شکارهای انتخاباتی/ بخش پایانی

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 722

شکارهای انتخاباتی

سردبیر: آنچه در ادامه می‌خوانید یادداشت دنباله‌داری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سال‌ها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفته‌نامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشت‌ها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامه‌نگاری آن دوران به‌تفصیل پرداخته‌شده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح می‌دهد، برای عموم کرمانی‌ها و علی‌الخصوص روزنامه‌نگاران و محققین می‌تواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربه‌فردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمت‌هایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.

چند روزی بود که متعکفین در مسجد بودند که آقای فریدونی بازرس عالی رتبه دولت آمد و شروع کرد به صحبت کردن با این و آن و اول از متعکفین مسجد تقاضا کرد که به تحصن خود خاتمه بدهند و سر کارهای خود بروند. عده ای آمدند فریدونی را بردند مسجد و آن جا نطق های فراوان کردند و برای او شعر خواندند که:
گفته بودم که جان جانانی
چون بدیدم هزار چندانی
فریدونی هم خوشش آمد و وعده و وعید فراوانی داد و متعکفین از مسجد پراکنده شدند. تقاضاهایی که معتکفین داشتند زیاد بود. از آن جمله انحلال انجمنی که انتخاب شده بود استخلاص تبعیدی ها و چند چیز دیگر و آقای فریدونی هم قول داد که همه این کارها را انجام بدهد.
یکی دو روز گذشت و آقای فریدونی ابتدا مدتی فکر کرد و سپس برداشت یک گزارش به تهران داد که این انجمن مخدوش است و بهتر است منحل شود و حال آن که انتخاب آن ها را آقای غفاری به تهران گزاش داده و مورد تایید مرکز واقع شده بود سر این کار اختلاف نظر شدیدی بین آقای غفاری و آقای فریدونی حاصل شد و باز کارها دچار درد سر شد.
در این موقع فریدونی به این فکر افتاد که بلکه بین مخالفین روابطی برقرار کند و آن ها را با هم آشتی بدهد تا شاید دو نفر وکیل یک نفر از هرندی ها باشد و یک نفر هم از ابراهیمی ها.
این بود که یک روز بلند شد رفت پیش آقای ابوالقاسم خان ابراهیمی و گفت برای این که سازش برقرار شود و دو نفر وکیل یکی از آن ها باشد یکی از شما به عقل من این طور می رسد که آن ها اسم سه نفر را بنویسند و شما از بین آن سه نفر یکی را انتخاب کنید.
و شما هم از دوستان خودتان اسم سه نفر را بنویسید که آن ها یکی را انتخاب کنند و بعد همگی بروند به این دو نفر رای بدهند و به این نحو سر و صداها بخوابد. آقای ابراهیمی جواب داد که من چنین حقی ندارم و چه طور می توانم اسم سه نفر را بنویسم همه مردم می توانند کاندید باشند و هیچ کس نمی تواند تعداد آن ها را محدود کند و اگر من این کار را بکنم شهرت خواهند داد که من در انتخابات دخالت کرده ام.

14

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 31
  • دیروز: 444
  • هفته: 2,528
  • ماه: 9,626
  • سال: 106,324