تازه ترین دستپخت «ماه عسل» برای بینندگان روزه دار حکایت فَوَران هیجانی نورولوژیک از آنتن زنده تلویزیون!
۲۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱:۲۲
تازه ترین دستپخت «ماه عسل»
برای بینندگان روزه دار
حکایت فَوَران هیجانی نورولوژیک از آنتن زنده تلویزیون!
حسن شیخ حائری- انتخاب
مدتهاست که تلویزیون به تکرار افتاده و بینندگان خود را از دست داده است. اینکه مثل برخی ادعای روشنفکری کنیم که ما اصلا تلویزیون نگاه نمی کنیم؛ حرف صوابی نیست. بالاخره زندگی روزمره است و روشن بودن تلویزیون در هر خانه ای باعث می شود چشم ناخودآگاه به قاب غیر جادویی بیافتد. دیدن اخبار و پخش زنده برخی مسابقات ورزشی و به ویژه فوتبال علیه السلام هم که می تواند عادت باشد؛ پس ادعای ندیدن مطلق تلویزیون، ادعای گزاف و کذبی است؛ اما به جرات می توان ادعا کرد که سالهاست دیدن برنامه های تکراری، جذابیتی ایجاد نمی کند که بخواهیم وقت خود بیش از سایر امور، در پای آن تلف کنیم!
حکایت قبل از افطارهای ماه مبارک رمضان اما، حکایت جالبی است. بازگشت به خانه و کاهش انرژی بدن و البته فرصتی برای به دست گرفتن کنترل تلویزیون و گشتی در شبکه ها! نمی دانم برنامه ماه عسل را در شب جمعه بیستم خرداد ماه دیده اید یا خیر. ماجرا از این قرار بود که کودکی را در سن دو سالگی و به هر دلیل از مادرش جدا می کنند و این مادر و پسر، 36 سال و به هر دلیل از یکدیگر دور بوده اند و به هر دلیل و البته با تلاش ویژه شوهر جدید مادر، اکنون همدیگر را یافته اند و آغوش مادر، بی صبرانه منتظر فرزند است. حالا سازندگان یک برنامه تلویزیونی، فرصت را مغتنم می شمارند تا این دو عاشق و معشوق، در برنامه ای زنده به دیدار هم نائل آیند تا مثلا برگ برنده ای باشد برای برنامه شان!
پسر سی و چند ساله به تهران می آید و با اینکه می داند مادرش هم به تهران آمده است، اما مجبور است ساعتها و کیلومترها دور از مادر، منتظر بماند تا حضرات سازندگان برنامه صلاح بدانند که این دو همدیگر را ملاقات کنند! این در حالی است که خود مجری این برنامه، روی آنتن زنده اعتراف می کند که فرزند سی و چند ساله بارها صبرش لبریز شده و تصمیم داشته تا همراهانِ برنامه ی تلویزیونی (بخوانید زندانبانان!) را کنار بزند و روی ماه مادرش را زیارت کند؛ اما ظاهرا قرار است تا همه ی هیجان، تنها از آن برنامه سرریز کند و لا غیر! اکنون شما قضاوت کنید که به این رفتار چه می توان گفت؟! شاید هیچکس تردید نداشته باشد که وقتی، یک مادر و فرزندِ از هم جدا افتاده، بعد از مدتها همدیگر را می یابند، حتی درنگ کسری از ثانیه برای دیدار این دو، حرکتی سایکوتیک، نابخشودنی، غیر قابل اغماض و توجیه ناپذیر است؛ چه رسد به ساعتها معطلی و خبر کردن اورژانس و عوامل پزشکی در پشت صحنه یک برنامه علیه السلام ! اکنون بپردازیم به پشت صحنه برنامه! پشت صحنه ای که مثلا عوامل برنامه، احساساتی شده اند و می گریند؛ در حالی که در اصل باید بر خود و تصمیم خود بگریند و کلاهشان را قاضی کنند که سینه زدن در ذیل این برنامه، به ساعتها دور نگاه داشتن دو عاشق و معشوق برای مثلا ایجاد یک هیجان کاذب نورولوژیک، می ارزد یا نه؟! این را جز تمامیت خواهی و اوج اوج کج سلیقگی چه می توان نام نهاد؟! کار به جایی رسید که اشک این مادر خشکید و پس از سی و چند سال دوری از فرزند، نتوانست در دیدار با گمشده ی پیدا شده اش، بگرید و به راحتی ابراز احساسات کند! دو نکته را همینجا یادآور شویم. نکته اول اینکه ممکن است این فرض مطرح شود که مادر و فرزند، پیش از آغاز برنامه زنده تلویزیونی همدیگر را دیده اند و فقط برای ایجاد هیجان در برنامه، طوری وانمود شده که مثلا همدیگر را برای بار اول می بینند! این نکته البته نیاز به تحلیل ندارد! نکته دوم هم اینکه این اتفاق و سناریو چینی، با رضایت مادر و فرزند محقق شده است! این نکته هم البته نیاز به تحلیل ندارد!
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید