شهید علی ماهانی
۵ مهر ۱۳۹۵، ۲۳:۳۵
شهید علی ماهانی
سال ۱۳۳۶در شهرستان کرمان دیده معصوم به جهان گشود. عصمت کودکی با صداقت و پاکی در او دنیایی خاص و پر از وجد و شوق به وجود آورده بود. در خانواده ای زحمتکش به دنیا آمد.
دوران ابتدایی را در شهرستان کرمان گذراند و در همین دوران تصمیم گرفت علیه ظلم به مبارزه برخیزد، در نتیجه فعالیت های سیاسی خود را علیه رژیم آغاز کرد . وی با سن کم ، اما روحی بزرگ و سرشار از ایمان و عشق به اسلام با انشاهایی که می نوشت اشاراتی هر چند مختصر به این جنایات می نمود که بارها مورد توبیخ از طرف اولیای مدرسه قرار گرفته بود. پس از تحصیلات دبستان وارد دبیرستان شد، در این دوران دامنه فعالیت های خود را گسترش داده و با بی پروایی بیشتری به کار خود ادامه می داد.
در سال ۱۳۵۵ در رشته برق موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید و یک سال بعد به خدمت سربازی رهسپار شد. با توجه به تنفری که از رژیم داشت اقدام او برای خدمت باعث تعجب بود و در رابطه با این قضیه هدف خود را بیان نمود که باید در رژیم نفوذ کرده و طاغوتیان را از درون مورد حمله قرار دهیم. وقتی که انقلاب از گوشه و کنار، فریاد خودش را از حنجره آزادی خواهان مسلمان به بام جامعه شهر طنین افکند به یاوری قد برافراشت. بی پروا در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت جست و رنج فراوانی کشید. در اواسط سال ۱۳۵۷، در پادگان شهر کازرون توسط مامورین ضد اطلاعات ارتش دستگیر و سپس به اتفاق 3 نفر از همفکرانش زندانی شدند. وی در بازجویی که توسط بازپرس انجام گرفت که به چه دلیل اعلامیه پخش می کردی چنین اظهار نمود: به دستور امام خمینی و برای براندازی رژیم شاهنشاهی .
پس از پیروزی انقلاب و اتمام دوران خدمت، علی آقا با چند تن از دوستانش از جمله سید اکبر علوی، حمید ایرانمنش و منصور صومعه اقدام به تشکیل گروه مقاومت کرده و مسجد هاشمی را به عنوان پایگاه عملیاتی خود برگزیدند. و با جوانان پرشور به تبلیغات و ادامه نهضت تا پیروزی کامل پرداختند تا زمانی که غائله کردستان پیش آمد. به دنبال درگیری در کردستان با عده ای از برادران از جمله:سید اکبر علوی و شهید محمود اخلاقی، شهید محمد نگارستانی، شهیدعلی اکبرمحمدحسینی، شهید محمود یوسفیان، شهید ناصر فولادی، نوروزی، عباسی به کردستان اعزام شدند و در آن جا بودند که صدام بعثی جنگ گسترده ای را آغاز کرد در روز عاشورا به بالای تپه های سومار به مزدوران عراقی حمله ور شدند که منجر به عقب راندن بعثیون شدند و در همین عملیات بود که محمود اخلاقی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و علی نیز از ناحیه فک پائین مورد اصابت گلوله ای از نزدیک قرار گرفت .
ایشان مدتی در بیمارستان شهید مصطفی خمینی بستری بود و پس از بهبودی مجددا به جبهه شتافت و در جبهه های مختلف از جمله سوسنگرد، بستان و آبادان مشغول نبرد بود تا این که برای مرتبه دوم در حمله شکست حصر آبادان از ناحیه دست چپ و پای راست بشدت مجروح گردید که در نهایت این جراحات منجر به قطع عصب دست چپ وی شد و تا آخر عمر نقص عضو گردید که علی رغم این مشکل عازم جبهه شد و در لشکر ثارالله درقسمت مخابرات انجام وظیفه می کرد . دل مشتاقش در انتظار دیدار دوست و رهایی از تن خاکی می طپید . مرغ جانش آرزوی آشیانه ای در ملکوت قرب داشت ، تا سرانجام این پیشگام حمله ها درروز هشتم مرداد ماه سال ۶۲ در عملیات والفجر ۳ همراه با برادر کوچکش آقا محمودجان عاشق را به عاشقان الله سپرد و در انوار الهی آرمید.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید