از وعده و شعار تا اقدام و عمل

منتشر شده در صفحه کافه هنر | شماره 706

از وعده و شعار تا اقدام و عمل

محسن عزیزالهی

کرده اند از سوی افرادی وعده و شعارهای کذایی بشنوند و حرکت و عملی را از سوی فرد شعاردهنده نبینند! مردم خوب فهمیده اند که کسی که مرد عمل باشد با کارهای خود این ادعا را ثابت می کند و کسی هم که توانایی اثبات چنین چیزی را با عمل کردن نداشته باشد مجبور می شود به سمت سخنرانی و وعده وعیدها برود تا بلکه اینگونه بتواند برای مدتی دل مردم را گرم نگه دارد، رزومه ای برای خود بسازد و در صحنه باقی بماند!
این حرفها از سوی فرد شعار دهنده در حالی زده می شود که اگر کسی هم بخواهد قدمی مثبت بردارد و کاری بکند یا نمی گذارند و یا اگر هم توانایی مقابله با آن را نداشته باشند سعی می کنند به هر نحو که شده آن را کم اهمیت و کوچک جلوه دهند. در همین راستا مردم عزیز و فهیم را به خواندن این متن دعوت می کنیم تا با نگاهی منصفانه به چهره ی حقیقی که پشت نقاب است پی ببرند و قضاوت کنند چه کسی مرد عمل بوده و چه کسی رزومه اش در شعارها خلاصه می شود!
دلسوز هنر تخریب نمی کند، عمل می کند
وقتی حمایت ها از سوی مسئولی به گونه ای باشد که با تخریب دیگری انجام گیرد و به خود این اجازه را بدهد که به سادگی کلمه، مجموعه ای را زیر سوال ببرد؛ دیگر چه انتظاری می توان داشت؟
باور کنید دلسوز هنر کسی نیست که به تخریب دیگری بپردازد. با این حساب چگونه ممکن است خود را دلسوز هنر خطاب کرد و ضمن چنین ادعایی به تخریب دیگران پرداخت؟
وقتی که با دیدن ما دیگری را پیشمان تخریب می کنید و با دیدن دیگری، ما را پیش او؛ میتوان به سادگی حدس زد که این روند پیش همه به همین منوال طی خواهد شد و عین دومینویی طولانی مدام دیگری به دیگری ضربه می زند و سرآخر این هنر است که با اینگونه رفتارها، از هم پاشیده شده و خواهد مرد.
آیا ذهن یک هنرمند باید این قدر سطحی نگر و آماتورگونه باشد که تمام عملش در تخریب دیگران خلاصه شود؟
باید یکبار هم که شده قدم درستی برداشته شود و اگر بحث رقابت هم هست آن را با کارهای خود ثابت کرد: با عمل خود نه زبان! بی شک اگر چنین امری تحقق بپذیرد، سود آن عاید همه خواهد شد، از خود ما تا فرهنگ و هنر شهرمان.
مخالفت با جشنواره ها
در گذشته جشنواره های هنری برگزار می شد که هزینه بسیاری از آنها با مشارکت هنرمندان کاهش پیدا می‌کرد و جشنواره هم به خوبی برگزار می شد، اما امروز هیچکس مشارکت نمی‌کند! دلیل آن چیست؟ آقای مدیر از خود نپرسیده که چرا جریان ها به این سمت سوق داده شده است؟
برای مثال می توان به جشنواره تئاتر زرند اشاره نمود، پس از اینکه جشنواره در دوره پنجم خود که سال 82 برگزار شد به خاطر لجبازی ها و کوتاهی های مدعی امروزی، به کما رفت؛ با وقفه ی کسالت آورِ 9 ساله سرانجام در سال 91 طلسم آن شکست و موفق شد ششمین دوره خودش را به روی صحنه ببرد.
با جان گرفتن دوباره ی این جشنواره در سال 91 شور و شوق فراوانی در دل نسل جوان و حامیان تئاتر به جریان افتاد و قرار شد که دیگر وقفه ای در برگزاری آن پیش نیاید و این سالهای آزار دهنده دیگر برای تئاتر زرند تکرار نشود. با تلاشهای بنده که در آن زمان مسئولیت دبیری انجمن تئاتر را برعهده داشتم؛ در سال 92، فراخوان این جشنواره برای نخستین بار بر روی سایت ملی تئاتر قرار گرفت و خبر برگزاری هفتمین دوره آن با استقبال استان های دیگر کشورمان مواجه شد و این فراخوان شرایطی را فراهم نمود که می توانست زمینه ساز معرفی تئاتر زرند به سراسر ایران شود. اما سرانجام آن چه شد؟ ساده است. باز هم تعلیق؛ آن هم به خاطر مخالفت آقایان پوچ گرا با ذهنی تهی.
علت مخالفت
مخالفانِ آن روز که مدعیان امروز از جهت حمایت و ترویج هنر و تئاترند به فکر فرهنگ شهر نبودند و تنها یک چیز را می دیدند؛ «این فرد» نباید جشنواره را هدایت کند. چرا که در زمان تصدی آنها هیچ رویداد مهمی شکل نگرفته بود و از روی حسادت هم که شده باید بهانه ای جور می کردند که حرف خود را به کرسی بنشانند.
آن سال به بهانه ضعیف دانستن مدیریت از سوی همین متولیان هنر، این هدف مبتدیانه تحقق یافت و تعطیلی چنین امر مهم و واجبی رقم زده شد.
اکنون اما در سال ۹۵ به سر می‌بریم و با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که اگر مخالفتی نمی شد، زرند در سال 95 باید میزبان جشنواره دهم تئاتر در سطح ملی باشد، اما نیست! نیست و متاسفانه هم مشخص نخواهد بود که کی قرار است باشد. حال تا جشنواره بعدی و هفتمین دوره آن چقدر دیگر باید انتظار کشید، خدا میداند.
اعلام کردند که باید جشنواره داشته باشیم
البته باید یادآور شد آنها که در گذشته به شدت مخالف چنین جشنواره ای بودند و برای برگزار نشدن آن تلاش می کردند؛ حالا که خود را بر کرسی مدیریت می بینند به طرز معجزه آسایی موافق آن شده اند و با انتشار فراخوان آن سعی در جلب محبوبیت و حامیان نسل جوان دارند.
هرچند که همین فراخوان هم در حد حرف ماند!
بی شک همگان به یاد دارند که مدتی پیش اداره فرهنگ و ارشاد زرند با توزیع بروشور اعلام نمود که قرار است جشنواره داشته باشیم؛ جشنواره که نه… جشنواره ها داشته باشیم. اما چه شد ؟ کو آن جشنواره ها؟
فراخوان های توزیع شده در سطح شهر، خبرهای انتشار یافته در مطبوعات و سایتهای خبری گواه بر صحت این سخن دارند. کدام یک از جشنواره هایی که با بیان نام آنها خود را تیتر خبرها کردند برگزار شد؟ کدام یک از رسانه ها پرس و جوی آن ادعاها و شعارها شدند و گفتند که چرا اینها در حد حرف ماند و عملی نشدند جناب مدیر !؟
نکند برگزاری جشنواره آشپزی را جز رزومه هنری می دانید و می خواهید با پرداختن به برگزاری آن حقانیت خود را ثابت کنید و با تکیه بر جشنواره آشپزی؛ خود را حامی هنر (!!!) معرفی نمایید؟! نکند استعدادهای هنری زرند از اینگونه جشنواره ها شکوفا می شود و پرروش می‌یابد و ما از آن بی خبریم؟
به حتم سخن گفتن تا عمل کردن فاصله دارد و به سادگیِ حرف زدن نمی شود جشنواره ای را در راستای هنر و رشد آن و همچنین شکوفایی استعدادهای نسل جوان برگزار کرد.
معنی فرهنگ و هنر
مطالب زیاد دیگری هست که می توان درباره هر کدام صفحه ها نوشت و آنها را مورد بررسی قرار داد و به دفاع پرداخت؛ اما به ذکر دو اقدام برتر از فعالیتهای سه سال اخیر گروه رنگین کمان که «ساخت تماشاخانه رنگ هنر با هزینه‌های شخصی» و «برگزاری کارگاهی در سطح بین المللی» را شامل می‌شد اکتفا می کنیم و ترجیح می دهیم به برنامه ها و تئاترهایی که در زرند اجرا کرده ایم اشاره ای نکنیم؛ شما خواندید و فهمیدید که واکنش ها در قبال چنین اعمالی چه بود! پلاتو را صاحب شدند و کارگاه تئاتر کاغذی را هم که چه موضعی در قبالش داشتند. حال در ادامه ی مطلب به رشد جریان هنر زرند و راههای آن هم اشاره ای خواهیم کرد:
زرند شهری
که سینما ندارد
به نظر شما در شهری که از داشتن یک سینمای ساده محروم است؛ چه چیزی جز تئاتر و اجرای مرتب آن می‌تواند مرهم این زخم عمیق فرهنگی باشد؟ با این وجود اما باز هم شاهد آن بوده ایم که طی این سالها افرادی چوب لای چرخ فرهنگ و هنر گذاشته اند و عده ای از مسئولین بی مسئولیت هم در اوج ناباوری به حمایت از اقدام آنها پرداخته اند !
باید منصفانه بررسی کرد و دید در این سالها چه کسانی به بهبود این زخم فرهنگی همت گماشته اند و چه کسانی و به چه شکل مخالف چنین امری بوده اند؟ آدم هایی که به جای حمایت از داشته هایشان برای پابرجا ماندن، تیشه به ریشه آنها زده و مسبب نابودی شان می شوند.
چاره کار کجاست؟
در این میان چیزی که می تواند کمک بسیاری به هنر شهرستان بکند و بیشترین تاثیر را در رشد فرهنگ شهر داشته باشد؛ بخش خصوصی هنر است.
حضور و فعالیت مستمر آموزشگاه های هنری که در فضایی سالم و دوستانه با برنامه های مفید خود سبب رشد فرهنگی شهر شوند و پتانسیل های موجود در هنر زرند را شکوفا کنند. قطعا تحقق این نکته، به هنر اقتصادی شهر هم کمک ویژه ای خواهد کرد که در نتیجه زمینه ساز شهری به دور از فقر فرهنگی و هنری خواهد شد. این مسئله را هم باید یادآور شد که اگر بر کمیت و کیفیت این آموزشگاه ها افزوده شود و در مسیر رو به جلوی آنها نیز سنگی قرار ندهند و علاوه بر تمام اینها؛ این مراکز فرهنگی را هم از خود بدانند می توانیم منتظر اتفاق خوبی باشیم که گذشت زمان به وقوع آن تحقق خواهد بخشید.
کلام آخر
ای کاش زندگی را در کنار مردم بسازیم، شهر را با مشارکت مردم متحول کنیم و بین خودمان، هنر و مردم‌مان شکاف ایجاد نکنیم؛ یاد بگیریم که یا وارد گود نشویم و یا اگر شدیم اصل انسانیت را به فراموشی نسپاریم؛ این عرصه، عرصه ی جولان دادن سیمرغ است نه مگس.

43

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 106
  • دیروز: 201
  • هفته: 1,470
  • ماه: 5,446
  • سال: 124,041