تبعیضی که در جنسیت ریشه دارد

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 791

تبعیضی که در جنسیت ریشه دارد
یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات مربوط به زنان مفهوم جنس و جنسیت است. جنس اشاره به عوامل زیست شناختی دارد که مردان را از زنان متمایز می‌کند و بنابراین تغییر ناپذیر است. جنسیت واژه و باوری فرهنگی است و به نقش‌های متفاوتی که در یک جامعه به مردان و زنان عرضه می‌کند اشاره دارد. به عبارتی جنس امری طبیعی و مبتنی بر تفاوت‌های طبیعی زنان و مردان است؛ اما جنسیت مبتنی بر ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی (تبعیض آمیز) و نوعی نظام حاکم بر جامعه‌ی مردسالار و پدرسالار است. به باور فمنیست‌ها زنان زن متولد نمی‌شوند بلکه زن ساخته می‌شوند. تفاوت‌های جنسیتی را جامعه به وجود می‌آورد؛ جامعه‌ای که تصمیم می‌گیرد زنان باید خود را با یک کلیشه رفتار زنانه که ساخته و پرداخته مردان است هماهنگ سازند. به دلیل اینکه جنس نشان دهنده‌ی بیولوژی بدن است و جنسیت فرضیه‌های فرهنگی و عملکردهایی را نشان می‌دهد که بر ساختار و روابط اجتماعی زن و مرد غالب است؛ در نتیجه تمام نابرابری‌ها در خصوص زنان کارکرد‌ها و گفتمان‌های سیاسی فرهنگی و اجتماعی در جنسیت ریشه دارد. پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌های فرهنگی و اجتماعی زنان را به نحو خاصی در رسانه‌ها بازنمایی می‌کند و از این طریق افکار و اندیشه‌های قالبی و کلیشه را تداوم می‌بخشد . تصویر فرهنگی زنان در رسانه‌های جمعی از نظر فمنیست‌ها برای هدایت و تداوم تقسیم کار جنسی و تقویت مفاهیم پذیرفته شده درباره‌ی زنانگی و مردانگی به کار می‌رود. رسانه‌ها با فنای نمادین زنان به ما می‌گویند که زنان باید در نقش همسر، مادر، کدبانو و… ظاهر شوند و در یک جامعه‌ی مردسالار سرنوشت زنان به جز این نیست. بازتولید فرهنگی نحوه ایفای این نقش‌ها را به زنان می‌آموزد و سعی می‌کند آنها را در نظر زنان طبیعی جلوه دهد. نظریه فمنیستی رسانه، رسانه‌ها را ابزار اصلی انتقال ارزش‌های کلیشه‌ای مردسالارانه در مورد زنان و زنانگی و به منظور سازوکار کنترل اجتماعی تعریف می‌کند. یکی از مهم‌ترین کلیشه‌هایی که رسانه‌ها در جامعه انتقال و اشاعه می‌دهند کلیشه جنسیتی است که در آن زنان به منظور جنس دوم و افرادی بی کفایت و فرودست بازنمایی می‌شوند. واضح است که بسیاری از جنبه‌های زندگی و تجارب زنان به خوبی در رسانه‌ها منعکس نمی‌شوند. زنان بسیار بیشتر از آنچه رسانه‌ها می‌گویند کار می‌کنند زنان بسیار کمی درباره‌ی آنچه سریال‌های تلویزیونی نشان می‌دهند فتنه‌گرند و تمایلات زنان بسیار بیشتر از امور خانه و خانه‌داری است که نشریات سنتی زنان می‌گویند. رسانه‌های جمعی نقش بازنمایی کلیشه‌ها یا تصورات قالبی را به عهده می‌گیرد. یکی از نکات قطعی درباره‌ی صفات یا ویژگی‌های مربوط به کلیشه‌ها یا تصورات قالبی این است که برای صفاتی که به مردان منسوب می‌شود بیش از صفاتی که به زنان نسبت می‌دهند اهمیت قائل می‌شوند. قدرت، استقلال و تمایل به خطرپذیری در برابر ضعف اغلب مثبت تلقی می‌شوند. این تفاوت در ارزش‌هایی که با صفات مردانه و زنانه تداعی شده است ممکن است تا حد زیادی به نوعی برچسب مربوط باشد که به برخی خصوصیات زده می‌شود. بازنمایی زنان در رسانه‌های جمعی با نقش‌های کلیشه‌ای فرهنگی در جامعه سازگاری دارند. درمورد بازنمایی مناسبات جنسیتی معمولا مردان به صورت انسان‌هایی مسلط، فعال، مهاجم و مقتدر به تصویر کشیده می‌شوند در مقابل زنان معمولا تابع، منفعل، تسلیم و کم اهمیت هستند. به عبارت دیگر رسانه‌ها با نشان دادن زنان و مردان به این صورت بر ماهیت نقش جنسی و عدم برابری جنسی صحه می‌گذارند. در چنین وضعیتی رسانه‌های جمعی نقش بازنمایی کلیشه‌ها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده می‌گیرند.

13

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :