بایگانی مطالب نشریه
ضرورت تخصیص اعتبار برای تعمیر و نگهداری شبکههای روستایی
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمان گفت: «با توجه به فرسودگی شبکههای آب روستایی و هدر رفت آب، دولت و مجلس برای تخصیص اعتبار در زمینه تعمیر و نگهداری شبکه نگاه ویژه داشته باشند.» به گزارش خبرگزاری فارس علی رشیدی در جمع اعضای شورای اداری این شهرستان کار کردن در بخش آب را باتمام سختیها و کمبودها دارای لذت خاصی دانست و اظهار داشت: «امروز دغدغه تمام مسئولان آب است.» وی بابیان اینکه ما با آب رفتار بدی داشتیم و این کالای باارزش را در راستای اهداف خودمان به کار بردیم، تصریح کرد: «سازمان جهاد کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت، محیطزیست و … برای بالا بردن عملکرد خود به نحوی از آب بیشتر استفاده کردند.» مدیرعامل شرکت آبفار استان کرمان تصریح کرد: «هیچگاه فکر نکردیم آب به یکزبان مشترک نیاز دارد، اما امروز باوجود این مشکلات همه به یکزبان واحد رسیدیم که یکی از بحرانهای اصلی کشور آب است.» وی خاطرنشان کرد: «در دولت بیش از 24 جلسه شورای عالی آب تشکیل شد و بهتبع آن در استان کرمان هم جلساتی برگزار شد تا بتوانیم نسبت به رفع بحران آب تصمیمگیری کنیم.» رشیدی افزود: «حفر چاه دیگر نتیجه نمیدهد، تأمین آب در اکثر نقاط استان کرمان مشکلساز شده و باید مدیریت مصرف را سرلوحه کار قرار دهیم و از هر هدر رفت یک قطره آب هم جلوگیری کنیم.»
وی با اشاره به اینکه هشت تا 10 درصد در بخش آب شرب اسراف میشود، افزود: «یکی از مسائلی که موردبحث و مهم محسوب میشود، اقتصاد آب است و اقتصاد آب در کشور ما بسیار ضعیف و نرخ آب بسیار بسیار کم است.» رشیدی خاطرنشان کرد: «کمبود و نبود آب کشاورزی در روستاها سبب شده از آب شرب برای آبیاری درختان و گل و گیاه استفاده شود.» وی با یادآوری حفر چند حلقه چاه در بخش نوق رفسنجان اذعان کرد: «این چاهها با عمق فراوان حفر شد، اما آب آن کیفیت خوبی ندارد.» وی گفت: «5 هزار و 177 روستا در سطح استان کرمان تأمین آب آنها مشکل است، استان کرمان 10 درصد روستاهای کشور را داراست که جیرفت با 680 روستا، روستاهایش از تعداد روستاهای 9 استان در کشور که هرکدام کمتر از این میزان روستا را دارند، بیشتر است.» مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمان عنوان کرد: «در شهرستان رفسنجان 360 روستا داریم که 145 روستا بالای 20 خانوار است، در استان کرمان 2 هزار و 482 روستای بالای 20 خانوار جزو روستاهای هدف هستند و باید آبشان تأمین میشد که 590 روستا تأمین آب شدند.» رشیدی عنوان کرد: «690 روستای فاقد آب دارای جمعیت بیش از 20 خانوار داریم و شاخص بهرهمندی استان کرمان 64 درصد است در رفسنجان 10 روستای بالای 20 خانوار هنوز فاقد آب هستند.»
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمان از دو پروژه نیمهتمام در رفسنجان یاد کرد که به 47 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارند و ادامه داد: «12 روستا در این دو پروژه واقع شدند که مشکل آبی دارند و تاکنون 13 میلیارد تومان برای این مجتمع هزینه شده است.» رشیدی اظهار داشت: «12 پروژه نیمهتمام که شامل 45 روستا میشود و برای پروژههای سال 95 مبلغ 5 میلیارد و 700 میلیون تومان اعتبار از اعتبارات استانی گذاشتیم که کمتر از دو درصد تخصیصیافته است.» وی به اعتبارات صندوق توسعه ملی برای بحث آب در استان کرمان اشاره کرد و گفت: «7 میلیارد و 300 میلیون تومان از این اعتبارات برای رفسنجان در نظر گرفتهشده و در جنوب و شرق استان وضعیت نابسامانتر از شمال است.» وی از عدم اعتبار برای تعمیر و نگهداری شبکههای آب و فاضلاب روستایی یاد کرد و خاطرنشان کرد: «امیدواریم دولت و مجلس این مهم را ویژه ببینند تا بتوانیم از هدر رفت و پرت آب جلوگیری کنیم.» مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمان تأکید کرد: «بیشترین شبکه خودگردان در استان کرمان مربوط به شهرستان رفسنجان است.»
جمعیت هلالاحمر کرمان با کمبود امدادگر مواجه است
مهر نوشت: مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان کرمان از کمبود امدادگر در این نهاد خبر داد و گفت: «کمبود اعتبار مانع جذب و نگهداری امدادگران میشود.» به گزارش مهر، علی گنج کریمی در جلسه مجمع نمایندگان استان کرمان گفت: «مجموعه هلالاحمر یک مجموعه غیردولتی است و تمام سعی و تلاشش در جهت جلب اعتماد مردم و تقویت مجموعه است.» وی بابیان اینکه هلالاحمر ۱۹ پایگاه ثابت امدادی و شش پایگاه موقت و سیار در سطح استان کرمان دارد، افزود: «مجموعه هلالاحمر با ۱۹ شعبه و پنج دفتر نمایندگی با ۳۰۰ نفر نیرو در حال خدمترسانی به مردم استان کرمان است.» گنج کریمی افزود: «در آزمون استخدامی اخیر سازمان سنجش سه برابر ظرفیت استخدام جمعیت هلالاحمر برای استان کرمان اعلام شد که ۸۸ نفر برای مصاحبه انتخاب میشوند.» وی با اشاره به وجود شورای عالی هلالاحمر در مرکز، اظهار کرد: «ارکان جمعیت هلالاحمر در بعد اجرایی به جایگاه اصلی خود نائل نشده است و این امر به مسئول اجرایی شهرستان و استانها برمیگردد.» گنج کریمی تصریح کرد: «امیدواریم با تشکیل اتاق فکر قوی بدون جهتگیریهای سیاسی و حاشیهای، گرفتن مشورت، همکاری در سطح فرماندهان و مدیران ارشد و با توجه به تجربه مدیریت بحران زلزله بم و زرند بتوانیم مدیریت قوی در بحرانها داشته باشیم.» وی ادامه داد: «در بخش امداد و نجات اصلیترین کار جمعیت هلالاحمر امدادرسانی است اما باید به تقویت انبارها و سرپا بودن لجستیکی هم پرداخته شود.» مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان کرمان بابیان اینکه مجموعه هلالاحمر با کمبود امدادگر مواجه است، عنوان کرد: «جذب و نگهداری امدادگر از مشکلاتی است که در اثر تنگناهای مالی و بودجهای به وجود آمده و انگیزه و تضمین اشتغال برای امدادگران وجود ندارد.»
هشت شهرستان کرمان فاقد اداره ثبتاسناد و املاک هستند
مدیرکل ثبتاسناد و املاک استان کرمان گفت: «هشت شهرستان در استان فاقد اداره ثبتاسناد و املاک هستند.» به گزارش ایرنا، رضا طالبی زاده در آیین آغاز عملیات اجرایی ساختمان جدید اداره ثبتاسناد و املاک شهرستان رفسنجان با اشاره به اینکه ادارات ثبتاسناد و املاک استان کرمان با کمبود نیرو مواجه هستند اظهار کرد: «هیچ مجوزی برای استخدام نیرو به دستمان نرسیده است.» وی گفت: «ثبتاسناد و املاک وظایف مهمی بر عهده دارد که میتوان به ثبت شرکتها و مؤسسات غیرتجاری، اجرای وصول اسناد و وصول مطالبات بانکی اشاره کرد.» وی افزود: «ساختمان ثبتاسناد و املاک رفسنجان در زمینی به مساحت 6 هزار مترمربع و زیربنای یک هزار و 602 مترمربع در 2 طبقه احداث میشود.»
افتتاح طرح افق زیر 2400 معدن پابدانا
افتتاح طرح افق زیر 2400 معدن پابدانا
طرح افق زیر 2400 معدن پابدانا با حضور مدیرعامل شرکت معادن زغالسنگ، فرماندار کوهبنان، امامجمعه کوهبنان و پابدانا و جمعی از مسئولان افتتاح شد. به گزارش روابط عمومی شرکت زغالسنگ کرمان، مهندس فلاح مدیرعامل شرکت زغالسنگ گفت: «از افق بالای 2400 متری معدن اصلی پابدانا از سال 1355 تاکنون قریب بر هفت میلیون تن زغال برداشتشده و ذخیره باقیمانده و قابلاستخراج در این افق بسیار ناچیز بوده و این امر باعث کاهش تولید و در آینده نزدیک موجب بیکاری بیش از 800 نفر از کارگران این معدن خواهد شد.»
وی اظهار کرد: «افتتاح این پروژه برای شرکت زغالسنگ بسیار حائز اهمیت است چراکه با اجرای کامل این پروژه به ذخیرهای بالغبر 13 میلیون تن دست خواهیم یافت و ضمن افزایش تولید به امنیت شغلی بیش از 800 نفر از کارگران را به همراه خواهد داشت. در حال حاضر تولید پایین است و چنانچه این دو طرح راهاندازی شود تحولی عظیم در تولید زغالسنگ خواهیم داشت.»
محمدرضا مهدلو فرماندار کوهبنان گفت: «با این طرح در بین کارگران و مسئولان امیدی ایجادشده و شرکت زغالسنگ یکی از اولویتهای ما در اشتغالزایی است.» وی افزود: «نقاط ضعف باید شناخته شود و در جهت رفع آنها قدم برداشت و فرهنگی ایجاد شود که بهترین استفاده را از داشتههایمان داشته باشیم.»
حبیبی سرپرست معدن پابدانا گفت: «طرح معدن پابدانا از سال 74 کلید خورده اما به دلایل مختلف تاکنون اجرایی نشده و این طرح یکی از بزرگترین پروژههای زغالسنگ محسوب میشود و نقطه عطفی در شرکت زغالسنگ به شمار میآید و چنانچه حمایتهای لازم از این طرح شود، ظرف یک سال آینده میتوانیم به بهرهبرداری برسیم.»
دیگر خبر از شرکت زغالسنگ اینکه مدیرعامل شرکت زغالسنگ با نماینده مردم زرند و کوهبنان در مجلس شورای اسلامی، سرپرست صنعت، معدن و تجارت استان و فرمانداران زرند و کوهبنان دیدار و گفتوگو کرد. به گزارش روابط عمومی شرکت زغالسنگ، در این جلسه که پیرامون افتتاح طرح افق زیر 2400 معدن پابدانا تشکیل شد فلاح، مدیرعامل شرکت معادن زغالسنگ ضمن ارائه این طرح و همچنین طرح معدن هشونی به بیان پارهای از مشکلات دارایی و تأمین اجتماعی این شرکت پرداخت و افزود: «علیرغم همه مشکلات شرکت وضعیت تولید نسبت به گذشته بهمراتب بهتر شده و با افتتاح طرح پابدانا و همچنین هشونی انتظار میرود که تولید افزایش یابد.»
مدیرعامل شرکت زغالسنگ اظهار داشت: «برای تأمین منابع طرح مکانیزه زیر2400 معدن پابدانا و همچنین هشونی نیاز به حمایت داریم.» از سوی دکتر حسین امیری نماینده مردم زرند و کوهبنان در مجلس شورای اسلامی، در این زمینه قول مساعدت داده شد.
پیکر 10 شهید گمنام دفاع مقدس در استان کرمان تشییع و خاکسپاری شد
پیکر پاک 10 شهید گمنام دوران دفاع مقدس بر دوش مردم شهیدپرور شهرهای مختلف استان کرمان تشییع و به خاک سپرده شدند. به گزارش ایرنا این شهدا روز شنبه ششم آذر با استقبال مسئولان و مردم وارد کرمان و دیروز همزمان با 28 صفر سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) در نقاط مختلف استان تشییع و تدفین شدند. مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمان با اشاره به حرکت کاروانهای 10 شهید گمنام از مسیرهای مختلف در استان گفت: «کاروان حامل پیکر مطهر سه شهید گمنام از مسیر روستای اسماعیلآباد و حجتآباد، شهر جوپار، روستاهای محیآباد، قناتغستان، عربآباد و سکنج وارد شهر ماهان از توابع شهرستان کرمان شده و مورد استقبال و مشایعت مردم قرار گرفتند و دوشنبه هشتم آذر به خاک سپرده شدند.» سرهنگ محمدمهدی ابوالحسنی افزود: «پیکر سه شهید گمنام از مسیر شهرستانهای جیرفت، عنبرآباد، رودبار جنوب و روستاهای منتهی به شهر زهکلوت مورد استقبال مشتاقان و دوستداران شهدا قرار گرفتند و دیروز در مناطق مختلف این شهر از توابع شهرستان رودبار جنوب به خاک سپرده شدند.» وی بیان کرد: «کاروان حامل 2 شهید گمنام شهر نگار نیز از مسیرهای باغین، بردسیر و روستای دشتکار وارد این شهر شد و کاروان 2 شهید گمنام شهر اندوهجرد بخش شهداد از مسیرهای سیرچ، چهار فرسخ، شهداد، تکاب شمالی و همتآباد در میان استقبال مردم اندوهجرد به این شهر رسید و هر یک از شهدا در یکی از بخشهای این منطقه به خاک سپرده شدند.»
یکی از 2 شهیدی که در شهر نگار به خاک سپرده شد، 17 ساله و دوم فروردین 1362 در عملیات والفجر منطقه فکه به شهادت رسید. شهید دیگر این منطقه سوم اسفند 1362 در عملیات خیبر و جزیره مجنون در سن 26 سالگی شهید شد. شهید گمنام شهر زهکلوت در جنوب استان کرمان متعلق به عملیات والفجر یک در منطقه فکه است که 21 فروردین 1362 در سن 17 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید دیگر این منطقه در سن 29 سالگی و 20 بهمن سال 1364 در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو به شهادت رسید. دیگر شهید گمنام شهر زهکلوت 17 ساله و در عملیات خیبر در جزیره مجنون سوم اسفند 1362 به شهادت رسید که در این شهر به خاک سپرده شد. شهید گمنام شهر ماهان نیز 22 ساله و سوم دی 1365 در عملیات کربلای چهار ندای حق را لبیک گفت. شهید گمنام دیگر این شهر سوم اسفند 1362 در جزیره مجنون و عملیات خیبر در سن 18 سالگی به شهادت رسید و شهید گمنام سوم ماهان در سن 24 سالگی 21 فروردین 1362 در عملیات والفجر یک در محل فکه شهد شیرین شهادت را نوشید. شهدای شهر اندوهجرد نیز به ترتیب 32 ساله سوم اسفند 1362 در عملیات خیبر و در جزیره مجنون و شهید دیگر 19 ساله و 21 فروردین 1362 در عملیات والفجر یک در منطقه فکه به شهادت رسیدند.
کشف یکتن مرغ غیربهداشتی در کرمان
فرمانده انتظامی شهرستان کرمان از کشف یکتن مرغ غیربهداشتی و توقیف 2 دستگاه خودرو در عملیات مأموران این فرماندهی خبر داد. به گزارش روابط عمومی فرماندهی انتظامی استان کرمان، عبدالعلی روانبخش گفت: «مأموران کلانتری 32 زنگیآباد با یک سری اقدامات اطلاعاتی و بهرهگیری از شیوههای پلیسی موفق شدند یک کارگاه مخروبه که در امر توزیع مرغهای غیربهداشتی بهصورت بستهبندی در زنگیآباد فعال بود را شناسایی کنند.» وی افزود: «اکیپی از مأموران انتظامی با هماهنگی مقام قضایی برای دستگیری متهمان وارد کارگاه شدند و در بازرسی از محل 450 قطعه مرغ غیربهداشتی به وزن یکتن را کشف و یک نفر را در این مورد دستگیر کردند.» روانبخش با اشاره به اینکه ارزش ریالی مرغهای غیربهداشتی 70 میلیون ریال برآورد شد، ادامه داد: «در این عملیات دو دستگاه خودرو که برای توزیع استفاده میشد، پس از توقیف روانه پارکینگ شدند و متهم دستگیرشده پس از تشکیل پرونده مقدماتی برای سیر مراحل قانونی تحویل مرجع قضائی شد.»
پیام ما از برگزاری مسابقه آفرود راور- شهداد گزارش می دهد سبقت آفرودرها از میراث فرهنگی و محیط زیست
پیام ما از برگزاری مسابقه آفرود راور- شهداد گزارش می دهد
سبقت آفرودرها از
میراث فرهنگی و محیط زیست
اواخر آبان سال جاری، اولین دوره آفرود کوهساران، با شعار حمایت از یوزپلنگ آسیایی و با هدف احیا یکی از مسیرهای باستانی راور- کوهساران- شهداد، توسط هیات موتورسواری و اتومبیلرانی استان کرمان برگزار شد. مسابقه ای که عکس العمل های زیادی را در مطبوعات و فضای مجازی به دنبال داشت و به اعتقاد فعالان و دوست داران محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری، این اقدام ویرانی این گنجینه طبیعی و باستانی را به جای احیاء آن هدف گرفت.
ورود و خروج به لوت باید با ضوابط یونسکو باشد
بهمن ایزدی، فعال محیط زیست و رییس هیات مدیره کانون سبز فارس که یک دهه تلاش او و همکارانش پس از ثبت ملی بیابان لوت، در تاریخ ۲۸ تیرماه امسال با ثبت جهانی لوت در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثمر نشست در این باره به مهر گفت: مالکیت بیابان لوت متعلق به ایران است اما چون آن اثر به دلایل بالا دارای موقعیت جهانی است بنابراین، وظیفه حفاظت آن به عهده تمامی کشورهای عضو کنوانسیون میراث جهانی یونسکو است و به همین دلیل مسئولیت ایران در قبال اعمال مدیریت حفاظت از آن بیابان صد چندان می شود. به طوری که حتی هرگونه ورود و خروج به آن منطقه بایستی براساس استانداردهای منطبق بر قوانین سازمان جهانی یونسکو، ضابطه مند شود و اجرای کامل این مدیریت به عهده دولت است.
ایزدی تصریح کرد: گروه های آفرودر که منتسب به هیئت اتومبیل رانی و موتورسواری کرمان هستند، باحمایت صدا و سیما و بخشداری کوهساران و بدون توجه به اهمیت جهانی لوت و بدون داشتن دغدغه آب و خاک محتضرمان که با شرایط بحرانی مواجه اند، آن هم با شعار حمایت از یوزپلنگ ایرانی با گذر از تنگ باستانی مزار شاه که تاکنون هیچگونه سابقه تردد خودرو در آن وجود و امکان نداشته است، این مسیر باستانی را که در واقع در غرب بیابان لوت واقع است و زون حفاظتی پرونده ثبت جهانی لوت محسوب می شود مورد تاخت و تاز قرار دادند تا یکبار دیگر ثابت کنند که رفع هیجاناتشان با استفاده از ماشین های شاسی بلند دو دیفرانسیل بر هر ارزش طبیعی و تاریخی و فرهنگی برتری دارد.
ایزدی افزود: آنان با ایجاد سر و صدا، آرامش و امنیت طبیعت را به هم میزنند و موجب سرگردانی جانورانی می شوند که قلمرو و زندگی شان در آن مناطق است. برخی از آفرودرها تصور می کنند با انجام سفرهای ماجراجویانه واینگونه تفریحات مهیج در بیوم ناحیه های ماسه بادی هیچگونه لطمه ای به طبیعت وارد نمی کنند! لذا اینان از نقش تعادلی که تپه های ماسه بادی در بیابان ها ایجاد می کنند غافل اند و شاید نمی دانند که با تردد خودروها از عرصه های ماسه بادی، ابتدا سطح یکدست بستر ماسه ای با شکسته شدن خطوط ریپل مارک ها می شکنند و متاثر از آن محل های تثبیت شده ماسه بادی تبدیل به محل برداشت مواد ریزدانه توسط باد می شوند و در نهایت تعادلات زمین ساختی چنین مکان هایی را به هم می زنند که غالبا با ایجاد گرد و خاک مضاعف موجب آلودگی هوای مناطق پیرامونی اراضی ماسه بادی می شوند.
با تخریب پهنه کویر مخالفیم
محمود وفایی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان در گفت و گو با خبرنگار پیام ما گفت: متاسفانه هیچ هماهنگی برای انجام این برنامه با ما انجام نشده و بدون مجوز از سوی میراث فرهنگی اقدام به برگزاری این مسابقه نموده اند، هرچند اگر درخواستی برای صدور مجوز هم ارائه می شد، به طور حتم با آن مخالفت می کردیم، چرا که پهنه کویر بخشی از میراث ایران است و باید در حفظ و نگهداری آن تلاش شود.
وی افزود: انتظار ما از فرمانداری ها و بخش داری ها و سایر ارگان های دولتی و حتی خصوصی این است که اگر قصد برگزاری اینچنین مسابقاتی را در سطح استان دارند، حتما قبل از آن با میراث و سایر ارگان های دخیل هماهنگی کنند تا خللی در ثبت میراث فرهنگی و بخصوص ثبت جهانی کویر لوت وارد نشود و اجرای این گونه برنامه های جمعی، خارج از محدوده ثبت جهانی اتفاق بیفتد. وفایی ضمن تشکر از همه عزیزانی که قصد خدمت و حمایت از منابع استان کرمان را دارند، از آنها خواست تا با آگاهی کامل و با درایت اقدام به این کار کنند تا اثرات و طبعات منفی آن بیش از نکات مثبتش نباشد. مدیر کل میراث استان کرمان اضافه کرد: برای بررسی بیشتر این موضوع هفته آینده به اتفاق سایر دوستان و همکاران با استاندار محترم کرمان جلسه ای برگزار خواهیم کرد.
ورود به «دره لوت» زیستگاه پلنگ آسیایی
هومن جوکار مدیر پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، درباره هجوم عدهای از آفرودبازان به زیستگاه یوزپلنگ ایرانی اظهار داشت: هرچند اقدام آفرودبازان برای یوز ایرانی از جنبه تبلیغاتی خوب بوده است اما آنها با ورود ماشینهای آفرود، زون حفاظتی کویر لوت که به تازگی به ثبت جهانی رسیده است را مورد تخریب قرار داده اند.
مدیر پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ادامه داد: آفرودبازان با ورود به حساسترین نقطه کویر لوت یعنی «دره لوت» و تنها رودخانه آن از بخش جنوبی منطقه حفاظت شده راور کرمان که زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است، گذشته اند.
جوکار ادامه داد: با اینکه این آفرودبازان داخل زیستگاه یوزپلنگ آسیایی نشدهاند اما با ورود به بخش جنوبی پناهگاه حیاتوحش دربند در راور کرمان و داخل منطقهای از کویر لوت که احتیاج به حفاظت بیشتر دارد، مشکلاتی را به وجود آوردهاند.
مجوزی برای این گونه برنامه ها صادر نمی کنیم
محمود صفر زاده، رئیس سازمان محیط زیست استان هم با اعلام این که این مسابقات بدون اخذ هیچ مجوزی از محیط زیست برگزار گردیده اظهار داشت: ما با ورزش مخالف نیستیم اما انجام مسابقات آفرود و این گونه ورزش ها، باید در سایتی برگزار شود که تعریف و مشخص شده باشد و برای این گونه برنامه ها تدارک دیده باشند نه اینکه هر جایی دوست داشتند با وسایل موتوری بروند و اقدام به تخریب زیستگاههای حیات وحش و آشیانه های پرنده کنند.
وی ادامه داد: ما با هرگونه عمل و اقدامی که باعث تخریب و از بین رفتن محیط زیست جانوری، گیاهی و فیزیکی خاک و شن و صخره شود، کاملا مخالفت می کنیم، همانگونه که یک شنبه به استعلام برگزاری مسابقه مشابهی جواب منفی دادیم و آن را رد کردیم، این درخواست ها خواه در منطقه دربند باشد، خواه در شهداد و حتی در نرماشیر بم با آن مخالفت خواهیم کرد.
ورود یا عدم ورود به زیستگاه یوز در حال بررسی است
طهماسب زینل پور، رییس اداره محیط زیست شهرستان کرمان هم اعلام کرد: بعد از گذشت نزدیک به 10 روز از برگزاری این مسابقه، درخواستی از سوی برگزار کنندگان به دست ما رسید و قرار است با توجه به مدارک و مستنداتی که به ارائه خواهند کرد و با نظرکارشناسان محیط زیست، ورود و یا عدم ورود آفرود سواران را به منطقه حفاطت شده راور و شهداد بررسی و نظر خود را تا شنبه اعلام کنیم، با این حال آنچه که مسلم و مشخص است، محیط زیست با برگزاری هرگونه برنامه ای که کوچکترین ضرر و آسیبی به طبیعت برساند مخالفت خواهد کرد.
اگر کارمان مشکل داشت، برخورد می کردند
حسین نیکزاد، مسئول کمیته اندروکراس هیات موتورسواری و اتومبیلرانی کرمان در این باره می گوید: به دلیل اینکه مسیر پیموده شده یک راه مشخص و در مسیر رودخانه بود و هیچ تخریبی در مسیر صورت نگرفت، احتیاجی به اخذ مجوز از میراث فرهنگی نداشت، ضمن اینکه مسیرپیموده شده در این مسابقه، کیلومترها با منطقه حفاظت شده دربند راور و زیستگاه یوزپلنگ اسیایی فاصله داشت واگر کار ما مشکلی داشت، خود مسئولان محیط زیست با ما برخورد می کردند. ما از استانداری مجوز داشتیم. وی ادامه داد: هدف ما آگاه کردن و مطلع کردن شکارچیانی بود که از طریق شکار حیوانات امرار معاش می کنند و از این طریق خواستیم تا آنها را در جریان کار اشتباهشان قرار دهیم و بتوانیم ذهن آنها را به سمت و سوی استفاده از تجربه شان به عنوان راهنمای گردشگران سوق دهیم.
نیکزاد بیان کرد: در کتاب گزارش جغرافیایی شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت نگارش دکتر مستوفی از راه خبیص (شهداد) به راور از طریق شاه آباد و چهار برج در طول این مسیر دال – دهنه غار به صراحت بیان شده ومکان تاریخی چله خانه و روستای تاریخی مزارشاه بر این ادعاست و در طول سال هزاران نفرمسافر جهت تفریح و ادای نذورات خود از سطح استان به روستای مزارشاه می آیند.
وی یادآور شد: در خبر گزاری مهر عنوان شده، تنگ باستانی مزارشاه در زون حفاظتی پرونده جهانی لوت محسوب می شود در حالی که طبق نقشه ثبت جهانی لوت این تنگه در خارج از عرصه و حتی خارج از حریم لوت می باشد
لوت در خطر اخراج از میراث جهانی قرار گرفت
تخریب آثار باستانی و طبیعی با شعار حفاظت از محیط زیست و یوز ایرانی با حمایت بخش دولتی (صدا و سیما و بخشداری کوهساران) با برگزاری اینچنین مسابقاتی در منطقه بسیار شکننده زون حفاظتی بیابان لوت، امکان اخراج بیابان لوت از میراث جهانی یونسکو و تخریب بیشتر قلمرو یوز ایرانی را در بر دارد و انتظار می رود تا دیرتر نشده دولت به ویژه سازمان های ذیربط از آثار شوم تخریب های مناطق دیگر تحت اجرای برنامه های آفرود پند بگیرند و بر اساس تعهدات ایران در سند جهانی یونسکو، در راستای حفاظت در برگیرنده از اکوسیستم فراگرم و خشک بیابان لوت تلاش کنند.
محیط زیست را پاس بداریم
روابط بین انسان و طبیعت یک بحث قدیمی است که تا مدت ها تصور می شد.طبیعت با نیروی تصفیه کننده و تنظیم کننده اش،تعرضات انسان را هضم خواهد کرد. افزایش جمعیت،تجارت های پر سود عاج فیل،شاخ کرگدن ها،پوست تمساح،جنگل زدایی و بهره برداری از جنگل ها و مصرف بیش از حد انرژی با سرعت زیادی موجب برهم زدن نظم موزون و شگفت انگیز مکانیزم جهان شده است.از طرفی بلا های طبیعی (سیل،آتش فشان،زلزله،و …) و یا تغییرات آب و هوایی باعث دگرگونی های مهمی در میراث جانداران زمین شده اند. کشته شدن گاو اهلی امروزی در سال 1672در لهستان ، ناپدید شدن خر کواگای معروف (به واسطه ی پوستش نیمه اسب و به واسطه ی گردنش نیمه گور خر بود) در سال 1880در آفریقای جنوبی،محو شدن دایناسور ها از کره ی زمین حدود 655 میلیون سال پیش و مواردی مشابه دیگر،تا انسان مصیبت فقر و حتی انهدام جهان زنده را سازمان دهی کند .
دلایل مهم حفاظت از موجودات زنده:
1- زنجیره ی حیات : جانوران ، محتاج گیاهان (برای تبدیل انرژی خورشیدی به غذا ) و گیاهان محتاج جانوران (برای انتقال دانه های گرده و بارورکردن آنها) هستند و بقای جانوران منوط به بقای طعمه هایشان است. 2- یک گنجینه ی درمانی :معالجه ی 80 درصد جمعیت کشور های در حال توسعه با داروهای طبیعی توسعه می گیرد .منشاء بسیاری از داروها،جانوران به خصوص آبزیان هستند .در کشورهایی چون هند،چین،آمازون و آسیای جنوب شرقی،پزشکان گیاهان مختلفی را به طریقه ی سنتی استفاده می کنند. 3- یک انبار وسیع:طبیعت یک مخزن بزرگ مواد خوراکی است که هنوز چندان مورداستفاده قرار نگرفته و مواد غذایی انسان به این تنوع زیستی در محصولات کشاورزی وابسته است. 4- معدنی برای صنعت، تقریبا”در تمام شاخه های صنعت از نشاسته ها، شیرهی بعضی نباتات، روغن های گیاهی، چربیهای گیاهی و حیوانی استفاده می شود و گیاهانی مثل نیشکر،چغندر قند و گندم،انرژی های سبز شناخته شده است.
توصیه هایی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست :
1- عدم استفاده و یا کاهش استفاده از فرآورده های خطرزا و مسموم در مصارف خانگی و تجاری 2- مهار ریختن پس مانده های فرآورده های شوینده، رنگهای شیمیایی،حلالهای شیمیایی و سموم آفت کش های مستعمل 3- تشویق اصناف در تقبل مسئولیت در قبال محیط زیست 4- اطلاع عموم مردم از برنامه ها در حفاظت از محیط زیست و ارتقای آنها 5- گزارش تخلیه غیر قانونی زباله و تخطی از مقررات 6- جلوگیری از قطع بی رویه درختان ونابودی جنگلها ومراتع. 7- جلوگیری از شکار بی رویه جانوران ، آبزیان و … 8- مراقبت از آبها وجلوگیری از آلودگی منابع آبی(رودخانه ها،دریاهاوسایر منابع) 9- تفکیک زباله هااز هم(کاغذ-پلاستیک-مواد یکبار مصرف و …) و بازیافت پس مانده ها 10- جلوگیری از تولید زباله وآموزش درست مصرف کردن 11- اسراف نکردن در منابع طبیعی مثل نفت ،گاز،آب و.. 12- کاهش استفاده از اسپری ها که باعث تخریب لایه ازن می شوند. 13- جلوگیری از آلودگی هوا مخصوصا” در شهرهای بزرگ با آموزش فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه 14- جدی گرفتن پیام مسئولین برای حفاظت از محیط زیست 15- اجرای طرحهای آموزشی برای فرهنگ سازی 16- اجرای طرحهای همکاری سازمان محیط زیست با سایر ارگانها حتی مدارس در -پاک سازی مراتع،جنگل ها،سواحل دریاها، پارکها و … 17- منابع اصلی آلودگی شناخته شود وفهرستی از مواد آلوده کننده مشخص شود.
کودکان، بیشترین قربانیان آلودگیهوا
کودکان، بیشترین قربانیان آلودگیهوا
«یک نوجوان 16 ساله متولد شهر تهران، فقط در 3,5 درصد از کل عمرش هوای سالم تنفس کرده است؛» این خبری است که با شروع آلودگی هوا منتشر شد. این خبر به خودی خود آنقدر تکاندهنده است که میتوان آن را بهتنهایی نقل کرد و افسوس خورد.
به گزارش روزنامه وقایع اتفاقیه به نظر میرسد اگر تأثیرات آلودگی هوا بر کودکان و نوجوانان همراه شود، بهتر بتواند عمق فاجعهای که نسل آینده را تهدید میکند، نشان دهد؛ فاجعهای که نهتنها پایتخت ایران بلکه سایر کلانشهرهای کشور را هم تهدید میکند. شهرهایی مانند اهواز، سنندج، اصفهان، یاسوج، اراک، کرمانشاه، زاهدان و… که در هر کدام از آنها هزاران کودک زندگی میکنند و بدون اینکه هیچ نقشی در ایجاد آلودگیها داشته باشند، بیشترین آسیب را از آن میبینند؛ فرزندانی که باتوجه به هوایی که تنفس میکنند، معلوم نیست در بزرگسالی با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم خواهند کرد. معصومه توکل، متخصص کودکان، شیرین زمانی، متخصص ارتوپدی و حسین حیدری متخصص اعصاب، تنها گوشهای از تأثیر مصیبت آلودگی را بر کودکان توضیح دادهاند. شاید با خواندن این توضیحها، همه ما درباره بلایی که بر سر کودکانمان میآوریم، بیشتر فکر کنیم.
آلودگی هوا، ابتلا به آسم را در کودکان افزایش میدهد. کودکان بهدلیل تعداد تنفس بیشتر و همچنین قد کوتاهتر نسبت به بزرگسالان، بیشتر در معرض آلودگی سطحی هوای محیطی قرار میگیرند. از طرفی، باید به این نکته توجه کرد که کودکان از راه دهان نفس میکشند و راههای هوایی باریکتری دارند؛ لذا مقدار بیشتری از آلایندهها در دستگاه تنفس آنها باقی میماند. میتوان گفت هوا و درنتیجه آلایندههای موجود در آن، 20 تا 50 درصد بیش از بزرگسالان در بدن کودکان جذب میشود.
لوزههای عفونی، مشکلی است که بسیاری از کودکان با آن دست به گریبان هستند. در گذشته با جراحی، اقدام به برداشتن آنها میکردند اما حالا توصیه به مدارا میکنند تا زمانی که دوران نوجوانی برسد و عفونت لوزهها تا حد زیادی بهبود پیدا کند اما احتمالا نمیتوانید تصور کنید، مدارا با لوزههای عفونی برای بچهای که در هوایی آلوده زندگی میکند چقدر سخت است. تصور تبهای پیدرپی، گلودردهای شدید و ناتمام، تورم گلو و سختی بلع و… شاید به درک این کودکان کمک کند.
نوعی از بیماری و اختلال استخوانی نادر وجود دارد که درنتیجه افزایش میزان سرب خون ناشی از قرارگیری طولانی در معرض هوای آلوده حاوی ذرات ریز معلق، آنهم بیشتر در کودکان و نوجوانان بروز میکند. آلودگی هوا منجر به افزایش چشمگیر مقادیر سرب درخون کودکان که در مواقع حاد و مزمن آن، تبدیل به بیماریهای پیشرونده استخوانی در آنها میشود. اگرچه عارضه استخوانی ناشی از هوای آلوده در صورت تشخیص بهموقع، قابل درمان است اما در بیشتر موارد این بیماری با انواع تومورهای بدخیم استخوانی و حتی مشکلات گوارشی اشتباه گرفته میشود و تنها در صورت آگاهی والدین و پزشک معالج، آزمایش غلظت سرب خون بهعنوان مهمترین پاسخ ناراحتیهای جسمی کودک، گرهگشای علت بیماری او است.
سرب، یک ماده بیرنگ و سنگین است که از طریق خون به قسمتهای مختلف بدن وارد میشود و در مغز و مغزاستخوان رسوب پیدا میکند و خارجسازی آن بسیار سخت است؛ پس میتوان گفت که عملا راهی برای خارجسازی آن وجود ندارد و این مواد 10 تا 15 سال در نسوج بدن باقی میمانند. وقتی این مواد به مغز کودک وارد میشوند، ضریب هوشی او را کاهش میدهد. میتوان گفت ضریب هوشی کودکان شهرهای آلوده تا 10 درصد کمتر از سایر کودکان است.
استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
دکتر معینی (1)
1341 ـ 1340 شمسی
پی نوشتها:
(1) ـ متاسفانه از وی زندگینامهای به دست نیامد. وی دارای اعتقادات مذهبی شدیدی بود و در مدت استانداری در کرمان، همواره در مجالس وعظ و روضهخوانی شرکت مینمود (به نقل از آقای محمد صنعتی).
(2) ـ ملقب به امینالاسلام (1262 ـ 1344 ش.) برادر احمد مجدالاسلام کرمانی، نماینده هفت دوره مجلس شورا از کرمان، نویسنده و شاعر. محل دفن وی در تخت درگاه قلی بیگ است.
(3) ـ «در سال 1284 ش. در تبریز متولد گردید و پس از اتمام تحصیلات در رشته قضایی، در وزارت دادگستری استخدام و مدتی در دادگستری تبریز و قزوین خدمت نمود و سپس به کرمان آمد و تا پایان عمر در این دیار اقامت گزید. وی در دادگستری کرمان عهدهدار سمتهای مختلفی گردید که آخرین آن ریاست دادگستری بود. وی با صداقت و بی نظری، رعایت حق و عدالت، بیطرفی و انضباط اداری توانست به دور از سیاست و دستهبندیهای جناحی، مسئله استقلال قضایی را به معنی واقعی در مسند قضا پیاده و حاکم بر فضای دادگستری نماید. فروغ از لحاظ رعایت نظم و انضباط اداری، صبحها همیشه قبل از سایر کارمندان به دادگستری میآمد و حتی صبحانه را در دادگستری صرف مینمود و بعد از پایان وقت اداری هم آخرین نفری بود که از دادگستری خارج میشد. او در نحوه قضاوت و به هنگام دادرسی، مسلط بر اعصاب خویش بود، به هیچ وجه کنترل اعصاب را از دست نمیداد و هیچ گاه سخنی خارج از موضوع و نزاکت با متهم بر زبان جاری نمیساخت. وی علاوه بر دارا بودن اطلاعات و تجربه در امور قضایی، به مطالعه تاریخ نیز علاقهمند بود و دارای اطلاعات وسیع تاریخی بود. وی در اسفند 1349 ش. در کرمان فوت و در مشتاقیه دفن گردید». دانشور، محمد: چهرههای ماندگار کرمان، ص 335 تا 339.
جواد سعیدی فیروزآبادی (1)
1340 ـ 1338 شمسی
«وی متولد 1300 ش. اهل یزد و لیسانسیه از دانشکدهى ادبیات تهران، در ابتدا به استخدام وزارت دارایى درآمد. چون خط و ربط نسبتا خوبى داشت. با مطبوعات همکارى نمود و با مدیران آن دوستى پیداکرد. خود نیز مدتى به تنهایى روزنامه دادار را انتشار داد. همین امر باعث شد که شناخته شود و در وزارت دارایى حریم او را حفظ کنند. هم قلم او تند بود، هم سخنش بىپروا و بىپیرایه و ساده، همه دست به دست هم داد تا او ترقى کند. به ریاست حسابدارى چند سازمان و وزارتخانه منصوب شد. مدتى مدیرمالى ژاندارمرى کل کشور بود. در همان سمت جزوه مفصلى علیه غلامحسین فروهر وزیر دارایى وقت تهیه و تنظیم کرد با اسناد و مدارک و با اقلام صحیح سوءاستفادههاى وزارت دارایى را تشریح نمود. انتشار این جزوه جنجالى برپا کرد. او را منعزل نمودند و وادارش کردند مندرجات آن را تکذیب کند. زیر بار نرفت و به مبارزه خود ادامه داد.
با تغییر فروهر از وزارت دارایى، کارش رونق گرفت و مقام مدیرکلى یافت. چند سال رئیس سازمان چاى شد، بعد به ریاست سازمان خانهسازى منصوب گردید. در سمت اخیر براى خود دوستان تازهاى ذخیره کرد از جمله جمشید آموزگار که در آن تاریخ مقاطعهکار بود، در سازمان خانهسازى کارهاى زیادى به او واگذار کردند و مقاطعهکار از این رهگذر درآمد زیاد به دست آورد. همین امر موجب شد که بین آن دو مودت و دوستى محکم شود، چنان که شد.
در سال 1343 ش. هنگامى که منصور نخستوزیر بود، دفعتاً استاندار کرمان به جهاتى به تهران احضار شد. همان روز قرار بود جانشین تعیین شود. دنبال بعضى اشخاص بودند. از آموزگار که وزیر بهدارى و براى پارهاى امور در دفتر نخست وزیر حضور داشت نظر مىخواهند و او سعیدى فیروزآبادى را معرفى مىکند. وزیر دارایى وقت هم او را با پرسش از دیگران تایید مىکند. ظرف 24 ساعت سعیدى با سمت استاندار به کرمان حرکت کرد.
مجموعاً قریب سه سال در آن استان بود، خیلى خوب کار کرد. با مردم رفتارى بسیار شایسته و پسندیده پیشه نمود. در اتاقش به روى مردم باز بود. روزها در کرمان و سایر شهرها در کوچه و بازار به حال مردم رسیدگى مىکرد، و جلوى اجحاف روساى ادرارت را مىگرفت. طورى در آنجا محبوبیت پیدا کرد که به او عنوان استاندار دردآشنا دادند (2).
در سال 1347 نخستوزیر وقت (هویدا) براى بازدید استان به کرمان رفت و روزى با استاندار به بازدید شهر پرداخت. همه مردم از استاندار تعریف نمودند و این حسن انتخاب را تبریک گفتند. نخستوزیر در پاسخ سپاس مردم گفته بود ببینید چقدر دولت به فکر شما است که چنین استاندار خوبى براى مردم کرمان انتخاب کرده است. فیروزآبادى که فوقالعاده رک و صریحاللهجه است. به جاى تشکر از رئیس دولت، بلافاصله جواب مىدهد من استاندار شما نیستم، مرا آموزگار معرفى کرده است. مردم شما بروید از جمشید آموزگار که امروز وزیر دارایى است، تشکر کنید.
همین صراحت یا اشتباه ظاهرى، کار خود را کرد و نخستوزیر بعد از مراجعت به تهران، خیلى سریع او را تغییر داد و خانهنشین شد. تلاش آموزگار براى اعادهى او به کارى مفید فایده نشد. براى معاونت کل وزارت دارایى کاندیدا شد، با مخالفت نخستوزیر مواجه شد. آموزگار چندى به او ماموریت آمریکا داد. سالى چند بدین منوال گذشت تا عضو هیئت نظار بانک ملى شد. بعد از مرگ صادق وثیقى که مردى سالخورده و دقیق و موشکاف بود، به ریاست هیئت نظار بانک ملى ایران گمارده شد و تا پایان خدمات ادارى در آن سمت بود» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ لازم به ذکر است قبل از سعیدی فیروزآبادی، از سال 1341 تا 1342 ش. احمدعلی بنیآدم (برای مرتبه دوم) به استانداری کرمان انتخاب گردید.
(2) ـ آقای محمد صنعتی در خاطرات خود در خصوص شخصیت سعیدی فیروزآبادی آورده است: «وی از استانداران مردمی و سلیمالنفسی بود که همیشه ارتباط بسیار خوبی با مردم کرمان برقرار مینمود. از مهمترین خصوصیات اخلاقی او، میتوانم به نجابت ذاتی و در عین حال رکگویی و صراحت بیان او اشاره کنم. زمانی که کارگاه تانکرسازی در پشت منزل کنونی خود داشتم، یک بار به بازدید از کارگاه آمد. پس از تشویق و تقدیر بسیار از این اقدام، از او خواستم تا بازدیدی از منطقه اطراف کارگاه ـ که در آن زمان بیابان بود ـ داشته باشد. با گشادهرویی پذیرفت و تا کنار دیوار جنب یخدان مؤیدی کنونی که انتهای خیابان خورشید (رجایی) رفتیم. در آنجا ضمن بیان مشکلات خیابان ابوحامد، متذکر شدم اگر این دیوار برداشته شود، خیابان ابوحامد از بنبست خارج شده و باعث گسترش شهر خواهد شد. سعیدی فیروزآبادی با دقت موقعیت منطقه را بررسی و قول داد تا اسرع وقت نسبت به حل این قضیه با شهرداری صحبت نماید. چندی بعد وی به قول خود وفا نمود و با تخریب قسمتی از دیوار (محل پمپ بنزین خورشید)، خیابان ابوحامد گسترش یافته و به خیابان خورشید و مولوی متصل گردید». برگرفته از: رهگذار عمر، ص 261.
(3) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 810 و 811.
هوشنگ عامری
1347 ـ 1346 شمسی
از وی زندگی نامه جامعی به دست نیامد و تنها در شرح زندگی پدرش «سلطان محمد عامری» (1) آمده: «یکی از فرزندان وی به نام هوشنگ عامری که در آمریکا کشاورزی تحصیل نموده بود، مدتی استانداری کرمان را عهدهدار بود ولی هوش و درایت پدر را نداشت» (2).
پی نوشتها:
(1) ـ «متولد 1270 ش. در نائین، وی عضو هیئت تحریریه روزنامه رعد (سید ضیاءالدین طباطبائی) بود و پس از کودتای طباطبائی و انتخاب وی به ریاست دولت، عامری را به ریاست دفتر خود برگزید. در اواخر حکومت صد روزه سید ضیاء، عامری معاون وزارت دارایی شد. در انتخابات دوره چهارم، عامری از نائین به وکالت مجلس انتخاب گردید اما با مخالفت مدرس و تیمورتاش به علت همکاری وی با سید ضیاءالدین طباطبائی، اعتبارنامه وی رد شد. پس از استخدام دکتر میلیسپو، از همکاران نزدیک وی بود. در انتخابات مجلس مؤسسان برای خلع قاجاریه و تفویض سلطنت به رضاخان، از نائین به وکالت مجلس مؤسسان انتخاب شد و به خلع قاجاریه رأی داد. در انتخابات دوره ششم مجلس شورای ملی از نائین به مجلس رفت. در سال 1305 ش. به معاونت وزارت مالیه و در 1312 معاون کل وزارت راه منصوب شد. بعد معاون راهآهن و رئیس حسابداری راهآهن در شمال شد. مدت کوتاهی استاندار آذربایجان غربی بود. سایر مشاغل او عبارتند از: وابسته اقتصادی ایران در آمریکا، عضو هیئت مدیره شرکت فرش، عضو هیئت نظارت سازمان برنامه. وفات وی در 1352 اتفاق افتاد.وی مردی باسواد، حراف، منقد و زرنگ بود». عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 986 و 987.
(2) ـ همان، ص 987. شایان ذکر است هوشنگ عامری چندی مدیرعامل شرکت بیمه ایران نیز بوده است.
فاخره صبا
فاخره فرزند فرخ صبا بود و ابوالحسن صبا (استاد بزرگ موسیقی ایران) پسر عموی پدرش میشد. او در دوازده سالگی برای آموختن آواز به مدرسه کلنل وزیری رفت و نزد عبدالعلی وزیری تحصیل کرد و نواختن پیانو را نیز یاد گرفت. همزمان با یادگیری موسیقی ایرانی نزد عبدالله دوامی موسیقیدان و ردیفدان برجسته ایرانی، موسیقی کلاسیک را نیز نزد مادام سابارسکی و کنت مونت فورت شروع کرد. سپس آموختن پیانو را نزد مشیر همایون شهردار تکمیل کرد و آواز و اپرا را نزد خانم نوردین و لیلی بارا آموخت و کنسرتهایی هم همراه با لیلی بارا یا خود به تنهایی در کلوپ ارامنه اجرا کرد.
خانم صبا سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در کنسرواتوار پاریس موسیقی را ادامه داد. او در سال ۱۳۲۶ فارغالتحصیل شد و به ایران بازگشت.
در بازگشت به ایران، به استخدام هنرستان عالی موسیقی درآمد و همزمان با گروههای موسیقی کلاسیک در اداره کل هنرهای زیبای ایران، در امر آموزش و اجرا همکاری داشت. در سال های ۱۳۴۱ هنگامی که منیر وکیلی اولین صحنههای اپرایی را در ایران روی صحنه آورد، در آن ها اجرا داشت. او در اپرای مادام باترفلای پوچینی نقش سوسوکیرا داشت، و تراویا تای وردی را در تلویزیون و در سالن وزارت فرهنگ و هنر اپرای ارفه و اوریدیس کریستف ویلیبالد گلوک و بعداً در سالن سعدی اپرای تک صحنهای جمیله بیزه در سال ۱۳۴۶ نخستین اپرای کلاسیک به نام کوزی فان توته، اثر موتسارت به طور کامل در تالار وزارت فرهنگ و هنر به روی صحنه رفت و فاخره صبا نقش دورابلا را اجرا کرد. او در اپرای «دلاور سهند» (اثر سعدی حسنی ، موسیقی احمد پژمان و به رهبری حشمت سنجری و با خوانندگی حسین سرشار، سودابه تاج بخش، آلک ملکونیان و روبن آقا بگیانس و خودش) نقش «آذر» را اجرا کرد.
او در اوایل سالهای دهه ۱۳۴۰ کم کم از کار حرفهای کنار رفت. ولی تا ۲۱ اردبیهشت ۱۳۵۹ که سازمان اپرا و باله و ژونس موزیکال جوانان منحل شد امکان خوانندگی را داشت. خوانندگانی چون منصوره قصری، محمد نوری و شهلا میلانی از شاگردان آواز او بودند.
فاخره صبا علاوه بر خوانندگی استعداد نویسندگی نیز داشت و مقالات متعددی در دائرهالمعارف مصاحب نوشتهاست. او و همسرش، علی رضا افضلی پور بنیانگذار دانشگاه کرمان بودند. دانشگاهی که بعدها دانشگاه شهید باهنر کرمان نامیده شد. بعد از درگذشت او، فاخره صبا همچنان از دور و نزدیک، مراقب احوال دانشگاه کرمان و کتابخانه آن بود. فاخره صبا در ۲۲ تیر ۱۳۸۶ درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله تهران در کنار همسرش به خاک سپرده شد.
مروری بر زندگی آهنگساز«مرز پر گهر» نقشِ آفرینِ هنر
مروری بر زندگی آهنگساز«مرز پر گهر»
نقشِ آفرینِ هنر
روحالله خالقی از استادان موسیقی ایرانی، آهنگساز سرود «ای ایران»، و نوازنده ویولن بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام «سرگذشت موسیقی ایران» درباره سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام «نظری به موسیقی» شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشتهاست.
خالقی در ماهان کرمان به دنیا آمد. پدرش میرزا عبدالله خان منشی و مادرش مخلوقه خانم بودند که در باغ شاهزاده ماهان که عمارت حکومتی بود زندگی میکردند و هر دو، تار هم میزدند. روح الله در چند ماهگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسه آمریکاییها رفت و در آنجا همراه سایر شاگردان سرود هم میخواند. علاقه و توجه به موسیقی در خانواده خالقی امری معمول بود. پدر و مادر هر دو تار مینواختند و پدر مدتی شاگرد استادان مطرح این ساز بودهاست. همچنین خانواده او با میرزا غلامرضا شیرازی، نوازنده تار، رفت و آمد و آشنایی داشتهاست و فرزندان، وی را «عمو» میخواندهاند.
با انتقال پدرش به شیراز در سال ۱۲۹۵، در شهریور ۱۲۹۷ به همراه خانواده به این شهر رفت. در آن جا از آموزشهای میرزا نصیر فرصت در زمینه عروض و نقاشی استفاده نمود. همچنین آموختن موسیقی را نزد شوهر عمهاش میرزا رحیم شروع کرد و از او بیش از یک سال ویولن میآموخت .
آغاز تحصیلات موسیقی
در سال ۱۳۰۲ به مدرسه عالی موسیقی رفت و در آن جا تحت نظر علینقی وزیری آموختن موسیقی و نواختن ویولن را آغاز کرد. در سال ۱۳۰۳ با وجود مخالفت پدرش، تصمیم گرفت به مدرسه موسیقی برود. پدرش با وجود علاقهای که به موسیقی داشت، با موسیقی یاد گرفتن وی مخالف بود. در نتیجه او مدتی پنهانی به مدرسه موسیقی میرفت. گویا در این مورد، وزیری و یحیی دولتآبادی نزد پدرش وساطت کردهاند که بیتأثیر بودهاست. وی بالاخره با گرفتن حکم تدریس موسیقی به پدرش ثابت میکند که «پی مطرب شدن نبودهاست».
در تابستان سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا شد که خالقی نیز در آنها به عنوان نوازنده حضور داشت.
ورود به عرصه موسیقی حرفهای
در دو سال آخر تحصیلش، شهرداری تهران کافه بلدیه را بنیاد کرد و برای آن نیاز به یک دسته ارکستر ایرانی داشت. تشکیل دادن این دسته به خالقی پیشنهاد شد و او این کار را انجام داد. خالقی تدریس موسیقی را از ۱۳۰۷ در مدرسه ورزش آغاز کرد. بعد از لیسانس نیز به هنرستان عالی موسیقی رفت و در آن جا تدریس کرد. در سال ۱۳۱۰ از دارالفنون دیپلم گرفت و وارد دارالمعلمین شد. در خرداد سال ۱۳۱۳، دارالمعلمین به «دانشسرای عالی» تغییر نام یافت. خالقی مدرک لیسانس خود را از این دانشسرا در رشته فلسفه و ادبیات دریافت نمود.
وی در سال ۱۳۱۴ وارد خدمت دولتی در وزارت فرهنگ گردید و در سال ۱۳۱۷ معاون دفتر وزارتی وزارت فرهنگ شد. در ۱۳۲۰ به پیشنهاد وزیری، معاون اداره موسیقی کشور و نیز معاون هنرستان عالی موسیقی شد. در ۱۳۲۵ مدتی در وزارت کار و تبلیغات کار کرد. در ۱۳۲۷ متصدی دبیرخانه هنرهای زیبا شد. در ۱۳۲۸ هنرستان موسیقی ملی را تأسیس کرد و رئیس آن شد. در سال ۱۳۳۴ در چارچوب برنامههای انجمن ایران و شوروی به این کشور سفر کرد. همچنین در ۱۳۳۵، سفرهایی را به کشورهای رومانی، فرانسه و هندوستان انجام داد. دستاورد وی از سفر هند، مجموعه مقالاتی در زمینه موسیقی و رقص در این کشور بود.
خالقی سال ها در رادیو ایران نیز فعالیت داشت و از جمله رئیس شورای موسیقی رادیو بود و برنامههای رادیویی «یادی از هنرمندان درگذشته» و «ساز و سخن» را راهاندازی کرد. وی همچنین، سرپرست ارکستر«گلها» نیز بود.
خالقی در سال ۱۳۳۸ به در خواست خود از اداره کل هنرهای زیبا بازنشسته شد؛ اما همچنان به فعالیتهای هنری خود ادامه داد. خالقی در سال ۱۳۴۴ در سالزبورگ در اتریش درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله تهران دفن شد.
عبدالحسین سپنتا شعری درباره او با مطلع زیر سرودهاست.
به پردههای پیانو چو خالقی زد دست
به روی نُت ز هنر نقشِ آفرین بربست
خالقی به جز آهنگسازی، به تنظیم و اجرای بسیاری از تصنیفهای قدیمی شیدا و عارف برای ارکستر نیز پرداختهاست. وی تعدادی از آهنگهای علینقی وزیری مانند شکایت، نی، خریدار تو، دلتنگ، و کاروان را با ارکستر اجرا و رهبری کردهاست.
خالقی و حفظ موسیقی ایرانی
خالقی در دورانی فعالیت میکرد که موسیقی غربی در ایران رواج داشت و بسیاری موسیقی ایرانی را غیرعلمی و تدریس آن را بیهوده میدانستند. حتی در بازهای موسیقی ایرانی در هنرستان عالی موسیقی تدریس نمیشد و بسیاری از کسانی که سازهای سنتی مینواختند، در این بازه به سازهای اروپایی روی آوردند یا هنرستان عالی موسیقی را ترک کردند. در این دوران خالقی و استاد محبوبش علینقی وزیری برای حفظ موسیقی ایرانی تلاشهای بسیاری کردند. جعفرزاده در نقد کتاب نظری به موسیقی این کتاب را تلاشی برای توجیه علمی موسیقی ایرانی با تئوری موسیقی غربی و تغییر فضای ضد موسیقی ایرانی آن زمان میداند که بینتیجه نمانده و در نهایت به تأسیس هنرستان موسیقی ملی منجر شدهاست.
غار کفتار
این غار که «کت کفتار» هم نامیده می شود، در دل کوه و در حد فاصل تخت درگاه قلی بیگ و تاق علی واقع شده است. قدیمی ها معتقد بودند که در انتهای غار که دهانه آن در ارتفاع نقریبی3- 4 متر از دامنه کوه (رو به مغرب) قرار دارد- آبی جریان داشته که به زاینده رود در اصفهان می پیوسته! و برای ادعای خود داستان چوپانی را نقل می کردند که در دوران حکومت شاه عباس مقداری پول را به سکه طلا تبدیل کرده و آن ها را در چوب دستی خود جای داده است. روزی یکی از گوسفندان او را به داخل این غار می رود و چون به گله برمی گردد مشاهده می کند که شکم او پر است! چوپان به گمان این که داخل غار آب و علفی هست، به حکم حس کنجکاوی وارد آن می شود و چون آثار آب را می بیند، چوب دستی خود را برای پی بردن به مسیر جریان آب و… به آب می زند! ولی سرعت جریان آب، چوبدستی را از دست او می رباید و می برد. چوپان که از این امر، نگران و پریشان شده بود، حرفه چوپانی را ترک گفته دل به سفر می بندد و از شهری به شهر دیگر می رود تا این که پس از مدتی به اصفهان می رسد. روزی که ضمن گشت و گذار بر لب زاینده رود نشسته بوده شکفت زده، چوب دستی خود را روی آب می نگرد و آن را بر می گیرد و…
از افسانه که بگذریم بنا به اظهارات کسانی که وارد این غار شده اند در قسمت انتهایی بوی رطوبتی به مشام می رسد. اما هیچ اثری از آب به چشم نمی خورد و به گفته بعضی(در بخشی از غار) آثاری از معدن «گچ سفید» دیده شده! خارج از غار هم، اصطبل مخروبه ای وجود داشته که آثار آخوره های حیوانات در بعضی از جاهای آن هنوز باقی است؛ اما تاریخ بنای آن به کلی نامعلوم است.
در حال حاضر این غار توسط شهرداری به آبشاری مصنوعی تبدیل شده است. که محل تفریح و گردش اهالی می باشد. غار دیگری هم در دامنه کوه سید حسین واقع شده است که «غار قاسم» یا «غار صفا» نامیده می شود. (دانشور، از قلعه دختر تا دقیانوس،ص 32-33)
گَرجین؛ مددکار زراعت سنتی کرمانی ها
گَرجین؛ مددکار زراعت سنتی کرمانی ها
در کشاورزی سنتی قدیم اکثر وسایلی که کشاورزان در کار کشت استفاده می کردند از چوب و قسمت های مختلف نخل استفاده و ساخته شده است .گُلِ گَرجین هم یکی از آن هاست. این وسیله به طول نیم متر به صورت چوب های دندانه دار به شکل گل در آمده و در لابه لای گرجین که آن هم با استفاده از قطعات مختلف چوب ساخته شده به کار می رفته است و از آن برای جدا کردن گندم از ساقه و بوته که شاخه ها و ساقه های گندم بعد از دور کردن و با انباشتن روی هم تلی از شاخه ها و ساقه های گندم به وجود می آید استفاده می شده است .
گرجین وسیله ای است که همان طور ذکر شد برای نرم کردن و کُوفتن ساقه های گندم در کشاورزی سنتی قدیم استفاده می شده است. اصطلاح گرجین در صحبت های محاوره ای اندوهجردیان به وسیله یا خودرویی که مستعمل شده و صدای تق و توقش هم در آمده اطلاق می شود .
کشاورزان در هنگام استفاده از این وسیله با بستن آن به دنبال حیواناتی نظیر الاغ و گاو و با نشستن بر قسمت نشیمن گاه که شبیه صندلی های چوبی امروزه بوده در وسط گرجین و با گرفتن دهانه دو طرف حیوان، به مدت سه الی چهار شبانه روز خرمن گندم را نرم می کوبیدند. در هنگام دور زدن روی ساقه ها این اشعار توسط فردی که روی گرجین نشسته بوده با صدای بلند سر داده می شد:
زور از گاو، ناله از گرجین
خرمن را کی کوفت بیچاره اوشین
کار بز نیست خرمن کوفتن
گــــــاو نـــــر می خواهد و مرد کهن
هیچ کس از پیش خود چیزی نشد
هیچ آهــن خنـجر تــیزی نشد
هیچ حلوایی نشد استاد کار
تا که شاگرد شکر ریزی نشد
*****
الا دختر تو را می خوام چه میگی؟
چـــــــرا مــــــادر پـــدرت نمی گی
که من با مادر پیرم چه گویم
مــرا به تو نمیدن تو چــه میگی؟
خدا حافظ رفیق غصه خوارم
خـــــداحــافظ دل نـارنَج قطارم
خداوندا به فــریاد دلـــــــم رس
به دست خود نمیدند اختـــیارم
بعد از نرم شدن ساقه ها عمل جدا سازی گندم از کاه که عموما به آن اوشین کردن خرمن می گفتند صورت می گرفت.
گَرجین سنتی قدیمی امروزه در کشاورزی صنعتی جای خود را به دیسک داده است و شکل گرجین امروزی به صورت کاملا آهنی با گُل های آهنی به طول یک و نیم متر داده است که از آن در کوبیدن و حتی در زیر و رو کردن زمین زراعتی استفاده می شود.
در کشاورزی صنعتی و مکانیزه از وسیله دیگری به نام دول خرمن کوب نیز استفاده می شود.
وسایل و ابزار چوبی دیگری نیز برای استحصال محصولات کشاورزی استفاده می شده که عمدتا از چوب است.(وبلاگ اندوهجرد)
کرمان بر پشت اسب
بخش 4
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
منزل بعدی ما بهرام آباد بود؛ اما از آن جایی که نتوانستیم جای خوبی برای اتراق برای صبحانه پیدا کنیم، برادرم تصمیم گرفت به مهدی آباد برویم. ده کوچکی که از جاده کمی فاصله داشت و شبی را دو سال پیش با فرمان فرما شاهزاده ایرانی و حاکم قبلی کرمان در این جا در خانه مالک آن، محمدخان گذرانده بود. اما روستاییان گفتند که باغ دیگر وضعیت خوبی ندارد و ما را به حیاط کثیفی پر از زن و بچه بردند که می گفتند همان جایی است که در جست و جویش هستیم. همان طور که با اکراه از اسب پیاده شدیم، ناگهان سروکله دوست دیرینه برادرم پیدا شد که حرکات و سکنات هیجان زده ای می کرد و گرم، خوشامد می گفت. اصرار داشت که با او نهار بخوریم و نوکری گذاشت تا ما را به خانه اش راهنمایی کند و مصمم به مهمان نوازی، ناپدید شد. ورودی خانه اعیانی همان طور که در ایران مرسوم است از درب و داغون ترین نوع بود و در حیاط نامرتبی منتظر او شدیم که اتاق های خرابی در اطراف آن ساخته بودند و بیرونی او بود و از مهمانان تشریفاتی یا کاری پذیرایی می کرد. بعد از مدتی دوباره پیدا شد و بازوی برادرم را با هیجان گرفت.
در طول دهلیزهای بلند به باغ خوش طرحی هدایت کرد با حوضی در وسط که دور آن اتاق های نشیمن یا اندرون بود. وقتی پرده را کنار زدیم خود را در اتاق پذیریی با گچکاری سفید و شاه نشین با یک ردیف پنجره در یک طرف (سه دری) که به روی باغ باز می شد و جام های بی شیشه آن ها را با ململ زیبای سفید پوشانده بودند، یافتیم. مبلمان اتاق شامل دو دستگاه کوسن بزرگ در دو طرف پنجره ها بود که ما را دعوت به نشستن کردند در حالی که کف اتاق پوشیده از نمد و باریکه های پارچه کتابی پر رزق و برق بود. در یک طرف بخاری بود که روی آن یک ردیف از پیش پا افتاده ترین چراغ های برنجی گذاشته بودند و مجموعه کامل ذخایر هنری که در شاه نشین آرایش داده بودند.
چند عکس بد رنگ در پایه های مقوایی منقوش، آیینه های قاب مطلا از نوع وسط، تزئینات کریستال بوهمیا (چک) از نوعی که من اغلب در کلبه های انگلیسی دیده ام، حالت اروپایی نامطلوبی به اتاق آفتاب رو داده بود. جای تعجب بود که ایرانی ها چه علاقه شدیدی به کپی این تصاویر دارند. شش نسخه از این آثار هنری را به دیوارها چسبانده بودند. همه نزدیک به هم، انگار مالکان آن ها می خواستند برتری چاپ آن ها را مقایسه کنند. میزبان قوی بنیه بی دندان گونه گلگون ما که شلوار اروپایی و کت فراک آبی یا دامن کامل و شب کلاه نمدی قهوه ای پوشیده بود لاینقطع با تن بالا صحبت می کرد. در حالی که زنان خانه از پنجره ها مشتاقانه دزدکی مرا می پاییدند. محمدخان چون این را دید از اتاق بیرون پرید و زن و عروسش را جلوی پنجره آورد تا به ما معرفی کند.
