گفت‌وگو با «سیروس زارع» درباره تجربه مشارکت مردمی در احیای یکی از تالاب‌های فارس

«کمجان» هنوز جان دارد





«کمجان» هنوز جان دارد

12 آبان 1405، 20:47

با اینکه اداره‌کل محیط‌زیست استان فارس بر خشکیدگی تالاب کمجان اصرار می‌ورزد، دبیر تشکل احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان می‌گوید اکنون هشت آب‌بند در این پهنه آبی، آب دارد و پرنده‌های مهاجر از نیمه تابستان به کمجان آمده‌اند. به گفته او، وضعیت کنونی این تالاب حاصل ۱۹ سال مشارکت مردمی است، اما کمجان برای ادامه حیات به جریان طبیعی آب، حقابه، حفاظت از زیستگاه و اقدام عملی مستمر نیاز دارد.

بخش بزرگی از تالاب‌های فارس با خشکی و کم‌آبی روبه‌رویند؛ پریشان بی‌آب است، بختگان کمتر از ۱۰ درصد آب دارد و ۶ تالاب دیگر خشکیده‌اند. اما در این اقلیم، کمجان هنوز زنده است؛ پهنه‌ای آبی در شمال روستای کمجان شهرستان خرامه که پس‌از نزدیک به دو دهه ایستادگی تشکل احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان، پشت آب‌بندهایش هنوز آب دارد و نیزارهایش به پرندگان پناه می‌دهند. همسایه‌های این تالاب هم با تیرهای برق چوبی برای لک‌لک‌ها آشیانه ساخته‌اند، چون معتقدند این بازگشت تصادفی نیست. در این قاب، همراه مردمی که برای نجات تالاب ایستاده‌اند، نام «سیروس زارع» بیشتر شنیده می‌شود؛ دبیر این تشکل و چهره‌ای که در سال‌های اخیر «قهرمان تالابی کشور» شناخته شد. او و همراهانش، وقتی کمجان در آستانه فراموشی کامل بود، مسیر احیا را آغاز کردند؛ با دانش بومی، همراهی جامعه محلی و این باور که تالاب را می‌توان از دل خشکی بازگرداند. زارع در این گفت‌وگو از حال‌و‌روز این روزهای کمجان می‌گوید.

 

لک‌لک‌‌ها امید را بازگردادند

 

زارع به «پیام ما» می‌گوید روزهایی بود که او و همراهانش با بیل و بیلچه به بستر خشک‌شده تالاب می‌رفتند، بعضی‌ها کارشان را به سخره می‌گرفتند و می‌گفتند: «این‌ها زوال عقل گرفته‌اند، مگر می‌شود در بیابان آب جمع کرد؟» اما آن‌ها کار را ادامه دادند؛ حتی وقتی پای پرونده‌های قضایی، تهدید و درگیری با شکارچیان به میان آمد و در مواردی کار به تیراندازی کشید. حالا پس‌از سال‌ها تلاش، آب در بخش‌هایی از کمجان جمع می‌شود، پرندگان بازگشته‌اند و لک‌لک‌هایی که سال‌ها از منطقه دور مانده بودند، دوباره دیده می‌شوند.

زارع می‌گوید: «این بازگشت گواهی است بر اینکه طبیعت، اگر فرصت و شرایط لازم را پیدا کند، هنوز می‌تواند بخشی از آنچه را از دست داده باز یابد.»

به گفته او پیش‌از آنکه بخش‌هایی از تالاب و دشت کربال در دهه ۱۳۶۰ زهکشی و خشک شوند و تغییرات ناشی از مدیریت آب بر منطقه اثر گذارند، لک‌لک‌ها در مزارع و محدوده تالاب حضور داشته‌اند و روی درختان لانه می‌ساختند. اما پس‌از اجرای زهکشی‌ها، پرندگان از منطقه رفتند. «سال‌ها گذشت و در دوره‌ای که گروه احیاکنندگان برای بازگرداندن آب تلاش می‌کردند نیز، خبری از بازگشت آنها نبود؛ اما در چهار، پنج سال اخیر، لک‌لک‌ها دوباره برگشته‌اند، هرچند هنوز جمعیت آن‌ها با گذشته قابل مقایسه نیست.»

او این بازگشت را نشانه‌ای امیدوارکننده می‌داند. «همه مشکلات برطرف نشده، اما بخشی از شرایط لازم برای زیست دوباره پرندگان درحال فراهم‌شدن است. بااین‌حال، بسیاری از شرایط طبیعی منطقه تغییر کرده‌ است. درختان بلند و امنی که لک‌لک‌ها پیش‌تر برای لانه‌سازی از آن‌ها استفاده می‌کردند، دیگر به اندازه گذشته در دسترس نیستند و احیای زیستگاه بدون توجه به این نیازها ناقص می‌ماند.»

در ماه گذشته، گروه احیاکنندگان برای بررسی امکان لانه‌سازی، پایه‌هایی با ارتفاع‌های ۶، ۹ و ۱۰ متر نصب کرده‌اند. هدف این است که مشخص شود لک‌لک‌ها از این پایه‌ها استفاده می‌کنند یا نه. اگر تجربه موفق باشد، امکان نصب پایه‌های بیشتر و فراهم‌کردن مکان‌های امن‌تر برای لانه‌سازی وجود دارد.

برای زارع، شنیدن صدای پرندگان و دیدن بازگشت آن‌ها به منطقه، بخشی از پاداشِ سال‌هایی است که با دشواری و امکانات محدود سپری شده‌اند. تصاویر کمجان در نمایشگاه‌ها به نمایش درآمده و خبرگزاری‌ها و عکاسان طبیعت برای دیدن این تالاب به منطقه آمده‌اند. زارع از مشاهده اردک مرمری همراه جوجه‌هایش یاد می‌کند؛ این تصویر نشانه‌ای از امکان ادامه حیات و زادآوری در این زیستگاه است.

 

تلاش برای نگهداشتن آب در محدوده تالاب

 

تالاب کمجان تا مرز نابودی کامل پیش رفته بود؛ اما بخشی از فرصت احیای آن از ظرفیت منابع آبی داخل حوضه آبریز، بارندگی و رواناب‌های منطقه به دست آمد. احیاکنندگان تلاش کردند به‌جای انتقال آب از بیرون حوضه، از همان منابع محدود موجود در منطقه استفاده کنند و نگذارند آب بارندگی‌ها به‌سرعت از محدوده خارج شود.

آن‌طور که زارع می‌گوید، هدف گروه احیاکنندگان بازگرداندن کمجان به شرایط پیشین و ایجاد ثبات در محدوده تاریخی تالاب است؛ این محدوده در نقشه‌ها و اسناد مشخص شده است و نمی‌توان با تصمیم‌های مقطعی آن را تغییر داد. «در اسناد کنوانسیون رامسر، از مجموعه تالاب‌های کوچک آب شیرین در شمال رودخانه کُر و مجاورت شالیزارها یاد شده است. برای احیای کمجان باید ساختار طبیعی منطقه، ارتباط آن با حوضه آبریز و رودخانه و همچنین، ویژگی‌های زمین‌شناختی و بوم‌شناختی محدوده به‌درستی شناخته شود.»

کار احیای کمجان با ابزارهای ساده آغاز شد؛ با بیل و بیلچه و تلاش مردمی که می‌خواستند آب را در محدوده تالاب نگه دارند. با گذشت زمان و گسترده‌ترشدن عملیات، ابزارهای ابتدایی دیگر پاسخ‌گو نبودند و استفاده از ماشین‌آلات سنگین ضرورت پیدا کرد. آنها رفته‌رفته با استفاده از لودر، بیل مکانیکی و بولدوزر بخشی از مسیرهای تخریب‌شده را اصلاح و آب‌بندها را مرمت کردند.

او می‌گوید: «هر سال بخشی از محدوده آسیب‌دیده تالاب اصلاح و مرمت شده، اما مسئله اصلی فراتر از مرمت چند آب‌بند و مسیر آب است. زهکشی‌های دهه ۶۰ بدون ارزیابی کافی پیامدهای محیط‌زیستی، ساختار اکولوژیک و شکل طبیعی زمین را به هم زده است. در نتیجه، رابطه میان رودخانه، تالاب، زمین‌های پیرامونی و مسیرهای طبیعی جریان آب تغییر کرده است.»

زارع هزینه‌ها را از دشواری‌های اصلی این مسیر می‌داند. به گفته او، سازمان حفاظت محیط‌زیست فقط در یک سال، بخشی از هزینه‌های عملیات را پرداخت کرد و در سال‌های دیگر، تأمین هزینه‌ها بر عهده مردم محلی، علاقه‌مندان به طبیعت و حامیانی از نقاط مختلف ایران بوده است.

این فعال محیط زیست ادامه می‌دهد: «محدودیت‌های مالی اجازه نمی‌داد تمام کانال‌های زهکشی غیرمجاز به‌طور کامل مسدود شوند. به همین دلیل، گروه به ساخت بندهای کوچک در مسیر زهکش‌ها روی آورد تا هنگام بارندگی، بخشی از روان‌آب در منطقه باقی بماند و آبگیرهای فصلی شکل بگیرند. این بندها کمک می‌کنند آب به‌جای خروج سریع از محدوده، برای مدتی در زمین بماند و شرایط مناسب‌تری برای زیستگاه فراهم شود.»

به گفته او در برخی نقاط، امکان نگه‌داشتن زهاب کشاورزی نیز وجود دارد؛ هرچند کیفیت این آب‌ها باید بررسی شود، زیرا آبی که به مواد و نهاده‌های کشاورزی آلوده شده باشد، لزوماً منبعی بی‌خطر برای تالاب نیست.

 

محیط‌زیست: کمجان خشک است

 

باوجود مستنداتی که زارع از آخرین وضعیت آب‌بندهای کمجان و حضور پرنده‌ها در اختیار «پیام ما» گذاشته است، «حسن طباطبایی»، رئیس اداره حفاظت و احیای تالاب‌های اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست فارس در گفت‌و‌گو با «پیام ما» آخرین وضعیت این تالاب را این‌طور توصیف می‌کند: «تالاب کمجان و در واقع مجموعه تالاب‌های طشک، بختگان و کمجان در حال حاضر خشک‌اند؛ به‌جز آن قسمت از تالاب طشک که به‌واسطه «چشم‌گُمبان» آبگیری می‌شود، سایر بخش‌ها خشک‌اند.»

او ۲۸ مهر درباره وضعیت این مجموعه تالابی در آغاز سال آبی جدید به ایسنا گفته بود: «تالاب‌های طشک و بختگان تقریباً به‌طور کامل خشک‌اند.»

در اظهارنظرهای مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست از وضعیت کمجان کمتر می‌شنویم؛ حتی عنوان «نقشه راه احیای تالاب‌های طشک و بختگان» که بهمن پارسال به سند ملی ارتقا یافت، و خرداد امسال به دستگاه‌های مسئول ابلاغ شد، نام کمجان را در خود ندارد. اما حالا، طباطبایی کمجان را در این نقشه راه جای می‌دهد و می‌گوید: «سند ملی نقشه راه احیای مجموعه تالاب‌های طشک، بختگان و کمجان قرار است با مشارکت دستگاه‌های مختلف و محوریت کاهش مصرف آب در حوزه آبخیز، مسیر بازگشت این تالاب‌ها را به شرایطی نسبتاً پایدار هموار کند.»

رئیس اداره حفاظت و احیای تالاب‌های اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست فارس درباره اقدامات انجام‌شده برای احیای این مجموعه تالابی توضیح می‌دهد: «در سال ۱۴۰۴، با پیگیری‌های اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست فارس، سند نقشه راه این تالاب‌ها در ستاد ملی تالاب‌ها و با حضور معاون اول رئیس‌جمهور مطرح شده و به‌عنوان سند ملی به تصویب رسیده است. در یک سال اخیر نیز، پیگیری اجرای این سند در دستور کار قرار گرفته و مسئولیت بررسی و ارزیابی آن به دانشگاه شیراز سپرده شده است و این دانشگاه به‌عنوان مجری، وظایف دستگاه‌های اجرایی، میزان پیشرفت آن‌ها در تکالیف تعیین‌شده و همچنین اعتبارات ضروری را برای اجرای سند بررسی و برآورد کرده است. این موضوع را در دست پیگیری داریم تا بتوانیم در سطح ملی یا استانی اعتبار ویژه‌ای برای اجرای این سند داشته باشیم. البته در حال حاضر نیز، از محل اعتبارات موجود دستگاه‌ها، اجرای تکالیف تعیین‌شده در سند در دستور کار قرار دارد.»

او با اشاره به اینکه این سند برنامه‌ای پنج‌ساله است، ابراز امیدواری کرد که دستگاه‌های مسئول، ازجمله شرکت آب منطقه‌ای، جهاد کشاورزی، اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی و دانشگاه بتوانند در این مدت به اهداف پیش‌بینی‌شده نزدیک شوند.

به گفته رئیس اداره حفاظت و احیای تالاب‌های فارس، محور اصلی برنامه، کاهش مصرف آب در سطح حوزه آبخیز است تا شرایطی نسبتاً پایدار برای مجموعه تالاب‌های طشک، بختگان و کمجان ایجاد کند.

طباطبایی همچنین درباره جایگاه تشکل‌های مردم‌نهاد و گروه‌های مردمی در روند احیای تالاب‌ها می‌گوید: «اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست همواره ارتباطات متنوعی با تشکل‌ها داشته است و برای همراهی و همکاری با آن‌ها آمادگی دارد. قطعاً حمایت‌های مردمی و تشکل‌ها و همچنین بهره‌گیری از دانش بومی، در چهارچوب قوانین و ضوابط کارشناسی، می‌تواند بسیار راهگشا باشد.»

 

می‌خواهند کمجان را مرده بدانیم

 

زارع معتقد است که محیط‌زیست می‌خواهد کمجان را زیستگاهی مرده جلوه دهد. او می‌گوید: «برای من عجیب است که چرا سازمان حفاظت محیط‌زیست یا بخش تالاب‌های محیط‌زیست فارس می‌خواهند کمجان را تالابی خشک و مرده معرفی کنتد. ای کاش به خودشان زحمت داده بودند و حداقل به کمجان آمده بودند تا ببینند که پشت هشت آب‌بند ما آب است.»

به گفته او اکنون هر آب‌بند موجود در تالاب کمجان بین سه تا چهار کیلومتر طول، ۴۰ متر عرض و یک و نیم متر عمق دارد. زارع اندازه آب‌بندها را با تالاب «جورجور» در لامرد مقایسه می‌کند که اداره‌کل محیط‌زیست چندی پیش آن را تالابی جدید معرفی کرد؛ تالابی رودخانه‌ای که بیش از ۵۰ درصد آن آبگیری شده است.

این فعال محیط زیست ادامه می‌دهد: «هر آب‌بند کمجان به‌اندازه یک تالاب جورجور که امسال با افتخار آن را در فهرست تالاب‌ها می‌آورند، آب دارد. یعنی ما هشت‌برابر تالاب جورجور در کمجان آب داریم.»

زارع یادآوری می‌کند که پرنده‌های مهاجر باوجود این شرایط مساعد از مردادماه به کمجان آمده‌اند. «تنوع زیستی کمجان غنی است و همین حالا بیش از ۱۰ گونه پرنده مهاجر به تالاب آمده‌اند، اما محیط‌زیست می‌خواهد کمجانِ زنده را مرده معرفی کند. ما تأییدمان را از محیط‌زیست نمی‌گیریم. تأییدمان را از تالاب و همین‌طور پرنده‌ای می‌گیریم که سالانه به این زیستگاه می‌آید و بخشی از دوره مهاجرتش را اینجا می‌گذراند.»

او از‌طرف‌دیگر می‌گوید: «بخش تالاب‌های اداره‌کل محیط‌زیست فارس سال‌های سال است منابع مالی را از کمجان دریغ می‌کند و توجهی به این تالاب ندارد. نمی‌دانم کدام دستگاه باید این متولی قانونی را متوجه وظیفه‌اش کند. ما برای نگه‌داشتن این تالاب، منابع مالی را به‌سختی تأمین کردیم، اما برایمان سؤال است که بودجه تالاب‌ها کجا حیف‌ومیل می‌شود.»

 

تغییراقلیم همه ماجرا نیست

 

یکی دیگر از انتقادهای زارع، درخصوص نسبت‌دادن همه مشکلات تالاب‌های فارس به خشکسالی است. او میان تغییر اقلیم و آنچه «خشک‌سازی» می‌نامد، تفاوت قائل است و می‌گوید: «تغییر اقلیم واقعیتی انکارناپذیر است و نوسان بارش و تغییر شرایط آب‌وهوایی می‌تواند بر وضعیت تالاب‌ها اثر بگذارد؛ اما در کنار این عوامل، مداخلات انسانی نیز جریان طبیعی آب را تغییر داده‌اند. کمجان قربانی مدیریت نادرست آب است. نباید همه آنچه بر سر تالاب‌های فارس آمده، به حساب خشکسالی گذاشته شود. تغییر مسیر رودخانه‌ها، زهکشی، سدسازی، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و تصمیم‌هایی که بدون توجه کافی به ساختار طبیعی منطقه گرفته شده‌اند، در این وضعیت نقش داشته‌اند. تا زمانی که نگاه به منابع آب تغییر نکند و سهم طبیعت از جریان رودخانه‌ها به رسمیت شناخته نشود، تالاب‌ها همچنان در معرض خطر خواهند بود.»

زارع با اشاره به تالاب‌های پریشان، ارژن، بختگان، طشک و کمجان ادامه می‌دهد: «بختگان، طشک و کمجان باید از جریان رودخانه کُر تغذیه شوند؛ اما برخی تالاب‌های دیگر در گذشته از چشمه‌ها، منابع آب زیرزمینی و رواناب‌های فصلی آب می‌گرفتند. وضعیت تالاب‌های پریشان و ارژن نیز باید با درنظرگرفتن میزان بارش، برداشت از منابع زیرزمینی و تغییر نظام طبیعی منطقه بررسی شود.»

 

بی‌توجهی دستگاه‌ها به حقابه

 

از موضوعاتی که زارع بارها به آن اشاره می‌کند، مسئله حقابه تالاب‌هاست؛ به باور او، این حق در سال‌های گذشته به‌تدریج جای خود را به سهمی حداقلی و وابسته به تصمیم‌های مدیریتی داده است.

این فعال محیط زیست می‌گوید: «تالابی که در گذر تاریخ با جریان آب شکل گرفته و پابرجا مانده است، ازنظر طبیعی و تاریخی حق آب دارد؛ حقی که نه با تصمیمی اداری ایجاد می‌شود و نه با نادیده‌گرفتن آن از بین می‌رود. وزارت نیرو، دستگاه‌های مدیریت آب و بهره‌برداران شبکه به نیاز زیست‌بوم‌ها کم‌توجهی می‌کنند. وقتی آب به کالایی برای فروش و تخصیص تبدیل می‌شود، نیاز طبیعت به حاشیه می‌رود و دستگاه‌های مسئول نیز واکنش و اقدام متناسبی برای حفاظت از این نیاز نشان نمی‌دهند.»

زارع امیدوار است که توزیع آب بر مبنای واقعیت‌های طبیعی و حقوق قانونی انجام شود و نیاز تالاب‌ها در اولویت قرار گیرد. از نگاه او، احیا بدون جریان آب و به‌رسمیت‌شناختن نیاز اکولوژیک، پایدار نمی‌ماند.

 

آب نیست؛ نه برای کشاورزی، نه برای تالاب

 

زارع احیای کمجان را از زندگی و معیشت مردم محلی جدا نمی‌داند. به گفته او، مردم منطقه با درد مشترکی روبه‌رویند؛ آب کافی برای کشاورزی ندارند و تالاب نیز از آب محروم شده است. در کنار این مشکلات، فرصت‌های شغلی جایگزین و مشاغل خرد هم به‌اندازه کافی شکل نگرفته‌اند.

او می‌گوید: «در گذشته، پوشش گیاهی، بیشه‌ها، مراتع و چشم‌انداز طبیعی بخشی از زندگی روزمره مردم بود. دامداری و ارتباط با طبیعت در معیشت منطقه جای داشت و مردم با زمین، بارش و مسیرهای آب آشنا بودند. پوشش گیاهی بومی نیز در زندگی محلی و ساخت خانه‌ها کاربرد داشت. با کاهش آب کشاورزی، فشار بر زندگی مردم بیشتر شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که شغل جایگزین و فرصت اقتصادی کافی وجود ندارد.»

این فعال محیط‌زیست معتقد است مدیریت آب باید شرایط منطقه و نیاز واقعی مردم و طبیعت را بشناسد. در منطقه‌ای با بارندگی محدود و متغیر، نمی‌توان بدون توجه به ظرفیت حوضه آبریز، پوشش گیاهی، جریان‌های فصلی و زندگی مردم تصمیم گرفت. راهکار باید هم زیست‌بوم و هم معیشت مردم را در نظر گیرد.

 

سازمان می‌تواند در موفقیت احیای تالاب سهیم شود

 

اعضای گروه احیاکنندگان کمجان در آغاز فعالیت‌های خود، از مسئولیت سازمان حفاظت محیط‌زیست در قبال تالاب‌ها شناخت روشنی نداشتند. «تصورشان این بود که وظیفه محیط‌زیست، بیشتر حفاظت از حیوانات و جلوگیری از شکار است. بعدها با پیشنهاد دوستانمان، برای پیگیری وضعیت زیستگاه به اداره محیط‌زیست رفتیم و متوجه شدیم حفاظت از تالاب از وظایف ذاتی این سازمان است.»

به گفته زارع، در سال‌های نخست، برخی مدیران محیط‌زیست از اقدامات احیایی حمایت کردند. او از حمید ظهرابی، حسینعلی ابراهیمی کارنامی، زنده‌یاد حمزه ولوی و سعید محمودی، مدیران کل سابق محیط‌زیست فارس، به‌عنوان افرادی یاد می‌کند که در مقاطعی از کمجان حمایت کردند. زارع از این همراهی‌ها قدردانی می‌کند و معتقد است این حمایت‌ها به پیشبرد کار کمک کرده است. «بااین‌حال، در سال‌های بعد حمایت‌ها کم‌رنگ شد و گاهی اقدامات سازمان با روند احیا همسو نبود. باید در نظر داشت که حمایت از کمجان لطف نیست، بلکه وظیفه قانونی سازمان حفاظت محیط‌زیست است. اگر سازمان به وظیفه خود عمل کند، در کنار مردم قرار می‌گیرد، وگرنه، باید درباره عملکرد آن سؤال کرد. سازمان می‌تواند در موفقیت واقعی احیای تالاب سهیم باشد؛ نه اینکه توجه‌ها فقط به حضورهای نمادین و عکس‌گرفتن محدود شود.»

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول