بایگانی مطالب نشریه

رئیس‌جمهور: امام حسین (ع) برای آرمان یک گروه خاص جان خود را فدا نکرد

رئیس‌جمهور:
امام حسین (ع) برای آرمان یک گروه خاص جان خود را فدا نکرد
مراسم عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان، با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی، در بانکوک پایتخت تایلند برگزار شد. به گزارش ایسنا، ‌رئیس‌جمهور که به شرق آسیا سفر کرده بود، در این مراسم که علاوه بر هیأت ایرانی، جمعی از ایرانیان، علما و شیعیان مقیم تایلند نیز حضور داشتند، با اشاره به اینکه در ماه محرم در عمده کشورهای جهان خیمه‌ای به نام امام حسین (ع) برگزار می‌شود، گفت: امام حسین (ع) تنها به اسلام و شیعیان تعلق ندارد بلکه محبوب دل همه آزادگان عالم است. روحانی با طرح این پرسش که «چرا امام حسین(ع) و عاشورا جاودانه‌اند و همه قلوب در برابر امام حسین خاضع هستند؟» گفت: امام حسین (ع) برای آرمان یک گروه خاص جان خود را فدا نکرد. هدف او ارزش‌های جهانی بود و به همه بشریت تعلق دارد. امام حسین(ع) کشته راه آزادی است، او برای آزادی انسان‌ها جان خود را داد و شهید راه حق، عدل، دادگستری و اصلاح جامعه بود. وی با بیان اینکه «امام حسین(ع) برای از بین بردن فساد و اصلاح جامعه و برافراشته شدن پرچم هدایت انسان‌ها قیام کرد»، افزود: اگر ما مسیر هدایت و نجات می‌خواهیم، امام حسین (ع) چراغ است و راه را به ما نشان می‌دهد. اگر در توفان‌ها قرار گرفتیم، امام حسین کشتی نجات همه انسان‌ها و حق‌طلبان عالم و همه آنهایی است که در برابر ظلم سر فرود نمی‌آورند و ذلت را انتخاب نمی‌کنند. روحانی تصریح کرد: امام حسین(ع) شخصیتی است که در زندگی خود بین شهادت و ذلت، شهادت و شمشیر دشمن را انتخاب می‌کند. شعار هیهات منه الذله او شعاری جاودان و افتخاری برای همه شیعیان و انسان‌ها است. او وارث همه پیامبران و صالحان بود. اگر هدف و آرمان جهانی و راه هدایت برای همه انسان‌ها شد، آن فردی هم که وجودش را برای آن آرمان بلند فدا کرده، جاودانه خواهد شد. رئیس‌جمهور اضافه کرد: خدا جاودان است و هرکس رنگ خدایی بگیرد، جاودان خواهد بود و برای انسان صالح و کسی که راه خدا را برگزیند، مرگ مفهوم ندارد. بزرگان و صالحان تاریخ و آنهایی که زندگی خود را برای نجات انسان‌ها فدا کردند هیچ‌وقت نمی‌میرند و همیشه جاودانه هستند. روحانی با اشاره به تعطیلی روز عاشورا در سراسر شبه‌قاره هند و شعار معروف گاندی مبنی بر اینکه «رهبر من برای آزادی این سرزمین، حسین بود»، یادآور شد: میلیاردها انسان در سراسر جهان به امام حسین(ع) احترام می‌گذارند، چراکه او راه اخلاق، جهاد و صلح را برگزید. وی با بیان اینکه «امام حسین(ع) و امام حسن (ع) امامان جهاد و صلح بودند»، افزود: امام حسین (ع) جنگ را شروع نکرد، جنگ را دشمن شروع کرد و ایشان دفاع کرد. امام حسین، امام اخلاق، تواضع و محبت بود و در آخرین لحظات جنگ نیز پیوسته می‌خواست لشکر دشمن را هدایت کند و از این توفان نجات دهد و به راه حق هدایت کند. بر اساس این گزارش، در این مراسم معنوی که اعضای هیأت همراه رئیس‌جمهور در سفر به تایلند و صدها تن از ایرانیان مقیم و شیعیان تایلندی حضور داشتند، محمدی سفیر جمهوری اسلامی ایران در بانکوک، دکتر الیاس رئیس انجمن تحقیق و پژوهش اسلامی در تایلند و سید مبارک حسین رئیس انجمن فارغ‌التحصیلان ایران و تایلند و رئیس انجمن محبان ولی‌فقیه در تایلند نیز سخنان کوتاهی ایراد کردند.

عضو شورای مرکزی نظام‌مهندسی معدن ایران : معادن نقش محوری در توسعه استان دارند

عضو شورای مرکزی نظام‌مهندسی معدن ایران :
معادن نقش محوری در توسعه استان دارند

«منوچهر رخ » یکی از پیشکسوتان حوزه معدن و صنایع معدنی استان است که از سال 1366 فعالیت خود را در وزارت معادن و فلزات آغاز کرده و تاکنون مسئولیت‌های مختلفی در این زمینه، و همچنین مسئول طرح‌های ملی و استانی، کارشناس امور معادن و رییس اداره بهره‌برداری و نظارت استان در اداره کل معادن و فلزات، را در کارنامه‌ی فعالیت‌های خود دارد. رخ همچنین در چهار دوره‌ی اخیر سازمان نظام‌مهندسی معدن، یک دوره به‌عنوان دبیر و سه دوره به‌عنوان رییس این سازمان مشغول فعالیت بوده و هست. برای بررسی بیشتر وضعیت معادن استان، با مهندس «منوچهر رخ » به گفتگو نشستیم.

به نظر شما به‌عنوان یکی از پیشکسوتان بخش معدن ، آیا این بخش را می‌توان به‌عنوان یکی از محورهای توسعه استان در نظر داشت؟
باید عرض کنم همان‌طوری که مستحضرید، علاوه بر پتانسیل بالای معادن فلزی، غیرفلزی و خاک‌های صنعتی، استان کرمان ازلحاظ پتانسیل سنگ‌های تزیینی و نما و در گذشته در استفاده از سنگ‌های نرم بالاخص مرمر (اونیکس) در بین استان‌های کشور متمایز بوده؛ به‌طوری‌که بهترین معادن مرمر کشور ازجمله معادن سنگ مرمر گدرا سیاه راین، درج سرج بردسیر، بادامستان، اسفندقه و ده مریم، تنگوئیه و سایر در این استان بهره‌برداری می‌شده که متأسفانه عمده‌ی ذخایر این معادن، چه به روش غیراصولی و چه به روش اصولی برداشت‌شده، ولی هنوز هم‌مقداری از این ذخایر موجود می‌باشد و بعدازآن، معادن سنگ مرمریت در استان جایگاه بسیار خوبی دارند. همین‌طور معادن سنگ چینی و سایر. بنابراین با به‌کارگیری روش‌های مکانیزه و نیز فرآوری مناسب می‌توان گفت یکی از محورهای توسعه‌ی استان، معادن سنگ تزیینی و نما به شمار می‌رود. البته در استان کرمان سنگ گرانیت کمتر از سایر سنگ‌هاست که بنده معتقدم آینده متعلق به سنگ‌های نرم بر است؛ چه ازنظر زیبایی و چه ازنظر هزینه‌ی استخراج و بالاخص فرآوری و همچنین ازلحاظ مقاومت و جهت صادرات هم نسبت به سنگ‌های سخت جایگاه بسیار برتری خواهند داشت
عمده‌ی مشکلات معادن سنگ تزیینی در مناطق مختلف استان را چه مواردی می‌دانید و چه راه‌حل‌هایی برای آن‌ها مدنظر دارید؟
عمده‌ی مشکلات به‌طور خلاصه عبارتند از: 1-عدم اطلاع کافی از وجود باقی‌مانده‌ی ذخایر مرمر استان (قبلاً یکی از مسئولیت‌هایی که داشتم مسئول طرح‌های ملی و استانی در اداره کل معادن و فلزات استان بود، یکی از طرح‌های پیشنهادی اکتشاف اصولی ذخایر باقی‌مانده‌ی مرمر استان بود که متأسفانه به دلیل نبود بودجه ادامه نیافت) 2-صعب‌العبور بودن راه‌های ارتباطی بسیاری از معادن سنگ ازجمله معادن آبشوئیه، ماران، آب بید جیرفت، شهربابک و … 3-کافی نبودن کارخانه‌های فرآوری مناسب که واقعاً یکی از معضلات سنگ‌های تزیینی و نما می‌باشد و هنوز باید سنگ خام به استان‌های دیگر ازجمله اصفهان، تهران، یزد و… حمل شود که برای بیشتر این معادن ازلحاظ هزینه‌ی حمل، مقرون‌به‌صرفه نیست. 4-کمبود نقدینگی و همچنین عدم تخصیص وام، بالاخص که صندوق بیمه این معادن را سرویس نمی‌دهد. 5-کمبود و حتی نبود تعمیرگاه‌های مناسب جهت ماشین‌آلات و نیز عدم دستیابی مناسب به لوازم معدنی موردنیاز که باید از استان‌های دیگر تأمین گردد. 6- عدم دستیابی آسان مشتریان و صادرکنندگان به انواع سنگ قابل صدور استان 7- نبود تشکل فعال و پی گیری در این خصوص که بتواند از حقوق معدن کاران و صنعتگران این بخش دفاع نماید و همچنین از خدمات ویژه‌ای این بخش استفاده شود. و اما راه‌حل‌ها: الف( ایجاد راه‌های ارتباطی مناسب، درواقع ایجاد امکانات زیربنایی ازجمله آب و برق توسط دولت. ب( اکتشاف صحیح و اصولی بالاخص باقی‌مانده‌ی ذخایر مرمر استان توسط بخش خصوصی و واگذاری این معادن به فعالان این بخش، نه این‌که مانند سایر معادن به‌صورت خریدوفروش توسط دلالان حتی محدوده‌های اکتشاف نشده پ( توسعه و احداث واحدهای فرآوری با تکنولوژی پیشرفته‌ی روز دنیا و به وجود آوردن شرایط مناسب احداث برای صاحبان این صنعت از طریق سازمان صنعت، معدن و تجارت به‌گونه‌ای که خام فروشی در استان به حداقل ممکن برسد و عمده‌ی سنگ استخراج‌شده در استان فرآوری و جهت مصرف چه در بازار داخلی و چه در بازارهای خارجی قابل‌رقابت باشد ت( ایجاد تعمیرگاه‌های مجهز در محورهای تجمع معادن سنگ، همچنین احداث پارکینگ‌های سنگ از انواع سنگ‌های استخراج‌شده و قابل‌عرضه که مشتریان بالاخص صادرکنندگان به این پارکینگ‌ها مراجعه و نمونه سنگ موردنیاز خود را انتخاب نمایند. ضمناً در مجاورت این پارکینگ‌ها، فروشگاه‌های مجهز لوازم معدنی احداث گردد. ث( افزایش نقدینگی معدن کاران و صنعتگران این بخش به‌صورت وام‌های درازمدت از طریق صندوق بیمه و بانک صنعت و معدن و سایر بانک‌ها ج( در خصوص تشکل فعال و پیگیر، خوشبختانه همین انجمن توسعه‌ی صادرات سنگ استان با توسعه و فعالیت بیشتر، به‌طوری‌که همه‌ی فعالان در بخش سنگ، چه صاحبان معادن و چه صاحبان صنعت سنگ در این انجمن شرکت فعال داشته باشند.
با توجه به انبوه فارغ‌التحصیلان جوان و پرانرژی در رشته‌های زمین‌شناسی و معدن که عموماً به عضویت سازمان نظام‌مهندسی استان درمی‌آیند، نقش آن‌ها را در بهبود شرایط معدن داری و معدن کاری مؤثر می‌دانید؟
باید به عرض برسانم سازمان نظام‌مهندسی معدن متشکل از متخصصان در رشته‌های اصلی معدن، زمین‌شناسی متالورژی، نقشه‌برداری و رشته‌های مرتبط با رشته‌های اصلی در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری که در هر کجا فعالیت نمایند حتی در سایر ادارات و ارگان‌ها و یا شرکت‌های دولتی، باید حتماً به عضویت سازمان درآیند. درنتیجه این سازمان از پتانسیل علمی و تخصصی از کل متخصصان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های فوق‌الذکر و رشته‌های مرتبط با آن تشکیل‌شده؛ یعنی در سطوح مختلف دارای پتانسیل علمی است و در حال حاضر بازوی توانای وزارت صنعت، معدن و تجارت و همین‌طور سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان است که قسمت عمده‌ای از مسئولیت‌ها به این سازمان تفویض و در آینده بیشترین مسئولیت‌های تخصصی معادن را انجام خواهد داد. این سازمان که لزوم تشکیل آن در قانون معادن توسط مجلس تصویب و قانون نظام‌مهندسی معدن توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و پس از تأیید شورای نگهبان آیین‌نامه‌ی اجرایی آن توسط هیأت محترم دولت تصویب گردید، نقش آن در توسعه‌ی بخش معادن آن‌قدر مهم است که حکم ریاست سازمان نظام‌مهندسی معدن ایران توسط شخص رییس جمهور صادر می‌گردد. بنابراین نقش این سازمان در بهبود وضعیت معادن کامل مؤثر است، زیرا نظام‌مهندسی برای این تشکیل‌شده که کارها به روش مهندسی انجام شود و از خطاهای مرتبط با این بخش جلوگیری کند و نظارت نماید که عملیات بهره‌برداری و اکتشاف به روش اصولی و سیستماتیک و نیز فرآوری از مواد معدنی با روش‌های پیشرفته انجام شود. بنابراین طراحی و نظارت مستمر از وظایف اصلی سازمان نظام‌مهندسی معدن است. باید عرض کنم که همان‌طوری که استان کرمان بهشت معادن است و مهم‌ترین معادن کشور و با پتانسیل مواد معدنی و تنوع مواد معدنی در این استان مقام اول را دارد، باید به فراخور آن سازمان نظام‌مهندسی معدن هم، چنین باشد که البته این باید فعالان بخش معدن و اعضا اظهار نمایند، ولی ازلحاظ تعداد عضو در مقاطع مختلف این استان مقام اول را داراست. انشاء الله در سایر موارد، ازجمله احساس مسئولیت و انجام وظایف، آینده‌ی بسیار روشن و خوبی را در پیش خواهیم داشت.
وجود و نقش انجمن توسعه‌ی صادرات سنگ‌های تزئینی را تا چه میزان در توسعه‌ی صنعت سنگ استان مؤثر می‌دانید؟
همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره کردم، یکی از مشکلات موجود در بخش سنگ‌های تزئینی، نبود یک تشکل فعال یا سندیکا و صنف و علمی‌تر انجمن توسعه‌ی صادرات است که البته تنها در زمینه صادرات فعالیت نکند، بلکه در زمینه توسعه‌ی معادن سنگ و نیز توسعه‌ی صادرات آن فعالیت نماید. یعنی درواقع از فرهنگ‌سازی، تأمین لوازم و تجهیزات موردنیاز، فرآوری در حد مطلوب و نهایتاً صادرات، نیاز به فعالیت مستمر و همه‌جانبه‌ی این انجمن کامل احساس می‌شود.
آیا راه‌حلی برای رفع مشکل تعارض‌های محلی که معمولاً به تعطیلی معادن یا بی‌انگیزگی معدن داران می‌انجامد دارید؟
البته همه‌ی ما پاسخ را می‌دانیم، رعایت قانون، آنچه را که قانون معادن به‌صراحت مشخص نموده، ولی متأسفانه در این خصوص در بیشتر مناطق کشور ازجمله استان کرمان به‌صورت ملوک‌الطوایفی عمل می‌شود که تبعات خوبی در درنخواهد داشت. بنابراین برای جلوگیری و رفع این مشکل، قاطعیت دستگاه قضایی و پس‌ازآن نیروی انتظامی منطقه‌ی مورد تعرض را می‌طلبد. ضمناً جدیت و پی گیری سازمان صنعت، معدن و تجارت هم بسیار مؤثر و راه گشا خواهد بود. به‌عنوان‌مثال سال‌ها قبل در مجاورت چند معدن سنگ، عده‌ای از افراد دو آبادی مجاور معدن و تعدادی هم از افراد ساکن شهرستان سیرجان موجبات مزاحمت و تعرض بهره‌برداران این معادن از فراهم آوردند و علی‌رغم این‌که دو نفر از معارضان از افراد نیروی انتظامی سیرجان بودند، ولی زمانی که با برخورد و قاطعیت اداره کل معادن و فلزات وقت مواجه گردیدند به‌راحتی دست از مزاحمت خود برداشتند.
وضعیت اکتشاف اصولی معادن در سطح استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همان‌طور که می‌دانیم و شاعر فرموده «خشت اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج » رکن اصلی و اساسی هر معدن اکتشاف آن می‌باشد، چه ازلحاظ ذخیره، شکل معدن، امتداد، جهت، شیب لایه‌ها و شیب کلی معدن و … نهایتاً انتخاب روش استخراج و حتی میزان استخراج سالیانه و از همه مهم‌تر انتخاب ماشین‌آلات و هزینه‌ی استخراج، بنابراین علیرغم این‌که عده‌ی کثیری، چه از مکتشفان و چه از متخصصان، طرح اکتشاف را چندان مهم نمی‌دانند، باید عرض کنم که از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است و نهایتاً در هر معدن اکتشافی سیستماتیک و اصولی است که برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت را داشته باشد. متأسفانه وضعیت اکتشاف به‌جز معادن دولتی مانند سرچشمه، گل گهر فاریاب و تعداد انگشت‌شماری از معادن خصوصی، بسیار نابسامان و غیراصولی است که علل متعددی باعث این امر شده که به تعدادی از آن‌ها مختصراً اشاره می‌نمایم. اولاً اگرچه صاحب‌نظران معتقدند که اکتشاف معادن اولاً مرحله‌ی بهره‌برداری را باید دولت انجام دهد، بنده اعتقاد شخصی‌ام مخالف این امر است. ثانیاً تعداد معادن که محدود نیست تا دولت بتواند برنامه‌ریزی جهت اکتشاف نماید. ثالثاً تا اواخر سال‌های 69 و 70 اکتشاف توسط دولت انجام و سپس یا در قالب قرارداد استخراج فروش و یا در قالب تعاونی‌های معدنی به بخش خصوصی واگذار می‌گردید که بیشتر منحصر به تهیه‌ی دفترچه مشخصات می‌شد، ولی از آن به بعد بر اساس قانون جدید معادن در مدت کوتاهی عمده‌ی معادن شناسایی و اکتشاف گردید. ولی نظارت بر عملیات اکتشاف به علت نبودن اعتبارات و نبود کارشناس کافی ضعیف بود که تاکنون هم ادامه دارد. باوجود سازمان نظام‌مهندسی و تفویض اختیارات بیشتر، این مهم روزبه‌روز کیفی‌تر شده و آینده‌ی روشنی در پیش خواهد بود.
به نظر شما روند واگذاری معادن مطابق قوانین موجود صحیح است و چه راهکارهایی را در این زمینه پیشنهاد می‌کنید تا راه سرمایه‌گذاران و معدن کاران واقعی همواره گردد؟
واگذاری معادن بر اساس قانون معادن، چه از طریق صدور گواهی‌نامه کشف و چه بر اساس قانون تجارت )مزایده( دارای اشکالات زیادی است که امید است بازنگری قانون معادن اصلاح گردد. یکی از عللی که عملیات اکثر معادن معطل یا غیرفعال و پس از مدتی مجوز اکتشاف باطل و در لیست معادن مزایده‌ای قرار می‌گیرند، این است که عمدتاً متقاضیان، دلال و سودجو هستند و راه برای هرکسی و در هر شغلی باز است که محدوده‌ای را درخواست نماید و متأسفانه کسانی که توان فنی دارند کمتر وارد این حرفه می‌شوند. اگرچه در آیین‌نامه و دستورالعمل‌های اخیر امتیازات بیشتر به متخصصان داده‌شده است. به‌عنوان‌مثال برای اعضای سازمان نظام‌مهندسی با دارا بودن پروانه‌ی اشتغال با پایه‌های مختلف بالاترین امتیاز را قائل شده‌اند و ان‌شاءالله در بازنگری قانون معادن باید تکلیف کسانی که دارای توان فنی و مالی هستند از سایر دلالان و سودجویان متمایز گردد تا معادن از این حالت تعطیلی و غیرفعال، از همه مهم‌تر از تخریب و تضییع مواد معدنی، به دلیل زودبازدهی و اکتشافات بهره‌برداری غیراصولی و غیر سیستماتیک خارج شود. حتی در مزایده‌ی معادن، بنده پیشنهاد نمودم که به برندگان یک مهلت سه تا شش‌ماهه یا بیش‌تر یا کمتر داده شود با همان امکاناتی که اعلام نموده و امتیاز گرفته، شروع به اکتشاف یا بهره‌برداری نماید و در صورت انجام عملیات و حصول نتیجه‌ی مثبت، مجوز اکتشاف یا بهره‌برداری به نام برنده‌ی مزایده صادر گردد، نه اینکه پس از اعلام برنده‌ی مزایده بدون هیچ‌گونه عملیاتی اقدام به فروش معدن نماید.
قانون جدید معادن چقدر رضایت ‌بخش خصوصی را جلب کرده است؟
وقتی قرار شد قانون معادن بازنگری شود، یک نسخه از پیش‌نویس این قانون را نیز به سازمان نظام‌مهندسی کشور دادند و از آن طریق به همه‌ی استان‌ها ارسال شد، سازمان‌های نظام‌مهندسی استان‌ها نیز نظارت خود را ارائه کردند و می‌شود گفت این سازمان بیشترین دخالت را در اصلاح قانون معادن داشت. حال اگر آنچه توسط این سازمان پیشنهادشده ، در بازنگری قانون معادن مدنظر قرار گیرد لحاظ شود خیلی از مشکلات معادن برطرف می‌شد چراکه پیشنهادها از سوی کسانی عنوان شد که با مشکلات معادن مواجه بودند. یکی از موارد مهم قانون جدید معادن این است جهت محاسبه توان فنی و مالی بر اساس میانگین حساب صورت می‌گیرد که این موضوع واقعاً دست بخش خصوصی را بسته است و مورد اعتراض همه فعالین بخش خصوصی و به‌خصوص نظام‌مهندسی معدن بوده است که امیدواریم این مشکل هم به‌زودی حل گردد.

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی قسمت اول: سردار اسعد بختیاری 1298 ـ 1301 ش

استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی

قسمت اول:
سردار اسعد بختیاری 1298 ـ 1301 ش

جعفر قلی‌خان بختیاری از رؤسای ایل بختیاری و از فاتحان تهران، در سال ۱۳۲۳ ق. ملقب به «سردار بهادر» شد (1). پس از فتح اصفهان به وسیله ضرغام السلطنه؛ عموی جعفر قلی‌خان، ۷۰۰ سوار بختیاری به سمت تهران روانه شدند.
او از جمله کسانی بود، که در حمله نیروهای بختیاری به سمت تهران در سال ۱۳۲۷ ق. ریاست اردوی چهارم بختیاری را به عهده داشت. فرماندهی کل سواران بختیاری نیز، برعهده علی قلی خان سردار اسعد، پدر جعفرقلی خان بود (2).
پس از پیروزی مشروطه ‌خواهان و پناه بردن محمدعلی‌شاه، به سفارت روس و به قدرت‌ رسیدن احمدشاه، جمعی از سران مشروطه مجلس عالی را تشکیل دادند تا وضعیت کشور را مشخص سازند. پس از چندی، این مجلس منحل شد و اداره امور انقلاب مشروطه به هیئت مدیره مشروطه اعطا شد. که نام حسن تقی‌زاده، حسین‌خان نواب، محمدولی‌خان تنکابنی، جعفرقلی‌خان بختیاری، وثوق‌الدوله و حکیم‌الملک در میان هیئت مدیره به چشم می‌‌خورد. وظایف این هیئت، اداره حکومت و کشور تا برگزاری انتخابات بود؛ از جمله کارهایی که این هیئت مدیره انجام داد، دستور محاکمه و قتل شیخ شهید فضل‌الله نوری، مفاخرالملک و میرزا اسماعیل‌خانآجودان باشی بود (3).
جعفر قلی‌خان پس از فوت پدرش، در سال ۱۳۳۶ ق. به «سردار اسعد سوم» ملقب شد و پس از سرکوبی شورشیاناردبیل و اهر، در سال ۱۳۳۸ ق. به حکومت کرمان برگزیده شد. وی به مدت سه سال عهده‌دار حکومت در استان کرمان شد (4). او در سال ۱۳۴۱ ق. از پست خود؛ به عنوان حاکم کرمان استعفاء داد.
وی در کتاب خاطراتش، علت خروج خود از کرمان را این طور شرح داده‌است: «خیال دارم ان‌شاءالله آخر بهار استعفاء داده، حرکت کنم. اولأ حقوق ایالت یک هزار و دویست تومان شده‌ است در ماه. در صورتی‌که مخارج من کم‌تر از ماهی چهار هزار تومان نیست. باید مبلغی ضرر کنم. دخل خارج هم ندارم، به این جهت مجبور از استعفاء خواهم شد. قرض زیادی هم دارم، که نمی‌توانم برای خدمت دولت از جیبم ضرر کنم …»(5).
وی در سال ۱۳۰۱ ش. به تهران آمد و تیمورتاش به جای وی حاکم کرمان شد. رضاخان که در آن موقع وزیر جنگ بود، برای این که وی دوباره به حکومت ایالتی برسد، بسیار کوشش کرد و از دولت وقت خواست تا وی را به استانداری خراسان بگذارند. به هر صورت وی در سال ۱۳۰۲ ش. برای حکومت خراسان انتخاب شد. پس از آمدن به تهران،به نمایندگی از طرف ایل بختیاری، نماینده مجلس شد و به مجلس راه یافت و پس از آن که رضاخان به نخست‌وزیری رسید، وی به وزارت پست و تلگراف منصوب شد. در دوران سلطنت رضاخان پهلوی و در کابینه محمدعلی فروغی معروف به ذکاءالملک دوم نیز به عنوان وزیر پست و تلگراف حضور داشت (6).
پس از کنار رفتن کابینه ذکاءالملک و روی کار آمدن مستوفی‌الممالک، جعفرقلی-خان، دیگر در کابینه جایی نداشت؛ ولی رضاخان او را از اطرافیان بسیار نزدیک خود گردانید و در بیشتر سفرها همراه وی بود. به گفته مخبر السلطنه، سردار بهادر، تیمورتاش و تدین از «سینه‌زنان پای علم جمهوریت و تغییر سلطنت» بودند (7).
هنگامی که مخبرالسلطنه در سال ۱۳۰۶ ش. به عنوان نخست‌وزیر مسئول تعیین کابینه شد؛ وی سردار اسعد را به عنوان وزیرجنگ معرفی نمود و به این ترتیب پس از حدود یک سال دوری از دولت، جعفرقلی خان به وزارت بازگشت.
در سال ۱۳۱۲ ش. سردار اسعد به عنوان وزیر جنگ محمدعلی فروغی به همراه رضاشاه به شهر بابل رفت و در آنجا به اتهام توطئه علیه شاه دستگیر و به تهران آورده و راهی زندان قصر شد! پس از چند ماه که در تهران زندانی بود، در زندان موقت تهران، مسموم شده و (در سن 55 سالگی) به قتل رسید (8).
در مورد حکومت وی در کرمان گفته شده است: «… سردار اسعد چون دشمن داشت، برای حفاظت جان خود عده‌ای از بستگان خود را همراه به کرمان آورد. این عده به جای آن که مجری عدالت و نظم و امنیت را مراعات نمایند خود مرتکب خلاف‌کاری شده، در حال مستی به روی مردم بی‌پناه اسلحه می‌کشیدند و از کسبه هر چه می‌گرفتند پول نمی‌دادند. عده‌ای شکایت آن‌ها را به سردار اسعد نموده، سردار به این قضیه رسیدگی و چند نفر از آن‌ها را که الواطی و شرارت از ناصیه‌شان پیدا بود به اصفهان فرستاد … در این زمان عده‌ای از یاغیان بلوچ، دهات نرماشیر را غارت، عده‌ای را به قتل رسانده، بچه‌های شش هفت ساله را اسیر با خود می‌بردند و عده‌ای دیگر همین عمل را در اطراف خبیص (شهداد) و توابع گوک (گلباف) می‌نمایند. سردار اسعد تلگرافی به تهران گزارش، سرهنگ عباس‌خان البرز با عده‌ای سرباز به تعقیب و قلع و قمع بلوچ فرستاده می‌شوند. سرهنگ عباس‌خان رحم به بلوچ‌ها ننموده و به هر کس کوچک‌ترینظنیمی‌برد دستور اعدام او را صادر می‌نمود … بلوچ‌ها از ترس سرهنگ عباس‌خان زن و بچه و مال خود را گذارده، آواره کوه و بیابان می‌شدند و به این سرهنگ لقب قصاب داده بودند و به جای گفتن سرهنگ، می‌گفتند عباس قصاب …» (9).

پی نوشت‌ها:
(1) ـ دالوند، حمیدرضا: ماجرای قتل سردار اسعد بختیاری، ص ۱۳۸.
(2) ـ عاقلی، باقر. نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص 97 و 98.
(3) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 245.
(4) ـ امیربهادر، جعفرقلی خان: خاطرات سردار اسعد بختیاری، به کوشش ایرج افشار، ص 15.
(5) ـ همان، ص 67.
(6) ـ عاقلی، باقر. نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص 389.
(7) ـ هدایت (مخبرالسلطنه)، مهدی‌قلی: خاطرات و خطرات، ص ۵۱۴.
(8) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 246.
(9) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 109 و 110.
(10) ـ عکس در زمان حکومت وی در کرمان در محل عمارت حکومتی (فرمانداری فعلی کرمان) گرفته شده است.

جنوب کرمان؛ پایتخت معدنی ایران

جنوب کرمان؛ پایتخت معدنی ایران

شاهین شاهی
تاکنون هرگاه نامی از جنوب کرمان شنیده می‌شد همواره محرومیت و ناامنی صفات جداناشدنی جنوب کرمان بوده است. اما از زمان استقلال سازمان صنعت معدن و تجارت روند رو به رشد سرمایه‌گذاری در این مناطق آغازشده است.امروز برخلاف گذشته دیگر اخبار مربوط به جنوب کرمان محدود به ناامنی نیست. اگر درگذشته در بهترین شرایط تنها اشاره‌ای به کشاورزی جنوب و محصولات مرغوب آن می‌شد امروزه باید بیش از این جنوب کرمان به مردم و بخصوص سرمایه‌گذاران آن شناخته شود. جنوب کرمان به لحاظ زمین‌شناسی یکی مناطق بکر ایران‌زمین است.کرمان جنوبی ازنظر زمین‌شناسی سه زون کمربندافیولتی، چاله جازموریان و کمربند ماگمایی کرمان را شامل می‌شوند. ازنظرمعدنی و پتانسیل زمین‌شناسی اقتصادی این مناطق مستعد کانی زایی آهن، مس، طلا، سرب و روی، منگنز، کروم، تیتانیم، مولیبدن و نقره می‌باشند.هرچند که در جنوب استان کرمان هنوز کارهای اکتشافی انجام‌نشده است ، اما تا همین حد نیز معادن بزرگ و صاحب نامی در جنوب کرمان وجود دارد. طلا و مس همان‌گونه که عنوان شد جنوب کرمان بر روی زون ارومیه – دختر قرار دارد.این کمربند آتش‌فشانی به لحاظ کانی سازی بزرگ‌ترین معادن مس پرفیری کشور در این نواحی قرار دارند که از آن جمله می‌توان به مس سرچشمه و … اشاره کرد. همچنین در این مناطق معادن طلا به‌صورت رگه‌ای و جود دارند که در کنار معادن مس وجود دارند که تاکنون دو معدن زرترشت و زهمکان از سازمان صنعت معدن و تجارت جنوب مجوز گرفته‌اند.معدن زرترشت که پروانه بهره‌برداری دریافت کرده است بر اساس اقدامات اکتشافی تاکنون 600 کیلوگرم ذخیره آن مشخص‌شده است و معدن زهمکان نیز پروانه اکتشاف دریافت کرده و در مرحله اخذ گواهی کشف است.
البته جنوب کرمان در زمینه معادن مس شاید یکی از قدیمی‌ترین محدوده‌های باشد که بر روی آن کار اکتشافی مس به انجام رسیده است.بر اساس مطالعاتی که یوگسلاوها در این مناطق به انجام رسانده‌اند مناطق این منطقه یکی از مناطق مستعد مس در استان است.بر اساس اسنادی که در کتابخانه ملی جنوب شرق وجود دارد قریب به 5 دهه قبل یوگسلاوها برنده مناقصه مس بهراسمان بوده‌اند.بر اساس این اسناد این مناطق یکی از قدیمی‌ترین مناطق ایران بوده است که مسگران کرمان برای تهیه ظروف مسی مس خود را از این مناطق تهیه می‌کرده‌اند.کسانی که در این زمینه فعالیتی دارند خوب می‌دانند که یوگسلاوها بامطالعه و محاسبات دقیق در مناطق معدنی و به‌خصوص مس حضور می‌یافته‌اند.انتخاب جنوب کرمان از سوی این مهندسین اتفاقی نبوده است و امروز نیز مشخص گردیده است که این مناطق مستعد وجود بزرگ‌ترین معادن مس هستند. البته در جنوب کرمان معادن مس شناخته‌شده که دارای پروانه باشند نیز وجود دارد.
کرومیت
جنوب کرمان بدون تردید مرکز کرومیت ایران است.تاکنون نیز ابر اساس مجوزهای صادرشده جنوب کرمان بیشترین مجوز را در بین استان‌های کشور دارد.وجود معادن فاریاب )اسمینون( و معادن کرومیت مهروئیه واسفندقه و معادن کوچک دیگر باعث شده است که کرومیت با اسم استان کرمان پیوند بخورد.
تیتانیوم
زون مستعد تیتانیم که در جنوب کرمان از قلعه گنج شروع می‌شود و تا فاریاب ادامه دارد. کانسار تیتان کهنوج در مجموعه گابرویی این حوزه بیانگر اهمیت بالای آن ازنظر فلز زایی است. بر اساس مطالعات انجام‌شده بر روی زون‌های فلزی کشور جنوب استان از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است.حوزه فلز زایی کرومیت اسفندقه – فاریاب : این حوزه بخش پایینی زون سنندج – سیرجان است که از شرق به فروافتادگی جازموریان و از جنوب و جنوب غربی به زون‌های مکران و زاگرس و از شمال به سنگ‌های آتش‌فشانی زون ارومیه – دختر محدود می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین ذخایر کرومیت کشور محسوب می‌شود. در این حوزه، ذخایر کوچکی از منگنز و مس نیز وجود دارد حوزه فلز زایی کرومیت، منگنز، مس توده‌ای بلوچستان – جازموریان: این حوزه مجموعه افیولیتی واقع در شمال حوضه مکران و جنوب گودال جازموریان را با روندی تقریباً شرقی – غربی شامل می‌شود و در حقیقت بقایای پوسته اقیانوسی بجا مانده از فرورانش صفحه عمان به زیر صفحه ایران مرکزی است که به‌صورت مجموعه‌ای درهم با سنگ‌های دگرگونه قدیمی دیده می‌شود. در این حوزه کانی زایی مس توده‌ای، کرومیت، طلا، منگنز، نیکل و کانه‌های غیرفلزی تالک، منیزیت و … قابل پی‌جویی است.

تعیین کاندیدای ریاست‌جمهوری با روش «‌حذف گزینه‌ها» این آقایان رییس‌جمهور بعدی ایران نمی‌شوند

تعیین کاندیدای ریاست‌جمهوری با روش «‌حذف گزینه‌ها»
این آقایان رییس‌جمهور بعدی ایران نمی‌شوند

ایسنا نوشت: انتخابات سال آینده ریاست جمهوری پیش افتاده، سنت خردادی،‌ به اردیبهشت رسیده،‌ انگار همین هم باعث شده رقابت‌های انتخاباتی جلو بیفتد. از بهار امسال،‌ اظهارنظر درباره حضور و غیبت شخصیت‌های سیاسی در انتخابات سال آینده پربسامد بوده است، با نزدیک شدن به انتخابات، تعداد این اظهارنظرها بیشتر هم می‌شود.

محمد غرضی
اولین کاندیدایی که در مورد انتخابات سال آینده اظهار نظر کرد،‌ محمد غرضی بود،‌ کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 92،‌ در اسفند سال گذشته اعلام کرد که « من در دو انتخابات گذشته خود را در معرض رای مردم قرار دادم و فکر نکنم با توجه به نظر مردم دوباره در انتخابات شرکت کنم. اگر کسانی از من دعوت کنند شاید حضور پیدا کنم اما دیگر به صورت شخصی خودم را در معرض رای مردم قرار نخواهم داد.» آقای غرضی در مورد علت این تصمیم تازه هم گفت که تبلیغات برای انتخابات هزینه‌های زیادی دارد و او به عنوان یک بازنشسته نمی‌تواند این هزینه‌ها را بپردازد.

محمدرضا باهنر
خرداد سال جاری،‌ محمدرضا باهنر هم که بعد از کناره‌گیری از انتخابات مجلس دهم،‌ خیلی‌ها در مورد احتمال کاندیداتوری‌اش در انتخابات آینده اظهارنظر می‌کردند اعلام کرد که نیتی برای رییس جمهور شدن ندارد،‌ دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با اشاره ضمنی به این که عده‌ای به او توصیه می‌کنند که برای انتخابات آینده کاندیدا شود،‌ گفته است: «خواب‌های زیادی برای ما دیده‌اند که هیچ‌کدام تعبیر نمی‌شود. به عبارتی من برای انتخابات سال آینده نامزد نمی‌شوم، ضمن اینکه من بازنشسته شده‌ام و دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی هم نیستم.»

محسن رضایی
محسن رضایی هم قبلا اعلام کرده است که تمایلی به شرکت دوباره در انتخابات ریاست جمهوری ندارد،‌ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که لباس نظامی‌اش را هم دوباره به تن کرده ،‌ در پاسخ به احتمالاتی که در مورد حضور دوباره‌اش در انتخابات مطرح شده، گفته است: « من به سپاه برگشتم، در حال حاضر بنده در اختیار رهبر انقلاب هستم که هر مأموریتی بدهند، اجرا می کنم. دیگر کاندید ریاست جمهوری نمی‌شوم.»

علی لاریجانی
نفر بعدی که احتمال کاندیداتوری اش را رد کرده علی لاریجانی رییس فعلی مجلس است که خیلی ها او را در قد و قامت رقابت با حسن روحانی می دانند،‌ با این حال او در حاشیه سفر به کهکیلویه و بویراحمد در پاسخ به خبرنگارانی که از او در مورد احتمال حضورش در انتخابات آینده پرسیده بودند، ‌تصریح کرد که در انتخابات آینده کاندیدا نخواهد شد.

حجت الاسلام دعایی
حجت الاسلام دعایی،‌ مدیر مسوول و نماینده ولی فقیه در موسسه اطلاعات،‌ هم در سال جاری به عنوان گزینه محتمل برای ریاست جمهوری مطرح شده بود،‌ او در اردیبهشت سال جاری در مصاحبه‌ای تاکید کرد که هیچ انگیزه‌ای برای وارد شدن به رقابت‌های انتخابی ندارد. « به روح امام قسم می‌خورم که هیچ انگیزه‌ و آمادگی برای کاندیدا شدن از سوی هیچ جریانی را ندارم.»

محمد جواد ظریف
در میان اعضای دولت فعلی هم گمانه زنی‌هایی برای پیدا کردن کاندیداهای آینده انتخابات ریاست جمهوری مطرح می‌شود،‌ یکی از مطرح‌ترین گزینه‌ها از بعد از حصول توافق بین ایران و گروه 5+1 محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه محبوب دولت بوده که البته بارها با قاطعیت حتی احتمال تلاش برای حضور در جایگاه ریاست جمهوری را هم رد کرده و در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق اعلام کرده است که قصدی برای ریاست جمهوری ندارد. «از خدا می‌خواهم به من در همین مسئولیت و جایگاهی که هستم کمک کند تا بخشی از محبت‌های مردم را پاسخ بگویم. فعلا تمام تلاش من و همکارانم در همین زمینه است.»

حسن قاضی زاده هاشمی
قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت روحانی هم تا به حال بارها به عنوان گزینه‌ای برای انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح شده است اما حتی او هم احتمال کاندیداتوری‌اش را رد کرده است. او در خرداد سال جاری در مصاحبه‌ای در مورد آینده سیاسی‌اش گفته است: « برای من همین وزارت هم زیاد است و خودم را لایق این کاری که انجام می‌دهم هم نمی‌دانم. من پزشک هستم و تخصص‌ام نیز در زمینه چشم پزشکی است. این کارم را هم خیلی خوب بلد هستم. بنابراین فکر نکنم به درد کارهای دیگری بخورم. علاوه بر آن معتقد هستم که در کشور تنها روحانیان می توانند رییس جمهور موفقی شوند، من خودم را از جنس سیاست نمی‌دانم و علاقه‌ای هم به قدرت ندارم. تصمیم دارم بعد از این دوره چهار ساله وزارت سر کار تخصصی پزشکی که به آن علاقه دارم، برگردم.»

قاسم سلیمانی
سردار قاسم سلیمانی،‌ که مدت‌هاست مورد توجه بسیاری از رسانه‌ها قرار گرفته است، از ماه ها قبل توسط برخی به عنوان گزینه مناسب برای رویارویی با روحانی در انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح می‌شد، ‌اما در نهایت با انتشار نامه‌ای آب پاکی را روی دست همه ریخت و تصریح کرد که ترجیح می‌دهد «سرباز» باقی بماند و وارد عرصه سیاست نشود. او در نامه خود که خطاب به رهبری نوشته شده آورده است:‌« حقیر سرباز صفر ولایت و نظام جمهوری اسلامی و ملت شجاع و عزیزتر از جانم بوده و انشاء الله با استعانت از خدای سبحان تا آخر عمر در همین جایگاه «سربازی» خواهم بود. از همه برادران و خواهران عزیزم خواهشمندم با بی‌اعتنایی به اظهارات فریبکارانه و تفرقه افکنانه دشمنان اجازه ندهند وقت ارزشمند خدمتگزاران این ملت صرف اهداف و مقاصد شوم دشمنان گردد.»

محمود احمدی نژاد
اما پر سر و صدا ترین کناره گیری از رقابت انتخابی آینده ‌در سال 96،‌ کناره گیری محمود احمدی‌نژاد بوده است. جنجالی ترین کناره‌گیری از انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به نام محمود احمدی‌نژاد رقم خورده است، ‌او که از مدت ها قبل کفش آهنی به پا در استان‌های مختلف می‌گشت و سخنرانی می‌کرد، بعد از این که مستقیما از شرکت در انتخابات آینده نهی شد، نامه‌ای خطاب به رهبری منتشر و اعلام کرد که برنامه‌ای برای کاندیداتوری در انتخابت سال 96 ندارد. او در نامه خود نوشت:« همان گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری، اینجانب برنامه‌های تبیین انقلاب در سراسر کشور را تشریح نمودم، پس از آن حضرت عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام نمودم. ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می‌رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارم.»
اگر این اظهار نظرها را نهایی تلقی کنیم و احتمالا فراموش شدن آن ها را نادیده بگیریم، تا این جا تعدادی از گزینه های بالقوه کاندیداتوری از چرخه حذف شده‌اند، اما برای مشخص شدن این که بالاخره رقابت انتخاباتی دور بعد بین چه کسانی خواهد بود به نظر می‌رسد باید منتظر ماند تا نور به بخش های دیگر صحنه بتابد.

63 درصد معتادان متاهل هستند

63 درصد معتادان
متاهل هستند

امیررضا امیرتیموری- کرمان نو
مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گفته نرخ شیوع اعتیاد در ایران سه درصد است و ۶۳ درصد معتادان کشور در حال حاضر متاهل هستند. حمید صرامی در همایشی با موضوع مواد مخدر با اشاره به اینکه سالانه بیش از هشت هزار نفر در اثر سوء استفاده مواد مخدر در ایران جان خود را از دست می‌دهند، اظهار کرد: هم اکنون یک میلیون و سیصد و بیست وهفت هزار معتاد به انواع مواد مخدر در کشور وجود دارد که ۹.۵ درصد آن‌ها زنان هستند. وی با اشاره به تلاش های انجام گرفته برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور تصریح کرد: از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون بیش از ۹ هزار کیلوگرم یعنی معادل ۱۰ درصد تولید مواد مخدر افغانستان توسط نیروی انتظامی کشف و ضبط شده است. صرامی، آسیب مواد مخدر به اقتصاد کشور را سالانه ۴۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برای کشف این میزان مواد مخدر بیش از هفت هزار شهید و ۱۲ هزار جانباز داشته است. مشاور دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور با اشاره به اینکه سن اعتیاد در سال‌های اخیر از ۲۳ سال به ۲۱ سال کاهش پیدا کرده است، ادامه داد: متاسفانه والدین آگاهی لازم در این زمینه ندارند و ۵۵ درصد از آن‌ها سه تا پنج سال پس از اعتیاد فرزندانشان مطلع می‌شوند. صرامی با بیان اینکه ۵۸ درصد معتادان کشور زیر ۳۴ سال سن دارند، تصریح کرد: نرخ شیوع اعتیاد در ایران سه درصد است و ۶۳ درصد معتادان کشور در حال حاضر متاهل هستند.
اعتیاد یک مساله اخلاقی نیست!
کسانی که معتاد می شوند افرادی سست عنصر و بی اراده یا از لحاظ اخلاقی فاسد نیستند. چنین برداشت نادرستی سبب می شود تا بسیاری از معتادان نتوانند درخواست کمک کنند و از این که معتاد هستند احساس شرمساری کنند، کاری که هیچ نتیجه مثبتی به همراه ندارد. معتادان به علت احساس شرمندگی، ترس، خشم و و عذابی که می کشند به حمایت نیاز دارند نه چیز دیگری که حال آنها را نسبت به خودشان بدتر کند. واقعیت این است که اعتیاد یک عارضه و ناراحتی جسمی در مغز است که منجر به اختلال در فعالیت آن می شود معتادان و کسانی که آنها را دوست دارند به سختی حاضرند به این واقعیت تن دردهند که اعتیاد نوعی بیماری است و همین امرسبب می شود تا فرد معتاد احساس شرمساری کرده و با انکار اعتیاد خود، بخواهد ثابت کند که اوضاع را تحت کنترل دارد.
تفاوت میان عادت و اعتیاد
بسیاری از ما انسان ها به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی خاص عادت می کنیم اما از این بابت صدمه ای به ما وارد نمی شود چون می توانیم هر زمان که اراده کنیم مصرف یک ماده اعتیاد آور یا پرداختن به یک فعالیت خاص را متوقف کنیم. آنچه اعتیاد را از عادت متمایز و متفاوت می سازد این است که ما ماده مورد نظر یا رفتار خاص را با وجود پی آمدهای منفی آن که کاملا قابل پیش بینی و جدی هستند همچنان ادامه می دهیم.
۱. عادت – با داشتن انتخاب همراه است. فردی که به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی عادت کرده است می تواند هر زمان که اراده کند از عادت خود دست بردارد.
۲. اعتیاد – با مسائل روانی و جسمی همراه است . فرد به دلیل ابتلا به بیماری اعتیاد، اراده خود را از دست داده و علیرغم آگاهی از پی آمد های زیانبار مواد مخدر یا رفتار اعتیادآور، همچنان به آن ادامه می دهد.
علیرغم اینکه اعتیاد یکی از پیچیده ترین بیماریها می باشد چنانچه فرد تمایل واقعی به درمان داشته و این امر برایش ارزشمند باشد و با روش درست به پیش رود قطعا درمان می گردد ، در حالیکه در مورد برخی از بیماریها متاسفانه چنین مسئله ای دیده نمی شود. در مقابل در صورتیکه فرد هنوز به تشخیص درستی نرسیده باشد، به عمق مشکلات و عوارض ناشی از اعتیاد خود واقف نگردیده ، تمایل واقعی جهت درمان نداشته و حتی به ادامه روند اعتیاد خود بیشتر تمایل داشته باشد متاسفانه هرگونه اقدام درمانی بی نتیجه خواهد بود. البته در موارد نادری بدلیل پیچیدگیهای خاص روانی، اعتیاد یا بیماریهای زمینه ای جسمی امکان درمان وجود نداشته و تنها با برخی از داروهای خاص سعی در کنترل اعتیاد یا کاهش آسیبهای آن می شود. لازم به ذکر است علم درمان اعتیاد دانش جدید و نوپایی در دنیا بوده و تعدد و تنوع مواد اعتیاد آور در ایران و تفاوت آن با کشورهای دیگر استفاده از منابع پزشکی خارجی را در این زمینه محدود نموده است.
از این رو درمان اعتیاد یکی از دشوارترین و پیچیده ترین موارد درمانی در علم پزشکی بوده و موفقیت درمان تنها با آمیزه ای از علم، تجربه، هنر، عشق، صبر و تعهد کادر درمانی در قالب یک کار گروهی منسجم حاصل می گردد که تحقق این همه متاسفانه کمتر به چشم می خورد. آگاهی کامل فرد از مراحل مختلف درمانی قبل از اقدام به درمان نقش بسیارمهمی در کسب نتیجه مطلوب درازمدت دارد، در مقابل آسان گرفتن امر درمان و اقدام به درمان بدون بررسی و مطالعه کافی منجر به بروز ناکامیهای مکرر در درمان این معضل و نهایتا” بروز یاس و نا امیدی از درمان میگردد. در حالیکه چنانچه درمان بدرستی شروع شده و ادامه یابد، یک بار اقدام کافی است تا بیمار را به نتیجه مطلوب برساند.

یک دیپلمات ایرانی در هند تشریح کرد آخرین وضعیت «نرگس» در هند

یک دیپلمات ایرانی در هند تشریح کرد
آخرین وضعیت «نرگس» در هند

یک مقام کنسولی ایران در هند از احتمال صدور حکم نرگس اشتری تا یک ماه آینده خبر داد.
نرگس اشتری، اهل اصفهان است و پس از مهاجرت به انگلستان پدر و مادر خود را از دست می‌دهد. ابتدا به مدت یک سال در پرورشگاه‌های هند و سریلانکا فعالیت‌های خیرخواهانه انجام می‌دهد و با دیدن وضعیت کودکان و تنگدستی آن‌ها اقدام به تاسیس مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست که معلول یا نابینا بودند می‌کند.
اتهام قتل غیرعمد یک کودک و سهل‌انگاری که منجر به غرق شدن یک کودک که در زمان پیک نیک در کنار رودخانه‌ای به بازی مشغول بوده او را از ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش باز می‌دارد. جزییات بیشتر را در اینجا بخوانید.
حسن نوریان، سرکنسول ایران در حیدرآباد هند در رابطه به پرونده نرگس کلباسی اشتری تبعه ایرانی – بریتانیایی خاطرنشان کرد: خانم اشتری آزاد شده‌اند ولی با توجه به شرایطی که در منطقه رایاگادا حاکم است و منطقه حالت قبیله‌یی دارد ممکن بود افراد و نزدیکان خانواده کودک غرق شده در رودخانه بخواهند برایشان مشکلی ایجاد کنند به همین دلیل موقتا در شهر دیگری خارج از محل زندگی‌شان سکونت می‌کنند و تنها برای شرکت در جلسات دادگاه به رایاگادا می‌آیند.
او در رابطه با این که این پرونده از چه سالی در جریان است و در حال حاضر در چه مرحله‌ای قرار دارد گفت: این پرونده از سال 2014 به جریان افتاده است و رسیدگی به آن بسیار طولانی شده است و حدود 2 تا 3 روز گذشته به رایاگادا رفتم و رییس دادگستری این شهر به من گفت: از دادگاه عالی ایالت اریسا نامه‌ای دریافت کرده است که ظرف یک ماه آینده یعنی تا اوایل نوامبر رای نهایی صادر خواهد شد تا خانم نرگس اشتری بتواند به کار خود ادامه دهد.
وی در ادامه در رابطه با اینکه از چه زمانی ایران در جریان پرونده نرگس کلباسی اشتری قرار گرفت توضیح داد: با توجه به این که در 5 سالی که خانم اشتری در ایالت اریسا سکونت داشتند هیچ تماسی با ما نگرفتند کنسولگری هم هیچ اطلاعی از حضور ایشان نداشت. از سوی دیگر خانم اشتری با گذرنامه بریتانیایی به هند وارد شده و آن‌طور که خودش گفته قصد داشت به کودکان یتیم و نابینا در خفا کمک کند هیچ اطلاعی از وجود او نداشتیم و نمی‌شناختیمش.
نوریان با بیان این که پس از غرق شدن کودک هندی و باز شدن پرونده برای خانم اشتری او با سفارت بریتانیا تماس گرفته بود گفت: زمانی که خانم اشتری از کمک و حمایت افراد محلی ناامید شده بود به گفته خودش با سفارت بریتانیا تماس می‌گیرد ولی بریتانیا به این مساله ورود پیدا نمی‌کند و بعد از آن سرکنسولگری ایران در حیدرآباد در جریان موضوع قرار گرفته و بلافاصله بحث تابعیت ایرانی خانم اشتری مورد بررسی قرار گرفت.
او ادامه داد: بستگان خانم اشتری اصل شناسنامه او را که در اصفهان بود از طریق سیستم اوتوماسیون ارسال کرده و با توجه به این که پدر و مادر و شناسنامه ایرانی داشتند بدون هیچ مانعی برایشان گذرنامه ایرانی صادر کردیم./فرارو

نگاهی کوتاه به زندگی پربار سردار شهید حاج حسین جعفری پور

نگاهی کوتاه به زندگی پربار
سردار شهید حاج حسین جعفری پور
حاج حسین به اتفاق برادران خود در صف انقلابیون پیوست و مردم فردوسیه و روستاهای اطراف را برای راهپیمایی به احمداباد رفسنجان برده بود که با کنجکاوی و ضدوخورد با ساواک برخورد کرده بودند و برادر بزرگوارش آقا شیخ حسن جعفری پور و حاج محمد حسین (پدرشهید) و حاج حسین نیم حبه از تلمبه از پسته ای خود را فروختند و به کردستان رفتند و از آنجا اسلحه خریداری کردند و به طرف رفسنجان آمدند با اینکه آنقدر ایست و بازرسی از طرف شاه و ساواک بود با شجاعت اسلحه ها را رد کردند و آوردند و اواخر سال 58 که سپاه پاسداران تشکیل شد. ایشان از قم که به دیدار امام خمینی(ره) رفته بودند وارد سپاه و با شروع جنگ تحمیلی هم وارد جبهه شدند با اینکه فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انار و فرمانده گردان المهدی در کربلای مهران بودند و در تاریخ 17/5/93 به درجه رفع شهادت نائل آمدند.
از سال 58 که وارد سپاه شدند و سپاه به دستور امام خمینی (ره) تشکیل شد ایشان پاسدار انقلاب شدند وبه سپاه سرچشمه رفسنجان آمدند و در آن به موقعیت سخت که چراغ ها خاموش بود هر شب تمام ایران بمباران می شد ایشان زن و بچه خود را رها می کردند و به سپاه می رفتند وسپاه را خالی نمی گذاشت. بعد از یکسال به رفسنجان و در سپاه ثارالله رفسنجان مشغول خدمت بود که در تاریخ 24/9/59 که ماموریتی به آنها داده بودند که با برادران کاظم هاشمیان و حسین حیدری پور که از خوزستان به رفسنجان آمدند، بسیارخوشحال بود که به دستورامام عمل کرده و ماموریت به سلامتی به پایان رسیده و دوباره بعد از مدتی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انار منتقل شدند که در آنجا به جبهه رفتند و در جبهه هم فرماندهی گردان المهدی در کربلای مهران، والفجر 3 به عهده داشتند و سرانجام در خون خود غلطیدند. ایشان وقتی پاسدار شدند سواد نداشت ولی به درس و مشق خیلی علاقه داشت که کتاب های دبستان و راهنمایی را گرفته بود و در منزل مطالعه می کردو می رفت امتحان می داد به طور جهشی چون به درس علاقه داشت تا سوم راهنمایی خوانده بود که شهید شدند به معلم پسر بزرگ ایشان که در آن سال کلاس اول دبستان بود، گفته بود که اگر درس نخواند کوشش های او از تو و استخوانش از من، باید درس بخواند و به جایی برسد. در اواخر سال 52 با دخترعموی خود ازدواج کرد که ازدواج او در نهایت سادگی و اختصار همراه بود که حتی در خانه پدر خود دو اتاق گرفند و شروع به زندگی کردند که ثمره این زندگی هم 5 فرزند دو پسر و 3 دختر بود و ایشان خیلی به پدر و مادر خود و همسر خود احترام می گذاشت و به طوری که تمام نام های فرزندان او را پدر و مادر انتخاب می کردند وبر فرزندانش می گذاشت و فردی بسیار راستگو و شجاع بودند.

شعر

غروب واقعه
محمّدعلی جوشایی
با الهام از تابلوی عصر عاشورا
تقدیم به استاد محمود فرشچیان
گُلم که باد خزان برده عطر نابم را
غروب واقعه، گم کردم آفتابم را
مگر به معجزه ی سوزناک اشک امروز
زبان بسته به حرف آید التهابم را
قیامتی ست در آن سوی شعله ها، ای عشق
ز آب دیده بخوان رنج بی حسابم را
وضو به غلغل خونِ فرشتگان دارم
ببوس دختر خشم علی، رکابم را!
مرا به مرهم تیمار هیچ کس مسپار!
که بار زخم سبک می کند عذابم را
بریده طاقتم از تشنگی ولی ز وفا
به دود خیمه فرو خوردم آبِ آبم را
رها کنید، مرا وقت گریه کردن نیست!
کسی ز دور صدا می زند شتابم را

محرم با یاد عاشورا زنده است
و عاشورا با یاد و جوانمردی های امام حسین(ع)
محمد ابراهیمی
در محرم غنچه ها پر پر شد
در محرک شعله خاکستر شده
در محرم نور شد در تیرگی
بی کفن فرزند پیغمبر شده
روشنای روز، شام تیره شده
چون غبار آیینه را دربرشده
کربلا می بویم آن خاک ترا
در تو بس آلاله ها پرپر شده
کاش امت را نبود این درد و غم
شاه خوبان پیکرش بی سرشده
نینوا ما زنده با یاد توایم
چون که در تو نخلها بی سرشده
ای محرم زینب غم دیده را
از جفای کفر بی یاور شده
زینب آن اسطوره صبر و قیام
همدم طفلان بی سرور شده

عاشورا و کربلا نمایانگر خروش آزاد مردیست که بندگی جهل و خرافات را پذیرا نیست و به جهانیان یادآور است که ظلم و خودکامگلی ثمری جز نیستی نخواهد داشت که حسین (ع) با خون خود اولین بیرق آزادگی را در کربلا به احتراز درآورد
کربلا پروانه ها بی پر شده
بس عزیزان بی سرو بی پر شده
کربلا یعنی به یاد عشقها
نینوا یعنی زمین پربلا
کربلا شام غریبان دیده است
زینب و اشک یتیمان دیده است
شب فروزی بی کفن درخاک شد
ناجوانمردی بسی چالات شد
مرگ بادت دشمن اندیشه ها
دشمن گلهای دشت نینوا
صبح عشق از کربلا آغاز شد
عشق با مردانگی دمساز شد
کاش هر دم یک حسینی داشتیم
نخل آزادی از او می کاشتیم
آدمیت دید آن مردانگی
آفرینش را کجا آن بندگی
لوح زرین امامت بود او
روح بخش نور و حکمت بود او
تا زمین برجای خود پاینده است
انقلاب خوب رویان زنده است
انقلابی بود اندر کربلا
یک زمین و آنهمه بیدادها
تک سوار انقلاب کربلا
بود مردی از تبار اولیا
ای بسا آزادگی از او بود
همت و مردانگی از او بود
گشته و بی داد ظلم اشقیا
رهبر آزادگی در کربلا
حسین آینه آزادگان است در این آینه خون عاشقان است
(سماء) آزادگی خواب و خیال است
در آتش نغمه بلبل محال است

گفت‌وگو با فردی که از نونهالی مداحی می‌کند کسانی که با نیت مادی مداحی می‌کنند، به فرهنگ عزاداری ضربه می‌زنند

گفت‌وگو با فردی که از نونهالی مداحی می‌کند
کسانی که با نیت مادی مداحی می‌کنند، به فرهنگ عزاداری ضربه می‌زنند

رستم امیری حسن‌آباد مدیر حراست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کهنوج و از مداحان اهل‌بیت است. او که 37 سال دارد، در روستای رومرز سفلی حوزه میانچیل شهرستان جیرفت متولدشده است. با وی که فوق‌لیسانس کشاورزی دارد و در حال حاضر دانشجوی مقطع دکتری مهندسی زراعت است، در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی صحبت کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

چه نیرویی شما را به سمت ذکر اهل‌بیت سوق داد؟
فقط لطف خاص خداوند متعال و عنایت ائمه معصومین بوده و قطعاً به‌واسطه دعای خیر پدر و مادرم بوده است. اولین خاطره و انگیزه‌ام به سمت اهل‌بیت مربوط به سنین کودکی‌ام هست. روز عاشورا همراه مادرم در مراسم عزای سیدالشهدا در گلزار شهدای رومرز که مادرم اشک می‌ریخت و من از اشک مادرم خیلی منقلب شده بودم و سعی داشتم مانع گریه مادرم شوم چون نمی‌دانستم چرا مادرم گریه می‌کند. بعد قصه عاشورا را از مادرم شنیدم. می‌توانم بگویم نوکری اهل‌بیت را مدیون مادرم هستم و همچنین مهربانی که پدرم به من آموخت.
از چه زمانی مداحی اهل‌بیت را آغاز کردید؟
کلاس اول و دوم بودم. هرچند ماه روستای ما شهیدی تقدیم می‌کرد. صدای بلندگو از خانه والدین شهدا معمولاً قران و روضه در روستا پخش می‌کرد. برای من خیلی جذاب بود. با تمام وجودم گوش می‌کردم. بعد نوحه‌هایی که می‌شنیدم را برای خودم در خانه می‌خواندم که متوجه شدم مادرم گریه می‌کند. غروب‌ها در جمع خانواده روی حیاط هم می‌خواندم. همسایه‌ها هم‌صدای من را شنیدند و تشویق کردند. خلاصه اینکه هر وقت از مادرم درخواستی داشتم اگر اجابت نمی‌شد باحالت نوحه درخواست می‌کردم. آن زمان داداش بزرگ‌ترم آقا سیف‌الله سوم راهنمایی بود که محرم نوحه می‌خواند. من فکر می‌کردم برا اینکه بتوانم در مراسم‌های محرم روستا نوحه بخوانم باید حداقل کلاس 9 باشم اما کلاس دوم بودم. خلاصه در دوران ابتدایی روزهای اول مدرسه که معلم‌ها هنوز نیامده بودند مدیر مدرسه حاج داد مراد شهدادی که مدیونش هستم بچه‌ها را جلوی مدرسه می‌نشاند و به طرق مختلفی سرگرم می‌کرد. یک روز پرسید بچه‌ها چه کسی شیرین‌کاری بلده؟ یک پدرآمرزیده‌ای هنر خوش‌صدایی ما را رو کرد و مدیر به گفت چه بلدی. ماهم خواندیم. به حدی مورد تشویق مدیر مدرسه قرار گرفتیم که گفتیم آقا تازه کجا را دیدی. قرآن هم می‌خوانیم. مدیر مدرسه گفت شما از فردا صبح سر صف قران بخوان. بعدازاین یک روز که داشتم برای خودم می‌خواندم سروکله داداش نوحه‌خوانم پیدا شد و تشویقم کرد. گفتم می‌خواهم محرم امسال بخوانم. داداشم گفت هنوز زود است اما اگر خوب بخوانی برایت کتاب نوحه می‌خرم و این کار را هم کرد. بعد تمرین کردم که روش‌های عجیبی هم داشت، مثلاً شیلنگ آب یک متری را تهیه‌کرده بودم یک‌طرفش را کنار گوشم می‌گرفتم و یک‌طرفش را حالت میکروفن جلوی دهانم و کارم فقط خواندن بود. کلاس چهارم ابتدایی بودم پسرخاله بزرگ‌ترم تصمیم گرفت که محرم من را ببرد روستای دریاچه تا نوحه بخونم و این‌طور بود که اولین بار مداحی کردم. سابقه نداشت در منطقه بچه‌ای به سن سال من کنار ملاهای مشهور چون ملا ابراهیم درویشی، مرحوم ملا چراغ شهدادی، مرحوم طالب قائمی و ملا مسعود انصاری مداحی کند اما من در ناباوری اجازه پیدا کردم که نوحه بخوانم. فردا شبش مراسم عزاداری منزل پدر شهید عزت‌الله عزیزپور بود. یک نوحه بود که حاج صادق آهنگران برای شهید رجائی خوانده بود. من این نوحه را تغییر دادم بنام شهید عزیزپور (شهید عزیزم برادر عزیزپور تو رفتی عزیزم شدم بی‌برادر). وقتی این نوحه را خانه پدر شهید خواندم آن‌چنان مردم تحت تأثیر این نوحه قرار گرفتند که آوازه ما به تمام محله‌های منطقه رسید. طوری که شب‌های بعد با تراکتور دنبال ما می‌آمدند.
مداحی را از چه زمانی به‌صورت حرفه‌ای شروع کردید و چه دوره‌هایی را در این خصوص گذرانده‌اید؟
بنده تجربه نوحه‌خوانی و مرثیه‌خوانی را از نونهالی و نوجوانی داشتم. در سال 72 با استاد حاج محمد کامران زاده که در مسجد امام سجاد دوره‌های آموزش مداحی داشتند آشنا شدم که همان جلسات ابتدائی ایشان لطف خاصی به بنده داشتند و طی مدت کوتاهی بنده را به‌عنوان مداح هیئت انصار الرسول راینی های مقیم کهنوج معرفی کردند که در سال 1375 و 76 در دهه اول محرم این سال‌ها به‌عنوان مداح اهل‌بیت در خدمت این هیئت بودم و پس‌ازآن در مسجد امام سجاد جیرفت جلسات هفتگی دعای کمیل و ندبه را برگزار می‌کردیم. پس‌ازآن هیئت ورزشکاران و جوانان محبان مهدی عنبرآباد را با کمک خادم اهل‌بیت حاج قنبر سلاجقه راه‌اندازی کردیم با هیئت رزمندگان جیرفت و کهنوج و مهدیه‌های جیرفت و عنبرآباد و فرهنگیان کهنوج در ایام عزاداری در سال‌های مختلف به‌عنوان مداح هیئت همکاری داشته‌ام و از سال 77 تا 81 یک سری دوره‌های آموزش مداحی را برای علاقه‌مندان در مسجد امام سجاد برگزار کردم و هم‌اکنون نیز مدیرمسئول موسسه فرهنگی ثقلین کهنوج هستم که در امر برگزاری دوره‌های تخصصی مداحی و تجوید قران فعالیت داریم. در خصوص دوره‌هایی که بنده در زمینه مداحی طی کردم باید عرض کنم که اتفاقاتی که رخ داد خوشبختانه بنده به لطف خدا این مسیرها را طی کردم. لازمه یک مداح خوب شدن برای اهل‌بیت این هست که برای ذکر اهل‌بیت شما باید به چند فن مسلط باشی. 1ـ قرائت و تجوید قران که به لطف حق این دوره‌ها را به‌خوبی سپری کردم و در دوران مدرسه با کمک اساتیدی چون صمد الله سعیدی و حاج محمود افشار منش و حاج نصرالله امیری بنده همیشه در مسابقات قران شهرستان حائز رتبه‌های برتر بودیم و سال گذشته هم موفق به کسب مقام اول قرائت مسابقات دانشگاه آزاد شدم و از سال 85 تاکنون به‌عنوان مدرس درس قران در دانشگاه آزاد کهنوج انجام‌وظیفه می‌کنم. 2ـ تسلط به متون ادبی و قواعد شعری که با توجه به اینکه دایی بنده جناب خدابخش دلیری از شاعران مطرح جنوب استان هستند به‌واسطه ایشان از سال 73 با انجمن شعر سبزواران آشنا شدم و حدود چندین سال در بحث سرودن اشعار دست و دست‌وپاشکسته در خصوص شعر تسلط کاملی پیدا کردم و با شاعران خوبی مثل خدابخش دلیری، منصورعلیمرادی، طهماسب بدرود، جانعلی خاوند، علیجان سلیمانی، حسین سبزه صادقی و سایر عزیزان حشرونشر داشته‌ام که این رفاقت با شعرا واقعاً در بحث شعرشناسی که از اصول کار یک مداح هست کمک شایانی به بنده کرده که این را از الطاف حق‌تعالی می‌دانم. یعنی بنده به‌مرورزمان مسیر مداحی را به‌تدریج در نوحه‌خوانی، مرثیه‌خوانی، قرائت دعا، تجوید قران و اصول و قواعد شعری گذراندم و طی این مراحل را واقعاً در بحث مداحی مفید فایده می‌دانم.
درباره سابقه نوحه محلی و تعزیه در جنوب کرمان مختصری بفرمائید.
جنوب کرمان خصوصاً شهرستان جیرفت قدمت زیادی در بحث مراسمات عزاداری سیدالشهدا دارد. در دهه‌های گذشته سابقه تعزیه در روستای اسماعیلیه و جاهای مختلف منطقه وجود دارد نوحه‌های خیلی قدیمی که بنده از مرحوم ملا چراغ شهدادی گرفتم، نوحه‌های خیلی قدیمی که اغلب سینه‌به‌سینه حفظ‌شده بود که متأسفانه این نوحه‌ها کم‌کم دارند به فراموشی سپرده می‌شوند و کسی نیست این موضوعات را جمع‌آوری و ساماندهی کند که اگه خدا بخواهد تصمیم دارم در خصوص جمع‌آوری این اشعار و مراثی گامی کوچک بردارم.
مداحی چه آسیب‌هایی دارد؟
در ایام قدیم که امکانات رسانه‌ای و فضای مجازی در دسترس نبود تنها خطری که وجود داشت، خرافه بود. آن زمان بسیاری از ذاکران مقید به اصول و منطبق با معارف اسلامی اشعار و مطالب را از علما می‌گرفتند و باهنر زیبای صوت شعائر دینی را بسط می‌دادند. خب طبیعی هست که در گوشه و کنار افرادی هم بودند که ناخودآگاه خرافات و مطالب غیرواقعی را می‌خواندند اما به‌هرحال نسبت به امروز آسیب آن کمتر بود چون معدود مداحان اهل‌بیت در قدیم از معنویت و سواد باطنی بالایی برخوردار بودند. اما امروزه قصه کاملاً برعکس شده چراکه خیلی از افراد که فاقد بینش و معرفت دینی هستند صرفاً با نیت استفاده مادی وارد این حیطه شده و واقعاً ضربه‌های مهلکی را به جریان فرهنگ عزاداری اهل‌بیت و معارف شیعی وارد می‌کنند و متأسفانه علی‌رغم تأکیدات مقام معظم رهبری و علما در بحث ساماندهی و آسیب زدایی هنر مداحی اقدام قابل قبولی را در سطح جنوب استان مشاهده نکردم.
مهم‌ترین خصوصیات یک مداح خوب چیست؟
مهم‌ترین رکن مداحی اخلاص در عمل هست. اما اخلاص به‌تنهایی نمی‌تواند. یک مداح خوب اولاً باید ازلحاظ علمی تمام تلاشش را انجام بدهد که بالاترین مدارج علمی را طی کند. چراکه تحصیلات عالی در بصیرت و تشخیص معارف الهی و تفکر و تدبر انسان نقش بسزایی دارد. بعدازاین مقوله تسلط به فنون خیلی اثرگذار است. یک مداح باید به تجوید قران ، وزن و عروض و قواعد شعری نغمات و دستگاه‌های موسیقی فن خطابه و … مسلط باشد و در کنار این مسائل خودش را مسلح کند به سلاح تقوا و خودسازی سیر و سلوک معنوی و عرفانی و تفکر و اخلاق قرانی از ضروریات قدم زدن در مسیر خدمت به اهل‌بیت در کسوت مداحی هست در غیر این صورت قطعاً در برابر وسوسه‌های هوای نفس موفقیتی برای مداح حاصل نخواهد شد مهم‌ترین آسیب فعلی گریبان گیر جامعه مداحان عدم توجه به‌ضرورت تحصیل و عدم استفاده از نظرات مداحان صاحب‌نظر در این خصوص است.
آیا کانون مداحان موفق به ساماندهی و آسیب زدایی مداحی شده است؟
جاهای دیگر کشور را نمی‌توانم اظهارنظر کنم ولی در جنوب کرمان اثری از فعالیت کانون مداحان ندیدم و اطلاعات موثقی هم که دارم نه‌تنها کمکی نشده بلکه چالش‌هایی هم برای ذاکران و مداحان عزیز درست کردند که زیبنده نیست.
نظرتان در مورد پاکت مداحان چیست؟
مداحان واقعی اهل‌بیت پاکتشان را از مولایشان گرفتند و نیازی به پاکتی غیرازاین ندارند. حالا اینکه بعضی از عاشقان اهل‌بیت برخی مداحان اهل‌بیت را موردتوجه ویژه قرار می‌دهند لطف اهل‌بیت هست. ما که نباید ناراحت باشیم چرا به یک ذاکر اهل‌بیت کمک مادی شده!
بهترین و تلخ‌ترین خاطره مداحی ؟
خاطره تلخی در مداحی ندارم اما خاطره خوب تا دلتان بخواهد. زندگی‌ام را مدیون اهل‌بیتم و احساس آرامش در سایه نوکری اهل‌بیت بالاترین سرمایه من است.

قمه زنی برای بدنامی تشیع است

قمه زنی برای
بدنامی تشیع است

این روزها و در هر کوچه و برزنی که مسیرت می افتد، با خیل عظیمی از عاشقان اباعبدالله الحسین و یاران باوفایش بر می خوری که در سوگ و ماتم عاشورا، سینه و زنجیر زنان عزادارند. این آئین سوگواری از همان روزهای اول پس از واقعه عاشورا در سال 61 هجری . قمری رواج داشته بطوری که طبق روایات در اربعین شهادت امام حسین در همان سال، هنگامی که اسیران از شام به طرف مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داده و هنگامی که به آن سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند. هرچند آداب و رسوم این عزاداری ها در گذر زمان دستخوش تغییراتی شده و سبک و سیاق آن تا حدودی عوض شده اما این مراسم ها هنوز ادامه دارد و پس از گذشت چندین دهه باز هم محرم و صفر از اهمیت و احترام خاصی بین مردم برخوردار است.
روش های رایج در عزاداری معمولا شامل نوحه سرایی، مرثیه خوانی، سینه زنی، زنجیر زنی، علم گردانی و غیره می باشد اما متاسفانه بروز خرافات و عقاید پوچ و بی اساس همواره یکی از آفت های این سوگواری هاست که نه تنها به جسم و تن بلکه به اصالت و واقعیت دین مبین اسلام لطمه وارد می کند. اعمالی مانند قمه زنی، تیغ زنی و قفل بندی که انجام آنها را هیچ یک از مراجع تقلید و آیات عظام پسندیده نمی دانند و عقل هم آن را تایید نمی کند.
این« کارها و اعمال شنیع را ما حتی در زمان قوت و انتشار تشیع مانند زمان آل بویه در ایران و یا زمان مأمون و اوائل زمان عباسیان که از طرفی شاهان شیعه بر مردم حکومت داشتند و از طرفی علمای بزرگی چون شیخ مفید و سید مرتضی در آن زمان ها بوده اند نیز نمی بینیم و هیچ خبری این موضوع و اثبات آن را نقل نکرده است در صورتی که در همان وقت ها در عزاداری ، حتی در بغداد نیز که مرکز سنیان بوده بازارها را تعطیل و عزاداری می کردند هرگز کسی نبود که قمه بزند یا سینه زنی کند یا اعمال شنیع دیگری انجام دهد. چون سر رشته مجالس عزاداری امام حسین (علیه السلام) به دست توده های مردم است و آنها میان دار و صحنه گردان عاشوراهستند، مردم برای عزاداری، شکل های گوناگونی آفریده اند ازجمله زنجیر زنی با تیغ، قفل زنی، تیغ زنی، قمه زنی. هیچ کدام از این شکل های عزاداری را عالمان اسلامی به مردم القا نکردند. بلکه مردم به جلو افتادند و شکلی خاص به عزاداری دادند، در نهایت اینکه فقها برخی از صورت های عزاداری را جایز یا حرام دانستند.
از طرف دیگر آزار نفس و اذیت کردن بدن در این سینه زنی ها و زنجیرزنی ها ( که با آن زنجیرهای نکره بر پشت سر یا به سر و صورت می کوبند ) و قفل بندی و قمه زنی ها حرام است عقلاً و نقلاً . یعنی حفظ نفس از ضروریات ششگانه اسلامی است ، مخصوصا که دین اسلام دین سهل و ساده است . پیامبر فرموده اند که « جئتُکُم بِالشریعهِ السَّهلهِ السَّمحاءِ » و رفع حرج در موارد مختلفه که در قرآن نیز می فرماید « مَا جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدِّینِ حَرَج ٌ» خود این سخن را ثابت می کند. این توضیح را باید یاد آور شد که بین سینه زنی و بر سینه زدن تفاوت است ؛ گاهی رسم بر سینه زدن چنان با حرکت هی متعدد و موزونی صورت می گیرد که از حالت طبیعی خارج می شود ، ما این را سینه زنی می نامیم و از سینه زدن تفکیک می کنیم ».( محمد اسفندیاری ،از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه ، ج 3 ، قم : صحیفه خرد ، ۱۴۲۷هـ.ق ).
یکی از اعمال زشت و غیر انسانی، عمل فجیع قمه زنی است. قمه زنی مراسمی است که در بعضی شهرستان ها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام حسین (ع) اجرا می شودو در تأسی به مجروح و شهید شدن سیدالشهداء (ع) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین (ع) انجام می گیرد شرکت کنندگان در این مراسم، صبح زودِ روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، بصورت دسته جمعی قمه بر سر می زنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفید جاری می شود. بعضی هم برای قمه زنی نذر می کنند، برخی هم چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام می دهند و بر سرِ آنان تیغ می زنند، تا از محل آن خون جاری گردد.
از نظر تاریخی، مسلّم است که قمه زنی در ایران نیز تا پیش از صفویه هیچگونه سابقه ای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا اینکه بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟ (مهدی مسائلی، قمه زنی، سنت با بدعت؟، ص 19).
استاد یوسفی غروی در مصاحبه با تبیان می گوید: از نظر تاریخی، ظاهراً آن وقت که صفویه سر کار آمدند، قمه زنی پدید آمد و مسلماً هیچ سابقه ای هم بر صفویه ندارد؛ اما هنوز به یقین نرسیده ایم که آیا قبل از عثمانی ها هم این کار انجام می شده است یا نه؟
در کتاب «تاریخ شاه عباس کبیر» از نصرالله فلسفی آمده است؛ فدائیانِ صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست، بیرون آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی و مواسات با اصحاب امام حسین (ع) داشته باشند. آنان می گفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین (ع) و خود امام و بنی هاشم تیرمی خورند، پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می کنیم؛ یعنی نشان دهیم که ما در راه امام حسین (ع) فدوی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمه زنی شد.
حجت الاسلام رضا حاجی آبادی، کارشناس مسائل مذهبی در این باره می گوید: اکثر علما دینی این عمل را ممنوع کرده اند و دلیل ممنوعیت، حکم ثانوی آن است. چون این کار باعث وهن و بدبینی نسبت به شیعه می شود و شیعه واقعی را زیر سوال می برد. این کار دقیقا مشابه رفتار تکفیری هاست که خون و خونریزی را ترویج می کنند و چهره شیعه را بد نشان می دهند. اوایل انقلاب چون از شطرنج و بیلیارد برای قمار استفاده می شد حرام بود اما چون بعدها از حالت قمار خارج شد و به صورت بازی درآمد، حضرت امام آن را آزاد کردند، دقیقا این مثال مانند قمه زدن است که حکم ثانویه اش حرام است. وی ادامه داد: متاسفانه هنوز هم در جای جای ایران و کشورهای مسلمان این عمل رواج دارد و معمولا در صبح های عاشورا شاهد آن هستیم.
در پایان فتوای مراجع عظام در مورد قمه زنی را مرور می کنیم و امیدواریم هرچه زودتر این خرافات وبدعت های ناروا از جامعه اسلامی ما رخت بربندد.
آیت الله خامنه ای (دام ظلّه): قمه زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمان هاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شکل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست (رساله اجوبه، سوال 1461)
آیت الله مکارم شیرازی: قمه زنی قطعا حرام است و باید از انجام اعمالی که موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن می شود اجتناب کرد .
آیت الله سیستانی: باید از کارهایی که عزاداری را خدشه دار می کند اجتناب شود .
آیت الله فاضل لنکرانی: توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در اکثر نقاط جهان پیدا شده است و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام، شناخته می‌شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام، مطرح است،‌ لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان، حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ به گونه‌ای عمل ‌شود، که موجب گرایش بیشتر و علاقه‌مندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد، بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است، شیعیان علاقه‌مند به مکتب امام حسین (علیه السلام ) از آن خود‌داری نمایند؛ و چنان چه در این مورد، نذری وجود داشته باشد؛ نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.
آیه الله جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.
آیت الله بهجت:
ازهرعملی که باعث وهن به تشیع می شود باید پرهیز نمود.
آیت الله نوری همدانی: قمه زدن اشکال دارد.
آیه الله مظاهری اصفهانی: قمه زدن و مانند آن جائز نیست.
آیه الله سید کاظم حائری: خرافاتی مانند قمه‏زنی، موجب بدنامی اسلام و تشیع است.
آیه الله نوری همدانی: عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید.

دلایلی برای رد قمه زدن

دلایلی برای رد قمه زدن
1- کوبیدن سر به محمل توسط حضرت زینب سلام الله علیها با وصیت سیدالشهدا منافات دارد سیدالشهداء علیه السلام، آنحضرت و دختران خود را حتی از لطمه و خراشیدن صورت و شیون منع نمود لذا انتساب کوبیدن سر به محمل در واقع هتک مقام منیع آن بانوی بزرگ است که باید از آن استغفار و توبه کرد.
۲- اگر قمه زنی، مواسات با حضرت زینب سلام الله علیها و تبعیت از کار آن حضرت است چرا این مواسات و تبعیت را از حضرت رباب و حضرت سکینه سلام الله علیهما و دیگر اسیران نمی بینیم؟ آیا قمه زنان بیشتر از دختران و زنان سیدالشهداء علیه السلام می فهمند و بیشتر از آنها ناراحت هستند؟! چرا توابین که به خاطر امام حسین علیه السلام به قصد شهادت قیام کردند قمه نزدند؟
۳- اگر مروجان قمه زنی بدلیل تبعیت از کار حضرت زینب قمه میزنند باید محملی درست کنند و سر خود را به آن بکوبند زیرا حضرت زینب قمه نزده و قیاس قمه به محمل هم باطل است زیرا قیاس، کار اهل سنت است ضمن اینکه باید همدیگر را با سنگ بزنند زیرا کوفیان به برخی اصحاب و سیدالشهدا سنگ زدند.
۴- اگر قرار باشد کسی با حضرت زینب مواسات کند چرا مروجان قمه زنی، نماز شب را ترویج نمی کنند؟ مگر سیدالشهداء علیه السلام برای نماز شب و دعا، یک روز جنگ را به تاخیر نینداختند و مگر حضرت زینب سلام الله علیها با وجود آن همه مصیبت و خستگی نماز شب یازدهم را هرچند نشسته نخواندند؟
۵- بنا بر تصریح کتب تاریخ، اهل بیت را سوار بر شتران بی جهاز و بی محمل کردند پس حضرت زینب سلام الله علیها چگونه سر خود را به جهاز کوبیده است؟
۶- در روایت نامعتبر مذکور آمده که “نطحت براسها” الله اکبر می دانید انتساب فعل “نطح” چه توهین بزرگی به عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها است؟
۷- همه می دانیم که عمربن سعد، سر مقدس سیدالشهداء علیه السلام را عصر روز عاشورا به خولی داد و او را همراه حمید بن مسلم به کوفه فرستاد و اهلبیت سیدالشهداء علیه السلام را به همراه باقی سرها در روز یازدهم به سمت کوفه بردند پس اساسا سر مقدس سیدالشهداء علیه السلام همراه دیگر سرهای مقدس نبوده لذا اصل دیدن سر سیدالشهداء علیه السلام و کوبیدن سر به محمل، منتفی است بلکه حتی در راه شام نیز سر مقدس سیدالشهداء علیه السلام را جداگانه بردند.
8- طرفداران قمه می گویند این کار نوعی حجامت است در حالیکه حجامت روش خاصی دارد و هر کسی نمی تواند خود را حجامت کند. اما بالفرض اگر حجامت هم باشد دیگر نمی توانند بگویند برای عزاداری امام حسین علیه السلام قمه می زنیم زیرا اگر نیت دیگری در کار عبادی داخل شد آن عمل باطل است مثلا اگر کسی بخواهد به نیت خنک شدن وضو بگیرد یا به نیت نرمش نماز بخواند وضو و نمازش باطل است.
9- مروجان قمه زنی علاوه بر زدن قمه بر سر خود، سر بچه های کوچک خود را هم تیغ می زنند و در حالیکه بچه از ترس گریه می کند خون سرش را می ریزند. همه می دانیم اگر کسی بچه خود را کتک بزند و فقط جای ضربه قرمز شود این کار حرام است و باید دیه پرداخت کند چه رسد به ریختن خونش./ بولتن نیوز