روزگاری که گذشت
۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۲۲:۴۸
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش هفتاد و شش
آقای جوادی اظهار می داشت پس از چندی دکتر[دادسن] برای عیادت آقای امام جمعه به منزل ما آمد. در ضمن صحبت ها مرحوم امام جمعه خواستند قدردانی نمایند و گفتند ما می دانیم که شما در گوشه و کنار این شهر چگونه به مستمندان کمک و همراهی می نمایید. در اول دکتر از آن چه صحبت شد اظهار بی اطلاعی کرد و معلوم بود خوش ندارد از او تعریف و تمجید شود. اما به اصرار و ابرام آقا و نشانی هایی که دادند دکتر در آخر سر در پاسخ گفت: بر فرض کار مختصری شده باشد، باید برای جای دیگری هم کارهایی کرد.
دکتر دادسن جان خود را در کرمان برای آن که به عیادت کلیمی که گرفتار تب تیفویید شده بود رفته بود، فدا کرد. چه پس از عیادت این مریض خودش مبتلا به تیفویید گردید و دور از عیال و فرزند در کرمان فوت کرد. همان قسمی که قبلا نوشتم آن قدر زندگی او ساده و بی پیرایش بود که پس از مرگش معلوم شد جوراب هایی که به پا می کرده وصله دار بوده است. روزی که این مرد نیک سرشت در کرمان به عالم ابدی شتافت تمام مردم کرمان در فقدانش متاسف و متاثر بودند. بازارها را تعطیل کردند و در تشییع جنازه اش شرکت کرده و در مرگش گریستند.
روزی در شهر ژنو در اداره (بی ته) انجمن بین الملل کار حضور یافته و شفاهاً چگونگی احوال اطفال معصوم و بی گناهی را که در کرمان استادان قالی باف از صبح قبل از آفتاب تا غروب بایستی در بدترین امکنه و سردابه و اتاق های مرطوب با اجرت بسیار ناقابلی قالی ببافند برای دوست بزرگوارم سید محمدعلی جمال زاده شرح می دادم و آقای جمال زاده به طور خصوصی گفتند که تمام این مطالبی را که تو می گویی بیش تر و مفصل تر، دکتر دادسن انگلیسی در راپورت هایی که از کرمان شخصاً به این اداره فرستاده گزارش داده، ذکر شده و حتی او یادآور شده است که بعضی از این اطفال معصوم از همان طفولیت افلیج شده و عمرشان کم و زود تلف می شوند و پیوسته برای نجات این بیچارگان استمداد و کمک می طلبیده. این واضح و آشکار است که هیچ کس به این مرد چنین دستوری نداده بود که راپورت بدبختی و فلاکت اطفال بی گناه کرمان را به موسسات بین الملل گزارش دهد و یا هیچ سیاستی در این عمل دخالت نداشته. در صورتی که این وظیفه مامورین دولت ایران بوده که از هر گونه ظلم و تعدی دور از مرکز جلوگیری نماید و شکی نیست که این تلاش ها از نظر خیرخواهی و نوع پروری بوده است. این مرد بدون آن که کسی را از مقصد و اقدام خود برای آن که دشمن تراشی ننماید آگاه ساخته باشد، لحظه ای آرام ننشسته اکنون این راپورت ها در آرشیو انجمن بین الملل کار موجود است. اینک که سال ها از فوت این مرد نوع پرست می گذرد. همان قسمی که او در ایام حیات خویش بدون آن که توجه داشته باشد. مردمی را که او حمایت و مدارا می نماید، ایرانی اند و انگلیسی نیستند. ما هم او را خودی دانسته و به احترام از خوبی و نیکی و محبت های او یاد می نماییم. کمک های او همیشه در خاطره ها نقش بسته است.
در عکسی که از او برجای مانده است لباس های خشن و شلواری که زانوهایش در آمده و اتو ندارد و نمونه ای از فرط کار و زحمت و بی ریا است ملتفت می شوید که بدون شک سطح فکرش غیر از مردم معمولی است. در عقب سر خود نیکی ها و کارهای مهمی را که انجام داده گذارده و اکنون باز در انتظار ملاقات دردمند فلک زده ای است که خدمتش را بر عهده بگیرد. چه کار به این دارد که این مردمان مسلمان اند و او مسیحی یا آنان ایرانی هستند و او انگلیسی و خارجی!
اگر همه در چنین عوالمی سیر می کردند و این طور مرد مردانه برای کمک به هم نوعان خود کمر همت می بستند چه قدر زود دنیا گلستان می شد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید