جشنواره ها و جریان های فرهنگی در ایران باید به نام بهرام بیضایی مفتخر باشند

منتشر شده در صفحه کافه هنر | شماره 793

جشنواره ها و جریان های فرهنگی در ایران باید به نام بهرام بیضایی مفتخر باشند

بهرام بیضایی یک فرهیخته ایرانی است که در طول عمر با برکتش که به پژوهش و تالیف و تولید ادبی و هنری پرداخته، همیشه دغدغه دادخواهی و عقلانیت و اخلاق داشته و کارهایش که ثمره دانش و استقلال فکری اویند، نشانگر هوش سرشار، ذوق زنده و پاکی مرام اوست.
بهرام بیضایی هرگز از هیچ کس و هیچ جایی، هیچ بورسیه ای دریافت نکرده و منت هیچ کس را به گردن نگرفته است. بهرام بیضایی، پیش از انقلاب نیز از سوی جهالت دستگاه حکومت، محدود و نکوهش می شد.
شما پیداست که نادانسته به کسی تاخته اید که نمی شناسیدش. بهرام بیضای همه عمرش را در پژوهش و کاوش و اثبات برجسته ترین آثار و هنرهای ایران گذرانده است. نوشته ها و کوشش های او برای نگاهداری و مفهوم سازی بزرگترین هنر نمایشی شیعه، همان شبیه خوانی یا تعزیه، بی شمارند. چگونه و چه سبب شده که این همه تلاش بی چشمداشت و اخلاق مدارانه را انکار کنید؟
جستجوی او برای یافتن ریشه ها و زمینه های اجرایی تعزیه و نمایش های سنتی ایرانی مانند تقلید و پرده خوانی و سیاه بازی و خیمه شب بازی از همین دست است. نمایش «طربنامه» که مطبعه کیهان از آن به نام «مسخره و مضحکه ارزشها» نام برده یکی از بهترین نمایشنامه های ایشان در تکنیک ها و معرفت شناسی نمایش های سنتی ایرانی و فنون برآمده از سنن و آیین های ملت و فرهنگ این سرزمین است که بی مطالعه و ندانسته به آن بی ادبی شده است.
نمایشنامه ها و دیگر آثار بهرام بیضایی فخر مملکت و ایرانیان هستند، آنهم در روزگاری که هنر و اندیشه بازیچه بازارها و تهاجم قدرت های بزرگ سیاسی و اقتصادی‌اند.
نمایشنامه اخیرشان که برداشتی از «ارداویراف نامه» و داستان سفر به جهان آخرت است، در زبان و فرم، بدیع و در ایده و اندیشه شگرف و تکان دهنده است، این نمایشنامه بازخوانی امروزین متنی دینی است که ظرفیت های هنری و فکری ادبیات ایران را به جهانیان نشان خواهد داد.
بهرام بیضایی مردی است که این چنین مایه فخر ایران است، و مایه شرمساری است که از سر جهل، به اتهام عقیده و فرهنگ، نکوهش شود.
چه بپسندید و چه بخواهید انکار کنید، نیم قرن از تاریخ هنر و پژوهش در نمایش و سینمای ایران مفتخر است به وجود و زندگی سراسر پوینده و آموزنده بهرام بیضایی. کمی به خودتان زحمت بدهید و نقدهای او را درباره نمایش های اجرا شده در دهه پنجاه بخوانید تا دریابید که نگاه تیزبین و قلم بی پروای بهرام بیضایی هرگز تن به بی خردی مرسوم زمانه نداده است. در هیچ یک از فیلم ها یا نمایشنامه های او چه پیش و چه پس از انقلاب، ذره ای یا گرته ای از ابتذال و بی مایگی و تزویر و سرسپاری به تعصب و بدخواهی انسان و بی اخلاقی و بی معرفتی شایع روزگارش نخواهید یافت. تعهد او در شکافتن حقیقت، و تکاپوی خرد و اخلاق و اندیشه، لامحاله نتیجه شخصیت و سلوک او بوده و هست.
شناخت او از تاریخ اسلام، اعتقادات و باورهای ایرانی، و آیین ها و ادبیات مذهبی آنچنان ژرف و موشکافانه است که رهآورد آن نمایشنامه ها و فیلمنامه هاییست که گویا اذهان بی انصاف و تندخو از آن بی خبر است. بهترین نمایشنامه درباره شهادت امام اول شیعیان، «مجلس ضربت زدن» را بهرام بیضایی نوشته است. بهترین فیلمنامه درباره امام سوم شیعیان، و قهرمان بزرگ کربلا، «روز واقعه» را بهرام بیضایی نوشته است. بهترین نمایشنامه ایرانی درباره انقلاب مشروطه، «ندبه» را بهرام بیضایی نوشته است. بهترین تحقیق درباره تاریخ نمایش ایران و بهترین و مستدل ترین پژوهش درباره خاستگاه ایرانی «هزار افسون» را بهرام بیضایی نوشته است. بهترین برداشت‌ها و بازنویسی ها از مجالس تعزیه را بهرام بیضایی نوشته است. شوقِ دادخواهی و حقیقت جویی ایرانیان را بهرام بیضایی در نمایشنامه ها و فیلمنامه هایش نوشته است.
تصویر ملت ایران، بیرون از روایت ستمگران و شاهان را بهرام بیضایی در بازخوانی هایش از تاریخ ایران نوشته است. بسیاری از نمایشنامه نویسان جوان ایران امروز از بهرام بیضایی آموخته اند که روایت تاریخِ ستم، وارونه است و کرامت اخلاق و دانایی در برملا کردن انصاف و راستی و حقیقت، هنر است.
شاید بتوان با کوفتن قلم به دروغ و اتهام، سیاست باز بود ولی در حوزه فرهنگ و هنر و ادب و اخلاق و راستی و درستی و پاکی، نمی توان با این دستاویز به ارزنی ارزید.
هیچکس نمی تواند با دشنام و افترا، این مردی را که مظهر اخلاق و نیکی است از کشوری که خانه اوست بترساند. جشنواره ها و جریان های فرهنگی در ایران باید مفتخر باشند که به نام بهرام بیضایی و دیگر بزرگان فرهنگ و هنر ایران آراسته باشند و بدرخشند.
بهرام بیضایی یکی از بهترین، و برگزیده ترین هنرمندان ایران است که چشم به راه بازگشت اوییم و هر گاه که به خانه بازگردد، چشم ها و کوچه ها را برایش به اشک و آب خواهیم شست.

18

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 4
  • امروز: 304
  • دیروز: 400
  • هفته: 3,674
  • ماه: 19,298
  • سال: 213,312