بایگانی مطالب نشریه
مولاوردی: راهحل یکسانی برای منع خشونت علیه زنان وجود ندارد
مولاوردی:
راهحل یکسانی برای منع خشونت علیه زنان وجود ندارد
مهر نوشت: معاون رییس جمهور در امور زنان با اشاره به اینکه راهحل یکسانی برای منع خشونت علیه زنان وجود ندارد، گفت: «برای حل این مسئله باید متناسب با علل و ریشههای خشونت در هر کشور و براساس ویژگیهای عرفی و دینی جامعه راهکار مناسب ایجاد شود تا شاهد کاهش خشونت علیه زنان باشیم.»
شهیندخت مولاوردی در نشست تخصصی بررسی راهکارهای قانونی تامین امنیت زنان، با بیان اینکه تدابیری برای رفع تبعیض و کاهش خشونت علیه زنان صورت گرفته است، اظهار کرد: «یکی از این تدابیر راهکارهای قانونی است، اما لازم است مجموع راهکارها از جمله آموزشی، حفاظتی و حمایتی باهم اجرا شود تا به نتیجه مطلوب برسیم.»
وی اضافه کرد: «فرهنگ و قانون تاثیر و تاثر متقابل دارند و زمانی که فرهنگ تغییر کند قطعا قوانین نیز عوض میشوند همچنین مجموعه اقداماتی که در قالب تفاهمنامه با سازمانها در راستای توانمندسازی زنان، در حوزه جرمانگاری برای مبارزه با قاچاق دختران و مجازاتهای جایگزین زندان طرحهایی ارائه شده است.» مولاوردی افزود: «لایحه حمایت از خانواده پس از چند سال اجرا، نقصهای آن مشخص شده و در حال اصلاح آن هستیم، همچنین طرح تابآوری اجتماعی با هدف کاهش نزاعهای دستهجمعی و تنشها در حال اجرا است که امیدواریم به ارتقاء سرمایه اجتماعی، سلامت و نشاط جامعه منجر شود.»
وی با بیان اینکه ظرفیتهای موثری برای همکاری در حوزه کاهش خشونت در جامعه وجود دارد، عنوان کرد: «حلقه مفقوده در جامعه امروزی عدم هماهنگی، همافزایی و همکاری بین بخشهای مختلف است و باید شورای هماهنگی تشکیل شود تا اقدامات جزیرهگونه نباشند.» معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده ادامه داد: «لایحه جامع تامین امنیت زنان در برابر خشونت موجب برونرفت از وضع نابسامان و حرکت به سمت وضعیت مطلوب شده است.»
مولاوردی اظهار کرد: «امنیت به معنای زندگی بدون ترس و نیاز است و ترس فقط از حمله نظامی و جنگ نیست بلکه مولفههای مختلف دارد. برای امنیت زنان و کودکان و تعیین تکلیف هویت کودکان حاصل از مادر ایرانی و پدر خارجی از سال 86 طرحهایی در دستور کار است، اما به علت هزینههای زیاد اجرایی نمیشود.»
وی افزود: «در کمیسیون اجتماعی در حال بررسی حقوق شهروندی افراد در سن یک تا 18 سال برای حل مشکلات هستیم زیرا لایحه دارای مشکلات ریشهای است و راهکارهای نظری نیاز دارد، یکی از راهکارهای ارائه شده صدور کارت هویتی است تا افراد تبعه بتوانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند.»
#نه_به_خشونت_علیه_ زنان
کمپین «۱۶ روز نارنجی» هر سال از ۲۵ نوامبر یعنی روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان آغاز و تا ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر ادامه دارد. امسال هم قرار است همه کشورها و سازمانهایی که به این کمپین پیوستهاند با برنامههایشان ۱۶ روز دنیا را نارنجی کنند. کمپین دبیر کل ملل متحد در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان که توسط نهاد زنان ملل متحد سازمان دهی شده است بیست و پنجم هر ماه را به عنوان روز نارنجی یعنی روز اقدام برای ارتقای آگاهی و پیشگیری از خشونت علیه زنان و دختران نام گذاری کرده است. به گزارش بهداشت نیوز شبکه جهانی جوانان کمپین مذکور از فعالان دولتها و ارکان ملل متحد درخواست داشته است است که در مورد کلیه افراد زمینهی لازم را فراهم آورند و مسائل مرتبط با پیشگیری و پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران را نه فقط در روز ۲۵ نوامبر ـ روز بینالملی محو خشونت علیه زنان ـ بلکه در هر ماه مطرح کنند و مورد توجه قرار دهند. در سال ۲۰۱۴ تا کنون عناوین بیست و پنجمین روز ماههای گذشته به ترتیب ذیل اعلام شده است:
۲۵ آوریل: پایان دادن به خشونت جنسی مرتبط با مخاصمات مسلحانه علیه زنان و دختران؛
۲۵ مارس: پایان دادن به ختنه دختران؛
۲۵ فوریه: لزوم پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران در چارچوب توسعهای جدید؛
۲۵ ژانویه: دسترسی به عدالت برای قربانیان
موضوع کلی روز نارنجی در سال ۲۰۱۳ عبارت بود از: « فضاهای امن برای زنان و دختران که توصیههای مقرر در سند نهایی پنجاه و هفتمین اجلاس کمیسیون مقام زن را مد نظر قرار داد. همچنین سال گذشته از ۲۵ نوامبر ـ روز بینالمللی محو خشونت علیه زنان ـ تا ۱۰ دسامبر ـ روز حقوق بشرـ ؛ این کمپین با این شعار خواستار اقدامی جهانی شد؛ « جهان خود را در ۱۶ روز نارنجی کنید» طی این ۱۶ روز اقدامات مختلفی از سوی فعالان مقابله با خشونت علیه زنان سازمانها و فعالان محلی و بینالمللی انجام گرفت که برخی از مهمترین آنها عبارت بودند از: جلسات بحث و بررسی، برنامههای رادیویی و تلویزیونی، برپایی کنسرت و جشنوارههای فیلم که با مشارکت دولتها، رسانهها، سازمانهای مدنی و ارکان ملل متحد برای ارتقای آگاهی در سطح عموم برگزار شد. به این ترتیب شاهد آن هستیم که روند اقدامات بینالمللی در حوزه زنان؛ خصوصا در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان و دختران به نحو قابل تاملی تسریع یافته است.
در واقع بزرگداشت روز یا هفته طی سال رویهای بوده که تاکنون برای تمرکز بر مسائل مهم جهانی و بینالمللی مورد توجه قرار داشته است اما تمرکز بر موضوعی به صورت ماهانه و به عبارت دیگر ۱۲ بار در طول یک سال در حوزه حقوق بینالملل بشر اقدامی بی سابقه به شمار میرود و قطعا در جهت پیشبرد اهداف مد نظر نهادهای بینالمللی؛ به ویژه ارکان سازمان ملل متحد در رابطه با حمایت از حقوق زنان و دختران و مقابله با خشونت علیه ایشان واجد تاثیر بسزایی خواهد بود و البته دغدغهی مهم در این زمینه آن است که علی رغم عدم حصول وفاق کامل میان اعضای جامعهی بینالمللی بر محتوای مد نظر نهادهای بینالمللی؛ از جمله نهاد زنان ملل متحد در رابطه با مسائل زنان اهتمام عملی قابل توجهی بر اجرای راهبردهای پیشنهادی آنها در دستور کار قرار دارد و این روند در حال تسریع نیز است. هموطنان میتوانند در صورت مشاهده هرنوع خشونت علیه زنان و همسر آزاری با شماره ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس حاصل بفرمایند.
خشونت خانگی؛ شایع ترین شکل خشونت علیه زنان
خشونت خانگی؛ شایع ترین شکل خشونت علیه زنان
سیمین سلطانی نژاد
کارشناس ارشد روانشناسی
خشونت علیه زنان در خانواده متداولترین شکل خشونت است که غالبا توسط نزدیکترین افراد خانواده مخصوصا شوهر به وقوع میپیوندد که ویژگیهای آن در جوامع مختلف متفاوت است. همچنین این معضل یکی از مهمترین و جدیترین مسائل سلامت عمومی زنان در هر جامعهای است که به طور فزاینده ای رو به افزایش است. با وجود تمام پیشرفتهای بشر کماکان خشونت علیه زنان یک معضل اجتماعی در همهی کشورها است. در این میان خشونت خانگی شایعترین شکل خشونت علیه زنان است. بر طبق تحقیقات ۴۰ تا ۵۰ درصد زنان در مرحلهای از زندگی خود مورد خشونت خانگی قرار میگیرند که سلامت روحی و جسمی آنان را هم تهدید میکند. طبق آمارسازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۶ شیوع همسر آزاری در طول زندگی در کشورهای مختلف از ۱۵ تا ۷۵ درصد متغیر بوده است. خشونت خانگی یا خشونت توسط شریک نزدیک در واقع خشونت اعمال شده توسط شریک زندگی است که علیه زنان صورت میگیرد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی هرگونه عمل خشونتآمیز شوهر علیه زن که منجر به صدمه عاطفی، روانی، جسمی یا جنسی در وی شده یا احتمال تاثیر بر سلامت او به صورت آشکار یا پنهان را داشته باشد همسر آزاری نامیده میشود. اعمال خشونت میتواند در برگیرندهی انواع مختلف آزارهای کلامی، روانی، عاطفی، اقتصادی، جسمی، جنسی و حتی مرگ باشد. بر اساس نتایج مطالعات خشونت خانگی یکی از علل مرگ و ابتلا در کشورهای مختلف است و شیوع آن در دنیا متفاوت است. مثلا در آمریکا ۸ تا ۱۲ میلیون زن سالانه در معرض خشونت قرار میگیرند و ۸/۱ میلیون زن توسط شوهران خود مضروب میشوند. در ایران آمار دقیقی از خشونت خانگی گزارش نشده و در مطالعات مختلف نتایج به چشم نمیخورد. این موضوع علاوه بر جنبههای مهمی که در حقوق زنان دارد تاثیر مهمی برخانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی دارد که هویت انسانی و جامعه پذیری فرد در آن شکل میگیرد. بدون شک تمام آسیبهای اجتماعی به نحوی با خانواده ارتباط دارد. کودکانی که مادر آنها توسط پدرشان مورد آزار قرار میگیرد در معرض خطر بالاتری برای انتقال رفتار خشونت آمیز به نسلهای بعدی هستند و این موضوع سبب میشود که نسل آزاری در طول نسل منتقل شود. در ایران خشونت نسبت به زنان در سالهای نخست ازدواج آغاز میشود به طوری که در بررسی متون تحقیقی در سال ۱۳۷۵ از هر ۱۰۰ زن آزار دیده که به پزشک قانونی مراجعه کرده بودند ۸۱ مورد پیش از پایان اولین سال ازدواج بوده است. خشونت علیه زنان در همهی مناطق جغرافیایی و همهی سطوح اقتصادی و رفاهی دیده میشود ولی به نظر میرسد که شیوع و شدت آن با موقعیتهای پایین اجتماعی ـ اقتصادی مرتبط باشد. نداشتن توافق اخلاقی، بی علاقگی، خودخواهی، اعتیاد، اختلاف سنی و ناتوانی جنسی از دیگر عوامل بروز خشونت علیه زنان در مطالعات مختلف است. نکتهی دیگر این است خشونت علیه زنان غالبا پنهان از انظار عمومی است. در واقع زنان ایرانی تمایلی به بحث و گفت و گو دربارهی خشونت خانگی و گزارش آن ندارند. البته دلایلی چون خجالت، ترس و مقصر دانستن خود، صدمه ناشی از خشونت و کتک خوردن از شوهر نیز سبب میشود که زنان این موضوع را مطرح نکنند. پیشگیری از خشونت خانگی برای تداوم و سلامت خانواده بسیار مهم تلقی میشود. مهمترین راه پیشگیری نیز آموزش مهارت زندگی به خصوص تاکید بر ارتباط و آموزش است. خشونت خانگی باید نظر مسؤلان بهداشتی را به خود معطوف سازد ولی متاسفانه بسیاری از پزشکان و پرستاران به این موضوع علاقه چندانی ندارند.
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد
سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
تقریباً پای ثابت جلسات شورای شهر است و اعضای شورا چندوچون پروژههای در حال اجرا را از او میپرسند. محمدرضا فرقانی که از اسفندماه 92 و در زمان شهرداری ابوالقاسم سیف الهی معاون عمرانی شهرداری شد، پیشازاین مسئول دفتر طراحی و نظارت معاونت فنی عمرانی بود و در زمان شهرداری علی بابایی در سمت معاونت عمرانی ابقا شد. بهانه گفتوگوی ما با فرقانی، احداث بوستان هزار در سهراه جوپاری بود. محلی که بر اساس طرح تفصیلی شهر کرمان قرار است در آینده به تقاطع غیرهمسطح بدل شود و احداث بوستان را مورد تردید قرار میدهد. سؤالات ما اما فقط به همین موضوع ختم نشد و سعی کردیم درباره مهمترین پروژههای شهری کرمان از معاون عمرانی شهردار سؤال کنیم. با او که خوشروتر از آنچه فکر میکردم بود، در دفترش همکلام شدیم. درحالیکه دورتادور اتاقش نقشه پروژههای مختلف نصبشده بود. ماحصل گفتوگوی یکساعته ما با محمدرضا فرقانی را در ادامه بخوانید:
طرح تفصیلی شهر کرمان در دسترس اعضای شورای شهر قرار دارد؟
بله. دارند.
برخی اعضای شورا به ما گفتند که این طرح را ندیدند.
ببینید طرح تفصیلی چیزی نیست که فقط در اختیار ما باشد. اعضای شورا هر زمان خواستند میتوانند به طرح تفصیلی دسترسی پیدا کنند. هیچ مشکلی ندارد.
آخرین اصلاحیه طرح تفصیلی مربوط به سال 86 است دیگر؟
بله.
مردم اگر بخواهند، طرح تفصیلی را در اختیارشان میگذارید؟
مردم نه.
چرا؟ شهروندان مگر نباید از همه امور آگاه باشند؟
ببینید طرح تفصیلی یک نقشه فنی و تخصصی است. این مباحث فنی آنچنان به درد مردم نمیخورد.
حالا شما فرض کنید ما به عنوان نماینده مردم بخواهیم طرح تفصیلی را به شهروندان نشان دهیم.
هر قسمتی از طرح تفصیلی را خواستید، در اختیارتان میگذاریم. مورد خاصی وجود ندارد که نخواهیم نشان دهیم.
بر اساس طرح تفصیلی، سهراه جوپاری (از سمت دانشگاه آزاد به سمت اللهآباد) قرار است تقاطع غیرهمسطح شود. این در حالی است که بوستان هزار هم در همین مکان دارد ساخته میشود. اصلاً قرار است تقاطع غیرهمسطح شود؟ اگر جواب آری است، پس چرا آنجا بوستان میسازید؟
ببینید طرح تفصیلی و طرح جامع حملونقل و ترافیکی، طرحهای بالادستی هستند که ما بر اساس اینها باید طراحیها را انجام دهیم. یعنی ما اول باید طرح تفصیلی را نگاه کنیم و بعد تصمیم بگیریم. بعد طرح جامع حملونقل و ترافیک را بررسی میکنیم که آیا فلان نقطه بهعنوان یک طرح ترافیکی دیدهشده یا خیر. این دو طرح ملاک عمل ما بهعنوان طرحهای بالادستی هستند. درجایی که شما گفتید، بله در طرح تفصیلی آمده که باید تقاطع غیرهمسطح ساخته شود. اما چه نوع تقاطع غیرهمسطحی، یعنی زیرگذر و یا روگذر چهار لوپ (حلقه گردش) و دو لوپ مشخص نشده. طرح را آماده کردیم و میتوانید ببینید. (طرح را نشان میدهد.) اگر روگذر دو لوپ باشد، که اصلاً کاری به بوستان هزار ندارد.
اگر چهار لوپ باشد که دقیقاً یک لوپ از پارک میگذرد.
فرض بگیریم مصوب شود که تقاطع روگذر شود و چهار لوپ باشد. اولاً که ما بوستان هزار را طوری میسازیم که در مسیر لوپ در آینده نباشد. یعنی در قسمتی که لوپ از آن میگذرد، درختی کاشته نمیشود و سعی میشود کمترین تخریب پارک را داشته باشیم. اما باید یک نکته اساسی را در نظر بگیرید. ما همین الان اگر بخواهیم سهراه جوپاری را به یک تقاطع غیرهمسطح تبدیل کنیم، اولین مشکل بحث تملک است. سهراه باید چهارراه شود و به میدان هفت باغ بخورد. قبل از تصویب طرح باید بخشی از ملکهای دانشگاه آزاد و شخصی را تملک کنیم. ادامه زمینها هم در مالکیت طلاب و جوادالائمه هستند. یعنی ما کلی تملک داریم.
تملکها قبول. اما بالاخره اگر روزی قرار به اجرایی شدن این طرح باشد، باید بخشی از بوستان به گفته شما تخریب شود. بهتر نبود ابتدا تکلیف تقاطع غیرهمسطح سهراه جوپاری را مشخص میکردید و بعد به فکر احداث بوستان میافتادید؟
ببینید بههرحال یک زمین در آن مکان بود و شهروندان را اذیت میکرد. اهالی این منطقه اعتراض دارند که یا طرح اجرا شود و یا فکری به حال زمین شود. امکان اجرایی شدن طرح که فعلاً نیست. پس ما باید یک فکری میکردیم.
احداث این بوستان برای شهرداری چه هزینهای دارد؟
شاید 15 میلیون تومان هم نشود. ما طرح را سبک گرفتیم. اگر دو لوپ اجرا شد که اصلاً مشکلی نیست…
خب موضوع این است که هنوز چیزی قطعی نشده. با اماواگر صحبت میکنید. اگر چهار لوپ شد چه؟ بهتر بود صبر میکردید که تکلیف طرح مشخص شود.
طرح که قطعی است و باید روزی اجرا شود.
قطعی هست اما اینکه زیرگذر، روگذر با چهار لوپ یا دو لوپ باشد که قطعی نـیسـت.
فرض کنید که در بدترین حالت چهار لوپ تصویب شد. شما میگویید نباید بوستان هزار احداث شود؟
نه. تا زمانی که تکلیف چگونگی اجرای طرح بهطور قطعی مشخص نشده، نه. اگر هم میخواهید حتماً اینجا بوستان باشد، باید بعد از ساخت پل، بخشی را فضای سبز میکردید.
خب پلی بسازیم که انتهایش بسته باشد؟
خب بههرحال وقتی قرار است در آن مکان پل ساخته شود، نباید بوستانی بسازید که بعداً قرار باشد آن را تخریب کنید. دلیل نمیشود با این منطق بروید جلو که بگویید ما نمیتوانیم تملک کنیم، پس فعلاً بوستانی بسازیم که احتمال دارد حداقل بخشی از آن تخریب شود.
اگر در بدترین حالت پل چهار لوپ شود، محل پایههای یک لوپ که در بوستان است، کمی تخریب میشود. شما خودتان را بگذارید جای شهروندانی که در آن منطقه زندگی میکنند. آیا ما صبر کنیم تا زمان تملکها؟ شما فکر میکنید ما میتوانیم تملک دانشگاه آزاد را که آنجا سوله دارد، به این زودیها انجام دهیم؟ اگر قرار باشد در محل بوستان هزار، لوپ باشد، فقط پایههای لوپ در بوستان قرار میگیرد و تخریب به صفر میرسد. اگر لوپ خاکریز اجرا شود، فقط محل خاکریز تخریب میشود که تخریب چندانی ندارد.
بوستان بلااستفاده نمیشود؟
داخلی لوپ که بوستان نیست و به سمت بزرگراه است. پشت لوپ، بوستان است. من این را میخواهم به شما بگویم، اجرای چنین طرحهایی که تملکهای کلان دارد، امروز انجام نخواهد شد.
فکر میکنید چند سال دیگر میتوانید به سمت اجرای این پل بروید؟
ما اگر همت کنیم ظرف چهار یا پنج سال آینده تازه میتوانیم به سمت تفکیک زمینهایی که نیاز به تملک دارند برویم. تا این زمان خدا را خوش نمیآید که مردم آن منطقه اذیت شوند. فرض کنید ما الان یک راستگرد خشک هم بزنیم، نمای بدی دارد.
گفته میشود برخی ساختمانهای ساختهشده در نزدیکی این بوستان پروانه ندارند.
بهطورکلی مشکلی در این زمینه وجود ندارد و اکثراً پروانه دارند.
بگذریم. این روزها بحث بر سر پروژههای شهری بالاگرفته. سخنگوی شورا در مصاحبه با هفتهنامه «تجارت شرقی» گفته «قرار بوده 9 پروژه با 300 میلیارد اجرا شود، اما الان 5 پروژه 600 میلیارد هزینه داشته.» این موضوع را تأیید میکنید؟ چگونه تعداد پروژهها نصف شده اما هزینهها دو برابر؟
من این 600 میلیارد تومان را تابهحال نشنیدهام و قبول ندارم.
یعنی این حرف سخنگوی شورا را رد میکنید؟
بله. امروز اولین بار است که من این رقم را میشنوم. توافق ما با خاتم اینجاست، میتوانید ببینید. (نشان میدهد.) بر اساس تفاهمنامه اولیه پروژههای ابوذر، بلوار هوانیروز، راهآهن، امامجمعه، فیروزه، میدان آزادی، چهارراه سمیه (طهماسب آباد) و ولیعصر (باغ ملی) باید اجرا شوند. الان پنج پروژه هوانیروز، راهآهن، آزادی، ابوذر و ولیعصر در حال اجرا هستند. از هشت پروژه، پنج پروژه در حال اجرا هستند. امامجمعه، سمیه و فیروزه به دلیل مشکل ترافیکی فعلاً اجرا نشدهاند و بعدازاین پروژهها اجرا میشوند. بعد از ولیعصر، سمیه اجرا میشود. قطعاً این سه پروژه اجرا خواهند شد.
سخنگوی شورا خبر داده که حداقل تا پایان شورای چهارم این سه پروژه اجرا نخواهند شد.
اینکه مخالفت کنند یا نه با خودشان است اما اینها جزو توافق است و باید اجرا شوند.
همان قرارگاه خاتمالانبیا هم اجرا میکند؟
بله. جزو تفاهمنامه است. یک سری موارد را هم شورای شهر با قرارگاه صحبت کردهاند و مواردی مثل سهراه شرفآباد اضافهشدهاند. مطالعات این سهراه انجامشده و آماده است برای نقشههای اجرایی. اما ما هنوز کاری نکردیم و فقط پروژههای تفاهمنامه اولمان را فعلاً اجرا میکنیم.
در مورد هزینه 600 میلیاردی هنوز توضیح ندادید.
برای هشت پروژه، 500 میلیارد تومان توافق شده که در تفاهمنامه هم آمده.
یعنی اگر هر هشت پروژه اجرا میشدند، بهطور متوسط هزینه هرکدام 60 تا 70 میلیارد میشد. حالا که پنج پروژه اجرایی شده، هزینهها به چه صورت است؟ باز هم همان 500 میلیارد شده؟
برای پروژههای سهراه راهآهن، هوانیروز، ولیعصر و ابوذر یک قرارداد 240 میلیاردی بستهشده. یعنی هر پروژه بهطور متوسط 60 میلیارد. میبینید که اگر اجرای پروژهها کم شده، رقم بالا نرفته. برای پروژه آزادی هم قرارداد جداگانهای بستهشده که هزینه توافق شده تقریباً 106 میلیارد تومان است.
این هزینهها برای اجرای کامل پروژه است؟ یعنی بیشتر نمیشود؟
خیر. کلاً همین رقمهاست. آن چیزی که از 500 میلیارد میماند هم برای سه پروژه دیگر است.
این تفاهمنامه و این اعداد و ارقام به تأیید شورا هم رسیده؟
بله. نمایندگان شورا آن را امضا کردند.
الان امضای نماینده شورا هم در این تفاهمنامه هست؟
توافق اولیهای که خود شورا با خاتم امضا کرده، امضای نماینده شورا هم هست. در اینجا ما قراردادی که بین خاتم و شهرداری بستهشده را داریم.
الان همه این پروژهها که اجرایی شدند، به تأیید شورا رسیدند؟
اگر تأیید شورا نباشد که ما نمیتوانیم کار را شروع کنیم.
پس شما میگویید تمام پروژهها به تأیید شورا رسیده؟
چهار پروژه 240 میلیاردی بله. آزادی هم با توافق اولیه شورا انجامشده. بدون تأیید شورا هیچ کاری را شروع نمیکنیم. میدان آزادی را هم فرستادیم شورا، توافق اولیه انجامشده و به ما برگرداند و ما در حال انجام دادن کارهایی که شورا خواسته هستیم و بهزودی تأییدیه را میگیریم.
پس چرا اعضای شورا میگویند قرارداد آزادی به تأییدشان نرسیده؟
بحث پلوس مانده بود که شورا باید نظر دهد. ضریب پلوس را منتظر ماندیم که شورا به ما اعلام کند که اعلام کرد و بر اساس آن ما در حال آماده کردن قرارداد هستیم.
به نظر شما ساخت یک پل با 60 میلیارد تومان گران نیست؟ تقاطعهای غیرهمسطحی که پیش از خاتم در کرمان ساخته شدند، چقدر هزینه داشتند؟
تکنیک پلسازی که از نظر منظر شهری در حال حاضر توسط خاتم در کرمان اجرا میشود، در هیچکدام از پروژههای پیشین نبوده. ببینید مثلاً پل چهارراه احمدی که از نظر ریالی اصلاً با پلهای فعلی قابلمقایسه نیست، آیا از منظر شهری، شما بهعنوان یک شهروند این پل را قبول دارید؟
الان که پل ولیعصر را هم خاتم روگذر ساخته و شبیه چهارراه احمدی میشود.
روگذر هست، اما تکنیکش خیلی فرق میکند.
برای من شهروند ظاهر مهم است که شبیه پل چهارراه احمدی نشود.
نه. تکنیک خیلی مهم است. پل فلزی و زمخت چهارراه احمدی را ببینید. سگمنتالی که ساخته میشود، حداقل پایه اینها 65 متر است. بالاترین پلی که در کرمان ساختهشده، فاصله نهایتاً 22 متر است.
خب هزینه ولیعصر نسبت به چهارراه احمدی چند برابر شده. به نظر شما تکنیک ساخت آنقدر ارزش دارد که هزینه چندین برابر شود؟
اصلاً این دو پل قابلمقایسه نیستند. اصلاً نمیشود آنها را با هم مقایسه کرد.
پس به اعتقاد شما این پلهایی که خاتم برای کرمان میسازد، گران نشده.
اصلاً گران نشده. به نفع شهر و شهرداری بود که به این سمت برویم. تکنیک جدیدی بهکاررفته که در آینده نزدیک بومیسازی میشود. در پلهای فعلی محل نصب و همهچیز کاملاً مشخصشده. در چهارراه احمدی نگاه کنید یک قسمتهایی خاکریز دارد اما انجامنشده و رفته. پل چهارراه فرهنگیان در هر طرف به طول 100 تا 150 متر خاکریز دارد. ولی این اتفاق که در مرکز شهر نمیتواند بیفتد. ما الان خاکریز داریم اما به طول 50 متر نهایتاً آن هم تا ارتفاع دو متر. میشد از همان ارتفاع صفر سگمنتال بگذاریم اما با توجه به تجربهای که در شهرهای دیگر مثل تهران بوده، اگر از همان اول سگمنتال میگذاشتیم، جای کارتنخوابها میشد به همین دلیل تا ارتفاع 2 متری مجبور هستیم خاکریز داشته باشیم. از 2 متر به بالا سگمنتال میگذاریم. الان پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) هم به طول 50 متر تا ارتفاع 2 متر خاکریز داریم. اگر میخواستیم با همین ارتفاع در پل احمدی خاکریز اجرا کنیم، حداقل طولش 150 متر میشد. اما پل شهید بادپا دیگر نقطه کور ندارد و تمام فضاها باز است.
در شورای شهر برخی اعضا میگفتند که پیمانکاران بومی میتوانستند با نصف قیمت خاتم، برخی پروژهها را انجام دهند.
بله، ممکن است شما بهعنوان یک پیمانکار بگویید با 50 میلیارد پروژه آزادی را اجرا میکنید. موضوع این است که تکنیک شما برای شرایط شهر جوابگو نیست.
چرا پروژه ولیعصر زیرگذر نشد؟
ما بر اساس طرحهای بالادستی که گفتم طرحهای پیشنهادی را ارائه میکنیم. 17 پیشنهاد برای پروژه ولیعصر داشتیم. طرحهای پیشنهادی بر اساس طرحهای هندسی و ترافیکی ارائه میشود. وقتی طرحها را آماده کردیم، به کارگروه ترافیک میفرستیم. بعد نظرات آنها را اعمال میکنیم و دوباره به کارگروه میفرستیم. کارگروه ترافیک به شورای ترافیک استان میفرستد. شورای ترافیک نظرات خود را میدهد و آنجا مصوب میشود که روگذر باشد یا زیرگذر.
یعنی شورای ترافیک استان مصوب کرد که ولیعصر روگذر باشد؟
ببینید ممکن است از نظر آنها پروژه هم بتواند روگذر باشد و هم زیرگذر. ممکن است اصلاً طرح ما که روگذر بوده را قبول کنند که همینطور هم شد.
چرا شهرداری باید پیشنهاد روگذر دهد؟ با چه منطقی باید وسط شهر روگذر ساخته شود؟
ببینید الان طرح گنبد جبلیه که زیرگذر است، ایراداتی دارد. دسترسی بین دو طرف قطعشده.
خب الان ولیعصر که روگذر است هم راست گرد و چپ گرد ندارد.
نه. دسترسی به همهجا دارد. ترافیک غالب ما در ولیعصر شرق به غرب است. ما شمال به جنوب را روگذر کردیم. ترافیک روانتر میشود. دو گردش به چپ و راست وجود دارد. آنهایی که از شهید رجایی میخواهند به شریعتی وارد شوند به یک چراغ میخورند. ما اگر میتوانستیم ساختمان تربیتبدنی را تملک کنیم، با یک لوپ مشکل حل میشد.
الان کسانی که میخواهند از شریعتی به شهید رجایی بروند از کدام مسیر میروند؟
بدون هیچ چراغ قرمزی میتوانند وارد شوند.
از شهید رجایی به شریعتی چه؟
یک چراغ قرمزی گذاشته شده که اینها بتوانند گردش به چپ را انجام دهند.
خب وقتی از شهید رجایی به شریعتی بیایند، با خودروهایی که مسیر مستقیم را از شریعتی میآیند، برخورد پیش نمیآید؟
نه. از بغل شریعتی جا گذاشتیم که راحت رد شوند. از شرق به غرب شریعتی اصلاً برخوردی نداریم.
مدتزمان اجرای پروژهها در تفاهمنامه آمده؟
بله. 24 ماه.
برای همه پروژهها؟
بله.
فکر میکنید همه پروژهها سر زمان مقرر به پایان برسند؟ البته در مورد آزادی که استاندار بارها گفته تا 22 بهمن امسال به بهرهبرداری میرسد.
ما همه پیگیر هستیم که 22 بهمن تمام شود.
پس قطعی نیست.
ببینید 22 بهمن سه فاز افتتاح میشود. بلوار جمهوری، استقلال و رینگ دور میدان آزادی.
زیرگذر آزادی پس میماند؟
چون باید از بهمنیار بتنریزی سقف انجام شود که خیلی مشکل و سخت است. شاید تا 22 بهمن بتوانیم تمام کنیم.
درصد پیشرفت پروژهها چقدر است؟
درصدی که الان میگویم مربوط به روزهای اخیر نیست و فکر میکنم مربوط به چند ماه قبل باشد. دو رقم در اینجا مطرح است، درصد برنامهای و درصد واقعی پیشرفت فیزیکی. پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) برنامهای 67.39، واقعی 33.57، شهید الله دادی (ابوذر) برنامهای 34.7، واقعی 35.87 درصد، شهدای خلبان (هوانیروز) که بدترینش است، باید 27 درصد پیشرفت میکرد که 9 درصد پیشرفت داشته، ولیعصر (باغ ملی) برنامهای 38 درصد بوده که 29 درصد پیشرفت داشته، آزادی 24 درصد برنامهای بوده که 34 درصد پیشرفت داشته. یعنی آزادی از برنامه جلو است. البته این میزان پیشرفت مربوط به چند ماه پیش است و الان آزادی بالای 50 درصد پیشرفت دارد.
تا الان چقدر هزینه شده؟ یعنی شهرداری چقدر به خاتم پرداخت کرده؟
فکر میکنم تا امروز ما نباید زیاد به خاتم بدهکار باشیم. اگر زمینهایی که قرار بود به خاتم واگذار شود، واگذارشده باشد، چندان بدهکار نیستیم. ما خیلی از کارکرد خاتم عقب نیستیم.
میشود گفت 50 درصد هزینهها پرداختشده؟
خیر. اما میتوانم بگویم خیلی عقب نیستیم.
در مورد پل سیدی هم خیلی جنجال شده و میگویند نباید هفت دهنه زده میشد و شهرداری در زمان آقای سیف الهی اشتباه کرده. حتی سخنگوی فعلی شورا میگفت که شهردار سابق هم اشتباه را قبول کرده.
در مورد طرح خود طراح میتواند توضیح دهد و قانع میشوید. ببینید لوپ های پل سیدی خاکریز نیست. وقتی لوپ خاکریز نباشد، عبور و مرور زیر پل قطع نمیشود. ما به دلیل بالا بودن تملکها، سه لوپ را بدون خاکریز انجام میدهیم. بهراحتی میتوانید از زیر پل رد شوید. طراح میگوید برای اینکه دسترسی وجود داشته باشد و طول موردنیاز، با دودهنه نمیشود. مشاور خیلی محکم پای طرحش ایستاده.
شما چه اعتقادی دارید؟
من میگویم میشد با دودهنه ساخت اما مشکلاتی به وجود میآمد.
پس شما با طرح اجرا شده برای پل سیدی موافقید.
بله.
پل امیرکبیر در چه وضعی است؟ قرار است روگذر باشد یا زیرگذر؟
روگذر است.
سخنگوی شورا میگفت شورا با روگذر مخالفت است.
اصلاً این طرح را خود شورا هم مصوب کرده که روگذر باشد. نامه هم به ما زدند. آقای جعفری هم نماینده شورا در بحث برآوردها بود.
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد
سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
تقریباً پای ثابت جلسات شورای شهر است و اعضای شورا چندوچون پروژههای در حال اجرا را از او میپرسند. محمدرضا فرقانی که از اسفندماه 92 و در زمان شهرداری ابوالقاسم سیف الهی معاون عمرانی شهرداری شد، پیشازاین مسئول دفتر طراحی و نظارت معاونت فنی عمرانی بود و در زمان شهرداری علی بابایی در سمت معاونت عمرانی ابقا شد. بهانه گفتوگوی ما با فرقانی، احداث بوستان هزار در سهراه جوپاری بود. محلی که بر اساس طرح تفصیلی شهر کرمان قرار است در آینده به تقاطع غیرهمسطح بدل شود و احداث بوستان را مورد تردید قرار میدهد. سؤالات ما اما فقط به همین موضوع ختم نشد و سعی کردیم درباره مهمترین پروژههای شهری کرمان از معاون عمرانی شهردار سؤال کنیم. با او که خوشروتر از آنچه فکر میکردم بود، در دفترش همکلام شدیم. درحالیکه دورتادور اتاقش نقشه پروژههای مختلف نصبشده بود. ماحصل گفتوگوی یکساعته ما با محمدرضا فرقانی را در ادامه بخوانید:
طرح تفصیلی شهر کرمان در دسترس اعضای شورای شهر قرار دارد؟
بله. دارند.
برخی اعضای شورا به ما گفتند که این طرح را ندیدند.
ببینید طرح تفصیلی چیزی نیست که فقط در اختیار ما باشد. اعضای شورا هر زمان خواستند میتوانند به طرح تفصیلی دسترسی پیدا کنند. هیچ مشکلی ندارد.
آخرین اصلاحیه طرح تفصیلی مربوط به سال 86 است دیگر؟
بله.
مردم اگر بخواهند، طرح تفصیلی را در اختیارشان میگذارید؟
مردم نه.
چرا؟ شهروندان مگر نباید از همه امور آگاه باشند؟
ببینید طرح تفصیلی یک نقشه فنی و تخصصی است. این مباحث فنی آنچنان به درد مردم نمیخورد.
حالا شما فرض کنید ما به عنوان نماینده مردم بخواهیم طرح تفصیلی را به شهروندان نشان دهیم.
هر قسمتی از طرح تفصیلی را خواستید، در اختیارتان میگذاریم. مورد خاصی وجود ندارد که نخواهیم نشان دهیم.
بر اساس طرح تفصیلی، سهراه جوپاری (از سمت دانشگاه آزاد به سمت اللهآباد) قرار است تقاطع غیرهمسطح شود. این در حالی است که بوستان هزار هم در همین مکان دارد ساخته میشود. اصلاً قرار است تقاطع غیرهمسطح شود؟ اگر جواب آری است، پس چرا آنجا بوستان میسازید؟
ببینید طرح تفصیلی و طرح جامع حملونقل و ترافیکی، طرحهای بالادستی هستند که ما بر اساس اینها باید طراحیها را انجام دهیم. یعنی ما اول باید طرح تفصیلی را نگاه کنیم و بعد تصمیم بگیریم. بعد طرح جامع حملونقل و ترافیک را بررسی میکنیم که آیا فلان نقطه بهعنوان یک طرح ترافیکی دیدهشده یا خیر. این دو طرح ملاک عمل ما بهعنوان طرحهای بالادستی هستند. درجایی که شما گفتید، بله در طرح تفصیلی آمده که باید تقاطع غیرهمسطح ساخته شود. اما چه نوع تقاطع غیرهمسطحی، یعنی زیرگذر و یا روگذر چهار لوپ (حلقه گردش) و دو لوپ مشخص نشده. طرح را آماده کردیم و میتوانید ببینید. (طرح را نشان میدهد.) اگر روگذر دو لوپ باشد، که اصلاً کاری به بوستان هزار ندارد.
اگر چهار لوپ باشد که دقیقاً یک لوپ از پارک میگذرد.
فرض بگیریم مصوب شود که تقاطع روگذر شود و چهار لوپ باشد. اولاً که ما بوستان هزار را طوری میسازیم که در مسیر لوپ در آینده نباشد. یعنی در قسمتی که لوپ از آن میگذرد، درختی کاشته نمیشود و سعی میشود کمترین تخریب پارک را داشته باشیم. اما باید یک نکته اساسی را در نظر بگیرید. ما همین الان اگر بخواهیم سهراه جوپاری را به یک تقاطع غیرهمسطح تبدیل کنیم، اولین مشکل بحث تملک است. سهراه باید چهارراه شود و به میدان هفت باغ بخورد. قبل از تصویب طرح باید بخشی از ملکهای دانشگاه آزاد و شخصی را تملک کنیم. ادامه زمینها هم در مالکیت طلاب و جوادالائمه هستند. یعنی ما کلی تملک داریم.
تملکها قبول. اما بالاخره اگر روزی قرار به اجرایی شدن این طرح باشد، باید بخشی از بوستان به گفته شما تخریب شود. بهتر نبود ابتدا تکلیف تقاطع غیرهمسطح سهراه جوپاری را مشخص میکردید و بعد به فکر احداث بوستان میافتادید؟
ببینید بههرحال یک زمین در آن مکان بود و شهروندان را اذیت میکرد. اهالی این منطقه اعتراض دارند که یا طرح اجرا شود و یا فکری به حال زمین شود. امکان اجرایی شدن طرح که فعلاً نیست. پس ما باید یک فکری میکردیم.
احداث این بوستان برای شهرداری چه هزینهای دارد؟
شاید 15 میلیون تومان هم نشود. ما طرح را سبک گرفتیم. اگر دو لوپ اجرا شد که اصلاً مشکلی نیست…
خب موضوع این است که هنوز چیزی قطعی نشده. با اماواگر صحبت میکنید. اگر چهار لوپ شد چه؟ بهتر بود صبر میکردید که تکلیف طرح مشخص شود.
طرح که قطعی است و باید روزی اجرا شود.
قطعی هست اما اینکه زیرگذر، روگذر با چهار لوپ یا دو لوپ باشد که قطعی نـیسـت.
فرض کنید که در بدترین حالت چهار لوپ تصویب شد. شما میگویید نباید بوستان هزار احداث شود؟
نه. تا زمانی که تکلیف چگونگی اجرای طرح بهطور قطعی مشخص نشده، نه. اگر هم میخواهید حتماً اینجا بوستان باشد، باید بعد از ساخت پل، بخشی را فضای سبز میکردید.
خب پلی بسازیم که انتهایش بسته باشد؟
خب بههرحال وقتی قرار است در آن مکان پل ساخته شود، نباید بوستانی بسازید که بعداً قرار باشد آن را تخریب کنید. دلیل نمیشود با این منطق بروید جلو که بگویید ما نمیتوانیم تملک کنیم، پس فعلاً بوستانی بسازیم که احتمال دارد حداقل بخشی از آن تخریب شود.
اگر در بدترین حالت پل چهار لوپ شود، محل پایههای یک لوپ که در بوستان است، کمی تخریب میشود. شما خودتان را بگذارید جای شهروندانی که در آن منطقه زندگی میکنند. آیا ما صبر کنیم تا زمان تملکها؟ شما فکر میکنید ما میتوانیم تملک دانشگاه آزاد را که آنجا سوله دارد، به این زودیها انجام دهیم؟ اگر قرار باشد در محل بوستان هزار، لوپ باشد، فقط پایههای لوپ در بوستان قرار میگیرد و تخریب به صفر میرسد. اگر لوپ خاکریز اجرا شود، فقط محل خاکریز تخریب میشود که تخریب چندانی ندارد.
بوستان بلااستفاده نمیشود؟
داخلی لوپ که بوستان نیست و به سمت بزرگراه است. پشت لوپ، بوستان است. من این را میخواهم به شما بگویم، اجرای چنین طرحهایی که تملکهای کلان دارد، امروز انجام نخواهد شد.
فکر میکنید چند سال دیگر میتوانید به سمت اجرای این پل بروید؟
ما اگر همت کنیم ظرف چهار یا پنج سال آینده تازه میتوانیم به سمت تفکیک زمینهایی که نیاز به تملک دارند برویم. تا این زمان خدا را خوش نمیآید که مردم آن منطقه اذیت شوند. فرض کنید ما الان یک راستگرد خشک هم بزنیم، نمای بدی دارد.
گفته میشود برخی ساختمانهای ساختهشده در نزدیکی این بوستان پروانه ندارند.
بهطورکلی مشکلی در این زمینه وجود ندارد و اکثراً پروانه دارند.
بگذریم. این روزها بحث بر سر پروژههای شهری بالاگرفته. سخنگوی شورا در مصاحبه با هفتهنامه «تجارت شرقی» گفته «قرار بوده 9 پروژه با 300 میلیارد اجرا شود، اما الان 5 پروژه 600 میلیارد هزینه داشته.» این موضوع را تأیید میکنید؟ چگونه تعداد پروژهها نصف شده اما هزینهها دو برابر؟
من این 600 میلیارد تومان را تابهحال نشنیدهام و قبول ندارم.
یعنی این حرف سخنگوی شورا را رد میکنید؟
بله. امروز اولین بار است که من این رقم را میشنوم. توافق ما با خاتم اینجاست، میتوانید ببینید. (نشان میدهد.) بر اساس تفاهمنامه اولیه پروژههای ابوذر، بلوار هوانیروز، راهآهن، امامجمعه، فیروزه، میدان آزادی، چهارراه سمیه (طهماسب آباد) و ولیعصر (باغ ملی) باید اجرا شوند. الان پنج پروژه هوانیروز، راهآهن، آزادی، ابوذر و ولیعصر در حال اجرا هستند. از هشت پروژه، پنج پروژه در حال اجرا هستند. امامجمعه، سمیه و فیروزه به دلیل مشکل ترافیکی فعلاً اجرا نشدهاند و بعدازاین پروژهها اجرا میشوند. بعد از ولیعصر، سمیه اجرا میشود. قطعاً این سه پروژه اجرا خواهند شد.
سخنگوی شورا خبر داده که حداقل تا پایان شورای چهارم این سه پروژه اجرا نخواهند شد.
اینکه مخالفت کنند یا نه با خودشان است اما اینها جزو توافق است و باید اجرا شوند.
همان قرارگاه خاتمالانبیا هم اجرا میکند؟
بله. جزو تفاهمنامه است. یک سری موارد را هم شورای شهر با قرارگاه صحبت کردهاند و مواردی مثل سهراه شرفآباد اضافهشدهاند. مطالعات این سهراه انجامشده و آماده است برای نقشههای اجرایی. اما ما هنوز کاری نکردیم و فقط پروژههای تفاهمنامه اولمان را فعلاً اجرا میکنیم.
در مورد هزینه 600 میلیاردی هنوز توضیح ندادید.
برای هشت پروژه، 500 میلیارد تومان توافق شده که در تفاهمنامه هم آمده.
یعنی اگر هر هشت پروژه اجرا میشدند، بهطور متوسط هزینه هرکدام 60 تا 70 میلیارد میشد. حالا که پنج پروژه اجرایی شده، هزینهها به چه صورت است؟ باز هم همان 500 میلیارد شده؟
برای پروژههای سهراه راهآهن، هوانیروز، ولیعصر و ابوذر یک قرارداد 240 میلیاردی بستهشده. یعنی هر پروژه بهطور متوسط 60 میلیارد. میبینید که اگر اجرای پروژهها کم شده، رقم بالا نرفته. برای پروژه آزادی هم قرارداد جداگانهای بستهشده که هزینه توافق شده تقریباً 106 میلیارد تومان است.
این هزینهها برای اجرای کامل پروژه است؟ یعنی بیشتر نمیشود؟
خیر. کلاً همین رقمهاست. آن چیزی که از 500 میلیارد میماند هم برای سه پروژه دیگر است.
این تفاهمنامه و این اعداد و ارقام به تأیید شورا هم رسیده؟
بله. نمایندگان شورا آن را امضا کردند.
الان امضای نماینده شورا هم در این تفاهمنامه هست؟
توافق اولیهای که خود شورا با خاتم امضا کرده، امضای نماینده شورا هم هست. در اینجا ما قراردادی که بین خاتم و شهرداری بستهشده را داریم.
الان همه این پروژهها که اجرایی شدند، به تأیید شورا رسیدند؟
اگر تأیید شورا نباشد که ما نمیتوانیم کار را شروع کنیم.
پس شما میگویید تمام پروژهها به تأیید شورا رسیده؟
چهار پروژه 240 میلیاردی بله. آزادی هم با توافق اولیه شورا انجامشده. بدون تأیید شورا هیچ کاری را شروع نمیکنیم. میدان آزادی را هم فرستادیم شورا، توافق اولیه انجامشده و به ما برگرداند و ما در حال انجام دادن کارهایی که شورا خواسته هستیم و بهزودی تأییدیه را میگیریم.
پس چرا اعضای شورا میگویند قرارداد آزادی به تأییدشان نرسیده؟
بحث پلوس مانده بود که شورا باید نظر دهد. ضریب پلوس را منتظر ماندیم که شورا به ما اعلام کند که اعلام کرد و بر اساس آن ما در حال آماده کردن قرارداد هستیم.
به نظر شما ساخت یک پل با 60 میلیارد تومان گران نیست؟ تقاطعهای غیرهمسطحی که پیش از خاتم در کرمان ساخته شدند، چقدر هزینه داشتند؟
تکنیک پلسازی که از نظر منظر شهری در حال حاضر توسط خاتم در کرمان اجرا میشود، در هیچکدام از پروژههای پیشین نبوده. ببینید مثلاً پل چهارراه احمدی که از نظر ریالی اصلاً با پلهای فعلی قابلمقایسه نیست، آیا از منظر شهری، شما بهعنوان یک شهروند این پل را قبول دارید؟
الان که پل ولیعصر را هم خاتم روگذر ساخته و شبیه چهارراه احمدی میشود.
روگذر هست، اما تکنیکش خیلی فرق میکند.
برای من شهروند ظاهر مهم است که شبیه پل چهارراه احمدی نشود.
نه. تکنیک خیلی مهم است. پل فلزی و زمخت چهارراه احمدی را ببینید. سگمنتالی که ساخته میشود، حداقل پایه اینها 65 متر است. بالاترین پلی که در کرمان ساختهشده، فاصله نهایتاً 22 متر است.
خب هزینه ولیعصر نسبت به چهارراه احمدی چند برابر شده. به نظر شما تکنیک ساخت آنقدر ارزش دارد که هزینه چندین برابر شود؟
اصلاً این دو پل قابلمقایسه نیستند. اصلاً نمیشود آنها را با هم مقایسه کرد.
پس به اعتقاد شما این پلهایی که خاتم برای کرمان میسازد، گران نشده.
اصلاً گران نشده. به نفع شهر و شهرداری بود که به این سمت برویم. تکنیک جدیدی بهکاررفته که در آینده نزدیک بومیسازی میشود. در پلهای فعلی محل نصب و همهچیز کاملاً مشخصشده. در چهارراه احمدی نگاه کنید یک قسمتهایی خاکریز دارد اما انجامنشده و رفته. پل چهارراه فرهنگیان در هر طرف به طول 100 تا 150 متر خاکریز دارد. ولی این اتفاق که در مرکز شهر نمیتواند بیفتد. ما الان خاکریز داریم اما به طول 50 متر نهایتاً آن هم تا ارتفاع دو متر. میشد از همان ارتفاع صفر سگمنتال بگذاریم اما با توجه به تجربهای که در شهرهای دیگر مثل تهران بوده، اگر از همان اول سگمنتال میگذاشتیم، جای کارتنخوابها میشد به همین دلیل تا ارتفاع 2 متری مجبور هستیم خاکریز داشته باشیم. از 2 متر به بالا سگمنتال میگذاریم. الان پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) هم به طول 50 متر تا ارتفاع 2 متر خاکریز داریم. اگر میخواستیم با همین ارتفاع در پل احمدی خاکریز اجرا کنیم، حداقل طولش 150 متر میشد. اما پل شهید بادپا دیگر نقطه کور ندارد و تمام فضاها باز است.
در شورای شهر برخی اعضا میگفتند که پیمانکاران بومی میتوانستند با نصف قیمت خاتم، برخی پروژهها را انجام دهند.
بله، ممکن است شما بهعنوان یک پیمانکار بگویید با 50 میلیارد پروژه آزادی را اجرا میکنید. موضوع این است که تکنیک شما برای شرایط شهر جوابگو نیست.
چرا پروژه ولیعصر زیرگذر نشد؟
ما بر اساس طرحهای بالادستی که گفتم طرحهای پیشنهادی را ارائه میکنیم. 17 پیشنهاد برای پروژه ولیعصر داشتیم. طرحهای پیشنهادی بر اساس طرحهای هندسی و ترافیکی ارائه میشود. وقتی طرحها را آماده کردیم، به کارگروه ترافیک میفرستیم. بعد نظرات آنها را اعمال میکنیم و دوباره به کارگروه میفرستیم. کارگروه ترافیک به شورای ترافیک استان میفرستد. شورای ترافیک نظرات خود را میدهد و آنجا مصوب میشود که روگذر باشد یا زیرگذر.
یعنی شورای ترافیک استان مصوب کرد که ولیعصر روگذر باشد؟
ببینید ممکن است از نظر آنها پروژه هم بتواند روگذر باشد و هم زیرگذر. ممکن است اصلاً طرح ما که روگذر بوده را قبول کنند که همینطور هم شد.
چرا شهرداری باید پیشنهاد روگذر دهد؟ با چه منطقی باید وسط شهر روگذر ساخته شود؟
ببینید الان طرح گنبد جبلیه که زیرگذر است، ایراداتی دارد. دسترسی بین دو طرف قطعشده.
خب الان ولیعصر که روگذر است هم راست گرد و چپ گرد ندارد.
نه. دسترسی به همهجا دارد. ترافیک غالب ما در ولیعصر شرق به غرب است. ما شمال به جنوب را روگذر کردیم. ترافیک روانتر میشود. دو گردش به چپ و راست وجود دارد. آنهایی که از شهید رجایی میخواهند به شریعتی وارد شوند به یک چراغ میخورند. ما اگر میتوانستیم ساختمان تربیتبدنی را تملک کنیم، با یک لوپ مشکل حل میشد.
الان کسانی که میخواهند از شریعتی به شهید رجایی بروند از کدام مسیر میروند؟
بدون هیچ چراغ قرمزی میتوانند وارد شوند.
از شهید رجایی به شریعتی چه؟
یک چراغ قرمزی گذاشته شده که اینها بتوانند گردش به چپ را انجام دهند.
خب وقتی از شهید رجایی به شریعتی بیایند، با خودروهایی که مسیر مستقیم را از شریعتی میآیند، برخورد پیش نمیآید؟
نه. از بغل شریعتی جا گذاشتیم که راحت رد شوند. از شرق به غرب شریعتی اصلاً برخوردی نداریم.
مدتزمان اجرای پروژهها در تفاهمنامه آمده؟
بله. 24 ماه.
برای همه پروژهها؟
بله.
فکر میکنید همه پروژهها سر زمان مقرر به پایان برسند؟ البته در مورد آزادی که استاندار بارها گفته تا 22 بهمن امسال به بهرهبرداری میرسد.
ما همه پیگیر هستیم که 22 بهمن تمام شود.
پس قطعی نیست.
ببینید 22 بهمن سه فاز افتتاح میشود. بلوار جمهوری، استقلال و رینگ دور میدان آزادی.
زیرگذر آزادی پس میماند؟
چون باید از بهمنیار بتنریزی سقف انجام شود که خیلی مشکل و سخت است. شاید تا 22 بهمن بتوانیم تمام کنیم.
درصد پیشرفت پروژهها چقدر است؟
درصدی که الان میگویم مربوط به روزهای اخیر نیست و فکر میکنم مربوط به چند ماه قبل باشد. دو رقم در اینجا مطرح است، درصد برنامهای و درصد واقعی پیشرفت فیزیکی. پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) برنامهای 67.39، واقعی 33.57، شهید الله دادی (ابوذر) برنامهای 34.7، واقعی 35.87 درصد، شهدای خلبان (هوانیروز) که بدترینش است، باید 27 درصد پیشرفت میکرد که 9 درصد پیشرفت داشته، ولیعصر (باغ ملی) برنامهای 38 درصد بوده که 29 درصد پیشرفت داشته، آزادی 24 درصد برنامهای بوده که 34 درصد پیشرفت داشته. یعنی آزادی از برنامه جلو است. البته این میزان پیشرفت مربوط به چند ماه پیش است و الان آزادی بالای 50 درصد پیشرفت دارد.
تا الان چقدر هزینه شده؟ یعنی شهرداری چقدر به خاتم پرداخت کرده؟
فکر میکنم تا امروز ما نباید زیاد به خاتم بدهکار باشیم. اگر زمینهایی که قرار بود به خاتم واگذار شود، واگذارشده باشد، چندان بدهکار نیستیم. ما خیلی از کارکرد خاتم عقب نیستیم.
میشود گفت 50 درصد هزینهها پرداختشده؟
خیر. اما میتوانم بگویم خیلی عقب نیستیم.
در مورد پل سیدی هم خیلی جنجال شده و میگویند نباید هفت دهنه زده میشد و شهرداری در زمان آقای سیف الهی اشتباه کرده. حتی سخنگوی فعلی شورا میگفت که شهردار سابق هم اشتباه را قبول کرده.
در مورد طرح خود طراح میتواند توضیح دهد و قانع میشوید. ببینید لوپ های پل سیدی خاکریز نیست. وقتی لوپ خاکریز نباشد، عبور و مرور زیر پل قطع نمیشود. ما به دلیل بالا بودن تملکها، سه لوپ را بدون خاکریز انجام میدهیم. بهراحتی میتوانید از زیر پل رد شوید. طراح میگوید برای اینکه دسترسی وجود داشته باشد و طول موردنیاز، با دودهنه نمیشود. مشاور خیلی محکم پای طرحش ایستاده.
شما چه اعتقادی دارید؟
من میگویم میشد با دودهنه ساخت اما مشکلاتی به وجود میآمد.
پس شما با طرح اجرا شده برای پل سیدی موافقید.
بله.
پل امیرکبیر در چه وضعی است؟ قرار است روگذر باشد یا زیرگذر؟
روگذر است.
سخنگوی شورا میگفت شورا با روگذر مخالفت است.
اصلاً این طرح را خود شورا هم مصوب کرده که روگذر باشد. نامه هم به ما زدند. آقای جعفری هم نماینده شورا در بحث برآوردها بود.
معرفی دو غار دیدنی استان غاری که به علیصدر تنه میزند
معرفی دو غار دیدنی استان
غاری که به علیصدر تنه میزند
غارهای استان کرمان عبارتند از: جیرفت؛ غار شعیب، شهر بابک؛ غار ایوب، جواران؛ غار جواران، داوران رفسنجان؛ غار میرزا، خبر بافت؛ غار شب پره و جوپار کرمان؛ غار یخ، غار طرنگ، غار گوغر واقع در محدوده شهرستان بافت و غار ایوب واقع در محدوده شهرستان شهر بابک از جمله غارهای استان کرمان به شمار می روند.
غار آهکی طرنگ
غار آهکی طرنگ به عنوان مهمترین و طولانی ترین غار استان کرمان که در نوع خود بی نظیر و دارای مناظر و جلوه های طبیعی بسیار زیبا و پدیده های شگفت انگیز است که خود از جاذبه های طبیعی گردشگری استان کرمان محسوب می گردد و می تواند به عنوان یک قطب گردشگری در جنوب غربی استان کرمان ایفای نقش نماید. این غار از جمله غارهای متعدد مناطق کوهستانی استان کرمان می باشد. جهت دسترسی به این غار از شهر کرمان مرکز استان کرمان، می بایست از طریق جاده ای موسوم به جاده جوپاری سفر را آغاز نمود که تقریباً با طی 15 کیلومتر از این جاده به دوراهی بافت جوپار رسیده و از طریق جاده بافت و بعد از گذشتن از آبادهای و مکان های متعدد از جمله روستای بهرامجرد، شهرنگار، گردنه سنگ صیاد، روستای قلعه عسکر، گردنه کفنوئیه، روستای کیسکان، به شهر کوچک بزنجان رسیده که این جا جاده به دو راه منشعب می گردد. جاده ای که به سمت چپ امتداد می یابد به شهر رابر و امتداد مستقیم جاده با طی مسافت هشت کیلومتر به شهر بافت منتهی می شود. حال از شهر بافت جاده ای آسفالته به سمت جنوب وجود دارد، موسوم به جاده ارزوئیه – خَبر که با طی تقریبا 50 کیلومتر از این جاده و گذشتن از چندین پارچه آبادی و بعد از گذشتن از دو راهی خبر-ارزوئیه، جاده را به سمت ارزوئیه ادامه داده تا به یک دو راهی می رسیم . اینجا از جاده اصلی ارزوئیه یک جاده آسفالته فرعی منشعب می گرددکه به سمت آبادی های متعدد که مهمترین آنها روستای گوشک است منتهی می گردد. روستای طرنگ روستایی بزرگ و تقریباً مهمترین روستای منطقه بعداز گوشک محسوب می گردد. ادامه جاده با فاصله اندک به روستای گوشک امتداد می یابد. گروه هایی که جهت دیدن غار طرنگ از مناطق دور دست می آیند به روستای طرنگ وارد می گردند. این روستا می تواند جهت اقامت افراد گروه مکان بسیار مناسب و خوبی باشد. دهانه غار حدود شش متر است و در ارتفاع تقریبا 3هزار متری از سطح دریا واقع شده است. گر چه این غار در گذشته توسط هیأت کوهنوردی کرمان شناسایی و مسیر ها و دالان ها و دهلیز های غار علامت گذاری و بعضاً نام گذاری شده اند و در طول غار علائم و فلش هایی هم جهت راهنمایی افراد وجود دارد، که فلش های قرمز رنگ مسیر های ناشناخته و یا بن بست غار را نشان می دهد و فلش های سفید رنگ که مسیرهای مطمئن جهت رفتن به انتهای غار را نشان می دهند و باید آن ها را دنبال نمود. از دهانه غار کمی که به سمت داخل غار برویم مسیر نسبتاً کم شیب است اما کم کم شیب بیشتر می شود و از یک شیب نسبتاً تند که می بایست دست به سنگ و با احتیاط کامل پایین رفت، به یک راهرو می رسیم. این جا می بایست مسیر مستقیم در امتداد حرکتمان به درون غار را رها نموده و در امتداد دیگر راهرو که در جهت عکس مسیر پیموده شده تا این مرحله است را دنبال نمود. این قسمت راهرو تنگتر و پرشیب تر شده و سنگ های آن بسیار صاف، صیقلی و لغزنده است و باید احتیاط بیشتر نمود تا به دهانه چند حفره خیلی عمیق که این حفره ها در زیر به یک تالار نسبتاً بزرگ منتهی شوند و این حفره ها در سقف این تالار می باشند برسیم. در اعماق غار دمای هوا در تمام فصول تقریبا معتدل و ثابت بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد است و از تهویه نسبتا خوبی برخوردار است. به طوری که در هیچ جای آن کمبود هوا و اکسیژن احساس نمی گردد. فقط بر اثر تردد زیاد ممکن است گرد و غبار در هوا پخش گردد که بهتر است از ماسک های طبی استفاده گردد. در این غار هیچ پوشش گیاهی قابل مشاهده ای وجود ندارد. ولی زندگی جانوری آن شامل جانورانی مثل خفاش و انواعی از حشرات مانند پشه، سوسک سیاه و… که از فضله خفاش تغذیه می کنند، رویت گردید. طول مسیر پیموده شده غار تقریباً 500 متر است و عرض راهروها و تالار های غار بین یک متر تا 15 متر متغیر است.
غار میرزا
به دهانه غار میرزا پا که بگذارید، وارد دهلیز باریکی می شوید که با کمی پیش روی در مسیر عریض تر می شود و دو راه را برای پیش روی مقابل تان قرار می دهد. سوراخی کوچک در سمت راست و مسیری در رو به رو که عریض تر به نظر می رسد. راه اصلی همان سوراخ کوچک سمت راستی است که شما را به چاه ۵۰متری غار می رساند.
در بخش میانی این غار با یک فرود ۹۰ متری مواجه می شوید و در فضای معلقی قرار می گیرید که غار را اسرارآمیزتر می کند. در اینجا، وسعت غار به ۱۵۰ متر مربع می رسد و می توانید رنگ ها و طرح های متنوعی را در قندیل های سنگی غار ببینید. قندیل هایی که عمر آن ها به میلیون ها سال می رسد و بعضی از آن ها آن قدر بلند هستند که سقف تالار را به کف آن وصل می کنند. وارد تالار غربی غار که بشوید، غار میرزا برگ های تازه تری رو می کند. فسیل جانوران وحشی و قندیل های بلوری منسجمی که شاید نمونه آن را در کمتر غاری سراغ داشته باشید. در انتهای تالار شمالی غار هم برکه آبی با وسعت ۲۵۰متر مکعب وجود دارد که آب زلالی در آن جمع شده است. اما با تمام این ها، شاید منحصر به فردترین ویژگی غار میرزا، دست نخورده بودن آن است که آن را وارد رقابت نزدیکی با غارهای مشهوری مثل علیصدر و کتله خور می کند. غار میرزا که مدت زیادی از کشف آن نمی گذرد، به لطف کم بازدید بودن و مسیر صعب العبورش قندیل های سالمی دارد.
هوای گرم غار این فرصت را فراهم می کند که در تمام فصل های سال سری به آن بزنید و بدون محدودیت های آب و هوایی، از آن بازدید کنید.
برای رسیدن به غار شگفت انگیز میرزا باید راهی رفسنجان شوید و خود را به فاصله ۳۲ کیلومتری شمال شرقی این شهر برسانید. از اینجا به بعد، مسیر شما از روستای داوران می گذرد. بعد از این روستا پلی در مسیر جاده اصلی دیده می شود که در سمت چپ آن جاده ای خاکی وجود دارد. پا به راه این جاده خاکی که شوید، به دو راهی هایی می رسید که در تمام آن ها باید راه سمت چپ را انتخاب کنید. این دو راهی های پی در پی شما را به روستای کوچکی می رسانند که نزدیک ترین روستا به غار محسوب می شود. حالا کافی است از اهالی روستا سراغ غار میرزا را بگیرید تا شما را به ضلع شرقی روستا و دره ای هدایت کنند که جاده خاکی و پیچ در پیچ آن به ارتفاعاتی منتهی می شود که غار میرزا در آن قرار دارد.
دهانه غار میرزا تا زمانی که به نزدیکی آن نرسید قابل دیدن نیست. بنابراین ناامید نشوید و جاده را تا رسیدن به درخت سرو پیر ادامه دهید. برای طی کردن این مسیر می توانید از اتومبیل استفاده کنید اما هیچ تضمینی نیست که اتومبیل تان در جاده خاکی سالم بماند! بنابراین توصیه می کنیم جاده را تا روستای دوم با اتومبیل طی کنید و از چشمه به بعد، یک پیاده روی سی دقیقه ای داشته باشید.
خواجه محمدشریف اناری در دربار نادرشاه
خواجه محمدشریف اناری در دربار نادرشاه
نجمه پورشریفی
موقوفه خواجه شریف انار از جمله بزرگترین موقوفات منطقه و حتی در استان کرمان است. واقف آن خواجه محمد شریف فرزند ابواسحاق است. حسب سوابق تاریخی و روایات نقل شده، خواجه محمد شریف از انسان های متقی و نوابغ عصر خود بوده که در سال های ۱۱۱۰ – ۱۰۶۰ هـ.ق با کار و تلاش مداوم تعداد زیاد از قنوات و اراضی تحت شرب را احیا و به بهره برداری رساند.
خواجه محمدشریف دارای سه پسر به ترتیب به نام های خواجه محمدحسین، خواجه محمدحسن و آقالطفعلی بوده که تولیت موقوفه را به اکبر اولاد خود خواجه محمدحسین واگذار و او به عنوان متولی اول تعیین می شود و حسب نص صریح وقفنامه تولیت موقوفه تولیت موقوفه را واقف به اکبر اولاد ذکور خود که متصف به صفات ارشدیت، اصلحیت و اکبریت باشد تفویض نموده و همچنین با توجه به روایات نقل شده چند تن از حکام و زورمداران کرمان و … با عبور از انار عمده رقبات موقوفه را از ید خواجه محمدشریف خارج می کنند که توصیه علمای دین و زعمای قم در آن زمان موثر واقع نشده به نحوی که خواجه محمدشریف به پایتخت نادرشاه افشار در مشهد مقدس می رود و به هر ترتیبی که بوده به عنوان کارگر آشپزخانه دربار نادرشاه مشغول فعالیت می شود و چون دارای خط بسیار زیبا و هوش سرشاری بوده روزی متوجه محاسبه اشتباه حساب آشپزخانه دربار توسط سرآشپز می شود و مراتب را به سر آشپز تذکر می دهد. به نحوی که سرآشپز با توجه به درایت و هوش او محاسبات آشپزخانه را به او واگذار می کند. زمانی که رئیس خزانهداری پادشاه تفاوت محاسبات جاری و قبلی آشپزخانه را ملاحظه می کند در پی تحقیق متوجه خواجه محمد شریف شده و او با اجازه شرفیابی به حضور رسیده و در معرفی خود سرگذشت خود را و اینکه با تحمل چه مسائل و مشکلاتی توانسته خود را به اینجا جهت احقاق حق خود برساند شرح می دهد و نهایتاً پادشاه با صدور دستورات لازم در سرکوبی متجاوزین به املاک وی و بدرقه نامبرده با چند تن از قراولان ویژه دربار راهی انار شده و تماماً املاک خود را مسترد می نماید.
مرحوم خواجه محمدشریف حسب وقفنامه موجود در سنه۱۱۳۷ هـ.ق یعنی ۳۰۰ سال قبل کلیه آب و اراضی رقبات خود را وقف به اولاد خود و نحوه تولیت و انتفاع از عواید آن ها را بر نهج شرعی و تقسیم عایدات به صورت کما فرض الله (پسربخش دختر بخش) بر عهده متولیان قرار داده و از طرفی یک تومان تبریز از عایدات را اختصاص به زوار حضرت سیدالشهدا و نیم دانگ (۸ حبه) از آب و اراضی نصرت آباد را وقف بر امامزاده محمد صالح می نماید و همچنین در انتهای وقفنامه مرقوم داشته هر شخصی خواه متولی، خواه حاکم، خواه قاضی، خواه مفتی و هر کس که یکی از شروط وقفنامه را تغییر دهد، در زمره کفار و در یوم الحساب القیامه محشور با قاتلین حضرت اباعبدالله الحسین و در زمره اشقیا و در قبر طعمه مار و کژدم و از شفاعت سید ابرار بی نصیب باشد و نیز وقفنامه موقوفه مذکور سنه ۱۱۳۷هـ.ق بدواً بر روی پوست نگارش شده که در تحقیقات انجام شده از بین رفته و مواد آن در بایگانی راکد اداره کل اوقاف کرمان موجود و ممهور به مهر و خاتم واقف است و در حواشی آن ترتیبی چند از علما و مراجع و آیات عظام آن زمان مراتب صحت وقفنامه و تعلق به واقف و انجام وقف به صورت صحیح و شرعی را تائید و گواهی و شهادت دادند.
کرمان بر پشت اسب
بخش3
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
به راهمان ادامه دادیم. هنوز بادهای تند، مداوم بر پهنه دشت های متوالی با کمترین بوته خار در خشک ترین کوه ها می وزید. این طوفان های بهاری ظاهراً نمی گذاشت بارانی به زمین پست برسد. گرچه یک روز تجربه ای داشتیم که نشان داد که چه باران شدیدی در کوه ها آمده است. پس از عبور از کوشکوه به کل کاروانمان رسیدیم که کاملاً متوقف شده بود و دیدیم که دشت کیلومترها سیلابی شده است و مثل دریاچه بزرگی به نظر می رسد. قاطرچی ها می خواستند به دهکده ای که ترک کرده بودیم برگردند و تا فردا صبر کنند، به این امید که سیلاب تا آن موقع فرو نشیند. اما از آن جایی که پسین بلند(اوایل بعد از ظهر) بود و آب ظاهراً اصلاً عمیق به نظر نمی رسید، گفتیم که فوراً عبور کنند. اولین قاطر شانس نیاورد و به پهلو افتاد و نیروی یک جای شش نفر نتوانست آن را سرپا بلند کند تا این که بار آن را تخلیه کردند و حتی آن وقت تقریباً مجبور شدند آن را به قسمت کم عمق تری حمل کنند. قاطرچی ها پاچه های خود را بالا زدند وآب را در هر مسیر با چوبدستی های بلند خود امتحان می کردند و در بعضی از جاها به چاله های خطرناکی برخورد می کردند. مدتی تماشا کردیم و از آن جایی که مرتب حیوانات می افتادند و بایستی دوباره آن ها را بیرون کشید. فکر کردیم بهتر است خودمان عبور کنیم و با قاطر حامل وسایل چای با عزم راسخ به منزل بعدی ادامه دهیم. مواظب بودیم که از جاده تبعیت کنیم، گرچه زمین اغلب در فاصله ای دورتر، بهتر به نظر می رسید. برادرم گفت مسیر از ترافیک مداوم بسیار سفت تر و ایمن تر است و اگر منحرف شویم به ناچار در جاده های بد زمین گیر می شویم. سه جوی اول از همه بدتر بود. احساس وحشتناکی بود که اسبم زیر پای من می لغزد. آماده شدم که اگر آسیب می دید به پایین بپریم. اما گرچه اسبم تقریبا دو سه مرتبه نشست و من کاملاً گیج شدم. درآبی که در اطراف من می چرخید و احساس عجیب داشتم که اسب من اصلا پیشرفت ندارد. با این وجود به سلامت ده کیلومتر سیلاب را افتان و خیزان طی کردیم و مدتی بعد از غروب به Dafa (دفه) رسیدیم. طی این فاصله کوتاه سه ساعت وقت اسب ها و هفت ساعت وقت قاطرها را گرفت. آن شب ساعت از ده گذشته بود که شام خوردیم؛ اما شاکر بودیم که به سلامت از این تکه جاده گذشته بودیم. چون اگر دوباره باران باریده بود احتمالاً مجبور بودیم دو سه روز صبر کنیم تا سیلاب فرو نشیند. تنها جعبه ای که محتویاتش جداً آسیب دیده بود جعبه ای بود که محتوی اونیفورم برادرم بود که قسمتی از آن شوربختانه کاملاً خراب شده بود؛ اما گله مند نبودیم، چون احساس می کردیم خیلی شانس آورده ایم که قسمت اعظم اثاثمان را صحیح و سالم رد کرده ایم.
«پیام ما» از بم گزارش میدهد محرومیت 30 هزار بیمهشده تأمین اجتماعی از خدمات تخصصی
«پیام ما» از بم گزارش میدهد
محرومیت 30 هزار بیمهشده
تأمین اجتماعی از خدمات تخصصی
سکینه خدیش- پیام ما/ بم
با توجه به اینکه در سال 70 درمانگاه عمومی تأمین اجتماعی در بم تأسیس و باگذشت ایام به درمانگاه تخصصی ارتقا یافت، جوابگوی مردم شرق استان کرمان بوده است. در این درمانگاه پزشکان متخصص اطفال، دندانپزشک و داخلی حضور داشتند. متأسفانه این درمانگاه بعد از زلزله بم به درمانگاه عمومی تبدیل شد و باید پاسخگوی روزانه بیش از 600نفر و بستری شدن 900 نفر در ماه باشد. یکی از مشکلات این درمانگاه کمبود امکانات موردنیاز ازجمله سونوگرافی، فیزیوتراپی و نبود پزشکان متخصص اعصاب و روان، ارتوپدی، جراح و جراح مغزواعصاب است. با توجه به زیرساختهای موجود در بم ازجمله وجود ساختمان قدیمی تأمین اجتماعی، میتوان با تعمیر این ساختمان، درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی در آنجا تأسیس کرد که با راهاندازی این کلینیک تخصصی پارهای از مشکلات شهروندان بیمهشده تأمین اجتماعی شرق استان کرمان برطرف شود. با مراجعه و صحبت با برخی از مراجعهکنندگان به این مرکز درمانی، از مشکلات آنها پرسیدم.
باید به کرمان برویم
خانم مهدیه که دارای دو فرزند بود گفت: «به همراه همسر و یکی از فرزندان خود به این درمانگاه مراجعه کردم ولی متأسفانه هر سه نفر ما نزد یک پزشک و با یک نسخه مشابه از درمانگاه خارج شدیم. نبود پزشک اطفال در این مرکز واقعاً احساس میشود. پزشکان موجود در این مرکز اکثراً در حال گذراندن طرحشان هستند.» آقای حسینی نیز گفت: «برای مراجعه به دندانپزشک آمدهام اما گفتند برای گرفتن نوبت باید تماس تلفنی داشته باشم ولی هر زمان تماس میگیرم تلفن مرکز مشغول یا مسدود است. با توجه به اینکه این مرکز پزشک متخصص ندارد برای عمده بیماریهایمان باید به کرمان مراجعه کنیم. علاوه بر تحمل هزینههای راه و سختی مسافت چرا ما مردم شرق استان نباید از امکانات موجود استان یا دیگر شهرستانها بهرهمند باشیم در صورتی از یک منطقه ویژه اقتصادی برخورداریم.»
30 هزار بیمهشده
در شرق استان
به دنبال شنیدن صحبتهای مردم سراغ خالقی رئیس تأمین اجتماعی بم رفتم. وی گفت: «در ارتباط با تأسیس یک بیمارستان تأمین اجتماعی داشتن فضای مناسب و تجهیزات از نکات اصلی است. حوزه درمان و بیمه دو حوزه مجزا هستند و در کنار یکدیگر در حال کار کردن هستند. هرچند مسئول حوزه درمان کسی دیگر است اما موارد موردنیاز را به استان گزارش داده و در حال پیگیری هستیم. سازمان ملک ندارد و این ساختمان کنونی نیاز به تعمیر دارد. باید برآورد هزینه شود. در مراجعات مردم با توجه به اینکه هزینه بیمه نسبت به فرد بیمهشده در کرمان و تهران ثابت است خواستار تأسیس بیمارستان تأمین اجتماعی هستند ولی باید گفت یک آیتمهای خاصی در نظر گرفته میشود. با توجه به آن ایتم ها یک بیمارستان تأسیس میشود.
بیمهشده اصلی ما تقریباً 30 هزار نفراست و بر اساس پروندههای فعال، بیمهشده اصلی 3753 نفر در شهرستان بم است.» خالقی در ارتباط با بیمه کارگرهای فصلی افزود: «در همان مدت باید کارفرما بیمه کارگر خود را پرداخت نماید. بازرسان ما مرتب بر این روند نظارت دارند. در خصوص ماده 80 اگر مازاد بر ظرفیت کارگاه، بیمهشدهای اضافه شود کارفرما میتواند از ماده 80 استفاده کند.»
وی اظهار داشت: «من فقط در حوزه خودم میتوانم پاسخگو باشم و اطلاعاتی درباره حوزه درمان ندارم و نمیتوانم به این حوزه وارد شوم. نظر شخصی بنده در این موضوع با توجه به تقاضا و مراجعه مردم، باید ارائه خدمات در این مجموعه انجام گیرد.»
تأکید نماینده بم
بر تأسیس بیمارستان
حبیبالله نیکزادی پناه نماینده شرق استان کرمان در مجلس شورای اسلامی هم در این خصوص گفت: «با پیگیری و صحبت با وزیر رفاه قرار شده کارشناسان خود را به بم بفرستند و نتیجه را هرچه زودتر اعلام کنند. با توجه به اینکه ما 12 هزار بیمهشده در خودروسازی و 20 هزار نفر در دیگر بخشها داریم حتماً نیاز یک بیمارستان تأمین اجتماعی در شرق استان کرمان احساس میشود.»
برای ساخت بیمارستان باید ضوابط رعایت شود
دکتر فخر، مدیر درمان تأمین اجتماعی استان کرمان هم در این رابطه گفت: «در سفر اخیر ریاست محترم جمهور به کرمان بحث ایجاد بیمارستان تأمین اجتماعی نیز مطرح و این درخواست را به تهران منعکس دادیم اما ضوابطی در این امر دخیل است. ازجمله اینکه برای ساخت بیمارستان یا مرکز درمانی بایستی با حسابوکتاب فنی و کارشناسی انجام شود تا باعث هدر رفت منابع در کشور نشود. فرقی نمیکند از طرف تأمین اجتماعی باشد یا از طرف دولت، باید بر اساس نیاز واقعی و کارشناسی انجام شود. در شهرستان بم در حال حاضر دو بیمارستان پاستور با 223 تخت و افلاطونیان 70 تخت فعالیت میکنند که مجموعاً 300 تخت را شامل میشود. بر اساس ارزیابی دانشگاه علوم پزشکی بم در افق 1404 به 300 تخت دیگر نیاز دارد. در حال حاضر سه بیمارستان در این منطقه در حال ساخت است که مجوز آن صادرشده. بیمارستان 220 تختخوابی در شهر بم و دو بیمارستان 32 تختخوابی ریگان و فهرج که مصوبات دولت هستند و کارشان در حال انجام است. مجموع این 3 بیمارستان 300 تخت موردنیاز افق 1404 را تأمین میکند.» وی افزود: «ارائه خدمات ما به دو شکل مستقیم و غیرمستقیم است یعنی خرید خدمت و تولید خدمت داریم. در بسیاری جاها با خرید خدمت نیاز منطقه را پوشش میدهیم. در حال حاضر شهرستان بم در سال گذشته حدود 46 هزار نسخه سرپایی در درمان غیرمستقیم در کلیهی مراکز دولتی و خصوصی، 7 هزار مورد بستری و 14 میلیارد تومان هزینه شده است. اینجور نیست الزاماً ما یک مرکز درمانی داشته باشیم که خدمات دهیم. از طریق درمان غیرمستقیم هم خدمات گستردهای ارائه میدهیم. ضمن اینکه بر اساس سطحبندی یک درمانگاه در سطح شهر داریم که خدمات بهصورت رایگان ارائه میدهد. با توضیحاتی دادم به نظر نمیرسد ساخت بیمارستان جدید منطقی باشد.» فخر در پاسخ به اینکه «در مورد اینکه عنوان کردید دو بیمارستان در بم وجود دارد شاید ازنظر مکان درست باشد اما افلاطونیان هیچ خدماتی در درمان بیماران انجام نمیدهد و از تمامی مراجعین میخواهد به بیمارستان پاستور بروند و ارائه خدمات فقط توسط بیمارستان پاستور انجام میشود. در حال حاضر شرق استان کرمان (فهرج، ریگان، نرماشیر و بم) را پوشش میدهد. مجزا از بیمارهایی که به دلیل وجود جاده ترانزیتی در این مسیر به این بیمارستان مراجعه میکنند. گر یکبار بدون هماهنگی به بیمارستان مراجعه کنید وجود تختهای موقتی در راهروها و بیمارانی که روی این تختها بستری شدهاند را مشاهده میکنید، چه نظری در این مورد دارید؟» گفت: «افلاطونیان فعالیت گستردهای ندارد. انهم به دلیل اینکه متخصصین و طرح تحول سلامت باید فقط در مراکز دولتی ارائه خدمت کنند وزیر بهداشت و درمان مجوزی صادر کرده بخشی از تختهای افلاطونیان را به بیمارستان دولتی مشغول و ارائه خدمت منتقل کنند.» در ادامه سؤالات «پیام ما» و جوابهای مدیر درمان تأمین اجتماعی استان را بخوانید:
چرا درمانگاه تأمین اجتماعی در بم فقط در حد عمومی فعالیت میکند؟ چرا بیمهشده تأمین اجتماعی در بم زمانی که هزینه بیمهاش مانند افراد ساکن شهرهای تهران، مشهد و شیراز است نباید از همان خدمات استفاده کند؟ حتی نصف این خدمات را ارائه نمیدهید درصورتیکه قبل از زلزله در درمانگاه تأمین اجتماعی بم دکتر متخصص ویزیت میکرد.
درمانگاه بر اساس سطحبندی است. زمانی درمانگاه تأسیس و در زمان زلزله مجدد بازسازی شد. این درمانگاه بر اساس سطح بیمهشده آن زمان بوده و قبول داریم جمعیت بیمهشده اضافهشده است.
چرا کسانی که در کرمان هستند با مراجعه به بیمارستان آیتالله کاشانی از تمامی خدمات رایگان استفاده میکنند اما در بم باید 10 درصد هزینه را پرداخت کنند تا بتوانند از خدمات بیمه خود بهره ببرند؟ برای استفاده از خدمات رایگان باید هزینه ایاب و ذهاب و سختی راه را متقبل و به کرمان مراجعه کند که خود برابر یا بیشتر از مبلغ 10 درصدی است که در بم باید پرداخت کند. عملاً بحث رایگان بودن برای شهروند بمی منتفی میشود.
بیمارستان تأمین اجتماعی در سراسر کشور خصوصاً کرمان اینگونه نیست که فقط پذیرش از کرمان داشته باشد. تمام نقاط کشور را پوشش میدهد. منابع محدود و تقاضاها نامحدود است. طبیعتاً ًبراساس منابع محدود باید مراکزی ایجاد شود که شرایط پایینتری دارند.
در سفر وزیر بهداشت به بم در مصاحبهای قول همکاری برای ایجاد یک بیمارستان تأمین اجتماعی در شهرستان بم به شهروندان دادند. شما چهکاری در این زمینه انجام دادهاید؟
در حال حاضر در کرمان بر اساس اولویتبندی صورت گرفته با توجه به محرومیت در منطقه راور کلنگ یک درمانگاه سطح یک زدهشده. جمعیت بیمهشده آن به حدی رسیده که امکان یک مرکز نسبی را دارد و بیمارستان در صورتی ساخته میشود که بالای140هزار بیمهشده داشته باشیم. در بم و توابع آن به 90 هزار هم نمیرسد. یعنی ازلحاظ سطحبندی این امکان وجود ندارد و اینکه طرحهایی در بم در حال اقدام است و قرار است مشکل کمبود تخت را رفع کند.
در چارت شما وجود متخصص ذکرشده است ولی با مراجعه فقط دکتر عمومی دیده میشود. برای این چه توضیحی دارید؟
درجاهایی که حتی امکان بهکارگیری دکتر متخصص داریم مانند شهرهای جیرفت، رفسنجان یا بم تا زمانی دانشگاه علوم پزشکی در طرح تحول سلامت اجازه همکاری متخصصین را به ما نمیدهد و کسی نیست که همکاری کند، اگر مجوزی از تهران برای بهکارگیری دکتر متخصص به ما دهند ما مشکلی نداریم. ممکن است در چارت ما خیلی چیزهای دیگر هم باشد و حتی مجوز هم داشته باشیم اما قانون اجازه نمیدهد متخصصین با ما همکاری کنند و برای همین عملکرد ما در شهرستانهای محروم افت کرده است.
با توجه به آمار موجود در بم و با توجه به امکانات کنونی در بم نه امکاناتی که در چند سال آینده قرار است به شهروندان برسد. آیا درمانگاه شما نیاز به تجهیز بیشتر ندارد تا خدمات بیشتری ارائه دهد؟
درخواستمان را به تهران فرستادهایم. اگر موافقت کنند ازنظر ما مشکلی نیست ولی با توجه به ضوابط یا قوانین موجود فکر نمیکنم بیمارستان تأمین اجتماعی تأسیس شود اما فکر میکنم حرف دیگر شما منطقی است. اینکه خدماتمان را در همان درمانگاه گسترش دهیم. اینیک پیشنهاد منطقی است و حتماً این مورد را پیگیری خواهیم کرد.
فرمانده سپاه استان خبر داد دستگیری عوامل نفوذ در کرمان
فرمانده سپاه استان خبر داد
دستگیری عوامل نفوذ در کرمان
فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان با تأکید بر اینکه مسئله نفوذ در کشور یک واقعیت جدی است گفت: «عوامل نفوذ در استان کرمان شناسایی و دستگیر شدند.»
به گزارش خبرگزاری تسنیم سردار روحالله نوری دیروز در همایش جهادگران بسیج علم و فناوری استان کرمان با اشاره به اینکه 19 نفر از عوامل نفوذ در استان کرمان شناسایی و دستگیر شدند اظهار داشت: «هیچکدام از این افراد کرمانی نیستند و کار آنها خط دهی پس از دوستی با افراد تأثیرگذار بود.» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان بابیان اینکه با بازجوئیهای بهعملآمده به جرم خود اعتراف کردند افزود: «در ابتدا مقاومت میکردند اما پس از ارائه مستندات حاضر به همکاری شدند.»
وی با تأکید بر اینکه مسئله نفوذ در کشور یک واقعیت جدی است خاطرنشان کرد: «این افراد اعتراف کردند که کاری به کشاورز و کارگر نداشتیم و ما به دنبال گروههای تصمیمساز در استان و کشور بودیم.» سردار نوری افزود: «اقرار کردند که چندین سال با افراد مشخصشده طرح دوستی میریختند و سپس با سفرهای خارجی بهعنوان توریست از کشور خارجشده و در آنجا موضوعات ضد اسلامی و ضدانقلابی خود را به آنها دیکته میکردند.» وی با اشاره به اینکه عوامل نفوذ در جهت تغییر گفتمان دینی و انقلابی کشور حرکت میکنند گفت: «آنها از سوژههای خود میخواهند که هر جا بحث استقلال و دستآوردهای نظام به میان آمد طرفداری نکرده و موضعگیری نکنند و نسبت به این مسائل بیتفاوت باشند.» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان بابیان اینکه عدم موضعگیری در بحث استقلال و دستآوردهای کشور از مصادیق نفوذ است افزود: «امسال نیز آخرین نفر از یکی از گروههای نفوذ در استان که از سه سال پیش فعالیت میکردند دستگیر شد.»
شبکه اطلاعرسانی راه دانا هم گزارش داد که نوری گفت: «اینکه ما کارخانه، پتروشیمی، بیمارستان و … را که سالها در حال ساخت است به پایان برسانیم، میتوان نام آن را اقتصاد مقاومتی نامید؟ حال باید گفت این اقتصاد مقاومتی است یا جفنگ و توهین به انقلاب ، زیرا ارائه این آمارها و ارقام بدون محتوا و سند است .» وی عنوان کرد: «ما عادت کردهایم که همهچیز را به دست ما بدهند، فرهنگ کار، پشتکار و تلاش، نظارت و دلسوزی کجاست؟ و همواره منتظر معجزه ، خام فروشی هستیم .» فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان با اشاره به زمانهای گذشته و فرهنگ کار و تلاش در بین افراد ، تشریح کرد: «اکنون فرهنگ کار در بین افراد از بین رفته است و پیچوخمهای اداری هم در استانها مشکلساز شدهاند اما نباید سرد شویم زیرا این دوران را باید سپری کنیم.» نوری اظهار داشت: «بعد از فرهنگ کار و آموزش نیازمند تصمیم و اراده هستیم و قطعاً اقتصاد مقاومتی هم فرهنگ میشود، اینکه توقع داشته باشیم همهچیز به دست ما برسد، روزبهروز وابستهتر میشویم.»
شست و شوی 70 کیلومتر از شبکه فاضلاب شهر کرمان
طی آبان ماه 70 کیلومتر از شبکه فاضلاب شهر کرمان شستشو شد. هادی دهقانی، مدیر بهرهبرداری فاضلاب شهر کرمان با اعلام این خبر گفت: «طی این مدت 550671 مترمکعب فاضلاب جمعآوری و تصفیه شد.» وی در ادامه از انجام 400 فقره آزمایش و 3500 متر ویدئو متری شبکه در مدتزمان مذکور خبر داد.
تکمیل طرح تأمین آب ارزوئیه با حفاری یک حلقه چاه
با حفاری یک حلقه چاه در دشت قادرآباد ارزوییه طرح تأمین آب شهروندان ارزوییه تکمیل میگردد. عباس سلطانی معاون فنی و توسعه شرکت آب و فاضلاب استان کرمان با اعلام این خبر گفت: «این طرح که از سالهای قبل جهت تأمین آب شرب شهر ارزوئیه آغازشده است با اجرای 24 کیلومتر خط انتقال 400 و ساخت 5000 مترمکعب مخزن ذخیره و حفاری 3 حلقه چاه انجامشده که با حفاری و تجهیز این چاه مشکل کمبود آب مردم این شهر برطرف میگردد.»
تخصیص نیافتن اعتبار
برای اجرای پروژه فاضلاب شهر کرمان
هشت ماه از سال 95 گذشته اما هنوز اعتباری برای اجرای پروژه فاضلاب شهر کرمان اختصاص نیافته است. محمدعلی سیاهکویی مجری پروژه فاضلاب شهر کرمان با اعلام این خبر افزود: «از ابتدای سال جاری تاکنون 17500 متر شبکه فاضلاب با لولههای در اقطار 200 الی 1200 میلیمتر در شهر کرمان اجرا و 2000 سیفون فاضلاب نیز نصبشده است.» وی اضافه کرد: «در سال 94 فقط 20 درصد از اعتبار تخصیص دادهشده برای پروژه فاضلاب شهر کرمان پرداخت شد و در حال حاضر باوجوداینکه 8 ماه از سال جاری سپریشده هیچگونه اعتباری تخصیص نیافته است.»
آشنایی دانش آموزان علامه حلی با مرکز انتقال نفت رفسنجان
تعداد 50 نفر از دانش آموزان و مدیران دبیرستان تیزهوشان علامه حلی از مرکز انتقال نفت رفسنجان بازدید کردند. به گزارش روابط عمومی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران منطقه جنوب شرق، دانش آموزان کلاسهای اول و دوم مقطع دبیرستان بهمنظور آشنایی با شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، از مرکز انتقال نفت رفسنجان بازدید کردند. احمد وقاری رئیس مرکز انتقال نفت رفسنجان که در این بازدید دانش آموزان را همراهی میکرد، گفت: «طی این بازدید دانش آموزان بهطورکلی با شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، فرآوردههای انتقالی از بندرعباس به رفسنجان، نحوه رسید و ارسال فرآوردهها، حریم خطوط لوله، مخابرات و آتشنشانی خطوط لوله و همچنین مخازن سقف ثابت و شناور آشنا شدند.»
آمادهباش شرکت گاز استان کرمان در اولین بارش برف
روابط عمومی شرکت گاز استان کرمان نوشت: همزمان با بارش اولین برف و کاهش محسوس دمای هوا در استان کرمان، ستاد بحران شرکت گاز در اولین ساعات روز برفی تشکیل و اقدامات لازم انجام و با برنامهریزی لازم و تمهیدات مؤثر جریان گاز هیچیک از شهرها و روستاهای استان قطع نگردید. محمدعلی ودیعتی، مدیرعامل شرکت گاز استان کرمان در خصوص تشکیل فوری ستاد بحران و اقدامات ضروری آن گفت: «طی سرمای شدید و بارش برف در برخی شهرها و روستاهای استان، ستاد بحران این شرکت در اولین ساعات بارش رحمت الهی تشکیل و سریعاً تمامی واحدهای امداد، تعمیرات، مخابرات، ایمنی، HSE، نشتیابی، حمل و نقل مسئولین ستاد با استقرار خود در سطح شهر تمامی شبکهها، خطوط انتقال، تأسیسات گازرسانی و ایستگاهها را بازدید و با برنامهریزی و هماهنگی واحدها جریان گاز مشترکین محترم استمرار یافته و قطع گاز در استان را تاکنون شاهد نبودیم.»
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
در گفت و گوی «پیام ما» با معاون عمرانی شهردار کرمان بررسی شد
سیر تا پیاز پروژه های عمرانی
تقریباً پای ثابت جلسات شورای شهر است و اعضای شورا چندوچون پروژههای در حال اجرا را از او میپرسند. محمدرضا فرقانی که از اسفندماه 92 و در زمان شهرداری ابوالقاسم سیف الهی معاون عمرانی شهرداری شد، پیشازاین مسئول دفتر طراحی و نظارت معاونت فنی عمرانی بود و در زمان شهرداری علی بابایی در سمت معاونت عمرانی ابقا شد. بهانه گفتوگوی ما با فرقانی، احداث بوستان هزار در سهراه جوپاری بود. محلی که بر اساس طرح تفصیلی شهر کرمان قرار است در آینده به تقاطع غیرهمسطح بدل شود و احداث بوستان را مورد تردید قرار میدهد. سؤالات ما اما فقط به همین موضوع ختم نشد و سعی کردیم درباره مهمترین پروژههای شهری کرمان از معاون عمرانی شهردار سؤال کنیم. با او که خوشروتر از آنچه فکر میکردم بود، در دفترش همکلام شدیم. درحالیکه دورتادور اتاقش نقشه پروژههای مختلف نصبشده بود. ماحصل گفتوگوی یکساعته ما با محمدرضا فرقانی را در ادامه بخوانید:
طرح تفصیلی شهر کرمان در دسترس اعضای شورای شهر قرار دارد؟
بله. دارند.
برخی اعضای شورا به ما گفتند که این طرح را ندیدند.
ببینید طرح تفصیلی چیزی نیست که فقط در اختیار ما باشد. اعضای شورا هر زمان خواستند میتوانند به طرح تفصیلی دسترسی پیدا کنند. هیچ مشکلی ندارد.
آخرین اصلاحیه طرح تفصیلی مربوط به سال 86 است دیگر؟
بله.
مردم اگر بخواهند، طرح تفصیلی را در اختیارشان میگذارید؟
مردم نه.
چرا؟ شهروندان مگر نباید از همه امور آگاه باشند؟
ببینید طرح تفصیلی یک نقشه فنی و تخصصی است. این مباحث فنی آنچنان به درد مردم نمیخورد.
حالا شما فرض کنید ما به عنوان نماینده مردم بخواهیم طرح تفصیلی را به شهروندان نشان دهیم.
هر قسمتی از طرح تفصیلی را خواستید، در اختیارتان میگذاریم. مورد خاصی وجود ندارد که نخواهیم نشان دهیم.
بر اساس طرح تفصیلی، سهراه جوپاری (از سمت دانشگاه آزاد به سمت اللهآباد) قرار است تقاطع غیرهمسطح شود. این در حالی است که بوستان هزار هم در همین مکان دارد ساخته میشود. اصلاً قرار است تقاطع غیرهمسطح شود؟ اگر جواب آری است، پس چرا آنجا بوستان میسازید؟
ببینید طرح تفصیلی و طرح جامع حملونقل و ترافیکی، طرحهای بالادستی هستند که ما بر اساس اینها باید طراحیها را انجام دهیم. یعنی ما اول باید طرح تفصیلی را نگاه کنیم و بعد تصمیم بگیریم. بعد طرح جامع حملونقل و ترافیک را بررسی میکنیم که آیا فلان نقطه بهعنوان یک طرح ترافیکی دیدهشده یا خیر. این دو طرح ملاک عمل ما بهعنوان طرحهای بالادستی هستند. درجایی که شما گفتید، بله در طرح تفصیلی آمده که باید تقاطع غیرهمسطح ساخته شود. اما چه نوع تقاطع غیرهمسطحی، یعنی زیرگذر و یا روگذر چهار لوپ (حلقه گردش) و دو لوپ مشخص نشده. طرح را آماده کردیم و میتوانید ببینید. (طرح را نشان میدهد.) اگر روگذر دو لوپ باشد، که اصلاً کاری به بوستان هزار ندارد.
اگر چهار لوپ باشد که دقیقاً یک لوپ از پارک میگذرد.
فرض بگیریم مصوب شود که تقاطع روگذر شود و چهار لوپ باشد. اولاً که ما بوستان هزار را طوری میسازیم که در مسیر لوپ در آینده نباشد. یعنی در قسمتی که لوپ از آن میگذرد، درختی کاشته نمیشود و سعی میشود کمترین تخریب پارک را داشته باشیم. اما باید یک نکته اساسی را در نظر بگیرید. ما همین الان اگر بخواهیم سهراه جوپاری را به یک تقاطع غیرهمسطح تبدیل کنیم، اولین مشکل بحث تملک است. سهراه باید چهارراه شود و به میدان هفت باغ بخورد. قبل از تصویب طرح باید بخشی از ملکهای دانشگاه آزاد و شخصی را تملک کنیم. ادامه زمینها هم در مالکیت طلاب و جوادالائمه هستند. یعنی ما کلی تملک داریم.
تملکها قبول. اما بالاخره اگر روزی قرار به اجرایی شدن این طرح باشد، باید بخشی از بوستان به گفته شما تخریب شود. بهتر نبود ابتدا تکلیف تقاطع غیرهمسطح سهراه جوپاری را مشخص میکردید و بعد به فکر احداث بوستان میافتادید؟
ببینید بههرحال یک زمین در آن مکان بود و شهروندان را اذیت میکرد. اهالی این منطقه اعتراض دارند که یا طرح اجرا شود و یا فکری به حال زمین شود. امکان اجرایی شدن طرح که فعلاً نیست. پس ما باید یک فکری میکردیم.
احداث این بوستان برای شهرداری چه هزینهای دارد؟
شاید 15 میلیون تومان هم نشود. ما طرح را سبک گرفتیم. اگر دو لوپ اجرا شد که اصلاً مشکلی نیست…
خب موضوع این است که هنوز چیزی قطعی نشده. با اماواگر صحبت میکنید. اگر چهار لوپ شد چه؟ بهتر بود صبر میکردید که تکلیف طرح مشخص شود.
طرح که قطعی است و باید روزی اجرا شود.
قطعی هست اما اینکه زیرگذر، روگذر با چهار لوپ یا دو لوپ باشد که قطعی نـیسـت.
فرض کنید که در بدترین حالت چهار لوپ تصویب شد. شما میگویید نباید بوستان هزار احداث شود؟
نه. تا زمانی که تکلیف چگونگی اجرای طرح بهطور قطعی مشخص نشده، نه. اگر هم میخواهید حتماً اینجا بوستان باشد، باید بعد از ساخت پل، بخشی را فضای سبز میکردید.
خب پلی بسازیم که انتهایش بسته باشد؟
خب بههرحال وقتی قرار است در آن مکان پل ساخته شود، نباید بوستانی بسازید که بعداً قرار باشد آن را تخریب کنید. دلیل نمیشود با این منطق بروید جلو که بگویید ما نمیتوانیم تملک کنیم، پس فعلاً بوستانی بسازیم که احتمال دارد حداقل بخشی از آن تخریب شود.
اگر در بدترین حالت پل چهار لوپ شود، محل پایههای یک لوپ که در بوستان است، کمی تخریب میشود. شما خودتان را بگذارید جای شهروندانی که در آن منطقه زندگی میکنند. آیا ما صبر کنیم تا زمان تملکها؟ شما فکر میکنید ما میتوانیم تملک دانشگاه آزاد را که آنجا سوله دارد، به این زودیها انجام دهیم؟ اگر قرار باشد در محل بوستان هزار، لوپ باشد، فقط پایههای لوپ در بوستان قرار میگیرد و تخریب به صفر میرسد. اگر لوپ خاکریز اجرا شود، فقط محل خاکریز تخریب میشود که تخریب چندانی ندارد.
بوستان بلااستفاده نمیشود؟
داخلی لوپ که بوستان نیست و به سمت بزرگراه است. پشت لوپ، بوستان است. من این را میخواهم به شما بگویم، اجرای چنین طرحهایی که تملکهای کلان دارد، امروز انجام نخواهد شد.
فکر میکنید چند سال دیگر میتوانید به سمت اجرای این پل بروید؟
ما اگر همت کنیم ظرف چهار یا پنج سال آینده تازه میتوانیم به سمت تفکیک زمینهایی که نیاز به تملک دارند برویم. تا این زمان خدا را خوش نمیآید که مردم آن منطقه اذیت شوند. فرض کنید ما الان یک راستگرد خشک هم بزنیم، نمای بدی دارد.
گفته میشود برخی ساختمانهای ساختهشده در نزدیکی این بوستان پروانه ندارند.
بهطورکلی مشکلی در این زمینه وجود ندارد و اکثراً پروانه دارند.
بگذریم. این روزها بحث بر سر پروژههای شهری بالاگرفته. سخنگوی شورا در مصاحبه با هفتهنامه «تجارت شرقی» گفته «قرار بوده 9 پروژه با 300 میلیارد اجرا شود، اما الان 5 پروژه 600 میلیارد هزینه داشته.» این موضوع را تأیید میکنید؟ چگونه تعداد پروژهها نصف شده اما هزینهها دو برابر؟
من این 600 میلیارد تومان را تابهحال نشنیدهام و قبول ندارم.
یعنی این حرف سخنگوی شورا را رد میکنید؟
بله. امروز اولین بار است که من این رقم را میشنوم. توافق ما با خاتم اینجاست، میتوانید ببینید. (نشان میدهد.) بر اساس تفاهمنامه اولیه پروژههای ابوذر، بلوار هوانیروز، راهآهن، امامجمعه، فیروزه، میدان آزادی، چهارراه سمیه (طهماسب آباد) و ولیعصر (باغ ملی) باید اجرا شوند. الان پنج پروژه هوانیروز، راهآهن، آزادی، ابوذر و ولیعصر در حال اجرا هستند. از هشت پروژه، پنج پروژه در حال اجرا هستند. امامجمعه، سمیه و فیروزه به دلیل مشکل ترافیکی فعلاً اجرا نشدهاند و بعدازاین پروژهها اجرا میشوند. بعد از ولیعصر، سمیه اجرا میشود. قطعاً این سه پروژه اجرا خواهند شد.
سخنگوی شورا خبر داده که حداقل تا پایان شورای چهارم این سه پروژه اجرا نخواهند شد.
اینکه مخالفت کنند یا نه با خودشان است اما اینها جزو توافق است و باید اجرا شوند.
همان قرارگاه خاتمالانبیا هم اجرا میکند؟
بله. جزو تفاهمنامه است. یک سری موارد را هم شورای شهر با قرارگاه صحبت کردهاند و مواردی مثل سهراه شرفآباد اضافهشدهاند. مطالعات این سهراه انجامشده و آماده است برای نقشههای اجرایی. اما ما هنوز کاری نکردیم و فقط پروژههای تفاهمنامه اولمان را فعلاً اجرا میکنیم.
در مورد هزینه 600 میلیاردی هنوز توضیح ندادید.
برای هشت پروژه، 500 میلیارد تومان توافق شده که در تفاهمنامه هم آمده.
یعنی اگر هر هشت پروژه اجرا میشدند، بهطور متوسط هزینه هرکدام 60 تا 70 میلیارد میشد. حالا که پنج پروژه اجرایی شده، هزینهها به چه صورت است؟ باز هم همان 500 میلیارد شده؟
برای پروژههای سهراه راهآهن، هوانیروز، ولیعصر و ابوذر یک قرارداد 240 میلیاردی بستهشده. یعنی هر پروژه بهطور متوسط 60 میلیارد. میبینید که اگر اجرای پروژهها کم شده، رقم بالا نرفته. برای پروژه آزادی هم قرارداد جداگانهای بستهشده که هزینه توافق شده تقریباً 106 میلیارد تومان است.
این هزینهها برای اجرای کامل پروژه است؟ یعنی بیشتر نمیشود؟
خیر. کلاً همین رقمهاست. آن چیزی که از 500 میلیارد میماند هم برای سه پروژه دیگر است.
این تفاهمنامه و این اعداد و ارقام به تأیید شورا هم رسیده؟
بله. نمایندگان شورا آن را امضا کردند.
الان امضای نماینده شورا هم در این تفاهمنامه هست؟
توافق اولیهای که خود شورا با خاتم امضا کرده، امضای نماینده شورا هم هست. در اینجا ما قراردادی که بین خاتم و شهرداری بستهشده را داریم.
الان همه این پروژهها که اجرایی شدند، به تأیید شورا رسیدند؟
اگر تأیید شورا نباشد که ما نمیتوانیم کار را شروع کنیم.
پس شما میگویید تمام پروژهها به تأیید شورا رسیده؟
چهار پروژه 240 میلیاردی بله. آزادی هم با توافق اولیه شورا انجامشده. بدون تأیید شورا هیچ کاری را شروع نمیکنیم. میدان آزادی را هم فرستادیم شورا، توافق اولیه انجامشده و به ما برگرداند و ما در حال انجام دادن کارهایی که شورا خواسته هستیم و بهزودی تأییدیه را میگیریم.
پس چرا اعضای شورا میگویند قرارداد آزادی به تأییدشان نرسیده؟
بحث پلوس مانده بود که شورا باید نظر دهد. ضریب پلوس را منتظر ماندیم که شورا به ما اعلام کند که اعلام کرد و بر اساس آن ما در حال آماده کردن قرارداد هستیم.
به نظر شما ساخت یک پل با 60 میلیارد تومان گران نیست؟ تقاطعهای غیرهمسطحی که پیش از خاتم در کرمان ساخته شدند، چقدر هزینه داشتند؟
تکنیک پلسازی که از نظر منظر شهری در حال حاضر توسط خاتم در کرمان اجرا میشود، در هیچکدام از پروژههای پیشین نبوده. ببینید مثلاً پل چهارراه احمدی که از نظر ریالی اصلاً با پلهای فعلی قابلمقایسه نیست، آیا از منظر شهری، شما بهعنوان یک شهروند این پل را قبول دارید؟
الان که پل ولیعصر را هم خاتم روگذر ساخته و شبیه چهارراه احمدی میشود.
روگذر هست، اما تکنیکش خیلی فرق میکند.
برای من شهروند ظاهر مهم است که شبیه پل چهارراه احمدی نشود.
نه. تکنیک خیلی مهم است. پل فلزی و زمخت چهارراه احمدی را ببینید. سگمنتالی که ساخته میشود، حداقل پایه اینها 65 متر است. بالاترین پلی که در کرمان ساختهشده، فاصله نهایتاً 22 متر است.
خب هزینه ولیعصر نسبت به چهارراه احمدی چند برابر شده. به نظر شما تکنیک ساخت آنقدر ارزش دارد که هزینه چندین برابر شود؟
اصلاً این دو پل قابلمقایسه نیستند. اصلاً نمیشود آنها را با هم مقایسه کرد.
پس به اعتقاد شما این پلهایی که خاتم برای کرمان میسازد، گران نشده.
اصلاً گران نشده. به نفع شهر و شهرداری بود که به این سمت برویم. تکنیک جدیدی بهکاررفته که در آینده نزدیک بومیسازی میشود. در پلهای فعلی محل نصب و همهچیز کاملاً مشخصشده. در چهارراه احمدی نگاه کنید یک قسمتهایی خاکریز دارد اما انجامنشده و رفته. پل چهارراه فرهنگیان در هر طرف به طول 100 تا 150 متر خاکریز دارد. ولی این اتفاق که در مرکز شهر نمیتواند بیفتد. ما الان خاکریز داریم اما به طول 50 متر نهایتاً آن هم تا ارتفاع دو متر. میشد از همان ارتفاع صفر سگمنتال بگذاریم اما با توجه به تجربهای که در شهرهای دیگر مثل تهران بوده، اگر از همان اول سگمنتال میگذاشتیم، جای کارتنخوابها میشد به همین دلیل تا ارتفاع 2 متری مجبور هستیم خاکریز داشته باشیم. از 2 متر به بالا سگمنتال میگذاریم. الان پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) هم به طول 50 متر تا ارتفاع 2 متر خاکریز داریم. اگر میخواستیم با همین ارتفاع در پل احمدی خاکریز اجرا کنیم، حداقل طولش 150 متر میشد. اما پل شهید بادپا دیگر نقطه کور ندارد و تمام فضاها باز است.
در شورای شهر برخی اعضا میگفتند که پیمانکاران بومی میتوانستند با نصف قیمت خاتم، برخی پروژهها را انجام دهند.
بله، ممکن است شما بهعنوان یک پیمانکار بگویید با 50 میلیارد پروژه آزادی را اجرا میکنید. موضوع این است که تکنیک شما برای شرایط شهر جوابگو نیست.
چرا پروژه ولیعصر زیرگذر نشد؟
ما بر اساس طرحهای بالادستی که گفتم طرحهای پیشنهادی را ارائه میکنیم. 17 پیشنهاد برای پروژه ولیعصر داشتیم. طرحهای پیشنهادی بر اساس طرحهای هندسی و ترافیکی ارائه میشود. وقتی طرحها را آماده کردیم، به کارگروه ترافیک میفرستیم. بعد نظرات آنها را اعمال میکنیم و دوباره به کارگروه میفرستیم. کارگروه ترافیک به شورای ترافیک استان میفرستد. شورای ترافیک نظرات خود را میدهد و آنجا مصوب میشود که روگذر باشد یا زیرگذر.
یعنی شورای ترافیک استان مصوب کرد که ولیعصر روگذر باشد؟
ببینید ممکن است از نظر آنها پروژه هم بتواند روگذر باشد و هم زیرگذر. ممکن است اصلاً طرح ما که روگذر بوده را قبول کنند که همینطور هم شد.
چرا شهرداری باید پیشنهاد روگذر دهد؟ با چه منطقی باید وسط شهر روگذر ساخته شود؟
ببینید الان طرح گنبد جبلیه که زیرگذر است، ایراداتی دارد. دسترسی بین دو طرف قطعشده.
خب الان ولیعصر که روگذر است هم راست گرد و چپ گرد ندارد.
نه. دسترسی به همهجا دارد. ترافیک غالب ما در ولیعصر شرق به غرب است. ما شمال به جنوب را روگذر کردیم. ترافیک روانتر میشود. دو گردش به چپ و راست وجود دارد. آنهایی که از شهید رجایی میخواهند به شریعتی وارد شوند به یک چراغ میخورند. ما اگر میتوانستیم ساختمان تربیتبدنی را تملک کنیم، با یک لوپ مشکل حل میشد.
الان کسانی که میخواهند از شریعتی به شهید رجایی بروند از کدام مسیر میروند؟
بدون هیچ چراغ قرمزی میتوانند وارد شوند.
از شهید رجایی به شریعتی چه؟
یک چراغ قرمزی گذاشته شده که اینها بتوانند گردش به چپ را انجام دهند.
خب وقتی از شهید رجایی به شریعتی بیایند، با خودروهایی که مسیر مستقیم را از شریعتی میآیند، برخورد پیش نمیآید؟
نه. از بغل شریعتی جا گذاشتیم که راحت رد شوند. از شرق به غرب شریعتی اصلاً برخوردی نداریم.
مدتزمان اجرای پروژهها در تفاهمنامه آمده؟
بله. 24 ماه.
برای همه پروژهها؟
بله.
فکر میکنید همه پروژهها سر زمان مقرر به پایان برسند؟ البته در مورد آزادی که استاندار بارها گفته تا 22 بهمن امسال به بهرهبرداری میرسد.
ما همه پیگیر هستیم که 22 بهمن تمام شود.
پس قطعی نیست.
ببینید 22 بهمن سه فاز افتتاح میشود. بلوار جمهوری، استقلال و رینگ دور میدان آزادی.
زیرگذر آزادی پس میماند؟
چون باید از بهمنیار بتنریزی سقف انجام شود که خیلی مشکل و سخت است. شاید تا 22 بهمن بتوانیم تمام کنیم.
درصد پیشرفت پروژهها چقدر است؟
درصدی که الان میگویم مربوط به روزهای اخیر نیست و فکر میکنم مربوط به چند ماه قبل باشد. دو رقم در اینجا مطرح است، درصد برنامهای و درصد واقعی پیشرفت فیزیکی. پل شهید بادپا (سهراه راهآهن) برنامهای 67.39، واقعی 33.57، شهید الله دادی (ابوذر) برنامهای 34.7، واقعی 35.87 درصد، شهدای خلبان (هوانیروز) که بدترینش است، باید 27 درصد پیشرفت میکرد که 9 درصد پیشرفت داشته، ولیعصر (باغ ملی) برنامهای 38 درصد بوده که 29 درصد پیشرفت داشته، آزادی 24 درصد برنامهای بوده که 34 درصد پیشرفت داشته. یعنی آزادی از برنامه جلو است. البته این میزان پیشرفت مربوط به چند ماه پیش است و الان آزادی بالای 50 درصد پیشرفت دارد.
تا الان چقدر هزینه شده؟ یعنی شهرداری چقدر به خاتم پرداخت کرده؟
فکر میکنم تا امروز ما نباید زیاد به خاتم بدهکار باشیم. اگر زمینهایی که قرار بود به خاتم واگذار شود، واگذارشده باشد، چندان بدهکار نیستیم. ما خیلی از کارکرد خاتم عقب نیستیم.
میشود گفت 50 درصد هزینهها پرداختشده؟
خیر. اما میتوانم بگویم خیلی عقب نیستیم.
در مورد پل سیدی هم خیلی جنجال شده و میگویند نباید هفت دهنه زده میشد و شهرداری در زمان آقای سیف الهی اشتباه کرده. حتی سخنگوی فعلی شورا میگفت که شهردار سابق هم اشتباه را قبول کرده.
در مورد طرح خود طراح میتواند توضیح دهد و قانع میشوید. ببینید لوپ های پل سیدی خاکریز نیست. وقتی لوپ خاکریز نباشد، عبور و مرور زیر پل قطع نمیشود. ما به دلیل بالا بودن تملکها، سه لوپ را بدون خاکریز انجام میدهیم. بهراحتی میتوانید از زیر پل رد شوید. طراح میگوید برای اینکه دسترسی وجود داشته باشد و طول موردنیاز، با دودهنه نمیشود. مشاور خیلی محکم پای طرحش ایستاده.
شما چه اعتقادی دارید؟
من میگویم میشد با دودهنه ساخت اما مشکلاتی به وجود میآمد.
پس شما با طرح اجرا شده برای پل سیدی موافقید.
بله.
پل امیرکبیر در چه وضعی است؟ قرار است روگذر باشد یا زیرگذر؟
روگذر است.
سخنگوی شورا میگفت شورا با روگذر مخالفت است.
اصلاً این طرح را خود شورا هم مصوب کرده که روگذر باشد. نامه هم به ما زدند. آقای جعفری هم نماینده شورا در بحث برآوردها بود.
