فعالان محیط‌زیست شاهرود بیش از یک دهه برای توقف معدن «بوکسیت جاجرم» تلاش کردند؛ با موافقت ادامه فعالیت یک‌ساله این معدن، نگرانی‌ها درباره آینده این کوهستان دوباره بالا گرفته است

تراژدی اعتماد عمومی در «شاهوار»

دبیر جمعیت دیده‌بان طبیعت: ما شاهرودی‌ها فکر می‌کنیم تمام زندگی ما، معیشت ما، آینده بچه‌ها و سرزمینمان اهمیتی برای مسئولان ندارد؛ شاهوار آب چندصد هزار نفر را در شاهرود، بسطام و رویان تأمین می‌کند





تراژدی اعتماد عمومی در «شاهوار»

12 آبان 1405، 20:29

فعالان محیط‌زیست شهرستان شاهرود بیش از یک دهه برای حفاظت از کوهستان «شاهوار»، بلندترین قله البرز شرقی، تلاش کردند؛ اما بار دیگر با تصمیم مسئولان برای بازگشایی دوباره این معدن مواجه شده‌اند. امیرحسین ولیان دبیر جمعیت «دیده‌بان طبیعت» می گوید: «دولت برای اینکه از شاهوار پول دربیاورد ، حاضر است آینده همه ما را تخریب کند. چنین رفتاری یعنی ازدست‌دادن آخرین بقایای اعتماد عمومی.»

 

«به‌عنوان فعال محیط‌زیست، موهایم را در راه حفاظت از شاهوار سفید کرده‌ام.» این گفته امیرحسین ولیان، دبیر جمعیت دیده‌بان طبیعت شاهرود است. او بیش از دو دهه در این شهر فعالیت محیط‌زیستی کرده و تاکنون با کمک سایر فعالان محیط‌زیست، برنامه‌های متعددی را برای جلوگیری از کار این معدن پیش برده است.

اولین برنامه‌های جمعیت دیده‌بان طبیعت به سال ۱۳۹۰ برمی گردد. آن زمان هنوز معدن کار را شروع نکرده بود. امیرحسین ولیان و دیگر کنشگران محیط‌زیست به روستای تاش در حاشیه کوهستان شاهوار رفتند و درباره تبعات این معدن‌کاوی هشدار دادند. «آن زمان هنوز نمی‌دانستیم قرار است با چنین سطح گسترده‌ای از تخریب مواجه باشیم. در آن سال، به مردم گفتیم معدن بوکسیت ممکن است باعث آلودگی آب، کاهش پوشش گیاهی و افزایش سیلاب شود و متأسفانه همه آن‌ها اتفاق افتاده است.»

سال ۱۳۹۱، زنجیره انسانی در کوهستان شاهوار در مخالفت با معدن‌کاوی در این عرصه شکل گرفت، اما کار معدن تا شش سال بعد ادامه پیدا کرد. «آن‌قدر تخلفات معدن چشمگیر شده بود  که مسئولان مجاب شدند کارشان را متوقف کنند و بالاخره، این اتفاق در سال ۱۳۹۷ افتاد.»

در این سال ها که معدن متوقف بود، کشاکش کنشگران محیط‌زیست و مسئولان همچنان درباره کوهستان شاهوار و ادامه کار معدن بوکسیت ادامه داشت. تا اینکه در روزهای اخیر خبر آمد با ادامه کار یک‌ساله معدن موافقت شده است. «ما شاهرودی‌ها فکر می‌کنیم تمام زندگی ما، معیشت ما، آینده بچه‌ها و سرزمینمان اهمیتی برای مسئولان ندارد. شاهوار آب چندصد هزار نفر را در شاهرود، بسطام، رویان تأمین می کند.»

به گفته ولیان، برداشت عمومی در این شهر آن است که الان، لقمه نانی در سرچشمه آب آن‌ها پیدا شده و قرار است آن پول به جیب دولت برود. «دولت برای اینکه یک‌ذره پول از آنجا دربیاورد، حاضر است آینده همه ما را تخریب کند. چنین باوری برای مردم، یعنی واقعاً از‌دست‌دادن آخرین بقایای اعتماد عمومی. این دولت بعداً چطور می‌خواهد از این مردم رأی بگیرد؟ چطور می‌خواهد آن‌ها را در شرایط جنگی پای کار نگه دارد؟ واقعاً این رویه تأسف‌بار است.»

دبیر جمعیت دیده‌بان طبیعت از مخالفت مسئولان شهری با این پروژه خبر می‌دهد. امام جمعه شهر بارها در خطبه‌های نمازجمعه از بازگشایی این معدن انتقاد کرده است، نمایندگان ادوار مجلس هم با آن مخالف بوده‌اند، مردم هم از کار دوباره معدن ناراضی‌اند؛ اما در نهایت، کار معدن بوکسیت دوباره شروع شده است. «آخرین حرفشان این است که این ماده معدنی خیلی مهم است و به آن نیاز داریم. به چه قیمتی ماده معدنی را استخراج می کنید؟ به‌این‌اندازه که یک شهرستان و اصلی‌ترین کانون آب‌سازش را در معرض تهدید جدی قرار دهید؟»

 

بوکسیت فقط در شاهرود نیست

محمد درویش کنشگر محیط‌زیست کوهستان شاهوار را مهم‌ترین منبع تولید آب شیرین برای شرق استان سمنان عنوان می کند. این منطقه مرتفع‌ترین کوه شرقی سلسله‌جبال البرز است که اهمیت‌های راهبردی انکارناپذیری دارد. ارزش‌های تنوع زیستی‌اش هم آن‌قدر زیاد است که به‌راحتی می‌تواند به یکی از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌زیست تبدیل شود و فرایند ثبت ملی‌ آن هم طی شده است. «ما در ایران به‌شدت با بحران افت کمی و کیفی منابع آب روبه‌روییم. بنابراین، خردمندانه نیست مهم‌ترین منبع تولید آب شرب شاهرود را این‌گونه در معرض دخل و تصرفات قرار دهیم که می‌تواند چشم‌انداز آینده سکونت‌گاهی تمدن را در شرق استان سمنان و منطقه راهبردی شاهرود به خطر بیندازد.»

به گفته این کنشگر محیط‌زیست هر کارشناس بی‌طرفی می‌تواند تأیید کند که فعالیت‌های معدنی در شاهوار به‌شدت روی کیفیت و کمیت منابع آب تأثیر می‌گذارد. این فعالیت‌ها پوشش‌های گیاهی سطحی را از بین می‌برد، حجم بیشتری از آب را منتقل می‌کند  و ضریب نفوذپذیری آن را کاهش می‌دهد. درویش می گوید: «مسئله مهم‌تر این است که مردم یک شهر به‌هر‌دلیلی، مخالف نوعی از توسعه‌اند. در روش‌های ارزیابی اثرات محیط‌زیستی، فاکتوری وتوکننده، حتی اگر ماتریس مثبت دربیاید، نظر جامعه محلی است. بنابراین، حتی اگر صنعتی به‌نظر سودمند باشد و همه ملاحظات محیط‌زیست را هم رعایت کند، اما جامعه محلی به‌هر‌دلیل با آن مخالف باشد، باید به نظر جامعه محلی احترام گذاشت و آن حرکت توسعه‌ای را انجام نداد. در این شرایط، وقتی مردم شاهرود، امام‌جمعه و سایر مقامات محلی مخالف  این معدن‌اند، دلیلی ندارد بر ادامه کار آن اصرار کنیم، بوکسیت فقط در شاهرود نیست و معادن دیگری هم برای تأمین بوکسیت وجود دارد.»

او استان سمنان را از استان‌هایی می‌داند که عملکرد مردمش نشان می‌دهد برکت سرزمینی برایشان مهم‌تر از سود فردی‌ است. «مردم شاهرود مخالف طرح‌های انتقال آب به‌سمت شهرشان از چشمه‌های «قطری» بودند. آن‌ها می‌گفتند این انتقال ممکن است منافع ملی را به خطر بیندازد که کار بسیار ارزشمندی بود. آن‌ها جلو جاده را در جنگل «ابر» گرفتند و آن‌قدر تلاش کردند تا جنگل ابر به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده معرفی شد.»

استان سمنان به گفته این کنشگر محیط‌زیست، تنها استان کشور است که میزان انرژی خورشیدی‌اش از ۴۴ درصد کل نیازهای سالانه‌اش گذشته و بیش از ۲۷۰ مگاوات برق استحصال کرده است. استان سمنان فقط به ۶۰۰ مگاوات نیاز انرژی دارد و تا پایان سال به ۴۰۰ مگاوات استحصال انرژی خورشیدی، یعنی به ۶۶ درصد می‌رسد. این رقم حتی از آلمان با عدد ۵۵ درصد بیشتر است و این نشان می‌دهد  تا چه اندازه مسائل محیط‌زیست برای مردم سمنان اهمیت دارد و سهم خودشان را در میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای کم کرده‌اند. «در جلسه‌ای که درباره معدن بوکسیت در هفته‌های اخیر برگزار شد، هر دو معاون طبیعی و انسانی سازمان محیط‌زیست مخالفت صریح خودشان را با بهره‌برداری معدن بوکسیت اعلام کردند. اگر  حرف رئیس‌جمهور مبنی‌بر اولویت نظر محیط‌زیست برای مسئولان دولتی مهم است، باید برای همیشه فعالیت این معدن را متوقف کنند.»

 

تراژدی شاهوار

عباس محمدی کنشگر محیط‌زیست هم به شرایط پیچیده کشور اشاره می‌کند. در این وضعیت، مردم یک شهر و مسئولان میانی آن، اعم از شهردار، فرماندار، امام‌جمعه و… با ادامه کار یک معدن مخالفت می‌کنند و با بی‌اعتنایی مواجه می‌شوند. «در این وضعیت، چه جایی برای اعتماد و خوش‌بینی باقی می‌ماند.»

او مسئله تخریب معدن را فقط منحصر به کوهستان شاهوار نمی‌داند. به گفته او در مناطق مختلف، سودجویان با بردن خاک و سنگ این مملکت، ثروت بی‌حسابی می‌اندوزند. «پارک ملی خبر، بیابان لوت، جنگل های هیرکانی در منطقه چلاو آمل و… همگی با چالش معدن مواجهند. در لاهیجان، جنگل هیرکانی را برای معدن شن و ماسه تخریب کرده‌اند، در نکا، منطقه شکارممنوع تپال شاهرود و در جنوب تهران، کارخانه‌های سیمان عرصه‌های طبیعی را تخریب می‌کنند و آلودگی را افزایش می‌دهند .»

به گفته این کنشگر محیط‌زیست، شاهوار نمونه بزرگ و تراژیکی از تخریب عرصه‌های طبیعی با معدن‌کاوی است. او می گوید: «با چنین رویه‌ای بی‌اعتمادی و عدم صمیمیتی که بین مردم و دولت است، متأسفانه روزبه‌روز تعمیق پیدا می‌کند و عموم مردم می‌بینند که نسبت به خواسته‌های به‌حق بی‌توجهی می‌شود.»

تبعات این بی‌توجهی، ازنظر محمدی، تجاوزهای دیگر به عرصه‌های طبیعی توسط مردم عادی و فرصت‌طلبان است. «اسم این رویه را تخریب‌ها و تجاوزهای موریانه‌ای می‌گذارم. هزاران، بلکه صدها هزار نفر به‌شکلی موریانه‌وار، ذره‌ذره به خاک و سنگ و منابع طبیعی کشور هجمه می‌برند. وقتی در شاهوار، لودرها و کامیون‌های معدنْ کوه را از بین می‌برند، نمی‌توانید به فرد محلی بگویید به عرصه کوه تجاوز نکن، باغت را در کوهستان گسترش نده یا از آب آن رودخانه فقط به‌اندازه سهمت استفاده کن؛ چون جلو چشم آن فرد دارد تخریب بی‌حساب صورت می‌گیرد.»

نتیجه آن تخریب بزرگ و این تجاوزهای کوچک به گفته محمدی، وضعیتی است که در ایران می بینیم؛ رکوردداربودن کشورمان در فرسایش خاک و فرونشست زمین در جهان.

 

شاهوار؛ تخریب اعتماد و اعتبار جامعه مدنی

بریدند سر، زان تنِ شاهوار!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول