استخدام مخاطب خاص

منتشر شده در صفحه گشت و گذار | شماره 1268

استخدام مخاطب خاص

روزنامه اطلاعات نوشت:

«عزم دولت برای ایجاد یک میلیون شغل»

تغار در غیاب طنزیماتچی دست به تحلیل شد. اندکی فشار به ستون فقرات خود وارد و دهانه اش را به سمت خیابان پاستور تنظیم کرد. یک میلیون را ضربدر تغار کرد. آن گاه نتیجه حاصله را به اضافه مخاطب خاص به توان پنج کرد. آژیر تغار، فضای تغارنیوز را پر کرد.

شاهد عینکی سریع خودش را به تغارنیوز رساند تا شاهد این پدیده نادر باشد. تغار آژیر می کشید. شاهد عینکی می خواست در را ببندد تا شخص دیگری شاهد این اتفاق نباشد. آن وقت به عنوان تنها شاه عینکی در همه تلویزیون های دنیا حاضر می شد و از تغاری سخن می گفت که آژیر می کشد. به طرف در رفت. اما به محض این که خواست در را ببندد، مخاطب خاص پا به چارچوب گذاشت.

شاهد عینکی قدمی به عقب برداشت و  گفت:«بفرمایید خانم خاص! شما که غریبه نیستید.» مخاطب خاص گفت:«وا، شاهد جون! شما هم این کتاب رو خوندین؟ مال هوشنگ مرادی کرمانیه.» شاهد عینکی که از حرف های مخاطب خاص سر در نمی آورد، در بین آژیرهای تغار گفت:«بله،بله، تصمیم دارم بخونمش!» تغار؛ سریع مخاطب خاص را به توان 2کاهش داد. آژیرش قطع شد. شاهد عینکی گفت:«تغار! چرا آژیر می کشیدی؟» تغار گفت:«من؟! آژیر؟! چرا حرف مفت می زنی؟» و رو به مخاطب خاص کرد و با هم خندیدند. مخاطب خاص ناخن های لاک زده اش را روی گونه گذاشت و گفت:«البته شاهد جون! درسته که تغار ما خیلی مدرنه. اما به نظر نمیاد که به سیستم آژیرکشی مجهز شده باشن! آخه میدونی مادر بزرگ من چند تا تغار داشت و من با تکنولوژی این کالا آشنا هستم.» تغار با دلخوری گفت:«خیر! اصلاً هم این طور نیست. بنده کالا نمی باشم. در ضمن شما هنوز متوجه تفاوت من با تغار مادر بزرگتان نشده اید؟» مخاطب خاص چین به ابرو انداخت و گفت:«اِ وا تغار جون! دلخور نشو!»

تغار همچنان در این فکر بود که سهم تغار نیوز از یک میلیون شغلی که دولت عزم آن را کرده چند تا خواهد بود. با خود می اندیشید، مثلاً اگر 50 تا هم باشد، هر 50 تا را در رسته مخاطب خاص استخدام می کنیم و بخش «فال کشک» را گسترش می دهیم و تمام. مخاطب خاص که حقوق نمی خواهد. آمارش را هم می فرستیم سازمان برنامه و بودجه تغارنیوز، روزنامه اطلاعات هم خبر را پوشش می دهد. کی به کیه؟

تغار همچنان با خود می اندیشید که آیا از من باهوش تر هم در سرزمین تغارها پیدا می شود؟ و با خودش گفت:«گشتم نبود! نگرد نیست!» لبخند پیروزمندانه ای زد. شاهد عینکی و مخاطب خاص به هم نگاه کردند و به حال خراب تغار تأسف خوردند.

6

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :