کاشفان فروتن





۱۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۹:۱۱

حسن همایون
برای آن دختر شاعر دور از سرزمینم
پله های این آپارتمان به جهانی متروک می‌رسد
کلید می اندازم قفل می چرخد
به خانه ی تنها در خویش فرو رفته سلام می‌دهم
پنجره ای در گودی کتف هایم باز می شود
رو به آسمان جنوب تهران
رو به پروازهای خارجی که در باند مهرآباد می‌نشینند
پله های زیادی در من ساخته است
می رود بالا بالاتر می رود
بر بلندای ناقوس کلیسایی در شهری قدیمی
دست بر پیشانی می گذارد
از آن دورها مرا در طاقی پنجره ام می پاید
می دانم هجی کردن به پارسی نمی داند
تا از همین فاصله‌ی دور دوستت دارم را لب‌خوانی کنم
وحید محمدی پای اندر
پیمودن به پای تو، خیابان
این خیابان خموش ناگهان
فاعلاً فعل فاعلاً فعل
استخوانی در گلوی راهم
گم
پیاده در شهر تنت
شهری که پیغمبران در آن آیه های بلوغ خوانده اند-
آهونشان ترین عابر شهر
صیادی تیر خورده ام
تنهایی زخمم
تلخ سوخته ای
من و این پای خسته تر از سفر
زحمی تر ازآنم که به پای تو بیایم
تن گرد بیابان های تنت
راهی به قرار هر روزمان
تا در هم پیدا شویم
تا در هم نشانی بجوئیم
از زخم آهوها
از شکستن جاده در پیچ کوه
به شمس و به گندم ها
به راه و به مجنون ها
به این بخار پشت شیشه
به ترس نیامدن و همیشه
تنها، تنهایی تو سماع ناقص مرا بیتی کامل است
سر زلف تو و
این قصه و
رقصی چنین میانه خیابان
شمس را هم می ترساند
آهوی رمیده ی من
تو دیر کرده ای
و ساعت، عجیب تلخ است
نریمان عابدینی
1
حاصل ضرب من و تو
حاصلضرب مثبت در منفی ست
بیا در هم ضرب شویم
و بگذاریم تا کرگدنها ماغ بکشند
2
جیرفت
جیرفت
جیرفت
جیرفت
پس از باران چه آوازی سر داده بود
مرغ جیرفتی!
3
تروریست
اتوبوس
و انفجار در ایستگاه هفتم
دختر چشم آبی در ایستگاه ششم پیاده شده بود

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بیشترین نظر کاربران