همه لحظههای کودکی برای تماشا نیست
26 مهر 1405، 22:27
مادری عکس پسرش را در صفحه اینستاگرامش منتشر میکند؛ عکسی از یک روز معمولی، با موهای آشفته و صورتی که از خنده جمع شده است. دوستانش زیر عکس مینویسند: «چقدر بامزه شده!» یکی از اقوام آن را برای دیگری میفرستد و مادر از اینکه این لحظه را ثبت کرده و به اشتراک گذاشته، خوشحال است. چند سال بعد، شاید پسر هم با دیدن آن عکس بخندد؛ شاید هم از اینکه چنین تصویری از او در دسترس دیگران است، خوشش نیاید، ناراحت شود یا حتی خجالت بکشد. هیچکدام از این واکنشها را نمیتوان از حالا پیشبینی کرد.
برای پدر و مادرها، بچهها پر از لحظههای تماشاییاند. حرفزدنهای شیرین، سؤالهای عجیب، شیطنتها و حتی بعضی گریهها و قهرهایشان میتواند آنقدر دوستداشتنی باشد که دلمان بخواهد دیگران هم آنها را ببینند. حالا که دوربین گوشی همیشه همراهمان است و انتشار عکس و فیلم چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد، این لحظهها خیلی زود از جمع خانوادگی فراتر میروند و ما مادر و پدرها آنقدر به این کار عادت میکنیم که پیش از انتشار، حتی لحظهای مکث نمیکنیم.
باید به این نکته دقت کنیم که ما داریم درباره فرزندمان و زندگی او حرف میزنیم، نه درباره زندگی خودمان. او یک کودک است و هنوز نمیداند عکسش کجا منتشر شده، چه کسانی آن را دیدهاند یا آیا کسی آن را برای دیگری فرستاده است یا نه. شاید حتی نداند که تصویری از یک روز عادی زندگیاش سالها بعد هم میتواند در اینترنت پیدا شود.
این تصویرها و اطلاعاتی که در طول زمان از فرزندمان و زندگی او در فضای دیجیتال جمع میشوند، بخشی از «ردپای دیجیتال» او را میسازند. ردپای بعضی بچهها از همان روزهای اول زندگی شکل میگیرد و ردپای برخی از پیش از تولد؛ از عکس اولین سونوگرافی و بیمارستان و جشن تولد تا اولین روز مدرسه و سفر خانوادگی و… در واقع، ممکن است داستان دیجیتال زندگی کودک پیش از آنکه خودش بتواند درباره آن تصمیم بگیرد، به دست دیگران نوشته شود.
البته قرار نیست از این حرف نتیجه بگیریم که انتشار عکس فرزندمان مطلقاً کار نادرستی است یا باید همه لحظههای زندگی او را از دیگران پنهان کنیم. مسئله، فرق میان نگهداشتن یک خاطره و عمومیکردن آن است. عکسی که در گوشی خودمان میماند، با عکسی که در یک صفحه عمومی منتشر میشود، یکی نیست. تصویر منتشرشده ممکن است ذخیره شود، به دست کسانی برسد که نمیشناسیم یا در موقعیتی استفاده شود که اصلاً به ذهنمان نرسیده است. حتی اگر بعداً پشیمان شویم و آن را حذف کنیم، نمیتوانیم مطمئن باشیم که همه نسخههایش از بین رفتهاند.
شاید مهمتر از همه این باشد که بچهها تغییر میکنند. کودکی که امروز با لباس خاصی جلوی دوربین میایستد یا از شنیدن یک شوخی خانوادگی میخندد، چند سال بعد ممکن است نخواهد همکلاسیهایش همان تصویر را ببینند. نوجوانی که زمانی از انتشار عکسش خبر نداشته، شاید حالا بخواهد خودش درباره اینکه چه چیزی از زندگیاش در فضای عمومی باشد، تصمیم بگیرد. این خواسته عجیب یا نشانه حساسیت بیش از اندازه نیست؛ بخشی از بزرگشدن و پیدا کردن مرزهای شخصی است.
اگر این عکس یا فیلم درباره خودمان بود، باز هم به همین راحتی منتشرش میکردیم؟ آیا حاضریم لحظهای از ناراحتی، اشتباه یا رفتار خصوصی خودمان را در معرض دید دیگران بگذاریم؟ اگر پاسخ منفی است، بد نیست احتمال بدهیم که فرزندمان هم ممکن است چنین احساسی داشته باشد، حتی اگر امروز هنوز نتواند آن را برای ما توضیح دهد.
میتوانیم پیش از انتشار عکس، از بچههای بزرگتر بپرسیم که با آن موافقاند یا نه. میتوانیم از انتشار تصویرهایی که آنها را در موقعیتی آسیبپذیر، خجالتآور یا خصوصی قرار میدهد صرفنظر کنیم یا عکس را برای خودمان نگه داریم و از انتشار مداوم تصاویر غیرضروری فرزندمان خودداری کنیم؛ نه از ترس اینترنت، بلکه از این درک ساده که هر لحظه دوستداشتنی لزوماً به تماشاگر نیاز ندارد.
البته خانواده تنها جایی نیست که ردپای دیجیتال کودکان در آن شکل میگیرد. مدرسهها، اقوام، دوستان و کسبوکارها هم ممکن است تصویر آنها را منتشر کنند. به همین دلیل، خوب است درباره عکسگرفتن و انتشار تصویر بچهها، در جمعهای خانوادگی و محیطهای آموزشی هم حساسیت بیشتری داشته باشیم.
ما با ثبت عکسها قصد داریم خاطره بسازیم، اما شاید لازم باشد به این هم فکر کنیم که کدام خاطره را برای خودمان نگه میداریم و کدام را به فضای عمومی میسپاریم. فرزندمان روزی بزرگ میشود و میخواهد داستان زندگی خودش را روایت کند. خوب است وقتی امروز بخشی از این داستان را ثبت میکنیم، همه صفحههایش را پیشاپیش پر نکرده باشیم.
برچسب ها:
امنیت دیجیتال، انتشار عکس فرزندان، حریم خصوصی کودک، حق نشر تصویر، حورا طهرانی، ردپای دیجیتال کودکان، روانشناسی کودک، سواد رسانهای، عکسهای خانوادگی، فضای مجازی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
قالی قهری؛ راوی صبری ناتمام
حق عابر پیاده کجاست؟
میدانگاه شمسالعماره؛ ردپای قنات در حافظه تهران
امنیت روانی در محیط کار
وقتی جسارت، سوخت یادگیری میشود
اشتغال در ایران؛ از ایجاد شغل تا خلق ارزش
روز جهانی غذا و سهم هر انسان از سفره جهان
از مغالطه سعدآباد تا کشتی تسئوس چند گُداره؟!
هنر زیستن در تضاد
طراحی شهری مُرد؛ زنده باد طراحی شهری!
جاذبههای ساسانی بیشاپور در انتظار دیدهشدن
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید