نظام فرهنگی جامعه؛ عامل یا مانع مشارکت زنان

منتشر شده در صفحه زنان | شماره 770

نظام فرهنگی جامعه؛ عامل یا مانع
مشارکت زنان
سیمین سلطانی نژاد*
نظام فرهنگی جامعه بر اساس ساختار و عناصر تشکیل‌دهنده‌اش، نحوه اشتغال و میزان دستیابی زنان به سطوح مدیریتی را تعیین می‌کند. نظام فرهنگی جامعه را باور‌های عمیق و قالبی و فرهنگ اجتماعی تشکیل می‌دهد. برای ایفای نقش‌های مدیریتی می‌توان برنامه‌ریزی فرهنگی کرد تا زنان شرایط مشارکت پویا در فرایند توسعه کشور را کسب کنند. مردسالاری در طول تاریخ اجتماعی ایران فرهنگ مسلط و بلامنازع و بسترساز ساختار‌های سیاسی، اقتصادی، قانونی و اجتماعی است. ساختار‌های مرد محور سازوکار‌هایی را تدوین و طراحی نموده که فرهنگ فرادستی مردان و فرودستی زنان را توجیه و طبیعی جلوه می‌دهند. فرهنگی که برحسب تقسیم‌کار جنسیتی نقش سنتی زنان را نقش خانگی و محدود با حوزه خصوصی ( بچه‌داری، خانه‌داری و شوهرداری) و حوزه عمومی را مختص به مردان تفسیر و درنهایت نقش و سهم زنان را در فرایند توسعه کم‌اهمیت می‌شمارد. یکی از مهم‌ترین معیار‌ها برای سنجش درجه توسعه‌یافتگی یک کشور میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارند. هرچه حضور زنان در اجتماع فعال‌تر و مؤثرتر باشد کشور پیشرفته‌تر و توسعه‌یافته‌تر خواهد شد اما میزان نقش و مشارکت زنان در هر جامعه به‌ویژه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تا حد زیادی به نگرش آن جامعه به زن بستگی دارد. نظام فرهنگی جامعه عامل و یا مانع حضور و مشارکت زنان در عرصه‌های مختلف جامعه و به‌ویژه سطوح مدیریتی آن است و میزان موفقیت زنان در فرایند توسعه را معین می‌کند. یکی از شاخص‌های مهم و معیار در توسعه‌ی جنسیتی و توانمند‌سازی زنان میزان مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی کشور و حضور آنان در نقش‌های مدیریتی است. حضور زنان در پست‌های مدیریتی هنوز چشم‌گیر نیست و زنان در مسیر‌های شغلی خود در سطوح مدیریتی با مسائل و مشکلات زیادی مواجه‌اند . این موضوع در ایران و سازمان‌های مدیریتی شهری شرایطی قابل‌توجه دارد و ضرورت پژوهش در مورد آن را مهم‌تر می‌کند. مسأله اشتغال و مدیریت زنان همواره توجه جامعه‌شناسان و روانشناسان را به خود جلب نموده و هر یک تلاش کرده‌اند تا به‌گونه‌ای این مسأله را ریشه‌یابی نمایند. دلایل و شواهدی اندک برای این دیدگاه وجود دارد که مردان یا زنان مدیران برتری هستند یا اینکه زنان یا مردان ازلحاظ مدیریت و رهبری با یکدیگر متفاوتند. بنابراین بهتر است گفته شود که شیوه‌های مدیریتی بسیار خوب، متوسط و ضعیف را می‌توان در میان تمام زنان و مردان صرف‌نظر از جنسیت یافت و درباره‌ی این موضوع نمی‌توان به‌طورکلی قاطعانه و جانب‌دارانه داوری کرد. موانع فرهنگ بازدارنده‌ی سازمانی، باور‌های کلیشه‌ای تاریخی و اجتماعی، قالبی، دینی و کمبود فرصت شکوفایی تجربه و مهارت شغلی و مدیریتی در موفقیت زنان در جهان کار، اشتغال و مدیریت مؤثر هستند.
همه این‌ها در قالب فضایی به نام « نظام فرهنگی» جامعه میزان دست‌یابی زنان به سطوح مدیریتی را تعیین می‌نماید. مساله بنیادی در این میان عوامل و موانع فرهنگی دستیابی زنان به سطوح مدیریتی است که چالش‌هایی را برای آنان ایجاد می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر مساله اساسی این است که فرهنگ چگونه در قالب عوامل و متغیر‌های متنوع و متعدد و به‌ویژه در بافت و ساخت فرهنگ تاریخی، اجتماعی، دینی و در شکل باورهای عمیق و قالبی به فرهنگ جنسیتی تبدیل‌شده و دستیابی یا عدم دستیابی زنان به سطوح مدیریتی در یک سازمان را موجب می‌شود و یا چالش‌هایی را برای زنان ایجاد می‌کند.
* کارشناس ارشد روانشناسی

52

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :