طنزیمات| هاله نور بر گِردِ تغار
۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۹:۴۸
هاله نور بر گِردِ تغار
حسینی؛ وزیر ارشاد احمدی نژاد گفت:«ما دستاوردهای بزرگی در هستهای و هوافضا و موارد دیگر داشتیم؛ اما آقایان همه چیز را تعطیل کردند… نمایندگان دنبال مجوز کنسرت هستند.»
طنزیماتچی ضمن تأمل در باب اظهارات وزیر اسبق ارشاد گفت:«بله!ما در تولید تغار به خودکفایی رسیده بودیم که هیچ، بلکه هاله ای از نور هم بر گرد آن تشکیل داده بودیم. مردم یادشان نرفته در روزگار ما هر کس شب ها می خواست در کوچه ها قدم بزند، منتظر نمی ماند که شهرداری روشنایی معابر را تأمین کند. همان هاله نور کار همه را راه می انداخت. آب آنقدر زیاد بود که رییس مان توصیه می کرد آب را بریزید آن جایی که… اما ببنید در این سال ها آن قدر خشکسالی شده که اصلاً آبی نمانده که بریزیم آن جایی که… ما آن قدر کارمان درست بود که هیچ تحریمی علیه کشور صورت نگرفت و همه چیز گل و بلبل بود و مردم هفته ای سه روز در دریاچه ارومیه قایق سواری می کردند. در حاشیه هلیل ماهی می گرفتند و در ساحل کارون کبابشان می کردند و کنار زاینده رود می خوردند و…» ناگهان تغار به جنبش درآمد و به طنزیماتچی گفت:«قربان! از ساعت چند داری تحلیل می کنی؟ هشت؟ هفت؟ نشنیدم؟…» طنزیماتچی گفت:«الآن 15 دقیقه است!» تغار که جملات طلایی را در حافظه اش ذخیره کرده بود، گفت:«الآن دقیقاً کی خسته است؟» طنزیماتچی که حوصله ادا و اطوارهای صد من یک کشک تغار تحلیلگر را نداشت، گفت:«حرفت چیه؟» تغار گفت:«تا آن جایی که من یادم می آید، این آقای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد بوده، چرا از همه چی صحبت می کند جز دستاوردهای وزارتخانه خودش؟» طنزیماتچی که خوشبینی افراطی را در دستور کار خود قرار داده، گفت:«خب تغار جان! همه که مثل تو ریاکار نیستند. این وزیر اسبق ارشاد هم مسبوق به اخلاص است. نمی خواهد ریا شود. وگرنه تا حالا از خدمات خود در حوزه سانسور و تعطیلی روزنامه ها کلی صحبت کرده بود.» تغار برآشفت. کشک از گوشه دهانه اش بیرون ریخت. جویده جویده گفت:«ایشان اعتراض دارد که چرا نمایندگان مجلس دنبال مجوز کنسرت هستند. مگر ایشان در دوران وزارت متولی فرهنگ و هنر نبوده اند؟ هان؟» طنزیماتچی کشک بر دهانه تغار مالید تا او را وادار به سکوت کند. تغار همین طور که گردنش را از دست صاحبش بیرون می کشید، فریاد زد:«حتما عملکردش لغو کنسرت بوده و…» کشک ها بر دهانه اش مالیده شد و سکوت پیرامون تغار را فراگرفت. طنزیماتچی به خس و خاشاکی که در فضا پراکنده بود، چشم دوخت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید