چرا باید رمان «ساعت نامعلوم بیداری» را خواند؟
خانهی ویرانِ طبقه متوسط
28 مهر 1405، 22:29
«بگو در این جهان هیچ
یکی هست، یکی بود
که دیدنش و شریکشدن در قصههایش
به تحمل این تنهایی و اضطراب
میارزید.»
رمان «ساعت نامعلوم بیداری»، پس از رمان درخشان «بازگشت ماهیهای پرنده»، تازهترین کتاب منتشرشده از «آتوسا افشیننوید» است. او در این کتاب بار دیگر به طبقه متوسط شهرنشین ایرانی پرداخته است. اینبار آنها را در موقعیتی ابزورد گردهم آورده و با تعریف خردهروایتهای هرکدام از شخصیتها، سرنوشت خانهای در آستانه ویرانی را روایت میکند. در این موقعیت، بهخاطر یک شوخی ساده درباره پنهانشدن جسدی در خانه، خریدار، فروشنده، بنگاهی و همسایه ناچار میشوند متربهمتر به جان خانه بیفتند و در آن کندوکاو کنند؛ کاوشی که رازها و داستانهای شگفتانگیزی در دل خود دارد.
موضوع خردهداستانها، همگی مسائل امروز بخشی از جامعه است: تحقیر، طمع، رانت، ثروت، فقر و استفاده و سوءاستفاده از موقعیتها. داستانهایی آشنا که سبب میشوند خواننده، و بهویژه خوانندهای برآمده از طبقه متوسط شهری، خودش را حداقل با یکی از شخصیتها همراه، همفکر یا همدل بیابد. آدمهایی که هرکدام با گذشته و انگیزهای متفاوت، با هدفی مشترک ــ ویرانی خانه ــ کنار هم جمع شدهاند؛ یکی در جستوجوی زندگی نزیسته است، دیگری میخواهد آثار گذشتهای را که در آن تحقیر شده پاک کند و دیگری میخواهد وجدان خود را از گناهان گذشته بزداید.
کتاب پس از نمایش این دنیای پرآشوب، ما را تنها نمیگذارد. به یادمان میآورد غیر از طمع و تحقیر، عشق نیز احساسی انسانی است که میتواند سرنوشت این بازی، این جنگ را تغییر دهد. عشق در کتاب، دوستی میان دو انسان تعریف میشود، مسئولیتپذیری میآورد، همدلی میآفریند و امکانهای جدیدی پیش پای ما میگذارد: امکان بخشیدن، امکان بخشودهشدن، امکان عبور از بدهبستانهای مالی و امکان حفظ و آبادی.
رمان در مرور تاریخ هر شخصیت، آنقدر بیطرفانه پیش میرود که خواننده را وادار به فهم مسئله هرکدام و حتی همدلی با آنها میکند. بااینحال، از مسئولیت امروز هرکدام نمیکاهد و با ظرافت، حتی بدیلهایی از تصمیمهای متفاوت را در روایت دیگر شخصیتها نشانمان میدهد. اگر شخصیتی بیوفایی را برگزیده، دیگری در موقعیتی سختتر سالها منتظر میماند. اگر یکی مبنای معامله را پول بیشتر میبیند، دیگری پس از یک ساعت صحبتکردن از هنر و تئاتر و تاریخ با طرف دیگر، راضی به معامله میشود. بااینحال، قصه هر شخصیت، بهجای آنکه بهزور در خدمت هدف و پیام نویسنده قرار گیرد، روندی طبیعی و منطقی را طی میکند و گاهی در تناقض با پیام محوری کتاب قرار میگیرد.
از پس قصههای خواندنی و پرکششی که نویسنده برایمان تعریف میکند، درست در وسط آشوب و ناامیدی شخصیتهای اصلی، کتاب پرسشی را مطرح میکند: آیا میتوان به شکل دیگری زندگی کرد؟ مرگ در داستان، بهگمانم، در شکلهای مختلفی چون ترکشدن، مهاجرت، طلاق عاطفی، ویرانی یک سازه و سکته قلبی پدید میآید و آنجاست که شخصیت اصلی داستان، در مواجهه با مرگ بهمثابه چیزی که میتواند توهم تسلط انسان را آشکار کند، با فروپاشی جهان پیرامونش روبهرو میشود. اگر احترام، شغل خوب، خانههای متعدد و حتی انواع رشوههای مادی به دوستان و همسر و فرزندان سبب شده بود خود را قوی و صاحب عاملیت تصور کند، ناگهان مرگ تمام بازی را عوض میکند. حالا در جهان تازهای که معانی پیشین را از دست داده، آدمهایی از نسلهای مختلف به چشم میآیند که دیگر آن حسابگران مادی نیستند و زمین بازیشان بهکلی متفاوت است. برای آنها هر چیزی با پول خریدنی و فروختنی نیست. در مقابل همدلی، بهدنبال کسب منافع نیستند و اخلاق را برای کامجویی نمیفروشند.
در ایران امروز، مسئلهای که کتاب «ساعت نامعلوم بیداری» پیش پایمان میگذارد، بسیار اساسی و فوری است: آیا مسئولیتپذیری، تلاش برای بزرگداشت و حفظ میراث گذشته، انتخابهای اخلاقی و در نهایت همدلی، آرزویی اخلاقی است یا انتخابی ضروری و شدنی برای حفظ خانهمان؟ این کتاب از آن جهت که بهجای پرداختن به یک کلانروایت، خردهروایتها را به رسمیت شناخته و برای «دیگریهای متفاوت» فرصت سخنگفتن فراهم کرده است، اثری درخور توجه است. در کنار آن، نویسنده فرم مناسبی را برای طرح مسئله انتخاب کرده است. داستان ریتم مناسبی در رفتوبرگشتهای پرکشش به گذشته دارد و با تغییر مداوم زاویه نگاه، به خواننده در فهم بهتر هر شخصیت کمک میکند و حتی قضاوت ما را درباره هر شخصیت تحتتأثیر قرار میدهد. در کنار لحظات پرالتهاب و پرسرعت کتاب نیز، نویسنده در لحظات عاشقانه لحنی شاعرانه و آرام انتخاب کرده تا خواندن آن دوچندان لذتبخش و زمینگذاشتن کتاب دشوار شود.
برچسب ها:
آتوسا افشیننوید، ادبیات داستانی، انتخاب اخلاقی، بازگشت ماهیهای پرنده، خردهروایتها، رمان ایرانی، ساعت نامعلوم بیداری، طبقه متوسط شهری، موقعیت ابزورد، نقد ادبی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پاسخ به واکنش مدیرکل غله بوشهر
واقعیت زیست روستایی را نادیده نگیرید
بحران آب؛ مسئلهای زیستمحیطی که به بحران مالی تبدیل میشود
تصویر پیشآگاهانه بکت از بحران زیستبوم
احمد آرام، نویسنده و نمایشنامهنویس پیشکسوت، در ۷۵ سالگی درگذشت
صنعت گردشگری دارد چه بلایی سر ما میآورد؟
جاجرم؛ شهر آفتاب
زنکشی در قشم
وقتی «آبرو» از «جان زن» گرانتر میشود
قالی قهری؛ راوی صبری ناتمام
همه لحظههای کودکی برای تماشا نیست
حق عابر پیاده کجاست؟
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید