداد محدودی کتاب هستیم.
دلایلی که برای ایجاد مانع ابراز می کنند هم بسیار گسترده است. از جمله؛ مگه همه کتاب های قبلی رو که خریدی، خوندی؟ با این همه کتاب تکالیف مدرسه ات چی می شه/ توی خونه دیگه جا برای کتاب نداریم، آخه از کتاب خوندن چی گیرت میاد؟ الان واسه تو درس مهم تره…» این دلایل (و مانع تراشی ها) باعث می شود کودکان و نوجوان کتاب های درسی را مهمتر از دیگر کتاب ها بداند.
کتاب هایی که شاید خیلی بیشتر از دروس تحصیلی به درک افراد از مسائل مهم زندگی کمک کنند نارسایی های سیستم آموزش رسمی در مهم جلوه دادن کتاب های درسی و جلوگیری ازمطالعه متون غیردرسی و عدم آگاهی والدین از اهمیت مطالعه در پیشرفت روحی و اجتماعی افراد، سبب می شود که کتاب نخواندن و عدم مطالعه در ایران از جنبه ها جامعه شناختی نیز مطالعه شود. دکتر حسین اسکندری (روانشناس و استاد دانشگاه) معتقد است که:«مدارس ایران با چالش سواد و کارآمدی روبرو است. سواد موضوع عمل کردن در جهان است و تنها زمانی قابل درک می شود که در بافت های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی و در متن زندگی واقعی قرارداده شود، از آنجا تغذیه شود و بخش لاینفکی از زندگی روزانه قرار گیرد. دانش مدرسه ای انتزاعی و جدامانده از واقعیت های اجتماعی و تاریخی و خود دچار بیماری مزمن بیسوادی است. مدارس آن چنان غرق این آموزش های متراکم اند که هنوز معلوم نیست این کتاب ها به چه کاری می آیند؟ آیا بچه ها را برای زندگی حرفه ای، برای ورود به دانشگاه و یا زندگی اجتماعی آماده می کنند؟ پاسخ واقعی این است، فارغ التحصیلان مدارس آماده هیچ کدام نیستند. چالش بیسوادی، بیکاری، بی هویتی و سر درگمی اجتماعی بیش از هر چیز در این فرایند بلاتکلیف ریشه دارد. بی شک اولین انگیزه برای یک محصل یا دانشجو به استفاده از کتاب های کمک درسی روشن نبودن مطالب کتاب های درسی و ناتوانی معلمان و استادان در انتقال آن مطالب به محصلان است خود این موضوع دلایلی دارد که مانع فهم دروس تدریس شده توسط مدرسان می شود.»
همچنین بنا به نظر کارشناسان تعلیم و تربیت، تغییر شیوه و سرفصل های دروس و عدم تسلط والدین بر شیوه های جدید تدریس و عدم توانایی بعضی از معلمان در انتقال مفاهیم درسی و متعهد نبودنشان به وظیفه بسیار حساسی که برعهده شان است، باعث می شود به جای تهیه جزوه و مشخص نمودن نکات مهم درسی دانش آموزان را مجبور به تهیه کتاب های کمک درسی کنند، که هم خلاصه ای از دروس ارائه می دهند و هم سوالاتی را از متن درس ها تهیه می کنند.
بتول سبزعلی سنجانی (معلم) که نظر متفاوتی دارد، در این باره می گوید:«چالش اصلی این مملکت و آموزش و پرورش، نه نظام آموزشی است و نه تغییرات اجتماعی و نه کتاب درسی، معلمی است که دست تنها رها شده است. نظام های آموزشی تغییر می کنند. کتاب ها نو به نو نوشته و برای تدریس فرستاده می شوند و انتظارات اجتماعی که خانواده و جامعه از عهده عملی کردنشان برنیامده اند به مدرسه تحمیل می شوند. تغییرات اجتماعی، جامعه را دچار دگردیسی می کنند؛ اما همه از معلم می خواهند که به جای همه جامعه به تعلیم و و تربیت نسل فردا بپردازد. معلم، دیکته نوشته شده آموزش و پرورش است و مأمور آموزش کتابی است که برای آن آموزش لازم و مکفی ندیده است. کسی هم درد و دغدغه او را نمی فهمد.»
همچنین اصرار والدین بر کسب نمرات بالا و نه کسب آگاهی از کتاب های درسی، دلیل دیگری است که باعث می شود دانش آموزان بیشتر به «کتاب های کمک درسی» رجوع کنند. کارشناسان تعلیم و تربیت و روانشناسانی که با آن ها به بحث پرداختیم ضمن تاکید بر اهمیت مطالعه اعتقاد داشتند که اکثر والدین «کتاب های غیردرسی» را سودمند نمی دانند و بیشتر به عبور فرزندانشان از سد کنکور چشم دوخته اند و یا از اهمیت انس با کتاب (و کسب معلوماتی که فرهنگ فرزندانشان را ارتقا می بخشد) آگاهی ندارند. آیا مسئولان آموزش و پرورش ما این نقص را می شناسند؟ اگر می شناسند برای رفع آن چه اقداماتی انجام داده اند؟ و اساساً چه عواملی در شکل گیری این وضعیت نامطلوب نقش داشته و چنین نگرش هایی را به وجود آورده است.
برگزاری 350 نشست کتاب خوان در کتابخانه های عمومی استان کرمان درنیمه اول سال
مدیرکل کتابخانه های عمومی استان کرمان از برگزاری بیش از 350 نشست کتابخوان با رویکرد ترویج فرهنگ مطالعه مفید در شش ماهه اول سالجاری در کتابخانه های عمومی استان خبر داد. به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه ها، محمدجوادحسین زاده با اعلام این خبر افزود: در نشستهای کتاب خوان اولویت با کتابهایی است که برای عموم مردم قابل درک باشد و طیف گستردهای از مخاطبان را با مطالعه آشنا کند. وی هدف اصلی این جلسات را به اشتراک گذاری کتاب های خوانده شده با محوریت معرفی و ترویج مطالعه مفید دانست و در خصوص مفهوم این نام گذاری افزود: کلمه «کتابخوان» در معنای نخست، اشاره به خواندن کتاب دارد و معنی دیگر آن، بهره مندی از خوان (سفره) گسترده کتاب و شرکت در این ضیافت آگاهی است. حسین زاده نشستهای کتاب خوان را نتیجه تلاش کتابداران و حضور فعال اعضای کتابخانههای عمومی دانست و افزود: این نشست ها در سطوح مختلف اعم از بزرگسال، کودک و نوجوان، اقشار خاص، تخصصی و اختصاصی برگزار می گردد.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب خبر داد
برگزاری پانزدهمین یادواره شهدا و همایش سنگرسازان بیسنگر
به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، رئیس این سازمان گفت: امروز پانزدهمین یادواره شهدا و همایش سنگرسازان بیسنگر این سازمان برگزار میشود. سید یعقوب موسوی با توجه به اینکه پاسداشت مقام شامخ شهدا از وظایف تمام دستگاههای اجرایی و مردم به شمار میرود، اظهار داشت: به همین منظور پانزدهمین یادواره شهدا و همایش سنگرسازان بیسنگر این سازمان برای گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دوران دفاع مقدس در منطقه برگزار میشود. وی بیان داشت: این همایش ساعت 9 صبح چهارم مهر ماه در محل تالار مؤسسه جهاد نصر جیرفت با حضور مسئولان استانی و منطقهای و خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران برپا میشود. موسوی تصریح کرد: سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان 27 شهید، 529 ایثارگر، 243 جانباز، 24 آزاده و 335 رزمنده تقدیم نظام جمهوری اسلامی و انقلاب کرده است. وی با تأکید بر برگزاری چنین یادوارههایی افزود: این مراسم به همت سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان و کانون سنگرسازان بیسنگر و با مشارکت جهاد نصر استان کرمان برگزار میشود. رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان خاطرنشان کرد: با توجه به انتخاب شعار سال توسط مقام معظم رهبری با عنوان «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» سند تدبیر توسعه در بخش کشاورزی یکی از شروط اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی محسوب میشود.
ضرورت جدی گرفتن تنفس ارتباطی شهروندان
ضرورت جدی گرفتن تنفس ارتباطی شهروندان
هادی خانیکی- صبا طاهریان
با نگاه جامعه شناختی و از دریچه ارتباطات هم که به موضوع «کتاب های درسی» بنگریم ضرورت دارد با توجه به تغییرات جدیدی که در عرصه های مختلف رخ داده، سازوکارهایی برای وارد شدن به فضاهای جدید فراهم آوریم که این با رجوع به دانش و ظرفیت های موجود امکان پذیر است. همیشه ملاحظاتی در باب تدوین محتوای کتاب های درسی از جمله ارتباط آن با زندگی روزمره دانش آموزان، اعتبار علمی، پرورش تفکر خلاق، برآوردن نیازهای فردی و اجتماعی و … مورد نظر است که پیرامون هر کدام به تفصیل می توان سخن گفت. اما در این یادداشت با نظر به یکی از معیارها یعنی «لزوم تطبیق محتوای درسی با شرایط و ویژگی های فرهنگی، محیطی و اجتماعی» نکاتی را متذکر خواهم شد. زیرا تقویت روحیه مشارکت در مسئولیت های اجتماعی و ایفای نقش خود، امروزه یکی از موضوعات مهم در امر آموزش و پرورش است. مدتی قبل، تحقیقی در خصوص محتوای کتاب های درسی در سال های گذشته صورت گرفته بود و حاکی از آن بود که در کتب درسی به صورت غیرمستقیم عدم اعتماد به دیگران آموزشی داده می شود که مبادا منفعت ما از بین برود و مثلا به داستان روباه و زاغک اشاره شده بود. این مثال نشان می دهد که تدوین محتوای کتاب های درسی برای کودکان، به لحاظ فرهنگی، به دقت بیشتری نیاز دارد. نتایج مطالعات تحولات اجتماعی در باب سرمایه اجتماعی در ایران هم نشان می دهد که جوانان و تحصیل کردگان که باید عامل و موتور تحرک اجتماعی باشند، کمتر به کارهای جمعی اعتنا دارند. سازمان های مردم نهاد هم که فعالیت های کوتاه مدتی دارند و در مجموع اقشاری که انتظار می رود باید در تحرک بخشیدن به جامعه فعالانه ظاهر شوند، بیشتر نظاره گر هستند تا کنش گر! در آسیب شناسی چنین مشکلاتی یک عامل به تنهایی اثرگذار نیست و مشکلات را از ابعاد مختلفی باید بررسی کرد. با این وجود، اگر از منظر تعلیم و تربیت به مشکل بپردازیم، مشخص است که فواید کارهای جمعی در ساخت های مختلف برای افراد جامعه روشن نشده است. زمانی که برنامه ریزی برای کتاب های درسی به منظور آموزش بهتر با نگاه آسیب شناسانه و علمی همراه باشد، زمینه برای رفع مشکلات از طریق آموزش صحیح فراهم می گردد و امور اصلاح می شود به تعبیر قرآن:«انالله لایغیرمابقوم حتی یغیروما بانفسهم» و این بدان معناست که تغییرات اجتماعی مبتنی بر تحولات درونی افراد است. جبر در کار نیست و انسان بر اساس اختیار می تواند سرنوشت خود را تغییر دهد و به سمت اصلاح پیش برود. لذا اگر آموزش کارهای جمعی و همکاری های اجتماعی در کتاب های درسی جدی گرفته شود، فایده آن نصیب همه افراد جامعه می شود. لازمه آن هم شاید بازنگری در تصویری است که از مفهوم کودک داریم. در دوره مدرن مفهوم کودک، در قیاس با دوران گذشته معنای متفاوتی دارد و این مفهوم در این دو دوره تضادهایی دارد. به طور مثال، برای کودک در دوره مدرن و درجایگاه شهروندی تعریفی در نظر گرفته می شود که در دوران گذشته به چشم نمی خورد. به همین خاطر، ورود به مقوله کودکی، نیازی است که در مطالعات و تحقیقات آکادمیک باید بیشتر بر آن تمرکز داشت تا در نگاه به کودک در تدوین محتوای کتاب های درسی نیز از نتایج آن استفاده شود. ورود به مطالعات کودکی به عنوان موضوعی در مطالعات جامعه شناختی و روانشناختی، در بحث ارتباطات هم اهمیت ویژه ای دارد. به هر حال، وقتی می گوییم مفهوم کودکی در دوره مدرن با دوران گذشته تفاوت دارد، از یک سو در زمینه اجتماعی اهمیت زیادی پیدا می کند و بحث جامعه پذیری کودک از منظر جامعه شناسی و ارتباطی پدیدار می شود. امروزه مفهوم کودکی تغییر پیدا کرده و بر این مبنا، از وجه آموزشی و تربیتی، بازاندیشی در نگاه به دوره کودکی لازم است. زیرا در تربیت سنتی، نگرشی یک سویه و از بالا به پایین وجود داشته که امروزه و با توجه به حقوق شهروندی کودک، چنان منطقی و کارساز نیست. به ویژه که کودکان از دستاوردهای تکنولوژی مدرن، رسانه های اجتماعی و تلفن های همراه استفاده می کند و اینها اثرات قابل مشاهده ای از منظرهای مختلف خواهند داشت. در راستای این بحث، باید توجه داشته باشیم که یکی دیگر از مشکلات جامعه ایران ضعف در گفتگو و ناآشنایی با توانایی های لازم برای انجام گفتگوست. وجود چنین ضعفی از منظر جامعه شناختی و روان شناختی افراد را دچار نارسایی هایی در ارتباط سالم می کند و سوء تفاهم و بدفهمی را در ارتباطات به دنبال می آورد. زندگی شهری و کنش های شهروندان مقوله ای اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی است و براین مبنا، ضعف در گفتگو و پایین بودن مشارکت اجتماعی شهروندان مساله ای است که باید مورد توجه قرار داد. با آلوده شدن محیط زیست، تنفس شهری جدی گرفته می شود، لذا تنفس ارتباطی میان شهروندان هم باید جدی گرفته شود. وقتی سطح گفتگو بین افراد پایین بیاید، بی اعتمادی در زبان روزمره آن ها بالا می رود و این ها نکاتی است که به لحاظ ارتباطی و از منظر جامعه شناسی جای بحث دارد. از طرفی هم، نشانه هایی است که لزوم توجه بیشتر به آموزش های هدفمند به ویژه نیاز به تقویت روحیه کارهای جمعی را برای کاهش مشکلات اجتماعی یادآور می شود.
اشتباهات پزشکی همچنان باقی است جان انسان، سیری چند؟
اشتباهات پزشکی همچنان باقی است
جان انسان، سیری چند؟
علیجان غضنفری-
ساعت حدود 8 شب بود که موبایل خواهرکوچیکه زنگ زد
– داداش دیدی چه به سرم اومد؟
صداش به اندازه ای بغض داشت که دلم هری ریخت پایین
– چیه، طوری شده؟
– بچه ام داداش، جفت کلیه هاش سنگ داره؟
– بس کن تو چی داری میگی، بچه سه ماهه سنگ داره؟!
بغضش ترکید و با صدای بلند زد زیرگریه
– راست می گم داداش، الان نتیجه سونوگرافیش تو دستمه، نوشته هر دو کلیه اش به ضخامت 2 تا 3 میلی سنگ داره، حالا چه کنم داداش؟ هان، چه خاکی باید تو سرم بریزم؟
– غیرممکنه، مگه بچه تو غیر از شیرمادر، چیز دیگه ای هم خورده؟
– نه، من جز شیر خودم تا حالا یه قطره آبم بهش ندادم. اما دکتر آزمایشگاه می گه کلیه بچه ات خاصیت سنگ سازی داره، ازهمان شیر مادر سنگ درست شده!
– حالا مطمئنی اشتباهی صورت نگرفته؟
– نه داداش نتیجه سونوگرافی الان تو دست منه!
– آزمایش چی؟ آزمایش ام گرفتی؟
– آره، اما تو آزمایش همه چی نرماله!
– یعنی چی، هیچ عفونتی دیده نشده؟
– نتیجه که این طور می گه.
– یه جای کار عیب داره، صبر کن من خودمو برسونم
به سرعت به طرف مطب خانم دکتر راه افتادم. فاطمه خواهر ته تغاری ما بود و مورد توجه همه خواهرها و برادرها، سه سالی می شد که ازدواج کرده بود و خداوند، همین سه ماه پیش پسری به آن ها داده بود که مثل خودش، چشم چراغ همه فامیل شده بود. از قشنگی چهره و به خصوص چشم های این کودک هر چه بگویم کم است. اولین سوالی که در تمام مسیر ذهنم را دچار تناقص کرده بود، پرسیدم: آیا نتیجه آزمایش و سونوگرافی- هر دو را دکتر دیده؟
-:آره، الان اومدیم بیرون، اما دکتر به محضی که چشمش به اسم کلینیک آزمایشگاه در بالای صفحه سونو افتاد. گفت برین جای دیگه سونو بگیرین. آزمایش را که دید بیشتر اصرار کرد و گفت در خون و ادرار این بچه ذره ای عفونت دیده نمی شه و با نتیجه سونوگرافی همخوانی نداره، حالا کمی خیالم راحت تر شده و خدا کنه که بچه ام مشکلی نداشته باشه؟!
اما متاسفانه مثل این که تنها کلینیک خلوت، مال همان آقا بود. به هر جای دیگر سر زدیم پنج روز و یک هفته نوبت می دادند و با این خوف و رجایی که ما داشتیم خیلی طولانی بود! می پرسم:«اصلاً چه شد که رفتین سراغ سونوگرافی؟!»
– دیروز ناگهان به سرمان زد که بریم نمایشگاه، روبروی شهرک صنعتی- بعد از کارخانه سیمان، یکی دو ساعتی داخل نمایشگاه با کالسکه بچه گشت زدیم و نزدیک غروب برگشتیم خونه، توی خونه سرجیغ رو گذاشت، بلند و دردناک و پی در پی که سابقه هم نداشت.
پوشاکش را باز کردم، ادرارش کمی زرد شده بود. به هرحال رنگ پوشک را کمی تغییر داده بود. گریه های بی امان نوزاد و تغییر رنگ ادرار موجب شد که سریعتر به دکتر مراجعه کنیم. آمدیم این جا، اتفاقاً دکتر خودش هم نبود. این خانم هم دکتر کودک است. بردیمش نزد او، خانم دکتر احتمال دل درد می داد. وقتی پوشک بچه را نشان دادم، دستور داد که حالا بد نیست یک سونوگرافی از کلیه هایش هم بگیرید.
– گرفتیم و نتیجه این شد که می بینی!
گفتم: عزیزجون من البته پزشک نیستم و تو کار پزشکی هم وارد نمی شوم. اما خدا بیامرز مادرمان همیشه می گفت: یک کودک، هیچ وقت بی خود و بی جهت جیغ نمی زند مگر به سه علت:«یا گرسنه و تشنه است که اولین راه حل این است که به فراخورسنش رفع گرسنگی یا تشنگی شود، اگر گریه ادامه داشت کودک یا دل درد است یا گوش درد! من دارم متوجه می شوم که مشکل این طفل معصوم چی بوده، شما برداشتید این کودک سرما و گرما ندیده سه ماهه را بردید نمایشگاه در معرض بادهای بیرون شهر و دو ساعت هم گردش کردید. گوش های این بچه مثل برگ گل نازک است و درد گرفته علائم دل درد را هم که نداشته، اما چون گوش هایش برای اولین بار درد گرفته، شما متوجه نشده اید. این ناراحتی ها در قدیم هر کدام راه حل خودش را داشت که امروزه به علت در دسترس بودن پزشکان از یادها رفته، انشاء الله که مشکلی نیست.
اما سخنرانی من خیلی حمید آقا- بابای کودک – را تحت تاثیر قرار نداد. زیرا پزشکان همین یک ماه پیش مجبور شده بودند، بچه شش ماهه همکارش را عمل سنگ شکن نمایند. البته بنده با ملاک قرار دادن مسئله نرمال بودن آزمایش ها حرفم را پیش برده و کمی خیالش را راحت تر کردم، اما مگر می شود والدین یک نوزاد سه ماهه را که دکتر آزمایشگاه نوشته، جفت کلیه هایش سنگ دو تا سه میل دارد به همین راحتی قانع کرد؟!
پنج روز گذشت تا نوبت مجدد پیش آمد، اما مگر این پنج روز تمام می شد؟!
با وجود آن که کودک دیگر هیچ گونه حرکتی ناشی از بیماری بروز نمی داد، اما با هر نگاه و با هر لبخند کودکانه ای که می زد، ته آن نگاه و لبخند به اشک پدر و مادرش ختم می شد. هنگامی که آن چشمان نیلگون را با آن نگاه های ژرف و عمیق خود به چپ و راست می چرخاند. چشمانی که انگار خداوند تمام هنر آفرینش خود را در خلق آن ها به کار برده- بی اختیار ته دل همه را می لرزاند که نکند، سونوی بعدی هم تائید کند که کلیه های این معصوم زیبا، سنگ ساز باشد و کار به عمل بکشد؟ تازه بعدش چی، لابد بعدها هم این فرایند ادامه خواهد داشت.
بالاخره روز پنجم در میان بیم و امید خانواده فرا رسید. طبق نوبتمان رفتیم کلینیکی که دکتر خودش معرفی کرده بود. یک خانم که به تعبیر دکتر به کارش کاملا وارد است. همین که مانیتور دستگاه کلیه های بچه را نشان داد، او که نگرانی را از چشم های پدر و مادر کودک خوانده بود، گفت:«کلیه های این بچه هیچ مشکلی ندارد، اصلا چی شده که این بچه سه ماهه را آورید سونوگرافی؟! پدر و مادر، بی آن که بتوانند جوابی بدهند، از خوشحالی زدند زیر گریه و خواهر کوچیکه نتیجه سونوی قبلی را به طرف خانم دکتر دراز کرد. خانم دکتر که متوجه عمق رنج چند روزه آن ها شده بود تصویر را بزرگ تر کرد و تمام قسمت ها را با شرح کاملی به آن ها نشان داد. اما از سونوگرافی کلینیک آن بنده خدا به شدت حیرت کرده بود و هی می گفت:«عجب، عجب، این واقعاً جالبه!» بنده خدا محافظه کاری می کرد و چیز دیگری در مورد همکارش نمی توانست بگوید. اما از اینکه این پدر و مادر را شادمان کرده بود، خوشحال بود و احساس رضایت می کرد. خوب این ماجرا، هرچند به قیمت چند روز درد و رنج عمیق یک خانواده، ختم به خیر شد. اما مشکل اشتباهات پزشکی، کلینیکی آزمایشگاهی و به طور کلی همه گرایش های پزشکی این شهر، همچنان باقی است. پارسال به هنگام عمل آب مروارید، پدر خود من، یک لنز ICON (آیکون) خریدیم که چشم پزشک آن را به کار ببرد. اما دکتر ما را فرستاد که یک لنز دیگر هم بگیریم و این طور عنوان کرد که: چون این لنزها به طریق غیرگمرکی وارد کشور می شوند، ممکن است شکسته باشند. در لحظه عمل دیگر فرصت این تعویض ها نیست. اگر سالم بود، شما بعد از عمل لنز دوم را پس بدهید. مگر می شود با جسم و جان بیماران چنین معاملاتی بشود. من که باور ندارم.
اما این سوال باقی می ماند«چرا شهر کرمان که در همین دهه های گذشته مرکز پزشکی استان های مجاور مثل هرمزگان و سیستان و بلوچستان بود. هم اکنون بیماران خودش رو به شهر یزد آورده اند؟ من به کسی تهمت نمی زنم. مواردی مثل ماجرای این کودک هم لابد بر اثر کم دقتی بوده اما در مجموع این ها دارد ارزش کار پزشکان دلسوز ما را زیر سوال می برد و کسی هم کاری نمی تواند بکند. درود برکسانی که حرف های بی غرضانه را می شنوند و به بهترین آن عمل می نمایند.
شهید مهدی طیاری
شهید طیاری؛ دوران کودکی را در روستا گذراند و دبستان را در عنبرآباد طی کرد و سپس به هنرستان کشاورزی جیرفت رفت.
در روزهای هنرستان شکل گیری شخصیت مذهبی و سیاسی مهدی کامل شد و همین آغاز مبارزه جدی با ظلم و فقری شد که همواره در کنار آن زندگی کرده بود.
زمستان سال 57 که کنگره کاخ های سلطنتی فرو ریخت آغاز زندگی تازه ای برای این جوان پر شور بود. با شروع جنگ پای مهدی به خاک جبهه ها باز شد. ماند و جنگید. مجروح شد؛ اما از پا نیفتاد. در عملیات بیت المقدس 7 که فرمانده گردان دلاور 419 بود، به شهادت رسید.
پیوند آسمانی
یکباره از خواب پریدم. دستانم میلرزید؛ خود را در صحرای بیانتهایی دیده بودم. دستی از میان ابرهای سپید به طرف پایین آمد. آن دست، گل ارغوانی زیبایی به طرفم گرفت. تا آن زمان خوش رنگتر از آن گل ندیده بودم. ناگهان بادی وزیدن گرفت و گلبرگهای گل را دانهدانه جدا کرد و جلوی پایم ریخت. فردای آن شب حاج مهدی به خواستگاریام آمد و ما در یکی از روزهای آبان ماه سال 1360 در زیر بارش تند باران با هم پیمان بستیم تا همراه و همسری وفادار برای یکدیگر بمانیم. بعد از مراسم، من به اندیمشک رفتم تا در بیمارستان صحرایی، امدادگر باشم و او به خط مقدم رفت.
چشم انتظاری
مهدی تا سال 62 فرمانده عملیات سپاه جیرفت بود و تا نیمه شب خانه نمیآمد و من چشم انتظار مینشستم تا صدای ماشین سپاه به گوشم میرسید. یک شب که خانه بود، صدایش کردم و گفتم: بلند شو، آمدند دنبالت. گفت:«تو از کجا میدانی؟» گفتم: من این قدر گوش به این در چسباندهام که هر ماشینی عبور کند از صدایش میفهمم، ماشین سپاه است یا نه. از آن روز به بعد هر وقت میخواست مأموریت برود، مرا به خانه مادرم میبرد.
دو رکعت عشق
شبهایی که عازم عملیات بود، اصلاً به من و فرزندش نگاه نمیکرد. میترسید اسیر دنیا شود و من هر بار از او میخواستم در وصیتنامهاش بنوسید به من اجازه دهند بالای سر جنازهاش دو رکعت نماز بخوانم. این جمله را که میشنید، میخندید و میگفت: «مواظب باش آن لحظه خودت را نکشی دو رکعت نماز پیشکش.» اما خدا یاری کرد و من آن دو رکعت نماز را خواندم.
بیت المال
بچه ها را جمع کرده بودند تا از بین شان چند نفر را برای شناسایی منطقه انتخاب کنند. از موانع زیاد دشمن و میدان های مین گفتند که سرتاسر منطقه را پوشانده است. می گفتند این راه برگشتی ندارد و … هنوز حرف های فرمانده تمام نشده بود که مهدی از توی جمع بلند شد، داوطلب شد برای شناسایی. گفتم: ماشینم بنزین تموم کرده، یک لیتر بنزین بهم بده تا به پمپ بنزین برسم، گفت: چند لحظه صبر کن می رم از پمپ بنزین می گیرم، چند دقیقه بعد که برگشت، پانزده لیتر بنزین با خودش آورده بود. توی ماشین نشسته بودم که چشمم به آمپر بنزین افتاد. باکش پر بود. گفتم: ازت دل خور شدم. باک ماشینت پر بود. اون وقت به من بنزین ندادی و رفتی از پمپ بنزین گرفتی. خندید و گفت: بنزین ماشین من مال بیت المال مسلمین بود. اگه یه ذره از اونو به تو می دادم نه تو خیر می دیدی، نه من.
من هم مثل بقیه
عملیات تازه تمام شده بود. سوار یک ماشین شدم و راه افتادم به طرف قرارگاه. بین راه دیدمش که داشت پیاده به طرف قرارگاه می رفت. به راننده گفتم کنارش نگه دارد و با اصرار ازش خواستم که به جای من سوار ماشین شود، ولی من را قسم داد که سوار ماشین شوم و به قرارگاه بروم.
گفتم خوب شما چه کار می کنید؟ چطوری می آیید قرارگاه؟ اشاره کرد به چند نفر از بچه ها که داشتند جلوتر حرکت می کردند و گفت: بعضی از نیروها پیاده می رن قرارگاه. منم مثل اونا. (دقیانوس)
فردوسی پور و هنر شفاف اندیشیدن
فردوسی پور و هنر شفاف اندیشیدن
اشکان خسرو پور
کتاب هنر شفاف اندیشیدن، در یک کلام، یک کتاب جامعهشناسی – روانشناسی یا خودشناسی است که یک رماننویس و کارآفرین سوئدی نوشته و یک گزارشگر ورزشی، یعنی عادل فردوسیپور آن را ترجمه کردهاست، البته با همراهی دو نفر دیگر.
کتاب را «رولف وبلی» یک کارآفرین سوئدی که پیشتر چند تایی رمان داشت، نوشته است. در سال ۲۰۰۴ میلادی، او را به جلسهای به نام «تبادل رسمی افکار» دعوت میکنند. آشنایی با یک تاجر به نام «نسیم نیکولاس طالب» در همان جلسه رقم میخورد. «طالب» بعدها یادداشتهایی برای آقای وبلی میفرستد که کتاب میشوند و در تمام دنیا طالب و خواننده پیدا میکنند.
هنر شفاف اندیشیدن درباره اشتباهاتی است که کردهایم و نباید بکنیم. اشتباههایی که انجام دادنشان بد است ولی خودمان نمیدانیم اشتباه هستند. هنر شفاف اندیشیدن، ۹۹ بخش دارد که هرکدام به یک اشتباه پرداخته. البته خود نویسنده هم تاکید دارد که لیستش کامل نیست و میتواند نوشتههایی به آن اضافه شود. خود آقای «رولف دوبلی» درباره کتابش نوشته:«این کتاب حاوی دستورالعمل نیست. در آن «هفت گام برای یک زندگی بیخطا» پیدا نخواهید کرد. در واقع آرزوی من کاملا ساده است: اگر بتوانیم بزرگترین خطاهای فکری را بشناسیم و از آن ها در زندگی شخصی، شغلی یا در دولتمان پرهیز کنیم، ممکن است شاهد جهشی در موفقیت خود باشیم. نیازی به حیلههای جدید، طرحهای نوین، ابزار غیرضروری و پرکاری طاقتفرسا نیست. تمام آنچه ما بدان نیاز داریم، پرهیز از بیخردی است.»
هر فصل کتاب یک خاطره یا رخدادواقعی را توصیف کرده و بعد سراغ پاسخ دادن به این پرسش رفته که چرا انجام دادن این خطا، بد است.
کتاب را عادل فردوسیپور ترجمه کرده که یک گزارشگر ورزشی عالی یا مورد قبول خیلی از اهالی ورزش است، این قبول. اما اگر انتظار داشته باشید، ترجمههای او چیزی در حد ترجمههای «میمنت دانا» یا «بهمن فرزانه» باشد، به بیراهه رفتهاید. حرفمان این است که گول نام آدم معروفها را نخورید. البته عادل فردوسیپور تنها نیست و در اصل این کتاب را سه نفر ترجمه کردهاند: عادل فردوسیپور، بهزاد توکلی و علی شهروز. ولی به خاطر معروف بودن «فردوسیپور»، معمولا کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» را به اسم او میشناسند و حتی خبرگزاریها هم جوری خبر منتشر میکنند، انگار همهچیز کار او باشد. عنصر «شهرت» برای ترغیب خواننده به کار برده میشود تا مردم به طرف یک عنصر خواندنی ودیدنی (یا حتی پوشیدنی و گوش کردنی) کشیده شوند. حرف ما این است که، «هنر شفاف اندیشیدن» را به خاطر عادل نخرید.
کتابخوانها، آدمهای معمولی که دوست دارند درباره جامعهشناسی و خودشان چیزی بدانند یا دوست دارند، آدم بهتری باشند با دیدی وسیعتر از هنر شفاف اندیشیدن لذت بیشتری میبرند.
در مقابل، کسانی که دنبال یک مقاله یا کتاب در حوزه فوتبال یا ورزش هستند، کسانی که صرفا به خاطر فردوسیپور پی کتاب را گرفتهاند،کسانی که حوصله مباحث اجتماعی را ندارند از «هنر شفاف اندیشیدن» لذت کمتری خواهند برد.
یواشکیهای یاران احمدینژاد
روزنامه آرمان نوشت:یاران احمدینژاد این روزها به شکل جالبی اقدام به افشاگری علیه یکدیگر میکنند و البته زمانی که برای تخریب هم سوژه مناسبی ندارند به داستان سرایی میپردازند. نمونه آن چالش سه ضلعی احمد خورشیدی پدرعروس احمدینژاد، مهدی کلهر مشاور رسانهای احمدینژاد و محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت احمدینژاد است. پس از انتشار اخباری مبنی بر حضور نیافتن احمدینژاد در انتخابات ۹۶ بود که نزدیکان او به بیان دیدگاههای خود درباره این موضوع که هنوز تایید نشده است، پرداختند و در این میدان گاهی انتقاد به یکدیگر جای خود را به افشاگری داد. اما بخش جالب این چالش سه گانه آنجا بود که اذعان شده است احمدینژاد بارها اعلام کرده قصد ورود به انتخابات ۹۶ را ندارد.
رفت و آمد رامین به ستاد هاشمی؟!
آنچه در تلگرام احمد خورشیدی آمده چنین است: محمد علی رامین اخیرا در واکنش به شایعات پیرامون محتوای دیدار بین رهبر انقلاب و دکتر احمدینژاد، نامه سرگشادهای به دکتر احمدینژاد نوشته است و بهشدت از او برای سخن گفتن و شکستنِ سکوتش در این مورد، طلبکار شده است. رامین در اظهاراتش توقع افشای محتوای دیدار خصوصی وی با رهبری را داشت و این سکوت دکتر احمدینژاد در برابرِ شایعات را ضعف او در ولایتمداری دانسته و مشفقانه نصیحتش کرده است که سکوت خود را بشکند.
سخنان جناب کلهر در واکنش به این نامه سرگشاده رامین را میخوانید: این هم از آن حرفهاست جناب دکتر رامین! جنابعالی در دور دوم انتخابات ۱۳۸۴در برنامه «به خانه برمیگردیم» در سیمای جمهوری اسلامی ایران چنان راجع به کاندیدای اصلح که باید درکسوت روحانیت باشد و در انقلاب و کنار حضرت امام و… که اصلا نیازی نبود نام آقای هاشمی را ذکر کنید. حتما خودتان CD آن برنامه را در اختیار دارید و یادتان هست که به ستاد انتخاباتی ایشان هم رفت وآمد داشتید و… بلکه از طریق دوست مشترکمان شما به سمت آقای دکتر احمدینژاد آمدید که اگر ایشان مایل باشند ماجرای جذب شما را درکنار دکتر خواهند گفت. اما باهوش واستعداد فوقالعادهتان سریعا در کنار دکتر قرار گرفتید.
آقای هاشمی برای حذف رامین
هزینه نمیکند
بعید بهنظر میرسد آقای هاشمی برای حذف شما هزینه کنند گرچه بنده مثل شما فکر نمیکنم که شما خدای ناکرده مامور آقای هاشمی باشید مثل آقای ع. د که روزی اصلاحطلب بوده وحالا با ماموریتی آنچنانی آمده و… گرچه این احتمال در سیاست ودرکنار بزرگان همیشه بوده وهست وحتما این احتیاط که شرط عقل است را مراعات میکنند وبزرگان بهتر است همانطور که امام راحل فرمودند با کسی عقد اخوت نبستهاند، نبسته باشند که البته شرط عقل و تعهد به کشور و مردم و میثاق ملی است و هر مسئولی اگر نزدیکانش را اعم از خویشاوندی و کاری ودوستی بر مصالح عموم ترجیح دهد هرچه در زمان حیات وپس از آن نصیبش شود مستحق آن است. اما توصیه بنده به دوستان وازجمله جنابعالی چنین است که شما در این اندازه نیستید که از آن بالا با عتاب وخطاب با آقای احمدینژاد سخن بگویید و آنهم با بیدقتی یا عدم اطلاع کافی از ماجرا.
گرچه حتما ایشان سخنان همه و شما را خواهند شنید. و ان شاءا… سعی خواهند نمود که کمتر اشتباه کنند. اما درخاتمه لازم میدانم به نکتهای اشاره کنم ودوستان توجه کنند در این دو سه سال اخیر که بحث گفتمان انقلاب در دفتر آقای احمدینژاد پیگیری میشد اگر اشتباه نکنم در تمام جلساتی که بنده در تهران بوده وشرکت کردهام به کرات از جناب دکتر شنیدهام که به تمام حاضران گفتهاند که قصد شرکت وکاندیدا شدن در انتخابات ندارند و تمام همشان را برای پیشبرد این گفتمان گذاشتهاند و هرگز قصد کاندیدا شدن را نداشتهاند و البته در جای جای کشور مردم هرچه بیشتر مشتاق کاندیدا شدن دکتر احمدینژاد هستند به دلایلی که همه از آن مطلع هستید. از جنابعالی با این هوش وکیاست بعید است که این انتشار خبر را ندانید که به چه منظوری است! و از نامه سرگشاده شما به ایشان نیز پیداست که ظاهرا خود شما نیز بخشی از این سناریو هستید. درباره موضوعات دیگری نیز مطالبی هست که در زمان خودش به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد ان شاءا… .
محمدرضا عارف: عذرخواهی مرتضوی دیرهنگام بود
محمدرضا عارف:
عذرخواهی مرتضوی دیرهنگام بود
به گزارش ایلنا محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید در حاشیه مراسم آغاز سال تحصیلی در مدرسه شهید کدخدایی منطقه ۱۱ تهران ضمن تبریک فرارسیدن سال جدید تحصیلی به دانشآموزان، معلمان و جامعه فرهنگیان کشور در پاسخ به سوالی در درباره نامه عذرخواهی سعید مرتضوی نسبت به حوادث ناگوار کهریزک در سال ۸۸ گفت: اصولا پوزشخواهی یک بحث اخلاقی است که ریشه در فرهنگ اسلامی ما دارد در عین حال پوزشخواهی و عذرخواهی هیچ فردی دادگاه را برای ادامه رسیدگی به پرونده منع نمیکند. عارف تصریح کرد: در صورتی که خطایی در کهریزک انجام شده، باید تنبیههای لازم صورت گیرد و این عذرخواهی بسیار دیرهنگام بود اما ما از آن استقبال میکنیم و امیدواریم برای موارد دیگر الگو باشد.
نماینده مردم تهران در پاسخ به این سوال که آیا عذرخواهی مرتضوی تاثیری در تغییر دیگر احکام صادره برای محکومان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ خواهد داشت یا خیر؟ گفت: قطعا دادگاه باید تصمیم آخر را بگیرد و حرف آخر را بزند چرا که ما قاضی نیستیم با این حال عذرخواهی ایشان نزد افکار عمومی اقدامی با ارزش بود.
عارف در پاسخ به سوال دیگری در باره آخرین وضعیت تحقیق و تفحص از شهرداری تهران در تعطیلات سه هفتهای مجلس گفت: در این مدت پیگیریهایی انجام شده و دوستان مباحثی را مطرح کردند و امیدواریم با فعالیت مجدد مجلس پیگیریها انجام شود.
