جایگاه و سطح فعالیت افراد در تئاتر کرمان

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 787

جایگاه و سطح فعالیت افراد در تئاتر کرمان

پدرام شیخ مظفری
مکان و زمان، یکی از بزرگترین دغدغه هایی هستند که بشر برای ایجاد ارتباط و تولید فضاهای جدید زندگی،همیشه مد نظر داشته است. اما اگر نگاهی موشکافه به این دو پدیده کنیم.بدون شک خواهیم دید که (زمان) است که افسار بشر و به نسبت زیست زندگی اش را تحت تاثیر قرار داده است. در نگاه اولیه و ساده لوحانه انسان هایی هستند که (مکان) را مولفه اولیه تولید فضاهای جدید زندگی نام برده اند. واضح است بغیر از نظریه های جامعه شناسی و رفتارشناسی، مثال های گوناگونی وجود دارد که این نگاه ساده لوحانه را مردود اعلام می کند: بیایید خیلی عادی و بدون هیچ زاویه دید خاصی به کشورهای درحال توسعه و کشورهای جهان سومی نگاه کنیم. بدون شک کشورهای درحال توسعه چون به درک مفهوم زمان رسیده اند با پشت سرگذاشتن غفلت و تنبلی، و با گذاشتن الگوی زمان در جلوی راهشان، از فاعل های جهان هستند … مثل چین، ژاپن و خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی. و اما کشورهای حوزه خاورمیانه با گذاشتن الگوی مکان، همراه در حال جنگ و کشتار بوده اند که تقریبا در دسته ی مفعول های جهان قرار گرفته اند.
و حالا کشوری چون ایران، بنظر شما ایران به کدام یک از این دو، (مکان یا زمان) میل دارد؟ مشخصا مقابل پاسخی مبهم قرار خواهیم گرفت. زیرا یکی از شاکله های اصلی هویت ایرانی مصلحت طلبی است (مصلحت طلبی یکی از بهترین کنش ها برای فرار از پذیرش مسئولیت تلقی می شود). اگر لحظه ای تفکری به اتفاق های اطرافمان کنیم. متوجه خواهیم شد در طول روز با دروغ های مصلحتی، شادی های مصلحتی، دوستی ها و ارتباطات مصلحتی و… روبه رو هستیم و ناچار مجبور خواهیم شد گاهی به مکان و گاهی به زمان میل پیدا کنیم.
و حالا وقتی رو به مکان می بریم، اولین کنش ها که بصورت دیالوگ برقرار می شود قابل ذکر است: در این مکان این اتفاق باید بیوفت. در این مکان این اتفاق نباید بیوفتد. این فرد در این مکان نباید باشد.این فرد در این مکان باید باشد. این مکان جای این صحبت ها نیست. با این شرایطی که دارید در این مکان نمیتوانید باشید. این مکان حرمت دارد. تجمع بیش از چند نفر در این مکان ممنوع است. این مکان مخصوص شما و آن مکان مخصوص آنها تعبیه شده است و … و حتی برای اشیا: این شی در این مکان نمیتواند باشد و…و حتی برای حیوانات: این حیوان در این مکان نمی تواند باشد و …
همه ی مثال های بالا از قدرت نانوشته مکان خبر می دهند که زمامداران را می هراساند. با این وجود چون فرصت مجال نمی دهد سراغ اصل مطلب می رویم. آن هم درمورد جایگاه،که از مشتقات مکان می باشد. جایگاه هر انسان با تاثیرات طبیعی و غیر طبیعی در اجتماع مشخص می شود. ولی متاسفانه یا خوشبختانه به وفور دیده می شود در جامعه ای که ما زندگی می کنیم آدم ها در جایگاه اصلی خود قرار نمی گیرند. یکی از دلایل به وجود آمدن این پدیده همان انتخاب هایی هست که فرد برای خود یا فرد برای دیگری با الگوی مصلحت انتخاب می کند. و ناگریز با چاشنی قدرت مجبور می شویم زیست زندگیمان را بر حسب انتخاب های دیگران (انتخاب)کنیم.
وسعت نظریه جایگاه هر فرد در اجتماع را می شود در تمام مسائل مربوطه کشور بررسی کرد: (سیاسی،فرهنگی،ورزشی،اقتصادی و…). اما مسئله این مطلب مربوط می شود به هنر تئاتر، که از مشتقات فرهنگ می باشد. در این مطلب سعی می شود به اختصار در مورد جایگاه در حال حاضر افراد در تئاتر استان کرمان، طرح سوال کرد. مطمئنا هر فرد با قرار گرفتن در هر جایگاهی تاثیرات کنش های خود را بر آن مکان می گذارد. مکانی که همواره افرادی دیگر هم در آن قرار دارند. که ناگریز این افراد تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
وضعیت تئاتر استان کرمان اینگونه است؟
خوشبختانه تئاتر استان کرمان به نسبت دیگر شهرهای ایران در جایگاه مناسبی از دید عملی و تئوری قرار گرفته است. و هر ساله با تعدد اجراهای عموم و شرکت در جشنواره های خارجی و داخلی رو به رو است. و حالا با طرح این سوال که آیا افرادی که به صورت حرفه ای یا غیر حرفه ای به هنر تئاتر مشغول هستند، آیا در جایگاه مناسبی قرار گرفته اند؟ مشخصا معلوم است که در تئاتر استان کرمان اگر هر فردی نسبت به جایگاهش عمل کند و حرف بزند. مطمئنا سرعت پیشرفت تاتر کرمان چندین برابر خواهد شد. اما با نگاهی به ده سال پیش تا به امروز (حضور فعالیت خودم) خواهیم دید که افرادی پا از جایگاه خود فراتر گذشته اند و با کنش هایی که به صورت عملی و دیالوگی از خودشان نشان داده اند موجب کندی جریان پیشرفت تئاتر استان شده اند. و برعکس این جریان هم صادق هست! یعنی افرادی که در جایگاهی بمراتب مناسبتر قرار دارند، بدون هیچ موضعی راه را برای دیگران باز گذاشته اند.
می شود حضور افراد را برای فرایند تولید یک تئاتر، با جایگاهای متفاوتی که دارند به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول کسانی هستند که بصورت مستقیم با یک اثر نمایشی مواجه هستند، مانند کارگردان، نویسنده، بازیگر، طراح صحنه و… که با هدفی مشترک و هر یک با قرار گرفتن در جایگاهی مشخص، مشغول کار می شوند. دسته دوم افرادی هستند که تاثیر غیر مستقیم بر یک اثر نمایشی دارند؛ که به نسبت جایگاه شان این تاثیرات متفاوت است. مانند مدیران فرهنگی،پیشکسوتان تاتر، منتقدان،روزنامه نگران، مخاطب و… .
اگر تمام افرادی که نام برده شد، مشخصا در جایگاه خودشان عمل کنند مطمئنا نتیجه تولید تئاتر بر حسب ظرفیت های گروه اجرایی قابل قبول خواهد. بود اما کمابیش این اتفاق به سادگی رخ نمی دهد.چون افرادی همیشه در صحنه وجود داردند که بخاطر همان عوامل طبیعی و غیر طبیعی و نوع پرورش و آموزش و حتی کهولت و صغیری سن و سال و توهمات جبری، دچار عقیده هایی روانی شده اند که نمود آن، فرا گذاشتن پا، از جایگاهی که هستند به جایگاهی که می خواهند در آن باشند. که بصورت دیالوگ ها و عمل هایی تخریب کننده برای فضای اجرایی یک اثر و حتی به تخریب روانی یک شخص خاص می انجامد.
با این تفاسیر به این درک خواهیم رسید که فضای تاتر کار هنوز طعم حرفه ای شدن را نچشیده است. قطعا وجود فضای حرفه ای این امکان را برای افراد ایجاد نمی کند که با کنش های نادرست (از روی عمد و غیر عمد) از جایگاه خود خارج بشوند. ناگریز علاقمندان تاتر کرمان باید در حوزه ی آموزش کوشش بسیار انجام دهند و همیشه درک واحد و منطقی از جایگاه خود داشته باشند. و هر شخص حقیقی و حقوقی را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب نکنند. خوشبختانه در استان کرمان افراد بسیاری وجود دارند که با ورود به دانشگاه مدارک تحصیلی سطح بالا را در رشته تئاتر از آن خود کرده اند. اما باید آگاه بود هر فرد تحصیل کرده ای نمی تواند در جایگاه معلم و یا استاد اظهار نظر بکند. متاسفانه و یا خوشبختانه فضای غیر حرفه ای یا نیمه حرفه ای استان کرمان بیشتر از اینکه به تولید کارگردان، نویسنده، بازیگر و … بپردازد. عواملی دست به دست هم دادند! که فعلا مشغول به تولید (استاد) است.که تعداد اساتید تئاتر حتی از تعداد بازیگرها هم بیشتر شده است. البته باید به هنرجویان تازه وارد به عرصه تاتر حق داد که در انتخاب استاد و موسسات آموزشی تئاتر (بر حسب انگیزه ورودشان) دچار اشتباه شوند. چون هنوز در کرمان منبع آگاهی چه بصورت مجازی و چه بصورت حقیقی در دسترس نیست! که الگوی مناسبی برای انتخاب هنرجو در اختیارش بگذارد.
موضوع دیگری که در این عرصه با آن روبرو هستیم جایگاه پیشکسوتان تئاتر استان است. پیشکسوتان تاتر کرمان هموراه باعث دلگرمی و امیدواری هنرجویان تاتر بودند. اما اگر بخواهیم نیمه خالیه لیوان را باز ببینیم، این دلگرمی و امیدواری ها اگر در جایگاه منطقی هنرجو اعمال نشوند بیشتر باعث تخریب و به راه کج رفتن هنرجو می شود. با نهایت احترامی که نسبت به پیشکسوتان تاتر کرمان داریم باید به سه نقطه ضعف این (پدران معنوی تاتر استان) اشاره کرد.یک: آپدیت نشدن این عزیزان به مسائل روز تاتر دنیا، دو: انتخاب الگوی غر زدن به جای انتخاب مسائل علمی و تئوریک، سه: تزریق احساسات شخصی و سلیقه ای، به بهانه نقد یک اثر نمایشی.
و اما جایگاه منتقدان و روزنامه نگاران در این عرصه به چه شکلی رواج پیدا کرده است. این دو کاراکتر نام برده همراه در حاشیه تئاتر استان سعی کرده اند به تقسیر و تحلیل مسائل تئوریک و نمود نتیجه یک اثر نمایشی در جامعه بپردازند. متاسفانه می شود گفت در حوزه تاتر کرمان نمی شود فردی را پیدا کرد که بطور حرفه ای و آگاهانه به نقد تئاتر بپردازد. ولی با این وجود افرادی هستند که چه به صورت شفایی و یا کتبی نقد هایی را اعمال می کنند که قابل فهم و احترام هست ولی لاجرم قابل اعتماد نمی توانند باشند. اما در حاشیه تاتر کرمان به وفور تعداد زیادی (شبه منتقد) پیدا می شود که حتی از خصوصیت های فرا زمینی برخوردار هستند! که بگونه ای یک اثر نمایشی را نقد و تفسیر می کنند که کارگردان، نویسنده،بازیگر و… را در حد یک آدم فضایی تصور می کنند، که از یک عالم دیگر و با دانشی فرای آن چیزی که فکر می کنیم پا به سیاره زمین گذاشتند و خالق سبک های تازه نمایشی در این سرزمین خواهند بود. و اگر ایرادی از نقدشان گرفته شود این بهانه را بازگو می کنند که صرفا نظر شخصی و سلیقه ای خویش را بیان کرده ایم. اما با این وجود این نقدها در روزنامه و رسانه های کرمان پخش می شوند. و متاسفانه یا خوشبختانه مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهند، بدون اینکه مخاطب و هنرمند ملاقات فرهنگی با هم داشته باشند. با این تفاسیر منتقد و روزنامه نگاران باید سعی کند فضایی را ایجاد کنند که مخاطب درگیر ملاقات با هنرمند استان خود بشود.
در پایان باید عرض کنم این مطلب همراه اشاره به نیمه خالیه وضعیت تاتر استان داشته است. و از تزلزل جایگاه افراد سخن به میان آورده است. باز هم باید اشاره کرد که افراد صاحب منصب تئاتر کرمان و به تناسب آن، وضعیت تئاتر کرمان دچار پدیده مصلحت طلبی هستند. که ورود تاتر استان را به فضای تاتر حرفه ای سخت کرده است. و ناگریز می بایست خیلی وقت پیش ها با افراد و مکان هایی که به شدت دوست دارند از جایگاه خود، بدون هیچ رشد سوادی و تجربی اعمال کنش کنند، برخورد کرد. بی تردید عدم توجه به این قضیه، همان مصلحت طلبی می باشد. در زمانی ترجیح بر این می بود که کمیت را بر کیفیت برای جذب نیروی تاتری مقدم بشمارند. ولی دیگر در این زمان باید به سراغ کیفیت رفت و با بوجود آوردن (اتاق های بازرسی کیفیت) چه صنفی و چه بصورت مشاوره، کیفیت را به کمیت ترجیح داد.قابل ذکر است که دوباره بیان شود این مطلب فقط ایجاد طرح سوال می کند که جایگاه هر فرد در تئاتر استان کجاست؟ و هر فردی در چه سطحی میتواند به فعالیت خود ادامه بدهد؟

13

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 26
  • دیروز: 106
  • هفته: 2,042
  • ماه: 9,402
  • سال: 104,316