گفت و گوی «پیام ما» با ناصر ابراهیمی پیشکسوت موتورسواری کرمان روی موتور همواره با مرگ جنگیدم

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 792

گفت و گوی «پیام ما» با ناصر ابراهیمی پیشکسوت موتورسواری کرمان
روی موتور همواره با مرگ جنگیدم

موتورسواری یکی از رشته های جذاب، پر طرفدارو پر انرژی است که طرفداران زیادی را در همه نقاط جهان به خود اختصاص داده است. اولین مسابقه ترتیب داده شده در حهان، بین ۲ وسیله نقلیه موتوری که نیرو حرکتی‌شان از منبع خارجی تأمین نمی‌شد، در تاریخ ۳۰ ماه آگوست سال ۱۸۶۷، در ساعت ۴:۳۰ دقیقه بامداد رخ داد. مسیر‌این مسابقه، به مسافت ۱۳ کیلومتر بین ۲ شهر ‌اشتون و ترافورد در بریتانیا، به وقوع پیوست. اما بنا بر اطلاعات به دست آمده، شروع فعالیت موتور سواری در ایران به اواخر دهه ۲۰ خورشیدی بر می گردد که با ورود موتورهای انگلیسی به کشور،عده ای از علاقه مندان شروع به برپایی نمایش های موتور سواری در میدان ارگ تهران و جلالیه(پارک لاله فعلی) در روز های تعطیل نمودند تا اینکه در سال ۱۳۴۰ با ورود اولین موتورهای ساخت ژاپن به ایران یکی از وارد کنندگان برای تبلیغ اقدام به برگزاری یکدوره مسابقات به صورت تور بین تهران و مشهد نمود. واردات موتور سیکلت در ایران بصورت انبوه به اواخر دهه ۲۰ شمسی برمیگردد که در آن سال ها انواع موتور سیکلت های انگلیسی از قبیل B.S.A ماچلس، تریومف آریل رویال ، سه تفنگه و … توسط تجار و بازرگانان ایرانی به کشور وارد می شد. این موتور سیکلت های انگلیسی نزدیک به ۲۰ سال یکه تاز بازار موتور سیکلت ایران بودند. کم کم در اواخر دهه ۳۰ شمسی بود که موتور سیکلت های ایتالیایی از قبیل تستی دوکاتی و سبا لامبرتا ومارک های آلمانی مثل زاکس، زونداب جاوا وموبیلت و پژوهای فرانسوی هم وارد ایران شد ند.
با توجه به کاربری های خاص موتورسیکلت ونیاز به این وسیله نقلیه وملاحظات شهری بود که کم کم در اواخر دهه ۴۰ شمسی سر وکله موتور سیکلت های ژاپنی که اولین آنها یاماها بود در بازار موتور سیکلت ایران پیداشد. با تاسیس شرکت ایران دوچرخ در ابتدای دهه ۵۰ شمسی که نمایندگی رسمی و انحصاری موتورسیکلتهای یاماها ژاپن را در ایران دست داشت در ابتدا اقدام به معرفی و واردات انواع مدل های شهری و افرود یاماها به ایران شد. در سال ۱۳۵۰ با وارد شدن موتورهای ژاپنی عده ای از جوانان در اطراف تپه های تهران پارس وگردنه قوچک (شمیرانات) و آب انبار شاد آباد در روزهای تعطیل برنامه نمایشی و پرش از روی اتومبیل را به اجرا در می آوردند که در همان اوایل اقدام به تاسیس موتور کلوپ ایران نمودند.
عبدالناصر ابراهیمی، یکی از قدیمی ترین و شاید به نوعی بنیانگذار ورزش موتورسواری در کرمان این هفته میهمان دفتر روزنامه پیام ما بود، وی که متولد ۱۳۳۹ کرمان و فارغ التحصیل هنرستان معدن می باشد، ورزش را از سال ۵۲ با فوتبال و کشتی آغاز وبا رضا ستاری، نادر هروی، ایرج کهندل و …. با تیم های محلاتی چون گلبازخان وشاهزاده محمد، مسابقات فوتبال بین محلات را راه اندازی و با هزینه شخصی اش که در آن سال ها مبلغی حدود ۳۸۰۰ تومان می شده، سه زمین فوتبال نشاط، آسیاباد و خواجو را که خاکی بودند کامل و احداث می کند.
برای اولین بار در ۱۴ سالگی سوار موتور شدم
خودش درباره ورودش به دنیای موتور سواری می گوید: ۱۴ سالم بود که روزی مرحوم حمیدرضا وزین، که رفیق برادر بزرگترم بود، به خانه ما آمدند. من بخاطر حس علاقه و شیطنت های دوران نوجوانی، آن روز موتور مرحوم وزین را برداشتم و با هر سختی بود روشنش کردم و در اطراف پارک نشاط با تل خاکی تصادف کردم و چون وزن موتور سنگین بود، موفق نشدم از تل خاکی بیرونش بیاورم، از ترس برادرم، ناچارا به خود حمیدرضا پناه آوردم و عین اتفاق را برایش تعریف کردم، ابتدا تعجب کرد که چگونه من با این جثه موتور سنگین ۷۵۰ سی سی را جابجا کردم اما وقتی شور و شوق مرا دید، ترغیبم کرد که به موتور سواری روی بیاورم.
اولین پیست موتورسواری کرمان را در سال ۵۵
احداث کردیم
ابراهیمی که با همت و علاقه و عشق نخستین پیست های موتورسواری در کرمان را در محل فعلی آبشار مسجد صاحب الزمان و شهرک بانک صادرات را در سال های ۵۵ و ۵۶ احداث کرده می افزاید: در آن سال ها، مرحوم علی رضا پرنده غیبی، مرحوم عباس جلال کمالی، حمید هادی زاده، محسن حقیقی، حمید رضوانی و چند تن دیگر را به موتور سواری تشویق و ترغیب کردم و با آن ها مسابقاتی را در کنار موتورسوارانی از رفسنجان برگزار کردیم و حتی به تهران رفتیم و پنجم شدیم. یادم است چون باید موتورها را باید تا نزدیک پیست می بردیم نتوانستیم از قطار استفاده کنیم، کامیونی را اجاره و ۵ موتورسیکلت را بار زدیم و تا تهران بردیم.
برای گرفتن تصدیق موتورسواری بهم گیر دادند
وی در سال ۵۶ به علت تصادف شدیدی که در سه راهی ۲۴ آذر روی می دهد، مجبور می شود مدتی را از مسابقات و موتورسواری به دور باشد، در تعریف ماجرای گرفتن تصدیق ( گواهینامه) اش می گوید: قبل از انقلاب، تردد هیچ موتوری اعم از کراس و اسپرت با سی سی های بالا محدودیت نداشت، هرچند آن دوران بالاتر از۷۵۰ سی سی وجود نداشت، یک سال قبل از انقلاب، اعلام کردند که همه کسانی که از موتور سیکلت استفاده می کنند موظف به اخذ گواهینامه هستند، قبل از آن تصدیق ماشین و تراکتور و کمباین و حتی دوچرخه نیز وجود داشت اما برای موتور خیر. سروان «گوشه»، که مشهدی الاصل و رییس وقت راهنمایی و رانندگی کرمان بود، هم ازمتقاضیان امتحان می گرفت، او مرا به واسطه شیطنت ها و کارهایی که با موتور در سطح کرمان انجام می دادم، از قبل ها می شناخت و گفته بود که به هیچ عنوان تصدیق به ابراهیمی نمی دهم. آن روز هم در تمامی مراحل سخت ترین آزمون ها را از من گرفت، حتی در مرحله عملی. با این حال وقتی مهارت مرا دید که موانعی را که همه با دنده یک طی می کنند، من با دنده های بالاتر پشت سر می گذارم، اذعان کرد که نمی تواند بهانه ای برای مردود کردن من داشته باشد و من جز اولین کسانی بودم که تصدیقم را در اولین امتحان گرفتم.
در هیات موتورسواری کرمان، جای پیشکسوتان خالی است
ابراهیمی که تنها موتورسواری است که در آن دوران در سه رشته کراس، تریل و اسپرت فعالیت کرده در ادامه صحبت هایش می افزاید: مدتی را به دلیل مشغله کاری خارج از استان بودم و وقتی سال ۶۳ یا ۶۴ برگشتم دیدم دوستان هیاتی را با عنوان هیات موتورسواری و اتومبیل رانی راه‌اندازی کرده اند، ابتدا خوشحال شدم اما به مرور وقتی فهمیدم پیشکسوتان و قدیمی ترهای این ورزش جایی در این هیات ندارند، ناراحت شدم. همه افراد در هیات از دوستان من هستند اما چرا و به چه دلیل از من و امثال من کمتر استفاده میکنند، نمی دانم؟ من که عاشق موتورسواری ام، چرا باید مسابقات را از دور نظاره گر باشم؟ چرا باید از شهرها و استان های دیگر دعوت نامه داشته باشم، اما در کرمان که شهر خودم است و این رشته را با دست خودم فعال نمودم، خارج از پیست بمانم. کرمان با توجه به جغرافیا و استعداد های فراوان، می تواند جایگاه مناسبی را در کشور داشته باشد، به شرط آن که از همه ظرفیت های استانی استفاده شود.
عبدالناصر ابراهیمی که هم اکنون دبیر هیات دفاع شخصی استان نیز است، از دنیای پرهیجان موتورسواری چنین می گوید: موتورسواری ورزش مبارزه با مرگ است، من آنقدربه کارم مطمئن بودم و مسائل امنیتی و حفاظتی را رعایت می کردم که هرگز از مرگ نهراسیدم و همواره می خواستم با آن بجنگم حتی اگر به قیمت از دست دادن جانم منجر شود. همیشه از خدای خودم که خالق من بوده خواستم که شخصی آس باشم نه تکراری. به همین دلیل تقریبا به اکثر ورزش ها روی آوردم و آن ها را تجربه کرده ام.

32

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :