آرش نورایی، خواننده و آهنگساز در گفت و گو با پیام ما: آلبوم «روزای بعد تو» رزومه‌ی کاری من است

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 755

آرش نورایی، خواننده و آهنگساز در گفت و گو با پیام ما:
آلبوم «روزای بعد تو» رزومه‌ی کاری من است

ساناز شیخ شعاعی- آرش نورایی؛ خواننده و آهنگساز کرمانی متولد 21 تیرماه 1366، در خانواده ای چهارنفره به دنیا آمده و فرزند کوچک خانواده است. موسیقی را از چهارسالگی با آموزش ساز پیانو شروع کرده و تا سن 9 سالگی نزد خانم کیمیایی آموزش دیده است.وی درفستیوال های مختلفی شرکت کرده و حائزچندین رتبه شده است.در این شماره با او به گفتگو نشستیم تا از چند و چون انتشار آلبوم اول او مطلع شویم.

فرد دیگری از خانواده تان در عرصه ی موسیقی فعالیت دارد؟
پدر بنده به صورت غیر حرفه ای آواز کار می کردند و از دوستان صمیمی شادروان محمد نوری بودند. من از کودکی تحت تاثیر موسیقی و آهنگ های ایشان بوده ام و افتخار این را داشتم که اجراهای این بزرگوار را از نزدیک ببینم.
اولین اجرایی که در زمینه موسیقی داشتید مربوط به چه سالی است؟
اولین اجرای من در سن چهارده سالگی در تالار عماد کرمان بود که تکنواری ساز پیانو را داشتم. این فستیوال از طرف آموزش و پرورش استان برگزار شد و برنده بیست هزارتومان در این فستیوال شدم که هیچ وقت پرداخت نشد!
موسیقی را از چه زمانی به صورت جدی شروع کردید؟
موسیقی را به صورت جدی تر از زمانی که به فراگیری آواز پرداختم، شروع کردم. مستر کلاس های متفاوتی را رفتم و در چندین فستیوال داخلی و خارجی نیز شرکت کرده و چندین رتبه آوردم. بعد از آن در یک فستیوال استاد سریر که یکی از داوران آن فستیوال بودند از آهنگی که من ساخته بودم بسیار استقبال کردند و صحبت های این استاد تاثیر بسیاری در روند کاری من گذاشت و بعد از آن به صورت آکادمیک به فراگیری آواز پرداختم. در کنسرواتوار تفلیس بودم و به دلیل برخوردهای زشت و دور از شأن دولت گرجستان با بنده در آن مقطع، گرجستان را ترک کردم وبه سه کنسرواتوار دیگر رفتم. در امتحان کنسرواتوار هامبورگ قبول شدم و فعالیتم را ادامه دادم.
از آلبومتان برایمان بگویید؟
این آلبوم یک آلبوم نیست بلکه چهار مجموعه است که فکری پشت آن است و در مجموعه چهارم تکمیل می شود. هدفم از آلبوم اول بیشتر، گرفتن بازخورد بود و این که سبکی که من دارم پشت این ظاهر پاپ ارائه می دهم در کدام یکی از این ورژن ها مورد پسند عده ی خاصی که می خواهند طرفدار من باشند، می شود. در واقع فکری که پشت این مجموعه بوده این است که یک سری هارمونی مختلف با هم تلفیق شود. برای مثال در تراک دوم این کار(فروغ مه) هارمونی جاز ارمنی با موزیک اصیل ایرانی تلفیق شده است. منظورمن از موزیک اصیل ایرانی در این جا موسیقی سنتی نیست. بلکه منظور تصنیف های قدیمی است که بسیار گوش نواز است. این تراک حدود دو دقیقه و پنجاه ثانیه و شامل 52 عدد آکورد است.
باتوجه به بازخوردی که ازآلبوم اول داشتید، در آلبوم بعدی چه مواردی تغییر خواهد کرد؟
در آلبوم بعدی با توجه به بازخوردی که داشتم تنظیم ها تا حدودی تغییر خواهد کرد.هدف و فکری که دارم به صورت خالص تر پیاده خواهد شد.
در مورد طراحی و اسم آلبومتان صحبتی دارید؟
حدود یک سال و چند ماه از طراحی این آلبوم می گذرد. این طرح، اِتود بیست و هفتم بود که تأیید شد و طرح روی جلد مربوط به تراک هفتم آلبوم است. راجع به اسم آلبوم باید بگویم که تمام تراک ها مضمون عاشقانه دارند و صحبت با یک شخص هست. برخلاف اکثر آلبوم ها که ترانه سرا نقش اصلی را دارد، در این آلبوم موزیک بر ترانه غالب است.
از طراحی آلبوم راضی هستید؟
من حساسیت زیادی روی طرح آلبوم داشتم و دوست داشتم زمانی که جلد آلبوم باز می شود اتفاق تکراری داخل آن نیفتد. خانم ایروانی و همسرشان زحمت زیادی برای این طرح کشیدند.اما چیزی را که ما می خواستیم شرکت چاپ نتوانست اجرا کند. من راضی نیستم و شرکت چاپ، طراحی ما را تغییر دادند. حتی جنس کاغذی را که می خواستیم چرم ابریشمی بود و هزینه چاپ آن سه برابر چاپ آلبوم حاضر میشد، اما متاسفانه نتوانستند اجرا کنند. در طراحی مورد دیگری که دوست ندارم آرم ایرانسل هست که شرکت ایرانسل علی رغم وعده هایی که به ما دادند از جمله این که در صورت چاپ آرم ایرانسل از ما در اجراها و کنسرت ها حمایت خواهند کرد و در آهنگ های پیشواز از ما تبلیغ می کنند. نه تنها این کاررا نکردند بلکه کدهای پیشواز را دیر دادند و ما در واقع در چاپ دوم آرم ایرانسل را بر اساس وعده هایشان اضافه کردیم.
تیراژ و فروش آلبوم چگونه بوده است؟
مجموعاً آلبوم به تعداد پنجاه هزار نسخه در دو نوبت چاپ شد. دوستانی که در مراسم رونمایی در مؤسسه سرنای تهران حضور داشتند از چاپ اول تهیه کردند و فروش چاپ اول در هفته اول و دوم بود.
برنامه ای برای برگزاری کنسرت در کرمان دارید؟
بله! دوم وسوم دی ماه کنسرت من در کرمان هست که خوشحال می شوم دوستان کرمانی را در سالن ببینیم.
فضای نقد را در کرمان چگونه می بینید؟
در کرمان به جای آن که نقد کنند، شمارا می کوبند! اگر دقت کنید اکثر بزرگان موسیقی انسان های متواضعی هستند. این آلبوم یک رزومه کاری است. در کشورهای مختلف افراد متخصص مختلفی کارها را نقد کردند و من هم از این انتقادها استقبال و استفاده کردم و در نهایت یک کار ایرانیزه منتشر کردم. اما افرادی که در این جا هستند اگر کمی برای موسیقی احترام قائل باشند باید چندین بار کار را گوش بدهند و بعد نقد کنند. متاسفانه چون هیچ مرجع علمی در کرمان برای درجه بندی اساتید وجود ندارد، افراد به جای آن که به پایه و توان علمی خودشان برای نقد مراجعه و تکیه کنند، به تخریب دیگران می پردازند. خیلی واضح است که در کرمان به جای نقد تخریب می کنند. آن هم برای آلبومی که یازده هزار نسخه فروش رفته و تیراژ فروش آن از تیراژ چاپ بسیاری از آلبوم ها حداقل در تهران بیشتر بوده است. در کرمان استقبال بسیار کمی از این آلبوم شد و من فکر می کنم که این حرف ها و تخریب ها در کرمان کار خودشان را کردند!
نظرتان در مورد فروش اینترنتی چیست؟
آلبوم خودم که شامل یازده تراک است تاکنون یک میلیون و دویست هزار بار دانلود شده است. فکر می کنم شاید در سال های آینده هنرمندان بزرگ تصمیم بگیرند که آلبوم ها و تراک های خود را به صورت اینترنتی منتشر کنند. در سال های گذشته تیراژ آلبوم های ایران حدوداً چهار صد هزار نسخه بوده ولی در حال حاضر با ترس حدود ده هزار نسخه چاپ می شود و دلیل آن هم استقبال نکردن از آلبوم ها و تمایل به دانلود کردن است. اگر این فرهنگ جا بیفتد که مخاطبین خرید اینترنتی داشته باشند هم برای هنرمند و هم برای مخاطب بهتر است. به عنوان مثال اگر من یک میلیون آلبوم به قیمت هزار تومان به فروش برسانم بهتر از این است که پنجاه هزار نسخه به قیمت پنج هزار تومان به فروش برسانم.
اگر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
در ابتدا جا دارد از آقای ملانوری برای حمایت

از برگزاری کنسرتم در کرمان تشکرکنم. اما در مجموع از کرمان بسیار دلخور هستم! دو الی سه کار برای چند گروه تئاتر کرمان آهنگسازی کردم. یک مورد از این کارها امسال در جشنواره ی ملی تئاتر دانشجویی رتبه ی اول را کسب کرده و لوح تقدیر بهترین آهنگسازی را دریافت کرد که من این خبر را از اخبار صدا و سیما شنیده ام و تاکنون این گروه لوح تقدیر را به دست بنده نرسانده اند! آقای جلیل احمدی کارگردان این تئاتر از دوستان بنده و انسان شریفی هستند. من از عوامل و دست اندرکاران انجمن تئاتر توقع دارم که حداقل لوح تقدیر را به دست بنده برسانند. توقع تقدیر و تشکر خاصی هم ندارم! ناراحتی من به خاطر اتفاقاتی که افتاده است. شیراز، کیش، رشت، اردبیل… از من استقبال خوبی کردند. من توقع بیشتری از شهر خودمان دارم و این رفتارها بسیار دلسرد کننده است.

26

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :