بایگانی مطالب نشریه

گزارش ویژه «پیام ما» از ماجرای مخالفت با سخنرانی علی مطهری در یک دانشگاه علوم پزشکی درگیر و دار سیاست

گزارش ویژه «پیام ما» از ماجرای مخالفت با سخنرانی علی مطهری در یک دانشگاه

علوم پزشکی درگیر و دار سیاست

 

رییس علوم پزشکی کرمان اگرچه مخالفت خود با سخنرانی علی مطهری در این دانشگاه را «غیرسیاسی» خوانده بود اما اعضای انجمن اسلامی علوم پزشکی نظر دیگری در این خصوص دارند.

صبح چهارشنبه بود که خبری همراه با عکس یک نامه در برخی رسانه‌ها، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، منتشر شد. خبر مربوط به مخالفت علی‌اکبر حق‌دوست، رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان با درخواست انجمن اسلامی این دانشگاه مبنی بر سخنرانی علی مطهری در روز 15 آذر بود. پس از انتشار این خبر، رسانه‌های اصولگرا با آب‌وتاب از مخالفت رییس یک دانشگاه دولتی با سخنرانی علی مطهری به دلیل «مواضع سخیف و تنش‌زا» این نماینده می‌نوشتند و اعتراض دولت و اصلاح‌طلبان به لغو سخنرانی مطهری در مشهد را زیر سؤال می‌بردند. از سوی دیگر رسانه‌های اصلاح‌طلب این اقدام رییس علوم پزشکی کرمان را مغایر باسیاست‌های دولت تدبیر و امید می‌خواندند و به این اقدام شدیداً معترض بودند. خصوصاً که دانشگاه باهنر کرمان با درخواست «مجمع اسلامی دانشجویان» این دانشگاه برای سخنرانی مطهری در همان روز موافقت کرده بود. 

عقب‌نشینی علوم پزشکی

درحالی‌که نبرد رسانه‌ای ادامه داشت، علی‌اکبر حق‌دوست در گفت‌وگو با «پیام ما» مواضع متفاوتی گرفت و از «استقبال خود از سخنرانی مطهری» خبر داد. او به ما گفت که «قرار است مراسم روز دانشجو را جامعه اسلامی برگزار کند و انجمن نمی‌تواند.» حق‌دوست از توافق بین تشکل‌های دانشجویی خبر داد که بر مبنای این توافق «قرار شد سال 93 انجمن، سال 94 بسیج و سال 95 جامعه مراسم روز دانشجو را برگزار کند.» رییس علوم پزشکی کرمان حتی پا را فراتر گذاشت و گفت: «ایشان {مطهری} هر هفته‌ای بخواهند، می‌توانند سخنرانی کنند. اصلاً نیازی به دعوت انجمن اسلامی هم نیست و من خودم شخصاً از آقای علی مطهری دعوت می‌کنم که در دانشگاه علوم پزشکی کرمان سخنرانی کنند.» او از تماس خود با مطهری خبر داد تا نشان دهد دلیل مخالفتش با سخنرانی این نماینده، سیاسی نبوده است. (متن این مصاحبه را می‌توانید در شماره 799 پیام ما مورخ 4/9/95 در سایت روزنامه بخوانید.)

آغاز اعتراض به رییس علوم پزشکی

پس از انتشار این مصاحبه، در فضای مجازی و گروه‌های تلگرامی، انتقادات زیادی از رییس علوم پزشکی کرمان شد. برخی اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه، عقب‌نشینی حق‌دوست را نپذیرفتند و از سابقه مخالفت‌های وی با سخنرانی حامیان دولت و اصلاح‌طلبان در علوم پزشکی کرمان در سال‌های قبل خبر دادند. در این میان برخی رسانه‌ها از تماس اعتراضی وزیر بهداشت با حق‌دوست خبر دادند. برای اطلاع از جزئیات بیشتر، با سه دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال‌های 93، 94 و 95 و رییس علوم پزشکی کرمان صحبت کردیم که در ادامه می‌توانید بخوانید.

 

مخالفت با سخنرانان

و تعلیق انجمن در سال 93

سعید افخمی، دبیر انجمن اسلامی علوم پزشکی کرمان در سال 93 بوده است. او انتقادات زیادی از رییس علوم پزشکی کرمان دارد و معتقد است حق‌دوست ازجمله مدیران اصولگرای دولت تدبیر و امید است.

  رییس علوم پزشکی به ما گفته توافق شده بود که هر انجمن یک سال مراسم 16 آذر را برگزار کند. آیا این توافق را که در زمان دبیری شما باید رخ‌داده باشد، تأیید می‌کنید؟

خیر. توافقی نبوده. سال 93 برای میلاد حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، 13 آبان و 16 آذر هر سه تشکل انجمن، جامعه و بسیج درخواست داده بودند. مراسم اول را به جامعه دادند و 13 آبان را به بسیج. به همین دلیل قرار شد 16 آذر را ما برگزار کنیم. اما برای این مراسم به ما گفتند که با جامعه و بسیج مشترکا برگزار کنید که ما مخالفت کردیم و با رایزنی زیاد توانستیم موافقت دانشگاه را برای 16 آذر بگیریم. توافقی مبنی بر اینکه هرسال یک تشکل مراسم 16 آذر را برگزار کند، نبوده.

  گفته می‌شود برای 16 آذر 93 که انجمن اسلامی برگزارکننده مراسم بوده، با سخنرانانی که شما پیشنهاد کردید، مخالفت شده. یکی از سخنرانان پیشنهادی هم گویا همین آقای مطهری بوده.

مراسم آن سال داستان جالبی دارد. از همان روزهای آغازین ترم پاییز 93 که من وارد دانشگاه شدم، یعنی شهریورماه، برای 16 آذر درخواست برگزاری مراسم را دادیم. درحالی‌که روال بر این است یک هفته پس از درخواست، موافقت یا مخالفت خود را اعلام می‌کنند، چند روز قبل از مراسم روز دانشجو، به ما اطلاع دادند که می‌توانید برگزار کنید. یعنی فقط می‌خواستند ما در چند روز یک سخنران پیدا کنیم. بااین‌حال ما از قبل فکر این را کرده بودیم و با چندین نفر رایزنی کردیم. قبل از برگزاری مراسم من به دفتر آقای حق‌دوست رفتم و گفتند با سخنرانان مخالفت شده. سخنرانان پیشنهادی ما برای این مراسم تا آنجایی که یادم است جواد اطاعت، صادق زیباکلام، محمدرضا خاتمی، حسین مرعشی، علی مطهری، پسر دکتر شریعتی و پسر دکتر بهشتی بودند. هرکدام را به ترتیب اعلام کردیم، شفاهی مخالفت کردند. چند روز قبل از مراسم هم به ما اعلام کردند که از بین این سخنرانانی که اعلام کردید، کسی را دعوت نکنید و تا 12 آذر وقت دارید سخنران دیگری معرفی کنید در غیر این صورت برگزاری مراسم به تشکل دیگری واگذار می‌شود. ما هم از آقایان اسلامی و اسلام‌پناه دعوت کردیم. 

  چرا در سال 93 انجمن تعلیق شد؟

من صاحب‌امتیاز یک نشریه‌ای در دانشگاه بودم که هیچ وابستگی به انجمن نداشت. به دلیل اشتباهی غیر عمد، این نشریه با مشکل مواجه شد، اما انجمن را به مدت سه ماه تعلیق کردند درحالی‌که انجمن نقشی در این نشریه نداشت. درنهایت هم با تلاش ما این تعلیق یک‌ماهه شد.

 

مخالفت با سخنرانی

 اصغر زاده در سال 94

ارسلان مقبلی دبیر انجمن اسلامی علوم پزشکی در سال 94 بوده است. او سال 93 هم دبیر سیاسی این انجمن بود و حالا عضو شورای مرکزی پردیس انجمن اسلامی است.

   شما در جریان توافقی که رییس علوم پزشکی مدعی است بین تشکل‌ها برای برگزاری مراسم 16 آذر شکل‌گرفته، بودید؟

سال 94 به ما این را گفتند و مراسم را به بسیج دادند. به همین دلیل ما یک روز بعد از روز دانشجو مراسمی برگزار کردیم.

 در سالی که شما دبیر انجمن بودید، با سخنرانی ابراهیم اصغر زاده، از اصلاح‌طلبان شناخته‌شده، مخالفت شد. ماجرا از چه قرار بود؟

برای 17 آذر 94 ما آقایان نقاشی و اصغر زاده را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم. درحالی‌که مجوز هم گرفته بودیم، افرادی از دانشگاه همان روز به فرودگاه رفتند و می‌خواستند آقای اصغرزاده را برگردانند. درنهایت اگرچه نتوانستند وی را برگردانند اما اجازه سخنرانی اصغرزاده در دانشگاه را ندادند و مراسم آن سال با سخنرانی آقای نقاشی برگزار شد.

 

مخالف سخنرانی مطهری بودند نه مراسم

امیر عسگر پور در حال حاضر دبیر انجمن اسلامی علوم پزشکی است. با او درباره مخالفت با سخنرانی مطهری در دانشگاه صحبت کردم.

  شما از توافق بین تشکل‌ها برای برگزاری مراسم روز دانشجو باخبر بودید؟

وقتی من دبیر شدم اطلاعی به ما ندادند.

  رییس علوم پزشکی می‌گوید به دلیل اینکه امسال نوبت جامعه اسلامی است، با مراسم شما مخالفت شده.

ببینید در نامه‌ای که به ما دادند به‌هیچ‌عنوان اشاره‌ای به مراسم ما که قرار بود روز 15 آذر برگزار شود، نکردند. در این نامه صریحاً با سخنرانی علی مطهری مخالفت شده است. علاوه بر این هنوز هم دلیل مخالفت را به ما نگفته‌اند.

  حالا که رییس علوم پزشکی عقب‌نشینی کرده و گفته هر وقت مطهری خواست به دانشگاه بیاید، شما به فکر دعوت مجدد از وی هستید؟

علی مطهری گفته دیگر نمی‌آید و ما فعلاً برنامه‌ای در این خصوص نداریم.

  مخالفت با سخنرانی علی مطهری و حامیان دولت، برای اولین بار است که رخ می‌داد؟

نه. این اولین بار نیست. در سال‌های قبل هم اتفاقات مشابهی رخ‌داده است.

 

دفاع رییس علوم پزشکی از تعلیق و مخالفت‌ها

علی‌اکبر حق‌دوست، رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان همچنان از مواضعی که دو روز قبل در گفت‌وگو با ما داشت، دفاع می‌کند.

 اگرچه شما گفتید دلیل مخالفت با سخنرانی علی مطهری سیاسی نبوده، اما برخی دانشجویان و فعالان سیاسی معتقدند سابقه شما چیز دیگری می‌گوید و تاکنون چندین بار با سخنرانی‌های حامیان دولت مخالفت کرده‌اید.

ببینید برای هر مراسم بسته به شرایط، مکان و زمان تصمیم‌گیری می‌شود. مثلاً اگر قرار باشد یک چهره بزرگ در مکانی کوچک سخنرانی کند، مخالفت می‌شود و سخنران تنها یکی از عواملی است که در کمیته تصمیم‌گیری متشکل از ریاست دانشگاه، نماینده نهاد رهبری و نماینده وزیر بهداشت، بررسی می‌شود. بعد هم باید بگویم اگر ما صرفاً می‌خواستیم سیاسی برخورد کنیم، با تریبون آزاد با حضور سهیلا جلودار زاده مخالفت می‌کردیم. در این تریبون آزاد که بچه‌های انجمن آن را برگزار کردند، صحبت‌های مختلفی مطرح شد که حتی وزارت بهداشت را هم موردانتقاد شدید قرار می‌داد اما ما اصلاً اعتراضی نکردیم. مخالفت کردن با برخی برنامه‌ها فقط مختص انجمن اسلامی نیست و همه تشکل‌ها را دربر می‌گیرد. گرچه شاید از هر پنج مراسمی با یک مراسم مخالفت شود.

 چرا سال 94 با سخنرانی آقای اصغر زاده مخالفت کردید؟ درحالی‌که اعضای انجمن می‌گویند مجوز هم داشتند اما افرادی را به فرودگاه فرستادید و درنهایت اجازه ندادید سخنرانی برگزار شود.

اول بگویم که در این مورد به‌طور کامل حضور ذهن ندارم. اما فکر می‌کنم مشکل اصلی در این خصوص عدم رعایت برخی موارد بود. دو تا سه هفته قبل از مراسم باید موضوع سخنرانی هم مشخص می‌شد که نکرده بودند. در یک مورد یادم هست یک نامه برای ما فرستاده بودند که نه تاریخ داشت و نه شماره. حالا یادم نیست این موضوع مربوط به آقای اصغر زاده بود یا فرد دیگری.

 آقای حق‌دوست، این موضوع را که سال 93 با سخنرانی افرادی همچون محمدرضا خاتمی، حسین مرعشی، جواد اطلاعت، صادق زیباکلام و علی مطهری برای مراسم 16 آذر مخالفت کردید، تأیید می‌کنید؟

به‌طور دقیق حضور ذهن ندارم. در مورد جلساتی که قبلاً با مشکل مواجه شده‌اند، باید بگویم که با خیلی از این افراد حتی صحبت هم نشده بود و ما اصلاً به روی بچه‌ها نیاوردیم. این در حالی است که باید با خود سخنران هم هماهنگی کنند اما بعضاً که ما چک می‌کردیم می‌دیدیم که اصلاً هماهنگی نشده و درخواست‌ها بیشتر جنبه تقابل دارد.

 ماجرای سخنرانی علی مطهری همین امسال چه؟ حتی اگر بپذیریم که امسال نوبت جامعه بوده، چرا در نامه‌ای که داده بودید به مراسم اشاره‌ای نشده بود و فقط نوشته بودید با سخنرانی علی مطهری مخالفت می‌شود؟

اول بگویم که آقای مطهری همان اول اعلام کرد که در یک روز فقط در یک جا سخنرانی می‌کند. بعدازاینکه چنین جوی پیش آوردند که ما با سخنرانی مطهری مخالفت کردیم، من به ایشان زنگ زدم و گفتم اگر شما حاضرید در دو جا سخنرانی کنید، ما صورت قضیه را عوض کنیم که قبول نکردند. اما دانشجویان بااینکه می‌دانستند علی مطهری چنین موضعی دارد، خواستند ما را در یک دوراهی قرار دهند که اگر مخالفت کردیم، بگویند دانشگاه نگذاشته و اگر موافقت کردیم بگویند مطهری نیامده.

 روز چهارشنبه و پس از انتشار مخالفت شما با سخنرانی مطهری، وزیر بهداشت با شما تماس گرفت و در این خصوص از شما انتقاد کرد که چرا مخالفت کردید؟

تماس‌هایی با وزارتخانه برقرار شد. به‌هرحال طبیعی است که وزارتخانه رصد کند. پس از تماس و توضیحاتی که ما دادیم، همه‌چیز حل‌وفصل شد.

 گفته می‌شود که شما با انجمن که تنها تشکل اصلاح ‌طلب دانشگاه علوم پزشکی کرمان است، چندان تعامل ندارید و هوای تشکل‌های دیگر را بیشتر دارید. وقتی هم می‌بینیم که انجمن اسلامی یک ماه تعلیق می‌شود، باورمان نمی‌شود مدیری از دولت تدبیر و امید چنین کاری کرده.

اولاً من خودم در دورانی که یادم می‌آید در تشکل‌ها فعال بودم و شرایط آن‌ها را درک می‌کنم.

 مهم این است که در کدام تشکل‌ها و با چه طرز فکری فعال بوده‌اید.

در بسیج، جهاد دانشگاهی و مدت زیادی در انجمن‌های اسلامی فعال بودم. تشکل‌ها را درک می‌کنم. متأسفانه برخی تشکل‌ها در دانشگاه علوم پزشکی به‌جای اهداف اصلی که دارند، به اهداف فرعی پرداختند. انجمن اسلامی قبل از دوران ریاست من اصلاً فعالیتی نداشت. همان ابتدا که من رییس شدم، چندین جلسه برگزار کردیم و انجمن فعال شد. از همان ابتدای فعالیت اما یک سری خط‌های انحرافی در انجمن ایجاد شد و فاصله افتاد. اما بازهم ما به درخواست‌ها رسیدگی کردیم. این رسیدگی به معنای موافقت با همه درخواست‌ها نیست بلکه همه را بررسی کردیم و همان‌گونه که با دیگر تشکل‌ها رفتار می‌کنیم، با انجمن رفتار کردیم.

 پس چرا انجمن تعلیق شد؟ به خاطر نشریه‌ای که ازنظر حقوقی به انجمن وابسته نبود.

یکی از مدیران ارشد انجمن اسلامی مسئول این نشریه بود. وقتی یک خطا در این نشریه رخ داد، ما از بچه‌های انجمن خواستیم که بنویسند این نشریه، نشریه انجمن نیست و انجمن خود را از این اشتباه مبرا کند. آن موقع جلسه گذاشتیم و گفتیم لطفاً اعلام کنید که انجمن حمایتی از این نشریه نمی‌کند و نسبت به‌اشتباه رخ‌داده انتقاد دارید. بچه‌های انجمن اما فرار روبه‌جلو کردند و نزدیک به یک ماه و نیم طول کشید و درنهایت قبول نکردند. وقتی خود مجموعه قبول نکرد که ارتباطش با این نشریه را رد کند، چاره‌ای جز تعلیق نبود. بعد از تعلیق هم مجدداً انجمن به‌سرعت تشکیل شد و حتی افرادی که قبل از تعلیق عضو ارشد بودند مجدداً در انتخابات شرکت کردند. اگر قصد ما تعطیلی انجمن بود که مجدداً نمی‌توانستند کار کنند. ما با همه یکسان برخورد می‌کنیم. همان‌گونه که با برخی جلسات انجمن مخالفت شده، برخی جلسات بسیج هم لغو شده. حتی یک‌بار انتخابات جامعه اسلامی را به دلیل یک مشکل لغو کردیم. اما متأسفانه بچه‌های انجمن برخی مسائل را کش می‌دهند.

 انتقاد دیگری که به شما وارد است، استفاده از مدیرانی است که جهت‌گیری سیاسی کاملاً مشخصی دارند. مثلاً مدیر دانشکده مدیریت و برنامه‌ریزی شما، به‌طور علنی در مصاحبه با یک سایت از سخنرانی علی مطهری انتقاد کرده.

من ندیدم. ایشان ممکن است نظری داشته باشد اما مهم نظر کمیته نظارت بر تشکل‌هاست.

 به‌هرحال این شائبه پیش می‌آید که شما از یک طیف خاص مدیرانتان را انتخاب می‌کنید که بیشتر منتقد دولت تدبیر و امید هستند.

محیط دانشگاه تخصصی است و ما از روی تخصص انتخاب می‌کنیم. بعضاً برخی افراد گرایش سیاسی دارند اما همه باید فارغ از گرایش‌های سیاسی عمل کنند. ما یک میثاق نامه هم داریم که همه مسئولان دانشگاه قبل از قبول مسئولیت آن را امضا می‌کنند و در آن تأکید شده که بدون گرایش سیاسی عمل شود.

 

قاتل خاموش جان گرفت مرگ کودک 3 ساله و بستری شدن کودک 8 ساله

قاتل خاموش جان گرفت 

مرگ کودک 3 ساله و بستری شدن کودک 8 ساله

زهرا بیرامی نیا

در احمدآباد بردسیر خانواده‌ای چهار نفره دچار گازگرفتگی شدند. متأسفانه کودک سه‌ساله خانواده جان باخت و سه تن دیگر در بیمارستان بستری هستند.

سه‌شنبه دوم آذرماه، با کاهش ناگهانی دما در استان و بخصوص مناطق سردسیر، خانواده‌ها بیش‌ازپیش به وسایل گرمایشی روی آوردند. خانواده‌ای در احمدآباد بردسیر در آن شب سرد پاییزی کنار بخاری گازی‌شان آرمیده بودند. شب قبل زن به خواهرش که در همسایگی او زندگی می‌کند از سردرد و حالت تهوع شکایت می‌کند. حوالی ظهر چهارشنبه خواهر متوجه می‌شود سروصدایی از خانه کناری نمی‌آید. یادش از کسالت خواهر میفتد.کسی زنگ خانه را پاسخ نمی‌دهد. با غیرعادی تلقی کردن این موضوع کودکی را بالای دیوار می‌فرستد تا درب را بگشاید، چهار عضو خانواده در حالتی شبیه به خواب، اما در حقیقت نیمه هشیار به سر می‌برند. نیروهای امدادی کم‌وبیش به محل حادثه می‌آیند. دکتر حسنی صفات رئیس بیمارستان بردسیر توضیح می‌دهد: «میزان گاز مونوکسید تنفس شده توسط مصدومان مشخص نیست. کسی نمی‌داند چند ساعت در معرض تنفس گاز بوده‌اند. آسیب جدی به مغز و سطح هشیاری افراد واردشده که به‌سادگی قابل جبران نیست. متأسفانه کودک سه‌ساله خانواده در این حادثه جان می‌سپارد. مسئولان بیمارستان اعلام می‌کنند که مراقبت‌های ویژه را برای این بیماران انجام داده،  در حال حاضر والدین را به بیمارستان افضلی پور کرمان منتقل کرده و به‌محض فراهم شدن تخت خالی برای کودک ۱۲ ساله او را نیز انتقال خواهند داد. 

در تماس خبرنگار «کرمان نو» با رییس مرکز فوریت‌های پزشکی وضعیت این خانواده مثل چند روز گذشته بیان شد که همچنان به دستگاه متصل هستند. خطر مرگ آن‌ها را تهدید نمی‌کند. دکتر صابری در پاسخ به این سؤال که آیا آسیب جدی به آن‌ها واردشده؟ گفت: «طی یکی دو روز آینده که از دستگاه جدا شوند و تنفس معمولی داشته باشند وضعیت جسمی آن‌ها اعلام خواهد شد.» گاز مونوکسید کربن گازی بدون رنگ و بو است. 

عمده‌ترین منبع تولید این گاز سوختن ناقص نفت و گاز است ولی اصولاً در اثر احتراق هر نوع ماده سوختنی خصوصاً در محیط‌های دربسته و فاقد اکسیژن ممکن است تولید شود. استفاده از آبگرمکن یا بخاری‌های مستعمل یا دارای نقص فنی و فاقد دودکش یا دارای دودکش بدون عملکرد مناسب در منزل بیشترین موارد ابتلا به مسمومیت را تشکیل می‌دهند. ازآنجاکه تمایل این گاز برای ترکیب با هموگلوبین خون ما ۲۵۰ برابر بیش از اکسیژن است لذا با بالا رفتن درصد آن در هوای اتاق، به‌سرعت باعث ایجاد مسمومیت خواهد شد و اکسیژن‌رسانی به بافت‌های مختلف بدن ازجمله مغز و قلب را دچار اختلال می‌کند که به علت بی‌رنگ و بی‌بو بودن این گاز، ممکن است وجود آن در محیط تا زمان ایجاد علائم مسمومیت شدید موردتوجه واقع نشود. علائم مسمومیت حاد با این گاز شامل سردرد، سرگیجه، تهوع و استفراغ و احتمالاً درد شکمی و سپس حالت بیهوشی، تشنج و اغما است. 

در بیماران مبتلا به ناراحتی‌های قلبی ممکن است تشدید بیماری یک علامت هشداردهنده باشد. از سایر علائم مسمومیت می‌توان به سفتی عضلات، افزایش تعداد تنفس، کاهش فشارخون و گاه تنگی مردمک‌ها اشاره کرد. اگر فردی در اثر ابتلا به مسمومیت با گاز مونوکسید کربن جان خود را از دست ندهد ممکن است دچار نواقص عصبی و روانی پیشرفته نظیر فلج عضوی یا اختلال قوای مغز می‌شود. مسمومیت شدید با این گاز می‌تواند کشنده باشد.

 

رونمایی از مستند «هوتک در شیدایی» به کارگردانی سید حمید میرحسینی

رونمایی از مستند

«هوتک در شیدایی»

به کارگردانی سید حمید میرحسینی

1- خانه هنرمند در ابتدای خیابان زریسف یکی از خانه های قدیمی کرمان به شمار می رود. هنوز که هنوز است در این خانه، روضه خوانی برپا می شود و سایه خیمه امام حسین(ع) بر حیاط زیبا و دلربای آن پهن است. صاحبان این خانه با هنر بیگانه نیستند. سال ها پیش یک سریال تلویزیونی در این خانه بازی شد. پنج شنبه گذشته نیز یک اتفاق خوب افتاد.

سید حمید میرحسینی، فیلمساز کرمانی، مستند«هوتک در شیدایی» را در همین خانه رونمایی کرد. مستندی که مدت هاست میرحسینی را به خود مشغول کرده است.  هوتک در شیدایی  روایتی از هنر«شبیه خوانی» در روستای هوتک است. هنری که می گویند قدمت اجرای آن در هوتک به دویست سال پیش باز می گردد. آن روز سرد و برفی ده ها نفر از دوستداران هنر تعزیه در خانه هنرمند گرد هم آمدند تا در آخرین روزهای ماه صفر به تماشای تعزیه بنشینند. آمدند تا از هوتک بشنوند و اشعار آیینی گوش دهند. هوا سرد بود و دل ها گرم. گرم از محبت به سرور و سالار آزادگان! گرم از محبتی که در طول قرن ها مانند جویباری در تاریخ بشریت جاری شده و به راه خود ادامه داده است. و این بار و این جا و در این نقطه هنر تعزیه به روایت این عشق نشسته است.  

2- در ابتدای این مراسم، رییس شورای اسلامی روستای هوتک ضمن خیر مقدم به حضار، روستای خود را این گونه معرفی کرد:«روستای هوتک در 35 کیلومتری شمال شرقی شهرستان کرمان قرار دارد. این روستا 300 هکتار مساحت و حدود 4 هزار نفر جمعیت و هزار و 300 خانوار و بیش از 800 سال قدمت دارد.» 

 عباس شادمند ادامه داد:«بناهای تاریخی مانند حمام کلبعلی خان، پایاب 60 پله و باغ مهرابی و تکیه امام حسین و مسجد جامع با قدمتی چند صد ساله برگی از شناسنامه این روستا می باشند. ذوق و هنر از خصوصیات بارز این روستا بوده به طوری که هنر شال بافی، ترمه بافی، قالی بافی و همچنین تعزیه از هنرهای این دیار می باشد.»

وی با اشاره به دیرپایی تعزیه در منطقه هوتک افزود:«اجرای هنر تعزیه در روستای هوتک به دو قرن می رسد. دیرینگی این هنر باعث شده که مستندسازان برجسته تصمیم بگیرند تا با تهیه مستند، این هنر را نیز هم چون ابنیه در تاریخ این روستا ماندگار نمایند.»

علیزاده، مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیز در این آیین رونمایی از میرحسینی به خاطر ساخت مستند هوتک در شیدایی تشکر کرد و خبر از اتفاقی سینمایی در آینده ای نزدیک داد.

وی گفت:«در پایان آذرماه همزمان با برگزاری سینما حقیقت در تهران ما نیز به عنوان تنها استان این جشنواره را برگزار خواهیم کرد.» 

3- اما گپ و گفت ها به همین جا ختم نشد. آبان ملک محمدی، مجری مراسم، با نام بردن از عبدالرضا قراری،رییس انجمن نمایش استان، از او دعوت کرد تا به تراس خانه هنرمند( که به عنوان سن مراسم از آن استفاده شد) بیاید و صحبت های خود را درباره آیین تعزیه ایراد کند. 

قراری گفت:«تعزیه از نادر نمونه های فرهنگی است که در دوره های حاکمیتی طراحی شده است. این هنر در سه مقطع تاریخی آل بویه، صفویه و قاجار طراحی شده است. تعزیه هنری است که حاکمیت آن را به عنوان سامان دهنده مفهوم ملیت در منطقه مطرح کرد. تعزیه به خاطر اعتقادات مذهبی – که مرز بین قدرت و شریعت را ترسیم می کند-  جدای از حوزه طراحی شده توسط حاکمیت راه خودش را ادامه داد و در دوره های مختلف توسط مردم، مدیریت شد.» 

رییس انجمن نمایش کرمان در ادامه با طرح این سوال که ما چگونه می توانیم تعزیه را حفظ کنیم و اصلا چه شکلی از تعزیه باید حفظ شود و ادامه پیدا کند؟ خاطرنشان کرد:«در ابتدای امر مدیران باید تکلیف خود را با تعزیه روشن کنند که آیا می خواهند تعزیه به عنوان ابزار ساماندهی بین کنش های خودشان و مردم انجام وظیفه کند؟ البته این اتفاق در دوره هشت ساله خاص این اتفاق افتاد و به تعزیه آسیب وارد کرد. خواسته ای که در این جمع می توان در میان گذاشت این است که باید از دولتی شدن تعزیه خودداری کرد.  نهاد قدرت نباید تعزیه را مدیریت کند. چون نوعی انحراف در ارزش های ارتباطی و اعتقادی مردم به وجود می آید. مردم باید این کنش ها را مدیریت کنند.» 

وی پژوهش در زمینه تعزیه را ضروری دانست و گفت:« گروه های اجرایی تعزیه نیز باید به یک جمع بندی برسند که آیا می خواهند تعزیه راه سنتی خود را ادامه دهم یا میل به مدرن شدن دارد. برخی گروه های اجرایی میل به مدرن شدن دارند؛ اما  بدون تحلیل منطقی می خواهند به حوزه مدرن وارد شوند. البته اگر به طور عمیق نگاه کنیم، خود تعزیه سنتی هم هنری است که با نظریات فقها در حوزه های علمیه افتراقاتی دارد و با متخصصان باید روی آن کار کنند.» 

قراری افزود:«گروه های اجرایی تعزیه به جای این که سرمایه های موجود را به آذین بندی اختصاص دهند، می توانند صرف موضوع های دیگر مرتبط با تعزیه کنند. به عنوان مثال وقتی که در روستای هوتک، تعزیه ای برگزار می شود، حتماً حسینیه ای برای اجرای تعزیه وجود دارد. معماری این حسینیه باید به گونه ای باشد که همه امکانات مورد نیاز بینندگان تعزیه از جمله رفت و آمد و… را فراهم نماید. مدیران محلی و گروه های اجرایی تعزیه باید با معماری محل ارتباط برقرار و محل اجرا را به روز کنند.»

وی با تأکید دوباره بر لزوم پژوهش در خصوص نحوه اجرای تعزیه گفت:«نهاد علمی – پژوهشی برای پالودن ارزش های سنتی لازم است. مشاوران علمی باید وارد کار شوند. مجریان تعزیه نیز به جای این که سرمایه های جمع آوری شده را صرف خرید یک کلاه خود 4 میلیون تومانی یا طبل یاماهای 35 میلیونی کنند، این مبالغ را به پژوهش اختصاص دهند. اگر یک پژوهشگر به مدت سه، چهار سال در کنار گروه تعزیه باشد آن گاه تفاوت های کار مشخص خواهد شد و گروه ها به سمت هر چه بهتر شدن پیش خواهند رفت. برای این که اتفاق مبارکی در حوزه تعزیه بیفتد نیاز است که گروه های تعزیه خود را خودبسنده در دانش تعزیه ندانند.» 

رییس انجمن نمایش با اشاره به انحراف هایی که در تعزیه به چشم می خورد خاطرنشان کرد:«من نود درصد تعزیه های شمال شرق کرمان را دیده ام. گروه های تعزیه در این مناطق نه شکل تعزیه آیینی دارند و نه ارتباط با مردم را در دستور کار خود قرار داده اند. شکل های موجود تعزیه کارکرد آیینی و مذهبی خود را از دست داده اند. جالب است که برخی از مکاتب مسلط امروز تعزیه انحرافاتی شدید تر نسبت به دیگر مکاتب دارند.»

4- در ادامه این آیین، حسین شهابی، شاعر کرمانی، مثنوی آیینی در مدح و منقبت خاندان رسول خدا را قرائت نمود. جمعی از هنرمندان استان در مراسم حضور داشتند. در پایان مراسم یک عدد کلاه خود قدیمی تعزیه و یک طاقه شال کرمانی به سید حمید میرحسینی اهدا شد. شال کرمانی از جمله صنایع دستی استان کرمان که در حال حاضر روستای هوتک به تنهایی بار احیای آن را بر دوش می کشد. 

 

در حاشیه برخورد دو قطار مسافربری یاد سیستم‌های کنترل خطوط جنگ جهانی دوم بخیر

در حاشیه برخورد دو قطار مسافربری 

یاد سیستم‌های کنترل خطوط جنگ جهانی دوم بخیر

 

محمدکاظم خانجانی

حادثه برخورد دو قطار مسافربری سمنان مشهد و تبریز مشهد که تا این لحظه آمار تلفات آن حداقل 44 کشته و بیش از ۱۰۰ زخمی بوده است، مرا به یاد خاطره‌ای در سال ۱۳۸۳ انداخت. در آن سال‌ها به ‌واسطه تحصیل، با قطار بسیار سفر می‌کردم. در یکی از سفرها، بلیت مستقیم از تهران به کرمان موجود نبود و به‌ناچار دو بلیت تهیه کردم. از تهران به زواره و از زواره به کرمان که تنها عیب این نوع بلیت خریدن این بود که از زمان پیاده شدن از قطار تهران، می‌بایست شش ساعت را در زواره منتظر رسیدن قطار کرمان بمانم. از این‌ دست سفرها کم نداشتم و در ذهن خودم در آن شش ساعت می‌توانستم در شهر زواره سیاحتی داشته باشم و با فرهنگ مردمی جدید آشنا شوم. ساعت چهار بعدازظهر بود که قطار به ایستگاه زواره رسید و در همان ابتدا متوجه شدم که این ایستگاه در پانزده کیلومتری شهر است و به دلیل نبودن تاکسی و هر نوع وسیله ایاب و ذهاب، امکان سیاحت در شهر وجود ندارد. به‌ ناچار در نمازخانه ایستگاه نشستم. جوانی به نمازخانه آمد، نمازش را خواند و پرسید: منتظر کدام قطار هستی؟ گفتم: قطار کرمان! گفت تا ساعت ۱۰ شب خیلی مانده است، بیا در دفتر ایستگاه بنشین. اینجا سرد است. به همراه جوان که اپراتور ایستگاه بود به دفتر کنترل رفتیم. ساختمان دفتر یادگار زمان رضاشاه بود و انبوهی از چراغ‌های چشمک‌زن و کلید، بر روی میزی بزرگ، زیر پنجره رو به ایستگاه وجود داشت. از آن جوان که بسیار مؤدب، گرم، مهمان‌نواز و از اهالی زواره بود پرسیدم کار این دستگاه‌ها چیست؟

گفت: این تجهیزات در زمان جنگ جهانی دوم توسط آلمانی‌ها و سوئدی‌ها برای راه‌آهن سراسری شمال به جنوب نصب‌شده است و به‌صورت اتوماتیک حرکت قطارها، جهت قطارها، سرعت قطارها و تعداد محور متحرک بر روی ریل را در یک‌زمان کنترل کرده، نشان می‌دهد و به‌صورت اتوماتیک جلوی هرگونه اشتباه انسانی منجر به حادثه را می‌گیرد. به شوخی به او گفتم: پس چرا شما اینجایی؟ گفت: با این دستگاه عملاً امکان حادثه وجود ندارد ولی یکی از خصوصیات این دستگاه این است که حضور اپراتور را نیز چک می‌کند و اگر در مواقع لازم با فشار دادن کلیدهای خاص اعلام حضور نکنیم، عدم حضورمان را با تلگراف به مرکز اطلاع می‌دهد. در تأیید صحبت‌هایش نیز به این نکته اشاره کرد که تاکنون در خط راه‌آهن سراسری شمال به جنوب هیچ حادثه‌ای از نوع برخورد قطار رخ نداده است و تنها حوادث، خروج قطار از ریل به سبب کهنه بودن ریل‌ها بوده است. حال که به حرف‌های آن جوان فکر می‌کنم دلم بیش ‌از پیش برای کشته‌شدگان حادثه اخیر می‌سوزد زیرا به‌سادگی می‌توان دریافت که این حادثه (که در آن حداقل شش خطا و قصور علنی مشاهده می‌شود) یک حادثه نبوده است بلکه دلیل آن عملکرد کشنده سیستم کنترل الکترونیکی و بی‌کفایتی و بی توجهی نیروهای ناظر انسانی بوده است؛ به بیان‌ دیگر در حال حاضر سیستم‌های کنترل خطوط جدید راه ‌آهن کشور، حتی قابلیت‌های کنترلی دوران جنگ جهانی دوم را ندارند.

 

توسعه و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌ها در طول چهار سال توسط شهرداری بم

توسعه و ساماندهی

 پارک‌ها و بوستان‌ها 

در طول چهار سال توسط شهرداری بم

مهندس ریاضی شهردار بم گفت: «در راستای اهداف فرهنگی در طول چهار سال شهرداری بم به احداث و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌های زیادی اقدام نموده که می‌تواند تأثیرات فرهنگی و رفاهی مثبتی در محل موردنظر احداث پارک‌ها و بوستان‌ها داشته باشد.» وی افزود: «هدف از احداث پارک‌ها و بوستان‌ها ضمن ایجاد روحیه نشاط و شادابی، این است که شهروندان بمی بتوانند در نزدیک‌ترین محل زندگی خود از این امکانات بهره‌مند شوند.» شهردار بم عنوان کرد: «در کنار احداث پارک‌ها و بوستان‌ها به ساماندهی و توسعه بعضی پارک‌ها هم اقدام نموده‌ایم که می‌توان به مهم‌ترین آن‌ها پارک 22بهمن، پارک امام‌زاده زید، پارک شورا و دوست دار کودک اشاره کرد. همچنین در پارک 22 بهمن به همه مسائل رفاهی، فرهنگی و مذهبی توجه ویژه شده است که در حال حاضر استقبال بی‌نظیر مردم از پارک 22 بهمن نشانگر رضایت مطلوب آن‌ها از اقدامات انجام‌شده در این پارک می‌باشد سعی داریم در آینده‌ای نزدیک این پارک را به یکی از زیباترین پارک‌های استان کرمان تبدیل کنیم.» مهندس ریاضی یکی از دلایل مورد اهمیت در توسعه و ساماندهی پارک ارگ قدیم به سبک معماری سنتی که در کنار بزرگ‌ترین بنای خشت و گلی جهان{ارگ قدیم} قرار دارد ورود گردشگران داخلی و خارجی به شهر بم دانست و افزود: «اقدامات صورت گرفته در این پارک از نیازهای مبرم شهر در جذب گردشگران است. همچنین با توجه به حجم زیاد مسافران نوروزی در ایام تعطیلات عید به شهر بم و بازدید از ارگ قدیم می‌توانند از این پارک استفاده مطلوب داشته باشند.» وی اظهار داشت: «در حال حاضر شهرداری اقدام به احداث پارک‌های بسطامی، نارنجستان و بانوان کرده است که وجود پارک بسطامی و نارنجستان در حاشیه بلوار خلیج‌فارس می‌تواند بر اهمیت فرهنگی و زیبایی شهر بم بیفزاید.» 

شهردار بم اقدامات، احداث، توسعه و ساماندهی پارک‌ها و بوستان‌ها را این‌گونه عنوان کرد: 

توسعه و سامان‌دهی پارک 22بهمن

افزایش سطح چمن و فضای سبز، زیباسازی محیط پارک با اجرای نقاشی، نصب المان و ساخت آلاچیق، نصب تلویزیون شهری، نصب آب‌نمای موزیکال و ساخت مسجد، ساخت پلاتو جهت تمرین و نمایش تئاتر، فراهم کردن امکانات تفریحی با همکاری بخش خصوصی، افزایش روشنایی،تعویض کله چراغ‌ها و ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ‌های روشنایی

سامان‌دهی پارک شورا 

ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ روشنایی، تعویض کابل‌های فرسوده، نصب علامت خطر در مسیر کابل‌های برق

 سامان‌دهی پارک امام‌زاده زید

ایمن‌سازی و نصب علامت خطر بر روی پایه چراغ‌های روشنایی، تعویض پایه چراغ، تعویض کابل‌های فرسوده، تعویض کله چراغ‌های فرسوده 

 سامان‌دهی و توسعه پارک افلاطونیان و پارک ایستگاه کرمان و بوستان‌های اطراف میدان مهدویت (ایستگاه نرماشیر)

ساماندهی بوستان جنب ایستگاه آتش‌نشانی شماره 2 

احداث پارک‌ها و بوستان‌های سطح شهر بم واقع در خیابان‌ها و بلوارها به شرح ذیل: 

 بلوار شهید محمدآبادی جنب حوزه علمیه، خیابان چمران، خیابان سید طاهرالدین، خیابان ولی‌عصر، خیابان مصطفی خمینی، خیابان مولوی، خیابان کشاورز، بلوار حوزه و دانشگاه، خیابان ایثارگران، خیابان المهدی، خیابان جانبازان، کوچه صاحب‌الزمان 7، بوستان امیرکبیر، بوستان شهرک امام خمینی، پارک مرصاد

پارک‌های در حال احداث: 

پارک بسطامی، پارک نارنجستان، پارک بانوان، بوستان گلچین واقع در خیابان بوعلی کوچه بهداشت مسلم نیا.

مهندس ریاضی خاطرنشان کرد: « ساماندهی پارک دوست دار کودک در راستای اهداف فرهنگی کودکان و نوجوانان و توسعه و ساماندهی ارگ قدیم و دیگر پارک‌ها و بوستان‌ها ادامه دارد که متعاقباً اعلام می‌گردد.»

 

44 کشته در برخورد دو قطار مسافربری رییس جمهور: مقصران احتمالی وقوع حادثه تلخ معرفی شوند

44 کشته در برخورد دو قطار مسافربری 

رییس جمهور: مقصران احتمالی وقوع حادثه تلخ معرفی شوند

بامداد جمعه برخورد دو قطار در ایستگاه هفت‌خوان شاهرود، تعدادی کشته و مجروح برجا گذاشت. تا لحظه تنظیم این گزارش فارس خبر داد که تعداد کشته‌ها به 44 نفر رسیده است. به گزارش عصر ایران، برای امداد رسانی به حادثه دیدگان ،نیروهای اورژانس و هلال‌احمر به محل اعزام شدند. سرپرست اورژانس کشور با اعلام این‌که هنوز نمی‌توان آمار دقیق کشته‌شدگان حادثه برخورد دو قطار در ایستگاه هفت‌خوان را اعلام کرد تعداد مصدومان حادثه برخورد قطار را 82 تن اعلام کرد و افزود: «مصدومان به بیمارستان‌های سمنان و دامغان اعزام شدند و حال عمومی آن‌ها وخیم نیست.»فارس هم خبر داد که 103 نفر مصدوم شدند. این تصادف منجر به آتش‌سوزی شد و تعدادی نفر دچار سوختگی شدند.  ایستگاه هفت‌خوان نزدیک شهرستان سمنان واقع شده است.  معاون هلال‌احمر استان سمنان خبر داد: «مجروحان سانحه قطار دامغان حدود 100 نفر و جان‌باختگان 30 تا 40 نفر پیش‌بینی می‌شود.»  اورژانس کشور هم از انتقال 52 مصدوم به مراکز درمانی خبر داد 43 مصدوم به بیمارستان ولایت دامغان و 9 مصدوم به بیمارستان کوثر سمنان منتقل شده‌اند. ۵ مأمور فنی قطار در سانحه دیروز جان باختند.

واکنش رییس جمهور

رییس جمهور به دنبال سانحه برخورد دو قطار مسافربری در استان سمنان خواهان بررسی و اعلام دلایل وقوع این حادثه تلخ و معرفی مقصرین احتمالی و بکارگیری تمام اقدامات لازم برای درمان سریعتر مصدومان شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری،‌ متن پیام حجت الاسلام حسن روحانی خطاب به معاون اول رییس جمهوری به این شرح است: جناب آقای دکتر جهانگیری، معاون اول محترم رییس جمهور، سانحه دردناک برخورد دو قطار مسافربری در استان سمنان که منجر به جان باختن و مصدومیت تعدادی از هموطنان عزیزمان و از جمله پرسنل خدوم راه‌آهن گردید، باعث غم و اندوه فراوان گردید. لازم است فوراً دستگاه‌های مسئول، به‌ویژه وزارت راه و شهرسازی نسبت به بررسی و اعلام دلایل وقوع این حادثه تلخ و معرفی مقصرین احتمالی اقدام نمایند و تمام اقدامات و تمهیدات فنی و مدیریتی را برای جلوگیری از تکرار چنین حوادث دلخراشی پیش‌بینی و اجرا نمایند. همچنین ضروری است همه دستگاه‌های امدادی و استانی، به‌ویژه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تمام اقدامات لازم را برای درمان سریعتر مصدومان به عمل آورند. اینجانب با عرض تسلیت به خانواده‌های محترم داغدیده، از درگاه خداوند متعال برای جان‌باختگان این حادثه ناگوار مغفرت و رحمت، برای عموم بازماندگان صبر و برای آسیب‌دیدگان شفای عاجل و سلامتی کامل مسئلت دارم.

 

شال کرمانی؛ زینت بخش دربار پادشاهان

شال کرمانی؛ زینت بخش دربار پادشاهان

شال‌بافی کرمان یکی از گنجینه‌های در حال فراموشی میراث فرهنگی ایران است. شال ترمه کرمانی در روزگاران گذشته رونق فراوان داشت و محصول دست هنرمند شال‌باف کرمانی زینت‌بخش دربار ایران در دوران قاجار و یکی از رقبای سرسخت شال کشمیر بود.

این شال از کرک و پشم مرغوب گوسفندان و بزهای کرمانی بافته می‌شد و مرغوبیت مواد اولیه‌اش ارزش و اعتبار ویژه‌ای به آن می‌داد. تجربه طولانی در امر شال‌بافی، مرغوبیت کرک بز به علت خشکی هوا و کمی باران و در نهایت وجود کارگر ارزان به دلیل عدم وجود فعالیت‌های زراعتی و صنعتی دیگر از جمله عواملی بود که موجب مرغوبیت شال کرمان در گذشته بود و حتی بعضی از مقامات دولتی برای ترویج و کیفیت شال کرمانی اقداماتی می‌کردند. 

در مورد پیشینه صنعت شال‌بافی در کرمان می‌توان به گذشته‌ای یک هزار ساله اشاره کرد، آن جا که در جزو اموالی که از المکتفی خلیفه عباسی باقیمانده بود، یک رقم «18 هزار طاقه شال کرمانی» بود.

باستانی‌پاریزی می‌نویسد:«موقعیت جغرافیایی کرمان و از طرف دیگر به علت کمی بارندگی، کرک بزها بسیار مرغوب بود و از کرک، شال و عباهای بسیار ظریف می‌بافتند که از مخمل لطیف‌تر است.»

مرغوبیت پشم کرمان و شال‌های بافته شده از این پشم به قدری بوده است که «تاورنیه» سیاح و تاجر معروف که برای خرید آن به کرمان آمده درباره آن نوشته است:«در اواخر سنه 1647م (1058هـ.ق)  در سفر سوم به ایران، یکی از پارسیان را ملاقات کردم. از حال پشم‌های اختصاصی جویا شدم، معلوم شد که منبع اصلی این پشم ایالت کرمان است.

کرمان همان کارامانی قدیم می باشد. در کوه‌های مجاور شهر علف‌هایی می‌روید که این خاصیت به آن ها اختصاص دارد. تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت ابریشم متعلق به آن هاست. از این پشم، شال می‌بافند که در ایران به کمر می‌بندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب می‌دهند که من دو طاقه از آن ها را به فرانسه آورده‌ام.»

در گذشته شال کرمانی شالی زیبا و قیمتی بود که شهرت جهانی داشت به حدی که رونق شال کشمیر را شکست.

«سرپرسی سایکس» درباره شال کرمانی گفته است:«این متاع از حیث ظرافت به قالی ترجیح دارد و اکثر به دست اطفال خرد‌سال بافته می‌شود و اهالی کرمان به واسطه ذوق و شوق فوق‌العاده‌ای که دارند از این کار خسته، مریض و فرسوده نمی‌شوند. تعداد دستگاه‌های دایر در کرمان به 3 هزار بالغ می‌شود و سالانه 300 هزار تومان که معادل 60 هزار لیره است، شال از دستگاه خارج می‌شود.»

 

مروری بر زندگی وحید پورمرادی، ورزشکار جیرفتی بدنسازی که بدون دو دست و یک پا فیگور می گیرد

مروری بر زندگی وحید پورمرادی، ورزشکار جیرفتی

بدنسازی که بدون دو دست و یک پا فیگور می گیرد 

 

خودش می‎گوید مگر می‏‎شود تاریخ و روزش را از یاد ببرم؟ می‎گوید تلخ‎ترین روز زندگی‎ام بوده و ثانیه به ثانیه آن را به یاد دارم. ۲۷ مهر ۸۷ بود که زندگی روی دیگرش را به من نشان داد و  …

وحید پور مرادی، اول فرودین سال ۱۳۶۵ در جیرفت کرمان به دنیا آمد. پس از سپری کردن دوران تحصیل، به همراه برادرش، شغل نصب داربست را انتخاب کرد. او در کارش مهارت داشت. ۲۷ مهرماه ۸۷ همانند همیشه صبح زود برای کار، سر ساختمان می‎رود. در حال نصب داربست است که ناگهان یکی از میله‎ها به تیربرق فشار قوی‎ای که در کنار ساختمان قرار داشته، برخورد می‎کند و … از آن لحظه به بعد چیزی را به یاد ندارد اما برادرش که در نزدیکی او بوده، می‎گوید؛ فشار برق آنقدر زیاد بود که به شدت برادرم پرتاب شد.

در جیرفت بیمارستانی که امکانات لازم را داشته باشد وجود نداشت و او را به یکی از بیمارستان‎های شهر کرمان منتقل می‎کنند. مدتی بعد به هوش می‎آید می‎بیند که دست‎ها و پاهایش را باندپیچی کرده‎اند و .. سرانجام داستان غم‎انگیر جوان کرمانی، قطع شدن دو دست و یک پا است. این قصه پرغصه وحید پورمرادی است.

ادامه داستان را از زبان خودش بخوانید:

در بیمارستان کرمان پس از چند روز بستری بودن به من گفتند که باید دست‎ها و پاهایم قطع شود و هیچ راهی برای بهبود آنها نیز وجود ندارد. باورم نمی‎شد و فکر می‌کردم این یک شوخی مسخره است اما مرا به بیمارستان شهید مطهری تهران منتقل کردند. امیدوار بودم که در آنجا پزشکان نظر دیگری داشته باشند اما آنها هم گفتند باید دست‎ها و پایت را قطع کنیم. دست راستم را از آرنج و ۵ انگشت پای راستم را هم قطع کردند. دنیا روی سرم خراب شده بود. یک هفته بعد گفتند، دست چپت را هم نمی‎توان نگه داشت و آن را هم قطع کردند. دنیا برایم تمام شده بود. به پرستاران التماس می‎کردم که من را خلاص کنید. هر روز از آنها می‎خواستم که مرا بکشید اما آنها قبول نمی‎کردند. تصور اینکه آینده و زندگی‎ام چگونه خواهد بود، برایم غیر قابل تصور بود. نا امید و افسرده بودم و فقط آرزوی مرگ می‎کردم.

تا ۲ سال نمی‎توانستم حرکت کنم و از نظر روحی روانی بسیار شرایط بدی داشتم. همه چیز برایم زجرآور بود. باورم نمی‎شد تا دیروز سالم بودم و امروز حتی نمی‎توانم ساده‎ترین کارها را انجام بدهم؛ تا اینکه روزی یکی دو تن از دوستانم پیش من آمدند و روند زندگی‎ام را عوض کردند. آنها اصرار کردند با ما به باشگاه بدنسازی بیا و …

می‎گفتم من نه دست دارم نه پا. چگونه بیایم و با افراد سالم تمرین کنم؟ دوستانم اصرار کردند و من را به باشگاه بدنسازی بردند. در گذشته ورزش می‎کردم و به باشگاه بدنسازی می‎رفتم اما به صورت جدی این کار را دنبال نمی‎کردم. همه اطرافیان به من امید می‎دادند. روزهای اول بسیار برایم سخت بود و تمام بدنم درد می‎گرفت اما چیزی در وجود می‎گفت که باید ادامه بدهی. با دست‎ها و پاهای مصنوعی سر تمرینات می‎رفتم و دیدم که واقعا شدنی است. دیدم که می‎توانم با درد‎هایم کنار بیایم و وزنه بزنم. کم‎کم بر کیلوهای وزنه اضافه و به دست‎های مصنوعی‎ام عادت کردم. البته تا ماه‎ها درد زیادی داشتم به طوری که شب‎ها خوابم نمی‎برد اما بر آن غلبه کردم.

امروز دو سال است که به صورت حرفه‎ای بدنسازی کار می‎کنم و بهمن ماه سال گذشته در مسابقات پرورش اندام قهرمانی استان کرمان به صورت افتخاری شرکت کردم و فیگور گرفتم. از آن روز به بعد انگیزه‎ام صد برابر شده و حالا می‎خواهم به صورت جدی رقابت کنم. دیگر نمی‎خواهم افتخاری در پیکارها شرکت کنم و در حال تمرین برای حضور در مسابقات بهمن ماه سال جاری هستم.

متاسفانه دست‎هایم توان زیادی ندارد. ظرفیت این دست‎های مصنوعی فقط ۱۵ کیلوگرم است اما من با آنها ۶۰ کیلوگرم وزنه می‎زنم. می‎دانم خطرناک است و ممکن خواهد بود که این دست‎ها شکسته شده و وزنه بر روی سرم بیفتد؛ اما هدف بزرگی دارم و اجازه نمی‎دهم این دست‎های مصنوعی مانعم شوند. تنها چیزی که امروز می‎خواهم یک جفت دست مصنوعی قوی و پیشرفته است. قطعا اگر یک جفت دست مصنوعی خوب داشته باشم، نه تنها در ایران بلکه در آسیا هم قهرمان خواهم شد.

در حال حاضر درآمد و شرایط مالی خوبی ندارم. به همراه برادرم سر ساختمان می‎روم و نقش نظارتی دارم. برادرم با از خود گذشتی ماهی ۵۰۰ هزار تومان به سبب همین نظارت به من می‎دهد که این پول را صرف باشگاه بدنسازی و مکمل‎هایم می‎کنم. شاید برای شما جالب باشد که بدانید قبل از حادثه رانندگی بلد نبودم؛ اما امروز گواهینامه دارم و می‎توانم رانندگی کنم. هر روز احساس می‎کنم می‎توانم همانند افراد عادی و سالم تمرین کنم. هیچ فرقی بین زندگی خودم و دیگران نمی‎بینم و باور دارم هر کاری که آنها انجام می‎دهند، من هم می‎توانم. این فکر که چون نقص عضو هستم پس فرق دارم، حتی یک لحظه هم در ذهنم وجود ندارد. «من می‎توانم، می‎توانم و می‎توانم» وِرد زبانم است.

اگر یک اسپانسر پیدا کنم که حمایتم کند، قطعا در ورزش بدنسازی حرف‎های زیادی برای گفتن خواهم داشت. توانایی قهرمانی در آسیا و حتی بالاتر از آن را دارم. استعداد خوبی در این رشته ورزشی دارم و همین‎جا رسما اعلام می‎کنم که وحیدپور مرادی رقیب می‎طلبد، مشکلات را دوست دارد. از اینکه به سراغم می‎آیند خوشحال می‎شوم چرا که دوست دارم شکستشان بدهم. اهداف بزرگی در زندگی دارم و یکی یکی به آنها می‎رسم. حالا دیگر من وحیدی نیستم که تا چند وقت پیش آرزویش مُردن بود، بلکه مَردی سرشار از اعتماد به نفسم. مردی که می‎خواهد افتخار بیافریند.

در استان کرمان کسی به امثال من اهمیت نمی‎دهد. اصلا برایشان مهم نیست که کجا هستیم و چه می‎کنیم. هنوز با شهرداری جیرفت بر سر آن اتفاق ناگوار درگیر هستیم. قرار شد زمینی را به سبب جبران خسارت به ما بدهند که هیچ خبری از آن نیست. طرفدارانم در صفحه‎های اجتماعی روزانه پیام‎های زیادی را برایم ارسال می‎کنند. هر روز با سیلی از پیام‎هایی که انرژی مثبت دارند روبه‌رو می‌شوم. این پیام‌ها به من انگیزه می‎دهد و هر روز با انرژی بیشتری تمرین می‎کنم.

از من برای حضور در برنامه ماه عسل دعوت شد اما متاسفانه  به دلیل کمبود وقت اجازه صحبت پیدا نکردم . آخرین روز  برنامه ماه عسل بود و من را به عنوان یک معلول ورزشکار به برنامه آوردند. فقط در حد یکی دو دقیقه خودم را معرفی کردم و فرصت برای صحبت‎های دیگر نشد. با این هدف به برنامه ماه عسل رفتم که بگویم معلولم ولی هیچ فرقی با افراد سالم ندارم. می‎خواستم به همه بگویم می‎توانید هر کاری را که بخواهید انجام بدهید.‎/ مشرق

لزوم اتصال راه آهن کرمان به جیرفت و هرمزگان

  لزوم اتصال راه آهن کرمان به جیرفت و هرمزگان

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان گفت: «31 سکونتگاه غیررسمی در 4 شهر کرمان، جیرفت، سیرجان و رفسنجان وجود دارد که 33 هزار نفر جمعیت دارند.» به گزارش خبرگزاری فارس محمدمهدی بلوردی در ستاد استانی بازآفرینی شهری با حضور ایزدی معاون وزیر راه و شهرسازی در محل سالن پیامبر اعظم(ص) استانداری اظهار داشت: «بافت فرسوده کرمان بیش از 5 هزار متر مربع است که رتبه سوم را از نظر مساحت در سطح کشور داریم.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان با بیان اینکه این استان دارای 23 شهرستان و 71 شهر است که 41 شهر دارای بافت فرسوده هستند، ادامه داد: «31 سکونتگاه غیررسمی در چهار شهر کرمان، جیرفت، سیرجان و رفسنجان وجود دارد که 33 هزار نفر جمعیت دارند.» بلوردی اضافه کرد: «مطالعات بافت فرسوده 41 شهر کرمان انجام شده است و 15 محله و سکونتگاه غیررسمی بر اساس اولویت به عنوان محلات هدف انتخاب شده‌اند.» وی ابراز داشت: «شهرداری‌ها و ادارات دولتی در بافت‌های فرسوده و محلات هدف استان کرمان پروژه‌هایی را اجرا کرده‌اند.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان تصریح کرد: «مبارزه با حاشیه‌نشینی، ایجاد کمربند سبز و اجرای طرح توانمندسازی مردم قلعه‌گنج از دیگر اقدامات صورت گرفته است.» بلوردی افزود: «سرمایه‌گذارانی داریم که می‌خواهند اقدامات خیرخواهانه را در سکونتگاه‌های غیررسمی انجام دهند، اما نمی‌توانیم زمین رایگان به خیران و سرمایه‌گذاران بدهیم به همین دلیل به دنبال مصوبه‌ای برای اختصاص زمین رایگان به پروژه‌های خیرخواهانه هستیم.» وی یادآور شد: «اتصال راه‌آهن کرمان به جیرفت و استان هرمزگان برای تکمیل شبکه ریلی استان و بسترسازی تولیدات معدنی و صنعتی با توجه به ظرفیت‌های موجود مدنظر وزارت راه و شهرسازی قرار گیرد.» بلوردی همچنین خواستار اختصاص اعتبار به منظور طرح مرمت و احیای بازارها و کاروانسراهای تاریخی و اصلاح شبکه آب و برق و زیرساخت‌های بافت فرسوده استان کرمان شد.

یک سال پیش چنین روزی

یک سال پیش چنین روزی

گزارشی از فعالیت های معدنی در بحر آسمان و حضور نیافتن نماینده کرمان در کمیسیون ضد رکود، از گزارش های اصلی پیام ما در چنین روزی بود.

نمایشگاه نقاشی نسیم صبا

نمایشگاه نقاشی نسیم صبا

نمایشگاه نقاشی نسیم صبا اثار اساتید و دانشجویان نقاشی دانشکده هنر و معماری صبا ، دانشگاه شهید باهنر

افتتاحیه : پنجشنبه 4 آذر ماه/ ساعت : 16

در موزه هنرهای معاصر، استاد صنعتی

تساوی مس در گِل بازی بابل

تساوی مس در گِل بازی بابل

هفته 14 لیگ دسته یک ایران عصر دیروز با تساوی تیم های کرمانی و رفسنجان مس و شکست گل گهر به پایان رسید.

در یکی از مهمترین بازی های این هفته، مس کرمان در بابل میهمان تیم خونه به خونه بود، مس که از 13 بازی گذشته خود صاحب 17 امتیاز بود و در مکان 11 جدول رده بندی قرار داشت با ترکیب رضا حیدری ، حامد محمودی، علیرضا ابراهیمی، بهنام داداش وند، وحید اسماعیل بیگی ، فرزاد حسین خانی ، محمد رضا زینال خیری، حسین تهامی، سجاد اژدر ( از دقیقه 67 فرهاد سالاری)، احسان پورشیخعلی و محسن دلیر( از دقیقه 82 میلادپورصف شکن) در مقابل تیم 23 امتیازی خونه به خونه قرار گرفت. در پایان این بازی که به دلیل بارش شدید برف در زمینی باتلاقی و ناهموار برگزار شد، دو تیم به تساوی بدون گل رضایت دادند تا تغییر چندانی در جایگاه دو تیم انجام نشود. زمین بی کیفیت و افتضاح ورزشگاه 7 تیر بابل اجازه نداد دو تیم بازی خوبی را به نمایش بگذارند، اما دقایق 87 و 92 مهمترین اتفاقات بازی می توانست رخ دهد که اولی را مدافعان مس دفع کردند و دومی را مهاجمان کرمان از دست دادند تا مس با تک امتیاز شیرین از زمین تیم پولدار خونه به خونه به کرمان بازگردد.

مس رفسنجان هم که در شهر خودش میزبان تیم رده دومی جدول یعنی ملوان انزلی بود، نتوانست نتایج خوب و رو به جلویش را حفظ کند و این بازی هم با تساوی بدون گل به پایان رسید. گل گهر سیرجان که با وینگو نتایج خوبی کسب کرده بود، در زمین پارس جم جنوبی تن به شکست 2-0 داد تا به رده پنجم سقوط کند. نتایج سایر بازی ها را در زیر مشاهده می کنید، ضمن اینکه دیدار دو تیم سپید رود رشت و اکسین البرز به دلیل شرایط بد جوی و زمین پوشیده از برف ورزشگاه عضدی رشت لغو شد.

خیبر خرم‌آباد 0-2 بادران تهران

فولاد یزد 1- 0 ایران جوان بوشهر

آلومینیوم اراک 1 – 1 نساجی مازندران

راه‌آهن 3 – 0 نفت‌ مسجد سلیمان

استقلال اهواز 1 – 1 فجر سپاسی