تقویم تاریخ

منتشر شده در صفحه تاریخ | شماره 821

شاپور دوم پیش از تولدش، شاه شد!
هجدهم ژانویه سال 311 میلادی بحرانی که بر سر مسئله ریاست کشور، در ایران پدید آمده بود و کار تصمیمگیری های دولتی را مختل کرده بود رفع شد. در این روز بزرگان ایران پس از چند جلسه مذاکره سرانجام تصمیم گرفتند که فرزند به دنیا نیامده شاه متوفا را به شاهی بر گزینند، زیرا که یک موبد (روحانی زرتشتی) که پزشکی هم می دانست پس از مصاحبه با همسر شاه متوفا نظر داده بود که به احتمال زیاد، نوزاد، پسر خواهد بود. پس از این تصمیم که با حضور همسر شاه متوفا گرفته شد نایب السلطنه هم در همان جلسه تعیین گردید. به این ترتیب شاپور دوم (ذوالاکتاف) که از هفده سالگی، خود زمام امور را به دست گرفت تنها پادشاهی است که دوران سلطنت او بیش از طول عمرش به حساب آمده است. یکی از مسائل دوره «بحران ناشی از امروز و فردا کردن بزرگان بر سر تعیین شاه تازه» آهنگ مهاجرت یک قبیله عرب از صحرا به بحرین و تصرف آنجا از سوی این عربان بود که لزوم تعیین هرچه زودتر رئیس کشور را ایجاب می کرد.
شاپور دوم که از کودکی کینه عربان را به دل گرفته بود به سخترین وجهی آنان را سرکوب کرد و به نوشته برخی از مورخان، با سوراخ کردن شانه های اسیران عرب، آنان را به ریسمان کشید و عربان به همین لحاظ وی را ذوالاکتاف خوانده اند. ولی مورخان رومی وقت نوشته اند که این لقب به این دلیل بوده که شاپور دوم شانه های پهن داشته بود (اصطلاحاً،چهار شانه بود).

زنگ خطری که
به آن توجه نشد
تصمیم دولت انگلستان مبنی بر دادن آماده باش به سه واحد نظامی در هند برای عزیمت به خلیج فارس به بهانه مراقبت از منابع نفتی که 18 ژانویه 1940 به روزنامه های اروپا و آمریکا درز کرده بود و یک زنگ خطر برای ایران بود به اطلاع رضاشاه پهلوی رسانده نشد و یا اینکه اورا از تفسیر و تفهیم خبر آگاه نساختند تا متوجه خطر شود و ارتش و امکانات دفاعی کشور را آماده مقابله با هر پیشامد احتمالی کند. این نیروهای انگلیسی که بعدا از هند به خلیج فارس اعزام شدند، همان هایی هستند که اواخر آگوست سال بعد(سوم شهریور 1320) از طریق خاک عراق وارد ایران شدند و با این که شمار آنان به سه در صد نظامیان ایران هم نمی رسید به سبب مرخص شدن افراد پادگان های ایران [خیانت چند افسر ارشد و دولتمرد]، میهن ما را اشغال نظامی کردند. اطلاعاتی که در دهه های بعد در گوشه و کنار منتشر شد حکایت از آن می کرد که مقامات مربوط وقت، اخبار همه تحولات جهانی را به دلایلی! به اطلاع رضاشاه نمی رسانیدند و یا گزارش مبهم و خلاف واقع می دادند ـ گزارش هایی که شاه را نگران نکند.[همین ضعف که در کتاب های درسی رشته «علم حکومت» و نیز آکادمی های نظامی مندرج است، سبب شده که از دهه 1950 در جوار دفتر هر رئیس دولت اطاق تفسیر رویدادهای روز و استعلام نظر آگاهان درباره هر رویداد تاسیس شود و ماحصل و راه استفاده ملّی از هر رویداد به اطلاع وی برسد.

16

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 53
  • دیروز: 218
  • هفته: 1,577
  • ماه: 5,339
  • سال: 131,885