گزارشی از دردی به نام «اعتیاد» اگر اعتیاد اسماعیل را نکشد، مادر اسماعیل را خواهد کشت

منتشر شده در صفحه زندگی | شماره 646

گزارشی از دردی به نام «اعتیاد»
اگر اعتیاد اسماعیل را نکشد، مادر اسماعیل را خواهد کشت

نرگس پهلوان
خیلی اتفاقی هنگام گذر از نزدیکی کمپ ترک اعتیادی، متوجه ی پیرزنی شدم که روی زمین نشسته ،به دیوار تکیه داده بود و اشک میریخت. هرچند لحظه ای یک بار سر را بلند میکرد و به در کمپ نگاهی می انداخت و دوباره اشک ریختن را از سر میگرفت و زیر لب ناله میکرد. هوا بسیار گرم بود وصورت پیرزن خیس عرق شده بود به او نزدیک شدم ،لحظه ای کنارش ایستادم وگفتم: خانم از توی آفتاب بلند شوید حالتان بد میشود. اصلا به من توجه ای نکرد انگار که اصلا صدای مرا نمی شنود. صدایم را کمی بلند تر کردم وپرسیدم کاری از من بر می آید، تا برای شما انجام دهم یا اگر میخواهید شما را جایی برسانم. جواب داد نه، کجا را دارم که بروم .کاش این آفتاب مرا بخار میکرد تا دیگر توی این دنیا نباشم. به او گفتم اینجا چه می کنید سرش را به سرعت بالا برد ،منتظر این بود تا تمام دردهایش را برای کسی بگوید، انگار پشت در کمپ منتظر همین یک جمله بود. گفت: بعد از سالها نذرو نیاز خدا به ما پسری داد که نمی دانم به تقصیر کدامین گناه ناخلف شد. خدا خیر از کار آن کسانی بردارد که جوانان مردم را با این«سم» آشنا میکنند. پسرم معتاد شده است. با کلی گریه والتماس راضی اش کرده ام که ترک کند، دوست وآشنا گفتند اگر به این کمپ های ترک اعتیاد بیاید راحت تر ترک میکند وکمترعذاب میکشد او را برای ترک اعتیاد به اینجا آورده ام. تا به حال چند بار ۶۵۰ هزارتومان پرداخت کرده ام،ولی دوباره مصرف کرده است. کاش داشتم، خدا میداند که ندارم پیش هزار نفر رو زده ام تا همان ها را جور کرده ام، پول قر ض کردم ، وسیله فروختم واینجا آوردمش. دیروزمرخصش کردند نمیدانم چه شده که دوباره مواد مصرف کرده است. آمده ام اینجا تا درمانش کنند. میگویند باید ۶۵۰ تومان دوباره بپردازم تا پذیرش بشود.به خدا ندارم. اگر حرف شما را گوش میکنند برای رضای خدا با آنها حرف بزنید. اگر پسرم کمپ نرود دوباره شروع به مصرف میکند و همان میشود، که بود. پدرش هم سرطان دارد پول دارو ودرمان او را هم ندارم.خودم هم دیابت درجه یک دارم. به خدا اگر پول داشتم اینقدر پیش خلق خدا التماس نمی کردم. پیرزن چشم های خود را با چادرش پاک کرد وبه صورتم خیره شد با چشمهای بیماری که پر از درد بودند.
به داخل کمپ که رفتیم مسئول پذیرش گفت: نمی توانم او را اینگونه پذیرش کنم اگر اینکار را بکنم پولش را باید خودم از جیب بدهم من هم یک کارمندم از کجا آوردم. با هزار خواهش وتمنا شماره ی رییس کمپ را گرفتم زنگ زدم وازاو خواهش کردم تا اجازه دهد پذیرش را انجام بدهند. گفت: بروید ازمرکز بهزیستی نامه بیاورید. گفتم :شما پذیرشش را انجام بدهید من خودم به دنبال نامه می روم. بعد از اینکه ماجرا را برای پیرزن تعریف کردم انگار دوباره زنده شد. اما داخل که رفتیم مسئول به پیرزن گفت: پذیرشش میکنم ولی اگر تا عصر پول نیاورید عصر مرخص میشود اگر میخواهی دنبال نامه بروید، پسرت را هم با خودت ببر نامه که گرفتید برگردید. خیلی متاثر شدم اصلانمی دانستم قیمت ترک اعتیاد یا کمپ اینقدر زیاد باشد آیا مسئولینی که معتادان را دعوت به ترک وزندگی دوباره میکنند از این هزینه ها خبردارند هزینه ای که شاید برای خیلی ها رقمی نباشد، اما برای تعداد زیادی از خانواده های معتادین بیشتر از تمام سرمایه زندگییشان است. پیرزن دیگر حتی توان نداشت که روی پاهایش بایستد وحتی نمیتوانست برای التماس کردن دهان بگشاید. مسئول کمپ گفت: چه یک بار مصرف کنند وچه ده سال، هزینه وپذیرش همان۶۵۰ تومان است. یعنی فرقی ندارد که تو چقدر امیدواری که فرزندت به زندگی بر میگردد، قیمت پسرت همان ۶۵۰ تومان است.

16

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 4
  • امروز: 304
  • دیروز: 400
  • هفته: 3,674
  • ماه: 19,298
  • سال: 213,312