ما بیش از ماشین به بشریت نیازمندیم …

منتشر شده در صفحه فرهنگ | شماره 397

ما بیش از ماشین به بشریت نیازمندیم …

حدیث کریمی فر
پیش از این بارها از چارلی چاپلین شنیده ایم. اعجوبه‌ی بازیگری، نابغه‌ی فیلم سازی (چاپلین در سینما حکم داوینچی را درنقاشی دارد)
همه ی مردم او را می شناسند! او در فیلم هایش علاوه بر بازیگری ،کارگردانی ،کارهایی دیگری از جمله ساخت موسیقی را انجام می داد…
همیشه با خودم می گفتم مگر چه ساخته است که بعد از این همه سال هم چنان تماشاچی دارد!فیلم های بدون صدایی که در دنیای امروز پر از حرف وصداست…
برای اولین بار فیلمی از چاپلین با نام عصر جدید از آغاز تا پایان دیدم. فیلم آنقدر مفرح بود و دلنشین که لحظه ای پلک نزدم.
راز ماندگاری چاپلین در چیست؟ تیپ ولگردش، میممیک صورتش،راه رفتن اردک وار با عصایش،چابکی اندام یا نافذی چشمانش!؟…
من فکر می کنم او که از طبقات فرو دست جامعه برخاسته ومعنی فقر وفاقه را خوب درک کرده بود سینما را انتخاب کرد که صدای این مردم را به گوش جهانیان برساند. می گویند همین سینما او را از طبقه اش جدا کرد و او را به آدمی ثروتمند تبدیل کرد.این از اهمیت فیلم هایش کم نمی کند،چون او هیچ گاه درد طبقه ی دردمند را فراموش نکرد…
چاپلین انسانی آزادیخواه وصلح دوست بود،شاهد این ادعا سخنرانی آخر فیلم دیکتاتوربزرگ است.ماجرای چگونه ساخته شدن این فیلم خالی از لطف نیست… این فیلم اولین فیلم ناطق و تماما صدا گذاری شده ی چاپلین است.اولین بار یکی از دوستان چارلی به او گفت که شباهت ظاهری با هیتلر دارد بعدها چارلی فهمید هفته تولد، قد و وزنش هم با هیتلر یکی است و همین شباهت باعث شد تا ایده داستان به ذهنش برسد. هنگام انتشار فیلم دیکتاتور بزرگ هیتلر نمایش آن را در آلمان و همه کشورهای تحت اشغال نازی ممنوع کرد. نهایتا کنجکاوی باعث شد که هیتلر یک کپی از فیلم را از طریق کشور پرتغال تهیه کند و آن را نه یک بار بلکه دو بار ببیند.( واکنش او نسبت به فیلم هیچ گاه مشخص نشد) با وجود ممنوعیت اکران فیلم در آلمان، فیلم یک بار به نمایش درآمد.یکی از اعضای گروه مقاومت یک نسخه از فیلم با کپی یک کمدی در سینمای ارتش عوض می کند…سربازان تا هنگامی که متوجه نشده بودند ماجرا از چه قرار است به تماشا نشسته بودند اما پس از آن عده ای سالن را ترک و عده دیگری به سمت پرده سینما شلیک کردند.
پس از ساخت فیلم چاپلین هر روز اخبار دردناکتری از کارهای هیتلر می شنید …نهایتا حمله به فرانسه باعث شد که پایان فیلم را تغییر دهد. بخشی از سخنرانی معروف چاپلین در دیکتاتور بزرگ در ذیل آمده است:
عذر می خواهم ،من اصلا نمی خواهم بر کسی حکمرانی کنم یا جایی را فتح کنم من فقط دلم می خواهد به همه کمک کنم،به سیاه ها،سفیدها…
ما همه می خواهیم به هم کمک کنیم. آدمیزاد اینطور ساخته شده.ما می خواهیم در پرتو شادی هم زنده باشیم نه در پناه بدبختی های هم. ما نمی خواهیم از همه نفرت داشته باشیم. در این دنیای بزرگ برای همه جاهست…راه زندگی می تواند آزاد وزیبا باشد،ولی ما راه را گم کرده ایم. حرص روح آدم ها را مسموم کرده…دنیای ماشینی که فراوانی به همراه داشته ما را نیازمندتر کرده…معرفت ،مارا بدبین کرده،زیرکی، ما را نامهربان کرده. ما زیاد فکر می کنیم وکم احساس. ما بیش از ماشین به بشریت نیازمندیم…
صدای من حالا به گوش میلیون ها انسان در دنیا می رسد،به گوش مردهایی که شکنجه می بینند وآدم هایی که در زندان ها هستند، من به آنها می گویم «نومید نباشید» …نفرت آدم ها تمام خواهد شد ودیکتاتورها خواهند مرد، و قدرتی که آنها از مردم گرفته بودند به مردم باز خواهند گشت….
و خطاب به هانا دختری که دوست دارد می گوید: هانا صدای مرا می شنوی؟هر جا که هستی سرت را بلند کن!ابرها پراکنده می شود!خورشید می درخشد،ما از تاریکی به روشنایی وارد می شویم!ما به دنیای نوینی وارد می شویم، دنیای مهربان تری که در آن مردم حرص،نفرت و ظلم را زیر پا می گذارند. سرت را بلند کن هانا!…

10

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :