بایگانی مطالب نشریه

کارمند بازنشسته سازمان برنامه و بودجه استان: هیچ کس نمی پرسد آن کارمند منظم کجاست

کارمند بازنشسته سازمان برنامه و بودجه استان:
هیچ کس نمی پرسد
آن کارمند منظم کجاست

صد سال را یک قرن می گویند. گویا در زمان های قدیم هر سی سال را هم یک قرن به حساب می آوردند. حالا اگر بخواهیم با همان آمار و ارقام روزگاران قدیم حساب و کتاب کنیم، یک کارمند از روزی که در اداره ای استخدام می شود و تا روزی که حکم بازنشستگی اش را به دستش می دهند، یک قرن را می گذراند. افرادی که با هم سر کار رفته اند با هم بازنشسته می شوند و کم کم کار به جایی می رسد که اگر یک بازنشسته چند سال پس از اتمام خدمتش برای کاری به اداره محل خدمت خود سر بزند با غریبانی مواجه می شود که نه آن ها را می شناسد و نه آن ها او را به جا می آورند. این حکایت همه کارمندان است. حکایت این بیت شعر عربی«اذا ذهب القرن الذی انت فیهم و خُلِّفتَ فی قرن فانت غریب» یعنی:هر گاه مردمی که تو در میان آن ها هستی بروند و تو در میان مردمی دیگر بمانی، در این هنگام غریب هستی.
و این شعری است که در تعریف «قرن» آمده است. بگذاریم و بگذریم.
آمارگیری یکی از نیازهای دنیای مدرن است. امسال که 1395 است و سالی است که باید در آن آمارگیری نفوس و مسکن انجام بپذیرد و دست بر قضا بازارش هم بسیار گرم است و مسولان کشوری و استانی در جلسات مربوط به آمارگیری شرکت می کنند و می کوشند تا اهمیت این موضوع را با پوشیدن کاور و جلیقه و لباس فرم آمارگیری نمایان سازند، بد ندیدیم که گفت و گویی با یکی از کارمندان قدیمی(البته این کارمند از واژه قدیمی زیاد خوشش نمی آید و ما هم واژه معادلی پیدا نکردیم.) اداره برنامه و بودجه انجام بدهیم.
منصور عباسی در سال 1350 در اداره برنامه و بودجه استان کرمان استخدام و درست سی سال بعد در 1380 بازنشسته شده است. عباسی اهل هنر و ادبیات هم هست. اشعار زیادی از حفظ دارد. سه تار می زند و مطالعه می کند.
گفت و گوی مفصل من با وی را بخوانید؛
عباسی در معرفی خود می گوید که متولد سال 1326 هستم. در سال 1350 در اداره برنامه و بودجه استخدام و در سال 1380بازنشسته شدم. اداره برنامه و بودجه آن روزها نزدیک پارک نشاط بود. 2 شعبه داشتیم. یکی مرکز آمار(پارک نشاط) و دیگری دفتر برنامه و بودجه(خیابان زریسف) بود. بعد این دو مرکز در یکدیگر ادغام و به خیابان حافظ منتقل شد. پس از آن به کوچه والی آباد، بعد هم به محل فعلی برنامه و بودجه(خیابان شفا) انتقال یافت.
کار ما ثبت آمار جمعیت، هزینه، درآمد، نقشه برداری، تورم، قیمت گیری، دموگرافی(خصوصیات اجتماعی فرد اعم از شغل، سن، تناسب شغل با تحصیلات و…) بود.
خاطرم هست که اولین سرشماری جمعیتی در سال 1355 صورت گرفت. مطابق آن آمار جمعیت کرمان80 -170 هزار نفر بود.
همه باید از تجربیات گذشتگان درس بگیرند. این فرمولی که الآن تحت عنوان فرمول انیشتین معروف است. قبل از انیشتین روی آن کار شده بود. بعداً این دانشمند آمد و کار دانشمندان قبل از خود را ادامه داد تا به نتیجه رسید. در حال حاضر هم جوانان باید یاد بگیرند که از تجربیات بزرگ ترها استفاده کنند. ادامه راه گذشتگان را بروند. نه این که دوباره بخواهند همان تجربه ها را تکرار کنند. تجربه و عمر آن قدر با ارزش است که حتی با طلا هم نمی توان آن را قیاس کرد.
البته هر کسی هم باید خودش قابلیت شنیدن تجربیات دیگران را داشته باشد. خدا رحمت کند آقای ماشاء الله نوحی در نواختن تار مهارت داشت. ایشان کار خود را به کسی یاد نمی داد. من ناراحت می شدم. اما بعدا دیدم که چرا ایشان چنین رفتاری دارد. بعداً خودم به این نتیجه رسیدم خود این افراد قابلیت یاد گرفتن و پی گیری کاری را ندارند.
طریقه پخت گِل پلو
این کارمند بازنشسته نصیحت پذیری را یکی از خصلت های نیک بشر می داند و در انتقاد از افرادی که از تجربیات دیگران استفاده نمی کنند می گوید که بعضی ها فکر می کنند همه چیز را می دانند در حالی که این طور نیست. هر چه را که از دیگران می آموزند فوراً می گویند من خودم بلد بودم. حکایت این ها حکایت آن نوعروسی است که آشپزی اش خوب نبود. هر روز نزد زن همسایه- که با تجربه بود- می رفت و دستور پخت غذا می گرفت. آن زن هم سخاوتمندانه اطلاعات خود را در اختیار او می گذاشت. اما نوعروس به جای تشکر می گفت: من خودم می دانستم!
یک روز قرار بود آن نوعروس مهمانی بدهد. دوباره نزد زن همسایه رفت و دستور پخت یک غذا را گرفت. زن همسایه گفت: بعد از این که پلوها را داخل قابلمه ریختی، یک خشت هم روی پلوها بگذار، آن وقت در قابلمه را ببند. نوعروس کارنابلد هم همین کار را انجام داد. بعد از این که مهمانان به خانه اش آمدند، درب قابلمه را باز کرد. چشم هایش از وحشت باز ماند. خشت خیسیده و کاملاً با پلوها مخلوط شده بود. نوعروس قابلمه را بر می دارد و به خانه همسایه می رود و می گوید این ها «گل پلو» شده اند. زن همسایه با خونسردی می گوید: تو که خودت می دانستی!
آمار الاغ ها
در اوائل استخدامم در اداره برنامه و بودجه برای آمارگیری به یک روستا رفتم. در آن جا باید آمار گاو و گوسفند و شتر و مرغ و… را می گرفتیم. آمارها را گرفتم تا نوبت به آمارگیری الاغ ها رسید. یک نفر از اهالی که همه را می شناخت، یکی یکی اسم می برد و من هم در جدول می نوشتم. خب همه هم الاغ نداشتند و هر کس هم که داشت معمولاً یک الاغ بیش تر نداشت. برای همین آمار افراد الاغ دار و الاغ های ده تقریباً یکی بود. آن فرد ساده دل هم اسم هر فرد را می برد و می گفت:«یک خر!، فلانی دو تا خر، با فلانی میشه سه تا…» که باعث خنده ما شده بود.
عوض کردن فامیل
یک روز برای آمار گیری به یک روستا رفتم. نوک خودکار را روی کاغذ گذاشته بودم و در حال نوشتن اطلاعات یکی از اهالی بودم. فامیل او را پرسیدم. گفت:«دانکی!» سرم را از روی کاغذ برداشتم. با تعجب پرسیدم«دانکی؟» گفت:«بله!» من هم با شک و تردید نوشتم. اما حالا یک مشکل دیگر برایم به وجود آمده بود. آن فرد دائم از من می پرسید:«معنی فامیل من چیه؟» من هم طفره می رفتم. خیلی اصرار کرد. من که چاره ای نداشتم گفتم:«چی بگم؟ به انگلیسی میشه الاغ!» گفت:«یعنی معنی فامیل من خره؟»
سال بعد دوباره برای آمارگیری به همان روستا رفتم. به خانه همان شخص رسیدیم. صاحب خانه اسم خود را گفت اما فامیلش این بار متفاوت بود. متوجه شدم که پس از این که معنی انگلیسی فامیلش را گفتم، اسم فامیلش را عوض کرده است. دستم را گرفت و برای پذیرایی به خانه اش برد. گفت:«تو اولین کسی بودی که معنی فامیلم را به من گفتی. قبل از تو دیگران یا معنی آن را نمی دانستند و یا اگر می دانستند نمی گفتند. فقط می دیدم که بعضی آدم های با سواد از شنیدن فامیلم تعجب می کنند. این اسم فامیلی را که الآن دارم مدیون تو هستم.
جلال سلمانی؛ معرف من بود
عباسی نحوه پیوستن خود به اداره متبوعش را این گونه تعریف می کند و ادامه می دهد که جریان استخدام من در اداره برنامه و بودجه هم به این صورت بود که من نزد آقایی به نام جلال سلمانی به اصلاح می رفتم. رییس اداره برنامه و بودجه هم به همان سلمانی می آمد. مدرک فوق دیپلم داشتم و سه روز بود که از سربازی برگشته بودم. جلال گفت دوست داری در یک اداره کار کنی؟ من استقبال کردم. یک دوچرخه داشتم که هنوز هم دارمش! با جلال، دوچرخه را دو پشته سوار شدیم و به اداره برنامه و بودجه رفتیم. رییس به جلال گفت برو و من را نگه داشت. از من پرسید:«دوست و رفیق هم داری؟» گفتم:«بله.» گفت:«هر کدام که آدم های خوبی هستند با خودت بیاور.» دنبال دوستانم رفتم و آن ها را نزد رییس بردم و پس از موافقت رییس با هم کارمان را شروع کردیم.
تابلو و فلسفه
به شعر علاقه دارم. شاید 10 هزار بیت شعر حفظ هستم. هیچ وقت سعی نکردم شعر بگویم. دلیلش هم این است که ویل دورانت می گوید:«شعر آن چنان باید باشد که یک مصراعش تابلویی را رسم کند و یک بیتش فلسفه ای را بیان کند.» من توانایی سرودن چنین شعری را در خودم نمی بینم. البته خصوصیات شعری که ویل دورانت می گوید را در خیام دیده ام. دقت کنید به رباعی معروف خیام که می گوید:«در کارگه کوزه گری رفتم دوش/ دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش/ ناگاه یکی کوزه برآورد خروش/ کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش»
ببینید خیام با چه مهارتی در سه مصراع اول تابلو رسم می کند و در مصراع آخر یک فلسفه عمیق را بیان می کند.
نوای تار نوایی
وی در خصوص علاقه خود به سه تار می افزاید که علی اکبر خان نوایی- شوهر خاله ام- استاد تار بود. او شاعر، موسیقی دان و خطاط بود که در سن 104 سالگی از دنیا رفت. بسیار مرد بزرگی بود. هر وقت چیزی را یادش می رفت دست روی موهایش می کشید و می گفت این ها آنتن است. باید آنتن ها را تحریک کنم یادم بیاید. یکی از اشعارش این بود:«رفت کفش و کُله و جامه من در گرو می/ آبرویی که روم باز ره میخانه ندارم/ لختم و عورم و ملبوس زمستانه ندارم/ به جز از ناخن دستم که زنم شانه ندارم»
هیجده سال داشتم که آموزش تار را نزد علی اکبرخان شروع کردم. الآن هم برای دل خودم می نوازم. پسرم در نواختن 6 ساز موسیقی مهارت دارد. من به مشتاق علیشاه علاقه مند هستم. مشتاق مرد بزرگی بوده که یک سیم به سیم های سه تار افزوده و به نام خود او معروف است. جالب است که خانه ما اطراف آرامگاه مشتاق بود و من بزرگ شده همان محله هستم.
عاشق کارم بودم
بر خلاف بسیاری از مردم که از شغل خود بیزار هستند، عاشق کارم بودم. کارم را دوست داشتم چون پشت میز نشینی نبود. در 8هزار آبادی استان کرمان کار کرده ام. هر جایی یک نکته هم که یاد گرفته باشم می شود 8هزار نکته.
این قدر روستایی ها به من محبت کرده اند که اگر قرار باشد جبران کنم باید 30 سال در خانه بنشینم و یکی یکی به یادشان بیاورم و تشکر کنم. آن ها اگر یک نان در خانه داشتند همان یک نان را از ما مضایقه نمی کردند. آن آدم ها الان بسیاری شان زنده نیستند.
حوزه کاری ما خیلی گسترده بود. از شمالی ترین نقطه استان شروع می شد و در جنوبی ترین نقطه به پایان می رسید. از شرقی ترین نقطه تا غربی ترین نقطه هم امتداد داشت. کار به این سادگی ها هم نبود. پیاده روی های طولانی و آب کرم زده خوردن داشت. با خطر ابتلای انواع بیماری ها از جمله مالاریا مواجه بودیم.
خاطرم هست که با همکارانم به یک روستا رفتیم. در آن جا آب نبود. یک کلمن آب همراه داشتیم. سه روز با این کلمن زندگی کردیم و حتی دست و صورت مان را نتوانستیم بشوییم.
در یک روستای دیگر آب را داخل قوطی می آوردند. ما از آن آب ها استفاده کردیم. وقتی به کرمان برگشتم چشمانم خراب شده بود. برای معاینه، نزد دکتر روان مجد رفتم. دکتر متوجه شد که با آب نامناسب، دست و رویم را شسته ام. خلاصه دارویی تجویز کرد و چشمم درمان شد.
از بین همه روستاهایی که رفته ام، سفر چترود در ذهنم مانده است. چون اولین روستایی بود که مرا به صورت آزمایشی به آن جا فرستادند. هر جایی که می رفتم، خوش می گذشت. اعتقادم این است که درون انسان باید شاد باشد.
حقوقم را حلال کرده ام
30 سال صادقانه کار کردم. اما کسی نگفت دستت درد نکنه! فرم های آمارگیری را حتما بعد از ما بررسی کرده اند؛ اما هیچ کس نپرسید کارمندی که این کارها را با چنین دقتی انجام داده کجاست؟
البته خوشحالم از این که با راستی و درستی کار کرده ام. حقوقم را حلال کرده ام. کارمندان در هر دوره ای باید به این حقیقت پی ببرند که در مقابل حقوقی که می گیرند کار صادقانه انجام بدهند.
من یک فرزند دارم. دلیل این که تمایلی به فرزند بیش تر نداشتم این بود که ما در روستاها همیشه به مردم توصیه می کردیم فرزند کمتر؛ زندگی بهتر. به همین دلیل نمی توانستم زیر حرف خودم بزنم. چون اگر فردی به حرف خودش عمل نکند، توصیه هایش تأثیر ندارد. رطب خورده منع رطب کی کند؟ بر همین اساس به یک فرزند اکتفا کردم. لازمه ازدیاد جمعیت، فراهم آوردن امکانات آموزشی، اقتصادی، بهداشتی و… است. اول ببینیم جایمان را؛ بعد بگذاریم پایمان را.

با ابلاغ دستورالعمل صدور پروانه عادی شکار پرندگان وحشی در سال ۱۳۹۵ مجوز پرنده کشی فقط با 140 هزار تومان

با ابلاغ دستورالعمل صدور پروانه عادی شکار پرندگان وحشی در سال ۱۳۹۵
مجوز پرنده کشی فقط با 140 هزار تومان

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): دستورالعمل صدور پروانه عادی شکار پرندگان وحشی در سال ۱۳۹۵ توسط سازمان حفاظت محیط زیست بشرح زیر اعلام و در تاریخ 27/۶/۱۳۹۵ توسط رییس سازمان جهت اجرا به استان های مورد نظر (آذربایجان شرقی، اردبیل، البرز، تهران، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قزوین، فارس، قم، کردستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان و یزد) ابلاغ گردید.
۱) پروانه عادی شکار پرندگان وحشی موضوع این دستورالعمل فقط در محدوده مناطق آزاد استان صادر کننده پروانه (برابر تقسیمات کشوری) دارای اعتبار است.
۲) متقاضیان پروانه شکار پرنده متعهد می گردند به محض مشاهده تخلف مراتب را به واحدهای اجرایی سازمان اطلاع دهند.
۳) در صورتیکه هر یک از استان ها بخواهند برای تعداد پروانه های صادر شده محدودیت قائل شوند، در این صورت حداقل ۵۰ درصد از پروانه های صادره به متقاضیان بومی (مقیم استان) تخصیص می یابد.
۴) اولویت صدور پروانه با افرادی است که وابستگی معیشتی به شکار دارند.
۵) شکار با پروانه موضوع این دستورالعمل در محدوده مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان (پارک ملی، اثر طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش و منطقه حفاظت شده)، مناطق شکار ممنوع و محدوده قرق های اختصاصی مصوب شورای عالی محیط زیست (قرق علی آباد مهریز ، قرق روباز و دربید زردکوه یزد، قرق منصور آباد رفسنجان ، قرق جاشلوبار سمنان) ممنوع است.
۶) پروانه عادی شکار پرنده و مقررات مربوط به هر یک از گونه های قابل شکار به شرح زیر می باشد:
گروه الف:
گونه های قابل شکار: کبوتر چاهی، کبوتر کوهپایه و کبوتر جنگلی
فصل مجاز شکار: از تاریخ 10/۷/95 لغایت 15/۱۰/95
اعتبار پروانه: از تاریخ صدور تا اتمام فصل مجاز (15/۱۰/95)
بهای پروانه: ۷۰۰ هزار ریال
تعداد مجاز برای شکار در هر روز: حداکثر پنج پرنده
گروه ب:
گونه های قابل شکار: کبک، تیهو و بلدرچین
فصل مجاز شکار: از تاریخ 10/۷/95 لغایت 15/۱۰/95
اعتبار پروانه: از تاریخ صدور تا اتمام فصل مجاز (15/۱۰/95)
بهای پروانه: ۷۰۰ هزار ریال
تعداد مجاز برای شکار در هر روز: حداکثر چهار پرنده (حداکثر یک تیهو و سه کبک یا بلدرچین در هر روز)
گروه ج:
گونه های قابل شکار: باقرقره شکم سیاه و شکم سفید
فصل مجاز شکار: از تاریخ 10/۷/95 لغایت 15/۱۰/95
اعتبار پروانه: از تاریخ صدور تا اتمام فصل مجاز (15/۱۰/95)
بهای پروانه: ۷۰۰ هزار ریال
تعداد مجاز برای شکار در هر روز: حداکثر چهار پرنده
گروه د:
گونه های قابل شکار: غاز خاکستری، چنگر، اردک سرسبز، خوتکا، فیلوش، اردک ارده ای، اردک نوک پهن و تنجه
فصل مجاز شکار: از تاریخ 10/۷/95 لغایت 30/۱۱/95
اعتبار پروانه: از تاریخ صدور به مدت دوماه و حداکثر تا 30/۱۱/95
بهای پروانه: 000/۴۰۰/1 ریال
تعداد مجاز برای شکار در هر روز: حداکثر چهار پرنده
۷) ادارات کل استان ها با توجه به محدودیت جمعیت گونه ها، شرایط طبیعی و سایر ملاحظات زیست محیطی می توانند نسبت به صدور یک یا همه انواع پروانه های فوق برای متقاضیان اقدام نمایند. صدور هر چهار نوع پروانه مندرج در ماده ۵ برای یک متقاضی واحد حایز شرایط لازم بلامانع خواهد بود.
۸) پروانه های صادره صرفا جهت شکار گونه های مندرج در پروانه صادر شده و شکار سایر پرندگان با پروانه مذکور ممنوع است.
۹) هر متقاضی در طول فصل صرفا می تواند یک پروانه از هریک از انواع پروانه های مندرج در ماده ۵ این دستورالعمل را دریافت نماید. بدیهی است چنانچه متقاضی، هر یک از پروانه ها را در یک استان دریافت نموده باشد صدور همان نوع پروانه در استان های دیگر برای ایشان ممنوع است.
۱۰) متقاضیانه با پروانه مربوطه فقط اجازه شکار گونه های مندرج در همان پروانه را دارند.
۱۱) روزهای مجاز شکار فقط دو روز در هفته و روزهای پنجشنبه و جمعه می باشد.
۱۲) صدور پروانه شکار در زیستگاه هایی که پرندگان، طعمه اصلی گوشتخواران و پرندگان شکاری محسوب می شوند ممنوع است.
۱۳) صدور پروانه عادی شکار پرندگان وحشی برای اتباع خارجی (مقیم و غیر مقیم) از سوی ادارات کل ممنوع است و در این خصوص فقط از طریق معاونت محیط طبیعی سازمان اقدام خواهد شد.
۱۴) پروانه عادی شکار پرندگان وحشی برای افراد متخلف (محکوم و یا دارای پرونده مفتوحه) صادر نشده و صرفا برای افراد دارای جواز حمل سلاح جمهوری اسلامی ایران صادره از ساحفاجا، ساحفاسا، حفاناجا و دفترچه شناسایی شکارچیان ویژه حمل سلاح ساچمه زنی صادر خواهد شد.
۱۵) ارائه فیش بانکی واریز بهای پروانه به حساب فروش پروانه اداره کل استان توسط متقاضی، جهت صدور پروانه الزامی است.
۱۶) مشخصات پروانه های صادره باید در دفترچه شناسایی شکارچیان در صفحه مربوطه برابر دستورالعمل ثبت گردد.
۱۷) پروانه های شکار غیر قابل انتقال بوده و ملصق به عکس است. لذا به منظور جلوگیری از سوء استفاده احتمالی از پروانه ها لازم است هنگام صدور پروانه مشخصات مندرج در اصل جواز حمل اسلحه و همچنین مشابهت متقاضی با عکس ملصق به جواز مذکور دقیقا تطبیق داده شود.
۱۸) مشخصات کامل و محل اقامت و نشانی متقاضی و همچنین تاریخ صدور پروانه باید در دفتری که به این منظور اختصاص داده شده به روز ثبت گردد.
۱۹) با توجه به استعلام اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید و پاسخ های واصله از استان ها، صدور پروانه شکار پرنده در استان های آذربایجان غربی، اصفهان، ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، کرمان و همدان ممنوع است.
۲۰) صدور پروانه در استان لرستان صرفا برای گونه های خشکی زی گروه های «الف» ، «ب» و «ج» بند ۶ مجاز است.
۲۱) صدور پروانه در استان کردستان صرفا برای گونه های آبزی گروه «د» مجاز است.
۲۲) صدور پروانه در استان فارس صرفا برای گونه های خشکی زی گروه «الف» بند ۶ مجاز است.
۲۳) ادارات کل استان ها مکلفند آمار پروانه های صادر شده را حداکثر ده روز پس از پایان فصل به اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید و دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان ارسال نمایند.

شکوفایی تاریخی کرمان در پرتو انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

شکوفایی تاریخی کرمان
در پرتو انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

منصور ایران پور
پژوهشگر تاریخ
و اینک فصلی نو از تاریخ میهن عزیزمان ایران را ورق می زنیم و در این گفتار نه از سرگذشت شاهان و بزرگان، که از افتخار و حماسه و حضور مردانه سخن خواهم گفت. آن جا که دلاوران کویر و کوهستان های جنوبی، شجاعانه در نبردی سخت و نابرابر کمر زورگویان و دشمنان ایران زمین را به خاک مذلت نشاندند، تا شکوه ایثارشان یادگاری گردد ماندگار برای همه اعصار تاریخ. رادمردانی همچون آقایان حاج قاسم سلیمانی، سرداران شهید مهدی کازرونی، محمدعلی فتحعلیشاهی، محمود اخلاقی، حمید عرب نژاد، اکبر محمد حسینی، سید حمید میرافضلی، ماشاالله رشیدی، محمد شهسواری، مهدی زندی نیا، حمید ایرانمنش، منصور همایونفر، برادران رزم حسینی، برادران هندوزاده، حاج احمد امینی، حسین صادقی و هزاران هزار رادمردی که در اوج تهاجم و پیشروی های چشمگیر و هماهنگ دشمنان خارجی و مخالفین داخلی و گروه های مسلح، کمر همت بسته و حضورشان سرآغازی گردید بر هجوم خروشان رزمندگان و جوانمردان ایران زمین در کسب پیروزی های بزرگ و قاطع. جنگ آوران کرمانی در دفاع مقدس حضوری مقتدرانه و با صلابت داشتند، به گونه ای که تاریخ این دیار کهن را مفتخر به شجاعت و دلاوری خود نمودند و از کناره حضورشان چه خونها که نثار شد و چه حماسه ها که متولد گردید. گر چه گذشته کرمان مملو از رزم آوری و مبارزه است اما هیچ سندی در دست نداریم و این بارکرمانی برای دفاع از همه ایران و اطاعت از رهبری فرزانه پا به عرصه میدان گذاشت و توانست از نو اقتدار و توانایی های سرشار و فراموش شده خود را باز یابد و آنهمه ظلم و بیدادگری و به هیچ پنداشته شدن در طول اعصار گذشته را به باد فراموشی بسپارد. کرمانی مردانه جنگید و در دفاع از شرف و ناموس و تمامیت سرزمین ایران دمی کوتاه نیامد. او فصل نوینی از تاریخ شکوفای جنوب شرق ایران را رقم زد، سرزمینی که قرنها مورد قتل و غارت قرار گرفته و زندگی در زیر بار ذلت و تحقیر های مداوم حکومت هایی همچون غزنویان و خوارزمشاهیان و غُزهای وحشی ماوراءالنهر و جنگهای خونین پسران طغرل شاه سلجوقی و قاجارها موجبات سکون و نخوت را در جان و روح کرمانی رقم زده و امان از دل مردمانش بریده بود و حتی در دوره های نزدیکتر به این عصر، کرمانی را کور کرده و احوالی آشفته برایشان فراهم کرده بودند. آنقدر عرصه بر احوال کرمانیان تنگ گردیده بود که وجود صدها گذارش تاریخی نگران کننده و مستند نشان از بی کسی و بی اهمیتی کرمانیان در سطح تصمیم گیری های کلان مملکتی دارد و من در اینجا به سه فقره از این گزارشهای تاریخی بسنده می نمایم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. میرزا محمد ابراهیم خبیصی در کتاب تاریخ غز و سلاجقه در خصوص قحطی مفرطی که به جهت جنگهای طولانی در دوران سلجوقیان به سال 574 هجری قمری در کرمان پیش آمده می گوید : « سفره وجود از مطعومات چنان خالی، که دانه ای در هیچ خانه ای نماند. قوت هستی و طعام خوش در گواشیر( نام قدیم کرمان )، چند گاهی هسته خرما بود که آن را آرد می کردند و می خوردند و می مردند! چون هسته نیز به آخر رسید، گرسنگان نطع های کهنه و دلوهای پوسیده و دبه های دریده می سوختند و می خوردند و هر روز چند کودک در شهر گم می شد. که گرسنگان ایشان را به مذبح هلاک می بردند و چند کس فرزند خویش طعمه ساخت و بخورد. در همه شهر و حومه یک گربه نماند و روز و شب در شوارع، سگان و گرسنگان در کُشتی بودند، اگر سگ غالب می آمد، آدمی را می خورد و اگر آدمی غالب می آمد، سگ را و اگر از جانبی چند منی غله در شهر می آوردند، چندان زرینه و سیمینه و اثواب فاخره در بهای آن عرض می دادند که آنرا نمی توانستند فروخت و از تراکم مردگان در محلات، زندگی را مجال گذر نماند و کس را پروای مرده و تجهیز و تکفین نبود».
باز در فقره ای دیگر از تاریخ این دیار کویری از قول اعتماد السلطنه در عهد ناصرالدین شاه قاجار به تاریخ 13 ذیحجه 1302 قمری میخوانیم : «چند روز قبل رعایای کرمان به عرض آمده که سیل دهات ما را خراب کرده و از بابت مالیات تخفیف خواسته بودند. نایب السلطنه (کامران میرزا پسر ناصر الدین شاه) در مجلس از نحوه صحبت و لهجه کرمانیان فقط خندیده بود و کرمانیان هم که از عرض حال خود به جایی نرسیدند به کامران میرزا گفته بودند، خنده کار اطفال است و گریه مال ما رعیت، آغا محمدخان صاحب این تخت، شهر ما را خراب کرد و ما گریه نکردیم ولی اکنون می گرییم که عرض حسابی داریم و شما می خندید»
و در صحنه دیگری از ظلم حاکمان قاجار بر کرمانی نوشته شده «مأمور حکومت در دهات کرمان که می خواهد یک تومان پول خری از رعیت بگیرد و رعیت ندارد، او را به درخت می بندد و آنقدر به او شلاق می زنند که عابرین یک شاهی یک شاهی بدهند، پس از یک دو روز یک تومان برای مأمور حکومت جمع می شود و یا رعیت دختر خود را در مقابل پنج هزار و یا یک تومان می دهد به مأمور حکومت»
بدین ترتیب سالها رنج و فقر و به هیچ پنداشتن کرمانی و انبوه بی عدالتی، جان و روح مردمان این سرزمین را آزار میداد و گاه آنان را تا سرحد نشان دادن بغض خود و مبارزه انفرادی بر علیه ظالمان به پیش می راند که از این نوع می توان به کشتن ناصر الدین شاه قاجار توسط میرزا رضای کرمانی اشاره کرد. گر چه این هلاکت زیبا پیش زمینه انقلاب مشروطیت گردید، ولی باز هم نتایج مثبت و قابل توجه ای را در زدودن فقر و بی عدالتی از کرمانیان در پی نداشت. اما انقلاب اسلامی و سپس دفاع مقدس موجبات ظهور و بروز کرمانی را در صحنه های مهم ایران زمین فراهم ساختند و کرمانی توانست پس از قرن ها ظلم و ستم، سرنوشت خود را در دست گیرد و جایگاهی واقعی در کشور یابد. تا جایی که در ابتدای شروع دفاع مقدس به سال 1359 سرداران شهید کرمانی سررشته بسیاری از امورات مناطق آشوب زده کشور را تحت فرمان و کنترل خود داشتند. که از این میان حمید عرب نژاد و محمد مهدی کازرونی به اتفاق دویست کرمانی مسئولیت مبارزه با تمامیت خواهان و جدایی طلبان منطقه مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی را بر عهده گرفتند و اکبر محمد حسینی و علی ماهانی و یارانشان هم از ارتفاعات کردستان حفاظت می کردند و عده دیگری از کرمانیان نیز برای ایجاد نظم و حفظ تمامیت سرزمینی استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان به این مناطق رفتند. اینان دوش به دوش و همپای بزرگان دفاع مقدس به هراست از تمامیت ایران پرداخته اند. در کنار این رزم آوران، علمای بزرگ و سیاسیون کرمانی نیز سکان هدایت و راهبری کشور را در دست داشتند. مردانی مرد همچون دکتر محمد جوادباهنر و آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمود دعایی و آیت الله علی حجتی کرمانی و حجت الاسلام مهدوی و برادران موحدی و پورمحمدی و انصاری که همدوش فرماندهان کرمانی برای حفاظت از تمامیت ایران و شکوفایی فرهنگ و اقتصاد ایران زمین تلاش می کردند. به راستی اوج عزت و افتخار و پیشرفت کرمان در طول هزار و پانصد سال اخیر از انقلاب اسلامی آغاز می گردد و دفاع مقدس نقطه شکوفای کرمان در قرن معاصر می باشد. این قرن را برای کرمانی باید قرن عالمان و کرمانیان شهید مدافع اسلام و ایران نامید. دورانی افتخار آمیز با انبوه دولتمردان و فرماندهان و سرداران نامی کرمانی.

احتمال رویارویی مس کرمان و استقلال در آزادی

احتمال رویارویی مس کرمان و استقلال در آزادی
به گفته‌ی مقامات تیم خیبر خرم‌آباد که قرار بود در جام حذفی حریف تیم مس کرمان باشد، این تیم از حضور در این بازی‌ها انصراف داده است.
سیامک کوه گرزاده مدیر رسانه ای تیم فوتبال خیبر خرم آباد با اعلام خبر گفت : با توجه به فشردگی مسابقات لیگ دسته یک ،تیم فوتبال خیبر از حضور در مسابقات جام حذفی انصراف داد.
وی در ادامه اظهار داشت : طبق صحبت مدیران باشگاه خیبر، چون این تیم دیر بسته شده و زمان بدنسازی را از دست داده است، با تعطیلی لیگ یک، به علت برگزاری جام حذفی، فرصت مناسبی برای آماده سازی تیم به وجود آمده تا تیم خود را آماده مسابقات آینده کند.
پیش از این قرار بود تیم‌های مس کرمان و خیبر خرم‌اباد در مرحله‌ی سوم رقابت‌های جام حذفی روز جمعه نهم مهر ماه در ورزشگاه باهنر به مصاف یکدیگر بروند که با انصراف تیم خیبر این بازی لغو شد و تیم مس به دور بعد بازی‌ها صعود کرد.
تیم مس به احتمال فراوان در دور چهارم مسابقات با برنده‌ی بازی تیم‌های ملوان نوین و استقلال تهران روبرو خواهد شد که در صورت برد تیم استقلال، تیم مس کرمان در ورزشگاه آزادی میهمان این تیم خواهد بود.

تنبلی ۱۴۰ نماینده مجلس در رای دادن

تنبلی ۱۴۰ نماینده مجلس در رای دادن
خبرآنلاین نوشت: علیرضا سلیمی نماینده محلات مجلس دهم به دلیل رأی ندادن اهالی خانه ملت زبان به انتقاد از آنها گشود و گفت: بعد از 24 روز تعطیلات 140 نفر در رای‌گیری قبلی شرکت نکردند، مگر بناست که 24 روز دیگر هم تعطیلات داشته باشیم که رفع خستگی کنند؟! وی همچنین گفت: در مورد حقوق های نجومی هیئت رئیسه محترم به کمیسیون اصل نود ماموریتی را محول کردند و علی رغم اینکه افکار عمومی و ما نمایندگان منتظر گزارش هستیم، گویا مسئله دچار مرور زمان دارد می شود.

باهنر هم «نهی» احمدی‌نژاد از کاندیداتوری و حضور در انتخابات را تایید کرد

باهنر هم «نهی» احمدی‌نژاد از کاندیداتوری
و حضور در انتخابات را تایید کرد

به گزارش مهر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت: احمدی نژاد به عنوان یکی از گزینه های قوی برای انتخابات ریاست جمهوری از ورود به انتخابات منع شده است لذا مخالفین وی از این موضوع خیلی اظهار شعف نکنند.
محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در نشست ماهانه این تشکل سیاسی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر در سال آینده اظهار کرد: فعلا فضا، فضای بغرنجی است اما همه تلاش خود را می کنیم تا اصولگرایان به جمع بندی واحد و اجماع برسند. کار، کار سختی است البته در انتخابات مجلس دهم یک تجربه و تمرینی شد و در برخی بخش ها خوب عمل کردیم و موفقیت های قابل توجهی را داشتیم و باید نقاط قوت خود را اضافه و از نقاط ضعف خود کم کنیم.
وی با اشاره به انتخابات شوراها گفت: شوراهای شهر پارلمان های منطقه ای هستند اما به دلیل اینکه دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها همزمان شده است عملا انتخابات شوراها تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد.
باهنر افزود: شوراهای شهر و روستا وظیفه مهمی بر عهده دارند و می توانند در عمران و آبادانی شهرها نقش آفرینی کنند. من توصیه می کنم دوستان اصولگرا در تهران و شهرستانها بحث انتخابات شوراهای شهر را کلید بزنند و ما هم در تهران سعی می کنیم در مسئله انتخابات شوراها به وحدت برسیم.
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین تاکید کرد: انتخابات ریاست جمهوری پیچیدگی های خاص خودش را دارد همانطور که در خبرها شنیدید و قرار بود رسانه ای نشود اما بالاخره رسانه ای شد. آقای احمدی نژاد به عنوان یکی از گزینه های قوی برای انتخابات ریاست جمهوری به دلایل متنوع از ورود به انتخابات منع شده است.وی افزود: ما از نظر سیاست راهبردی توصیه می کنیم نه مخالفین احمدی نژاد از منع شدن وی اظهار شعف کنند و نه دوستان وی خیلی دمق شوند و در حالت کما و اغما بروند. سعی کنید عکس العمل هایتان در رسانه ها عکس العملی معتدل باشد یعنی هم شادی و شعف زیاد هزینه ای را برای آینده دارد و هم افسرده شدن به نفع مصالح نظام نیست.
رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری تصریح کرد: سیاست ما درباره هر کدام از کاندیداها که مطرح می شوند این است که فعلا گزینه های در معرض انتخابات را بررسی می کنیم البته نقاط ضعف و قوت را هم می گوییم ولی نه ایجابی و نه سلبی در رابطه با کسی موضع گیری نخواهیم کرد. باهنر گفت: امیدواریم در انتخابات ریاست جمهوری یک کاندیدای واحد، کارآمد، محبوب و مقبول داشته باشیم زیرا در این نوع انتخابات هم کارآمدی نامزد و هم محبوبیت وی مورد نظر است.

رئیس کل دادگستری استان کرمان عنوان کرد: مجازات‌های جایگزین حبس در دستور کار قضات

رئیس کل دادگستری استان کرمان عنوان کرد:
مجازات‌های جایگزین حبس در دستور کار قضات
رئیس کل دادگستری استان کرمان گفت: در حال حاضر «حبس» محوریت مجازات ها در سیستم قضائی است که بایستی استفاده از مجازات های جایگزین حبس در دستور کار قضات قرار گیرد.
به گزارش ایسنا، رئیس کل دادگستری استان کرمان روز گذشته در جلسه بررسی دستورالعمل ساماندهی زندانیان و کاهش جمعیت کیفری، ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس گفت: یکی از سیاست های کلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به ویژه قوه قضائیه بر مبنای کاهش جمعیت کیفری زندانها قرار گرفته است. یدالله موحد اظهار کرد: تخلف از قواعد و مقررات و نقض ارزش های مورد حمایت کیفری جامعه در تمام دوران حیات بشر وجود داشته است و عکس العمل جامعه در قبال این تخلفات حسب زمان و مکان متفاوت بوده است.
نماینده عالی قوه قضائیه در استان کرمان یادآور شد: در ایام قدیم مجازاتهای بدنی شدید در حق مجرمین اعمال می گردید که با رشد اندیشه های بشر دوستانه و با کم رنگ شدن انتقام جویی جامعه وگرایش جوامع به اصلاح و تربیت و باز پروری و پیش گیری کیفری آمیخته به بازسازی شخصیت محکومان و از بین بردن روحیه جامعه ستیزی مجرمان و فی الواقع سازش بین جامعه ستیزان و جامعه قوت گرفت و از اهداف مجازات تعریف گردید و مجازات حبس محوریت پیدا کرد و»عدالت کیفری حبس محور شد». رئیس شورای قضائی استان کرمان گفت: از قرن هجدهم به بعد زندانها برای رعایت کرامت انسانی تاسیس و توسعه پیدا کردند و به داشتن زندان و محبوس نمودن مجرمان برای باز پروری آنها افتخار می کردند و مایه مباهات جوامع بود. وی با بیان اینکه از آن جایی که هر کیفری در نظام قضائی یک اهداف مهمی از جمله تامین نظم و امنیت جامعه را تعقیب می نماید،گفت: برای مجازات زندان هم اهداف مهمی مانند ارعاب، اصلاح و درمان شخص بزهکار و جدا کردن مجرمین از جامعه مشخص شده است.
این مقام ارشد قضائی خاطرنشان کرد: تجربیات همه کشورها نشان می دهد که مجازات حبس کار آمدی لازم را برای تامین اهدافش ندارد و افزایش جمعیت کیفری و تبعات سوء ناشی از آن نه تنها مجرمین در محیط زندان اصلاح نمی شوند و باز پروری مورد نظر تحقق پیدا نمی کند بلکه علاوه بر اینکه مجازات زندان هزینه های هنگفتی را به کشور تحمیل می کند و اگر این ارزیابی درست باشد که روزانه 50 هزار تومان برای نگهداری هر زندانی هزینه می شود سالیانه هجده میلیون تومان هزینه را هر زندانی به بیت المال تحمیل می نماید. وی با اشاره به اینکه در بسیاری از موارد گروه های مجرمانه سازمان یافته در زندان ها شکل می گیرند،افزود: بنابراین باید تلاش کنیم کمتر افراد جامعه روانه زندان شوند و استفاده بی رویه از مجازات زندان بسیار خطرناک است نه تنها امنیت جامعه را تامین نخواهد کرد بلکه بنیانهای اجتماعی را دچار لطمه می کند.
موحد ادامه داد: برچسب سابقه زندان یا زندانی بر پیشانی افراد جامعه ارتباط آنها و افراد خانواده هایشان را با جامعه آسیب پذیر می کند و اعتماد متقابل بین این افراد و جامعه تضعیف می گردد و وقتی هم رواج پیدا کرد و افرادی زیادی تجربه زندانی شدن را پیدا کنند نه تنها قبح اجتماعی آن تقلیل می یابد و رعب آوری حبس به عنوان یک عامل بازدارنده و پیشگیرانه از بین می روند. وی با بیان اینکه یکی از انواع چالشهای جدی پیش روی سیاست کلی کاهش جمعیت کیفری که در جهت اجرایی شدن این سیاست موانعی را به وجود آورده،این است که این سیاست با اقبال عمومی مواجه نشده و تبدیل به یک باور اجتماعی نگردیده و همچنان مطالبات جامعه استفاده بی رویه از مجازات حبس است . موحد ادامه داد: بدون شک اگر جامعه و مردم سیاست کاهش جمعیت کیفری را همراهی نکنند، دستگاه های متولی عدالت کیفری نمی توانند به این هدف جامه عمل بپوشانند چون با مقاومت های مواجهه خواهند بود.
رییس کل دادگستری استان کرمان با بیان اینکه رویکرد عمده مردم کشور مجازات فراگرایانه است،افزود: بکارگیری مجازات های جایگزین از نگاه متضررین، شکات و حتی ناظرین جرم، بی عدالتی و عدم قاطعیت و اغماض دستگاه قضائی تلقی می گردد. نماینده عالی قوه قضائیه در استان کرمان عنوان کرد: موفقیت این سیاست در گرو نهادینه کردن و پذیرش فرهنگ زندان زدایی در جامعه است. وی گفت: مجازات وقتی اثر بخش است که مردم آن را به عنوان مجازات بپذیرند در غیر این صورت بازدارندگی نخواهد داشت و موجب نارضایتی عمومی و بد بینی مردم نسبت به دستگاه قضائی خواهد شد

جاه‌طلبی خیرخواهانه مدیرعامل فیسبوک و همسرش

جاه‌طلبی خیرخواهانه
مدیرعامل فیسبوک و همسرش
مارک زاکربرگ مدیرعامل شرکت فیسبوک و همسرش طی یک اقدام خیرخواهانه قصد دارند تا بخش زیادی از سرمایه خود را تا پایان قرن حاضر صرف ریشه کن کردن بیماری‌ها کنند.
به گزارش ایسنا به نقل از دیلی‌میل، زاکربرگ و پریسیلا چان، 3 میلیارد دلار از سرمایه خود را در طول 10 سال آینده برای سرعت بخشیدن به تحقیقات علمی، از جمله ایجاد ابزارهای پژوهشی، از نرم افزار گرفته تا سخت افزارهایی که هنوز کشف نشده صرف خواهند کرد.
آنها امیدوارند که این عمل خیرخواهانه در نهایت منجر به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌های علمی شود.
این زوج هدف خود را از انجام این کار درمان، پیشگیری یا مدیریت تمام بیماری در 80 سال آینده و بیشتر اعلام کردند.
مارک و همسرش چان، دو سال گذشته را صرف مذاکره با دانشمندان و کارشناسان برای برنامه ریزی درباره این امر کرده‌اند.
این زوج پیشتر نیز از طریق سازمان بشردوستانه خود، بنیاد چان زاکربرگ، مبالغ زیادی را صرف سرمایه گذاری در مرکز تحقیقات جدیدی در سان فرانسیسکو کردند.
هدف این پژوهش تمرکز بر روی بیماری های خاص، مانند سرطان استخوان یا بیماری پارکینسون نیست، بلکه انجام تحقیقات پایه مانند یک اطلس سلولی که انواع مختلف سلول‌های موجود در بدن را به تصویر کشیده و می تواند به محققان کمک کند تا طیف وسیعی از داروها را بوجود بیاورند.
اریک لندر، استاد زیست شناسی در موسسه فناوری ماساچوست اعلام کرد که در طول سال گذشته در حدود 20 گفتگو با زاکربرگ و چان داشته است.
مارک و چان پیشتر نیز در پروژه‌های خیرخواهانه‌ مشارکت داشته‌اند. برای مثال آنها 25 میلیون دلار از سرمایه خود را صرف مهار ابولا در کشورهای آفریقایی کردند.
بنیاد جدید آنها که Biohub نام دارد، به عنوان یک مرکز تحقیقاتی مستقل در دانشگاه کالیفرنیا در همکاری با دانشگاه برکلی و دانشگاه استنفورد راه‌اندازی خواهد شد. این بنیاد جدید توسط کوری برگمن، عصب شناس معروف اداره خواهد شد.

نمایش

حسن کچل چرک و پچل
ویژه مدارس ساعت 9 صبح/ ساعت : 19/ زمان : 3 الی 10 مهر/مکان : بزرگراه امام خمینی بلوار شهید قدوسی 5، فرهنگسرای جان جهان

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

طلایه داران کرمانی در دفاع مقدس

طلایه داران کرمانی در دفاع مقدس
منصور ایران پور
پژوهشگر تاریخ
یکی از اولین سازمان دهندگان نیروهای رزمنده کرمان در دوران دفاع مقدس آقای اکبر علوی می باشد.
وی در شمار مردان بزرگ کرمان است که روزگاری سرسلسله گرمابخش جبهه های جنگ بوده و اکنون مشاور شهردار کرمان و مسئولیت مرکز مطالعات مدیریت بحران شهرداری کرمان را بر عهده دارد. وی در مصاحبه ای چگونگی ایجاد اولین تشکیلات نظامی مردمی در کرمان را همزمان با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بازگو کردند که بخش هایی از این مصاحبه را به اتفاق می خوانیم. وی در خصوص آن روزهای سخت می گوید:
در سال 59 زمانی که هنوز بسیج تشکیل نشده بود. به لحاظ ارتباطی که با جوانان کرمان داشتم، با چند نفر از انقلابیون چادری در جلوی مسجد جامع کرمان علم نمودیم و فعالیت های انقلابی و فرهنگی انجام میدادیم.
من خودم دانشجوی بورسیه ذوب آهن در رشته معدن دانشگاه شهید باهنر کرمان بودم که با توجه به رابطه قبلی با مساجد و ارتباطی که با شهرهای سیرجان و رفسنجان و زرند داشتم، از هر کدام این شهرها تعدادی جوانان اعلام کردند که حاضرند در هر شرایطی برای انقلاب جانفشانی کنند. آن زمان شور و هیجان زیادی در بین مردم بود و آدم های زیادی برای عضویت در کارهای انقلابی شرکت می کردند.
به مرور نام گروه ما تبدیل شد به بچه های مسجد. در اواخر شهریور ماه بود که عراق به مرزهای کشورمان حمله کرد و جنگ تحمیلی آغاز گردید. در این شرایط به اعضا فراخوان دادیم که برای دفاع از کشور می خواهیم عازم جبهه های نبرد شویم. هر کسی مایل است ثبت نام کند.
افراد زیادی برای رفتن به جنگ عضو شدند. اما ما بر اساس امکانات فقط چهل نفر را جدا کردیم و در همان مسجد شروع به آموزش سلاح های جنگی نمودیم. اما این آموزش کافی نبود و بدنسازی در آن نقشی نداشت. بنابر این برای آموزش های تکمیلی نظامی به پادگان صفرپنج کرمان رفتیم. آن روزها سپاه شکل کنونی را نداشت و از همه مهمتر هنوز بسیج هم تشکیل نشده بود. حدود یک ماه در پادگان صفر پنج ارتش آموزش دیدیم و بعد از پایان آموزش با همان لباس شخصی به جبهه اعزام شدیم. دو دستگاه اتوبوس رزمندگان را سوار کردند و به سمت اهواز حرکت نمودیم. در بین راه و در شهر سیرجان به پادگان آموزشی نیروی دریایی ارتش رفتیم تا شاید بتوانیم سلاح و لباس برای بچه ها فراهم کنیم. اما مجموع تلاش ما فقط منجر به گرفتن تعداد محدودی لباس سربازی شد.دو روز بعد بدون هر گونه امکانات نظامی به اهواز وارد شدیم و مستقیم خودمان را به استانداری آنجا معرفی کردیم. آنها هم ما را در یکی از مدارس سطح شهر استقرار دادند. اهواز مرتب بمباران می شد و ستون پنجم هم مکان های استقرار نیروهای مردمی و نظامی را به ارتش بعث عراق گزارش می دادند. به همین خاطر محدوده اطراف مدرسه چندین بار مورد حملات توپخانه ای و خمپاره ای قرار گرفت. خوشبختانه در این حملات هیچ مشکلی برای نیروهای ما پیش نیامد. خرمشهر هنوز سقوط نکرده بود و شهید جهان آرا فرمانده سپاه آنجا مداومأ از فرماندهان سپاه و ارتش درخواست نیرو و تجهیزات برای حفظ شهر می نمود. قرار بود به خرمشهر برویم اما فرماندهی تغییر عقیده داد و گفتند شهر سوسنگرد در محاصره است و ابتدا باید آنجا حفظ شود.
روز بعد نیروهارا مسلح به چندین قبضه تفنگ ژ3 و ام1 با تعداد ده فشنگ برای هر اسلحه نمودند و توسط چند دستگاه خودرو لندرور و سیمرغ به شهر در محاصره سوسنگرد اعزام شدیم. در آنجا ما را پیاده به محلی به نام روستای مالکیه سفلی که ده کیلومتر تا سوسنگرد فاصله داشت فرستادند.
این روستا در حاشیه رودخانه کرخه نور واقع بود و به سبب بروز جنگ هیچ کسی در آن زندگی نمی کرد. در خط مقدم تعدادی از بسیجیان تهرانی مستقر بودند. قرارمان بر این شد که یک بخش از خط را ما محافظت کنیم. سنگر هایمان در داخل دژ جلوی رودخانه کرخه نور قرار داشتند. شب اول آتش بسیار سنگینی از سوی دشمن بر رویمان ریخته شد. چون می دانستند تحرکاتی در خط انجام گرفته اما از روزهای بعد از شدت آتش کاسته شد و ما هم به مرور با وضعیت خطوط جنگی عادت کردیم.
در سوسنگرد چند رزمنده کرمانی قبل از ما حضور داشتند مثل بهرام سعیدی از بچه های جیرفت و علیرضا رزم حسینی استاندار کنونی کرمان و حمید ایرانمنش که در آنجا به حمید چریک مشهور بود. یادمه اولین باری که بهرام سعیدی را دیدم از گوش هایش خون می آمد. چون چندین موشک دراگون را به سمت تانک های دشمن شلیک کرده بود. کار با این موشک سخت بود و آسیب می رساند. بعد از ما هم یک گروه بیست نفره از بچه های کرمان به سوسنگرد آمده بودند، که الان 18 نفر از آنها جزو شهدای کرمان هستند. یک روز شهید مصطفی چمران به اتفاق دو نفر سوار بر جیپی نزد ما آمد. آنها مشغول طراحی عملیاتی به نام نصر بودند. شهید چمران به سبب اهمیت منطقه تعداد چهار قبضه سلاح آر پی جی 7 و تعدادی هم سلاح کلاشینکف به ما داد. بچه ها با دیدن این سلاح ها از خوشحالی می خواستند بال در بیاورند.
شب بعد سردار شهید سید حسین علم الهدی و نیروهایش از جلوی مقر ما عبور کردند و به سمت هویزه رفتند.
عملیات شروع شده بود و ما هم جایمان را تغییر دادیم تا در زیر آتش سنگین نیروهای خودی و دشمن قرار نگیریم. روز بعد خبر آوردند که سید حسین علم الهدی و دانشجویان پیرو خط امام همگی در درگیری با نیروهای بعثی به شهادت رسیده اند. لذا به ما دستور دادند برای آوردن شهدا اقدام نمایید. دو دستگاه خودرو لندرور آوردند و ما را با احتیاط به محل حادثه رساندند. شهدا در جای جای منطقه پراکنده بودند و ما در زیر دید نیروهای بعثی فقط توانستیم تعدادی از آنها را به عقب انتقال دهیم. بعد از این اتفاق بود که شهر هویزه برای بار دوم سقوط کرد و بدین ترتیب دشمن تا نزدیک سوسنگرد آمد و تانک های خود را به فاصله پانصد متری ما مستقر نمود. در این شرایط گلوله باران مواضع ما هم افزایش یافت.
از سویی گروه دکتر چمران هم آب رودخانه کرخه نور را در میانه دشت پشت سر ما رها نمودند تا جلوی پیشروی تانکهای بعثی را بگیرند. این کار سبب شد که ما در محاصره آب قرار بگیریم. تا سه روز هیچ ارتباطی با مقر سوسنگرد نداشتیم. روز بعد هم تانکهای عراقی از راه رسیدند و درگیری شدیدی بین ما و آنها ایجاد گردید. خداوند رحمت کند اکبر شجره و شهید حمید نصری و مهدی بهمن زاده و عبدالرضا ایرانی. این چهار نفر دو تا تانک را زدند. یک تانک را هم بچه های شهید چمران با موشک تاو منهدم کردند. سپس دیدیم گروهان تانک ارتش بعث عقب نشینی نمود. بعد از این اتفاق ما 4 روز دیگر در خط ماندیم و سپس توسط قایق به عقب منتقل شدیم. این اولین مأموریت ما در جنگ بود که پس از دو ماه به پایان رسید. از آن زمان بعد ساختار سپاه و بسیج در کرمان شکل گرفت و جبهه جنگ برای یک لحظه هم از وجود فرماندهان و رزمندگان کرمانی خالی نگردید.