بایگانی مطالب نشریه
موسسه کاسپین موظف به ایفای تعهدات تعاونی اعتبار فرشتگان است
هیات مدیره موسسه اعتباری کاسپین موظف به انتقال دارایی ها و بدهی های تعاونی منحله فرشتگان به موسسه کاسپین با تاکید بر حفظ منافع سپرده گذاران است. به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، در پی انتشار برخی اخبار در رسانه ها در خصوص تعاونی اعتبار منحله فرشتگان، برای تنویر افکار عمومی و اطلاع سپرده گذاران محترم به اطلاع می رساند: موسسه اعتباری کاسپین در تاریخ 27. 12. 1394 و براساس مصوبه مورخ 5. 8 . 1394 شورای پول و اعتبار، با انحلال تعدادی از تعاونی های اعتبار از جمله تعاونی اعتبار فرشتگان، تشکیل شده است. هیأت مدیره موسسه اعتباری کاسپین موظف است در چارچوب قوانین و مقررات، کلیه دارایی ها و بدهی های این تعاونی را به موسسه اعتباری کاسپین انتقال دهد. در این راستا لازم است هیأت مدیره موسسه کاسپین با نهایت دقت، حفظ منافع سپرده گذاران را در اولویت کاری خود قرار دهد.
کانون سردفتران با دقت و سلامت به حل مشکلات بپردازد
اولین نشست اعضای هیأت مدیره دومین دوره کانون سردفتران و دفتر یاران استان کرمان با مدیرکل ثبتاسناد و املاک استان برگزار شد. به گزارش روابط عمومی اداره کل ثبتاسناد و املاک استان کرمان در این نشست که با موضوع خطمشی و اهداف کانون سردفتران و دفتر یاران برگزار شد، رضا طالبی زاده مدیرکل ثبتاسناد و املاک استان کرمان با اشاره به اینکه در این دوره از انتخابات کانون، شاهد انتخاباتی سالم و بدون حاشیه بودیم اظهار داشت: «کارآمدی یک مجموعه درگرو همدلی و همکاری اعضای آن است و کانون سردفتران بهعنوان یک نهاد صنفی که عهدهدار ارائه خدمت به قشر سردفتران و دفتر یاران است باید با دقت ، سلامت و صلابت بتواند در فضایی آرام به حل مشکلات این قشر بپردازد.» وی ادامه داد: «دفاتر اسناد رسمی بهعنوان پیشخوان ارائه خدمات ثبتی به آحاد مردم نقش مهم و سازندهای در شکلگیری تفکر جامعه نسبت به سازمان ثبتاسناد و املاک و هویت بخشی به این مجموعه دارد.» طالبی زاده از قانونمداری و تعهد کاری بهعنوان دو رکن اساسی در فعالیت سردفتران یادکرد و بیان داشت: «کانون سردفتران که مهمترین نهاد متولی در امر آموزش و ارتقای سردفتران است باید تقویت این دو رکن را در میان سران دفاتر و دفتر یاران وجهه و همت خود گمارد و از این طریق به شکلگیری نظم حقوقی و امنیت اجتماعی در جامعه کمک نماید.» وی اضافه کرد: «پیگیری فعالیتهای سابق که توسط هیأت مدیره اولین دوره کانون در سطح استان صورت پذیرفته از اولویتهای دیگر اعضای فعلی است که طرح و اقداماتی که تاکنون صورت گرفته هرچه سریعتر باید تکمیل شود.»
۶ بیمار مشکوک به آنفلوانزا در انار بستری شدند
مدیر درمان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان از بستری شدن 6 بیمار مشکوک به آنفلوانزا در بیمارستان ولیعصر(عج) انار خبر داد.
به گزارش مهر علی ریاحی اظهار کرد: «با توجه به فرارسیدن فصل سرما موارد دارای علائم سرماخوردگی و علائم مشابه با آنفلوانزا بهطور طبیعی افزایش داشته است که موارد بدحال و پرخطر آنها بستری میشوند، بههیچوجه افزایش غیرطبیعی در موارد نداشتهاند.» وی افزود: «در چند روز گذشته بنا به نظر پزشکان شش نفر از کسانی که با علائم آنفلوانزا به دلیل وجود علائم حاد زمینهای ازجمله دلدرد شدید، تب و لرز شدید و مشکلات تنفسی مشکوک به آنفلوانزا تشخیص داده شدند در بیمارستان ولیعصر(عج) شهرستان انار بستریشدهاند.» وی ادامه داد: «تست آنفلوانزا از این شش بیمار گرفتهشده و به آزمایشگاه مرکزی در تهران ارسالشده و منتظر پاسخ آن هستیم اما هنوز به ما اعلامنشده که تست این افراد مثبت است و قطعاً به آنفلوانزا مبتلا شدهاند.»
تلاش برای جلوگیری از سخنرانی نایب رییس مجلس در کرمان آغاز شد #چالش_لغو_سخنرانی_علی_مطهری
تلاش برای جلوگیری از سخنرانی نایب رییس مجلس در کرمان آغاز شد
#چالش_لغو_سخنرانی_علی_مطهری
چند روز مانده به سخنرانی علی مطهری در دانشگاه شهید باهنر کرمان، تلاش برای جلوگیری از سخنرانی نایب رییس مجلس آغاز شد.
دو روز از لغو جنجالی سخنرانی علی مطهری در روز اربعین در مشهد گذشته بود که تشکل اصلاحطلب مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان خبر از حضور علی مطهری در روز 15 آذر داد. این خبر اگرچه در حاشیه ماجرای مخالفت با سخنرانی مطهری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان قرار گرفت، اما پس از فروکش کردن حواشی مربوط به این قضیه و همچنین کمرنگ شدن لغو سخنرانی مطهری در مشهد، در روزهای گذشته تلاش برای جلوگیری از سخنرانی مطهری در کرمان آغاز شد.
حضور مطهری در کرمان باعث دردسر برای مسئولان میشود
حجتالاسلام مهدی عرب پور، رییس شورای اصولگرایی استان کرمان هفتم آذرماه در گفتوگو با سایت غیررسمی «کرمان خبر» موضع خود در این خصوص را اعلام کرد. وی که امامجمعه موقت کرمان و مشاور فرهنگی استاندار هم هست، بابیان اینکه «متأسفانه علی مطهری دارای یکسری خصلتهایی است که نمیتواند در راستای نقد سالم مؤثر باشد، بلکه ایشان بیشتر به دنبال مرز شکنیها و هنجارشکنیها هستند» حضور مطهری در کرمان را به نفع نظام ندانست چراکه، میتواند «چالش و حواشی ایجاد کند.» امامجمعه موقت کرمان تصریح کرد: «نظر ما بر این است که ایشان عاقلانه و در این شرایط خاص پس از حواشی مشهد برای حفظ وحدت بین مردم در سخنرانیهایی ازایندست شرکت نکنند و کسانی هم که دعوتکننده ایشان بودهاند قطعاً برای رضای خدا این کار را نکردهاند و به دنبال حاشیهسازی و جریان سازیهای خاصی هستند که بهتر است از این امر منصرف شوند.» او با طرح این پرسش که چرا در بین اینهمه سخنران مطرح در کشور، دانشگاه باید از یک چهرهای دعوت کند که روی یکسری مسائل که حتی در شورای امنیت ملی هم نسبت به خط قرمز بودن آنها توافق دارد مانور بدهد، بیان کرد: «استان کرمان در حالت اعتدال قرار دارد. باید از هرگونه جنجال و حاشیهای دور باشد و تمام تلاش خود را متمرکز مسئله اقتصاد مقاومتی کند، بنابراین حضور ایشان در استان نهتنها به صلاح نیست بلکه ممکن است باعث ایجاد چالش و دردسرهایی برای مسئولین استانی باشد.»
درخواست از شورای تأمین
دو روز بعدازاین اظهارات رییس شورای اصولگرایی استان، نامهای در برخی سایتها به امضای جمعی از طلاب، فضلا و اساتید کرمانی حوزه علمیه قم پخش شد که در آن، سخنرانی مطهری را ایجاد هزینه برای نظام عنوان کرده بود و از شورای تأمین شهرستان کرمان خواستهشده بود که از سخنرانی مطهری ممانعت شود. در این میان حجتالاسلام رمضانی پور، امامجمعه رفسنجان هم به خبرگزاری فارس گفت که «شایسته نیست فردی که در استانهای مختلف ازجمله خراسان رضوی و در شهر مقدس مشهد ماجراهایی به وجود آورد و به ساحت مقدس امام رضا (ع) توهین کرد به استان کرمان بیاید.
ما پیشازاین هم از استاندار که رئیس شورای تأمین استان کرمان است، خواستیم جلوی ورود این فرد به استان کرمان را بگیرند.»
واکنش رییس شورای تأمین
فرماندار و رییس شورای تأمین شهرستان کرمان اما روز پنجشنبه به ایرنا گفت: «تمامی تمهیدات لازم برای انجام سفر علی مطهری نایبرئیس دوم مجلس شورای اسلامی به کرمان اندیشیده شده است.» محمدعلی توحیدی افزود: «موضوع سفر نایبرئیس مجلس شورای اسلامی در شورای تأمین شهرستان کرمان مطرحشده و با برنامهریزیهای صورت گرفته این سفر در چارچوب ضوابط و مقررات، همراه با آسایش و آرامش برگزار میشود.» او پیشازاین هم در پاسخ به این سؤال «پیام ما» که با توجه به اتفاقات اخیر مشهد و تأکید رییس جمهور بر جلوگیری از تعرض به قانون، اگر کسی بخواهد در کرمان سخنرانی نایب رییس مجلس را لغو کند، ایستادگی میکنید، اظهار کرد: «قطعاً ایستادگی میکنیم. اگر قرار به سخنرانی آقای مطهری باشد، ما کاملاً همکاری میکنیم و تمامی تمهیدات لازم اندیشیده میشود.»
مطهری این حق را دارد که صحبت کند
رییس مجمع نمایندگان استان در خصوص حواشی پیشآمده برای سخنرانی پیشروی علی مطهری به «پیام ما» گفت: «آقای مطهری بهعنوان نماینده و همچنین نایب رییس مجلس شورای اسلامی این حق رادارند که صحبت بکنند و من مشکلی در این خصوص نمیبینم.» حسین امیری خامکانی افزود: «نباید در این خصوص حساسیتی ایجاد شود.» وی بابیان اینکه همه طبق قانون پیش میروند، از اظهارنظر درباره صحبتهای امامجمعه موقت کرمان خودداری کرد. امیری همچنین اظهار کرد: «امیدوارم دوستان همه دستبهدست هم دهند که در آستانه انتخابات پیشرو مشکلی پیش نیاید.» عضو هیأت رییسه کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور هم روز گذشته در گفتوگو با خانه ملت از درخواست امامجمعه موقت کرمان برای لغو سخنرانی مطهری انتقاد کرد. اصغر سلیمی با اشاره به اینکه در حال حاضر تمامی سخنرانیها با مجوزهای قانونی انجام میشود، افزود: «قانون تأکید کرده که شورای تأمین مشخص میکند که سخنرانی انجام شود یا خیر، بنابراین افراد دیگر استانی حق دخالت در این موارد اینچنینی ندارند؛ زیرا مجلس درراس امور است. اینگونه رفتارها بیشتر به نفع دشمنان و معاندان نظام است.»
واکنش روحانی به لغو سخنرانی مطهری در مشهد چه بود؟
در حالی برخی چهرههای جریان اصولگرا خواستار لغو سخنرانی علی مطهری در کرمان هستند که لغو سخنرانی این نماینده در مشهد با واکنش تند رییس جمهور روبرو شده بود. حسن روحانی در نامهای خطاب به مطهری در این خصوص نوشت: «باکمال تأسف شاهدیم که در آستانه سالی که مشهد بهعنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفیشده است رفتارهایی در این شهر دیده میشود که با آرمانها و آموزههای آن امام همام(ع) فاصله فراوان دارد.
آیا کسانی در مراکز حساس استان نفوذ کردهاند که گمان میکنند با بستن دهانها و سد راه سالنهای سخنرانی، میتوانند راه پیشرفت و توسعه کشور در مسیر موردنظر مردم و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا… خامنهای مدظله را ببندند و راه را بر افراطیگری و دوقطبی سازی جامعه بگشایند؟ اتفاقی که در شهر مشهد رخ داد، مایه شرمساری است. وزارت کشور و دولت تدبیر و امید در قبال ملت ایران و بهویژه مردم آگاه و دلاور مشهد رضوی(ع) که نقش تعیینکنندهای در موجآفرینی 24 خرداد 92 و پیروزی اعتدال داشتند مسئولیت دارد که از حقوق اساسی آنان دفاع نماید.»
دکتر باستانی پاریزی در جشنواره بین المللی حقیقت
دکتر باستانی پاریزی در جشنواره بین المللی حقیقت
مستند یک عمر در گهواره به کارگردانی سید حمید میرحسینی روایتگر زندگی پرفراز و نشیب مرحوم محمدابراهیم باستانی پاریزی مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقیپژوه و استاد دانشگاه تهران در جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» به نمایش در می آید.
عوامل این پروژه، سمیرا شیخ مظفری مدیر تولید و برنامهریز، غلامرضا سعادت و علیرضا نجیبزاده مدیر تصویربرداری، محمد هاشمی صدابردار و سارا رحیمی دستیار کارگردان و علی درویشی تهیه کننده این اثر هستند. و افرادی چون احمدرضا احمدی، دکتر پیروز ارجمند، سید محمود دعایی، محمد علی علومی، بلقیس سلیمانی و حمید و حمیده باستانی پاریزی در مقابل دوربین این مستند قرار گرفته اند.
استاد باستانیپاریزی در سوم دی ماه 1304 هجری شمسی در پاریز از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد .وی تا پایان تحصیلات ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و سال 1320 تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از گرفتن دیپلم در سال 1325 برای ادامه تحصیل به تهران رفت و تحصیلات خود را در رشته تاریخ دنبال کرد .سال 1337 در آزمون دکترای تاریخ پذیرفته شد و دوره دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند. یکی از علل اقبال مردم به آثار دکتر باستانیپاریزی علاوه بر صداقتش در نقل تاریخ بیان حوادث با استفاده از شعر و داستان و لطایف و ظرایف ادبی است که تاریخ را خواندنی و دلپذیر کرده است.
قابل ذکر است مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی سازمان امور سینمایی، دهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» را طی روزهای ۱۴ تا ۲۱ آذرماه ۱۳۹۵، با شعار «حقیقت بهترین راهنماست» که فرمایش حضرت علی(ع) است، در پردیس سینمایی چارسو برگزار خواهد کرد.
میدان ارگ از تاق فرو ریخته تا مرد مسگر پای در بند
میدان ارگ از تاق فرو ریخته
تا مرد مسگر پای در بند
دوره و زمانه توصیه های ریز و درشت است. توصیه کردن و نشنیدن! حتماً دیده اید این کتابچه هایی که چاپ و منتشر می شود و در آن ادعا می کنند که اگر این کتاب را بخوانید و به آن عمل کنید زندگی تان«کن فیکون» می شود. منظورم کتابچه هایی است که از شما می خواهد که در هفته، ماه یا سال پیش رو به خودتان قول بدهید که یک گل بکارید، گل ها را نوازش کنید، به طبیعت بروید و آشغال جمع کنید، هر صبح به خودتان لبخند بزنید و…
همه هم قول می دهند و می روند. اما تا به خود می آیند می بینند آذرماه هم به نیمه رسیده و تا عید نوروز راهی نمانده است. آدم بدقول مانده است و حجم عظیمی از قول هایی که روی هم تلنبار شده است. من می خواهم از همین سنخ توصیه ها بکنم. مگر ما کجایمان از گردآورنده نکات آموزنده زندگی کمتر است. و اما نکات…
حتماً اتفاق افتاده که با یک دوست در گوشه ای از شهر قرار بگذارید. از فرهنگ خودمان هم که باخبریم. یعنی می دانیم که دوست مان یک ایرانی است و به احتمال 90 درصد با تأخیر سر قرار خواهد آمد. بعد از رسیدن هم بی تردید ترافیک و شلوغی و اخیراً هم بسته بودن خیابان ها به خاطر اجرای عملیات عمرانی شهرداری را بهانه خواهد کرد. به احتمال زیاد در همان نقطه دادگاه شهردار و پیمانکار و… هم برگزار خواهد شد. حالا وقت آن است که نکته اول زندگی را به شما توصیه کنم. اگر قصد قرار با دوست تان را دارید حتماً در یک مکان تاریخی، یک مجموعه تاریخی، یک محله تاریخی قرار بگذارید تا در صورت تأخیر آن دوست محترم، امکان گشت و گذار در مکان های تاریخی شهرتان را داشته باشید، تا شاید از شدت عصبانیت ناشی از سرگردانی تان کاسته شود.
چند روز قبل با دوستانم در ابتدای بازار مسگرها قرار گذاشتم. طبق معمول همه به وقت هم احترام گذاشتند! در فاصله حضور من تا رسیدن دوستان، به مجسمه ابتدای بازار که سال ها مرد مسگری مشغول کوبیدن یک قطعه مسی است چشم دوختم. دور این مجسمه زحمتکش، چند میله به زمین کوبیده و میله ها را با زنجیر به هم وصل کرده اند. در نگاه اول به نظر می رسد که میله ها و زنجیرها برای حفظ فاصله شهروندان با مجسمه ایجاد شده اند. در نگاه آخر هم چیزی جز همین به نظر نمی آید. اما واقعیت این است که شهروندان با احتیاط از روی زنجیرها عبور می کنند. فرزندان خود را در آغوش مجسمه مسگر قرار می دهند و چلیک چلیک عکس یادگاری می گیرند و روانه اینستاگرام می کنند. نکته دوم زندگی برای شهردار محترم است که هر چه سریع تر به برچیدن زنجیرها و میله ها اقدام کند. چون کاربردی ندارد و برای سلامت شهروندان نیز مضر است. منظورم رابطه بین زنجیر و پا و زمین است. مستحضر هستید که؟
هنوز دوستان سر قرار نیامده اند. پس می شود تا آن سوی میدان ارگ هم سرک کشید. در ادامه سرگردانی به تاق های میدان ارگ رسیدم. همان تاق هایی که در سال 1355 برپا شده اند و چند ماه قبل با یکی از معماران آن مصاحبه کردیم و در شماره 604 به چاپ رساندیم و در حال حاضر هم در سایتpayamema.ir قابل دیدن است.
بخشی از تاقی که میدان را به خیابان گنجعلیخان متصل می کند فرو ریخته بود. البته روز قبل این اتفاق افتاده بود و ویرانه ها را از کف خیابان جمع آوری کرده بودند؛ اما بخش تخریب شده کاملاً مشخص است. مغازه داران می گفتند که تاق در اثر برخورد یک بنز خاور ترک خورده و فرو ریخته است. نکته سوم احتمالاً باید به اداره راهنمایی و رانندگی توصیه شود! نصب تابلویی که ارتفاع تاق را نشان بدهد تا بنز خاورهای قد بلندی که از میدان تاریخی ارگ عبور می کنند حد خودشان را بدانند و تاق و دیوار و تاریخ شهر را یک جا نکَنند و با خودشان نبرند.
همین نکته سوم در لونی دیگر به اداره کل میراث فرهنگی استان مربوط می شود که تا مابقی این آثار فرو نریخته و از بین نرفته، هر چه سریع تر در جهت پیاده راه کردن میدان تاریخی ارگ اقدام کنند.
به نظرم با اجرایی شدن این نکته ها زندگی اندکی شیرین تر شود. البته توصیه آخر به دوستان گرانمایه ای است که با دوستی دیگر در نقطه ای از شهر قرار می گذارند. به وقت یکدیگر احترام بگذاریم. کارهای مان را سر فرصت انجام دهیم، که اگر این اتفاق بیفتد زندگی ها شیرین تر می شود. اگر هر کاری به وقتش انجام شود نه تاق میدان ارگ فرو می ریزد و نه زنجیرها، مجسمه مرد مسگر را حصر می کنند.
موسسه کاسپین موظف به ایفای تعهدات تعاونی اعتبار فرشتگان است
موسسه کاسپین موظف به ایفای تعهدات تعاونی اعتبار فرشتگان است
هیات مدیره موسسه اعتباری کاسپین موظف به انتقال دارایی ها و بدهی های تعاونی منحله فرشتگان به موسسه کاسپین با تاکید بر حفظ منافع سپرده گذاران است. به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، در پی انتشار برخی اخبار در رسانه ها در خصوص تعاونی اعتبار منحله فرشتگان، برای تنویر افکار عمومی و اطلاع سپرده گذاران محترم به اطلاع می رساند: موسسه اعتباری کاسپین در تاریخ 27. 12. 1394 و براساس مصوبه مورخ 5. 8 . 1394 شورای پول و اعتبار، با انحلال تعدادی از تعاونی های اعتبار از جمله تعاونی اعتبار فرشتگان، تشکیل شده است. هیأت مدیره موسسه اعتباری کاسپین موظف است در چارچوب قوانین و مقررات، کلیه دارایی ها و بدهی های این تعاونی را به موسسه اعتباری کاسپین انتقال دهد. در این راستا لازم است هیأت مدیره موسسه کاسپین با نهایت دقت، حفظ منافع سپرده گذاران را در اولویت کاری خود قرار دهد.
زمینلرزههای پیاپی پس از زرند و جنوب، دامن شهداد را گرفت حمله گازانبری زلزله به کرمان
زمینلرزههای پیاپی پس از زرند و جنوب، دامن شهداد را گرفت
حمله گازانبری
زلزله به کرمان
رضا عبادی زاده
15 زلزله در کمتر از 24 ساعت بخش شهداد و روستای سیرچ را در حالی تکان داد که در ماههای گذشته در دیگر نقاط استان هم زلزلههای پیاپی رخداده بود.
زرند، فاریاب، عنبرآباد و حالا شهداد. این چهارمین نقطهای از استان کرمان است که در آن زلزلههای پیاپی رخ میدهد. 51 دقیقه از ظهر پنجشنبه گذشته بود که زلزلهای نسبتاً بزرگ، در عمق 10 کیلومتری زمین و در فاصله 10 کیلومتری شهداد، زمین را لرزاند. این زلزله در شهر کرمان هم حس شد. آنطور که سایت مرکز لرزهنگاری کشور نوشته، بزرگی این زمینلرزه 5 ریشتر بود. پسازاین زلزله، تا عصر روز گذشته، 14 بار دیگر شهداد لرزید. البته همه زلزلههای بعدی شدت کمتری از زلزله 5 ریشتری داشتند.
یک نفر مصدوم شد
در پی زلزله 5 ریشتری عصر پنجشنبه، یک خانم میانسال براثر ترس از زلزله شهداد و حرکت شتابان دچار مصدومیت شد. محمد صابری، رییس مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان با اعلام این خبر گفت: «این زن از ناحیه سر و به دلیل فرار ناشی از ترس زلزله و بعد از برخورد سر با در اتاق دچار مصدومیت شد.» آنطور که ایرنا نوشته، وی بیان کرد: «جراحت این خانم عمیق نبود و توسط مأموران اورژانس به درمانگاه منتقل و زخم سر پانسمان شد.»
وی اظهار کرد: «این فرد در روستای پوزه کوه واقع در سه کیلومتری کانون وقوع زلزله در بخش شهداد سکونت داشته است.» همچنین محسن صالحی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان خبر داد که زلزله اخیر خسارت جانی نداشته است. محمدحسین یزدان پناه، بخشدار شهداد هم به «کرمان نو» گفت که این زمینلرزه آسیب جانی نداشته فقط دیوارهای با استحکام پایین ریزش کرد، در ارتفاعات کوه جفتان نیز گردوخاکی بلند شد که مربوط به ریزش کوه بود.
پسلرزههای پیاپی
سه دقیقه پس از زلزله 5 ریشتری، اولین پسلرزه به بزرگی 3.4 ریشتر رخ داد. ساعت 13:03 بود که زلزله دیگری به بزرگی 2.1 ریشتر در شهداد رخ داد. در ساعتهای 13:10 و 13:29 بعدازظهر پنجشنبه هم دو زلزله دیگر به بزرگی 3.1 و 2.9 ریشتر در همین منطقه رخ داد تا در عرض 40 دقیقه پنج زلزله رخ دهد. اما این پایان ماجرا نبود. عقربههای ساعت، 14:10 را نشان میداد که زلزله 2.1 ریشتری رخ داد. سه دقیقه بعد زلزله 3.4 ریشتری به وقوع پیوست. تا ساعت 11 شامگاه پنجشنبه هفت زلزله دیگر به بزرگیهای 2، 2.8، 2.7، 2.1، 2.2، 2.8 و 3.1 ریشتر در شهداد رخ داد. صبح دیروز هم زلزلهای 2.4 ریشتری سیرچ را لرزاند تا زلزله 5 ریشتری بعدازظهر پنجشنبه، 14 پسلرزه داشته باشد. البته دو زلزله 1.7 ریشتری در ریحانشهر و یک زلزله 2.4 ریشتری در سیرجان هم در دو روز گذشته رخ داد.
حمله گازانبری زلزله
در حالی در کمتر از 24 ساعت شهداد کرمان 15 بار لرزید که در ماههای گذشته در برخی نقاط استان زلزلههای پیاپی رخداده بود. از ساعت 18:40 روز پنجشنبه مورخ 29 مهرماه، تا ساعت 9 روز چهارشنبه 12 آبان ماه تعداد 61 زمینلرزه حوالی شهر زرند واقع در استان کرمان ثبت و تعیین مکان شدند که از میان این زمینلرزهها، بزرگترین زمینلرزه به ترتیب 4.9، 4.7 و 4.5 ریشتر بود. همچنین آمار زمینلرزههای رخداده در حوالی زرند کرمان از ساعت 18:40 روز پنجشنبه مورخ 29 مهرماه، تا ساعت 9 روز چهارشنبه 12 آبان ماه نشان میدهد که 16 زمینلرزه با قدرت کمتر از 2 ریشتر، 33 زمینلرزه با قدرت بین 2 تا 3 ریشتر، 9 زمینلرزه با قدرت بین 3 تا 4 ریشتر و 3 زمینلرزه با قدرت بالای 4 ریشتر در این شهرستان به ثبت رسیده است.
19 آبان هم زلزله هفت بار فاریاب در جنوب کرمان را تکان داد، بزرگترین این زمینلرزهها به بزرگی 4.2 ریشتر بود. عنبرآباد هم یکبار لرزید تا شمال و جنوب کرمان در یک ماه گذشته بلرزد.
کرمان؛ دومین استان زلزلههای بالای چهار ریشتر
از اول فروردینماه امسال تا پایان مهرماه 550 زلزله در استانهای مختلف رخداده که 480 زلزله کمتر از 4 ریشتر و 70 زلزله بیشتر از 4 ریشتر قدرت داشته است. بر این اساس، در این مدت 38 نفر از هموطنانمان براثر زلزله جان باختند و چند میلیارد تومان خسارت مادی نیز به بخشهای مختلف واردشده است .اما بیشترین تعداد زلزله کمتر از 4 ریشتر در استانهای کرمان با 84 مورد، فارس 59 و بوشهر 31 مورد بوده است. همچنین در این 7 ماه استانهای اردبیل، تهران، قزوین، قم، کرمانشاه، گلستان، مرکزی و یزد زلزله باقدرت بالاتر از 4 ریشتر نداشتهاند، اما فارس 10، کرمان 9، سیستان و بلوچستان 7، هرمزگان 6 و خراسان شمالی 5 زلزله بالای 4 ریشتر داشته است. هرچند کارشناسان بر این باورند که زلزلههایی با بزرگی کمتر از 4 ریشتر در کشور قابلیت تخریب چندانی ندارد، اما این زمینلرزهها میتواند نشانگر لرزهخیزی منطقه باشد. در همین حال، بررسی مقایسهای تعداد زمینلرزه با بزرگی از 3 تا 6.5 ریشتر در کشور نشان میدهد که در 5 ماه سال 95 درمجموع 404 زمینلرزه رخداده که این تعداد در سال 94 معادل 304 زمینلرزه بوده است.
پای گسل گلباف در میان است؟
زلزلههای اخیر شهداد را میتوان به فعال شدن گسل گلباف ربط داد. این گسل به طول حدود 100 کیلومتر و روند شمال غربی، جنوب شرقی؛ از جنوب غرب دشت بم تا غرب شهداد ادامه مییابد و در این محل به گسل لکوکوه میپیوندد. به گفته صالحی، مدیرکل بحران استانداری، گسل گلباف مرکز بیش از 13 زلزله تاریخی و قرن بیستم با بزرگی بیش از پنج ریشتر روی آن است و یکی از فعالترین و لرزهخیزترین گسلهای استان کرمان است. ازجمله این زلزلهها میتوان به زلزله سال 60 سیرچ اشاره کرد. سهشنبه ششم مردادماه این سال بود که زلزلهای به بزرگی 7.1 ریشتر سیرچ را لرزاند. این زلزله موجب ویرانی سیرچ، چهار فرسنگ و روستاهای حوالی آن شد. در این زمینلرزه بزرگ یک هزار و 300 نفر کشته و هزاران نفر زخمی شدند. طبق آمارهای دادهشده در آن سالها، بیش از 80 درصد روستاهای منطقه تخریب شدند. آبان 77 هم زلزلهای به بزرگی 5.7 ریشتر در شهداد رخ داد که تعدادی ساختمان تخریب شد. همچنین وقوع زمینلرزه 5،5 ریشتری مرداد سال گذشته در منطقهای بین سیرچ، گلباف و ماهان موجب بروز برخی خسارات جزئی شد.
رییس جمهور: اینقدر مردم را آزار ندهیم مردم میدانند ماه عزاداری و شادی چه کنند
رییس جمهور:
اینقدر مردم را آزار ندهیم
مردم میدانند ماه عزاداری و شادی چه کنند
رییس جمهور کشورمان گفت: «نباید مردم را آزار دهیم، بلکه باید همه دستبهدست هم داده و به مردم کمک کرده و مشکلات زندگی آنان را حل کنیم. مردم ما، ملتی متدین هستند و بهخوبی میدانند که در ماه عزاداری و در ماه شادی چگونه باید رفتار کنند، همانطور که در اربعین حسینی و عزاداریهای نبی اکرم (ص)، امام حسن مجتبی و امام رضا (ع) بهخوبی آن ایام را تجلیل کردند.» گزیده صحبتهای حسن روحانی در مراسم افتتاح بزرگترین تصفیهخانه فاضلاب کشور در مشهد را به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت و پایگاه خبری انتخاب بخوانید:
بعضیها بهجای اینکه باران رحمت باشند، ممانعت از زبانشان میبارد. ازنظر آنان صبح تا شب همهچیز حرام است. چرا همهچیز را حرام میکنید.
ما باید مشکلات واقعی زندگی مردم را برطرف کنیم، چراکه آنها باید آینده خوبی برای خود ببینند و خانوادهها به اشتغال جوانان خود امیدوار باشند.
خداوند در قرآن به آنها که طیبات و نعمتهای پاکیزه و زینتهای حلال را حرام میکنند اعتراض میکند و ما را به استفاده از نعمات سفارش میکند.
برخی کشورها در موضوع نفت توطئهای علیه ایران ترتیب دادند که بعد خودشان گرفتار آن شدند بهگونهای که در دو سال گذشته که قیمت نفت پایینترین قیمت نسبت به سالهای گذشته خود در طول تاریخ ایران بود و به یکسوم رسید، باعث شد همه تولیدکنندههای نفت ازجمله عربستان با تولید 10.5 میلیون بشکه در روز نزدیک به صد میلیارد دلار از ذخایر نفتی خود را برداشت کنند، اما ما توانستیم در دو سال گذشته هرسال 20 درصد از درآمد نفتی کشور را در صندوق ذخیره ارزی، واریز کنیم.
این توفیق، نشانه قدرت ملت و دولت ایران است درحالیکه این موفقیت بزرگ در برخی رسانهها و رادیو و تلویزیون بیان نمیشود.
حاشیهنشینی در این کشور برای ما بسیار سخت است.
طرح تحول سلامت یکی از خدمات ماندگار در کشور است. این اقدام یکی از مهمترین اقدامات در شهرهای مختلف بود.
۸۶ درصد مردم حاشیهنشین شهرها هیچچیز نداشتند نه بیمه، نه پایگاه بهداشتی، نه درمانگاهی بود، امروز یک حرکت بسیار خوبی آغازشده برای توجه به مردم و بهداشت مردم، مداوای بیماران و توجه دادن بهسلامت آنها که با این طرح انجام شد.
برای مشکل آب کارهای فراوانی انجام دادیم یکی از آنها چرخش درست آب بوده است، برای محیطزیست هم یکی از کارهایی که باید انجام دهیم که برای سلامت مردم بسیار مهم است حفاظت از منابع زیرزمینی آب و جلوگیری از آلوده شدن آن است.
لایحه بودجه سال ۹۶ انشاءالله یکشنبه آینده تقدیم مجلس شورای اسلامی میشود. در این بودجه چهار اولویت دیدیم برای سال ۹۶ که جزو برنامه دولت در برنامه پنجساله است. اولویت در زمینه آب، اولویت در زمینه فاضلاب، اولویت در زمینه محیطزیست و اولویت در زمینه ریل.
زندانیان جرایم غیرعمد را دریابیم چشم و هم چشمی عامل تباهی زندگی کشاورز کهنوجی
زندانیان جرایم غیرعمد را دریابیم
چشم و هم چشمی عامل تباهی زندگی کشاورز کهنوجی
به گزارش ایسنا به نقل از ستاد دیه، در سلسله بازدیدهایی که از سطح زندانهای استان داشتم این بار به دورترین زندان استان یعنی کهنوج رفتم، مردمی خونگرم با لحجهای محلی (کهنوجی).
ابتدا برای هماهنگی و ورود به داخل زندان به اتاق رئیس زندان رفتم که در آنجا با جوانی حدود 30 ساله مواجه شدم که برای تامین هزینههای تحصیل دخترش تقاضای تمدید مرخصی به مدت 2 روز داشت. رییس زندان در حال توضیح به او بود که تمدید مرخصی دست وی نیست و باید با قاضی ناظر بر زندان یا قاضی اجرای احکام هماهنگ کند. پس از احوالپرسی با رئیس و مسئول حفاظت زندان و اخذ مجوزهای لازم جهت تردد در داخل بندها ناگهان حرف آن جوان که در اتاق رئیس بود مرا به سمت او خواند که میگفت «بابا سنت پیغمبر را بجا آوردم و ازدواج کردم جنایت که نکردم حالا هم دارم حبس میکشم».
از او دلیل حضورش در حبس را جویا شدم. با همان لحجه زیبای محلی گفت « زن گرفتیم تشکیل خانواده بدیم خوشبخت باشیم، حالا بلای جانمان شده است».
از رئیس زندان خواستم با او گفتوگویی کوتاه داشته باشم، البته اگه خودش راضی باشد که ناگهان برگشت به سمتم و گفت گزارشگر صداوسیمایی یا فیلمساز مستند هستی من حاضرم در فیلمت بازی کنم که با لبخندی به او شرایط کاری و فعالیت خود را توضیح دادم، اما با خوشرویی به من گفت «بیا تا تمامی زندگیم را برایت تعریف کنم تا کسی مثل من درگیر زندان نشود من چوب سادگیم را خوردم».
«اسمم رضاست و متولد 1365 هستم و تقریبا 2 هفته دیگر 30 سالم تمام میشود و وارد 31 سالگی میشوم توی یک خانواده پرجمعیت متولد شدم و 9 خواهر و برادر هستیم و من فرزند ششمم. پیشه پدرم کشاورزی بود تقریبا در منطقه ما همه به شغل کشاورزی مشغول هستند، پدرم با تکه زمینی که از پدرش به ارث رسیده بود خرج مخارج 10 سر عائله را میداد و گرچه سخت و کم بود اما می گذشت که 8 سال پیش بدلیل بیماری ناگهان قلبش درد میآید و در مسیر بیمارستان فوت می کند یه جورایی پشتمان خالی میشود؛ البته این را باید بگویم طوری ما را بزرگ کرده بود که بتوانیم روی پای خودمان بایستیم.
سرتان را بدرد نیاورم چند ماهی قبل از مرگ پدرم تصمیم به ازدواج گرفتم با اینکه تقریبا 19 سالم بودم با استقبال خانواده مواجه شدم و 5 خواهر و برادر بزرگترم هم توی همین سن و سال ازدواج کرده بودند و حالا نوبت من بود. در منطقه ما ازدواج ها هنوز بصورت سنتی برگزار میشود، یعنی مادر و خواهران دختری را نشان می کنند و بعد از تحقیقات لازمه و تایید توسط خانواده مراحل بعدی که بین مردهای دو طرف است صورت می گیرد. مادرم چند نفری را مطرح کرد تا اینکه یک نفر از فامیل پدرم مورد تایید قرار گرفت. بعد از مطرح کردن با من و تایید من قرار گذاشته شد تا پدرم با پدرش صحبتی داشته باشد و مراحل اولیه انجام گرفت مثل تعیین مهریه، مکان زندگی و … .
قرار بر این شد ابتدا عقد کنیم و بعد از چند ماهی مراسم ازدواج بگیریم؛ البته باید این را بگویم که من هم مانند اکثر مردهای روستا و برادرانم شغلم کشاورزی بود و درآمدم هم برای گذران یک زندگی کوچک بد نبود، نه زیاد سخت بود و نه در رفاه آنچنانی. اگر سرما و آفت نبود درآمدم خوب بود اما اگر سرما و آفت میآمد به سختی میگذشت. با این تفاصیل عقد کردیم و دو ماهی که از عقدم گذشت پدرم فوت کرد و در منطقه ما هم رسم بر این است تا سر سال فرد فوت شده اقوام درجه یک عزا نگه میدارند و سیاه به تن میکنند. با پا درمیانی بزرگترها بعد از 9 ماه از مرگ پدرم یک عروسی کوچک گرفتم و راهی منزل خودمان شدیم. چند ماه اول زندگی صبح ها بعد از نماز از منزل خارج میشدم و سر زمین میرفتم و تا غروب برنمیگشتم و حتی ناهار هم سر زمین میخوردم تا اینکه یک روز غروب که از سر زمین برگشتم، دیدم مادر همسرم و خواهرانش در منزل ما هستند و به من گفتند که همسرم حالش بهم خورده و اول هول کردم که خواهر خانمم بهم گفت تبریک میگم داری پدر میشی چنان ذوق زده شده بودم و بالا پائین میپریدم که مادر خانمم من را دعوا کرد و گفت این جلف بازیهای چیست که در میاری و بعد از اینکه متوجه شدم همسرم باردار است صبحها دیر تر میرفتم سر کار و حتی بعضی از روزها ظهر میآمدم خانه تا اینکه موقع زایمان همسرم شد و خداوند یک دختر زیبا به ما عطا کرد و با نظر همسرم اسمش را حنانه گذاشتم.
تازه زندگیمان داشت رونق میگرفت که خبر ساکن شدن خواهر همسرم در شهرستان کهنوج بین خانواده همسرم سر و صدا به پا کرد. همسرش پارچه و اجناس خارجی را از بندر عباس میآورد و در کهنوج میفروخت زندگیشان طی مدت چند ماه تغییر کرد و ماشین چند صد میلیونی و … تازه اول گرفتاریهای ما شروع شد. همسرم هر وقت خانه خواهرش میرفت هنگام برگشت به منزل بهانهگیر میشد تا اینکه بعد از یک مدتی ساز رفتن به کهنوج و کار با شوهر خواهرش را مطرح کرد؛ البته این پیشنهاد از طرف آنها به همسرم بود، اما من مرد این کارها نبودم و از بچگی کار کردم و آن هم به سختی. جنگ و دعوا بین ما شروع شد.
هر روز بهانهای جدید یک روز خرجی نمیدی، یک روز درآمدت کم است، یک روز من نیاز به چند میلیون پول دارم و … مدتی از دعواهای ما میگذشت تا اینکه حنانه 1 ساله شد و یک روز که از سر کار برگشتم باز با همسرم بر سر رفتن خانه خواهرش به مدت یک هفته بحثمان شد که به من گفت اگه نزاری برم دست به خودکشی میزنم توجهی نکردم گفتم میخواهد با این کار من را راضی کند که دیدم یک بسته قرص را باز کرده و همه را یکجا خورد.
من هم سریع به اورژانس رساندمش و با پدرش تماس گرفتم و او هم به بیمارستان آمد و بعد از ترخیص به بهانه دیدار مادرش و میخواهد چند روزی در منزل آنها باشد با پدرش رفت. یک هفته الی 10 روز از این ماجرا گذشت. با حنانه بدنبالش رفتیم البته در این چند روز حنانه نزد مادرم بود و او از آن نگهداری میکرد و حتی یک بار نشد که تماس بگیرد و احوال بچه را جویا شود و هنگامی که به منزل پدرش رسیدیم. آقا چشمتون روز بد نبینه و برگشت گفت یا باید بریم کهنوج یا دیگه من حاضر به زندگی با تو نیستم، حتی حاضر به آغوش گرفتن بچه خودش نشد و دو سال هر کسی را فرستادم در خانه پدرش حاضر به برگشتن سر زندگی نبود و ره رفتن به کهنوج و پول درآوردن زیر دندانش مزه کرده بود که کم کم فهمیدم به راه خلاف هم کشیده شده است.
دخترم 3 ساله شده بود و نیاز داشت یک نفر بیشتر از همیشه مراقب او باشد و مادرم هم روماتیسم گرفته بود دیگر قادر به نگهداری حنانه نبود با مشورت با چند نفر و مراجعه به دادگاه مجوز ازدواج دوم را گرفتم تا اینکه خبر زن دوم من به گوش مادر حنانه رسید و جنگ به پا کرد و همه جا جار زد که من را از خانه بیرون کرده تا با یکی دیگر ازدواج کند در حالی که من 2 سال تلاش کردم بخاطر دخترمان به سر زندگی برگردد و نه بخاطر من. سه ماهی گذشت تا اینکه از دادگاه برایم احضاریه آمد پیگیر که شدم متوجه شدم همسرم رفته دادگاه شکایت کرده و تقاضای مهریه و نفقه را دارد و بابت نفقه توانستم خودم را تبرئه کنم، اما بابت مهریه محکوم به پرداخت شدم و من هم که توانایی پرداخت مهریه را نداشتم.
هرچه تلاش کردم که رضایتش را جلب کنم و نشد تا اینکه یک روز سر زمین در حال کار کردن بودم که با مامور آمد جلبم کرد و یک مدت داخل زندان بودم که توانستم مرخصی بگیرم و آن هم با سندی که یکی از برادرانم از دوستش گرفته بود، با چند تا از بزرگتر های فامیل درب منزل پدرش رفتیم برای رضایت شاکی که آنجا مادرش گفت کلا برای زندگی به کهنوج رفته است و در این چند سال اختلافمان با همسرم چند ماهی داخل بند هستم و چند روزی طبق قانون مرخصی می آیم الان که حنانه 8 سالش شده نیاز به خرج مخارج داره، تازه همسر دوم هم برای یک کارگاه خیاطی کار میکند تا بتواند مخارج زندگی را تامین کند با هزار درد سر و با پا درمیانی نماینده ستاد دیه و رئیس دادگاه توانستم از کل مهریه 250 سکهای او را به 30 سکه راضی کنم.
البته زمینی که از پدرم به ارثم رسیده بود جای مقداری از مهریهاش برداشته و این را هم بگویم وقتی همسرم دید پرداخت مهریه در توان من نیست حاضر شد به دریافت 30 عدد سکه از کل مهریه اش و حالا بخاطر تقریبا 30 میلیون تومان دارم تحمل حبس می کنم و خواهر زنم با شوهرش زندگی من را به تباهی کشاندند.
ناگهان رضا از من میخواهد اگر میتوانم برایش دو روز مرخصی بگیرم تا بتواند مخارج تحصیل دخترش را تامین کند. من هم به او میگویم سعی میکنم تا هر چه سریعتر بتوانم موجبات آزادیش را فراهم نمایم.
طی برسیهای به عمل آمده از وضعیت زندگی رضا او استحقاق هر گونه کمک را از طریق خیرین و ستاد دیه دارد.
در ادامه نتایج ضعیف مس در لیگ دسته یک مس به قطار سوخته هم نه نگفت
در ادامه نتایج ضعیف مس در لیگ دسته یک
مس به قطار سوخته هم نه نگفت
هفته پانزدهم لیگ دسته اول فوتبال ایران با ادامه رکورد زدن های منصورخان ابراهیم زاده به پایان رسید. این هفته از رقابت ها عصر پنج شنبه در شهرهای مختلف کشور برگزار شد و مس کرمان در ادامه نتایج بی ارزش خود، میزبان تیم بحران زده مالی اما سرشار از انگیزه راه آهن بود و در مقابل این تیم به دهمین تساوی خود دست یافت تا با این تعداد تساوی از 15 بازی، رکورد عجیب ولی به دردنخوری را از خود به جا بگذارد.
بعد از این بازی و کسب نتایج ناامیدوار کننده مس، تصمیم گرفتم دور این تیم را خط قرمز بکشم و دیگر کاری به مدل بازی ها و نتایج آن نداشته باشم، همان کاری را که مدت هاست تقریبا تمام مردم کرمان انجام داده اند و دیگر نه وضعیت مس کرمان برایشان مهم است نه نتیجه بازی هایش، اما باز همان وظیفه خبرنگاری، مرا مجبور کرد تا به آن بپردازم و از فرصت سوزی های بی دلیل این تیم بنویسم، فرصت هایی که به احتمال زیاد در آخر فصل باعث تشکیل کمیته فرمالیته پی گیری نتایج مس و بررسی دلایل عدم صعود به لیگ برتر می شود، همان فرمول تکراری، کلیشه ای که فقط باعث رفع مسئولیت از گردن دوستان عزیزمان در مجموعه باشگاه مس می گردد.
مس این هفته هم مساوی کرد، عین آب خوردن، انگار نه انگار که تیم در خانه و مقابل تیم بحران زده ای قرار گرفت که هر روز خبر انحلال و اعتصاب و مشکلات مادی در صدر خبرهای لیگ یک داشت. خسته شدیم از این روند بازی و نتایج و صحبت های مربیان و دیدگاه های مدیرعامل. خسته شدیم ازاین همه گفتن و به گوش کسی نرسیدن. خسته شدیم از این همه توپ را به زمین دیگران انداختن.
در هر حال مس یک تساوی دیگری به کارنامه خودش در لیگ دسته یک امسال اضافه کرد و با 19 امتیاز در همان 11 حدول باقی ماند، گل های این بازی را وحید اسماعیل بیگی در دقیقه 31 و محمدرضا سلیمانی در دقیقه 33 برای راه آهن به ثمر رساندند. منصور ابراهیم زاده پس از کسب دهمین تساوی در پانزدهمین دیدار فصل برابر راه آهن گفت: امروز اصلا خوب ظاهر نشدیم وداوری هم خوب نبود ولیگ یک اصلا نظارت درستی ندارد.
وی به جو ورزشگاه اشاره کرد و افزود : شعارهایی که داده شد باعث بی انگیزه شدن تیم می شود و باید بررسی شود چرا ما هر وقت در کرمان بازی داریم نتیجه خوبی نمیگیریم .
ابراهیم زاده به شایعه های قبل از بازی اشاره کرد و گفت : چرا باید اعلام کنند این تیم راه آهن فقیر است پول آمدن را ندارد و بعد ببینیم با هواپیما آمده اند و … باید دید هدف از این شایعه سازی ها چیست.
این در حالی است، اگر مس رفسنجان بازی این هفته اش را در مقابل بادران برده بود، هم اکنون سایه سنگین این تیم را بالای سر خود حس می کرد، هرچن همین الان هم بجز مس رفسنجان، نفت مسجد سلیمان و خیبر خرم آباد هم منتطر کوچکترین لغزشی از سوی مس کرمان هستند تا جایگاه این تیم را در رده 11 جدول تصاحب کنند.
مس هفته آینده میهمان نفت مسجد سلیمان است، دیداری که حکم 6 امتیاز دارد و برد هر کدام از این دو تیم مسلما تغییراتی را در جدول رده بندی به دنبال خواهد داشت.
گل گهر سیرجان نیز در ادامه نتایج متعادل خود در سیرجان و در حالیکه 2 بار از میهمان اراکی خود، آلمینیوم عقب افتاده بود با 3 گل از مهرداد آوخ و حمید گلزاری 3-2 حریف را با شکست روانه کرد و سه امتیاز شیرین به اندوخته های خود اضافه و در رده سوم جدول قرار گیرد. مس رفسنجان هم که دقایق پایانی را با 10 نفر بازی می کرددر مقابل تیم اکبر میثاقیان در بادران تهران به تساوی 1-1 دست یافت و تا حد زیادی از منطقه خطر دور شد.
یک سال پیش چنین روزی
گزارشی از بهبود اوضاع قالی کرمان با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و واکنش حجت الاسلام عرب پور به خبر برکناری اش از سمت مشاور فرهنگی استاندار به دلیل فعالیت سیاسی از مهم ترین مطالب منتشر شده در پیام ما در این روز بودند. همچنین مظفر اسکندری زاده اعلام کرد که در انتخابات مجلس کاندیدا نمی شود.
انعکاس گزارش روزنامه «جهان صنعت» در یک روزنامه خارجی
حامد محمدی
دو سه تا روزنامه اقتصادی خوب داریم، بیسر و صدا کارشان را انجام میدهند با امکاناتی هم که دارند بیش از ظرفیتشان خروجی داشتهاند. دنیای اقتصاد و جهان صنعت. در چند ماه گذشته چندبار دیدم که پایگاههای خبری بزرگ و قوی خارجی به گزارشهای این دو روزنامه برای تحلیل مسائل ایران استناد میکنند. پایگاه خبری «هیل» با استناد به گزارشی از جهان صنعت خبری منتشر کرده است. خیلی کم پیش میاد در شرایط موجود، روزنامه، مولد یک خبر یا گزارش باشد، در دنیا برعکس این است. خبرگزاریهای غول منتظر میشوند مثلاً نیویورک تایمز، والاستریت ژورنال، خبری رو منتشر کنند که آنها به نقل از اینها انعکاس بدهد.
پرده اول
ابتدای شب، ساختمان تئاتر شهر، سالن ورودی.
جمعیت یکی پس از دیگری وارد تالار نمایش می شوند، در میان شلوغی دو نگاه به یک دیگر گره میخورند و صامت سرجایشان باقی می مانند، سالن ورودی خالی از جمعیت می شود، درب تالار بسته می شود و دو نگاه همانجا باقی می مانند
(صدای کمانچه نوازی از داخل تالار نمایش شنیده میشود)
دو نگاه میروند و روی صندلی های سالن انتظار مینشینند
نگاه اول – چند سال گذشته؟
نگاه دوم – مگه فرقی هم می کنه؟
نگاه اول – نه فقط، فقط حساب زمان از دستم در رفته
نگاه دوم – شکسته شدی
نگاه اول – ولی تو مثل همون روزا زیبایی و نمیشه ازت چشم برداشت
(صدای نمایش از داخل تالار شنیده میشود)
مرگ یزدگرد، بهرام بیضایی
(دختر – پادشاه کشته نشده، کشته نشده
سرکرده – آیا این پیکر او نیست؟
آسیابان – کاری نکن که بر ما بخندند
دختر – او خواب است، دارد ما را خواب میبیند)
نگاه دوم – فرار کردی، از چی؟ از خودت؟
نگاه اول – من فقط خواستم کسی کاری به کارم نداشته باشه، همین
نگاه دوم – هنوز هم به رفتن توی جزیره تنها فکر میکنی؟
نگاه اول – به هر جفتش فکر میکنم
نگاه دوم – هر جفتش؟
نگاه اول – اره
نگاه دوم – وقتی بهم فکر میکنی یاد چی میوفتی؟
نگاه اول – اینکه میشد باهات از چیزایی که دوست دارم حرف زد
نگاه اول – (در سکوت سیگار روشن میکند)
نگاه دوم – هنوزم سیگار میکشی؟
نگاه اول – تو ترکم
نگاه دوم – پس می کشی
نگاه اول – تو ترکم، اگه نباشم حواسم به کشیدنم نیست، وقتی هستم حواسمم هست
نگاه دوم – هنوز از همون ادکلن میزنی
(صدای نمایش)
( موبد – مردمان همه سپاهیان مرگند،ای زن کوتاه کن و بگو که آیا پسر اندک سال تو با پادشاه ما هم ازر بود؟
زن – زبانم لال اگر چنین بگویم،نه،پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایه تر بود)
نگاه اول – نمیشه از نگاه بهت سیر شد
نگاه دوم – اما تو رفتی
نگاه اول – برای اینکه قاب خاطراتت دست نخورده باقی بمونه
نگاه دوم – تو هیچوقت نفهمیدی اطرافت چی میگذره
نگاه اول – من هیچ وقت نفهمیدم اطرافم چی گذشت
نگاه دوم – تو هنوز هم مثل قبل لجبازی
نگاه اول -(خشمگین فریاد میزند) من هنوزم مثل قبل لجبازم
سکوت
(صدای کمانچه)
نگاه اول – باید برم
نگاه دوم – بمون
نگاه اول – دیره
نگاه دوم – هیچ وقت دیر نیست
نگاه اول – خیلی زود دیر میشه
(صدای نمایش)
(زن – صدای چیست؟
دختر – سکه
آسیابان – همه یک تالان است
زن – می شنوی؟
دختر – زر آن روز بکارم می آمد که می توانستم پسرکم را رهانید،که می توانستم دخترکم را دوای درد خرید، امروز من مانده ام در بیابانی که از هر سو دیگر درآن نشان مردم نیست،با زر چه بایدم کرد؟)
نگاه دوم -این یک شروعِ
نگاه اول – چیزی برای شروع وجود نداره
نگاه دوم – این یک نشونست
نگاه اول – من نشونه نمیبینم
نگاه دوم – این یک دلبستگیه
نگاه اول – چیزی برای دلبستن وجود نداره
نگاه دوم – (فریاد میزند) من!!!
(صدای نمایش)
(آسیابان – سرور من تو پادشاهی
دختر – و تو گدازاده که باشی؟
آسیابان – سگ درگاهت آسیابانم
دختر – تو شور بخت شور چشم هرچه داری از کیست؟
آسیابان – هر چه ما داریم از پادشاه است
زن – چه می گویی مرد، ما که چیزی نداریم
آسیابان – آن نیز از پادشاه است!)
نگاه اول – زندگی بی رحم تر از اونی بود که ما تصورش رو میکردیم
نگاه دوم – تو بی رحم تر از اونی بودی که من تصورشو میکردم
نگاه اول – ما بی رحم تر از اونی بودیم که تصورشو میکردیم
نگاه دوم – کاش هرگز ندیده بودمت
نگاه اول – اما من خوشحالم که دیدمت
نگاه دوم – ازت متنفرم
نگاه اول – خوشحالم اینو میشنوم
نگاه دوم – از تنفرم خوشحالی؟
نگاه اول – از اینکه بهم فکر میکنی، اگر نمیکردی متنفر هم نبودی
نگاه دوم – بمون
نگاه اول – زمان بی رحم تر از اونیه که ما فکرشو میکردیم
(سکوت)
(صدای کمانچه)
(صدای نمایش)
(موبد – ما در تله افتاده ایم، تازیان، تازیان
(سرباز با شمشیر برهنه به درون میرود)
سرباز – تیغ بکشید،نیزه بردارید، زوبین ها، تبیره ها
سردار – جمله بیهوده، به مرگ نماز برید که اینک بر در ایستاده است، بی شماره چون ریگ های بیابان که در طوفان می پراکند و چشم گیتی را تیره میکند
زن – آری، اینک داوران اصلی از راه می رسند.شمارا که درفش سپید بود داوری،تا رای درفش سیاه آنان چه باشد!)
نگاه اول – دیره،خیلی دیر
( صدای کمانچه)
(درب ورودی سالن نمایش باز می شود و مردم یکی پس از دیگری خارج می شوند و سالن مملو از جمعیت می شود)
(دو نگاه روی صندلی به یک دیگر گره خورده)
(ازدحام جمعیت و نگاه اول که به صندلی روبرویش خیره مانده)
جمعیت یکی پس از دیگری از درب خروج بیرون رفته و سالن دوباره خالی می شود
مستخدم – آقا ببخشید، از زمان شروع نمایش تا حالا،چند ساعت است که تنها روی این صندلی نشسته اید، منتظر کسی هستید؟
(سکوت)
(صدای کمانچه)
مینا کوزری
