کنترل زبان

منتشر شده در صفحه ویژه | شماره 412

کنترل زبان

تنظیم: مهدی حسن نژاد
زبان مهم ترین کلید دانش و فرهنگ و عقیده و اخلاق است و اصلاح آن سرچشمه همه اصلاحات اخلاقی و انحراف آن سبب انواع انحرافات است.زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیت و مهم ترین دریچه روح است. آن چه بر صفحه روح انسان نقش می بندد. قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابلای گفته های او ظاهر می شود. زبان در عین اینکه یکی از شگفت انگیزترین آفریدهای پروردگار و از بزرگترین نعمتهای او است ، می تواند بسیار خطرناک و سرچشمه گناهان بیشماری باشد و خرمن سعادت انسان را به آتش بکشد. پیامبر مکرم اسلام زیبایی انسان را در زبان او می داند. «الجمال فی اللسان»( بحار الانوار، ج77، ص 141.) سخن گفتن نعمت بسیار بزرگی است که عامل تفهیم در زندگی اجتماعی آدمی است، هر چه اجتماع بزرگ تر و روابط گسترده تر شود نیاز به خوب صبحت کردن و مقید به آداب گفتگو شدن بیشتر می شود. در جامعه کسانی موفق ترند که بهتر می توانند خواسته ها و نظریات خود را بیان کنند و یا خوب و فصیح و زیبا سخن گویند و از آنجا که زبان مهم‏ترین وسیله ارتباط انسان‏ها با یکدیگر و اطلاع رسانی و مبادله افکار و اندیشه‏ها است، می‏توان آن را از فعال‏ترین عضو بدن یاد کرد، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد، و همیشه در اختیار انسان است از این رو اگر افسار گسیخته باشد، خطرات آن با خطرات هیچ یک از اعضاء دیگر قابل قیاس نیست، آفات و گناهان کبیره‏ای که از زبان برمی‏خیزد، بسیار است که می‏توان آن را به گفته بعضی به صدها رسانید مانند: تهمت، دروغ، غیبت، سخن چینی، گواهی به باطل، خودستایی،اشاعه فحشاء و نشر اکاذیب، بیهوده گفتن، ناسزا گویی، خشونت با زبان، اصرار بی‏جا، تکدی گری و چاپلوسی با زبان، مسخره کردن و آزار رسانی به دیگران با زبان، نکوهش دیگران، کفران نعمت با زبان، تبلیغ باطل و تشویق به گناه، وعده دروغ، بدزبانی، نهی از معروف و امر به منکر با زبان و…
و بعضی از گناهان نیز به طور غیرمستقیم از زبان سرچشمه می‏گیرد و می‏تواند رابطه‏ای با زبان داشته باشد، مانند: ریا، حسادت، تکبّر، قتل نفس، زنا و روابط نامشروع و…بر همین اساس از رسول خدا(ص) روایت شده فرمود: «انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛ قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان او است.» و نیز فرمود:«نجاه المؤمن فی حفظ اللسان (نجات و رستگاری انسان با ایمان در کنترل زبان است روز قیامت باطن همین دنیاست، یعنی عالم نظیر سکه دو رویی است که ظاهرش دنیا و باطنش آخرت می باشد. به فرمایش قرآن اینجا عرض و آنجا حقیقت، اینجا ظاهر و آنجا باطن است و در روز قیامت باطن ها بر ملا می شوند. زبان درازی، بداخلاقی و زخم زبان در دنیا اینچنین نتیجه ای نیز در آخرت دارد. یعنی هر چه زبان در دنیا درازتر باشد در آخرت نیز درازتر می گردد، بطوری که بر روی زمین افتاده و پایمال می شود. دیدن عیوب خویش و ناخوشنودی از گناهان و پشیمانی از رفتارهای ناپسند، از نشانه های ایمان است و شما دوست عزیز میبایست برای داشتن چنین حالی خداوند را شاکر باشید. آزار و اذیت مومن در اسلام حرام است و به طور کلی شکستن دل انسان مؤمن که به تعبیر روایات، احترام او از کعبه بیشتر است، دارای آثار وضعی و جانبی فراوانی است و دلی که شکست به سادگی التیام نمی یابد و جبران آن دشوار است؛ پس در مرحله اول باید انسان مراقب باشد دل کسی را نشکند و قلبی را جریحه دار نسازد و اگر خدای ناخواسته این اتفاق افتاد باید به سرعت جبران و تلافی کند و دل شکسته را التیام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش کافی نیست مگر این که به آن فرد دسترسی نداشته و یا از انسان دور باشد و انسان، قدرت جبران نداشته باشد که در این صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهی باید در حق آن فرد دعای خیر کرد و خیر دنیا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با این کار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضی و خشنود می گردد. در حدیث آمده است که خداوند می فرماید: «انا عند المنکسره قلوبهم؛ من همدم قلب های شکسته هستم» یعنی انسان دل شکسته، در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد و دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.
امام زین العابدین(علیه السلام) در حدیث شریفی می فرماید: پدرم در لحظات آخر عمر عزیزش، در آن شرایط سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به من فرمود: تو را به آن چه پدرم نزدیک وفاتش به من فرمود وصیت می کنم و آن این که: «یا بنی! ایاک و الظلم من لا تجد علیک ناصرا الا الله؛ پسر عزیزم! از ظلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز. (منتهی الامال، ج 1، ص 713، انتشارات هجرت)
شکستن دل انسان و ناراحت کردن او از گناهانی است که دارای عواقب بدی است و باید خیلی سریع از آن توبه کرد و به نحوی دل آن فرد را به دست آورد و او را از خود راضی و خشنود نمود. مثلا با عذرخواهی و جبران کردن به وسیله احسان و یا هدیه ای و یا کلمات دلنشینی اندوه و گرفتگی را از آن فرد برطرف نمود؛ چون دل شکستن آثار بدی به دنبال دارد و شکستگی او نه تنها در اعمال و زندگی و آسایش ما تأثیر منفی دارد، بلکه اگر جبران نشود، ناخشنودی الهی و عذاب اخروی را نیز در پی دارد.

20

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 46
  • دیروز: 238
  • هفته: 1,078
  • ماه: 4,428
  • سال: 169,494