بایگانی مطالب نشریه

«پیام ما» از بم گزارش می‌دهد محرومیت 30 هزار بیمه‌شده تأمین اجتماعی از خدمات تخصصی

«پیام ما» از بم گزارش می‌دهد

محرومیت 30 هزار بیمه‌شده

 تأمین اجتماعی از خدمات تخصصی 

 

سکینه خدیش- پیام ما/ بم

با توجه به اینکه در سال 70 درمانگاه عمومی تأمین اجتماعی در بم تأسیس و باگذشت ایام به درمانگاه تخصصی ارتقا یافت، جوابگوی مردم شرق استان کرمان بوده است. در این درمانگاه پزشکان متخصص اطفال، دندان‌پزشک و داخلی حضور داشتند. متأسفانه این درمانگاه بعد از زلزله بم به درمانگاه عمومی تبدیل شد و باید پاسخگوی روزانه بیش از 600نفر و بستری شدن 900 نفر در ماه باشد. یکی از مشکلات این درمانگاه کمبود امکانات موردنیاز ازجمله سونوگرافی، فیزیوتراپی و نبود پزشکان متخصص اعصاب و روان، ارتوپدی، جراح و جراح مغزواعصاب است. با توجه به زیرساخت‌های موجود در بم ازجمله وجود ساختمان قدیمی تأمین اجتماعی،  می‌توان با تعمیر این ساختمان، درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی در آنجا تأسیس کرد که با راه‌اندازی این کلینیک تخصصی پاره‌ای از مشکلات شهروندان بیمه‌شده تأمین اجتماعی شرق استان کرمان برطرف شود. با مراجعه و صحبت با برخی از مراجعه‌کنندگان به این مرکز درمانی، از مشکلات آن‌ها پرسیدم. 

باید به کرمان برویم

خانم مهدیه که دارای دو فرزند بود گفت: «به همراه همسر و یکی از فرزندان خود به این درمانگاه مراجعه کردم ولی متأسفانه هر سه نفر ما نزد یک پزشک و با یک نسخه مشابه از درمانگاه خارج شدیم. نبود پزشک اطفال در این مرکز واقعاً احساس می‌شود. پزشکان موجود در این مرکز اکثراً در حال گذراندن طرحشان هستند.» آقای حسینی نیز گفت: «برای مراجعه به دندان‌پزشک آمده‌ام اما گفتند برای گرفتن نوبت باید تماس تلفنی داشته باشم ولی هر زمان تماس می‌گیرم تلفن مرکز مشغول یا مسدود است. با توجه به اینکه این مرکز پزشک متخصص ندارد برای عمده بیماری‌هایمان باید به کرمان مراجعه کنیم. علاوه بر تحمل هزینه‌های راه و سختی مسافت چرا ما مردم شرق استان نباید از امکانات موجود استان یا دیگر شهرستان‌ها بهره‌مند باشیم در صورتی از یک منطقه ویژه اقتصادی برخورداریم.»

30 هزار بیمه‌شده 

در شرق استان

به دنبال شنیدن صحبت‌های مردم سراغ خالقی رئیس تأمین اجتماعی بم رفتم. وی گفت: «در ارتباط با تأسیس یک بیمارستان تأمین اجتماعی داشتن فضای مناسب و تجهیزات از نکات اصلی است. حوزه درمان و بیمه دو حوزه مجزا هستند و در کنار یکدیگر در حال کار کردن هستند. هرچند مسئول حوزه درمان کسی دیگر است اما موارد موردنیاز را به استان گزارش داده و در حال پیگیری هستیم. سازمان ملک ندارد و این ساختمان کنونی نیاز به تعمیر دارد. باید برآورد هزینه شود. در مراجعات مردم با توجه به اینکه هزینه بیمه نسبت به فرد بیمه‌شده در کرمان و تهران ثابت است خواستار تأسیس بیمارستان تأمین اجتماعی هستند ولی باید گفت یک آیتم‌های خاصی در نظر گرفته می‌شود. با توجه به آن ایتم ها یک بیمارستان تأسیس می‌شود.

بیمه‌شده اصلی ما تقریباً 30 هزار نفراست و بر اساس پرونده‌های فعال، بیمه‌شده اصلی 3753 نفر در شهرستان بم است.» خالقی در ارتباط با بیمه کارگرهای فصلی افزود: «در همان مدت باید کارفرما بیمه کارگر خود را پرداخت نماید. بازرسان ما مرتب بر این روند نظارت دارند. در خصوص ماده 80 اگر مازاد بر ظرفیت کارگاه، بیمه‌شده‌ای اضافه شود کارفرما می‌تواند از ماده 80 استفاده کند.»

 وی اظهار داشت: «من فقط در حوزه خودم می‌توانم پاسخگو باشم و اطلاعاتی درباره حوزه درمان ندارم و نمی‌توانم به این حوزه وارد شوم. نظر شخصی بنده در این موضوع با توجه به تقاضا و مراجعه مردم، باید ارائه خدمات در این مجموعه انجام گیرد.»

تأکید نماینده بم 

بر تأسیس بیمارستان

حبیب‌الله نیکزادی پناه نماینده شرق استان کرمان در مجلس شورای اسلامی هم در این خصوص گفت: «با پیگیری و صحبت با وزیر رفاه قرار شده کارشناسان خود را به بم بفرستند و نتیجه را هرچه زودتر اعلام کنند. با توجه به اینکه ما 12 هزار بیمه‌شده در خودروسازی و 20 هزار نفر در دیگر بخش‌ها داریم حتماً نیاز یک بیمارستان تأمین اجتماعی در شرق استان کرمان احساس می‌شود.»

 

برای ساخت بیمارستان باید ضوابط رعایت شود

 

دکتر فخر، مدیر درمان تأمین اجتماعی استان کرمان هم در این رابطه گفت: «در سفر اخیر ریاست محترم جمهور به کرمان بحث ایجاد بیمارستان تأمین اجتماعی نیز مطرح و این درخواست را به تهران منعکس دادیم اما ضوابطی در این امر دخیل است. ازجمله اینکه برای ساخت بیمارستان یا مرکز درمانی بایستی با حساب‌وکتاب فنی و کارشناسی انجام شود تا باعث هدر رفت منابع در کشور نشود. فرقی نمی‌کند از طرف تأمین اجتماعی باشد یا از طرف دولت، باید بر اساس نیاز واقعی و کارشناسی انجام شود. در شهرستان بم در حال حاضر دو بیمارستان پاستور با 223 تخت و افلاطونیان 70 تخت فعالیت می‌کنند که مجموعاً 300 تخت را شامل می‌شود. بر اساس ارزیابی دانشگاه علوم پزشکی بم در افق 1404 به 300 تخت دیگر نیاز دارد. در حال حاضر سه بیمارستان در این منطقه در حال ساخت است که مجوز آن صادرشده. بیمارستان 220 تختخوابی در شهر بم و دو بیمارستان 32 تختخوابی ریگان و فهرج که مصوبات دولت هستند و کارشان در حال انجام است. مجموع این  3 بیمارستان 300 تخت موردنیاز افق 1404 را تأمین می‌کند.» وی افزود: «ارائه خدمات ما به دو شکل مستقیم و غیرمستقیم است یعنی خرید خدمت و تولید خدمت داریم. در بسیاری جاها با خرید خدمت نیاز منطقه را پوشش می‌دهیم. در حال حاضر شهرستان بم در سال گذشته حدود 46 هزار نسخه سرپایی در درمان غیرمستقیم در کلیه‌ی مراکز دولتی و خصوصی، 7 هزار مورد بستری و 14 میلیارد تومان هزینه شده است. این‌جور نیست الزاماً ما یک مرکز درمانی داشته باشیم که خدمات دهیم. از طریق درمان غیرمستقیم هم خدمات گسترده‌ای ارائه می‌دهیم. ضمن اینکه بر اساس سطح‌بندی یک درمانگاه در سطح شهر داریم که خدمات به‌صورت رایگان ارائه می‌دهد.  با توضیحاتی دادم به نظر نمی‌رسد ساخت بیمارستان جدید منطقی باشد.» فخر در پاسخ به اینکه «در مورد اینکه عنوان کردید دو بیمارستان در بم وجود دارد شاید ازنظر مکان درست باشد اما افلاطونیان هیچ خدماتی در درمان بیماران انجام نمی‌دهد و از تمامی مراجعین می‌خواهد به بیمارستان پاستور بروند و ارائه خدمات فقط توسط بیمارستان پاستور انجام می‌شود. در حال حاضر شرق استان کرمان (فهرج، ریگان، نرماشیر و بم) را پوشش می‌دهد. مجزا از بیمارهایی که به دلیل وجود جاده ترانزیتی در این مسیر به این بیمارستان مراجعه می‌کنند. گر یک‌بار بدون هماهنگی به بیمارستان مراجعه کنید وجود تخت‌های موقتی در راهروها و بیمارانی که روی این تخت‌ها بستری ‌شده‌اند را مشاهده می‌کنید، چه نظری در این مورد دارید؟» گفت: «افلاطونیان فعالیت گسترده‌ای ندارد. انهم به دلیل اینکه متخصصین و طرح تحول سلامت باید فقط در مراکز دولتی ارائه خدمت کنند وزیر بهداشت و درمان مجوزی صادر کرده بخشی از تخت‌های افلاطونیان را به بیمارستان دولتی مشغول و ارائه خدمت منتقل کنند.» در ادامه سؤالات «پیام ما» و جواب‌های مدیر درمان تأمین اجتماعی استان را بخوانید:

 چرا درمانگاه تأمین اجتماعی در بم فقط در حد عمومی فعالیت می‌کند؟ چرا بیمه‌شده تأمین اجتماعی در بم زمانی که هزینه بیمه‌اش مانند افراد ساکن شهرهای تهران، مشهد و شیراز است نباید از همان خدمات استفاده کند؟ حتی نصف این خدمات را ارائه نمی‌دهید درصورتی‌که قبل از زلزله در درمانگاه تأمین اجتماعی بم دکتر متخصص ویزیت می‌کرد.

درمانگاه بر اساس سطح‌بندی است. زمانی درمانگاه تأسیس و در زمان زلزله مجدد بازسازی شد. این درمانگاه بر اساس سطح بیمه‌شده آن زمان بوده و قبول داریم جمعیت بیمه‌شده اضافه‌شده است. 

 چرا کسانی که در کرمان هستند با مراجعه به بیمارستان آیت‌الله کاشانی از تمامی خدمات رایگان استفاده می‌کنند اما در بم باید 10 درصد هزینه را پرداخت کنند تا بتوانند از خدمات بیمه خود بهره ببرند؟ برای استفاده از خدمات رایگان باید هزینه ایاب و ذهاب و سختی راه را متقبل و به کرمان مراجعه کند که خود برابر یا بیشتر از مبلغ 10 درصدی است که در بم باید پرداخت کند. عملاً بحث رایگان بودن برای شهروند بمی منتفی می‌شود.

بیمارستان تأمین اجتماعی در سراسر کشور خصوصاً کرمان این‌گونه نیست که فقط پذیرش از کرمان داشته باشد. تمام نقاط کشور را پوشش می‌دهد. منابع محدود و تقاضاها نامحدود است. طبیعتاً ًبراساس منابع محدود باید مراکزی ایجاد شود که شرایط پایین‌تری دارند.

 در سفر وزیر بهداشت به بم در مصاحبه‌ای قول همکاری برای ایجاد یک بیمارستان تأمین اجتماعی در شهرستان بم به شهروندان دادند. شما چه‌کاری در این زمینه انجام داده‌اید؟

در حال حاضر در کرمان بر اساس اولویت‌بندی صورت گرفته با توجه به محرومیت در منطقه راور کلنگ یک درمانگاه سطح یک زده‌شده. جمعیت بیمه‌شده آن به حدی رسیده که امکان یک مرکز نسبی را دارد و بیمارستان در صورتی ساخته می‌شود که  بالای140هزار بیمه‌شده داشته باشیم. در بم و توابع آن به 90 هزار هم نمی‌رسد. یعنی ازلحاظ سطح‌بندی این امکان وجود ندارد و اینکه طرح‌هایی در بم در حال اقدام است و قرار است مشکل کمبود تخت را رفع کند.

 در چارت شما وجود متخصص ذکرشده است ولی با مراجعه فقط دکتر عمومی دیده می‌شود. برای این چه توضیحی دارید؟

درجاهایی که حتی امکان به‌کارگیری دکتر متخصص داریم مانند شهرهای جیرفت، رفسنجان یا بم تا زمانی دانشگاه علوم پزشکی در طرح تحول سلامت اجازه همکاری متخصصین را به ما نمی‌دهد و کسی نیست که همکاری کند، اگر مجوزی از تهران برای به‌کارگیری دکتر متخصص به ما دهند ما مشکلی نداریم. ممکن است در چارت ما خیلی چیزهای دیگر هم باشد و حتی مجوز هم داشته باشیم اما قانون اجازه نمی‌دهد متخصصین با ما همکاری کنند و برای همین عملکرد ما در شهرستان‌های محروم افت کرده است.

 با توجه به آمار موجود در بم و با توجه به امکانات کنونی در بم نه امکاناتی که در چند سال آینده قرار است به شهروندان برسد. آیا درمانگاه شما نیاز به تجهیز بیشتر ندارد تا خدمات بیشتری ارائه دهد؟

درخواستمان را به تهران فرستاده‌ایم. اگر موافقت کنند ازنظر ما مشکلی نیست ولی با توجه به ضوابط یا قوانین موجود فکر نمی‌کنم بیمارستان تأمین اجتماعی تأسیس شود اما فکر می‌کنم حرف دیگر شما منطقی است. اینکه خدماتمان را در همان درمانگاه گسترش دهیم. این‌یک پیشنهاد منطقی است و حتماً این مورد را پیگیری خواهیم کرد.

 

معرفی دو غار دیدنی استان غاری که به علیصدر تنه می‌زند

معرفی دو غار دیدنی استان

غاری که به علیصدر تنه می‌زند

 

غارهای استان کرمان عبارتند از: جیرفت؛ غار شعیب، شهر بابک؛ غار ایوب، جواران؛ غار جواران، داوران رفسنجان؛ غار میرزا، خبر بافت؛ غار شب پره و جوپار کرمان؛ غار یخ، غار طرنگ، غار گوغر واقع در محدوده شهرستان بافت و غار ایوب واقع در محدوده شهرستان شهر بابک از جمله غارهای استان کرمان به شمار می روند.

غار آهکی طرنگ

غار آهکی طرنگ به عنوان مهمترین و طولانی ترین غار استان کرمان که در نوع خود بی نظیر و دارای مناظر و جلوه های طبیعی بسیار زیبا و پدیده های شگفت انگیز است که خود از جاذبه های طبیعی گردشگری استان کرمان محسوب می گردد و می تواند به عنوان یک قطب گردشگری در جنوب غربی استان کرمان ایفای نقش نماید. این غار از جمله غارهای متعدد مناطق کوهستانی استان کرمان می باشد. جهت دسترسی به این غار از شهر کرمان مرکز استان کرمان، می بایست از طریق جاده ای موسوم به جاده جوپاری سفر را آغاز نمود که تقریباً با طی 15 کیلومتر از این جاده به دوراهی بافت جوپار رسیده و از طریق جاده بافت و بعد از گذشتن از آبادهای و مکان های متعدد از جمله روستای بهرامجرد، شهرنگار، گردنه سنگ صیاد، روستای قلعه عسکر، گردنه کفنوئیه، روستای کیسکان، به شهر کوچک بزنجان رسیده که این جا جاده به دو راه منشعب می گردد. جاده ای که به سمت چپ امتداد می یابد به شهر رابر و امتداد مستقیم جاده با طی مسافت هشت کیلومتر به شهر بافت منتهی می شود. حال از شهر بافت جاده ای آسفالته به سمت جنوب وجود دارد، موسوم به جاده ارزوئیه – خَبر که با طی تقریبا 50 کیلومتر از این جاده و گذشتن از چندین پارچه آبادی و بعد از گذشتن از دو راهی خبر-ارزوئیه، جاده را به سمت ارزوئیه ادامه داده تا به یک دو راهی می رسیم . اینجا از جاده اصلی ارزوئیه یک جاده آسفالته فرعی منشعب می گرددکه به سمت آبادی های متعدد که مهمترین آنها روستای گوشک است منتهی می گردد. روستای طرنگ روستایی بزرگ و تقریباً مهمترین روستای منطقه بعداز گوشک محسوب می گردد. ادامه جاده با فاصله اندک به روستای گوشک امتداد می یابد. گروه هایی که جهت دیدن غار طرنگ از مناطق دور دست می آیند به روستای طرنگ وارد می گردند. این روستا می تواند جهت اقامت افراد گروه مکان بسیار مناسب و خوبی باشد. دهانه غار حدود شش متر است و در ارتفاع تقریبا 3هزار متری از سطح دریا واقع شده است. گر چه این غار در گذشته توسط هیأت کوهنوردی کرمان شناسایی و مسیر ها و دالان ها و دهلیز های غار علامت گذاری و بعضاً نام گذاری شده اند و در طول غار علائم و فلش هایی هم جهت راهنمایی افراد وجود دارد، که فلش های قرمز رنگ مسیر های ناشناخته و یا بن بست غار را نشان می دهد و فلش های سفید رنگ که مسیرهای مطمئن جهت رفتن به انتهای غار را نشان می دهند و باید آن ها را دنبال نمود. از دهانه غار کمی که به سمت داخل غار برویم مسیر نسبتاً کم شیب است اما کم کم شیب بیشتر می شود و از یک شیب نسبتاً تند که می بایست دست به سنگ و با احتیاط کامل پایین رفت، به یک راهرو می رسیم. این جا می بایست مسیر مستقیم در امتداد حرکتمان به درون غار را رها نموده و در امتداد دیگر راهرو که در جهت عکس مسیر پیموده شده تا این مرحله است را دنبال نمود. این قسمت راهرو تنگتر و پرشیب تر شده و سنگ های آن بسیار صاف، صیقلی و لغزنده است و باید احتیاط بیشتر نمود تا به دهانه چند حفره خیلی عمیق که این حفره ها در زیر به یک تالار نسبتاً بزرگ منتهی شوند و این حفره ها در سقف این تالار می باشند برسیم. در اعماق غار دمای هوا در تمام فصول تقریبا معتدل و ثابت بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد است و از تهویه نسبتا خوبی برخوردار است. به طوری که در هیچ جای آن کمبود هوا و اکسیژن احساس نمی گردد. فقط بر اثر تردد زیاد ممکن است گرد و غبار در هوا پخش گردد که بهتر است از ماسک های طبی استفاده گردد. در این غار هیچ پوشش گیاهی قابل مشاهده ای وجود ندارد. ولی زندگی جانوری آن شامل جانورانی مثل خفاش و انواعی از حشرات مانند پشه، سوسک سیاه و… که از فضله خفاش تغذیه می کنند، رویت گردید. طول مسیر پیموده شده غار تقریباً 500 متر است و عرض راهروها و تالار های غار بین یک متر تا 15 متر متغیر است.

 غار میرزا

به دهانه غار میرزا پا که بگذارید، وارد دهلیز باریکی می شوید که با کمی پیش روی در مسیر عریض تر می شود و دو راه را برای پیش روی مقابل تان قرار می دهد. سوراخی کوچک در سمت راست و مسیری در رو به رو که عریض تر به نظر می رسد. راه اصلی همان سوراخ کوچک سمت راستی است که شما را به چاه  ۵۰متری غار می رساند.

در بخش میانی این غار با یک فرود ۹۰ متری مواجه می شوید و در فضای معلقی قرار می گیرید که غار را اسرارآمیزتر می کند. در اینجا، وسعت غار به ۱۵۰ متر مربع می رسد و می توانید رنگ ها و طرح های متنوعی را در قندیل های سنگی غار ببینید. قندیل هایی که عمر آن ها به میلیون ها سال می رسد و بعضی از آن ها آن قدر بلند هستند که سقف تالار را به کف آن وصل می کنند. وارد تالار غربی غار که بشوید، غار میرزا برگ های تازه تری رو می کند. فسیل جانوران وحشی و قندیل های بلوری منسجمی که شاید نمونه آن را در کمتر غاری سراغ داشته باشید. در انتهای تالار شمالی غار هم برکه آبی با وسعت ۲۵۰متر مکعب وجود دارد که آب زلالی در آن جمع شده است. اما با تمام این ها، شاید منحصر به فردترین ویژگی غار میرزا، دست نخورده بودن آن است که آن را وارد رقابت نزدیکی با غارهای مشهوری مثل علیصدر و کتله خور می کند. غار میرزا که مدت زیادی از کشف آن نمی گذرد، به لطف کم بازدید بودن و مسیر صعب العبورش قندیل های سالمی دارد.

هوای گرم غار این فرصت را فراهم می کند که در تمام فصل های سال سری به آن بزنید و بدون محدودیت های آب و هوایی، از آن بازدید کنید.

برای رسیدن به غار شگفت انگیز میرزا باید راهی رفسنجان شوید و خود را به فاصله ۳۲ کیلومتری شمال شرقی این شهر برسانید. از اینجا به بعد، مسیر شما از روستای داوران می گذرد. بعد از این روستا پلی در مسیر جاده اصلی دیده می شود که در سمت چپ آن جاده ای خاکی وجود دارد. پا به راه این جاده خاکی که شوید، به دو راهی هایی می رسید که در تمام آن ها باید راه سمت چپ را انتخاب کنید. این دو راهی های پی در پی شما را به روستای کوچکی می رسانند که نزدیک ترین روستا به غار محسوب می شود. حالا کافی است از اهالی روستا سراغ غار میرزا را بگیرید تا شما را به ضلع شرقی روستا و دره ای هدایت کنند که جاده خاکی و پیچ در پیچ آن به ارتفاعاتی منتهی می شود که غار میرزا در آن قرار دارد. 

دهانه غار میرزا تا زمانی که به نزدیکی آن نرسید قابل دیدن نیست. بنابراین ناامید نشوید و جاده را تا رسیدن به درخت سرو پیر ادامه دهید. برای طی کردن این مسیر می توانید از اتومبیل استفاده کنید اما هیچ تضمینی نیست که اتومبیل تان در جاده خاکی سالم بماند! بنابراین توصیه می کنیم جاده را تا روستای دوم با اتومبیل طی کنید و از چشمه به بعد، یک پیاده روی سی دقیقه ای داشته باشید.

 

فرمانده سپاه استان خبر داد دستگیری عوامل نفوذ در کرمان

فرمانده سپاه استان خبر داد

دستگیری عوامل نفوذ در کرمان

فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان با تأکید بر اینکه مسئله نفوذ در کشور یک واقعیت جدی است گفت: «عوامل نفوذ در استان کرمان شناسایی و دستگیر شدند.» 

به گزارش خبرگزاری تسنیم سردار روح‌الله نوری دیروز در همایش جهادگران بسیج علم و فناوری استان کرمان با اشاره به اینکه 19 نفر از عوامل نفوذ در استان کرمان شناسایی و دستگیر شدند اظهار داشت: «هیچ‌کدام از این افراد کرمانی نیستند و کار آن‌ها خط دهی پس از دوستی با افراد تأثیرگذار بود.» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان بابیان اینکه با بازجوئی‌های به‌عمل‌آمده به جرم خود اعتراف کردند افزود: «در ابتدا مقاومت می‌کردند اما پس از ارائه مستندات حاضر به همکاری شدند.»

 وی با تأکید بر اینکه مسئله نفوذ در کشور یک واقعیت جدی است خاطر‌نشان کرد: «این افراد اعتراف کردند که کاری به کشاورز و کارگر نداشتیم و ما به دنبال گروه‌های تصمیم‌ساز در استان و کشور بودیم.» سردار نوری افزود: «اقرار کردند که چندین سال با افراد مشخص‌شده طرح دوستی می‌ریختند و سپس با سفرهای خارجی به‌عنوان توریست از کشور خارج‌شده و در آنجا موضوعات ضد اسلامی و ضد‌انقلابی خود را به آن‌ها دیکته می‌کردند.» وی با اشاره به اینکه عوامل نفوذ در جهت تغییر گفتمان دینی و انقلابی کشور حرکت می‌کنند گفت: «آن‌ها از سوژه‌های خود می‌خواهند که هر جا بحث استقلال و دست‌آوردهای نظام به میان آمد طرفداری نکرده و موضع‌گیری نکنند و نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشند.» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان بابیان اینکه عدم موضع‌گیری در بحث استقلال و دست‌آوردهای کشور از مصادیق نفوذ است افزود: «امسال نیز آخرین نفر از یکی از گروه‌های نفوذ در استان که از سه سال پیش فعالیت می‌کردند دستگیر شد.» 

شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا هم گزارش داد که نوری گفت: «اینکه ما کارخانه، پتروشیمی، بیمارستان و … را که سال‌ها در حال ساخت است به پایان برسانیم، می‌توان نام آن را اقتصاد مقاومتی نامید؟ حال باید گفت این اقتصاد مقاومتی است یا جفنگ و توهین به انقلاب ، زیرا ارائه این آمارها و ارقام بدون محتوا و سند است .» وی عنوان کرد: «ما عادت کرده‌ایم که همه‌چیز را به دست ما بدهند، فرهنگ کار، پشتکار و تلاش، نظارت و دلسوزی کجاست؟ و همواره منتظر معجزه ، خام فروشی هستیم .» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان با اشاره به زمان‌های گذشته و فرهنگ کار و تلاش در بین افراد ، تشریح کرد: «اکنون فرهنگ کار در بین افراد از بین رفته است و پیچ‌وخم‌های اداری هم در استان‌ها مشکل‌ساز شده‌اند اما نباید سرد شویم زیرا این دوران را باید سپری کنیم.» نوری اظهار داشت: «بعد از فرهنگ کار و آموزش نیازمند تصمیم و اراده هستیم و قطعاً اقتصاد مقاومتی هم فرهنگ می‌شود، اینکه توقع داشته باشیم همه‌چیز به دست ما برسد، روزبه‌روز وابسته‌تر می‌شویم.»

 

#نه_به_خشونت_علیه_ زنان

#نه_به_خشونت_علیه_ زنان

کمپین «۱۶ روز نارنجی» هر سال از ۲۵ نوامبر یعنی روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان آغاز و تا ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر ادامه دارد. امسال هم قرار است همه کشور‌ها و سازمان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند با برنامه‌هایشان ۱۶ روز دنیا را نارنجی کنند. کمپین دبیر کل ملل متحد در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان که توسط نهاد زنان ملل متحد سازمان دهی شده است بیست و پنجم هر ماه را به عنوان روز نارنجی یعنی روز اقدام برای ارتقای آگاهی و پیشگیری از خشونت علیه زنان و دختران نام گذاری کرده است. به گزارش بهداشت نیوز شبکه جهانی جوانان کمپین مذکور از فعالان دولت‌ها و ارکان ملل متحد درخواست داشته است است که در مورد کلیه افراد زمینه‌ی لازم را فراهم آورند و مسائل مرتبط با پیشگیری و پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران را نه فقط در روز ۲۵ نوامبر ـ روز بین‌الملی محو خشونت علیه زنان ـ بلکه در هر ماه مطرح کنند و مورد توجه قرار دهند. در سال ۲۰۱۴ تا کنون عناوین بیست و پنجمین روز ماه‌های گذشته به ترتیب ذیل اعلام شده است: 

۲۵ آوریل: پایان دادن به خشونت جنسی مرتبط با مخاصمات مسلحانه علیه زنان و دختران؛

۲۵ مارس: پایان دادن به ختنه دختران؛

۲۵ فوریه: لزوم پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران در چارچوب توسعه‌ای جدید؛

۲۵ ژانویه: دسترسی به عدالت برای قربانیان

موضوع کلی روز نارنجی در سال ۲۰۱۳ عبارت بود از: « فضاهای امن برای زنان و دختران که توصیه‌های مقرر در سند نهایی پنجاه و هفتمین اجلاس کمیسیون مقام زن را مد نظر قرار داد. همچنین سال گذشته از ۲۵ نوامبر ـ روز بین‌المللی محو خشونت علیه زنان ـ تا ۱۰ دسامبر ـ روز حقوق بشرـ ؛ این کمپین با این شعار خواستار  اقدامی جهانی شد؛ « جهان خود را در ۱۶ روز نارنجی کنید»  طی این ۱۶ روز اقدامات مختلفی از سوی فعالان مقابله با خشونت علیه زنان سازمان‌ها و فعالان محلی و بین‌المللی انجام گرفت که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت بودند از: جلسات بحث و بررسی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، برپایی کنسرت و جشنواره‌های فیلم که با مشارکت دولت‌ها، رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی و ارکان ملل متحد برای ارتقای آگاهی در سطح عموم برگزار شد. به این ترتیب شاهد آن هستیم که روند اقدامات بین‌المللی در حوزه زنان؛ خصوصا در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان و دختران به نحو قابل تاملی تسریع یافته است. 

در واقع بزرگداشت روز یا هفته طی سال رویه‌ای بوده که تاکنون برای تمرکز بر مسائل مهم جهانی و بین‌المللی مورد توجه قرار داشته است اما تمرکز بر موضوعی به صورت ماهانه و به عبارت دیگر ۱۲ بار در طول یک سال در حوزه حقوق بین‌الملل بشر اقدامی بی سابقه به شمار می‌رود و قطعا در جهت پیشبرد اهداف مد نظر نهاد‌های بین‌المللی؛ به ویژه ارکان سازمان ملل متحد در رابطه با حمایت از حقوق زنان و دختران و مقابله با خشونت علیه ایشان واجد تاثیر بسزایی خواهد بود و البته دغدغه‌ی مهم در این زمینه آن است که علی رغم عدم حصول وفاق کامل میان اعضای جامعه‌ی بین‌المللی بر محتوای مد نظر نهاد‌های بین‌المللی؛ از جمله نهاد زنان ملل متحد در رابطه با مسائل زنان اهتمام عملی قابل توجهی بر اجرای راهبرد‌های پیشنهادی آنها در دستور کار قرار دارد و این روند در حال تسریع نیز است. هموطنان می‌توانند در صورت مشاهده هرنوع خشونت علیه زنان و همسر آزاری با شماره ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس حاصل بفرمایند.

 

یادداشتی بر درگذشت فیدل کاسترو رهبر مردم کوبا فیدل دل از دنیا برید

یادداشتی بر درگذشت فیدل کاسترو رهبر مردم کوبا

فیدل دل از دنیا برید

خبر کوتاه بود و موجز، فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا در سن ۹۰ سالگی در گذشت. ادامه‌ی خبر اما بیشتر قابل توجه بود ”مردم در هاوانا مشغول عزاداری برای رهبر فقید کوبا هستند و هم‌زمان کوبائیان ساکن میامی به خیابان‌ها آمده‌اند برای جشن و پایکوبی که دشمن‌شان چشم از جهان فروبست.” به قول معروف “دیدم که بر مجسمه‌ات سنگ می‌زنند/ بنشین و بر خرابی عالم نگاه کن.

پیرامون کاسترو و انقلاب کوبا حرف و حدیث فراوان است اما در این میان باید بتوانیم حقایق تاریخی را از افسانه سرایی‌ها تفکیک کنیم. کاسترو نه شهید راه خلق‌های مظلوم آمریکای لاتین است و نه دژخیمان و دیکتاتوری به جامانده از دوران اتحاد جماهیر شوروی، کاسترو به تمام معنی یک انسان و انقلابی مدرن است، همین امروز پس از خواندن خبر درگذشت کاسترو در سایت NPR مطلبی را درباره‌ی او خواندم که حاوی نقل قول تامل برانگیزی بود،”اگر کاسترو در سال‌های ۱۹۸۵ مرده بود هم به عنوان یک شخصیت بین‌المللی تاثیر بیشتری داشت و هم میراث گران‌بار‌تری از خود به جای گذاشته بود.” این جمله را خورخه دومینگوئز از دانشگاه هاروارد گفته است اما چرا رادیوی ملی آمریکا باید از چنین جملاتی استفاده کند؟ چرا سرمایه‌داری به دنبال بسط این نگاه ایدئالیستی به انقلاب و انقلابی‌گری است؟ پیامی که من از این شادمانی بورژوازی در مرگ کاسترو دریافت می‌کنم همان است که از اسطوره سازی ایشان از «چه‌گوارا» دریافت کردم، مساله این نیست که زندگی انقلابی شما چگونه می‌گذرد و اینکه حتی می‌توانید انقلابی را با دوجین رفیق آغاز کنید، مساله این‌جاست که حتی اگر «چه‌گوارا» باشید روزی به دست مامورین سیا و دیکتاتور دست‌نشانده‌ی ایشان کشته خواهید شد. این تصویری است که نظام سرمایه به دنبال آن است و شاید به همین دلیل است که ما امروز چه گوارا را می‌شناسیم اما اسم “معاون فرمانده مارکوس” حتی به گوشمان هم نخورده است چرا که او هنوز زنده‌است و برای آزادی چیاپاس می‌جنگد.* صد البته که ۹۰ سال طول عمر مناسبی برای یک انقلابی نیست و هیچ‌کس نمی‌گوید چرا بانوی آهنین آنقدر عمر کرد تا مشاعرش را از دست داد و یا اگر زودتر می‌مرد میراث بهتری به جای می‌گذاشت و یا  حداقل در انگلستان مردم آهنگ “بر گور تو خواهم رقصید” را در سراسر کشور همزمان با تشییع جنازه‌اش نمی‌خواندند. باید با نگاهی انسانی به قضاوت انسان‌ها نشست، کاسترو فرشته و یا پیامبری قدیس نبود او انسانی بود با تمام خوبی‌ها و بدی‌های انسان‌ها چطور می‌توانیم از ماهی توقع کوهنوردی داشته باشیم؟ اگر «چه‌گوارا» را نمونه‌ی یک اسطوره‌ی اصیل انقلابی بگیریم که تا آخرین گلوله جنگید و هیچ‌وقت شیفته‌ی قدرت نشد و به راحتی دست از وزارت و ریاست بانک مرکزی و غیره شست و باز به میدان جنگ علیه دیکتاتوری برگشت، کاسترو نماد یک انقلابی مدرن است او تماما انسان است نه اسطوره. وی به عهد و پیمانش وفادار می‌ماند و آموزش در کوبا را رایگان می‌کند و هم اکنون یکی از موفق‌ترین سیستم‌های آموزشی و مبارزه با بی‌سوادی را کوبا دارد که دیگر کشورهای آمریکای لاتین هم خواهان گرته برداری از مدل کوبا هستند و همین‌طور در زمینه بهداشت و درمان کار را به جایی رساند که نه تنها کلیه‌ی خدمات درمانی برای شهروندان کوبا رایگان است، بلکه با نگاهی به فیلم سیکو ساخته‌ی مایکل مور می‌بینیم که چطور افرادی که در یازده سپتامبر دچار مشکلات تنفسی و غیره شده‌اند در آمریکا توان پرداخت هزینه‌های درمانی را ندارند و به کوبا می‌آیند تا از خدمات رایگان درمانی این شیطان همسایه استفاده کنند و چطور اشک ناباوری می‌ریزند وقتی با این حقیقت مواجه می‌شوند که عمری سوژه‌ی پروپاگاندای عموسام بوده‌اند. در عین حال نظام کوبا یک رژیم تک حزبی‌است و همه‌ی ما می‌دانیم تک حزبی به چه معنی‌است! هرچند کاسترو بارها توضیحاتی ارائه کرده‌است که چرا احزاب دیگری در کشورش فعالیت نمی‌کنند اما کماکان پس‌آیند تک حزبی بودن توتالیتاریسم است هرچند رفیق کاسترو توجیهاتی داشته باشد. از زمان کناره‌گیری کاسترو سرمایه‌داری اندکی امیدوارتر شده‌است،‌ چرا که رائول کاسترو نگاه خوشبینانه‌ای به مدل شکست‌خورده‌ی چینی دارد، فرد وستون نظریه‌پرداز و محقق معتقد است که:  “مطابق با برخی از گزارشات، رائول کاسترو به نظر یکی از تحسین کنندگان مدل چینی می رسد. بی شک او به خاطر نیاز به توسعه ی اقتصاد کوبا (به این سو) کشیده شده است. کشور دهه ها تحریم به دست امپریالیسم آمریکا را تحمّل کرده و از زمان فروپاشی شوروی به طرز وحشتناکی آسیب دیده است. امّا باید به او هشدار داد که: رژیم چین با ایده ی ورزیدن اقتصاد با انگیزه ی رشد آغاز به کار کرد و اکنون با شیوه ی تولید سرمایه داری که بر تمام اقتصاد چین سیطره دارد کار را به اتمام رسانده! با این [وضعیّت] بسیاری از اهداف انقلاب چین از دست رفته است.‌ مشکلاتی که کوبا با آن مواجه شده است قرار نیست که در حیطه ی مالکیّت بر ابزار تولید یافت شود. مشکلات در انزوای انقلاب یک کشور قرار دارد. سوسیالیسم در یک کشور ممکن نیست. اگر (سوسیالیسم) در شوروی نیرومند ممکن نبود پس چگونه می تواند در کوبای کوچک وجود داشته باشد؟ به خاطر انزوا،انقلاب کوبا مجبور شد بر روسیه ی استالینیستی تکیه کند و این امر گرایشات بوروکراتیک را بالا برد. نتیجتاً، پاسخ در مدل چینی نیست. پاسخ در گسترش انقلاب در مابقی آمریکای لاتین و فراسوی آن است.“

اما از کاسترو فاصله نگیریم او نماد یک انقلابی مدرن است از آنجا که ابرقهرمان نیست، تلاشش را در راه عقیده می‌کند اما دل‌کندن از قدرت هم برایش آسان نیست، برای استقرار انقلاب و براندازی دیکتاتوری باتیستا می‌جنگد اما خودش به بهانه‌ی (هرچند صحیح) تهدید دائمی از سمت آمریکا و سرمایه‌داری نظام را تک حزبی می‌کند، صنایع را ملی می‌کند و به عوام مردم عزت، احترام، شغل، آموزش و بهداشت می‌دهد اما زمانی که تصمیم به بازنشستگی می‌گیرد برادرش رائول که دبیر کل حزب کمونیست است جانشین وی می‌شود (هرچند رائول همرزم او و «چه‌گوارا» بود اما این معامله بیشتر بوی موروثی بودن می‌دهد تا قانون ریاست دبیرکل حزب بر کل قوای کشوری). از متد کاسترو درزمینه انقلاب هم همین کافی‌است که: “بنا بر متد کاستروئیسم، پیشاهنگان انقلابی، به جای آن که در انتظار پیدایش شرایط «عینی» مارکسیستی و شرایط «ذهنی» لنینیستی برای یک انقلاب کامل عیار بنشینند باید این شرایط را با آغاز جنبش چریکی از مناطقی روستایی و کوهستانی که خارج از چتر امنیتی رژیم حاکم است به وجود آورند. به عبارت دیگر، کاستروئیسم نیز مانند لنینیسم و مائوئیسم، روش یک انقلاب پیروزمند در یک کشور را به عنوان مدل برای کشورهای دیگر عرضه می کند. با این مدل، هم کاسترو و هم چه گوارا، اندیشه های مارکسیستی و لنینیستی درباره مراحل انقلاب را که تحول طبقاتی تعیین کننده آن است، کنار می گذارند”. که صد البته آزموده را آزمودن خطاست و تجربه‌ی جنبش چریکی در ایران نشان‌داد که جمله‌ی معروف «چه‌گوارا»:  “برای انقلاب نباید منتظر زمان مناسب شد بلکه شروع مبارزه‌ی مسلحانه خودش زمان مناسب را پیش می‌آورد.” جمله‌ای زیبا اما رمانتیک است و به قول معروف: تغییری که از در آگاهی وارد نشود از پنجره‌ی جهل خارج می‌شود. [و این گروه ها با اشتباهات فاحش خود هرگز در بین مردم ایران جایگاهی نیافتند]

همان طور که کاسترو گفت: تاریخ همه‌ی ما را قضاوت خواهد کرد. اما به نظر نگارنده دنیا با وجود امثال کاسترو جای بهتری است به امید روزی که قهرمانان ما چهره‌ای زمینی و انسانی‌تر داشته باشند کاستروئی تر نه «چه‌گوارا»ئیزه شده.

* رجوع شود به جنبش زاپاتیست‌ها

 

به مناسبت مرگ رکورد دار طولانی ترین سخنرانی های جهان یک ندا در میان پانصد هزار خاموش

به مناسبت مرگ رکورد دار طولانی ترین سخنرانی های جهان

یک ندا در میان پانصد هزار خاموش

فــیـــــدل کاسترو از جمله فرمانروایان معاصر است که پنجاه سال قدرت مطلقه کوبا بود. جالب است که ناصرالدین شاه قاجار هم پنجاه سال حکومت کرد. اما کاسترو در طول این پنجاه سال نه «قبله عالم» شد، نه «سلطان صاحب قران» و نه فلان و فلان. فیدل تا پایان عمرش فیدل باقی ماند.

جهان معاصر او را با ریش و سبیل بلند، لباس نظامی و سخنرانی های طولانی می شناسد. مردی که با تمام قوا در برابر آمریکا ایستاد و آن قدر در قدرت باقی ماند که مادلین آلبرایت- وزیر خارجه ایالات متحده- آرزوی مرگ او را کرد. 

دیروز پرونده زندگی کاسترو بسته شد. مردی که طرفداران و مخالفان سرسختی در سراسر جهان داشت. عده ای او را یک مبارز می دانند و عده ای دیگر یک دیکتاتور تمام عیار! عده ای هم او را آمیزه ای از هر دو صفت می دانند.

ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیس، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس فرانسوی در سفری که در سال 1960 – مقارن با پیروزی یاران انقلابی کاسترو به کوبا داشته سفرنامه ای می نگارد که قابل اعتنا به هست. این سفرنامه«جنگ شکر در کوبا» نام دارد.  سارتر می نویسد:«کاسترو روزی به من گفت: سرشت من انقلابی است… من هیچ گاه آدم لاابالی نبوده ام. مشت را با مشت جواب می دادم تا جایی که از دبیرستان بیرونم کردند.»

سارتر سپس به شرح بخش هایی از زندگی رهبر انقلاب کوبا می پردازد:«[او] پسر نجیب زاده ای [است] که در سانتیاگو شاگرد مدرسه شبانه روزی است. دوره تعطیل را در املاک پدر واقع در اوریانت می گذراند. برادر مهتر، آماده زندگی می شود و بی میل نیست که زندگی پدر خود را از سر گیرد. ولی چه فیدل و چه برادر کهترش رائول، هیچ نمی دانند به چه کار به این دنیا آمده اند؟»

فیدل امیدوار است از راه آگاهی و معرفت خود را از سرگردانی به درآرد. دانش روشنایی های خود را به او سپارد تا خویشتن را باز شناسد تا از شور مبهمی که دارد خفه اش می کند، آن عقده زهرچکانی که در جانش خانه کرده، آسوده گردد و…

خدا؛ در قانون اساسی

از همان روزهای نخست به نام خدا برخورد کرده اند:«در واقع دیباچه قانون اساسی که از سال 1940 رسمی شده بود به نام خدا آغاز می شد. وزیران می خواهند آن را حذف کنند. همین که کاسترو خبردار شد سخت برآشفته است: عقیده اعضای دولت هر چه باشد نمی توانند این نام مقدس را که بیست سال تمام سرآغاز سندی است که همه خوانده بودند دست بزند… نام خدا به قانون اساسی آمیخته بود. گذاشتنش کسی را مسیحی نمی کرد اما برداشتنش به منزله اعلام خداناشناسی بود.»(جنگ شکر در کوبا: ص99)

انقلاب کودکان 

یکی از ویژگی های انقلاب کوبا آن است که جوانان همه کاره آن بودند. آن ها نسبت به بزرگ ترهای خود بی اعتماد بودند. سارتر می نویسد:«بزرگ ترین بدنامی انقلاب کوبا آن نیست که از صاحبان کشتزارها سلب دارایی کرده است؛ بلکه این است که چرا زمام امور به دست کودکان سپرده شده است… 

دست پیران از کار کوتاه! راستی هم من در گردش سراسر جزیره [کوبا] یک پیر مرد هم بر سر کار ندیدم… وزیر راه که باریک و بور و بدون ریش است و از زمره خردسالان انقلاب هم نیست. بیست و نه سال دارد. میانگین سال زمامداران کوبا بیش از این نیست… گوارا، رائول و کاسترو بایستی 30 سال داشته باشند. 

سربازان جوان که در کار زیرزمینی دست داشتند، گاه برادران جوان تر و یا خواهران جوان تر خود را از نقشه های خود آگاه می کردند. اما هرگز با نسل بزرگ تر رازی را در میان نمی گذاشتند… سالمندان شایسته اعتماد نیستند.(ص147)

ارتش یاغی

حکومت دیکتاتوری کوبا قبل از روی کار آمدن کاسترو؛ طرفداران او را «یاغی» می نامید. اما مبارزان، از این صفت بدشان نمی آمد و نام یاغی را هم چنان برای خود حفظ کرده بودند. سارتر می نویسد:«روزی در اتومبیل با راننده که سرباز بسیار جوانی بود حرف می زدم. اشتباه کردم و از او درباره سربازان پرسیدم. او با خوشرویی و تندی همه سوالاتم را جواب داد جز همین یکی! از آن ناراحت شد و با اندکی بی اعتمادی نگاهم کرد… گفت:«پیش ما دیگر کلمه سرباز معنایی ندارد… همین طور کلمه ارتش… هر گاه منظور نظامیان ما باشد باید بگویید«ارتش یاغی» در مورد کسانی نیز که این ارتش را تشکیل می دهند کلمه یاغی کفایت می کند.»(ص179)

شناخت فیدل آسان نیست

شخصیت پیچیده کاسترو حتی ژان پل سارتر را به حیرت واداشته است. سارتر در سفرنامه خود آورده است:«کاسترو مردی نیست که شناختش آسان باشد. در غالب کشورها برای کنار آمدن با یک وزیر، مختصر روشنایی و برخوردی کفایت می کند. قدرت؛ کارها را آسان می کند. اما برای شناخت فیدل به نظر من باید فتیله اش را تا آخر بالا کشید. آن وقت است که چیزهای تازه روشن می گردد. 

آن گاه به تعریف خاطره ای می پردازد که کاسترو در حال سخنرانی برای ده هزار کودک در یک ورزشگاه بود. یک کودک به کاسترو می گوید:«فیدل، بیا به ده!» کاسترو می گوید که مگر در آن جا کارها رو به راه نیست؟ کودک جواب می دهد:«فیدل، کارها خوب است؛ اما دل مان می خواهد که تو پیش ما بیایی.» کاسترو قول داد که روزی به ده آن ها برود. این یک وعده پوچ نبود. کجا هست که او سر نزند؟ کجا هست که او نرفته باشد؟ آن وقت بچه را زمین گذاشت.(ص101)

سکوت تحمیلی

کاسترو؛ استاد سخنرانی و برای سال ها روکوردار نطق های طولانی بود. مردم کوبا سخنرانی های طولانی را دوست دارند. سارتر به یکی از نطق های کاسترو اشاره می کند و می نویسد:«کاسترو در طول مدت چهارساعتی که صحبت کرد، جز به اصل مطلب نپرداخت. سپس سکوت کرد. سکوتی که او به اراده خود بر ملت تحمیل کرده بود. شهامت باورنکردنی او در پیکارجویی، در کلمات و در نظرها به جای ماند و در صدایش طنین انداخت. تصور می کنم از همین رو مرا هم گرفت. چنان چه آن پایمردی ددمنشانه و آن کینه جویی ترس آور به مطبوعات راه می یافت، سخت در چشم خواننده می زد. سخنان او هم چون راه پیمایی بزرگی بود بر خلاف باد…(ص253)

 

توسعه و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌ها در طول چهار سال توسط شهرداری بم

توسعه و ساماندهی

 پارک‌ها و بوستان‌ها 

در طول چهار سال توسط شهرداری بم

مهندس ریاضی شهردار بم گفت: «در راستای اهداف فرهنگی در طول چهار سال شهرداری بم به احداث و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌های زیادی اقدام نموده که می‌تواند تأثیرات فرهنگی و رفاهی مثبتی در محل موردنظر احداث پارک‌ها و بوستان‌ها داشته باشد.» وی افزود: «هدف از احداث پارک‌ها و بوستان‌ها ضمن ایجاد روحیه نشاط و شادابی، این است که شهروندان بمی بتوانند در نزدیک‌ترین محل زندگی خود از این امکانات بهره‌مند شوند.» شهردار بم عنوان کرد: «در کنار احداث پارک‌ها و بوستان‌ها به ساماندهی و توسعه بعضی پارک‌ها هم اقدام نموده‌ایم که می‌توان به مهم‌ترین آن‌ها پارک 22بهمن، پارک امام‌زاده زید، پارک شورا و دوست دار کودک اشاره کرد. همچنین در پارک 22 بهمن به همه مسائل رفاهی، فرهنگی و مذهبی توجه ویژه شده است که در حال حاضر استقبال بی‌نظیر مردم از پارک 22 بهمن نشانگر رضایت مطلوب آن‌ها از اقدامات انجام‌شده در این پارک می‌باشد سعی داریم در آینده‌ای نزدیک این پارک را به یکی از زیباترین پارک‌های استان کرمان تبدیل کنیم.» مهندس ریاضی یکی از دلایل مورد اهمیت در توسعه و ساماندهی پارک ارگ قدیم به سبک معماری سنتی که در کنار بزرگ‌ترین بنای خشت و گلی جهان{ارگ قدیم} قرار دارد ورود گردشگران داخلی و خارجی به شهر بم دانست و افزود: «اقدامات صورت گرفته در این پارک از نیازهای مبرم شهر در جذب گردشگران است. همچنین با توجه به حجم زیاد مسافران نوروزی در ایام تعطیلات عید به شهر بم و بازدید از ارگ قدیم می‌توانند از این پارک استفاده مطلوب داشته باشند.» وی اظهار داشت: «در حال حاضر شهرداری اقدام به احداث پارک‌های بسطامی، نارنجستان و بانوان کرده است که وجود پارک بسطامی و نارنجستان در حاشیه بلوار خلیج‌فارس می‌تواند بر اهمیت فرهنگی و زیبایی شهر بم بیفزاید.» 

شهردار بم اقدامات، احداث، توسعه و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌ها را این‌گونه عنوان کرد: 

توسعه و سامان‌دهی پارک 22بهمن

افزایش سطح چمن و فضای سبز، زیباسازی محیط پارک با اجرای نقاشی، نصب المان و ساخت آلاچیق، نصب تلویزیون شهری، نصب آب‌نمای موزیکال و ساخت مسجد، ساخت پلاتو جهت تمرین و نمایش تئاتر، فراهم کردن امکانات تفریحی با همکاری بخش خصوصی، افزایش روشنایی،تعویض کله چراغ‌ها و ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ‌های روشنایی

سامان‌دهی پارک شورا 

ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ روشنایی، تعویض کابل‌های فرسوده، نصب علامت خطر در مسیر کابل‌های برق

 سامان‌دهی پارک امام‌زاده زید

ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ‌های روشنایی، تعویض پایه چراغ، تعویض کابل‌های فرسوده، تعویض کله چراغ‌های فرسوده 

 سامان‌دهی و توسعه پارک افلاطونیان و پارک ایستگاه کرمان و بوستان‌های اطراف میدان مهدویت (ایستگاه نرماشیر)

ساماندهی بوستان جنب ایستگاه آتش‌نشانی شماره 2 

احداث پارک‌ها و بوستان‌های سطح شهر بم واقع در خیابان‌ها و بلوارها به شرح ذیل: 

 بلوار شهید محمدآبادی جنب حوزه علمیه، خیابان چمران، خیابان سید طاهرالدین، خیابان ولی‌عصر، خیابان مصطفی خمینی، خیابان مولوی، خیابان کشاورز، بلوار حوزه و دانشگاه، خیابان ایثارگران، خیابان المهدی، خیابان جانبازان، کوچه صاحب‌الزمان 7، بوستان امیرکبیر، بوستان شهرک امام خمینی، پارک مرصاد

پارک‌های در حال احداث: 

پارک بسطامی، پارک نارنجستان، پارک بانوان، بوستان گلچین واقع در خیابان بوعلی کوچه بهداشت مسلم نیا.

مهندس ریاضی خاطرنشان کرد: « ساماندهی پارک دوست دار کودک در راستای اهداف فرهنگی کودکان و نوجوانان و توسعه و ساماندهی ارگ قدیم و دیگر پارک‌ها و بوستان‌ها ادامه دارد که متعاقباً اعلام می‌گردد.»

قاتل خاموش جان گرفت مرگ کودک 3 ساله و بستری شدن کودک 8 ساله

قاتل خاموش جان گرفت 

مرگ کودک 3 ساله و بستری شدن کودک 8 ساله

زهرا بیرامی نیا

در احمدآباد بردسیر خانواده‌ای چهار نفره دچار گازگرفتگی شدند. متأسفانه کودک سه‌ساله خانواده جان باخت و سه تن دیگر در بیمارستان بستری هستند.

سه‌شنبه دوم آذرماه، با کاهش ناگهانی دما در استان و بخصوص مناطق سردسیر، خانواده‌ها بیش‌ازپیش به وسایل گرمایشی روی آوردند. خانواده‌ای در احمدآباد بردسیر در آن شب سرد پاییزی کنار بخاری گازی‌شان آرمیده بودند. شب قبل زن به خواهرش که در همسایگی او زندگی می‌کند از سردرد و حالت تهوع شکایت می‌کند. حوالی ظهر چهارشنبه خواهر متوجه می‌شود سروصدایی از خانه کناری نمی‌آید. یادش از کسالت خواهر میفتد.کسی زنگ خانه را پاسخ نمی‌دهد. با غیرعادی تلقی کردن این موضوع کودکی را بالای دیوار می‌فرستد تا درب را بگشاید، چهار عضو خانواده در حالتی شبیه به خواب، اما در حقیقت نیمه هشیار به سر می‌برند. نیروهای امدادی کم‌وبیش به محل حادثه می‌آیند. دکتر حسنی صفات رئیس بیمارستان بردسیر توضیح می‌دهد: «میزان گاز مونوکسید تنفس شده توسط مصدومان مشخص نیست. کسی نمی‌داند چند ساعت در معرض تنفس گاز بوده‌اند. آسیب جدی به مغز و سطح هشیاری افراد واردشده که به‌سادگی قابل جبران نیست. متأسفانه کودک سه‌ساله خانواده در این حادثه جان می‌سپارد. مسئولان بیمارستان اعلام می‌کنند که مراقبت‌های ویژه را برای این بیماران انجام داده،  در حال حاضر والدین را به بیمارستان افضلی پور کرمان منتقل کرده و به‌محض فراهم شدن تخت خالی برای کودک ۱۲ ساله او را نیز انتقال خواهند داد. 

در تماس خبرنگار «کرمان نو» با رییس مرکز فوریت‌های پزشکی وضعیت این خانواده مثل چند روز گذشته بیان شد که همچنان به دستگاه متصل هستند. خطر مرگ آن‌ها را تهدید نمی‌کند. دکتر صابری در پاسخ به این سؤال که آیا آسیب جدی به آن‌ها واردشده؟ گفت: «طی یکی دو روز آینده که از دستگاه جدا شوند و تنفس معمولی داشته باشند وضعیت جسمی آن‌ها اعلام خواهد شد.» گاز مونوکسید کربن گازی بدون رنگ و بو است. 

عمده‌ترین منبع تولید این گاز سوختن ناقص نفت و گاز است ولی اصولاً در اثر احتراق هر نوع ماده سوختنی خصوصاً در محیط‌های دربسته و فاقد اکسیژن ممکن است تولید شود. استفاده از آبگرمکن یا بخاری‌های مستعمل یا دارای نقص فنی و فاقد دودکش یا دارای دودکش بدون عملکرد مناسب در منزل بیشترین موارد ابتلا به مسمومیت را تشکیل می‌دهند. ازآنجاکه تمایل این گاز برای ترکیب با هموگلوبین خون ما ۲۵۰ برابر بیش از اکسیژن است لذا با بالا رفتن درصد آن در هوای اتاق، به‌سرعت باعث ایجاد مسمومیت خواهد شد و اکسیژن‌رسانی به بافت‌های مختلف بدن ازجمله مغز و قلب را دچار اختلال می‌کند که به علت بی‌رنگ و بی‌بو بودن این گاز، ممکن است وجود آن در محیط تا زمان ایجاد علائم مسمومیت شدید موردتوجه واقع نشود. علائم مسمومیت حاد با این گاز شامل سردرد، سرگیجه، تهوع و استفراغ و احتمالاً درد شکمی و سپس حالت بیهوشی، تشنج و اغما است. 

در بیماران مبتلا به ناراحتی‌های قلبی ممکن است تشدید بیماری یک علامت هشداردهنده باشد. از سایر علائم مسمومیت می‌توان به سفتی عضلات، افزایش تعداد تنفس، کاهش فشارخون و گاه تنگی مردمک‌ها اشاره کرد. اگر فردی در اثر ابتلا به مسمومیت با گاز مونوکسید کربن جان خود را از دست ندهد ممکن است دچار نواقص عصبی و روانی پیشرفته نظیر فلج عضوی یا اختلال قوای مغز می‌شود. مسمومیت شدید با این گاز می‌تواند کشنده باشد.

 

از کرمان چه خبر

  لزوم اتصال راه آهن کرمان به جیرفت و هرمزگان

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان گفت: «31 سکونتگاه غیررسمی در 4 شهر کرمان، جیرفت، سیرجان و رفسنجان وجود دارد که 33 هزار نفر جمعیت دارند.» به گزارش خبرگزاری فارس محمدمهدی بلوردی در ستاد استانی بازآفرینی شهری با حضور ایزدی معاون وزیر راه و شهرسازی در محل سالن پیامبر اعظم(ص) استانداری اظهار داشت: «بافت فرسوده کرمان بیش از 5 هزار متر مربع است که رتبه سوم را از نظر مساحت در سطح کشور داریم.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان با بیان اینکه این استان دارای 23 شهرستان و 71 شهر است که 41 شهر دارای بافت فرسوده هستند، ادامه داد: «31 سکونتگاه غیررسمی در چهار شهر کرمان، جیرفت، سیرجان و رفسنجان وجود دارد که 33 هزار نفر جمعیت دارند.» بلوردی اضافه کرد: «مطالعات بافت فرسوده 41 شهر کرمان انجام شده است و 15 محله و سکونتگاه غیررسمی بر اساس اولویت به عنوان محلات هدف انتخاب شده‌اند.» وی ابراز داشت: «شهرداری‌ها و ادارات دولتی در بافت‌های فرسوده و محلات هدف استان کرمان پروژه‌هایی را اجرا کرده‌اند.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان تصریح کرد: «مبارزه با حاشیه‌نشینی، ایجاد کمربند سبز و اجرای طرح توانمندسازی مردم قلعه‌گنج از دیگر اقدامات صورت گرفته است.» بلوردی افزود: «سرمایه‌گذارانی داریم که می‌خواهند اقدامات خیرخواهانه را در سکونتگاه‌های غیررسمی انجام دهند، اما نمی‌توانیم زمین رایگان به خیران و سرمایه‌گذاران بدهیم به همین دلیل به دنبال مصوبه‌ای برای اختصاص زمین رایگان به پروژه‌های خیرخواهانه هستیم.» وی یادآور شد: «اتصال راه‌آهن کرمان به جیرفت و استان هرمزگان برای تکمیل شبکه ریلی استان و بسترسازی تولیدات معدنی و صنعتی با توجه به ظرفیت‌های موجود مدنظر وزارت راه و شهرسازی قرار گیرد.» بلوردی همچنین خواستار اختصاص اعتبار به منظور طرح مرمت و احیای بازارها و کاروانسراهای تاریخی و اصلاح شبکه آب و برق و زیرساخت‌های بافت فرسوده استان کرمان شد.

  پنج خانوار عشایر گرفتار در برف در جیرفت نجات یافتند

ایرنا نوشت: فرماندار جیرفت گفت: «پنج خانوار در منطقه عشایری بخش ساردوئیه این شهرستان که در محاصره برف قرار گرفته بودند، توسط نیروهای هلال احمر و بخشداری ساردوئیه نجات یافتند.» احمد امینی روش شامگاه پنجشنبه افزود: «در پی اطلاع از گرفتاری پنج خانوار عشایری در برف کار امداد رسانی به این خانواده ها با همکاری اعضای ستاد مدیریت بحران در ساردوئیه آغاز شد.» وی گفت: «بخشدار و نیروهای هلال احمر بخش ساردوئیه بلافاصله به منطقه غریب شاهی اعزام شدند و خانوارها و احشام از ارتفاعات منطقه خارج و به مکان امن انتقال داده شدند.» وی خاطرنشان کرد: «اقدام به موقع بخشدار و نیروهای هلال احمر بخش ساردوئیه از قرار گرفتن این خانواده ها در سرمای شب جلوگیری کرد و موجب نجات جان آنها شد.» فرماندار جیرفت افزود: «کوچ دیرهنگام عشایر و سرمای غیرمنتظره علت گیر افتادن این خانواده های عشایری در منطقه بوده است.» وی بیان کرد: «تخریب راه های عشایری در زمان بارندگی سبب می شود، عشایر هنگام کوچ با مشکل تردد روبرو شوند که پیگیر اختصاص اعتبار برای بازگشایی راه های عشایری و سهولت رفت و آمد آنها هستیم.» امینی روش گفت: «ستاد مدیریت بحران شهرستان جیرفت آماده باش است تا در صورت بروز هر گونه مشکل بلافاصله اقدام کند.» وی با اشاره به کاهش دما در منطقه افزود: «گلخانه داران با تجهیز و آماده سازی وسایل گرمایشی از خسارت سرمازدگی محصولات کشاورزی جلوگیری کنند.» وی خاطرنشان کرد: «مسافرانی که قصد عبور از محورهای بخش ساردوئیه و جبالبارز جیرفت را دارند تجهیزات خودروی خود را کنترل کنند تا دچار مشکل نشوند.»

  وقوع 2 تصادف فوتی در راه های استان کرمان

جانشین پلیس راه استان کرمان گفت: «در پی بارش های اخیر طی شبانه روز گذشته 2 فقره حادثه رانندگی منجر به فوت در راه های استان روی داد.» به گزارش ایرنا سرهنگ علی رضایی افزود: «در پی برخورد یک دستگاه خودروی سواری با یک کشنده، سرنشین خودروی سواری کشته شد.» وی اظهار کرد: «همچنین بر اثر واژگونی یک دستگاه خودروی سمند راننده و سرنشین خودرو جان خود را از دست دادند.» وی با اشاره به اینکه تمامی جاده های استان کرمان باز است گفت: «به دلیل یخ زدگی ناشی از بارش برف تردد در برخی محورها با کندی انجام شد.»

  سکونت 30 درصد شهرنشینان در محلات ناامن

فارس نوشت: معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: «30 درصد جمعیت شهری در محدوده‌هایی زندگی می‌کنند که از ایمنی لازم برخوردار نیستند.» محمد سعید ایزدی در ستاد استانی بازآفرینی شهری در سالن پیامبر اعظم (ص) استانداری کرمان اظهار کرد: «شهرهای کشور از معضل کیفیت پایین زندگی رنج می‌برند.» وی با اشاره به اینکه 544 شهر در کشور شناسایی شده است، اضافه کرد: «30 درصد مساحت شهرها فرسوده است و 30 درصد جمعیت شهری در محدوده‌هایی زندگی می‌کنند که از ایمنی و امنیت لازم برخوردار نیستند.» معاون وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: «در شهر کرمان بیش از 817 هکتار سکونتگاه غیررسمی وجود دارد و اقداماتی با توجه به حجم ناکارآمدی در محلات مختلف در دست اجراست.» ایزدی اضافه کرد: «ابعاد زیست محیطی، اجتماعی، زیرساختی و اقتصادی محلات فرسوده باید مورد توجه قرار گیرد تا در برنامه‌ها به موفقیت دست یابیم.» وی تصریح کرد: «مقام معظم رهبری بر این نکته تاکید دارند که آسیب‌های اجتماعی در بافت‌های ناکارآمد کاهش یابد و دستگاه‌های اجرایی موظفند در این راستا گام بردارند.» معاون وزیر راه و شهرسازی خاطرنشان کرد: «آنچه در سند ملی پیش‌روی خود گذاشته‌ایم این است که بتوانیم سطح زندگی محلات را به سطح متوسط شهری برسانیم.»

 ایزدی یادآور شد: «تلاش کردیم تا تسهیلاتی برای خرید مسکن در اختیار مردم بافت‌های فرسوده قرار داده شود.» وی از ارائه وام قرض‌الحسنه مقاوم‌سازی در بافت‌های فرسوده خبر داد و خاطرنشان کرد: «تسهیلات بانکی، ردیف‌های دولتی و استفاده از منابع سایر دستگاه‌ها و بخش خصوصی مورد توجه است.» ایزدی خاطرنشان کرد: «حضور بخش خصوصی در بافت‌های فرسوده به ابزار تشویقی نیاز دارد و زمینه برای حضور خیران در بافت فرسوده نیز فراهم شده است.» 

  هوا گرم می شود

براساس پیش بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان، از امروز هوای استان نسبت به روزهای گذشته گرم تر می شود. امروز حداقل دمای هوا منفی 4 و حداکثر دما 8 درجه خواهد بود. فردا دمای هوا بین منفی یک و 10 درجه می شود. این در حالی است که روز گذشته دمای کرمان بین منفی 6 تا سه درجه متغیر بود. همچنین پیش بینی می شود هوای امروز نیمه ابری و فردا آفتابی باشد.

 

محمود صادقی خطاب به رییس قوه قضاییه: ایجاد شفافیت پیش نیاز مبارزه با فساد است

محمود صادقی خطاب به 

رییس قوه قضاییه:

ایجاد شفافیت پیش نیاز مبارزه با فساد است

ایسنا نوشت: محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس طی نامه‌ای به رییس قوه قضاییه از وی برای شفاف‌سازی و مبارزه با فساد دعوت کرده است.

در بخشی از این نامه آمده: «چنانکه استحضار دارید، پیرو گزارش وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی درباره افتتاح حساب‌های سپرده بانکی در قوه قضاییه شایعات گسترده‌ای در رسانه‌ها و پرسش‌ها و ابهاماتی را در افواه و افکار عمومی موجب شد و توضیحات بعدی وزیر نیز نتوانست ابهامات را مرتفع سازد. اینجانب در مقام ایفای وظیفه نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و بموجب حقوق مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی،از جمله اصل ۸۴ قانون اساسی که مقرر می‌دارد: «هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید» و اصل ۸۸ قانون اساسی که بموجب آن هریک از نمایندگان حق دارند از وزیران مسئول در باره وظایف آنان سؤال کنند و با عنایت به اصل ۵۳ قانون اساسی دائر بر لزوم تمرکز کلیه دریافت‌های دولت در حساب‌های خزانه‌داری کل و انجام همه پرداخت‌ها در حدود اعتبارات مصوب بموجب قانون و ماده ۳ قانون وصول و مصرف برخی درآمدهای دولت و مصرف آن در برخی موارد خاص، ناظر بر لزوم واریز همه درآمدهای عمومی کشور ازجمله دریافتی‌های قوه قضائیه به حساب خزانه‌داری کل، جهت رفع ابهامات موجود درباره این حساب‌ها و اطلاع از حدود قانونی و موازین شرعی مورد استناد وزیرمحترم اقتصاد از ایشان سؤال کردم و ضمن رعایت آداب و شئون اخلاقی،محترمانه از حضرتعالی نیز درخواست کردم جهت شفاف‌سازی و تنویر افکارعمومی و جلوگیری از اشاعه شایعات و سوء استفاده رسانه‌های بیگانه گزارشی از این حساب‌ها به مجلس شورای اسلامی ارائه بفرمایید. با کمال شگفتی سخنرانی حضرتعالی در همایش فرماندهان بسیج دستگاه قضایی نشان می‌دهد ظاهرا متن اظهارات اینجانب را ملاحظه نفرموده‌اید؛ اگر به متن تذکر ۲ دقیقه­‌ای اینجانب، مراجعه بفرمایید ملاحظه خواهید فرمود که اظهارات اینجانب صرفا جنبه پرسشی و انشایی داشته و متضمن هیچ خبر و قضاوت یا تهمت و اهانتی نیست و در آن به هیچ عدد و رقمی اشاره نشده است. حضرتعالی عهده‌دار ریاست عالیه قوه‌ای هستید که مطابق اصل ۱۵۶ قانون اساسی «پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی» و «مسئول تحقق بخشیدن به عدالت» و موظف به «احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع» و «نظارت بر حسن اجرای قوانین» است و نیک می‌دانید که برابر اصل ۸۶ قانون اساسی «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رأی خود کاملا آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهارکرده‌اند یا آرائی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف نمود». از این رو برایم بسیار عجیب است شما که خود باید ملجأ و پشتیبان نمایندگان در ایفای وظایفشان باشید از رؤسای محترم قوه مجریه و مقننه گلایه کرده‌اید که چرا به اینجانب به سبب اظهاراتم در مجلس تذکر نداده‌اند!» در بخش دیگری از نامه آمده: «مقام معظم رهبری، بیش از دو دهه است که به انحاء مختلف تمام دستگاه‌ها، از جمله دستگاه قضا را به مبارزه جامع و ریشه‌ای با فساد فرا می‌خوانند. معظم له شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و … را به عنوان سیاستی محوری برای مقاوم سازی اقتصاد اعلام کردند و ارتقای سلامت اداری و اقتصادی و مبارزه با فساد در این عرصه با تدوین راهبرد ملی مبارزه با فساد و تصویب قوانین مربوطه را به عنوان یکی از سیاست‌های کلی برنامه ششم تعیین نمودند که باید نصب‌العین همه دستگاه‌ها از جمله حضرتعالی در دستگاه قضایی و ما نمایندگان مردم در دستگاه قانونگذاری باشد. بی‌تردید مبارزه با فساد نیازمند عزم جدی و بدون مجامله و مسامحه همه مسئولان است و تجربه کشورهای مختلف نشان داده که ایجاد شفافیت پیش نیاز اصلی آن است. اینجانب به همراه تعداد زیادی از همکارانم در مجلس شورای اسلامی، صرف نظر از گرایش‌های سیاسی با الهام از رهنمودهای رهبر فرزانه و بزرگوار انقلاب با تشکیل فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصاد و انضباط مالی، مقابله با فساد را وجهه همت خود قرارداده‌ایم و برآنیم تا با اتکال به فضل الهی و با استفاده از ابزارهای نظارتی مختلفی که قانون در اختیار نمایندگان مجلس قرارداده، طی دوره چهارساله پیش رو با تمام توان و بدون مسامحه و تعارف و سهل‌انگاری و مصلحت‌اندیشی با تمام مظاهر فساد در همه دستگاه‌ها مبارزه جدی کنیم. در این راه از حضرتعالی بعنوان رئیس قوه قضائیه انتظار داریم ضمن دستور هماهنگی مجموعه‌های تحت مدیریت قوه، بویژه سازمان بازرسی کل کشور، مجلس شورای اسلامی را بیش از گذشته یاری رسانید.

 

مروری بر زندگی وحید پورمرادی، ورزشکار جیرفتی بدنسازی که بدون دو دست و یک پا فیگور می گیرد

مروری بر زندگی وحید پورمرادی، ورزشکار جیرفتی

بدنسازی که بدون دو دست و یک پا فیگور می گیرد 

 

خودش می‎گوید مگر می‏‎شود تاریخ و روزش را از یاد ببرم؟ می‎گوید تلخ‎ترین روز زندگی‎ام بوده و ثانیه به ثانیه آن را به یاد دارم. ۲۷ مهر ۸۷ بود که زندگی روی دیگرش را به من نشان داد و  …

وحید پور مرادی، اول فرودین سال ۱۳۶۵ در جیرفت کرمان به دنیا آمد. پس از سپری کردن دوران تحصیل، به همراه برادرش، شغل نصب داربست را انتخاب کرد. او در کارش مهارت داشت. ۲۷ مهرماه ۸۷ همانند همیشه صبح زود برای کار، سر ساختمان می‎رود. در حال نصب داربست است که ناگهان یکی از میله‎ها به تیربرق فشار قوی‎ای که در کنار ساختمان قرار داشته، برخورد می‎کند و … از آن لحظه به بعد چیزی را به یاد ندارد اما برادرش که در نزدیکی او بوده، می‎گوید؛ فشار برق آنقدر زیاد بود که به شدت برادرم پرتاب شد.

در جیرفت بیمارستانی که امکانات لازم را داشته باشد وجود نداشت و او را به یکی از بیمارستان‎های شهر کرمان منتقل می‎کنند. مدتی بعد به هوش می‎آید می‎بیند که دست‎ها و پاهایش را باندپیچی کرده‎اند و .. سرانجام داستان غم‎انگیر جوان کرمانی، قطع شدن دو دست و یک پا است. این قصه پرغصه وحید پورمرادی است.

ادامه داستان را از زبان خودش بخوانید:

در بیمارستان کرمان پس از چند روز بستری بودن به من گفتند که باید دست‎ها و پاهایم قطع شود و هیچ راهی برای بهبود آنها نیز وجود ندارد. باورم نمی‎شد و فکر می‌کردم این یک شوخی مسخره است اما مرا به بیمارستان شهید مطهری تهران منتقل کردند. امیدوار بودم که در آنجا پزشکان نظر دیگری داشته باشند اما آنها هم گفتند باید دست‎ها و پایت را قطع کنیم. دست راستم را از آرنج و ۵ انگشت پای راستم را هم قطع کردند. دنیا روی سرم خراب شده بود. یک هفته بعد گفتند، دست چپت را هم نمی‎توان نگه داشت و آن را هم قطع کردند. دنیا برایم تمام شده بود. به پرستاران التماس می‎کردم که من را خلاص کنید. هر روز از آنها می‎خواستم که مرا بکشید اما آنها قبول نمی‎کردند. تصور اینکه آینده و زندگی‎ام چگونه خواهد بود، برایم غیر قابل تصور بود. نا امید و افسرده بودم و فقط آرزوی مرگ می‎کردم.

تا ۲ سال نمی‎توانستم حرکت کنم و از نظر روحی روانی بسیار شرایط بدی داشتم. همه چیز برایم زجرآور بود. باورم نمی‎شد تا دیروز سالم بودم و امروز حتی نمی‎توانم ساده‎ترین کارها را انجام بدهم؛ تا اینکه روزی یکی دو تن از دوستانم پیش من آمدند و روند زندگی‎ام را عوض کردند. آنها اصرار کردند با ما به باشگاه بدنسازی بیا و …

می‎گفتم من نه دست دارم نه پا. چگونه بیایم و با افراد سالم تمرین کنم؟ دوستانم اصرار کردند و من را به باشگاه بدنسازی بردند. در گذشته ورزش می‎کردم و به باشگاه بدنسازی می‎رفتم اما به صورت جدی این کار را دنبال نمی‎کردم. همه اطرافیان به من امید می‎دادند. روزهای اول بسیار برایم سخت بود و تمام بدنم درد می‎گرفت اما چیزی در وجود می‎گفت که باید ادامه بدهی. با دست‎ها و پاهای مصنوعی سر تمرینات می‎رفتم و دیدم که واقعا شدنی است. دیدم که می‎توانم با درد‎هایم کنار بیایم و وزنه بزنم. کم‎کم بر کیلوهای وزنه اضافه و به دست‎های مصنوعی‎ام عادت کردم. البته تا ماه‎ها درد زیادی داشتم به طوری که شب‎ها خوابم نمی‎برد اما بر آن غلبه کردم.

امروز دو سال است که به صورت حرفه‎ای بدنسازی کار می‎کنم و بهمن ماه سال گذشته در مسابقات پرورش اندام قهرمانی استان کرمان به صورت افتخاری شرکت کردم و فیگور گرفتم. از آن روز به بعد انگیزه‎ام صد برابر شده و حالا می‎خواهم به صورت جدی رقابت کنم. دیگر نمی‎خواهم افتخاری در پیکارها شرکت کنم و در حال تمرین برای حضور در مسابقات بهمن ماه سال جاری هستم.

متاسفانه دست‎هایم توان زیادی ندارد. ظرفیت این دست‎های مصنوعی فقط ۱۵ کیلوگرم است اما من با آنها ۶۰ کیلوگرم وزنه می‎زنم. می‎دانم خطرناک است و ممکن خواهد بود که این دست‎ها شکسته شده و وزنه بر روی سرم بیفتد؛ اما هدف بزرگی دارم و اجازه نمی‎دهم این دست‎های مصنوعی مانعم شوند. تنها چیزی که امروز می‎خواهم یک جفت دست مصنوعی قوی و پیشرفته است. قطعا اگر یک جفت دست مصنوعی خوب داشته باشم، نه تنها در ایران بلکه در آسیا هم قهرمان خواهم شد.

در حال حاضر درآمد و شرایط مالی خوبی ندارم. به همراه برادرم سر ساختمان می‎روم و نقش نظارتی دارم. برادرم با از خود گذشتی ماهی ۵۰۰ هزار تومان به سبب همین نظارت به من می‎دهد که این پول را صرف باشگاه بدنسازی و مکمل‎هایم می‎کنم. شاید برای شما جالب باشد که بدانید قبل از حادثه رانندگی بلد نبودم؛ اما امروز گواهینامه دارم و می‎توانم رانندگی کنم. هر روز احساس می‎کنم می‎توانم همانند افراد عادی و سالم تمرین کنم. هیچ فرقی بین زندگی خودم و دیگران نمی‎بینم و باور دارم هر کاری که آنها انجام می‎دهند، من هم می‎توانم. این فکر که چون نقص عضو هستم پس فرق دارم، حتی یک لحظه هم در ذهنم وجود ندارد. «من می‎توانم، می‎توانم و می‎توانم» وِرد زبانم است.

اگر یک اسپانسر پیدا کنم که حمایتم کند، قطعا در ورزش بدنسازی حرف‎های زیادی برای گفتن خواهم داشت. توانایی قهرمانی در آسیا و حتی بالاتر از آن را دارم. استعداد خوبی در این رشته ورزشی دارم و همین‎جا رسما اعلام می‎کنم که وحیدپور مرادی رقیب می‎طلبد، مشکلات را دوست دارد. از اینکه به سراغم می‎آیند خوشحال می‎شوم چرا که دوست دارم شکستشان بدهم. اهداف بزرگی در زندگی دارم و یکی یکی به آنها می‎رسم. حالا دیگر من وحیدی نیستم که تا چند وقت پیش آرزویش مُردن بود، بلکه مَردی سرشار از اعتماد به نفسم. مردی که می‎خواهد افتخار بیافریند.

در استان کرمان کسی به امثال من اهمیت نمی‎دهد. اصلا برایشان مهم نیست که کجا هستیم و چه می‎کنیم. هنوز با شهرداری جیرفت بر سر آن اتفاق ناگوار درگیر هستیم. قرار شد زمینی را به سبب جبران خسارت به ما بدهند که هیچ خبری از آن نیست. طرفدارانم در صفحه‎های اجتماعی روزانه پیام‎های زیادی را برایم ارسال می‎کنند. هر روز با سیلی از پیام‎هایی که انرژی مثبت دارند روبه‌رو می‌شوم. این پیام‌ها به من انگیزه می‎دهد و هر روز با انرژی بیشتری تمرین می‎کنم.

از من برای حضور در برنامه ماه عسل دعوت شد اما متاسفانه  به دلیل کمبود وقت اجازه صحبت پیدا نکردم . آخرین روز  برنامه ماه عسل بود و من را به عنوان یک معلول ورزشکار به برنامه آوردند. فقط در حد یکی دو دقیقه خودم را معرفی کردم و فرصت برای صحبت‎های دیگر نشد. با این هدف به برنامه ماه عسل رفتم که بگویم معلولم ولی هیچ فرقی با افراد سالم ندارم. می‎خواستم به همه بگویم می‎توانید هر کاری را که بخواهید انجام بدهید.‎/ مشرق

نصیری مدال خود را به موزه کمیته بین المللی المپیک اهدا کرد

نصیری مدال خود را به موزه کمیته 

بین المللی المپیک اهدا کرد 

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، در این مراسم که با حضور فرانسیس گابت، رئیس موزه کمیته بین المللی المپیک، سفیر ایران در سوئیس، علی مرادی، رئیس فدراسیون وزنه برداری کشورمان، جمعی از ایرانیان مقیم سوئیس و همچنین تعدادی از کودکان و نوجوانان علاقه مند به ورزش در محل کمیته بین المللی برگزار شد، محمد نصیری مدال نقره خود در المپیک 1972 مونیخ را به این موزه اهدا کرد تا برای نخستین بار نام ایران هم در این موزه بدرخشد.

محمد نصیری در صحبت های خود ضمن ابراز خوشحالی از اینکه به عنوان نخستین ورزشکار ایرانی افتخار اهدای مدال به موزه کمیته بین المللی المپیک را داشته است، گفت: این موزه واقعا حیرت آور است و هیچ چیز زیباتر از این نیست که تمام لحظات به یادماندنی و وسایل به جا مانده از ادوار مختلف بازی های المپیک ها را یکجا بتوان در موزه لوزان سوئیس دید. 

 نصیری در ادامه افزود: خداوند را شکر می کنم که ایده اهدای مدال را در ذهن من ایجاد کرد تا بتوانم بعنوان یک ایرانی مدال المپیک 1972 مونیخ خود را به این موزه به یادگار بگذارم. از این بابت به خودم می بالم. 

در ادامه این مراسم محمد نصیری در مصاحبه ای که به همین منظور توسط کمیته بین المللی المپیک ترتیب داده شده بود، حضور پیدا کرد. در این مصاحبه که چیزی در حدود یک ساعت به طول انجامید محمد نصیری ضمن اشاره به تاریخچه پرافتخار وزنه برداری ایرانی از گذشته تاکنون، در مورد نحوه تمرینات خود و تفاوت های وزنه برداری در آن روزها با وزنه برداری امروز صحبت کرد. او همچنین در خصوص ترغیب جوانان و نوجوانان به رشته وزنه برداری توضیحاتی را ارائه کرد که مورد استقبال حاضرین در نشست قرار گرفت.

  قرار است بخش هایی از این مصاحبه در موزه کمیته بین المللی المپیک به نمایش عموم در بیاید تا بازدید کنندگان بتوانند از آن بهره مند شوند.