بایگانی مطالب نشریه

به رغم تکذیب ماجرا توسط مسئولان مدرسه؛ اگر شهریه پرداخت نکنید شلاق می خورید و اخراج می شوید

به رغم تکذیب ماجرا توسط مسئولان مدرسه؛
اگر شهریه پرداخت نکنید
شلاق می خورید و اخراج می شوید

در دورانی که در بسیاری از مدارس شهرهای بزرگ به دلیل حجم بالای پرداختی دانش آموزان، کادر آموزشی مدرسه حق ندارند به دانش آموز نگاه چپ داشته باشند، مدارسی در کشور هستند که مسئولانشان به دلیل ناتوانی دانش آموزان در پرداخت پول آنها را به سختی تنبیه می کنند؛ مثل مدیر مدرسه روستای مختارآباد که دانش آموزانش را به جرم بی پولی شلاق زد و از مدرسه اخراج کرد. در دورانی که در بسیاری از مدارس شهرهای بزرگ به دلیل حجم بالای پرداختی دانش آموزان، کادر آموزشی مدرسه حق ندارند به دانش آموز نگاه چپ داشته باشند، مدارسی در کشور هستند که مسئولانشان به دلیل ناتوانی دانش آموزان در پرداخت پول، آنها را به سختی تنبیه می کنند؛ مثل مدیر مدرسه روستای مختارآباد که دانش آموزانش را به جرم بی پولی شلاق زد و از مدرسه اخراج کرد.
به گزارش «تابناک»، هرچند بارها مسئولان ارشد آموزش و پرورش تأکید کرده اند، مدیران مدارس حق ندارند، هیچ گونه وجهی را تحت هر عنوانی از دانش آموزان و والدین آنها به صورت اجباری دریافت کنند، مدیر مدرسه شهید چمران در روستای مختارآباد شهرستان رودبار جنوب (استان کرمان) برخی دانش آموزان را به دلیل ناتوانی در پرداخت تنها 30 هزارتومان پول، شلاق می زند و از مدرسه اخراج می کند.
خبرهای رسیده حاکی از آن است که پس از چندین بار تذکر مدیر مدرسه به دانش آموزان مبنی بر پرداخت 30 هزار تومان پول برای کمک به مدرسه و ناتوانی ایشان در پرداخت، در نهایت «م.م» مدیر مدرسه همه دانش آموزانی که توان پرداخت شهریه اعلام شده را نداشتند با زدن 8 ضربه شلاق تنبیه و در ادامه آنها را از مدرسه بیرون کرد.
انتشار خبر فوق به قدری عجیب و پر ابهام بود که ما را بر آن داشت در صدد بررسی دقیق ماجرا برآییم، به ویژه آنکه می‌دانیم تنبیه بدنی دانش آموزان، سال هاست به هر دلیل برچیده شده است و با معلم هایی که دانش آموزان را تنبیه می کنند، برخورد شدید می شود. حالا سؤال اینکه چگونه ممکن است مدیری بدون هراس از عواقب اقدامش، همچنان دانش آموزان را تنبیه می کند؟
در رابطه با درستی خبر ابتدا به سراغ «پهلوان» رئیس آموزش و پرورش شهرستان رودبار جنوب رفتیم که او ضمن کذب محض خواندن خبر منتشر شده به خبرنگار «تابناک» گفت: موضوعی که شما مطرح می کنید اصلاً با عقل و منطق همخوانی ندارد و کذب محض است.
صحبت های رئیس آموزش و پرورش شهرستان رودبار جنوب مبنی بر کذب بودن این خبر در حالی است که در یک فایل ویدئویی منتشر شده، دانش آموزان تنبیه شده این مدرسه، با تأیید خبر شلاق خوردنشان به دلیل عدم استطاعت مالی، ماجرا را کامل شرح می‌دهند و بر دو نکته تأکید می‌کنند؛ نخست اینکه در خانواده هایی زندگی می‌کنند که بنیه مالی بسیار ضعیفی دارند و قادر به پرداخت شهریه های تعیین شده از جانب مدرسه نیستند و دیگر آنکه، مدرسه ای که در آن درس می خوانند از نظر امکانات رفاهی و حتی شرایط اولیه، وضعیت بسیار وخیم و غیرقابل قبولی دارد.
«تابناک» برای کسب اطمینان بیشتر از صحت خبر منتشره با خانواده برخی از این دانش آموزان صحبت کرد که والدین دانش آموزان ضمن تأیید خبر منتشر شده، نسبت به فشار وارده از سوی مدارس برای دریافت پول اعتراض داشتند و گفتند که شرایط اقتصادی آنها به گونه ای نیست که بتوانند از پس هزینه های کمک به مدارس برآیند.
بر اساس آنچه آمد در مورد خبر شلاق خوردن دانش آموزان در سال تحصیلی جدید ابهام ها همچنان پابرجاست و سؤال های بی پاسخ فراوانی وجود دارد که نیاز است تا مسئولان مربوطه، ضمن پیگیری آن، راهکارهای مناسبی را برای حل آن بیابند.
از جمله اینکه چرا با وجود رخ دادن چنین اتفاقی، مدیر آموزش و پرورش شهرستان به کل ماجرا را انکار می کند و از اساس آن را کذب می داند؟
چرا مسئولان ارشد وزارت آموزش و پرورش با وجود همه شعارهایی که در سال های مختلف در مورد ایجاد عدالت آموزشی سر داده اند، نسبت به تأمین شرایط و امکانات رفاهی برابر با مناطق برخوردار در مناطق محروم کوتاهی می کنند؟
در پایان گفتنی است، «تابناک» ضمن تأکید بر پیگیری این موضوع تا حصول نتیجه، آمادگی دارد پاسخ مسئولان آموزش و پرورش را جهت روشن شدن ابعاد دیگر ماجرا منتشر نماید.

ممنوعیت تعویض قطعات اصلی وسیله نقلیه بدون مجوز راهنمایی و رانندگی

ممنوعیت تعویض قطعات اصلی وسیله نقلیه بدون مجوز راهنمایی و رانندگی

رییس پلیس راهنمایی و رانندگی استان گفت: بر اساس ماده 30 قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی ،تعویض قطعات اصلی وسایل نقلیه شامل موتور، شاسی، اتاق و رنگ خودرو بدون مجوز راهنمایی و رانندگی ممنوع است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پلیس، سرهنگ «حمید معین زاده» بیان داشت: امروزه یکی از مهمترین و شاید بتوان گفت عمده ترین مراجعه شهروندان به بخش شماره گذاری تعویض قطعات اصلی در پلیس راهنمایی به علت تعویض قطعات وسیله نقلیه بدون مجوز راهنمایی و رانندگی می باشد.
وی بیان داشت: بر اساس ماده 30 قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی ابلاغیه1390 تعویض قطعات اصلی وسایل نقلیه شامل موتور، شاسی، اتاق و نیز رنگ بدون مجوز راهنمایی و رانندگی ممنوع است، و در صورتی که بدون مجوز اقدام به تعویض موارد فوق شود بنا به تشخیص واحد رسیدگی به اعتراضات مندرج در ماده (5) متخلف ملزم به پرداخت جریمه به مبلغ(یک چهارم تا یک هشتم) قیمت قطعه و یا رنگ تغییر یافته خواهد شد.
رییس پلیس راهنمایی و رانندگی گفت :برابر ماده 21 فصل 2 آیین نامه راهنمایی و رانندگی مالک وسیله نقلیه چنانچه قصد تغییر رنگ، یا تعویض هر یک از قطعات اصلی وسیله نقلیه شامل موتور، شاسی و اتاق را داشته باشد، باید پیشتر مجوز لازم را از واحد شماره گذاری راهنمایی و رانندگی دریافت کند.
وی در خصوص تعویض دو یا سه رکن از ارکان خودرو گفت: تعویض دو یا سه رکن از ارکان وسیله نقلیه به صورت همزمان ممنوع بوده و مانع خدمات شماره گذاری خواهد بود و در صورت تعویض منجر به اوراق خودرو می شود.
سرهنگ معین زاده گفت :در صورت عدم کشف فساد در احراز اصالت قطعه تعویض شده و خودرو نسبت به اصلاح سند اقدام لازم به عمل می آید.چنانچه قطعه تغییر یافته فاقد استاندارهای لازم و مقررات فنی باشد نسبت به اوراق نزدن خودرو اقدام خواهد شد.

طلاق و علل آن و پیامدهای آن

طلاق و علل آن و پیامدهای آن
حجت الاسلام علی نخعی
مستشارمحاکم تجدیدنظراستان کرمان
طلاق یک معضل و بحران خانوادگی می باشد که به بررسی علل و پیامدهای آن می پردازیم.
طلاق از نظر لغوی به معنای رها شدن از قید نکاح و زناشویی و مفهوم اجتماعی آن پایان دادن به زندگی زناشویی است. خانواده هم چون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند که فرو ریختن هر ستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند.
علل و عوامل طلاق در هر جامعه منحصر به فرد و متمایز است و اصولاً شهرنشینی همیشه با افزایش میزان طلاق همراه است که علل آن به شرح ذیل اعلام می گردد.
1- اعتیاد به مواد مخدر بخصوص اعتیاد به روان گردان
2- مشکلات اقتصادی و مالی وبیکاری
3- دخالت اطرافیان بخصوص والدین
4- ازدواج های زود هنگام
5- روابط نامشروع
6- ازدواج های اجباری یا تحمیلی
7- عدم تفاهم اخلاقی- فکری- عقیدتی-طبقاتی
8- ازدواج مجدد زوج
9- نداشتن فرزند و نازایی
10- محکومیت های درازمدت
11- بیماری های صعب العلاج
12- نداشتن علاقه
13- سوء رفتار نسبت به فرزندان
14- ترک منزل
15- نارضایتی جنسی
هر چند ممکن است موارد دیگری نیز وجود داشته باشد که بدان اشاره نگردیده ولی علل عمده ای که درپروندهای قضایی مشاهده می گردد موارد مذکور است.

آداب و رسوم مردم کرمان در روزهای تاسوعا و عاشورا از چهل منبر تا شبیه خوانی

آداب و رسوم مردم کرمان در روزهای تاسوعا و عاشورا
از چهل منبر تا شبیه خوانی

مردم استان کرمان با دارا بودن پیشینه مذهبی از گذشته‌های دور با فرا رسیدن ماه محرم بویژه روزهای تاسوعا و عاشورا با آداب و رسوم خاصی خاطره سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش را زنده می‌کردند.
در برخی از شهرها و مناطق استان کرمان مانند بم در گذشته‌ای نه چندان دور مردم در عصر تاسوعا پای برهنه از امامزاده‌ای به امامزاده دیگر و از زیارتگاهی به زیارتگاه دیگر می‌رفتند و در آنجا شمع روشن می‌کردند.
این عمل را به اصطلاح «چهل منبرو» می‌گفتند..
روز دهم محرم که مصادف با روز عاشورا می‌باشد غالبا مداحان هیئت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی سعی می‌کنند نوحه‌ای در وصف این روز تهیه و ارایه کنند.
در برخی از روستاها و بخش‌های کرمان از جمله زنگی‌آباد، چترود و جوپار در روز عاشورا اقدام به شبیه گردانی می‌کنند.
در این روز تعدادی از جوانهای فعال با ملبس شدن به لباسهای مشابه لباسهای خاندان اهل بیت(ع) و لباسهای سربازان ابن سعد و نامگذاری بعضی از افراد به عنوان شمربن ذی‌الجوشن، ابن سعد، حرمله، حر بن ریاحی، علی‌اکبر، قاسم‌بن‌الحسن، ابوالفضل العباس، امام حسین و سایر کسانی که در واقعه کربلا نقش‌هایی داشته‌اند و تدارک وسایل از قبیل خیمه و خرگاه و اسب سپاه، گهواره علی‌اصغر و اسب زخمی منظره‌ای از واقعه و حوادث کربلا را مجسم می‌سازند تا بدین وسیله افکار نظاره‌گران را متوجه آن ایام سخت و دشوار کنند.
در روستاها و مناطقی که اقدام به برگزاری مراسم شبیه گردانی می‌کنند بعد از ظهر عاشورا اقدام به عبور دادن کاروان اسرا و اطفال در میان حزن و اندوه مردم می‌کنند و قبل از غروب آفتاب خیمه‌ها را نیز آتش می‌زنند.
بعد از غروب آفتاب و زمانی که تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد عده‌ای از مردم مراسم شام غریبان را برگزار و به صورت نمادین جستجوی خود را برای یافتن اطفال و کودکان وابسته به خاندان حسین‌بن علی(ع) که از ترس آزار و شکنجه‌های سربازان ابن‌سعد به بیابانهای مجاور صحنه نبرد پناه برده‌اند آغاز می‌کنند.
در شهرها مراسم شام غریبان توسط عده‌ای از مردم با حمل فانوسها و شمع‌های روشن انجام می‌شود و در پی آن هیئت‌های سینه‌زنی و عزاداری نوحه‌هایی اجرا می کنند.
نقطه عطف مراسم عزاداری ماه محرم در روز اربعین یا چهلمین روز شهادت حضرت امام حسین (ع) با شکوه خاصی مشابه روز عاشورا برگزار می‌شود.
در روز بیست و هشتم صفر هر سال که مقارن با رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن‌مجتبی(ع) است نیز سر در کلیه ادارات، مغازه‌ها و برخی خانه‌ها با پارچه‌های مشکی و بیرقهای عزاداری تزئین داده می‌شود.
منبع:‬kr.pcci.ir

نگاهی به تاریخ تعزیه

نگاهی به تاریخ تعزیه

کیوان پهلوان
«تعزیه که به معنی دقیق کلمه «نوحه سرایی» یا «تسلیت» است، بخشی از مراسم ده روزه سوگواری است که هر ساله توسط شیعیان برای بزرگداشت شهادت امام حسین(ع) در صحرای کربلا، برگزار می شود. در فرهنگ و ادبیات مذهبی ایران «تعزیه» و «تعزیه خوانی» به معنا و مفهوم مجموعه ای از نمایش های آیینی – مذهبی و آیینی- افسانه ای خاص به کار می رود.
تاریخ تعزیه
و مراسم عزاداری
عزاداری شیعیان برای شهدای کربلا و نمایش عزاداری به صورت دسته گردانی و نوحه خوانی و سینه زنی در دهه اول محرم ظاهرا از زمان آل بویه آغاز شد. آل بویه در اواسط سده چهارم هجری بزرگ ترین حکومت ایرانی پس از اسلام را تشکیل دادند. اینان شیعه مذهب بودند و شیعه در زمان ایشان در ایران رسمیت یافت. معز الدوله اولین کسی بود که فرمان داد مردم بغداد در دهه اول محرم سیاه بپوشند و به مراسم تعزیه امام حسین قیام کنند.
در قرن های هفتم و هشتم هجری که تشیع در ایران قوت بیشتری گرفت و این مراسم در روزهای سوگواری گسترش یافت، نوحه خوانی و سینه زنی و دسته گردانی رواج یافت. شعر نوحه را برای سینه زنی می ساختند، یکی نوحه می خواند و دیگران به نوا و آهنگ و وزن شعرهای نوحه خوان سینه می زدند.
روضه خوانی نیز از زمان ملا حسینی معروف به کاشفی آغاز شد. وی در دوره سلطان حسین بایقرا، از نوادگان تیمور، می زیست و کتابی به نام «روضه الشهدا» را در روزهای سوگواری از رو می خواندندو عزاداری می کردند. کم کم کسانی که این کتاب را می خواندند به مناسبت همین کتاب به «روضه خوان معروف شدند و به تدریج، روضه خوان روضه را از بر می خواند.
مردم پشت سر پرچم ها و یا علاماتی که با پر تزیین شده بود، وارد می شدند یا صحن را ترک می کردند و یا در جاهایی که برایشان تعیین شده بود می نشستند. این گروهها از دویست تا سیصد فراش تشکیل شده بود و با حرکاتی موزون که به پاهایشان می دادند با هم نوحه ای را می خواندند.
پس از آن سینه زن ها وارد می شدند که پس از خواندن هر بیت نوحه توقف می کردند و با ضربه های یکنواخت و گنگ بر خود و مشت بر سینه هایشان دوباره دم می گرفتند. سپس دسته زنجیر زنان وارد می شدند که با حرکاتی موزون، با قاشک های چوبی ضربه ای می نواختند و نماد هفتاد و دو تن شهدای کربلا بودند. همان تعداد هم تیغ زن(قمه زن) با رداهای سفید آغشته به خون وارد می شدند. اینان قمه نیز به دست داشتند. اسب سفیدی با زخم هایی که بر پیکرش نقاشی شده بود و انسان را یاد اسب امام حسین می انداخت، وارد تکیه می شد. هم چنین نیزه داران و سواره نظام سلطنتی که زین هایشان با طلا و سنگ های قیمتی تزیین یافته بود و نیز کالسکه شاه و بعد دسته موزیک وارد می شد.
پس از آنها نوبت تعزیه خوانان، خواننده- بازیگران تعزیه، بود که با آهنگ خاصی گام بر می داشتند. تعدادشان از یکصد تا دویست نفر متغیر بود. بچه ها در جلو وپشت سر رهبر و تعزیه گردان(معین البکا) یعنی «یاور گریه» که کلاهی مخروطی به سر و خرقه ای سیاه بر دوش و کمربندی از پارچه کشمیری به کمر داشت و کاغذ های لوله شده زیادی را در آن فرو کرده که متن نمایش در آنها نوشته شده بود، راه می رفتند. معین البکا حق داشت نقش متن رسان – را هرگاه تعزیه خوان خطی را می انداخت یا از یاد می برد – بازی کند و نیز چوب بلندی به دست داشت که با آن می توانست نحوه اجرای بازیگران و نیز نوازندگان را مستقیما هدایت کند و در صورت لزوم ضربه ای نیز به آنها بنوازد.
به جز چند استثنا، تعزیه خوانان حرفه ای نبودند. اجرای نقش های اصلی مهارت واقعی و قابلیت و استعداد بر انگیختن احساسات مردم را می طلبید. کودکان هم از لحاظ استعداد دست کمی از بزرگسالان نداشتند.داشتن صدای گیرا و با صلابت برای بازیگران بسیار مهم بود و سن و قیافه بازیگران هم باید با شخصیت های ارائه شده همخوانی می داشت، زیرا هیچ گونه چهره پردازی انجام نمی گرفت. برای مثال نقش امام حسین نه تنها نیازمند صدای دلنشین و آهنگین و آموزش موسیقایی دراز مدت بود، همچنین باید خوش هیکل با صورتی ریش دار و جذاب می بود. نقش زنان را مردان جوان که پوششی بر صورت داشتند، بازی می کردند. تعزیه در آن دوران نقش مهمی در بر انگیختن احساسات مردم و اتحاد میان همفکران ایفا می کرد.در دوره صفویه، مراسم سوگواری سالیانه در مقیاس گسترده ای اجرا می شد. جمعیت عزادار با در دست داشتن پرچم و چراغ و علامت های مخصوص عزاداری به صورتی منظم از خیابان ها می گذشتند و مردم هم به آنان ملحق می شدند. راویان تصاویری از زندگی امامان را که بر روی پرده های کشیده شده بود، با صدای بلند برای مردم روایت می کردند. تکان دهنده ترین صف عزاداران، صف توابین بود که سعی داشتند برای نشان دادن شرمساری و نهایت خجالت خود، سخت ترین مشقات و خشونت ها را به خود روا دارند، که حداقل آن سوراخ کردن پوست و قفل زدن به آن بود.
پیش از آنکه تعزیه خوانی به صورت نمایش صحنه ای در آید، صورت شبیه گردانی در دسته های عزا داشت. به این ترتیب که کسانی را شبیه امامان و شهیدان در می آوردند.شبیه ها سوار اسب و شتر، یا سوار بر ارابه و چهارچرخه هر یک زبان حال شهیدی را بیان می کرد. این نوع شبیه گردانی و شبیه خوانی کم کم تحول یافت و به صورت نمایش کامل وقایع کربلا و مصایب در شکل تعزیه خوانی نمودار شد. ظاهرا این شکل نمایش اواخر دوره صفوی بوده است.
به نظر می رسید تاریخ نمایش تعزیه به دوره پادشاهی کریمخان زند باز می گردد. «در عهد وی سفیری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحی در تعریف تئاترهای حزن انگیز بیان کرد و کریمخان پس از شنیدن بیانات وی دستور داد که صحنه هایی از وقایع کربلا و سرگذشت شهدا ساختند و نمایش هایی ترتیب دادند که به تعزیه معروف گشت.»
به مرور زمان تک خوانی های دکلمه شده و به صورت آوازهایی در باره عشق به امامان خوانده می شد و در دوره قاجار نمایش های تئاتری که موضوع آن همین رویدادها بود به شیوه ای آشکار و زنده به صحنه آمد. در همین دوره هنر دراماتیکی پا به عرصه گذاشت که در عصر قاجار به اوج خود رسید و با شکوه و جلال بی نظیری در دوران سلطنت ناصرالدین شاه به نمایش درآمد.
صحنه اجرای تعزیه را «تکیه» می گویند . تا زمان حکومت فتحعلی شاه ،شرکت کنندگان در بازاری ،چارراهی،کاروان سرایی،گورستانی،باغ اندرونی خانه ای شخصی و یا علی رغم مخالفت برخی روحانیون در صحن جلوی مسجدی جمع می شدند و سپس تکیه هایی ساخته شدند. این تکیه ها ساختمانهای مدور و عظیمی بودند که هزاران نفر را در خود جای می دادند.
وقتی تماشاچیان در جاهای مخصوص خود در تکیه ها می نشستند، یک روضه خوان (اگر سید شال سبزی به گردن می انداخت که نشانه آل پیامبر است) از منبری که در بالای سکو گذاشته بود بالا می رفت، وسپس با صدای گرمی مردم را به شور و حال می آورد و در همین حین اولین صفوف عزاداران وارد صحن تکیه می شدند.
موسیقی تعزیه
همان گونه که گفته شد،لحن های آوازی در مراسم سوگواری و نوحه ها در مدح امام حسین و یارانش وجود داشت و ساز هیچ نقشی ایفا نمی کرد. به همین دلیل فراگیری فن خوانندگی میان خوانندگان منبری و نوحه خوان ها رونق یافت .بسیاری از این لحن ها و نغمه های موسیقی محلی و حالات ادای آن به وسیله این گروه از خوانندگان در روضه خوانی و تعزیه خوانی محفوظ ماند و استادان بسیاری در خوانندگی از میان این جماعت برخاستند و بزرگ ترین مربیان فن خوانندگی تا عصر حاضر نیز از میان این گروه شبیه خوان ها ظهور کردند. سینه زدن که نوحه آن با وزن و آهنگ و با توجه به ویژگی های فنی موسیقی توسط استادان مطلع ساخته می شد وتنها از نظر مضمون با تصنیف های ضربی آهنگی اختلاف داشت، بهترین وسیله حفظ و اشاعه آهنگ های ضربی موسیقی ملی بود و بقای آن تا حد زیادی مرهون این مراسم مذهبی بوده است.
سازهایی که از ابتدا در مراسم سوگواری و نوحه خوانی نواخته می شد کرب، (دو قطعه چوب تراشیده شده که ضمن تعبیه سوراخی در آن دارای بندی چرمی بوده است؛ نوع نواختن کرب مثل سنج است)، دهل، ساز بادی «بوق» از جنس صدف دریایی و دارای یک سوراخ(پرده)، کرنا و سرنا بوده است. بعدها سنج و طبل جانشین کرب و دهل و نقاره شد و شیپور، ترومپت و سازهای بادی دیگر جانشین کرنا و سرنا گردید. دف و دایره نیز در شبیه خوانی زنانه مثلا در مجلس شبیه خوانی شاد خواستگاری و عروسی حضرت علی(ع) و فاطمه(س) استفاده می شده است.
در نواحی مختلف ایران سازها و آوازهای محلی نیز در موارد تعزیه و نوحه خوانی نقش مهمی ایفا می کرده است. آوازهای گلی به گلی (gali) در مازندران،شروه در بوشهر، زئیروک در بلوچستان، بیابانی و غربتی در استان کرمان، بیت های خراسانی و کرمانجی، امیری در مازندران، گیلان و طالقان، سرکویری، دیلمانی،غربتی و… در تعزیه کاربرد فراوان داشته است.
لالایی ها، چاووشی خوانی، اذان و موارد دیگر در تعزیه خوانده می شده است. آوازهای ردیفی ایران در تعزیه ها نقشی اساسی ایفا می کند؛ مثلا پیشخوانی ها در دستگاه های مختلف اجرا می شده، و در تعزیه شهادت علی اکبر در چهارگاه، شهادت قاسم در شور و کرد بیات،مناجات آغاز تعزیه در آواز بیات زند(بیات ترک) و گاهی نوا، آوازهایی در افشاری، دشتی و سه گاه، برخی از رجز خوانی ها در چهارگاه و…. خوانده می شده است. در تعزیه شهادت عباس، زمانی که حضرت با فریاد و خطاب به شمر از خواب بر می خیزد و با خود گفت وگو می کند اشعار را به رسم و شیوه معمول آهسته و در درآمد راست پنجگاه می خواندند.

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 7
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
«بی بی آنقدر به من وعده و وعیدهای خوب داد که دیگر نفهمیدم چه وقت غروب شد؛ چه وقت شب و تاریکی آمد. اما همین قدر یادم هست تا پاسی از شب رفته، نه خواب به چشمان من امد و نه به چشمان بی بی»
«صبح که شد، با بی بی از خانه بیرون زدم. با هم راه افتادیم به طرف یتیم خانه مرحوم حاجی. خدا می داند- میان راه- بی بی چه حال و روزگاری داشت». بی بی در راه از بداقبالی و فقر خود گریه می کرد. از بخت خود گله داشت. بخت و اقبالی که سرانجام وادارش کرده بود، جگر گوشه اش و تنها همدم شب های تاریکش را به یتیم خانه بسپارد. عاقبت به یتیم خانه مرحوم حاجی رسیدند. ساختمانی بود با سه اتاق و حیاطی نسبتاً بزرگ. بی بی در حالی که دست علی اکبر را گرفته بود، یکراست رفت به اتاق مرحوم حاجی. «اول بار بود که مرحوم حاجی را می دیدم. مردی میان سال با موهایی سپید و چشمانی که در انها دنیایی مهربانی و محبت موج می زد. او پشت یک میز چوبی گوشه اتاق نشسته بود. با بی بی که وارد اتاق شدیم، به احترام بی بی از پشت میز بلند شد، با خوش رویی جواب سلام بی بی را داد. به روی من هم لبخندی زد. با این همه، من گریه کنان لحظه ای از بی بی جدا نمی شدم، مرحوم حاجی، با خونسردی مدتی به تماشای گریه و زاری من ایستاد. سرانجام، آمد و دست مرا گرفت. نشست روی صندلی گوشه اتاق، سرم را گذاشت روی سینه اش و به آرامی موهایم را نوازش کرد…» پیراهن حاجی از اشک های علی اکبر خیس شده بود. حاجی سر کوچک او را روی سینه خود فشرده بود و نوازشش می کرد. کم کم دست های گرم و مهربانش ترس علی اکبر را از بین برد و در آغوش حاجی آرام گرفت. مدتی بعد، وقتی سرش را برگرداند، بی بی رفته بود و در اتاق غیر از خودش و حاجی کس دیگری نبود. علی اکبر باز از تنهایی دلش لرزید و شروع کرد به گریه و زاری. حاجی که از درد علی اکبر آگاه بود، آهسته در گوشش گفت:ـ«پسرجان! بی بی در حیاط منتظر تو است. گریه نکن! این جا خانه خود توست. من تو را مثل پسر خودم می دانم. تو پسر من هستی. باید وقتی بزرگ شدی عصای دست من باشی. باید به من کمک کنی…» «نمی دانم چرا یکباره احساس کردم مرحوم حاجی، باید همان سید محمدرضا پدر از دنیا رفته ام- باشد که بی بی حکایتش را برایم گفته بود. بعدها فهمیدم که آن احساس کودکی، احساس درستی بوده است. چون مرحوم حاجی- در نقش پدری دلسوز و مهربان- چراغ راه زندگی پر فراز و نشیب من شد. او بود که به من مفهوم انسانیت و فداکاری و نیکوکاری را آموخت و سرنوشت مرا با دنیای هنر پیوند زد». هر روز که می گذشت، علی اکبر بیش تر به یتیم خانه عادت می کرد.
همانطور که به کارگاه قالی بافی عادت کرده بود. اینجا اما با کارگاه قالی بافی خیلی فرق داشت. جای امن و آسوده و با صفایی بود. برخلاف روزهای خاموشی و تنهایی زندگی اش با بی بی، یتیم خانه شلوغ و پر از هیاهوی بچه ها بود. علی اکبر در میان بچه های هم سن و سال خودش احساس شادمانی و لذت می کرد. بیش تر بچه ها، همان بچه های فقیر محله گل بازخان بودند و علی اکبر خیلی هاشان را از قبل می شناخت.

جلسه شورای شهر کرمان برگزار شد کمیسیون‌های شورای شهر همچنان بدون هیأت رییسه

جلسه شورای شهر کرمان برگزار شد
کمیسیون‌های شورای شهر همچنان بدون هیأت رییسه

نشست عمومی شورای شهر کرمان در حالی برگزار شد که برخی اعضای شورا نسبت به مشخص نشدن هیأت رییسه کمیسیون‌ها اعتراض داشتند.
نشست عمومی شورای شهر کرمان شب گذشته مطابق معمول یکشنبه‌شب‌ها در خانه شهر کرمان برگزار شد.
مشرفی در ابتدای جلسه از روسای کمیسیون‌ها درخواست کرد با توجه به ایام عزاداری مصوبات کمیسیون‌ها را ارائه کنند و خارج از بحث مصوبات صحبت نکنند. مهنوش مؤمنی گفت: «تکلیف کمیسیون‌هایی که هیأت رییسه آن‌ها مشخص نشده چیست؟» مشرفی در پاسخ اظهار کرد:« مصوبات کمیسیون‌هایی که هیأت رییسه آن‌ها مشخص نشده به‌عنوان مصوبات شورای عمومی مطرح شوند تا کار مردم زمین نماند.» علی منصوری دیگر عضو شورای شهر در پاسخ به مشرفی گفت:« من فکر می‌کنم انجام این کار تذکر آیین‌نامه‌ای داشته باشد. کار را که به‌صورت فله‌ای نمی‌توان انجام داد. کار را باید بر اساس آیین‌نامه و دستوراتی که قانون برای ما پیش‌بینی کرده انجام دهیم نه اینکه ما بخواهیم مسائل را با توافقات پشت پرده پیش‌بریم در این صورت باید بگویم که کار شورا این‌طور انجام نمی‌شود.» وی افزود:« من تقاضا دارم بر اساس آیین‌نامه و قوانین پیش رویم نه اینکه مصوبات کمیسیون‌ها را درصورتی‌که هنوز تکلیف کمیسیون‌ها مشخص نشده و بحث بر سر هیأت رییسه کمیسیون‌ها است مطرح کنیم. مصوباتی که ارائه می‌شود مشکل قانونی دارند و ما باید بر اساس قانون پیش رویم.» مشرفی نیز پاسخ داد: «من به‌عنوان رییس شورا ترجیح می‌دهم زمانی که همه اعضا حضور دارند رأی‌گیری انجام شود و وضعیت هیئت رییسه کمیسیون‌ها مشخص شود.» وی افزود: «مصوباتی که امشب مطرح می‌شود، مصوبات کارگروهی است که قبلاً تشکیل‌شده و به‌عنوان مصوبات شورای عمومی مورد تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد که درنتیجه وجاهت قانونی دارد.» رییس شورا تقاضای رأی‌گیری در خصوص مطرح کردن مصوبات کارگروه‌ها را کرد که منصوری در اعتراض گفت: «مصوباتی را می‌خواهید مطرح کنید که کارشناسی شده نیستند؟ کمیسیون‌ها باید بر اساس تخصص خودشان مصوبات را مطرح کنند.» مشرفی خطاب به منصوری گفت: «حق با شما است و من اجازه رأی‌گیری در خصوص ارائه مصوبات کارگروه‌ها را می‌خواهم. اگر رأی منفی داده شد جلسه پایان می‌یابد در غیراینصورت ادامه می‌دهیم. اما بازهم نظر من این است که با حضور همه اعضا انتخاب هیأت رییسه صورت گیرد و بهتر است کمیسیون‌ها به شکل سال قبل باقی بماند. باید این را نیز در نظر بگیریم که سال آخر شورا است و ما باید به کارها سرعت بخشیم.» یوسف جعفری گفت: «در نشست شورای عمومی هفته گذشته مصوب شد که کمیسیون‌ها به شکل سال قبل باقی بمانند.» منصوری گفت: «درهرصورت چون جلسه قبل مصوب کردید باید وضعیت هیأت ریسه کمیسیون‌ها مشخص شود. وقتی اعضا کمیسیون را تشکیل می‌دهند اما هیأت رییسه مشخص نیست روند اشتباه است.» درنهایت مصوب شد در جلسه فوق‌العاده‌ای هیأت رییسه کمیسیون‌ها تعیین وضعیت شوند.
درخواست سخنگوی شورا از
رهبر انقلاب
سخنگوی شورا گفت:« تقاضای بحث جدی گرفتن حضور مردم در سرشماری اینترنتی را دارم با توجه به اینکه به نظر می‌رسد کرمان از دیگر شهرها عقب‌مانده است. در شرایطی که اهمیت سرشماری در نظام جمهوری اسلامی ایران برای برنامه‌ریزی مسئولین در حوزه‌های مختلف بالا است، شورای شهر تقاضا دارد مردم کرمان نیز این مسئله را جدی بگیرند.» حجت‌الاسلام محمد ربانی زاده با اشاره به اینکه ۲۴ مهر سالروز فاجعه مسجد جامع کرمان است افزود: «این روز در تاریخ انقلاب از افتخارات مردم کرمان است و فاجعه مسجد جامع به دلیل اهمیتی که دارد تبدیل به شعار مردم ایران شد و بنده به‌عنوان سخنگوی شورا از مقام معظم رهبری استدعا دارم با توجه به اینکه معظم له کرمان را وطن دوم خود می‌دانند و همچنین دیار کریمان شهر سردار سلیمانی است این اجازه را به مردم کرمان بدهند تا مردم کرمان هم به همین مناسبت هرساله به خدمتشان مشرف شوند.»
جلسه بی‌نتیجه پروژه آزادی
رییس شورای شهر کرمان در ادامه در خصوص مطلب چاپ‌شده در موردقرارداد میدان آزادی در روزنامه «پیام ما» مورخ 12 مهر 95 گفت: «در خصوص برآورد هزینه مسئله میدان آزادی باید بگویم قطعاً تا زمانی که همه زوایای طرح مشخص نشود پیش‌بینی قطعی هزینه پایان کار امکان‌پذیر نیست و همیشه برآورد هزینه تقریبی صورت می‌گیرد.» مشرفی افزود:« مقصود من این بوده با توجه به اینکه اقلام ستاره‌دار در پل‌های سگمنتال بیشتر از پل میدان آزادی است،ضریب پلوس(هزینه‌ای بالاتر از برآورد انجام‌شده کارفرما) در میدان آزادی امکان دارد بالاتر رود.» وی اظهار کرد:« جلسه در خصوص میدان آزادی نیز در دفتر سعید گیلانی (عضو شورای شهر) برگزار شد اما به نتیجه نرسید. به همین دلیل محاسبات را در اختیار همه اعضای شورا قرار می‌دهیم تا اعضا بعد از کنترل محاسبات اگر پیشنهادی دارند ارائه دهند تا هفته آینده قرارداد میدان آزادی را نهایی کنیم.»
زهرا لری دیگر عضو شورا مهم‌ترین موضوع قابل‌پیگیری را مشکلات محله سرآسیاب عنوان کرد و گفت:« سرآسیاب مشکلات زیادی دارد با توجه به اینکه شهرداری اقدامات ارزشمندی در این محله انجام داده اما کافی نبوده است، ایجاد شهرداری و منطقه برای محله سرآسیاب موردتوجه قرار گیرد زیرا این محله قسمت اعظمی از شهر را شامل می‌شود و وضعیت سرآسیاب در شان شهر کرمان نیست و مشکلاتی را برای دیگر محدوده‌های شهر ایجاد می‌کند.» یکی از اعضای شورا شهر درخواست قطعه‌ای در مسجد صاحب‌الزمان برای مداحان و پیر غلامان امام حسین(ع) کرد و گفت: «از صنف سنگ تراشان خواسته شود که از حک کردن آیات قرآن بر روی سنگ قبور خودداری کنند.» مشرفی گفت: «در نظر گرفتن قطعه‌ای در مسجد صاحب‌الزمان ممکن نیست اما در مقبره سید حسین و مکان‌های دیگر می‌توان محلی را در نظر گرفت.»
برخی پل‌های عابر پیاده جنبه تبلیغاتی دارند
منصورایرانمنش نیز در ادامه در خصوص پل‌های عابر پیاده گفت: « در یک هفته گذشته در چند نقطه به دلیل نبود پل عابر پیاده چند مورد فوتی داشته‌ایم و درخواست داریم با توجه به اینکه خیلی از پل‌ها فقط جنبه تبلیغاتی دارند و استفاده‌ای برای مردم ندارد در جمع‌بندی آن‌ها تجدیدنظر شود و سریعاً روبروی شهرک صنعتی ،شهرک امام حسن،شهرک پدر پل عابر پیاده در نظر گرفته شود.»
بانک شهر خواستار سه دنگ میدان هفت باغ شد
مشرفی گفت: «بانک شهر کرمان از زیر نظر بانک شهر مشهد بیرون می‌آید و به‌صورت مستقل عمل می‌کند و مقرر شد شهردار کرمان رییس هیأت امنای بانک شهر استان شود و بانک برای مستقل شدن از شهرداری تقاضای یک واحد آپارتمان ۷۵ متری با دو نفر کارمند به مدت 4 سال کرده است. همچنین زمینی به مساحت سه دانگ در میدان هفت باغ می‌خواهند. زمین که قرار است در اختیار بانک قرار گیرد در قبال ضمانت است.» وی افزود:«قرار است بانک شهر 50 میلیارد وام در اختیار شهرداری کرمان با سود پایین قرار دهد. همچنین فولاد بردسیر 20 میلیارد تومان وام به شهرداری خواهد داد.» صدیقه زاهدی نیز در این جلسه تقاضا کرد در کرمان خیابانی به نام پهلوان اسدی شود و گفت:«برای زمین تیراندازی در جنگل قایم ۱۵۰ میلیون تومان هزینه شده و تقاضا داریم پیگیری‌ها لازم در خصوص تکمیل این پروژه انجام شود.» مهنوش مؤمنی گفت: «تقاضا داریم که در خصوص تناسب نرخ کرایه تاکسی و مسافت، شورا ورود پیدا کند.»
شورا در بررسی قرارداد آزادی عجله کند
شهردار کرمان هم گفت: «قرارداد میدان آزادی با تأخیر از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) به دست ما رسید اما تقاضا داریم شورا زودتر جزییات قرارداد را مشخص کند.» علی بابایی افزود:« باوجود مشکلات مالی شهرداری کرمان سعی کردیم که حقوق‌های عقب‌مانده نیروهای شرکتی را تا تیرماه پرداخت شود و فقط حقوق عقب‌مانده مرداد و شهریور پرداخت‌نشده است.» بابایی همچنین از بررسی پیشنهاد‌های دریافت شده برای المان میدان آزادی خبر داد.
مشرفی در حاشیه جلسه شورا در پاسخ به سؤال خبرنگار پیام ما در خصوص برآورد هزینه نهایی پروژه میدان آزادی گفت: «برآورد شده بود که 85 تا 90 میلیارد تومان هزینه می‌شود اما فکر می‌کنیم هزینه‌ها بین 95 تا 100 میلیارد تومان شود.»

در میزگرد ممنوع‌التصویری رییس دولت اصلاحات در رفسنجان مطرح شد مظهر طالبانسیم ایران تا سرمایه نظام

در میزگرد ممنوع‌التصویری رییس دولت اصلاحات در رفسنجان مطرح شد
مظهر طالبانسیم ایران تا سرمایه نظام

شامگاه شنبه در دانشگاه ولیعصر رفسنجان، محمدحسن قدیری ‌ابیانه تحلیل‌گر اصولگرا با مجید فراهانی، دبیرکل حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان درباره ممنوع‌التصویری رئیس دولت اصلاحات مناظره ای برگزار شد. گزیده ای از صحبت های مطرح شده در این مناظره را در زیر به نقل از فارس بخوانید:

رییس دولت اصلاحات مظهر طالبانیسم در ایران است!
رئیس دولت اصلاحات شعارهای مدنیت، جمهوریت و مردم سالاری را سر می‌داد، این شعارها خوب بودند، اما فرق جامعه مدنی با جامعه مدنی‌ اسلامی در دین است.
انتخابات سال 88 برگزار و احمدی‌نژاد با 11 میلیون اختلاف انتخاب شد، اما یک نفر ادعای تقلب داشت و رئیس دولت اصلاحات هم با وجود این اختلاف رأی، به آن فرد تبریک گفت.
زمانی که به 11 میلیون رای تمکین نکردند، یعنی قیام علیه حق حاکمیت مردم در حالیکه رهبر معظم انقلاب رای مردم را حق‌الناس می‌دانند.
با آسیب‌هایی که در فتنه 88 به مردم رسید، رئیس دولت اصلاحات مجرم و از دیدگاه من مظهر طالبانیسم ایران است.
فتنه با هدایت تیم رئیس دولت اصلاحات آغاز شد، لازم نبود که وی بیاید بگوید مردم بریزید توی خیابان‌ها.
همان‌ طور که در کشورهای عربی بیداری عربی شروع کردند، می‌خواستند در ایران انقلاب مخملی راه بیندازند و این حرکت را به ایران انتقال دهند.
نباید در کشور قائله‌ای راه افتد که مشکلاتی کشور را فرا گیرد، اکنون بروند از دادستان که حکم ممنوع‌التصویری رئیس دولت اصلاحات را داده شکایت کنند، این مجازات برای رئیس دولت اصلاحات کم است.
رئیس دولت اصلاحات حتی جرأت عذرخواهی و شهامت اینکه بگوید اشتباه کردم را ندارد، همان ‌طور که روحانی و ظریف حاضر نیستند بگویند در برجام ما اشتباه کردیم و گول خوردیم، این را مردم بیشتر می‌پذیرند، یکی از ویژگی‌های مدیریت پذیرفتن اشتباهات است.
اگر رئیس‌ جمهوری تغییر موضع داد و خلاف مصلحت کار کرد اگر خود و یا فرزندانش دچار اختلاس شدند چه.
همان فتنه‌گران سال 88 دشمن را تحریک به تشدید تحریم‌ها کردند، پسر هاشمی که الان زندان است و صدای او موجود است، رفت خارج از کشور که بگوید تحریم‌ها را تشدید کنید.
مسیر انقلاب ما مشخص است و به ولایت‌مطلق فقیه ختم می‌شود.

عکس نخست وزیر رژیم صهیونیستی چاپ می شود
رییس دولت اصلاحات نه

موضوع میزگرد درباره ممنوع‌التصویری رئیس دولت اصلاحات است نه تحلیل وقایع 88.
نخستین بار سال 90 موضوع ممنوع‌التصویری رئیس دولت اصلاحات مطرح شد که فوری در رسانه‌ها از جمله سی‌ان‌ان بازتاب داشت و طباطبایی وکیل رییس دولت اصلاحات اعلام کرد، صحت ندارد. ممنوع‌الخروج بودن را باید مقام قضایی اعلام کند و علی لاریجانی در مصاحبه‌ با لوموند اعلام کرد، حکم ممنوع‌التصویری و ممنوع‌الخروجی رئیس دولت اصلاحات توسط احمدی‌نژاد به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی ابلاغ شده است که وی هم فوری ابراز بی‌اطلاعی کرد.
23 خرداد 94 رییس جمهور ممنوع‌التصویری رییس دولت اصلاحات را تکذیب کرد. جنتی وزیر ارشاد هم گفت هیچ مصوبه‌ای در مورد ممنوع‌التصویر بودن رئیس دولت اصلاحات وجود ندارد. تصاویر رئیس دولت اصلاحات هم 9 بهمن 94 از رسانه ملی پخش شد.
از نظر قانون اساسی به اعتقاد ما این ممنوع‌التصویری و هرگونه تحدید و محدود کردن شهروند باید به استناد حکم رسمی دادگاه باشد.
اصل 23 قانون اساسی بر آزادی بیان و ممنوعیت تفتیش عقاید اشاره دارد، البته رئیس دولت اصلاحات هیچ بیانیه‌ای را نداده و سخنرانی نکرده است، حداکثر چیزی که توسط ابیانه و همفکرانش وجود دارد این است که رئیس دولت اصلاحات را از ساکتین فتنه نام برده‌اند.
در شرایطی که صدا و سیما و مطبوعات تصاویر رئیس‌جمهور رژیم صهیونیستی و نخست‌وزیر این رژیم را چاپ می‌کنند، چگونه باید عکس رئیس دولت اصلاحات امکان چاپ کردن نداشته باشد.
استفاده از حقوق شهروندی برای کسی که جرمش احراز نشده حق اوست.
هر کس عملکرد دوره‌های قبلی خود را زیر سئوال می‌برد در حالی که باید اتاق فکری از با تجربه‌های هر دوره تشکیل شود که اگر از رئیس دولت اصلاحات استفاده می‌شد کمک بزرگی بود. {فراهانی رییس دولت اصلاحات را سرمایه نظام خواند.}
کارهایی می‌کنیم که 14 قرن علیه آن موضع گرفتیم، قرار است چه تصویری از حکومت شیعی به جهان نشان دهیم.

یک نماینده مجلس عنوان کرد ایجاد محدودیت شهرداری تهران برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی

یک نماینده مجلس عنوان کرد
ایجاد محدودیت شهرداری تهران برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی
ایلنا نوشت: رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس با انتقاد از ایجاد محدودیت شهرداری تهران برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی، نسبت به بروز فساد سیستماتیک در دستگاه‌هایی که به رسانه‌ها اجازه نقد نمی‌دهند، هشدار داد. محمود صادقی با انتقاد از برخورد قهرآمیز با رسانه‌های منتقدِ واگذاری املاک نجومی، اعلام کرد: «آن‌چنان‌که در جریان موضوع کارگران معدن طلای آق‌دره تأکید کردم این روش درستی نیست که برای برخورد با اعتراض‌های مدنی، شاکی خصوصی درست کنیم.» او گفت: «درست نیست در مسائلی که باید دادستان ورود کند، با طرح شکایت خصوصی مانع از بررسی دقیق پرونده شده و در پناه شکایت شاکی خصوصی برای ادامه بررسی تخلف، محدودیت ایجاد کنیم.» عضو هیأت رییسه فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تشابه برخورد با کارگران معدن طلای آق‌دره و رسانه‌های منتقد عملکرد شهرداری تهران گفت: «رسانه‌های آزاد و «آزادی مطبوعات» در کنار سه رکن اصلی دموکراسی یعنی «رقابت‌های انتخاباتی عادلانه»، «آزادی بیان»، «آزادی اندیشه سیاسی» به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی شناخته می‌شوند و خدمات بسیار مهم و بزرگی به جامعه و حکومت دارند.»
بدون آزادی رسانه‌ها دچار فساد سیستماتیک می‌شویم
رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس دهم تصریح کرد: «درصورتی‌که آزادی لازم به رسانه‌ها داده نشود، دچار فساد سیستماتیک می‌شویم که بر اساس این اصطلاح علمی و حقوقی، هنگامی‌که یک دستگاه یا سیستم اداری و حکومتی دچار فساد سیستماتیک یا نظام‌مند و ساختاری شود، هرکسی که در آن دستگاه فعالیت کند، خواه‌ناخواه دچار فساد شده و به فساد سیستم آلوده می‌شود.»
برخورد شهرداری با رسانه‌ها غیراخلاقی و غیرحقوقی است
نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین خاطرنشان کرد: «در چنین شرایطی به‌جای این‌که با معضل اصلی که فساد سیستماتیک است، برخورد کنند؛ رسانه‌ای که باید آیینه حقایق جامعه باشد را تحت‌فشار قرار می‌دهند که این برخورد کاملاً غیرمنطقی، غیراخلاقی و غیرحقوقی است.»
برخورد دوگانه با رسانه‌ها
درست نیست
او همچنین با انتقاد از برخوردهای دوگانه با رسانه‌ها، اعلام کرد: «همواره در سطح بین‌المللی از برخوردهای دوگانه جامعه بین‌الملل با ایران ناراضی هستیم و به‌عنوان نمونه شاهد هستیم با وضعیت ضد حقوق بشری دولت سعودی مشکلی ندارند، اما از عملکرد کشور ما که سازوکار حکومتی کاملاً دموکراتیک دارد، انتقاد می‌شود و باوجوداین، در عرصه داخلی خودمان رفتاری مشابه با رسانه‌ها داریم.» صادقی تصریح کرد: «متأسفانه شاهد هستیم درجایی از افشاگری برخی رسانه‌ها تقدیر می‌شود در جای دیگر با اقدامی مشابه از سوی گروهی دیگر از رسانه‌ها، برخوردی متفاوت انجام می‌شود که این اتفاق درستی نیست.»

توضیح مدیر بهره‌برداری آب منطقه‌ای درباره شرایط جوی استان در سال‌های اخیر افزایش دما، کاهش بارندگی و تغییر اقلیم

توضیح مدیر بهره‌برداری آب منطقه‌ای درباره شرایط جوی استان در سال‌های اخیر
افزایش دما، کاهش بارندگی و تغییر اقلیم

مدیر بهره‌برداری آب منطقه‌ای کرمان معتقد است با افزایش دما و کاهش بارندگی در استان کرمان طی سال‌های اخیر، این استان دچار تغییر اقلیم شده است.
عباس انجم شعاع روز گذشته این موضوع را اعلام کرد. وی گفت: «دیگر نمی‌توانیم عنوان خشک‌سالی را برای استان کرمان نام‌گذاری کرد و بیان کنیم که در آینده با تر سالی مواجه خواهیم بود! بلکه این علائم نشانگر تغییر اقلیم در استان کرمان است، بطوریکه با افزایش دما و کاهش بارندگی مواجه هستیم.» او همچنین گفت که «میانگین بارندگی دنیا 750 تا 780 میلی‌متر است که میانگین بارندگی کشور، 250 میلی‌متر و استان کرمان 129 میلی‌متر است که متأسفانه در چند سال اخیر میانگین بارندگی استان کرمان به 129 میلی‌متر نیز نرسیده، به‌گونه‌ای که در سال گذشته 116 میلی‌متر میزان بارندگی استان کرمان بوده است.» آن‌طور که ایسنا نوشته، این مسئول دلیل این تغییر اقلیم را هم برداشت بیش‌ازحد آب از سفره‌های زیرزمینی می‌داند.
به‌طوری‌که اغلب دشت‌های استان کرمان از سال‌ها پیش ممنوعه اعلام شدند اما بدون توجه به این موضوع، تعداد بیشماری چاه در آن‌ها حفرشده است. او دراین‌باره گفت: « دشت آزاد، دشتی است که تغذیه سفره آب‌های زیرزمینی بیش از برداشت است و امکان برداشت اضافه برای ما وجود دارد؛ اما دشت ممنوعه دشتی است که تغذیه کمتر از برداشت است و عمده دشت‌های کرمان به‌عنوان‌مثال دشت کرمان در بهمن سال 55 به‌عنوان دشت ممنوعه اعلام‌شده است اما تعداد زیادی چاه پس از ممنوعیت برداشت، در این دشت‌ها حفرشده است. بنا به دلایل مختلفی تعدادی چاه مجاز و غیرمجاز حفرشده است، به‌گونه‌ای که برخی از مجوزها را شرکت آب منطقه‌ای قصد صدور آن‌ها را نداشته اما قانونا باید صادر می‌کرده است.
ضمن آنکه شرکت آب منطقه‌ای باید نظارت بر نحوه برداشت‌ها می‌داشت.» طبق گفته مدیر بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای کرمان، در حال حاضر 34 هزار و 556 حلقه چاه ، 2 هزار 355 رشته قنات و 1592 دهنه چشمه در استان کرمان موجود است که مجموعاً حدود 6.4 میلیارد مترمکعب آب از این چاه‌ها در طول سال برداشت می‌شود. رقمی که 902 میلیون مترمکعب بیش‌ازحد مجاز است.
این موضوع باعث شده «در برخی مناطق استان خشکیدگی چاه‌های زیادی را داشته باشیم، به‌طوری‌که با جابجایی مکرر چاه‌ها و با کف شکنی چاه‌ها مواجه هستیم، به‌گونه‌ای که هم‌اکنون 90 تا 100 هزار متر حفاری مجاز در استان کرمان داریم. همچنین هر متر حفاری را 300 هزار تومان برآورد می‌شود، سالانه 27 تا 30 میلیارد تومان هزینه کف شکنی و جابجایی چاه‌هایی که به دلیل اضافه برداشت‌ها و عدم مدیریت‌هایی که درگذشته صورت نگرفته است به ما تحمیل می‌شود.»

خداداد مقبلی مدیرکل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای شد بازگشت مدیر کلیدی به استان پس از هشت ماه

خداداد مقبلی مدیرکل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای شد
بازگشت مدیر کلیدی به استان پس از هشت ماه

پیام ما- خداداد مقبلی در حالی به‌عنوان اولین مدیر اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان کرمان منصوب شد که چندی پیش با کارنامه‌ای موفق مدیرکلی راه و شهرسازی کرمان را ترک کرده بود.
هشت ماه زمان کافی بود تا مدیری که مقامات استانی با رفتنش شدیداً مخالف بودند، به کرمان بازگردد و این بار مدیر یک اداره کل جدید شود.دهم بهمن‌ماه سال گذشته بود که خداداد مقبلی، مدیرکل وقت راه و شهرسازی کرمان جای خود را به محمدمهدی بلوردی داد و خود برای مدیرکلی راه و شهرسازی استان فارس، راهی شیراز شد. البته رفتن او به همین سادگی نبود. سیف الهی، معاون عمرانی استاندار در آیین تودیع او و معارفه بلوردی در این خصوص گفت: « استانداری چندین بار با رفتن مقبلی مخالفت کرده بود اما زمانی که فهمیدیم آقای بلوردی جایگزین ایشان می‌شود، با رفتن مقبلی موافقت کردیم. در غیر این صورت شخص استاندار اصلاً با رفتن مقبلی موافق نبود.» همین اتفاق انگار در شیراز رخ داد. طبق گفته معاون وزیر راه، استاندار فارس از شنیدن خبر رفتن مقبلی «برافروخته» شد و مخالفت کرد اما با رایزنی‌های صورت گرفته و چند قول، قبول کرد مقبلی به کرمان بیاید. بدین ترتیب روز گذشته خداداد مقبلی، جایگزین مسعود جمیلی در اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان شد. البته پیش‌ازاین، جمیلی مدیرکل حمل‌ونقل و پایانه‌ها بود اما از این به بعد با ادغام راهداری و حمل‌ونقل و پایانه‌ها، اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان کرمان با مدیریت خداداد مقبلی به کار خود ادامه می‌دهد.
انتخاب به دلیل اشراف بر جاده‌های استان
معاون وزیر راه و رییس سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای کشور در آیین تودیع و معارفه جمیلی و مقبلی گفت: «به دلیل گستردگی استان کرمان و داشتن جاده‌های حساس و مهم در سطح کشور، می‌بایست مدیری را در این استان انتخاب کنیم که به راه‌های کرمان آشنایی داشته باشد. به همین دلیل ما آقای مقبلی را انتخاب کردیم.» داود کشاورزیان با اشاره به عملکرد مثبت مقبلی در ادارات کل راه و شهرسازی کرمان و فارس، افزود: «هر دفعه که آقای مقبلی را از یک استان بردیم، صدای مقامات آن استان درآمد که نشان‌دهنده توانایی ایشان است.» وی به مدیرکل جدید راهداری و حمل‌ونقل پایانه‌های استان کرمان توصیه کرد وظایف تصدی‌گری حمل‌ونقل را به اصناف واگذار کند.

عملکرد مقبلی در حوزه راه‌های استان
خداداد مقبلی از سال 90 تا 94 مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان بود. در این دوران، در حوزه ساخت و توسعه راه‌ها، 56 پروژه در استان به اجرا درآمد که از این تعداد 16 پروژه مربوط به باند دوم و بزرگراه، 23 پروژه مربوط به بهسازی، پنج پروژه تقاطع غیر هم‌سطح و 12 پروژه تعریض، زیرسازی و اصلاح نقاط حادثه‌خیز بوده است. در سال گذشته هم 146 کیلومتر باند دوم بااعتباری بالغ‌بر هزار و 600 میلیارد ریال احداث شد و چندین پروژه همچون باند دوم بم-شورگز به طول 55 کیلومتر، باند دوم ورودی ماهان به طول 2 کیلومتر، باند دوم رفسنجان-نوق به طول 4 کیلومتر و پروژه بردسیر سیرجان به طول 36 کیلومتر در پایان مدیریت وی در آستانه افتتاح قرار داشتند. همچنین از حدود چهار هزار و 500 کیلومتر راه روستایی استان، نزدیک به یک هزار کیلومتر در دوران مدیریت مقبلی ساخته‌شده است.

آشنایی با سوابق مدیرکل جدید و سابق
خداداد مقبلی متولد 1343 است که در سال 1375 به استخدام رسمی وزارت راه و شهرسازی در آمد. معاونت راه و شهرسازی استان هرمزگان، مدیرکلی راه و شهرسازی استان هرمزگان، مدیرکلی راه و شهرسازی استان کرمان و مدیرکلی راه و شهرسازی استان فارس ازجمله سوابق وی بوده است. او چهار سال در اداره کل راه و شهرسازی استان کرمان فعالیت کرد و سپس هشت ماه به استان فارس رفت. مسعود جمیلی کرمانی هم متولد 1357 و به‌عنوان جوان‌ترین مدیرکل وزارت راه و شهرسازی به شمار می‌رفت، وی پیش از سمت مدیرکل حمل‌ونقل و پایانه‌های استان کرمان، به مدت هفت ماه سرپرستی این اداره کل را عهده‌دار بود و قبل از آن نیز به‌عنوان معاون حمل‌ونقل اداره کل انجام‌وظیفه کرده است. وی همچنین قرار است در منصب معاون اداره کل حمل‌ونقل و پایانه‌های استان کرمان به فعالیت خود ادامه دهد.

آقای مدیر کل؛ رسانه را تهدید نکنید

آقای مدیر کل؛ رسانه را تهدید نکنید

روز گذشته برای پوشش آیین معارفه خداداد مقبلی، مدیرکل جدید راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان به سالن اجتماعات فرودگاه کرمان رفتم. پس از جلسه، فرصت را مناسب دیدم تا آخرین وضعیت باند فرودگاه کرمان را از مدیرکل فرودگاه‌های استان کرمان جویا شوم. احتمالاً در جریانید چند ماهی می‌شود که بحث بر سر تعطیل شدن فرودگاه کرمان به دلیل نیاز باند این فرودگاه به ترمیم و یا احداث باند جایگزین، بالاگرفته است و تاکنون چند جلسه در این خصوص بین مقامات استانی و کشوری برگزارشده. به نظر می‌رسد نظر مسئولان شرکت فرودگاه‌های کشور بر تعطیلی چندماهه فرودگاه کرمان است و در مقابل کرمانی‌ها خواستار این هستند که ابتدا باند دوم احداث شود و سپس باند فعلی ترمیم. 13 شهریور گذشته اما رزم حسینی، استاندار، از آغاز عملیات اجرایی احداث باند دوم فرودگاه کرمان در نیمه دوم شهریورماه خبر داد که این نشان‌دهنده به کرسی نشستن حرف مسئولان کرمان بود. اتفاقی که البته با استقبال کرمانی‌ها و رسانه‌های استان ازجمله «پیام ما» روبرو شد. بااین‌حال شهریور به پایان رسید اما خبری از تعیین تکلیف فرودگاه کرمان نبود و همین موضوع را روز گذشته از علی قاسم‌زاده، مدیرکل فرودگاه‌های استان پرسیدم. جناب مدیرکل اما وقتی فهمید از روزنامه «پیام ما» هستم، به‌جای پاسخ به سؤال، گفت: «من با پیام ما مصاحبه نمی‌کنم. به همه همکاران هم گفتم با شما مصاحبه نکنند.» او دلیل این رفتار خود را مطالب قبلاً منتشرشده «پیام ما» درباره فرودگاه کرمان عنوان کرد. مطلب موردنظر قاسم‌زاده، انتشار اظهارات ضدونقیض وی و اکرمیان، عضو هیأت مدیره فرودگاه‌های کشور درباره فرودگاه کرمان بود. (شماره 657- سوم تیر 95) آنجا که قاسم‌زاده به ما گفته بود «فرودگاه کرمان تعطیل نمی‌شود» اما اکرمیان تأکید کرد که «فرودگاه کرمان تعطیل می‌شود.» به همین دلیل مدیرکل فرودگاه‌های استان روز گذشته از پاسخ دادن به روزنامه «پیام ما» خودداری کرد. من هم به او گفتم «پس همین‌که شما پاسخ نمی‌دهید را می‌نویسم» که قاسم‌زاده جواب داد: «شما حق ندارید این را بنویسید. اگر بنویسید اقدام قضایی می‌کنم. در شهر بزرگ‌تر از کرمان هم این کار را کرده‌ام. شما هم اگر این را بنویسید اقدام قضایی می‌کنم تا بیشتر بااخلاق من آشنا شوید.» همین صحبت‌ها بهانه‌ای شد تا چند خط خطاب به این مدیر که هنوز چهار ماه از عمر مدیریتی‌اش نگذشته، بنویسم:
یک
استان کرمان در کل کشور بیشترین تعداد نشریات چاپی و غیر چاپی را دارد. همچنین بسیاری از نشریات قدیمی کشور از کرمان اوج گرفته‌اند و هم‌اکنون قدیمی‌ترین نشریه در حال چاپ ایران هم به کرمان تعلق دارد. همه این‌ها در کنار چهره‌های شاخص مطبوعاتی که کرمان دارد نشان می‌دهد این استان فضایی کاملاً رسانه‌ای دارد که به نظر آقای مدیر با این فضا آشنا نیستید. پس رسانه ها را تهدید نکنید آقای قاسم‌زاده!
دو
یکی از افتخارات دولت تدبیر و امید و شخص رییس جمهور این است که این دولت تاکنون از هیچ رسانه‌ای شکایت نکرده است. با این اوصاف، اگر شما در دولت آقای روحانی به سمت مدیرکلی فرودگاه‌های استان کرمان منصوب شدید، باید به چهارچوب این دولت احترام بگذارید. یکی از این چهارچوب‌ها این صحبت معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور است که می‌گوید: «در دولت یازدهم قرار گذاشتیم از هیچ رسانه‌ای شکایت نکنیم. خبرگزاری ایسنا/ 19 مرداد 95» پس رسانه را تهدید نکنید آقای مدیرکل!
سه
علیرضا رزم حسینی، استاندار کرمان و نماینده عالی دولت در این استان بارها بر وجود دولت شیشه‌ای تأکید کرده است. او همچنین هشتم شهریور تأکید کرد که «همه مدیران باید به رسانه‌ها پاسخگو باشند» و از رسانه‌ها خواست مدیران غیر پاسخگو را معرفی کنند. شما هم جزو مدیران همین استان هستید، پس به وظیفه تان عمل کرده پاسخگو باشید و رسانه را تهدید نکنید آقای مدیرکل!
چهار
شمارا به خواندن قانون مطبوعات دعوت می کنم. در ماده چهارم فصل سوم این قانون آمده: «هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.» و در تبصره یک این فصل آمده: «متخلف از ماده 4 به‌شرط داشتن شاکی به‌حکم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تکرار به انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم خواهد شد.» پس رسانه را تهدید نکنید آقای مدیرکل!
پنج
آقای قاسم‌زاده، مدیرکل محترم فرودگاه‌های کرمان، امیدوارم با خواندن چند سطر بالا هم با فضای رسانه‌ای استان آشنا شده باشید و به سمت تعامل بهتر با رسانه‌ها قدم بردارید و هم دیگر هیچ رسانه‌ای را تهدید نکنید. زیرا همه مقامات استان از جمله رییس کل دستگاه قضایی استان بر آزادی مطبوعات در چهارچوب قانون بارها تاکید کرده اند و ما به عنوان رسانه به حقوق و وظایف خود آگاهیم و مطالبه گری را نه تنها حق بلکه وظیفه خود می دانیم.