مسکن مهر با اعمال شاقه

1394/07/16

مسکن مهر با اعمال شاقه
عرفان زارعی: روزی روزگاری در کشوری بسیار دور شاعری می‌زیست که فرمود:ای کاش مرا نظر نبودی/ چون حظ نظر برابرم نیست. سال‌ها از سرودن این شعر گذشت و در هر عصر و زمانه‌ای اهل علم و ادب هی گفتند ای کاش مارا نظر نبودی تا کار به جایی رسید که پادشاهی قلدر مآب و رضاخان نام چندتن از شاعران را(به کمک پزشک احمدی و دیگر مخدومان درگاهش) کشت و کور کرد تا به آرزوی دیرینه‌شان برسند، خلاصه سال‌ها گذشت و این قضیه داشت به فراموشی سپرده می‌شد که یکی از مخاطبان عزیز روزنامه پیام‌ما پیامکی زد به این شرح: آقا شما به این وضعیت مسکن مهر انتهای خیابان کمیل رسیدگی نمی‌کنین؟هیچ خدمات رفاهی درکار نیست و… . ۲۱۶۴—0936
ناگهان هیاهویی در هیات تحریریه راه افتاد که آقا شهردار شدیم و پیشرفت کردیم و دیگه بعد از یک عمر کار و زحمت طاقت فرسا وقت مدیریت و خدمت مستقیم و واقعی به مردم فرا رسیده که سردبیر محترم همه را به آرامش دعوت کردند و گفتند رسیدگی کنین یعنی برین ببینین داستان چیه؟اونجا کجاست و وضعیت مردم چطوریه؟ ماهم پکر و دست از پا درازتر کاپشن خدمت را از تن بدر کردیم و با لباس‌های عادی خودمان به سمت شهرک مورد نظر به راه افتادیم اول بگویم که خیابان کمیل در بلوار جمهوری واقع شده و تقریبا بعد از گمرک سمت چپ که بپیچید و مدتی به راندن ادامه بدهید می‌رسید به آنجا که آسفالت تمام می‌شود اما شما نا امید نشوید و ادامه بدهید پس از آنکه ماشین‌تان از کمک‌فنر راحت و خودتان از ریه بی‌نیاز و چشمتان از گرد و خاک خوب روشن شد به دیوارهای نیمه چیده شده و چاله‌های با عمق زیربنای منازل و مناظر غیر طبیعی زیادی مواجه می‌شوید که ما پس از پرس و جو دریافتیم همشهریانی در این منطقه زیست می‌کنند که هزینه‌های آنچنانی کرده‌اند و صاحب مسکن مهر شده‌اند و برخی از ایشان سه سالی هست که اینجا ساکن اند، چشمتان روز بد نبیند آن اینجایی که من عرض کردم ذهن شما از تصورش عاجز است و حتی حدس نمی‌زنید در بلوار جمهوری همچین مکانی هم داشته باشیم، غیبت آسفالت به شدت احساس می‌شد و چندمتری در میان هم چاله‌های حفر شده بود که علت حضورشان برما نامعلوم بود و از این‌ها گذشته یکی از ساکنین محترم هم که داشت با پرایدش از آنجا رد می‌شد احتمالا به تصور مجرم بودن و خطرناک بودن ما در جواب سلام ببخشید چنان گاز را فشار داد و فرار کرد که هم ما و هم پراید مربوطه متعجب ماندیم و احتمال دادیم شاید طرف کشاورز است و نمی‌خواست با سوال‌هایمان سر از کارش در بیاوریم زیرا با خلاقیتی عجیب در آن منطقه پلاستیک و زباله را با خارهای بیابانی پیوند داده بودند، که هر بوته‌ای پلاستیکی به سر داشت و کانالی هم از آن حوالی می‌گذشت که همه از حضورش شاکی بودند و می‌گفتند چند شب پیش هم موتور سواری بی نوا با سر به آن دام افتاده و زخم آنچنان خورده که به رستم شغاد زد/زخمی که کانال بر جگر آن سوار زد. زیاده چه بگویم که مسکن مهر داستان‌ها دارد و همه هم واقف‌اند و آنان که واقف نیستند هم به کانال سقوط می‌کنند.دست ما کوتاه و شهردار هم دور از دسترس اما این وضعیت اسفبار نه لیاقت مسکن مهر است و نه لیاقت همشهریانی که به هرحال و در هر شغلی مشغول خدمت به جامعه اند، اما شب که به منزل می‌روند باید پی دویدن سگ‌های ولگرد از پی‌شان و آمدن کانال و چاله بر سر راهشان را به تن بمالند و جان بر کف دست گرفته به خانه رهسپار شوند. که درباره مسکن مهر از قدیم گفته اند:کام ما کام نهنگ است ای دوست/شهد این بزم شرنگ است ای دوست.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.